فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۷۲۱ تا ۱۷٬۷۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
اختیار معرفه الرجال معروف به رجال کشّی از جمله اصول رجالی متقدم امامی است که فراگیر روایات و گزارش های رجالی درباره راویان غالباً شیعی است. یکی از ویژگی های این کتاب، وجود روایات مختلف و متعارض درباره برخی از راویان است. در این مقاله بر آنیم تا به شیوه توصیفی تحلیلی، علل و عوامل وجود اختلاف در گزارش های رجال کشّی و به تبع آن، عوامل شکل گیری روایات متعارض مدح و ذم درباره برخی راویان را مورد مطالعه و بررسی قرار دهد. تقیه، تاریخ مندی برخی روایات، جعل و تحریف روایت، بدفهمی و سوءبرداشت سخنان و اندیشه های راوی، بدفهمی سخنان امام درباره راوی، خطای مؤلف در تشخیص روایت مربوط به راوی، اختلاف اصحاب امامان k در حوزه های مختلف علمی و اختلاف دیدگاه مشایخ رجالی در توصیف راویان از مهم ترین عوامل پیدایش بروز اختلاف در روایات و گزارش های رجال کشّی است. در این بین، عامل اصلی و مهم بسیاری از روایات متعارض رجال کشّی پدیده جعل و تحریف احادیث است.
ارزیابی شگردهای ترجمه طاهره صفارزاده برپایه عوامل تحریف متن آنتوان برمن مطالعه موردی: سوره مبارکه نساء(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنتوان برمن، سیستم تحریف متن را هرگونه حذف، اضافه، تغییر در سبک نویسنده، تغییر ساختار زبان، اطناب کلام و حتی تغییر در نقطه گذاری و پاراگراف بندی می داند. سی وسه آیه از آیات الاحکام در سوره مبارکه نساء وجود دارد که با در نظر گرفتن این مهم و برپایه نام سوره و جنسیت مترجم زن، ترجمه طاهره صفارزاده و نیز مدل آنتوان برمن برای پژوهش حاضر برگزیده شد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، سامان یافته و ترجمه صفارزاده از سوره نساء برپایه شش مؤلفه از سیزده مؤلفه تحریف متن آنتوان برمن یعنی عقلایی سازی، شفاف سازی، اطناب کلام، آراسته سازی، غنازدایی (تکییف) کیفی و غنازدایی کمی بررسی شده است. گفتنی است با توجه به تفاوت های فرهنگی - اجتماعی و گفتمانی، پایبندبودن به عقیده برمن در تمامی نمونه ها بسیار دشوار است؛ به همین روی در اینجا هر سیزده مؤلفه بررسی نشده و مؤلفه هایی بررسی شده اند که نمونه های بهتری از آن در ترجمه این مترجم یافت می شود. روش پژوهش برپایه مقابله متن مقصد با متن مبدأ است. متن مقصد به صورت خط به خط با متن مبدأ، مقابله و شاهد مثال ها با توجه به هر یک از مؤلفه ها استخراج می شود. برآیند پژوهش نشان می دهد در میان این شش مؤلفه، عقلایی سازی، شفاف سازی و اطناب کلام از پربسامدترین عوامل تحریف در ترجمه صفارزاده و در سه حوزه غنازدایی کیفی، آراسته سازی و غنازدایی کمّی، کمترین انحراف را از متن اصلی داشته است. مترجم از دیدگاه انتقال ساختار و درون مایه نیز ترجمه ای وفادار به متن اصلی، ارائه و تلاش کرده است هیچ عبارتی را از قلم نیندازد؛ ولی در بسیاری از نمونه ها عبارت ها را به صورت واژه به واژه برگردانده است. برآیند پژوهش نشان می دهد که در میان این شش مؤلفه: عقلایی سازی، شفاف سازی و اطناب کلام از پربسامدترین عوامل تحریف در ترجمه صفارزاده و در سه حوزه غنازدایی کیفی، آراسته سازی و غنازدایی کمّی کمترین انحراف را از متن اصلی داشته است. مترجم از دیدگاه انتقال ساختار و درون مایه نیز ترجمه ای وفادار به متن اصلی ارائه کرده و تلاش نموده هیچ عبارتی را از قلم نیندازد، ولی در بسیاری از موارد، عبارتها را به صورت واژه به واژه برگردانده است.
مقایسه ارتباط صمت و هسوخیا و ذکر قلبی در طریقه هسوخیایی و تصوف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۳ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
165 - 183
حوزههای تخصصی:
هدف در طریقه هسوخیایی و تصوف رسیدن به حضور خدا در قلب باطنی و سکوت و آرامش درونی با ذکر قلبی است. ذاکر در هر دو طریقه از ذکر زبانی و شفاهی به ذکر قلبی وارد می شود. در طریقه هسوخیایی در ذاکر هنگام ذکر قلبی، مسیح و روح القدس ذکر می گوید و هدف رسیدن به هسوخیاست. هسوخیا شامل سکوت زبانی و درونی است و در ذاکر مسیح و روح القدس ذکر می گویند. در تصوف نیز از خاموشی و سکوت زبانی و قلبی سخن گفته می شود. بیشتر عرفا سکوت قلبی را مهم تر از سکوت ظاهری می دانند که در آن سراسر وجود ذاکر غیر زبانش به ذکر مشغول اند. در این مقاله این نتیجه حاصل می شود که با وجود شباهت های هر دو طریقه در ذکر قلبی و سکوت، در مسیحیت به علت تثلیث بر ذکر عیسی تأکید است و در هسوخیا ذاکر با غیبت از غیر در قلب خود بر تثلیث حضور می یابد.
تحلیل سبک شناختی «الرساله الذهبیه» امام رضا (ع) در لایه ادبی و زبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال هشتم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۰
177 - 221
حوزههای تخصصی:
امروزه سبک شناسی به عنوان یکی از شیوه های ارزیابی متون، جایگاه خاصی در نقد ادبی دارد که از رهگذر آن به توانایی صاحب اثر در کاربست شگردهای هنری در بیان درونیات و اندیشه هایش رهنمون می شویم.نامه های امام رضا(ع) از جمله متون نثری است که شایسته بررسی دقیق سبک شناسانه است؛ زیرا با وجود داشتن معانی والا، به زیورهای لفظی آراسته و سرشار از بدایع صنعت و بلاغت است. از این رو پژوهش پیش رو به بررسی 10 نامه از نامه های حضرت رضا(ع) پرداخته و سبک های ادبی و زبانی آن ها را با روش توصیفی تحلیلی مورد واکاوی قرار داده است. نتایج حاصل از این پژوهش به این شیوه است: الف. در سطح ادبی نامه ها، تشبیه بیشترین درصد را به خود اختصاص داده است و در سطح زبانی نیز تکرار، بیشترین درصد را در بردارد. ب. از لحاظ تحلیل نامه ها(فکری و ایدئولوژیکی)، به این نتیجه رسیدیم که شیوه خطابی موجود در ابتدای نامه های امام رضا(ع) با مضامین نامه ها در ارتباط است؛ همچنین ویژگی بارز شروع بیشتر نامه های امام، استفاده از مقدمه مناسب و درخور حال مخاطب نامه است.
بررسی رابطه فقر با خشونت و افراطی گری: بررسی موردی گروه تکفیری جهادی
منبع:
صلح پژوهی اسلامی سال اول بهار ۱۳۹۹ شماره ۱
۹۶-۵۵
حوزههای تخصصی:
بسیاری بر این باورند که میان فقر و خشونت و افراطی گری رابطه ای مستقیم وجود دارد. یعنی هرچه فقر بیشتر احتمال خشونت و افراطی گری و پیوست به جریان های افراطی بیشتر می شود. برای بررسی این رابطه، در این مقاله، گروه تکفیری جهادی به عنوان یک جریان افراطی و خشونت گرا جهت بررسی موردی انتخاب شده است. بررسی ها نشان می دهد عده ای معتقدند فقر و تفکیری جهادی رابطه مستقیم با هم دارند. یعنی افزایش فقر موجب افزایش الحاق به جریان تفکیر جهادی می شود. در مقابل گروه دیگری بر این عقیده اند که این دو رابطه ای مشخص با یکدیگر ندارند. این گروه نشان داده اند که در مواقع بسیاری از تکفیری ها از افراد ثروتمند بوده اند و همچنین بسیاری از فقرا نه به تکفیر بلکه به کنار گذاشتن باورهای دینی وارد شده اند. سؤال اصلی مقاله آن است که چه رابطه ای میان فقر و تکفیر وجود دارد؟ برای این منظور تمرکز خود را بر بررسی گروه های تکفیری جهادی شامل داعش، النصره و القاعده قرار دادیم. نتیجه پژوهش نشان داد که مجموعه ای از عوامل موجب پیوستن جوانان به گروه های تفکیری شده اند و اینطور نیست که لزوما فقر عامل روی آوردن به تکفیر و به عبارتی افراطی گری و خشونت باشد.
طرحى نو، در تعیین حاکم و مسؤولان دیگر (درآمدی بر نظریه عدول مومنین علامه مصباح یزدی رحمه الله)
حوزههای تخصصی:
از جمله مباحث مهم در حوزه فقه کارگزار، بحث گزینش کارگزاران است. بدیهی است سازوکار گزینش کارگزار در دولت اسلامی با دیگر دولت ها تفاوت هایی دارد. از جمله طرحهای ارائه شده در زمینه نحوه گزینش کارگزاران در حکومت و دولت اسلامی، طرحی است که از سوی استاد علامه مصباح یزدی(ره) ارائه شده است. این طرح با محوریت مسئله «عدالت» طراحی شده و مهمترین ملاک برای تعیین کارگزار این مهم قلمداد شده و بر همین اساس نیز در جوماع علمی از این طرح با عنوان «نظریه عدول مومنین در گزینش کارگزاران» یاد می شود. در این طرح، فرآیند انتخاب و گزنیش کارگزاران در مراحل چند گانه تبیین شده است. همچنین مرحوم استاد مصباح به تبیین تمایزات این طرح با طرح ها و انگاره های مشابه در این زمینه پرداخته است. در این مقاله به ارائه متن اصلی این نظریه که در کتاب «حقوق و سیاست در قرآن» آمده است، پرداخته می شود و و انشاء الله در شماره های پسینی مجله، به صورت تفصیلی و تحلیلی این نظریه مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
بررسی تطبیقی خیار رؤیت از دیدگاه فقه شافعی و فقه امامیه
حوزههای تخصصی:
خیار رؤیت، اختیار فسخ یا پذیرش معامله در مواقعی است که شخص، مبیع را ندیده خریده است؛ با گسترش خرید و فروش های اینترنتی در عصر حاضر خیار رؤیت کاربردی تر از گذشته است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی با تطبیق دیدگاه های فقهای شافعیه و امامیه در رابطه با این نوع معامله، به این یافته ها رسیده که جمهور فقهای امامیه، بنا بر روایات و اجماع و حدیث نفی ضرر، بر صحت بیع غائب موصوف و استفاده از خیار رؤیت، رأی داده اند؛ اما در مذهب شافعیه دو قول متفاوت وجود دارد، شافعی در قول مشهورش، از بیع غائب به علت غرری بودن آن منع و بر عدم صحت آن به ادله روایی نظیر نهی از بیع غائب به ناجز استناد کرده است، اما در قول قدیم که بسیاری از فقهای شافعیه نیز آن را پذیرفته اند و بیع غائب را جایز دانسته و به آیه و روایاتی در این زمینه استناد کرده اند. در شروط و ثبوت خیار رؤیت و فوریت آن، به طورکلی مابین فقهای هر دو فرقه اتفاق نظر وجود دارد؛ اگر چه اقوال مخالفی نیز در این زمینه وجود دارد. در کل بیع غائب و خیار رؤیت با رعایت شرایط آن جایز و مجزی است.
بررسی تطبیقی نقش مذهبِ راوی در وثاقت و عدم آن
حوزههای تخصصی:
موضوع نقش مذهبِ راوی در وثاقت یا عدم وثاقت از بحث های پر چالش بین علمای رجال شیعه و اهل سنت از گذشته تاکنون بوده است، چرا که مذهب راوی در اثبات وثاقت و عدم آن، نقش تعیین کننده ای در اثبات عدالت و در نتیجه قبول روایت راوی ایفا می کند. با این بیان، ملاک مذهبِ راوی امر پذیرفته شده نزد فریقین است. از این جهت که حکم قبول یا رد روایات بر اساس مذهب راوی شکل می گیرد. اهمیت مذهب راوی به گونه ای است که گویا سرنوشت راوی را مذهب او تعیین می کند؛ در نتیجه مذهب راوی او را در جایگاه وثاقت نشانده و روایت او را بر کرسی قبول نهاده است و در نگاهی دیگر او را از عدالت و وثاقت ساقط کرده و روایتش مردود واقع شده است. از سوی دیگر، هر حدیثی در عین حدیث بودن، نگرش فکری راوی آن حدیث را نیز منعکس می کند و این امر تا جایی پیش رفته که گفته اند: «ما من راوٍ إلّا وله فی الأصول والفروع مذهب یختاره ورأی یستصوبه ویمیل إلیه؛ هیج روایت کننده ای نیست مگر آنکه در اصول و یا فروع مذهبی دارد که آن را اختیار نموده و آن را صائب دانسته و به آن میل می کند».
بررسی تطبیقی تأثیر سحر بر پیامبر اسلام(ص) در صحیح بخاری و صحیح مسلم با توجه به شأن نزول معوِّذَتَین (سوره های ناس و فلق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجود احادیثی در صحیح بخاری و صحیح مسلم و اعتماد بر آنها مبنی بر جادو شدن پیامبر اسلام(ص) موجب شده است که عده ای از مفسران و محدثانِ اهل سنت، سبب و شأن نزول دو سوره فلق و ناس را مرتبط با سحر شدن آن حضرت، توسط شخصی به نام لبیدبن اعصمِ یهودی بدانند؛ از این رو سحر شدنِ پیامبر(ص) را مخالف عصمت آن حضرت و منافی با شأن نبوت ندانسته اند. این مقاله پژوهشی است در پاسخ به این سوأل که آیا مسحور شدن پیامبر اسلام(ص) بر اساس بعضی احادیث، توسط لبیدبن اعصم در مدینه می تواند سبب نزول معوِّذَتَین باشد؟ با توجه به اختلاف مفسران در مکی و مدنی بودن این دو سوره و نیز وجود روایات معارض در شأن نزول آنها و ضعف سندی و محتوایی روایات سحرالنبی، و همچنین سبک و سیاقِ سوره های فلق و ناس که رنگ و بوی مکی بودن دارند، نمی توان شأن نزول این دو سوره را جریان سحر و جادو شدن پیامبر اسلام(ص) دانست.
© سیدموسوی، س.ح؛ مرتضوی، س.م؛ عبدالله زاده، س.ح. (1399). بررسی تطبیقی تأثیر سحر بر پیامبر اسلام(ص) در صحیح بخاری و صحیح مسلم با توجه به شأن نزول معوِّذَتَین،6 (11)، 276-253. Doi: 10.22091/ptt.2020.3366.1384
رفتار دادگرانه با یتیمان در نگاه مفسران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نوشتار پیشِ رو، در پی تحلیل و بررسی این نکته است که عدالت ورزی در حق یتیمان که در آیات قرآن به آن تأکید شده است، به لحاظ مفهومی و عینی چه معنایی دارد. اگر مفهوم عدالت به معنای قرار دادن هر چیزی در جایگاه بایسته خود و یا دادن حق هر کسی، روشن هم باشد، اما درباره یتیمان باتوجه به مشکلات خاص زندگی شان و تأکید بسیار زیاد در چندین آیه قرآن، نیاز به بررسی بیشتر دارد. دراین بین، به خصوص فهمی که مفسران طیف های مختلف تفسیری، از این آیه ها و عدالت ورزیدن در حق یتیمان داشته اند، از اهمیتی بالایی برخوردار است. بررسی توصیفی و تحلیلی موضوع، می تواند از چند جهت به تبیین مسئله و نیز شیوه ای که مفسران در تفسیر آیات مورد اشاره به کار برده اند، مفید باشد، و به فهم دقیق تر عدالت ورزی با یتیمان کمک کند. در واقع رویکرد اصلی این تحقیق، روشن کردن وظیفه مکلفان درباره عدالت ورزی با یتیمان، به صورت عام، و درباره دختران یتیم، به صورت خاص، و به صورت عینی و عملی، آن هم از زاویه دید مفسران نحله های مختلف فکری است.
بازخوانی آراء تفسیری مفسران در آیه خطاب (فصلت: 11) با رویکرد تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآنی یکی از مباحث اختلاف برانگیز بین مفسران، حمل آیات خطاب بر زبان تمثیل (نمادین) یا زبان حقیقت است. از این موارد می توان به آیه «ثُمَّ استوى اِلىَ السَّماءِ و هى دُخانٌ فقالَ لَها و لِلارضِ أئْتیا طَوعاً اَوکَرها قَالتا اَتینا طائِعینَ» (فصلت:11) اشاره نمود که برخی از مفسران آن را بر زبان حقیقی، و بسیارى از ایشان اعم از مفسران متقدم و معاصر، با ذکر دلایلی آن را بر زبان نمادین حمل کرده اند. این پژوهش ضمن تبیین زبان تمثیلی و نمادین، دلایل طرفداران خطاب حقیقی و تمثیلی را بررسی کرده و با تکیه بر پذیرش تسری آگاهی و هوشمندی در موجودات هستی اما در مراتب گوناگون، آیه را داراى دو سطح معنایی یافته است؛ نخست، سطحی که مخاطبِ آن دارای فهم ساده عرفى است و دیگر، سطحی که مخاطب قادر به فهم حقیقت معناى آیه است. به استناد مرتبه نخست، آیه تمثیل و از مصادیق زبان نمادین و به استناد مرتبه دوم، آیه بر معناى حقیقى که سرایت علم و شعور در موجودات است، دلالت دارد.
بررسی روش شناختی تفسیر آیه 106 سوره یوسف با رویکرد تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وسف که می فرماید: «وَ مَا یُؤْمِنُ أَکْثَرُهُمْ بِاللَّهِ إِلاَّ وَ هُمْ مُشْرِکُونَ» از آیات حوزه کلامی ایمان و شرک محسوب می شود و ظرفیت بالایی در بررسی های روشمند تفسیر تطبیقی دارد. ویژگی محتوایی این آیه جمع میان ایمان و شرک در باره اکثر مردمی است که موردِنظر آیه هستند. بر اساس دیدگاهی که ایمان را به حقیقتی بسیط و یا مجموعه به هم پیوسته ای از ارکان ایمانی تعریف می کند که با اخلال در هر رکنی، اصل ایمان مخدوش می شود، جمع میان ایمان و شرک معنا نخواهد داشت و ظاهر این آیه با تأویل و توجیه همراه می شود. اما دیدگاه دیگری که ایمان و شرک را قابل افزایش و کاهش و دارای مراتب معنایی می شمارد، به این آیه به عنوان مستندی قوی برای رأی خود می نگرد. بررسی ها نشان می دهد که مفاد این آیه ظرفیت دلالی زیادی در عبور از تنگناهای نظری متکلمان داشته و با تفکیک میان معنای ظاهری-تنزیلی از یک سو، و معنای باطنی-تأویلی از سوی دیگر، می توان طیفی از معانی را به صورتی سازگار برای آیه در نظر گرفت. در این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی، ضمن گزارش آرای مفسران جریان های برجسته کلامی، با بررسی های ادبی و شواهد قرآنی و روایی و نیز تحلیل آنها، نظریه ای تفسیری فراتر از تنگناهای کلامی مفسران دنبال شده است.
سازگاری إسناد حسنات و سیئات به خدا و انسان در آیات 78 و 79 سوره نساء در اندیشه فخر رازی و امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله «إسناد حسنات و سیئات به خدا» به مثابه فرعی از فروع مسئله جبر و اختیار، مورد اهتمام فرهنگ قرآنی است. در این میان، در برخی آیات، حسنات و سیئات از جانب خداوند قلمداد شده (نساء:78) اما در برخی دیگر، میان حسنات و سیئات تفکیک به وجود آمده و حسنات از جانب خدا و سیئات از جانب انسان قلمداد گردیده است که این تفاوت در إسناد، به مثابه چالشی مهم، همواره مورد اهتمام مفسران بوده که در این میان، فخررازی و امام خمینی با دو نگرش متفاوت به بررسی این مسئله پرداخته و با مبانی مختلف، دو دیدگاه برجسته در حل این مسئله ارائه نموده اند که در نوشتار حاضر به تنظیم، تقریر، مقایسه و ارزیابی این دو دیدگاه پرداخته شده است. از این رهگذر، مشخص می شود که فخررازی با پذیرش دیدگاه کسب، إسناد حسنات و سیئات به خدا را حقیقی دانسته، إسناد سیئات به انسان را از باب «رعایت ادب» و یا «استفهام انکاری» می داند؛ این درحالی است که به باور امام خمینی، «خیرات» به خدا و «شرور» به ممکنات، إسناد حقیقی دارند اما «شرور» به خدا و «خیرات» به ممکنات، إسناد مجازی.
© عشریه، ر. (1399). سازگاری إسناد حسنات و سیئات به خدا و انسان در آیات 78 و 79 سوره نساء، دوفصل نامه پژوهش های تفسیر تطبیقی. 6 (11)، 186-161. Doi: 10.22091/ptt.2020.4643.1601
نقد و بررسی قاعده بودن سیاق در پرتو تفاسیر قران کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر قاعده ای خصوصیات و ممیزات ویژه خود را دارد که سیاق فاقد آن ویژگی ها است، لذا نمی توان آن را یک قاعده نامید؛ ماهیت سیاق و نوع دلالت آن باتوجه به آراء و نظرات مفسرین قرآن کریم، زبان شناسان و لغویین، علمای علوم بلاغی، ادباء، فقهاء و اصولیین، قابل اثبات است. بزرگ ترین دلیل و شاهد بر اینکه سیاق ماهیتاً دلالت است نه قاعده، این است که مفسرینی مانند ابن جریر طبری، علامه طباطبائی و شهید صدر بااینکه به سیاق استناد کرده اند، هیچ کدام به عنوان قاعده از آن نام نبرده اند. مسلماً برخی در تلقی کردن سیاق به عنوان یک قاعده بیراهه رفته اند و در این زمینه ایرادات و ابهاماتی اساسی وجود دارد. در این نوشتار که به روش توصیفی-تحلیلی تدوین شده با استناد به نظرات و آرای مفسرین و دانشمندان، عدم قاعده بودن سیاق به اثبات رسیده و نظریه دلالت بودن آن تقویت گردیده است. سؤالات دیگری که در این مقاله مطرح شده این است که آیا سیاق مقوله ای لفظی است یا عقلی؟ آیا سیاق یک نوع دلالت اقتضاء یا تنبیه و اشاره است؟ و حجیت هریک از آنها از باب حجیت ظواهر است یا نه؟
حمایت از حریم خصوصی در فضای سایبر با تأکید بر اصول اخلاقی و فقهی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعلیم و تربیت حفظ حریم خصوصی و رعایت کدهای اخلاقی در فضای سایبر، موضوع مهم و چالشی است، زیرا این فضا، فضای فراگیر جهانی، پرسرعت، در دسترس، فرامکان، فرازمان، سیال، واقعیت تشدید شده و متراکم است؛ در چنین فضایی وجود قواعد اخلاقی و نظم اهمیت جدی تری پیدا می کند. در سطح نازل، لازم است حداقل در فضای سایبری ملی، کدهای اخلاقی الزام آور به تصویت مجلس شورای اسلامی برسد تا به قانون الزام آور تبدیل شود. با این اوصاف به نظر می رسد در فضای سایبری موضوع اشاعه اطلاعات که اقتضای ماهیت این محیط است، با حق حریم خصوصی، در تعارض باشد. اصول، قواعد و نرم های محیط سایبری، اساساً برای تسهیل و تسریع ارتباط تدوین شده است. حال آن که در محیط واقعی، محور اصول اخلاقی تأمین سعادت و آرامش مادی و روحی است. بنابراین در موارد نقض حریم خصوصی در فضای سایبری، به خصوص جایی که نقض فقط نقض مجازی است و به فضای واقعی عبور نکرده و خسارت عینی ایجاد نشده است، به نظر می رسد که در تعیین ضمانت اجراهای قانونی، فلسفه ذاتی فضای سایبری،که تسهیل اشاعه و تبادل اطلاعات است، باید ملحوظ و مورد توجه باشد و تا حد ممکن، بازدارندگی به ضمانت های اخلاقی احاله شود ولی در فرضی که نقض حریم خصوصی در فضای سایبری منجر به خسارات مادی و معنوی به اشخاص شود؛ در این صورت بر طبق مبانی اخلاقی و فقهی می توان از ضمانت اجراهای مدنی و کیفری در پاسخ برای آن ها استفاده نمود.
بازپژوهی روایات قاعده فراغ و تجاوز با رویکردی بر احیای قاعده یقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال پنجاه و دوم بهار ۱۳۹۹ شماره ۱۲۰
121-136
حوزههای تخصصی:
قاعده یقین را مشهور فقها و اصولیان نپذیرفته و معتقدند که مستندی جهت احراز قاعده انگاری آن یافت نمی شود. بزرگانی بسان شیخ انصاری حتی استنباط این قاعده را از روایات باب فراغ و تجاوز صحیح ندانسته اند؛ البته اگر چنین منظور شود که مفاد قاعده یقین با قاعده فراغ و تجاوز یکی هست و از این جهت می توان آن را اثبات نمود، پنداری ناپسند است؛ زیرا در قاعده یقین، سبق یقین رکن اصلی است؛ ولی در باب فراغ و تجاوز عنصر یقین مفروض نیست و درست از همین منظر این پرسش قابل طرح است که آیا از اطلاق برخی روایات این باب، می توان مواردی را که فرد یقین دارد نیز استنباط کرد؟ به دیگر سخن آیا می توان مسبوقیّت شکّ نسبت به حالت غفلت و یقین را دریافت یا خیر؟ اگر این امکان میسّر باشد، هر چند می توان گفت که این روایات مستقلاً مثبت قاعده یقین نیستند؛ ولی با توجه به اطلاق آن ها، با اثبات آن نیز منافات نخواهند داشت. در این پژوهش که به شیوه توصیفی تحلیلی صورت پذیرفته، ضمن بررسی اقوال موجود در بحث و ارائه سه برداشت در راستای تبیین مقصود از قاعده یقین، با استفاده از برخی روایات باب فراغ و تجاوز، قاعده یقین در محدوده تفسیر حداقلّی آن اثبات شده است.
نقد و بررسی دلالت آیه 59 سوره نساء بر عصمت «اولی الامر» با تاکید بر منابع شیعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تفسیر آیه 59 سوره نساء و در تبیین مفهوم و نیز مصادیق اولی الامر نه تنها میان مفسران شیعه و مفسران اهل سنت اختلاف نظر بوده است بلکه گستره این اختلاف نظر را می توان در میان مفسران هر یک از دو مذهب نیز جستجو کرد. در نگاه مشهور شیعه، اولی الامر به معصومین (ع) تفسیر گردیده است؛ اما تبیینی نو از اولی الامر در میان برخی مفسران شیعه شکل گرفت که از اولی الامر تفسیری عام تر از معصوم ارایه می دهد و ولی فقیه را بعنوان یکی از مصادیق آن تعیین می کند. پژوهش حاضر در صدد است تا با استناد به منابع شیعه به تحلیل و نقد دیدگاه مشهور بپردازد و روشن سازد که اگرچه امامان معصوم(ع) کامل ترین مصداق اولی الامرند اما از سیاق آیه، خصوصیت عصمت برای اولی الامر فهمیده نمی شود و استدلال دیدگاه مشهور شیعه به آیه جهت متعین کردن مصداق اولی الامر در امامان معصوم(ع)، با اشکالات جدی مواجه است.
بازکاوی آرایه «تأکید الشیء بما یُشبه نقیضَه» و نقش شناخت آن در تفسیر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
203 - 230
حوزههای تخصصی:
از آرایه های دانش بدیع که با هنجارگریزی دستوری و فریب آرایی، سخن را زیبا و گیرا می کند، فنّ «تأکید الشیء بما یُشبه نقیضَه» است. این پژوهش پس از مطالعه کاوش های ادب سنجان در گستره تاریخ دانش بلاغت، در پی پرده برداری از سازوکار این صنعت ادبی و دلالت های معنایی گونه های آن رفته است. با کندوکاو نظری در فرایند این آرایه به دست می آید که کارکرد این فنّ در گزاره های هنری، می تواند همچون تأکید، مبالغه، و گاهی تعلیق به محال و شبه برهان ادبی باشد. با این دستاوردها آشکار می شود که اگر مفسّری در نمونه های برجسته این آرایه در قرآن، تنها به برایند تلاش برخی نحوپژوهان بسنده کند، دلالت های معنایی و نمودهای زیبایی آیه ها را آشکار نکرده و گاه در برداشت از متن دچار لغزش می شود. آشنایی با این شیوه بلاغی، گاه از حمل بی دلیل واژگان بر معانی غیر ظاهر پیشگیری کرده و در تفسیر یکپارچه آیاتِ با این فنّ ادبی نیز یاریگر است.
پژوهشی در باب تفاوت عرفان، فلسفه و کلام(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال بیست و پنجم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲ (پیاپی ۹۸)
137 - 163
حوزههای تخصصی:
در سه علم عرفان، حکمت الهی و کلام، «وجود» به عنوان موضوع آنها معرفی می شود. با توجه به دیدگاه مشهور که امتیاز علوم از یکدیگر را بر اختلاف موضوع های آنها مبتنی می داند، این پرسش مطرح می گردد که علوم یاد شده با فرض وحدت موضوع، چگونه تکثّر یافته اند؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی در صدد پاسخ به پرسش یاد شده است. در پاسخ مشخّص خواهد شد که موضوع عرفان، مطلق وجود یا حقیقت و مصداق وجود است و موضوع فلسفه الهی و کلام نیز، وجود مطلق یا مفهوم وجود می باشد؛ بنابراین دو علم حکمت الهی و کلام، بر خلاف نظر مشهور میان متکلمان، تفاوت در موضوع ندارند و اختلافشان در مأخذ مبادی تصدیقی آنهاست. مبادی تصدیقی الهیات، از عقل بدون تقیّد آن به مطابقت با ظاهر شرع اخذ می گردد و علم کلام، مبادی خود را از ظواهر شرع می گیرد و چنانچه ظواهر شرعی با دقت لازم به دست آیند، بدون نیاز به تأویل به نتایجی همسو با نتایج مبادی عقلی منتج خواهند بود.
تفاوت های معنایی «عصیان، طغیان و بغی» در قرآن کریم و کیفیت انعکاس آن در انواع ترجمه های قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین چالش ها در مواجهه با قرآن، درک تفاوت های معنایی واژگان قریب المعنی است. این چالش به هنگام ترجمه، بیشتر جلوه گر می شود؛ زیرا قرآن برای گزینش هر واژه و چشم پوشی از مترادفات آن، حکمتی را در نظر داشته که بی توجهی به آن باعث ناتوانی ترجمه در انعکاس معنای مراد الهی به زبان مقصد می شود. این پژوهش می کوشد نخست تفاوت های معنایی سه واژه «عصیان، طغیان و بغی» را در قرآن کریم از رهگذر تحلیل داده های مربوط به این واژگان در منابع لغوی و سنت تفسیری و تأکید بر دلالت های معناشناختی و رهیافتهای سیاقی، مطالعه و آنگاه میزان موفقیت برخی مترجمان فارسی قرآن را در انعکاس موفق این تفاوت ها، ارزیابی کند. یافته ها حاکی از آن است که عصیان به معنای مطلق سهل انگاری در فرمان مولا و بی اعتنایی به آن است؛ و طغیان، زیاده روی و تجاوز از حد در عصیان؛ و بغی، به معنای مطلق طلب تجاوز و تعدی است؛ چه این طلب در حد اراده باشد، یا به فعلیت برسد. با این تفاوت که در بغی، جنبه عمومی و مدنی عصیان مد نظر است. در مقام ترجمه نیز این تفاوت ها در ترجمه های تفسیری بهتر و گویاتر منعکس شده است.