فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲٬۱۸۱ تا ۱۲٬۲۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
آموزه های فقه مدنی بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۵
127 - 156
حوزههای تخصصی:
«ضرورت» به عنوان یکی از عوامل رافع مسئولیت بین المللی دولت، تضمین کننده منافع اساسی دولت ها در شرایط خاص و استثنایی است. مطالعه تطبیقی ضرورت در دو نظام حقوق بین الملل و اسلام، نشان از برخی وجوه افتراق در کنار اشتراکات فراوان دارد. کاربرد این اصل در مخاصمات مسلحانه با عنوان «ضرورت نظامی» جهت نقض مصونیت غیر نظامیانِ سپر واقع شده (تترّس)، امری چالش برانگیز است؛ چرا که سپر انسانی در حقوق بین الملل و اسلام ممنوع بوده و جرم انگاری شده است. بنابراین سؤال ما این است که «اصل ضرورت، چه ماهیت و آثاری در حقوق بین الملل و فقه امامیه دارد و نحوه رفتار طرفین مخاصمه در قبال افراد و اموال غیر نظامیِ سپر واقع شده چگونه باید باشد؟» این مقاله با روش تحقیق کیفی و با استفاده از روش های تفسیر حقوقی از آیات و روایات و استفاده از نظرات فقهای اسلام و مطالعه تاریخی سیره نبی اکرم N در جنگ ها صورت گرفته است. با بررسی اسناد و منابع فقهی به این نتیجه رسیدیم که اصل ضرورت در هر دو نظام حقوقی، ماهیتی استثنایی دارد و صرفاً در مواردی که «منفعت اساسی» دولت در خطر باشد، مجاز دانسته شده است. بنابراین با وجود ممنوعیت هر گونه آسیب به سپر انسانی، در صورت اقتضای ضرورت و به شرط رعایت اقدامات احتیاطی، امکان حمله به اهداف نظامی همچنان وجود دارد.
سیاست جنایی ایران درجرایم اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال چهارم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
109 - 127
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: «اقتصاد در زندگی افراد جامعه، نقش بی بدیلی را ایفا می کند و به دلیل برخورد مستقیم با زندگی مردم، اساسی بوده و به هیچ عنوان نمی توان آن را نادیده گرفت؛ به نحوی که به نقل از معصومین، نابسامانی در حوزه اقتصاد نه تنها باعث اخلال در حوزه های دیگر زندگی می شود بلکه دین و معاد انسان را نیز تحت تأثیر خود قرار می دهد. هدف ما در این تحقیق تبیین سیاست جنایی ایران در مواجهه با جرایم اقتصادی از منظر حقوق موضوعه می باشد». مواد و روشها: مقاله حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی و ابزار تحقیق، فیش برداری از منابع کتابخانه ای می باشد. یافته ها:« برقراری و حفظ نظم اقتصادی در گرو مبارزه با اخلال گران در نظام اقتصادی و مجرمین اقتصادی است. مبارزه با جرایم اقتصادی هم موجب برقراری نظم اقتصادی می شود و هم از آثار و تبعات مضر اختلال در اقتصاد کشور جلوگیری می کند». ملاحظات اخلاقی: از ابتدا تا انتهای مقاله اصول صداقت و امانتداری عایت گردیده است. نتیجه گیری: سیاست جنایی ایران در قبال جرائم اقتصادی با چالش های عدیده ای مواجه می باشد. از اساسی ترین این چالشها و ابهامات می توان به عدم تبیین جامع و مانع از مفهوم و هدف جرایم اقتصادی، گستره پرونده ها، نحوه اتخاذ سیاست کیفری و میزان تناسب و اثربخشی آن اشاره نمود.
