فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۱۲۱ تا ۱۲٬۱۴۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
مطالعات تفسیری سال سیزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰
۸۴-۶۳
حوزههای تخصصی:
آیه اکمال که از آیات شاخص در موضوع ولایت است در طول تاریخ معرکه آراء مفسران فریقین بوده است. برخلاف دیدگاه اکثر مفسران اهل تسنن، دیدگاه اکثر مفسران شیعی حاکی از دلالت آیه بر ولایت امیرمؤمنان علیه السلام است. البته روایات دال بر این معنا محدود در مصادر روایی شیعه نیست و در برخی مصادر روایی اهل سنت منعکس شده است. بر این پایه بعید نیست که اختلاف ها در مورد دلالت آیه، ریشه در امری غیر از روایات داشته باشد و آن چگونگی فهم ارتباط موجود میان آیه اکمال و آیه محرمات از طعام است. فهم نادرست این ارتباط، زمینه طرح دیدگاه ناسازگاری سیاقی در استدلال به آیه اکمال بر ولایت امیرمؤمنان× را فراهم آورده است. در این راستا نگاهی توصیفی تحلیلی به دیدگاه و خاستگاه آن نشان می دهد: آیه اکمال خواه پیوستگی نزولی با آیه محرمات طعام داشته باشد و خواه نداشته باشد، با توجه به متوقف نبودن دلالت آیه محرمات از طعام بر آیه اکمال و تغییر لحن در آیه اکمال، آیه ای معترضه است؛ آیه اکمال با دلالت بر ولایت امیرمؤمنان× به حسب معنا با آیه محرمات از طعام مرتبط است؛ روایات صادره از معصومان^ در خصوص آیه اکمال، کوششی هوشمندانه به منظور اثبات نادرستی این دیدگاه بوده است.
دیدگاه تاریخمندی احادیث نبوی با تأکید بر مبانی، شواهد و پیامدها؛ بررسی و نقد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع مقاله حاضر، بررسی و نقد دیدگاه تاریخمندی احادیث نبوی با توجه به مبانی و پیامدهای آن است. تاریخ مندی، نظریه ای مبتنی بر اعتقاد به نقش تاریخ و شرایط مکانی و زمانی احادیث نبوی در محتوای آن و در نتیجه محدود نمودن پاسخ گویی احادیث به نیازهای عصر صدور و انکار نقش فرازمانی و فرامکانی احادیث است. این مسئله از آن جهت دارای اهمیت است که احادیث نبوی آثار و برکات مختلفی در زندگی امروزی افراد دارند، اما دیدگاه تاریخ مندی، کارکرد احادیث را در هاله ای از ابهام قرار داده است. دیدگاه تاریخ مندی، گرچه در فلسفه غرب به لحاظ مسائل فهم برجسته شده و مورد تأکید قرار گرفت. اما در میان اندیشمندان اسلامی در شکل بومی خود تعبیر و تفسیر شد و براساس مبانی مختلفی از جمله برخی مبانی قرآنی و روایی مورد پذیرش عده ای واقع شد. این نظریه بر شواهد مختلفی از جمله شاهد زبانی، احکام منطقه ای و تاریخی و امضایی بودن بخشی از احکام شریعت استوار است. اما در نقد تاریخمندی همین بس که مبانی و شواهد دال بر آن خود نقدپذیر بوده و در نتیجه با گذشت زمان، غبار تاریخ موجب فرسودگی محتوایی و ناکارآمدی احادیث نبوی نخواهد شد بلکه این احادیث با فرض صحت و اعتبار سندی و متنی، کاربردهای مختلفی در شئون زندگی امروزی بشر دارد.
جایگاه قصد قربت در وقف از دیدگاه فقه اسلامی و حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۱۸ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
555 - 585
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحثی که در خصوص وقف، بین فقها و محققان مطرح است، جایگاه قصد قربت در وقف بوده و در نتیجه چستی ماهیت آن است.قانون مدنی که به بررسی احکام وقف پرداخته، در خصوص لزوم اشتراط قصد قربت در وقف، حکم را بیان نکرده است. در فقه بین فقها، سه دیدگاه وجود دارد؛ برخی قصد قربت را در وقف، از شرایط صحت می دانند و گروهی منکر شرطیت قصد قربت اند. گروهی نیز بین وقف عام و وقف خاص تفصیل داده و در وقف عام، قصد را شرط دانسته و در وقف خاص، شرط نمی دانند. در تحقیق حاضر با بهره گیری از روش تحلیلی توصیفی و با تکیه بر روش کتابخانه و به استناد به اصالت الاطلاق، صحت وقف کافر، عدم دلیل بر لزوم قصد قربت این نتیجه به دست آمده است که قصد قربت از شرایط وقف نیست. سکوت قانون مدنی را نیز می توان حمل بر پذیرش همین نظریه کرد.
تحلیل انتقادی رویکرد موتسکی در برخورد با منابع اسلامی، مطالعه موردی: روایات سریه قتل ابن ابی الحقیق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال چهاردهم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۸
127 - 152
حوزههای تخصصی:
از دیرباز حدیث اسلامی خاصّه روایات سیره رسول خدا 2 ، مورد توجه پژوهشگران غربی بوده و طی چند دهه اخیر توجه به این نوع پژوهش ها، گستره فزون تری یافته است. مقاله «قتل ابن ابی الحُقیق» نوشته هارالد موتسکی، به بررسی روایات درباره یکی از سرایای دوران پیامبر اکرم 2 می پردازد. مقاله حاضر به دنبال تحلیلی انتقادی با پرداختن به نقاط قوّت و نیز بررسی ضعف ها و کاستی های موجود در نوشتار موتسکی است. اهمیت پرداختن به این موضوع با ضرورت حفظ منابع اصیل اسلامی در برابر اشاعه برخی برداشت های ناتمام با استناد به پیش فرض هایی ناتمام تر، گره خورده است. به همین منظور، به برخی امتیازات، همچون روشمندی علمی و رویکرد اعتدالی نسبت به احادیث اسلامی پرداخته شده و برخی آسیب های مبنایی، روشی و غایی همچون کم اعتباری نظام اسناد، فقدان معیارها و مبانی رجالی احصا شده است. مهم ترین دستاورد این پژوهش دست یافتن به نگاهی تحلیلی تر و دقیق تر به نوع نگارش های یکی از پرکارترین و مطرح ترین خاورشناسان اعتدالی یعنی موتسکی است.
فعالیت های حکم المستنصربالله (حک. 350- 366) در ارتقای جایگاه علمی اندلس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۷
۵۶-۲۷
حوزههای تخصصی:
حکم بن عبدالرحمن ملقب به المستنصربالله (حک. 350-366)، از خلفای امویِ اندلس است که به امور علمی توجه ویژه ای داشت. حکم که خود دانشمند بود، در حمایت از علم و دانش، جذب دانشمندان، تشویقِ آنان به رحله های علمی و تألیف آثار تلاش های بسیاری کرد. او همچنین به خرید کتاب، تجهیز و توسعه کتابخانه قصر اهتمام بسیار داشت. حکم با تسامح و تساهل نسبت به علمای مذاهب، نحله ها و ادیان موجب شد تا رونق علمی فزاینده ای در بین علما و مکاتب مختلف شکل گیرد. پرسش اصلی پژوهش این است که عملکرد حکم المستنصر در حمایت از علم و دانش چگونه بود و این حمایت ها چه اندازه بر رشد و ارتقاء علمی اندلس تأثیر گذاشت؟ این مقاله با استفاده از شیوه کتابخانه ای و به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی تلاش های حکم در زمینه اعتلای علوم پرداخته و تأثیر این حمایت ها را در رشد و ارتقاء علمیِ اندلس نشان داده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در نتیجه اقدامات حکم، اندلس از جایگاه والایی در عرصه علوم به ویژه شعر و ادبیات، فقه مالکی، انساب، حدیث و برخی علوم طبیعی برخوردار شد؛ تکاپوهای وسیعِ علمی به وجود آمد و آثار متعددی تألیف شد و همچنین مهم ترین و غنی ترین کتابخانه در غرب جهان اسلام در قرطبه شکل گرفت.
نقد تفسیری- ترجمه ای واژگان نقض، عهد و میثاق در آیه 27 سوره بقره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش ها در تفسیر و ترجمه قرآن کریم، در لغات قریب المعنی است که از آن ها به مترادفات تعبیر می شود. با پذیرش اصل عدم ترادف در قرآن کریم، اهمیت و ظرافت کار تفسیر و ترجمه قرآن بیش تر آشکار می شود؛ زیرا گاهی در برابر چندین واژه از واژگان قرآن کریم در زبان مقصد تنها یک لفظ می توان بیان کرد. دقت در گزینش واژگان ترجمه در این گونه موارد، مخاطب را به معنا و هدف اصلی و حکمت گزینش این واژگان از سوی خداوند متعال نزدیک تر کرده و علاوه بر رعایت موازین نهفته در حقیقت واژه ها، به آشکار کردن اعجاز بلاغی قرآن، بیش از پیش می پردازد، پژوهش حاضر با شیوه توصیفی-تحلیلی درصدد بوده است با انتخاب یک نمونه از این واژگان مترادف که واژه عهد و میثاق در ذیل آیه 27 سوره بقره می باشد و بررسی واژه نقض که از افعال مشترک به کار رفته برای این دو واژه در قرآن کریم است، ابتدا جنبه های معنایی واژه ها را تبیین نماید و با توجه به این جنبه ها و تفاوت های معنایی تبیین گشته، رویکرد مترجمان و مفسران را مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد و در پایان معادل واژگانی مناسبی را در ترجمه فارسی ارائه کند؛ نتایج پژوهش نشان می دهد واژه نقض یک مفهوم شنیداری و صدا داشتن را در خود نهفته دارد که در زبان فارسی معادل دقیقی ندارد و دو واژه عهد و میثاق مترادف نیستند و دارای تفاوت معنایی ظریفی می باشند که مناسب است در ترجمه ها انعکاس یابند.
تأملی بر هویت فلسفه به مثابه حکمت در رساله الجمع بین رأیی الحکیمین فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۲ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۷۰)
1 - 20
حوزههای تخصصی:
اگرچه فارابی در رساله الجمع همان موضوع مشهور موجود به ما هو موجود را برای فلسفه ذکر می کند و توضیح می دهد که دایرة شمول موضوع فلسفه همة موجودات اند و در واقع ماهیت یونانی- ارسطوئی برای فلسفه قائل می شود لکن با توجه به اوصاف و ویژگی هایی که وی در این رساله برای فلسفه بیان می کند، می توان چنین دریافت که او در این رساله برای معرفی فلسفه، مفهوم قرآنی حکمت را در نظر داشته است. به زعم ما فارابی ماهیت فلسفه را علم به موجود به ماهو موجود دانسته لکن هویتی که برای این دانش در این رساله ترسیم کرده است، چیزی شبیه به مفهوم دینی حکمت موجود در کتاب مقدس مسلمانان است و در معنایی گسترده تر الگویی که فارابی در این رساله برای هویت فلسفه در جهان اسلام ارائه می دهد ماهیتی یونانی- ارسطوئی با هویتی دینی است با اوصاف مذکور در قرآن، اوصافی همانند اتقان، عدم اختلاف، نبود خلل و سستی در احکام آن و مطابقت با متن واقع که از لسان مردان الهی بیان می شود و هدایت بخش و درخور پیروی است.
بررسی مبانی فلسفی و عرفانی نظریّه عشق و نقش آن در هستی، در آثار منظوم عرفانی عطّار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۷۴
21 - 40
حوزههای تخصصی:
هستی شناسی عرفانی، وجود را واجد دو رویه ظاهری و باطنی می داند، که پوسته ظاهری و محسوس آن، هویّتی خیالی به شمارمی آید، که باید از آن عبورکرد و به باطن و گوهر آن دست یافت. در نظر عطار عشق گوهر وجود است، که در تمامی ذرّات و ارکان هستی ساری و جاری است. فقر ذاتی و نیاز دردمندانه انگیزه، توانایی ها و امکانات لازم را برای حرکت موجودات به سوی کمال فراهم می کند. فلاسفه، غریزه حبّ ذات را عامل کمال گرایی موجودات می دانند، امّا عرفان، که بر مبنای نفی خودی استوار است عشق و درد را عامل آن و حیرت، سرگشتگی و فنای در محبوب را غایت آن به شمارمی آورد. فلاسفه از این نحوه نگرش به هستی و رویدادهای آن تعبیر به اندیشه نظام احسن نموده اند. بر این مبنا خداوند، در ایصال هر ممکنی به غایت وجودیِ خود، به بهترین و کامل ترین شیوه رفتار نموده است. مطالب فوق، از منظر فلسفی و عرفانی اهمیّت شایانی برای پژوهش و واکاوی دارد. در این پژوهش با روش کتابخانه ای و تحلیلی – توصیفی، از دریچه فلسفه عرفان، موضوع بررسی و نتیجه شد، هرچه موجودی، از عشق و نورانیّت بیشتری برخوردار باشد، به وجود حقیقی و جهان یگانگی نزدیک تر و هرچه از عالم عشق دورتر باشد، به دنیای کثرات و تعارضات نزدیک تر و از وجود و نورانیت کمتری برخوردار است.
