فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۵۰۱ تا ۱۲٬۵۲۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
یکی از آموزه های مهم دین اسلام که به طور ویژه در مکتب تشیع از جایگاه والایی برخوردار بوده و در مطالعات اخیر خاورشناسان نیز موردتوجه قرار گرفته، باور به مهدویت و ظهور منجی در آخرالزمان می باشد. جیمز دارمستتر از معدود مستشرقانی است که علاوه بر دیدگاه های منحصربه فردش در زمینه ی مهدویت، در این زمینه کتاب نیز نگاشته است. اگرچه اندیشمندان معاصر تا حدودی به بررسی و نقد دیدگاه های برخی از خاورشناسان در زمینه ی مهدویت پرداخته اند، اما این نوشتار، با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی و به صورت متمرکز، دیدگاه های جیمز دارمستتر را پیرامون مهدویت به چالش کشیده و به نقد آنها پرداخته است. از بررسی دیدگاه-های دارمستتر برمی آید که میزان دسترسی او به منابع اصیل اسلامی همچون قرآن کریم و حدیث، در نظریه-پردازی او در زمینه ی مهدویت تأثیر زیادی گذاشته و سبب شده تا نتواند تصویر درستی از مهدویت ارائه کند. او عقیده ی مهدویت را چیزی بیش از یک داستان خیالی و توهمی که برخاسته از داستان های اساطیری ایرانیان باستان است، ندانسته و آن را ابزاری در دست حیله گران برای رسیدن به قدرت معرفی کرده است؛ در صورتی که طبق تصریح قرآن کریم و روایات معصومان(علیهم السلام) و همچنین منقولات تاریخی، حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از نسل پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) بوده و در آخرالزمان ظهور کرده و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد.
چرایی و چگونگی الگوسازی در برنامه درسی اسلامی با رویکرد نهج البلاغه(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از راه های تسهیل و تسریع رشد، استفاده از شیوه تربیتی الگوسازی است. امروزه ضرورت اقتضا می کند این روش پرورشی در طراحی برنامه درسی اسلامی مدنظر قرار گیرد تا در شریان های حیاتی آموزش و پرورش جاری شود. نهج البلاغه با بیان سبک زندگی پیامبران و به سیره نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم افضلیت الگوهای نورانی را نشان داده است. از آنجا که آدمی به طور طبیعی به تقلید روی می آورد و فطرت نیز از این مسأله پشتیبانی می کند مراکز آموزشی می توانند با معیارهای نهج البلاغه اسوة حسنه را به طور غیرمستقیم در برنامه درسی بگنجانند تا نمونة رفتارهای مطلوب را در معرض دید متربیان قرار دهند. این حرکت خطر الگوهای باطل را که از دیر باز در صدد اسوه سازی بوده و به طور مستمر رفتارشان را در معرض نمایش و دید متربیان قرار می دهند، می تواند کمتر کند.
ارمغان علمی و معرفتی فناء فی الله و بقاء بالله از منظر ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۵ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
242 - 227
حوزههای تخصصی:
علی رغم تلاش های علمی صورت گرفته در موضوع فناء فی الله و بقاء بالله، تعیین تحفه ارزشمند منزل فنا و رهاورد آن و پاسخ گویی به تناقض ادراک سالک در حال فناء ذاتی! همچنان در هاله ای از ابهام است. این مقاله مدعی است رهاورد این منزل، همان جان سالک است که معرفتی نوین از ادراک تام وحدت با حق، با آن آمیخته و ممزوج شده است. عارف در منازل متعدد فنا پله پله به فنای خویش و ماسوی الله در افعال، صفات و ذاتِ حق معرفت حضوری می یابد و حقیقت، بی واسطه حد و رسم و مفاهیم، بنا به وسعت ظرف انسان نزد او جلوه گر خواهد شد. بنابر قرائت صحیح از فنا و دستاوردهای آن، تناقض ابتدایی رخت برمی بندد، زیرا اساس این پارادوکس ظاهری یا بر نفی محملِ علم است و یا بر خلوّ آن از معارف در حال فناء ذاتی. وقتی جان بدون هلاکت و تغییر باقی است می تواند ظرف علم نامحدود الاهی واقع گردد و جان هیچ گاه از هرگونه معرفتی خالی نخواهد بود.