بصیرت افزایی در نظام اعتقادی و سیاسی امام سجاد (ع) با تأکید بر دعای 27 صحیفه سجادیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دعاپژوهی سال دوم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
134 - 157
حوزههای تخصصی:
دعای بیست و هفتم صحیفه سجادیه، یکی از ادعیه هایی است که امام سجاد (ع) برای مرزداران و مرزبانان دعا فرموده است. امام (ع) در این دعای ارزشمند به اصول و نکاتی پیرامون جنگ و جهاد؛ ویژگی و خصایص فرماندهان و مرزبانان؛ اهمیت مرزداری و وظایف مهم مرزبانان و... در قالب و روش دعا اشاره فرموده است. یکی از فرازهای مهم حضرت (ع) درخواست بصیرت افزایی برای نیروهای مسلح می باشد: «وَ عَرِّفْهُمْ مَا یجْهَلُونَ وَ عَلِّمْهُمْ مَا لَا یعْلَمُونَ وَ بَصِّرْهُمْ مَا لَا یبْصِرُونَ»؛ «آن چه را نمی دانند و از آن بی خبرند و یا بصیرت نسبت به آن ندارند آگاه شان فرما». از این فراز دعا و سیره علمی و عملی امام سجاد (ع) روشن می گردد، بصیرت افزایی و افزایش آگاهی و بینش افراد مورد عنایت امام سجاد (ع) بوده است، زیرا دوران امامت حضرت سجاد (ع) مصادف با یکی از سیاه ترین ادوار حکومت تاریخ اسلام بود. گرچه پیش از آن نیز حکومت اسلامی دست خوش انحراف گشته و به یک حکومت استبدادی و خودکامه تبدیل شده بود، اما تفاوت زمان امام چهارم (ع) با ادوار سابق چنان بود که سردمداران حکومت، به صورت آشکارا و بدون هیچ گونه پرده پوشی، به مقدسات اسلامی دهن کجی می کردند و آشکار اصول اسلامی را زیر پا می گذاشتند و هیچ کس هم جرأت کوچک ترین اعتراض نداشت. در این فضای غبارآلود امام سجاد (ع) در قالب دعا، گریه، عزاداری، مناجات و خطبه ها به بصیرت افزایی پرداختند. در این مقاله سعی شده است به بصیرت افزایی در دو حوزه اعتقادی و سیاسی باتوجه به دعای 27 صحیفه سجادیه اشاره شود. امام (ع) در نظام اعتقادی خویش به بصیرت افزایی در مسائل اعتقادی مانند: خداشناسی؛ انسان شناسی؛ فرجام شناسی؛ تعلیم معارف دینی؛ موضوع امامت و پاسخ به مسائل و شبهات سیاسی بپردازد. همچنین در بُعد سیاسی به موضوعاتی هم چون: ضرورت بصیرت در نیروهای مسلح؛ دشمن شناسی؛ تشخیص حق از باطل؛ بیداری اسلامی؛ افشای چهره و ماهیت دشمنان اسلام توجه شده است. نویسنده، با طرح این سؤال که: «بصیرت افزایی در نظام اعتقادی و سیاسی امام سجاد (ع) چه جایگاهی دارد؟»، به روش توصیفی - تحلیلی، درصدد آن هستند به اهداف مقاله، برسند.
Analyzing the Viewpoint of Compatibility and Alignment as one of the Main Approaches in the Relationship between Science and Religion (Case Study: Hans Kung)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۹, Issue ۳۰, Spring ۲۰۲۲
27 - 50
حوزههای تخصصی:
SUBJECT AND OBJECTIVES : The question of whether religion is compatible with science has occupied a prominent place in the discussions of the nineteenth century and some thinkers hold the view that science and religion are incompatible. In contrast to this view, those who believe that religion and science cannot be opposed to each other, argue that they are two aspects of the facts of life; One aspect touches the soul while the other indicates material advancement. METHOD AND FINDING : This paper tends to deal descriptively and analytically with the relation between science and religion from the view point of Hans Kong as one of the present theologians. Considering the main purpose of religions, the relationship among ethics and religion and modern science is stricter. In other word, religions have come to improve the moral activities in human’s life, and they have to lead him to goodness and happiness; Because science cannot bring the value for man but religion can. The ethics of religion can solve many problems of mankind; For example purification to complete goodness and bring new horizons of human’s perfection. Religion gives peace to the scientifically advanced and worried society. CONCLUSION : Therefore, in this paper, an attempt was made to examine and analyze the main points of Hans Kung viewpoint of compatibility and alignment in the relationship between science and religion, and other areas such as the beginning of the universe, creation of the world, and etc.
