ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۸۴٬۷۳۰ مورد.
۱۴۱.

یادداشتهای شاهنامه (10)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
این شماره از «یادداشتهای شاهنامه » از سه چیز بحث می کند: 1. کلمه «هم» در چند تعبیر شاهنامه که جزء اوّل چند کلمه مرکّب تلقی شده، حال آنکه به لحاظ صرفی و نحوی باید به صورت دیگری تحلیل شود؛ 2. فعل «خوابیدن» در معنای متعدّی در شاهنامه ؛ 3. «گنج» در معنای خزانه سلاح.
۱۴۲.

خوانشی انتقادی از لزوم بیع: تبیین دیدگاه محقق اردبیلی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۶
مسئله لزوم بیع از مباحث بنیادی فقه معاملات است که نقش مهمی در تنظیم روابط حقوقی و اقتصادی دارد. در این زمینه دو دیدگاه اصلی در فقه امامیه مطرح است. دیدگاه نخست، که از جمله توسط محقق اردبیلی مطرح شده، اصل را بر عدم لزوم عقد بیع می داند. براساس این نظر، انتقال مالکیت با لزوم عقد ملازمه ندارد و لزوم تنها در صورتی تحقق می یابد که دلیل خاص شرعی یا عقلایی بر آن وجود داشته باشد. از مهمترین مبانی فقهی این دیدگاه، تمسک به اصل عدم لزوم عقود و تفکیک میان تحقق ملکیت و لزوم عقد است؛ بدین معنا که فقط تحقق بیع و انتقال مالکیت، به خودیِ خود مستلزم لزوم عقد نیست، بلکه لزوم نیازمند دلیل خاص شرعی یا عقلایی است. محقق اردبیلی با استناد به مواردی همچون بیع معاطاتی و بنای عقلا در معاملات، بر این باور است که اصل در عقود، قابلیت رجوع و عدم التزام دائمی است، مگر آنکه دلیل معتبری بر لزوم آن اقامه شود. در مقابل، دیدگاه مشهور فقهای امامیه بر لزوم ذاتی عقد بیع تأکید دارد و معتقد است که بیع از زمان انعقاد لازم است، مگر در مواردی مانند وجود خیارات که امکان فسخ فراهم می شود. این دیدگاه بر پایه آیاتی از قرآن کریم، روایات معصومین(ع) و قاعده «الناس مسلطون علی اموالهم» استوار است و در فقه امامیه شهرت بیشتری دارد. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی، ضمن بررسی این دو دیدگاه، نشان می دهد که هرچند نظر مشهور در ایجاد اعتبار معاملاتی نقش مهمی دارد، اما دیدگاه محقق اردبیلی به دلیل تکیه بر مبانی عقلایی و انعطاف پذیری بیشتر، ظرفیت بالاتری برای تطبیق با شرایط و نیازهای معاملات در زندگی معاصر دارد.
۱۴۳.

بازخوانی پنداره «تقلید از شیخ طوسی» در سده های پنجم و ششم(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۵
کاوش در تاریخ فقه، به سان دانشی بالنده و همواره در دگرگونی، امری گریزناپذیر است؛ زیرا هیچ شناختی از پیامدهای دگرگون ساز زمان و تحولات تاریخی مصون نمی ماند. از این رو فهم جامع و عمیق فقه، بدون در نظر گرفتن مسیر تکاملی، تحولات بنیادین و چالش های تاریخی آن، دریافتی نارسا خواهد بود. در میان ادوار مختلف تاریخ فقه، بازه زمانی پس از شیخ طوسی تا پیش از ابن ادریس حلی، از اهمیت ویژه ای برخوردار بوده که مورد توجه و بررسی مورخان و فقه پژوهان قرار گرفته است. بسیاری از محققان، این دوره را به عنوان دوران "رکود" و ایستایی علمی فقه قلمداد کرده و برخی نیز، عالمان این عصر را فقط مقلد پیشینیان خود دانسته اند. پژوهش پیش رو، با اتخاذ رویکردی مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای و بهره گیری از روش توصیفی-انتقادی، به تحلیل و ارزیابی نقادانه این دیدگاه پرداخته است که فقه در دوره ای خاص دچار رکود علمی شده و فقیهان آن زمان، از توانایی اجتهاد و نوآوری بی بهره بوده اند. همچنین، این مطالعه به بررسی پیامدهای برخاسته از این فرضیه، عوامل احتمالی شکل گیری این رکود ادعایی، و مصادیق و جلوه های تقلید در آن دوران پرداخته است. هدف اساسی این پژوهش، ارائه تفسیری منطقی و سازگار با واقعیات موجود، براساس شواهد و قراین تاریخی پیرامون دوره نام برده است تا در پی آن درکی جامع تر و دقیق تر از وضعیت فقه در آن دوره تاریخی حاصل شود.  
۱۴۴.

تأثیر هوش مصنوعی بر اخلاق و سیاست با تأکید بر دیدگاه هایدگر(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۹
در عصر انقلاب صنعتی چهارم که به «عصر دیجیتال» معروف است، شاهد تحول در فن حکمرانی و به وجود آمدن عصر حکومت هوش مصنوعی هستیم. مفهوم «حاکمیت هوش مصنوعی» و «حکمرانی هوش مصنوعی» بارها در بحث علوم سیاسی و فلسفه مورد استفاده قرار می گیرد. نتایج نشان می دهد از دیدگاه پدیدارشناسی، غایت سیاسی باید سیاست هستی باشد تا تأثیر فناوری از هستی انسان زدوده شود. محوریت این پژوهش نشان دادن سلطه و حاکیمت بیش از حد و نامشروع هوش مصنوعی در کلیه امور زندگی مادی و معنوی افراد است. در این پژوهش، بر تقدم رفتار اخلاقی فضیلت مند و قواعد هنجاری و اصول حقوقی انسانی در کنترل حکمرانی تأکید شده است. همچنین این پژوهش بر حفظ جهان، ارزش های زندگی و هستی انسان، و حفظ اصول اخلاقی موجود در جهت مشروعیت زدایی از عقلانیت ریاضی گونه جهان مدرن و نامشروع بودن آن تمرکز دارد.
۱۴۵.

هرمنوتیک نواندیشان دینی در ترازوی نقد کلامی: بازسازی و تبیین یک الگوی اصیل برای فهم سنت(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۶
این پژوهش با هدف تبیین کارآمدی روش شناسی کلامی در مواجهه با چالش های هرمنوتیک نواندیشان دینی تدوین شد. مسئله محوری تحقیق، بحران معرفتی برآمده از رویکردهایی بود که با وام گیری از هرمنوتیک فلسفی و تأکید بر سیالیت معنا، امکان استنباط گزاره های اعتقادی پایدار از متون دینی را مورد پرسش قرار می دادند. در پاسخ به این چالش، این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی، این فرضیه را مطرح کرد که راه حل این بحران، نه در ابداع الگوهای بیگانه، بلکه در بازسازی و تبیین ظرفیت های درونی سنت عقلی اسلام نهفته است. در این راستا، ابتدا مبانی هرمنوتیکی نواندیشان با ارائه مطالعات موردی مشخص، نقد و بررسی شد. سپس مبانی کلامی لازم برای یک استنباط معتبر، ازجمله حاکمیت عقل قطعی، مرکزیت محکمات قرآنی و وثاقت سنت قطعی، به صورت ایجابی تبیین گردید. در نهایت، «الگوی کلامی - اجتهادی» به مثابه یک چارچوب اصیل بازسازی و کارآمدی آن در مدیریت «دیالکتیک ثابت و متغیر» - با مطالعه موردی برده داری - به نمایش گذاشته شد. یافته کلیدی تحقیق نشان داد که سنت فکری اسلام، خود دارای یک روش شناسی پویا و منسجم است که با بازخوانی و نظام مندسازی آن می توان به صورت اصیل و در عین حال کارآمد به نیازهای زمانه پاسخ داد و میان پایبندی به اصول بنیادین و پویایی در فهم، توازن برقرار کرد. این الگو راهی برای فهم عمیق تر سنت بدون ابطال متن ارائه می دهد.
۱۴۶.

ریشه های الهیاتی صلح ایجابی: پیوند نظریه یوهان گالتونگ و عمل مارتین لوتر کینگ جونیور(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
این پژوهش با روش توصیفی    تحلیلی، پیوند نظری و عملی میان مفهوم «صلح ایجابی» یوهان گالتونگ و جنبش حقوق مدنی مارتین لوتر کینگ جونیور را بررسی، و استدلال می کند موفقیت کینگ در ایجاد تحولات ساختاری، نمونه ای عینی و کارآمد از تحقق این نظریه به شمار می رود. بااین که چارچوب گالتونگ با نقدهایی مبنی بر آرمان گرایانه بودن افراطی مواجه بوده است، مقاله نشان می دهد کنشگری کینگ با تکیه بر مبانی الهیات مسیحی، به ویژه آموزه های عیسی درباره «عشق آگاپه» (محبت بی قیدوشرط به دشمن) و مقاومت بدون خشونت، توانست اصول نظری صلح ایجابی (شامل رفع خشونت ساختاری، مانند قوانین تبعیض آمیز و خشونت فرهنگی مشروعیت بخش نژادپرستی) را در عمل محقق کند. کینگ، با الهام از ساتیاگراهای گاندی و بازتفسیر الهیاتی «موعظه سر کوه» عیسی مسیح، تاکتیک هایی مانند تحصن، تحریم و نافرمانی مدنی را به مثابه ابزار بیدارسازی وجدان اخلاقی جامعه به کار گرفت و از رهگذر رنج آگاهانه بدون انتقام جویی، چرخه خشونت را شکست. دستاوردهای ملموس این جنبش، ازجمله تصویب قوانین تاریخی حقوق مدنی (۱۹۶۴م) و حق رأی (۱۹۶۵م)، نه فقط تغییر ساختارهای ناعادلانه بلکه تأسیس پایه های عدالت و آشتی، به مثابه جوهر صلح ایجابی، را ممکن کرد. یافته ها بیانگر آن است که موفقیت پایدارِ این جنبش، ریشه در نیروی معنوی الهیات مسیحی دارد و اثبات می کند صلح ایجابی با تلفیق مبانی الهیاتی و سازماندهی استراتژیک، آرمانی دست یافتنی و پاسخی عملی به منتقدان گالتونگ است.
۱۴۷.

مرجعیت علمی قرآن و سیاست گذاری امنیتی؛ تأملی در مبانی وجودی مطالعات امنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۲۰
مطالعات امنیت در پارادایم مسلّط غربی، با تکیه بر هستی شناسی مادی و سکولار، دولت را محور اصلی امنیت و تهدید نظامی را عمده ترین خطر تعریف می کند. این رویکرد، که ریشه در تحولات تاریخی اروپا دارد، امنیت را عمدتاً مفهومی عملیاتی و مادی تلقی می کند که بر پایه قدرت نظامی، توازن قوا و حفظ مرزهای جغرافیایی استوار است. با این حال، این پارادایم با چالش های متعددی روبه رو است. فرضیه اصلی مقاله آن است که قرآن کریم، به عنوان منبعی وحیانی، قادر به ارائه چارچوبی هستی شناختی جامع، عمیق و یکپارچه برای مطالعات امنیت است که نه تنها نارسایی های پارادایم غربی را پوشش می دهد، بلکه افق های کاملاً جدیدی می گشاید. این چارچوب، امنیت را از سطح فردی تا سطح جهانی گسترش می دهد و تأکید می کند که امنیت واقعی بدون پیوند با مبانی الهی و معنوی ناقص و شکننده است. این پژوهش با روشی کیفی و با اتکا به روش تفسیر موضوعی جهت دار، در پی بازخوانی و بازسازی این بنیان ها با مرجعیت علمی قرآن کریم است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که در هستی شناسی خدامحور قرآن، امنیت از مفهومی صرفاً مادی- کارکردی به وضعیتی وجودی و چندبعدی ارتقا می یابد. این وضعیت وجودی شامل ابعاد روحی، روانی، اجتماعی، فرهنگی و مادی است و بر پایه ایمان، تقوا، عدالت و توکل استوار می شود. در این چارچوب، موجود اصلی امنیت پذیر از انحصار دولت خارج شده و به فرد مؤمن، امت و نظام احسن تعمیم می یابد. این تعمیم نشان دهنده رویکردی جامع و همه جانبه است که همه سطوح وجود را دربرمی گیرد. تهدیدات نیز در سلسله مراتبی معنادار بازتعریف می شوند؛ از تهدیدات ریشه ای مانند شرک و کفر، تا تهدیدات میانی مانند فساد، ظلم و تفرقه، و در نهایت تهدیدات عینی مانند جنگ و قحطی.
۱۴۸.

جایگاه احادیث کلامی در فرهنگ رضوی (نگاهی از منظر نظریه سرمایه اجتماعی بوردیو)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۹
جامعه امامیه عصر رضوی پویا و دارای همه ظرفیت های سیاسی، اجتماعی و دینی بود. محوریت معنایی و تعلیمی امام رضا g به عنوان کانون منحصربه فرد الهی موجب شد که در این جامعه فراالگویی خاص از جهان بینی، عقاید، رفتارها و کنش ها شکل گیرد که آن را می توان فرهنگ رضوی نامید. در شماری از احادیث امام رضا (ع) که در مجموعه های حدیثی ائمه (ع) از التوحید شیخ صدوق تا مسند الرضا در دسترس است، مباحث کلامی در زیر عناوین اصول عقاید امامیه قابل مطالعه هستند. این پژوهش با شیوه کتابخانه ای، روش توصیفی استنادی، بهره مندی از تحلیل تاریخی دوره امامت امام رضا (ع) و استفاده از مفاهیم نظریه سرمایه پی یر بوردیو که مرزبندی های فرهنگی درون هر جامعه را با عنوان «میدان اجتماعی» از مقولات سرمایه اجتماعی باورمندان هر گفتمان درونی جامعه مد نظر می داند، نشان داده است که احادیث کلامی امام رضا g بخشی از چهارچوب های اصلی میدان اجتماعی امامیه هستند که به برساخت یا تثبیت جنبه های مخلتف اصول اعتقادی شیعیان مانند توحید، نبوت و امامت منجر شده اند؛ این احادیث با تبیین مفاهیم ایمانی، اعتقادی و مبانی مذهبی اسلام و تشیع موجب تمایزجویی، تلاش اصلاح گرایانه تبیینی یا رویکرد طرد و رد در برابر باورهای انحرافی درون شیعی- درون اسلامی و نیز تقابل با شبهات و رویکردهای متفاوت و گاه متخاصم دیگر ادیان یا آیین ها در قالب مناظرات و احتجاجات گشته اند؛ بنابراین قابلیت تطبیق تحلیلی با مفهوم میدان های اجتماعی در نظریه سرمایه بوردیو را دارند. میدان اجتماعی کلام امامیه در عصر رضوی موجب تثبیت باور شیعی به عنوان یک مذهب اعتقادی- عملی پویا در برابر تلاش های انکاری هر میدان اجتماعی رقیب، اعم از درون شیعی، درون اسلامی و برون اسلامی بوده و بخشی از تاریخ بقای فرهنگ امامیه را رقم زده است.
۱۴۹.

گستره ابتلائات زندگانی شخصی امام رضا (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۱
ابتلائات و آزمایش های الهی که به مثابه روشی تربیتی محسوب می شود، از جمله مسائل گریزناپذیر زندگی است. پیامبران و اولیای الهی که برگزیدگان خدای اند، از این سنت مسلم الهی برکنار نبوده اند و نیستند. در دین مبین اسلام، رسول خدا (ص) به نص قرآن و همچنین اهل بیت (ع) به نص پیامبر (ص) ، الگوهایی ویژه در تربیت دینی معرفی شده  اند. «امام» برای شیعیان، انسان نمونه و کامل و از هر منظر، الگو بوده و از عصمت و حمایت الهی برخوردار است. از همین رو پیروان در صورت پایبندی به شیوه برخورد آن ها در موارد مشابه به ویژه ابتلائات و گرفتاری های فردی، سیاسی و اجتماعی ائمه (ع) می توانند از پیشوایان خود درس بگیرند و در زندگی عملی کنند تا به کمال مطلوب نائل آیند. در واقع، شیوه برخورد ائمه هدی (ع) با ابتلائاتی که در زندگی  شان با آن روبه رو شده  اند، نیازمند روش شناسی است. تلاش این پژوهش بر آن است تا از رهگذر بررسی سیره و روش امام هشتم (ع) در مواجهه با ابتلائات و مشکلات شخصی، الگوی مناسبی برای مقابله با مشکلات و آزمایش ها ارائه دهد. زندانی شدن پدر و محروم شدن از آن، نافرمانی برخی خویشاوندان، دادن نسبت های ناروا از جمله قدرت طلبی و انجام سحر و جادو، تهمت بدشگونی و پدید آمدن خشکسالی، بچه دار نشدن تا پس از 40 سالگی و ایجاد حصر و نبود آزادی عمل، از جمله ابتلائات زندگانی شخصی امام رضا (ع) بود. در پایان به شیوه های مواجهه حضرت با ابتلائات مذکور اشاره رفته است.
۱۵۰.

تحلیل فقهی انتقادی پیش دریافت، مابه التفاوت و جریمه تأخیر در عقد جعاله بانکی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۷
عقد جعاله بانکی در نظام بانکداری بدون ربا، به سبب انعطاف پذیری، جایگاه برجسته ای در تأمین مالی و ارائه خدمات دارد؛ با این حال، اجرای آن در قالب سه رویه رایج، یعنی أخذ پیش دریافت، دریافت مابه التفاوت مبتنی بر کارکرد پول و جریمه تأخیر درصدی ثابت، با اصول فقه امامیه و اهداف قانون عملیات بانکی بدون ربا ( بهره) مصوب 8/6/1362 با اصلاحات و الحاقات بعدی، دچار چالش است. این وضعیت موجب شکل گیری شبهه ربوی در قراردادهای جعاله شده است. پژوهش حاضر، با روش توصیفی-تحلیلی و بهره گیری از منابع معتبر فقهی و حقوقی، قوانین موضوعه و بررسی نمونه قراردادها، به نقد و ارزیابی مبانی و آثار این رویه ها می پردازد. یافته ها نشان می دهد أخذ پیش دریافت پیش از انجام عمل، مالکیت عامل را پیش از تحقق نتیجه ایجاد و ماهیت قرض مشروط به سود پیدا می کند؛ مابه التفاوت ناشی از تفاوت بازپرداخت نقد و نسیه، زمانی که بر گذشت زمان مبتنی است، همانندی کامل با ربای نسیئه دارد؛ و جریمه تأخیر، با بی اعتنایی به میزان خسارت واقعی و منظور شدن در حساب درآمد بانک، کارکرد بهره بانکی یافته است. نتیجه گیری بر ضرورت اصلاح آیین نامه ها بویژه ماده 70 آیین نامه فصل سوم قانون عملیات بانکی بدون ربا (بهره) مصوب 14/10/1362 (آیین نامه تسهیلات اعطایی بانکی)، طراحی قراردادهای مبتنی بر اجرت المثل عمل و محدود کردن جریمه به حکم قضایی یا مصارف عام المنفعه تأکید دارد. این اصلاحات، امکان حذف شبهه ربوی، حفظ مشروعیت فقهی و تقویت اعتماد عمومی به بانکداری بدون ربا را فراهم می سازد.  
۱۵۱.

تحلیل تطبیقی رابطه نفس و قوای آن از منظر ابن سینا و ابن عربی با تأکید بر مبانی هستی شناختی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
این پژوهش به تحلیل تطبیقیِ رابطه نفس و قوای آن از منظر ابن سینا و ابن عربی می پردازد و می کوشد نشان دهد که چگونه تفاوت در مبانی متافیزیکی، به تفاوت در انسان شناسی و فهم ساختار نفس انجامیده است، یافته ها نشان می دهد که در نظام فلسفی ابن سینا، بر پایه اصالت وجود، تجرد نفس و ساختار علّی طولیِ عالم، نفس انسانی به عنوان «جوهر مجرد» و «مدبّر بدن» فهم می شود. قوای نباتی، حیوانی و ناطقه در این دستگاه فکری، مراتب مشکّک یک حقیقت واحدند؛ یعنی هر یک شأنی ضعیف تر یا کامل تر از وجود نفس است و به صورت سلسله مراتبی از آن صادر می شود؛ از این رو، رابطه نفس و قوا، رابطه ای علّی، طولی و وجودی است که در آن نفس اصل است و قوا فرع؛ در مقابل، ابن عربی با تکیه بر مبانی وحدت وجودی و نگاه شهودی به هستی، نفس انسانی را «مظهر تامّ اسمای الهی و آیینه ای برای تجلی حق می داند، قوای نفس در این نگرش، نه مراتب صادرشده از جوهری مستقل، بلکه ظهورات متنوّعِ یک حقیقت یگانه اند؛ بنابراین رابطه نفس و قوا، نه علّی _معلولی، بلکه «ظاهر و مظهر» است، این اختلاف بنیادین در هستی شناسی، منجر به تفاوت در تبیین فرایند کمال انسانی نیز می شود: ابن سینا کمال انسانی را در ارتباط با عقل فعال می داند، در حالی که ابن عربی غایت انسان را در تحقق فنای فی الله و بقای بالله تبیین می کند. در نهایت، پژوهش حاضر نشان می دهد که چگونه تمایزهای متافیزیکی، چارچوب های متفاوتی برای فهم حقیقت انسان می آفرینند و تصویر هر متفکر از نفس و قوا، ریشه در مبانی وجودشناختی او دارد.
۱۵۲.

رابطه دوسویه معرفت و اخلاق وحیانی: تحلیلی از منظر عقلانیت دینی و اندیشه های آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۳
تبیین ماهیت رابطه میان «هست ها»ی معرفتی و «بایدها»ی اخلاقی، با ورود عنصر «وحی»، ابعاد پیچیده تری می یابد. با وجود تمرکز پژوهش ها بر تأثیر یک سویه معرفت بر اخلاق، این خلأ وجود دارد که در منظومه فکری آیت الله جوادی آملی، معرفت شناسی و اخلاق وحیانی چگونه رابطه ای دوسویه و ارتقابخش برقرار می کنند و این تعامل تحت پارادایم «عقلانیت دینی» چه سازوکاری دارد؟ بر این اساس، هدف اصلی، صورت بندی الگوی این تعامل دوسویه است. برای نیل به این هدف، با اتخاذ روش تحلیل محتوای کیفی و استدلال منطقی، آثار محوری آیت الله جوادی آملی، مورد واکاوی قرار گرفته تا ارتباط نظام مند میان مفاهیم کلیدی همچون «عقل و وحی»، «طهارت نفس» و «معرفت شهودی» در چارچوب نظریه «عقلانیت دینی» تبیین شود. یافته ها نشان می دهد که این رابطه، یک چرخه «دوسویه، اندام وار و تعالی بخش» است: ۱. معرفت اولیه (عقل، فطرت، وحی) → عمل؛ ۲ . عمل + تقوا → طهارت نفس ( رفع موانع، شرط لازم ) + افاضه فرقان اله ی (شهود قلبی، شرط کافی)؛ ۳. معرفت تعالی یافته → عمل عال ی تر. التزام به فضائل و تهذیب نفس، به مثابه شرطی معرفت شناختی، موانع ادراک (رذائل) را مرتفع ساخته و ظرفیت فاعل شناسا را برای نیل به مراتب عالی تر معرفت، همچون «فرقان» و «شهود قلبی»، ارتقا می بخشد. این معرفت تعالی یافته نیز به نوبه خود، به سطحی عالی تر از عمل اخلاقی می انجامد. این چرخه پویا در بستر پارادایم «عقلانیت دینی» معنا می یابد که در آن، عقل در طول وحی عمل کرده و وحی، نقش شارح، متمم و مهیمن بر عقل را ایفا می کند.
۱۵۳.

دلالت های تربیتی نظریه علم دینی از دیدگاه آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۸
برای رفع اختلاف میان علم و دین، دیدگاه های مختلفی ارائه شده است؛ برخی تلاش کرده اند علم را در خدمت دین قرار دهند و یافته های علمی را به طور کامل رد کرده اند. در مقابل، گروهی دیگر با تکیه بر روش تجربی، دین را کنار گذاشته اند. اما دسته ی سومی نیز وجود دارند که بر امکان همزیستی و تعامل سازنده و مسالمت آمیز میان علم و دین تأکید دارند. نظر به اختلاف دیدگاه ها در این زمینه، هدف از پژوهش حاضر بررسی نظریه علم دینی از دیدگاه آیت الله جوادی آملی و تحلیل دلالت های تربیتی آن است. مقاله حاضر با روش پژوهش ترکیبی تحلیل محتوا و دلالت پژوهی، اصل نظریه ایشان که یکی از دیدگاه های ابتکاری در بحث علم دینی است و دلالت های تربیتی آن را واکاوی کرده است. بر اساس یافته های این پژوهش، نظریه علم دینی مورد بحث علاوه بر اثرگذاری در تعیین اصول و روش های تربیت اسلامی، تأثیرات عمیقی در سطوح سه گانه نظام تربیتی شامل سیاستگذاری آموزشی، برنامه ریزی درسی و نظام ارزشیابی به همراه دارد. مهمترین دلالت های تربیتی آن عبارتند از: بازنگری اسناد بالادستی با هدف «کشف نظام الهی حاکم بر هستی»، طراحی نقشه راه اسلامی سازی علوم بر پایه وحدت دانش، تربیت معلمان با تخصص دوگانه تسلط بر محتوای علمی و مبانی تربیت اسلامی، بازطراحی برنامه های درسی به گونه ای که پیوند عینی مفاهیم آموزشی با جهان بینی توحیدی را ممکن سازد، و نهایتاً تحول در نظام ارزشیابی با استفاده از ابزارهای نوین سنجش به منظور اندازه گیری همزمان «مهارت علمی» و «بینش توحیدی» دانش آموزان. در این الگو، معلم از نقش سنتی انتقال دهنده دانش به «مربی توحیدی» تبدیل می شود که دارای بینش توحیدی نسبت به رشته خود، توانایی تلفیق علم و دین، و شایستگی الگودهی عملی است.
۱۵۴.

A Non-Linear Systemic Analysis of Conceptualization in the Holy Qur’an(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۶
The Holy Qur’an employs a unique and, in technical terms, "Non-Linear" order and organization in articulating its concepts. The explanation of Qur’anic meanings cannot be adequately contained within a purely "lexeme-meaning" system alone; rather, it is the various patterns of order and the relationships among Qur’anic words, verses, and chapters that are responsible for conveying its meanings. The Qur’an constructs conceptual networks, expressing its intended meanings through chain-like interconnected relations. This study, which aims to analyze this non-linear system, employs textual analysis and examines concrete examples to identify various forms and processes of conceptual processing in the Qur’an. These include symmetry, opposition, repetition, morphological variation, derivation and inflectional extension, semantic gradation and contextual layering of vocabulary, generalization and specification, the use of different or similar rhetorical structures, and other forms of interrelation and proportionality among words, verses, and chapters. Attention to these relationships and proportional structures, as well as to the Qur’an’s distinctive mode of conceptualization, indicates the existence of a coherent and systematic conceptual universe within the Qur’an. In contrast to the long-standing scholarly focus on the external order of the Qur’an, these non-linear and systemic dimensions of Qur’anic conceptual organization have not received sufficient attention in academic research. The Holy Qur’an does not employ this mode of expression with the intention of artificial complexity, hardship, or confusion for the audience. Rather, since it is intended to serve as a "Clarification for Humankind," it necessarily adopts such a structure. This form of relational organization prevents stagnation and the monopolization of Qur’anic meanings, thereby demonstrating its perpetual explanatory capacity, its effectiveness in addressing human problems, and, ultimately, its enduring authority.
۱۵۵.

کارآمدی آموزش قرآنی در ارتقا سواد دینی- دیجیتال و کاهش آسیب های فضای مجازی نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۸
زمینه و هدف: هدف این پژوهش، طراحی و ارزیابی کارآمدی یک بسته آموزشی مبتنی بر آموزه های قرآنی در کاهش آسیب های فضای مجازی و ارتقای سواد دینی-دیجیتال نوجوانان بود. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و با طرح شبه آزمایشی پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری شامل دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان ارومیه در سال تحصیلی 1404-1403 بود. با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی، ۱۲ مدرسه (۶ مدرسه در گروه مداخله و ۶ مدرسه در گروه کنترل) انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه استاندارد آسیب های فضای مجازی و پرسش نامه محقق ساخته سواد دینی-دیجیتال (بررسی شده از نظر روایی و پایایی) بود. گروه مداخله در ۸ جلسه آموزشی بر پایه آموزه های قرآنی (اخلاق گفت وگو، پرهیز از شایعه و تهمت، مسئولیت پذیری اطلاعاتی و تقویت فضایل صبر و کنترل نفس) شرکت کردند؛ داده ها با استفاده از آزمون های ANCOVA و مدل های خطی مختلط تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد میانگین نمرات آسیب های فضای مجازی در گروه مداخله به طور معناداری کاهش یافت (p<0.01) و میانگین نمرات سواد دینی-دیجیتال افزایش چشمگیری داشت (p<0.001). اثرات به دست آمده در پیگیری سه ماهه نیز پایدار باقی ماند. تحلیل کیفی پرسشنامه ها حاکی از آن بود که مؤلفه های اخلاق رسانه ای قرآنی، تقویت خودکنترلی و ارتقای مسئولیت پذیری از مهم ترین عوامل اثرگذار در تغییر رفتار بودند. نتیجه گیری: بسته آموزشی مبتنی بر آموزه های قرآنی توانست در کاهش آسیب های فضای مجازی و ارتقای سواد دینی-دیجیتال نوجوانان مؤثر واقع شود. این الگو می تواند به عنوان یک ابزار تربیتی-پیشگیرانه در برنامه های درسی مدارس و مراکز مشاوره تربیتی مورد استفاده قرار گیرد و زمینه ساز طراحی سیاست های تربیت رسانه ای مبتنی بر معارف اسلامی باشد.
۱۵۶.

مطالعه تفسیری واژگان «صلح» و«سَلم» در قرآن کریم با محوریت آیه 128 نساء و تکیه بر نقد تفاسیر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
جایگاه هر واژه در قرآن، بر اساس هدفی مشخص و منحصر به خود در بافت و سیاقی معنادار تعریف شده است و هیچ دو واژه ایی در قرآن مترادف و هم معنا نیستند و نمی توان در تفسیر و ترجمه، دو واژه را در یک معنا و مفهوم به کار گرفت. واژه«صلح» در هشت آیه و واژه «سَلم»در هفت آیه در زمینه بروز اختلافات و منازعات خانوادگی و اجتماعی در قرآن ذکر شده است. مفسران فریقین مراد خدای تعالی از «سَلم» را در آیات هفتگانه مسالمت، سازش و آرامش دانسته اند. واژه ی صلح نیز در هفت آیه، در معنای احقاق حقوق تضییع شده مظلوم و باز ستادن آنها از ظالم تفسیر شده است. اما در یک مورد؛ یعنی آیه 128نساء با موضوع زن و خوف نشوز و اعراض کامل شوهر از او در حوزه نزاع خانوادگی و در مواضع بحرانی؛ صلح را مترادف «سلم»در معنای عفو و چشم پوشی از حقوق خود و بخشیدن دیگر حقوق خود به شوهر یا همان مسالمت و سازش از روی ضعف و ذلت دانسته اند. این پژوهش با رویکردی انتقادی و درنگ در آیات متحدالموضوع با ارائه انتقادات و پرسش هایی، تفسیر مشهور را به چالش کشانده و با ارائه دلیل اثبات می نماید که مراد از صلح در آیه مذکور نیز مانند هفت آیه دیگر، همان استیفای حقوق و بازگرداندن حقوق تضییع شده ی زن از ناحیه شوهر است و نمی توان در یک آیه صلح را از معنای حقیقی خود و سازگار با سیاق و دیگر آیات خارج نموده و آن را در معنای «سَلم» اخذ نمود.
۱۵۷.

تحلیل کارکردهای زبانی سوره نوح بر اساس نظریه ارتباطی یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۱
سوره نوح یکی از غنی ترین سوره های قرآن است و محور اصلی آن، ارتباط حضرت نوح با قوم خود و سخنان رد و بدل شده بین آن ها است. خداوند، حضرت نوح و دیگر پیامبران خود را کاملا به قدرت ارتباط کلامی آگاه کرد تا با مردم به بهترین شیوه صحبت کنند. لذا بررسی و تحلیل الگوی ارتباطی و نقش های زبانی موجود در این سوره، از اهمیت خاصی برخوردار است. امروزه اندیشمندانی مثل رومن یاکوبسن به بررسی ساختمان ارتباط کلامی پرداخته اند. پژوهش حاضر درصدد نشان دادن الگوی ارتباط کلامی و کارکردهای زبانی در سوره ی نوح است. روش استفاده شده در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی براساس نظریه ارتباطی یاکوبسن است. نتایج به دست آمده بیانگر این است که سوره ی نوح با اینکه سوره ای کوتاه است، اما از همه ی کارکردهای زبانی برخوردار است و حتی گاهی این کارکردها باهم تداخل پیدا می کنند. میزان استفاده از کارکرد ارجاعی و عاطفی و سپس کارکرد ترغیبی بر بقیه کارکردها غلبه دارد و میزان استفاده از کارکرد فرازبانی نسبت به بقیه کارکردها کم رنگ تر است. علت غلبه ی کارکرد ارجاعی و سپس عاطفی و ترغیبی، نشانگر اهمیت ارجاع ذهن گیرنده به موضوعات مختلف و امر تشویق است. حضرت نوح با فنون اقناع و ترغیب، مردم را به راه راست دعوت کرد و در کلام خود، ادب را که لازمه ترغیب مخاطب است، رعایت می کرد. به ندرت حضرت نوح، با نشانه با مخاطب صحبت می کند تا هرکس به اندازه ی فهم خودش از کلام او بهره ببرد.
۱۵۸.

بررسی و نقد مؤلفه های «اجتهاد صحابه»، «جهاد صحابه»، و «حفظ جماعت» در تاریخ نگاری منیر غضبان، محمود شاکر و محمد صلّابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۴
نقش تاریخ در ساختن تمدن ها قابل انکار نیست. یکی از علومی که در ساختن تمدن اسلامی نقش محوری داشته، تاریخ است، اما تاریخ در صورتی می تواند نقشی مؤثر داشته باشد که با روش های علمی در پی کشف حقیقت باشد، ولی برخی مورخان معاصر با رویکرد کلامی به جای کشف حقیقت به دنبال اثبات عقاید دینی خود بر آمده اند. گروهی مورخان در بهره گیری از داده های کلامی راه افراط در پیش گرفته گزارش های تاریخی را کنار زده تنها بر قواعد کلامی به عنوان حجت قطعی و نهایی و نه به عنوان شاهد و قرینه تکیه کرده اند و هر کجا که گزارش های تاریخی با این قواعد سازگار نباشد آن را انکار یا تأویل می کنند. چنین رویکردی به تاریخ باعث می شود که مورخ از تاریخ نگاری علمی و تمدن ساز فاصله بگیرد و به یک متکلم بدل شود. در این جستار منیرمحمد غضبان، محمود شاکر و علی محمد صلابی انتخاب شده اند تا روش تاریخ نگاری آنان در به کارگیری سه قاعده کلامی مورد مطالعه قرار گیرد. این سه قاعده کلامی عبارتند از: «اجتهاد صحابه»، «جهاد صحابه»، و «حفظ جماعت». سؤالات اصلی پژوهش این گونه قابل طرح است که آیا این مورخان در مواجهه با اصول کلامی «اجتهاد صحابه» ، جهاد صحابه» و «حفظ جماعت»، به روش های صحیح و قاعده مند تاریخ نگارانه پایبند بوده اند؟ و پیامدهای این بهره گیری چه بوده است؟ به نظر می رسد این مورخان نتوانسته اند آن چنان که وظیفه و روش یک مورخ ایجاب می کند، میان تاریخ و کلام تمایز قائل شوند. از این رو در تاریخ نگاری شان چهارچوب های روشی و عینی رعایت نشده و نمی توان تاریخ نگاری آنان را علمی و چهارچوب مند قلمداد کرد.
۱۵۹.

بررسی تحلیلی چالش های علم دینی در تمدن مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۰
در تمدن مدرن، بشر جدید علم دینی را با چالش های بسیاری روبه رو ساخته است؛ زیرا سعی در نفی بُعد ماورایی و قدسی دین و نیز جنبه متافیزیکی آن داشته و جایگاه و ارزش انسان در جهان هستی را آسیب پذیر نموده و موجب بحران در فرهنگ دینی و رواج شک گرایی در علوم بشری گردیده و تفسیر آزاد از متون دینی را با اتکا بر عقلانیت و ایمان بشری گسترش داده است. این نوع برخورد، منجر به پدید آمدن تکثر گرایی، خصوصی شدن علمی و دینی و سکولاریزه شدن شده و بیان حقیقت جهان و انسان در نظام هستی و تناسب آن ها به یکدیگر، بر پایه دانش هایی چون فیزیک، فلسفه، روان شناسی مدرن و زیست شناسی و با تبیین مادی را به دنبال داشته است و در این نگاه منزلت انسان را دچار تغییر بنیادین نموده است. بر این اساس، امروزه بدون توجه به فرهنگ بومی و اصیل دینی خود، هم چالش ها در عرصه علم دینی افزایش یافته و هم بدون مشروط و مقید نمودن آن به زیرساخت های تمدنی، از الگوها و مدل های توسعه غربی و فن آوری ها در مواجهه با مدرنیته، استفاده می شود. سعی نگارنده در این مقاله آن است که به روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد کاربردی و مبتنی بر مطالعه کتابخانه ای، بعد از ذکر مفاهیم محوری، این سؤال را بیان کند که مهم ترین چالش های علم دینی در تمدن مدرن و جایگاه انسان در این عرصه چیست؟ لذا، از مسأله تکثرگرایی دینی، کاهش سطح دین و دین داری به تجربه قلبی و شخصی و سکولاریزه شدن ماهیت دین در عرصه علوم و زندگی انسانی به مثابه منشأ بحث و دلایل بحران دین و منزلت دینی در تمدن مدرن یاد کرده و علاوه بر ذکر دلایل ایجاد چالش های علم دینی در تمدن مدرن به بیان جایگاه انسان در این عرصه و پاسخ به پرسش مذکور بپردازد. مهم ترین یافته های جدید این مقاله، اشاره دقیق به چالش های علم دینی در تمدن مدرن، دلایل ایجاد این چالش ها و تأثیر آن ها بر منزلت تمدنی انسان و فاصله دادن او از جایگاه حقیقی در تمدن اسلامی می باشد.
۱۶۰.

تبیین جایگاه و کارکرد ناوگان دریایی در دولت موحدون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۰
دریا مهم ترین عامل شکل گیری قدرت دریایی و رکن اصلی قدرت دریایی، نیروی دریایی است که ابزار اصلی اعمال قدرت در دریاهاست. دست یابی به قدرت و سیادت دریایی می تواند در حفظ و امنیت مرزها و نیز بالا بردن توان اقتصادی و سیاسی یاری نماید . در منطقه غرب جهان اسلام و شمال آفریقا با وجود دریاها و راه های آبی، ناوگان دریایی جایگاه بالایی داشته و دولت هایی که در آن مناطق روی کار می آمدند، برنامه های ویژه ای برای امنیت، تجارت و نبردهای دریایی داشته اند. موحدون از جمله دولت هایی بودند که موفق شدند در قرن ششم هجری، در مغرب و اندلس حاکمیت خود را بسط دهند. از جمله اجزای تشکیل دهنده ساختار قدرت نظامی و حاکمیت سرزمینی، ناوگان دریایی این دولت بوده است. عواملی چون وسعت منطقه مغرب، حضور در اندلس و ارتباط با سواحل، توجه به نیروی دریایی را ضروری می کرد. موحدون از عمق کوه های اطلس سر برآروده بودند، اما با توجه به شرایط جغرافیایی و مقتضیات موجود به دریانوردی و اهمیت نیروی دریایی پی بردند. این پژوهش با رویکردی توصیفی- تحلیلی به این پرسش پاسخ خواهد داد که ناوگان دریایی چه جایگاهی در ساختار سیاسی و نظامی دولت موحدون داشته است؟ همچنین با توجه به شرایط قرن ششم هجری، ناوگان دریایی چه کارکردی برای استقرار قدرت دولت موحدون ایفا کرد؟ با بررسی منابع چنین به نظر می رسد که دولت موحدون با توجه به وجود راه های دریایی و ارتباط با اندلس و مسیحیان، ناگزیر از ناوگان دریایی بودند، بر این اساس جهت تداوم قدرت و تعاملات خود، به ناوگان دریایی پرداختند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان