فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۹٬۶۰۱ تا ۲۹٬۶۲۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
حوزههای تخصصی:
الگوی زندگی مؤمنانه در همه ابعاد سبک زندگی (نگرش، انگیزش، منش) تأثیرگذار است. در نظام اخلاق اسلامی، پیوند ناگسستنی میان رفتارهای دینی و صفات نفسانی (فضایل و رذایل) برقرار است. برخی از این صفات، تأثیرات مهمی بر انسان و ظهورات بیرونی وی دارد. بخل به عنوان یکی از این رذایل اخلاقی، نگرش، انگیزش و رفتارهای فرد مبتلی را تغییر می دهد. این مسئله موجب تغییر سبک زندگی وی و فاصله گرفتن از شاخص های سبک زندگی مؤمنانه می شود. در این مقاله برآنیم تا به روش اسنادی و کتابخانه ای و با رویکرد سبک زندگی پیامدهای بخل را در سه سطح نگرش شناخت، انگیزش احساس، منش رفتار بررسی کنیم. سؤال اصلی این پژوهش این است که پیامدهای بخل در سبک زندگی دینی چیست؟ نگرش بدبینانه به خدا و آینده، جهل، احساسات ناسالم، اختلال در ارتباطات اجتماعی، تسهیل کننده رفتار ناصحیح، برخی از پیامدهای بخل در سبک زندگی فرد است.
تأمّلاتی درباره حدیث «سدّوا الابواب»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله احادیثی که در میان محدثان اهل سنّت مورد اختلاف نظر است، حدیث نبوی «سدوا الابواب...» است که برخی آن را در خصوص علی (ع) و برخی دیگر در باره ابوبکر آورده اند و برخی هم قائل به جمع شده اند؛ بدین صورت که رسول خدا (ص) حدیث فوق را در باره هر دو فرموده است. محمد بن اسماعیل بخاری و مسلم بن حجّاج نیشابوری مؤلفان صحیح بخاری و صحیح مسلم که همّت گماردند تا احادیث صحیح نبوی را گردآوری کنند. حدیث یاد شده را فقط در خصوص ابوبکر و از احادیث صحیح برشمرده اند. این مقاله با بررسی و تحلیل تاریخی ده سال نخستِ سکونت ابوبکر در مدینه به این نتیجه رسیده است که وی در حاشیه مدینه و در محلّی به نام سُنح زندگی می کرده است و خانه ای در کنار مسجدالنبیّ نداشته است. از این رو، حدیث مزبور در مورد محلّ سکونت وی صدق نمی کرده و با موقعیت مسکونی علی (ع) قابل انطباق بوده است.
تفسیر تطبیقی آیه نور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مراد اصلی از «نور» در آیه شریفه نور، به قرینه فراز «یهدی الله لنوره من یشاء» و با استفاده از روایات، هدایت است و معانی دیگری که برای آن ذکر شده، فرعی و در راستای همین معنا است. هدف خدای متعال از ذکر «مشکاه»، «مصباح» و «زجاجه» با معانی فراوانی که برای آن ها ذکر شده، در این آیه، آن است که یک چراغدان و چراغی به همراه یک حباب را برای مخلوقاتش، تمثیل بزند تا چگونگی نوردهی خود را برای آن ها به صورت یک مثال ملموس، توضیح دهد، همچنانکه این نکته از فراز «یضرِبُ اللهُ الأمثالَ لِلنّاسِ» فهمیده می شود. فرازهای «کأنها کوکب درّی»، «یوقد من شجره مبارکه لا شرقیه و لا غربیه»، «یکاد زیتها یضیء و لو لم تمسسه نارٌ» و «نورٌ علی نورٍ» برای نشان دادن شدت روشنایی آن چراغ و چراغدان است. از فراز «یهدی الله لنوره من یشاء» که نورش به افراد خاصی اختصاص داده و با توجه به فراز اول آیه که نور را به آسمان ها و زمین اضافه کرده، فهمیده می شود که خدای سبحان، دو نور عام و خاص دارد.
بررسی تطبیقی کاربست پارادایم جهانی شدن فرهنگ و جهان بینی دینی بر ساماندهی زندگی بشریت با تأکید بر معارف رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال چهارم پاییز ۱۳۹۵ شماره ۱۵
193-228
حوزههای تخصصی:
متأثر از آموزه های رنسانس شاهد مبنا قرار گرفتن مؤلفه هایی چون اومانیسم، سکولاریسم و توجه صرف به عقلانیت در ساحت سیاسی اجتماعی بشر هستیم؛ که این امر مهم تحولات کمی و کیفی ساختاری را در پی داشته است. سیطره نگرش منافع محوری صرف، نسبیت انگاشتن مذهب و معنویت در سطح جهان، رشد روزافزون درگیری های نژادی قومی، استعمار و استثمار منابع انسانی طبیعی، از بین رفتن استقلال و اراده بشریت به تبع توجه صرف به عقلانیت ابزاری، از نتایج آموزه های فوق و مهم ترین مصداق آن، یعنی جهانی شدن فرهنگ است. مقاله حاضر در پی پاسخ به این سؤال است که کدام یک از جهان بینی های لیبرال دموکراسی و معارف رضوی توان و قابلیت تأثیرگذاری بیشتری در جهان مادی گرا و ایدئولوژی زده امروزی را دارند؟ یافته های پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی و ابزار تحلیل گفتمان به دست آمده حاکی از آن است که مشکلات روحی روانی، متزلزل شدن بنیادهای خانواده و سایر ناهنجاری های اجتماعی سیاسی از مهم ترین پیامدهای حاکم شدن گفتمان جهانی شدن فرهنگ و دال مرکزی آن یعنی اومانیسم است. همچنین نگرش هایی نظیر مارکسیسم، نئومارکسیسم و ... نتوانسته اند این خلأ اساسی را پر کنند. به همین منظور به دنبال تزلزل معنایی و حمایتی سایر گفتمان ها، معارف رضوی به عنوان فرهنگ فرابشری و دال های مرکزی آن چون: محبت، رأفت، اخلاق مداری، عدالت و آزادی به عنوان مؤلفه های فطری الهی که امروزه از گمشده ها و نواقص زندگی بشریت اند، می توانند راهگشای معضلات کنونی و تحقق بخش خواسته های مادی و معنوی افراد و شکوفایی قابلیت های وجودی آنان شوند
تفکر انتقادی و تربیت اسلامی ؛ وجوه افتراق و اشتراک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق، شناسایی وجوه افتراق و اشتراک تفکر انتقادی با تعلیم و تربیت اسلامی است و روش مطالعه توصیفی از نوع تحلیل اسنادی است. ابزار جمع آوری اطلاعات فیش برداری از منابع و اسناد مکتوب در تعلیم و تربیت اسلامی و تفکر انتقادی ب اساس مدل فاشیون است. تحلیل اطلاعات جمع آوری شده نشان داد : 1- تحلیل ، تفسیر، ارزشیابی ، استنباط، توضیح و خود تنظیمی از وجوه اشتراک تفکر انتقادی با تعلیم و تربیت اسلامی است که مورد توجه و تاکید هردو قرارگرفته است.2- هدف تربیت اسلامی قرب الی الله، ولی تفکر انتقادی رشد مهارت های ذهنی است که از وجوه افتراق اساسی بین دو مقوله می باشد. 3- باتوجه به دیدگاه تربیتی اسلام تفکر انتقادی یکی از اهداف تربیتی در راستای تحقق تعقل و سیر در آفاق و انفس و به عبارتی سیر الی الله است.4- باتوجه به تاکید اسلام مبنی بر عدم پذیرش امور بدون دلیل و برهان می توان استدلال کرد که تفکر انتقادی یکی از مبانی رشد اجتماعی و عقلانی در تربیت اسلامی است. 5- تفکر انتقادی به عنوان مهمترین فرایند رشد و تحول عقلانی با رویکرد تربیت اسلامی کاملا" سازگاری دارد..
امکان تبدل انواع داروینی از منظر فلسفه صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وجودشناسی در دو حوزه علوم طبیعی و فلسفی توسط داروین و ملاصدرا از تأثیرگذارترین نظرات در گستره هستی شناسی است که به چگونگی تغییر موجودات مادی و تبدیل انواع آن پرداخته است. هر دو دانشمند موجودات مادی را تغییرپذیر می دانند و قائل به تبدیل انواع هستند، با این تفاوت که داروین معتقد است موجودات زنده به جهت قابلیت تغییرپذیری می توانند از طریق جهش ژنی و تغییرات وابسته و با مساعدت انتخاب طبیعی و انتخاب جنسی به نوع دیگری که سازگاری بیشتری با محیط دارد تبدل یابند و این تبدل می تواند به تغییر نوع بالفعل نیز بی انجامد. اما ملاصدرا با تبیین چگونگی قابلیت تغییر در موجودات مادی، عوامل زیست محیطی را زمینه تکامل و تغییر موجودات می داند و تغییر نوعی وجودات مشکک را با به فعلیت رسیدن نوع تمام می داند. اگرچه پس از آن هم با توجه به حرکت جوهری تغییر ادامه دارد، اما این تغییر طولی و اشتدادی است و ذات و حقیقت نوعی جوهری که دارای حرکت تکاملی (اشتدادی) است در تمام مراحل تکامل باقی و محفوظ خواهد بود. روش تحقیق در این مقاله توصیفی– تحلیلی است و سعی شده است نظرات داروین و ملاصدرا از کتاب خودشان استخراج گردد.
بنیادهای مابعدالطبیعی علم و دین در فلسفه پویشیِ خدامحور وایتهد
حوزههای تخصصی:
نظام مابعدالطبیعی وایتهد بر وحدت و هماهنگی امور و رویدادهای متحولی استوار است که در جهان ازلی خودبنیاد و در ارتباط دوسویه با امور ازلی دیگر نمایانگر اندیشه ای پویشی و درعین حال علمی است. از دیدگاه وایتهد، تبیین های علمی و دینی برای توصیف ریشه مابعدالطبیعی نظم و هماهنگی رویدادهای این جهان بسنده نیستند، بلکه دلیل کافی برای توجیه آن خداوندی است که خود متحول و سامان دهنده تحولات این جهان است، اما خالق آن نیست و علم و قدرت مطلق ندارد. در این مقاله می کوشیم با بررسی بنیادهای مابعدالطبیعی علم و دین در فلسفه پویشی وایتهد، نشان دهیم که دلیل کافی وایتهد برای تبیین وجود جهان در حال پویش، خود نابسنده و حتی از جهتی غیرضروری است؛ زیرا خداوندی که علم و قدرت مطلق برای خلق و اداره جهان و تحولات آن ندارد و خود متحول است، نمی تواند مبنای کافی و ضروری وجود آن باشد.
روش های به کارگیری قاعده جری و تطبیق در حوزه فهم قرآن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
الفاظ و معارف قرآن از حقایق و اصولی جامع سرچشمه گرفته اند که فرامنطقه ای و فراتاریخی می باشند. بر این اساس می توان با کشف مفهوم حقیقی و حکم جامع و گذر نمودن از خصوصیات مصداقی، مفاد ظاهری آیات را بر مصادیق دیگر تطبیق نمود. بنابراین آنچه این نوشتار به دنبال آن است، پرداختن به روش های به کارگیری قاعده جری و تطبیق می باشد و در همین راستا، به بررسی مفهوم و مصداق منطقی و روش تنقیح مناط می پردازیم؛ زیرا در قاعده جری و تطبیق نیز این گونه است. بعد از انجام اموری که مقدمه فهم متن به شمار می آیند، آیات هم موضوع در کنار هم قرار داده می شود تا با کمک الغای خصوصیات غیر مؤثر، حکم عام کشف شود (جری) و این حکم و مناط، می تواند مبنایی مطمئن برای تطبیق بر مصادیق دیگر باشد.
قلمرو شناخت عقل نظری و محدودیت های آن ازنظر دکارت و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی عصر جدید کانت تا ابتدای دوره معاصر ایده آلیسمِ آلمانی (قرون 18 و 19)
- حوزههای تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلسفه تطبیقی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی معرفت شناسی
مقایسه ی قلمروی شناخت عقل نظری و محدودیت های آن در سه بخش، صورت گرفته است. اول، ثابت و ازلی بودن یا مخلوق و مجعول بودن اصول و احکام عقلی که به نظر ملاصدرا، اصول عقلی فی نفسه ثابت و ازلی هستند، اما ازنظر دکارت، این اصول، مخلوق و تحت اراده ی خداوند هستند. دوم، محدودیت عقل در شناخت خداوند که ازنظر ملاصدرا، درک مفهومی عقلی و مابه ازائی از خداوند نمی توان داشت. وی راه حقیقی شناخت خداوند را شهود می داند، اما به نظر دکارت، مفهوم خداوند واضح ترین و متمایزترین مفهوم ذهنی است، هرچند درک احاطی به آن ممکن نیست. سوم، پژوهش درباره ی اموری که پیش زمینه ی بروز خطا و درنتیجه، ایجاد محدودیت در شناخت عقل هستند، ازجمله اشتغال به امور محسوس و هوای نفس، پیش داوری و تقلید و لزوم به کارگیری روش علمی صحیح در درک حقایق.
تبیین فلسفی آموزة «عدل» در اندیشه کلامی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام خداشناسی صفات و اسماء خدا
آموزة «عدل الهی»، یکی از مباحث مهم کلامی است که از دیرباز مورد توجه اندیشمندان و فیلسوفان شرق و غرب بوده است. تحقیقات گسترده عدل پژوهان، از دغدغه و اهتمام جدی صاحبان اندیشه به این مسئله حکایت دارد؛ از افلاطون و ارسطو در یونان باستان گرفته تا فارابی و ابن سینا و فیلسوفان مسلمان و سپس تا عصر حاضر، هر یک به نحوی با موضوع عدالت درگیر بوده و بخشی از آثار فلسفی خود را به آن اختصاص داده اند. در این میان، نگرش فلسفی صدرالمتألهین به مسئلة عدل الهی، کمتر مورد عنایت پژوهشگران واقع شده است. نظر به این ضرورت و خلأ پژوهشی، نوشتار حاضر به سبک مسئله محور و با مراجعه به منابع معتبر و کاوش در آثار فلسفی و تفسیری صدرالمتألهین، ضمن تحلیل ماهیت و جایگاه عدل در اندیشة وی، سه ساحت از عدل الهی (عدل تکوینی، تشریعی و جزایی) را (که تلویحاً و به نحو پراکنده در مواضع مختلف از آثار وی مورد اشارت قرارگرفته) استنباط و تبیین کرده است.
بررسى تطبیقى حقیقت مرگ در دین زرتشت و اسلامبا تأکید بر اوستا و قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مسائل کلامى مورد اختلاف میان دین اسلام و زرتشت، آموزه مرگ است. نوشتار حاضر، با هدف بررسى تطبیقى چیستى مرگ و مقوله هاى مرتبط با آن در دو دین زرتشت و اسلام، ابتدا به تعریف و توصیف آموزه مرگ و مسائل مرتبط با آن در دین زرتشت و اسلام مى پردازد، سپس با بیان شباهت ها و تفاوت ها در این زمینه، در پایان تحلیلى نو ارائه مى نماید. شباهت هایى در این بین وجود دارد؛ ازجمله: حتمى بودن و عمومیت مرگ و حیات روح پس از مرگ. اما تفاوت ها بیشتر است، که در این خصوص مى توان به وصف خالقیت مرگ براى «اهریمن» در دین زرتشت و «اللّه» خالق مرگ در اسلام، شر بودن مرگ در کیش زرتشت و خیر بودن مرگ در دین اسلام و وظیفه مبارزه انسان با مرگ در دین زرتشت و اشتیاق مؤن به مرگ در دین اسلام اشاره کرد. این مقاله با روش تطبیقى تحلیلى نگاشته شده و تأکید آن در ارائه مباحث بر دو متن مقدس یعنى قرآن و اوستاست.
حاکمیت یا عدم حاکمیت اصل 167 ق.ا. در امور کیفری با نگاهی به قانون مجازات اسلامی 1392(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطابق اصل 167 قانون اساسی، قاضی موظف است که کوشش کند حکم هر دعوا را در قانون های مدون بیابد و اگر نیابد با استناد به منابع معتبر اسلامی و فتاوی معتبر، حکم قضیه را صادر کند. در این موضوع اختلافی نیست که در دعاوی مدنی قاضی می تواند، بلکه باید به منابع معتبر اسلامی مراجعه کند. اما در امور کیفری برخی موافق و برخی مخالفند. موافقان به عموم اصل مذکور استناد می کنند و مخالفان برخی با استناد به اصل 36 ق.ا. و برخی به علت مشکلات عملی در رجوع به فقه، این اصل را در امور کیفری حاکم نمی دانند و در فرض نبودن مقرره قانونی، به لزوم صدور حکم برائت اصرار می ورزند. در این مقاله با تبیین دقیق محل نزاع، به داوری میان موافقان و مخالفان پرداخته شده و در این زمینه، قانون مجازات اسلامی 1392 بررسی و بر این مطلب تأکید شده است که اصل رجوع به فقه در امور کیفری امکان دارد، هرچند در سعه آن تأملاتی است.
تحلیل پدیدارشناختی دیدگاه های هانری کربن در مباحث امامت و غیبت امام عصر بر مبنای اندیشه سهروردی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی فلسفه اشراق
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات فلاسفه اسلامی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام امام شناسی
- حوزههای تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام امام شناسی مهدویت
نقد و بررسی ماهی ت گرانش از منظر فلسفه و فیزیک(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، نخست، دیدگاه فلسفه، به ویژه مشاء، درباره علت سقوط اشیاء و گردش افلاک مورد بررسی اجمالی قرار می گیرد و، سپس، به دیدگاه های مشهور فیزیک نسبت به «جاذبه عمومی» یا «گرانش»، پرداخته می شود. قصد ما توجه دادن به این نکته است که گرچه «گرانش» قدیمی ترین و ابتدایی ترین اندرکنش شناخته شده مورد مطالعه و مداقه هم فلاسفه و هم فیزیکدانان است، اما ماهیت آن هنوز کاملاً شناخته شده نیست. مهم ترین نقد ما بر نظریه نسبیت عام، به عنوان جدیدترین نظریه استاندارد در توصیف گرانش، این است که گرچه «خاصیت هندسی فضا زمان» عملکرد گرانش را به خوبی توصیف و پیش بینی می کند، اما چندان توضیحی در مورد ماهیت آن نمی دهد. به نظر ما، فلسفه علت و ماهیت گرانش را عمدتاً در درون شیء لحاظ کرده است، در حالی که فیزیک علت این امر را بیشتر در بیرون شیء بررسی و جستجو می کند. به نظر می رسد برای روشن شدن هر چه بهتر موضوع، لازم است با در نظر گرفتن دیدگاه فلسفه نسبت به طبیعت و درون شیء، ابتدا، «ماهیت جرم» مورد بررسی دقیق قرار گیرد. برای این منظور، بهتر است فیزیکدانان علاوه بر نگاه صرفاً سطحی ریاضی وار و تجربه گرا، به ماهیت فلسفی این موضوع نیز توجه ویژه داشته باشند و فلاسفه نیز از فرصت ویژه ای که با کشفیات، به خصوص رصدهای جدید، بر اساس فیزیک و فنّاوری های جدید درباره شناخت عالم طبیعت و خواص جاذبه و گرانش در عصر جدید دست داده بهره کافی برند و مفاهیم و دیدگاه های فلسفی خود را به روز کنند و تعمیق بخشند، تا بتوان با استفاده از یک نگاه عمیق دوجانبه (فلسفی و فیزیکی)، ماهیت گرانش را بهتر شناخت.
وابستگی نظریه های چندجهانی به افق مفهومی نظریه پردازان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن پاییز ۱۳۹۵ شماره ۶۷
حوزههای تخصصی:
نظریه های چندجهانی در فیزیک معاصر بحث برانگیز بوده اند. بر اساس این نظریه ها گروه بزرگی از جهان های دیگر وجود دارد که با آنها تماسی نداریم و هرگز نیز نخواهیم داشت. بحث تعدد جهان ها که ماهیتی فلسفی دارد، تنها مختص فیزیک معاصر نبوده، بلکه ایده ای تاریخی است. گفته می شود، نظریه چندجهانی معاصر، علمی است و لذا با نظریه های پیش از خود متفاوت است. ما با بررسی تاریخی این نظریه ها نشان می دهیم که در هر زمان عناصری پایه، منبعث از اصول فیزیکی پذیرفته شده در آن افق تاریخی وجود داشته اند که اندیشه تکثر جهان را شکل داده اند؛ لذا نظریات چندجهانی معاصر و پیش از آن از این منظر به هم شباهت دارند و نوع تکثر جهان ها در طول تاریخ به افق مفهومی نظریه پردازان وابسته است. هدف از این بررسی آن است که به نظریه چندجهانی جدید در بستر تاریخی اش بنگریم و وجوه معرفتی چندجهانی و بستگی نظریه های آن، به افق مفهومی و منظرِ ناظر را نشان دهیم.
روش علامه طباطبائى در استنباط مسائل علوم انسانى دستورى از آموزه هاى ارزشى دین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این تحقیق با تعریف علوم انسانى توصیفى و دستورى و بیان تفاوت روش تحقیق آنها نشان مى دهیم که از منظر علامه طباطبائى ارزش ها در تعیین اهداف و جهت دهى به مسائل علوم انسانى دستورى نقشى اجتناب ناپذیر خواهند داشت. ازاین رو براى تولید علوم انسانى دستورى سعادت آفرین، نیازمند نظام ارزشى جامع نگر و کاملِ دین حق هستیم، و ازآنجاکه مسائل علوم انسانى دستورى بعد از تعیین هدف و دستیابى به توصیف هاى لازم شکل مى گیرند، رویکرد ایشان در استنباط مسائل این علوم در سه مرحله تبیین شده است: 1. گردآورى مبانى و توصیف هاى لازم؛ 2. بیان یا دست کم در نظر داشتن اهداف دین حق در مسئله؛ 3. تنظیم پاسخ مسئله.
تحلیل و بررسی دیدگاه مفسران درباره آیات نسخ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفسران در تفسیر آیات 106 بقره و 101 نحل مشهور به آیات نسخ، آراء مختلفی ارائه داده اند. برخی از مفسران و اندیشمندان اسلامی، این آیات را ناظر بر نسخ حکم آیات در قرآنمی دانند و بر این باورند که این آیات به صراحت به مقوله نسخ حکم آیات اشاره کرده اند. در مقابل دسته ای دیگر از مفسران، این باور را نپذیرفته و اعتقاد دارند که این آیات به نسخ حکم آیات قرآناشاره ندارند، بلکه مراد آنها، نسخ کتب و شریعتهای پیشین می باشد. جستار پیش رو دیدگاه مفسران در این باره را مورد بررسی قرار داده و با استناد به ادله ای دیدگاه دوم را پذیرفته است؛ زیرا این آیات ناظر بر نسخ حکم آیات قرآننیستند، بلکه در پاسخ به شبهه افکنی مشرکان مکه و یهودیان مدینه، از یک سو نسخ معجزات، شریعتها و کتابهای انبیای پیشین را حتمی می دانند و از سوی دیگر، شریعت پیامبر(ص) را شریعتی جهانی و جاودانه معرفی می کنند.
تحلیل غایت افعال انسانی از منظر علامه طباطبائی
حوزههای تخصصی:
علامه طباطبائی را باید جزء فلاسفه ای دانست که بعد از ملامحسن فیض کاشانی تلاش نموده با رویکردی تازه به مسئلة علت غایی بنگرد. عموم فلاسفة اسلامی کوشیده اند به اشکالات وارد بر علت غایی پاسخ دهند، اما علامه طباطبائی می کوشد با اثبات کلیت علت غایی از طریق اصل تکامل عمومی، به دو اشکال معروف، یعنی اتفاق انگاری و عبث انگاری پاسخ دهد. به نظر ایشان، وجود غایت در همة افعال انسانی به عنوان جزئی از سه دسته افعال طبیعی، الهی و انسانی، بدیهی و کلی است، لیکن غایت بر حسب نوع مبداء فعل تفاوت دارد. تفاوت غایت ها به نظر علامه طباطبائی، به تفاوت علم اجمالی و تفصیلی برمی گردد و غایت مرتبه ای از مراتب وجودی انسان است که با سیر از وجود ذهنی به وجود عینی باعث استکمال فرد خواهد شد.
تأثیر طرح آموزشی رحمت در میزان رضایت زناشویی زنان خانه دار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیراجرای دورة آموزشی طرح رحمت -طرح آموزشی مبتنی بر آموزه های دینی و روان شناختی-در میزان رضایت زناشویی زنان خانه دار شهرستان ازنا در سال 1393 می پردازد. به این منظور از میان زنان ثبت نام کننده برای شرکت در این دورة آموزشی دو گروه انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه کنترل(سی نفر) و گروه آزمایش (سی نفر) تقسیم شدند. برای ارزیابی زنان خانهدار در این پژوهش از «آزمون رضایت زناشویی انریچ» استفاده شد. ابتدا زنان خانه دار با این آزمون ارزیابی شدند. پس از این دورة آموزشی، طرح رحمت در مورد گروه آزمایش اجرا شد، درحالیکه گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. پس از هشت هفته دورة آموزشی و پایان دوره دوباره دو گروه ارزیابی شدند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تی (t)و تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که اجرای دورة آموزشی طرح رحمت به افزایش رضایت زناشویی زنانخانه دار منجر شده است.
تبارشناسی عرف در فقه امامیه و حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
عرف در قالب رسم و روش و عادت معمول در میان مردم، نیروی حیاتی هر نهاد حقوقی و یکی از مقوله هایی است که برای انطباق پاره ای از احکام فقهی با مقتضیات زمان و مکان از تأثیری بی بدیل برخوردار است. در واقع، هر قدر یک نظام حقوقی از عرف بیشتر متأثر باشد از استحکام و قدرت بالاتری برخوردار خواهد بود. نظام حقوقی اسلام نیز با صحّه گذاشتن عرف های محلی و ارجاع قانونگذار به آنها توانسته است ماهیت زنده و پویای خود را حفظ و تکامل بخشد. این مقاله کوششی در جهت تبیین جایگاه و تأثیر عرف در نظام حقوقی اسلام با اشاره ای به نقش آن در نظام حقوقی ایران است. بنابراین، پس از ذکر مفاهیم عرف در لسان فقهای شیعه و سنی و همچنین تعاریف اصطلاحی آن، به تأثیر آن در فقه و حقوق و نظام حقوقی اسلام از طریق بیان خصایص عرف به عنوان مهم ترین منبع و مبنا در فقه و حقوق، جایگاه عرف در استنباط احکام شرعی و میزان اثرپذیری نظام حقوقی ایران از عرف خواهد پرداخت.