فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۶۰۱ تا ۱۲٬۶۲۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
161 - 173
حوزههای تخصصی:
وحدت و همدلی میان مسلمانان و زندگی مسالمت آمیز آنان در کنار یکدیگر، دغدغه همه صاحب نظرانِ دلسوزِ مسلمان بوده و است اما بحث های مطرح شده درباره وحدت از سوی اندیشمندان اثر گذار و بلکه حتی فقهاء و علمای دینی در بسیاری از موارد، در فضایی غیرفقهی و با ادبیاتی صرفاً اصلاحی- اجتماعی، شکل گرفته است. نگاه به این مسأله و ضرورت آن از منظر فقهی - برخلاف نگاه اجتماعی غیرفقهی که برای آن افقی فراتر از توصیه و تحسینِ وحدت و تبیین ضرورت آن متصور نیست- این ظرفیت را دارد که مسأله وحدت و هم زیستی مسالمت آمیز را در سطحی بالاتر از توصیه و تحسین در جوامع اسلامی مطرح نماید. خصوصاً برخورداری مسأله وحدت گریزی -که پیوسته از شکاف های میان فرق اسلامی، قوت می گیرد- از هویت فقهی در کنار ماهیت اعتقادی، این ضرورت را ایجاب می نماید که مسأله وحدت و همزیستی مسالمت آمیز در فضایی قدرتمندتر و مؤثرتر مطرح شود تا توان کنار زدن دیدگاههای وحدت گریزانه را داشته باشد و به نظر تحلیل و واکاوی مسأله وحدت از منظر فقه و کنکاش برای یافتن حکم فقهی آن (وجوب، حرمت و ...) بر اساس قاعده احترام مسلمان، از این جایگاه و توان برخوردار است.
همبستگی وجودی توحید و فناءفی الله و بقاءبالله در اندیشه ابن عربی و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۷۳
1 - 22
حوزههای تخصصی:
توحید در اصطلاح ادیان به ویژه دین اسلام و فناءفی الله و بقاءبالله در عرفان اسلامی از زوایای مختلفی قابل بررسی است. به رغم پژوهش های ارزشمندی که در این باب صورت گرفته است، جای این سؤال هست که صرف نظر از بعد معرفتی و حصولی هریک از توحید و فنا، توحید نزد موحد و فناءفی الله و بقاءبالله نزد فانی فی الله چه نسبت و رابطه ای با هم دارند؟ آیا همانطور که در بعد ذهنی و حصولی رابطه مبتنی بر تخالف درباره آن ها به نظرمی رسد در وجود سالک و موحد نیز جدای از هم و مستقل از هم معنا دارند یا این دو در وجود موحد به هم گره خورده و یکی هستند؟ تعاریف توحید و استدلالات آن، در زمره علم حصولی واقع می شوند؛ اما در معرفت حضوری به توحید، بی واسطه حد و رسم و مفاهیم، حقیقت، بنا به وسعت ظرف انسان نزد او جلوه گر خواهدشد. در این نوشتار از این امر به توحیدی شدن انسان یادشده است. از سوی دیگر، در سلوک عرفانی و رسیدن به مقام فناء فی الله و بقاء بالله نیز وجود سالک عین علم خواهدشد تا جایی که یادکردن و یا نسیان خداوند از انسان، با یادآوری انسان از خداوند یا فراموشی او وحدت خواهدداشت، زیرا در اینجا علم انسان به رب خویش و هم علم پروردگار به نفس، حضوری و عین وجود نفس است. درک این وحدت میان عبد و رب و توحیدی شدن نفس، همان ارمغان فناء فی الله و بقاءبالله است. همسانی اقسام، مسیر، دستورالعمل و امام در این دو این مدعا را تقویت می کند.
بازجست نقش پرسش و چگونگی حلّ مسائل زندگی از دیدگاه مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حل مسأله نقش مهمی در زندگی روز مره انسان ها و تأمین روان درستی آنان ایفا می کند. انسان اندیشمند برای تداوم حیات و رفع نیازهای روزمره ی زندگی خویش نیازمند کسب مهارت های زندگی به ویژه مهارت حلّ مسأله از طریق پرسش کردن است. جلالالدین محمد مولوی بلخی(604-672ه.ق) در زمره ی عارفان بزرگی است که تحت تأثیر فرهنگ قرآنی– اسلامی و با استفاده از ابزار تمثیل و با نقل حکایات جذاب و دلنشین توانسته است چگونگی حل مشکلات جامعه ی بشری را آدمیان تبیین نماید. این عارف بزرگ پرسش گری را از وجوه تمایز انسان از حیوان برشمرده و پرسش را مدخلی مطلوب و مناسب برای حل مسائل زندگی مادی و معنوی انسان و نیل او به کمال مطلوب و آرامش واقعی تلقی میکند. این نوشتار با تحلیل دو حکایت «پادشاه و کنیزک» و واکاوی قصه «باغبان و شبه دزدان» در مثنوی معنوی مولوی و با روش توصیفی و تحلیل محتوا نشان می دهد که مولوی آگاهانه به تبیین حلّ مسائل زندگی انسانها در جامعه اهتمام داشته است. لذا وی بر رعایت مراحل شش گانه حل مسأله اهتمام جدی می ورزیده است و در صدد حل منطقی مسائل بر آمده است..
کارکرد فرهنگی مدرسه در بخارا (سده های 14 - 10 ق / 20 – 15م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ورود اسلام به قلمرو بلغارهای ولگا از اواخر قرن 3ق/ اوایل قرن 10م سرعت گرفت و چندی نگذشت که منطقه ولگا - اورال به یکی از کانون های پویایی فرهنگ اسلامی بدل شد. این مهم به واسطه حضور و تحصیل علماء و دانش آموختگانی بود که در سراسر دوره اسلامی خصوصاً در دوره زمانی پیشِ رو، در مدارس دینی بخارا تحصیل کرده بودند. پژوهش حاضر در نظر دارد با استفاده از منابع تاریخی و با رویکردی توصیفی- تحلیلی به بررسی کارکرد فرهنگی مدرسه در بخارا در دوره زمانی مورد بحث بپردازد. دستاورد پژوهش روشن می سازد دانش آموختگان مدارس بخارا به واسطه حضور در مناصب اجتماعی، حکومتی، علمی و تبادلات فرهنگی با استادان و دانش پژوهان دیگر و همچنین تألیف و چاپ کتب دینی، نقش مهم و بسزایی در بسط و گسترش فرهنگ اسلامی در اقصی ترکستان و دشت قبچاق و سرزمین های تاتار و بلغارنشین ایفا نمودند.
نقش آموزش و پرورش در گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی (در چارچوب اقتصاد اسلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: اهداف این پژوهش تبیین نقش آموزش و پرورش در تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی و گفتمان سازی آن در کشور است. روش: برای این منظور روش تحلیل محتوای اسنادی به کار گرفته و جهت اولویت بندی از الگوی برخاسته از رویکرد مبتنی بر آرای خبرگان بسط یافته و به صورت چندگانه استفاده شده است. در بخش آرای خبرگانی، جامعه تحقیق اساتید دانشگاهی مرتبط، مدیران و کارشناسان آموزش و پرورش و مدیران و کارشناسان نهادهای مرتبط بودند که به طور هدفمند بر اساس میزان دانش، تخصص و علاقمندی به شرکت در مطالعه انتخاب شدند. جهت تجزیه و تحلیل یافته ها از آزمون فریدمن، تجزیه واریانس دوطرفه و تحلیل واریانس یک طرفه کروسکال- والیس به کار گرفته و استقلال گروه های نمونه از جوامع آماری مختلف آزمون شد. یافته ها: نتایج اولویت بندی راهبردها و برنامه ها بر اساس میانگین رتبه ها نشان داد راهبرد"گسترش مشارکت آموزش و پرورش در تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی در کشور"، در میان راهبردهای چهارگانه دارای اولویت دوم است. همچنین برنامه "گفتمان سازی اقتصاد مقاومتی و تبیین سیاست های مربوطه مانند جهاد اقتصادی به همراه ترویج فرهنگ حفظ بیت المال و حقوق مردم، قانون گرائی و مسئولیت پذیری در برابر محیط زیست " در میان مجموعه برنامه های مربوط به راهبرد گسترش مشارکت آموزش و پرورش در جامعه، اولویت نخست را دارد. نتیجه گیری: با وجود تنوع در آرای صاحبنظران پیرامون تعریف اقتصاد مقاومتی و رابطه آن با اقتصاد اسلامی و تفاوت دیدگاه گروه های سه گانه اساتید، مدیران و کارشناسان آموزش و پرورش و مدیران و کارشناسان نهادهای مرتبط با آن، نزدیک شدن به توافق برای گفتمان سازی و تحقق اهداف اقتصاد مقاومتی در کشور توصیه می شود.
بررسی تطبیقی مبانی هرمنوتیست های قصدگرا و متفکران مسلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هرمنوتیست های قصدگرا و تأویل گرایان مسلمان گرچه هردو به دنبال فهم مراد و قصد مؤلّف از متن اند، ولی مبانی تفسیری مکاتب، امر تعیین کننده برای تفاوت های تفسیری اند. از این رو شناخت مبانی این دو مکتب، هدف این مقاله قرار گرفت و نسبت بین این دو مکتب تأویلی از نظر مبانی مورد بحث و تحلیل مقایسه ای قرار گرفت. در مقایسه پیش فرض های دو مکتب نشان داده شد که در برخی مبانی همچون فهم پذیری متون، مبنا بودن زبان در فهم و قصد، عینی بودن معنا، معنای نهایی متن، نسبی بودن فهم از متن، اشتراک دارند؛ ولی در برخی مبانی همچون تاریخی نگری، ابتناء کشف قصد بر حدس _ که هرمنوتیک قصدی بدان باور دارد _ و نه عقل، افتراق دارند. همچنین متن (قرآنی) به دلیل علیم بودن مؤلف آن اختلاف و تناقض ندارد که آن را از هر متن دیگر ممتاز می سازد. نیز در خصوص مبنای تاریخی نگری بین دو مکتب نشان داده شد این دو مبنا با هم اختلاف دارد. داده ها، آشکارا نشانگر این تفاوت ها و اشتراک ها بین مبانی دو مکتب اند که در پایان به شکل جدولی مقایسه ای ارائه شده است.
بررسی و نقد نظریه عقول از دیدگاه بانو امین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت معاصر سال ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
191-217
حوزههای تخصصی:
بانو امین که مشرب صدرایی دارد، در مواضعی مانند تقسیم بندی قوای نفس انسان، نظریه عقول و... تفاوت هایی با پیشینیانش دارد. در «نظریه عقول»، او ضمن انتقاد به نظریات پیشین، «نظریه ی روح محمدی» را مطرح می کند. مسئله پژوهش حاضر بررسی نوع مواجهه او با نظریه عقول و ارزیابی نظریه روح محمدی است. بر اساس یافته های پژوهش، بانو امین به هشت اشکال پیرامون نظریه عقول پاسخ می گوید: دو اشکال بر تجرد و قدم عقل، پنج اشکال بر مادی بودن عقل و یک اشکال بر ترتیب طولی و عدد عقول است. او از سویی دلایل عقلیِ تجرد عقول را قبول می کند و از سوی دیگر بنا بر ادله نقلی و ایرادات قاعده الواحد، مادی بودن عقول را به طور کلی مردود نمی داند؛ بلکه آن را «جایز» می داند و برای تبیین ربط واحد به کثیر از نظریه روح محمدی استفاده می کند. او گاهی روح محمدیه را معادل عقل اول می داند و گاهی با مادی دانستن عقل اول و مجرد دانستن روح محمدیه آن ها را غیر از هم می داند. بنابراین با نقد نظریات موجود در باب عقول، از هر دو نظریه ی مادی بودن و تجرد عقول قسمت هایی را می پذیرد و قسمت هایی را نمی پذیرد و سرانجام نظریه ی جدیدی بیان می کند. ترجیح دلایل نقلی و بحث از نظرگاه های مختلف، موجب نظریه جدیدی در آراء بانو امین شده است. روش این پژوهش تحلیلی انتقادی است.
بررسی نسبت مسئله همزیستی با غیرمسلمانان و آیات نهی از تولّی ایشان(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«همزیستی مسالمت آمیز» که همواره از نیازهای زندگی بشر بوده، امروزه اهمیت بیشتری یافته است و با رویکردهای گوناگونی بررسی می گردد. در این میان، نقش دین در ایجاد یا نفی همزیستی مسالمت آمیز همواره برجسته بوده است. از منظر برخی جامعه شناسان، دین مایه وحدت و قوام اجتماع می شود و از منظر برخی اندیشمندان، دین به خشونت و چنددستگی میان انسان ها دامن می زند و امکان همزیستی مسالمت آمیز را تضعیف می کند. یکی از استنادات گروه اخیر آن است که دین مرزهای اجتماعی براساس مرزهای عقیدتی ایجاد می کند و انسان ها را در اجتماع به «خود» و «دیگری» تقسیم کرده، عامل خشونت ورزی علیه دیگران می شود. از جمله آیاتی که چنین تقسیمی را القا می کند آیات نهی مسلمانان از تولّی غیرمسلمانان در قرآن است. این مقاله درصدد است جایگاه روابط اجتماعی با غیرمسلمانان را ذیل «نهی از تولّی غیرمسلمانان» در این آیات بررسی کند و نشان دهد که چنین آیاتی درصدد نفی حسن معاشرت و ایجاد مرزهای اجتماعی میان مسلمانان و غیرمسلمانان نیست. در این مسیر، مقاله نشان می دهد که اصولاً ملاک مواجهه اجتماعی در نگاه قرآن، نه اعتقادات گروه های مقابل، بلکه نوع رفتار عملی ایشان است و آنچه مایه ایجاد مرز اجتماعی می گردد «عداوت» است و نه «کفر». این مقاله به روش تفسیر «قرآن به قرآن» مسئله مزبور را بررسی می کند.
پیوستگی اصول عام اخلاقی در اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۷
۲۶-۷
حوزههای تخصصی:
اصول عام اخلاقی ارزش هایی عام هستند که دیگر ارزش ها از آنها استنتاج می شوند. بسیاری از اختلافات در نظریات اخلاقی از تبیین این اصول نشأت می گیرد. شش اصل عام اخلاقی (کمال، آزادی، عدم آسیب، منفعت عمومی، استحقاق و عدالت) به هم پیوسته هستند و جانبداری از یک اصل بدون تبیین نسبت آن با دیگر اصول موجه نیست. اصل کمال، لزوم اخلاقی تحصیل کمالات مادی و معنوی را نشان می دهد. اصل آزادی بر اساس اصل کمال، از آزادی کسب اهداف میانی و نهایی دفاع می کند و اصل عدم آسیب، حدود اصل آزادی را نشان می دهد. همچنین اصل منفعت عمومی از محروم کردن افراد از منافع عمومی جلوگیری می کند و اصل استحقاق، منافع عمومی را بنابر دلایل موجه تخصیص می زند. نهایتا اصل عدالت، هماهنگی و تعادل میان دیگر اصول را رقم می زند. در این مقاله ضمن تبیین اصول عام هنجاری، پیوستگی این اصول را با روش توصیفی– تحلیلی از نگاه اسلام تبیین خواهیم کرد.
بررسی دیدگاه برخی خاورشناسان در موضوع فضیلت شکر در قرآن و رابطه آن با اخلاقی بودن ایمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۵۷
۶۸-۴۹
حوزههای تخصصی:
ایزوتسو شکر را در قرآن با ایمان مترادف دانسته و راینهارت با توجه به تقابل شکر و کفر در قرآن، آن را دلیل بر الزام اخلاقی دانسته است. گر چه اصل ادعا، مبانی و دلایل ایشان با اشکالاتی مواجه است؛ اما توجه آنها به تضاد شکر و کفر در قرآن، راهبردی مبنی بر پیوند شکر و ایمان و فضیلت اخلاقی شدن ایمان ارائه می دهد. بر اساس تحلیل لفظ شکر در قرآن و آیات آنکه در مقابل با کفر قرار گرفته و اشاراتی که در کلام مفسران و اندیشمندان اسلامی آمده، لازمه شکر نعمت های مادی و دنیوی، شناخت منعم و استفاده از نعمت ها در مسیر خواست الهی است که نتیجه آن ایمان است؛ نیز لازمه شکر نعمت هدایت انسان به دین، بهره گیری از این هدایت و ایمان آوردن به خدا است و انکار خداوند در واقع ناسپاسی در مقابل نعمت هایی است که قابل انکار نیست. روش این پژوهش توصیفی-تحلیلی است.
بررسی و تحلیل طرح واره های تصویری نفس اماره در مثنوی های عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
89 - 116
حوزههای تخصصی:
نوشتار حاضر که به روش کمی- کیفی فراهم آمده، به بررسی و تحلیل بُعد منفی نفس یعنی نفس اماره، در آثار عطار پرداخته است. بُعد امارگی نفس و کارکردهای منفی آن که در گمراهی و سقوط انسان بسیار نقش دارد، یکی از مهم ترین مباحث شناخت شناسی در تعالیم عرفانی عطار است. عطار برای بازنمایی این بُعد منفی نفس، آن را در قالب طرح واره های تصویری، بدن مند و مجسم می سازد تا مخاطب بتواند مفاهیم انتزاعی مربوط به نفس اماره را دریابد. در پژوهش حاضر در مثنوی های عطار انواع طرح واره های تصویری یعنی طرح واره قدرتی، حرکتی و حجمی در ارتباط با نفس اماره واکاوی شد. از حیث بسامدی، میزان استفاده از طرح واره قدرتی بیش از دو نوع دیگر است که در صفاتی همچون کافر بودن، درنده خویی و در قالب شخصیت های حیوانی و انسانی چون سگ، خوک، افراسیاب، دیو، شیطان و... بازنموده می شود. دومین میزان استفاده از طرح واره های تصویری مربوط به طرح واره حجمی است که حکایت از همنشینی همیشگی نفس با انسان دارد. میزان استفاده از طرح واره های حرکتی نسبت به دو نوع دیگر کمتر است که ارتباط معناداری با طرح واره قدرتی دارد، زیرا سیطره نفس بر انسان بسیار زیاد است؛ ازاین رو خروج از نفس بسیار به کندی صورت می گیرد.
معرفت از دیدگاه غزّالی با تأکید بر معرفت وحیانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۴
7 - 25
حوزههای تخصصی:
نظرات غزّالی در باب علم و معرفت از جهت احاطه به علوم مختلف از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مقاله تفاوت معرفت وحیانی به عنوان یک معرفت خاص که ویژه انبیاء است در مقایسه با علوم بشری و به ویژه علوم دنیوی مشخص شده است. غزّالی با تقسیم علوم به لحاظ متعلق، روش و غایت به بیان تفاوت علوم پرداخته و برتری وحی را نشان داده است و معتقد است تنها وحی را می توان معرفت نامید. به علاوه این که معرفت وحیانی از دو جهت ارزش دارد یکی اینکه معرفتی یقینی است و دوم اینکه بدون آن نمیتوان به سعادت رسید، لذا جایگزینی ندارد. با این وجود علوم دیگر را بی اعتبار نمی داند. او برای تبیین معرفت نبوی از مفاهیم فلسفی و کلامی بهره می گیرد اما معرفت نبی را در نهایت فراتر از آنها این می داند، این مقاله با اتکاء به روش تحلیلی تلاش دارد تا نگاه غزّالی را در حوزه معرفت تبیین نماید.
رابطه دعا با اصل علیت
منبع:
کلام حکمت سال ۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۰
117 - 134
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، رابطه دعا با اصل علیت را بررسی می کند. هدف از مسئله این است که تبیینی فلسفی-کلامی از دعا صورت گیرد و تاحدودی ابهامات مربوط به شیوه تأثیرگذاری دعا در نظام هستی رفع و فرهنگ دعا که آموزه ای دینی است شفاف سازی شود؛ زیرا درمیان حکما، نخستین بار ابن سینا به طور جدی و مدون برای تبیین دعا و شیوه تأثیرگذاری آن در نظام هستی تلاش کرد. پژوهش حاضر از منابع دست اول کتابخانه ای استفاده کرده است و با روشی تبیینی-تحلیلی، مسئله دعا و اصل علیت را یررسی می کند. با تبیین رابطه دعا با اصل علیت این نتیجه حاصل شد که دعا با اصل علیت منافات ندارد، بلکه خود، علتى فراطبیعی در سلسله علت ها و معلول هاست که نقش مقتضی یا جزء علت را در تحقق پدیده ها ایفا می کند. بنابراین، دعا از بعد عقلی نیز قابل پذیرش است.
ظرفیت های سیاسی تدبر قرآنی در منظومه فکری آیت اللّه العظمی خامنه ای(مدظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوه نامه فقه و علوم اسلامی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲
107 - 144
حوزههای تخصصی:
عملیات تفسیر قرآن در زوایای مختلف همواره پیگیری و برای آن اصول، روش، مبانی و قواعدی تنظیم شده و به صورت علوم تفسیری بیان گشته اند. در این بین تفسیر سیاسی به مثابه گرایشی نوبنیاد در عصر حاضر مستلزم بحث و سازمان دهی جدید است. برای ساماندهی تفسیر سیاسی، مفسران بر پایه مبانی هستی شناختی، انسان شناختی، معرفت شناختی به فهم قرآن کریم می پردازند. استنطاق از قرآن به مفسران سیاسی این فرصت را می دهد نظرات و الگوهای هماهنگ با مسائل اجتماعی- سیاسی را تئوریزه کنند و در اختیار جامعه قرار دهند. لازمه چنین اقدامی مهارت در فهم قرآن و روش مندی در نحوه تلقی از آیات قرآن است. از آنجا که عنصر تدبر در بیانات و رهنمودهای مقام معظم رهبری بسیار مشهود می باشد و از نگاه ایشان با دوگانه تلاوت - تدبر در قرآن، می توان فهمی شگرف از آیات قرآن در تمامی ساحت ها به دست آورد؛ شناخت ظرفیت سیاسی تفسیر تدبری قرآن در منظومه فکری آیت الله خامنه ای برای این جستار هدفی ارزشمند خواهد بود. به همین روی این جستار با هدف مزبور و از رهگذر روش توصیفی- تحلیلی به بررسی عنصر تدبر در افاضات مقام معظم رهبری پرداخته و به مطالب پیش رو به عنوان نتایج تحقیق تأکید می کند: نخست از آنجا که رویکرد مقام معظم رهبری در فهم قرآن کریم رویکردی اجتماعی - تمدنی می باشد، نظام سازی رکن بنیادین و مبنای اساسی در اندیشه ایشان مطرح شده است. نظام سازی در ساحت های گوناگونی انجام می شود و عالی ترین سطح آن نظام حکومتی می باشد. دوم؛ آیت الله خامنه ای به آیات قابل توجهی از قرآن با نگاه سیاسی - اجتماعی توجه کرده و با استمداد از بعضی آیات سوره مبارکه حج، اقامه نماز، ایتاء زکات، امر به معروف و نهی از منکر را مثلث نظام ساز می دانند. سوم؛ نظام سیاسی مطلوب و مطمح نظر آیت الله خامنه ای نظامی است که بر پایه اصول الهی- اسلامی بنیان نهاده شده باشد و در آن معنویت و مادیت آحاد جامعه توأمان با هم لحاظ شود؛ از این رو در اندیشه تفسیری ایشان، نظام سیاسی مشروع، نظامی است اسلامی از نوع شیعی و بر پایه رهبری ولی فقیه با رعایت شاخص هایی همچون علمیت، ایمان و تقوا که توسط رهبر و حاکم جامعه هدایت شود و مسئولان و کارگزاران و مردم در تحت رهبری چنین رهبر الهی به رشد و تعالی برسند.
بررسی احکام فقهی ساخت، کسب درآمد و استفاده از آلات موسیقی با تأکید بر آراء آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوه نامه فقه و علوم اسلامی دوره ۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳
27 - 48
حوزههای تخصصی:
موسیقی یکی از علوم عقلی است که در مقوله هنرهای پُرجاذبه از دیرباز مورد اعتنای بشر بوده است. همین مسأله موجب موضع گیری شریعت نسبت به آن شده است. ادله متکثر موجود در منابع فقهی به ظاهر حاکی از صدور حکم حرمت برای ساخت، کسب درآمد و استفاده از آلات موسیقی می باشد. نوشتار حاضر با مطالعه منابع موجود و رجوع به آثار فقهیان به طور خاص آیت الله خامنه ای این مسأله را مورد واکاوی قرار داده است. هرچند قدمای فقیهان نظر به ظاهر ادله، قائل به حرمت کاربری های مذکور شده اند، اما غالب متأخرین، من جمله آیت الله خامنه ای، اطلاق ادله مذکور را نپذیرفته و ملاک لهویت را برای حکم به حرمت لازم می داند. نوشتار حاضر علاوه بر ابرام بر نظر مختار آیت الله خامنه ای، ملاکات تشخیص موسیقی لهوی از غیرلهوی را با عناوینی چون اضلال عن سبیل الله، تحریک شهوات، سوق دادن به فعل حرام و بازداشتن از واجبات و بی مبالاتی در دین باز می شناساند.
روش شناسی فهم براساس آموزه های قرآنی
حوزههای تخصصی:
هرمنوتیک، دانشی جدید و پیچیده برای فهم متن است که متون دینی را نیز شامل می شود. قرآن هم که کلام خداوند است، متن آن، پیام الهی است؛ ازاین رو یکی از مسائل اساسی در حوزه تفسیر متن قرآن، مسئله فهم پیام های قرآنی است. کشف معنا و فهم بهتر مقصود آیات قرآن، در گرو بهره گیری اصولی و منطقی دانش هرمنوتیک پس از نقد و بررسی منصفانه آن دانش است. رهیافت مقاله پیش رو این است که با اِعمال روش ها و به کارگیری قواعد فهم هرمنوتیکی با استفاده از گزاره های قرآنی، هرمنوتیک قرآنی را استخراج کند؛ ازاین رو در پی تبیین آیاتی است که ناظر به موضوعات و مباحث هرمنوتیک بوده و قواعد و مکانیسم هایی را که خود آیات و گزاره های قرآن برای به دست آوردن فهم معنای آیات قرآن ارائه کرده اند، تحلیل می کند تا بدین سان شکل و شیوه ای تازه در دانش فهم و تفسیر قرآن عرضه کند. پژوهش پیش رو به لحاظ نوع مسئله آن، بنیادی بوده و به روش توصیفی - تحلیلی به بررسی آیات هرمنوتیک پرداخته است. هدف این نوشته، بیان این مطلب است که بعضی از اصول هرمنوتیک را که مغایرتی با مبانی و روش فهم قرآن ندارند، با گزاره های قرآنی مربوط به قواعد فهم قرآن تطبیق و دنبال کند. تا اینکه در نهایت هرمنوتیک قرآنی را که منظور آیات ناظر به قواعد فهم متن قرآن است، استخراج و تبیین کرد.
تحلیل قرآنی و روایی علّت تشریع سهم «تألیف قلوب» در اسلام
منبع:
مطالعات علوم قرآن سال چهارم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۱۴)
148 - 182
حوزههای تخصصی:
بنابر آیه۶۰ سوره توبه یکی از مصارف زکات «تألیف قلوب» است. از روایات و سیره معصومین(ع) استفاده می شود که مهم ترین کارکرد و تأثیر این مورد از مصرف زکات، متمایل کردن دل ها به سوی اسلام و تثبیت مسلمانان ضعیف العقیده است. همین امر سبب شده تا برخی معاندان درصدد عیب جویی و شبهه افکنی برآمده و این سهم را نوعی تطمیع مالی و رشوه برای خریدن ایمان به شمار آورند و علت تشریع سهم «تألیف قلوب» را ناتوانی پیامبر(ص) از ارائه ادله متقن و براهین منطقی معرفی کنند. مقالاتی که درباره سهم «تألیف قلوب» نوشته شده است، هیچ یک به تحلیل علّت تشریع سهم تألیف قلوب در اسلام نپرداخته اند و بیشتر به مسائل متداول فقهی و برخی موضوعات سیاسی توجه نموده اند؛ بر این اساس، ضرورت بحث و پاسخ به این شبهه به طور کامل روشن می شود. در این مقاله به روش تحلیلی - توصیفی و با استناد به منابع کتابخانه ای و بهره گیری از آیات، روایات و دیدگاه های مفسران مشهور به تحلیل و پاسخ به این شبهه پرداخته شده است. وجه تمایز این مقاله از دیگر مقالاتی که درباره سهم «تألیف قلوب» نوشته شده، در پرداختن به نقد و پاسخ به شبهه یادشده است و نتیجه اینکه پرداخت این سهم نوعی زمینه سازی برای شنیدن پیام اسلام براساس حب فطری بشر به مال می باشد.
دلالت همانندناپذیری قرآن بر صدق ادعای الهی بودن قرآن
حوزههای تخصصی:
ازآنجاکه معجزه راه اثبات نبوّت نبی از دیدگاه دینداران شمرده می شود، اثبات عجز بشر از آوردن مانند قرآن دلیلی بر الهی بودن قرآن و دلیلی بر صدق ادّعای نبوّت پیامبر اکرم(ص) است. عجز بشر از آوردن مانند قرآن در صورتی ادّعای نبوّت پیامبر(ص) را اثبات می کندکه دلالت آن بر صدق ادّعای آورنده آن پذیرفته شود. اثبات این دلالت بر پایه تبیین حسن و قبح عقلی و پس از باور و اعتراف به وجود خداوند قادر، حکیم و عالِم عملی می شود. در این نوشتار، موضوع با روش توصیفی - تحلیلی و کتابخانه ای و با توجه به قواعد «وجوب لطف»، «قبح اغراء به جهل» و «امتناع نقض غرض» از خداوند، بررسی شده است. نتیجه نوشتار حاضر، اثبات دلالت عقلی و برهانی عجز بشر از آوردن مثل قرآن بر الهی بودن آن است.
کاربرد قواعد فقهی در تحقق روابط اجتماعی مسالمت آمیز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۷
106 - 124
حوزههای تخصصی:
دین اسلام نه تنها مخالف جنگ و طرفدار صلح است؛ بلکه برای ارتباطات اجتماعی اهمیتی والا قائل است. فقه، قانون زندگی است و وظیفه تنظیم روابط انسان ها براساس شریعت را برعهده دارد؛ لذا به مسائل جزئی زندگی بشر نیز پرداخته است. توجه اسلام به کرامت انسانی، رعایت حقوق دیگران، گفتگو و احترام متقابل، عدالت و هشدار به عدم توهین و عدم خروج از مدار حق حتی در تعامل با کافرانی که زندگی مسالمت آمیزی با مسلمین دارند، نهی از مجادله حتی با اهل کتاب، حل مسالمت آمیز اختلافات و پرهیز از بلندکردن نداهای تفرقه افکن، تعامل، تاکید بر صداقت و ... بیانگر توجه به روابط اجتماعی و نشان دهنده ظرفیت های بالای آموزه های مترقی اجتماعی اسلام در تحقق روابط اجتماعی مسالمت آمیز است. قواعدی چون صحت، عدالت، انصاف، تقیه، صلح، لا ضرر و احترام مال از جمله قواعد کاربردی در روابط اجتماعی است. رعایت برخی بایدها و نبایدها در روابط یک مسلمان با دیگران، امری است که همیشه مورد توجه تاریخ نگاران بزرگ مسلمان و غیرمسلمان بوده و عامل تفوق و عالم گیر شدن اسلام و هماهنگی و قابلیت تطبیق و تعمیم احکام و دستورات آن با مقتضیات زمان و مکان خواهد بود. این معیار اصلی و عام در آموزه های اسلام و کلام پیشوایان دین، که «هر چه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند»، نقطه آغاز ارتباطات اجتماعی مسالمت آمیز است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است.
واکاوی حقوق مشتری در شفعه از منظر فقهای مذاهب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تقریبی مذاهب اسلامی سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۷
141 - 154
حوزههای تخصصی:
در «شفعه»، در مقابل ضرری که ممکن است متوجه شریک شود، مشتری نیز در معرض تضرر قرار دارد، از این رو باید بررسی شود که «در باب شفعه، مشتری چه حقوقی داشته و در چه مواردی حق وی مقدم بر شریک است؟». ضرورت بررسی پرسش مذکور از این جهت دارای اهمیت مضاعف است که در این خصوص، بین فقیهان مذاهب اسلامی اختلاف نظرهایی وجود دارد. اطلاعات لازم برای پاسخ به پرسش مذکور به روش کتابخانه ای گردآوری و با روش توصیفی - تحلیلی، بررسی شده است. از جمله موارد بررسی شده، نحوه پرداخت ثمن است؛ امامیه بین پرداخت ثمن به مشتری به صورت حال یا مؤجل، قائل به تفکیک نشده اند، اما حنفیه و برخی از فقهای شافعی، شفیع را مخیر بین پرداخت ثمن به صورت حال یا مؤجل کرده اند، فقهای مالکی، حنبلی و برخی دیگر از شافعیه، شفیع را تابع خریدار می دانند. نمونه دیگر، اختلاف در خصوص نماء حاصل از مبیع است؛ امامیه، زیادت متصل را متعلق به شفیع و زیادت منفصل را متعلق به مشتری دانسته اند، اما فقهای اهل سنت، افزایشی که دوام نداشته باشد را در مال مشتری دانسته و در مورد آنچه دوام دارد، اختلاف نظر دارند. علاوه بر دو مورد فوق، موارد دیگری از حقوق مشتری در مقاله پیشاروی از منظر فقهای مذاهب اسلامی مورد بررسی قرار گرفته است.