فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
223 - 238
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : امروزه روش های پرداخت ثمن و مثمن درصنعت نفت براساس نوع قرارداد متعدد بوده که برطبق همان روش پرداخت قرارداد نامگذاری شده است؛ مانند بیع متقابل یا Buy Back Swap BOT Joint Venture و قراردادهای صرفاَ خدماتی و سرمایه گذاری مشترک سلف نفتی و مشارکت درتولید به روش های حقوقی پرداخت ثمن ومثمن در قراردادهای نفتی می پردازیم. مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری بوده و روش تحقیق به صورت توصیفی – تحلیلی است و روش جمع آوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای است و با مراجعه به اسناد، کتب و مقالات صورت گرفته است. ملاحظات اخلاقی: در تحقیق حاضر، اصل امانتداری، صداقت، بی طرفی و اصالت اثر رعایت شده است. یافته ها: در صنعت نفت روش های پرداخت ثمن و مثمن از طریق انعقاد قراردادهای متعدد در زمینه اکتشاف، بهره برداری و پالایش، تولید، فروش، تکنولوژی، خرید و مدیریت، نقل و انتقال و ... بررسی می گردد. همچنین تطبیق پرداخت ثمن و مثمن این قراردادها با مبانی حقوقی و قوانین حاکم بر ایران به لحاظ جدید و نوین بودن این صنعت از اهمیت خاصی برخوردار می باشد. نتیجه : از منظر حقوقی منطبق بامواد قانونی متعدد وبند ب ماده 214 قانون برنامه پنجم توسعه و همچنین قانون حمایت از سرمایه گذاری خارجی مصوب مجلس شورای اسلامی و مشروعیت وفای به عهد و تعهدات و انواع قراردادها از جمله اجاره، جعاله، باشد.
پیامدهای فکری- فرهنگی دعوت مهدوی محمد احمد سودانی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
26 - 44
حوزههای تخصصی:
خیزش ها و نهضت های اجتماعی به ویژه آن زمان که مبتنی بر باورهای دینی و معنوی باشند منشاء آثار و تحولات وسیعی در عرصه فکری و فرهنگی خواهند بود. پیامدها و آثاری که ممکن است با عناصر مختلف ملی، قومی و نژادی نیز اختلاط یافته و حتی پس از فروکش کردن نهضت نیز در قالب های مختلف فکری و فرهنگی انعکاس یافته باشند. دعوت محمد احمد سودانی(م1304ق) در سودان و آفریقای عربی از معدود خیزش های مهدوی است که در قرون اخیر توانست نهضتی را در سودان با پایه دعوت مهدوی رهبری نماید. این تحقیق تلاش دارد تا بر پایه منابع دست اول و مطالعات معاصر و به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی پیامدهای فکری-فرهنگی این دعوت بپردازد. عمر دعوت محمد احمد گرچه کمتر از دو دهه بود اما توانست تحول گسترده ای را در ساحت های مختلف فکری و فرهنگی همچون امتداد اندیشه های صوفیانه در عرصه های مختلف اجتماعی، تاثیر گذاری آموزه ها و منابع متصوفه در نظام های معرفتی و روش های استنباط، تقویت هویت ملی، بازنگری در سنت های فرهنگی و دینی، بازتعریف سبک زندگی اسلامی، توجه به مهدویت از سوی مستشرقان و خارج شدن مبحث مهدویت از چارچوب های منصوص اسلامی و اختلاط با تعالیم سایر ادیان ایجاد نماید.
مشترک لفظی بودن صفات اراده، حیات و قدرت: بررسی انتقادی دیدگاه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت سینوی سال ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۳
193 - 217
حوزههای تخصصی:
ابن سینا در تبیین صفات الهی، به خصوص سه صفت اراده و حیات و قدرت، درعین حال که صفات الهی را معنادار می داند و در روشن ساختن معنای صفات الهی جداً تلاش می نماید، اما نحوه تحلیل او منجر به این برداشت می گردد که در صفات مذکور بین خدا و انسان اشتراک لفظی برقرار است. در جست وجوی علت چنین روی کردی دو احتمال وجود دارد: احتمال نخست به موضع شیخ الرئیس در بائن دانستن وجود خدا از مخلوقات مربوط می شود که با بررسی مواضع شیخ، این نتیجه به دست آمد که نمی توان چنین احتمالی را علت گرایش ابن سینا به مشترک لفظی بودن صفات سه گانه خداوند قلمداد نمود. احتمال دوم نیز به حوزه معناشناسی مربوط می شود که با توجه به روی کرد شیخ الرئیس در تعریف صفات الهی و بشری، معلوم می شود که می توان این عامل را علت گرایش شیخ به قول مذکور دانست؛ اگرچه روی کرد شیخ و لوازم آن با اشکال جدی همراه است؛ به همین دلیل با دو ایراد: ۱) خلط مفهوم و مصداق و ۲) مشترک لفظی شدن تمامی صفات، مبنای شیخ الرئیس نقد و ارزیابی شده است. در پایان این نکته خاطرنشان شده است که معناداری صفات واجب ازنظرِ ابن سینا، با پذیرش تشکیک خاصی قابل توجیه خواهدبود وگرنه باید کلام وی را در این باب غیرمنقّح دانست.
تحلیل میزان مطابقت محتوای کتاب پیام های آسمان پایه هفتم با رویکردها، اهداف و کارکردهای بخش حکمت در برنامه درسی ملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۲
91 - 109
حوزههای تخصصی:
مقدمه: یکی از ابزارهای پیاده سازی اهداف تعلیم و تربیت در سیستم آموزشی، کتب درسی است که می تواند اهداف، راهبردها و محتوایی با مسیر مشخص و مدون را در اختیار معلمان قرار دهد. در برنامه درسی ملی، رویکرد، اهداف و راهبردها، جزئی تر از سند تحول بنیادین مطرح شده است. در این سند، «رویکرد فطرت گرایی توحیدی»، به عنوان رویکرد اصلی مطرح شده و کارکرد حوزه حکمت و معارف اسلامی برای دانش آموزان، عمق دادن به اندیشه و ایمان و عمل دینی و سامان دادن به زندگی فردی و اجتماعی بر محور بندگی خدا آورده شده است. بررسی رویکردها و اهداف برنامه درسی ملی، این پرسش را به ذهن متبادر می کند که آیا متخصصان حوزه تعلیم و تربیت دینی، رویکرد و اهداف را مطابق با برنامه درسی ملی در انتخاب ساختار و تدوین محتوا به کارگرفته اند، چگونه، با چه کیفیت، اولویت و عمقی؟ آیا محتوای موجود، در بهکارگیری اهداف و دستیابی به کارکردها، در کتاب پیام های آسمان، موفق عمل کرده است؟ چه نکاتی را می توان جهت بهبود کیفیت محتوای کتاب پیام های آسمان به صورت مشخص پیشنهاد داد. روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش تحلیل داده انجام شده است. ابزار جمع آوری داده در این پژوهش، اسنادی است و اسناد مورد بررسی برنامه درسی ملی، راهنمای کتب پیام های آسمان دوره متوسطه و کتاب پیام های آسمان پایه هفتم است. محتوا و مضمون کتاب ها ابتدا به روش تحلیل محتوا با واحد تحلیل مضمون، مورد بررسی قرار گرفته اند. جهت بررسی به معیارهای مورد تأکید در سند یعنی درگیری فکری (شناخت فکورانه)، درگیری عاطفی و گره خوردن قلب با معارف (ایمان آگاهانه) و حرکت برای تبدیل ایمان به عمل (عمل ارادی) توجه شده است. یافته ها: ساختار و محتوای کتب از حیث اهداف و ساحت های چندگانه (نگرش، گرایش و عمل)، عمق پرداختن به موضوعات (سطح یادگیری)، زیبایی شناسی و ویژگی های زبانی بررسی شده اند. بر این اساس یافته ها نشان می دهد که از بین ۱۵ درس کتاب پیام آسمان، ۲ درسی که به خداشناسی پرداخته اند با پیش فرض گرفتن باور به خدا و پذیرش توحید، به صفات خدا پرداخته اند و شیوه پردازش این موضوع و عدم تلاش جهت تعمیق نگرش نوجوان نسبت به توحید، سؤالات اساسی نوجوان در مباحث توحیدی را بی پاسخ می گذارد. در ۲ درسی که به معاد پرداخته، از داستان تمثیلی استفاده شده و محتوا ناظر به ایجاد زمینه برای تعقل و ایجاد انگیزه و تبدیل به عمل است اما در عین حال سؤالات جدی نوجوان که متناسب با فضای جامعه و عصر فناوری و انتقال اطلاعات است، به خوبی پاسخ داده نمی شود. ۳ درسی که به راهنماشناسی پرداخته نیز با پیش فرض گرفتن باور به اهل بیتb می تواند اثرگذار باشد اما منجر به تعمیق ایمان و نگرش نوجوان و پاسخگویی به سؤالات و شبهه های مطرح شده درباره امامان معصومb نمی شود. ۴ درس به بحث راه و توشه پرداخته که در آنها از زبانی ساده و قابل فهم استفاده شده اما از عناصر زیبایی شناسی و ایجاد چالش های ذهنی که تلنگری برای تفکر و تعمیق باور هستند، استفاده نشده است. برخی تمثیل ها در ایجاد انگیزه برای انجام عمل صالح مؤثر هستند. ۴ درس نیز به حوزه اخلاق پرداخته که چهارچوبی منطقی دارد و ارائه الگو کرده است اما از اصول تربیتی اثرگذار مثل تحریک حس کنجکاوی و کشف مفهوم توسط خود نوجوان بهره نبرده است. در بخش ساختار کتاب نیز ۶۲ درصد محتوا و متن اصلی و بیشتر بدانیم، شامل قصه و داستان هایی از زندگی پیامبرn و اهل بیتb است و تنها ۲ داستان تمثیلی استفاده شده است. بحث و نتیجه گیری: در این پژوهش محتوا و ساختار، با در نظر گرفتن اهداف و کارکردهای بخش حکمت و معارف در سند ملی، مورد بررسی قرار گرفتند. براساس تحلیل فلسفی حاصل از این بررسی، نقد کتاب پیامهای آسمانی و پیشنهادات جهت بهبود اثرگذاری محتوا، ارائه شده است. 1. میزان تعمیق در دستیابی به دانش، نگرش و رفتار: اثرگذاری محتوا با پیش فرض گرفتن وجود باور نسبت به مفاهیم دینی و صرفاً جهت تلنگر، خوب ارزیابی می شود؛ اما جهت تعمیق باورها در هر سه حوزه دانش، نگرش و عمل، ضعیف عمل می کند. نوع سنجش منطبق بر دروس فنی و مهارتی تبیین شده است. 2. اولویت موضوعات در تناسب با سن و شرایط دنیای مدرن:محتوا به اندازه کافی به دغدغه ها و مسائل روزمره نوجوانان نمی پردازد و همچنین به نقش رسانه ها و تغییرات اجتماعی توجه نکرده و از روش های جدید و خلاق در ارائه محتوا بهره نبرده است. 3. ویژگی های فلسفی -تربیتی محتوا: محتوا پرسش محور و ایجادکننده شرایط برای تفکر نیست. داستان ها مستقیم و مثال ها به اندازه کافی چالش برانگیز و مرتبط با زندگی نوجوانان نیستند. 4. ویژگی های زیبایی شناختی و هنری محتوا: زبان و ساختار متن به اندازه کافی جذاب و تأثیرگذار نیست. سه ضلع شناخت، عاطفه و عمل، توأمان می توانند در دستیابی به اهداف تربیتی کمک رسان باشند. چند پیشنهاد کلی حاصل از این پژوهش ارائه می شود: - حرکت به سمت پرسش گری و تفکر انتقادی و طرح موضوعات چالشی در ابتدای هر بحث؛ - ارائه تمرین های مرتبط با خودشناسی جهت تقویت بعد هویتی و هویت دینی فردی و اجتماعی در نوجوان؛ - استفاده از رویکردهای فلسفی - عرفانی جهت تقویت نگرش توحیدی دانش آموزان؛ - متناسب سازی محتوا و ابزار کمکی آموزشی و تربیتی با نیازهای نوجوان و عصر تکنولوژی؛ - تغییر روش های ارزیابی و عبور از ارزیابی مبتنی بر حفظیات به سمت اثرگذاری حقیقی و خودارزیابی معنوی و اخلاقی نوجوان.
واکاوی نظریه علّامه طباطبایی درباره «استقلال دلالی جملات تامّه قرآنی» (ارکان نظریه- اقسام دلالت ها)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهش های قرآنی سال ۲۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۴)
141 - 170
حوزههای تخصصی:
سبک تفسیری علامه طباطبایی(ره) در تفسیر المیزان، یعنی بهره گیری از قرینه سیاق و دادن اهمیت فراوان به آن در کشف مدالیل آیات شریفه، موجب شده است که بتوان این تفسیر را «تفسیری سیاقی» نامید. اما کنار این سبک تفسیری، ایشان مبتنی بر انبوه روایات اهل بیت از «سبک تفسیری مستقل از سیاقِ مجموعی» پرده برداری کرده اند. اختصار عبارات علامه ذیل آیه 115 سوره بقره و بسنده کردن به آن توسط برخی پژوهشگران، موجب شده است ارائه یک نظریه منسجم درباره دیدگاه علامه نادیده گرفته شود تا جایی که برخی افراد، دیدگاه ایشان را فاقد پشتوانه علمی می دانند. ازسوی دیگر، در بسیاری از پژوهش ها نیز تنها به یک بُعد این دیدگاه تحت عنوان «فرازهای مستقل» اشاره شده است. برهمین اساس، جستار پیش رو با هدف انسجام بخشی به نظریه علامه و تبیین ارکان و ابعاد آن و تشریح متن محور عبارات ایشان با شیوه تحلیلی-توصیفی سامان یافته است. در نهایت نویسندگان به این نتیجه دست یافته اند که اعتبار این سبک تفسیری بر یکی از شیوه های استنباطی اهل بیت از آیات قرآن کریم و به عنوان قاعده ای نقلی-تفسیری استوار است که می توان آن را قاعده «حجیت دلالی هر جمله تامّه الإفاده یا مستقله قرآنی» نامید. رکن پایه و اولیه این سبک و روش تفسیر بر امکان چشم پوشی از برخی مراتب سیاق و در نظر گرفتن سیاق و ظهور یک جمله تامّه الإفاده -که معنایی صحیحی را با توجه به منظومه دین مننقل می کند- مبتنی است و رکن تبعی آن توسعه مدالیل سطح عرضی یا افقی (در فرازهای مستقل) و توسعه مدالیل سطح طولی یا عمودی (در فرازهای مستقل و غیرمستقل) با نگرش تقطیعی و تجریدی به سیاق است.
نگرشی تحلیلی بر جایگاه اسم دهر عرفانی در هستی شناسی شهودی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۸
59 - 86
حوزههای تخصصی:
اسم دهر به عنوان یکی از اسماء کلّیه الهیه در نظام اسمائی عرفان جایگاه ویژه ای دارد.ماهیت شناسی این اسم جزء سرفصل های مهجور ، در آثار مکتوب عرفان نظری است.هر چند معمار ساختمان حکمت شهودی یعنی ابن عربی و شارحان متقدّم مکتب او ، سطرهایی کوتاه در معرّفی این اسم در میراث معرفتی خود به یادگار گذاشتند ، امّا اهتمام به ماهیّت شناسی تفصیلی این اسم وشناخت جایگاه آن از منظر هستی شناسی ، در محافل علمی و آثار عرفانی ، به ویژه در دوره معاصر مورد توجه قرار نگرفته است .اسم دهر در عرفان پاسخی برای علّت همه تقدم ها و تاخر ها در سرتاسر پهنه هستی است . و با نگاه توحیدی ناب ، این قبل و بعد بودن را تنها به خصوصیات ذاتی اشیاء منتسب نمی کند ، بلکه آن را به احکام یکی از اسمای الهی با عنوان دهر منسوب می نماید. لذا در این نوشتار، با روشی تحلیلی بر پایه سخنان قدما ، ماهیّت این اسم الهی و جایگاه آن در هستی شناسی شهودی به عنوان روح زمان و اصل همه تدرّج ها از جمله ترتیب شرایع و تدوین ادوار تاریخی بشر، به صورت تفصیلی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته، و همچنین مرزهای دقیق معرفتی این اسم بامفاهیم مشابه، مثل مشیت الهی و اسم مقدِّر نیز مشخّص گردیده است.
تاریخ گذاری حدیث "... لَقَدْ جِئْتُکُمْ بِالذَّبْحِ ..." در مصادر روایی فریقین «با تأکید بر روش تعیین حلقه مشترک»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاریخ گذاری مأثورات در نگاه مستشرقان علی رغم گذشت یک سده از مباحث نوین درحدیث پژوهی معاصر تلقی می شود؛ به گونه ای که بازشناسی شیوه آنان در تحلیل روایات از ضرورت این امر گواهی می دهد؛ زیرا قبول یا طرد نتایج آنان فارغ از آشنایی با شیوه حدیث پژوهان غربی میسر نخواهد بود. پژوهش حاضر نیز با نگاهی مشترک بر سند و متن گزاره "لَقَدْ جِئْتُکُمْ بِالذَّبْحِ"، در پی ارزیابی این پرسش است که تعیین حلقه مشترک، کدامین دوره را نخستین خاستگاه زمانی ترویج روایت معرفی می دارد. لذا این پژوهش با نظر به فقدان مطالعات حدیثی پیرامون تاریخ گذاری روایت مذکور در مجامع فریقین، برآن است تا ازگذار پاسخ به سؤال فوق مبتنی بر نتایج حاصل از تحلیل ترکیبی، کاستی های موجود را برطرف نماید. گفتنی است این نوشتار با بهره وری از شیوه توصیفی تحلیلی بدین رهیافت نایل آمد که تحلیل سندی و دلالی روایت بر مبنای مستندات نقلی و کلامی، تماماً از ضعف روایت و گسترش بی رویه آن در عصر فتوحات خلفا حکایت می نماید. نقل منفرد گزاره در مصادر شیعی و انتقال آن در مکتوبات "راوندی" و "طبرسی"، در قیاس با نخستین ورود روایت در سیره "إبن إسحاق" و انعکاس آن با تعدد طرق در منابع متاخرتر، از جمله مهم ترین برآیند حاصله از تحلیل ترکیبی روایت است .
تحلیل انتقادی انگاره های قرآنیون پیرامون تأخیر تدوین حدیث(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
33-60
حوزههای تخصصی:
مسأله تاخیر در تدوین حدیث به مثابه یک پدیده تاریخی، خود منشأ پیدایش مجموعه انگاره هایی در این خصوص شده است، که لازمه تحلیل این انگاره ها اتخاذ نگاهی تاریخی به این مقوله می باشد. انگاره ناهم ترازی اعتبار سنت با قرآن، انگاره بی نیازی به سنت در پیاده سازی شریعت و انگاره تفکیک ناپذیری احادیث صحیح از سقیم از جمله این انگاره ها هستند. در این میان جریان قرآن بسندگی در دین موسوم به «قرآنیون»، با تاثیرپذیری از مطالعات استشراقی نقش پر رنگی در توسعه و ترویج این انگاره ها داشته اند. مبنای قرآنیون دراین شبهات، گزارش های حدیثی و تاریخی احادیث منع کتابت در زمان رسول خدا (ص) و پذیرش نهی توسط صحابه و تداوم و تاکید بر آن پس از رحلت پیامبر(ص) است. پژوهش حاضر که به روش کتابخانه ای و با هدف تحلیل تاریخی انگاره های قرآنیون سامان یافته، به این نتیجه رسیده است که دلایل و مستندات قرآنیون در تثبیت این انگاره ها از اعتبار و وجاهت علمی کافی برخوردار نبوده؛ زیرا، اولا اعتبار سنت متوقف بر نگارش و کتابت آن نیست. ثانیا سیره گفتاری و رفتاری پیامبرمساله منع نگارش سنت را بر نمی تابد و نمی توان تصمیم صحابه در خصوص مقابله با تدوین حدیث را تداوم سیره نبوی دانست.
بررسی نسبت های متصوّر بین «زهد» و «اخلاق» در اخلاق اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اخلاق وحیانی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۵)
53 - 76
حوزههای تخصصی:
تبیین نسبت زهد و اخلاق و نیز تبیین جایگاه زهد در بین فضیلت های اخلاقی از جمله مسائلی است که علیرغم اهمیّت آن در معرفی میراث اسلامی، کمتر در پژوهش های اخلاقی مورد توجه قرار گرفته است. تبیین این نسبت و روشن نمودنِ جایگاه زهد در تاریخ اندیشه های اخلاقی، نقش موثّری در احیاء نظریه های اخلاقیِ موجود در سنّت اسلامی خواهد داشت. این مقاله می کوشد تا با روشی تحلیلی، تقریرهای مطرح در خصوص چیستیِ زهد و نسبت آن با اخلاق را تبیین نماید. یافته های تحقیق نشان می دهد که سه نسبتِ کلّی بین زهد و اخلاق در تاریخ اخلاق اسلامی قابل تصور است که بر اساس آن ها می توان از تقریرهای مختلف زهد سخن گفت. در یک نسبت زهد به مثابه تمام اخلاق است و به جهت اینکه در مؤلفه های بنیادینی چون انقطاع از غیر خدا، و عدم رغبت به امور دنیوی، و به عنوان یک سبک زندگیِ اخلاقی تبلور می یابد خود می تواند سه تقریر متمایز از زهد باشد. در نسبتی دیگر، زهد به مثابه بخشی از اخلاق است که در این صورت یا فضیلتی از فضائل اخلاقی، یا جزئی از یکی از فضائل اخلاقی، و یا مقامی از مقامات اخلاقی است و لذا از این نسبت نیز سه تقریر قابل تصوّر است. در نسبت سوم، زهد امری غیرمرتبط با اخلاق و به نوعی مقابلِ فضیلت اخلاقی است. بر این اساس، هفت تقریر از نسبت زهد و اخلاق را می توان در تاریخ اخلاق اسلامی ارائه داد و برای هر یک از این تقریرها شواهدی وجود دارد.
نگاهی نو به روش های تفسیری فریقین در تفسیر آیه 55 سوره مائده در اثبات ولایت حضرت علی (علیه السّلام)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نقد و نظر سال ۲۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
124 - 163
حوزههای تخصصی:
آیه 55 سوره مائده، ازجمله آیات بسیار مهم و ویژه در اثبات ولایت امام علی(علیه السّلام) است. تحلیل درست این آیه خودبه خود شبهات زیادی را دفع خواهد کرد. متأسفانه بسیاری از مفسران تلاش زائدالوصفی را در دفع شبهات، ذیل این آیه داشته اند، و حال اینکه، تفسیر یا تأویل دقیق این آیه، با استفاده از روش های سه گانه قرآنی به اضافه کشف معنایی لغات در آیه می تواند زمینه ایجاد شبهه را برطرف کند. قاطبه مفسران در تفسیر آیه، به روایاتی اعم از شأن نزولی، و روایات مفسره یا مؤوله متوسل شده اند؛ درحالی که شبهه واردشده از سوی شبهه کنندگان، به کشف معنایی لغت «ولیّ» و کلمات دیگر آیه بازمی گردد. ازاین رو یکی از مهم ترین محورهای پژوهش های قرآنی، کشف و تبیین دقیق معانی آیات و گزاره های متشابه با روشی نو و با نگاه تحلیلی - توصیفی است. بی تردید فهم و دریافت معانی قرآن، بدون شناخت و درک معانی واژگان ممکن نیست. این موضوع همواره دغدغه اصلی دین پژوهان و مفسران بوده است که با شناختی دقیق و ریشه ای از واژگان، به کنه غایات و مقاصد الهی پی ببرند. یکی از پرکاربردترین اصطلاحات قرآنی، واژه «ولیّ» است که در معانی مختلفی به کار رفته است. یافته ها نشان می دهد واژه «ولیّ» در قرآن با معانی فرزند، سرپرستی و رهبری مادی و معنوی، و دوست، و به منزله اسم و صفت الهی به کار رفته، و با واژگان اولی الامر، اطاعت و ... هم نشین است. بنابراین واژه «ولیّ» مشترک لفظی است که برای فهم دقیق معنای آن، باید به قراین قبل و بعد آن توجه شود که از طریق هم نشینان و سیاق آیه، به معنای اصلی آیه پی برده شود. در آیه 55 سوره مائده، سرپرستی امت و ولایت بر آنها همانند نبی اسلام| آمده است.
فخر مدبّر و شجره نسبش
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
215 - 232
حوزههای تخصصی:
فخر مدبّر یکی از مورخان و نویسندگان شناخته شده در اوایل سده هفتم است که دو اثر از او را می شناسیم؛ شجره الانساب یا بحرالانساب و آداب الحرب والشجاعه. هر دو کتاب چاپ شده اند و در اختیار پژوهشگران قرار دارند. آنچه در این مقاله بدان پرداخته شده، به شجره الانساب مربوط می شود که موضوع آن به شجره نامه خاندان فخر مدبّر اختصاص دارد. درواقع مؤلف انگیزه خود از تألیف این اثر را دسترسی به اسناد شجره اسلاف خ ود از ش جره ای می داند که در دربار خسروملک فرزند خسروشاه (۵۵۹-۵۸۳ ق/ ۱۱۶۴ -۱۱۸۸م ) نگهداری می شد. از این رو شجره مذکور را به لاهور آورده و از آن شجره نسب خ ود را استخراج کرده است. این کار انگیزه ای می شود برای جمع کردن نسبت انصار و مهاجران. وی اطلاع ات لازم را از منابع گوناگون استخراج کرده است. نویسنده با بررسی منابع مختلف به این نتیجه رسیده فخر مدبّر در فراهم کردن شجره نامه خاندانش دچار اشتباه بزرگی شده است و بر این مبنا این خطا در این مقاله اصلاح شده است.
نقدی بر تصحیح اخیر دیوان ابوالفرج رونی (با تکیه بر واژه نامه و تعلیقات)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
409 - 447
حوزههای تخصصی:
جدیدترین تصحیح دیوان ابوالفرج رونی، متنی است فراهم آمده به کوشش خانم مریم محمودی که بر اساس چهار نسخه سامان یافته و در 1398 ش، با حمایت مرکز نسخه پژوهی دانشگاه اصفهان و به توسط نشر «سخن» از چاپ برآمده است. در انتهای کتاب، تعلیقات، و پس از آن، واژه نامه ای دوستونی و چهارده صفحه ای از لغات و ترکیبات دشوار دیوان دیده می شود. در این مقاله، ضمن اشاره ای کلی به کاستی های تصحیح مورد بحث، مانند سهوالقلم های راه یافته به مقدمه، مغفول مانده برخی سروده های صحیح الانتساب ابوالفرج، بی توجهی مصحح به منابع جنبی، وجود ابهام معنایی و خلل وزنی در بعض ابیات، شماری از اشکالات واژه نامه و تعلیقات نیز نقد و بررسی شده است. در پاره ای از موارد به نظر می رسد که تعریف درج شده با معنای کاربردی در شعر ابوالفرج انطباق ندارد؛ گویا مصحح معنای لغات و ترکیبات را بدون درنظرگرفتن بافت ابیات، صرفاً از روی فرهنگ ها نوشته است. تعلیقات کتاب نیز به شکل فعلی چندان راهگشا نیست و نقایصی دارد.
بازنگری در سخن دکتر خانلری
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
615 - 619
حوزههای تخصصی:
بررسی تطبیقی موانع و شواغل بن مایه های هرمسی بازگشت انسان به «وصال» در منطق الطیر عطار، مثنوی مولوی و رسائل سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
241 - 264
حوزههای تخصصی:
عطار و مولوی از پیشگامان و مروجان سنت هرمسی در پیروی از حکمت اشراقی سهروردی به-حساب می آیند. یکی از ارزشمندترین سرمایه های ایران باستان با همت بزرگانی چون شیخ اشراق حیات تازه ای را وارد ادبیات خشک و بی رمق ما کرد و در دستان هنرمندانی چون عطار، مولوی... با عرفان اسلامی، خلاقیتی نو و جان نواز یافت. موضوع این نوشتار به روش توصیفی، تحلیلی و کتابخانه ای است. هدف این پژوهش بررسی تطبیقی موانع و شواغل بن مایه های هرمسی بازگشت انسان به وصال در منطق الطیر عطار، مثنوی مولوی و رسائل سهروردی است. هرمس یکی از آیین های باستانی ایران است که در نگره های عین القضات صبغه عرفانی به خود گرفته و در حکمت شیخ اشراق به اوج بالندگی رسیده است. یافته ها در نگاه این سه عارف در مضامینی چون؛ خویشتن نگری، فناء فی الله، مرگ اختیاری ...مطرح شده است. امید که نتیجه چنین تحقیقی با استفاده از پندهای حکیمانه سهروردی با زبان رمز در رسائل و اشعار نغز و عارفانه عطار و مولوی در منطق الطیر و مثنوی و رسائل سهروردی، طریقی کارآمد و خلاق را برای رهروان رقم زده باشد. کلیدواژه ها: سهروردی، عطار، مولوی، هرمس، وصال.
بازپژوهی معناشناختی «مال» از منظر فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و اصول سال ۵۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۴۱
171 - 200
حوزههای تخصصی:
جاری شدن احکام فقهی مال بر اشیا نیازمند صدق عنوان «مال» بر آن هاست. احزار مالیت اشیا از آنجا ضرورت می یابد که در جامعه امروزی، مردم در روابط مالی و اقتصادی خود با مواردی مواجه اند که تطبیق عنوان مال بر آن ها به سادگی زمان گذشته نیست؛ از مواردی مانند «حق تألیف» و «حق سرقفلی» گرفته تا پدیده های نوظهوری همچون «امتیاز انواع بازی های رایانه ای»، «صفحات مجازی با دنبال کنندگان زیاد» و «ارزهای رمزپایه»؛ ازاین روست که تعیین ضابطه مالیت اشیا اهمیت دارد. این پژوهش ضمن دسته بندی و نقد دیدگاه های فقهی و ارائه تعریفی متفاوت از مال، با روش تحلیلی به این نتیجه دست یافته که مال یک عنوان عرفی-انتزاعی بوده و تنها راه احراز مالیت چیزی، توجه به معاوضات عرفیه و تحلیل رفتار عقلا در مورد آن است. براین اساس امکان ندارد شارع مالیت چیزی را ساقط کند، نهایت آنکه می تواند تنها از بعضی یا همه آثار مترتب بر آن همچون معامله شراب نهى کند؛ ازاین رو می توان گفت بسیاری از مشخصه هایی که در منابع فقهی برای «مال» مطرح شده، تکلفات بی مورد و نیازمند اصلاح است. به علاوه، استفاده از تعبیر «مال شرعی» صحیح نبوده و شرط دانستن «مالیت» برای عوضین نیز لغو است.
واکاوی ابعاد فردی و اجتماعی ادب و کارکردهای تربیتی آن از منظر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش، واکاوی ابعاد فردی و اجتماعی مفهوم ادب در قرآن و کارکردهای تربیتی آن است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با به کارگیری روش گردآوری داده های کتابخانه ای و از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی و بهره گیری از نظام کدگزاری سه مرحله ای برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در قرآن به صورت کلی به آداب اشاره شده است، ادب فردی در قرآن که ریشه در فطرت وی داشته، با محوریت ارتباط انسان با خداوند قابل تبیین است. این آداب عبارتند از: ادب تشکر از خدا، ادب اطاعت خدا، ادب حضور در مکان های مقدس و رعایت ادب نسبت به زمان خاص. آداب اجتماعی در قرآن نیز عبارتند از: الف. ادب نسبت به اولیاء الهی، ب. ادب نسبت به والدین، انفاق به آنان، اطاعت و کسب اجازه برای ورود به منزل والدین ج. ادب در جامعه مانند ادب مهمانی و میزبانی، ادب گفت وگو، ادب در تعامل با همسایه و استاد. با توجه به مصادیق و موارد کاربرد ادب در قرآن کریم، کارکردهای تربیتی ادب نیز عبارتند از الف. الگوپردازی ب. ارتقاء رابطه انسان با خدا ج. ارتقاء احساس ارزشمندی د. ارتقاء هویت شخصی ه. ارتقاء روابط خانوادگی و. ارتقاء هویت اجتماعی و ی. ارتقاء تعاملات اجتماعی انسان.
دراسة مستوی القلق والاضطراب للشخصيّة الرئيسة في رواية الخائفون بالاعتماد على استبيان القلق لزونغ (S.A.S)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
227 - 265
حوزههای تخصصی:
مع تطوّر المجتمعات البشریّه وظهور الأحداث الفردیه والاجتماعیّه المؤلمه، ساد الخوف والقلق من الظواهر المنتشره فی حیاه الإنسان. یهدف هذا البحث، بالاعتماد على استبیان القلق لزونغ ( (SASإلى تحلیل الحاله النفسیّه للشخصیّه الرئیسه فی روایه الخائفون للکاتبه دیمه ونوس. أُجریت هذه الدراسه بمنهجیه کمّیه–نوعیه، حیث تم تحلیل مؤشّرات القلق والخوف لدى شخصیّه "سلمى" ؛ بطله الروایه. استخرجت البیانات النوعیه من تحلیل محتوى السرد فی الروایه، بالتالی، تمّ جمع البیانات الکمیه من خلال تقویم بنود استبیان زونغ، الذی یتألف من 20 مقیاساً ویعتمد مقیاس لیکرت الرباعی لتقویم الأعراض العاطفیّه والجسدیّه للقلق. تشیر النتائج إلى أن الشخصیّه المدروسه تعانی من قلق شدید (درجه 64)، وتظهر علیها أعراض مثل اضطرابات النوم، وخفقان القلب، والقلق المزمن، والأعراض النفسجسمیه بشکل واضح. یکشف تحلیل النتائج أن السرد الأدبیّ، وخاصه فی سیاق الأزمات السیاسیه والحروب الأهلیه، یمکن أن یعکس الاضطرابات النفسیّه الناجمه عن العنف، والهجره، والفقدان، وأنّ توظیف أدوات القیاس النفسیّ فی التحلیل الأدبیّ لا یوفّر فهماً أعمق للحاله الذهنیّه للشخصیات فحسب، بل یمهّد أیضاً لفهم الآثار النفسیّه الناتجه عن البُنى المأزومه فی المجتمعات البشریّه.
تحليل رواية "أرني أنظر إليك" لخولة حمدي بناءً علي نظرية علم النفس الوجوديّ لإرفين يالوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
299 - 336
حوزههای تخصصی:
شهدت السنوات الأخیره بروزاً ملحوظاً للاهتمام بالمنظور الوجودیّ فی علم النفس، حیث أصبح أحد أبرز التیارات التی حظیت باهتمام کبیر لیس فقط فی المجال النفسی، بل فی الدراسات المتعدده التخصصات، وخاصه فی مجال الأدب. وقد أولى هذا المنظور اهتماماً عمیقاً للمفاهیم الأساسیه للحیاه الإنسانیه وأکد على ضروره البحث عن المعنى والمواجهه الواعیه للتحدیات الوجودیّه. وتشکل مسائل مثل الموت والحریه والمسؤولیه واللاجدوى والمعنى محاور أساسیه فی علم النفس الوجودیّ، حیث یرى أن طریقه مواجهه الإنسان لهذه الأزمات تحدد نوعیه حیاته النفسیه. وفی هذا المنظور، لا تُعتبر الشخصیات الروائیه مجرد انعکاس للأحداث الخارجیه، بل تمثل تجسیداً للهموم الوجودیّه والسعی لإضفاء معنى على الحیاه فی عالم ملیء بالتحدیات الأساسیه. تهدف هذه الدراسه، باستخدام المنهج الوصفی - التحلیلی، إلى تحلیل شخصیه مالک، فی روایه «أرنی أنظر إلیک» لخوله حمدی اعتماداً على المفاهیم الأساسیه لعلم النفس الوجودیّ لإرفین یالوم. وتشیر نتائج الدراسه إلى أن مالک، بعد بحث طویل، توصل إلى أن معنى الحیاه لیس شیئاً ثابتاً أو محدداً سلفاً، وأن اللاجدوى جزء لا یتجزأ منها. وقد أدى قبوله لهذه الحقیقه إلى نوع من الإیمان الشخصی المباشر بالله یتجاوز المعتقدات التقلیدیه. شعور مالک بالانفصال الجوهری عن الآخرین، وحتى عن نفسه، یتجلى کاغتراب عن المجتمع والدین والعلاقات الإنسانیه، مما یعزز من عزلته النفسیه والروحیه. ومع قبول آلام وتناقضات الحیاه، یسعى مالک إلى خلق معنى شخصی لنفسه بدلاً من الهروب منها. ومن منظور الوجودیّه، فإن هذا البحث یدل على صحته النفسیه؛ لأنه بدلاً من إنکار الأسئله الوجودیّه أو الهروب منها، یسعى بنشاط للعثور على إجابات لها.