واکاوی مراد از استوای الهی بر عرش با توجه به ویژگی های آن در آیات قرآن
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸
335 - 365
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین مسائل تفسیری، مسأله عرش و ویژگی های آن در قرآن کریم است که از جهات مختلف قابلیت بررسی و نظریه پردازی دارد. از این رو نظرات مختلفی در این زمینه وجود دارد؛ برخی از دانشمندان عرش را صرفاً مادی و جسمانی دانسته، استوای الهی بر عرش را مانند نشستن بر تخت پادشاهی می دانند؛ این در حالی است که برخی دیگر عرش را فرامادی و از عالم مجردات می دانند. همچنین بعضی از علما عرش را به معنای علم و مرکز تدبیر نیز می دانند. هدف از این تحقیق این است که مفهوم حقیقی عرش را با بررسی و دقت در آیات تبیین نموده، این مسأله را که یکی از معارف الهی است و تأثیر بسیار زیادی در نوع شناخت ربّانیت و عظمت الهی دارد، شناسایی کنیم تا ابهامات در خصوص جهان شناسی و خداشناسی پاسخ داده شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی – تحلیلی و با استناد بر منابع کتابخانه ای انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد عرش الهی حقیقتی مستقل و در مرتبه عوالم مجردات است. مراد از حقیقت عرش، جایگاهِ تدبیر و مدیریت و ربوبیت الهی می باشد. مقامی است که منشأ صدور اح کام ع الم است و همه اوامر و نواهی الهی به آن منتهی می شود.
التحليل البنيوي والمعنوي لاسم التفضيل في ترجمة عشرة الحِکَم من نهج البلاغة(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یعد اسم التفضیل من أهم عناصر النحو والبلاغه فی الأدب العربی، وقد کثر استخدامه فی النصوص الدینیه. یستخدم هذا الاسم فی حالات کثیره فی حِکَمِ نهج البلاغه فی معناه الأصلی، أی المفاضله والتفوق بین الشیئین أو أکثر، ولکن هناک حالات أخرى تستخدم فی غیر معناه. ولتحلیل وظیفته، بالإضافه إلى اعتبار أن اسم التفضیل یتکوّن من الفعل الذی فیه معنی المفاضله ویأتی على وزن "أفعل" أو بإستخدم کلمات مثل «أشد- أکثر – أقل، وما إلى ذلک»، أو مع مصدر الفعل فی هیئه التمییز؛ ینبغی للمرء أن ینتبه إلى البنیه النحویه المختلفه لکل تطبیق. إن الکلام الذی استخدم فیه اسم التفضیل بصوره نکره؛ مع «مِن التفضیلیه»؛ إما أن یضاف إلى اسم نکره أو معرفه، أو أنّ اسم التفضیل یستخدم مع "ال"، وفی هذه الحاله غالباً ما یستخدم کصفه للاسم الذی قبله، والظاهر أنه لیس له معنی المفاضله فی هذه الحاله. إن النظره البنیویه إلى استخدام اسم التفضیل فی کل جانب من الجوانب السابقه هی من أهم الطرق لاکتشاف المعنى المقصود فی خطاب الإمام علی فی نهج البلاغه. اعتمد هذا البحث على المنهج الوصفی التحلیلی مستعیناً بالقواعد النحویه والبلاغیه، لبیان القواعد المتعلقه باسم التفضیل وحالاته المختلفه، ویتطرق إلی بعض حِکَم نهج البلاغه على ضوء التحلیل البنیوی والمعنوى لاسم التفضیل، وأثره فی ترجمه هذه الحِکَم، کما یقوم بمراجعه الترجمات ونقدها أیضا. والنتیجه: أنه فی کثیر من الأحیان یفقد هذا الاسم معناه الخاص بسبب بنیته، فیستخدم فی معنى آخر غیر معناه الأصلی، مما یتطلب تطبیق القواعد والنقاط المتعلقه به للوصول إلى المعنى الجدید.
بررسی تأثیرات سیاسی و اجتماعی دوره قاجاریه و پهلوی بر معماری مذهبی یهودیان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۳ بهار ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۵۰)
41-58
حوزههای تخصصی:
یهودیان تهران قدیمی ترین و بیشترین اقلیت ساکن این شهر هستند. با این حال اطلاعات اندکی از بناهای مذهبی این اقلیت به نسبت سایر اقلیت های ساکن تهران موجود است. بخشی از این شناخت اندک به سبب بی توجهی پژوهشگران به معماری مذهبی یهودیان به خاطر نداشتن معماری شاخص است؛ و بخش مهم تر به بی میلی یهودیان در معرفی آثار مذهبی خود بازمی گردد. ممانعت از رؤیت اماکن مذهبی یهودیان آگاهانه و با توجه به شرایط تاریخی و اجتماعی این اقلیت بوده و متناسب با تغییرات اجتماعی، میزان رؤیت پذیری کنیسه ها در سطح شهر تهران تغییر کرده است. در دوره قاجاریه به علل مذهبی تلاش واضحی در پنهان سازی کنیسه ها صورت می گرفت؛ اما با تحولات پس از مشروطه و اوایل حکومت پهلوی اول، تمایل به نمایان ساختن و ایجاد کنیسه های بزرگ با معماری شاخص به وجود آمد. اواخر دوره پهلوی اول تحولات سیاسی مجال چندانی برای ساخت کنیسه برای یهودیان فراهم نکرد؛ اما سیاست های بین الملی پهلوی دوم موجب ایجاد کنیسه های متعددی در شهر تهران شد. با این حال، شرایط اجتماعی و مخالفت های مردمی با سیاست های دولت در قبال اسرائیل، موجب شد تا مجدداً با رؤیت پذیری کنیسه ها در سطح شهر مخالفت شود و پنهان سازی آنها در قالب مدارس یهودیان صورت گیرد. این مقاله که به شیوه «میدانی» و تحقیق کتابخانه ای و با روش توصیفی تحلیلی انجام شده، با بررسی معماری مذهبی کنیسه های تهران از دوره قاجاریه تا پایان پهلوی، تحلیلی از شرایط اجتماعی و سیاسی این اقلیت مذهبی ارائه کرده است.
معنای «بایدهای اخلاقی» از منظر حکیم متأله آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال یازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۲۲)
5 - 35
حوزههای تخصصی:
تبیین آرای فلسفی آیهالله جوادی آملی در مسائل معناشناختی می تواند مقدمه ای برای دفاع عقلانی از اخلاق جاودان و واقع گرای اسلام در هرعصری باشد. در این مقاله نظریه ایشان در خصوص معنای «الزامات اخلاقی» و جایگاه این نظریه در میان نظریه های معناشناسی فرااخلاق مورد بررسی قرار می گیرد. در این نظریه، «باید های اخلاقی» اعتباری، انشایی و تعریف پذیر می باشند و معنای آنها «ضرورت بالغیر» است. در این تعریف، نه از مفاهیم اخلاقی دیگر استفاده می شود، و نه از مفاهیم تجربی، از این رو، این نظریه «تعریف گرا» و «طبیعت گرایی عام» به حساب می آید، نه «طبیعت گرایی خاص». این نظریه مانند نظریه -های الهیاتی مفهوم «باید اخلاقی» را بر اساس امر و نهی الهی تعریف نمی کند، تا جزو نظریه های «فراطبیعت-گرایی الهیاتی» باشد. اما در این نظریه چون از مفاهیم معقولات ثانی فلسفی-ضرورت بالغیر- برای تعریف «باید اخلاقی» استفاده می شود، از دسته نظریه های «فراطبیعت گرایی فلسفی» می باشد. از نگاه معرفت شناسانه نیز، در نظریه آیهالله جوادی آملی گزاره های حاوی «بایدهای اخلاقی» گزاره هایی انشایی هستند نه اخباری، بنابراین، شناختی از واقعیت اخلاقی در خارج به ما نمی دهند، و «غیرتوصیفی» می باشند، ولی چون مبتنی بر مصالح و مفاسد واقعی، اعتبار شده اند، اعتباری محض نیستند، از این رو، نظریه ای «واقع گرا» است.
نسبت هنر، زندگی و اخلاق در اندیشه هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره سوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
7 - 26
حوزههای تخصصی:
«پرسش از هستی» به منزله مهم ترین مسئله در حیات فکری هایدگر، نسبتی وثیق با حقیقت هنر دارد. هایدگر در برابر دیدگاه کانت که معتقد به تفکیک تام قلمرو و معیارهای داوری «قوه حکم» از قوای عقل نظری و عقل عملی بود، بر پیوند دیگرباره این ساحت ها با یکدیگر احتجاج می کند. از نظر او هنر راستین در حقیقت خود، پیوندی بنیادین با زندگی و مناسبات زیستی آدمی دارد. هدف از این پژوهش، اول، نشان دادن این است که از نظر هایدگر نسبتی بنیادین میان هنر با زندگی و اخلاق وجود دارد و این نسبت برآمده از ذات عالم ساز اثر هنری است. دوم، در صدد است تبیینی از حقیقتِ عالمِ سربرآورده از آثار هنری و نقش و نسبت این عالم در زندگی و حیات انسانی به دست دهد. در پایان نشان می دهیم نفی زیبایی شناسی جدا از اخلاق در بیان هایدگر، مستلزم این نیست که هنر به منزله ابزار اخلاق متصور شود. چنین تصوری با مبانی اندیشه هایدگر سازگار نیست.
مشروطه و داوری سیاسی سوم: بازخوانی اندیشه سیاسی سید جمال الدین واعظ اصفهانی بر مبنای روزنامه الجمال
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۳
81 - 113
حوزههای تخصصی:
این مقاله قصد دارد تا با ارائه نوعی داوری سیاسی متفاوت در عصر مشروطه به تبیین این مسئله بپردازد که سید جمال الدین واعظ به عنوان یکی از رهبران و مدافعین مجلس و مشروطه، چه شاخص هایی را برای حکومت قانون در نظر داشته است و داوری سیاسی مطلوب وی چه ارتباطی با آن شاخص ها دارد؟ در این خصوص سعی می شود پرسش پژوهش با بررسی روزنامه الجمال پاسخ داده شود. هدف این پژوهش روشن کردن ابعاد داوری سیاسی مطلوب نزد سیدجمال است که در قالب برداشت او از حکومت قانون تجلی پیدا می کند. این مقاله با استفاده از نوعی روش تحلیل محتوای کیفی می کوشد به یافته های خود دست پیدا کند و ازاین رو، این نکته را مطرح می کند که اندیشه سیاسی سید جمال به زبان گمشده ای در آن دوره اشاره دارد که بر نوعی داوری سوم تمرکز داشته و هدف آن برپایی موارد پیش رو است: 1. داوری سیاسی فضیلت مند؛ 2. مساوات، آزادی و عدالت برای همه آحاد ممالک محروسه ایران؛ 3. توسعه ملی در قالبِ رفع فقر، جهالت و استواریِ آموزش، مهارت و ارتقاء توانمندی های انسانی؛ 4. دفع استبداد مسبوق به سابقه در تاریخِ این مُلک.
جایگاه « تفکّر» در فلسفه سیاسی اسلامی
منبع:
اندیشه سیاسی در اسلام پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳۳
115 - 136
حوزههای تخصصی:
بحث در خصوص ماهیت و ابعاد تفکر و تعقل به عنوان موضوعی بنیادین، همواره دغدغه نوع انسان و به خصوص فیلسوفان بوده است. در این مقاله تلاش شده است تا ضمن بحث از تفکر به معنای لغوی و اصطلاحی، جایگاه آن در فلسفه و فلسفه سیاسی اسلامی موردبررسی قرار گیرد و برای این منظور به آرای فارابی و ملاصدرا رجوع شده است. نتیجه آنکه، در فلسفه اسلامی، تفکر در نسبت با هستی شناسی و قراردادن انسان به عنوان بخشی از هرم هستی قابل درک است و تفکر او در چنین منظومه ای معطوف به سعادت است. فارابی این مسئله را ذیل بحث از سلسله عقول و مراتب آن موردبحث قرار داده است و ریاست مدینه فاضله را از آنِ کسانی می داند که به مرتبه «عقل مستفاد» رسیده باشند و نیل به همین مرتبه را مقسمِ انواع مدینه قرار داده است. ملاصدرا نیز، به صورتی دیگر به همین نکته رهنمون شده است با این تفاوت که برای او عقلانیت در کنار اشراق و وحی مطرح شده است و تفکر یکی از این ارکان سه گانه است و اندیشه سیاسی او نیز به تبع این تحول در مبادی به سوی نوعی حکومت شرعی متمایل شده است که او از آن به «علمای اهل معرفت» تعبیر کرده است.
واکاوی دیدگاه های مفسران در رفع تشابه نسیان الهی
حوزههای تخصصی:
درک ماهیّت اوصاف خداوند متعال یکی از معارف مهم و برجسته در آیات قرآن کریم است. انتساب اوصاف بشری به خداوند متعال یکی از مباحث پیچیده در حوزه آیات متشابه قرآن کریم است. اسنادِ نسیان به خداوند متعال، یکی از اوصاف بیان شده در آیات قرآن است که در روایات و تفاسیر به آن پرداخته شده است. هدف از پژوهش حاضر، این است که با بررسی مفهوم نسیان در آیات مختلف و بررسی سیاق آنها و استناد به روایات و آیات محکم و دلایل عقلی، مفهوم نسیان در آیات قرآن را مبرهن سازد. روش پژوهش کتابخانه ای و تحلیلی است و نتایج پژوهش، این است که بنابر دلایل عقلی و نقلی اعم از بافت زبانی آیات قرآن و نیز سایر آیاتی که در آنها موضوع اسناد نسیان به خداوند بیان شده است، فراموشى براى ذات پاک خداوند که علمش محیط به تمام عالم هستى است مفهومى ندارد، بلکه به عدم توجه کفار و منافقان به خداوند اشاره دارد که آنان در دنیا اوامر الهی و قیامت را فراموش کرده اند و در اثر همین بی توجهی، خدا نیز به آنان بی توجه می شود و رحمت خویش را بر آنان شامل نمی کند. همچنین با توجه به روایات و استناد آیات محکم قرآن کریم، خداوند چیزی را فراموش نمی کند و این شبهه منتفی است. براساس ادبیات زبان قرآن این تعبیر کنایه لطیفى است از بى اعتنایى و نادیده گرفتن خداوند نسبت به یک انسان مجرم و گنهکار است.
سفرهای محدّثان، سرنخی برای شناخت آن ها و روزگارشان؛ مطالعه موردی سفرهای ابوالمفضل شیبانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۲۷ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۶)
56 - 79
حوزههای تخصصی:
بسیاری از محدّثان برای ملاقات با مشایخ و دریافتِ حدیث از ایشان به سفر می رفته اند. بررسی این سفرها می تواند سرنخی برای شناخت بهتر شخصیتِ محدّثان باشد و بررسی شهرهایی که ایشان برای سفرهایِ خود گزیده اند، نیز می تواند ما را به داده های ارزشمندی درباره وضعیتِ آن شهرها در آن روزگار رهنمون سازد. در این مقاله، برای پاسخ به این مسئله که چه نکته هایی را می توان به طور عینی از سفرهایِ یک محدّث استفاده نمود، سفرهای حدیثیِ ابوالمفضّل شیبانی بررسی شده است. وی از محدثانِ نام آشنا در منابع فریقین بوده و سفرهای فراوانی به بسیاری از شهرهای جهان اسلام داشته است. در این مطالعه، با دقت در ویژگی های این شهرها، از قبیل: رواج علم حدیث در آن ها و اقبالِ دیگر محدثان به سفر به این شهرها و مذهب رایج در آن ها، روشن شده است که با تحلیل سفرهای ابوالمفضل می توان به قرینه های قابل توجهی درباره نکته های زیر دست یافت: علاقه فراوانِ وی به احادیث غریب، وجود گرایش های غیر امامی در وی، و پایین تر بودنِ سطح شهرهای غربِ جهان اسلام نسبت به شرق در زمینه علم حدیث.
