فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۸۱٬۲۴۸ مورد.
منبع:
آموزه های فقه مدنی دوره ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۱
119 - 148
حوزههای تخصصی:
مشارکت کاهنده، عقد شرکتی است که طی شرطی ضمن عقد، شرکا را ملزم به خریدوفروشِ تدریجی سهام می نماید. به دلیل عدم درک صحیح از این نوع عقد مشارکت، چند شبهه فقهی به ویژه از سوی فقهای اهل سنت معاصر متوجه این عملیات تجاری گردیده که عبارت اند از: شبهه وقوع دو عقد در یک عقد، شبهه غرری بودن، شبهه معامله کالی به کالی، شبهه قرض ربوی و استفاده از حیل ربا، مخالفت با تنجیز عقد و شباهت به بیع عینه. این پژوهش ضمن بررسی مختصر ماهیت مشارکت کاهنده، به بررسی و پاسخِ شبهات مذکور پرداخته و به طور خلاصه اساسِ ردِ این شبهات را در توجه به سه عنصرِ دخیل در مشارکت کاهنده می داند، که عبارتند از: 1.شناساییِ شرطِ مندرج ضمن این عقد به عنوان یک تعهد به انجام بیع نه تحقق بیع؛ 2.توجه به عدم تضمین سود و اصل سرمایه در این معامله از سوی هیچ کدام از شرکا؛ 3.علم شرکا به احتمال وقوع سود و زیان در این نوع از مشارکت. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تحلیلی و مطالعه اسناد کتابخانه ای به بررسی این شبهات فقهی و حل و رفع تفصیلی آن ها پرداخته و در نهایت، هیچ کدام از شبهاتِ مطرح شده به این عقد را وارد نمی داند.
تحلیل انتقادی رویکردهای مبتنی بر دانش انسانی به اختلالات رفتاری و تبیین دیدگاه قرآن در این باره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
67 - 95
حوزههای تخصصی:
اختلالات رفتاری به معنای رفتار انحرافی حاد است که کنش های پژمرده گونه یا یورش آمیز را شکل می دهد. این رفتارها، مورد پسند اطرافیان و مخاطبان نیستند، ولی کنشگر از آن ها احساس رضایت می نماید. این پژوهش به روش اکتشافی- تحلیلی، به دنبال ایجاد ارتباط معرفتی بین داده های استقرایی علوم انسانی و داده های تفسیری قرآنی می باشد. در گام نخست این جستار در مورد سرمنشأ پیدایش این اختلالات، چهار رویکرد ذیل، با عنوان عمومی رویکردهای مبتنی بر دانش انسانی، تبیین شده است: بیولوژیکی، روان تحلیل گری، رفتاری و انسان گرایی. پس از تبیین و نقد این دیدگاه ها، به تبیین نظریه قرآن بنیان اسلامی درباره بسترها و مناشی این اختلالات پرداخته شده است. دستاورد نوشتار آن است که هر یک از رویکردهای چهارگانه پیش گفته بیانگر بخشی از سرچشمه های اختلالات رفتاری اند، اما به گونه ای فراگیر قابل استدلال نیستند. در رهاورد قرآنی، بنیادی ترین مایه ایجاد اختلالات رفتاری، خدا فراموشی است. پیامد این غفلت، به فراموشی سپردن گوهر ارزشمند وجود آدمی و اهداف اصلی آفرینش است که نتیجه اش ایجاد ناهنجاری های رفتاری است. هدف از این تحقیق ارائه رویکردی مستدل، جامع و قرآنی، برای محققان علوم رفتاری به منظور شناسایی و تبیین عوامل و زمینه های این اختلالات در نظام عملکرد آدمی است تا بابی جدید در این عرصه برای ایشان باز شود.
معنا و ابعاد اخلاقیِ سپاسگزاری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۷)
5 - 26
حوزههای تخصصی:
سپاسگزاری را به عنوان یک احساس اخلاقی تعریف می کنند زیرا عمدتاً این احساس، محرک و نیز ناشی از رفتاری است که نشانگر دغدغه و و نگرانی از بهروزی و رفاه حال دیگری باشد. از همین روی سپاسگزاری به عنوان یک احساس اخلاقی در شمار احساسات دگرستایشگرانه قرار می گیرد. با اینکه تعریف سپاسگزاری و تحلیل آن در نگاه نخست بسیار ساده به نظر می رسد اما در نوشتار پیش رو چهار چالش اساسی بر سر راه تعریف رایج از آن مطرح و مورد واکاوی قرار گرفته است. این چهار چالش، حول مسئله دیگری، اراده، خیرخواهی و سودرسانی می چرخد. اینکه محرک احساس سپاسگزاری الزاماً باید پاسخی به رفتارهای تطوّعی و فراتز وظیفه باشد یا خیر، در همین راستا مورد بحث قرار گرفته است. ادبیات بحث سپاسگزاری بر مبنای دو رهیافت سپاسگزاری دوجزئی و سپاسگزاری سه جزئی شکل گرفته است. ما گاهی خویشتن را در برابر خدا یا هستی یا طبیعت یا یک اندیشه یا مفهوم انتزاعی دیده و خود را ملزم به سپاسگزاری می بینیم. به تازگی و گاهی اوقات این پدیده سپاسگزاری وجودی نامیده می شود. یعنی سپاس از زندگی یا وجود به مثابه یک کل، در مقابل سپاسگزاری از یک فایده مشخص یا فردی خاص.
واکاوی آموزه های عرفانی و اعتقادی در آثار حکیم نزاری قهستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
287 - 306
حوزههای تخصصی:
حکیم نزاری قهستانی از جمله شاعران بلندآوازه در قهستان است که در قرن هفتم و هشتم از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده است. نزاری با توجه به زمینه های زندگی شخصی خود و اوضاع نابسامان جامعه خویش، افکار و اندیشه های خود را در قالب غزلیات، قصیده و رباعیات در اختیار مخاطبان قرارداده است. این مقاله نیز به واکاوی آموزه های عرفانی و اعتقادی در آثار حکیم نزاری می پردازد و مسائلی چون اخلاص، خداوند، حضرت محمد(ص)، امامت، قیامت و غیره را بررسی-می کند. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی - تحلیلی و اسنادی - کتابخانه ای است. بدین گونه که ابتدا کتب، پایان نامه و مقالاتی که در باب زندگی و افکار حکیم نزاری را بررسی و بعد از مطالعه این موارد، فیش برداری از نکات و مفاهیم لازم انجام شد. در مرحله بعدی به صورت خاص آثار مرتبط با آموزه های عرفانی و اعتقادی مورد بررسی قرارگرفت. یافته های تحقیق حاکی از آن است که نزاری در اشعار خود به مقوله های مختلف عرفانی و اعتقادی توجه ویژه ای داشته است. از جمله یکی از مهم ترین مضامین اعتقادی که نزاری از آن در غزلیاتش استفاده کرده، اعتقاد به خداوند متعال است. کلیدواژه ها: حکیم نزاری، آموزه ها، عرفانی، اعتقادی، شیعه نگری، قهستان.
ابن مقفّع
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
205 - 213
حوزههای تخصصی:
این نوشته ترجمهٔ مدخل «ابن مقفّع» در تحریر دوم دایره المعارف اسلام و مروری است بر نوشته های معتبر او و تأثیر او در ادب عربی. بیشترین بحث نویسنده دربارهٔ کلیله و دمنه ، ادب کبیر و رساله فی الصحابه است. در بخش منابع، از مهم ترین تحقیقات دربارهٔ ابن مقفع و نوشته های او یاد شده است.
تحلیل اهداف سیاست های کلی نظام و توصیه های سیاستی با بهره گیری از دیدگاه حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوه نامه فقه و علوم اسلامی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۲
27 - 50
حوزههای تخصصی:
درک و شناسایی دقیق اهداف سیاست های کلی نظام، یکی از مهم ترین گام های تحلیل سیاست کلی است. درصورت درک درست هدف یا اهداف سیاست کلی توسط سیاست گذار در زمان تدوین سیاست، سیاست کلی در اجرا کمتر دچار مشکل خواهد شد. پرسش اصلی تحقیق، این است که منظور از تعیین سیاست کلی چیست؟ در این مقاله که با بهره گیری از رهنمودهای آیت الله خامنه ای، توصیف اهداف سیاست کلی (ضمنی و مصرح) در 37 عنوان سیاست کلی ابلاغ شده توسط معظم له با روش توصیفی- استنباطی انجام شد، این نتیجه حاصل گردید که تکرار و تعارض بین اهداف وجود دارد و از سوی دیگر، با توجه به تعدد اهداف در سیاست های کلی، بازنگری در اهداف سیاست های کلی بر پایه: 1- باید و نبایدهای سیاست، 2- ارتباط منطقی و انسجام سیاست ها با یکدیگر و 3- با عنایت به سیر تحولات پُرسرعت و نیاز به به روزرسانی اهداف سیاست های کلی؛ ضروری قلمداد می شود.
بررسی اثر بخشی روش های نوین تدریس عربی در آموزش مهارت های 4 گانه زبانی در مدارس
حوزههای تخصصی:
نظر به گسترش و توسعه روش های تدریس در حوزه آموزش زبان در مؤسسات و نهادهای آموزشی ولزوم کاربست این شیوه ها در نهادهای آموزشی دولتی، بروزرسانی شیوه های تدریس مهارتهای زبانی از ضروری ترین نیازها در این خصوص قلمداد می شود. شرایط فعلی حاکم بر این امر در آموزش و پرورش و ناکارآمدی شیوه های سنتی و بویژه نگاه یکجانبه و عدم استفاده از ابزارهای نوین آموزشی در زمینه آموزش زبان هم این فرایند را با اخلال جدی در نظام آموزشی روبرو کرده و هم زمان و هزینه های زیادی را از حاکمیت صرف و بی نتیجه هدر داده است.در این پژوهش بصورت میدانی در پی تحلیل وضع موجود در آموزش زبان عربی در کتب درسی و مقایسه آن با آموزش مهارت های چهارگانه زبانی با استفاده از منابع روزآمد هستیم. نتایج حاکی از آن است که کاربست تکنولوژی های جدید آموزشی تاثیری شگرف در تغییر وضع موجود داشته است و به ترتیب مهارت های خواندن، صحبت کردن، شنیدن و نوشتن در شیوه جدید آموزشی بیشترین تغییر را داشته اند.
تحلیل رابطه ی ابتنایی-تلازمیِ «اصالت وجود» و «حرکت جوهری» از منظر علامه طباطبایی و شاگردان ایشان(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
141 - 166
حوزههای تخصصی:
طرح و اثبات «اصالت وجود» در حکمت متعالیه حاوی آثار متعددی است. ملاصدرا بسیاری از این آثار را استخراج و به آن ها تصریح نموده لکن استخراج پاره ای از این آثار و تبیین روابط آن ها بر عهده پیروان مکتبش بوده است. کشف ارتباط بین برخی از این آثار با «اصالت وجود» وظیفه ایست که علامه طباطبایی و شاگردان ایشان به خوبی از عهده آن بر آمده اند. «حرکت جوهری» از جمله مسائلی است که در کلام صدرا و پیروان او مفصلا ایضاح گشته است؛ لکن ابعاد ارتباط و سازگاری آن با «اصالت وجود» در بابی مستقل مورد بررسی واقع نشده است. این پژوهش با بهره گیری از تصریحات و تلویحات علامه طباطبایی و شاگردان او، به دنبال تصویرسازی روشنی از ارتباط مبنایی بین «حرکت جوهری» و «اصالت وجود» می باشد. ابتدا در برهان خلفی بر «اصالت وجود» نشان خواهیم داد که تنها با چنین فرضی است که تصویر صدرایی از حرکت در جوهر توجیه پذیر است. سپس به چرایی ادبیات ماهویِ نهفته در «حرکت جوهری» می پردازیم و اصطلاح «اشتداد وجودی» را اَنسب به حکمت متعالیه می دانیم. آنگاه با طرح شواهدی، از ناسازگاری حرکت و اشتداد با «اصالت ماهیت» پرده برداشته ایم. در نهایت، با بررسی وجوه سازگاری «اصالت وجود» با «اشتداد وجود» و «حرکت جوهری»، ابتنا و تلازم مابین آن ها را نتیجه خواهیم گرفت. پژوهش حاضر -با نظر به اقتضائات فلسفه به عنوان موضوعِ کلی اش- با گردآوری کتابخانه ایِ اطلاعات از منابع و اسناد نوشتاری، به پردازش آن ها از روشی تحلیلی-توصیفی پرداخته است.
تأثیر عوامل سیاسی بر کاهش ارزش پول ایران در سده دوازدهم هجری قمری(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
248 - 223
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهمّ اقتصادی قرن دوازدهم هجری قمری، کاهش ارزش پول ایران بوده است. هدف این پژوهش، بررسی عوامل سیاسی مؤثر بر روند کاهش ارزش پولی ایران در سده دوازدهم هجری قمری است که با روش وصفی- تبیینی صورت گرفته است. در این نوشتار، با بررسی متغیر سیاست به عنوان متغیر مستقل و اقتصاد به عنوان متغیر وابسته، میزان تأثیرپذیری این دو بر یکدیگر ارزیابی شده تا نقش عوامل سیاسی در کاهش ارزش پول ایران در این دوره روشن گردد. به همین منظور، ضمن بررسی تحولات پولی ایران در قرن دوازدهم قمری، نقش عوامل سیاسی مؤثر بر کاهش ارزش پول ایران در طول حاکمیت افاغنه (1135-1142ق)، افشاریه (1148-1210ق) و زندیه (1173-1209ق) تشریح و تبیین شده است. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که سده دوازدهم هجری، هم زمان با برافتادن صفویه تا روی کار آمدن قاجاریه، از وجوه گوناگون در تاریخ ایران دارای اهمیت است؛ زیرا نشان دهنده دوران ناتوانی و انحطاط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران بوده است. در این دوره، در نتیجه وقوع شورش ها، جنگ های متمادی داخلی و خارجی و خط مشی سردمداران قدرت، هزینه های سنگین اقتصادی و اجتماعی زیادی بر کشور تحمیل گردید و سبب بحرانی شدن اوضاع اقتصادی کشور شد. نبود ثبات و امنیت سیاسی، پیدایش مراکز متعدد قدرت، اخذ مالیات های سنگین، ناامنی راه ها، قتل و غارت و کاهش جمعیت فعال کشور، به رکود و انحطاط اقتصادی و توقف تولید و تجارت داخلی و خارجی و اختلال در نظام پولی و تولیدی و کاهش هرچه بیشتر ارزش پول منجر شد. یکی دیگر از تأثیرات منفیِ متأثر از سیاست های غلط داخلی و خارجی، کمبود فلز پول بود که بر اثر آن، حاکمیت مجبور شد برای تأمین هزینه ها، میزان عیار و وزن مسکوکات را کاهش دهد. بیشتر حکومت هایی که در تنگنای مالی قرار می گرفتند و به پول احتیاج داشتند، با این روش می توانستند مشکلات اقتصادی خود را حل کنند؛ اما تنزل عیار که نشان دهنده کاهش ارزش پول در این دوره بود، باعث افزایش بی رویه قیمت ها و تورم فراگیر شد. از این رو، در تعیین ارزش داخلی پول، سطح عمومی قیمت ها را باید در نظر گرفت؛ بدین معنا که اگر قیمت ها بالا رود، ارزش پول پایین می آید و اگر قیمت ها تنزل کند، ارزش پول بالا می رود. بر پایه آنچه گفته شد، مهم ترین علل کاهش ارزش پولی ایران در این قرن، با تأکید بر نقش عوامل سیاسی، عبارت اند از ضعیف شدن بنیه اقتصادی کشور در پی بی ثباتی سیاسی ناشی از بروز جنگ های زیاد داخلی و خارجی و تنزل عیار مسکوکات پول توسط حاکمیت مرکزی.
رویکرد باستانی پاریزی به دانش تاریخ نگاری نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علم و تمدن در اسلام سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۳
182 - 206
حوزههای تخصصی:
محمد ابراهیم باستانی پاریزی از نویسندگان و محققین پرکار و صاحب سبک در تاریخ نگاری ایران می باشد که توانست از تلفیق تاریخ با روایت داستانی، جذابیت خاصی به علاقمندان مطالعه کتب تاریخی بدهد. سبک تاریخ نگاری باستانی پاریزی در مقایسه با نویسندگان دانشگاهی متمایز و خاص است. او با تلفیق تاریخ، ادبیات و روایت داستانی، توانست توجه افراد زیادی از طبقات مختلف جامعه را به مطالعه کتب و آثار تاریخی جلب نماید. باستانی پاریزی در پی جذاب نمودن تاریخ بود، بدون اینکه آن را تا سطح نازلی مانند رُمان تاریخی یا وقایع نگاری پایین بیاورد. لذا مسأله اصلی تحقیق این است، رویکرد باستانی پاریزی به دانش تاریخ نگاری نوین چگونه بوده است؟ در پژوهش حاضر سعی می شود، رویکردهای باستانی پاریزی به دانش تاریخ نگاری نوین که در نوشتار محققین قبلی کمتر به آن توجه شده است، با روش توصیفی و تحلیلی تبیین گردد. یافته های تحقیق، بیانگر این مسأله است که باستانی پاریزی تحلیل های عمیق و نکته های دقیقی از وقایع ساده تاریخی استخراج می کرد و آنها را در سطح کلی برای استفاده حال و آینده عموم جامعه تعمیم می داد. وی در تاریخ نگاری خود، به دنبال راه حلی برای پاسخ به پرسش های مخاطبان خود و فراهم نمودن فضای مناسب اخلاقی برای جامعه معاصرش بود. لذا منش تاریخ نگاری باستانی پاریزی، از روش خاص تاریخ نگاری او برجسته تر بوده است.
بررسی میزان تحقق اهداف آموزش زبان عربی در مدارس ایرانی از نظر متخصصان با تمرکز بر محتوای کتاب های درسی
حوزههای تخصصی:
اهداف آموزشی مهم ترین ارکان نگارش کتاب های آموزشی هستند و محتوای آموزشی برای رسیدن به این اهداف نوشته می شود. از مهم ترین اهداف آموزشی کتاب های درسی عربی فهم قرآن و متون دینی ساده است. با توجه به اینکه بیش از 7 سال از نگارش کتاب های عربی جدید التالیف گذشته است، پژوهشی در خصوص بررسی میزان موفقیت این کتاب ها در تحقق اهداف آموزش زبان عربی در مدارس ضروری است. در این پژوهش می کوشیم با روش پیمایشی و ابزار مصاحبه به بررسی کتاب های درسی عربی بپردازیم تا به میزان تناسب محتوای آموزشی عربی با اهداف آموزشی و میزان تحقق اهداف آن پی ببریم. گردآوری اطلاعات با مصاحبه کاملا ساختار یافته انجام شده است. جامعه پژوهش شامل استادان زبان و ادبیات عربی بوده و نمونه گیری به صورت هدفمند شامل ده متخصص زبان عربی آشنا با کتب درسی عربی جدید التالیف انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد 63 درصد افراد تناسب محتوای آموزشی عربی با اهداف آموزشی مندرج در برنامه درسی عربی را «ضعیف» و 52 درصد افراد میزان موفقیت محتوا در دستیابی به اهداف درسی را «کم» ارزیابی کرده اند. بخشی از عوامل این عدم موفقیت مربوط به محتوا و بخش دیگر مربوط به عوامل خارجی موثر در تدریس است.
حکایت زنگی بسکردی و اجازت نامه و سفارش نامه نجم الدین کبری در حق وی
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
153 - 163
حوزههای تخصصی:
یکی از مریدان حلقه صوفیانه نجم الدین کبری (م. 618 ق) فردی با نام زنگی بسکردی بوده که نخستین بار علاء الدوله سمنانی (م. 736 ق) حکایتی از وی یاد کرده است. در این حکایت زنگی در برابر مجدالدین بغدادی (م. 606 ق) قرار می گیرد و هنگام سماع صدمه ای به صورت مجدالدین می زند. این حکایت نشان از تفاوت های فراوان میان مریدان دارد و از دشمنایگی پنهان و ناخودآگاه میان ایشان پرده برمی دارد. از زنگی بسکردی اطلاع دیگری در دست نیست، جز دو اجازت نامه و سفارش نامه از نجم الدین کبری درباره وی که در یکی از کهن ترین دستنویس های متون مشایخ کبروی موجود است و در این مقاله متن مصحح آن عرضه می شود. متن اجازت نامه از جایگاه عرفانی زنگی نزد نجم الدین کبری حکایت دارد که دستوریِ تربیت مریدان را به وی می دهد. نجم الدین در سفارش نامه اش به مردم جوین سفارش می کند که زنگی را به خانقاه ها راه دهند تا بتواند خدمتگزاری از خادمان آن اماکن باشد.
پژوهشی در قاعده اولویت تعیین بر تخییر (ماهیت، اقوال و مستندات)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۴۰
61 - 84
حوزههای تخصصی:
دوران امر بین تعیین و تخییر که برخی با عنوانِ قاعده از آن یاد کرده اند، از مباحثی است که گرچه پراکنده، ولی به طور گسترده در فقه و اصول مجال طرح یافته و در ابواب گوناگون، مصادیقی برای آن ذکر شده است. اختلافِ ِنظر علما بر سرِ این است که درصورت شک در تعیینی یا تخییری بودن حکمی، آیا بایستی جانب تعیین را گرفت یا تخییر را؟ و به تَبَع، هریک از دونظر ثمرات متفاوتی در پِی می آورد. مشهور فقها با تکیه بر ادله ای چون حکم عقل و احتیاط به تعیین گراییده و گروهی دیگر تخییر را با استناد به ادله ای چون تسهیل بر مکلفان و آیات دلیل بر برائت، ترجیح داده اند و برخی نیز دراین باره تفاصیلی را ذکر کرده اند. این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی به تبیین و تحلیل اقوال و ادله پرداخته و به این نتیجه دست یافته که به رغمِ اینکه دیدگاه تعیین نزد فقها مشهور است، اما در بسیاری از موارد قول به تفصیل راه بهتری را فرا روی مکلفان می گشاید. این نتیجه نیز ضمناً به دست آمده که این قاعده هم می تواند قاعده ای فقهی محسوب شود و هم اصولی، ولی به نظر می رسد اصولی بودن آن قوی تر باشد.
مزیّت سنجی «رویکرد اجتهادی» به مثابه روش تحقیق در اخلاق اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۷)
27 - 48
حوزههای تخصصی:
به کارگیری «روش اجتهادی» در دانش اخلاق در قالب های متعددی از سوی پژوهشگران پیشنهاد شده است، اما به دلیل ناشناخته بودن یا تشکیک در کارایی این روش علمی در اخلاق، این روش هنوز به رویکرد غالب در این دانش تبدیل نشده است. هدف این تحقیق، شناسایی ظرفیت و مزیت های روش اجتهادی در اخلاق اسلامی برای «نظریه پردازی» و «مدیریت دانش» (به عنوان یکی از سیاست های کلی ابلاغی مقام معظم رهبری مد ظله العالی) است. پس از تبیین چیستی «اخلاق» و «روش اجتهادی در اخلاق»، با بهره گیری از روش توصیفی و استنباطی، مشخص شد که روش اجتهادی در اخلاق، «هم آهنگ با قرآن و سنت»، «جامع نگر و عمیق»، «معتبر و دارای حجیّت شرعی»، «سازگار با فقه و حقوق»، «اصیل و منعطف»، «دارای ظرفیت حل تعارض»، «عقل محور»، «تعیین کننده در مطالعات بنیادین» و «ارتقادهنده اخلاق با معیارهای الهی» است. از یافته های تحقیق این نتیجه به دست آمد که «روش اجتهادی در اخلاق اسلامی» می تواند به عنوان «روش معیار» در مطالعات اخلاق اسلامی مورد توجه قرار گیرد و ایده مدیریت کلان دانش را از مسیر مدیریت روش آن میسّر سازد.
The Capacity of Imām Riḍā’s (PBUH) Teachings in Encountering Secular Theories of Justice
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
33 - 52
حوزههای تخصصی:
Due to the long-standing nature of the discourse surrounding it, the definition of justice has evolved within a wide range of theories that attempt to define it. Each theory in the intellectual history of humankind that has sought to define justice has done so based on its foundational commitments. Consequently, the definition of justice is intrinsically linked to the theoretical framework from which it emerges. This article seeks to review several liberal theories of justice—particularly those of Hume, Kant, and Adam Smith—and to demonstrate that, despite their internal variations, these theories are characterized by a secular orientation. The central question this article addresses is whether Imām Riḍā's (PBUH) teachings offer any response to the secular foundations underpinning these theories. In the findings section, drawing on the dialogue between ʿAllāma Ṭabāṭabāʾī and Henry Corbin, the paper argues that secularism, by emphasizing anthropomorphic theology (tashbīh) and rejecting transcendent theology (tanzīh) along with the metaphysical dimension of divinity, has enabled the secular and worldly interpretation of various dimensions of human life—including justice. In the final section and conclusion, the focus turns to the link between Imamate and justice, highlighting the potential of the Razavi hadiths to critique secular theories of justice.
تبیین حدوث و قدم بالحقیقة و المجاز با تکیه بر آراء صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
209 - 232
حوزههای تخصصی:
حدوث و قدم معانی متعددی دارد که هر کدام با یکی از اقسام تقدم و تأخر گره خورده است. ملاصدرا علاوه بر اقسام شش گانه ای که قدما بیان کرده اند، دو قسم تقدم و تأخر بالحقّ و تقدم و تأخر بالحقیقه و المجاز را اضافه کرده است. با توجه به قسم اول، خود او، قسم جدیدی از حدوث و قدم را تحت عنوان حدوث و قدم بالحقّ توضیح داده است. حال سؤال این است که آیا بر اساس تقدم و تأخر بالحقیقه و المجاز به قسم دیگری از حدوث و قدم می توان رسید یا خیر؟ با توجه به مبانی خود ایشان و همچنین اشاراتی که در برخی مباحث دارد، نه تنها حدوث و قدم بالحقیقه و المجاز اثبات می شود بلکه می توان ادعا کرد که دیدگاه نهایی ملاصدرا نیز همین است. در این نگاه، قدیم، حق تعالی است که حقیقت و مصداق بالذات وجود است و عدم برای او محال است. اما حادث، تمام ماسوی الله است که فی نفسه عدم است و به حیثیت تقییدیه شأنیه وجود حق، تحقّق دارد؛ یعنی بالعرض و المجاز متصف به موجودیت می شود. از جمله آثار این نگاه، وحدت اطلاقی خداوند؛ وحدت حقه حقیقیه حق؛ احاطه قیومی خداوند بر ماسوی؛ و معیت حق با خلق است. از آنجا که بر اساس فحص نگارنده، نه در کتب فلسفی چنین عنوانی ذکر شده و نه مقاله یا پایان نامه ای در این زمینه نوشته شده است؛ این نوشتار در تلاش است تا با روش تحلیلی و توصیفی و با تکیه بر آراء صدرالمتألهین، به تبیین حدوث و قدم بالحقیقه و المجاز بپردازد.
«طلاق زن آبستن بیش از یک بار در ترازوی داوری»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۴۰
109 - 133
حوزههای تخصصی:
طلاقِ زن باردار به اجماع فقیهان فی الجمله جایز است، اما در کیفیت و تعداد آن اختلاف بسیاری وجود دارد. در این خصوص چهار دیدگاه اصلی و شماری از دیدگاه های فرعی نزد فقیهان امامیه مطرح شده است. دلیل اصلی اختلاف آرا، روایات مختلفی است که افزون بر سطوحِ مختلف صحت و وثوق، دارای مفاد متفاوتی نیز هستند. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی به سامان رسیده، دیدگاه برگزیده تفصیل در مسئله است؛ به این صورت که اگر زوج با قصد طلاقِ دوباره به زن رجوع کرده باشد، حق طلاق دوم و سوم را پیش از سپری شدنِ عدّه حمل ندارد ولی اگر با قصد امساک رجوع کرده و سپس دچار تبدل رأی گردد می تواند او را دوباره طلاق دهد. دلیل این نظر، عمل به جمع عرفی براساس اصول مستفادِ از قرآن است.
شناسایی مؤلّف تنویر المقباس از رهگذر منطقه جغرافیایی پیدایش اثر و مقایسه منقولات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تفسیری یک جلدی، قریب به سه قرن پیش، به واسطه حضور نام ابن عباس در آغاز هر سوره، اثر گم شده فیروزآبادی، تنویر المقباس عن تفسیر ابن عباس قلمداد شد. انتشار کتاب با این نام و نشان مجموعه ای از پژوهشی ها را در میان پژوهشگران غربی رقم زد. در نهایت، به جای فیروزآبادی، برخی کلبی، برخی ابن وَهَب دینوری و برخی عبدالله بن مبارک دینوری را مؤلّف کتاب خواندند. پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادین و از نظر روش، توصیفی تحلیلی است و برآن است با شناسایی زیست بوم شکل گیری این اثر و مقایسه متن آن با منقولات موجود در آن پهنه جغرافیایی، نگارنده اصلی را شناسایی کند. پژوهش حاضر نشان می دهد اولاً راویان موجود در اَسناد کتاب، همگی متعلّق به شرق جهان اسلام اند. ثانیاً مقایسه مطالب کتاب با منقولات کلبی در دیگر نگاشته های متعلّق به شرق جهان اسلام نشان می دهد که محتوای کتاب از جهت «مضمون»، «الفاظ» و «سبکِ تفسیری» با منقولات کلبی در نگاشته های پس از سده سوم هجری مطابقت دارد. ثالثاً جستجوی گزارش های رسیده از وجود خارجی تفسیر کلبی نشان می دهد از قرن سوم به بعد «تفسیر کلبی» در شرق جهان اسلام وجود فیزیکی داشته است. رابعاً راوی، نکاتی را بر اصل کتاب با تعابیر «قِیلَ» و «یُقالُ» افزوده است. بنابراین تفسیر موجود، متنی لایه ای و اثر چند نویسنده است.
واکاوی فقهی قتل زن و کودک غیرمسلمان در جنگ
منبع:
پژوهش های فقه اجتماعی سال ۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
113 - 129
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر واکاوی فقهیقتل زن و کودک غیرمسلمان در جنگ است. روش پژوهش تحلیلی- انتقادی بوده و با استفاده از منابع معتبر فقهی و حقوقی انجام شده است. از چالش های اصلی تحقیق پیش رو تعیین اصل اولی در مسئله قتل این دو دسته است؛ اگرچه تمسّک به اصل احتیاط، رویکرد بسیاری از فقهاست، اما بیان فنی آن با اختلاف نظر و اشکالاتی همراه بوده و همین امکان، جریان اصل برائت را نیز محتمل ساخته، به گونه ای که حتی برخی بر این باورند که اصل اولی برائت است. نتایج پژوهش نشان می دهد که اصل اولی در قتل زن و کودک غیرمسلمان در نبرد، اصل احتیاط است. از طرفی، با توجه به ادلّه فقهی، قتل آن ها به طور کلی جایز نیست، مگر در شرایط اضطرار که موجب برتری دشمن یا سوءاستفاده وی به نحو سپر قرار دادن این افراد شود. در چنین شرایطی، حکم به جواز قتل صادر می شود؛ اما این حکم نیز با محدودیت ها و شرایط خاصی همراه است. همچنین با وجود اجماع کلی بر عدم جواز قتل زنان و کودکان، موارد استثنایی وجود دارد که نیاز به بررسی دقیق تر و تصمیم گیری مبتنی بر شرایط خاص دارند.
مبنا یابی فقهی لزوم جبران خسارات مالی ناشی از تأثیرگذاری سلبریتی ها بر افکار عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 14
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه سلبریتی ها از ابزارهای مهم جهت دهی اذهان عمومی، حمایت یا تخریب دولت ها، ایجاد موج های اعتراضی و...محسوب می شوند. در جریان فعالیت های رسانه ها و موج آفرینی سلبریتی ها، ممکن است شخصیتی حقیقی یا حقوقی متضرر گردد و به اموال خصوصی یا عمومی خساراتی وارد شود. این خسارت می تواند ناشی از سبق تصمیم وبرنامه ریزی شده باشد و یا ناشی از هیجانات و عدم سبق تصمیم. ولی در هر حال لزوم جبران این خسارات بر کسی پوشیده نیست؛ اما اینکه مسوول جبران چنین خساراتی مباشر ایراد ضرر بوده یا سبب تحریک کننده یا هردو یکی از مباحث مهم حقوقی در این خصوص می باشد. قواعد فقهی متعددی حاکی از لزوم جبران خسارت مالی ناشی از تأثیرگذاری سلبریتی ها بر افکار عمومی می باشد.
مواد و روش ها: رو ش این نوشتار توصیفی – تحلیلی بوده است
ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.
یافته ها: مبانی فقهی جبران خسارت از جمله حرمت مال مسلم وقاعده تسبیب به ویژه در فرض اقواییت سبب از مباشر وقاعده لاضرر، مسوولیت مدنی افراد مشهور در عرصه های مختلف در خصوص تخریب وایراد خسارت به اموال خصوصی وعمومی ناشی از جهت دهی افکار عمومی را تبیین کرده است
نتیجه: این نوشتار با استناد به آرای فقها و نظریات حقوق دانان بر لزوم جبران خسارت های وارده توسط سبب اقوی (سلبریتی ها ) چه در قالب اضرار اثباتی وچه در قالب عدم النفع(فعل سلبریتی ها مانع استیفای منافع شود) تأکید نموده است؛ موضوعی که در تحقیقات گذشته بدان پرداخته نشده است؛ اگرچه بحث مسئولیت کیفری در قالب معاونت جرم مورد تحلیل قرار گرفته است؛ اما اثبات مسئولیت مدنی در این مساله از نوآوری های این پژوهش می باشد.