فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۵۴۱ تا ۱۰٬۵۶۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی رابطه بین تاب آوری، ویژگی های شخصیتی هگزاکو و پریشانی روان شناختی با اضطراب ناشی از بیماری کرونا در ساکنین شهر تهران بود. طرح پژوهش، کّمی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه شهروندان شهر تهران در سال زمستان 1399 و بهار 1400 بودند. به این منظور تعداد 600 نفر از این افراد با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب خواهند شد و به مقیاس اضطراب بیماری کرونا (CDAS) علیپور و همکاران (1398)، مقیاس تاب آوری (RISC) کانر و دیویدسون (2003)، سیاهه شخصیت هگزاکو (24-BHI) دی ورایز (2013) و پرسشنامه پریشانی روان شناختی کسلر (K-10) کسلر و همکاران (2003) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین تاب آوری، ویژگی های شخصیتی هگزاکو (صداقت-فروتنی، برون گرایی، توافق، وظیفه شناسی و باز بودن) با اضطراب کرونا رابطه منفی و معناداری وجود دارد (0/01>P). بین ویژگی شخصیتی هگزاکو (هیجان پذیری) و پریشانی روان شناختی با اضطراب کرونا رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (0/01>P). نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز آشکار کرد که 60/7 درصد واریانس اضطراب کرونا به وسیله تاب آوری، ویژگی های شخصیتی هگزاکو و پریشانی روان شناختی تبیین می شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تاب آوری، ویژگی های شخصیتی هگزاکو و پریشانی روان شناختی نقش مهمی در پیش بینی اضطراب ناشی از بیماری کرونا در ساکنین شهر تهران دارند.
تدوین الگوی ساختاری پیش بینی سازش یابی زوجین بر اساس خودابرازگری با میانجی گری تبادل اجتماعی در زنان دارای ازدواج زودهنگام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم زمستان (بهمن) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۷
۲۰۷۵-۲۰۵۹
حوزههای تخصصی:
زمینه: عوامل روانشناختی تأثیرگذار بر سازگاری زناش ویی در دو دیدگاه درون فردی یا شخصیتی و بین فردی یا تعامل زوجین مورد توجه محققین بوده است. تحقیقات نشان داده است که خودابرازگری جنسی که با برانگیختگی ذهنی و مهارت های تبادل ارتباطی زن منجر به میل و رضایت بیشتر می گردد به سازگاری بیشتر زوجین منجر می شود. بنابراین آیا مهارت بیشتر در تبادل اجتماعی می تواند به عنوان میانجی گر در خودابرازگری و سازگاری زوجین تأثیر داشته باشد؟ هدف: هدف از این پژوهش پیش بینی سازگاری زناشویی بر اساس خودابرازگری جنسی با نقش میانجی گر تبادل اجتماعی در زنان دارای ازدواج زودهنگام بود. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. شرکت کنندگان، زنان متأهل دارای ازدواج زودهنگام در استان مرکزی بودند. 270 شرکت کننده به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند و پرسشنامه های مقیاس سازگاری زناشویی اسپانیر (1976)، خودابرازگری جنسی اسنل و همکاران (1997) و تبادل اجتماعی لیبمن و همکاران (2011) را تکمیل کردند. داده ها به وسیله آزمون های همبستگی پیرسون و روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که خودابرازگری در رفتار جنسی، ترجیح جنسی، عاطفه جنسی و نگرش جنسی به طور معناداری سازگاری زناشویی زنان دارای ازدواج زودهنگام را پیش بینی می کنند (0/01 P<). همچنین نتایج آزمون بوت استراپ نشان داد که تبادل اجتماعی می تواند در پیش بینی سازگاری زناشویی بر اساس ابعاد خودابرازگری جنسی میانجی گری کند (0/01 P<). علاوه بر آن تبادل اجتماعی در رابطه ابعاد خودابرازگری جنسی و سازگاری زوجین تأثیر غیرمستقیم دارد. نتیجه گیری: در سازگاری زنان دارای ازدواج زودهنگام، درک تبادل اجتماعی در کیفیت خودابرازگری جنسی اهمیت دارد که به نظر می رسد به وسیله آموزش و مشاوره بهبود یابد.
مفهوم سازی خود اندیشی انتقادی در منابع اسلامی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مفهوم سازی خوداندیشی انتقادی در منابع اسلامی انجام شده است. روش پژوهش تحلیل کیفی محتوای متون دینی (شجاعی، 1399) بود که برای فهم و استنباط روان شناختی از منابع اسلامی کاربرد دارد. جامعه اسنادی پژوهش را قرآن کریم و کتاب های اصول کافی، میزان الحکمه و بحارالانوار تشکیل می داد. نمونه عبارت بود از هر واژه، عبارت یا گزاره ای که در مفهوم شناسی خوداندیشی انتقادی کاربرد داشته باشد. اعتبارسنجی براساس دو شاخص متقن و مفید بودن و با استفاده از دو روش کیفی و کمّی انجام شد. در روش کیفی استنباط های انجام شده از آیات و روایات در اختیار سه نفر از کارشناسان قرار گرفت و از آنها خواسته شد که در مورد مؤلفه ها و ابعاد خوداندیشی انتقادی نظر خود را بیان کنند. در روش کمّی متقن بودن براساس نظر چهارده نفر از متخصصان و محاسبه نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) بررسی شد. مفید بودن یافته ها براساس نظر سه کارشناس و محاسبه ضریب کاپا مورد سنجش قرار گرفت. نتایج نهایی 31 نشانه برای خوداندیشی انتقادی را نشان داد که براساس تشابه کارکردی در قالب پنج مؤلفه تأمل و بازنگری در خود (شامل7 نشانه)، خودنظارتی فعال (6 نشانه)، نگرش واقع بینانه به زندگی (5 نشانه)، تعالی جویی ( 5 نشانه) و خودگاهی پدیداری ( 4 نشانه) تدوین شد. نتایج CVR و CVI به ترتیب بالاتر از 59/0 و 79/0 و ضریب کاپا برای هر پنج مؤلفه در دامنه نسبتاً خوب تا عالی (20/0-1) به دست آمد. درنتیجه خوداندیشی انتقادی یک فرایند شناختی فعال، هدفمند و سازمان یافته است که با استفاده از آن فرد به بررسی و بازنگری شناخت ها، باورها، تفکرات، ارزش ها، احساس ها و رفتارهای خود می پردازد. اندازه گیری خوداندیشی انتقادی با توجه به نواحی جدول زندگی (تفریح و سرگرمی، روابط اجتماعی، حالات خلقی، انگیزش، معنویت و دینداری، برنامه ریزی، سلامت، معیشت و کار) بررسی شد که نتیجه آن به صورت «نیمرخ وضعیت زندگی» و تعیین نمره فرد از 1 تا 10 در هر محور مشخص می شود.
مدل اطلاعات-انگیزش-مهارت رفتاری با توجه به نقش تعدیل گر تکانشگری در زنان با شاخص توده بدنی بالای 25(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر جهت بررسی مدل ساختاری اطلاعاتی-انگیزشی-رفتاری بر اساس نقش تعدیل گر تکانشگری در بین زنان با شاخص توده بدنی بالای ۲۵ انجام شد. مواد و روش ها: پژوهش حاضر مقطعی-همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مراجعه کننده به مراکز رژیم درمانی، خانه سلامت و باشگاه ورزشی در سال ۱۳۹۹-۱۴۰۰ شهر اصفهان بود که از میان آنان تعداد ۴۴۴ نفر با روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته اطلاعاتی-انگیزشی-رفتاری و پرسشنامه تکانشگری پاتون و همکاران (۱۹۵۹) استفاده شد. از نرم افزار آموس (۲۴V-) برای تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از نقش تعدیل گر تکانشگری در مدل مذکور بود (۴۶/۳=X۲/df، ۹۸۱/۰=GFI، ۹۷۷/۰=CFI، ۰۸/۰RMSEA=،۰۷۳/۰SRMR=، ۹۷۰/۰NFI=، ۹۲۸/۰= TLI و ۹۲۴/۰=AGFI). در سه گروه تکانشگری پایین، متوسط و بالا، رفتار سلامت تحت تأثیر اطلاعات بود. در گروه تکانشگری متوسط، رفتار سلامت تحت تأثیر انگیزش بود. در سه گروه تکانشگری پایین، متوسط و بالا، رفتار سلامت تحت تأثیر مهارت های رفتاری بود. در افراد با تکانشگری پایین و بالا، اطلاعات تأثیر غیرمستقیم معناداری بر رفتار سلامت به واسطه مهارت رفتاری داشت. در افراد با تکانشگری بالا، انگیزش تأثیر غیرمستقیم معناداری بر رفتار سلامت به واسطه مهارت رفتاری داشت. نتیجه گیری: کاربرد سازه های مذکور مثل اطلاعات، انگیزش، مهارت رفتاری و توجه به سطوح تکانشگری می تواند در پیشگیری از چاقی و حتی طراحی درمان ها و رژیم های غذایی مناسب به محققان و درمانگران این حوزه کمک نماید.
واکاوی سیره سیاسی- اجتماعی امام جواد (علیه السلام) در هدایت شیعیان
حوزههای تخصصی:
امام جواد در دوران امامت خود، با اوضاع خاصى به لحاظ سیاسى و اجتماعی مواجه بودند. همزمانى حاکمیت مأمون و معتصم با دوران حیات آن حضرت از یکسو و وضعیت اجتماعى- سیاسی جامعه به ویژه فعالیت فرقه هاى انحرافى و مذاهب شیعى از سوى دیگر، امام جواد را بر آن داشت تا براى تحقق هدف راهبردی خود که همانا رهبری جامعه شیعیان و در امان نگه داشتن آنان از جور و ستم حکام وقت بود، گذشته ازتصریح بر امامت خود و آشکار کردن علم و دانش و مبارزه با جریان های انحرافی برای ایجاد وحدت بین مسلمانان نیز تلاش کرذند. ایشان همچنین با اعزام نماینده به کشورهای مختلف ارتباط خود را با شیعیان حفظ کردند. مقاله حاضر توصیفى تحلیلى بوده و مطالب آن به روش کتابخانهاى گردآورى شده است. نتایج نشان داد، امام جواد (ع) با توجه به اوضاع سیاسى اجتماعى آن عصر، توانست شیعیان و پیروانش را به خوبی رهبری و هدایت کرده و به صراط مستقیم رهنمون سازد.
اثربخشی زوج درمانی با مدل EIS بر تعارضات زناشویی و دلزدگی زناشویی در زنان نابارور در دوران قرنطینه ناشی از بیماری کووید-19(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش زوج درمانی با مدل EIS بر تعارضات زناشویی و دلزدگی زناشویی در زنان نابارور در دوران قرنطینه ناشی از بیماری کووید-19 انجام شده است. روش پژوهش : طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون- پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه زنان دارای مشکل ناباروری مراجعه کننده به مطب های متخصصین زنان و زایمان سطح شهر کرمانشاه تشکیل می دهند. 80 نفر از این افراد (40 نفر تحت آموزش زوج درمانی با مدل EIS و 40 نفر هم گروه گواه) به عنوان نمونه مشخص می گردد که این تعداد با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب خواهند شد. ملاک ورود آزمودنی ها به این پژوهش شامل دامنه سنی 30 تا 40 سال، داشتن حداقل سابقه 5 سال نازایی و عدم توانایی باروری داشته اند، بود. از مقیاس های تعارضات زناشویی (MCQ-R)، پرسشنامه دلزدگی زناشویی پاینز (1996) و آموزش زوج درمانی مدل EIS (همدلی، صمیمیت، رضایت جنسی) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس اندازه های تکراری با استفاده از نرم افزار SPSS23 استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد آموزش زوج درمانی EIS بر تعارضات زناشویی و دلزدگی زناشویی زنان نابارور مؤثر بوده است (05/0>P) و میزان آن ها در روابط زناشویی کاهش داشته است و این تأثیر تا مرحله پیگیری ماندگار مانده است (05/0>P). نتیجه گیری : شرکت در جلسات آموزش زوج درمانی EIS باعث بهبود تعارضات زناشویی و دلزدگی زناشویی می گردد و روشی مناسب برای کاهش تعارضات زناشویی و دلزدگی زناشویی در روابط زناشویی است
اثربخشی آموزش خودشفابخشی (کدهای شفابخش) بر حس انسجام در مردان وابسته به مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال پانزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۶۱
۲۸۲-۲۶۱
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش خودشفابخشی بر حس انسجام در مردان وابسته به مواد مخدر در سال ۱۳۹۹ بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل همه مردان وابسته به مواد مخدر شهر اصفهان در سال 1399 بود. از میان آن ها، ۳۰ نفر که تمایل به شرکت در تحقیق را داشتند به صورت در دسترس انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) تقسیم شدند. پرسش نامه حس انسجام برای گردآوری داده ها مورد استفاده قرار گرفت. گروه آزمایش تحت ۱۴ جلسه (به صورت هفته ای یک جلسه ۹۰ دقیقه ای) آموزش خودشفابخشی قرار گرفتند و پس از اتمام آموزش پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس تک متغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش خودشفابخشی در افزایش حس انسجام مردان وابسته به مواد تاثیر معناداری داشت. نتیجه گیری: بنابر نتایج تحقیق می توان آموزش خودشفابخشی را به عنوان یکی از رویکردهای جدید مثبت نگرجهت افزایش سلامت روان شناختی افراد وابسته به مواد مخدر در مراکز درمانی مرتبط با ترک مواد مخدر با اثرات نسبتا پایدار برای افزایش مهارت های خود مراقبتی به کاربرد.
تحلیل محتوای تکنیک ها و روش های استفاده شده در مجلات علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم زمستان (بهمن) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۷
۲۰۰۹-۱۹۹۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: علوم شناختی حوزه ای بین رشته ای است که روش شناسی آن، کمتر در قالب کتاب یا مقالات مستقل تدوین شده است و مشکلات عدیده ای در حوزه روش شناسی آن وجود دارد. هدف: این پژوهش با هدف مطالعه محتوای روش شناختی و تحلیل های آماری مقالات مربوط به علوم شناختی انجام شد. روش: مقالات با روش تحلیل محتوا بررسی شدند. جامعه مورد پژوهش کلیه مقالات مربوط به حوزه علوم شناختی است که در وب سایت رتبه بندی مجلات علمی در سال 2016 نمایه شده اند و روش نمونه گیری هدفمند می باشد. به منظور طبقه بندی تکنیک ها و روش های اتخاذ شده از تحلیل محتوا، ماتریس مربعی مربوط به این تکنیک ها در اختیار 7 نفر از خبرگان حوزه روش شناسی علوم شناختی، قرار داده شد و از آن ها خواسته شد تا نظرات خود را در مورد شباهت هر کدام از این تکنیک ها و روش ها، در یک مقیاس 100 نمره ای وارد کنند. میانگین نمره بدست آمده از این ماتریس ها به عنوان ماتریس مشابهت و با هدف کشف خوشه ها وارد نرم افزار R شد، برای دیداری کردن رابطه بین تکنیک های مختلف از الگوریتم فراچترمن - رینگولد استفاده شد. یافته ها: تحلیل محتوای مقالات و درج کلیدواژه های مربوط، در برگه کدبندی به فهرستی از روش های آماری منجر شد. گراف حاصل از شبکه ارتباط بین تکنیک ها و روش های آماری با فواصل معنی دار (0/001p≤) ترسیم گردید. نتیجه گیری: تکنیک های مجاور در گراف حاصل مورد بررسی محتوایی دقیق قرار گرفت و در نهایت روش های استفاده شده به منظور تحلیل داده های شناختی در 17 خوشه معرفی شدند، هدف اصلی از تکنیک های به کار گرفته شده در هر خوشه تعیین و پژوهش در خصوص نحوه انتخاب این تکنیک ها پیشنهاد گردید.
پیش بینی عاطفه مثبت و منفی بر اساس شفقت به خود با نقش واسطه ای تیپ های شخصیتی A و B در مراقبین بیماران آلزایمر
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: استرس ناشی از مراقبت از بیمار آلزایمری بر سلامت جسمانی، روانی و عاطفی مراقبین تاثیر می گذارد. تجربه عواطف مثبت و منفی به ویژگی شفقت به خود و تیپ های شخصیتی مراقبین بستگی دارد. از این رو مطالعه حاضر با هدف پیش بینی عاطفه مثبت و منفی بر اساس شفقت به خود با نقش واسطه ای تیپ های شخصیتی A و B در مراقبین بیماران آلزایمر انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. شرکت کنندگان، مراقبین بیماران آلزایمر در سال 1397 در شهر تهران بودند. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 202 شرکت کننده انتخاب شدند و در زمان مناسبی پرسشنامه های شفقت خود نف (2003)، عاطفه مثبت و منفی واتسن، کلارک، و تلگن ( 1988) و تیپ شخصیتی A و B راتوس (1996) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که شفقت به خود با عاطفه مثبت همبستگی مستقیم و با عاطفه منفی همبستگی معکوس و معنادار دارد (01/0P<). نتایج تحلیل مسیر نشان داد که تیپ های شخصیتی A و B در پیش بینی عاطفه مثبت و منفی بر اساس شفقت به خود در مراقبین بیماران آلزایمر نقش واسطه ای معناداری دارد (01/0P<). نتیجه گیری: به منظور کاهش عاطفه منفی و تقویت عاطفه مثبت در مراقبین بیماران آلزایمر شایسته است انجمن بیماران آلزایمری به مهارت شفقت ورزی به خود در پرستاران حوزه درمان و مراقبین بیماران آلزایمری توجه کنند و با بکارگیری مداخلات مشاوره ای و آموزشی، تیپ های شخصیتی ناکارآمد و نامناسب مراقبین تعدیل سازی شود.
تأثیر آموزش تنظیم هیجان بر مشکلات برو ن سازی شده / درو ن سازی شده دانش آموزان دارای اختلال انفجاری متناوب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به دشواری در تنظیم هیجان و مشکلات رفتاری نوجوانان دارای اختلال انفجاری متناوب، پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر مشکلات برو ن سازی شده / درو ن سازی شده در دانش آموزان دختر دارای اختلال انفجاری متناوب انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه پژوهش 30 دانش آموز دختر دارای اختلال انفجاری متناوب بود که از میان 655 دانش آموز مقطع متوسطه شناسایی و سپس به شکل تصادفی به دو گروه آزمایشی و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش آموزش تنظیم هیجان مدل گراس را در هشت جلسه دریافت نمودند در حالی که گروه کنترل در طول هشت جلسه به تماشای فیلم آموزشی نامرتبط با تنظیم هیجان پرداختند. در این پژوهش از پرسشنامه اختلال انفجاری متناوب کوکارو، برمن و مک کلوسکی (2017) و پرسشنامه مشکلات رفتاری هیجانی آخنباخ و رسکورلا (2003) در دو مرحله پیش آزمون و پس آزمون استفاده شد. داده های پژوهش با تحلیل کوواریانس یک و چند متغیری تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج این پژوهش شان داد که آموزش تنظیم هیجان موجب کاهش مشکلات برو ن سازی شده و مشکلات درو ن سازی شده در دختران دارای اختلال انفجاری متناوب اشده است. این یافته ها حاکی است که می توان از آموزش تنظیم هیجان در جهت مدیریت رفتارها و هیجانات دانش آموزان دارای این اختلال استفاده کرد.
کاربرد مدل معادلات ساختاری درتبیین نقش انعطاف پذیری شناختی، خودنظم جویی هیجان و تفکر فعال روشنفکرانه بر تغییرنگرش افراد در شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم زمستان (دی) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۶
۱۸۴۷-۱۸۳۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: با توجه به روند رو به رشد شبکه های اجتماعی مطالعاتی درمورد تأثیر این شبکه ها بر روی نگرش، رفتار و سبک زندگی و... انجام شده است. ولی درارتباط با تأثیر شاخص های شناختی بر روی تغییر نگرش در شبکه های اجتماعی مطالعه انجام نشده است. هدف: هدف از این مطالعه ارائه مدلی مفهومی برای بررسی تأثیر عوامل شناختی بر تغییر نگرش افراد در شبکه های اجتماعی است. در همین راستا سه عاملِ (1) انعطاف پذیری شناختی، (2) خودنظم جویی هیجانی و (3) تفکر فعال روشنفکرانه به عنوان عوامل شاخصِ تأثیرگذار در تغییر نگرش در نظر گرفته شده است. روش: روش تحقیق حاضر به لحاظ ماهیت و شیوه اجرا توصیفی و پیمایشی است. جامعه آماری شامل تمام کاربران شبکه های اجتماعی است. نمونه آماری شامل 384 نفر مرد و زن است که بصورت در دسترس انتخاب شدند. برای بررسی میزان تأثیر هر یک از این عوامل سه گانه ی انعطاف پذیری شناختی، خودنظم جویی هیجان، و تفکر فعال روشنفکرانه، به ترتیب، از مقیاس انعطاف پذیری شناختیِ مارتین و روبین (مارتین و روبین، 1995)، پرسشنامه خود نظم جویی هیجان (هافمن و کاشدان، 2010)، و پرسشنامه تفکر فعال روشنفکرانه (استانویچ ووست 2007) و برای بررسی نگرش افراد از پرسشنامه های محقق ساخته که روایی محتوایی با نظر خبرگان و پایایی آن ها توسط روش های آماری تأییدگردید؛ استفاده شده است. پس از تأیید نرمال بودن داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار lisrel استفاده شده است. یافته ها: نتایج آزمون فرضیه ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری نشان داد که شاخص های ذکر شده دارای مقدار t قابل قبول در سطح معنادار (0/05 p<) می باشند. بنابراین در تغییر نگرش افراد مؤثر هستند. همچنین نشان داده شد که خودنظم جویی هیجان بر تغییر نگرش در موضوع خشونت خانگی دارای بیشترین تأثیر (به میزان 0/9) است. نتیجه گیری: این بدان معنی است که توانایی های شناختی کاربران شبکه های اجتماعی در تغییر نگرش های آنها تأثیر مستقیم دارد.
نقش واسطه گری نگرش به خواندن در رابطه راهبردهای شناختی، راهبردهای فراشناختی خواندن، نگرش به خواندن والدین با انگیزش خواندن دانش آموزان دارای مشکلات خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای نگرش به خواندن در رابطه راهبردهای شناختی، راهبردهای فراشناختی خواندن، نگرش والدین به خواندن با انگیزش خواندن دانش آموزان دارای مشکلات خواندن بود. روش تحقیق، توصیفی از نوع همبستگی و به طور خاص مدل معادلات ساختاری بود. برای این منظور از جامعه آماری پژوهش، که شامل کلیه دانش آموزان (دختر و پسر) پایه های چهارم و پنجم دوره ابتدایی دارای مشکلات خواندن شهر الیگودرز که در سال تحصیلی 99-1398 مشغول به تحصیل بودند، تعداد 300 نفر به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه های انگیزش خواندن(MRFQ) ویگفیلد و گاتری (1997)، زمینه یابی یادگیری خواندن (LTRS) انجمن بین المللی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی (2001)، نگرش به خواندن (ARQ) مککنا و کی یر (1990)، راهبردهای آگاهی فراشناختی خواندن(MORASQ) مختاری و ریچارد (2002)، راهبردهای خودتنظیمی (MSFLQ) پینتریج و دی گروت (1990) پاسخ دادند. در تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری برای وارسی مدل علی بین متغیرهای پژوهش استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که راهبرد شناختی با سطح معنی داری (001/0) و نگرش والدین به خواندن با سطح معنی داری (01/0) به صورت مستقیم با انگیزش خواندن رابطه دارند. رابطه مستقیم راهبردهای فراشناختی خواندن بر انگیزش خواندن تآیید نشد (35/0). راهبردهای شناختی به صورت غیرمستقیم و با واسطه نگرش به خواندن با انگیزش خواندن رابطه دارد (009/0). راهبردهای فراشناختی خواندن به صورت غیرمستقیم و با واسطه نگرش به خواندن با انگیزش خواندن رابطه دارد (001/0). همچنین نگرش والدین به خواندن به صورت غیرمستقیم و با واسطه نگرش به خواندن با انگیزش خواندن رابطه دارد (004/0). مدل پیشنهادی بر اساس شاخص های برازش از برازش مطلوبی برخوردار بوده است. نتایج این پژوهش می تواند اطلاعات ارزشمندی را در خصوص افزایش انگیزش خواندن ارائه دهد.
شناسایی پیامدهای محیط مجازی بر سبک زندگی زوج ها: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر شناسایی پیامدهای محیط مجازی بر سبک زندگی زوج های شهر شیراز بود. روش: این پژوهش کیفی از نوع پدیدار شناسی است و نمونه پژوهش زوجین شهر شیراز مراجعه کننده به مراکز مشاوره بود. در این پژوهش نمونه ها با تعداد 11 زوج به مرحله اشباع رسید. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته با پرسش های باز پاسخ بود. تحلیل داده های دریافت شده از مصاحبه ها بر اساس مدل تحلیلی استرابرت و کارپنتر (2003) صورت پذیرفت. یافته ها: آسیب های برآمده از فضای مجازی در روابط زوجین از دیدگاه متخصصین حوزه مشاوره خانواده دارای دو کد اصلی الگوهای ناکارآمد بین فردی و الگوهای ناکارآمد درون فردی بود. کد اصلی الگوهای ناکارآمد بین فردی شامل زیر مضمون های مشکلات زناشویی، روابط فرا زناشویی، کاهش صمیمیت، مشکلات ارتباطی و ناتوانی در مدیریت حل تعارض است و کد اصلی الگوهای ناکارآمد درون فردی نیز شامل زیرمضمون های اعتیاد اینترنتی، ناتوانی در کنترل هیجانات، سبک زندگی و متزلزل شدن ارزش ها است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد استفاده بیش از حد از فضای مجازی هر یک از زوجین می تواند بر سبک زندگی زناشویی، مشکلات جنسی، روابط فرازناشویی، کاهش صمیمیت، مشکلات ارتباطی و کاهش مدیریت حل تعارض بیانجامد.
شناسایی و سنجش عوامل محوری و پیرامونی تعارضات زناشویی در جمعیت فارسی زبان (مطالعه ترکیبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۸)
383 - 406
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی و سنجش عوامل محوری و پیرامونی تعارضات زناشویی در جمعیت فارسی زبان ایران انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف بنیادی و توسعه ای بود. طرح پژوهش، روش هایترکیبی اکتشافی<sup> </sup>متوالی (کیفی- کمی) بود. در پژوهش حاضر برای شناسایی عوامل محوری و پیرامونی، 58 مقاله علمی در بازه زمانی (1398-1370) برای مرور نظام مند و 23 زوج متعارض برای مصاحبه اکتشافی با روش نمونه گیری در دسترس، 10 متخصص برای نظرسنجی به روش دلفی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند، سپس فهرست جامعی از تعارضات زناشویی در قالب چک لیست 344 گویه ای تدوین شد و در مرحله بعد با انتخاب نمونه به تعداد 450 نفر (225 زوج) مورد سنجش قرار گرفت و سپس با تلفیق نتایج حاصل از چهار مرحله، عوامل محوری و پیرامونی با استفاده از کدگذاری و تحلیل عاملی در قالب عوامل محوری پیرامونی طبقه بندی شدند. یافته ها: پس از تحلیل عاملی تعداد 17 گویه حذف شد، در نهایت 19 عامل محوری و 235 عامل پیرامونی شناسایی شد که به ترتیب مسائل مربوط به پیش از ازدواج و فرایند (0.31=β)، عدم حمایت و مراقبت از یکدیگر (0.22=β)، عدم صمیمت (0.22=β)، مسائل مربوط به خانواده های مبدأ (0.21=β)، عدم جذابیت (0.16=β)، نارضایتی جنسی (0.13=β)، سرخوردگی (0.11=β)، عدم روراستی (0.11=β)، الگوهای ارتباطی و حل تعارض ناکارآمد (0.11=β)، مشکلات اقتصادی و شغلی (0.09=β)، مشکلات مربوط به روابط عاطفی قبلی (0.08=β) و ساختار قدرت (0.07=β) بیشترین سهم را در تعارضات زناشویی داشتند و سپس روابط خارج از عرف و خیانت، مشکلات شخصیتی و رفتاری، عوامل مربوط به فرزندان، عدم وظیفه شناسی، عوامل مذهبی و عدم جرات مندی زوجین تبیین کننده تعارضات زناشویی بودند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های حاصل از پژوهش می توان نتیجه گرفت که مجموعه عوامل مرتبط با تعارضات زناشویی ناشی از تعدادی عوامل محوری بودند که ضروری است در مداخلات پیشگیرانه، تشخیص و مداخله در زوجین مورد توجه قرار گیرد.
مقایسه نواقص عصب روان شناختی افراد با نشانگان اختلال شخصیت مرزی، خودشیفته و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال هفتم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۲۷)
47 - 58
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش، مقایسه نواقص عصب روان شناختی افراد با نشانگان اختلال شخصیت مرزی، خودشیفته و افراد عادی است. روش. طرح پژوهش، علی مقایسه ای بود. نمونه پژوهش شامل 24 نفر با نشانگان اختلال شخصیت مرزی و 22 نفر با نشانگان اختلال شخصیت خودشیفته بود که به روش هدفمند از بین بیماران مراجعه کننده به بخش روانپزشکی بیمارستان امام خمینی سنقر و کلینیک مشاوره پیوند انتخاب شدند و با 22 نفر بهنجار از کارکنان بیمارستان و کلینیک مشاوره مقایسه شدند. از تکلیف تصویری پروب دات، آزمون دسته بندی کارتهای ویسکانسین، مقیاس فراخنای ارقام، تکلیف برو/ نرو، مقیاس تکانشگری بارت و آزمون ذهن خوانی از روی تصاویر چشم برای جمع آوری داده ها استفاده شد. داده ها با روش تحلیل واریانس چندمتغیره و آزمون تعقیبی توکی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ننایج: نتایج نشان داد که بین گروه های مورد مطالعه در متغیرهای وابسته تفاوت معناداری وجود دارد. به طوری که افراد با نشانگان اختلال شخصیت مرزی و خودشیفته، سوگیری توجه و تکانشگری بیشتر و تخریب در نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی در مقایسه با گروه عادی نشان دادند. این نواقص(به استثنای حافظه فعال) در افراد با نشانگان اختلال شخصیت مرزی در مقایسه با افراد با نشانگان شخصیت خودشیفته بیشتر بود. نتیجه گیری: نواقص عصب روان شناختی در افراد با نشانگان اختلال شخصیت مرزی و خودشیفته بیشتر از افراد عادی است؛ گرچه این نواقص در افراد با نشانگان اختلال شخصیت مرزی بیشتر از افراد با نشانگان اختلال خودشیفته می باشد.
اثربخشی گروه درمانی شناختی متمرکز بر طرحواره بر تعدیل طرحواره های ناسازگار اولیه در دختران نوجوان از خانواده طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت اجتماعی سال دهم پاییز و زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۲۰)
223 - 235
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مدل درمان متمرکز بر طرح واره یانگ تلفیقی ابتکاری از رفتاردرمانی شناختی با گشتالت و روابط موضوعی رویکردهای روان کاوی محسوب می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی اثر آموزش گروه درمانی شناختی متمرکز بر طرح واره بر تعدیل طرح واره های ناسازگار اولیه در دختران نوجوان از خانواده طلاق انجام پذیرفت. روش: پژوهش در چارچوب طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه اجرا گردید. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دختران نوجوان از خانواده طلاق در بهزیستی قائم شهر در سال 1397 بود که از بین آن ها 40 نفر به صورت نمونه در دسترس انتخاب گردیده و به تصادف در دو گروه آزمایش و گواه جایگزین شدند. جهت گردآوری اطلاعات در این پژوهش از پرسشنامه طرح واره های ناسازگار اولیه یانگ (1988) استفاده شد و مطابق با طرح آزمودنی ها در دو مرحله قبل و بعد از اجرای آموزش گروهی به سنجش درآمدند. برنامه اجرایی به مدت 8 جلسه آموزش گروهی 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا شد اما گروه گواه، آموزشی دریافت نکرد. یافته ها: جهت تحلیل داده ها از تحلیل واریانس تک متغیری استفاده شده و یافته ها حاکی از آن بود که گروه درمانی شناختی متمرکز بر طرح واره، بر حوزه های بریدگی/ طرد، خودگردانی و عملکرد مختل، محدودیت های مختل و دیگر جهت مندی در دختران نوجوان از خانواده طلاق قائم شهر تأثیر دارد. نتیجه گیری: نتیجه پژوهش تأیید کننده اثربخشی طرح واره درمانی در اصلاح طرح واره های ناسازگار بوده و قادر است دختران نوجوان از خانواده طلاق را در تعدیل طرح واره ها یاری نماید و می تواند به عنوان الگویی ثمربخش در مشاوران روان شناختی دختران مقیم بهزیستی مورد استفاده قرار بگیرد.
فراتحلیل مداخله های حرکتی فرآیند - محور (یکپارچگی حسی، ادراکی - حرکتی و رشدی - عصبی) بر مهارت های حرکتی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم پاییز (آذر) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۵
۱۶۵۰-۱۶۳۱
حوزههای تخصصی:
زمینه: با توجه به اهمیت مهارت های حرکتی در رشد و فراگیری کودکان، پژوهش های زیادی به بررسی اثربخشی مداخله های حرکتی فرآیند - محور در این زمینه پرداخته اند، اما آیا این مداخله ها مؤثر بوده اند؟ هدف: هدف پژوهش حاضر فرا تحلیل اثربخشی مداخله های حرکتی فرآیند - محور بر مهارت های حرکتی کودکان بود. روش: در این پژوهش از فراتحلیل به عنوان ابزاری جهت تعیین، جمع آوری، ترکیب و خلاصه کردن یافته های پژوهشی مرتبط با مداخله های فرآیند - محور بر مهارت های حرکتی استفاده شد. جامعه آماری شامل تمامی پژوهش های انجام شده در حوزه مداخله های فرآیند - محور در محدوده سال های 1387 تا 1398 برای مقالات فارسی و 2011 تا 2020 برای مقالات لاتین بود، بدین منظور 31 پژوهش (19 مقاله فارسی و 12 مقاله لاتین) که از لحاظ روش شناختی مورد تأیید بود به عنوان نمونه آماری، انتخاب و فراتحلیل روی آن ها انجام گرفت. ابزار پژوهش چک لیست فرا تحلیل بود. یافته ها: نتایج نشان داد میزان اندازه اثر مداخله های حرکتی فرآیند - محور بر مهارت های حرکتی کودکان 0/42 است که بر اساس جدول تفسیر کوهن به معنی اندازه اثر متوسط می باشد (0/1 p<). نتیجه گیری: بنابراین می توان گفت براساس نتایج این فراتحلیل؛ مداخله های حرکتی فرآیند - محور می توانند در بهبود مهارت های حرکتی کودکان مؤثر باشند.
فراتحلیل اثربخشی برنامه آموزش شناختی رایانه ای کاگمد در حافظه فعال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم زمستان (اسفند) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۸
۲۲۱۰-۲۱۹۵
حوزههای تخصصی:
زمینه: برنامه کاگمد برای توانبخشی حافظه فعال، پرکاربردترین برنامه ی رایانه ای مدارس در جهان است. با توجه ادعای سازندگان به نقش جدید و مهم این برنامه در بهبود حافظه فعال، یادگیری و اختلالات یادگیری، پژوهش حاضر طراحی گردید تا اثر بخشی این برنامه را در بهبود حافظه فعال در پژوهش های انجام شده، با روش فراتحلیل مورد بررسی قرار دهد. هدف: هدف از پژوهش حاضر ترکیب پژوهش های انجام شده در قلمرو اثربخشی برنامه کاگمد بر حافظه فعال بود. روش: در این پژوهش از فراتحلیل به عنوان ابزاری جهت تعیین، جمع آوری، ترکیب و خلاصه کردن یافته های پژوهشی مرتبط با نقش برنامه کاگمد در حافظه فعال استفاده شد. برای دستیابی به هدف، ادبیات پژوهشی مربوط به رابطه این متغیرها، در مقالات انتشار یافته بین سال های 2001 تا 2018 بررسی شد. 14 پژوهش بر اساس معیار های پژوهش (روش آزمایشی، چاپ آنلاین، مقایسه گروه آزمایش و گواه، آماره های توصیفی) وارد فراتحلیل شدند. نتایج بررسی سوگیری انتشار، نشان دهنده نبود سوگیری در پژوهش بود. یافته ها: یافته ها نشان داد که میانگین اندازه اثر کلی پژوهش های مورد بررسی برای مدل اثرات ثابت 0/441 (0/01 >P) و برای اثرات تصادفی 0/651 (0/01 >P) بود که هر دو معنی دار هستند و نشان از اثر بزرگ و معنادار برنامه کاگمد بر روی حافظه فعال بود. نتیجه گیری: برنامه کاگمد بر اساس ترکیب نتایج پژوهش های انجام شده، اثربخش است و برای حافظه فعال در جهت پیشگیری و درمان پیشنهاد می شود. استفاده از روش فراتحلیل در مطالعات بعدی با فواصل پنج تا ده ساله پیشنهاد می شود.
نقش میانجی گری سبک های مقابله با کرونا و استرس ادراک شده در رابطه بین حمایت اجتماعی و پرخاشگری در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی بالینی سال سیزدهم تایستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۵۰)
133 - 146
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجیگر سبک های مقابله با کرونا و استرس ادراک شده در رابطه بین حمایت اجتماعی و پرخاشگری در نوجوانان انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر همبستگی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره متوسطه دوم شهر تهران بود که در نیمسال اول سال تحصیلی 1400-1399 مشغول تحصیل بودند. حجم نمونه با روش نمونه گیری داوطلبانه 352 نفر را شامل می شد و از پرسشنامه های سبک مقابله با کرونا، حمایت اجتماعی، مقیاس پرخاشگری نوجوانان و مقیاس استرس ادارک شده استفاده شد. داده ها با استفاده از روش آمار توصیفی و تحلیل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار AMOS و SPSS مورد تجزیه تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: اثر حمایت اجتماعی بر پرخاشگری با ضرایب بتای 26/- معنی دار است. اثر استرس اداراک شده بر پرخاشگری با ضریب بتای30/ معنی دار است. اثر سبک های مقابله ای بر پرخاشگری با ضریب بتا 22/ معنی دار است. اثر غیرمستقیم حمایت اجتماعی بر پرخاشگری به واسطه سبک های مقابله با کرونا و استرس ادراک شده با ضریب بتای -/17 معنی دار است. نتیجه گیری: حمایت اجتماعی، سبک های مقابله با کرونا و استرس ادراک شده بر پرخاشگری اثر مستقیم و معناداری دارند. سبک های مقابله با کرونا و استرس ادراک شده رابطه بین حمایت اجتماعی و پرخاشگری را میانجی گری می کند.
مقایسه اثربخشی درمان شناختی- رفتاری و نظم جویی فرآیندی هیجان در حساسیت اضطرابی بیماران مبتلا به اسکلروز چندگانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی سلامت سال دهم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۳۷)
109 - 126
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری، تنظیم هیجان و مداخله تلفیقی در حساسیت اضطرابی بیماران مبتلا به اسکلروز چندگانه انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری بود . جامعه آماری پژوهش شامل بیماران مبتلابه اسکلروز چندگانه که دارای پرونده پزشکی در انجمن ام.اس تهران در سال 1399 بود. 30نفر از بیماران به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش قرار گرفتند. گروه های آموزش به مدت سه ماه تحت درمان شناختی -رفتاری، تنظیم هیجان و مداخله تلفیقی قرار گرفتند. میزان حساسیت اضطرابی به وسیله پرسشنامه حساسیت اضطرابی رایس و پترسون قبل، بعد از مداخله و سه ماه بعد از مداخله اندازه گیری شد. یافته ها: نتایج نشان داد تفاوت معنی داری(p≤0.05) بین میزان اثربخشی سه روش درمان بر روی حساسیت اضطرابی بیماران وجود دارد . آزمون تعقیبی توکی نشان داد که مداخله تلفیقی در مقایسه با مداخلات درمانی دیگر و مداخله به روش تنظیم هیجان نسبت به درمان شناختی رفتاری در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری میانگین پایین تری دارد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه، تأثیر درمان شناختی - رفتاری و نظم جویی فرآیندی هیجان را در کاهش میزان حساسیت اضطرابی نشان داد.