بررسی موانع مؤثر بر برنامه امامان شیعه در آموزش علوم اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال هفدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۱
81 - 99
حوزههای تخصصی:
بررسی موانعی که مقابل امامان شیعهj در آموزش علوم اسلامی وجود داشت و تبیین آسیب هایی که هر یک از این موانع بر برنامه ی ایشان بر جای می گذاشت، هدف مطلوب این پژوهش است؛ موانعی که سبب شد جامعه اسلام، مانند پیکری واحد، پذیرای مرجعیت ایشان نشود. پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی−تحلیلی به منظور پاسخ به دو پرسش زیر سامان یافته است: − چه موانعی در آموزش علوم اسلامی از سوی امامان شیعه خلل ایجاد می کرد؟ − این موانع، چه آسیب هایی بر برنامه امامان شیعه در آموزش علوم اسلامی وارد می ساخت؟ یافتهها حاکی از آن است که امامان شیعه در آموزش علوم اسلامی با سه مانع اساسی مواجه بودند؛ حکومت، جریانهای فعال در علوم اسلامی و التزام به اصل تقیه. این سه عامل آسیبهایی بر برنامه ی آموزشی امامان شیعهj وارد کرد که ظهور بدعت و انحراف در دین اسلام، ار بین رفتن بخشی از سرمایه انسانی و علمی شیعه در علوم اسلامی، سرگردانی شیعیان، نفوذ در تشیع امامی، تردید در محتوای برخی از احادیث و انحراف در محتوای علوم اسلامی برخی از آنها هستند.
بازخوانی مبانی استناد به علم قاضی در فقه امامیه و نظام قضایی ایران
حوزههای تخصصی:
جواز استناد قاضی غیرمعصوم به علم شخصی خود در مقام صدور حکم، یکی از مسائل دیرینه و پرسابقه فقهی است که امروزه خود مسئله ساز شده و مورد ابتلای دستگاه قضایی است. علم شخصی قاضی در فقه اسلامی به عنوان یکی از طرق اثبات دعوا به اتف اق نظ ر فقه ا ب ه وی ژه فقهای امامی ه، از صدر اسلام مورد تأکید بوده است. ازآنجاکه خاستگاه اصلى قوانین موضوعه فقه است، ضرورى است تا نظرات و ادله فقها درخصوص علم قاضی از جهت فقهى مورد تحقیق و بررسى قرار گیرد. در مقاله حاضر که به روش توصیفی تحلیلی نگاشته شده پس از بیان دیدگاه های مطرح شده پیرامون موضوع مزبور در فقه و حقوق، به بررسی مبانی نظریات پرداخته می شود. با توجه به چالش های استناد به علم قاضی توسط قضات مأذون در سیستم قضایی، ناگفته پیداست راهی که امروزه در جمهورى اسلامى ایران براى ضابطه مند کردن روش قضایى در دادگاه هاى اسلامى حتى بنا بر مسلک مشهور میان متأخرین (حجیت مطلق علم قاضی) مى توان از آن استفاده کرد، محدود کردن صلاحیت نسبت به قاضیان مأذون توسط ولی امر است که راه هاى ثابت شرعى براى قضاوت مانند گواه و سوگند نزد آن ها معتبر دانسته شود نه مواردى که علم شخصى داشته باشند.
عوامل افزایش و کاهش پذیری ایمان از دیدگاه قرآن و احادیث (تحلیل کلامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایمان عبارت از تصدیق قلبی است که اقرار زبانی بیانگر آن و عمل جوارحی از آثار و نتایج آن است. یکی از ویژگی های مهمّ و اساسی ایمان، ویژگی افزایش و کاهش پذیری آن است که از نظر عدّه ای از متکلّمان مسلمان وصفی ذاتی برای حقیقت ایمان است، و از نظر عدّه ای دیگر وصفی متعلِّق به اعراض و امور زائد بر اصل ایمان بشمار می آید. کسانی که افزایش و کاهش پذیری ایمان را وصف ذاتی ایمان می دانند، این تحوّل پذیری را هم در حوزه عناصر مندرج در ماهیّت ایمان می پذیرند، و هم در حوزه ی اقوال و اعمال ایمانی به عنوان اعراض و نتایج آن . مقاله پیش رو با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی ماهیّت ایمان و عوامل افزایش و کاهش آن از منظر قرآن و احادیث می پردازد. این عوامل در دو قسمِ عوامل معرفتی، و عوامل اخلاقی رفتاری مورد بررسی قرار می گیرند. عوامل معرفتی افزایش ایمان؛ یقین و ظنّ عالمانه، و در مقابل، عوامل کاهش ایمان عبارت از؛ جهل و نادانی و تکیه بر ظنّ و گمان جاهلانه معرّفی گردیده و در ادامه عوامل اخلاقی-رفتاری افزایش و کاهش ایمان بررسی شده است. در بررسی نقش عوامل معرفتی در ایمان، به اثبات می رسد که افزون بر یقین نظری و نیز یقین روانشناختی یا شهودی، ظنِّ عالمانه نیز می تواند در ایمان ورزی انسانها نقش مهمّی را ایفاء کند و هر دو عناصری افزایش و کاهش پذیر برای ایمان بشمار آیند.
درنگی در مشروعیت شرط وکالت زوجه در طلاق(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال بیست و نهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۱)
34 - 64
حوزههای تخصصی:
یکی از شرط هایی که امروزه در نکاح متداول شده، شرط وکالت زوجه در طلاق خود در برخی موارد یا به صورت مطلق است. از این شرط در کتاب های گذشتگان بحث نشده، هرچند بحث از صحت وکالت زوجه در طلاق دارای سابقه بوده و موافقان و مخالفانی داشته است. این مقاله ضمن پی جویی سابقه این مسئله و سیر تطور این بحث، مشروعیت شرط مزبور را مورد نقد و بررسی قرار داده و نشان می دهد که توجیه نادرست دیدگاه فقهایی مانند شیخ طوسی که وکالت زوجه در طلاق را باطل می دانستند، زمینه تغییر سیر بحث و غفلت از مقتضای برخی از روایاتی را فراهم آورد که به طور مطلق شرط واگذاری اختیار طلاق به زوجه از طرف زوج را باطل معرفی می نمایند. همچنین با رفع برخی ابهامات، و روشن کردن فارق میان توکیل و تولیت، و پاسخ از تصور اختصاص مدلول روایات به عناوینی مانند تخییر و تولیت، یا مورد سلب حق طلاق از زوج، اثبات می شود که وکالت مشروط در ضمن عقد لازم که زوج امکان فسخ آن را ندارد، از مصادیق روشن این شرط باطل است.
همدلی در اخلاق؛ بررسی تأثیر همدلی بر قضاوت اخلاقی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال بیست و ششم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۸)
35 - 58
حوزههای تخصصی:
همدلی ظرفیتی در انسان است که به وسیله آن، واکنش های دیگر گرایانه عاطفی برقرار می کند. فرد به کمک این ویژگی می تواند از منظر دیگری جهان را ببیند و احساس او را درک کند؛ بنابراین انسان ها با تخیل شرایط «دیگری»، می توانند رنج ها و لذت های او را ادراک کنند. همدلی در اخلاق، نقش برجسته ای دارد؛ به ویژه تأثیر آن در قضاوت اخلاقی قابل توجه است. عده ای از منتقدان، منکر سودمندی همدلی برای قضاوت اخلاقی شدند. نقد این عده به دو شکل متفاوت ارائه شده است: برخی از این استدلال ها ناظر به انکار ضرورت همدلی برای قضاوت اخلاقی است و برخی دیگر مدعی اند که همدلی تأثیر منفی بر قضاوت اخلاقی می گذارد. در مقاله حاضر که با روش توصیفی-تحلیلی تدوین شده است، نخست ادله منتقدان بررسی شده، سپس به تحلیل سه نوع رابطه علّی، سازه ای و تبیینی و بازبینی تأثیرات منفی همدلی بر قضاوت اخلاقی پرداخته خواهد شد. درنهایت این نتیجه حاصل می شود که اولاً همدلی به مثابه عنصری قوام بخش در تبیین قضاوت اخلاقی، موجه است؛ ثانیاً گرچه نمی توان به صورت کلی همه اقسام همدلی (شناختی/عاطفی) را برای قضاوت اخلاقی ضروری دانست و تأثیرات آن را کاملاً مثبت ارزیابی کرد، دست کم می توان نشان داد که همدلیِ شناختی عنصری مثبت در قضاوت اخلاقی است.
نظریه انقباض جهان از منظر قرآن (با محوریت آیه 104 سوره انبیاء)
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ششم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۱
179 - 212
حوزههای تخصصی:
اندیشمندان و عالمان برای تفسیر قرآن و درک مفاهیم الهی از روش تفسیر علمی استفاده می کنند که در این روش با استفاده از علوم قطعی شده یا نظریه های قوی، به تطبیق آیات قرآن می پردازند در این پژوهش نیز با استفاده از تفسیر علمی به انقباض جهان و برگشت آن از منظر سوره های (انبیا/104) و (زمر/67) پرداخته شد کیهان شناسان فرضیه ها و مدل هایی را در این زمینه ارائه دادند که از آن جمله نظریه پرکاربرد انیشتین، (انقباض جهان) می باشد که در این زمینه ارائه شده است بر مبنای این نظریه، جهان چرخه ای را طی می کند که شامل انفجارهای بزرگ (Big bangs) و انقباض های بزرگ ((Big crunches است بر اساس نظریه ی «انقباض بزرگ»، جهان در حال انبساط است و نیروهای جاذبه بین مواد باعث کند شدن این انبساط می شوند. هرچه جرم جهان متراکم تر باشد، انبساط آن کندتر می شود؛ و هنگامی که چگالی جهان بیشتر از چگالی بحرانی شود، انبساط جهان، به انقباض تغییر یافته و کل جهان و اجزایش دچار فروریختگی می گردد و یک انفجار بزرگ (Big Bangs) دیگر رخ می دهد و منجر به بازسازی جهان می گردد. قرآن کریم با کاربست ترکیب (نَطوِی الًسماء) در آیه 104 انبیاء به معنای (درهم پیچیده شدن آسمان) به مرحله ای از پایان جهان، واژه (خَلقٍ نُعیدُهُ) به معنای (برگشت جهان) اشاره می فرماید در این نوشتار با روش تحلیلی- توصیفی به این انطباق پرداخته شده است. یافته ها و نتایج علمی در این پژوهش نشان می دهد نظریه انقباض جهان با آیه 104 سوره انبیاء و آیه 67 سوره زمر که به در هم پیچیده شدن جهان و برگشت جهان به حالت نخستین اشاره می کند تطابق دارد و پس از اثبات قطعی این نظریه می توان آن را به عنوان مدلی در تفسیر علمی این آیات دانست.
پردازش عرفانی «صراط مستقیم» در نگاه ابوحامد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۵
۱۷۲-۱۴۹
حوزههای تخصصی:
ابوحامد غزالی به عنوان شخصیتی چندوجهی، در آثار خویش توجه ویژه ای به مفهوم قرآنی صراط مستقیم داشته است. مسئله اصلی این پژوهش، تبیین مفهوم صراط مستقیم و راه های دستیابی به آن و به تعبیری دیگر، پردازش عرفانی صراط مستقیم در اندیشه غزالی است. نوشتار حاضر به روش توصیفی تحلیلی و به صورت کتابخانه ای انجام یافته است. یافته های این پژوهش گویای این است که غزالی، صراط مستقیم را راه سلامت معرفی کرده است و حرکت در صراط مستقیم را سبب نجات و رستگاری انسان می داند. این راه سلامت، که غزالی از آن به «دُرّ ازهر» نام می برد، به مثابه توحید، شکرگزاری، راه حج، پل صراط و قوس صعودی است. تمامی این مفاهیم در یک نقطه مهم با هم تلاقی دارند که حاکی از مسیر و راهی است که انسان باید برای رستگاری و نجات، در آن استقامت و مداومت داشته باشد. غزالی راه های دستیابی به صراط مستقیم را داشتن ایمان و رعایت اخلاقی دینی بیان کرده است. از نظر وی داشتن ایمان و رعایت اخلاق دینی، هم زمان سبب حرکت در صراط مستقیم می شود و هیچ کدام از این دو، به تنهایی نمی تواند انسان را به سرمنزل مقصود برساند. در اندیشه غزالی، اخلاق، زمانی ارزشمند است که ابتنای بر ایمان و دینی باشد. غزالی بر اساس نظریه فرمان الهی، اطاعت از هر آنچه را که خداوند امر یا نهی کرده است، واجب می داند.
یهودیت، فراماسونری و کابالا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۵۲)
71-86
حوزههای تخصصی:
یهودیت یکی از ادیان الهی است که به مانند دیگر ادیان ابراهیمی دارای فرق و عرفان هایی است که گاه رنگ وبویی غیرالهی به خود گرفته اند. یکی از مهم ترین و بزرگ ترین عرفان های تأثیرگذار یهودی که از یهودیت دوری جست، عرفان کابالا بود که بعدها به دلیل نزدیکی و پراکندگی یهودیان در بین مسیحیان اروپا باعث پدید آمدن کابالای مسیحی شد. کابالیست ها به شوالیه های معبد نزدیک شده و توانستند اندیشه های خود را نیز به این گروه القا کنند. این فعالیت ها در قرون وسطا با اوج کار بنایان آزاد (Freemason’s) همراه بود که برای حفاظت از: شغل، هنر و علم خود و تربیت شاگردان باوفا، اقدام به تأسیس لژ (lodge) نمودند کم کم اشراف، سیاسیون و شاهزادگان به دلیل رازآلود بودن لژ جذب آن شدند که این فرصتی برای اندیشمندان کابالیست جهت توسعه نفوذ و افکار خود شد. با گذشت زمان و کم اهمیت شدن شغل بنایی و پدیدار شدن رنسانس در اروپا، لژها از حالت عملی خارج شده و حالت نظری به خود گرفتند و فراماسونری (Freemasonry)، به صورت سازمان و علنی با شروع گراندلژ انگلستان در سال 1717م آغاز گردید.
تبیین پارادایمیک علم و فناوری در ایران معاصر؛ تمهیدات فقاهت حکیمانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگر مهم ترین دغدغه جامعه علمیِ پسا انقلابی ایران، دست یازیدن به پیشرفت و بسترسازی برای تمدن آفرینی به عنوان غایتِ حرکت های علمی و پیشرفت مدار بوده است، پرسش این نوشتار از جریان شناسیِ مبتنی بر علم و مدعیان غایتِ پیشرفت، یعنی ظرفیت های دو راه، دو جریان و دو دستگاه فکریِ «فقاهتِ حکیمانه» و «روشنفکری- تکنوکراسی لیبرال» است که با یک پیشینه تاریخی قابل اعتنا، مخصوصاً از اوان مشروطیت تاکنون، در مقابل یکدیگر صف آرایی کرده اند. هدف این پژوهش، با اشاره کوتاه به ویژگی های کلی هر کدام از آنها در حوزه علم و فناوری(از سخت افزاری تا نرم افزاری و انسانی آن)، ترسیم و برجسته سازی هماوردیِ این دو جریان در یک چشم انداز تمدنی است. بررسی های این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و در یک مطالعه ی اسنادی، نشان داد که با انقلاب اسلامی و اندیشه های فقاهت حکیمانه و پیوستگی کوشش ها و مجاهدت های بسیار و مقاومت در برابر جریان متمایل به غرب، تغییرات پارادایمی مهمی در حوزه علم و فناوری صورت گرفته است؛ مشخصه کانونی آن برجسته شدن یک «مسیر متمایز» و جریانِ «علم نافع» و «مولد» در برابر جبهه پیرو تمدن هژمون جهانی، و هموار سازی و ریل گذاری راه «رستاخیز علمی»، با تلاش در بسط و تعمیق نظریه «العلم السلطان»، تحول علوم انسانی، تبدیل نظام دانایی به توانایی، حرکت در مرز علم و گام نهادن در مسیر نیازهای کشور و رهایی از تقلیل گرایی، یک سونگری و یک جانبه گراییِ توسعه مادی و این جهانی غربگرایان است، و البته غلبه گفتمانی و فراگیری آن در سطح ملی، با تداوم مجاهدت های مومنانه اصحابِ دانشگاه ایرانی-اسلامی، و همچنین کاربست عملیاتی توصیه های اهل نقد و نظر و پیشنهادات مطرح شده در این نوشتار نیز، ممکن و نزاع دو سده اخیر را تعیین تکلیف می کند.
ارزیابی معنویت مدرن در معنا بخشی زندگی انسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدرنیته که بیانگر تازگی، گسست از گذشته و ورد به آینده ای در حال ظهور است، بر تمامی جنبه های زندگی از جمله دین تاثیرگذار بوده است و در تضاد با نقش ادیان الهی از جمله نقش مهمی که اینگونه ادیان در معنا بخشیدن به زندگی دارند قرار گرفته و به دنبال معنا و هدف جدیدی از زندگی است. به همین جهت در پژوهش حاضر با بررسی نقش معنویت مدرن در معنای زندگی به دنبال پاسخ به این سؤال است که معنویت مدرن چگونه به زندگی معنا داده و دارای چه نقاط قوت و ضعفی است؟روش پژوش توصیفی-تحلیلی و جمع آوری اطلاعات با استفاده از منابع کتابخانه صورت گرفته است. نتایج تحقیق بیانگر آن بوده است که معنویت مدرن نیز زندگی انسان را دارای معنا و هدف می داند و با داشتن امتیازاتی مانند تاکید بر عقلانیت مدرن، ملاحظه شرایط انسان مدرن، دغدغه های کاهش و درد انسان مدرن... در وهله اول جهت ایجاد معنای زندگی جذاب، معقول و کارآمد به نظر می رسد؛ ولی از آن جایی که معنویت مدرن انسان محور است و تنها از عقلانیت خود بنیاد برای شناخت معنویت استفاده می کند، این تصویر اولیه از معنویت مدرن از بین می رود؛ بنابراین معنویت مدرن در بحث معنای زندگی به حداقل ها اکتفا کرده است و بیشتر رویکردی پراگماتیستی دارد که نوعاً روشی تسکینی و تخدیری برای انسان می باشد.
دوازدهمین امام، از توهم تا واقعیت؛ نقدی بر احسان الهی ظهیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۷۰)
109 - 130
حوزههای تخصصی:
احسان الهی ظهیر از نویسندگان معروف پرتلاش وهابی در رد عقاید شیعه است. وی در آثار متعدد خود وجود امام دوازدهم شیعیان را موهوم دانسته و بر این باور است که امام حسن عسکری علیه السلام فرزندی ندارد. او برای اثبات ادعای خود از روایات نقل شده از کتب شیعه و دیدگاه های اندیشمندان شیعی استفاده می کند. در این نوشتار دیدگاه ایشان و روایات و دیدگاه متکلمان شیعه نقل شده توسط ایشان مورد بررسی و نقد قرار می گیرد و مشخص می شود که نحوه استناد ایشان به این دسته از روایات و کتب شیعی صحیح نیست. همچنین در ادامه با توجه به روایاتی که از کتب معتبر اهل سنت نقل شده و به همراه ضمیمه کردن وقایع تاریخی منقول در کتب تاریخی، این نتیجه به دست می آید که وجود امام مهدی عجل الله امری موهوم نیست و هم از نظر شیعی و هم از نظر اهل سنت، امام حسن عسکری علیه السلام دارای فرزند هستند که همان مهدی منتظر در نزد شیعه است.
المنجز الإبداعی العراقی المعاصر مرجعیه قرائیه أم مرجعیه مجتمعیه، بحث تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۷
31 - 40
حوزههای تخصصی:
إن خصوصیه المنجز األدبی وتمظهراته تفرض سؤاال معرفیا حول أیهما أکثر تأثیرا فی صیاغه نسق إبداعی محدد، هل هو الحقل البیئی المجتمعی أم قراءات الإدیب، بغض النظر عن اتساقها أو عدم اتساقها مع البیئه المجتمعیه؟ وأیهما األقدر على رسم المحددات المباشره وغیر المباشره فی حقل اإلنتاج األدبی؟ وأیهما تمثل معرفه متعالیه ومعرفه محایثه للنص اإلبداعی؟وعلى هدی الرؤیه السابقه، سیتبنى البحث تحدید األطر المنهجیه وآلیات التطبیق فی قراءه طبیعه تکون المنجز اإلبداعی، وعلى وفق المفردات اآلتیه: اعتماد المقاربه البحثیه المرتکزه على المرجعیات الفکریه والثقافیه، وتحدید أثرها فی تبیئه المفاهیم المنهجیه، واألسئله الوارده فی البحث تحدد نمطا إجرائیا یکون مقدمه لسلسله من العملیات الالحقه التی تستلزم إجراء استبانه للمبدعین، بوصفهم عینه الدراسه، لتوضیح وتحلیل طبیعه الظاهره التی یتبنى البحث قراءتها؛ ومن المجموع اإلجرائی المتقدم تتحدد استنتاجات البحث، بوصفه نوعا متخصصا من اإلجراء.
بررسی تطبیقی اجتهاد پیامبر(ص) از دیدگاه قاضی عبدالجبار معتزلی، فخر رازی و علامه حلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال نهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶
141 - 164
حوزههای تخصصی:
یکى از مباحث مهمی کلامی، اجتهاد پیامبر اکرم` است. که ثمراتی کلامی فروان دارد یکی از ثمرات شاخص آن حوزه نصب امام توسط پیامبر اکرم است. آیا حضرت از پیش خود بدون وحی اظهار نظر می کردند؟ دیدگاه های مختلفی از سوی متکلمان ارائه شده است. این نوشتار به روش توصیفی، تحلیلی به بررسی تطبیقی موضع سه اندیشمند شاخص از سه مکتب شیعی، اشعری و معتزلی می پردازد. علامه حلی از متکلمان شیعه و فخر رازی از متکلمان اشعری وقوع اجتهاد از سوى پیامبراکرم` را در فرض فقدان وحی نفى کرده اند. در مقابل، قاضی عبدالجبار معتزلی، به اجتهاد پیامبر در موارد فقدان وحی معتقد شده است. به نظر نویسنده، روشن نبودن مراد از اجتهاد و حوزه آن، و عدم توجه به مرزدانش و علم پیامبر` با اجتهاد مصطلح، باعث شده است که در این زمینه دیدگاه های متفاوتی از طرف اعلام ثلاثه ارائه شود. از این رو، نویسنده در این نوشتار تلاش کرده است تا با توضیح مراد اجتهاد و تعیین دانش و منبع دانش پیامبر` که سبب اختلاف در اجتهاد آن حضرت گردیده است را مشخص کند.
بررسی قاعده احسان در سقوط مسئولیت مدنی و کیفری در فقه و حقوق با رویکردی بر اندیشه امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال بیست و چهارم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۹۵
81 - 99
حوزههای تخصصی:
احسان به عنوان یکی از مسقطات ضمان در فقه امامیه و حقوق ایران به شمار می رود، به موجب این قاعده هرگاه شخصی به قصد نیکی به دیگران عملی انجام دهد که موجب خسارت یا صدمه به وی گردد، در صورت رعایت کردن احتیاطات لازم و مقررات قانونی اقدام کننده یا فاعل، ضامن نبوده و معاف از مسئولیت است. درواقع هدف از پژوهش حاضر که به صورت توصیفی-تحلیلی به نگارش درآمده شناخت مبانی و ارتباط این قاعده با دیگر قواعد فقهی و حقوقی بوده و یافته ها حاکی از آن است که احسان هم دربردارنده مفهوم دفع ضرر است و هم جلب منفعت. پس از حیث قلمرو و عمل نیکوکارانه ممکن است نسبت به عموم مردم، اشخاص خاص و حتی خود فاعل انجام شود و پیرامون تأثیر قاعده احسان در رفع ضمان ناشی از مسئولیت مدنی به صراحت می توان بیان داشت که فرد محسن نه تنها ملزم به جبران خسارت نیست بلکه از مسئولیت کیفری نیز با توجه به قاعده احسان تبرئه می شود.
قصه گویی به مثابه تعلیم و تربیت فلسفی: مطالعه موردی شیخ شهاب الدین سهروردی
منبع:
الهیات سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۷
65-83
حوزههای تخصصی:
بازخوانی و نقد اشارات ابن عاشور در آیات ناظر به فضائل اهل بیت (ع)
حوزههای تخصصی:
آیات متعددی در قرآن کریم ناظر به فضائل والای اهل بیت(ع) در حیطه های گوناگون می باشد که مورد توجه مفسّران شیعه و بسیاری از مفسّران اهل سنّت قرار گرفته است. رویکرد مفسّران اهل سنّت در برابر این آیات متفاوت است. اشاعره برخلاف معتزله که به نسبت منصفانه تر در تفسیر این آیات عمل کرده اند، دارای تعصب بیشتری در این باره هستند. پژوهش حاضر با روش توصیفی، تحلیلی و انتقادی در صدد آن است که اشارات محمدطاهر معروف به ابن عاشور، از مفسّران بنام و معاصر اشعری مسلک اهل سنّت را در ذیل آیات ناظر به فضائل اهل بیت(ع) مورد بررسی قرار دهد. یافته های این پژوهش بیان گر آن است که وی در تفسیر برخی از آیات مشهور ناظر به فضائل اهل بیت(ع) که ناچار به اشاره به آن هاست، رویکرد متعصبانه ای را اتخاذ کرده است. اشاره بدون هیچ تأیید، اشاره همراه با توجیه، اشاره همراه با تضعیف و تردید، اشاره بدون تلقّی فضیلت از آیه و عدم اختصاص فضیلت مطرح در آیه به اهل بیت(ع)، از جمله نمونه هایی است که این رویکرد وی را به خوبی اثبات می کند.
قیام امام حسین(ع) و عاشورا در اندیشه و اشعار اقبال لاهوری
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال هفتم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲۷
27 - 76
حوزههای تخصصی:
عاشورای حسینی نهضتی جهانی است که توسطِ عزیزترین فرزند خاندان نبوت، امام حسین(ع) آغاز و به عنوان مکتب فکری نسل اندر نسل توسط آزادی خواهان حفظ شده است. یکی از طلایه داران نهضت عاشورای حسینی، مجاهد بیدارگر علامه اقبال لاهوری از اندیشمندان اهل سنت هند و پاکستان است. اقبال لاهوری دارای منظومه فلسفی و جهان بینی خاصی است، لذا اشاراتی کوتاه به خطوط کلی فلسفه و جهان بینی خود و نسبت آن با جایگاه و منزلت والای امام حسین(ع) و یارانشان کرده است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و به صورت کتابخانه ای، جایگاه عاشورای حسینی را از دیدگاه اقبال لاهوری کاویده است. یافته های پژوهش جایگاه حماسه حسینی در منظومه فکری اقبال و تأثیرپذیری او از مزایای ارزشمند حماسه حسینی را نشان می دهد. از نظر اقبال بهترین نسخه علاج مسلمانانی که در انحطاط فکری، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی قرار گرفته اند، عاشورا است. در اندیشه کلان تمدنی اقبال، نهضت عاشورا می تواند به عنوان حلقه وصل ملت ها قرار بگیرد.