تحلیل کاربردهای عرف در تفسیر قرآن از منظر قرآن پژوهان فریقین
حوزههای تخصصی:
قرآن پژوهان فریقین از عرف در فهم و تفسیر قرآن بهره گرفته اند؛ اما به صورت مستقل و به تفصیل در آثار خود به کاربردهای عرف در انواع آیات نپرداخته اند. هدف این تحقیق استخراج این کاربردها از میان مباحث تفسیری فریقین است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به بررسی این مسئله پرداخته و اهم نتایج به دست آمده عبارت است از: 1 کاربرد منبعی، برای عرف قابل پذیرش نیست؛ زیرا عرف امری است که ذاتاً خطابردار است؛ 2 عرف برای تشخیص مفاهیم آیات به کار می رود ؛ اما در تفسیر مصادیقی کاربرد دارد که در حیطه های مرتبط با عرف باشد، مانند تشخیص موضوعات آیات الاحکام، تخصیص و تقیید و تنقیح مناط.
وضعیت فلسفه اخلاق در حوزه علمیه در سده اخیر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال بیست و ششم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۶)
65 - 103
حوزههای تخصصی:
تفکر عقلانی درباره اخلاق از همان ابتدای نزاع های کلامی میان متکلمان دیده می شود. شاید بتوان گفت نخستین بحث جدی در این زمینه، نزاع مشهور میان اشاعره و معتزله درباره حسن و قبح افعال است. اشاعره حسن و قبح را وابسته و مستند به خدا می دانستند و معتزله و امامیه مستقل از خدا. در آثار عالمان اخلاق اسلامی نیز تفکر عقلانی درباره اخلاق مشاهده می شود و معمولاً در آغاز برخی از کتاب های اخلاقی، تقریری از اخلاق فضیلت ارسطو ارائه شده است. در قرن اخیر، تفکر عقلانی درباره اخلاق در غرب، رشد و شکوفایی چشمگیری داشته است؛ به گونه ای که عنوان مستقلی به آن اختصاص داده شده و به نام فلسفه اخلاق مشهور شده است. با توجه به گذشت صد سال از تأسیس حوزه علمیه قم، حال این پرسش مطرح است که در سده اخیر، تفکر عقلانی و به عبارتی فلسفه اخلاق در حوزه علمیه چگونه بوده و چه فرازوفرودی را پشت سر گذاشته و چه آینده ای در انتظار آن است. شاید بتوان برای تحلیل چنین امر مهمی، دو برش تاریخی قبل از پیروزی انقلاب و بعد از آن را در نظر گرفت و بی شک میان این دو دوره تفاوتی جدی در این زمینه وجود دارد. در این مقاله سعی می شود وضعیت فلسفه اخلاق در سده اخیر در حوزه علمیه تحلیل و بررسی شود. حاصل آنکه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، فلسفه اخلاق رواج چندانی نداشته است و اولین کسی که در این زمینه ورود کرده است شهید مطهری است، ولی پس از پیروزی انقلاب اسلامی، فلسفه اخلاق در قلمروهای گوناگون فرااخلاق، اخلاق هنجاری نظری و اخلاق کاربردی رشد نسبتاً خوبی داشته است.
علل عدم التزام اخلاقی از دیدگاه ملاصدرا (ضعف باور، بیرغبتی و ضعف اراده)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از منظر حکمت متعالیه معرفت، محبت، عشق، میل و اراده نیز همانند وجود، دارای مراتب متفاوتند و درجه یی از آنها در همه موجودات، ازجمله در مبادی فعل اختیاری آدمی (با درجات متفاوت) یافت میشوند. در این ساختار، عدم التزام اخلاقی حاصل یکی از این عوامل سه گانه است: 1) ضعف باور اخلاقی (فقدان یقیین کامل و همچنین غفلت از باورهای موجود)، 2) ضعف رغبت (غلبه امیال و قوای شهوی و غضبی بر شوق عقلانی و اخلاقی) و 3) ضعف اراده (ضعف در جزم نیت و کنار زدن موانع انجام فعل). بدین ترتیب التزام اخلاقی با 1) ارتقای باور به مرتبه یقین و تذکر، 2) اشتداد شوق به مرحله رغبت و بهجت عقلانی و 3) تأکید قدرت اراده به مرتبه تصمیم و عزم، محقق میگردد. با در نظر گرفتن این ساختار اشتدادی در مبادی فعل اختیاری، در صورت ارتقای مرتبه و قوت مراحل سه گانه باور، شوق و اراده، نسبت میان آنها با یکدیگر و نیز با تحقق فعل، وثیقتر شده و به وجوب نزدیکتر میشود.