فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۸۱٬۳۹۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
Recognizing the organized system of the impeccable Imams' (AS) interpretive methods in explaining geological verses, and their efforts in the process of understanding the Quranic verses and reaching God's intent through scientific explanation, can provide effective methods for interrogating the Quran in this type of verse. The Ahl al-Bayt (AS) and the Companions, in interpreting the scientific verses of the Quran, generally adopted three approaches: "Linguistic explanation, conceptual interpretation, and reference to the Quran itself." However, conceptual interpretation was more prevalent, and linguistic explanation was mostly dedicated to the semantics of words. While paying attention to other verses of the Quran and using their own rational arguments, they explained the Quran and eluded to its cosmic and internal signs, such as subduction, the non-annihilation of matter, and other matters. The present study explores how the Imams (AS) studied and approached the geological verses of the Holy Quran. Through content analysis and library-based data collection, the narrations are examined. By comparing the geological verses, scientific narrations, and natural sciences, it is concluded that the Impeccable Imams (AS) not only paid attention to the science of their time but also addressed issues that were unknown to the thinkers of that era and were discovered by scientists centuries later. They employed various methods to convey the meaning of scientific verses, such as semantic explanation, imagery, stating the cause, conceptual interpretation, and so on
اشعار تازه یاب از شاعران دوره قاجار با استناد به نشریات آن عصر (3) (مقاله سوم، اشعار نویافته از محمدعلی عبرت)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
295 - 310
حوزههای تخصصی:
محمدعلی عبرت نائینی از شاعران و خوشنویسان معروف اواخر عهد قاجار است که از او دیوان شعری برجای مانده است. در برخی نشریات دوره قاجار، اشعاری با امضای محمدعلی عبرت به دست آمده است که در دیوانش درج نشده اند. مقاله پیش رو، متن کامل این اشعار تازه یاب را پیش روی مخاطبان می نهد.
کهن ترین ترجمه فارسی انجیل
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
371 - 394
حوزههای تخصصی:
دستنویس فارسی انجیل متی با شناسه Vat. Pers. 4 در کتابخانه واتیکان، کهن ترین ترجمه شناخته شده از انجیل به خط و زبان فارسی است و تاریخ کتابت آن به سال ۷۱۲ هجری قمری (۱۳۱۲ میلادی) بازمی گردد. این نسخه، در دوره ایلخانان مغول و در شرایط تبادل فرهنگی و مذهبی ایران، به دست مسعود بن ابراهیم کتابت شده و ترجمه ای از نسخه سریانی کتاب مقدس است. متن شامل ۸۱ برگ با خط نسخ واضح، فاقد تزیینات و با ویژگی های زبانی و املایی کهن است که نشان دهنده نیاز مسیحیان سریانی زبان به متون فارسی برای حفظ هویت دینی خود است. این دست نوشته با استفاده از اصطلاحات اسلامی و سبک نگارش خاص، از اسناد مهم برای مطالعه تاریخ ترجمه های دینی، رسم الخط و فرهنگ دوران مغول در ایران محسوب می شود.
منابع المبسوط فی فقه الإمامیه و رویکرد شیخ طوسی به آنها با تأکید بر کتاب الطهاره
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
611 - 670
حوزههای تخصصی:
غرض شیخ طوسی از تألیف المبسوط، نشان دادن توانمندی فقه امامیه در پاسخ به تفریعات مطرح در فقه عامه، با رجوع به روایات و بدون اتکا به قیاس و رأی بوده است. بنابراین شیخ در المبسوط به تفریعات عامه در کنار مسائل مذکور در النهایه پرداخته است. النهایه اصلی ترین منبع امامی المبسوط است. درباره تفریعات عامه، شواهد متعددی نشان می دهد که شیخ در استخراج این تفریعات از فقه شافعیه بهره برده است. تعلیقه ابو الطیب طبری در میان منابع شافعیه، کتابی مهم و مغفول است که شیخ در تألیف المبسوط از آن استفاده می کند و ظاهراً با شخص طبری ارتباط مستقیم داشته است. تعلیقه بندنیجی نیز ظاهراً مورد لحاظ شیخ بوده است؛ همچنین المبسوط با الحاوی ماوردی، بحر المذهب رویانی و البیان عمرانی ارتباط قابل توجهی دارد و منشأ این ارتباط به منابع پیشین بر می گردد که در مواردی به دست ما نرسیده است. در این مقاله، «کتاب الطهاره» در جایگاه نمونه ای از سبک تألیفی شیخ در قسمت اول المبسوط بررسی شده است. این قسمت ارتباط برجسته ای با النهایه دارد؛ گرچه انتقال مطالب از النهایه با تغییراتی همراه است و در برخی موارد، فتوای ذکرشده در المبسوط به متن روایات نزدیک تر است. درباره منابع شافعیه دو رویکرد تبعی و ابداعی وجود داشت و شیخ تفریعات شافعیه را با اتکا به روایات پرشمار امامیه و بدون توجه به ادله ظنی بیان شده در منابع پاسخ گفته است؛ البته در مواردی، برخی ادله تحلیلی که بنا بر فقه امامیه قابل تقریر بوده را پذیرفته است.
نقد و بررسی اهمِّ خوانش های قرآن پژوهان از آیه « اِضربوهنّ»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۷)
97 - 116
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ، با هدف نقد و بررسی اهم دیدگاه های قرآن پژوهان در شبهه زدایی از آیه « اضربوهنّ»، تحت لوای «اصل معاشرت به معروف» به سامان رسیده است. داده های علمی این اثر ، به روش کتابخانه ای استخراج شده و با مراجعه به لغت نامه ها و کتب تفسیری ، اخلاقی ، فقهی با شیوهٔ تفسیر اجتهادی و به شکل توصیفی۔تحلیلی تبیین شده اند. در این پژوهش ، با محوریت اصل اخلاقی۔حقوقی «معاشرت به معروف» ، مهم ترین و مشهورترین دیدگاه های قرآن پژوهان در تفسیر آیه «اضربوهنّ» بررسی شده و در نهایت ، دیدگاه نسخ تدریجی ظاهر آیه شریفه با اصل معاشت به معروف سازگارتر انگاشته شده است؛ زیرا تئوری قرآن کریم در عنایت به امر اخلاق محور معاشرت معروف با زنان ، ناظر بر راهکارهای انعطاف پذیر و فاصله گرفتن از تنبیه بدنی و زدن است. از این رو ، زدن زن را از نخستین به آخرین شیوه هدایت کرده و با هر نوع رفتاری که به کرامت زنان آسیب وارد نماید، مقابله کرده تا با مهار و نسخ تدریجی خشونت های خانگیِ رایج در عصر نزول وحی ، فرهنگ تعاملات همسران را به سمت روابط محبّت آمیز و دور از سوء استفاده سوق دهد.
مراجعات علمی سران فرق غیرشیعه به امام باقر و امام صادق(ع) (94-145ق)؛ زمینه ها، عوامل، موضوعات و واکنش ها(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
80 - 55
حوزههای تخصصی:
جایگاه علمی صادقین(ع) در زمانه خود، از جمله موضوعاتی است که در تحقیقات چند دهه اخیر مورد توجه قرار گرفته است. بااین حال، مرور تحقیقات نشان از تمرکز محققان بر جنبه فقهی و حدیثی این مراجعات دارد و می توان گفت توجه چندانی به رجوع متکلمان دیگر فرق به ایشان صورت نگرفته است و بررسی این موضوع، می تواند زوایای تازه ای از جایگاه علمی صادقین(ع) در سده های نخستین اسلامی را نمایان سازد. نوشته پیش رو، با درک این خلأ، به شناساندن فضا و بستر شکل گیری مراجعات علمی، نمودهایی که برای اقدام کنشگران در مراجعه علمی و دلایل آن وجود دارد و نیز موضوعات و مباحث در مراجعات علمی و واکنش های مراجعه کنندگان به صادقین(ع)، می پردازد. مدعای تحقیق، عمومیت توجه سران فرق غیرشیعه آن دوره یعنی معتزله، مرجئه، اصحاب حدیث، خوارج و بتریه به جایگاه والای علمی صادقین(ع)، بدون محدودیت مراجعات در موضوعات اعتقادی یا فکری خاص است. توصیف عمیق و گسترده گزاره های تاریخی، علاوه بر تأیید مدعا، نشان داد که زمینه های مراجعات علمی و مواجهه صادقین(ع) در برابر این گروه ها، بسته به شرایط و ویژگی های سیاسی، مذهبی و اجتماعی آنان، متفاوت بوده است. در مجموع، بررسی های ما نشان داد که بزرگان مهم ترین فرق کلامی غیرشیعه عصر ایشان، یعنی: معتزله، مرجئه، اهل حدیث، خوارج و بتریه، با وجود اختلافات قابل توجه در برخی اصول اعتقادی و روابط نامناسب پیروانشان با امامیه، علم و دانش آن دو امام را امری مسلّم پنداشته و به همین دلیل، به طور متعدد و در اشکال گوناگون به ایشان مراجعه می کردند. نگارش کتاب، نقل روایت و اعتراف به جایگاه علمی صادقین(ع)، از بارز ترین جلوه های این مراجعات علمی است. همچنین، تحلیل فضای علمی و فرهنگی عصر صادقین(ع) و علل مراجعه سران فرق با توجه به گفتار خود ایشان، نشان می دهد مهم ترین دلیل احساس نیاز آنها به منبع علمی صادقین(ع)، دستیابی به پاسخ پرسش های روزآمد آنان در مباحث گوناگون بوده است. پژوهش پیش رو، نشانگر آن است که پرسش های این گروه ها در موضوعات کلامی متعدد و در گام بعد، در حوزه: فقه، تفسیر، اخلاق و مباحث اجتماعی بوده است. صادقین(ع) در مواجهه علمی با سران گروه های کلامی غیرشیعه به طورکلی و جز در موارد خاص، فضا را برای ارتباط با ایشان فراهم می کردند و اصل را بر همدلی، گفت وگو و مدارا می گذاشتند؛ بااین حال، از جهت روحیه علمی بسیار جدی بودند و در تأکید بر مبانی یا نشان دادن انحراف طرف مقابل یا معرفی خود، جز در مواردی که تقیه لازم بود، ابایی نداشتند. بنای حضرات، بر استدلال مبتنی بر قرآن و سنّت بود؛ اما خود در طرح مباحثی که نیازمند به کارگیری روش عقلی بود، به خصوص در برابر فرقه هایی که بر این روش تأکید داشتند، از استدلال های عقلی استفاده می کردند. تحقیق حاضر، گام نخست برای پژوهش در این زمینه به شمار می رود و می توان آن را مقدمه ای برای یک بررسی بیشتر در نظر گرفت و نیز می توان به روشی مشابه، آن را با تمرکز بر منابع هریک از فرق مورد نظر دنبال کرد.
تبارشناسی اندیشه سیاسی گروه های تکفیری در جهان اسلام؛ تحلیل گفتمان با روش میشل فوکو(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
196 - 175
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تحلیل ریشه های تاریخی و گفتمانی اندیشه های تکفیری در جهان اسلام با استفاده از روش های «دیرینه شناسی» و «تبارشناسی» میشل فوکو است. این گروه ها با رفتارهای خشونت آمیز، تفسیرهای متعصبانه و ظاهرگرایانه از متون دینی، تکفیر دیگر فرق اسلامی (به ویژه شیعیان) و نیز استفاده ابزاری از رسانه برای نمایش خشونت، نه تنها امنیت جوامع را تهدید می کنند، بلکه بازخوانی انتقادی مبانی فکری آنان را ضروری ساخته اند. این پژوهش با تکیه بر مفاهیم فوکویی مانند: پیوند قدرت و دانش، گسست های تاریخی و نقش گفتمان در ساخت سوژه، در پی آن است که چگونگی تبدیل ایده های نخستین به گفتمان مسلط تکفیر را تبیین نماید. چارچوب نظری استفاده شده در این مقاله، تبارشناسی و دیرینه شناسی میشل فوکو است. در روش تبارشناسی، تاریخ را نه به مثابه روایتی خطی، بلکه به عنوان میدانی از گسست ها، تقابل ها و بازسازی های گفتمانی می داند که در آن، «قدرت» و «دانش» در هم تنیده اند. از نگاه او، حقیقت، امری ثابت نیست؛ بلکه برساخته ای است که در بستر روابط قدرت شکل می گیرد و از طریق گفتمان ها تثبیت می شود. دیرینه شناسی نیز به کاوش در لایه های پنهان گفتمان ها می پردازد و نشان می دهد که چگونه ایده های حاشیه ای در شرایط خاص تاریخی، به گفتمان مسلط تبدیل می شوند. این دو روش، به ما امکان می دهند تا با ردگیری تحولات گفتمانی، چگونگی شکل گیری اندیشه تکفیر را از مفاهیم اوّلیه در تاریخ اسلام تا ظهور گروه هایی مانند داعش تحلیل کنیم. کلیدواژه های فوکویی مانند «اپیستمه» (نظام دانشی یک دوره)، «سوژه» (فردی که تحت تأثیر گفتمان ها شکل می گیرد)، و «رژیم حقیقت» (نظامی که مشروعیت خود را از تولید دانش می گیرد)، ابزارهای تحلیلی قدرتمندی برای درک ماهیت گروه های تکفیری هستند. این گروه ها با ایجاد مرزهای سفت و سخت بین «خودی» و «غیرخودی»، سوژه ایده آل خود را می سازند و هرگونه تفاوت را از دایره «حقیقت» خارج می کنند. تبارشناسی اندیشه تکفیر، ما را به آموزه های ابن تیمیه (قرن ۷-۸ق) می رساند. وی با تأکید بر بازگشت به سلف صالح و نفی هرگونه تأویل در متون دینی، مرزهای هویتی سخت گیری را بین مسلمانان ترسیم کرد. او مخالفان فکری خود، از جمله شیعیان و صوفیان را «بدعت گذار» و خارج از اسلام می دانست و مشروعیت خشونت علیه آنان را تبلیغ می نمود. اگرچه این ایده ها در زمان او عمدتاً طرد شدند، اما به مثابه «دانش زیرزمینی»، در حافظه جمعی بخشی از جهان اسلام باقی ماند. در قرن ۱۸ میلادی، محمدبن عبدالوهاب با احیای اندیشه های ابن تیمیه و اتحاد با خاندان سعودی، گفتمان تکفیر را از حاشیه به متن قدرت کشاند. او با تکیه بر تفسیر ظاهرگرایانه از توحید، تمامی مظاهر فرهنگیِ پس از سلف صالح (مانند زیارت قبور و توسل) را شرک تلقی کرد و پیروانش را موظف به نابودی این «انحرافات» ساخت. این اتحاد دین و سیاست، سنگ بنای حکومت سعودی و گسترش وهابیت به عنوان گفتمان مسلط در شبه جزیره عربستان شد. در قرن بیستم، عوامل متعددی به بازتولید گفتمان تکفیر دامن زدند. فروپاشی امپراتوری عثمانی و استعمار، باعث تضعیف خلافت اسلامی شد و تقسیم جهان اسلام به دولت های ملی، بحران هویتی ایجاد کرد که گروه های تکفیری با وعده بازسازی امت واحد اسلامی، از آن سوءاستفاده نمودند. حمایت غرب و عربستان از گروه های جهادی در افغانستان علیه شوروی، به شبکه هایی مانند القاعده مشروعیت بخشید. گروه هایی مانند داعش با استفاده از ویدیوهای خشونت، نه تنها ترس را منتشر کردند، بلکه با ساختن روایتی حماسی از «جهاد»، جوانان محروم را به سوژه های مطیع گفتمان خود تبدیل نمودند. این گروه ها با الهام از وهابیت و تفسیری افراطی تر از ابن تیمیه، «تکفیر» را به ابزاری برای حذف هر صدای مخالف تبدیل کردند. آنان با انکار مرجعیت دینی سایر فرق، خود را تنها نمایندگان «اسلام ناب» معرفی می کنند و هرگونه تعامل با نظام های سیاسی غیراسلامی را خیانت می دانند. خشونت آنان صرفاً ابزاری برای ترور نیست؛ بلکه نمایشی نمادین برای اثبات حاکمیت «رژیم حقیقت» خود بر جهان اسلام است. از منظر فوکو، سوژه های انسانی، نه موجوداتی خودمختار، بلکه محصول گفتمان ها و روابط قدرت هستند. گروه های تکفیری با ایجاد شبکه ای از مفاهیم (مانند: جهاد، خلافت و تکفیر)، سوژه هایی می سازند که هویت خود را در نابودی «دیگری» تعریف می کنند. این سوژه ها با انکار عقلانیت انتقادی و تقلید کورکورانه از رهبران، به ابزارهایی برای تداوم خشونت تبدیل می شوند؛ به عبارت دیگر، تکفیری ها نه تنها بدن ها را نابود می کنند، بلکه با بازتعریف «حقیقت»، ذهنیت جامعه را نیز به اشغال درمی آورند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که اندیشه تکفیر، برساخته ای تاریخی است که در تقاطع دین، قدرت و بحران های هویتی شکل گرفته است. اگرچه این گفتمان در کوتاه مدت با توسل به خشونت، خود را بازتولید می کند، اما تناقض ذاتی آن (نفی تکثر ذاتی اسلام) مانعی اساسی برای تداوم آن است. مقابله با این پدیده، مستلزم تقلیل ایدئولوژی تکفیر به جایگاه حاشیه ای آن از طریق بازخوانی انتقادی تاریخ و ترویج گفتمان های جایگزین مبتنی بر عقلانیت و مدارا است.
بازتابش عرفانی و اساطیری واژۀ خورشید در شعر سهراب سپهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۳
125 - 144
حوزههای تخصصی:
ادبیات به جهت گستردگی، ظرفیّت پیوند با دانش های گوناگون را دارد. از این میان به دلیل خاستگاه مشترک ادبیات، عرفان و روانشناسی، رویکرد عارفانه– روانشناسانه در میان منتقدین ادبی اهمیّت خاصّی دارد؛ رویکردی که منتقد را به ژرفای ذهن و ضمیر صاحب اثر می رساند. این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از مطالعه کتابخانه ای، واژه «خورشید» را در شعر سهراب سپهری بررسی می کند. براساس نقد عارفانه روانشناسانه، این واژه گاه جلوه ای است از کهن الگوی ماندالا به عنوان رمزی به تعالی. از سوی دیگر، واژه خورشید در شعر سپهری به پیروی از سنّت های ادبی ایران زمین گاه نماد زیبایی قرارمی گیرد تا معنایی عرفانی را برساند و گاه نماد جنگجویی و قدرت می شود برای رساندن مفهومی اساطیری و ازلی. درهم تنیدگی این موارد در شعر سپهری، علاوه بر این که نشان دهنده نبوغ شاعر و آشنایی او با دنیای عرفان و اساطیر است، تجربه معنوی و عرفانی او را نیز به مخاطب و منتقد ادبی منتقل می کند تا جایی که ذهن مخاطب را با خود همراه-کرده، به سوی کمال و تعالی می برد.
Key Factors Influencing the Formation, Expansion, and Longevity of the Waqf System in Astan-i Quds Razavi
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
1 - 19
حوزههای تخصصی:
The history of waqf (endowment) in the Islamic world dates back to old times, and this noble tradition has had a significant impact on Islamic society from its inception. One of the most successful examples of the longevity and effectiveness of waqf institutions in both the Islamic world and globally is Astan-i Quds Razavi. This endowment institution, dedicated to Imam Reza (PBUH), boasts a long-standing historical presence in Iran and, throughout its flourishing existence, has exerted considerable political, social, and economic influence. This article begins with a brief definition of waqf and then examines the establishment of the waqf system within Astan-i Quds Razavi. It traces the institution’s expansion and development over various historical periods, highlighting significant events and milestones. Finally, the study addresses the major impacts this endowment institution has had throughout its history. The research findings reveal that cultural endowments in Astan-i Quds Razavi began with the donation of Qurʾanic manuscripts in the early centuries. From the tenth century onward, with the official establishment of Shiʿism in Iran and the growing significance of Mashhad as the spiritual capital of the Safavids, Astan-i Quds entered a phase of expansion and prosperity as an endowment institution. Its continued development was ensured by the direct administration of the highest ruling authorities throughout different historical periods, as well as the persistent devotion of Imam Reza’s (PBUH) followers across centuries.
بررسی انتقادی چیستی و چرایی تربیت در «مبانی نظری تحول بنیادین در نظام تعلیم و تربیت رسمی جمهوری اسلامی ایران»(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
«مبانی نظری تحول بنیادین» به دلیل اهمیت و جایگاه بلندی که در تدوین سند تحول بنیادین آموزش و پرورش و ازهمین رو به سبب نقش مؤثری که در سامان دادن و اصلاح نظام تعلیم و تربیت در جمهوری اسلامی ایران دارد، لازم است پیوسته مورد بررسی و نقد و بازخوانی قرار گیرد. این مقاله تعریف و اهداف تربیت را که در این سند تحت عنوان چیستی تربیت و چرایی تربیت مطرح شده اند، بررسی کرده و برخی کاستی های نیازمند بازخوانی و اصلاح را یادآور شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش، نقد درونی و بیرونی است. مهم ترین کاستی ها در بخش چیستی تربیت عبارت اند از: ابهام و اشکال در روش شناسی؛ ابهام و تداخل در مفاهیم کلیدی؛ و ابهام در مفهوم هویت؛ و در بخش چرایی تربیت، مهم ترین کاستی ها عبارت اند از: انتخاب عنوان های نامناسب؛ ابهام در هدف غایی؛ روشن نبودن هدف کلی؛ ضابطه مند نبودن بیان اهداف واسطی؛ بیان نشدن مستندها و ادله اهداف واسطی؛ روشن نبودن رابطه اهداف میانی با هدف کلی؛ و عدم جامعیت اهداف میانی.
معرفی کتاب: سیری در سیره اخلاقی امام حسین (ع)/ آیت الله احمد بهشتی / قم: بوستان کتاب، 1397 ش.
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۸
115 - 117
حوزههای تخصصی:
هنجارگریزی ترکیبی در سوره های مبارکه زخرف و دخان
منبع:
نثرپژوهی عربی دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲
17 - 33
حوزههای تخصصی:
ساختار زبان معیار به گونه ای است که الگو و قواعد دستوری خاصی دارد و خروج نابجا از آن، ایجاد اختلال در زبان معیار را به دنبال دارد، اما چنانچه این خروج هدفمند صورت گیرد، ضمن برجسته شدن کلام، توجه مخاطب به معنای مقصود جلب می شود. اینجاست که کارکرد زبان ادبی بروز می یابد؛ بدینگونه که در اثر تغییر الگوها و صورت ها، فرآیند برقراری ارتباط بین کلام و دریافت کننده، اندکی دشوار شده و لذا ادراک پیام با تأخیر صورت می گیرد، ولی پس از کشف معنا و برقراری فرآیند ارتباطی، مخاطب به وجد آمده و از الگوی نوین کلام، شگفت زده می شود. قرآن کریم با مؤلفه های ارزشمندش در راستای القای معانی ویژه ، از الگوهای متعددی نظیر هنجارگریزی ترکیبی، در زمینه برجسته سازی کلام برخوردار است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی، برخی از این اسلوب ها را که مربوط به حوزه هنجارگریزی ترکیبی است، در دو سوره مبارکه زخرف و دخان مورد بررسی قرار داده است. نتایج بیانگر آن است که با توجه به ساختار زبانی خاص دو سوره و استفاده از اسلوب هایی چون حذف، تقدیم و تأخیر و یا دیگر شیوه های بیانی، ضمن جلب توجه مخاطب به الگوی کلام، مفاهیم ارزشمندی همچون: تأکید، تعظیم، تهویل، اختصار، اختصاص و ..، از آن استنباط می گردد.
عنصر الراوي في المقامة السواديّة لمحمّد مؤمن الجزائري الشيرازي(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الخریف ۱۴۴۶ شماره ۱۸
101 - 118
حوزههای تخصصی:
یُعدّ «محمّد مؤمن الجزائری الشیرازی» من أدباء إیران المهتمّین بفنّ المقامه فی أواخر القرن الحادی عشر وأوائل القرن الثانی عشر الهجریَّین، وله الکثیر من المقامات. وردت مقاماتُ الجزائری فی کُتُبه الثلاثه: المقامات الناسخه للمقامات، طیف الخیال، وخزانه الخیال؛ إلّا أنّ معظمَها قد بقیت فی ثنایا المخطوطات ولم تَرَ النورَ بعد. لا شکّ فی أنّ المقامات التی ألّفها محمّد مؤمن الجزائریّ تختلف عن مقامات بدیع الزمان الهمذانی والحریری أسلوباً، وموضوعاً وهدفاً، وقد خرج الکاتب عن الأصول السابقه فی المقامه. حیث نستطیع القول إنّ هذه الفوارق جعلت أسلوب الکاتب فی المقامه ممیّزاً ومختلفاً ونوعاً ما صنعت من الکاتب شخصاً مُبدعاً فی هذا النمط الأدبی. هنالک مقامه لمحمّد مؤمن الجزائری لَفَتَ انتباهَنا من بین کلّ مقاماته، وهذه المقامه مسمّاه بالسوادیّه، وهی المقامه السابعه فی کتاب طیف الخیال فی مناظره العلم والمال حیث الکاتبُ خرقَ الأصول التی أرسی قواعدَها بدیع الزمان الهمذانی والحریری فیها. جاء هذا البحث لیسلّطَ الضوءَ علی عنصر الراوی وأنواعه فی هذه المقامه ویبیّن القیمه الفنّیه والجمالیّه لهذا العنصر فیها معتمداً علی أدوات منهجیّه حدیثه. تکمن أهمّیّه هذا البحث فی أنّه یُلقی الضوء علی جانب مغمور من الإبداع السردی لدی محمّد مؤمن الجزائری الشیرازی. وقد استخدم الباحث المنهج السردی لتناول هذا الموضوع. توصّل البحث إلی أنّ الکاتب قد اعتمد أسلوب الراوی المتضمّن فی هذه المقامه حیث یَروی الأحداث باستخدام ضمیر المتکلّم أنا. یُشیر البحث إلی أنّ الجزائری یستخدم هذا الأسلوب لیقدّم الأحداث بمشاعر شخصیّه ومحدوده المعرفه حیث یعبّر عن الخوالج واللواعج الداخلیّه الشخصیّه دون القدره علی الولوج إلی قرارات أفکار الشخصیّات. ومن أهمّ میزات أسلوب الجزائری هو تعدّد الرواه حیث یستخدم أصواتاً متعدّده وشخصیّات مختلفه لیرویَ الأحداث من زوایا متعدّده. یُبرز البحث استخدام الجزائری للفنّ الرسائلی فی هذه المقامه حیث یَستخدم الرسائل وسیلهً للسرد وتعبیر الشخصیّات عن مشاعرها وهواجسها وأفکارها. ویمکن اعتبار المقامه السوادیّه نوعاً جدیداً من الروایه الرسائلیّه فی الأدب العربی.
ملامح الصراعات الوجودية في روايات مصطفي محمود «رواية المستحيل نموذجاً»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الخریف ۱۴۴۶ شماره ۱۸
119 - 139
حوزههای تخصصی:
ظهرت الفلسفه الوجودیه نتیجه الحربین العالمیتین التی خلفتا الظلام، والشک للجمیع. حاولت هذه المدرسه أن تضئ العالم بالرجوع إلی الفرد، وقدراته، فهذا هو معنی أسبقیه الوجود علی الماهیه؛ فالمرء لدیه الحریه فی اتخاذ الخیارات، وبناء کیانه المنفرد. ولم یقتصر عمل الوجودیین علی میدان الفکر، والفلسفه؛ بل ارتبط بالعمل الروائی، والقصصی منذ بدایته، وکان مصطفی محمود له مساهمات فکریه وفلسفیه واسعه فی أدبه. بناء علی هذا یحاول البحث أن یدرس روایه "المستحیل" لمصطفی محمود وفق المذهب الوجودی، مستخدماً المنهج الوصفی التحلیلی الفلسفی. تظهر النتائج أنّ أهم الصراعات الوجودیه کانت حاضره فی روایه "المستحیل"؛ فقد ظهر القلق فی مغامرات شخصیات الروایه. فکانت محاولات "حلمی" و "فاطمه" تتمثل فی الهروب من القلق بالنسیان، والقمار، والعلاقات الجنسیه، فمرجع القلق کان فی القرارات الشخصیه، والرغبات المتعدده عند البطلین. وأما الحریه فظهرت بصورتین متناقضتین، صوره السلطه الأبویه متجذره فی مجتمع الروایه، والرؤیه المتحرره الواقفه ضد الأعراف، والقوانین السائده. ومن غیاب الحریه کان مولد الاغتراب، ورتابه البطل، وکسله. فهناک إرتباطاً وثیقاً بین الثقه بالنفس، وإنعدام المشاعر الشفافه، واللامعیاریه، والشذوذ عن المجتمع، واخلاقه، وانفصال الفرد، واغترابه عن نفسه، وعن المجتمع. وکذلک ظهرت علاقه الأنا والآخر بصوره جدلیه زاخره بالمشاحنات، والصراعات المتواصله فی الأسره داخل مجتمع الروایه، ففشل هذه العلاقات کان نتیجه سلب ذات الآخر، والسیطره علیه من قبل الطرفین.
مورفولوجية رواية «النخلة وسلطان المدينة» في ضوء نظرية كلود بريمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الشتاء ۱۴۴۶ شماره ۱۹
21 - 42
حوزههای تخصصی:
یعدُّ غریماس أوَّل من تحدث عن سردیه الخطاب الروائی ووضع نموذجه العاملی لدراسه الخطاب السَّردی ومعالجه هیکلیته السَّردیه. تنوَّعت بعده المناهج التی عکفت علی دراسه الخطابات السَّردیه ورغم اختلافها من ناحیه الرؤیه والتطبیق، لکنَّها تشربت من منهج غریماس ویعد بریمون الذی استقی الأسس الأولیه لمنهجیته المتفرده فی دراسه الخطاب السَّردی من غریماس والإطار التحلیلی لبروب فی مقاربته النصوص السردیه من البارزین فی مجال علم السردیات. یرکِّز بریمون فی اتجاهه علی الأحداث والشَّخصیات وانطلق فی معالجته للخطاب السَّردی من المنظور الحداثی، حیث یعکف علی البنیات السَّردیه بالدرس والتحلیل ویرکّز علی الأحداث ودور الشخصیات فیها من منطلق یسمّیه التوالی أو التراکب الذی یشیر إلی تراکم الأحداث المتعدده والمتنوعه التی تحکمها العلاقه السببیه. تعد الشخصیه، العامل الأساسی فی الأحداث وظهورها وتنامیها فی النَّسیج السردی ویسمی بریمون عملیه ظهور الأحداث بالشکل المتناسق والمترابط فی النص السَّردی بالمتتالیات السردیه ویدرسها کلبنه أساسیه لبناء الهیکلیه السَّردیه. یرمی هذا البحث إلی دراسه روایه «النخله وسلطان المدینه» لعزالدین جلاوجی وفق المنهج الوصفی-التحلیلی معتمداً علی منهجیه بریمون والروایه تحمل من وجوه الإبداع والتمیز فی مستوی البنیه والمنظور قلَّما نجدها فی غیرها؛ لأنها تحمل النضج الإبداعی کما أن تکثیف الأحداث وحرکیتها أکسبها تجدیداً وإبداعاً متمیزاً وانسابیه مستمره مما جعلها تستحق البحث والدراسه. توصلت الدراسه بعد رحلتها إلی أن النص زاخر بالأحداث المتتالیه المترابطه التی تحکمها العلاقه السببیه والنص فی سرده لموضوع الأصاله العربیه والتشبث بها وظاهره التغریب بوصفها الخطه المنهجیه فی الخطاب الغربی السیاسی لفرض الهیمنه علی الشعوب الأخری، تبدأ بحاله من التعادل والاستقرار المتمثل فی حضور الشیخ ودعوته الی التشبث بالنخله المقدسه التی یرمز بها الثقافه العربیه والأصاله ثم یمرُّ المسار السردی بمرحله عدم الاستقرار وتجسد الروایه وجود الأحداث المختلفه المتتالیه التی تختلف عن المرحله الزمنیه المتمثله فی حضور الشیخ فی صیانته للأصاله العربیه کرمز للقوه والمواجهه حیث سادت علی المجری السردی حاله من اللاستقرار نتیجه ممارسات نجل الشیخ الذی یمثل نموذج الإنسان العربی المتغرِّب الذی یرفض الأصاله العریبه الأصیله وینصهر فی الحضاره الغربیه المادیه والکاتب یعبر عن هذه الازدواجیه فی شخصیه نجل الشیخ برسم اقتلاع النخله المقدسه وفی النهایه تصل الروایه مرحله السکون والاستقرار بعد الإطاحه بحکم السلطان بفعل الممارسات الثوریه التوعویه التی یقوم بها النخلی والسیف والسالم ویسود الثبات والاستقرار من جدید فی مدینه النخله.
هندسه آیات اتحاد امت اسلامی با محوریت ولایت الهی در قرآن
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
211 - 236
حوزههای تخصصی:
اتحاد امت اسلامی یکی از مهم ترین مسائل مطرح در قرآن کریم است. مجموع آیات مرتبط با این موضوع دارای محورهایی است که کشف و استنباط آنها، روشن کننده هندسه نظام مسائل وحدت در قرآن است. از آنجا که وحدت مسلمانان، راهبردی بنیادین در پیوند جمعی مسلمانان، خنثی کننده توطئه های دشمنان دین و مقدمه ساز جهانی شدن اسلام است، امامان انقلاب نیز همواره بر این موضوع تأکید داشته اند. ضرورت تبیین هندسه وحدت در قرآن کریم برای حل مشکلات جامعه اسلامی در دوره کنونی به وضوح احساس می شود؛ بر این اساس، پژوهش حاضر با استفاده از روش جمع آوری اسنادی و تحلیل توصیفی به تبیین هندسه اتحاد و وحدت امت اسلامی با محوریت ولایت الهی پرداخته است. اهم نتایج به دست آمده در این تحقیق عبارت اند از: 1- فرآیند تحقق اتحاد و وحدت به صورت یک حرکت مستمر تصویر شده و تمام لوازم و مراحل آن، از جمله آغاز، انجام، مسیر و راهنما، تبیین گردیده است. 2- برای حصول اتحاد و وحدت در هر مرحله ای از این فرآیند، محور واحدی با استنباط از آیات قرآن تبیین شده است. این محورها عبارت اند از: «صراط مستقیم»، «اهل ذکر»، «صادقین»، «نور»، «حق» و «حبل الله» که همگی از مصادیق ولایت الهی می باشند.
تضاد سند 2030 با آیات و روایات در باب اصالت خانواده با تاکید بر تربیت جنسی نوجوان و جوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۲۲
59 - 71
حوزههای تخصصی:
مهم ترین هدف دین الهی، هدایت و تربیت انسان ها برای رسیدن به سعادت نهایی است که تنها از رهگذر خودسازی و تربیت در همه ابعاد صورت می پذیرد؛ در پرتو تربیت صحیح است که انسان های مؤمن پرورش یافته و پیرو آن، جامعه سالم پدید می آید. غریزه جنسی یکی از ابعاد وجودی انسان بوده و از جهت دهی صحیح و تربیت مستثنا نیست. «تربیت جنسی» به عنوان یکی از شاخه های تربیتی انسان، عبارت است از: ارائه راهکارهای معرفتی و انگیزشی و عملی به افراد نسبت به جنسیت و غریزه جنسی و هدایت صحیح و مدیریت شایسته آن برای نیل به زندگی عفیفانه و کمال انسانی است. با توجه به جایگاه مهم و حساس سن نوجوانی و جوانی، تمرکز پژوهش حاضر، روی تربیت جنسی نوجوان و جوان است. تحقیق حاضر با روش توصیفی تحلیلی و انتقادی، با بررسی محتوای سند توسعه پایدار (2030)، به موارد تضاد فراوان سند مزبور با آیات و روایات اسلامی در باب تربیت جنسی دست یافته است؛ ازجمله تضاد با: اصالت خانواده، اصل عفاف و پاکدامنی، آموزه های صریح دینی مبنی بر ممنوعیت هرگونه انحراف جنسی، تربیت جنسی فرزندان بر اساس تعالیم دینی.
واکاوی منابع و ابزارهای معرفت شناختی راست کیشی در نظریه والتر بائر و نتایج حاصل از آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
85 - 107
حوزههای تخصصی:
در سنت الاهیات مسیحی، به ویژه از دوره قرون وسطی به بعد، چهار منبع اصلی برای معرفت دینی ذکر شده است: وحی الهی شامل متون مقدس که از منظر مسیحیان مؤمن، حاصل الهام الهی هستند؛ سنت کلیسا یا میراث تفسیری، آموزه ای و عملی ای که از رهبران کلیسا به ارث رسیده است؛ عقل و تجربه. مقاله حاضر با بررسی نظریه والتر بائر درباره ماهیت «راست کیشی» و «بدعت» در مسیحیت اولیه، به واکاوی منابع و ابزارهای شناخت حقیقت دینی و پیامدهای معرفت شناختی آن پرداخت. یافته ها نشان داد، در نظر بائر، چهار منبع مذکور برای شناخت حقیقت دینی کافی نیست. بائر با استفاده از ابزارها و منابع شناختی دیگری همچون تحلیل تاریخی - انتقادی، نقش قدرت های سیاسی-دینی، متون قانونی و آپوکریفا، روایات محلی و سنت های شفاهی، استدلال می کند در سده های نخستینِ مسیحیت، اشکال متکثر و متفاوتی از ایمان وجود داشت و آنچه بعدها «راست کیشی» نامیده شد، حاصل فرآیندهای تاریخی و سیاسی بوده است، نه ذات اولیه و فرازمانی ایمان مسیحی. بنابراین به اعتقاد بائر، مرزبندی میان راست کیشی و بدعت بیش از آنکه بازتاب حقیقت مطلق الهی باشد، برساخته ای تاریخی-گفتمانی است. این دیدگاه با تأکید بر ضرورت بازخوانی انتقادی تاریخ دین و بازاندیشی در اعتبار الاهیات نهادی، موجب شکل گیری تکثرگرایی معرفتی در فهم دین می شود و ادعای یکتایی و اطلاق در حقیقت دینی را تضعیف می کند. در واقع، ابزارها و منابعی که بائر در شناخت راست کیشی به کار می گیرد نمایانگر نگاهی پویا و چندلایه به حقیقت دینی است که زمینه را برای گسترش پلورالیسم دینی و گفت وگوی میان روایتی و بین الأدیانی فراهم می سازد.
معرفت شناسی عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
255 - 282
حوزههای تخصصی:
علم از نظر فلاسفه قدیم، دارای دو شرط ضرورت و کلیت است. معرفت حقیقی، معرفت کلی است و معرفت جزئی علم محسوب نمی شود. دسترسی به یقین از زمان ابن سینا تا عصرحاضر از نظر فلاسفه اسلامی ممکن تلقی شده است و با وجود مراحل متفاوت عقل گرایی، تجربه گرایی و ابطال گرایی در تاریخ علم، تغییری در مواضع آنان ایجاد نشده است. در متون عرفانی موضوع علم به صورت رمز و نماد مطرح شده است و عرفا علم کلی را ممکن نمی دانند و این موضوع را به زبان اشارت بیان کرده اند. از جمله عارفانی که به صورت مفصل به این موضوع پرداخته است عطار نیشابوری عارف قرن ششم و هفتم هجری است. عطار علم کلی و دسترسی به یقین را فاقد اعتبار و غیرعملی می داند و حکم به علم جزئی می دهد. هدف این مقاله توصیف معرفت شناسی عطار نیشابوری، علل عدم دستیابی به یقین از دیدگاه عطار نیشابوری و رویکرد تجربه گرایانه عطار به علم است که تداوم دیدگاه تجربه گرایان یونانی است.
علم، دین و نسبت آن دو از منظر ابوالحسن عامری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۲)
103 - 124
حوزههای تخصصی:
مسأله ی موردبحث در این نوشتار، تعریف، ویژگی ها، ماهیت و نسبت علم و دین از منظر ابوالحسن عامری است. عامری علم و دین را دارای ماهیتی عقلی می داند و اندیشه های او در این زمینه در منظومه ی فکری فیلسوفان اسلامی قابل بررسی است. او علم را به دو دسته ی دینی و حکمی تقسیم می کند و برای هر یک اقسامی برمی شمرد. به عقیده ی وی، علم تنها در چارچوب عقل معنا می یابد و ماهیتی عقلی دارد. دین از منظر عامری، مجموعه ای از گزاره های علمی و عملی از منبعِ وحی و دارای ضرورت عقلی است که توسط عقل تامّ و مجرد نبی درک می شود و وحی از نظر او دریافت حقایق مفاض توسط عقل پیامبر از جانب خدا است. براین اساس، هیچ یک از علوم با دین در تعارض نیستند و دین از مرتبه ای بالاتر برخوردار است. عامری در نسبت میان علم و دین، آن ها را تجلی های یک حقیقت واحد می داند و تمامی تحلیل های او باید در این چارچوب کلی درک شوند.