ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۵۸۱ تا ۲٬۶۰۰ مورد از کل ۸۳٬۴۴۶ مورد.
۲۵۸۱.

شناسایی واژگان احساسی و محورهای اساسی اثرگذار بر مخاطب در قرآن کریم(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۴۶
قرآن کریم برای انتقال مفاهیم و آموزه های دینی افزون بر بیان استدلال منطقی و عقلی با رویکرد حکیمانه، از بیان احساسی نیز بهره می برد. این سبک گفتاری، دربردارنده گونه های مختلفی از واژگان احساسی در کلام وحیانی است که بارها؛ گاه با کلماتی آشکار و گاه به واسطه سبک و سیاقی خاص و به صورت غیرمستقیم، آمده اند. استفاده از بیان عاطفی در ارتباط با مخاطب به تأثیر بیشتر و در موارد زیادی تهییج و تشویق او به انجام کار یا پذیرفتن محتوای سخن منجر می شود. شناخت گونه های احساسی و مقتضای کاربست آنها در ظروف مختلف کلامی، به فهم هر چه بهتر متن و مطلوب متکلم خواهد انجامید. خداوند متعال به واسطه ایجاد گفتگوی احساسی در قرآن کریم و به کارگیری طیفی گسترده از گونه های احساسات بنیادین و پیچیده مثبت و منفی، معارف متنوعی را تبیین فرموده است که جایگاه ویژه ی گفتمان احساسی در کلام وحیانی را نشان می دهد. این پژوهش از طریق بررسی واژگان احساسی قرآن و تنها در قالب احساسات شش گانه بنیادین ( احساساتِ مثبتِ محبت، شادی، امید و احساسات منفیِ غم، ترس و نفرت) و با معناشناسی مفاهیم واژه ها و تحلیل محتوای آیات قرآن، به گونه شناسی واژگان احساسی قرآن کریم و شناسایی محورهای اساسی تأثیرگذار در تبیین معارف دین می پردازد.
۲۵۸۲.

ادله فقهی و حقوقی مطالبه خسارت از دستگاه های عمومی با تأکید بر خسارات اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۴۳
زمینه و هدف: دستگاههای عمومی به دلیل نقش و فعالیتی که در جامعه بر عهده دارند، فعالیت هایی انجام می دهند که در مواردی ممکن است باعث وارد شدن خسارت به شهروندان گردد. از این جهت پیدا کردن دلایل فقهی و حقوقی برای مطالبه خسارت اقتصادی از این دستگاهها بسیار مهم است که در این پژوهش بدان پرداخته می شود. مواد و روش ها: روش مقاله حاضر تحلیلی و توصیفی و ابزار انجام پژوهش نیز کتابخانه ای است.  ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله حاضر، ارجاع دهی مستند و امانتداری مبنا قرار گرفته است. یافته ها: در صورتی که فعالیت دستگاه های عمومی باعث وارد شدن خسارات به شهروندان شود، قواعد فقهی نظیر حرمت مال مسلمین، منع تعرض به مالکیت و دارایی شهروندان، قاعده فقهی تسبیب و تلقی رکبان می توانند دلایل مطالبه خسارت از این دستگاه ها تلقی شوند. دلایل حقوقی منبعث از این قواعد فقهی ناظر بر مسؤولیت پذیری دستگاه های عمومی در صورت ایراد خسارت به شهروندان تلقی می شوند. نتیجه : دستگاه های عمومی در صورتی که بدون ملاحظه دارایی و اموال شهروندان و تنها با هدف استملاک و خلع ید کردن مالکین خصوصی بر اعیان، املاک و گاهی بر منافع اموال آنان فعالیت های عمرانی و خدماتی انجام دهند، باعث خسارت و ضرر به اموال و دارایی های آنان می شوند که حسب اصل 40 قانون اساسی می توانند نسبت به مطالبه خسارت اقدام کنند.
۲۵۸۳.

قیروانی (م 386) و روایت سیره نبوی بر اساس روایات مالک بن انس

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۶
علم سیره، محصولی از مدینه است؛ هرچند صحابه ای که به شهرهای دیگر رفتند و نسل های بعدی آنها، معلوماتی بر آن افزودند. افراد مختلفی در مدینه، علم سیره را تدوین کردند که خاندان زبیری ها برجسته ترین آنان بودند. ابن اسحاق و سیره او و نیز سیره موسی بن عقبه، دو محصول مهم در این موضوع هستند. در حاشیه اینها، مالک بن انس بن مالک که رقیب ابن اسحاق بود، تلاش هایی در این باره داشت. روایات او چندان در مدینه مقبول نبود و بیشتر به شمال افریقا رفت؛ جایی که بعدها مذهب مالکی رسمیت یافت. قیروانی روایات مالک در زمینه سیره و سایر علوم اسلامی را در کتاب خود با عنوان الجامع فی السنن فراهم آورده است. در این نوشتار، نگاهی به این روایات و موضوعات آنها داریم.
۲۵۸۴.

بازخوانی مفهوم واژه «نصاری» در قرآن کریم؛ نگاهی انتقادی به دیدگاه محدود کننده مفهوم نصاری در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۵
واژه «نصاری» در قرآن کریم از جمله مفاهیمی است که در مطالعات تفسیری و زبان شناسی بحث و بررسی شده است. برخی از پژوهشگران معاصر، تلاش کرده اند این واژه را نه به عنوان یک اصطلاح عام برای مسیحیان، بلکه به گروهی خاص از آنان محدود کنند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و رویکردی انتقادی و با تکیه بر تحلیل آیات و مقایسه این واژه با مفاهیم و آیات مرتبط، دیدگاه مذکور را نقد کرده و شواهد متعددی برای رد آن ارائه نموده است. تحلیل آیات مرتبط با مواضع گوناگون قرآن نسبت به «نصاری»، از جمله آیات سوره های بقره، مائده و توبه نشان می دهد که این واژه به گروهی شناخته شده و اثرگذار در جامعه آن زمان اشاره دارد. در این خصوص، تقابل های دوگانه میان «نصاری» و «یهود» نشان دهنده کاربرد گسترده این واژه در برابر یک گروه بزرگ دینی است. همچنین، آیات مرتبط با ساحت حضرت ابراهیم (ع) و نفی یهودیت و نصرانیت از ایشان، دلالت روشنی بر ماهیت عام این واژه دارد. افزون بر این، آیات مربوط به شرط ایمان و عمل صالح برای رستگاری پیروان ادیان مختلف، مؤید این نکته است که «نصاری» اشاره به عموم مسیحیان دارد و نه یک گروه خاص. ادعاهایی همچون الحاقی بودن این واژه یا عدم امکان حضور در برخی از آیات نیز نه تنها پشتوانه کافی ندارند، بلکه با سبک بیانی و انسجام ساختاری قرآن در تعارض است. در نتیجه، محدود ساختن مفهوم «نصاری» به گروهی خاص، نه تنها با شواهد قرآنی سازگار نیست، بلکه سبب نادیده گرفتن بسیاری از دلالت های تفسیری و تاریخی می شود.
۲۵۸۵.

تعامل فقه و حقوق کیفری در راستای «اساسی سازی حقوق» (مطالعه ی موردی: «حقوق اجتماعی متّهمین در دادرسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۹
اساسی سازی حقوق، اعم از کیفری، اداری و خصوصی یکی از مهمّ ترین موضوعاتی است که مدتی نه چندان طولانی در کشورهای اروپایی به آن پرداخته می شود. اصل کلام آن است که هر یک از اعضای جامعه فارغ از خصوصیّات عارضی از قبیل رنگ، پوست، نژاد، ملیّت و غیره در برابر همدیگر و قوای حاکم از یک سلسله حقوق بنیادین از قبیل حقّ آزادی، برابری، حیات، تمامیّت جسمانی، مصونیّت از سلب آزادی و بازداشت غیر قانونی، ممنوعیّت شکنجه و غیره برخوردار می باشند که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در فصل سوم آنها را به رسمیّت شناخته است. تأثیر این حقوق در روابط دولت - فرد می تواند به صورت کاهش قدرت قوای حاکم در برابر افراد و تضمین حقوق افراد در دادرسی های حقوقی و کیفری متجلّی گردد. در این میان، آئین دادرسی کیفری به عنوان یکی از شاخه های حقوق عمومی نمودار روشنی از ارتباط حقوق فرد و دولت به مثابه مدافع نظم عمومی است. با دقت در سخنان فقها به نوعی رعایت فرایند اساسی سازی در حوزه حقوق کیفری مشهود است، از سویی، مطالعه آیین دادرسی کیفری، مبیّن وجود نوعی تعامل در فقه و حقوق جزایی ایران در راستای رعایت این فرایند می باشد. در این پژوهش در صدد هستیم که این نوع از تعامل را با نگاهی به «حقوق اجتماعی متّهم در دادرسی» مورد بررسی قرار داده و به این پرسش پاسخ دهیم که فقه کیفری شیعه تا چه حدّ در حفظ حقوق اساسی متّهمین اهتمام ورزیده است.
۲۵۸۶.

مرجعیت تقلید زنان در فقه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۲
تصدی زنان در مناصب سیاسی- اجتماعی از مسائل اختلافی و بحث برانگیز میان فقهای مذاهب خمسه است. منصب مرجعیت تقلید نیز به عنوان یکی از مصادیق تصدی زنان، از این موارد مستثنی نبوده و همواره مخالفان و موافقانی داشته است. ضرورت تحقق عدالت ایجاب می نماید که چنانچه محذور شرعی در این زمینه موجود نباشد، زنانی که واجد شرائط لازم برای این منصب هستند از تصدی در این مقام محروم نشوند. این نوشتار با هدف پاسخ به این سوال اساسی که"آیا مرجعیت تقلید زنان در فقه اسلامی دارای محذور شرعی است؟" به روش توصیفی _تحلیلی، و با استناد به منابع معتبر فقهی، آراء و نظرات علما و فقهای اعصار گوناگون را نسبت به جایگاه و سهم زنان در منصب مرجعیت تقلید مورد بحث و بررسی قرارمی دهد. بررسی های صورت گرفته در این نوشتار حاکی از آن است که هیچ آیه و روایتی، صراحتاً مرجعیت تقلید زنان را منع نکرده است و ادله ای که تاکنون فقهاء در نفی مرجعیت زنان بدان استناد نموده اند، محل نقد است و قابل استناد نخواهد بود. افزون بر این، پذیرش مرجعیت تقلید زنان، با توجه به تسلط و درک عمیق تر آنان با مسائل و نیاز های خاص جامعه زنان، می تواند فوائد چشمگیری در حوزه فقه و پاسخگویی به نیاز های مقلدین به همراه داشته باشد.
۲۵۸۷.

تحلیل روشمند ادعاهای انتحال در حوزه فلسفه اسلامی: دفاع از اصالت آثار علمی و رعایت اخلاق پژوهشی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۱
این مقاله به بررسی ادعاهای مطرح شده در مقاله «مکتب خدریه؛ مروری بر ابتذال کم سابقه در پژوهش» می پردازد که اتهاماتی نظیر انتحال علمی و تخلفات پژوهشی را علیه آثار اینجانب در سه بخش (مقدمه، مقالات/ کتاب ها و حقوقی)، مطرح کرده است. مسئله اصلی، ارزیابی اعتبار این اتهامات و دفاع از اصالت آثار در چارچوب اصول اخلاق پژوهشی است. روش تحقیق مبتنی بر تحلیل روش شناختی، محتوایی، ارجاعی و قانونی با استناد به آیین نامه های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری (مصوب ۱۳۹۸)، منشور اخلاق پژوهش و استانداردهای بین المللی COPE و ICMJE است. یافته ها نشان می دهد که ادعاهای انتحال فاقد مستندات معتبر، شفافیت روشی و انسجام علمی بوده و بر تعمیم های غیرمستند استوار است. این مقاله ضمن رد اتهامات، بر لزوم رعایت اصول اخلاقی در نقد علمی تأکید کرده و پیشنهاد می دهد بررسی های مشابه برای آثار همه پژوهشگران انجام شود تا گفتمان علمی در ایران تقویت گردد.
۲۵۸۸.

فیض گفتار نجف

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۷
سیروس علی نژاد از روزنامه نگاران استخوان دار و بسیار آگاه از تاریخ تحولات فرهنگی معاصر ایران به همراه صفدر تقی زاده از مترجمان متفکر و صاحب نظر در ادبیات، در چند جلسه با نجف دریابندری به گفتگویی گرم و پر از گفتنی های جذاب نشسته اند. گاه حال وهوای مصاحبه رنگ حرف کشیدن از نجف دریابندری را به خود گرفته است و گاه هم مصاحبه گران در چهرهٔ محاجه گری بسیار زیرک، سخن را به چانه زنی کشانده اند. حاصل گفتگو البته بسیار خواندنی از آب درآمده است. از جزئیاتی که دریابندری درباره زندگی فرهنگی و سیاسی اش می گوید تا اظهارنظرهای او در باب ادبیات معاصر ایران و پیچ و خم ترجمه و قضاوت های صریح و بی تعارف او در خصوص شخصیت هایی چون سیدحسن تقی زاده، احمد شاملو، صادق هدایت، جلال آل احمد، ابراهیم گلستان، محمدعلی اسلامی ندوشن و .... . این نوشتار، فیضی است که نصیب نویسنده مقاله شده است تااز منظر خواننده ای علاقه مند، حاصل تأملات خود را پس از خواندن مشتاقانه کتاب به قلم آورد و با خوانندگان در میان گذارد.
۲۵۸۹.

نسبت وجودی جامعه و فرهنگ در حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۸
رابطه ی جامعه (ساختارهای سیاسی، اقتصادی، نژادی و فنی) با فرهنگ (معانی، اندیشه ها، گرایشها و باورها) یکی از مسائل کلیدی مطالعات اجتماعی و فرهنگی است. نسبت فرهنگ و جامعه در علوم اجتماعیِ اروپایی عموما با دوگانگی و تضاد تعریف می شود که ریشه ی آن را می توان در لایه های فلسفی تفکر غربی نیز پیگیری نمود. این تلقی، جامعه را به قفس آهنین برای فرهنگ تبدیل می کند و فرهنگ را به ایدئولوژیِ سرکوبِ جامعه مبدل می سازد. مقاله پیش رو در پی هستی شناسی رابطه ی فرهنگ و جامعه در خلال یک مطالعه تطبیقی نامتوازن است. از این رو دوگانگی فرهنگ و جامعه در اندیشه ی اروپایی را مسئله یابی کرده و از خاستگاه فکری حکمت اسلامی در پی راهی برای خروج از دوگانه انگاری مدرن است. حکمت متعالیه با تکیه بر نظریه «وحدت وجود» و نفی «ثنویت» می تواند راهی برای رهایی از این دوگانگی باز کند. بر مبنای نگاه وجودی حکمت متعالیه، فرهنگ امری وجودی است که در مرتبه خیال متصل (میان طبیعت و عقل) قرار گرفته است. وجود جامعه نیز ناظر به تعینات مادی حیات اجتماعی، در یک «حرکت جوهری» به مرتبه ی فرهنگ می رسد و انسانها را در مرتبه ی خیالِ جمعیِ متصل، متحد می سازد. نتیجه آنکه، نسبت فرهنگ و جامعه نه تقابلی، بلکه تشکیکی است. فرهنگ همان وجود برتر جامعه به حمل حقیقه – رقیقه است. فرهنگ در دستگاه حکمت متعالیه از درون جامعه بالیده می شود اما در مرتبه بالاتر، به کالبد سیاسی و اقتصادی جامعه، حیات می بخشد بدون آنکه آن را نفی یا سرکوب کند.
۲۵۹۰.

تحلیل و بررسی استعاره های هستی شناختی «فنا» در شعر بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۱
نظریه استعاره مفهومی، یکی از رویکردهای جدید در حوزه زبان شناسی شناختی است که به مثابه ابزاری برای تحلیل متون، مورد استفاده قرار می گیرد. این نظریه را نخستین بار لیکاف و جانسون در سال 1980 معرفی کردند و تحول شگرفی را در باب درک و دریافت از استعاره به وجود آوردند. براساس این نظریه، استعاره برخلاف رویکرد بلاغت سنتی نسبت به آن، صرفاً زینت کلام شمرده نمی شود، بلکه یک فرایند ذهنی و ادراکی محسوب می شود و درحقیقت، سازوکاری است که براساس آن، امور انتزاعی و پیچیده، بر پایه امور عینی و تجربه های فرد، توصیف و فهمیده می شود. یکی از این مباحثِ پیچیده و انتزاعی، «فنا»ست که از بنیادی ترین مباحث مطروحه در اشعار بیدل دهلوی است. جستار حاضر در پی آن است که به شیوه توصیفی تحلیلی، چیستیِ مقوله فنا را در اشعار بیدل دهلوی بررسی نماید تا پاسخ این سؤال مشخص شود که بیدل برای عینی تر جلوه دادنِ مفهوم پیچیده و انتزاعی فنا از چه مبدأهایی استفاده کرده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بیدل برای ادراکی نمودن فنا به عنوان مقصد، از مبدأهایی عینی نظیر شبنم در برابر آفتاب، داغ، حباب در برابر دریا، قطره در برابر دریا، کتان در برابر ماه، سایه در برابر آفتاب، محو شدن شب در سحر، خاک گشتن، سوختن شمع، ریختن اشک، رفتن کاروان، شرار، خاکستر شدن شعله، سر فرو کردن موج بر دریا، شرار کاغذ، شکستن بیضه، شکستِ رنگ، ذره، سوختن خار و خس و یک مورد هم از مبدأ عقلی صندل استفاده کرده است.
۲۵۹۱.

The Effect of Health on Human’s Moral Identity from Avicenna’s Point of View (Focusing on Exercise, Nutrition, and Sleep)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۳
Moral identity refers to those characteristics and attributes that play an important role in the formation of an individual’s identity. Indeed, the role performed by moral attributes in the evolution of a person’s identity is such that quite a few of today’s scholars maintain the oneness of the “self/psyche” and “moral character”. Adopting this approach, researchers have set out to produce a wide range of research works in the field of moral philosophy. The present study is an attempt to measure the effect of three components of ‘exercise’, ‘nutrition’, and ‘sleep’ on shaping moral character from Avicenna’s viewpoint. The findings of the present research illuminate the fact that the latter three elements have a direct influence on an individual’s temperament, whereby suitable grounds are created in which moral character develops. Avicenna holds that this statement may not challenge man’s will and authority. The reason is that every individual–by identifying his own physical coordinates and applying the most apt instructions–can approximate his temperament to moderation. As a result, the necessary ground for developing the most desirable moral character is created.
۲۵۹۲.

یادداشت های لغوی و ادبی (4): درباره ریشه واژه مسلمان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۸ تعداد دانلود : ۱۹۷
بنده در این یادداشت، به اجمال، به نقد آراء رایج درباره ریشه واژه «مسلمان» پرداخته و پیشنهاد می کنم که این لغت برگردانی است از واژه سریانی «ܡܫܲܠܡܵܢ / ܡܫܲܠܡܵܢܵܐ (mšalmān / mšalmānā» به معنای «کامل، تام و تمام، بالغ و...»، و برخلاف قول مشهور از نام «سلمان فارسی» مشتق نشده و به معنای «گرویده به دین سلمان» نیست. در منابع سریانیِ قرون میانه، معمولا از لغت «ܡܲܫܠܡܵܢ / ܡܲܫܠܡܵܢܵܐ» (mašlmān / mašlmānā) برای اشاره به گروندگان به اسلام استفاده می شود که در اصل، اسم فاعل از ریشه سببی (نظیر باب اِفعال در عربی) و به معنی «خیانت کار» بوده، و پس از اسلام، برای نامیدن پیروان اسلام به کاررفته است (هم به دلیل شباهت لفظی اش با «مُسلم» عربی، و هم لابد به واسطه انگیزه های مذهبی در میان مسیحیان). اما شواهد اندکی نیز از به کارگیری یک لغت دیگر در متون سریانی برای اشاره به پیروان اسلام دیده شده، با همان املای «ܡܫܠܡܢܐ» اما با تلفظ «mšalmān / mšalmānā» که اسم فاعل از ریشه تشدیدی (نظیر باب تفعیل در عربی) و به معنای «کامل، تام و تمام، بالغ، انسان کامل و...» است. بنده استدلال می کنم که «مسلمان» در فارسی باید برگردانی از لغت دوم (یعنی «کامل و تام») باشد. سپس استدلال می کنم که «مسلمان» همانند «مزگت» و «گزیت» از جمله لغات دخیل از آرامی است که با ورود اسلام به ایران، برای اشاره به مفاهیم اسلامی ای به کاررفته که لفظشان در عربی با صورت آرامی هم ریشه است (یعنی مثلاً مسجد و جزیه و مسلم). در نهایت، پیشنهاد می دهم که احتمالاً هر دو لغت سریانی در معنای «خیانت کار» و «به کمال رسیده» در اوائل ورود اسلام به ایران برای اشاره به مسلمانان به کار می رفته که اولی را مسیحیان، خاصه حین اشاره به هم کیشان نومسلمان شده خود و جهت طرد آنها، و دومی را نومسلمانان حین اشاره به خود و جهت معارضه با مسیحیان هم کیش سابق خود، به کار می برده اند. بدین ترتیب، لغتی که بار مثبت داشته، با صورت «مُسَلمان»، به مرور و به عنوان معادلی برای «مسلم» به زبان فارسی وارد شده و در میان فارسی زبانانِ گرویده به اسلام رواج پیدا کرده است. این پدیده را می توان با پدیده زبان شناختی «reappropriation» یا «reclamation» (بازمناسب سازی یا بازپس گیری) مقایسه کرد که در طی آن، واژه ای که سابقاً برای تحقیر گروهی استفاده می شده، بعداً توسط خود آن گروه برای اشاره به خود، اما این بار با بار معنایی مثبت به کار می رود و درواقع، آن واژه توسط آن گروه «بازپس گرفته» می شود؛ با این تفاوت که در این جا لغتی لفظاً شبیه به لغتِ منفی اما با بار معنایی مثبت، جهت معارضه با گروه تحقیرکننده به کار رفته است. باید توجه کرد که پیش از این، محمد قزوینی با فراست تمام، براساس گزارشی در العقد الفرید مبنی بر استفاده عرب ها از لفظ «المسلمانی» برای اشاره تحقیرآمیز به ایرانیان گرویده به اسلام، نتیجه گرفته بود که «مسلمان» در ابتدا باید لفظی موهن (pejorative) بوده باشد اما به مرور معنای موهن آن فراموش و به صورت مترادفی برای «مسلم» به کار رفته است (قزوینی 1388، 7/87)؛ اما بنده استدلال می کنم که «مسلمانی» در العقد الفرید که تلفظش «مَسْلَمانی» است، اسم منسوبی است ساخته شده از «مَشْلْمانا» (= خائن) در سریانی با بار معنایی منفی که برخی اعراب آن را به تقلید از مسیحیان و با انگیزه های نژادپرستانه، جهت تحقیر ایرانیان گرویده به اسلام به کار برده اند؛ در حالیکه «مُسلمان» در فارسی برگردانی است از لفظِ سریانی «مشَلْمانا» (= کامل، مرد کامل) که ایرانیانِ گرویده به اسلام آن را برای مقابله با تحقیرشان توسط مسیحیان [و احتمالا همچنین عرب ها} استفاده کرده اند. بنابراین، یادداشت حاضر، بحثی است در تأیید و تکمیل نظر قزوینی.  بنده تفصیل و توضیح بسیاری از غوامض بحث را در مقاله ای مفصل تر آورده ام و از ذکر آنها در اینجا پرهیز کرده ام (Arya Tabibzadeh forthcoming).  
۲۵۹۳.

بازشناسی حکم ازدواج با بستگان نسبی در فقه اهل سنت(مقاله ترویجی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۱۲
مشهور فقیهان اهل سنت ازدواج با بستگان نسبی را مرجوح دانسته و حکم به کراهت آن داده اند. این دیدگاه برخلاف نظر رایج در فقه امامیه است که بر این نوع ازدواج تأکید دارد. فقیهان اهل سنت و علامه حلی استدلال خود را بر اساس روایاتی بنا کرده اند که ظاهراً به پیامبرص نسبت داده می شود. آنان دلیل کراهت این نوع ازدواج را به عباراتی روایات گونه نسبت می دهند که در ظاهر از پیامبر ص و خلیفه دوم آمده اند و نهی از ازدواج با بستگان نسبی را به خاطر ضعف جسمانی و ذهنی کودکان حاصل از چنین ازدواج هایی بیان می کنند. با پژوهشی که در سند و دلالت این روایات انجام شده است، مشخص گردید که این عبارات تنها بازتابی از باورهای عامیانه و دیدگاه خلیفه دوم هستند که در طول زمان به پیامبر w نسبت داده شده و نمی توانند استناد علمی داشته باشند.
۲۵۹۴.

رویکرد عدم تعهد دکترمصدق به کشورهای خارجی و حمایت از تولید داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۵
هدف ازاین تحقیق رویکرد سیاست عدم تعهد وبیطرفی مصدق در زمان ملی شدن صنعت نفت وپیامدهای ان می باشد.روش تحقیق در این پژوهش توصیفی -تحلیلی وبرپایه مطالعات کتابخانه ای استوار است. مصدق برمنافع انگلیسی ها آسیب ها ی جدی وارد کرده وآن ها درصدد ازمیان برداشتن وی بودند. وی برمخالفت سرسختانه با قدرت های استعماری و تلاش در قطع هر نوع نفوذ خارجی بر همکاری همه جانبه با ملت های استعمار زده خاورمیانه، شمال آفریقا و جنوب آسیا، بویژه با مسلمانان جداً تاکید می ورزید و تا شرکت نفت انگلیس و ایران و قدرت بلا منازع انگلستان در ایران فعال هستند، نمی توان از استقلال سخن راند. دولت مصدق برای آزادی و استقلال کشور تلاش می کند واگر احساس کند که نمی تواند به این هدف برسد می بایست کنار رود. اگر مصدق پس از سالها مبارزه با دولت انگلستان بر سر مهمترین مسأله سیاسی و اقتصادی کشور با آن ها مصالحه می کرد ضرورتی به نهضت ملی نبود.یافته ها ی این پژوهش نشان می دهد که سیاست عدم تعهد در تلاش برای بهره گیری از رقابت کشورهای بزرگ در جهت تأمین حداکثر منافع ایران بود . پس از آنکه توانست در مرحله همراهی تا انسجام موفق به خلع ید از قدرت استعماری انگلستان گردد، به اقداماتی در جهت ایجاد تعادل میان دو ابر قدرت نوظهور ایالات متحد آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی دست زد .از نظر مصدق برای دست یابی به تعادل در درجه اول باید جلوی رقابت آشکار قدرتها در ایران را گرفت و در صورت لزوم با به جان هم انداختن آن دو، منافع ایران را تامین نمود بی آنکه ایران با هیچ یک از آنها متحد شود
۲۵۹۵.

بررسی مؤلفه «انسجام ملی» در تربیت سیاسی غربی (مورد مطالعه: دو رویکرد محافظه کار و لیبرال-دموکراتیک)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۵
مقدمه و اهداف: «انسجام ملی» برای محفاظت از هر کشوری ضروری است. برای تحقق این امر، علاوه بر وظایفی که مستقیماً مربوط به دولت هاست، لازم است که شهروندان جامعه نیز نگرش ها و حساسیت های لازم را کسب کنند و وظایف خود را در این راستا به درستی انجام دهند. آماده سازی و پروش شهروندان برای نقش آفرینی خود، کاری است که در گسترده ترین و عمیق ترین حالت، توسط نهاد تربیت انجام می شود.واکاوی رویکردهای تربیت سیاسی در جهان می تواند آگاهی و هشیاری ما را نسبت به ابعاد مختلف این گونه برنامه ها و خروجی های آنها تقویت کند. در پژوهش حاضر نحوه پرداختن به بحث «انسجام ملی» در دو رویکرد مهم تربیت سیاسی غربی، یعنی رویکرد محافظه کار و رویکرد لیبرال - دموکراتیک مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد تربیت سیاسی محافظه کار یکی از قدیمی ترین رویکردهای تربیت سیاسی در جهان است که هم اکنون نیز طرفداران بسیاری دارد و جا دارد که مورد بررسی دقیق قرار بگیرد. رویکرد تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک نیز، نظریه غالب در جهان غرب است و این طور ادعا می کند که انسان را به نهایت رشد و تعالی خود می رساند، او را از بیشترین میزان آزادی و رفاه بهره مند می سازد و حقوق مدنی و مشارکت سیاسی همه اقشار جامعه را تضمین می کند. بنابراین، جا دارد که این رویکرد نیز مورد تدقیق قرار بگیرد. با عنایت به اینکه این دو رویکرد تفاوت های زیادی با هم دارند، این بررسی مقایسه ای می تواند ابعاد دقیق تری را درمورد موضوع مورد نظر در اختیار نهد. این تحقیق به این سوالات پاسخ می دهد: «انسجام ملی» چه جایگاهی در برنامه تربیت سیاسی دو رویکرد غربی محافظه کار و لیبرال - دموکراتیک دارد؟ هر یک از این دو رویکرد چگونه به این مؤلفه می پردازند؟ و از این نظر چه شباهت ها و تفاوت هایی دارند؟ روش: این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی-مقایسه ای انجام شد. ابتدا جایگاه مؤلفه انسجام ملی در میان «اهداف» تربیت سیاسی در دو رویکرد مقایسه شد و سپس نحوه پیگیری این هدف در سایرمؤلفه های برنامه تربیتی، از جمله: محتوای آموزشی، روش های تدریس و شیوه های ارزشیابی بررسی شد. یافته ها: براساس یافته ها، انسجام ملی برای هر دو رویکرد تربیت سیاسی غربی، مهم است و در هر دو برنامه تربیتی انعکاس یافته است. اما در رویکرد محافظه کار، به منزله هدف اساسی تربیت سیاسی مطرح است؛ درحالی که در رویکرد لیبرال -دموکراتیک، هدف اساسی چیز دیگری (حداکثر آزادی فردی) است و انسجام ملی نیز گرچه یک ضرورت است، ولی در عین حال، یک «مساله» است که باید برای حل آن، فکری کرد.نظام تربیت سیاسی محافظه کار، پرورش هویت ملی و انسجام اجتماعی را مهم ترین دغدغه خود می داند و به صورت منسجم تری این هدف را از طریق انتقال دانش مشترک، آموزش زبان مشترک، محو کردن خرده فرهنگ ها، آموزش یک دین ملی، ایجاد غرور ملی و میهن پرستی، و ارزشیابی استاندارد ملی دنبال می کند. این رویکرد اساسا به دنبال «ملت سازی» است؛ و «هویت ملی» را – از طریق ایجاد یک سیستم فکری و ارزشی واحد - در شخصیت شهروندان «نهادینه» می کند؛ ولی در نهایت، محدودیت شدیدی بر رشد همه جانبه فرد و جامعه تحمیل می کند، پتانسیل های زیادی را در جامعه بدون استفاده می گذارد و در غیاب پرورش تفکر، منجر به پرورش میهن پرستانی بدون منطق و خردورزی کافی می شود.نظام تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک نیز، بر ضرورت انسجام ملی، وفاداری و میهن پرستی به خوبی واقف است؛ و در این راستا، برنامه درسی مشترک در ذیل محتوای دانش آموزمحور، پرورش تفکر و عقلانیت، استقبال از تضارب آرا، تقویت تساهل، احساس مسئولیت در قبال خیر عمومی، وفاداری و میهن پرستی، آموزش عملی ارزش های دموکراتیک و ارزشیابی منعطف را در برنامه خود دارد. تفاوت این دو رویکرد در این است که نظام تربیتی لیبرال - دموکراتیک در بستر یک سیستم فکری و ارزشی تکثرگرا، ایفای مسئولیت مشارکت جمعی را از طریق قرارداد اجتماعی محقق می سازد؛ نه از طریق هویت سازی؛ و به دلایل مبنایی (ابتنای آن رویکرد بر فردگرایی، خودمختاری و آزادی فردی) در عمل، با مشکل جمع کردن میان این ارزش های متضاد، دست به گریبان است و مسأله سردرگمی دانش آموزان در این رویکرد، یک مسأله جدی است. نظام تربیت سیاسی لیبرال - دموکراتیک به دنبال پیش روندگی، تنوع و تکثر، خودمختاری و فردگرایی است و در عین حال، به دلیل ضرورت حفظ جامعه نیز ادعا دارد که در عین دانش آموز محوری، دانش مشترکی را هم در دانش آموزان ایجاد می کند تا علاوه بر پیگیری رشد شخصیت فردی، مسئولیت پذیری و مشارکت اجتماعی را نیز رشد دهد. به عبارت دیگر، لیبرالیسم هم به دنبال تحقق خواسته های فردی است و هم، در پی حفظ اتحاد و یکپارچگی جامعه. با تمام پیشنهادهای عملی که از طرف حامیان این رویکرد مطرح می شود، دشوار است که فرد با وجود آزادی های فردی و انتخاب های آزادانه ، با ارزش های جامعه همخوانی و سازگاری پیدا کند. به همین نسبت، پرورش احساسات ملی، علاقه گروهی مشترک یا میهن پرستی نیز با فردگرایی و خودمختاری و حفظ هویت های کاملاً مجزا در تضاد است.کثرت گرایی و احترام به تنوع فرهنگی، نیز با اتحاد اجتماعی چالش دارد. مردم با ارزش های متضادی که آنها را از یکدیگر جدا می کند، در کنار هم زندگی می کنند و هر کدام سرسختانه به ارزش های خودشان وفادارند. فاصله ارزشی و حتی تضاد منافع می تواند منجر شود که افراد احساس کنند که با هم غریبه هستند یا حتی از ارزش های همدیگر متنفر باشند. گاهی این اختلافات به افزایش احساسات تفرقه افکنانه و تعارضات سیاسی تبدیل می شود و افراد برای تحقق جاه طلبی های فرهنگی و سیاسی شان با یکدیگر رقابت می کنند. بنابراین، تساهل ورزی نیز در جوامع چندفرهنگی، دشوار است. باتوجه به مواردی که در مقاله مورد بحث قرار گرفته است، به نظر می رسد که لیبرالیسم از انسجام نظری کافی برخوردار نیست؛ و تمام این اشکالات و چالش ها، به نظام تربیتی لیبرال - دموکراتیک نیز تسری می یابد. نتایج: نتیجه این تحقیق آن است که هر دو رویکرد تربیت سیاسی غربی، دچار مشکلات و چالش های جدی در این زمینه هستند. پژوهش های بیشتر راجع به راهکارهای برون رفت و حل چالش های به دست آمده در این تحقیق، همچنین، بررسی سایر الگوهای بدیل در جهان و به ویژه، الگوی تربیت سیاسی در اسلام جهت تقویت انسجام ملی، و عرضه الگوهای بومی و قابل رقابت به جهان، در گام های بعد، می تواند جنبه های دقیق تری از این بحث را روشن کند و به خصوص، راهکارهای بدیلی در اختیار دیگر کشورهای جهان نیز قرار دهد.
۲۵۹۶.

عقلانیت فلسفی و هویت سازی از منظر حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۸
یافته های دانش روان شناسی هویت انسان را ساخت یافته بینش ها و ارزش های او می داند. به رغم وجود رابطه هم کنشی بین ساحت های رفتاری، گرایشی و بینشی، شدت و قوت تأثیر حوزه بینشی بر دیگر ساحت های وجودی انسان به اندازه ای است که باورهای انسان، جوهره شخصیت او را تشکیل می دهند. این موضوع باقاعده «اتحاد عقل و عاقل و معقول» در حکمت صدرایی که نفس آدمی را متحد با مجموعه معلومات او می داند همخوانی کامل دارد. براین اساس حالت ها و ویژگی های ساحت معرفت در دیگر حوزه های وجودی انسان ساری و جاری است. ساماندهی معرفت، شکل گیری هویت و در نتیجه، بهداشت روانی و در مقابل، بحران معرفت، بحران هویت و در نتیجه بی معنایی زندگی را در پی دارد. از منظر فلسفه اسلامی، ساماندهی نظام معرفتی از طریق عقلانیت و پیروی از استدلال میسر می گردد. هرچند ملاصدرا علم یقینی را موهبتی و ویژه خواص می داند؛ ولی بر این باور است که مرتبه ای از عقلانیت که همان تبعیت از استدلال های متعارف عقلی است برای عموم انسان ها امکان پذیر است. عقلانیت فلسفی و نقش آن در هویت سازی، موضوع این نوشتار را تشکیل می دهد. فرضیه این پژوهش این است که صورت بندی درون مایه های معرفتی و از جمله جهان بینی دینی بر اساس عقلانیت فلسفی، نقش مؤثری در سامان دهی نظام معرفتی و در نتیجه آرامش روانی و معناداری زندگی دارد.
۲۵۹۷.

باورهای متناقض و پاسخ های الکتروفیزیولوژیک پوست: مطالعه موردی گور و ساکیم(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۹
امکان رخداد و ماهیت خودفریبی از موضوعات مهم حوزه های فلسفه اخلاق و روان شناسی بوده است. به نظر می رسد که عمده ترین رهیافت های ناظر به فریب خود را می توان در دو گروه قصدگرایی و انگیزه گرایی تعریف کرد که مهم ترین وجه فارق آنها شرط باورهای متناقض عامدانه در فرایند خودفریبی است. گور و ساکیم می کوشند تا با طرح ریزی آزمایش هایی، شرایط چهارگانه خودفریبی در افراد را بررسی کنند و چگونگی جمع دو باور متناقض در ساحت های مختلف شناختی انسان را نشان دهند. در آزمایش اول، در حالی شرکت کنندگان در شناسایی های خودگزارشی صداها اشتباه می کنند که الکترودهای سنجشگر پاسخ الکتروفیزیولوژیک پوست GSR)) بیانگر شناسایی صحیح در ناخودآگاه و درنتیجه، وجود باورهای متناقض در شخص است. داده های این آزمایش کم وبیش نشان می داد که خطاهای رخ داده بسته به تجربه ها و خودپنداره های پیشینی افراد و به گونه ای کاملاً انگیزشی بروز می یابند.  آزمایش دوم نیز نشان می دهد که تجربیات موفقیت یا شکست - که بر اساس آنها، سطح خودارزشمندی افراد تغییر می کند - به طور مستقیم، بر توانایی شناسایی صدای خود تأثیر می گذارد. در شرایطی که افراد دچار شکست شده اند و به تبع آن، از رویارویی با خود دچار اجتناب یا ترس می شوند، تشخیص صدای خود برای آنها دشوارتر می شود و با تأخیر و اشتباهات منفی در واکنش، همراه است. در مقابل، افرادی که تجربه موفقیت داشته اند و معمولاً از خودارزشمندی و عزت نفس بالاتری برخوردارند، حساسیت کمتری به رویارویی با خود دارند و ممکن است به اشتباه، صدای دیگران را به مثابه صدای خود تفسیر کنند که می توان آن را نشانه ای از خودپروژه سازی تلقی کرد. به نظر گور و ساکیم، این دو آزمایش از سویی، شواهد تجربی را برای فرضیه خودفریبی ارائه می دهند و از سوی دیگر، تأثیر عواطف و انگیزه ها - به ویژه وضعیت خودارزشمندی - را بر انتخاب های شناختی - مانند شناسایی و اشتباه در شناسایی صدای خود و دیگران - نمایان می سازند؛ اما آن چنان که خواهیم دید آزمایش های مورد نظر و نتایج ارائه شده از آن، با اشکالات روش شناختی، تفسیری و مفهومی پرشماری مواجه است و درنهایت نمی تواند تصویر منسجمی از شرایط خودفریبی اخلاقی ارائه کند.
۲۵۹۸.

خوانشی دیگر از علوم اجتماعی اسلامی: ساحت توصیف(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۶۰
ساحت های گوناگونی را می توان برای علوم مختلف برشمرد. توجه به این ساحات و لوازم آن می تواند تمایز میان علوم اجتماعی اسلامی و علوم اجتماعی غربی را روشن سازد. تأمل در ساحت های گوناگونِ علوم برای پژوهشگرانی که علم دیگری را تمنا می کنند، ضروری به نظر می رسد. اساساً غور در چیستی علم، حدود و ثغور آن و ساحت های متفاوت آن، شرط هر گونه پژوهشگری در این مسیر است. اکنون، آیا در تمامی این ساحت ها میان علوم اجتماعی اسلامی و علوم اجتماعی غربی تفاوت وجود دارد یا تمایز به برخی از این ساحت ها اختصاص دارد؟ در این صورت، آن ساحت ها کدامند؟ در علوم مختلف، با تأمل و از راه استقرا دست کم دوازده ساحت را می توان برشمرد: توصیف،کشف، تفهّم، تبیین، توجیه یا روش توجیه، نظریه، پذیرش فرضیه، پیش بینی، مفاهیم، کاربرد، توصیه و ابژه. این نوشتار، نخست تفاوت این ساحت ها را گذرا مطرح می کند. سپس با تمرکز بر ساحت توصیف، با روش تحلیلی-منطقی به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا توصیف ها در علوم اجتماعی اسلامی با توصیف ها در علوم اجتماعی غربی متفاوت است. در این مسیر، تمایز میان علوم اجتماعی اسلامی و غربی را در ساحت توصیف در معنای خاص آن را نشان می دهد و آن را در سه مرحله توضیح می دهد.
۲۵۹۹.

از حسن و قبح عقلی تا زاگزبسکی: استقلال شناختی اخلاق و پیامدهای آن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۸
این پژوهش به بررسی این پرسش اساسی می پردازد که آیا می توان میان نظریه «استقلال شناختی اخلاق از دین» در فلسفه اخلاق معاصر غرب (با محوریت آرای لیندا زاگزبسکی) و نظریه «حسن و قبح عقلی» در کلام امامیه و معتزله همگرایی معناداری یافت؟ همچنین، پیامدهای این همگرایی برای جهان شمولی اخلاق و امکان گفت وگوی بین ادیانی مورد تحلیل قرار می گیرد. روش تحقیق به کار گرفته شده در این مطالعه، روش تطبیقی-تحلیلی با رویکرد کیفی-انتقادی است. داده های پژوهش از طریق مطالعه عمیق آثار زاگزبسکی در فلسفه اخلاق غربی و متون پایه ای کلام امامیه و معتزله گردآوری شده اند. تحلیل داده ها در سه سطح صورت گرفته است:۱. سطح مفهومی (مقایسه مفاهیم پایه مانند «حسن و قبح عقلی» و «استقلال شناختی»)؛۲. سطح نظری (بررسی ادله هر دو طرف)؛۳. سطح پیامدی (تحلیل دلالت های بین فرهنگی و امکان سنجی گفت وگوی ادیان).یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو دیدگاه، علی رغم تفاوت های زمینه ای، به توانایی مستقل عقل در شناخت ارزش های اخلاقی باور دارند. این همگرایی محوری، پیامدهای مهمی در پی دارد: نخست آنکه اخلاق را به مثابه زبان مشترک بین انسان ها و ادیان مطرح می سازد؛ دوم آنکه ادعاهای نسبی گرایی اخلاقی را به چالش می کشد؛ و سوم آنکه امکان تأسیس «چارچوب عقلانیت اخلاقی فرافرهنگی» را به عنوان مبنایی برای مطالعات بین ادیانی و فلسفه تطبیقی فراهم می آورد. این پژوهش مسیر را برای تحقیقات آتی در حوزه های اخلاق مقایسه ای، الهیات گفت وگو و فلسفه تطبیقی هموار می سازد و نشان می دهد که چگونه می توان از میراث فکری متفاوت برای حل چالش های مشترک بشری بهره جست.
۲۶۰۰.

آسیب شناسی پژوهش پل ام کاب درباره حضرت هود (ع) در قرآن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۰
پل ام کاب (Paul M. Cobb) خاورشناس امریکایی درباره حضرت هود(ع) در قرآن به تحقیق پرداخته است. پژوهش کاب در این زمینه، به رغم جدید بودن روش بحث آن، دچار آسیب هایی شده است که ضرورت ارزیابی آن را ایجاب می کند. از این رو، هدف جستار حاضر، بررسی دیدگاه های پل ام کاب درباره حضرت هود(ع) در قرآن، با روش توصیفی-تحلیلی است. طبق بررسی انجام شده، دیدگاه های وی درباره حضرت هود(ع) در قرآن و نقد آن ها عبارتند از: کاب درک درستی از ارتباط پیامبران پیشین با پیامبر اسلام(ص) ندارد، در حالی که ارتباط بین داستان زندگی حضرت هود(ع) و پیامبر(ص) در قرآن، بیان گر فلسفه تاریخ است؛ وی در نقل جزئیات داستان حضرت هود(ع)، به هیچ وجه از کتب شیعه استفاده نکرده و به سراغ کتاب های نویسندگانی چون کسایی، ثعلبی و طبری رفته که برخی روایات این کتب، از اسرائیلیات محسوب می شوند؛ کاب داستان زندگی حضرت هود(ع) را ابداع خود پیامبر(ص) دانسته است، در حالی که دلایل قرآنی، روایی، تاریخی و عقلی، گواه حقیقت تاریخی این داستان و نفی هر گونه تصرف در آن توسط پیامبر(ص) هستند. اعتقاد وی به این که حضرت هود (ع) هیچ دلیل روشنی برای اثبات ادعای خویش نداشته است، با ضرورت بعثت پیامبران همراه با دلایل عقلی و معجزات از دیدگاه عقل و قرآن منافات دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان