ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۰۱ تا ۲٬۰۲۰ مورد از کل ۸۳٬۰۳۰ مورد.
۲۰۰۱.

فشرده گویی (تکثیف) و انواع آن در ومضه های شعری نجاه عبداللّه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۷
بیان مسئله و هدف: پژوهش حاضر با هدف و بررسی تکنیک فشرده‌گویی در ومضه‌های شعری بانو، نجاه عبداللّه، شاعر معاصر عراقی، همچنین تبیین جایگاه این تکنیک در شکل و محتوای ومضه‌های موجود در دفترهای شعری وی نگاشته شده است. امروزه قالب شعری «قصیده الومضه» با توجه به رشد فزاینده جهان مدرن معاصر از استقبال گسترده‌ای برخوردار بوده است. این نوع شعر برای لحظه‌های ناب است که از برخورد لحظه‌ای شاعر با یک پدیده حاصل می‌گردد و به‌مانند یک برق در ذهن او می‌درخشد. در‌نتیجه، به شکل عبارت‌هایی بسیار فشرده نمود پیدا می‌کند. «قصیده الومضه» در ساختارهای متنی خود از تکنیک‌هایی برخوردار است که مهم‌ترین آنها عنصر «التکثیف» (فشرده‌گویی)، «المُفارقه» (تضادّ) و «الختام المُبهِر» (پایان شگفت‌انگیز) است. شاعر کلاسیک در ساحت شعر با تکیه بر مکانیزم «ایجاز» در تلاش بود تا عنصر تکثیف را برجسته‌تر جلوه دهد، اما شاعر معاصر پا از این امر فراتر می‌نهد و سعی می‌کند تا این ساحت را در حوزه شکل، همچنین ترکیب کلام (ساختار نحوی) نیز با عنصر تکثیف هماهنگ کند. اگر‌چه پایه و اساس شعر به‌طور کلی عنصر تکثیف است و شعر زمانی که موضوعات خود را بیان می‌کند، معانی را بیش از آنچه در ذهن‌های مردم وجود دارد به موضوعات خود تحمیل می‌کند، اما این عنصر در «قصیده الومضه»، که حاصل لحظه‌های ناب شاعرانه است، برجسته‌تر جلوه می‌نماید و شاعر «ومضه» برای بیان اندیشه‌های خود در مساحتی اندک به تکنیک‌های دیگری در حوزه‌های معنا، شکل و ترکیب کلام روی می‌آورد تا این مساحت اندک با لحظه‌های شاعرانه‌اش‌ منسجم‌تر شود. این پژوهش بر آن است تا برای این سؤالات اساسی پاسخی مناسب بیابد که عنصر تکثیف در ومضه‌های شعری نجاه عبداللّه در بخش‌های معنا، شکل و ساختار نحوی با چه اسلوب‌هایی نمود پیدا می‌کند؟ همچنین محتوا و بسامد انواع سه‌گانه این عنصر در ومضه‌های وی چگونه است؟ روش­‌شناسی: این پژوهش با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی انجام شده، بدین‌صورت که ابتدا دفترهای شعری نجاه عبداللّه مطالعه و بررسی شده است. با توجه به اینکه ایشان بیشتر متن‌های شعری خویش را در قالب «قصیده الومضه» سروده، عنصر غالب بر ومضه‌های ایشان همان فشرده‌گویی است. در این راستا به منابع مرتبط با موضوع، همچنین به مصادر مختلف اعم از قدیم و جدید مراجعه گردید، سپس دریافته شد که می‌توان این عنصر را در سه سطح معنا، شکل و ساختار نحوی تقسیم‌بندی کرد. شواهد شعری از ومضه‌ها بر‌اساس این سه سطح استخراج، دسته‌بندی و تحلیل شده است. این سه سطح در شیوه‌هایی همچون صور بیانی، هم‌گذاری، سفیدنویسی، نشانه‌های نگارشی، طولی و عمودی‌نویسی، زدودن قیدهای اضافی از جمله‌ها، حذف یک جمله یا جمله‌ها از نحو کلام، غریب‌سازی در نظم جمله و... نمود پیدا می‌کند. بحث و تحلیل: این پژوهش کوشیده است تا عنصر تکثیف را، که از ارکان مهم در «قصیده الومضه» محسوب می‌شود، در آثار شعری نجاه عبداللّه واکاوی نماید. مهم‌ترین مواضعی که تکنیک «فشرده‌گویی» در آنها جلوه می‌نماید، شامل سه بخش معنا، شکل و ساختار نحوی است. شاعر در موضع تکثیف در معنا از روش‌هایی همچون، تمثیل، استعاره، ضرب‌المثل، کنایه، تلمیح، نماد، تناقض، واژگان محوری، تکرار هنرمندانه و... بهره می‌جوید. وی با استخدام انواع صور بیانی، که در آن صاحب‌سبک است، همواره ومضه‌ها را با نامأنوسی واژگان و ابهام‌سازی تعابیر در‌هم می‌آمیزد تا از طرفی زمینه را برای خوانش‌های متفاوت، همچنین انبوه‌سازی دلالت‌ها در برابر خواننده فراهم ‌سازد. از طرف مقابل، خواننده نیز با پیش‌فرض‌های گوناگون از‌جمله افق سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، رزمی، دینی و... رو‌به‌رو شود. نجاه عبداللّه در موضع فشرده‌گویی در شکل به اسلوب‌هایی همچون هم‌گذاری، تقسیم‌بندی سطرهای شعری در فضای صفحه، سفیدنویسی، طولی و عمودی‌نویسی کلمات، استفاده از نقطه‌چین‌ها، علامت‌های نگارشی، و... متوسل می‌شود. وی با تکیه بر این شیوه‌ها سعی بر آن دارد تا، علاوه‌بر اینکه به ومضه‌های خویش شکلی مناسب و ابعاد معنایی عمیق‌تری (تکثیف) ببخشد، جایگاه نوگرایی را در آنها نیز استوار سازد. ایشان برای تحقق این امر به حالت‌های موجود در ذات خود توجه بسیاری دارد و هم‌سو با این حالت‌ها به هنرهای دیگری همچون سینما متوسل می‌شود تا تکنیک هم‌گذاری را از آن وام بگیرد و فضای تصویری «قصیده الومضه» را استادانه ترسیم نماید. نجاه عبدالله در موضع تکثیف در ساختار نحوی از شیوه‌هایی همچون غریب‌سازی در نحو کلام، زدودن قیدهای زائد از ساختار جمله‌ها، حذف یک یا چندین جمله از متن شعر، دوری جستن از اغراق در تزیین کلام و... بهره می‌برد. وی برای اینکه احساسات شاعرانه و عواطف زنانه خود را در ومضه‌ها به اشتراک بگذارد، تا حد ممکن به ارکان اصلی جمله بسنده می‌کند تا ومضه‌ها، با حفظ ویژگی تراش‌خوردگی، حُکم جمله‌های قصار را به خود بگیرد و به‌آسانی در ذهن مخاطب بنشیند. دستاوردها: یافته‌های این پژوهش حکایت از آن دارد که عنصر تکثیف، علاوه‌بر اینکه از ارکان مهم «قصیده الومضه» در آثار نجاه عبداللّه به‌شمار می‌رود، با ظرافت‌های هنری ویژه‌ای در ومضه‌ها آشکار می‌گردد. بدین‌صورت تکثیف به‌عنوان رکنی اساسی در سه بخش معنا، شکل و ساختار نحوی در ومضه‌های شعری او خودنمایی می‌کند و، از میان این امور سه‌گانه، فشرده‌گویی در معنا از نظر بسامد بر دو نوع دیگر تقدم دارد. نجاه عبدالله در قسمت‌های معنا، شکل و ساختار نحوی با تکیه بر اسلوب‌هایی که ذکر آنها پیش از این گذشت، سعی بر آن دارد تا هم ساختار کوتاه‌نویسی را در متن شعری خود شدت ببخشد و هم متن را با عناصری همچون غریب‌سازی، ابهام، چند پهلو، حذف، جنبه‌های دیداری، ایجاد شکاف و... هم‌سو کند تا از این رهیافت‌ها بین مخاطب و اثر هنری نوعی چالش ایجاد نماید و خواننده را از حالت انفعال خارج کند و به سمت خواننده فعال بکشاند.
۲۰۰۲.

الگوی مفهوم شناختی رثای اهل بیت علیهم السلام در شعر دعبل خزاعی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۳۹
بیان مسئله و هدف: ادبیات رثایی یکی از گونه‌های برجسته و ماندگار در میراث شعری عربی و اسلامی است که ریشه در سنت‌های دینی، فرهنگی و اجتماعی دارد. این گونه ادبی، فراتر از بیان اندوه شاعر نسبت به فقدان عزیزان یا شخصیت‌های برجسته جامعه، بازتاب‌دهنده باورها، ارزش‌ها و شرایط اجتماعی شاعر نیز هست. در این چهارچوب، مرثیه‌های مربوط به اهل‌بیت (علیهم‌السلام) جایگاه ویژه‌ای دارند، زیرا، در کنار ابعاد عاطفی، مضامین اعتقادی و تاریخی و انتقادی را نیز دربرمی‌گیرند. این مراثی با به‌تصویر‌کشیدن ستم‌هایی که بر خاندان پیامبر (ص) به‌ویژه در واقعه کربلا روا داشته شد، نقش مؤثری در شکل‌گیری هویت شیعی و انتقال مفاهیم اعتقادی ایفا کرده‌اند. دِعبل خُزاعی، از برجسته‌ترین شاعران دوره عباسی و از پیروان وفادار اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، نقشی کلیدی در گسترش و تثبیت این گونه شعری داشته است. مراثی او، به‌ویژه «قصیده تائیه کبری»، نه‌تنها از نظر هنری و زبانی برجسته‌اند، بلکه از نظر مفهومی نیز ژرف بوده و اندوه شخصی شاعر را با رنج جمعی جامعه شیعی پیوند می‌دهند. ویژگی شاخص مراثی دِعبل کاربرد واژگان احساسی، تصویرسازی‌های برانگیزاننده و مضامین دینی است که تأثیر عمیقی بر مخاطب می‌گذارد و در بازتولید حافظه جمعی شیعیان نقش دارد. با وجود پژوهش‌های انجام‌شده درباره شعر عباسی و مراثی اهل‌بیت (علیهم‌السلام)، تحلیل نظام‌مند مؤلفه‌های ساختاری و مفهومی در آثار دِعبل همچنان ضرورتی علمی است، چراکه فهم این مؤلفه‌ها نه‌تنها الگوهای بیانی شعر او را آشکار می‌سازد، بلکه در تحلیل عمیق‌تر کارکردهای فرهنگی، دینی و اجتماعی آن مؤثر است. این پژوهش به‌صورت کیفی به بررسی محتوای مراثی دِعبل خُزاعی که در رثای اهل‌بیت (علیهم‌السلام) سروده شده‌اند می‌پردازد و در‌صدد آن است که مؤلفه‌های اصلی شکل‌دهنده این گونه شعری را شناسایی کند. هدف این تحقیق ارائه الگویی مفهومی است که، ضمن تبیین شیوه‌های بیانی شاعر، نقش مراثی او را در تقویت هویت دینی و بازنمایی باورهای شیعی در دوران عباسی نشان دهد. روش‌­شناسی: با توجه به تمرکز پژوهش بر تحلیل مضامین رثایی مرتبط با اهل‌بیت (علیهم‌السلام) در شعر دِعبل خُزاعی، این مطالعه بر پایه رویکرد کیفی انجام شده است. داده‌های اصلی از دیوان دِعبل خُزاعی، شرح حسن حماد و نسخه تدوین‌شده توسط عبدالصاحب عمران الدجیلی گردآوری شد. همچنین منابع تاریخی و ادبی مانند الاغانی، وفیات الاعیان و تحلیل، شرح و ترجمه دیوان دِعبل خُزاعی نیز برای دقت و جامعیت بیشتر مورد استفاده قرار گرفت. واحد تحلیل تمام قصاید و ابیاتی بود که به موضوع رثای اهل‌بیت (علیهم‌السلام) مربوط می‌شد. پس از کدگذاری داده‌ها، در سه مرحله پایه و سازمان‌دهنده و فراگیر، داده‌ها با استفاده از نرم‌افزار Citavi سامان‌دهی، سپس با نرم‌افزار MAXQDA تحلیل شد. در‌نهایت، مدل مفهومی پژوهش ترسیم گردید. برای اطمینان از روایی و پایایی یافته‌ها نیز از روش‌هایی چون مثلث‌سازی، تحلیل اسناد و بازکدگذاری تصادفی استفاده شد. بحث و تحلیل: تحلیل محتوای دیوان دِعبل خُزاعی نشان می‌دهد که این شاعر برجسته عباسی مرثیه را صرفاً وسیله‌ای برای بیان اندوه عاطفی نمی‌دانست، بلکه آن را چهارچوبی برای بازنمایی هویت شیعی، اعتراض سیاسی و تثبیت جایگاه اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به‌کار می‌برد. داده‌های استخراج‌شده از نرم‌افزار MAXQDA نشان می‌دهد که مقوله «مصیبت و مظلومیت» فراوان‌ترین و جامع‌ترین کد سازمان‌دهنده در شعر اوست. این امر بیانگر آن است که دِعبل ساختار مراثی خود را عمدتاً بر محور توصیف فجایع تاریخی و ستم‌هایی بنا کرده که بر خاندان پیامبر (ص) وارد آمده است؛ امری که نوعی همدلی و هم‌نوایی جمعی را میان مخاطبان ایجاد می‌کند. در کنار این محور، کدهای «فضیلت و منزلت» و «ارادت و محبت» جایگاهی برجسته دارند. دِعبل، با بازنمایی فضایل اهل‌بیت و تأکید بر منزلت والای آنان در تاریخ و دین، نوعی بازتعریف از مرجعیت دینی و اخلاقی در برابر گفتمان رسمی خلافت عباسی ارائه می‌کند. «ارادت و محبت» نیز، به‌عنوان عنصری عاطفی و آیینی، پیوند درونی شاعر با اهل‌بیت را بازتاب می‌دهد و شعر او را به متنی آکنده از عشق و وفاداری تبدیل می‌کند. کدهای «شهید و شهادت»، «گریه و اشک»، «مضجع و مدفن»، «اشاره به ویرانه‌ها»، «تشنگی» و «سر بریده» نیز بُعد تصویری و حسی شعر را برجسته می‌سازند و به بازآفرینی صحنه‌های رثایی در ذهن مخاطب کمک می‌کنند. این مضامین فضایی اندوه‌بار پدید می‌آورند، به حافظه تاریخی شیعه زندگی می‌بخشند و از اماکن و یادگارهای اهل‌بیت (علیهم‌السلام) به‌عنوان نشانه‌های هویتی بهره می‌گیرند. افزون‌بر‌این، «هجو دشمن» در شعر دِعبل بازتاب‌دهنده رویکردی انتقادی است که مرثیه را از حد سوگواری صِرف فراتر برده و آن را به متنی اعتراضی و سیاسی در برابر دستگاه خلافت بدل می‌سازد. نتیجه این تحلیل نشان می‌دهد که دیوان دِعبل از شبکه‌ای چندلایه از معانی برخوردار است که بر ترکیب عناصر عاطفی، تاریخی، اعتقادی و انتقادی استوار است. از‌این‌منظر، شعر دِعبل خُزاعی فراتر از بازتاب اندوه فردی است و بیانگر هویت جمعی، مقاومت سیاسی و تداوم فرهنگی تشیع در برابر سلطه عباسیان محسوب می‌شود. این ویژگی‌ها جایگاه او را در تاریخ ادبیات آیینی شیعه برجسته ساخته و اشعارش را به سندی تاریخی و گفتمانی تبدیل کرده است. دستاوردها: نتایج پژوهش حاضر نشان می‌دهد که سروده‌های دِعبل خُزاعی در حوزه رثای اهل‌بیت (علیهم‌السلام) صرفاً روایت اندوه و سوگ نیستند، بلکه حامل شبکه‌ای از مضامین گوناگون‌اند که در لایه‌های معنایی متعدد در‌هم تنیده شده‌اند. مضمون «رنج‌ها و ستم‌های واردشده بر اهل‌بیت (علیهم‌السلام)» بیش از دیگر عناصر در دیوان او برجسته است و به‌عنوان ستون اصلی ساختار رثایی شعرش جایگاهی ویژه دارد. در کنار این محور، مضامینی همچون «فضایل خاندان پیامبر (ص)» و «ابراز مهر و دلبستگی» به‌عنوان عناصر تقویتی عمل کرده و ابعاد اعتقادی و شناختی شعر را برجسته می‌سازند. همچنین، اشاره شاعر به مکان‌های مقدس و آرامگاه‌ها همراه، با تصویرسازی از صحنه‌های غم و اندوه، تجربه‌ای حسی و آیینی برای مخاطب پدید می‌آورد. زبان تند و گزنده شاعر در نکوهش دشمنان نیز بُعدی انتقادی و اعتراضی به متن می‌بخشد و شعر او را از مرثیه صِرف به بیانیه‌ای اجتماعی ـ سیاسی ارتقا می‌دهد. بر‌این‌اساس، میراث ادبی دِعبل خُزاعی را می‌توان به‌عنوان یک سند اعتقادی و فرهنگی مهم در بازنمایی هویت شیعی دانست.
۲۰۰۳.

تقابل ملکه و عدم میان واحد و کثیر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۳
مسئله بنیادین رابطه وحدت و کثرت در هستی، از چالش برانگیزترین مباحث فلسفی است که همواره فلاسفه را به خود مشغول داشته است. این مقاله، به بررسی نقادانه چهار نظریه رایج در خصوص نوع تقابل میان وحدت و کثرت می پردازد: ۱) تقابل تضاد، ۲) تقابل تضایف، ۳) عدم تقابل، و ۴) قسم پنجمی از تقابل. پس از گزارش و نقد این نظریات و تبیین وجوه نارسایی آن ها در مواجهه با ماهیت وجود، استدلال می شود که هیچ یک از این اقسام به درستی قادر به تبیین رابطه حقیقی میان وحدت و کثرت نیستند و این امر، ضرورت ارائه تبیینی دقیق از نوع این تقابل را نمایان می سازد. در ادامه، با تحلیل دقیق اختلاف مجاری تقابل ها بر اساس مفاد قضیه هلیه بسیطه و مرکبه، این مقاله نظریه بدیعی را مطرح می کند. بر اساس این نظریه، تقابل وحدت و کثرت نه از نوع تضاد یا تضایف، بلکه به دقت از سنخ تقابل ملکه و عدم تبیین می شود. این رویکرد، راهکاری منسجم و عمیق برای فهم نوع تقابل میان وحدت و کثرت در دستگاه فلسفی ارائه می دهد و افق های تازه ای را در مباحث هستی شناختی می گشاید.
۲۰۰۴.

توسعه معنای اعتباریت و تاثیر آن در تبیین مسئله عینیت صفات با ذات الهی در اندیشه صدرالمتألهین شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۴
کیفیت رابطه صفات با ذات الهی یکی از مباحث دشوار و مهم الهیاتی است که مورد نظر مکاتب کلامی و فلسفی قرار گرفته است. حفظ توحید و بساطت در کنار وجود صفات مختلف در ذات واجب، چالش پر اهمیت و دامنه داری است که در فضای کلامی با طرح گفتارهایی همچون «نفی صفات از ذات الهی»، «زیادت صفات بر ذات الهی»، «نیابت ذات از صفات» در پی حل و فصل آن برآمدند و تنها نظریه ای که توسط فیلسوفان مطرح شد «عینیت صفات با ذات الهی» بود. گرچه نظریه عینیت دلایل واضح و روشنی دارد؛ اما پیچیدگی آن که جمع کثرت در وحدت است، سبب شده تا پیش از صدرالمتألهین تبیین و تصویر روشنی از چگونگی این عینیت وجود نداشته باشد و همواره در هاله ای از ابهام باقی بماند. حکمت متعالیه با کشف و ارائه تحقق های اعتباری، تحولات عظیمی در فلسفه ایجاد کرد که یکی از آنها حل مسأله جمع کثرات در وجود واحد است. اولین رویاروییِ حکمت متعالیه با مسئله جمع کثرت در وحدت و عینیت صفات با ذات، بحث اصالت وجود و اعتباریت ماهیت است. محور اصلی این پژوهش نشان دادن تأثیر و فهم شکل گرفته از اعتباریت ذیل موجودیت ماهیت در مسئله عینیت صفات با ذات است. در کنار معرفی چند دیدگاه شاخص از اعتباریت و با تقریر و توضیح «حیثیت تقییدیه نفادی» و «حیثیت تقییدی اندماجی» روشن می شود که تنها این معنا از اعتباریت ماهیت که در تلقی مختار بیان می شود، سازگارِ با کاری است که صدرالمتألهین در عینیت صفات انجام داد.
۲۰۰۵.

بررسی و تحلیل حرکت اشتدادی و تضعفی از منظر حکمت صدرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۶۳
یکی از مباحث مهم در فلسفه اسلامی، حرکت در جوهر است. حرکت جوهری بعنوان یکی از ابتکارات مهم ملاصدرا، عبارتست از سیلان وجود، یعنی ذات شیء، آن به آن و لحظه بلحظه در حال نو شدن و تغییر و تحول است. ازجمله مسائل مطرح در بحث حرکت جوهری، اشتداد و تضعف در حرکت است. یکی از وجوه اختلاف در این بحث، اشتدادی بودن یا تضعفی بودن حرکت است که بیشتر درباب حرکات أینی و وضعی مطرح شده است. مسئله مورد بحث در پژوهش حاضر اینست که آیا حرکات مطلقاً اشتدادیند و همه موجودات در حال تکاملند، یا اینکه حرکت تضعفی و انتکاسی نیز وجود دارد؟ اهمیت این بحث از آن جهت است که بسیاری از مشکلات فلسفی، مانند اتحاد عاقل و معقول، جسمانیه الحدوث و روحانیه البقاء بودن نفس و معاد جسمانی، با حرکت جوهری اشتدادی قابل حل است. نتیجه بدست آمده از این پژوهش آنست که حرکت را چه خروج از قوه به فعل تفسیر کنیم و چه خروج از خفاء به ظهور، حرکت، مطلقاً اشتدادی است.
۲۰۰۶.

کاوشی در علوم و ابزار های فقه الحدیثی سیّد مرتضی در کتاب الامالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۱
سیّد مرتضی، از برجسته ترین متفکران و فقیهان امامیه در قرون چهارم و پنجم هجری، در اثر گران سنگ خود غرر الفوائد و درر القلائد (الامالی)، به تحلیل و تأویل آیات و روایات دشوار و مورد اختلاف پرداخته است. ویژگی شاخص این اثر، تلفیق روشمند عقل و نقل و به کارگیری مجموعه ای متنوع از ابزارهای فقه الحدیثی در مواجهه با متون حدیثی است. از آنجا که بخش قابل توجهی از روایات این کتاب از نوع «خبر واحد» بوده و همواره محل مناقشه میان عالمان بوده اند، بررسی علوم و ابزار های فقه الحدیثی سیّد مرتضی در تحلیل این روایات، ضرورتی علمی دارد. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به واکاوی ابزارهای فقه الحدیثی وی در الامالی پرداخته و نشان می دهد که او با تسلطی ژرف، از ابزارهایی چون علم درایه الحدیث، کاربست علم و قواعد اصولی، استفاده از احکام شرعی, استفاده از آرای مفسران، استفاده از یافته های قطعی علوم تجربی، استفاده و بهره گیری از عقل سلیم، استفاده و بهره گیری از علوم قرآنی (وجوه و نظایر) و استفاده از علوم بلاغی (علاقات) بهره برده است؛ یافته های این تحقیق حاکی از آن است که سیّد مرتضی با نگاهی نوآورانه، در توسعه روش شناسی فقه الحدیث در سنت امامیه، نقش مهمی ایفا کرده است.
۲۰۰۷.

بازاندیشی در مبانی تفسیر علمی قرآن با رویکرد میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۷
تفسیر علمی قرآن به عنوان یکی از رویکردهای معاصر در مطالعات قرآنی، همواره محل مناقشه بوده است. این رویکرد بر آن است که قرآن در کنار رسالت هدایت گری، اشاراتی به نظم علمی و پدیده های طبیعی دارد که می توان آن ها را با بهره گیری از علوم تجربی و انسانی بازخوانی کرد. با این حال، اختلاف دیدگاه میان رهیافت حداکثری و حداقلی در تفسیر علمی نشان می دهد که مبانی معرفتی و روش شناختی این حوزه نیازمند بازاندیشی است؛ زیرا از یک سو رهیافت حداکثری قرآن را جامع معارف علمی و دینی می داند و از سوی دیگر رهیافت حداقلی آن را محدود به هدایت و نشانه شناسی آفاقی و انفسی می فهمد. هدف پژوهش حاضر تحلیل این دو دیدگاه، نقد آسیب های معرفتی و روشی تفسیر علمی و ارائه الگویی متوازن بر پایه رهیافت میان رشته ای است. روش تحقیق به شیوه تحلیلی انتقادی و بر مبنای مطالعه کتابخانه ای سامان یافته و در تعامل میان دانش های تفسیری و معرفت شناسی دینی پیش رفته است. یافته ها نشان می دهد که تفسیر علمی در صورت اتکاء به مبانی میان رشته ای و پرهیز از تحمیل نظریه های علمی ناپایدار، می تواند به تعمیق فهم وحیانی و بازتعریف نسبت دین و علم یاری رساند. نتیجه پژوهش تأکید بر ضرورت بازاندیشی در مبانی این رویکرد است تا زمینه ارائه تفسیری روشمند و پایدارتر از قرآن در مواجهه با تحولات معرفتی معاصر فراهم آید؛ تفسیری که بر جامعیت هدایت گرانه قرآن، اعتبار مشروط دانش تجربی و تقدم مرجعیت وحی بر نظریات علمی استوار بوده و در سه سطح هستی شناختی، معرفت شناختی و روش شناختی سامان یابد.
۲۰۰۸.

بررسی و تحلیل اهداف و کارکردهای کنسولگری های بریتانیا در خوزستان (1925-1889).(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۹
از اواخر قرن نونزده، دفاع از منافع استراتژیک هند و بهره برداری اقتصادی از منابع و راه های تجاری خوزستان، دو محور اصلی سیاست بریتانیا در این ایالت بود و در این راستا بریتانیا اقدام به تاسیس مراکز سیاسی مهمی با عنوان کنسولگری کرد. این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اسنادی در پیِ پاسخ به این سوالات است که کنسولگریهای بریتانیا در خوزستان، چه کارکردهایی داشتند؟یافته های پژوهش بیانگر آن است کنسولگری ها علاوه بر مأموریت های سیاسی و اقتصادی، در امور فرهنگی، اجتماعی و نظامی منطقه نیز مداخله داشتند؛ از جمله ایجاد امنیت راه ها، حمایت از شرکت های بریتانیایی، مذاکره با شیوخ و خان ها، و حتی تأسیس مدارس و درمانگاه ها برای جلب اعتماد مردم بود. یافته ها نشان می دهد کنسول ها عملاً نقش مشاور و حاکم غیررسمی ایالت را ایفا می کردند و با گسترش نفوذ بریتانیا در ساختار محلی، زمینه وابستگی سیاسی و اقتصادی خوزستان به منافع استعماری را فراهم ساختند.
۲۰۰۹.

مشروع سازی نهضت علمی و فرهنگی بغداد در عصر اول عباسی با تأکید بر رویکرد هژمونی فرهنگی (مقاله ترویجی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۷
با به قدرت رسیدن عباسیان، جهان اسلام شاهد تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گسترده ای شد که بنی عباس برای مشروعیت بخشی خود از آنها بهره بردند. این پژوهش با رویکردی کیفی-تحلیلی و با تلفیق نظریه «هژمونی فرهنگی» گرامشی و «سرمایه فرهنگی» بوردیو نقش تحولات سیاسی را در شکل گیری و شکوفایی نهضت علمی و فرهنگی بغداد در دوره نخست خلافت عباسی بررسی می کند. فرض اصلی پژوهش آن است که شکوفایی علمی بغداد، نه صرفاً پدیده ای فرهنگی، بلکه استراتژی سیاسی عباسیان برای ایجاد هژمونی فرهنگی و تحکیم مشروعیت سیاسی بود. یافته ها نشان می دهد عباسیان با سرمایه گذاری هدفمند در نهادهای فرهنگی و علمی، هژمونی فکری خود را تثبیت کرده و از سرمایه فرهنگی تولید شده در بغداد برای مشروعیت بخشی به قدرت سیاسی بهره بردند. برجسته سازی دستاوردهای علمی، عباسیان را به عنوان حامیان دانش و تمدن معرفی کرد و موجب گسترش نفوذ عقیدتی و کاهش چالش های مشروعیت، به ویژه از سوی علویان شد. بر این اساس شکوفایی علمی و فرهنگی بغداد ابزاری برای مهندسی فرهنگی و تحقق اهداف بلندمدت سیاسی خلافت عباسی بود.
۲۰۱۰.

راهکارهای تربیتی پیشگیرانه و مقابله ای با وسواس؛ بر اساس دیدگاه آیت الله مجتبی تهرانی(ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۵
هدف: وسواس یکی از مشکلاتی است که عملکردهای انسان را دچار اختلال می کند. تحقیق حاضر، به بررسی این مسئله با رویکرد پیشگیرانه و تربیتی بر اساس نظرات آیت الله مجتبی تهرانی پرداخته است. سؤالات تحقیق عبارتند از: 1) عوامل وسواس از دیدگاه آیت الله مجتبی تهرانی چیست؟ و 2) براین اساس، چه راهکارهای تربیتی برای رهایی از وسواس می توان ارائه داد؟ روش: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. جامعه تحلیلی پژوهش شامل کلیه آثار دست اول آیت الله مجتبی تهرانی در ارتباط با نفس و کارکرد قوای نفس است. در این تحقیق تمام آثار فوق الذکر با نظر به سوالات تحقیق، موردبررسی دقیق قرار گرفت. ابزار جمع آوری داده ها فیش بود. سپس فیش ها به صورت نظام مند دسته بندی، کدگذاری و تحلیل شدند و عوامل وسواس به دست آمد. سپس باتوجه به عوامل به دست آمده، راهکارهایی برای پیشگیری و مقابله با وسواس پیشنهاد شد. یافته ها: آیت الله تهرانی وسواس را بر اساس قوای نفس تحلیل کرده اند و عامل وسواس غلبه قوه واهمه بر قوه عاقله؛ و در نتیجه، خطورات قلبی بی فایده و گاه شرآمیز، اغوا در برابر فریب های شیطان و پیروی از هواهای نفسانی است. براین اساس، 12راهکار تربیتی شامل هفت راهکار پیشگیرانه(اجتناب از مرور افراطی گذشته، محدودکردن آرزوهای دورودراز، اجتناب از توجه افراطی بر نداشته های دنیوی، اجتناب از انباشتگی درونی احساسات و افکار منفی، خوش بینی منطقی نسبت به آینده، خوش بینی معقول نسبت به دیگران و تقویت رابطه با خدا) و پنج راهکار مقابله ای و اصلاحی(تفکر در عواقب وسواس، زدودن رذایل نفسانی و بستن راه های نفوذ شیطان، بی اعتنایی به محتوای وسوسه و اجتناب از عمل به مقتضای آن، ذکر خدا و پناه بردن به خدا و ایجاد ملکه تقوا) پیشنهاد شد. نتیجه گیری: باتوجه به تأکید اسناد بالادستی نظام آموزش وپرورش بر ارتقای سلامت جسمی-روانی دانش آموزان و مقابله با عوامل بیماری زا در مدارس، توجه جدی تر نظام تربیتی به ساحت تربیت زیستی بدنی، توجه بیشتر به پرورش قوه عاقله به جهت اهداف سلامت روان، و به کاربستن راهکارهای پیشنهادی، به معلمان و مربیان مدارس پیشنهاد می شود.
۲۰۱۱.

بررسی انسجام معنایی روایات تفسیری امام رضا(ع) با آیات سوره نساء در چارچوب نقش گرایی هلیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۰
پژوهش حاضر با هدف تحلیل انسجام معنایی روایات تفسیری امام رضا(ع) ذیل سوره نساء، در چارچوب نظریه نقش گرای نظام مند مایکل هلیدی، انجام شده است. اهمیت این بررسی در آن است که روایات معصومان(ع)، به ویژه در حوزه تفسیر قرآن، نه تنها بیانگر پیوند وثیق میان سنت و وحی اند، بلکه در سطح ساختاری و معنایی نیز واجد الگویی منسجم از سازمان دهی معنا هستند. بدین منظور، روایات معتبر منسوب به امام رضا(ع) درباره آیات سوره نساء، از منابع حدیثی گردآوری و بر اساس شش گونه فرایند تجربی هلیدی مادی، ذهنی، نسبتی، کلامی، رفتاری و وجودی تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهد که بهره گیری سنجیده از این فرایندها، شبکه ای چندلایه از روابط معنایی را میان آیات و تفسیر امام رضا(ع) ایجاد کرده است که هم در سطح واژگانی و نحوی و هم در لایه های مفهومی و علّی، انسجامی پایدار و هدفمند پدید می آورد. این انسجام در دو بُعد عمودی (حرکت از بیان کلی آیه به تبیین عینی و کاربردی) و افقی(پیوند بینامتنی میان آیات مرتبط) قابل شناسایی است. نتایج تحقیق بیانگر کارآمدی چارچوب نقش گرا در کشف و تبیین روابط معنایی میان متن قرآن و روایات تفسیری است و می تواند الگویی مؤثر برای مطالعات تطبیقی در متون دینی فراهم سازد.
۲۰۱۲.

راهبردهای معاویه بن ابی سفیان در مواجهه با ائمه(ع) و تثبیت خلافت اموی (مقاله پژوهشی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۹
تحلیل راهبردهای معاویه بن ابی سفیان در مواجهه با ائمه(ع) و تثبیت خلافت اموی، از مسائل بنیادین تاریخ سیاسی اسلام است؛ زیرا این فرایند گذار مفهوم مشروعیت از الگوی مبتنی بر نص الهی به ساختار خلافت شورایی و سپس سلطنت موروثی را آشکار می سازد. مسئله اصلی پژوهش، تبیین سازوکارهای قدرت و شیوه های به کارگیری آنها برای تضعیف مرجعیت اهل بیت(ع) و تحکیم خلافت اموی است. این تحقیق با رویکرد توصیفی - تحلیلی و با روش کتابخانه ای - اسنادی، داده های تاریخی را بررسی کرده است. یافته ها نشان می دهد راهبرد معاویه ماهیتی ترکیبی و منسجم داشت و در پنج محور گفتمانی، اجتماعی، سیاسی، تبلیغی و نظامی سامان یافت. بهره گیری از مفاهیم دینی چون قضا و قدر، تأکید بر خون خواهی عثمان، اتکا به ظرفیت های قبیله ای شام، نمایش کارآمدی حکمرانی و مدیریت رقابت با بنی هاشم، از مهم ترین ابزارهای او بود. سیاست معاویه برای بازسازی ساختار قدرت از الگوی مبتنی بر نص و وصایت به سمت الگویی بر پایه شورا، استخلاف و در نهایت استیلا و سلطنت موروثی استوار بود. این گذار تاریخی، در متون تاریخ نگاری اسلامی به صورت دوگانه های ساختاری چون نص و شورا، وصایت الهی و خلافت، بیعت و اجتماع، علی و عثمان، عراق و شام و جنگ و صلح بازتاب یافته است. برآیند این راهبردها، بازسازی ساختار مشروعیت سیاسی و تثبیت تدریجی سلطنت اموی بود.
۲۰۱۳.

تبیین الگوی معماری تربیت محورِ مقاومتی با تأکید بر آراء شهیدچمران: طراحی آموزشگاه های مهارتی چندعملکردی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۴
هدف: با گسترش مخاطرات طبیعی و اجتماعی، ضرورت ایجاد فضاهایی که ضمن ایفای نقش آموزشی، قابلیت عملکرد اضطراری در بحران ها را داشته باشند بیش از پیش احساس می شود. فضاهای آموزشی به دلیل ماهیت اجتماعی، گستردگی کالبدی و نقش فرهنگی خود، می توانند بستر مؤثری برای ارتقای تاب آوری جامعه باشند. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر تبیین و ارائه الگویی از «معماری تربیت محور مقاومتی» بر اساس اندیشه های شهیدچمران است؛ الگویی که طراحی آموزشگاه های مهارتی چندعملکردی را با رویکردی انسان محور و تاب آور در شرایط بحران دنبال می کند. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیلی–تفسیری انجام شده است. داده ها از طریق مطالعات اسنادی و تحلیل محتوا گردآوری شده اند. سپس مؤلفه های کلیدی در زمینه های تربیت، خودسازی و مقاومت شناسایی و با اصول معماری تطبیق داده شده اند. یافته ها: مؤلفه هایی همچون خودسازی، پیوند علم و عمل، ساده زیستی، بومی گرایی و روحیه جهادی از ارکان اندیشه تربیتی و مقاومتی شهیدچمران به شمار می روند. این مؤلفه ها در حوزه معماری به اصولی مانند انعطاف پذیری کالبدی، خودکفایی زیرساختی، پایداری زیست محیطی و شکل گیری فضاهای مشارکتی ترجمه شده اند. نتیجه گیری: الگوی مفهومی «معماری تربیت محور مقاومتی» طراحی آموزشگاه های مهارتی چندعملکردی را به گونه ای ممکن می سازد که این فضاها ضمن ایفای نقش آموزشی در شرایط عادی، در زمان بحران نیز به عنوان پناهگاه، مرکز امدادرسانی یا محل فرماندهی بحران عمل کنند. بدین ترتیب، مفهوم پدافند غیرعامل از حوزه ای صرفاً فنی و نظامی به سطحی فرهنگی، اجتماعی و تربیتی در معماری ارتقا می یابد. این الگو نه تنها پاسخگوی نیازهای فیزیکی جامعه است، بلکه زمینه ساز پرورش انسان های مقاوم، مسئولیت پذیر و خوداتکا خواهد بود.
۲۰۱۴.

گونه شناسی دسته جات افراد در ساختار جامعه قوم نوح (ع) بر اساس تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۲
یکی از راهکارهای اصلاح معضلات اجتماعی مذهبی، مطالعه مشکلات مشابه در ادوار گذشته است. یافته های اولیه نشان می دهد میان جامعه عصر نوح(ع) و جامعه امروزی از حیث گرایش به علوم غیرمادی، رواج شیطان پرستی و اندیشه های غیرتوحیدی، شباهت هایی وجود دارد. این اشتراک، انگیزه ای برای پژوهش حاضر فراهم کرده است تا با تحلیل ساختار جامعه آن دوران و رویدادهای تاریخی عصر نوح(ع)، الگویی برای دعوت جامعه معاصر به توحید ارائه دهد. جامعه امروزی متشکل از انسان هایی با قومیت ها و استعدادهای متنوع است؛ اما جامعه در عصر نوح(ع) از گروه هایی از انسان ها، جنّیان و موجوداتی موسوم به «نَسْنَاس» تشکیل می شد. برخی از این گروه ها هدایت ناپذیر بودند و برخی دیگر نیز چالش هایی در مسیر هدایتگری این پیامبر اولوالعزم ایجاد می کردند. حضرت نوح(ع) برای رفع این مشکلات، دعاها و درخواست هایی از خداوند داشت. در میان مفسران قرآن، بهره گیری از آراء صاحب تفسیر المیزان، می تواند راه دستیابی به هدف این پژوهش را هموار کند. این تحقیق بر آن است تا با تحلیل داده ها درباره افراد، گروه های اجتماعی و گونه های مختلف در قوم نوح، و با بررسی نقاط تمایز آنان، به همراه «چینش یابی زمانی» در آیات قرآن و با محوریت تفسیر المیزان، به شناسایی گونه های مؤثر در رخدادهای قوم نوح(ع) بپردازد. با نگاه ساختاری به سوره نوح، در مجموع، وجود شش گروه در آن دوران به اثبات می رسد که از میان آن ها می توان «جنّیان» و «کافرین دیّار» را نام برد که با طوفان از بین نرفته اند.
۲۰۱۵.

بررسی تفسیر بلاغی در نظریه نظم متقارن در ساختار سوره آل عمران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۴
یکی از رویکردهای مدرن در حوزه فهم و تفسیر قرآن، مطالعه ساختارهای نظم قرآن کریم با بهره گیری از روش های نوین است. در این میان، پژوهش های مبتنی بر «نظم متقارن» جایگاه ویژه ای یافته اند. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، به بررسی رویکرد «ریموند فرین» قرآن پژوه معاصر در تحلیل تفسیر بلاغی سوره آل عمران می پردازد. در این راستا، ابتدا مفهوم نظم متقارن معرفی شده و سپس دیدگاه فرین در خصوص ساختار این سوره بیان و نقد و بررسی گردیده است. ریموند فرین، سوره آل عمران را به هفت بخش تقسیم کرده و میان بخش های مختلف، بر اساس ساختار دایره ای یا ترکیب حلقوی، ارتباط برقرار نموده و مدلی کلی و فراگیر از ارتباط اجزای سوره ارائه داده است. با این حال، دیدگاه وی در تحلیل ساختاری سوره آل عمران با انتقاداتی مواجه است: نخست آنکه مدل پیشنهادی او بسیار مختصر است و می بایست به جزئیات متنوع تری توجه می شد. دوم، عدم تبیین مبانی تقسیم بندی بخش ها؛ سوم، ناکافی بودن شواهد ارائه شده برای اثبات تقارن در بخش های C و C′؛ چهارم، غفلت از اشاره به برخی تقارن های لفظی و محتوایی در بخش های A و A′؛ و سرانجام، تمرکز صرف بر ترکیب حلقوی و مضمونی و بی توجهی به ترکیب خطی، لغوی و نقش تکرار واژگان که در فهم ترکیب مضمونی سوره بسیار مؤثر است. با این همه، فرین بر حفظ ترتیب موجود آیات و سوره های قرآن کریم تأکید دارد.
۲۰۱۶.

واکاوی تفسیری مصادیق غیب در عبارت «حافِظاتٌ لِلْغَیْبِ» در آیه 34 نساء و نسبت آن با حفظ تکالیف الهی از سوی انسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۳
آیه ۳۴ نساء از جمله آیات ظریف اجتماعی است که همواره مورد توجه مفسران بوده است. یکی از تعابیر کلیدی این آیه، عبارت «حافظاتٌ للغیب» است که مسئولیتی ویژه را برای زنان ترسیم می کند. این پژوهش با هدف تبیین مفهوم «غیب» در این آیه و تبیین حدود مسئولیت های ناشی از آن برای زنان انجام شده است. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی و مبتنی بر بررسی منابع تفسیری و آراء تفسیری مفسران متقدم و متأخر است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «حفظ غیب» در این آیه، ناظر به وظایف اخلاقی و دینی زنان در غیاب همسرانشان است. بیشتر مفسران، «غیب» را شامل پاکدامنی، رعایت حدود الهی، حفظ اموال، حقوق همسر، فرزندان و اسرار خانواده دانسته اند. پایبندی به این اصول، نقش بسزایی در تحکیم روابط زناشویی و کاهش آسیب های روانی و اجتماعی در نهاد خانواده ایفا می کند. این التزام از منظر دینی، وظیفه ای الهی با کارکردهای فردی و اجتماعی به شمار می رود. آیه موردنظر، ضمن اشاره به وظایف متقابل زن و مرد، بر اهمیت نقش زنان در حفظ بنیان خانواده که سنگ بنای سلامت اجتماعی است تأکید دارد. این نگرش با رویکرد عدالت محور فرهنگ دینی همسو است. مصادیقی همچون: حفظ پاکدامنی، رعایت حدود الهی و حفظ اسرار خانواده، از پشتوانه های قرآنی برخوردارند؛ در مقابل، برخی از پیروان خوانش های فمینیستی، این تعبیر را نه ناظر به فرمانبرداری محض، بلکه بیانگر فضایل اخلاقی و معنوی زنان شایسته می دانند.
۲۰۱۷.

جستاری در کتاب «العشره» کافی و جایگاه آن در هندسه ادب رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۱
کتاب «العِشره» با 30 باب و 205 حدیث تنها کتابی است که به صورت مستقل در میان کتاب های کافی به مباحث آداب، روابط اجتماعی، اخلاق معاشرت، و پی جویی آن ها در آموزه های دینی پرداخته است. گرچه از ذکر موضوعات اخلاق نظری و عملی در ضمن دیگر کتب کافی دریغ نورزیده است. چینش و تنظیم نسبتاً منطقی ابواب در این کتاب، وجه تمایز آن از دیگر آثاری است که در این حوزه و در آن دوران چهره گشوده است. این خامه بر آن است تا با سنجه تحلیلی و با رویکرد بازشناختی و دیده ورانه، افزون بر پرداختن به مباحث پیرامونی و لایه های مختلف این کتاب و تبیین جایگاه آن در هندسه «ادب رفتاری» و سازواری عناوین آن با آن چه که در جوامع حدیثی متقدّم عامّه رخ نموده است. نگاه کلینی به مقوله ایستارها و رفتارها و تاثیر پذیری وی از جریان ادب را به تصویر کشد.
۲۰۱۸.

چگونگی مواجهه محمد جواد مغنیه با مشترکات لفظی در تفسیر کاشف(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۲
شناخت معنای دقیق واژگان و چگونگی کاربست آن ها به فهم صحیح یک متن کمک شایانی می کند. در همه زبان ها واژگانی یافت می شوند که چندمعنای متفاوت دارند؛ از این کلمات با عنوان الفاظ مشترک یاد می شود. ازآنجاکه از دیرباز مفسرین به مسئله شناسایی معنای کلمات اهتمام داشته اند چگونگی کاربرد الفاظ مشترک در قرآن موردتوجه ایشان بوده و اختلاف نظرهایی نیز در این زمینه وجود دارد. استاد محمدجواد مغنیه یکی از مفسرین معاصر است که در تفسیر «کاشف» به مسائل ادبی و بلاغی توجه کرده است. با توجه به اهمیت بحث مشترکات لفظی این پژوهش به دنبال تبیین چگونگی مواجهه وی با مسئله اشتراکات لفظی است. دستاوردهای این پژوهشِ توصیفی تحلیلی نمایانگر آن است که استاد مغنیه در زمره کسانی است که به امکان وقوع مشترک لفظی در قرآن اعتقاد داشته و در مواجهه با الفاظ مشترک از دو شیوه پیروی می کند. در ادامه برای تبیین بیشترِ این دو روش نظرات مرحوم مغنیه درمورد برخی از کلمات پرکاربرد قرآنی بررسی شده است.
۲۰۱۹.

آسیب شناسی غایی و پیامدهای منفی تفسیر عصری با رویکرد نقادانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۷
تفسیر عصری از جمله رویکردهای جدید و نوظهور در عرصه دانش تفسیر قرآن است و میکوشد تا به واقعیتها و نیازهای معاصر توجه نموده و تفسیری معطوف به شرایط و مقتضیات عصر ارایه دهد. در کنار برخی آثار مثبت این رویکرد تفسیری، مانند همگانی نمودن تعالیم قرآنی، پیاده سازی آموزه های قرآنی، ارایه راهکارهای قرآنی برای مشکلات اجتماعی، پیامدهای منفی این رویکرد نیز حایز اهمیت و سزامند تامل است. نوشتار پیش رو با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی ابتدا با بیان دیدگاههای مخالفان و نقد برآنها بر ضرورت تفسیر عصری تاکید و سپس برخی از پیامدهای مهم و آسیبهای اساسی تفسیر عصری را به بحث می نهد. آسیبهای تفسیر عصری در محورهای مختلف مانند آسیبهای روشی، آسیبهای مبنایی و آسیبهای غایی قابل بررسی است. مهمترین آسیبهای غایی این رویکرد تفسیری عبارتند از؛ دور شدن از بعد هدایتگری قرآن به عنوان هدف اساسی، اثرپذیری از علوم تجربی، جزیی نگری نسبت به انسان و... توجه به این آسیب ها و زدودن آن از ساحت تفسیر عصری سبب ارتقای کارآمدی این تفسیر و افزایش اعتبار آن است. نتیجه این پژوهش در حوزه مطالعات تفسیر و علوم قرآن کاربرد دارد هم چنان که در حوزه مطالعات تمدن سازی نوین اسلامی قابل استفاده است
۲۰۲۰.

تعارض ایمان به خدا و ایمان به مؤمنان در آیه 61 توبه، رهیافت ها و نظریه معیار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۶
ایمان به خدا با ایمان به مردم در آیه ی «یُؤمِنُ بِاللهِ وَ یُؤمِنُ لِلمُؤمِنین» مشعر به تعارض است. این آیه گزارشی از حال پیامبر اعظمn است، ولی دقیق مشخص نیست که مراد از ایمان به مردم چیست و چه نسبتی با ایمان به خدا دارد. آیات و روایات انحصارِ ایمان به خدا را سفارش می کنند لذا معنای ایمان به مردم در این آیه قابل تأمل است. گرچه تفاسیر به تبیین آیه پرداخته اند ولی به تبیین تعارض ایمان به خدا و ایمان به مردم نپرداخته اند. این پژوهش تلاش دارد این تعارض را به روش تحلیلی-توصیفی و با استفاده از روایات و تفاسیر به شیوه کتابخانه ای بررسی کند. دستاورد مقاله این است که «یُؤمِنُ بِاللهِ» یعنی ایمان قلبی به خدای متعال و «یُؤمِنُ لِلمُؤمِنین» دلالت بر خضوع پیامبرn به مؤمنان دارد. این پژوهش نشان می دهد که در مدیریت جوامع اسلامی، می توان ضمن حفظ اولویت باورهای دینی، با احترام به مردم از مشارکت آنان در تحقق اهداف متعالی بهره برد و بر همین اساس به نصرت الهی دستیافت. در نتیجه، مطالعه این تعارض می تواند به توسعه نظریه های جدید در جامعه شناسی دینی و مدیریت اسلامی کمک کند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان