زهره لطیفی

زهره لطیفی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۴ مورد.
۱.

واکاوی تجارب ارتباطی زوجین پس از ترک اعتیاد همسر (مطالعه کیفی با تأکید بر تجارب افراد بهبودیافته در کنگره 60)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتیاد تجارب ارتباطی همسران افراد بهبودیافته کنگره 60 مطالعه کیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۸۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف واکاوی تجارب ارتباطی زوجین پس از ترک اعتیاد همسر با تأکید بر تجارب افراد بهبودیافته در کنگره 60 انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون استقرائی نیازمحور بود. جامعه مورد مطالعه پژوهش شامل همه همسران افراد بهبودیافته از وابستگی به مواد در شهر اصفهان بودند که از بین آن ها 17 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای دستیابی به تجارب ارتباطی زوجین پس از ترک وابستگی به مواد همسر، از فرم مصاحبه نیمه ساختارمند و اکتشافی با زنان در باب تحولات تجربه شده در زندگی زناشویی استفاده شد. لازم به ذکر است که نمونه گیری تا زمان اشباع داده ها ادامه یافت. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، ابتدا داده ها ثبت و کدگذاری شدند و سپس بر پایه رویکرد تحلیل مضمون استقرایی براون و کلارک تجزیه وتحلیل شدند. به منظور نظم دادن به داده های حاصل از مصاحبه ها، فرایند تجزیه و تحلیل در بستر نرم افزار MAXQDA انجام شد. یافته ها: پس از منسجم سازی کدهای اولیه، 15 مضمون سازمان دهنده و 5 تم فراگیر شامل ارتباطات عاطفی بازسازی شده، آرامش ارتباطی ناشی از ثبات اقتصادی، تعاملات روزمره متعارف، ارتباطات جنسی آرامش بخش و تعاملات تفریحی لذت بخش به دست آمد. نتیجه گیری: به طور کلی، مطابق با روش درمانی متداول در جمعیت احیای انسانی (کنگره 60)، وقتی فرایند تغییر تدریجی ساختار ذهنی افراد تحت درمان با همسویی همسران آن ها به عنوان همسفر رویکردی چندجانبه را دنبال می کند منجر به ایجاد تحولات و پیامدهای ماندگار در روابط زوجین و انواع تعاملات بین فردی آن ها می شود که واکاوی این روابط نشان از بازتعریف نقش همسر در مسیر رهایی از مواد است.
۲.

مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر نظریه انسان سالم، زوج درمانی هیجان مدار و آموزش وجودی مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی بر راهبردهای مقابله ای و سرمایه عاطفی زوجین ناسازگار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: نظریه انسان سالم زوج درمانی هیجان مدار آموزش وجودی مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی راهبردهای مقابله ای سرمایه عاطفی زوجین ناسازگار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۲
ضعف در تعاملات عاطفی و ارتباطی مثبت بین زوجین به طور قابل توجهی با کاهش سطح رضایت زناشویی همراه است، و این ضعف در ارتباطات می تواند عاملی مؤثر در افزایش نرخ طلاق باشد . هدف این پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی بر نظریه انسان سالم و آموزش وجودی مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی بر راهبردهای مقابله ای و سرمایه عاطفی زوجین ناسازگار بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود و جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زوج های 25 تا 45 سال شهر اصفهان مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده در 1403 بودند که از بین آنها تعداد 45 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. بعد از انتخاب نمونه های واجد شرایط و گزینش تصادفی آنها در گروه های آزمایشی و کنترل (هر گروه 15 نفر)، گروه های آزمایشی تحت آموزش مبتنی بر نظریه انسان سالم و آموزش وجودی مبتنی بر فرهنگ ایرانی اسلامی قرار گرفتند؛ گروه کنترل در لیست انتظار مداخله قرار گرفت. به منظور گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های لازاروس و فولکمن (1988) و سرمایه عاطفی (گل پرور، 1395) استفاده شد. داده ها با استفاده از آزمون آماری اندازه گیری مکرر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
۳.

The Effectiveness of Attachment-Based, Brain-Based, and Mindful Parenting Training on Parental Stress in Children with Symptoms of Social Anxiety(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: attachment-based Brain-based mindful parenting parental orientation Parental Stress mental health

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۵۷
Objective: This study aimed to evaluate the effectiveness of attachment-based, brain-based, and mindful parenting training on reducing parental stress in mothers of children exhibiting symptoms of social anxiety. Methods: A quasi-experimental design with a pre-test, post-test, and follow-up stages was used, involving 60 mothers from three elementary schools in Felard city. Participants were divided into four groups: attachment-based parenting, brain-based parenting, mindful parenting, and a control group. Each experimental group received eight 90-minute training sessions. Parental stress was measured using the Parenting Stress Index before and after the intervention and during follow-up. Data were analysed using SPSS-26 and analysis of variance with repeated measurements method. Findings: The brain-based parenting training significantly reduced parental stress in the post-test and follow-up stages compared to the control group. The attachment-based and mindful parenting trainings did not show significant effects on parental stress. Repeated measures ANOVA indicated significant within-group effects over time and interactions between time and group. The brain-based training had a notable impact on the mothers' ability to manage parenting stress effectively. Conclusion: Brain-based parenting training is an effective intervention for reducing parental stress among mothers of children with social anxiety symptoms. The findings highlight the importance of understanding brain functions in parenting strategies. Further research is needed to explore the potential long-term benefits of attachment-based and mindful parenting methods on parental stress.
۴.

اثربخشی مداخله بخشودگی بر تمایل به جبران و انگیزه های بین فردی مرتبط با خطاکاری زنان درگیر طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مداخله بخشودگی انگیزه های بین فردی مرتبط با خطاکاری طلاق عاطفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۸۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی مداخله بخشودگی بر تمایل به جبران و انگیزه های بین فردی مرتبط با خطاکاری زنان درگیر طلاق عاطفی انجام شد. روش : روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام زنان درگیر طلاق عاطفی بود که در سال 1400-1399 جهت دریافت خدمات مشاوره خانواده به کلینیک های دارای مجوز از سازمان بهزیستی شهر اصفهان مراجعه کردند. با روش نمونه گیری هدفمند در دسترس 40 زن به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. گروه آزمایش مداخله بخشودگی را در هشت جلسه طی دو ماه دریافت کرد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن و انگیزه های بین فردی مرتبط با خطاکاری مک کالو و همکاران استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند.   یافته ها: نتایج نشان داد مداخله بخشودگی بر تمایل به جبران، انتقام جویی و دوری گزینی زنان درگیر طلاق عاطفی، مؤثر است. همچنین مداخله بخشودگی بر مؤلفه انتقام جویی مؤثر تر بود.  بحث و نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان از مداخله بخشودگی به عنوان راهکاری مؤثر برای بهبود عملکرد روانی زوجین درگیر طلاق عاطفی در مراکز مشاوره خانواده، کلینک های تخصصی و مراکز آموزشی پیش از ازدواج بهره برد.
۵.

تاثیر آموزش خودشفابخشی بر بهزیستی معنوی و عواطف مثبت و منفی در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهزیستی معنوی بیماری ام اس خودشفابخشی عواطف مثبت عواطف منفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۷ تعداد دانلود : ۲۸۲
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر آموزش خودشفابخشی بر بهزیستی معنوی و عواطف مثبت و منفی در بیماران مبتلا به ام اس شهر اصفهان بود. روش: این پژوهش یک مطالعهی نیمه آزمایشی با دو گروه آزمایشی و کنترل از نوع پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری 2 ماهه بود. جامعه ی آماری، تمامی بیماران مبتلا به ام اس مراجعه کننده به مرکز درمانی در سال 1398 و حجم نمونه 31 نفر داوطلب مایل به شرکت در جلسات آموزشی بودند که به صورت دردسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرارگرفتند. تمامی شرکت کنندگان در شرایط یکسان، پرسشنامه های عواطف مثبت و منفی (واتسون، 1988) و بهزیستی معنوی (دهشیری، 1388) را به عنوان پیش آزمون تکمیل کردند. سپس مداخله ی آموزش خودشفابخشی هفته ای 1 مرتبه به مدت 14جلسه ی 60 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا گردید. برای بررسی تاثیر آموزش خودشفابخشی بر عواطف مثبت و منفی از آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و برای بررسی تاثیر آموزش خودشفابخشی بر بهزیستی معنوی به دلیل عدم برقراری مفروضه توزیع نرمال داده ها از آزمون فریدمن و ویلکاکسون استفاده شد. یافته ها: آموزش خودشفابخشی توانست ارتباط فرد با خود، ارتباط فرد با طبیعت و عواطف مثبت گروه شرکت کننده را به طور معناداری افزایش دهد (05/0>P) ولی بر ارتباط فرد با دیگران، ارتباط فرد با خدا و کاهش عواطف منفی تأثیر معنا داری دیده نشد. نتیجه گیری: می توان روش خود شفابخشی را به عنوان یکی از رویکردهای جدید روانشناسی مثبت گرا جهت افزایش بهزیستی معنوی و عواطف مثبت در بیماران مبتلا به ام اس به کار برد.
۶.

مقایسه اثربخشی درمان گروهی غنی سازی روابط زناشویی و بخشودگی بر تمایل به جبران زنان درگیر طلاق عاطفی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بخشودگی تمایل به جبران طلاق عاطفی غنی سازی روابط زناشویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۲ تعداد دانلود : ۳۱۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان گروهی غنی سازی روابط زناشویی و بخشودگی بر تمایل به جبران زنان درگیر طلاق عاطفی شهر اصفهان انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام زنان دارای طلاق عاطفی بود که در سال 1400-1399 جهت دریافت خدمات مشاوره خانوادگی به کلینیک های تحت حمایت سازمان بهزیستی شهر اصفهان مراجعه کرده بودند. با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 60 زن به عنوان نمونه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش اول (20 نفر)، آزمایش دوم (20 نفر) و گواه (20 نفر) قرار گرفتند. گروه های آزمایش مداخله غنی سازی روابط زناشویی اولسون (1999) را در هفت جلسه و مداخله بخشودگی انرایت (2001) را در نه جلسه در طی دو ماه دریافت کردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن (1997) و تمایل به جبران وودیات و ونزل (2013) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد مداخله غنی سازی روابط زناشویی بر نمره تمایل به جبران (30/8=F، 001/0=P) و مداخله بخشودگی بر نمره تمایل به جبران (15/6 =F، 001/0=P) مؤثر است و این تأثیر در مرحله پیگیری پایدار بود. در ارتباط با مقایسه میزان اثربخشی مداخله غنی سازی روابط زناشویی و بخشودگی، نتایج نشان داد مداخله غنی سازی روابط زناشویی در طول زمان پایداری درمانی بیشتری در مقایسه با آموزه های بخشش درمانی دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان از مداخلات انجام گرفته در مراکز مشاوره و خدمات روان شناسی خانواده، دادگاه ها و سازمان بهزیستی بهره گرفت.
۷.

پیش بینی اهمال کاری تحصیلی بر اساس تاب آوری تحصیلی، عدم تحمل بلاتکلیفی، کمال گرایی مثبت و منفی: نقش واسطه ای اجتناب تجربه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اجتناب تجربه ای اهمال کاری تحصیلی تاب آوری تحصیلی عدم تحمل بلاتکلیفی کمال گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۲۷۳
هدف پژوهش حاضر پیش بینی اهمال کاری تحصیلی بر اساس تاب آوری تحصیلی، عدم تحمل بلاتکلیفی، کمال گرایی مثبت و منفی با نقش واسطه ای اجتناب تجربه ای بود. روش این تحقیق توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری را کلیه دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور اصفهان تشکیل دادند که در نیمسال اول تحصیلی 99-1398 مشغول به تحصیل بودند. گروه نمونه شامل 200 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و مقیاس اهمال کاری تحصیلی سولومن و راثبلوم (1984)، پرسشنامه تاب آوری تحصیلی ساموئلز (۲۰۰۴)، پرسشنامه عدم تحمل بلاتکلیفی فریتسون و همکاران (۱۹۹۴)، مقیاس کمال گرایی تری شورت و همکاران (۱۹۹۵) و پرسشنامه اجتناب تجربه ای بوند (۲۰۰۷) را تکمیل کردند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS-22 و AMOS-20 و جهت تائید مدل تحقیق، از مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. نتایج نشان داد تاب آوری و کمال گرایی مثبت ارتباط معنادار و معکوس با اهمال کاری تحصیلی و عدم تحمل بلاتکلیفی، اجتناب تجربه ای و کمال گرایی منفی ارتباط معنادار و مثبت با اهمال کاری تحصیلی داشته است (01/0>P). همچنین نقش واسطه ای اجتناب تجربه ای بر رابطه بین عدم تحمل بلاتکلیفی و کمال گرائی مثبت و منفی با اهمال کاری تحصیلی مورد تائید قرار گرفت؛ بنابراین پیشنهاد می شود به منظور کاهش اهمال کاری تحصیلی دانشجویان و جلوگیری از تأثیر آسیب آن در عملکرد تحصیلی، زمینه ارتقاء تاب آوری تحصیلی، کمال گرایی مثبت و کاهش عدم تحمل بلاتکلیفی، کمال گرایی منفی و اجتناب تجربه ای فراهم گردد.
۸.

مقایسه تأثیر آموزش قدردانی از بدن و آموزش خودشفابخشی بر اشتیاق نسبت به غذا و خودکارآمدی مربوط به کنترل وزن در زنان دارای اضافه وزن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش قدردانی از بدن آموزش خودشفابخشی اشتیاق نسبت به غذا خودکارآمدی مربوط به کنترل وزن

تعداد بازدید : ۳۲۲ تعداد دانلود : ۲۷۰
اشتیاق نسبت به غذا و خودکارآمدی مربوط به کنترل وزن از مسائل روانشناختی هستند که به صورت اولیه و ثابت می توانند سبب پدیدایی اضافه وزن شوند. هدف پژوهش حاضر، مقایسه تأثیر آموزش قدردانی از بدن و آموزش خودشفابخشی بر اشتیاق نسبت به غذا و خودکارآمدی مربوط به کنترل وزن در زنان دارای اضافه وزن بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری سه ماهه بود. از زنان مراجعه کننده به مراکز کنترل و کاهش وزن در شهر اصفهان 45 نفر به شیوه هدفمند، انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه گمارده شدند. گروه اول در 14 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفتگی آموزش قدردانی از بدن و گروه دوم در 14 جلسه 90 دقیقه ای و هفتگی آموزش خودشفابخشی، شرکت کردند و گروه کنترل در این مدت مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش، پرسشنامه های اشتیاق به غذا و خودکارآمدی سبک زندگی مربوط به وزن بودند. نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر بیان کننده این بود که در متغیرهای اشتیاق نسبت به غذا و خودکارآمدی مربوط به کنترل وزن، بین گروه آموزش قدردانی از بدن و گروه آموزش خودشفابخشی با گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد؛ ولی بین گروه آموزش قدردانی از بدن و آموزش خودشفابخشی تفاوت معناداری وجود ندارد. مطابق با نتایج، از آموزش قدردانی از بدن و آموزش خودشفابخشی می توان به منظور کاهش اشتیاق نسبت به غذا و افزایش خودکارآمدی مربوط به کنترل وزن زنان دارای اضافه وزن استفاده کرد.  
۹.

اثربخشی آموزش خود شفابخشی بر بهزیستی، رضایت، تصویر بدن و تحمل پریشانی زنان مبتلا به اختلال پرخوری عصبی

کلیدواژه‌ها: خودشفابخشی کیفیت زندگی تصویر بدن پرخوری عصبی تحمل پریشانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۳ تعداد دانلود : ۳۳۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین تاثیر آموزش خود شفابخشی  برکیفیت زندگی (بهزیستی- رضایت)، تصویر بدن و تحمل پریشانی افراد مبتلا  به اختلال پرخوری عصبی انجام گرفت. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با گروه های آزمایش، گروه گواه و طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان مبتلا به پرخوری عصبی مراجعه کننده به متخصصان و مراکز درمانی شهر اصفهان در سال 1398 بودند که 30 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و گواه قرار داده شدند. ابزار گردآوری دادها پرسش نامه تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005)، کیفیت زندگی- فرم کوتاه ( WHOQOL-BREF ) و پرسش نامه ترس از تصویر بدنی لیتلتون و همکاران (2005)  بود. گروه آزمایش 12 جلسه تحت آموزش خودشفابخشی قرار گرفتند ولی گروه گواه آموزشی دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چند متغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش خودشفابخشی بر افزایش کیفیت زندگی افراد مبتلا به اختلال پرخوری تاثیر معنی داری دارد (05/0= P ). بعلاوه، آموزش خودشفابخشی بر افزایش کیفیت زندگی افراد مبتلا به اختلال پرخوری تاثیر معنی داری دارد (05/0= P ). همچنین آموزش خودشفابخشی بر افزایش تحمل پریشانی افراد مبتلا به اختلال پرخوری تاثیر معنی داری دارد(05/0= P ). نتیجه گیری: با توجه به این پژوهش می توان از آموزش خودشفابخشی برای افزایش تحمل پریشانی، افزایش کیفیت زندگی (بهزیستی- رضایت) و کاهش ترس از تصویر بدنی زنان مبتلا اختلال پرخوری عصبی استفاده کرد.
۱۰.

اثربخشی آموزش خودشفابخشی (کدهای شفابخش) بر بهزیستی هیجانی، سرسختی روانشناختی و بهبود بیماران مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش خودشفابخشی بهزیستی هیجانی سرسختی روانشناختی دیابت نوع دو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۲ تعداد دانلود : ۳۱۵
مقدمه: دیابت شایع ترین بیماری ناشی از اختلالات متابولیسمی با عوارض مخرب است. هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش خود شفابخشی (کدهای شفابخش) بر بهزیستی هیجانی، سرسختی روانشناختی و بهبود بیماران مبتلا به دیابت نوع دو بود . روش: این  پژوهش یک مطالعه نیمه آزمایشی  دو گروهی (آزمایشی و گواه) سه مرحله ای (پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری) بوده و جامعه آماری آن شامل زنان مبتلا به دیابت مراجعه کننده به مرکز بهداشت اصفهان بود.30 نفر داوطلب مبتنی بر ملاک های ورود و خروج، به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایشی و کنترل قرار گرفتند. تمام شرکت کنندگان پرسشنامه های بهزیستی هیجانی از کییز و ماگیارمو (2003)  و پرسشنامه سرسختی روانشناختی کیامرثی (1377) را در سه مرحله به عنوان پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. همچنین قند خون آنان  توسط پزشک متخصص در سه مرحله اندازه گیری و ثبت شد. سپس مداخله آموزش خودشفابخشی به مدت 14 جلسه 60 دقیقه ای بر روی گروه آزمایشی اجرا  و گروه کنترل در انتظار مداخله آموزشی قرار گرفت. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار SPSS  نسخه ۲۴  استفاده شد. یافته ها: آموزش خود شفابخشی توانست بهزیستی روانشناختی، بهزیستی هیجانی و سرسختی روانشناختی گروه شرکت کننده در آموزش خودشفابخشی را به طور معناداری افزایش دهد (01/0>p). ولی بر بهبود بهزیستی اجتماعی و روند بیماری دیابت تاثیرمعناداری دیده نشد . نتیجه گیری: می توان روش خود شفابخشی را به عنوان یکی از رویکردهای جدید روانشناسی مثبت نگر جهت افزایش بهزیستی هیجانی و سرسختی روانشناختی  بیماران مبتلا به دیابت نوع دو به کار برد.
۱۱.

اثربخشی رویکرد خودشفابخشی بر تحریف های شناختی و بخشودگی بین فردی زنان دچار پریشانی روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودشفابخشی تحریف های شناختی بخشودگی پریشانی روانشناختی زنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۹ تعداد دانلود : ۳۶۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی رویکرد خودشفابخشی بر تحریف های شناختی و بخشودگی بین فردی زنان دچار پریشانی روانشناختی انجام شد. روش : این پژوهش، یک مطالعه ی نیمه آزمایشی با دو گروه (آزمایش و گواه) در دو مرحله ی (پیش آزمون و پس آزمون) بود که بر روی زنان مراجعه کننده به مرکز مشاوره آموزش وپرورش ناحیه دو شهراصفهان در نیمسال دوم سال 1399 انجام شد.60 نفر دچار پریشانی روانشناختی تشخیص داده شده و بدین منظور 40 نفر واجد شرایط شرکت در پژوهش با استفاده از نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه جایابی شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه های پریشانی روانشناختی (کسلر، ۲۰۰۲)، تحریف های شناختی (حمام چی و بویوک، 2004) و بخشودگی بین فردی (احتشام زاده، ۱۳۸۹) بود. گروه آزمایش ۱۴ جلسه 90 دقیقه ای آموزش خودشفابخشی را دریافت و گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکردند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. یافته ها: نتایج این مطالعه، نشان داد که رویکرد خودشفابخشی بر تحریف های شناختی و بخشودگی زنان دچار پریشانی روانشناختی، اثربخشی معناداری داشت (001/0>p). نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی خودشفابخشی در ارتقای سلامت روان زنان دچار پریشانی روانشناختی و افزایش بخشودگی در کنار کاهش تحریف های شناختی، توجه به این نوع اموزش به خانواده ها پیشنهاد می شود.
۱۲.

اثربخشی درمان مبتنی بر رویکرد خودشفابخشی بر خودکارآمدی و باورهای مرتبط با مواد در افراد وابسته به مواد در حال ترک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودشفابخشی خودکارآمدی باورهای مرتبط با مواد ترک مواد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷۷ تعداد دانلود : ۳۹۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر رویکرد خودشفابخشی بر خودکارآمدی و باورهای مرتبط با مواد در افراد وابسته به مواد در حال ترک، انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با یک گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل همه مردان وابسته به مواد در حال ترک در سال 1399 بود. از این بین، 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. شرکت کنندگان هر دو گروه پرسشنامه های خودکارآمدی و باورهای مرتبط با مواد را در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. مداخله درمانی بر اساس پروتکل لطیفی، مروی و لوید (1397) در ۱۴ جلسه 60 دقیقه ای بر روی گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج این مطالعه نشان داد که درمان مبتنی بر رویکرد خودشفابخشی بر خودکارآمدی و باورهای مرتبط با مواد در افراد وابسته به مواد در حال ترک، اثربخشی معناداری داشت و این اثربخشی در طول زمان نیز پایدار ماند. نتیجه گیری: بنابر نتایج پژوهش حاضر می توان درمان خودشفابخشی را به عنوان یکی از رویکردهای جدید مثبت نگر جهت افزایش خودکارآمدی، کاهش باورهای ناسالم مرتبط با مواد و پیشگیری از بازگشت مجدد افراد وابسته به مواد مخدر در مراکز درمانی مرتبط با ترک مواد مخدر با اثرات نسبتا پایدار برای بهبود مهارت های خودمراقبتی به کاربرد.
۱۳.

تأثیر آموزش دهی مهارت های فرزندپروری اسلامی بر کیفیت رابطه مادر- کودک، بهزیستی روان شناختی و خودکارآمدیِ والدگریِ مادران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرزندپروری اسلامی رابطه مادر - کودک بهزیستی روان شناختی خودکارآمدی والدگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۵ تعداد دانلود : ۳۱۳
پژوهش حاضر به منظور بررسی اثربخشی آموزش دهی مهارت های فرزند پروری اسلامی بر بهبود کیفیت رابطه مادر- کودک، بهزیستی روان شناختی و خودکارآمدی والدگری در مادران دارای کودکان دبستانی انجام شده و ازنوع نیمه آزمایشی با گروه کنترل و با طرح پیش آزمون- پس آزمون است. برای به دست آوردن داده ها نَوَد مادر به صورت مجازی و در دسترس انتخاب و به شکل تصادفی در دو گروه 45نفره کنترل و آزمایش جایگزین شدند. درنهایت، با توجه به ریزش آزمودنی ها مطالعه با سی نفر در گروه گواه و سی نفر در گروه آزمایش پایان یافت. ابزار پژوهش، شامل پرسشنامه های رابطه والد- کودک پیانتا (1994)، بهزیستی روان شناختی ریف فرم کوتاه (2002) و خودکارآمدی والدگری دومکا، استرزینگر، جکسون و روزا (1996) بود. یافته های به دست آمده ازطریق تحلیل کوواریانس یک و چندمتغیره با استفاده از نرم افزار spss نشان می دهد برنامه فرزندپروری اسلامی در تمام زیرمقیاس های پرسشنامه رابطه والد- کودک (وابستگی، تعارض و رابطه مثبت کلی) غیراز حوزه نزدیکی و در تمام زیرمقیاس های بهزیستی روان شناختی (استقلال، رشد شخصی، ارتباط مثبت با دیگران، هدفمندی و پذیرش خود) غیراز حوزه تسلط بر محیط، دارای تأثیر مثبت معنادار است (p<0/001)؛ همچنین درحوزه خودکارآمدی والدگری، تأثیر مثبت معناداری مشاهده می شود (p<0/001). با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت آموزش فرزندپروری اسلامی بر بهبود کیفیت رابطه مادر و کودک دبستانی و نیز ارتقای سطح بهزیستی روان شناختی و خودکارآمدی والدگری مادران، دارای تأثیر مثبت معنادار است و بنابراین می توان از مداخله فرزندپروری با رویکرد اسلامی برای بهبود کیفیت ارتباط مادران با فرزندان و همچنین ارتقایافتن سطح بهزیستی روان شناختی و خودکارآمدی والدگری مادران استفاده کرد.
۱۴.

اثربخشی آموزش مبتنی بر شفقت بر نشانه های اضطراب، کمرویی و خودبخشایش گری دانش آموزان دختر مدارس مقطع ابتدایی

کلیدواژه‌ها: آموزش مبتنی بر شفقت اضطراب کمرویی خودبخشایش گری دانش آموزان دختر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۸ تعداد دانلود : ۵۹۰
هدف این تحقیق بررسی اثر بخشی آموزش مبتنی بر شفقت بر میزان نشانه های اضطراب، کمرویی و خودبخشایشگری دانش آموزان بود. طرح این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه همراه با پیگیری بود. نمونه این تحقیق شامل 40 نفر از دانش آموزان دختر دوره دوم مقطع ابتدایی شهرستان اصفهان، در نیمه دوم سال 1399 بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابتدا روی افراد گروه نمونه پرسشنامه های پیش آزمون شامل مقیاس سنجش اضطراب مارچ و همکاران (1997)، پرسشنامه ی سنجش کمرویی سموعی (1382) و پرسشنامه ی خودبخشایشگری ول و همکاران (2008) اجرا شد، آنگاه افراد گروه نمونه به طور تصادفی به دو گروه مساوی آزمایشی و کنترل واگذار شدند و سپس 8 جلسه آموزش گروهی مبتنی بر شفقت برای اعضای گروه آزمایشی اجرا شد در حالی که افراد گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. پس از اتمام جلسات، پس آزمون و پس از گذشت یک ماه مرحله پیگیری با استفاده از همان پرسشنامه های پیش آزمون بر روی شرکت کنندگان اجرا شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه های تکراری تحلیل شد. یافته های تحقیق نشان دهنده اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر شفقت بر نشانه های اضطراب (01/0>P)، کمرویی (01/0>P) و خودبخشایشگری (01/0>P)، در دانش آموزان دختر بود. یافته های این تحقیق حاکی از این است که یکی از مداخله های موثر بر بهبود وضعیت روانشناختی دانش آموزان دختر و کاهش نشانه های اضطراب و کمرویی و افزایش خودبخشایشگری آنها، آموزش گروهی مبتنی بر شفقت است.
۱۵.

اثربخشی مشاوره کارراهه با رویکرد روایت درمانی برانطباق پذیری کارراهه، اهمال کاری وکیفیت زندگی کاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انطباق پذیری کارراهه اهمال کاری کیفیت زندگی کاری مشاوره کارراهه با رویکرد روایت درمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۳ تعداد دانلود : ۲۹۹
هدف اصلی این پژوهش بررسی اثربخشی مشاوره شغلی با رویکرد روایت درمانی بر انطباق پذیری کارراهه، اهمال کاری و کیفیت زندگی کاری در کارکنان آموزش و پرورش استان اصفهان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود.  جامعه آماری پژوهش کلیه کارکنان آموزش و پرورش استان اصفهان در سال تحصیلی 13۹۹ به تعداد 140 نفر بودند. 30 نفر از کارکنان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورن تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. گروه آزمایش به مدت هفت جلسه 60 تا 90 دقیقه ای در گروه مشاوره کارراهه با رویکرد روایت درمانی شرکت کردند. متغیرهای پژوهش با پرسشنامه های انطباق پذیری مسیر شغلی ساویکاس و پورفیلی (2012)، اهمال کاری تاکمن (1991) و کیفیت زندگی کاری والتون (1973) مورد سنجش قرار گرفتند. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیری با استفاده از نرم افزار SPSS-24 تحلیل گردید. نتایج نشان داد که آموزش مشاوره کارراهه با رویکرد روایت درمانی میزان اهمال کاری را کاهش و میزان انطباق پذیری و کیفیت زندگی کاری را افزایش داد. نتایج این پژوهش حاکی از آن است که اجرای مشاوره شغلی با رویکرد روایت درمانی می تواند سبب افزایش عملکرد شغلی و بهره وری کارکنان سازمان ها شود. پیشنهاد می گردد مراکز آموزش عالی و ادارات استفاده از مبانی مشاوره کارراهه مبتنی بر رویکرد روایت درمانی را در برنامه های آموزشی کارکنان خود جای دهند، این امر می تواند بر کاهش اهمال کاری، افزایش انطباق پذیری مسیر شغلی و کیفیت زندگی کاری تأثیرگذار باشد.
۱۶.

اثربخشی درمان تلفیقی شناختی رفتاری - ذهن آگاهی بر تعارض زناشویی و اضطراب زنان دارای حسادت بیمارگون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حسادت بیمارگون تعارض زناشویی اضطراب درمان تلفیقی شناختی رفتاری - ذهن آگاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۸ تعداد دانلود : ۲۹۷
هدف: حسادت بیمارگون نسبت به همسر، یکی از شایع ترین شکایات زوج های مراجعه کننده برای زوج درمانی است. این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی درمان تلفیقی شناختی رفتاری- ذهن آگاهی بر کاهش تعارض زناشویی و اضطراب زنان دارای حسادت بیمارگون انجام گرفت. روش: بدین منظور از روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه گواه استفاده شد. نمونه پژوهش شامل 34 زن دارای حسادت بیمارگون بود که به شیوه نمونه گیری هدفمند از بین زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره اصفهان انتخاب شد. روش مداخله شامل 10 جلسه ی گروهی درمان تلفیقی شناختی رفتاری-ذهن آگاهی بود که برای گروه آزمایش اجرا شد. به منظور سنجش متغیرها از پرسشنامه تعارض زناشویی (براتی و ثنایی، ۱۳۷۹) و اضطراب حالت-صفت (اشپیلبرگر و همکاران، 1983) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل واریانس چند متغیری با کنترل پیش آزمون انجام گرفت. یافته ها: نتایج کاهش معناداری را در میانگین نمرات گروه آزمایش در هر دو متغیر اضطراب و تعارض زناشویی در مراحل پس آزمون و پیگیری نشان داد، لیکن در نمرات گروه گواه تغییر محسوسی مشاهده نشد. ( 0005 /0 p < ) نتیجه گیری: بنابراین درمان تلفیقی شناختی رفتاری- ذهن آگاهی در کاهش اضطراب و تعارض زناشویی زنان دارای حسادت بیمارگون مؤثر بوده و می تواند مورد استفاده ی متخصصان زوج درمانی و روان درمانگران قرار گیرد.
۱۷.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و خودشفابخشی بر تحمل پریشانی زنان مبتلا به اختلال پرخوری عصبی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: شناختی رفتاری خودشفابخشی تحمل پریشانی پرخوری عصبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۴ تعداد دانلود : ۳۹۴
زمینه و هدف: اختلال پرخوری به عنوان یک اختلال شایع روانشناختی منجر به آشفتگی و مشکلات متعددی برای فرد می شود. یکی از مشکلات در افراد مبتلا به اختلال پرخوری ظرفیت تحمل پریشانی پایین است، که این مسئله باعث افزایش تمایل فرد به پرخوری می گردد. بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان خودشفابخشی برتحمل پریشانی زنان مبتلا به اختلال پرخوری عصبی انجام گرفت. مواد و روش ها: این پژوهش کمی و نیمه آزمایشی (پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه) بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان مبتلا به پرخوری عصبی مراجعه کننده به متخصصان و مراکز درمانی شهر اصفهان در سال ۱۳۹۸ است که ۴۵ نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه های آزمایش و گواه قرار داده شدند. ابزار گردآوری دادها پرسش نامه تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (۲۰۰۵) بود. هر یک از گروه های آزمایش ۱۲ جلسه تحت درمان گروهی شناختی رفتاری میشل و درمان خودشفابخشی مروی و لطیفی قرار گرفتند ولی گروه گواه آموزشی دریافت نکرد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کوواریانس چند متغیری و مجذور کای استفاده شد. یافته ها: بر اساس آزمون مجذور کای تفاوت معناداری از لحاظ سن، تحصیلات و مدت بیماری بین سه گروه مشاهده نشد (۰۵/۰<P). نتایج نشان داد که درمان خودشفابخشی در تمامی ابعاد تحمل پریشانی و درمان شناختی رفتاری در تمامی ابعاد بجز بعد تحمل در مقایسه با گروه گواه تفاوت معناداری داشتند (۰۵/۰>P). همچنین درمان خودشفابخشی باعث افزایش بیشتر ابعاد تحمل، جذب و نمره کل تحمل پریشانی در مقایسه با درمان شناختی رفتاری شده است (۰۵/۰=P). نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش می توان از درمان شناختی رفتاری و خودشفابخشی برای افزایش تحمل پریشانی زنان مبتلا اختلال پرخوری عصبی استفاده کرد. اگر چه به نظر می رسد درمان خودشفابخشی در مقایسه با درمان شناختی رفتاری در این مورد مؤثرتر باشد.
۱۸.

اثربخشی درمان شناختی- رفتاری بر اضطراب ناشی از تزریق انسولین در کودکان و نوجوانان مبتلابه دیابت نوع یک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان شناختی رفتاری اضطراب ناشی از تزریق انسولین دیابت نوع یک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۳ تعداد دانلود : ۳۲۳
بیماری دیابت همانند هر بیماری مزمن و ناتوان کننده دیگر، فرد مبتلا مخصوصاً کودکان و نوجوانان را با مشکلاتی مواجه می سازد که درنتیجه آن، تمامی جوانب زندگی روزمره فرد تحت تأثیر قرار می گیرد. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر اضطراب ناشی از تزریق انسولین در کودکان و نوجوانان مبتلابه دیابت نوع یک بود. طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون همراه با گروه کنترل و مرحله پیگیری 5/1 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کودکان و نوجوانان 8 تا 13 سال مبتلابه دیابت نوع یک استان اصفهان بود. 25 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمایش (10) و کنترل (15) تقسیم شدند. گروه آزمایش طی 8 جلسه ی 45 دقیقه ای تحت درمان شناختی رفتاری قرار گرفت و گروه کنترل درمان خاصی را طی این دوره ی زمانی دریافت نکرد. پرسشنامه مشاهده ای دیسترس رفتاری الیوت و همکاران (1987) در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری توسط مادران کودکان و نوجوانان تکمیل گردید. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. نتایج نشانگر کاهش اضطراب ناشی از تزریق انسولین در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در مرحله ی پس آزمون بود (001/0>P). همچنین نتایج حاصل از پیگیری نیز حاکی از ماندگاری اثر درمان در طول زمان بود؛ بنابراین درمان شناختی رفتاری به عنوان یک مداخله اثربخش در کاهش اضطراب ناشی از تزریق انسولین در کودکان و نوجوانان مبتلابه دیابت نوع یک محسوب می شود. لذا پیشنهاد می گردد متخصصان غدد و انجمن های دیابت، مداخلات روان شناختی ازجمله روش درمانی شناختی رفتاری را در برنامه مراقبتی کودکان و نوجوانان مبتلابه دیابت بگنجانند.
۱۹.

اثربخشی آموزش خودشفابخشی (کدهای شفابخش) بر حس انسجام در مردان وابسته به مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودشفابخشی حس انسجام اعتیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۵ تعداد دانلود : ۴۹۰
هدف : هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش خودشفابخشی بر حس انسجام در مردان وابسته به مواد مخدر در سال ۱۳۹۹ بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل همه مردان وابسته به مواد مخدر شهر اصفهان در سال 1399 بود. از میان آن ها، ۳۰ نفر که تمایل به شرکت در تحقیق را داشتند به صورت در دسترس انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) تقسیم شدند. پرسش نامه حس انسجام برای گردآوری داده ها مورد استفاده قرار گرفت. گروه آزمایش تحت ۱۴ جلسه (به صورت هفته ای یک جلسه ۹۰ دقیقه ای) آموزش خودشفابخشی قرار گرفتند و پس از اتمام آموزش پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس تک متغیره استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش خودشفابخشی در افزایش حس انسجام مردان وابسته به مواد تاثیر معناداری داشت. نتیجه گیری: بنابر نتایج تحقیق می توان آموزش خودشفابخشی را به عنوان یکی از رویکردهای جدید مثبت نگرجهت افزایش سلامت روان شناختی افراد وابسته به مواد مخدر در مراکز درمانی مرتبط با ترک مواد مخدر با اثرات نسبتا پایدار برای افزایش مهارت های خود مراقبتی به کاربرد.
۲۰.

اثربخشی درمان پذیرش و تعهد غنی شده با شفقت بر افزایش تاب آوری و خودکارآمدی بیماران ضایعه نخاعی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: درمان پذیرش و تعهد شفقت تاب آوری خودکارآمدی آسیب نخاعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۹ تعداد دانلود : ۴۶۲
زمینه و هدف: آسیب طناب نخاعی به معنای آسیب به بخشی از طناب یا عصب های نخاعی در انتهای کانال نخاعی است که اغلب سبب تغییرات دائمی در توان، حس و سایر عملکردهای بدن در زیر منطقه ی آسیب می شود و وقتی فردی دچار آسیب طناب نخاعی می شود، ممکن است احساس کند که کلیه ی ابعاد زندگی او تحت تأثیر قرار گرفته است و تأثیرات آن را در حیطه های ذهنی، هیجانی و اجتماعی احساس کند. هدف اصلی این پژوهش بررسی اثربخشی رویکرد درمان پذیرش و تعهد غنی شده با شفقت بر افزایش تاب آوری و خودکارآمدی در بیماران آسیب نخاعی استان اصفهان بود. مواد و روش ها: طرح پژوهش حاضر از نوع مطالعه ی نیمه تجربی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل و با گزینش تصادفی بود. جامعه ی آماری پژوهش حاضر، کلیه ی بیماران انجمن آسیب نخاعی شهر اصفهان بودند که از این میان ۳۰ بیمار با روش نمونه گیری هدفمند با ملاک های ورود و خروج انتخاب شدند و به طور تصادفی و برابر به گروه آزمایش یا کنترل تخصیص یافتند. آزمودنی ها به مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (۲۰۰۳) و آزمون خودکارآمدی عمومی شرر، مدوکس، مرکاندانت، پرنتیس-دان، جیکوبز و راجرز (۱۹۸۲) به عنوان پیش آزمون و سپس پس آزمون پاسخ دادند. سپس، گروه آزمایش ۸ جلسه ی ۹۰ دقیقه ای آموزش رویکرد درمان پذیرش و تعهد غنی شده با شفقت بر اساس راهنمای اسماعیلی و همکاران (۱۳۹۷) را دریافت کردند درحالی که گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکرد. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس و با استفاده از نسخه ی ۲۵ بسته ی آماری برای علوم اجتماعی تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج بیانگر این بود که رویکرد درمان پذیرش و تعهد غنی شده با شفقت بر افزایش تاب آوری و خودکارآمدی در بیماران آسیب نخاعی به طور معناداری مؤثر بوده است (۰۱/۰>p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که رویکرد درمان پذیرش و تعهد غنی شده با شفقت می تواند به عنوان یک گزینه مداخله ای مؤثر برای کمک به بیماران دچار آسیب نخاعی جهت افزایش تاب آوری و باورهای خودکارآمدی آنان مورد استفاده قرار گیرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان