فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۲۸۱ تا ۱۱٬۳۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
معارف حکمی جامعه سال ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۵
125 - 156
حوزههای تخصصی:
حقّ، به معنای «اختیار، امتیاز و سلطه کسی بر شخص یا چیزی» به کار می رود و معنای اینکه خدا حقِّ طاعت دارد این است که وقتی طاعت الهی را با غایاتش مقایسه می کنیم، می توان عقلاً نوعی شایستگی انحصاری از آن انتزاع کرد و برای رسیدن به آن غایات، اطاعت الهی ضرورت می یابد و ما از آن، تعبیر به «وجوب تبعیّت» می کنیم. ما برای پذیرش حقِّ طاعت و وجوب تبعیّت، باید صفاتی را در خدای متعال لحاظ کنیم؛ صفاتی از قبیل علم، قدرت، عنایت و ولایت الهی. تبیین اندیشمندان از این مقوله متفاوت بوده که برخی از آنها را می توان پذیرفت و برخی دیگر قابل نقدند.
هویت شناسی قاعده «قال، و لم یقل، کما قال» و کارکرد آن در تفسیر قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۴)
21 - 40
حوزههای تخصصی:
«قواعد تفسیری»، دستورالعمل های کلانی هستند که برای دستیابی به فهمی موجّه از متن شکل گرفته اند. یکی از مهم ترین دستورالعمل ها در عملیات تفسیر، چگونگی کشف دو لایه «ژرف ساخت و روساخت»، و فرآیندی است که در روابط «هم نشینی و جانشینی» در زنجیره کلمات اعمال شده است. تبیین این مطلب در زبان شناسی ساختارگرا و دستور زبان گشتاری صورت پذیرفته است. حال آیا این نحوه تحلیل در آیات قرآن نیز قابل تطبیق است؟ آیا مستندی درون دینی دارد؟ آیا می توان آن را به صورت یک «قاعده تفسیری» نشان داد؟ و چگونه می توان از آن استفاده کرد؟در این مقاله تلاش شده تبیین گردد که روش تحلیل زبان شناسانه، اختصاص به متن خاص ندارد و در متن قرآن نیز جاری است، و هم چنین مستنداتی از عملکرد ائمه (ع) در استفاده از این روش ارائه شده و به صورت یک قاعده قرآنی با عنوان «قاعده قال و لم یقل» صورت بندی گردیده و نحوه استفاده قدم به قدم از آن در یک نمونه از آیات تطبیق شده است.
واگرایی و همگرایی باورهای اعتقادی و کلامی امامیّه و خوارج در عصر حضور معصومان (ع)
حوزههای تخصصی:
امامیّه و خوارج از نخستین گروه ها و جریان های فکری در سده نخست اسلامی بودند که از همان آغاز، تقابلات روشنی در عرصه فکر و اندیشه داشته و هر یک در زمینه فرهنگ در میان هواداران خویش و رقبای فکری نقش آفرین بوده اند. از آنجا که برای نشان دادن تاریخ فکر و سرگذشت اندیشه، نیازمند مقایسه میان افکار و آراء متکلمان می باشیم، در تحقیق پیشرو در پی بازخوانی همگرایی و یا واگرایی فکری و اعتقادی میان امامیّه و آموزه های خوارج پیرامون مسائل اعتقادی و کلامی، با روش تاریخ کلام و از طریق مقایسه مهم ترین مؤلفه های فکری و اصول اعتقادی در زمینه خداشناسی، راهنماشناسی و انسان شناسی، در عصر حضور معصومان(ع) هستیم. در مقاله حاضر از داده های تاریخی و فرقه نگاری و حدیثی در بازه زمانی عصر حضور معصومان، استفاده شده و سعی شده است که به منابع دست اول آن دوره ارجاع داده شود. حاصل جستجو و مقایسه میان اندیشه اصحاب امامیّه و خوارج، در مباحث خداشناسی همگرایی و در دو محور دیگر واگرایی می باشد.
بازتاب اندیشه های عرفانی در غزل های محمد قهرمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۷۴
323 - 342
حوزههای تخصصی:
محمد قهرمان، شاعر و پژوهشگر معاصر است که ضمن سرودن انواع شعر به زبانِ فارسی و گویش محلّی تربت حیدریه، به تصحیح وانتشار دیوان چند تن از شاعران سبک هندی، همچون صائب تبریزی، همّت گماشت. او از زمره شاعران تاثیرگذار پنج دهه اخیر خراسان است. وی بیشتر اشعارش را در قالب غزل سنتی سروده است. قهرمان از متابعان سبک هندی است و به لحاظ ساختارو محتوا از این سبک مشهور بهره برده، این شاعر معاصر در غزل هایش توجه ویژه ای به مفاهیم و اصطلاحات عرفانی داشته است. در پژوهش حاضر که به شیوه اسنادی انجام شده، نگاه شاعر در غزل های عرفانی بر اساس متون سنتی عرفانی است. توجه به مقامات و اصطلاحات عرفانی، ذکر تحمیدیه و نیایش های زیبای عارفانه، سرایش هشت ساقی نامه در قالب غزل و استخدام ملزومات میخانه و شراب در خدمت عرفان کتاب شعر حاصل عمر او را خواندنی کرده است. نویسندگان این مقاله پژوهشی، ضمن تحلیل محتوای غزل های عرفانی محمد قهرمان به بررسی روابط محتوایی شعر او با متون عرفانی پرداخته اند.
Investigating the story of Noah’s Flood according to Qur'anic verses and archaeological researches(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Interdisciplinary Qur'anic Studies, Volume ۱, Issue ۱, June ۲۰۲۲
129 - 153
حوزههای تخصصی:
One meaning of the word āyah in Qur’anic context refers to a sign, which is a divine miracle as attested in verse (Q.54:15): Certainly We have left it as a sign; so, is there anyone who will be admonished? The verse refers to the story of Noah’s Ark and his nation’s penalty, which is presented as a sign for posterity. There are various perspectives among interpreters about the reference of pronoun it in the verse, depending on whose antecedent, the verse can be considered as one of the verses expressing divine miracles. The present study tries to investigate the aforementioned verse and its miraculous aspects through an interdisciplinary method between the Qur’an and archaeology. Based on conducted studies, the word āyah implies to Noah’s Ark or the Flood phenomenon and rescuing a few of his nation who are the only survivors of humankind. Given archaeological studies, there is no certain evidence yet to confirm the remains of the Noah’s Ark and the verse cannot thus be considered as a scientific miracle. As a result, the miraculous aspect of the verse indicates giving notice of the unseen which is verified in verse (Q.11:49).
ضرورت معرفت امام در تحصیل معرفت الهی
منبع:
موعودپژوهی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۸
25 - 38
حوزههای تخصصی:
باتوجه به اینکه جریان خلقت و عوالم مختلف هدف دار و هدف آن هدایت و تکامل بشر بوده است، لازم است روند راهیابی به این حقیقت متعالی بررسی شود. خداوند متعال فرایند هدایت را با وساطت پیامبران و امامان انجام می دهد و انسان برای آنکه از این انوار الهی در مسیر پر فراز و نشیب زندگانی بهره گیرد به شناخت آنها نیازمند است. پژوهش حاضر با بهره گیری از منابع کلامی و تفسیری به بررسی بحث ارتباط معرفت امام با معرفت خدا و هدایت انسان پرداخته است و با تبیین این رابطه به این نتیجه دست یافت که امام با برخورداری از علم خدادادی و ارتباط با پروردگار می تواند بهترین راهنما برای کسب معرفت خدا باشد. همچنین امام با داشتن ولایت تکوینی و تشریعی شایسته ترین فرد برای هدایت انسان است. بنابراین، بدیهی است انسان برای طی کردن مسیر هدایت خاصه در دوران حیات خویش باید راهنمای راه را از راهزن های راه تشخیص دهد و آنها را بشناسد تا بتواند بی چون و چرا از آنها تبعیت کند. ازاین رو، شناخت امام زمان (عج) به عنوان هدایتگر انسان، ضرورت می یابد.
بررسی میزان اعتبار عهدنامه مالک اشتر از نظر آیت الله العظمی خامنه ای (مدظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوه نامه فقه و علوم اسلامی دوره ۱ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲
19 - 32
حوزههای تخصصی:
موضوع مقاله حاضر بررسی میزان اعتبار عهدنامه مالک اشتر از نظر آیت الله خامنه ای است که با روش تحلیلی - توصیفی و کاربست علم رجال، فقه، شروح و تحقیقات ویژه نهج البلاغه به بررسی سندی - محتوایی نامه 54 نهج البلاغه با نام عهدنامه مالک اشتر می پردازد. ابتدا به بررسی شخصیت «مالک» که از اصحاب امیرمؤمنان است پرداخته شد، زیرا ایشان مخاطب مستقیم نامه می باشد. سپس معروفیّت این نامه نزد علما و فقهای گذشته و بررسی سند نامه در نهج البلاغه و کتب دیگر توجه شد و اعتبار کافی جهت اعتبارنامه به دست آمد. از دیدگاه آیت الله خامنه ای عهدنامه در حدّ حدیث صحیح نیست و در بررسی سندی این نتیجه به دست آمد که «اصبغ بن نباته» موثق و از اصحاب خاص امیرالمؤمنین علیه السلام می باشد و از بین راویان، «سعد بن ظریف» توسط غضائری تضعیف شده است ولی بقیه رجالیان او را تأیید کرده اند و تضعیف غضائری در برابر توثیق شیخ و توثیقات عام اساتید کتاب کامل الزیارات مقاومت و اعتباری ندارد. بنابراین وی صحیح الحدیث می باشد و اهتمام علما در طی قرون متمادی به اعتبار نامه افزوده است. آیت الله خامنه ای عهدنامه را مورد استفاده علمای علوم مختلف دانسته و به نظر می رسد شهرت عهدنامه مالک اشتر و متن محکم و قابل استفاده آن، سبب شده تا عهدنامه چنین اعتباری نزد علما داشته باشد.
مؤلفه های هوش اخلاقی در صحیفه سجادیّه (دعای مکارم الاخلاق)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دعاپژوهی سال ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳
115 - 132
حوزههای تخصصی:
(زمینه پژوهش:) برخورداری انسان از اعتقادات پایدار اخلاقی، رفتار بر پایه هنجارها و پذیرش مسئولیت کارهای خویش، در نزد روان شناسان، به عنوان هوش اخلاقی یاد شده که مؤلفه ها و اصولی را برای آن بیان کرده اند. این موضوع، پیش تر در آموزه های دینی به شکلی متفاوت طرح شده است. در کنار دیگر منابع مکتوب دینی، صحیفه سجادیّه با عرضه مباحث اخلاقی در قالب دعا، منبعی برای کاوش پیرامون هوش اخلاقی می باشد. (روش و هدف:) جستار حاضر، با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی، به دنبال دست یابی به مؤلفه ها و اصول هوش اخلاقی در دعای مکارم الاخلاقِ این کتاب شریف است. (یافته ها:) در همین راستا، مفهوم و مؤلفه های هوش اخلاقی از نگاه روان شناسان مورد بررسی قرار گرفته و وجوه مشترک این دیدگاه ها استخراج و عرضه شد. وجوه مورد نظر، در چارچوب هوش اخلاقی و در دعای مکارم الاخلاق، پی جویی و گردآوری گردید. ( نتایج:) حاصل این که شش مؤلفه در این دعا بیان شده، شامل:«1درست کاری، راستی و صداقت در نیّت، گفتار و رفتار ؛ 2خدمت رسانی و گره گشایی، با عبارت برادریِ مردم ؛ 3گذشت و چشم پوشی و خوبی کردن به دیگران در برابر بدی آنان ؛ 4قدرشناسی و سپاس گزاری برای ایجاد و ثبیت رفتارهایی محترمانه با دیگران؛ 5احترام و ارزش گذاری برای انسان ها؛ 6رعایت عدالت و انصاف، چنان که انسان ها در جامعه ای با هوش اخلاقی بالا، نه ظلم می کنند و نه، مورد ظلم قرار می گیرند». (نوآوری:)بررسی هم زمان هوش اخلاقی در منابع روان شناسی و دینی، بازنمایی این موضوع در دعای مکارم الاخلاق و نیز، دست یابی به وجوه شش گانه مشترک نظریه هوش اخلاقی، از نوآوری های پژوهش حاضر تلقّی می گردد.
بررسی ویژگی های عام و خاص «امت ها» و «امت اسلامی» از منظر آیات قرآن
منبع:
مطالعات تفسیری آلاءالرحمن سال ۱ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
83 - 100
حوزههای تخصصی:
یکی از آموزه های قرآن کریم توجه به برتری امت اسلام بر سایر امت ها است؛ این آموزه قرآنی از طرق مختلف قابل اثبات است، از جمله آنها، بررسی «ویژگی های عامّ امت ها» و «ویژگی های خاص امت اسلامی» است. این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع لغوی، تفسیری، علوم قرآنی و روایی صورت گرفت؛ به دنبال پاسخ گویی به این پرسش است که: ویژگی های عامّ و خاص «امت ها» و «امت اسلامی» از منظر آیات قرآن چیست؟ داده های پژوهش این است: ویژگی های مشترک (عامّ) بین همه امت ها عبارتند از: داشتن رسول، برخوردار بودن از شرایع مختلف، هدایتگر یا مجادله گر بودن، صاحب اجل بودن، محشور شدن در سرای قیامت و شاهد داشتن؛ ویژگی های خاص امت اسلامی نیز عبارتند از: بهترین امت، امت وسط، شاهد بر مردم بودن و برخورداری از صفات نیک امت های قبل.
دلاله مفرده (الجنّه) عبر منهج الاستبدالی فی القرآن ونهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات حدیثه فی نهج البلاغه السنه الخامسه ربیع و صیف ۱۴۰۱ (۱۴۴۳ق) العدد ۲ (المتوالی ۱۰)
131 - 143
حوزههای تخصصی:
تحلل معرفه دلالات الکلمات معنى الکلمات وفقًا لنظامها الدلالی. من أهم الطرق فی علم دلالات الألفاظ الاعتماد على علاقات التعایش. لأنه من خلال الشبکه الدلالیه وفحص الکلمات ، یمکنک فهم الکلمه المعصومه والتشکیل الصحیح للهندسه المعرفیه. کلمه "الجنه" من أکثر الکلمات شیوعًا فی القرآن ونهج البلاغه. البحث الحالی بالمنهج الوصفی والتحلیلی یسعى للإجابه عن السؤال: ما أهم رفقاء کلمه الجنه؟ وبتفحص کلمه الجنه فی القرآن ونهج البلاغه بمقاربه متزامنه تبین أن الجنه فی القرآن تتحد مع کلام التقوى والرضا والإیمان والعلم والعمل الصالح. هذه العوامل هی أساس دخول الجنه. فی نهج البلاغه ، کلمه الجنه مرادفه للإسلام ، وعلم الله ، وطاعه وصایا الله ، وأوامر النبی صلى الله علیه وسلم ، وعون وصداقه أهل البیت ، والتقوى ، والتوافق مع العمل. الإیمان والنیه الخالصه. لذلک ، مع الأخذ فی الاعتبار أن القرآن ونهج البلاغه لهما فصاحه فریده وارتباط عمیق ، استخدم الإمام (ع) کلمات القرآن وتفسیراته ومفاهیمه على نطاق واسع ، وأصحاب کلمه الجنه فی نهج الجنه. ترتبط البلاغه بالقرآن ، وهذا الارتباط فی طرق العلاقات بین النص ، الموضوعی والمعجمی.
بررسی و نقد حدیث «ولد الزنا لا یدخل الجنه»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۲۷ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۳)
141 - 162
حوزههای تخصصی:
حدیث «ولد الزنا لا یدخل الجنه» در برخی منابع روایی شیعه و اهل سنّت نقل شده است. این حدیث در منابع شیعی به صورت مرسل نقل شده و در منابع اهل سنّت به جهت قرارگیری افراد غیر موثق و ضعیف در سلسله راویان، ضعیف به شمار رفته است. حدیث از جهت محتوا نیز دچار ضعف است. محتوای حدیث با برخی آیات قرآن کریم، مانند آیاتی که هر کس را مسؤل کارهای خود معرفی می کنند و آیاتی که عوامل ورود به بهشت و جهنم را بیان می کنند، ناساگار است. همچنین در مقابل این حدیث روایاتی با سند قوی تر وجود دارند که ولد الزنا را بی گناه معرفی می کنند. این حدیث به گونه ای ظلم نیز به شمار می رود و با حکم عقل به قبح ظلم نیز سازگاری ندارد. نقل حدیث در کتب موضوعات نیز نشانه ای بر ضعف آن است. با توجه به این که توجیهات ارائه شده برای آن نیز استحکام و استناد لازم را برای حل مشکلات ندارند، باید گفت که در صدور آن از پیامبر اکرم ۹ تردید جدی وجود خواهد داشت.
وفای مُشَکّک در فلسفه مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
5 - 30
حوزههای تخصصی:
اندیشه مولانا دارای نظامِ معرفتیِ منسجمی است که از ویژگی های کلیِ یک نظامِ معرفتی برخوردار است و نظمِ معنویِ خاصی را تداعی می کند؛ این نظام با همه تفاوت ها، در امهاتِ مباحث با آموزه های بسیاری از حکمای اسلامی در موضوعاتِ مختلف هماهنگی دارد و یا دست کم قابلِ تطبیق است ؛ یکی از اصل های مهمِ مشترک در میانِ آموزه های حکمت اسلامی و عرفان مولوی، اصلِ تشکیک و لازمه های آن مانندِ مراتبی بودنِ هستی و معرفت است. تحققِ تشکیکی هریک از شاخه های وجود و معرفت، وجودِ نظمِ شگفت انگیزی از معانی در عالمِ معنا را جلوه گر می سازد. ویژگی کلی نظامِ معرفتی مطرح در عالم اسلام این است که بر سه گانه های «مجردِ محض، برزخ و مادی محض» مبتنی است؛ و سه گانه های مختلفی در حوزه های مختلفِ وجودی و معرفتی بر اساسِ این اصلِ کلی قابلِ طرح است. شئون سه گانه حق تعالی، مراتب سه گانه عالم، مراتب سه گانه نیروهای انسان، و نیز مراتبِ سه گانه حالاتِ انسانی یعنی بیداری، خواب و مرگ، با موضوعِ حاضر ارتباطی وثیق و عمیق دارد. حال موضوعِ مهمِ «وفا» نیز باید نسبتی با این نظامِ وجودی و معرفتی داشته باشد و جایگاهی در منظومه معرفتی مولانا به خود اختصاص دهد. ما ضمنِ اشاره به جایگاهِ وفا در نظامِ اندیشه مولانا در قالبِ نموداری، جوانبِ این موضوع را بررسی می کنیم.
بررسی تطبیقی هنجارهای اخلاقی در اخلاق مراقبت و اخلاق فتوت صوفیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۶
31 - 60
حوزههای تخصصی:
سامان بخشی به روابط میان انسان ها یکی از کارویژه های اخلاق است و نظریه «اخلاق مراقبت» به دلیل توجه محوری به تعاملات انسانی و ارزش گذاری عناصری چون همدردی، همدلی، خیرخواهی و شفقت در آن، یکی از کارآمدترین نظریه های اخلاقی برای ایفای این نقش است. اخلاق فتوت متصوفه نیز هرچند فاعل اخلاقی را در گستره وسیع تری از تعاملات انسانی می بیند، ایفای کامل مسئولیت وی در تعامل با دیگران را یک پایه مهم از سلوک اخلاقی او می داند. بر این اساس و با توجه به اشتراکاتی که این دو نظریه اخلاقی در اصول و معیارهای اخلاقی حاکم بر مناسبات انسانی دارند، این انگاره که دو نظریه مذکور از دیدگاه مشترکی به شکل بایسته روابط انسان ها می نگرند تقویت می شود. برای بررسی انگاره بیان شده، ضمن بررسی این دو نظریه و تبیین نوع نگاه آن ها نسبت به هنجارهای حاکم بر مناسبات انسانی، به بیان شباهت ها و تفاوت های آن ها در حوزه مذکور پرداخته شده است. به نظر نگارنده، هرچند تفاوت های این دو بیشتر از شباهت آن ها به نظر می رسد، توجه به جایگاه محوری عنصر «مراقبت» در اخلاق مراقبت می تواند نتیجه ای متفاوت را پیش روی ما نهد؛ زیرا بسامد واژگانی همچون «شفقت»، «احسان»، «سخاوت»، «خدمت به دیگران»، «ایثار» و «گذشت» در بیان شروط صاحب نظران اخلاق فتوت برای فردی که بخواهد به اصول این نظریه اخلاقی در حوزه تعاملات انسانی پایبند باشد، می تواند دلیلی بر این ادعا قلمداد شود که در اخلاق فتوت نیز ارزش های مراقبتی در سامان بخشی به روابط انسانی بازنمایی می شوند و بر همین اساس، این دو نظام اخلاقی در حوزه تعامل با دیگران به همگرایی می رسند.
اعتبار سنجی مانعیت فهم مشهور در برابر برداشت مجتهد از متن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های اصولی سال نهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۱
99 - 124
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین اموری که فقیهان در مباحث خود به آن توجه دارند و در فرآیند استنباط به ان تمسک میکنند، بحث فهم مشهور از متون است. بدین بیان که اگر فهمی که مشهور از متن داشته اند با فهم مجتهد از متن متفاوت باشد، آیا فهم و برداشت مشهور می تواند مانع حجیّت فهم مجتهد شود؟ در این نوشتار به روش توصیفی_ تحلیلی با استفاده از ابزار کتابخانه ای بر پاسخ دادن به این مهم کوشش شده، لذا ابتدا ادله حجّیت ظهور بیان شده و مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته، شمول آن نسبت به فرض اعراض مشهور از فهم مجتهد بررسی شده و حجیّت فهم مجتهد (در فرض مخالفت مشهور) به واسطه یقین، اطمینان، انسداد، سیره عقلا، سیره متشرعه، روایات و آیات، مورد بررسی قرار گرفته است و درنتیجه موارد حجیت و عدم حجیت فهم مجتهد تمییز داده شده است.
بررسی تحلیلی و مقایسه ای تفسیر عرفانی ابن عربی و خواجه عبدالله انصاری
منبع:
تفسیرپژوهی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۸
279 - 297
حوزههای تخصصی:
با نگاهی گذرا به تفاسیر عرفانی در می یابیم که مهم ترین عنصر شالوده این تفاسیر، استنباط مفسر می باشد. از این حیث می توان تفسیرهایی متفاوت و در عین حال مشابه را مشاهده نمود. در میان تفاسیر موجود، تفسیر ابن عربی یک تفسیر عرفانی است که بیشتر صبغه فلسفی دارد. این مسأله از آن رو است که عارف در مرحله سیر دریافت های درونی خود، شیفته درک حقایق عالم ملک و ملکوت است و نیازی به اثبات حقانیت مطالب، دریافت ها و داشته های خود ندارد؛ لکن بعد از دریافت های قلبی باید با استعانت از اصول فلسفه به اثبات عقلانی گفته های خویش برای مخاطب بپردازد. از این رو تفسیر ابن عربی بیشتر گرایش به تأویل آیات بر اساس ذوق شخصی دارد که این امر می تواند از مصادیق تفسیر به رأی تلقی گردد. اما تفسیر خواجه عبدالله انصاری سعی دارد با شیوه درون بینشی و با ریاضت و مجاهدت، مطابق با سبک عرفان عملی به درک حقایق هستی بپردازد و از این رو کوشیده است با دوری از عقل و استدلال و با استعانت از جلا دادن قلب که محل دریافت های باطنی است، به فهم معانی قرآن دست یابد.
تحلیل و نقد دیدگاه «قصد معصیت حضرت یوسف» در آیه ۲۴ سوره یوسف با تأکید بر تأویل های مفسران فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۷
179 - 208
حوزههای تخصصی:
برخی از علمای مسلمان با استناد به ظاهر آیه ۲۴ سوره یوسف و شماری از احادیث ضعیف، به حضرت یوسفG نسبتِ قصد معصیت داده اند. گروهی نیز برای آیه، تأویل های غیر منطقی ارائه کرده اند. این شرایط، فهم معنای آیه را دشوار کرده است. پژوهش حاضر به روش توصیفی، تحلیلی مهم ترین نظریات و تأویل های آیه را تحلیل و نقد کرده است. دستاورد این تحقیق تبیین و تثبیت نظریه تفاوت متعلق«همَّت» و «همَّ» در دو جمله «هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها» است. به گواهی جمله های «وَ راوَدَتْهُ الَّتیٖ هُوَ فیٖ بَیْتِها»، «هَیْتَ لَکَ»، «مَعاذَ اللَّهِ» و «إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ»، متعلق «همّ» زلیخا انجام گناه است، اما متعلق «همّ» یوسف، عملی بازدارنده از گناه است، نه قصد گناه. به همین سبب، واژه «همَّ» دو مرتبه تکرار شده تا به این تفاوت اساسی اشاره کند. بنابراین آیه چنین معنا می شود: «زلیخا قصد کرد با یوسف گناه انجام دهد و یوسف قصد کرد با انجام عملی بازدارنده، زلیخا را از گناه بازدارد و ترک معصیت کند». در این لحظه اگر برهان رب نیامده بود، یعنی اگر یوسف از طرف خداوند به عاقبت هرگونه عکس العملی در مقابل زلیخا واقف نمی گشت، آن عمل بازدارنده را انجام می داد و در آن صورت متهم به خیانت می شد، اما چون یوسف به این علم دست یافت، حرکتی انجام نداد و صحنه را ترک کرد. به این ترتیب، خداوند سوء(عمل بازدارنده اتهام زا) و فحشا(زنا) را از حضرت یوسفG دور ساخت. این همان معنای عصمت مطلقه ای است که تمام انبیای الهی، از جمله حضرت یوسف، متصف به آن بودند.
تأملی بر آیات به ظاهر نافی عصمت انبیا و بررسی رویکرد تفسیری عارفان و متکلمان در رفع چالش پیرامون آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۲ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۷۳)
147 - 164
حوزههای تخصصی:
برخی از آیات قرآن کریم به طور مستقیم یا غیرمستقیم نسبت خطا یا گناه به انبیای الهی می دهد. با توجه به پیش زمینه های فکری، تبیین و تفسیر این دسته از آیات و تطبیق آنها با آموزه عصمت متفاوت است. مقاله حاضر با مطالعه موردی آیات 76 تا 78 انعام، درنگی بر تحلیل عارفان و متکلمان بر این آیات دارد. مقاله بر این فرضیه استوار است که تعریف متفاوت نبوت و عصمت در اندیشه عارف و متکلم، و مجهز بودن عارفان به ابزار کشف و شهود تفسیر متفاوتی به دنبال خواهد داشت. نتایج، گویای آن است که تفسیرهای عرفانی با رویکرد خاص خود که مبتنی بر هستی شناسی و ابزار معرفتی آنهاست، معنا و معارف بلند را پشتوانه الفاظ قرار داده و ظاهر آیات را منافی عصمت نمی دانند. از منظر ایشان این آیات، استعاره ای از تکامل سلوکی انبیا علیهم السلام است. ستاره و ماه و خورشید واسطه هایی بودند که در سلوک معرفتی ابراهیم علیه السلام گام به گام حذف شدند و این طریق در انسانی تحقق می یابد که خودش از میان برخاسته و معبود را به تماشا نشسته است. از سویی متکلمان برآنند که ظاهر قرآن حجت است و می توان از خود آیات قرآن و ارجاع آیات متشابه به آیات محکم مقصود قرآن را دریافت و عدول از مفاد ظاهری قرآن و روی آوری به تأویل، زمانی مجاز است که مبتنی بر حجتی معتبر باشد. بر باور ایشان ابهامات موجود در داستان انبیا، تفسیر به ترک اولی یا از باب تعلیم به دیگران تفسیر می شود.
یادداشت های شاهنامه 1 مسائل لغوی و بعضی مفاهیم شاهن هما
حوزههای تخصصی:
یادداش تهایی که در این سلسله از نوشته ها جمع آمده به دو دستهٔ کلی قابل تقسیم است: آنها که دربارهٔ بعضی مسائل لغوی شاهنام هاند و آنها که دربارهٔ نا مهای خاص شاهنام هاند. آنچه در این شمارهٔ اول آمده به ترتیب عبارت است از: ردّی بر گمان بعضی نویسندگان که لغت سپهر یک معنای سپاه نیز در در شاهنامه؛ و منشأ » درست آمدی « شاهنامه دارد؛ منشأ تعبیر در شاهنامه با جست وجو در ادبیات » پروردن روان « مفهوم مانوی و زردشتی به زبانهای فارسی میانه و پهلوی اشکانی .
اِشارات و تَنبیهات (6): 1. شرحی روشنگرانه و ژرف نگرانه بر کشف المرادِ علّامه حلی؛ 2. أباضیّه، أباذیه، عبادیه؛ 3. دو برهان ابتکاری از نصیرالدّین کاشانی حِلّی بر اثبات وجود خدا و وحدت واجب الوجود
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۳ آذر و دی ۱۴۰۱ شماره ۵ (پیاپی ۱۹۷)
139 - 149
حوزههای تخصصی:
سلسله مقالاتی که زیر عنوان «اِشارات و تَنبیهات» منتشر می شود مجالی است برای طرح و تحریر جستارهای گونه گونِ انتقادی و کتابگزارانه و تُراث پژوهانه که هر یک از آن جستارها نوشتاری است کوتاه و مستقل در باب موضوعی مشخّص و ممتاز. بخش ششم از این مقالات مشتمل است بر سه نوشته در حوزه دانش کلام. در یادداشت نخست، شرحی جدید و نفیس بر کشف المرادِ علّامه حلّی معرّفی شده است. در مقاله دوم، به نکته ای در خصوص نحوه نگارش و خوانش نام «اِباضیّه» اشارت رفته است، و در نوشتار سوم، ویراستی از متنی کوتاه از نصیرالدّین کاشانی حِلّی در تقریر دو برهان ابتکاری بر اثبات وجود خدا و وحدت واجب الوجود ارائه گردیده است.
معرفی و تاریخ گذاری نسخه خطی کتاب جغرافیایی ابوعبدالله محمّد مقدسی: الاقالیم یا المسافات و الولایات
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۳ آذر و دی ۱۴۰۱ شماره ۵ (پیاپی ۱۹۷)
165 - 192
حوزههای تخصصی:
از اثر جغرافیایی مقدسی که به نام احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم شناخته می شود دو نسخه در دست است. یکی نسخه برلین که تاریخ تألیف آن ۳۷۵ ق. است و دیگری نسخه استانبول که تاریخ تألیف آن مشخص نیست. می دانیم که کتاب مقدسی نسخه های مختلفی داشت که خود مؤلف تهیه کرده بود و ممکن است این نسخه ها از نظر تقدم و تأخر و تفصیل با هم متفاوت باشد. همین طور می دانیم که این نسخه ها نام های مختلفی داشت. دخویه در تصحیح خود که تنها تصحیح کتاب است نسخه برلین را اساس قرار داد؛ اما تاریخ گذاری نسخه استانبول می تواند سبب تجدید نظر در این تصمیم شود. بیشتر محققانی که پیش از این درباره تاریخ گذاری نسخه استانبول اظهار نظر کرده اند معتقد بودند که تاریخ تألیف نسخه استانبول پیش از نسخه برلین است. نسخه استانبول ۲۳۲ برگ است و به خط نسخ نوشته شده است و به شماره «۲۹۷۱ مکرر» در مجموعه ایاصوفیه کتابخانه سلیمانیه استانبول نگهداری می شود. نام این نسخه الاقالیم یا المسافات و الولایات است و به شخصی به نام ابوالحسن علی بن حسن که از بزرگان دستگاه سامانیان بود تقدیم شده است. شواهد تاریخی موجود در نسخه استانبول نشان می دهد که این نسخه بین ربیع الثانی تا ذیحجه سال ۳۷۸ ق. تألیف شد و شاید با نسخه ای باشد که به خط مقدسی در دست یاقوت حموی بود، مرتبط باشد؛ چرا که تنها کسی که به تاریخ ۳۷۸ ق. به عنوان سال تألیف کتاب مقدسی اشاره کرده است یاقوت حموی است.