عوامل جذب زنان به سازمان مجاهدین خلق ایران (1357-1360)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متین سال بیست و چهارم بهار ۱۴۰۱ شماره ۹۴
107 - 127
حوزههای تخصصی:
محمد حنیف نژاد، سعید محسن و اصغر بدیع زادگان در سال ۱۳۴۴ سازمان مجاهدین خلق را تأسیس کردند. نام این سازمان در ابتدا نهضت مجاهدین خلق بود. سازمان در ابتدا مخالف ورود زنان بود؛ اما از سال ۱۳۴۸ عضویت زنان به عنوان پوشش امنیتی در برابر ساواک و برابری با دیگر رقبای سیاسی موردپذیرش قرار گرفت. با پیروزی انقلاب اسلامی سازمان توانست برخی از زنان و دختران مسلمان را که در برابر انقلاب و جامعه خویش احساس وظیفه می کردند به سمت وسوی خود بکشاند. هدف این مقاله بررسی نحوه جذب زنان به سازمان مجاهدین خلق در سال های ۱۳۵۷ تا ۱۳۶۰ است. یافته های پژوهش نشان می دهد مجاهدین خلق با انتشار جزوات، بیانیه ها، فعالیت در دانشگاه و مدارس و نیز انتشار دیدگاه های خود در نشریه مجاهد، توانست عده ای از دختران وزنان را جذب کند. جذب زنان به سازمان فقط محصول کار آنان نبود بلکه عملکرد ضعیف احزاب اسلامی رقیب نیز از دیگر عوامل پیوستن زنان به سازمان محسوب می شد.
الگوهای تربیت جنسی سلامت محور در فرایند رشد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال هفدهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۱
15 - 30
حوزههای تخصصی:
این تحقیق با هدف ارائه الگوهای تربیت جنسی سلامت محور در دوره های مختلف رشدی، به صورت کیفی و با روش تحلیل اَسنادی انجام شد. با توجه به شرایط و مسائل خاص جنسینگی افراد، چهار دوره کودکی، نوجوانی، جوانی و پس از ازدواج در نظر گرفته شد. براساس ویژگی ها، تکالیف و چالش های رشدی، برای هر دوره یک الگوی راهبردی ویژه تربیت و سلامت جنسی به دست آمد. الگوی تربیت جنسیِ سلامت محور در دوره کودکی: با سه مؤلفه «محافظت، مراقبت و پیشگیری»، در دوره نوجوانی با سه مؤلفه «مراقبت، پیشگیری و مهار»، در دوره جوانی با سه مؤلفه «پیشگیری، مهار و سلامت» و در دوره پس از ازدواج با سه مؤلفه «تأمین، سلامت و عفاف» مشخص گردید. موفقیت در هر دوره، پیش نیاز تحقق مطلوب الگوی دوره بعدی است. این الگوها سیر تحولی تربیت جنسی افراد را با توجه به چالش های تحولی آنان نشان می دهد و برنامه های تربیت جنسی بر مبنای آن در خانواده و نظام آموزشی، تأمین کننده سلامت جنسی افراد در تمام دوره های رشدی خواهد بود.
نقد نظریه حضوری بودن علم خداوند از دیدگاه عقل ونقل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فیلسوفانِ مسلمان، ابتدا «علم» را به «حضورِ معلوم نزدِ عالِم»، تعریف می کنند و بر همین اساس، علم را به دو نوع حصولی و حضوری تقسیم می کنند و چون این تقسیم را حصر عقلی می دانند، آن را به علم خداوند هم تعمیم می دهند و از این رو این پرسش را مطرح کرده اند که علم الهی، حصولی است یا حضوری؟ مشّائیان و اندکی دیگر از فلاسفه قدیم و جدید، هرچند علم خدا به خود را علم حضوری دانسته اند، علم او به مخلوقات را علم حصولی می دانند. امّا سهروردی و صدرالمتألهین و تقریباً تمام پیروان آنها تا کنون، علم خدا به خود و ماسویٰ را علم حضوری دانسته اند. چون از زمان سهروردی تا زمان حاضر، قول به حصولی بودنِ علم خداوند، طرفداران بسیار اندکی دارد و تقریباً همگان علم الهی را علم حضوری دانسته اند، این مقاله به نقد و بررسیِ نظریه حضوری بودنِ علم خدا اختصاص دارد و نگارنده به استناد دلایل عقلی و نقلی در صددِ اثبات این مطلب است که این نظریه، با وجودِ شهرت و رواج و مقبولیتِ آن، به ویژه از زمان ملاصدرا تا کنون، نظریه ای نادرست درباره علم الهی است و با حُکمِ عقل و آیات و احادیث منافات دارد.
جستاری در جنبه ایدئولوژیکی ترجمه های قرآن توسط خاورپژوهان (مورد پژوهی: ترجمه های فرانسوی بلاشر، بِرِک و حمید الله)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش دینی دوره ۲۱ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۴
۱۳۴-۱۱۳
حوزههای تخصصی:
ناگفته پیداست که ترجمه هر متنی، متن اصلی را بازنویسی می نماید و آن را با ضوابط و معیارهای زبانی، فرهنگی و عقیدتی زبان مقصد منطبق می سازد. از این رو، جدا سازی جنبه ایدئولوژیک، از سایر جنبه های ترجمه، غیرممکن می نماید. با این حال، این جنبه تحت هیچ شرایطی نباید متن اصلی را تحریف کرده یا مفاهیم آن را تغییر دهد. اما این ایدئولوژی، در فرایند ترجمه های به ظاهر علمی و دقیقِ بسیاری از خاورپژوهان، اثر گذاشته است. در این تحقیق که با رویکرد توصیفی تحلیلی صورت گرفته این نتایج به دست آمده: 1- سیاست بلاشر در ترجمه قرآن گاه، جعل و دستکاری ترتیب آیات و تصرف در متن اصلی و نیز تحریف دلالت های الفاظ اسلامی و قرآنی است. 2- ترجمه بِرِک، از ترجمه های منصفانه قرآن قلمداد می شود که از جهاتی با ترجمه بلاشر تفاوت ماهوی دارد و اشکالات بسیار کمتری دارد. 3- ترجمه حمیدالله نیز شامل برخی خطاهاست و در آن موارد خاصی قادر به انتقال صحیح مفهوم دقیق و کامل متن قرآن به خواننده فرانسوی زبان نیست.
رویکرد نواندیشی اسلامی در حوزه زنان، مبانی و اهداف تربیتی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این پژوهش، بررسی دیدگاه های نواندیشی اسلامی در حوزه زنان و استخراج مبانی و اهداف تربیتی آن است. روش: روش انجام این پژوهش تحلیلی- استنتاجی است. یافته ها: آنچه در این پژوهش بر اساس مبانی نظری نواندیشان اسلامی در حوزه ی زنان در زمینه تعلیم و تربیت استنتاج گردید عبارتند از: پنج مبنای تربیتی، یک هدف کلی و پنج هدف واسطی. مبانی تربیتی استخراج شده شامل: جایگاه والای عقلانیت در فهم دین ، عدالت به مثابه مفهومی سیال و پویا، رویکرد هرمنوتیکی به دین، تاکید بر تساوی بنیادین انسانها در حقوق، تاکید بر آزادی می باشد. اهداف نیز شامل یک هدف کلی یعنی تساوی بنیادی زن و مرد بر اساس کرامت ذاتی انسان ها و پنج هدف واسطی شامل: برابری حقوقی، برابری آموزشی، پرورش عقلانی، آزادی زنان و استقلال زنان می باشد. نتیجه گیری: نواندیشی اسلامی با عبور از تقسیمات جنسیتی، سیما، هویت، حقو ق زنان و تعلیم و تربیت آنها را بر اساس نشان ه هایی مانند اخلاق، انصاف، عرف گرایی، تأویل گرایی نصوص دینی، و تغییر بر اساس مقتضیات زمان ترسیم می کند.
ضوابط فقهی حل و فصل عشایری در فقه اجتماعی آیت الله سید محمدسعید حکیم و تطبیق آن با اصول عدالت ترمیمی
حوزههای تخصصی:
کاستی روش های مرسوم در عدالت کیفری با محوریت سزادهی یا اصلاح مجرم که با تحمیل هزینه های زیاد همراه است و نیز ناتوانی عدالت کیفری در ترمیم خسارت های مادی و معنوی به بزه دیده و جامعه، زمینه را برای گسترش رویکرد عدالت ترمیمی فراهم کرده است. شیوه های حل وفصل عشایری یکی از جلوه های قدیمی عدالت ترمیمی است که از ظرفیت های فرهنگ قومی و قبیله ای برای ترمیم روابط آسیب دیده از جرم و جبران خسارت های وارد بر بزه دیده حکایت می کند. یکی از مؤلفه های تأثیرگذار در پذیرش و تثبیت روش های ترمیمی در نظام حقوقی ایران، هماهنگی این روش ها با احکام شرعی است. اختصاص فصلی از رساله توضیح المسائل سیدمحمد سعید حکیم از مراجع تقلید معاصر به ضوابط فقهی حل وفصل عشایری، امکان بررسی رویکرد فقهی به روش های عدالت ترمیمی را فراهم می آورد که موضوع مقاله حاضر است. تفکیک حل وفصل عشایری از قضاوت، اصل رضایت، لزوم عدم مخالفت با احکام شرعی، لزوم رعایت حقوق مجنی علیه و صاحبان حق و استفاده از ظرفیت های کدخدامنشی، سرفصل های رویکرد فقهی به حل وفصل عشایری است. به نظر می رسد می توان سیره عقلا را مبنای جواز استفاده از حل وفصل عشایری دانست که البته مانند دیگر موارد می تواند با تغییر همراه باشد.
قالب ها و نمادهای شیعی در هنر خوش نویسی با تأکید بر عصر صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال چهارم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۱۳
44 - 62
حوزههای تخصصی:
درباره هنر خوش نویسی به طور عام و در مورد خوش نویسی در عصر صفویه به طور خاص، نوشته هایی سامان یافته اند، اما درباره ارتباط خوش نویسی با تشیع و اهل بیت (ع)، به ویژه در عصر صفویه کمتر سخن گفته شده است. از این رو در این تحقیق، علاوه بر ارائه تعریف هنر و هنر اسلامی، مسئله این است که هنر خوش نویسی در عصر صفویه به چه شکلی با تشیع و اهل بیت (ع) ارتباط دارد؟ در این پژوهش، با روش توصیفی-تحلیلی، با اشاره به استفاده از مفاهیم و نمادهای شیعی در هنر خوش نویسی بخصوص در عصر صفویه، این نتیجه به دست می آید که در کنار توصیه های اهل بیت (ع) در باره خوش نویسی و یاد کردن از برخی از اصحاب امامان (ع) و تعدادی از امامان (ع) در زمره خوش نویسان، خوش نویسی در قالب های استفاده مکرر از نام ها و القاب امامان شیعه (ع) به ویژه نام و لقب امیرالمؤمنین علی (ع)، دعا و توسل به اهل بیت (ع)، صلوات بر پیامبر (ص) و خاندان آن حضرت و مواردی از این قبیل، به شکل های کتیبه نگاری، خوش نویسی در حروف رمزی، خوش نویسی در تصاویر، خوش نویسی روی اشیاء، فلز و پارچه و مانند آن صورت گرفته است و اهمیت ارتباط تشیع و اهل بیت (ع) را با خوش نویسی در عصر صفویه و آثار دوره صفوی نشان می دهد.
سرمقاله: معمار بردبار و دوراندیش حوزه علمیه قم
منبع:
حوزه دوره جدید بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۶ و ۱۷
4 - 10
حوزههای تخصصی:
بررسی زمینه ها و عوامل بهانه جویی های اجتماعی در برابر اوامر الهی از منظر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از ناهنجاریها و آسیب های بزرگ در حوزه رفتار اجتماعی، بهانه جویی در برابر اوامر الهی است که به صورت درخواستها و پرسشهای جاهلانه و بعضاً ستیزه جویانه در مقابل سفیران الهی مطرح می گردد. این موضوع بازتاب وسیع در آیات به ویژه قصص قرآن دارد. این مقاله با عنوان بررسی زمینه ها و عوامل بهانه جویی های اجتماعی در برابر اوامر الهی، با محوریت آیات مربوط به قوم حضرت موسی(ع) و امت حضرت محمد(ص)، به صورت توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تحلیل محتوای کیفی، عوامل و زمینه سازهای این رفتار اجتماعی نامطلوب را مورد بررسی قرار داده است. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد، در رهیافت قرآنی، بهانه جویی ریشه در عوامل متعددی دارد که برخی مربوط به ساختار درونی انسان(بینشی-گرایشی) و برخی متأثر از عوامل بیرونی است. عوامل مربوط به ساختار وجودی در حوزه بینشی: جهل، مادی نگری و سوءظن به خدا و در حوزه گرایشی: تفو ق طلبی، تنوع طلبی، راحت طلبی، فرصت طلبی و مسئولیت گریزی می باشد. از عوامل زمینه ساز بیرون از ساختار وجود انسان که نقش جهت دهنده و سوق دهنده به بینش ها و گرایش ها دارد، می توان به عوامل فیزیکی و متافیزیکی(غیر محسوس) و زمینه سازهای اجتماعی- فرهنگی مانند ساختار اجتماعی آسیب زا و نقش همنشینی اشاره کرد. همچنین با تدبر در آیه ی130 بقره و توجه به صنعت تضمین بکار رفته در آن، در می یابیم ریشه اصلی اعراض از فرمانهای الهی با بهانه جویی، میل و رغبت عامدانه به غیر خدا و دل در گرو غیر او داشتن است.