آسیب شناسی فارسی گرایی در معادل گزینی واژگان در ترجمه قرآن کریم حداد عادل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش های مهم در ترجمه قرآن کریم، انتخاب معادل های مناسب برای واژگان قرآنی است که در عین دقت معنایی با زبان معیار همخوانی داشته و قابل درک برای مخاطب فارسی زبان باشد. ترجمه ای که از زبان معیار فاصله گرفته و شامل واژگان غیرمتداول و مهجور باشد، ممکن است زمینه را برای دوری مخاطب از مفاهیم قرآن فراهم آورد. بنابراین، استفاده از معانی نزدیک به مفهوم و قابل درک، هم به انتقال پیام الهی کمک می کند و هم زمینه پذیرش و عمل به معارف قرآن را تقویت می نماید. این تحقیق با هدف بررسی معادل های واژگان قرآن کریم در ترجمه قرآن حداد عادل و ارزیابی تناسب آن ها با زبان معیار انجام شده است. در این پژوهش که با روش تحلیلی- مقایسه ای انجام شده، ابتدا واژگانی که در ترجمه حداد عادل به کار رفته، مورد تحلیل قرار گرفته و واژگان مهجور و منسوخ شناسایی شدند. همچنین، معادل های پیشنهادی برای این واژگان ارائه شده است تا ضمن حفظ دقت معنایی، فهم مخاطب عمومی از آیات قرآن تسهیل شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد که استفاده از واژگان غیرمتداول در برخی معادل ها می تواند منجر به کاهش درک و فهم آیات گردد. در عوض، معادل های نزدیک تر به زبان معیار، باعث تسهیل فهم مفاهیم قرآنی و ارتباط بهتر با مخاطب می شود. این پژوهش همچنین بر اهمیت استفاده از معادل های ساده، دقیق و قابل درک تأکید دارد تا فرآیند انتقال معانی قرآن به طور مؤثرتر صورت پذیرد.
الخصائص المنهجية في كتاب التحليل اللغوي لنهج البلاغة: دراسة نقدية تحليلية(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بما أن نهج البلاغه هو تفسیر القرآن والبیان له، فانبری عدد غیر قلیل من العلماء بشرحه وکشف خفایاه، وألفوا شروحا مختلفه له، منها الشرح العصری المسمی بالتحلیل اللغوی لنهج البلاغه ، والذی طبعته مؤسسه علوم نهج البلاغه، ویقع فی 456 صفحه، مقتصرا علی شرح العهد الشریف لأمیر المؤمنین إلی مالک الأشتر. یسعی البحث فی هذه العجاله إلی ملامسه الخصائص المنهجیه لهذا الکتاب وبیان قیمته وکیفیه توجیهه لکلمات وأسالیب، وردت فی المتن ومعرفه السمه الممیزه التی یتمیز بها، کما یهدف إلی بیان أهم المآخذ علیه. تکمن أهمیه البحث فی عده أسباب، منها کون هذا الکتاب شرحا عصریا، ألّف وفق المستویات اللغویه المختلفه، استجابه لطلب وزاره التعلیم العالی والبحث العلمی العراقیه، ولا بدع أن البحث فی مثل هکذا موضوع له العدید من الإسهامات والإیجابیات علی صعید المجتمع الأکادیمی الإیرانی، حتى یتعرف على أحدث المنهجیه التی یتم على أساسها تألیف الکتب الدراسیه فی الجامعات العراقیه ونقاط القوه والضعف فیها. یسلک البحث المنهج الوصفی، بالإضافه إلی المنهجین الاستقرائی التحلیلی، لمعالجه الجوانب المختلفه للموضوع. وکان من أهم النتائج المتوصل إلیها: أن الشارح تناول الظواهر اللغویه فی خمسه مستویات بدءا بأصغر وحده فی التحلیل اللغوی وانتهاء بأکبرها بأسلوب، یغلب علیه السؤال والجواب، لإثاره أذهان الطلبه فی توظیف علوم العربیه. وأسلوبه المتبع هو التفصیل وتجنب التکرار وتسلسل العمل، مع ذکر آراء النحاه واللغویین القدامی والأصواتیین المحدثین، ومناقشه الوجوه اللغویه المختلفه والترجیح بینها. من أهم المآخذ علی منهج الکتاب هو أنه لم یوثق المعلومات والأفکار الوارده فی المتن، ولم یضع فهارس المصادر والمراجع، والآیات القرآنیه، والأعلام، وغیرها، کما أنه لم یسخر حیزا للتعالیق والشروح اللازمه فی مساحه الهامش.