فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۴۸۱ تا ۱۰٬۵۰۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم بهار ۱۴۰۰ شماره ۱ (پیاپی ۵)
406 - 429
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی صلاحیت حرفهای دبیران انجام پذیرفت. روش پژوهش: پژوهش مذکور از نظر هدف بنیادی- کاربردی و از نظر دادههای اطلاعاتی، از نوع آمیخته بود که در دو بخش کیفی و کمی انجام شد. از نظر نحوه اجراء، نیز از الگوهای پیمایشی در این پژوهش استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی پژوهش، شامل خبرگان آموزش و پرورش بود که با نمونه گیری هدفمند تعداد 20 خبره انتخاب شدند. در بخش کمی نیز جامعه آماری، شامل دبیران زن دوره دوم متوسط شهر تهران بودند که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 324 نفر انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها، در بخش کیفی پژوهش حاضر از مصاحبههای نیمه ساختاریافته استفاده شد. در بخش کمی نیز از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. روایی و پایایی ابزارها مورد سنجش و تائید قرار گرفت. روش تحلیل داده ها در بخش کیفی کدگذاری نظری برگرفته از روش نظریه پردازی داده بنیاد بود. در بخش کمّی با توجه به سؤال های پژوهش از روش های آمار توصیفی و استنباطی تحلیل عاملی تأییدی، معادلات ساختاری استفاده شده است. یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که مؤلفه های صلاحیت حرفه ای شامل، صلاحیت شناختی و قابلیتی (خودشناسی، دانش موضوعی، شناخت فرایند یادگیری)، مؤلفه های صلاحیت رفتاری- قضاوتی (صلاحیت ارزشی، صلاحیت نگرشی، صلاحیت علایق)، مؤلفه های صلاحیت مدیریتی رهبری (صلاحیت مرتبط با کلاس درس، صلاحیت مربوط به محیط آموزش، صلاحیت عملکردی، صلاحیت در هدایت)، مؤلفه های صلاحیت معنوی- اخلاقی (صلاحیت در رهبری، صلاحیت در رفتار اخلاق مدار، صلاحیت هنجاری) است. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که صلاحیت حرفه ای معلمان تأثیر معناداری بر نشاط معنوی ایشان دارد.
تفسیر تطبیقی آزمون نقاشی خانواده کودکان عادی و کودکان طلاق، بی سرپرست و بدسرپرست (9 تا 14 ساله) با تأکید بر بررسی اضطراب، افسردگی و پرخاشگری
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سطوح مختلف بد کارکردی خانواده به عنوان عوامل خطر سلامت روان فرزندان مطرح است. هدف: هدف از پژوهش حاضر، تفسیر تطبیقی آزمون نقاشی خانواده کودکان عادی و طلاق و نیز کودکان بی سرپرست و بدسرپرست (۹ تا ۱۴ ساله) با تأکید بر بررسی اضطراب، افسردگی و پرخاشگری بود. روش: این پژوهش یک مطالعه مقطعی از نوع علی مقایسه ای است. جامعه آماری شامل کودکان ۹ تا ۱۴ ساله خانواده های عادی، کودکان طلاق، بدسرپرست و بی سرپرست شهر تهران در سال ۱۳۹۹ بود. حجم نمونه شامل ۵۰ کودک عادی و ۵۰ کودک از سه گروه دیگر بود که براساس روش انتساب هدفمند و نمونه گیری در دسترس تعیین شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه پرخاشگری باس و پری، آزمون اضطراب آشکار کودکان، مقیاس افسردگی و آزمون نقاشی خانواده کورمن استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۲ و از طریق آزمون تحلیل واریانس و مقایسه چندگانه شفه مورد ارزیابی قرارگرفتند. یافته ها: یافته ها نشان داد که میان نمرات شاخص اضطراب، افسردگی و پرخاشگری کودکان و نمرات این متغیرها در آزمون نقاشی کودکان همبستگی بالایی وجود دارد (۰/۰۰۰= P ) از سوی دیگر، نتایج آزمون تحلیل واریانس و شفه نشان داد که تفاوت معناداری میان کودکان عادی و کودکان طلاق، بدسرپرست و بی سرپرست وجود دارد (۵۸۱/۸۷۰= F و ۰/۰۰۰= P ) و به ترتیب میزان اضطراب، افسردگی و پرخاشگری کودکان بدسرپرست (۱۹۶/۱۵)، کودکان بی سرپرست (۱۸۶/۶۹) و کودکان طلاق (۱۷۴/۵۵) بیشتر از کودکان عادی (۱۱۱/۹۴) بود. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که کودکان خانواده های بدسرپرست، بی سرپرست و طلاق نسبت به کودکان عادی، افسرده تر، مضطرب تر و پرخاشگرتر هستند و در این میان کودکان بدسرپرست وضعیت بدتری از کودکان بی سرپرست و کودکان طلاق داشتند.
چالش ها و فرصت های پیش روی روان درمانی در ایران: یک مطالعه کیفی
حوزههای تخصصی:
مقدمه: پژوهش های اندکی در رابطه با وضعیت روان درمانی به عنوان یک درمان مؤثر در درمان بیماری های روانی و مشکلات بین فردی در ایران انجام شده است. هدف: این تحقیق با هدف تبیین وضعیت روان درمانی در ایران انجام شد. روش : این تحقیق با رویکرد کیفی و از نوع تحلیل محتوای قراردادی در نیمه دوم سال ۱۳۹۶ و با مشارکت ۱۳ نفر از صاحب نظران در زمینه روان درمانی انجام شد. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. همه مصاحبه ها ضبط شدند و با مقایسه مداوم مورد تحلیل کیفی قرار گرفتند. یافته ها: وضعیت روان درمانی در ایران در دو طبقه اصلی چالش ها و فرصت ها طبقه بندی گردید. علاوه بر این هر طبقه دارای زیر طبقات اختصاصی بود. طبقه چالش ها مشکلات آموزش و ارائه خدمات روان درمانی مانند عدم هماهنگی در آموزش روان درمانی و عدم پوشش بیمه ای را توصیف می کرد . طبقه فرصت ها نیز شرایط بهبود وضعیت روان درمانی مانند گرایش روانپزشکان به انجام روان درمانی، تنوع رویکردهای روان درمانی و روند رو به رشد آگاهی در سطح جامعه را توصیف می کرد. نتیجه گیری: براساس یافته های این تحقیق وضعیت روان درمانی در ایران با چالش ها و فرصت هایی روبرو است که می توانند ارائه خدمات روان درمانی را تحت تأثیر قرار دهند. این نتایج می تواند در سیاست گزاری های مربوط به روان درمانی در ایران مورد استفاده قرار گیرد.
مقایسه اثربخشی دارو درمانی و واقعیت مجازی بر ادراک زمان سپری شده درد در بیماران سوختگی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سوختگی یکی از مخرب ترین و دردناک ترین آسیب های پزشکی است. به دلیل فرایندهای دردناک درمان، مدت زمان سپری شده تعویض پانسمان و فرایندهای درمانی، برای این بیماران بسیار طولانی و طاقت فرسا ادراک می شود. اخیرا درمان های نوظهوری همچون واقعیت مجازی سه بعدی برای کاهش مدت زمان سپری شده ادراک درد مورد استفاده قرار گرفته اند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی دارو درمانی و واقعیت مجازی بر ادراک زمان سپری شده درد بیماران سوختگی مرکز امام موسی کاظم (ع) شهر اصفهان بود. مواد و روش ها: پژوهش حاضر نوع طرح نیمه آزمایشی همراه با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. بدین منظور از جامعه آماری این پژوهش که کلیه بیماران واجد شرایط بستری در بخش سوختگی مرکز آموزشی درمانی امام موسی کاظم (ع) شهر اصفهان در سال 1397 را تشکیل می داد، 75 نفر از بیماران بخش سوختگی مرکز آموزشی درمانی امام موسی کاظم به شیوه نمونه گیری از نوع در دسترس انتخاب شدند. سپس با درنظر گرفتن معیارهای ورود، تعداد 45 بیمار وارد مطالعه شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش1 (واقعیت درمانی مجازی)، آزمایشی2 (دارو درمانی) و یک گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) گماشته شدند. آزمودنی ها قبل و بعد از مداخلات به مقیاس درجه بندی تصویری درد (GRS) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس نشان داد که هر دو درمان واقعیت مجازی و دارو درمانی بر اضطراب درد سوختگی بیماران مبتلا به سوختگی تأثیر معنی دار داشت و در مقایسه دو درمان، اثربخشی درمان واقعیت مجازی بیشتر از دارو درمانی بود و تفاوت گروه های دارو درمانی و درمان واقعیت مجازی معنی دار بود (05/0>p). همچنین هر دو درمان واقعیت مجازی و دارو درمانی بر ادراک زمان سپری شده درد در بیماران مبتلا به سوختگی تأثیر معنی دار داشت و در مقایسه دو درمان، میان اثربخشی درمان واقعیت مجازی و دارو درمانی تفاوت معناداری در کاهش شدت درد یافت نشد (05/0>p). همچنین اثرات هر دو درمان در طول زمان پایدار بود. نتیجه گیری: برای کاهش آسیب های ناشی از فرایند درمان در بیماران سوختگی، علاوه بر دارو درمانی، استفاده از فناوری های نوظهوری همچون واقعیت مجازی مفید به نظر می رسد.
وارسی باورهای انگیزشی ناکارآمد براساس نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره بیستم زمستان (اسفند) ۱۴۰۰ شماره ۱۰۸
۲۳۵۸-۲۳۴۳
حوزههای تخصصی:
زمینه: از آنجا که باورهای انگیزشی ناکارآمد باعث بوجود آمدن مشکلاتی در زندگی تحصیلی دانش آموزان می شود. شناخت عوامل تشکیل دهنده آن اهمیت فراوانی دارد. مسئله این است که، ﻋﻮاﻣﻞ ﺗﺸ کیﻞدﻫﻨﺪه و اﺛﺮﮔﺬار ﺑﺮ باورهای انگیزشی ناکارآمد دانش آموزان شامل چه عواملی است؟ هدف: وارسی باورهای انگیزشی ناکارآمد بر اساس نظریه داده بنیاد ﺑﻮد. روش: جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر دوره متوسطه اول شهرستان فردوس که در سال تحصیلی 99-98 مشغول به تحصیل بوده اند و از نظر تحصیلی عملکرد ضعیفی داشتند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند (نمونه گیری نظری) انتخاب و ﺑﺎ اﺳ ﺘﻔﺎده از مصاحبه ﻧیﻤﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎریﺎﻓﺘﻪ از نوع توصیفی / تفسیری (والش، ادواردز و فراسر، 2007) ﻣﻮرد ﻣﺼﺎﺣﺒﻪ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻨﺪ. ﺗﺠﺰیﻪ و ﺗﺤﻠیﻞ اﻃﻼﻋﺎت ﺑﺮ اﺳﺎس ﺳﻪ روش کﺪﮔﺬاری ﺑﺎز، ﻣﺤﻮری و اﻧﺘﺨﺎﺑﻰ (استراوس و کوربین، 2015) اﻧﺠﺎم ﺷﺪ. یافته ها: یﺎﻓﺘﻪﻫﺎی ﺗﺤﻘیﻖ ﻧﺸﺎن داد کﻪ عوامل اثرگذار بر باورهای انگیزشی ناکارآمد عوامل رفتاری، انگیزشی، هیجانی، شناختی و فردی، آموزشگاهی و خانوادگی می باشد که برخی از این عوامل، متغیرهای زمینه ای، علی و برخی دیگر در نقش متغیرهای محیطی ظاهر شدند. دیدگاه مناسب والدین و کارکنان مدرسه به دانش آموز، ارزیابی مناسب از موقعیت های استرس زا مرتبط با امتحان، استفاده از راهبردهای شناختی و فراشناختی جزء راهبردهایی برای مواجهه با باورهای انگیزشی ناکارآمد و مؤلفه های نامطلوب آموزشگاهی، خانوادگی و فردی جزء پیامدهای باورهای انگیزشی ناکارآمد دانش آموزان بود. نتیجه گیری: به نظر می رسد نتایج این پژوهش می تواند در تدوین ابزارها در شناسایی باورهای انگیزشی ناکارآمد و تدوین برنامه های مداخله ای به منظور بهبود این باورها مفید باشد.
The predictor roles of age, self-efficacy, and teaching experience on EFL teachers’ speaking anxiety(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Speaking is one of those stress-prone areas in learning and teaching a foreign language, and speaking anxiety is influenced by a host of factors. This study explored the predictor roles of age, self-efficacy, and teaching experience of Iranian English as a foreign language (EFL) teachers on their speaking anxiety. Furthermore, it examined the relationship between teachers’ gender and their level of self-efficacy and anxiety in speaking English. The participants of the research consisted of 109 male and female Iranian teachers teaching in different language institutes and public schools in three provinces of Iran. The Teacher Self-efficacy Scale developed by Bandura (1997) and the Public Speaking Anxiety Scale developed by Bartholomay and Houlihan (2016) were used in this research as the data collection instruments. The data were analyzed by SPSS software (Version 24) using regression and one-way ANOVA. The findings revealed that only self-efficacy was a predictor of speaking anxiety. Moreover, the participants’ level of self-efficacy and speaking anxiety did not change relying on their gender.
بررسی مناطق مغزی مرتبط با مهارت های اصلی هوش منطقی- ریاضی گاردنر با استفاده از تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی (مطالعه موردی)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هوش منطقی- ریاضی از نیازهای فراگیر زندگی مدرن امروزی برای مقابله با انواع گوناگونی از موقعیت های محاسبه ای و حل مسئله به شمار می آید. هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی مناطق مغزی مرتبط با مهارت های اصلی هوش منطقی- ریاضی (محاسبات، استدلال منطقی و استراتژی های بازی) با استفاده از تصویر سازی تشدید مغناطیس کارکردی بود. روش: روش این پژوهش یک طرح میان- موردی بود. از میان ۲۸ داوطلب زن و مرد ۱۸ سال به بالا که در سال ۱۳۹۹ به آزمایشگاه نقشه برداری مغز مراجعه کردند، یک آزمودنی با هوش منطقی-ریاضی خیلی بالا به روش هدفمند و با استفاده از مقیاس ارزیابی رشدی هوش های چندگانه انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش، تکالیف محاسبات، شطرنج و استدلال منطقی بود. همچنین از تصویر سازی تشدید مغناطیس کارکردی جهت بررسی مناطق مغزی استفاده گردید. داده ها با استفاده از نرم افزار SPM نسخه ۱۲، پیش پردازش و آنالیز آماری شدند. یافته ها: یافته ها، فعال سازی عصبی مشابهی را بین مهارت های محاسبات، استدلال منطقی و بازی شطرنج در مناطق پیشانی و آهیانه ای نشان داد. همچنین فعالیت قابل توجهی را نیز در نواحی مخچه، اینسولا، شکنج کمربندی، پیش گوه، شکنج پیش و پس مرکزی، شکنج دوکی شکل و شکنج فوق حاشیه ای نشان می دهد که در هر سه مهارت چشمگیر بودند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که الگوهای فعال سازی عصبی در هر مهارت، دارای پایه های عصبی منحصربه فردی بوده، با این وجود با سایر مهارت های هوش منطقی- ریاضی، دارای الگو های مشترک نیز می باشند. این الگو های مشترک و منحصر به فرد، معماری عصبی بی همتایی را در حمایت از نظریه هوش های چندگانه، به عنوان یک مدل علمی از هوش انسان ارائه می دهند.
فنون کاربردی مشاوره: راهکارها و اصول حرفه ای آن
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم و ضروری در گستره زندگی اجتماعی، تعامل و همفکری و مشورت است. این مهم با بهره گیری از فن مشاوره قابل دستیابی می باشد. تنوع مشکلات و روحیات مراجعان به قدری است که مشاوره هر چه با فنون بیشتری آشنا باشد و تجربه افزون تری در به کارگیری آنها کسب کند، باز هم از یادگیری فنون جدید بی نیاز نخواهد بود. مشاوره رابطه ای حرفه ای بین مشاور و مراجع است که پدیده ای نو، و از دستاوردهای دانش روان شناسی نوین به شمار می رود. لذا با توجه به اهمیت این موضوع، مشاور باید بتواند به بهترین نحو ممکن فرآیند مشاوره و همفکری با مراجعین را به انجام برساند. مشاور باید دیدگاه های نظری و عملی فنون و روش های مشاوره را به خوبی بداند. گرچه استفاده عملی از فنون مشاوره، نوعی هنر است اما موفقیت آن به خصوصیات شخصیتی مشاور بستگی دارد؛ در عین حال آموزش فنون و روش ها به مشاور، احتمال موفقیت او را در مشاوره افزایش می دهند. مقاله حاضر سعی بر آن دارد تا با گردآوری برخی از موثرترین فنون مشاوره، در معرفی و شناساندن آنها گامی کوچک بردارد. از این رو، برای دستیابی به این هدف، از روش توصیفی برای ارائه مطالب بهره جسته است. در این مقاله که به شیوه مروری و با استناد به منابع کتابخانه ای گردآوری شده است، سعی بر آن داریم تا مطالبی را ارائه دهیم که برای مشاوران و درمانگران مفید وکاربردی باشد.
بررسی نگرش های شغلی کارکنان شرکت پالایش گاز بیدبلند و ارایه راهکارهایی برای بهبود آن ها: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانستن اصول رفتار سازمانی برای مدیران اهمیت دارد. یکی از مبانی مدیریت در سازمان ها داشتن اطلاعات درباره نگرش های کارکنان می باشد. نگرش کارکنان بر عملکرد آن ها تأثیر می گذارد. نگرش های شغلی کارکنان و مدیریت آن ها می تواند منافع زیادی برای سازمان داشته باشد، زیرا نگرش ها معمولاً یکی از پیش بینی کننده های اساسی رفتار هستند. نگرش شغلی، نوعی احساس فرد نسبت به شغلش است که ناشی از عواملی مانند ماهیت شغل، عوامل سازمانی، عوامل محیطی و نیز عوامل فردی است. نگرش های اصلی و مهمی که در تحقیق حاضر به آن ها پرداخته می شود شامل: خشنودی شغلی، دلبستگی شغلی، تعهد سازمانی و حمایت سازمانی ادراک شده هستند. از این رو، هدف تحقیق حاضر بررسی کیفی وضعیت موجود نگرش های شغلی در بین کارکنان شرکت پالایش گاز بیدبلند است. جامعه آماری تحقیق کلیه مدیران و کارکنان رسمی، قراردادی و پیمانی شرکت پالایش گاز بیدبلند بود که تعداد 50 نفر از آن ها با روش گلوله برفی مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل محتوای کیفی استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل نشان داد که در مجموع 4 متغیر، 20 بُعد و 27 مؤلفه برای چهار نگرش شغلی مورد بررسی حاصل شد. تعداد 8 بُعد و 15 مؤلفه برای متغیر خشنودی شغلی؛ تعداد 3 بُعد و 3 مؤلفه برای متغیر تعهد سازمانی؛ تعداد 5 بُعد و 5 مؤلفه برای متغیر حمایت سازمانی ادراک شده و تعداد 4 بُعد و 4 مؤلفه برای متغیر دلبستگی شغلی به دست آمد. با توجه به اینکه نگرش های شغلی بر رفتارهای کارکنان در سازمان ها تأثیر می گذارد، با شناخت نگرش های شغلی می توان از بسیاری از رویدادهای شغلی مانند فرسودگی شغلی، بی علاقگی، سوء رفتارهای مختلف و درنهایت جابجایی و ترک شغل جلوگیری کرد و این برای مدیران سازمان ها بسیار مفید است.
نقش فرزندآوری و فرزندپروری در افزایش کیفیت زندگی از منظر آیات و روایات
حوزههای تخصصی:
دین مبین اسلام به فرزندآوری و فرزندپروری اهتمام ویژه ای دارد و آن را موجب افزایش کیفیت زندگی دنیوی و اخروی می داند. این در حالی است که فرهنگ استعماری غرب، نسخه فرزند کمتر زندگی بهتر را برای جوامع اسلامی تجویز می کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای، کوشیده است با بررسی نقش فرزند در افزایش کیفیت زندگی، والدین را به فرزندآوری و فرزندپروری ترغیب کند تا زندگی باکیفیت تری را تجربه کنند. دستاوردهای پژوهش حاضر نشان داد که فرزندآوری و فرزندپروری، موجب بالارفتن کیفی زندگی مادی و معنوی و افزایش اقتدار خانواده و جامعه است و فرزندان صالح نه تنها در پیشامدهای روزگار، یاریگر و تسهیل کننده مشکلات و به دلیل پاکی و رفتار نیکو، روشنی چشم خانواده و موجب عزت و شادکامی هستند؛ بلکه اجر اخروی آن، سرمایه مهم معنوی و صدقه جاریه برای والدین است و به دلیل برخورداری از سهم الرزق در نزد خدای رازق، وسعت دهنده رزق خانواده و جامعه و تداومگر فرهنگ حیات بخش و باکیفیت توحیدی از نسلی به نسل های آینده هستند.
اتحاد درمانی در مشاوره از راه دور: تجارب افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی و مشاوران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، پاسخ به این سؤال بود که تجارب افراد مبتلا به اختلال وسواس فکری عملی و درمانگران درزمینه دریافت خدمات از راه دور چگونه بوده و درخلال آن به واکاوی تجارب مربوط به برقراری و حفظ اتحاد درمانی در مشاوره از راه دور پرداخته شده است. روش انجام این پژوهش، کیفی و از نوع تحلیل مضمون بود. روش اصلی جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و راهنمای مصاحبه با استفاده از متون و همچنین نظر متخصصان طراحی شد. از تحلیل مصاحبه ها با 12 مراجع مبتلا به وسواس فکری عملی و 7 درمانگر وسواس با تجربه مشاوره از راه دور، سه مضمون اصلی شامل شکل گیری اتحاد درمانی، موانع اتحاد درمانی و عوامل ارتقادهنده اتحاد درمانی به دست آمده است. نتایج نشان داد ایجاد و حفظ اتحاد درمانی در مشاوره از راه دور اگر چه ممکن است با موانعی روبه رو باشد، اگر مشاور بتواند موانع موجود را تشخیص دهد و با کمی خلّاقیت فنون و مهارت های مشاوره را با شرایط فضای مجازی تطابق دهد، اتحاد درمانی در فضای غیرحضوری نیز امکان شکل گیری و ارتقا خواهد داشت. باتوجه به گسترش روزافزون امکانات برقراری جلسات مشاوره از راه دور، افزایش تقاضای مراجعان و همچنین امکان بروز مجدد شرایطی مثل همه گیری کووید 19 که استفاده از جلسات غیرحضوری را به صورت اجبار درآورد، به نظر می رسد توجه بیشتر به موانع و منابع برقراری اتحاد درمانی در مشاوره از راه دور ضروری است و مطالعات بیشتری دراین زمینه نیاز است.
اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر ایماگو بر بهبود آشفتگی زناشویی و کیفیت زندگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده درمانی کاربردی دوره دوم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۴ (پیاپی ۸)
519 - 533
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر ایماگو بر بهبود آشفتگی زناشویی وکیفیت زندگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر یک تحقیق کاربردی و از نظر روش تحقیق از نوع تحقیقات نیمه آزمایشی از نوع تحقیقات پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زوجینی که آسیب دیده از خیانت زناشویی که در سال 99-1398 به مجتمع مشاوره و خدمات روان شناختی آموزش پرورش شهر سبزوار مراجعه کردند بود که از بین آن ها تعداد 14 زوج (28 نفر) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مقیاس غربالگری آشفتگی زناشویی و ارتباطی (ویسمن و همکاران، 2009) و پرسشنامه کیفیت زندگی (سازمان بهداشت جهانی، 1996) بدست آمدند. پروتکل زوج درمانی به شیوه ایماگوتراپی (هندریکس و همکاران، 2005) در هشت جلسه 90 دقیقه ای روی گروه آزمایش اجرا شد اما گروه گواه در لیست انتظار باقی ماند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار spss استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین اثر بخشی زوج درمانی مبتنی بر ایماگو بر بهبود آشفتگی زناشویی (86/38=F، 001/0>p) و کیفیت زندگی (25/15=F، 001/0>p) در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی تفاوت معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت زوج درمانی مبتنی بر ایماگو بر بهبود آشفتگی زناشویی وکیفیت زندگی در زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی موثر بود و این تاثیر تا دوره پیگیری ادامه داشت.
بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر شفقت خود، ناگویی هیجانی و تحریف شناختی دانشجویان با نشانگان ضربه عشقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر شفقت خود، ناگویی هیجانی و تحریف شناختی دانشجویان دارای نشانگان ضربه عشق بود. جامعه آم اری این پ ژوه ش شامل تمامی دانشجویان دختر دارای نشانگان ضربه عشق شهر قزوین است که در سال ۱۴۰۰-۱۳۹۹ مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش حاضر ازطریق فراخوان و به شکل داوطلبانه از بین دانشجویان دختری انتخاب شد که در زندگی خود شکست عشقی را تجربه کردند. سپس این دانشجویان پرسشنامه نشانگان ضربه عشقی را تکمیل کردند و ۳۰ نفر که نمره بالای برش 20 را کسب کردند، به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. در این پژوهش، به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه شکست عشقی راس (1999)، شفقت خود نف (2003)، پرسشنامه تحریف شناختی الیس (1998) و پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (1994) استفاده شد. همچنین، در پژوهش حاضر برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر ناگویی هیجانی، شفقت خود و تحریف شناختی دانشجویان دختر دارای نشانگان ضربه عشق تأثیر معناداری داشته است (001/0>p). باتوجه به نتایج پژوهش، مشاوران و روان شناسان به منظور افزایش شفقت خود، کاهش ناگویی هیجانی و تحریف شناختی دانشجویان دارای نشانگان ضربه عشقی، می توانند از درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی استفاده کنند.
الگوی غنی سازی صمیمیت زناشویی در دیدگاه اسلامی، یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه، شناسایی الگوی غنی سازی صمیمیت زناشویی در دیدگاه اسلامی بود. بدین منظور داده های مطالعه به روش کیفی از نوع تحلیل مضامین از میان منابع اسلامی شامل آیات قرآن و روایات معصومین (ع) با روش نمونه گیری نظری استخراج شد. با استفاده از کلیدواژه های مرتبط با موضوع و با کمک نرم افزارهای جستجوگر از میان آیات قرآن و پنجاه منبع روایی اسلامی که شامل منابع حدیثی شیعی و سنی از علمای متقدم و متأخر بود، عبارات مرتبط گردآوری شد و با استفاده از روش استرلینگ، تحلیل گردید. پس از اعتمادپذیری داده های کیفی، 33 مضمون پایه، 6 مضمون سازمان دهنده و یک مضمون فراگیر از تحلیل داده ها حاصل شد. یافته های پژوهش نشان داد که الگوی غنی سازی صمیمیت زناشویی دارای اصول، ارکان، ابعاد، موانع، مناطق هیجانی و نحوه ارزیابی آن است. ابعاد صمیمیت از نظر این الگو شامل؛ صمیمیت های عاطفی، جسمی، جنسی، معنوی، همباشی، اقتصادی و کلامی است. همچنین نتایج نشان داد که ارزیابی صمیمیت بر چهار محور، ابعاد صمیمیت، مناطق هیجانی، شدت و ضعف هیجانات و صمیمیت انتظاری و واقعی صورت می گیرد. نتایج این مطالعه می تواند برای مشاوران خانواده و زوج درمانگران به منظور تدوین برنامه های غنی سازی صمیمیت زناشویی مبتنی بر دیدگاه اسلامی و ارزیابی آن مؤثر واقع شود.
تأملی بر پیشایندها و پسایندهای بیرونی سکوت سازمانی معلمان: یافته های یک پژوهش کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین ابعاد و نشانگرهای پیشایندها و پسایندهای سکوت سازمانی معلمان انجام شده است. روش: پژوهش با استفاده از راهبرد پدیدار شناسی توصیفی انجام شد. مشارکت کنندگان 21 نفر از خبرگان آموزشی بودند که به روش هدفمند انتخاب شدند و به روش گلوله برفی به اشباع رسیدند. داده ها به وسیله مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد و با استفاده از کدگذاری در سه سطح باز، محوری و منتخب تحلیل شد. برای اعتباریابی یافته ها از روش بررسی توسط اعضا و بازبینی توسط همکاران استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که پیشایندهای سکوت سازمانی معلمان، 41 نشانگر هستند که در چهار بعد: عوامل مربوط به سطح مدیریت ارشد، عوامل سازمانی، عوامل مدیریتی و عوامل مربوط به زمینه اجتماعی مدرسه طبقه بندی می شوند. همچنین پسایندهای سکوت سازمانی معلمان، 15 نشانگر هستند که در دو بعد عملکرد معلم و تاثیر آموزشی تربیتی بر دانش آموزان طبقه بندی می شوند. در نهایت اعتباریابی یافته ها نشان داد که الگوی پیشایندها و پسایندهای سکوت سازمانی معلمان از اعتبار لازم برخوردار است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش ضمن اینکه نوآوری پژوهشی دارد، می تواند برای تصمیم سازان و دست اندرکاران آموزشی در مدیریت سکوت معلم در مدرسه مفید باشد.
نقش تبعیض جنسیتی ادراک شده و سبک های هویتی در پیش بینی درماندگی آموخته شده در دختران با تجربه فرار از خانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال دهم بهمن ۱۴۰۰ شماره ۱۱ (پیاپی ۶۸)
۱۵۸-۱۴۹
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش تبعیض جنسیتی ادراک شده و سبک های هویتی در پیش بینی درماندگی آموخته شده در دختران با تجربه فرار از خانه بود. این پژوهش به لحاظ روش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش دختران مراجعه کننده به مراکز نگهداری و سرپناه شبانه منطقه 12 (محله شوش) شهر تهران در سه ماهه اول سال 1400بودند که از میان آن ها تعداد 120 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه درماندگی آموخته شده (LHS) (کویینلس و نلسون، 1988)، پرسش نامه رویدادهای تبعیض آمیز جنسیتی (SSE) (کلونوف و لندرین، 1995) و پرسشنامه سبک هویت (ISI) (برزونسکی، 1992) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی همزمان استفاده شد. یافته ها نشان داد تبعیض جنسیتی ادراک شده (رویدادهای تبعیض آمیز در یک سال گذشته و در طول عمر) و سبک هویت سردرگم/ اجتنابی با درماندگی آموخته شده رابطه مثبت و معنادار و سبک های هویت هنجاری، اطلاعاتی و تعهد هویت با درماندگی آموخته شده رابطه منفی و معنادار داشتند (05/0P<). همچنین نتایج رگرسیون نشان داد که رویدادهای تبعیض آمیز در طول زندگی، رویداد تبعیض آمیز در طول یک سال گذشته، سبک هویتی اطلاعاتی، سبک هویتی هنجاری و سبک هویتی اجتنابی/سردرگم 52/0 درماندگی آموخته شده را پیش بینی می کنند. با توجه به تبعیض جنسیتی ادراک شده و سبک های هویتی در پیش بینی درماندگی آموخته شده در دختران با تجربه فرار از خانه، اجرای کارگاه های آموزشی بر مبنای این مفاهیم به خانواده ها ضروری به نظر می رسد.
اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر رفتارهای خودآسیب رسان غیرخودکشی گرا در نوجوانان دختر
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر رفتارهای خودآسیب رسان غیرخودکشی گرا در نوجوانان دختر بود. ایﻦ پژوهش از ﻧﻮع نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون-ﭘﺲآزﻣﻮن با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه شهر اردبیل در سال 1400 بودند. ابتدا به روش نمونه گیری در دسترس 30 نفر انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند (15 نفر آزمایش و 15 نفر کنترل). گروه آزمایش تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای رفتاردرمانی دیالکتیکی به شیوه آنلاین قرار گرفت. از سیاهه رفتارهای خودآسیب رسان (ISAS) کلونسکی و گلین (2009) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 24 در دو بخش توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و استنباطی (تحلیل کوواریانس چندمتغیره) انجام پذیرفت. نتایج بیانگر این بود که رفتاردرمانی دیالکتیکی توانسته است رفتارهای خودآسیب رسان غیرخودکشی گرا در نوجوانان دختر به طور معناداری بهبود بخشد. می توان نتیجه گیری کرد که رفتاردرمانی دیالکتیکی می تواند به عنوان مداخله ای مؤثر برای بهبود رفتارهای خودآسیب رسان غیرخودکشی گرا در نوجوانان دختر مورداستفاده قرار گیرد.
تاثیر مشاوره گروهی با رویکرد بین فردی بر افسردگی و بهبود روابط زناشویی مادران خیانت دیده
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تاثیر مشاوره گروهی با رویکرد بین فردی بر افسردگی و بهبود روابط زناشویی مادران خیانت دیده بود. روش پژوهش حاضر به لحاظ گردآوری داده ها از نوع نیمه آزمایشی (پیش آزمون و پس آزمون) با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی مادران دانش آموزان که مورد خیانت همسر واقع شده و دارای سطح تحصیلات سیکل و بالاتر بودند و همگی طی سال 1400 به مراکز مشاوره خانواده منطقه 10 تهران مراجعه کرده و خواستار دریافت خدمات مشاوره ای بودند که با روش نمونه گیری تصادفی تعداد 30 نفر (15 نفر در گروه آزمایش، 15 نفر در گروه کنترل) به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. روش جمع آوری داده ها بر اساس سه پرسشنامه نشانگان اختلال های روانی دراگوتیس و همکاران(1984)، پرسشنامه سنجش خیانت همسر واگهان(2008) و پرسشنامه محقق ساخته بهبود روابط زناشویی با الگو برداری از پرسشنامه گاتمن انجام گرفت. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS در دو بخش توصیفی و استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس) انجام پذیرفت. نتایج تحلیل داده ها نشان داد میزان تاثیر مشاوره گروهی با رویکرد بین فردی بر افسردگی مادران خیانت دیده برابر 0.170 و میزان تاثیر مشاوره گروهی با رویکرد بین فردی بر بهبود روابط زناشویی مادران خیانت دیده برابر 0.202 بود. مشاوره گروهی سبب می شود زنان درباره خطاکاری و پیمان شکنی همسر مسئولیت بیشتری بپذیرند و با بخشی از وجود خود روبرو شوند، که به شکل گیری رابطه نامشروع منجر شده است، و به نحوی خود را تغییر دهند که صمیمیت را از نو بین خود و همسرشان برقرار کنند. همچنین نتایج برآمده از این تحقیق می تواند راهنما و یاری دهنده مشاوران و متخصصان حوزه خانواده و دست اندرکاران سلامت جامعه باشد تا به یاری قشر آسیب پذیر جامعه بشتابند.
اثربخشی آموزش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد بر سبک های فرزند پروری مادران کودکان کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مشاوره جلد ۲۰ زمستان ۱۴۰۰ شماره ۸۰
۲۰۹-۱۸۴
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش تعیین اثربخشی آموزش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد برسبک های فرزندپروری مادران کودکان کم توان ذهنی بود. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح دو گروهی ناهمسان با پیش آزمون –پس آزمون بود. جامعه آماری کلیه مادران دارای فرزند کم توان ذهنیِ محصل (سال تحصیلی 98 -1397) در مقطع ابتدایی شهر بجنورد بود. با نمونه گیری در دسترس 24 نفر انتخاب و به طور غیر تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (12 نفره) گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه سبک های فرزندپروری بامریند استفاده شد. برای گروه آزمایش برنامه ی آموزشِ فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد به صورت هفتگی در 8 جلسه ی90 دقیقه ای اجرا و داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره و تک متغیره مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد منجر به افزایش سبک فرزندپروری مقتدرانه و کاهش سبک فرزندپروری سهل گیرانه شده (p≤0/01) و بر سبک فرزندپروری مستبدانه مادران گروه آزمایش تأثیر معنی داری نداشته است (p≥0/05). نتیجه گیری: برنامه ی آموزشِ فرزندپروری مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند باعث بهبود سبکهای فرزند پروری مادران کودکان کم توان ذهنی شود.
Investigating the Relationship between Mindful Parenting and Behavioral Problems with Parenting Stress, Quality of Mother-Child Relationship and Health(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed to investigate the mediating role of parenting stress, quality of the mother-child relationship, and maternal mental health in the relationship between mindful parenting and behavioral problems of preschool children. This research was carried out spatially in Ardabil and in terms of time in the fall of 2020. The type of research is descriptive-correlation. The statistical population of the study is 433 mothers of preschool children in Ardabil schools. The sample size was 204 people and they were selected by simple random sampling. Five questionnaires including general health, child-parent relationship, stress-parenting, child behavioral checklist, and mindful parenting questionnaire were distributed among the research samples. The results show that the relationship between mindful parenting with parenting stress, mindful parenting with maternal mental health, and also mindful parenting with the quality of the mother-child relationship is significant (sig <0.05).