بینامتنیت قرآنی در اشعار شیخ حسین بن الحاج محمد آل نجف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بینامتنیت رویکردی نوین در عرصه نقد ادبی است که در قرن بیستم ژولیا کریستوا ناقد بلغاری - فرانسوی این نظریه را مطرح کرد. بینامتنیت دارای انواع مختلفی از جمله؛ دینی، تاریخی، اسطوره ای، قرآنی و... است و در زبان عربی به نام "التناص" شناخته شده و در آثار نویسندگان و شاعران بسیاری به اشکال مختلف نمود یافته است. از جمله شاعران مشهور عراقی قرن سیزدهم هجری، شیخ حسین ابن الحاج محمد آل نجف شاعر شیعه و مدیحه گوی اهل بیت نبوّت (علیهم السلام) است که با هنرمندی تمام از آیات قرآنی برای رساندن مفهوم و غرض خویش به خواننده بهره برده است. در این پژوهش سعی شده تا با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی چگونگی بازتاب جلوه های بینامتنیت قرآنی در شعر این شاعر شیعه و چگونگی تأثیرپذیریِ او از آیات زیبای قرآنی بپردازیم. نتایج نشان داده که شاعر به انواع رابطه بینامتنی کامل متنی، کامل تعدیلی، الهامی و مفهومی، تلمیحی با فراخوانی شخصیت های قرآنی، جزئی و واژگانی نظر داشته است و بینامتنیت جزئی و واژگانی بسامد بیشتری داشته و شاعر به واسطه این انواع بینامتنیت قرآنی به مواردی چون؛ ذکر فضایل پیامبران الهی، نام بردن از بت های عصر جاهلیت، عدم امانت داری انسان به خدا، تهدید کردن حاکمان ظالم، مفهوم مودّت و دوستی اهل بیت و نیز غافلان راه حقیقت اشاره کرده است که زیباییِ لفظی و معنوی اشعارش را دو چندان کرده است.
شهید سلیمانی و طراحی الگوی بازدارندگی هژمونی آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مروری بر رقابت هژمونیک پرتلاطم ایران و آمریکا در ۴۰ سال گذشته روندی پر کشمکش همراه با فرازونشیب های طولانی را نشان می دهد که در بستر آن همواره دو کشور با همه ابزارها و ظرفیت های قدرت داخلی و بین المللی خود مسیر تعارض و تقابل را در پیش گرفته اند. در این چارچوب شکل گیری جریان مقاومت و تثبیت و تقویت مؤلفه های قدرت سخت افزاری و نرم افزاری آن در سایه مبانی اصیل اسلامی و از جمله نفی سبیل توانست اهداف راهبردی متجاوزان منطقه ای از آمریکا و اسرائیل گرفته تا متحدان غربی و عرب آن ها را به حاشیه بکشد. تشدید موازنه های تنش و چالش در منطقه، به ویژه پس از شهادت سردار سلیمانی و ادامه تقابل میان دو جبهه مقاومت و محور هوادار غرب در سایه گسترش سیاست گذاری های مداخله جویانه غربی در منطقه، ضرورت بررسی موازنه های قدرت و متغیرهای پیرامونی آن را نشان می دهد. هدف این پژوهش جستاری در تحولات و موازنه های قدرت نرم افزاری، سخت افزاری و هوشمند در تقابل بین دو اردوگاه متخاصم در دو سال گذشته و بررسی مؤلفه های بازدارندگی محور مقاومت در این مدت است. در این مقاله در پی پاسخ این پرسش هستیم که سردار سلیمانی چگونه بر معادلات هژمونیکی آمریکا در غرب آسیا اثر گذاشته است؟ روش پژوهش ماهیتی توصیفی تحلیلی دارد. این مقاله با مبنا قراردادن آموزه های نظریه واقع گرایی «ثبات هژمونیک» بر این فرض استوار است که سردار سلیمانی در سایه ساختارگزینی و سازماندهی جریان مقاومت توانست ضمن شالوده شکنی در نظام هژمونیکی آمریکا، اقدام به طراحی الگوی بازدارندگی هژمونیک در غرب آسیا کند. بخشی از اطلاعات مورد نیاز این پژوهش را به وسیله تحلیل محتوای اسناد امنیت ملی آمریکا در سال های 2002 تا 2021 و بخشی را با استفاده از گزارش های خبری رسانه ها و منابع کتابخانه ای گردآوری کرده ایم. نتایج این پژوهش نشان می دهد که ابتکار عمل سردار سلیمانی هم در دوران زندگی دنیوی و هم پس از شهادت، توانست رقابت ایران و آمریکا را در غرب آسیا با پیروزی نسبی محور مقاومت و تثبیت هژمونیک گفتمان مقاومت در این منطقه همراه سازد.
بررسی و نقد تحلیلی سند، منبع و دلالت روایات مدح و ذم جریان تصوف بر اساس آموزه های علوم حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال چهاردهم پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۸
241 - 266
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم به صراحت در مورد تصوف، مطلبی را بیان نکرده، ولی در منابع روایی شیعه، احادیث بسیاری درباره ذم تصوف و منابع صوفیه و دو کتاب شیعی، روایات اندکی در مدح آنان وجود دارد؛ روایات مدح، اخبار آحاد و روایات ذم، دارای تواترند. روایات مدح تعابیری مبالغه آمیز و ناهمگون با دیگر روایات داشته و روایات ذم، مشتمل بر ذم اصل تصوف، ذم آیین و مراسم، ذم سران و ذم مبانی معرفت شناسی صوفیه است. این جریان، با عرفان و معنویت ناب اسلامی، کاملاً متفاوت، بلکه متعارض است. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی، به نقل متن و اعتبارسنجی سند و دلالت روایات مدح و نمونه هایی از روایات ذم تصوف پرداخته است؛ یافته های این پژوهش، مدلل ساخته است که روایات مدح که یا مرسل اند یا مشتمل بر قیل در آغاز، از حیث سند، منبع و دلالت، دچار ضعف و کاستی بسیاری است؛ درحالی که روایات ذم، مسند و دارای سند صحیح یا موثق بوده و از تعاضد سندی و مضمونی روایات هم خانواده، نیز برخوردار و از نظر دلالت، دارای صراحت و روشنی تمام است. بر این اساس، ضعیف دانستن روایات ذم و پیشنهاد اجرای قواعد تعادل و تراجیح مبنی بر جمع یا طرح هر دوی آن ها، از سوی برخی از سران صوفیه، مردود و ناموجه است؛ چنان که ادعای انصراف روایات ذم از صوفیه شیعه یا صوفیه زمان حاضر، با اطلاق روایات ذم و همسانی و اشتراک صوفیه شیعه با آن ها ناسازگار است.
رابطه باورهای دینی قوم مایا با سه هنر معماری، سفالگری و پیکرتراشی
حوزههای تخصصی:
مایا نام گرومی از سرخپوستان آمریکای مرکزی است که به گویش های متعدد زبان مایایی تکلم می کردند و نوعی خط ابتدایی هیروگلیفی داشتند که آثار و متون دینی خود را بر اساس آن می نگاشتند. آنها در زمینه های ادبیات نوشتار، هنر و معماری، شهرسازی، ریاضیات و ستاره شناسی به پیشرفت های قابل توجهی نائل آمدند و توانستند بر سایر تمدن های آمریکای مرکزی برتری و تفوق یابند. دین و شکوفایی هنر و معماری این قوم که پس از عصر سکنی گزینی در جنوب مکزیک صورت گرفت، در تاریخ تفکر بشری درخشش قابل توجهی دارد. میتوان پرسید که هنر و معماری تمدن مایا ریشه در چه نوعی باوری داشته است که اثرات گسترده آن تا به امروز ذهن مورخان، باستان شناسان، دین شناسان هنرمندان و معماران را به خود مشغول نموده است؟ و چه ویژگی های فوق العاده ای را می توان در نمادها و هنر این تمدن مشاهده نمود که سایر فرهنگ ها را تحت تاثیر قرار داده است؟ قطعا سبک گرایش به خدایان و نمادگرائی های موجود در تمدن مایا نشان نوعی خلاقیت ذهنی و اعتقادی است که مسلماً پیوند مستحکمی نه تنها با شرایط اقلیمی، بلکه با باورهای دینی آنها دارد. به طور قطع آنچه مایا را به تفوق یک تمدن در گستره تاریخی- فرهنگی رسانده است، رابطه توأمان دین، هنر و معماری است که قرن های متمادی است شکوه و عظمت خود را نگه داشته اند. ما در این پژوهش به بررسی ریشه های اعتقادات دینی و تاثیر آنها بر هنرهای این قوم خواهیم پرداخت.
دین در دوره شانگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
292 - 269
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی ماهیت، مؤلفه ها و کارکرد دین در چین باستان، به ویژه دوره شانگ پرداخته است. بنابر آنچه از مطالعه و تحلیل آثار باقیمانده از دوره شانگ از جمله شمایل نگارهای روی ظرف های برنزی آیینی، نوشته استخوان های پیشگویی، آرامگاه های سلطنتی و برخی از آثار متأخر (مانند کتاب شعر) اطلاعاتی درباره برخی عقاید و شعائر دینی آن ها به دست می آید. آیین دینی مردم شانگ دربردارنده باور به شانگ تی، خدای متعالی، ارواح نیاکان، ارواح و خدایان طبیعت و اعتقاد به زندگی پس از مرگ بود. خدای متعالی در راس و بقیه ارواح و خدایان در مرتبه پایین تر بوده و کارگزار و تابع او بودند. ارتباط با ارواح، ایزدان و خدا جهت به دست آوردن شرایط زندگی مساعد، یا دست کم در امان ماندن از بلاها، در یک رابطه متقابل، با به جای آوردن مناسک همراه بوده است که مهم ترین آن ها خاک سپاری بسیار دقیق، پرستش خدا و ارواح و آئین قربانی بوده که شمن ها و خاندان سلطنتی، مخصوصاً شاه، در آن ایفای نقش نموده و بر انجام شعائر دینی نظارت داشتند. این نشان می دهد دین شانگ مؤلفه های لازم برای دین بودن را داراست، و باور به شانگ دی هم آن را در زمره یکتاپرستی قرار می دهد. پیوند محکمی میان دین و قدرت برقرار بود، به گونه ای که مذهب قدرت پادشاه را از نظر سیاسی محکم تر و در عین حال کنترل می کرد و قدرت سیاسی پادشاه نیز نفوذ مذهبی را تقویت می نمود.
رویکرد صوفیان به تجدد و مدرنیسم در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۵ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
383 - 363
حوزههای تخصصی:
در فاصله دوره مشروطه تا پهلوی، تجدد و مدرنیسم مهم ترین دغدغه حکومت و دین مداران بوده است. صوفیان نیز در حوزه عینی اجتماعی مانند آموزش نوین، موسیقی، نوع پوشش، احزاب و انجمن ها؛ و در حوزه نظری و مبانی تفکر نوین، مانند ناسیونالیسم و اومانیسم واکنش نشان داده اند. صفی علیشاهی و سلطان علیشاهی مهم ترین شاخه های طریقت نعمت اللهیه بودند که هر یک دیدگاه و عملکرد متفاوتی داشتند. پرسش این است که آنان با تکیه بر مبانی اعتقادی خود چه رویکردی در مواجهه با موج مدرنیسم در عصر مشروطه و سپس دوره پهلوی داشتند؟ فرض بر این است که صوفیان ضمن پرهیز از اقدامات انقلابی دوره مشروطه، از موج مدرن گرایی آن کاملاً منفک نشدند و در دوره پهلوی موافقتها و مخالفتها با مسائل عمدتاً فرهنگی آنان را به بازبینی مبانی اعتقادی واداشت. دستاورد این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، نشان می دهد صوفیان ضمن پذیرش ظواهر نوگرایی، تغییرات ساختاری و بنیادینی را در اعتقادات دینی نپذیرفتند.
الزامی بودن کمک به فقرا از منظر اخلاقی و اسلامی با توجه به بحران های زیست محیطی قرن اخیر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مطالعات اخلاق کاربردی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۷۰)
103 - 132
حوزههای تخصصی:
در بدو امر، «کمک کردن» به انسان ها، مخصوصاً به فقرا و گرسنگان، در نظر عموم امری بدیهی و مطلوب تلقی می شود. اما با نگاه دقیق تر به این موضوع، رفته رفته مسائل و پیچیدگی هایی به صحنه می آیند که پژوهشگران را در عرصه های مختلف، مجبور به مدّاقه بیشتر می کنند. یکی از آن موضوعات، مسئله افزایش جمعیت و تأثیر آن بر محیط زیست است. در این میان با توجه به اینکه عموماً فقیر ترین کشور ها از پرجمعیت ترین ها هستند، بار دیگر این سؤال مطرح می شود که با توجه به وضعیت فعلی کره زمین، آیا کمک کردن به آن ها و تضمین بقای تمام افراد در این کشور ها ضرورتی اخلاقی است (به این معنا که امداد آن ها مسئولیتی تخطی ناپذیر و به گردن فرد فرد انسان هاست)؟ ما در این مقاله، ضمن بررسی نظر مخالفان کمک، از دو منظر اخلاقی (با رویکردی فایده گرایانه) و اسلامی (با توجه به دیدگاه های اخلاقی اسلام و آراء فقهی شیعی) به این موضوع پرداخته و به این نتیجه رسیدیم که اگرچه مسئله مطرح شده از مسائل مهم عصر ماست، اما امری که باید به آن توجه شود تغییر شیوه های پشتیبانی و استعانت است، نه پاک کردن صورت مسئله به معنای کمک نکردن به فقرا و رهاکردن آن ها در رنج و سختی.