سارا قزلباش

سارا قزلباش

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

پاسخ به مسئله شرّ بر اساس برخی نصوص اوستایی و روایاتی از حکمت اشراقی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: خیر و شر اوستا هورمزد اهریمن حکمت اشراق مسئله شر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۸
مسئله شرّ، به عنوان یکی از چالش برانگیزترین مسائل فلسفه دین، همواره محققان و متفکران را به بررسی رویکردهای متنوع الهیاتی و فلسفی در تمدن های مختلف سوق داده است. این مقاله با هدف ارائه تحلیلی تطبیقی از چگونگی مواجهه با مسئله شرّ، به بررسی دو سنّت فکری متمایز می پردازد: در بخش نخست، با اتکا به نصوص اوستایی، تبیین می شود که چگونه دین زرتشت با معرفی اصل دوگانه خیر (اهورامزدا/سپنته مینو) و شرّ (انگره مینو/اهریمن) از ازل، مسئله شرّ را نه ناشی از نقص یا عدم فعل الهی، بلکه نتیجه ستیزی کیهانی میان دو مبدأ مستقل می داند. این دوگانگی ازلی، شرّ را دارای خاستگاهی مستقل و واقعی معرفی می کند و ضمن ارائه پاسخی صریح به منشأ شرّ، با چالش هایی نظیر خدشه دار شدن قدرت مطلقه الهی مواجه است. در بخش دوم، مقاله به بررسی رویکرد حکمت اشراقی سهروردی می پردازد. سهروردی، برخلاف دیدگاه زرتشتی، شرّ را امری وجودی و دارای مبدأ مستقل نمی داند. او شرور را به دو دسته اصلی شرور عدمی و نسبی و شرور طبیعی و جوهری تقسیم می کند. در این مقاله سعی بر این است ضمن بررسی مبانی کلّی نظام هستی شناختی دین زرتشتی و فلسفه اشراقی سهروردی همچون عدمی بودن شرّ، امکان، نقص و معلولیت به عنوان منابع هستی شناختی شرّ و لزوم حرکت زمان مند موجودات عالم عنصری از نقص به کمال و از قوه به فعل در بستر زمان به عنوان کیفیت بروز شرور، به پرسش های مسئله شرّ پاسخ دهیم. مقاله درنهایت نتیجه می گیرد که هر دو سنّت تلاش می کنند تا به مسئله شرّ پاسخی منسجم ارائه دهند. نصوص اوستایی با پذیرش وجود ازلی شرّ، به آن ماهیتی مستقل می بخشند، در حالی که حکمت اشراقی با تأکید بر عدمی بودن شرّ و جایگاه آن در نظام احسن، شرّ را به عنوان جنبه ای فرعی و وابسته به خیر تبیین می کند.
۲.

امکان فهم باورهای دینی با توجه به «قاعده مندیِ» معنا نزد ویتگنشتاین دوم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فهم باورهای دینی ویتگنشتاین دوم قواعد کاربرد کلمات معناداری وجه التفاتی نگرش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۲ تعداد دانلود : ۴۹۶
بر اساس دیدگاه ویتگنشتاین دوم، بررسی معناداری و فهم باورها، به نظام «بیان معنا» یا محاسبات معناشناختی مربوط می شود. هر نظام زبان شناختی به مثابه یک «بازی زبانی» که برگرفته از نحوه ای از زندگی است، روش و قاعده ای برای بیان معنا و فهم آن ایجاد کرده است». این رویکرد، الگوی «قاعده مندی» را برای فهم و توجیه باورهای مختلف معرفی می کند، به نحوی که ما معناداری یک باور را بر اساس قواعد و تکنیک های کاربرد کلمات در آن بازی زبانی، تبیین و محاسبه می کنیم. اما ویتگنشتاین، فهم باورهای دینی بر اساس این الگو را غیرممکن دانسته و باورهای دینی را به مثابه یک «نگرش»، به دلیل برخورداری از وجه تصویری مبهم، متعلق فهم قاعده مند نمی داند. با این حال، با توجه به اینکه از نظر وی، تصاویر دارای وجه التفاتی هستند، نه تطبیقی، این مقاله درصدد است نشان دهد که با توجه به وجه «ارتباطی» فهم و نیز التفاتی بودنِ تصویر دینی، وجه ارجاعی معنای دینی، محتوای پدیداری جهان به مثابه امر وجودی یا اطلاعات بوده ولذا می توان با توجه به وجه ارتباطی فهم و معنا، «قاعده مندی» را الگویی برای بررسی معناداری و فهم باورهای دینی دانست.
۳.

بنیادهای مابعدالطبیعی علم و دین در فلسفه پویشیِ خدامحور وایتهد

کلیدواژه‌ها: وایتهد علم و دین مابعدالطبیعه پویشی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی فلسفه های مضاف فلسفه دین
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی کلام دین پژوهی فلسفه دین
تعداد بازدید : ۱۰۹۳ تعداد دانلود : ۸۰۵
نظام مابعدالطبیعی وایتهد بر وحدت و هماهنگی امور و رویدادهای متحولی استوار است که در جهان ازلی خودبنیاد و در ارتباط دوسویه با امور ازلی دیگر نمایانگر اندیشه ای پویشی و درعین حال علمی است. از دیدگاه وایتهد، تبیین های علمی و دینی برای توصیف ریشه مابعدالطبیعی نظم و هماهنگی رویدادهای این جهان بسنده نیستند، بلکه دلیل کافی برای توجیه آن خداوندی است که خود متحول و سامان دهنده تحولات این جهان است، اما خالق آن نیست و علم و قدرت مطلق ندارد. در این مقاله می کوشیم با بررسی بنیادهای مابعدالطبیعی علم و دین در فلسفه پویشی وایتهد، نشان دهیم که دلیل کافی وایتهد برای تبیین وجود جهان در حال پویش، خود نابسنده و حتی از جهتی غیرضروری است؛ زیرا خداوندی که علم و قدرت مطلق برای خلق و اداره جهان و تحولات آن ندارد و خود متحول است، نمی تواند مبنای کافی و ضروری وجود آن باشد.
۴.

آریوس و آریانیسم در سنت مسیحی: زمینه ها، پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تثلیث کتاب مقدس آریانیسم خلقت پسر شورای نیقیه هم ذاتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۱۳
ظهور پدیده ای به نام «شوراهای کلیسایی» در تاریخ مسیحیت، تماماً یا عمدتاً به منظور مقابله با بدعت ها و ایجاد وحدتی نسبی در پیکره جوان جامعه مسیحی بوده است؛ به ویژه آنکه در سده های اولیه میلادی، مجموعه متنوعی از اقوام و به تناسب آن، مجموعه ای از گرایش ها و فرقه های دینی و شبه دینی وجود داشته اند. مطالعه و تحلیل زمینه ها و اسباب شکل گیری نخستین شورای کلیسایی در تاریخ مسیحیت موسوم به شورای نیقیه از مهم ترین ابواب و مقاطع تاریخ و الهیات مسیحی به شمار می رود؛ شورایی که هم ناظر به حل منازعات و مناقشات پایه در اعتقادات مسیحی بود و هم خود زمینه تکوین تحولات بعدی در این سنت را رقم زد. به منظور حفظ وحدت دینی و سیاسی امپراتوری روم شرقی در سده چهارم، هرچند اعلام موضع در خصوص آرا و عقاید آریوس (256 - 336م) و اعلام بدعت آمیز بودن عقاید وی، تنها یکی از مقاصد شورای نیقیه به حساب می آمد، در عین حال مهم ترین آنها نیز محسوب می شد، به گونه ای که پس از انتشار «اعتقادنامه آتاناسیوس» و موضع گیری صریح شورا علیه آریوس، جنبش موسوم به «آریانیسم» به مثابه رخداد مهمی در تاریخ مسیحیت آثار و تبعات خود را بر جای گذاشت. در این مقاله، ضمن بررسی عقاید آریوس- به ویژه بر محور چیستی و ماهیت شخص دوم تثلیث - واکنش دیگر جریان های نافذ آن دوره به ویژه دیدگاه رسمی کلیسای ارتدوکس شرق را تحلیل و ضمن آن تحولات پیرامونی و بعدی این جریان را نیز بازگو خواهیم کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان