فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۷٬۷۸۱ تا ۱۷٬۸۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۱ آذر و دی ۱۳۹۹ شماره ۵ (پیاپی ۱۸۵)
283 - 320
حوزههای تخصصی:
بررسی راهبرد «کاهش» در ترجمه فولادوند از صحیفه سجادیه بر اساس نظریه گارسس(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توجه به کیفیت ترجمه در متون دینی از جمله قرآن و حدیث، موضوعی مهم وآشکار است و ارزیابی ترجمه این متون، جهت صیانت از آن ها، ضرورت و اهمیت و ارزش دوچندان دارد؛ از جمله این متون، ترجمه صحیفه سجادیه است که کمتر مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است، یکی از این ترجمه های ارزشمند که توسط فولادند انجام گرفته، دارای عیوب کاهشی است. کاهش که جزء تکنیک های منفی ترجمه است ، در الگوی گارسس مورد توجه بیشتری واقع شده است؛ این الگو، جهت ارزیابی ترجمه در چهار سطح مطرح شده است که از منظر دیگر، به سه گروه عمده افزایش، کاهش و مانش تقسیم می شود. کاهش، شامل حذف، کاهش (قبض)، تغییر در صنایع بلاغی، ساده انگاری و خطای مترجم می شود؛ مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، موارد کاهش و بسامد آن در ترجمه فولادوند را مورد بررسی قرار داده تا از صحت و درستی و انطباق آن با اصول علمی، اطمینان یافته وآن را مورد ارزیابی علمی قرار دهد؛ اساس این ارزیابی، پاسخ به این سؤال است که با توجه به الگوی کاهشی گارسس، کاهش های ترجمه ای، به چه شکلی در ترجمه فولادوند نمود یافته است؟ نتایج بررسی نشان می دهد، مصادیق کاهش که به این ترجمه آسیب زده اند، عبارتند از: 1- انواع حذف (حذف واژه، حذف چندین عبارت یا جمله و حذف بی رویه جملات)، 2- قبض یا کاهش (حذف به قرینه لفظی، تغییر مجهول به معلوم، اسمی شدگی، تبدیل جمع به مفرد)، 3- تغییر در صنایع بلاغی 4- خطای مترجم (خطاهای معنایی- لغوی و خطاهای صرفی- نحوی) و بیشترین بسامد کاهش مربوط به حذف واژه و خطای دستوری است.
بررسی فاعل بودن مضاف الیه در عبارت ﴿ذکر الله﴾ در آیه 28 سوره رعد و واکاوی نظرات مفسران و مترجمان پیرامون آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ساختارهای نحوی که نقشی مهم در فهم صحیح مقصود آیات دارد، اضافه مصدر است. از جمله نقش هایی که مصدر به آن ها اضافه می شود، فاعل و مفعول به است و گاهی در تشخیص این که مصدر به فاعل اضافه شده یا به مفعول به اختلاف نظر وجود دارد. در این مقاله، اضافه مصدر «ذکر» به «الله» در آیه 28 سوره رعد بررسی شده و اثبات شده که در کنار نظر رایج، مضاف الیه در «ذکر الله» می تواند فاعل نیز باشد. برای دستیابی به نتیجه، ابتدا بررسی لغوی واژه «ذکر» انجام شده، سپس نظرات مفسران، دسته بندی و مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته و پس از آن به بررسی 20 ترجمه از ترجمه های مهم قرآن کریم ذیل آیه 28 سوره رعد پرداخته شده است. اکثر قریب به اتفاق مفسران و مترجمان، قائل به مفعول به بودن «الله» در عبارت «ذکر الله» بوده اند. در ادامه مقاله، ادله ای در اثبات فاعل بودن «الله» ارائه شده و سپس «معنای این که خداوند بنده را ذکر کند» تبیین شده است. از جمله دستاورد این جستار این است که در عبارت «ذکر الله» می توان مضاف الیه را فاعل نیز دانست و به مفاهیم شایان توجهی دست یافت. البته فاعل دانستن مضاف الیه به معنای نفی مفعول به بودن آن نیست؛ بلکه می توان آن را هم زمان، هم در معنای فاعل و هم در معنای مفعول به فهمید.
سیر مفهوم ذهن وعلم در ریشه«شاکله»وکارکرد آن در رفتار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
درمنابع دینی اعم از آیات وروایات، طیف گسترده ای از آموزه ها بیانگر تأثیرعقل،علم و تفکر بر کنش های انسانی است چنان که آیه «لو کنّا نسمع أونعقل ما کنّا فی اصحاب السعیر»به روشنی منشأ اعمال دوزخیان را اجتناب از به کارگیری تفکر وتعقل می داند وآیه«هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون» (زمر/9)تنها معیار ارزش گذاری انسان ها را علم ایشان می داند. از سویی دیگر آیه 84 سوره اسراء اساس همه رفتارها را «شاکله» دانسته است. گرچه لغت شناسان مفهوم «شباهت» را به عنوان معنای محوری ریشه«شکل» برگزیده اند، اما پژوهش حاضر با جستار جایگاه ذهن وعلم در این ریشه بر اساس روش معنا شناسی تاریخی ومطالعات ریشه شناختی ، ذهن و مفاهیم مربوط به آن همچون تفکر وتعقل را از محوری ترین مفاهیم ریشه «شکل» یافته است. همچنین با تبیین برخی معادل های پر تکرارتفسیری برای "شاکله "همچون نیت، ناحیه ، ملکه و... به چگونگی ارتباط آنها با علم وتفکر دست یافته است و ازین رهگذربر پیوند مفهوم «شاکله» با علم وتفکرتأکید دارد.
نقد هرمنوتیکی تأویلِ آیات قرآنی در وجه دینِ ناصرخسرو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تأویلهای ناصرخسرو قبادیانی از آیات قرآنی، ریشه در پیش فرضهای کلامی فرقه اسماعیلیه دارد. با نگاهی روشمند و انتقادی از منظر هرمنوتیک تطبیقی، به ویژه بر اساس برخی نظریات هایدگر در زمینه نقد فاعل گرایی، نظریات گادامر درباره اتصال افقها و الگوهای سه گانه گفتگو، و برخی دیگر از نظریه پردازان متأخر، می توان نوع مواجهه ناصرخسرو با گزاره های دینی را تحلیل و ارزیابی کرد. این پژوهش با تمرکز بر تحلیل محتوای کتاب «وجه دین» در صدد تبیین فرایند تحمیل پیش فرضها، در تأویل های ناصرخسرو از آیات قرآنی است. در این رهگذار مشخص خواهد شد که برداشت های این تأویل گر اسماعیلی از متن و واژه دینی «قرآن» گرفته تا آیاتی از سوره «توحید» و «عبس» و «نحل» و «شمس» و «تین» و «کوثر» و... همه در خدمت توجیه هستی شناسی و امام شناسی خاص اسماعیلی قرار گرفته است. شگرد شناسی این فرایند فهم و تأویل، لغزیدن این متکلم اسماعیلی را از حوزه هرمنوتیک متذکرانه دینی به ورطه هرمنوتیک بدگمانی و دچار شدن به پیامدهای آن، اثبات می کند.
بررسی تطبیقی مدح پیامبر اکرم(ص) در اشعار خاقانی و صفی الدین حلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشتراک ادیبان اسلامی در ستایش حضرت محمد(ص)، نمایانگر میراثی از تفکر و عاطفه دینی مشترک در تمدن ایران و عرب است. در این راستا، بررسی مدایح نبوی صفی الدین حلی و خاقانی شروانی که هریک به دلیل داشتن ابیاتی در مدح حضرت محمد(ص) به نوعی افتخار شاعر پیامبر بودن خویش را به همراه دارند، جلوه محسوسی به پیوند ادبیات این دو ملت می دهد. پژوهش حاضر به بررسی وجوه اشتراک و افتراق مدح حضرت محمد(ص) در اشعار این دو شاعر نامدار با رویکرد مکتب تطبیقی آمریکایی می پردازد و به این نتایج دست یافته است: استخدام معانی متنوع، وسعت دایره تخیل، اصرار بر تناسبهای لفظی و معنوی کلام و نیز تلمیح به آیات و احادیث و حوادث تاریخی، منجر به پیچیدگی و دشوار شدن فهم بسیاری از ابیات این دو شاعر گشته است.
مقایسه تطبیقی برداشت مولانا از حجاب و برداشت هایدگر از حقیقت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حقیقت دارای جایگاه محوری در فلسفه است و اساساً فیلسوف می خواهد به عمق یک پدیده بنگرد. می توان گفت در طول تاریخ فلسفه، تلاش تمامی مکاتب، فیلسوفان و اندیشمندان معطوف به مسئله حقیقت بوده است. هدف از انجام این پژوهش، مقایسه ای تطبیقی میان اندیشه مولانا جلال الدین و مارتین هایدگر در مورد مفاهیم حقیقت و حجاب است. تلاش هایدگر در مبحث حقیقت، این است که پدیده آغازین و بنیادین حقیقت را زنده کند و آن را به گونه جدیدی تفسیر نماید. مولانا حقیقت انسان را از منظر عرفانی می نگرد؛ از نظر مولانا، والاترین انحای بودن، وصال به حقیقت مطلق است و وصال به حقیقت، جز به واسطه عشق و از راه کنار زدن حجابها ممکن نیست. روش بررسی در این پژوهش، روش کتابخانه ای می باشد. یافته ها نشان می دهد برداشت هایدگر از حقیقت به معنای ناپوشیدگی و آشکارگی، بیشترین نزدیکی را به مفهوم حجاب و حجاب افکنی در اندیشه عرفانی مولانا دارد.
تفاوت کاربست اسلام و کفر در دو دانش فقه و کلام
حوزههای تخصصی:
هر دانش، برای آسان سازی مفاهیم گسترده اش نیاز به اصطلاحاتی دارد. گاه، این اصطلاحات در دو دانش گوناگون به کار گرفته شده است. نمونه اصطلاح «اسلام» و «کفر» در دو دانش فقه و کلام است که هم آثاری فقهی دارند و هم کلامی. از آنجا که میان این دو علم، تفاوتی بنیادین هست پس نه شأن فقیه است که معیار سعادت را گوید و نه متکلم توان سخن از احکام را دارد. با نگاهی به آثار ایشان و به روش توصیفی تحلیلی چنین می رسیم که فقها از «اسلام» به ابراز لسانیِ شهادتین بسنده کرده و بر آن احکامی چون طهارت، ازدواج، ارث، احترام خون و مال را بر آن بار کرده اند؛ در این علم، کافر، فردی است که از چنین اظهاری سر باز زند. با این حال، به یقین، مجرد چنین اقرار و یا استنکاف، سبب ساز خوش بختی یا شگون بختی نیست. جدای از حکم عقل، آیات و روایات هم چنین می گویند که کسی به رستگاری می رسد که بنابر تسلیم داشته به دستوراتی که برایش روشن گشته عمل کند. و تنها کسی تیره بخت است که بعد از معرفت و شناخت حقیقت آن را انکار کند. پس مقتضی تحلیل و جمع کردن میان ادله این است که امکان دارد فردی از دید فقها مسلمان باشد ولی متکلمان کافرش خوانند. در مقابل، شخصی کافرفقهی باشد در حالی که روحیه تسلیم داشته و مرتبه ای از اسلام را دارا باشد. پس اسلام و کفر در دو علم فقه و کلام مشترک لفظی است.
خوانشی انتقادی بر رویکردهای اهل سنت به مسأله جانشینی پیامبر(ص)
حوزههای تخصصی:
جانشینی پیامبر اکرم(ص) به عنوان موضوع شکل گیری مهمترین باور اختصاصی شیعه، پرسش کلیدی در اسلام شیعی و اصل اساسی تفاوت اندیشه شیعه با اهل سنت است. شیعیان و اهل سنّت رویکردهای مختلفی در بررسی این مساله به کار گرفته اند که شناخت و ارزیابی دقیق هر یک، از اهمیتی ویژه برخوردار است. در نوشتار پیش رو، با تکیه بر منابع کتابخانه ای و به روش توصیفی-تحلیلی به گردآوری و معرفی این رویکردها پرداخته و سپس رویکردهای مورد استفاده ی اهل سنت در این مسأله تبیین و مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج این پژوهش نشان می دهد، از آن جا که اهل سنت امامت را بحثی فرعی و از اعمال مکلفین دانسته اند، رویکرد کلامی و فلسفی به آن نداشته و طرح این موضوع در برخی از کتب کلامی ایشان، از باب ردّ نظریه تنصیصی بودن امامت و اثبات مشروعیت خلافت خلفای ایشان بوده است. رویکرد تاریخی و نصّ گرایانه نیز به ویژه در پاسخ به عقیده شیعه، در تنصیصی بودن امامت، مورد توجه آنان است. البته برخی از ایشان که قائل به نصّ جلی یا خفی بر خلافت ابوبکر بوده اند، به آیات و روایات نبوی(ص) و سنّت صحابه استناد کرده اند. گاهی نیز استناد به این موارد برای اثبات مشروعیت خلافت وی بوده است و نه تنصیصی بودن آن. در دهه های اخیر رویکرد نصّ گرایانه تهاجمی نیز در دستور کار برخی از سلفیه قرار گرفته است که با مراجعه انتقادی به منابع شیعی سعی در به چالش کشیدن مبانی تشیع داشته اند. نقد هر یک از این رویکردها و مبانی نهفته در آن نیز در ذیل هر یک صورت پذیرفته است.
تبیین ضرورت های سه گانه انسان کامل از دیدگاه ابن عربی و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۶ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۶۴
38 - 55
حوزههای تخصصی:
شناختن انسان کامل و پی بردن به ابعاد وجودی او جهت پیروی از وی در امور از گذشته همواره مورد توجه و علاقه اندیشمندان بزرگ بوده است. این موضوع یکی از مهم ترین ارکان عرفان اسلامی است. نگارندگان در این تحقیق قصد دارند تا به تبیین ضرورت های سه گانه انسان کامل از دیدگاه ابن عربی و علامه طباطبایی بپردازند. پرسش اساسی این پژوهش آن است که ضرورت وجود انسان کامل از دیدگاه علامه طباطبایی و ابن عربی چیست؟ ضرورت انسان کامل تنها برای عالم انسانی نیست، بلکه ضرورتش برای کل عالم است یعنی انسان نه تنها برای طی مراتب کمال به انسان کامل نیاز دارد بلکه کل عالم برای بقا و حفظش نیاز به انسان کامل دارد. در این پژوهش نخست مراتب وجود از دیدگاه علامه مورد بررسی قرار می گیرد و توجه ویژه ایشان به عالم اسمای الهی تبیین می شود. ابن عربی و علامه هر یک از موجودات عالم را اسمی از اسمای الهی می دانند که در میان آن ها «انسان» جامع جمیع همه اسمای الهی است. ابن عربی براساس رویکرد علم الاسمایی خود به تبیین رابطه حق، انسان کامل و عالم می پردازد. از دیدگاه ابن عربی، انسان کامل نزدیک ترین تجلی به خدا محسوب می شود و می گوید انسان کامل واسطه فیوضات حق به ممکنات است. علامه نیز ولیّ خدا را کسی می داند که به مقام ولایت الهی رسیده است و انسان ها از او تبعیت می کنند. رویکرد علامه در مورد این موضوع به آیات قرآن و اصول و مبانی عقلی استوار است. یکی از دستاوردهای این پژوهش آن است که نگارندگان علاوه بر ضرورت وجودی انسان کامل، که غالباً محور مباحث ضرورت وجود انسان کامل در عالم پیرامون این موضوع بحث می شود، در مورد ضرورت سلوکی و ضرورت معرفتی نیز پرداخته اند و هر یک از ضرورت های سه گانه دلایلی جهت اثبات ضرورت وجود انسان کامل در عالم هستند.
آسیب شناسی مولوی پژوهی با تأکید بر مطالعات غربی و پژوهش های تکراری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۶ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۶۴
262 - 279
حوزههای تخصصی:
با توجه به این که طی چند دهه اخیر سطح مطالعات و پژوهش ها در باره مولانا و آثارش در ایران و غرب رو به افزونی نهاده است جای آن دارد که این شمار از تحقیقات با رویکردی فراگیر آسیب شناسی شوند. در این مقاله مولوی پژوهی در دو حوزه «مولوی پژوهی و غرب» و «پژوهش های تکراری» در مطالعات مربوط به این بزرگمرد ادب، فرهنگ و عرفان ایرانی با تاکیدات بر مطالعات دانشگاهی بررسی شده و این نتیجه حاصل آمده است که ایرانیان در حوزه مولوی پژوهی و غرب قصور فراوانی کرده و راه های تعامل فرهنگی با غرب را از طریق مولانا نادیده انگاشته اند و نیز در انتقال مفاهیم، اطلاعات و یافته های پژوهشی ایرانی به غرب تلاشی در خور انجام نداده اند تا آن جا که باعث آمده است چهره متفاوتی از مولانا در غرب معرفی شود. هم چنین در این مقاله، بزرگ ترین آفت های پژوهشی در باره مولوی در تحقیقات و مطالعات ایرانیان که به صورت کتاب، مقاله، پایان نامه و طرح پژوهشی تولید می شوند تکرار، موازی نویسی و همسان نویسی اعلام شده است که برای دفع این آفت ها و پیشگیری از آسیب های پژوهشی بیش تر در محدوده موضوع مورد بررسی راه کارهایی ارائه شده است.
معرفت به حق از نظر عرفا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۷ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۶۶
153 - 172
حوزههای تخصصی:
شناخت خداوند بلندمرتبه ، به دو صورت ممکن می شود: شناختی که از راه وصول علم است وشناختی که ازراه وصول ِحال است، چنان که حاصل سیروسلوک عارف درمشرب شیخ محمودشبستری، معرفت، فنای درحق است.معرفت به حق، عاری شدن ازصفات بشری است تازمانی که حضورفرد درمیان است، بنده درحجاب خودی باقی می ماند.معرفت ، براساس آگاهی وتغییرسطح آگاهی بشری است زیرا تا تن در دیگِ محنت وابتلای آتش ریاضت گداخته نگردد به کمال ومعرفت دست نمی یابد. انسان زمانی مُدرک حق وجهان هستی می شودکه صاحب مقام شده وبه مسأله استبطان وبینندگی، دست یافته باشد.زمانی که سالک ازخود پرستی فارغ نشود، خداپرست نمی گردد.اول قدم بایدبنده بود تا باریاضت وعنایت الهی آزادی یابد. زیرا هدف ازمعرفت ِسالک، جهت وصال نیازبه زمان وادوات مادی دارد چون برای سیر به کمال، دل ِآدمی به روزگار نیازمند است. اسباب وادوات یا مُلکی(آن چه مربوط به قالب وظاهر)اندویا ملکوتی(هرچه تعلق به باطن دارد چون:حضور، خشوع، محبت، شوق و..). اهمیت موضوع دراین عبارت خلاصه می شود که آیا عرفا در مورد معرفت دارای آرای یکسانند یاخیر؟ این مقاله با شیوه توصیفی – تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است. مسأله این است که آیا ریاضت وسیر وسلوک به تنهایی منجر به معرفت می شود ؟یا عنایت باید شامل عارف گردد؟ همچنین آیا معرفت دارای مراتبی است ؟ آیا عارف می تواند ذات الهی را آن چنان که هست ادراک کند؟
بررسی سن ممیّزی صبی با تکیه بر مفهوم شناسی آن در لغت، فقه و حقوق ایران
منبع:
مصباح الفقاهه سال ۲ پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴
53 - 70
حوزههای تخصصی:
اهل لغت سن خاصی را نسبت به صبی ممیّز و غیر ممیّز بیان نکردند و تنها زمان تولد تا بلوغ را، بطور کلی مورد توجه قرار دادند. امّا فقها در کتب فقهی، سن تمییز و عدم تمییز صبی را؛ به توان کودک در تشخیص اجمالی بین نفع و ضرر خودش و عدم آن تعبیر نمودند که به طور معمول، از زمان تولد تا سن شش و هفت سالگی را ناممیّز و از این سن به بعد تا چهارده و پانزده سالگی را که سن بلوغ و تکلیف صبی فرا می رسد، ممیّز دانستند. حقوقدانان نیز به تبعیّت از فقها، همین سن را در مورد صبی ممیّز و غیر ممیّز بیان نموده اند، با این تفاوت که سن تمییز را معمولاً بین ده تا دوازده سالگی می دانند. البته بعضی از حقوقدانان سن تمییز را نسبی دانسته و دلیل آنرا قدرت قوه درک کودکان دانستند.در نوشته حاضر که مبتنی بر روش جمع آوری درکتابخانه بوده و از روش تحلیلی- توصیفی کمک گرفته است، این نتیجه بدست آمده که از زمان تولد تا حدود سن هفت سالگی، سن عدم تمییز کودک و از این سن تا زمان بلوغ که حدود سن پانزده سالگی می باشد، سن تمییز کودک خواهد بود.
مبانی فقهی - روایی دیدگاه شهید مطهری; در بحث فلسفه، و نوع حکم متعه بر اساس ادله صاحب جواهر و روایات باب متعه کتاب الکافی / الهه هادیان رسنانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۲۵ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۹۵)
169 - 189
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه شهید مطهری;، بر اساس روایات، حکم اولی ازدواج موقت، کراهت با هدف منع از تنوع طلبی (ذواقیت) و هوسرانی است؛ ولی در برخی دیگر از روایات، به عنوان حکم ثانوی، یعنی به قصد احیای سنت متروک اسلام، به آن ترغیب شده است. هر کدام از این نوع روایات در فضای خاص خود صادر شده است و بی توجهی به فضای صدور موجب تناقض نمایی روایات در این باب و برداشت احکام گوناگون از آن می گردد.این نوع نگاه به حکم متعه در کتاب صاحب جواهر و نیز روایات باب متعه کتاب الکافی دیده می شود و به نظر می رسد که در میان فقها، تنها کلینی در الکافی و صاحب جواهر، حکم اولی متعه را بر خلاف دیگر فقها، منع (کراهت) می دانند که دیدگاه شهید مطهری; نیز مبتنی بر همین نوع نگاه فقهی روایی است.
عنصر «پیرنگ» در رمان حارس المدینه الضائعه اثر ابراهیم نصرالله
حوزههای تخصصی:
مُدل مفهومی ظرفیت سازی اخلاق برای فهم نشانه های توحیدی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۳ تابستان ۱۳۹۹ شماره ۷
25 - 46
حوزههای تخصصی:
شناخت حقیقی خدا از اساسی ترین اهداف خلقت انسان است که از راه نشانه های توحیدی قابل دست یابی است ، اما برای هر کسی حاصل نمی شود. هدف این پژوهش، بررسی نقش اخلاق در فهم نشانه های توحیدی بر اساس آیات قرآن کریم و دست یابی به مُدل مفهومی آن است. نوع تحقیق کتابخانه ای و روش آن توصیفی۔تحلیلی از جنس روش کلاسیک در مطالعات دینی است. یافته های پژوهش نشان می دهد چهار صفت تقوا ، شُکر و صبر ، موجب فهم نشانه ها از آیات الهی می شوند. این صفات ، در درجه نخست موجب فراهم کردن شرایط تفکر و تدبّر و در درجه بعد موجب آمادگی برای پذیرش لوازم معرفت توحیدی می شوند. از این رو ، هنگام مواجهه با نشانه های توحیدی ، آمادگی های معرفتی و عملی توسط فرد ارزیابی می شوند و چنان چه نتیجه مثبت بود ، فرایند فهم و پذیرش توحید آغاز می گردد. نتیجه این پژوهش آن است که برای توسعه فهم نشانه های توحیدی در بین افراد ، باید صفات تقوا ، شُکر و صبر را در آنان به وجود آورد.
بررسی اختلال شخصیت «نمایشی» در آموزه های اسلامی و تطبیق آن با یافته های روان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع اختلالات شخصیتی مطرح در حوزه ی دانش روان شناسی، «اختلال شخصیت نمایشی» است. این اختلالالگوی فراگیر تهییج پذیری و توجه خواهی مفرط استکهدر روند آن هیجانات و عواطف فرد به نشانه های جسمانی تبدیل می شود. مشابه این اختلال در آموزه های اسلامی مطرح است. پژوهش حاضر در نظر دارد،ضمن ارائه ی نتایجبررسی این اختلال در آموزه های اسلامی؛ میزان هم گرایی یافته های روان شناسی با این آموزه ها رانشان دهد. در همین راستا، لازم است چیستی، سبب شناسی و ملاک های تشخیصی این اختلال در اسلام و روان شناسی مورد توجه قرار گرفته، و در نهایت تطبیقی بین آنهاصورت گیرد. بررسی ها نشان می دهد، اختلال نمایشی از منظر آموزه های اسلامی نوعی اختلال شناختی- هیجانی است که با بی ثباتی کلی حاکم بر شخصیت، و رفتارهای نمایشی متضاد با خود واقعی فردمشخص می شود. مبتلایان به این اختلال هر هفت ملاک تشخیصی اختلال نمایشی در روان شناسی را برآورده می نماید و در ویژگی های فردی نظیر: ظاهرسازی و اغواگری، توجه طلبی و ستایش خواهی؛ عملکرد هیجانی سطحی و فاقد تأمل، تلقین پذیری، افسردگی و انزوا و کسالت و بی انگیزگی با آن هم-پوشانی دارند ولی در سایر اوصاف این هم پوشانی مشاهده نمی شود. ضمن اینکه جسمانی سازی علل هیجانی و عاطفی در این اختلال وجود ندارد.
تحقیقی در نقش تصور و تصدیق در شکل گیری دو گونه جهان اخلاقی نزد ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نزد بوعلی سنخ تصورات ذهنی ما است که به تصدیق ماهیت جهان آنگونه که آن را می شناسیم، منجر می شود. ابن سینا در فلسفه خود با دو سنخ تصور روبه رو است: تصوری که منبع آن ادراک معقولات است و تصوری که منبع آن تمام سطوح ادراکی انسان غیر از قوه عاقله است. این دو سنخ تصور نیز به ساخت دوگونه جهان در ذهن مخاطبان بوعلی منجر می شود: جهانی معقول و جهانی مخیل. انسان بر اساس شناخت خود از عالم در آن به عمل می پردازد. عمل ناشی از شناخت معقول عالم، عقلانی است و جهانی اخلاقی را برای ما به وجود می آورد؛ اما عمل ناشی از شناخت غیرعقلانی عالم، جهانی غیراخلاقی را برای مخاطبان بوعلی به وجود می آورد. پس از بیان نحوه ایجاد این دو عالم اخلاقی و غیراخلاقی در برابر مخاطبان بوعلی، مشخص م ی شود که شکل گیری جهان اخلاقی در نظر انسان بسته به میزان معرفت او از عالم است. حضور انواع تصورات در ذهن و نیز نحوه صورت بندی آنها بسته به میزان معرفت افراد متفاوت است و منجر به شکل گیری دو گونه جهان اخلاقی و غیر اخلاقی در افراد مختلف خواهد شد.
واکاوی نسبت مفهوم مخلوق و فیض در آموزه های دینی با محوریت حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از دیدگاه حکمت متعالیه، خداوند منشأ فیض دائم و قدیم است. واکاوی مقصود از این فیض و نسبت آن با خلقِ سایر موجودات، مسأله اصلی این نوشتار در راستای وضوح مواضع فلاسفه در مبحث قدم و حدوث عالم است. مراد از این فیض، صادر نخستینی است که عنوان مخلوق بر آن صدق نمی کند؛ هرچند با توسع در مفهوم «مخلوق» می توان آن را نیز تحت اطلاق جای داد. این موارد و نیز این که بحث پیش رو، روشنگر این حقیقت است که ذهنیّت اندیشوران از مفاهیم کلیدی در مبحث حدوث یا قدمِ «مخلوق»، «عالَم» و «فیض» یکسان نیست و نیز طرح شواهدی بر تعدّد اصطلاح ها در متون، یافته هایی است که این مقاله با شیوه تحلیلی اسنادی بدان ها پرداخته و با ابهام زدایی از مفاهیم واژه های «خلق»، «فیض» و «عالَم» زمینه ساز وضوح بیشتر مسأله پیچیده و چالش برانگیز حدوث و قدم عالم شده است.
بررسی تحولات تاریخی «ضروریّ» مذهب در فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال شانزدهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۶۰
57-68
حوزههای تخصصی:
تبیین «ضروری» و سیرتحولات آن در مذهب امامیه از اهمیت فراوانی برخوردار است. با این توصیف لازم است این مسئله واکاوی شود که اصطلاح ضروریات مذهب از چه عصری وارد مذهب شده و سیر تطوّرات و تحولات آن چگونه بوده است؟ این مقاله با روش تحلیلی – توصیفی و بر اساس این مبنا که جایگاه ضروریات در مذهب از مسلّمات کلامی و فقهی(متسالم علیه)، و از اجماعیّات بالاتر است و به مصادیقی اطلاق شده که اثبات آن، احتیاج به نظر و استدلال ندارد، به این نتیجه دست پیدا کرده که، ضروری مذهب اصطلاحی مستحدث و نو است که قبل از ابن ادریس حلّی کاربرد کلامی و فقهی نداشته و اولین مرتبه ایشان آن را استعمال کرده و بعد از محقق حلّی و علّامه حلّی در بین متاخّران گسترش یافته و صاحب جواهر بیشترین کاربرد را داشته است. علمای معاصر برای جلوگیری از پیامدهای گسترش تکفیر و محدودیت باب اجتهاد، به تنقیح، تضییق و تحدید دایره کاربرد آن پرداخته اند.