فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۸۱ تا ۱٬۲۰۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
9 - 37
حوزههای تخصصی:
برخی مفسران مرجع ضمیر «إِنَّهُ» در آیه «مَعاذَ اللَّهِ إِنَّهُ رَبِّی أَحْسَنَ مَثْوای » را «عزیز مصر» و برخی دیگر «الله» معرفی می کنند. برخی دیگر هم هر دو را به صورت احتمالی یا قطعی مرجع این ضمیر می دانند. ارائه تحلیل های واقع بینانه از شخصیت یوسف× به عنوان گوینده این فقره، بازخوانی و ارزیابی دیدگاه مفسران در این زمینه و کشف نقاط قوت و مبهم آنها ضرورت بررسی این سه رویکرد را روشن می کند. بررسی انتقادی این سه دیدگاه و تحلیل آیه مورد بحث نشان می دهد که همه آنها دارای چالش های جدی از قبیل عام بودن استدلال ها و عدم توجه به شواهد موجود در سوره یوسف هستند. این در حالی است که با تکیه بر شواهد جدیدی از همین سوره، می توان ضمیر مورد بحث را فقط به «الله» ارجاع داد. مهم ترین شاهد در این زمینه آن است که براساس قراین یوسف× برده همسر عزیز بود نه برده خود عزیز؛ از این رو به طور کلی «رب» بودن عزیز مصر در هنگام ابراز این جمله و در نتیجه بازگشت ضمیر «إِنَّهُ» به وی منتفی است.
نبرد کوت العماره و نقش شیعیان در پیروزی عثمانی بر بریتانیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۸
73 - 90
حوزههای تخصصی:
ناتوانی و ضعف حکومت عثمانی در سال های پایانی حیاتش، سبب بروز آشفتگی در سرزمین گسترده و ناهمگون این حکومت شده بود. ورود عثمانیان به جنگ جهانی اول، به مشکلات آنان در سرزمین های تابعه افزود و سبب نابسامانی هر چه بیشتر این مناطق شد. تهاجم قدرت های اروپایی در کنار عدم فرمانبرداری مناطق به اصطلاح تابعه، عثمانیان را در تنگنا قرار داد که سرانجام آن، شکست های مستمر و فروپاشی بود. عثمانیان در جنگ جهانی اول، پیروزی هایی نیز به دست آوردند که محدود به نبرد چَناق قلعه و کوت العماره بود. در محاصره نیروهای بریتانیا در کوت العماره که از 6 دسامبر ۱۹۱۵ تا ۲۹ آوریل ۱۹۱۶م به طول انجامید و به اسارت نیروهای مهاجم منجر شد، گروه های متعددی فعال بودند که مهم ترین آن ها گروه های شیعی بودند. باتوجه به توصیفی و تحلیلی بودن رویکرد پژوهش، تلاش شده است تا باتکیه بر شیوه کتابخانه ای و مطالعه و بررسی منابع و پژوهش های عربی و ترکی، به واکاوی نقش شیعیان در تحقق پیروزی بر نیروهای بریتانیا در کوت العماره پرداخته شود. یافته های پژوهش نشان داده است که شیعیان در سه زمینه اصلی صدور فتوا برای مقابله با نیروهای بریتانیا، حضور در جریان مبارزه و فرماندهی نیروهای نظامی و نیز حضور فعال قبایل و عشایر شیعی در تأمین نیروی انسانی سپاه عثمانیان نقش آفرینی کرده اند.
واکاوی لغزش های تاریخیِ فیلمِ ستاره شرق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۹
113 - 136
حوزههای تخصصی:
فضل بن شاذان نیشابوری، از اصحاب امامان رضا (ع)، جواد (ع)، هادی(ع) و عسکری(ع) بود و کتب فراوانی در فقه و کلام به نگارش درآورد. در همین راستا، فیلم تلویزیونی ستاره شرق در ارتباط با بخشی از زندگانی او ساخته شده و نخستین بار در سال 1394ش پخش و سپس از شبکه های گوناگون بارها بازپخش شد (واپسین بار در 1402ش از شبکه سه و خراسان رضوی). هدف از پژوهش حاضر با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی پاسخ به این پرسش است که ساختار محتوایی فیلم مذکور در چه مواردی در قیاس با روایات تاریخی دچار لغزش و دگرگونی شده است؟ یافته ها حاکی از آن است انگیخته فیلم تا حدودی بی بهره از پژوهش و عملی شتاب زده و در نتیجه توأم با لغزش ها و ایهاماتی است، چنانکه در بازتاب اصالت و نژاد فضل، خانواده او اعم از همسر، دختر و دامادش، محاکمه کننده او و چرایی برپایی دادگاه و برهه آن، زمان نگارش کتاب هایش و جایگاه آن ها، سخت به خطا رفته است. همچنین، ساختار نهایی فیلمنامه، در گفتمان بصری ارائه داده شده، شیعیان و بزرگان مکتب امامت در نیشابور را شش دهه پس از ورود امام رضا(ع)، فریب خورده و درون تهی ترسیم می نماید.
تأثیر عده وفات و طلاق بر احداد بانوان در فقه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«إحداد» یا «حِداد» به معنای ترک خودآرایی زنان در دوران عده است. «عده» در فقه اسلامی به مدت زمانی گفته می شود که باید زنان پس از وفات شوهر یا طلاق سپری کرده و پس از آن اجازه ازدواج مجدد را خواهند داشت؛ لذا برخی از مذاهب، احداد را از توابع عده به شمار آورده اند. فقها درباره وجوب احداد اتفاق نظر دارند، اما در مورد احداد در عده طلاق اختلاف نظر دارند. پژوهش حاضر بر اساس روش توصیفی-تحلیلی به بررسی آرای فقهی درخصوص تأثیر عده طلاق بر حداد بانوان می پردازد. با استقرای آرای فقهی مشخص می شود که جمهور فقها احداد را در دوران عده طلاق لازم نمی دانند، درحالی که فقهای حنفی احداد را در دوران عده طلاق بائن (صغری، کبری، خلع و فسخ نکاح) نیز لازم دانسته اند. بنابراین، قول جمهور، طبق ظواهر نصوص و مقاصد شریعت، راجح به نظر می رسد. حنفیه احداد را بر زنان اهل کتاب، مجنون و صغیر لازم نمی دانند، درحالی که جمهور فقها به دلیل همسانی احکام نکاح و طلاق، قائل به وجوب احداد برای همه زنان بوده و با توجه به عدم تفاوت آثار نکاح و طلاق، قول جمهور راجح به نظر می رسد.
درمان و بازپروی در نظام حقوقی ایران از منظر سیاست جنایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
167 - 180
حوزههای تخصصی:
درمان و بازپروری یکی از مسائل مهم فراروی سیاست جنایی است. هدف مقاله حاضر بررسی درمان و بازپروری در نظام حقوقی ایران از منظر سیاست جنایی است. مقاله حاضر توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. یافته ها نشان داد رفتار اصلاحی با بزهکاران و گزینش مناسب ترین راهکارها، به دنبال بازسازی شخصیت آن ها و پیشگیری از تکرار جرم است. اصلاح مجرمین در معانی گوناگون خود، رویکردی انسانی در مواجهه با جرم و بزهکاری است که در سیاست جنایی ایران نیز مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین زندان باید به عنوان مکان اصلاح و تربیت و بازپروری برای بازگشت به جامعه و نه به عنوان مکانی پرخطر آماده ارائه خدمات به زندانیان باشد. در نظام حقوقی ایران به تأثیر از اسناد فراملی حقوق بشری موضوع اصلاح و بازپروری مجرمین از پیش از انقلاب تا به امروز دستخوش تحولاتی شده که منجر به انسانی شدن و تعالی حقوق مجرمین شده است، نتیجه این که با شکست اندیشه های واپس گرایانه که بازگشت و اصلاح و درمان مجرمین را امری ناممکن تلقی می کرد؛ به تأثیر از دیدگاه های نوین حقوق بشری در راستای اصلاح و بازپروری مجرمین قوانین داخلی کشورها نیز دچار تحولی شگرف شد. تحت تأثیر قوانین فراملی دیگر در نسل دوم حقوق بشر کرامت انسانی و احترام به حقوق زندانیان در رأس هرم نظام عدالت کیفری قرار گرفت و باعث انسانی شدن دیدگاه و عمل در راستای حمایت از حقوق زندانیان گردید.
تاثیر رژیم های کنترل صادرات بر برنامه دفاع موشکی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه برنامه موشکی یکی از توانایی های مختلف نظامی جمهوری اسلامی ایران است که به افزایش امنیت ملی کشور منجر می گردد که این امر فشارهای دشمنان برای ضربه زدن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را افزایش داده است. سیاست های کشورهای غربی بر تضعیف ابزارهای بازدارنده جمهوری اسلامی ایران تاکید دارند. اعمال رژیم های کنترل صادرات مصادیقی از اقدامات مقابله ای با توسعه برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سوال بود که رژیم های کنترل صادرات چه اثری بر برنامه دفاع موشکی جمهوری اسلامی ایران در بازه های 1996 الی 2022 داشته اند؟ در این پژوهش از نظریه های نوواقع گرایی برای مطالعه رفتار آمریکا و کشورهای غربی و از نظریه بازدارندگی برای مطالعه رفتار ایران در قبال برنامه موشکی استفاده شده است. یافته ها نشان داد که رژیم های کنترل صادرات اثرات مثبت و منفی بر برنامه موشکی جمهوری اسلامی ایران در بازه های 1996 الی 2022 داشته اند. محدودیت دسترسی به فناوری، تجهیزات و مواد موردنیاز ساخت موشک، جلوگیری از تبادلات و انتقال دانش مرتبط با برنامه موشکی ایران، محدودسازی سرمایه و جریان مالی مورد نیاز تکنولوژی موشکی آثار رژیم های کنترل صادرات بر برنامه موشکی ایران است. از طرفی بومی سازی فن آوری موشکی و تحول محصولات موشکی از آثار مثبت رژیم های کنترل صادرات بر برنامه موشکی ایران است. روش به کارگرفته شده در این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد. و از ابزار کتابخانه ای، استنادی و منابع ا ینترنتی برای گردآوری داده ها استفاده شده است.
جایگاه عراق در سیاست همسایگی ایران: اوّلیت یا اولویّت؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایران با 15 کشور مرزهای دریایی و خشکی دارد که از این حیث، در دسته پنجم کشورهای با همسایگان زیاد در جهان قرار می گیرد.. در میان این همسایگان، عراق به عنوان کشوری که باید در اولویت سیاست خارجی ایران قرار داشته باشد، قابلیت رسیدن به اوّلیت در سیاست همسایگی ایران را دارد. سرزمین عراق در طول تاریخ، بخشی از جغرافیای سیاسی (ایران زمین) و سپس جغرافیای فرهنگی (ایران شهر) بوده و در حال حاضر این کشور در چارچوب جغرافیای پیرامونی اقتصادی و امنیتی ایران قرار می گیرد. مسئله اصلی مقاله این است که: «چگونه جایگاه عراق در سیاست همسایگی ایران از اولویت به اوّلیت تغییر می یابد؟». این فرضیه طی فرایند تحقیق، با داده هایی که از حاصل مشاهدات میدانی و مطالعات کتابخانه ای نویسندگان است، مورد آزمون قرار خواهد گرفت. طی این پژوهش شاخص های چهارگانه ژئوپلتیک، ژئواکونومیک، ژئوکالچر و ژئواستراتژیک به همراه ۱۸ زیرشاخص استخراج شده و بر أساس آن ها جایگاه عراق در رده بندی کشورهای همسایه ایران بررسی می شود.
اصول تربیتی حاکم بر رفتار پیامبران در تعامل با نزدیکان خطاکار
حوزههای تخصصی:
تربیت و هدایت انسان ها یکی از اساسی ترین اهداف پیامبران الهی بوده است. مسئله تربیت نزدیکان خطاکار چالشی است که برون دادهای آن تأثیرات عمیقی بر جامعه و همچنین روح و روان فردی دارد. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد استنباطی انجام شده است. داده ها با مطالعه کتابخانه ای و تحلیل محتوای آیات قرآن کریم و روایات معتبر مربوط به زندگی پیامبران (ع) جمع آوری و اصول استخراج شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که پیامبران در برخورد با خطاکاری نزدیکان، از اصولی ثابت و حکیمانه همچون: دعوت به توبه، مدارا و مهرورزی، قاطعیت در برابر اصرار بر گناه، تبیین و تفهیم، اصلاح تدریجی، پرهیز از شتابزدگی، حفظ حرمت و آبروی افراد و عدالت پیروی می کردند. در نتیجه سیره عملی پیامبران الهی، منبعی غنی برای تدوین یک نظام تربیتی دینی است که می تواند به عنوان الگویی برای والدین، مربیان و مدیران در مواجهه با خطاهای اطرافیان مورد استفاده قرار گیرد.
روش ها و موانع پرورش انسان فرهیخته اخلاقی از نگاه استادان دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
29 - 51
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش پیش رو تبیین روش های آموزش افراد فرهیخته اخلاقی و شناسایی موانع در دستیابی به پرورش این نوع از افراد از نگاه استادان دانشگاه بود. به اقتضای هدف پژوهش از پارادایم تفسیری با رویکرد کیفی و دو روش پژوهش اسنادی - کتابخانه ای و تحلیل مفهوم از نوع تفسیر مفهوم بهره برده شد. میدان پژوهش شامل استادان دانشگاه فرهنگیان استان کردستان بود که با روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور و با درجه اشباع یافتگی به تعداد یازده نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته محقق ساخته بود. فرایند مصاحبه تا دستیابی به اشباع در داده ها ادامه یافت. یافته های پژوهش در دو بخش «روش های پرورش افراد فرهیخته» و «موانع موجود» ارائه شد. بخش روش های پرورش افراد فرهیخته در دو قسمت: «مهارت های موردنیاز» و «روش های آموزش افراد فرهیخته» ارائه شد. بخش موانع نیز در دو قسمت: «موانع حوزه آموزش و تربیت» و «مسائل اخلاقی و اجتماعی» ارائه شد. نتایج نشان داد برای پرورش افراد فرهیخته، آموزش های کنونی ناکافی هستند. این امر مستلزم آموزش مهارت ها و اصول بنیادین مبتنی بر شرایط حال است؛ آموزش هایی که افراد را از حالت انفعال به شکل کنشگران فعال دربیاورد. آموزش در راستای فرهیختگی باید چندبعدی و تأکید بیشتر بر سوق دادن افراد بر یادگیری درونی، تأمل در خود و مهارت محور باشد. موانع نیز متنوع و چندبعدی اند و به طورکلی هرآنچه در آموزش، مانع تفکر افراد و اختیار افراد باشد، مانعی برای تربیت و آموزش است.
تضادها و هم راستایی میان حاکمیت دولت بر نهادهای عمومی در ایران و حقوق بین الملل
منبع:
فقه و حقوق نوین سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
1 - 14
حوزههای تخصصی:
در نظام های حقوقی معاصر، نسبت میان حاکمیت دولت ها و الزامات حقوق بین الملل، به ویژه در زمینه نظارت بر نهادهای عمومی، یکی از چالش های بنیادین در تحقق توازن میان منافع ملی و تعهدات فراملی به شمار می رود. این پژوهش با تمرکز بر جمهوری اسلامی ایران، به بررسی ابعاد گوناگون تضاد و هم راستایی میان حاکمیت دولت در کنترل و هدایت نهادهای عمومی از یک سو، و الزامات و موازین حقوق بین الملل از سوی دیگر می پردازد. در این راستا، با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی، تلاش شده است تا ضمن واکاوی مفاهیم بنیادین چون حاکمیت ملی، صلاحیت دولت در امور داخلی، نهادهای عمومی و اصول حقوق بین الملل، موارد مشخصی از تنش یا تطابق میان عملکرد دولت ایران با تعهدات بین المللی آن در حوزه هایی چون حقوق بشر، حقوق بشردوستانه، و همکاری با سازمان های بین المللی مورد تحلیل قرار گیرد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که هرچند اصل حاکمیت دولت در حقوق بین الملل به رسمیت شناخته شده است، اما با گسترش قواعد آمره و تعهدات بین المللی، مرزهای این حاکمیت در مواردی محدود شده و تعارض هایی پدید آمده است. با این حال، از منظر حقوقی و سیاست گذاری، امکان هم راستایی و تفسیر تطبیقی میان الزامات بین المللی و اقتضائات حاکمیتی وجود دارد که می تواند مبنایی برای تدوین راهبردهای حقوقی سازگار و کاهش تنش میان سطح ملی و بین المللی فراهم آورد.
نقش قوانین سه گانه تارد در حبس زدایی و وضع مجازات جایگزین حبس در حقوق کیفری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
37 - 50
حوزههای تخصصی:
حقوق کیفری ایران طی یک دهه اخیر تلاش های در راستای کیفرزدایی و حبس زدایی انجام داده است. بررسی مبانی این اقدامات و به عبارتی تأثیرگذاری نظریات جرم شناسی بر این سیاست گذاری از موضوعات مهم و محل بحث است. بر همین اساس هدف مقاله حاضر بررسی نقش قوانین سه گانه « گابریل تارد » در حبس زدایی و وضع مجازات جایگزین حبس در حقوق کیفری ایران است. نظریه تارد بر نقش تقلید و یادگیری در ارتکاب جرم دارد. قوانین گابریل تارد در اتخاذ تدابیر رویکرد حبس زدایی و وضع مجازات جایگزین حبس تأثیرگذار بوده است. قانون کاهش مجازات های تعزیزی مصوب 1399 و پیش از آن وضع مجازات های جایگزین حبس در قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 را می توان تأثیر تأثیر قوانین تارد بر حقوق کیفری ایران دانست. از دیدگاه نظریه تارد مجازات زندان به دلایلی چون جرم زابودن محیط زندان، پیامدهای منفی و روانی زندان برای زندانیان و پیامدهای غیراخلاقی و آثار زیان بار فرهنگ زندان با توجه به ماهیت تقلیدی بودن انسان، بر جرم تأثیرگذار است، لذا اتخاذ سیاست حبس زدا در کاهش جرایم ضروری است.
مسئولیت پذیری معلمان:نقش پیش بینی کنندگی فرهنگ مدرسه واخلاق حرفه ای در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
267 - 292
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین نقش فرهنگ حاکم بر مدرسه و اخلاق حرفه ای با مسئولیت پذیری معلمان در مدارس ابتدایی اجرا شد. هدف این پژوهش کاربردی، و از نظر روش این پژوهش توصیفی- همبستگی بوده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی شهرستان ساوه در سال تحصیلی 1404-1403 می باشد که تعداد آن ها ۱۰۸۶ نفر می باشد. نمونه آماری پژوهش با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری در دسترس تعداد 284 نفر انتخاب شد. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه های مسئولیتپذیری معلم لارمن و کارابنیک (2013)،با 13 سوال، فرهنگ مدرسه گرونرت و ولنتاین (١٩٩٨)،با 35 سوال و اخلاق حرفه ای کادوزیر (٢٠٠٢)،با 16 سوال بود، همچنین میزان پایایی پرسشنامه ها توسط آلفای کرونباخ به ترتیب 87/0، 82/0 و 84/0 محاسبه گردید.. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات داده ها در بخش آمار استنباطی از آزمون های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه توسط نرم افزار SPSS نسخه 27 استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو متغیر فرهنگ حاکم بر مدرسه و اخلاق حرفه ای قادر به پیش بینی مسئولیت پذیری معلمان می باشند (p<0/05)، به این صورت که سهم فرهنگ حاکم بر مدرسه 23 درصد و سهم اخلاق حرفه ای 38 درصد می باشد. بنابراین با اطمینان 95 درصد می توان گفت اخلاق حرفه ای بیشترین سهم را در پیش بینی مسئولیت پذیری معلمان دارد. در نتیجه، ارتقای مسئولیت پذیری معلمان نیازمند تمرکز هم زمان بر اخلاق حرفه ای و فرهنگ حاکم بر مدرسه است. این دو عنصر به صورت متقابل بر یکدیگر تأثیر می گذارند و در کنار هم موجب بهبود تعاملات آموزشی، افزایش کیفیت تدریس و دستیابی به اهداف تربیتی می شوند.
مدل مفهومی پنداره زدایی از دنیا (ابطال تصویرپردازی ساختگی از دنیا) در والدگری معنوی خداسو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۱
105 - 127
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: تصورات نادرست از دنیا، ناشی از خطاهای شناختی و باورهای نادرست، زمینه ساز مشکلات روان شناختی و معنوی است. این باورهای هسته ای در متون روان درمانگری، به ویژه درمان های شناختی مورد توجه قرار گرفته اند. خطاهای شناختی منجر به شکل گیری تصورات نادرست از دنیا، مانند جداسازی دنیا از آخرت، تحریف واقعیت دنیا به عنوان بازیچه، انکار آخرت و درهم آمیختگی آن با مکافات های دنیوی، ناسازگارانگاری عمل دنیا و آخرت، و سرمایه گذاری عاطفی صرف بر دنیا و غفلت از آخرت می شود. این تصورات نادرست، مانع از ارتباط صحیح با دنیا شده و خسارات مادی و معنوی به بار می آورد. از این رو، شناخت صحیح از دنیا ضروری است، در حالی که این شناخت در روش های تربیتی موجود به درستی شکل نمی گیرد و والدین در ایجاد آن در ذهن فرزندان غفلت می کنند. شناخت ماهیت هستی، پیش نیاز رشد فردی و معنوی و آمادگی برای حیات جاودان است و مستلزم فرایند تربیتی مداوم با تمرکز بر ابعاد فکری، روحی و معنوی است. در والدگری معنوی خداسو، فرزندان باید درک درست و واقعی از دنیا داشته باشند و از تصویرسازی های ساختگی مصون بمانند. در والدگری معنوی خداسو، دو مفهوم اساسی «پنداره» (تصورساختگی) و «پنداشت» (مفهوم واقعی و تجربه شده) وجود دارد. دنیاپنداره، ساختار شناختی فرد از دنیاست که تحت تأثیر عوامل مختلف، از جمله تعاملات اولیه با والدین، شکل می گیرد و دارای کارکردهای روان شناختی خاصی است. این ساختار ذهنی، قابل شکل دهی و مدیریت است. ناهمگونی پنداره ها با پنداشت ها می تواند زمینه ساز آسیب های روان شناختی و معنوی باشد. دنیا می تواند نقش مثبت و منفی داشته باشد و خوب یا بد بودن آن به زاویه دید و برداشت ما بستگی دارد.روش: پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل مفهومی پنداره زدایی از دنیا (ابطال تصویرسازی ساختگی از دنیا) در والدگری معنوی خداسو در دو مرحله کیفی و کمی انجام شده است. مرحله اول: تدوین پیش نویس مدل مفهومی است که از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد تفسیری برای استخراج مؤلفه های مفهومی پنداره زدایی از دنیا در متون اسلامی استفاده شد. تحلیل محتوا با تمرکز بر جملات توصیفی-تبیینی و با بهره گیری از حوزه های معنایی انجام گرفت. بدین منظور، با بررسی مضمون اصلی جملات و مقوله بندی آنها، به درک عمیق تری از ساختار پنداره زدایی در والدگری معنوی خداسو دست یافته شد. واحدهای تحلیل را جملات توصیفی-تبیینی موجود در آیات و روایات مرتبط با ریشه های «دنو»، «دنی»، «بنو» و «ولد» تشکیل می دادند. در تحلیل متون دینی، روش کلاسیک مطالعات دینی شامل مراحل تشکیل خانواده متون (قرآن و حدیث)، اطمینان از صدور حدیث، تعیین اعتبار کتب، فهم مفردات، فهم ترکیبات و بررسی قرائن به کار رفت. روایات در دو مرحله غربال شدند؛ ابتدا، اعتبار کتاب بر اساس ۱۲ ملاک دسته بندی کتب روایی بررسی و روایات کتب درجه "ج" حذف شدند. سپس، ارتباط مفهومی روایات با ملاک های پژوهش بررسی و روایات فاقد ارتباط کامل حذف شدند. برای تحلیل کیفی داده ها، از شیوه مقوله بندی استفاده شد و مفاهیم پنهان و آشکار موجود در داده ها با روش شمارش داده ها و رویکرد کیفی داده ها شناسایی و طبقه بندی شدند. در مرحله دوم به منظور ارزیابی روایی محتوایی مدل مفهومی، از نظرات سه کارشناس متخصص استفاده شد و کارشناسان میزان ضرورت و مناسب بودن هر مؤلفه را ارزیابی کردند.نتایج: این پژوهش با هدف ترسیم مدل مفهومی پنداره زدایی از دنیا و ابطال تصویرسازی های ساختگی از آن در چارچوب والدگری معنوی خداسو انجام شده است. یافته ها نشان می دهند که در متون دینی، جهان بینی خاصی در مورد دنیا وجود دارد که متفاوت از دیدگاه های رایج در روانشناسی عمومی است. این جهان بینی، با ایجاد ساختاری ذهنی، فرد را برای پذیرش مفاهیم دینی آماده می کند. مدل پنداره زدایی از دنیا از دو مؤلفه اصلی تشکیل شده است: دنیاپنداره ها و دنیاپنداشت. دنیاپنداره ها شامل تصورات نادرست از دنیا مانند تعلق پذیری، امن دانستن، بزرگ پنداری، نزدیک پنداری، همسان پنداری با آخرت و پایدار دانستن آن است. این پنداره ها از طریق روش معکوس سازی از فهم روانشناختی متون دینی استخراج شده اند و با استناد به آیات و روایات، نادرستی آنها تبیین شده است. برای مثال، تعلق پذیری به دنیا با تأکید بر موقتی و ناپایدار بودن آن نفی می شود. در مقابل، دنیاپنداشت، نگرش صحیح و واقع بینانه به دنیا به عنوان گذرگاهی برای جبران فرصت ها و کسب توشه آخرت است. این نگرش، دنیا را به عنوان مزرعه آخرت و محلی برای عبادت و بندگی خداوند معرفی می کند. پنداره زدایی از دنیا زمانی محقق می شود که فرد در عین زندگی در دنیا، آن را به عنوان گذرگاهی برای آخرت درک کند و از پنداره های نادرست فاصله بگیرد. شکل زیر گویای تبدیل پنداره های دنیا به پنداشت از دنیا است که در نهایت پنداره زدایی محقق می شود که تحت عنوان مدل مفهومی پنداره زدایی از دنیا در والدگری معنوی خداسو نشان می دهد.روایی محتوای مدل با استفاده از شاخص های CVI و CVR و نظر سه کارشناس خبره روانشناسی بررسی شد. نتایج نشان داد که تمامی مؤلفه ها از روایی بالایی (بالاتر از ۰/۹۹) برخوردارند و با مستندات دینی مطابقت دارند. این مدل می تواند به والدین در ارائه تصویری صحیح از دنیا به فرزندان و تربیت معنوی آنها کمک کند.بحث و نتیجه گیری: در اندیشه اسلامی، مفهوم دنیا شامل ابعاد هستی شناختی و روان شناختی است. از نظر هستی شناختی، دنیا به عنوان "عالم ناسوت" و پایین ترین مرتبه در سلسله مراتب وجودی توصیف می شود، که این بدان معنا نیست که بی ارزش است، بلکه به لحاظ محدودیت و تغییرپذیری، در مقایسه با عوالم بالاتر (مانند عالم ملکوت) قرار دارد. جنبه روان شناختی دنیا به تجربیات فرد از آزمایش ها و چالش ها مرتبط است. دنیا به عنوان سرای فانی و گذرا، همواره با تغییر و زوال همراه است و این آگاهی می تواند اثرات متضادی بر انسان داشته باشد؛ از اضطراب و ناامیدی تا قدردانی و معناداری. همچنین، دنیا به عنوان "دارُالاِبتِلاء" یا سرای آزمونها در نظر گرفته می شود. این آزمون ها جوانب گوناگونی دارند، از جمله صبر و شکرگزاری، که در مواجهه با چالش ها، می تواند به رشد شخصیت منجر شود. از بعد روان شناسی، تعادل هیجانی-معنوی در مواجهه با این چالش ها یافت می شود، که نشان دهنده ارتباط میان عقل و احساسات امید و خوف است. بنابراین، برای تغییر رغبت انسان از دلبستگی به دنیا، باید الگوی توجه را به سوی ناپایداری دنیا و پایداری آخرت معطوف کرد. این تغییر نیازمند شناخت و یقین است و متون دینی نقش مؤثری در تربیت انان ایفا می کنند. در نهایت، فرزندان باید درک کنند که دنیا محل گذرا و موقتی است و ارزش واقعی در آخرت یافت می شود و این وضعیت، تعادل هیجانی-معنوی آن ها را در مسیر تعالی حفظ خواهد کرد.
بررسی مسئله ی شر در اندیشه ی بارکلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۲)
41 - 60
حوزههای تخصصی:
بررسی مسئله ی شر در اندیشه ی بارکلی (Berkeley) موضوعی پیچیده و درعین حال اساسی است. عدم وضوح و پراکندگی در تعریف، سبب ابهام در درک دقیق اندیشه ی بارکلی شده است. در این مقاله، با استفاده از روش تحلیلی توصیفی و با تکیه بر مبانی وجودشناسانه ی بارکلی، تلاش شده است تا پاسخ های بارکلی به مسئله ی شر به دقت بررسی گردد. بارکلی طی تلاش برای خوانشی متمایز از مسئله ی شر، آن را نه به عنوان حقیقتی مستقل، بلکه برگرفته از نوعی ارزش داوری انسانی تعبیر کرده است. بارکلی شریرانگاشتن افراد و شردانستن افعال را نتیجه ی نقص شناخت انسان از حقیقت دانسته و آن را برگرفته از محدودیت های ذهنی انسان می داند. این مقاله بر آن است تا نشان دهد بارکلی با بهره گیری از اصول ایدئالیسم خود، چگونه مسئله ی شر را تبیین کرده و از این منظر، چه راه حلی برای تناقضات رایج در اندیشه های دینی و فلسفی ارائه می کند.
انسان آرمانی در نگاه اندیشمندان چین باستان با تاکید بر واژه «جون زِ»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
به مانند همه مکاتب فلسفی و البته ادیان، ویژگی های انسان آرمانی در دو مکتب بزرگ فلسفی چین یعنی "رو" و"دائوئیزم" به تفصیل بیان شده است. گرچه در آثار بزرگان مکاتب فکری چین – و نه نزد عوام - تقریبا هیچ گاه باور به وجود انسان کامل وجود نداشته، با این حال آموزه های زیادی برای خودسازی و تلاش برای رسیدن به جایگاه انسان آرمانی وجود داشته است. حکیم کنفسیوس با برشمردن ویژگی های "جون زِ" او را در قالب الگویی پیش روی جامعه نهاده و ویژگی های اخلاقی او را برشمرده و مخاطب را به سمت کسب فضایل اخلاقی سوق می دهد. گرچه این واژه پیش از این برای خطاب طبقه اشراف استفاده می شد، اما چنین می نماید که در پی تکرار پیاپی در سخنان کنفسیوس واژه جون زِ در قامت انسان آرمانی یا واژه ای برابر با انسان آرمانی ظاهر شد. پس از او و به پیروی از او به عنوان معلم اول در اندیشه چین قدیم، دیگر اندیشمندان چینی نیز به هنگام بازگویی نکات اخلاقی و ویژگی های انسان آرمانی، از همین واژه بهره جسته، آن را انسان آرمانی قرار داده و ویژگی های مورد نظر خود را بازشمردند. با این حال بوده اند اندیشمندانی که با به کارگیری واژگان، اسامی یا اصطلاحات دیگر، نمایی از شخصیت و ویژگی های انسان آرمانی یا کامل را بیان کرده و الگویی را به جامعه معرفی نموده اند که در این پژوهش به آنها نیز اشاره خواهیم کرد. نوشتار پیش روی تنها با بهره گیری از منابع چینی گردآمده و تلاش شده تا بی واسطه زبان های دیگر و منابع ترجمه شده، فهمی درست از نگاه اندیشمندان چین قبل از میلاد به انسان کامل یا انسان آرمانی به دست آید و با توجه به نگاه و جهانبینی ادیان شرقی به انسان، از میان سخنان این اندیشمندان، ویژگی های مهم و برجسته انسان آرمانی بازشمرده شود که البته از این منظر این پژوهش در نوع خود نخستین است.
آموزه سیاحت و بازشناسی تفصیلی آن با تأکید بر تفاسیر قرآنی و متون روایی و عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قرآن، فرهنگ و تمدن سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۹)
23 - 46
حوزههای تخصصی:
یکی از سنن مهم عیسوی (ع) و ارکان تصوف اسلامی آموزه سیاحت است که با وجود تلاش های انجام گرفته از سوی محققان، به نظر می رسد هنوز تعریف دقیقی از آن در دست نیست. این نقصان در برخی از کتب و آثار مرتبط، نه تنها موجب خلط سیاحت لغوی و دیگر مفاهیم متقاربش با آموزه مزبور گردیده، که حتی مؤلفانی را به سوء برداشت در حوزه فهم برخی آیات و روایات مبتلا نموده است. با نظر به چنین چالشی، پژوهش حاضر در نخستین گام تلاش کرده است تا توجه تفصیلی مخاطب را به ضرورت بازتعریف این آموزه جلب کند. آنگاه ضمن بهره گیری از منابع قرآنی و روایی و عرفانی، با ابزار گردآوری کتابخانه ای استنادی و روش توصیفی تحلیلی، به اهداف و دیگر مؤلفه های هویتی سیاحت مصطلح دست یابد و پیرو آن تعریف مستندی از آن پیشنهاد دهد و در انتها نیز به برخی از نشانه های تمایزش با سیاحت لغوی بپردازد. یافته ها حاکی از آن است که اولاً سیاحت اصطلاحی، واجد ویژگی های استمرار، هدفمندی، ریاضت، روانه شدن در زمین و آموزه عبادی بودن است. ثانیاً بایستی در راستای تمییز چنین سیاحتی از نوع لغوی اش، افزون بر بهره مندی از بافتار و زمینه و قرائن حالیه متن موردنظر، به حضور الفاظی همراه با کلمه سیاحت، چون واژگان دالّ بر اهداف متعالی، نیت، صحّت، بطلان، استحسان، تقرّب، تسلیم و رضا، ریاضت و اذن اولیا التفاتی تامّ داشت.
کاربست الگوی نوآوری اجتماعی در اقتصاد مقاومتی
منبع:
پژوهش های نوین در حکمرانی اسلامی دوره اول بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
187 - 211
حوزههای تخصصی:
یکی از کارکردهای اصلی دولت مدرن «طرح توسعه» است. دولت ها می کوشند برای حفظ قدرت ملی و رفاه مردمان شان طرح توسعه را دنبال کنند که می تواند توسعه درون زا، برون زا یا ترکیبی باشد. در شرایطی خاص (مانند تحریم) دولت ها مجبورند توسعه درون زا را دنبال کنند. یکی از تجربه های توسعه درون زا طرح الگوی اقتصاد مقاومتی در ایران بوده است. در همین راستا، پرسش اصلی این مقاله معطوف این مسئله شده است که چگونه می توان الگوی نوآوری اجتماعی را برای تحقق اقتصاد مقاومتی به کار گرفت. فرضیه پژوهش این بوده که اقتصاد مقاومتی یکی از الگوهای توسعه درون زاست و از آنجا که نوآوری اجتماعی نیز بر ظرفیت های جامعه هدف متمرکز است، به کارگیری این الگو می تواند به تحقق بخشی از اهداف اقتصاد مقاومتی یاری برساند. یافته های تحقیق نشان داده است که نخست، اقتصاد مقاومتی در راستای توسعه درون زا قابل تئوریزه کردن است. دوم اینکه با توجه به ظرفیت های جامعه شناختی ایران، کاربست الگویی تلفیقی از نوآوری اجتماعی و سیاست گذاری عمومی می تواند موجب توسعه درون زا بر مبنای اقتصاد مقاومتی شود و در نهایت این رهیافت با ظرفیت های اکوسیستم اقتصادی اجتماعی ایران هم خوانی بالایی دارد. مقاله در نتیجه گیری به توصیه سیاستی رسیده و آن را برای سیاست گذاران تشریح کرده است. رویکرد مقاله توصیفی تحلیلی و روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای و اسنادی بوده است.
ارائه معنایی جدید از معاد جسمانی در فلسفه اسلامی با الهام از کارکردگرایی در فلسفه ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فلسفه اسلامی اشیاءِ محسوس مدَرک بالعرض به شمار می آیند و مدَرک بالذات صورتی است که در حس مشترک پدید می آید. گرچه فلاسفه اسلامی در مورد نحوه پدید آمدن صورت در حس مشترک اختلاف نظر دارند، اما بر این مطلب متفق اند که پدید آمدن صورت در حس مشترک معادل ادراک حسی است. ایشان تمثّل حسی موجودات غیبی را بر این اساس تبیین می کنند، بدین نحو که در فرایندی معکوس نسبت به فرایند مشاهده مستقیم اشیاء مادی، تصویری از جانب غیب (و نه از طرف حواس پنجگانه مادی) در حس مشترک نقش می بندد و بدین ترتیب موجود غیبی به نحو حسی متمثل و ادراک می شود. از طرف دیگر، بر اساس نظریه کارکردگرایی در فلسفه ذهن، ادراک حسی هر چیزی است که کارکرد ادراک حسی را ایفا کند. از آنجا که تجربه حسی بدون وساطت جسم عیناً همان است که به واسطه جسم رخ می دهد، عامل محرّک برای ادراک حسی می تواند امری غیرجسمانی باشد. بنابراین انسان می تواند بدون نیاز به بدن مادی (فیزیکی و جسمانی)، از حیث معرفت شناختی ادراکی حسی و جسمانی داشته باشد. لذا می توان انسان را حتی در نشئه ای غیرمادی دارای ادراک حسی دانست، و به همین جهت معاد جسمانی خواهد بود، زیرا جسمانی بودن معاد به این است که انسان در روز قیامت درک و تجربه ای جسمانی از بدن خود و لذات/آلام جسمانی داشته باشد، نه این که لزوماً تحقق جسمانی بیابد و واجد بدن فیزیکی باشد.
کاربرد قاعده انصاف در حقوق کودک از منظر فقه امامیه و حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
79 - 92
حوزههای تخصصی:
کاربرد قاعده انصاف در حقوق کودک از منظر فقه امامیه و حقوق ایران در دین مبین اسلام علاوه برتوجه خاص به حقوق کودک ؛ به رعایت انصاف در دادرسی نیزتوصیه و سفارش بسیاری شده است . برابر تعاریف ارائه شده انصاف حل و فصل دعاوی است به گونه ای که عقل و وجدان آن را بپذیرد . در این تحقیق که با روش توصیفی وتحلیلی انجام شده است به تطبیق حقوق کودک با قاعده انصاف پرداخته است . یکی از نکات بارز حقوق کودک رعایت مصلحت است که برابر قانون در برخی موارد تشخیص مصلحت با دادگاه است؛ اما به جهت اینکه این مفهوم در تمامی موارد مرتبط با حقوق کودک عمومیت ندارد پس تمسک به قاعده انصاف می تواند کمک شایانی به اجرای بهتر عدالت نماید. هدف از این تحقیق ارائه نتایج کاربرد قاعده انصاف در حقوق کودک است. یافته ها نشان می دهد به جهت ارتباط نزدیک واژه مصلحت و انصاف در اغلب موارد انصاف در تأمین نیازهای جسمی روحی کودک رعایت شده است و محاکم در بیشتر موارد این اجازه را دارند که با بررسی نیازهای مختص هر کودک، اقدام به صدور رأی نمایند.
مبنا یابی فقهی لزوم جبران خسارات مالی ناشی از تأثیرگذاری سلبریتی ها بر افکار عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه اقتصادی سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 14
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه سلبریتی ها از ابزارهای مهم جهت دهی اذهان عمومی، حمایت یا تخریب دولت ها، ایجاد موج های اعتراضی و...محسوب می شوند. در جریان فعالیت های رسانه ها و موج آفرینی سلبریتی ها، ممکن است شخصیتی حقیقی یا حقوقی متضرر گردد و به اموال خصوصی یا عمومی خساراتی وارد شود. این خسارت می تواند ناشی از سبق تصمیم وبرنامه ریزی شده باشد و یا ناشی از هیجانات و عدم سبق تصمیم. ولی در هر حال لزوم جبران این خسارات بر کسی پوشیده نیست؛ اما اینکه مسوول جبران چنین خساراتی مباشر ایراد ضرر بوده یا سبب تحریک کننده یا هردو یکی از مباحث مهم حقوقی در این خصوص می باشد. قواعد فقهی متعددی حاکی از لزوم جبران خسارت مالی ناشی از تأثیرگذاری سلبریتی ها بر افکار عمومی می باشد.
مواد و روش ها: رو ش این نوشتار توصیفی – تحلیلی بوده است
ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است.
یافته ها: مبانی فقهی جبران خسارت از جمله حرمت مال مسلم وقاعده تسبیب به ویژه در فرض اقواییت سبب از مباشر وقاعده لاضرر، مسوولیت مدنی افراد مشهور در عرصه های مختلف در خصوص تخریب وایراد خسارت به اموال خصوصی وعمومی ناشی از جهت دهی افکار عمومی را تبیین کرده است
نتیجه: این نوشتار با استناد به آرای فقها و نظریات حقوق دانان بر لزوم جبران خسارت های وارده توسط سبب اقوی (سلبریتی ها ) چه در قالب اضرار اثباتی وچه در قالب عدم النفع(فعل سلبریتی ها مانع استیفای منافع شود) تأکید نموده است؛ موضوعی که در تحقیقات گذشته بدان پرداخته نشده است؛ اگرچه بحث مسئولیت کیفری در قالب معاونت جرم مورد تحلیل قرار گرفته است؛ اما اثبات مسئولیت مدنی در این مساله از نوآوری های این پژوهش می باشد.