فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۶۰۱ تا ۱۰٬۶۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۰ بهار ۱۴۰۰ شماره ۷۷
38-60
حوزههای تخصصی:
هدف: دانشجویان از اقشار مستعد و برگزیده جامعه و سازندگان آینده کشور خویش هستند و سطح سلامت و بهزیستی روان شناختی آنها تاثیر بسزایی در یادگیری و افزایش آگاهی علمی و موفقیت تحصیلی شان خواهد داشت. بنابراین، هدف تحقیق حاضر بررسی مدل ساختاری بهزیستی روان شناختی براساس رویدادهای منفی زندگی و ذهن آگاهی با میانجی گری سبک های مقابله ای در میان دانشجویان بود. روش: نوع تحقیق حاضر توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری تحقیق دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه شهید بهشتی بودند که 365 نفر از آنان به روش نمونه گیری خوشه ای مشارکت کردند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه های رویدادهای منفی زندگی، ذهن آگاهی، سبک های مقابله ای و بهزیستی روان شناختی استفاده شد. پایایی و روایی ابزارها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و تحلیل عاملی تأییدی مورد تأیید قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش معادلات ساختاری با نرم افزار ایموس استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد تأثیر رویدادهای منفی زندگی بر سبک مسأله مدار (01/0 P< ) و بهزیستی روان شناختی (05/0 P< ) منفی و معنادار است. تأثیر ذهن آگاهی بر سبک مسأله مدار و بهزیستی روان شناختی مثبت و معنادار است (01/0 P< ). تأثیر سبک مسأله مدار بر بهزیستی روان شناختی مثبت و معنادار است (01/0 P< ) اما تأثیر سبک هیجان مدار و سبک اجتنابی بر بهزیستی روان شناختی معنادار نیست. نقش میانجی سبک مقابله ای مسأله مدار در تأثیر رویدادهای منفی زندگی و ذهن آگاهی بر بهزیستی روان شناختی معنی دار است (01/0 P< ). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مدل ارائه شده در بین دانشجویان دانشگاه شهیدبهشتی از برازش مناسبی برخوردار است و نقش متغیرهای رویدادهای منفی زندگی، ذهن آگاهی و سبک مسأله مدار در بهزیستی روان شناختی را مورد تأیید قرار داد.
بررسی اثربخشی طرحواره درمانی گروهی بر تعدیل طرحواره های ناسازگار در دختران 14 الی 18 ساله دارای گرایش به خودکشی
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی طرحواره درمانی گروهی بر تعدیل طرحواره های ناسازگار در دختران 14 الی 18 ساله دارای گرایش به خودکشی بود. روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش از نوع پژوهش های مداخله ای با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری حاضر شامل کلیه دختران 14 الی 18 ساله مراجعه کننده به کلینیک مشاوره و روان درمانی نوید مهر در منطقه 18 شهر تهران در طی دوره ی زمانی خرداد 1398 لغایت مرداد 1398 با افکار گرایش به خودکشی بر اساس پرسشنامه افکار خودکشی بک بود. برای انتخاب نمونه مورد مطالعه از روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس با گمارش تصادفی در گروه ها استفاده شد. بدین منظور آزمودنی ها به صورت هدفمند انتخاب و با همین روش در گروه های آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. افراد گروه آزمایش در یک دوره طرحواره درمانی که طی 8 جلسه 5/1 ساعته هفتگی به صورت گروهی برگزار شد، شرکت کردند. ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه ی افکار خودکشی بک و فرم کوتاه مقیاس طرحواره های ناسازگار یانگ بود. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد طرحواره درمانی در تعدیل طرحواره های محرومیت هیجانی، نقص / شرم، وابستگی / بی کفایتی، آسیب پذیری به ضرر و بیماری، گرفتار / خودتحول نیافته، اطاعت، ایثار، بازداری هیجانی، معیارهای سرسختانه، استحقاق و خویشتن داری / خودانضباطی دختران 14 الی 18 ساله دارای گرایش به خودکشی اثربخش می باشد.
تأثیر الگوی نقشه مفهومی در رشد تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان رشته آموزش پزشکی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : بسیاری از روشهای متداول آموزشی دانشگاهها، دانش آموختگانی را تربیت می کنند که از حل کوچکترین مسایل فردی و اجتماعی خود ناتوان هستند در صورتی که روش های آموزشی باید به گونه ای طراحی شوند که یادگیرنده را به تفکر ترغیب نماید. از این رهگذر پژوهش حاضر تأثیر الگوی نقشه مفهومی در رشد تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان رشته آموزش پزشکی را مورد واکاوی قرار داده است روش ها: روش تحقیق از نوع نیمه تجربی بود و با استفاده از طرح دو گروهی با پیش آزمون و پس آزمون انجام شد. جامعه آماری کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد رشته ی آموزش پزشکی دانشگاههای علوم پزشکی ایران و تهران در سال تحصیلی 1396-1397 که دو گروه 17نفره از آنها به عنوان نمونه ی در دسترس مشارکت داشتند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ی سنجش تفکر انتقادی کالیفرنیا و آزمون پیشرفت تحصیلی بود. داده ها با استفاده از نرم افزار spss24 و آزمونهای کالموگروف - اسمیرنوف، تی مستقل و تحلیل کواریانس تحلیل گردید یافته ها : تفاوت های مشاهد شده در میزان تفکر انتقادی (04/0 = P-value ) و پیشرفت تحصیلی (00/0 = P-value ) بین دو گروهِ کنترل و آزمایش تنها از جهت به کارگیری الگوی نقشه مفهومی بوده و پیش آزمون تأثیر معناداری بر آن نداشته است. نتیجه گیری : نتایج پژوهش حاکی از تاثیر مثبت الگوی نقشه مفهومی بر افزایش تفکر انتقادی و پیشرفت تحصیلی بود. بنابراین اساتید و مسئولین آموزش عالی بایستی زمینه های لازم در جهت رشد تفکر انتقادی و کاربرد الگوی نقشه مفهومی را فراهم آورند.
بررسی اثرات لوموسیتی بر حافظه ی فعال، حافظه ی بصری و عملکرد های اجرایی سالمندان
حوزههای تخصصی:
مقدمه: لوموسیتی یک بازی رایانه ای برای افزایش و بهبود حافظه و کارایی مغز سالمندان است. هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثرات لوموسیتی بر حافظه ی فعال، حافظه ی بصری و عملکرد های اجرایی سالمندان ساکن در خانه های سالمندان انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه ی تجربی براساس طرح پیش آزمون- پس آزمون بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد مسن ۶۵-۷۰ ساله ساکن خانه های سالمندان شهرستان بوکان، در سال ۱۳۹۸ بود. برخی از آن ها که قادر به خواندن و نوشتن بودند با استفاده از نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب و سپس به طور تصادفی به گروه های آزمایش و کنترل انتخاب شدند. در این پژوهش، به ترتیب از آزمون استروپ ) (SCWT ، آزمون کارت های ویسکانسین ( WCST ) و مقیاس حافظه ی وکسلر ( WMS ( برای سنجش حافظه ی فعال، حافظه ی بصری و عملکردهای اجرایی استفاده شد. در نهایت داده ها به وسیله تحلیل کوواریانس و نرم افزار آماری SPSS نسخه ۲۴، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد که لوموسیتی در حافظه ی فعال (۱۸/۸۵۶= F و ۰/۰۰۱= P )، حافظه ی بصری (۷/۹۷= F و ۰/۰۰۹= P ) و عملکردهای اجرایی (۹/۹۴= F و ۰/۰۰۴= P )، در سطح اطمینان ۰/۹۵ معنی دار بود. همچنین نتایج نشان داد که بین میانگین پیش آزمون و پس آزمون متغیرهای مورد مطالعه تفاوت معناداری وجود دارد که نشان دهنده تأثیرات مثبت لوموسیتی بر حافظه ی فعال، حافظه ی بصری و عملکرد های اجرایی شرکت کنندگان است. نتیجه گیری: از آنجا که استفاده از بازی های رایانه ای، از جمله لوموسیتی، می تواند کارکردهای اصلی شناختی مانند عملکردهای اجرایی و حافظه را بهبود بخشد؛ بنابراین توصیه می شود از این نوع بازی ها در خانه های سالمندان برای توانبخشی افراد مسن استفاده شود.
مطالعه مرگ آگاهی از نظر جوانان و پیامدهای آن در زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم آبان ۱۴۰۰ شماره ۸ (پیاپی ۶۵)
232-219
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی مفهوم مرگ و مرگ آگاهی از نظر مردان جوان و پیامدهای آگاهی از مرگ در زندگی آنان بود. پژوهش با استفاده از شیوه کیفی انجام شد و تحلیل داده ها نیز با روش کلایزی کدگذاری شد. نمونه ها شامل 11 مرد 20 تا 35 سال ساکن مناطق 2، 13، 16 و 18 شهر تهران در سال 1398 بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها و اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. یافته های پژوهشی در دو بخش اصلی طبقه بندی شدند. بخش اول: یافته های مربوط به مفهوم مرگ و آگاهی از مرگ که عبارتند از: 1- پایان بخشی به زندگی 2- انتقال 3- رویت نتیجه اعمال 4- هدف نبودن دنیا 5- احساسات و هیجانات 6- فواید مرگ 7- ضرورت و سودمندی آگاهی از مرگ. بخش دوم: یافته های مربوط به پیامدهای مرگ آگاهی در زندگی که عبارتند از: 1- تعهد در انجام اعمال مذهبی 2- خودمراقبتی جسمانی و رفتاری 3- انرژی و فعالیت 4- موثر در کنش احساسی 5- روابط با دیگران 6- زندگی بهتر 7- رشد و اعتلای شخصی 8- موثر در اهداف و رفتار فرد. نقش مرگ در زندگی بسیار پررنگ و با اهمیت است و دیدگاه و نگرش افراد نسبت به مرگ بر نحوه زندگی آن ها تاثیرگذار است و می تواند شیوه زیستن آنان را تحت الشعاع قرار دهد. فکر کردن به مرگ و آگاهی از مرگ آثار زیادی بر جنبه های مختلف زندگی انسان دارد و می تواند موجب تغییر در اهداف و رفتارهای فرد در زمینه های مختلف شخصی، خانوادگی، تحصیلی و شغلی گردد.
اثربخشی سبک زندگی اسلامی ایرانی بر انسجام، رضایت زناشویی و سلامت روان خانواده کارکنان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه در بحران کرونا(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سبک زندگی اسلامی-ایرانی گونه ای از سبک زندگی است که بر پایه آمیختگی دو فرهنگ ایرانی-اسلامی میباشد و زیستن به خواست دیدگاه آنان از اسلام و ایرانی بودن است. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی سبک زندگی اسلامی ایرانی بر انسجام، رضایت زناشویی و سلامت روان خانواده در بحران کرونا بوده است. روش : روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون_ پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری کارکنان دانشگاه علوم پزشکی شهر کرمانشاه بود. که بر روی 40 نفر کارکنان متاهل دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه به روش هدفمند پرسشنامه های سبک زندگی اسلامی-ایرانی لعلی و همکاران (1390)، انسجام روانی فلنسبرگ و همکارانش (2006)، رضایت زناشویی اینریچ و پرسشنامه گلدنبرگ اجرا گردید.شرکت کنندگان در دو گروه گروه آزمایش (تعداد 20 نفر) و گروه کنترل (تعداد 20 نفر) گمارش شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه به صورت یک ساعته به صورت مجازی(آنلاین) تحت آموزش پروتکل آموزشی سبک زندگی اسلامی- ایرانی قرار گرفت، سپس از دو گروه ذکر شده پس آزمون به عمل آمد .نتایج: نتایج نشان داد بین سبک زندگی اسلامی- ایرانی با انسجام زناشویی، رضایت زناشویی و سلامت روان رابطه و معناداری وجود دارد و نتیجه گیری :سبک زندگی اسلامی- ایرانی بر انسجام زناشویی، رضایت زناشویی و سلامت روان موثر است.
پیش بینی کیفیت روابط زوجین بر اساس ترس والدین کودکان مبتلا به سرطان: نقش واسطه ای پریشانی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۶)
234 - 249
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش واسطه ای پریشانی روان شناختی در رابطه بین ترس و کیفیت روابط زوجین در والدین کودکان سرطانی می پردازد. روش: مطالعه حاضر، توصیفی-همبستگی و از نوع مدل سازی معادلات ساختاری و جامعه آماری پژوهش حاضر را والدین تمامی کودکان سرطانی مراجعه کننده به بیمارستان کودکان بندرعباس در سال 1398 در بر می گیرد که از این بین با روش نمونه گیری هدفمند تعداد 200 والد به عنوان گروه نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه کیفیت روابط زوجین پرسشنامه خوشکام و همکاران (1386)، پرسشنامه ترس مارکس و ماتیوس (1979)، و پرسشنامه پریشانی روان شناختی کسلر و همکاران (2002) بود. تحلیل داده ها از طریق روش های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر با بهره-گیری از نرم افزار AMOS انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان دادکه ترس و پریشانی روانشناختی با کیفیت روابط زوجین دارای رابطه منفی معنادار هستند؛ همچنین ضریب همبستگی بین کیفیت روابط زوجین با پریشانی روانشناختی (**44/0-) و ترس (**30/0-) در سطح 01/0 معنادار است و ضریب همبستگی بین ترس با پریشانی روانشناختی (**34/0) در سطح 01/0 معنادار است. نتیجه گیری: بر این اساس در زمینه طراحی اقدامات لازم به منظور ارتقای کیفیت روابط زوجین در والدین دارای کودک سرطانی می توان به تدوین برنامه هایی در جهت کاهش ترس و پریشانی روانشناختی اقدام نمود.
طراحی و اعتبارسنجی مدل شادمانی سازمانی کارکنان شرکت رجا با رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم بهمن ۱۴۰۰ شماره ۱۱ (پیاپی ۶۸)
۱۹۸-۱۸۳
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش، طراحی الگوی شادمانی سازمانی کارکنان شرکت رجاء با رویکرد نظریه داده بنیاد بود. پژوهش از لحاظ هدف، از نوع تحقیقات بنیادی بود که با استفاده روش های تحقیق کیفی به انجام رسید. در این پژوهش به منظور جمع آوری اطلاعات 20 نفر از متخصصان حوزه رفتار سازمانی در شرکت رجاء در سال 1399 به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. در پژوهش حاضر برای تحلیل داده ها از نرم افزار MAX QDA به روش گرند تئوری (داده بنیاد) با کدگذاری مقوله ها و تکنیک دلفی استفاده شد. تحلیل محتوایی مصاحبه های تخصصی انجام گردید و 19 شاخص شناسایی شد برای فازی سازی دیدگاه متخصصان از اعداد فازی مثلثی استفاده گردید. در غربالگری تکنیک دلفی فازی امتیازی کمتر از 7/0 کسب نگردید و در نتیجه هیچ کد محوری حذف نشد. در این پژوهش مقوله "نگرش شغلی" به عنوان مقوله محوری انتخاب شده است. به بیان بهتر سایر مقوله ها حول نگرش شغلی جمع شده اند. مصاحبه شوندگان در نقل قول های مختلف به مفاهیمی همچون «رفتار شهروندی»، «تعهد شغلی»، «رضایت شغلی»، «تعهد سازمانی»، «درگیری شغلی»، «توانمندی روان شناختی» و «حمایت مدیریتی» اشاره داشتند. براساس نتایج این مطالعه مقوله های شناسایی شده به عنوان متغیرهای مرتبط با شادمانی سازمانی کارکنان شرکت رجاء مورد توجه قرار گیرند.
بازکاوی تعاملات اجتماعی سبط اکبر علیه السلام
حوزههای تخصصی:
تعامل اجتماعی از مهمترین علل بقای انسانی به شمار می رود؛ دین مبین اسلام برای تمام ابعاد انسانی به خصوص تعاملات اجتماعی اهتمام ویژه ای ورزیده است، بدون شک هیچ دینی در میان ادیان به اندازه اسلام؛ احکام، قوانین و نگاه خاصی به بعد اجتماعی حیات انسانی نداشته است. اکثریت آیات قرآن کریم به نحوه کنش جمعی انسان ها اشاره دارند، ائمه اطهار علیهم السلام هم در ابعاد مختلف علمی و عملی به این مهم پرداختند. بدین اهمیت پژوهش حاضر با روشی توصیفی- تحلیلی به واکاوی تعاملات اجتماعی سبط اکبر حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام می پردازد. یافته های پژوهش حاصل آن است که امام حسن مجتبی علیه السلام در تعامل با دیگران تلاش فراوانی را در ابعاد علمی و عملی نموده اند، ایشان مصداق عملی آیات قرآن بوده اند، ایشان آنچه که خداوند متعال در قرآن به صورت نظری اشاره نموده است را به صورت عملی در زندگانی خویش پیاده کرده اند. از مصادیق عملی تعاملات اجتماعی ایشان می توان به «گذشت، انفاق، نهی از مدح، پرهیز از بدی، خوش برخوردی، آموزش وضوء، پاسخ نیکی، تواضع، عفو قاتل، شجاعت، صبر، خوش کلامی، صداقت، روش دوست یابی وغیره» اشاره نمود. نتیجه آنکه دین مبین اسلام به تعامل اجتماعی اهتمام فوق العاده ای دارد و برای مشاهده عینی نحوه به کاری گیری این تعاملات باید به زندگانی ائمه اطهار علیهم السلام مراجعه نمود.
روان درمانگری آدلری و تاثیر آن بر ارتقاء تاب آوری و عزت نفس دانش آموزان دارای اختلال یادگیری
حوزههای تخصصی:
درمان آدلری نوعی رویکرد روانی– آموزشی، حال- آینده محور و کوتاه مدت است که به طور نظری سازگار، یکپارچه و به نوعی ترکیبی است و آشکارا ادراک های شناختی و سیستمی را یکپارچه می کند. هم چنین ویژگی ها و مفروضه های روان شناختی آن با ارزش های فرهنگی بسیاری از گروه های قومی و نژادی هم خوان است و برای استفاده در جمعیت های گوناگون فرهنگی قابلیت های بالایی دارد. درمانگر آدلری مراجع را به عنوان فردی دلسرد، و نه به عنوان بیمار می بیند. به همین دلیل آدلرگرایان به دنبال \"درمان\" چیزی نیستند، بلکه به بیان دقیق تر، درمان را نوعی فرآیند\" دلگرمی\" می دانند. روان شناسی آدلری برای بیش از 55 سال مبانی و اصول و شیوه های دلگرمی را تشریح و از آنها استفاده کرده اند. هدف از نگارش این مقاله بررسی روان درمانگری آدلری و تاثیر آن بر ارتقاء تاب آوری و عزت نفس دانش آموزان دارای اختلال یادگیری می باشد که با روش کتابخانه ای (تحلیلی– اسنادی) و با استفاده از کتاب ها و منابع الکترونیکی و بانک اطلاعاتی انجام شد. بسیاری از رویکرد های روان شناختی تلاش کرده اند تبیین های دقیقی درباره شخصیت ارایه دهند. دانش آموزان با اختلال خواندن مشکلاتی از قبیل بیش فعالی، مشکلات توجه، مشکلات حرکتی، مشکلات ادراک دیداری، مشکلات ادراک شنیداری، مشکلات زبانی، مشکلات رفتاری هیجانی- اجتماعی، مشکلات جهت یابی، مشکلات تحصیلی، کاستی شناختی را دارند. بسیاری از رویکرد های روان شناختی تلاش کرده اند تبیین های دقیقی درباره شخصیت ارایه دهند. یکی از این رویکردها روان شناسی فردی آلفرد آدلر است. روان شناسی فردی در اوایل قرن بیستم کارخود را شروع کرد و بر منحصر به فرد بودن افراد و رفتار کردن آن ها در جامعه به صورت منحصر به فرد تاکید می کند. در نظریه آدلر یک دانش آموز نسبت به مدرسه احساس تعلق می کند، بنابراین نمی تواند خارج از این رفتارها در مدرسه رفتار کند. او خودش را براساس این ارتباطات و احساس تعلق تنظیم می کند. به عبارت دیگر، احساس تعلق و ارتباط با دیگران باعث می شود که دانش آموز بطور پیوسته به تلاشش ادامه دهد. به مدارس توصیه می شود که به دانش آموزان احترام بگذارند و او را درک کنند. مدارس باید به دانش آموزان برای ایجاد سبک زندگی درست که موجب رشد علاقه اجتماعی می شود، کمک کنند.
تاثیر شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برخودکارآمدی در سازگاری زنان باردار با زایمان طبیعی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: شناخت درمانی افکار منفی زنان باردار را کاهش داده و احتمال سازگاری با زایمان طبیعی را افزایش می دهد. هدف : مطالعه فوق با هدف تعیین تاثیر شناخت درمانی مبتنی برذهن آگاهی بر خودکارآمدی در سازگاری زنان باردار با زایمان طبیعی انجام شد. روش: این پژوهش یک مداخله نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زنان باردار مراجعه کننده به بیمارستان های کمالی و مراکز جامع سلامت شهر کرج وابسته به دانشگاه علوم پزشکی البرز از بهمن ماه ۱۳۹۸ تا تیر ماه ۱۳۹۹، و نمونه ها شامل ۸۰ زن باردار بودند که با نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه شدند. گروه شناخت درمانی، ۵ جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش دریافت کردند. هر دو گروه پرسشنامه استاندارد خودکارآمدی سازگاری زایمان را قبل و بلافاصله بعد از اتمام مداخله تکمیل کردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس توسط نرم افزار آماری SPSS نسخه ۲۵ تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: میانگین خودکارآمدی برای سازگاری با زایمان در گروه کنترل از ۲/۹۹ در پیش آزمون به ۳/۰۸ در پس آزمون و در گروه مداخله از ۱/۹۲ به ۴/۰۶ افزایش یافت. بعد از مداخله افزایش معنادار آماری در میانگین نمره خودکارآمدی در سازگاری با زایمان در زنان باردار گروه مداخله مشاهده شد (۰/۰۵> P ) و میزان اثر مداخله درکل ۰/۳۷۹ بود. نتیجه گیری: آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، میزان خودکارآمدی زنان باردار را در سازگاری با زایمان طبیعی افزایش داد.
اثربخشی آموزش هوش موفق بر حل مسئله اجتماعی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۱ تابستان ۱۴۰۰ شماره ۴۲
93 - 110
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دانش آموزان در مدرسه دچار چالش های زیادی در تعاملات اجتماعی می شوند که برای رفع آن ها نیاز به توانایی حل مسئله اجتماعی دارند. هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش هوش موفق بر حل مسئله اجتماعی با کنترل اثر هوش هیجانی در دانش آموزان دوره ابتدایی بود. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان دختر پایه پنجم ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی ۹۸-۱۳۹۷ بود. با روش نمونه گیری در دسترس دو کلاس ۳۰ نفره انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار داده شدند. در این پژوهش از پرسشنامه های حل مسئله اجتماعی (دروزیلا و همکاران، ۲۰۰۲) و هوش هیجانی صفت فرم کودکان (ماورولی و همکاران، ۲۰۰۸) استفاده شد. دانش آموزان گروه آزمایش به مدت ۲۲ جلسه ۴۵ دقیقه ای برنامه آموزش هوش موفق (استبرگ و گریگورنکو،۲۰۱۱) را دریافت نمودند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافته: تحلیل کوواریانس بعد از کنترل اثر هوش هیجانی بر حل مسئله اجتماعی نشان داد که تفاوت معنی داری بین دو گروه پس از مداخله در حل مسئله اجتماعی وجود دارد ( ). همچنین در پس آزمون و پیگیری اثربخشی برنامه هوش موفق بر حل مسئله اجتماعی معنی دار بود ). نتیجه گیری: مطابق یافته های این پژوهش می توان از آموزش هوش موفق برای افزایش حل مسئله اجتماعی استفاده کرد و نتایج بسیار ارزشمند این برنامه آموزشی را در زندگی تحصیلی و غیر تحصیلی دانش آموزان مشاهده نمود.
یک روش حراج آگاه از شبکه برای تخصیص منابع درمحاسبات تورین
منبع:
دانشنامه تحول دیجیتال دوره دوم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴
96 - 109
حوزههای تخصصی:
محاسبات تورین قادر به تجمیع منابع محاسباتی ناهمگن برای پشتیبانی از برنامه های کاربردی مقیاس پذیر در علوم، مهندسی و تجارت می باشد. محاسبات تورین مجموعه ای از مصرف کنندگان و فراهم کنندگان منابع هستند؛ که معمولا این نهادها مستقل بوده و تصمیم گیری های خودمختاری براساس سیاست های خود برای تخصیص منابع می گیرند. در این مقاله، یک روش حراج مضاعف پیوسته آگاه از شبکه برای تخصیص منابع تورین معرفی؛ که در آن منابع به عنوان عوامل فراهم کننده و کاربران به عنوان عوامل مصرف کننده در نظر گرفته شده اند. در این رویکرد، کاربران و فراهم کنندگان قیمت های پیشنهادی خود را براساس پارامترهایی تعیین می نمایند کاربران براساس، متوسط تعداد منابع باقی مانده، زمان باقی مانده و اندازی داده ورودی و فراهم کنندگان براساس بار فعلی منابع قیمت پیشنهادی خود را در حراج تعیین می کنند؛ و شبکه نیز به عنوان یک عنصر تاثیر گذار در تورین در نظر گرفته شده است. که سعی می شود عمل تخصیص منابع به صورت آگاه از شبکه و براساس وضعیت جاری سیستم انجام گیرد. نتایج شبیه سازی نشان می دهد روش پیشنهادی عملکرد بهتری نسبت به محیطی که در آن پارامترهای ذکرشده در نظر گرفته نشده، دارد.
تأثیر توحید و عدل بر هندسه زندگی اجتماعی از دیدگاه آیات و روایات اسلامی
منبع:
مطالعات و تحقیقات در علوم رفتاری سال سوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۷
181 - 166
حوزههای تخصصی:
نحوه نگرش و اعتقادات انسان، ارتباط مستقیمی بر زندگی اجتماعی او دارد. در این نوشتار سعی شده تا به بررسی اعتقادات اسلامی از دریچه توحید و عدل بپردازیم که آیا توحید و عدل باوری تأثیری بر روند زندگی انسان دارد یا خیر؟ آیا می توان با وارد کردن اعتقاد به توحید و عدل در زندگی انسان ها، مدینه فاضله ای در این دنیا بنا کرد و راه نوع بشر را به سمت تعالی و رستگاری هموار ساخت؟ توحید جزء اساسی ترین و بنیادی ترین اعتقادات انسان است که می بایست در حوزه نظری توحید ذاتی، توحید صفاتی و توحید افعالی را به صورت دقیق شناخت و در حوزه عملی یا همان توحید عملی باید اعتقاد به حوزه نظری را به منصه ظهور رساند. از آن جایی که قرآن کریم، احکام گوناگونی برای تعامل انسان ها با یکدیگر وضع کرده و زندگی اجتماعی را تأیید کرده است و اجتماع را به طور کلی به چهار نهاد (خانواده، تعلیم و تربیت، اقتصادی، حکومت) تقسیم کرد؛ شاهد آن هستیم که اعتقاد به توحید در هر یک از این نهاد ها تأثیر بخصوصی دارد و برای هریک هدف و مسیر معینی را مشخص می کند.
تأثیر رفتار درمانی دیالکتیک بر کاهش تکانش گری زنان مبتلا به همبودی اختلال شخصیت مرزی و سوء مصرف شیشه در مراجعین اورژانس اجتماعی بهزیستی استان همدان
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر، تأثیر رفتار درمانی دیالکتیک برکاهش تکانش گری زنان مبتلا به همبودی اختلال شخصیت مرزی و سوءمصرف شیشه در مراجعین اورژانس اجتماعی بهزیستی استان همدان می باشد. این پژوهش طرح نیمه تجربی از نوع پیش آزمون– پس آزمون با گروه گواه است و جامعه آماری آن کلیه زنان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی و سوءمصرف شیشه می باشد که در مرکز اوژانس اجتماعی بهزیستی شهر همدان نگه داری می شوند که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 40 نفر انتخاب و به صورت مساوی و کاملاً تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. سپس تنها گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 90 دقیقه ای تحت رفتار درمانی دیالکتیک به صورت گروهی قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها برای متغیر شخصیت مرزی از آزمون بالینی چندمحوری میلون 3 (1977) و متغیر تکانشگری از مقیاس تکانشگری بارات (1959) استفاده شد که در پیش آزمون و پس آزمون بر روی هر دو گروه اجرا گردید. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل کووا ریانس استفاده شد. نتایج فرضیه اصلی نشان می دهد متغیر مستقل رفتار درمانی دیالکتیک تأثیر معناداری بر متغیرهای وابسته تکانشگری زنان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی (65/1985 F= و P<0/001) و تکانشگری زنان مبتلا به سوءمصرف مواد (58/291 F= و P<0/001) داشته است؛ بنابراین مداخله در کاهش تکانشگری و سوء مصرف شیشه تأثیر داشته است. نتایج فرضیه فرعی اول نشان می دهد متغیر مستقل رفتار درمانی دیالکتیک تأثیر معناداری بر متغیر کاهش تکانش گری در زنان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی داشته است (26/2016 F= و P<0/001)؛ بنابراین مداخله در کاهش تکانش گری زنان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی در مراجعین اورژانس اجتماعی بهزیستی استان همدان تأثیر داشته است. نتایج جدول فرضیه فرعی دوم نشان داد متغیر مستقل (گروه) تأثیر معناداری بر متغیر وابسته (کاهش تکانشگری) زنان مبتلا به سوء مصرف شیشه داشته است (52/299 F= و P<0/001)؛ بنابراین مداخله در کاهش تکانشگری زنان مبتلا به سوءمصرف شیشه در مراجعین اورژانس اجتماعی بهزیستی استان همدان تأثیر داشته است.
Validation and Standardization of Relationship Quality (RQ) Questionnaire(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The quality of a marital relationship is one of the essential factors in assessing the quality and satisfaction of marriage. This study aimed to validate and standardize the Relationship Quality (RQ) questionnaire. Method: The method of this research in terms of basic-applied purpose and type of cross-sectional-descriptive information collection and methodology is part of the test-making studies that have been done in a correlational research project. The statistical population of this study included all couples in Ardabil. The final sample consisted of 165 married individuals selected by snowball sampling and available. The research instruments included the Relationship Quality (RQ) of Chonodi et al. (2016), The Marital Satisfaction Scale (MSS), and the Kansas Marital Satisfaction Scale (KMS) by Schum, Nichols, Shachtman, and Grigsby (1983). Results: The results showed that the Relationship Quality (RQ) has a goodness of fit in the Iranian population and highly correlates with marital satisfaction. Discussion and Conclusion: The findings showed that the Relationship Quality (RQ) can powerfully identify the quality of couples' communication and can be used in research and clinical work to measure the quality of communication and interference in the relationship.
اثربخشی آموزش فرزندپروری مبتنی بر آموزه های اسلامی به مادران بر تعدیل تنش والدگری و معنویت کودکان فزون وزن(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است که با هدف بررسی تأثیر آموزش فرزندپروری مبتنی بر آموزه های اسلامی به مادران، بر تعدیل تنش والدگری و معنویت کودکان فزون وزن انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع دبستان شهر تهران، که از لحاظ وضعیت شاخص توده بدنی چاق و یا دارای اضافه وزن هستند، به همراه مادران شان می باشند. در مجموع 60 مادر به همراه فرزندانشان، از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند که در دو گروه آزمایش و کنترل، به تصادف جایگزین شدند. آموزش فرزندپروری مبتنی بر آموزه های اسلامی طی 10 جلسه (هفتگی)، هر جلسه 90 دقیقه برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل، هیچ مداخله ای دریافت نکرد. قبل و پس از مداخله، همه مادران به پرسش نامه های سبک فرزند پروری و فرم کوتاه شاخص استرس والدگری و همه کودکان به مقیاس دینداری و معنویت کودک و نوجوان پاسخ دادند. داده ها با روش تحلیل کوواریانس یک متغیره و چندمتغیره نشان داد که آموزش فرزندپروری موجب ارتقاء نمرات معنویت کودکان گروه آزمایش، در مقایسه با گروه کنترل شده است (05/0>P). نتایج نشان داد که آموزش فرزندپروری مبتنی بر آموزه های اسلامی، به ارتقاء معنویت کودکان دارای اضافه وزن و تعدیل نمرات سبک فرزندپروری و استرس فرزندپروری مادران منتهی می شود. به نظر می رسد، شاخص توده بدنی کودکان به واسطه اصلاح سبک فرزندپروری مادر، کاهش استرس والدگری و بهبود معنویت کودکان، کاهش خواهد یافت.
بررسی تأثیر آموزش تئوری حل ابداعانه مسئله بر توانایی حل مسئله مدیران هلدینگ تخصصی صنعت و معدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال دوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲
53 - 68
حوزههای تخصصی:
عواقب تصمیماتی که مدیران در سازمانها اتخاذ می کنند نسبت به تصمیماتی که کارمندان می گیرند، گستره وسیعتری را متاثر می سازد. پژوهش حاضر با هدف اصلی تعیین اثر آموزش تریز بر توانایی حل مسئله جامعه مدیران هلدینگ تخصصی صنعت و معدن انجام گرفت. تحقیق از لحاظ نوع هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده ها کمی است. برای این منظور از جامعه 110 نفری مدیران هلدینگ شامل مدیران ستاد، موسسات و پروژه های تابعه با روش نمونه گیری تصادفی و داوطلبانه نمونه ای به اندازه 86 نفر انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده برای جمع آوری داده ها پرسشنامه استاندارد حل مسئله هپنر و پترسون (1982) است. در این تحقیق روایی پرسشنامه توسط تعدادی از اساتید دانشگاهی تایید شده است. جهت تعیین اعتبار علمی پرسشنامه از شاخص روایی محتوی (CVI) و ضریب روایی محتوی (CVR) استفاده شد. همچنین میزان آلفای کرونباخ 77/0 بدست آمد که نشان از پایایی پرسشنامه دارد. فرضیه های تحقیق با استفاده از تحلیل کواریانس مورد بررسی قرار گرفتند. در این تحقیق از طرح آزمایشی پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد که متشکل از یک متغیر مستقلِ آموزش تئوری حل ابداعانه مسئله و متغیرهای وابسته اعتماد به حل مسائل، سبک گرایش - اجتناب و کنترل شخصی بود. یافته های این تحقیق نشان داد آموزش تریز باعث افزایش اعتماد به خود در حل مسایل، شیوه گرایش – اجتناب، کنترل شخصی و توانایی حل مسئله مدیران هلدینگ تخصصی صنعت و معدن گردیده است. با توجه به نتایج این پژوهش می توان آموزش تریز را در افزایش توانایی حل مسئله مدیران موثر دانست.
پیش بینی افسردگی بر اساس تفکر انتقادی و ادراک خویشتن در زنان و مردان شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲ (پیاپی ۶)
421 - 443
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی افسردگی بر اساس تفکر انتقادی و ادراک خویشتن در زنان و مردان شهر مشهد صورت گرفت. روش پژوهش: پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. به همین منظور از بین مردان و زنان شهر مشهد که در سال 1400-1399 ساکن این شهر بودند به صورت غیر تصادفی و در دسترس به عنوان نمونه پژوهش انتخاب و بر اساس جنسیت در دو گروه قرار گرفتند. سپس جهت بررسی ضمن اندازه گیری میزان افسردگی در بین مردان و زنان شهر مشهد، عوامل مرتبط با افسردگی (جنسیت، وضعیت تأهل، وضعیت اشتغال، میزان تحصیلات) شناسایی شده و همچنین ارتباط بین تفکر انتقادی و ادراک خویشتن بر میزان افسردگی در بین 200 نفر از مردان و زنان این شهر مطالعه شد. برای دستیابی به این هدف، برگه اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه افسردگی (بک، 1961)، پرسشنامه تفکر انتقادی (واتسون-گلیزر، 1980) و پرسشنامه ادراک از خود (پورحسین، 1386) به عنوان ابزار پژوهش در مورد هر دو گروه مورد اجرا قرار گرفت. در پایان داده های به دست آمده با روش های آماری همبستگی و رگرسیون به وسیله نرم افزار SPSS، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج به دست آمده از تحلیل داده ها نشان داد که یک همبستگی قوی بین این دو متغیر افسردگی و ادراک خویشتن، بین تفکر انتقادی و افسردگی وجود دارد. همچنین تحلیل یافته ها نشان داد بین ادراک خویشتن و تفکر انتقادی با افسردگی رابطه معناداری وجود دارد (05/0=P)؛ نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ادراک خویشتن 24 درصد از واریانس را تبیین می کند و ادراک خویشتن و تفکر انتقادی 28 درصد از واریانس را تبیین می کند و فرضیه پژوهش معنادار است. نتیجه گیری: به طور کلی با توجه به نتایج به دست آمده از یافته های پژوهش می توان گفت بین دو متغیر این پژوهش، تفکر انتقادی و ادراک خویشتن با هم سهم بیشتری از هر کدام به تنهایی در پیش بینی افسردگی دارد.
پژوهش تک آزمودنی بهبود مهارت های ارتباطی و عزت نفس بیماران مبتلا به اختلال ارثی سیستم عصبی، حسی و خودمختار نوع ۲ (HSAN2) با روش درمان غیرفعال سازی ذهنیت (MDT)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عصب روانشناسی سال هفتم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۲۷)
111 - 122
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی درمان غیرفعال سازی ذهنیت (MDT) در بهبود مهارت های ارتباطی و عزت نفس بیماران مبتلا به اختلال ارثی سیستم عصبی، حسی و خود مختار نوع ۲ (HSAN2) بود. طرح پژوهش حاضر، طرح شبه آزمایشی تک موردی با طرح خط پایه ی چندگانه بود. جامعه ی آماری این پژوهش شامل 50 بیمار دچار اختلال ارثی سیستم عصبی، حسی و خودمختار نوع 2 در سطح جهان بود. نمونه ی آماری این پژوهش شامل 2 نفر بود که با روش نمونه گیری هدفمند یک نفر از ایران و یک نفر از کانادا با ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند و به پرسشنامه ی مهارت های میان فردی (ICSQ) و مقیاس عزت نفس روزنبرگ (RSES) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از معناداری بالینی، ترسیم دیداری، بهبود تشخیصی و شاخص های ششگانه کارایی تجزیه و تحلیل شدند. براساس نتایج، درصد بهبودی کلی پس از درمان برای مهارت های ارتباطی 65/52 و برای عزت نفس 57/53 بود. براساس نتایج می توان نتیجه گرفت که درمان غیرفعال سازی ذهنیت با شناسایی باورهای هسته ای ناسازگار و جایگزین ساختن آنها با جایگزین های سازنده از راه فرآیند اعتباردهی، شفاف سازی و مسیردهی مجدد به طور معناداری در بهبود مهارت ارتباطی و عزت نفس بیماران دچار اختلال ارثی سیستم عصبی، حسی و خودمختار نوع 2 (HSAN2) موثر بود.