فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۱۶۱ تا ۲۰٬۱۸۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
اندیشه دینی دوره نوزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۷۳
1 - 16
حوزههای تخصصی:
مسأله ی صدور کثرت از وحدت، ازجمله مباحث مهم و حیاتی و بحث برانگیز در میان فیلسوفان اسلامی است. ابن سینا با تمسک به قاعده ی الواحد سعی کرده است این مسأله را برهانی کند. در دیدگاه وی جهات و حیثیاتِ موجود در عقل اول، سبب ایجاد دو موجود دیگر یعنی عقل دوم و فلک اول می شود. وی در کلامی تفصیلی، به سه جهت در عقل اول قائل می شود که بر اساس آن، پس از ایجاد عقل دوم، جهت دوم نفس فلک و جهت سوم جرم فلک اول را محقق می شود. از منظر وی، وجود حیثیات و جهات گوناگون و مختلف در عقل اول، با قاعده ی الواحد منافاتی ندارد؛ زیرا این جهات و حیثیاتِ متعدد و متکثر، از لوازم مرتبه ی وجودیِ صادر اول هستند، نه آنکه واجب الوجود آن ها را حقیقتاً صادر کرده باشد. این مسأله در فیلسوفانِ پس از ابن سینا تأثیر بسزایی داشته است، به گونه ای که برخی اندیشمندان معتقدند طرز تبیین ابن سینا، با ابهام و اشکالات مختلفی مواجه است؛ ازجمله ی این اندیشمندان، غیاث الدین منصور دشتکی است. وی در کتاب الأمالی به ناتمام بودن این استدلال ابن سینا اشاره کرده است. نگارنده با روش تحلیلی- تطبیقی به بررسی این استدلال و کاوش در آن پرداخته است.
چیستی علم دینی از منظر غزالی: بازخوانی یک مینیمالیسم اخباری- عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره نوزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۷۳
117 - 130
حوزههای تخصصی:
غزالی پیش و بیش از هر اندیشمند دیگری در تاریخ تفکر اسلامی، به مقوله ی علوم دینی و تعیین حدود و ثغور آن همت گماشته است؛ تلاش های پیگیر او در این زمینه، برخاسته از خطری بود که پیشِ روی علوم ناب اسلامی احساس می کرد؛ این وضعیت مهم ترین انگیزه ی آغاز پروژه ی عام «احیاء علوم دین» بود که طیف وسیعی از تلاش های غزالی، از مبارزه ی فکری با جریان های ضددین و بدعت گذار تا تعریف علم دینی و بیان اقسام آن را شامل می شد؛ این تلاش ها هم زمان به معنای تغییر در پارادایم و گفتمان اندیشه ی اسلامیان پیرامون علم دینی نیز بود؛ به نحوی که می توان ظهور غزالی را مبدئی برای دوره ای نوآیین از علم شناسی اسلامی قلمداد کرد؛ این دوره که به طور مشخص در برابر جریان عقل گرایانه و فلسفی قرار می گرفت، با رویکردی شریعتمدارانه – صوفیانه، نگاهی مینیمالیستی را تبلیغ می کرد که برای توسعه ی علوم مشخصی که در عداد علوم دینی قرار نمی گرفتند، حد مشخصی می گذاشت. به این ترتیب، در این بافتار فقط علمی مجوز و امکان ترویج و توسعه را می یافت که در دنباله ی مسیر «سلف صالح» قرار می گرفت و فرد و جامعه را در مسیر آبادانی آخرت قرار می داد.
برنامه درسی اجراشده در نظام تربیتی امام صادق علیه السلام: حاکمیت توحید و اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برنامه درسی اجراشده، مجموعه اقدامات و فعالیت های فرایند یاددهی یادگیری است که بین مربی و متربی در محیط واقعی تربیتی به اجرا درمی آید. الگوگیری از شیوه های عملی امامان علیهم السلام در تعلیم وتربیت، به ویژه امام صادق علیه السلام در نقش سردمدار تربیت اسلامی ایدئال، برای رسیدن به برنامه درسی توحیدمحور و مبتنی بر آموزه های اصیل اسلامی ضرورت دارد. این پژوهش با استفاده از سه روش پژوهش تاریخی، تبیین گزاره ها و معکوس سازی، با بررسی جوامع حدیثی و سایر منابع تکمیلی و همچنین شرح، تبیین و تفسیر آن احادیث در زندگی امام جعفر صادق علیه السلام و دیدگاه های تربیتی ایشان به طور عام و برنامه درسی اجراشده ایشان به طور خاص را استخراج و آنها را از دو منظر تحلیلی و ترکیبی تبیین کرده است. از نگاه تحلیلی، 16 مقوله درقالب عناصر چهارگانه هدف، محتوی، روش های یاددهی یادگیری و ارزشیابی در برنامه درسی اجراشده امام صادق علیه السلام، نظیر جانشین سازی شاگردان مستعد در هدایت کلاس درس، ایجاد زمینه تحقیق و تفحص، اهمیت آزاداندیشی در تعلیم وتربیت، نظام ارزشیابی از شاگردان و جایگاه معلم و... شناسایی شده است. در نگاه ترکیبی، حاکمیت توحید و اخلاق در سراسر برنامه درسی اجراشده در نظام تربیتی امام صادق علیه السلام تبیین شده است. الزامات حرکت نظام آموزشی به سمت الگوگیری از برنامه درسی اجراشده امام صادق علیه السلام در پایان مطرح شده است.
بررسی نظریه اتّباع از دیدگاه وهابیت
منبع:
فقه سال بیست و ششم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۰)
148 - 164
حوزههای تخصصی:
وهابیت در نقد تقلید از مذاهب اربعه، هرگونه تقلید از مفتیان را غیرمشروع می داند و آن را تبعیت از قول غیر خدا و رسول معرفی می کند. این فرقه درمقابل از نظریه اتّباع طرفداری می کند. وهابیان اتباع را قسیم تقلید نام برده اند و تقلید را اخذ قول بدون دلیل و اتباع را به معنای «اخذ قول همراه با دلیل» معنا کرده اند. آنان مسئله اتّباع را داخل در اقسام تکلیف مکلفان دانسته اند و سه قسم تکلیف «اجتهاد، اتباع و تقلید» را مطرح کرده اند. به نظر آنان، اتباع دایره بسیار گسترده ای دارد و اکثریت مردم را دربرمی گیرد. وهابیان با طرح مسئله اتباع، دایره اجتهاد و تقلید را محدود و تقریباً حوزه تقلید را تعطیل کرده اند و از باب اضطرار از آن سخن گفته اند. در این جستار بعد از تبیین دیدگاه وهابیت در باب اجتهاد و تقلید، نظریه اتباع آنان بیان و ادله شان در طرح این مسئله نقد و بررسی می شود.
بررسی تطبیقی دیدگاه های رشید رضا در المنار و علّامه طباطبائی در المیزان پیرامون مسئله شفاعت
منبع:
پژوهشنامه کلام تطبیقی شیعه سال اول پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
283 - 304
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله بررسی تطبیقی دیدگاه های رشیدرضا در تفسیر المنار و علّامه طباطبائی در المیزان پیرامون مسئله شفاعت در قرآن کریم می باشد. این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی تطبیقی دیدگاه های این دو اندیشمند پرداخته ا ست. پیامد های به دست آمده عبارتند از اینکه رشیدرضا ضمن بررسی آیات مربوط به شفاعت معتقد است آیات قرآن دلالتی بر وجود شفاعت در قیامت ندارد و تنها نجات دهنده بشر، اعمال نیک او می باشد. به باور رشیدرضا بین آیات شفاعت هیچ گونه ناسازگاری وجود ندارد. ایشان با بیان استدلال عقلی بر نفی شفاعت می گوید: شفاعت نزد حاکمان دنیایی یا بر پایه جهل است یا بر پایه عدم عدالت و هر دو حالت در مورد خداوند منتفی است. علّامه طباطبائی معتقد است آیات قرآن برای تبیین مسئله شفاعت کفایت می کند و با بررسی دقیق آیات قرآن می توان دیدگاه قرآن در این زمینه را استخراج نمود. اینکه در برخی از آیات به کلی شفاعت مردود شده دلیلش این است که خداوند می خواهد شفاعت استقلالی را نفی کند و آیاتی که دلالت بر وجود شفاعت با اذن الهی دارد وجود شفاعت را به صورت غیر استقلالی و با اراده خداوند اثبات می کند. از نظر علّامه، شفاعت فرصتی برای رحمت گری خداوند در قیامت است و با شفاعت، نه جهلی از خدا بر طرف می شود و نه به خدا منفعتی می رسد. شفاعت علاوه بر اثر اخروی اثر دنیایی نیز دارد تا مردم به سمت شفیعان سوق داده شوند. نتیجه اینکه آیات قرآن بر مسئله شفاعت دلالت قطعی دارند و به صورت واضح بر اینکه شفاعت هم امکان عقلی دارد هم امکان وقوعی، تصریح می نمایند.
استاد مرتضی به مثابه یک مورخ - متکلّم
حوزههای تخصصی:
جعفر مرتضی در مقام یک متکلم و مدافع مذهب، روش ها و تلاش های خاص خود را دارند وار این جهت، در ادامه تاریخ طولانی علم کلام در شیعه قرار می گیرند. آنچه مدنظر نویسنده در نوشتار حاضر است، بررسی بروز و ظهور ایشان به مثابه یک متکلم شیعی در طرازی نوین و متناسب با شرایط جدید است. وی در راستای تحقق این هدف، پس از بیان سنت کلامی تاریخی در شیعه، از نقش ایشان در این زمینه و ذکر چند نمونه از تلاشهای کلامی جعفر مرتضی و مدل استدلال ایشان درباره آنها، سخن به میان می آورد.
تاریخ نگری و تاریخ نگاری علامه سید جعفر مرتضی عاملی
منبع:
آینه پژوهش سال سی ام آذر و دی ۱۳۹۸ شماره ۵ (پیاپی ۱۷۹)
98 - 104
حوزههای تخصصی:
علامه سید جعفر مرتضی عاملی از سیره پژوهان برجسته شیعی است که با تدوین کتاب الصحیح من سیره النبی الاعظم، گامی نو در پژوهش های تاریخی آغاز نمود و با وجود برخی نقدها بر مشی کلامی ایشان، شیوه پژوهش جدیدی در حوزه های علمیه برای پژوهشگران هموار نمود. تاریخ در نگاه علامه دانش مستقلی با روش های پژوهشی خاص خود است که از نتایج و دستاوردهای آن می توان در تثبیت عقاید و زدودن شبهات و اشکالات در موضوعات مختلف اعتقادی و به ویژه تاریخ زندگی معصومان بهره برد. ایشان در مطالعات تاریخی واقع بین و عینیت گرا بود، نه نگاه بدبینانه افراطی به تاریخ داشت و نه نگاه خوشبینانه. ایشان قرآن را مهم ترین معیار و مدرکی می دانست که باید در شناخت سیره پیامبر و ائمه علیهم السلام و سرگذشت پیشینیان مورد استناد قرار گیرد. هدف اصلی خود در پرداختن به تاریخ را انجام وظیفه و نیل به حقایق زندگی رسول اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) و برداشتن پرده ابهام و پیچیدگی از زندگی آنان و کشف تحریفات و نادرستی های بسیار از روایات دانست که در معرض کورانهای سیاسی و هواهای نفسانی بوده و ساده اندیشان و گاهی مزدوران حرفه ای از خود جعل کرده اند و در گامی فراتر تاریخ را درخدمت انسانیت انسان و آرمان های یک جامعه انسانی می داند که بر مبنای ارزش ها و ملاک های دینی بنا شده باشد. رویکرد اجتهادی در پژوهش های تاریخی را باید مهم ترین ویژگی علامه دانست و لازمه این رویکرد تتبع گسترده، ارزیابی دقیق روایات و گزاره های تاریخی، ریشه یابی شرایط زمان و مکان وقوع حوادث، آشنایی گسترده و عمیق با منابع تاریخی است که علامه از آنها برخوردار بوده است. دیگر ویژه پژوهشی ایشان، نشان دادن دست های جعل و تحریف در گزارش رخدادها و افشای چهره های فریبکار در نگارش متون تاریخی با بهره گیری از قلمی روان و تدوین مطالب به صورت دسته بندی و گونه شناسانه می باشد که حاصل برخی قوانین انحرافی و باطل می باشد. ازاین رو برای رهایی از چنین انحرافاتی ضوابط و قوانین ملاک علمی شناخت اخبار صحیح از نگاه را در مواردی چند بیان نمودند.
این عمارت نیست؛ ویران کرده اند (نقدِ دو چاپ از نامه های عارف قزوینی)
حوزههای تخصصی:
شعرها و تصنیف ها و یادداشت ها و نامه های عارف قزوینی از روزگار مشروطه تا امروز خوانندگان پُرشمار داشته است؛ اما آثار او در دوران زندگی و به ویژه پس از مرگش با انبوهی از آشفتگی و نادرستی و حذف و تحریف و حتی جعل منتشر شد که اغلب یا به قصدِ گرفتن زهر کلامش یا برای زدودن انتقادها و حمله های گزنده او به دو شعبه استبداد دینی و سیاسی و متولیان شریعت و اربابان سیاست و سایر هم عصرانش بود، یا معلول تمایزهای ایدئولوژیک منتشرکنندگان آثارش با افکار او و هرگونه مصلحت اندیشیِ دیگر، و در پاره ای موارد نیز به سبب ناتوانی در خواندن دست نوشته های او که آثارش را گاه چنان پریشان و بی معنا کرده که به هذیان پهلو می زند. در سال های اخیر دو مجموعه از مکاتبات عارف با دوستانش با عنوانِ واحدِ نامه های عارف قزوینی (انتشارات نگاه، 1391 و انتشارات هرمس، 1396) منتشر شد. بررسی دقیق متن نامه ها با دست نوشته های عارف و یا مآخذ اصلی، افزون بر آشکار کردنِ خطاهای فراوانِ راه یافته در هر دو کتاب، حذف های مصلحت اندیشانه و ایدئولوژیک چاپ انتشارات نگاه و خطاهای چشمگیر نامه های نویافته چاپ نشر هرمس و سایر منابع را نشان می دهد.
پیوند تاریخی کُردها با فقه شافعی
منبع:
مطالعات فقه و اصول دوره دوم بهار و تابستان ۱۳۹۸ شماره ۱
191 - 209
حوزههای تخصصی:
مناطق کُردنشین و مناطق پیرامون آن از ایران گرفته تا آسیای صغیر و آناتولی(امپراتوری عثمانی سابق و ترکیه امروزی) فرازوفرودهای تاریخی و تحولات مذهبی زیادی را به خود دیده است. اگرچه بیشتر مناطق کُردنشین تا حدود زیادی در سرنوشت سیاسی و تاریخی منطقه سهیم بوده اند، ولی به لحاظ مذهبی برای قرون زیادی همچنان به مذهب فقهی شافعی پایبند مانده اند. پژوهش حاضر درصدد است تا به این مسئله پاسخ دهد که چرا بیشتر کُردها دارای مذهب شافعی هستند. به عبارتی دیگر، این پژوهش بر آن است تا به بررسی دلایل ماندگاری مذهب شافعی در میان کُردها باوجود تهدیدهای فراوان بپردازد. در این پژوهش از روش توصیفی-تحلیلی استفاده شده است. شواهد نشان می دهد که هسته اصلی مناطق کُردنشین که امروزه تقریباً به تمامی پیرو مذهب شافعی هستند از همان آغاز پیدایی مکاتب فقهی و به صورت تدریجی پناهگاهی امن برای تبلیغ و گسترش مذهب شافعی به دوراز هیاهوی سیاسی بوده است. اینکه هم دولت صفویه و هم دولت عثمانی در تغییر مذهب این مناطق ناتوان ماندند، خود به درستی گویای این مسئله است که فقه شافعی با حمایت های سیاسی و به یک باره وارد مناطق کُردنشین نشد و پیوند آن ها با این فقه عمیق تر از آن بود که به دست حکام و سلاطین از بین برود. جغرافیای صعب العبور مناطق کُردنشین و همچنین روحیات متعصبانه کُردها نیز بر پایبندی آن ها به مذهب شافعی بسیار اثرگذار بود.
متناسب سازی کیفر قوادی؛ چالش ها و راهبردها
منبع:
مطالعات فقه و اصول دوره دوم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
131 - 116
حوزههای تخصصی:
یکی از جرائم منافی عفت عمومی قوادی است که موجد آسیب های بسیار بر ساحت اجتماع است. برای مصون ماندن از خطر مرتکبین این جرم، دامنه متنوعی از پاسخ های کیفری متناسب لازم است. این مقاله با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا به دو خوانش متفاوت از اصل تناسب موسوم به تناسب مضیق و موسع میزان تناسب جرم و مجازات قوادی را ارزیابی می کند و به این نتیجه می رسد که مجازات در نظر گرفته شده متناسب با این جرم و اهداف کیفردهی آن نیست و اصلاح آن ضرورت دارد. چالش اصلی در وصول به این هدف این است که قانون گذار قوادی را در زمره جرائم حدی برشمرده است. یکی از راه های برون رفت از چالش مزبور پذیرش تعزیری بودن قوادی توسط قانون گذار با تمسک به نظریه فقهی مخالف با حدی بودن این جرم است؛ البته چنانچه قانون گذار پذیرای این نظریه فقهی نباشد، بر قاضی است که با استفاده از ظرفیت کیفرهای تکمیلی تا حدی این کیفر را متناسب نماید؛ علاوه بر این پیشنهاد می شود قانون گذار در پاسخ به گونه های تعزیری این جرم تغییراتی مانند پیش بینی جزای نقدی به موازات دیگر مجازات آن و تشدید مجازات بعضی جنبه های این جرم را به رسمیت بشناسد.
گونه شناسی ضررهای غیرمستقیم در مسوولیت قهری
منبع:
مطالعات فقه و اصول دوره دوم پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲
179 - 158
حوزههای تخصصی:
در حقوق مسئولیت مدنی ایران قاعده کلی این است که ضرر غیرمستقیم قابلبیت جبران ندارد. با وجود این امروزه حقوق مسئولیت مدرن تمایل دارد به طور استثنایی برخی از زیان های غیرمستقیم را قابل جبران بداند. از سوی دیگر محاکم ما در شناسایی مصادیق ضرر غیرمستقیم با ابهام روبرو هستند و سوال اصلی این است که مصادیق ضرر غیرمستقیم کدامند و کدام یک از این مصادیق را می توان با توسل به مبانی موجود در فقه و حقوق ایران جبران نمود. در رویه فعلی محاکم ایران عموم ضررهای غیرمستقیم را به عدم النفع ربط می دهند در حالیکه برخی از ضررهای باواسطه در نظر عرف رابطه ای قوی با فعل زیانبار دارند و جبران پذیری آنها نیز با عرف عقلای جامعه منافاتی ندارد. پژوهش حاضر با استفاده از منابع کتابخانه ای ضمن برشمردن مهمترین مصادیق ضررهای غیرمستقیم در حوزه ضمان قهری به اختصار جبران پذیری آنها را نیزامکان سنجی نموده است. شناسایی این مصادیق گام نخست برای جبران ضررهای متعارف زیاندیده و جلوگیری از توسعه بی مورد مسئولیت فاعل زیان است.
سلامت و بیماری از منظر حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
چیستی سلامت و بیماری و نسبت آن دو با یکدیگر اولین و ضروریترین مبحث نظری در فلسفه پزشکی است که هر بحث دیگری در این شاخه نظری مترتب بر آن بوده و به اختلاف زاویه های نظری و عملی بسیاری می انجامد. در میان فلاسفه و حکمای اسلامی صدرالمتألهین شیرازی همچون برخی دیگر از حکمای بزرگ اسلامی به این مسئله پرداخته است. او در مباحث خود، مواضع ابن سینا را شرح و از آنها در برابر ایرادات مستشکلین که سرآمد آنها فخر رازی است دفاع میکند. وی در اینباره بر ممشای حکمت رایج عصر خود رفته و سلامت را «حالت یا ملکه نفس که بواسطه آن افعال نفس بخوبی از مجاری مخصوص بخود صادر میشوند» تعریف کرده و بر نفسانی بودن سلامت و بیماری تأکید میکند. ملاصدرا صریحتر از ابن سینا رابطه آن دو را ملکه و عدم ملکه برشمرده است، هرچند در مسئله واسطه میان سلامت و بیماری موضع شفافی نگرفته است. با پژوهش در آثار ملاصدرا به این نتیجه رهنمون میشویم که گذشته از تصریحات وی، بر اساس مبانی حکمت متعالیه میتوان سلامت را «نحوه وجود نفس از آن حیث که در مرتبه بدن مادی و عنصری افعال خود را بدون مشکلی جاری میکند» تعریف کرد و با تأکید بر وجودی بودن سلامت و عدمی بودن بیماری و بتبع، مشکک بودن آنها، مرز و واسطه میان سلامت و بیماری را منتفی دانست و بدین ترتیب به تصویری متمایز از سلامت و بیماری دست یافت.
رویکرد تاریخی نگری محمد عابد جابری در فهم قرآن؛ لوازم و دلالت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محمد عابد جابری شخصیت نومعتزلی معاصر است که تأکید بر فهم قرآن با ارائه تفسیری نو و مناسب حال زمانه از قرآن در عین استفاده از روش های درون سنتی دارد. وی با استفاده از دستاوردهای جدید و توجه به زمینه های اجتماعی به متن قرآن پرداخته و و می کوشد تا فهم معاصر از قرآن را با نگرشی تاریخی به فهم زمان نزول قرآن پیوند دهد. در این پژوهش، دیدگاه جابری از منظر تاریخی نگری به قرآن مورد بررسی قرار گرفته و به تناسب از بافت عصر نزول و ترتیب نزول قرآن سخن به میان رفته است. جابری با تمایز مسئله تاریخی نگری خود قرآن و نقش تاریخی نگری در فهم آیات، از طریق اعتماد به بررسی فضا و ترتیب نزول به دنبال شناخت مخاطب آیات و درک اهداف بیان قرآن است تا نوعی روش شناسی را برای عصری کردن تفسیر، به معنای فهم همزمان قرآن معاصر با خود، و قرآن معاصر با ما فراهم سازد.
بررسی و نقد سلب آزادی افراد تا زمان ادای دیون مالی در دعاوی مطالبه مهریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و حقوق خانواده سال ۲۴ پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۷۱
127 - 150
حوزههای تخصصی:
فلسفه مهریه اظهار علاقه مرد به زن برای شروع خوشبختی هاست. به محض وقوع عقد، زن مالک مهریه شده و عندالمطالبه باید این دین را مرد پرداخت نماید. سیطره تصورات غلط، چشم و هم چشمی مهریه های فرا نجومی به بار آورده است. نداشتن مهارت کافی در حل معارضات خانوادگی و پایین بودن تاب آوری دختران جوان و والدین و مراجعه سریع به دادگاه ها جهت تحت فشار قراردادن همسر با طرح مطالبه مهریه، آسیب های فراوانی به بار آورده است. از آن جایی که قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی در جهت رسیدن افراد به مطالبات خود از پشتوانه سلب آزادی استفاده کرده؛ این قانون دستاویز دعاوی خانوادگی گشته است. این مقاله به روش تحلیلی و توصیفی از بعد فقهی و حقوقی به نقد سلب آزادی زوج در دعاوی مهریه پرداخته است. به نظر می رسد انحصار سلب آزادی به موارد عدم تأدیه عمدی مهریه با وجود تمکن مالی قابل دفاع بوده در بقیه موارد تلاش برای حل معضل اصلی خانواده با مراجعه به مشاور، و تقسیط و تمهیل در ادای دین به جای سلب آزادی شوهر بهتر می توان به اهداف زندگی و ازدواج نائل آمده و قدمی در مسیر کاهش آمار طلاق و زندانیان برداشته شود.
قرآن و زوجیت فراگیر مخلوقات(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در پاره ای از آیات و روایات، از زوج بودن آفریده ها سخن به میان آمده است. آیا این گزاره با یافته های علم بشری سازگار است؟ این دو سؤالی است که در این نوشتار پی گرفته می شود. گرچه اندیشمندان و مفسرین جسته و گریخته به این مقوله پرداخته اند، بررسی جامعی در این زمینه صورت نیافته است. درباره معنا و مقصود از زوجیت، دست کم می توان چهار احتمال را مطرح کرد: جفت مکمل، مثل یا ضد داشتن یا مرکب بودن. مقاله پیش رو با رویکردی تحلیلی توصیفی، نشان می دهد هر یک از این معانی، علاوه بر اینکه با لغت سازگارند، با ادله نقلی تطابق نسبی دارند و می توانند مقصود ادله باشند. همچنین این معانی با دستاوردهای علم و عقل بشر نیز همسویند. علاوه بر چهار احتمال یادشده، احتمال اراده جمیع این معانی به نحو استعمال لفظ در بیش از یک معنا و همچنین احتمال اراده معنای جامع بین چهار معنای یادشده نیز وجود دارد و قابل پذیرش است.
سفالینه ها عناصری برای اجتماعی کردن عرفان صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات عرفانی پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۳۰
5-18
حوزههای تخصصی:
عرفان در شعر سبک هندی نمودهای متفاوتی دارد؛ از طرفی عرفان بیدل دهلوی را داریم که عمیق و رازآمیز است و از طرفی عرفان صائب را که به درک و دریافت عامه مردم نزدیک شده است و جنبه اجتماعی دارد. صائب نیز همانند دیگر شاعران این سبک از مشهودات و محسوسات پدیده های عالم هستی برای بیان اندیشه های خود سود می برد و از هر عنصر مضمون سازی که به تقویت ساختار ادبی و بلاغی شعرش کمک کند، مدد می جوید. سفالینه ها از محسوسات قابل دسترس زندگی عامه مردم عصر صائب است. صائب با دست مایه قرار دادن انواع سفالینه ها و به یاری مشاهدات اجتماعی و تجربیات شخصی، آموزه های عرفانی را به مردم عادی کوچه و بازار ارائه و از این رهگذر به اجتماعی کردن عرفان در جامعه کمک کرده است. یافته های این تحقیق که از شیوه ساختارگرایی کمک گرفته است، نشان می دهد صائب با ایجاد ساختاری قابل معنی میان ظروف سفالی و مایعات و اصطلاحات عرفانی به اجتماعی کردن و در نتیجه فهم و درک عامه از عرفان کمک کرده است.
بررسی نظریه مشهور در شهادت بر شهادت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های فقه مدنی پاییز و زمستان ۱۳۹۸ شماره ۲۰
153 - 178
حوزههای تخصصی:
شاهد یا خود مستقیم گواه واقعه بوده و بر آن شهادت می دهد و یا به واسطه شاهد واقعه از آن رخداد اطلاع یافته و بر شهادت او گواهی می دهد. کسی که خودش گواه واقعه بوده است و بر آن شهادت می دهد، شهادتش شهادت اصل و خود وی شاهد اصل و کسی که بر شهادت او نزد حاکم شهادت می دهد، شهادتش شهادت فرع و خود او شاهد فرع نامیده می شود. از آنجا که حضور شاهد اصلی در بسیاری از موارد متعذر می گردد، تبیین و تنقیح این بحث ضروری است. بسیاری از فقیهان، شهادت بر شهادت را با رعایت هفت شرط به عنوان دلیل اثبات دعوی پذیرفته اند که به اشتراط برخی تصریح کرده و برخی را در ضمن عباراتشان بیان کرده اند. اما از نگاه این تحقیق، دلیل قانع کننده ای برای اشتراط شرط اول، دوم، پنجم، ششم و هفتم، از سوی فقها ارائه نشده است؛ از این رو این شروط قابل نقد است و غیر لازم به نظر می رسد. همچنین ادله مشهور در رابطه با اثبات عدم مقبولیت شهادت بر شهادتِ شهود فرع که اصطلاحاً به آن شهادت ثالثه می گویند نیز نارسا و قاصر است و اعتبار شهادت سوم قابل دفاع می باشد.
بررسی تطبیقی عناوین حقوق فرزندان در قرآن کریم و عهدین
حوزههای تخصصی:
معارف مشترک در ادیان الهی، نشان دهنده منشأ مشترک است.یکی از موضوعاتِ دارای گزاره های مشابه در ادیان ابراهیمی، «حقوق فرزندان» است. بررسی اجمالی این حوزه به صورت تطبیقی از سویی اهمیت موضوع را در ادیان الهی روشن کرده و نشان می دهد که آینده سازان جوامع، چه جایگاهی در کتاب های آسمانی دارند و از سوی دیگر، میزان کمال و جامعیت اسلام را روشن می سازد. پژوهش پیش رو عناوین حقوق فرزندان را در قرآن و عهدین بررسی کرده است. در این بررسی، نگاه قرآن کریم به «فرزند» مطرح شده و سپس سرفصل های حقوق فرزندان در قرآن و عهدین فهرست می شود.
بررسی انواع هدایت در قران کریم
منبع:
پژوهش و مطالعات علوم اسلامی سال اول بهمن ۱۳۹۸ شماره ۷
113-107
حوزههای تخصصی:
اصلی ترین حقیقتی که به موازات جریان آفرینش تحقق داشته و پدیده های هستی را مرتبط با مبدأ و منتهای عالم، جهت دار و سامان یافته نموده، حقیقت هدایت است. هدایت فروغ و روشنایی درونی پدیده هاست، که در سایه ی آن موجودات، در مسیر صحیح قرار گرفته، برای حرکت به سوی سعادت حقیقی سعی می نماید، این مقاله، پژوهشی توصیفی- تحلیلی است که ضمن بررسی مفهوم هدایت، به بررسی انواع هدایت، در دستگاه خاص قران می پردازد. از مهم ترین نتایج این پژوهش این است که "هدایت"، به معنای راهنمایی از روی لطف و خیر خواهی که منجربه رسیدن به مطلوب و هدف شود، می باشد به استناد قرآن کریم، هدایت خداوند متعال، در چهار نوع هدایت تکوینی عمومی،هدایت تکوینی انسان ها،هدایت پاداشی ،هدایت تشریعی منحصر می شود.
قرائت های مختلف از حیات جسمانی عیسی(ع) در قرآن و عهد جدید
حوزههای تخصصی:
کیفیت حیات حضرت عیسی(ع) همواره یکی از بحثبرانگیزترین مباحث حتی در میان مسیحیان است. در این مقاله ابتدا با تحلیل اسنادی و مبتنی بر نصوص اولیه مسیحی، به دستهبندی سه دیدگاه قابل استخراج از این نصوص درباره سرشت الوهی یا طبیعی عیسی(ع) پرداختهایم و سپس این موضوع را از دیدگاه قرآنی بررسی کردهایم. سه دیدگاه سرشت الهی، سرشت الهی انسانی و سرشت انسانی و طبیعی عیسی(ع) در نصوص مسیحی و نیز سرشت غیرالوهی عیسی(ع) دیدگاههابی هستند که در اندیشهقرآنی بررسی شدهاند در ادامه، با تحلیلی فلسفی و کلامی به پارادوکسها و برخی دشواریهای نظری و کلامی پیشِ روی برخی دیدگاههای مسیحی در حوزههایی نظیر «پرستش»، «وحدت ذات خداوند»، مسئله هدایت و نیز مسئله فهمپذیری فعل خداوند پرداختهایم. در این میان به مسئله «هدایت» بهعنوان یکی از کلیدیترین اهداف نبوت توجه شده است؛ اینکه تجانس زیستی نبی با جامعه مخاطبان وی، اساساً هدایت را ممکن میسازد و سپس در دل این امکان، احتمال تحقق اهداف نبوت و اقبال به نبی، تحقق هدایت را افزایش میدهد؛ تجانسی که از قرآن کریم و در باب پیامبر اسلام(ص) و انبیای سلف از جمله عیسی(ع) نیز قابل استخراج است و بر این اساس، دعوت انبیا از دید قرآن با اقبال مواجه بوده است؛ اما برخی دیدگاههای مسیحی که تمام یا وجهی از سرشت عیسی(ع) را الوهی میدانند، بهلحاظ نظری و کلامی، تحقق تدریجی رستگاری و مفهوم «هدایت» در طول تاریخ، نقش اراده انسانی مؤمنان در تحقق این امر و نیز توفیق انبیا در این امر را با چالش مواجه میسازند؛ رویکرد قرآنی با این چالش مواجه نیست.