ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۵۰۱ تا ۱۰٬۵۲۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
۱۰۵۰۱.

استفاده از تحلیل داده های شبکه ای در بهبود الگوریتم آزمون های انطباقی کامپیوتری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آزمون انطباقی کامپیوتری نظریه شبکه نظریه سؤال - پاسخ انتخاب سؤال الگوریتم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۷ تعداد دانلود : ۵۰۱
زمینه: روش شناسی شبکه امکان مطالعه همزمان چندین هدف را میسر می سازد و قابلیت هایی دارد که منجربه ارائه ابزارهای تحلیلی مناسب می گردد. پژوهش هایی در خصوص استفاده از تحلیل داده های شبکه در حوزه سنجش تربیتی وجود دارد اما کمتر پژوهشی است که بصورت عملی به ساخت آزمون انطباقی مبتنی بر نظریه شبکه و یا ارائه الگوریتم آن پرداخته باشد. آیا امکان استفاده از علم شبکه در ساخت آزمون های انطباقی وجود دارد؟ هدف: این مطالعه با هدف بهبود الگوریتم آزمون های انطباقی مبتنی بر تحلیل داده های شبکه بر روی زبان آموزان مراکز و مؤسسات آموزش زبان شهر تهران انجام شد. روش : این پژوهش از نوع توصیفی و تمرکز اصلی آن بر تحلیل سؤالات آزمون با تکنیک تحلیل داده های شبکه بود. جامعه آماری کلیه زبان آموزان ده مؤسسه برتر آموزش زبان شهر تهران در سال 1398 بود که قابلیت خواندن زبان انگلیسی را در حداقل سطح داشتند. از میان آنان 1556 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار سنجش آزمون 140 سؤالی خزانه لغات انگلیسی (VST) (نیشن و وارینگ، 1997) بود. تحلیل سؤالات آزمون از طریق نظریه کلاسیک، نظریه سؤال - پاسخ و تحلیل شبکه مبتنی بر الگوریتم فراچترمن - رینگولد انجام شد. یافته ها : پارامترهای سؤالات آزمون بر اساس نظریات کلاسیک و سؤال - پاسخ محاسبه گردید. نقشه ارتباط بین سؤالات مبتنی بر الگوریتم فراچترمن - رینگولد، بر اساس آزمون آماری همبستگی تفکیکی با تعدیل آلفا (0/01< P) ترسیم شد، شاخص های مرکزیت شبکه و الگوریتم انطباقی آزمون استخراج گردید. نتیجه گیری: استفاده از مزایای تکنیک تحلیل داده های شبکه ای مانند قابلیت دیداری سازی نتایج، ارائه گزارش های ساده و جامع و در نظر گرفتن اهمیت سؤالات در ساختار شبکه ارتباطی بین سؤالات به ارتقاء روش های آزمون سازی انطباقی منجر شده است.
۱۰۵۰۲.

پیش بینی نارسیسیزم آسیب شناختی بر اساس آسیب های دوران کودکی و به واسطه نقص در شفقت خود و احساس شرم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نارسیسیزم آسیب های دوران کودکی شفقت خود احساس شرم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳۲ تعداد دانلود : ۶۵۷
زمینه: به رغم پیشینه طولانی مطالعات بالینی و همچنین مطالعات اخیر تجربی در زمینه نارسیسیزم آسیب شناختی، این پدیده همچنان یک وضعیت گیج کننده و متناقض باقی مانده است، لذا پژوهش در زمینه عوامل پیش بینی کننده آن می تواند تا حدودی به شناخت ما از این پدیده روانشناختی کمک کند. آسیب های دوران کودکی یک عامل خطر مهم برای شکل گیری نارسیسیزم آسیب شناختی در بزرگسالی هستند، اما مطالعات اندکی در زمینه چگونگی این ارتباط وجود دارد. هدف: هدف مطالعه حاضر پیش بینی نارسیسیزم آسیب شناختی بر اساس آسیب های دوران کودکی و به واسطه نقص در شفقت خود و احساس شرم بود. روش: این مطالعه توصیفی بر اساس مدل یابی معادلات ساختاری بود، جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه های شهید بهشتی، تهران و خوارزمی در سال 98-1397 بود که تعداد 340 نفر بر اساس روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به پرسشنامه های خودشیفتگی مرضی پینکاس و همکاران (2009)، ترومای دوران کودکی برنستاین و همکاران (2003)، شفقت خود نف (2003) و عاطفه خودآگاه-3 تانگنی (1998) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون مدل یابی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آسیب های دوران کودکی به صورت منفی بر شفقت خود، شفقت خود به صورت منفی بر احساس شرم و احساس شرم به صورت مثبت بر نارسیسیزم آسیب شناختی اثر دارند که این روابط همگی معنی دار بودند (0/001 p< )، از سوی دیگر نتایج آزمون مدل نشان داد که شفقت خود و احساس شرم در روابط بین آسیب های دوران کودکی و نارسیسیزم آسیب شناختی نقش واسطه را دارند و در نهایت مدل پیشنهادی این مطالعه با مدل آزمون شده دارای برازش مناسب بود. نتیجه گیری: نقص در شفقت خود و احساس شرم نقش کلیدی در رابطه بین آسیب های دوران کودکی و نارسیسیزم آسیب شناختی دارند، لذا توجه به این متغیرها هم در حیطه پیش گیری و هم در حیطه درمان حائز اهمیت است.
۱۰۵۰۳.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی - وجودی و درمان متمرکز بر شفقت به شیوه گروهی بر بهزیستی روانشناختی زنان مطلقه سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان شناختی - وجودی درمان متمرکز بر شفقت بهزیستی روانشناختی سرپرست خانوار زنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷۰ تعداد دانلود : ۶۲۷
زمینه: مطالعات مداخله ای مختلفی با هدف ارتقاء شاخص های سلامت روان زنان مطلقه سرپرست خانوار انجام شده است، اما پژوهشی که به مقایسه اثربخشی درمان شناختی - وجودی و درمان متمرکز بر شفقت بر بهزیستی روانشناختی زنان مطلقه سرپرست خانوار پرداخته باشد، مغفول مانده است. هدف: این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی - وجودی و درمان متمرکز بر شفقت به شیوه گروهی بر بهزیستی روانشناختی زنان مطلقه سرپرست خانوار انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه آزمایشی و با استفاده از طرح پیش آزمون – پس آزمون - پیگیری با گروه گواه انجام شد. جامعه پژوهش متشکل از تمامی زنان مطلقه سرپرست خانوار کمیته امداد امام خمینی (ره) منطقه 19 شهر تهران در سال 1398 بودند. نمونه این مطالعه 36 زن بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه (هر گروه 12 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش پرسشنامه بهزیستی روانشناختی ریف (1989) بود. برای گروه آزمایشی اول، درمان شناختی وجودی ( کیسان، 2004، 2009 ) و برای گروه آزمایشی دوم درمان متمرکز بر شفقت (گیلبرت، 2009، 2014) در 8 جلسه 120 دقیقه ای برگزار گردید، اما گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. برای تحلیل داده ها از آزمون های تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و تعقیبی بونفرونی استفاده گردید. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که درمان شناختی - وجودی و درمان متمرکز بر شفقت باعث افزایش بهزیستی روانشناختی و مؤلفه های آن (پذیرش خود، رابطه مثبت با دیگران، خودمختاری، زندگی هدفمند، رشد شخصی، تسلط بر محیط) در پایان مداخلات و دوره پیگیری شده بودند. همچنین درمان شناختی - وجودی در مقایسه با درمان متمرکز بر شفقت اثربخشی بیشتری در افزایش بهزیستی روانشناختی و مؤلفه های آن داشت (0/01 > p ) . نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده توصیه می گردد روانشناسان و مشاوران از این دو رویکرد درمانی جهت کاهش مشکلات روانشناختی زنان سرپرست خانوار استفاده نمایند.
۱۰۵۰۴.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر تحمل پریشانی، خودپنداره بدنی و بهشیاری در زنان متقاضی جراحی زیبائی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی تحمل پریشانی خودپنداره بدنی بهشیاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۹ تعداد دانلود : ۴۰۹
مقدمه: از آن جایی که جراحی های زیبائی بیشتر برای تغییر ظاهر افراد و افزایش اعتماد به نفس آنها انجام می شود، می توان گفت در متقاضیان جراحی زیبائی، تحمل آشفتگی و بهشیاری پایین و خودپنداره بدنی منفی بالا است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر مولفه های تحمل پریشانی، خودپنداره بدنی و بهشیاری در زنان متقاضی جراحی زیبائی بود. روش کار: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش را کلیه زنان متقاضی جراحی زیبائی که در شش ماه اول سال 1399 به درمانگاه زیبائی شکوفه شهر تهران مراجعه کردند، تشکیل دادند. از بین آنها 40 نفر (20 نفر در گروه) به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند سپس به صورت کاملا تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه گواه گمارده شدند. گروه آزمایش در هشت جلسه نود دقیقه ای، آموزش ذهن آگاهی مبتنی بر شناخت درمانی را دریافت نمودند اما گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های تحمل پریشانی، خودپنداره بدنی و بهشیاری استفاده شد. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس در نرم افزار آماری SPSS-24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد پس از کنترل پیش آزمون بین دو گروه آزمایش و کنترل در متغیر تحمل پریشانی؛ خودپنداره بدنی منفی و بهشیاری تفاوت معنادار وجود دارد. یعنی، میانگین نمرات تحمل پریشانی و بهشیاری گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل به طور معناداری افزایش و میانگین نمرات خودپنداره بدنی منفی به طور معناداری کاهش یافته است. نتیجه گیری: با توجه به تاثیر این مداخله در افزایش تحمل پریشانی و بهشیاری و کاهش خودپنداره بدنی منفی متقاضیان جراحی زیبائی می توان کارگاه ها و دوره های آموزشی مبتنی بر ذهن آگاهی برای مشاوران مراکز و بیماران در نظر گرفته شود.
۱۰۵۰۵.

تحلیل بیوانفورماتیکی نیم رخ بیان ژن در زنان دارای اختلال افسردگی اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال افسردگی اساسی بیوانفورماتیک ژن های کلیدی بیان ژن ریزآرایه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۹ تعداد دانلود : ۴۵۱
مقدمه:اختلال افسردگی اساسی، یک اختلال روانی است که در زنان دو برابر مردان رخ می دهد. در هر دو جنس، میانگین سن مبتلایان به اختلال افسردگی اساسی حدود 25 سال است. مطالعات خانوادگی و دوقلویی و اپیدمیولوژیک همه به ویژگی های چند عاملی و چند ژنی صفات روان پزشکی اختلال افسردگی اساسی اشاره دارند. هدف از این مطالعه، غربال گری ژن های مرتبط با بیماری زایی اختلال افسردگی اساسی توسط بیوانفورماتیک بود. روش کار: با استفاده از داده های ریزآرایه GSE98793 از پایگاه داده GEO، 223 ژن متفاوت بیان شده (DEGs) از مقایسه نمونه های زن بیمار با کنترل توسط نرم افزار TAC به دست آمد. ژن های Hub از طریق STRING و Cytoscape و سپس روش غنی سازی KEGG غربال گری شدند. یافته ها: در مقایسه نمونه های زن بیمار با گروه کنترل 103 ژن افزایش بیان و120 ژن کاهش بیان نشان دادند. نتایج تجزیه و تحلیل غنی سازی مسیر KEGG و panther از مقایسه نمونه های زن بیمار با گروه کنترل نشان داد که DEG ها عمدتاً در مسیر سیگنال رسانی HIF-1، مسیر سیگنال رسانی FOXO، مسیر تمایز سلول های Th-17، مسیر سیگنال رسانی PI3K-Akt، مسیر مرگ برنامه ریزی شده سلول (فروپتوزیز) و مسیر سنتز پورین ها مهم بودند. نتایج این مطالعه نشان داد که ژن های IGF1R و ATM با افزایش بیان و ژن GMPS با کاهش بیان برای زنان این بیماری نیز می تواند گزینه مناسبی جهت اهداف درمانی باشند. نتیجه گیری: ژن های کلیدی که با تجزیه و تحلیل داده های ریزآرایه در مطالعه حاضر به دست آمد، سرنخ های مهمی برای آشکار کردن ساز و کار مولکولی و درمان هدفمند بالینی افسردگی در زنان فراهم می کند.
۱۰۵۰۶.

تأثیر شیوه های مختلف تصویرسازی ذهنی دیداری و حرکتی بر یادگیری مهارت پرتاب از زیر شانه کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصویرسازی ذهنی دیداری حرکتی وضوح تصویرسازی یادداری انتقال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۲ تعداد دانلود : ۴۴۵
هدف تحقیق حاضر تأثیر انواع مختلف تصویرسازی ذهنی دیداری و حرکتی بر یادگیری مهارت حرکتی بسته، همچنین ارتباط بین توانایی وضوح تصویرسازی و عملکرد حرکت می باشد. روش: به همین منظور90 دانش آموز دختر راست دست 8 تا 10 سال به صورت تصادفی در 6 گروه 15 نفرِ تمرین فیزیکی ( PPG )، تصویرسازی دیداری ( VIG )، تصویرسازی حرکتی ( KIG )، ترکیب تمرین فیزیکی و تصویرسازی دیداری ( VIPPG )، ترکیب تمرین فیزیکی و تصویرسازی حرکتی ( VIPPG ) و گروه کنترل ( CG ) تقسیم شدند. میزان توانایی وضوح تصویرسازی آزمودنی ها از طریق پرسشنامه وضوح تصویرسازی حرکتی (VMIQ) اندازه گیری شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مرکب ( مرحله)3× (گروه)6 ، تحلیل واریانس یک راهه، تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و ضریب همبستگی پیرسون انجام شد. یافته ها: در پس آزمون (یادداری) عملکرد گروه های مختلف تصویرسازی ( VIG,KIG,VIPPG,KIPPG ) با گروه تمرین فیزیکی ( PPG ) برابر بود. نتایج مرحله انتقال نشان داد که ترکیب تصویرسازی ذهنی با تمرین فیزیکی ( KIPPG,VIPPG ) به طور قابل ملاحظه ای عملکرد بالاتری نسبت به گروه های دیگر داشتند. گروه های تصویرسازی ذهنی دیداری و حرکتی عملکرد برابری را در مراحل انتقال و یادداری نشان دادند ( KIG=VIG و KIPPG=VIPPG ). نتایج تحقیق هیچ گونه ارتباطی بین میزان توانایی وضوح تصویرسازی و عملکرد حرکتی نشان نداد. نتیجه گیری: ازجمله دستاوردهای این پژوهش هنگام آموزش مهارت های حرکتی کودکان می توان از تصویرسازی ذهنی استفاده کرد و کودکان نیز مانند بزرگ سالان توانایی تصویرسازی ذهنی مهارت های حرکتی را دارند. اما کودکان (8 تا10 سال) توانایی جداسازی تصویرسازی دیداری و حرکتی را ندارند.
۱۰۵۰۷.

مقایسه اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار و زوج درمانی با رویکرد واقعیت درمانی بر باورهای ارتباطی و انتظارات زناشویی زوجین

کلیدواژه‌ها: زوج درمانی هیجان مدار واقعیت درمانی باورهای ارتباطی انتظارات زناشویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹۴ تعداد دانلود : ۴۵۳
زمینه و هدف: بدون شک در بروز اختلافات زناشویی عوامل مختلفی مؤثرند که از میان آن ها می توان به داشتن انتظارات و نگرش های غیرمنطقی در زندگی مشترک اشاره کرد ؛ از این رو، هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی زوج درمانی هیجان مدار و زوج درمانی با رویکرد واقعیت درمانی بر باورهای ارتباطی و انتظارات زناشویی بود . روش: پژوهش حاضر جزء طرح های نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه زوجین مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تهران در سال 1397 بودند. به منظور تشکیل سه گروه با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند 45 زوج انتخاب و به صورت تصادفی 15 زوج در گروه زوج درمانی هیجان مدار، 15 زوج در گروه واقعیت درمانی و 15 زوج در گروه گواه کاربندی شدند. ابزار پژوهش مقیاس باورهای ارتباطی ایدلسون و اپشتاین (1982) و پرسشنامه انتظارات زناشویی امیدوار و همکاران (1389) بود؛ هر دو گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت مداخله هیجان مدار جانسون ( 2012 ) و واقعیت درمانی گلاسر 1395 قرار گرفتند و داده ها با استفاده از تحلیل واریانس مختلط اندازه های مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که در مقایسه با گروه گواه، هر دو روش درمانی تأثیر معناداری بر تخریب کنندگی مخالفت، تفاوت های جنسیتی و انتظارات زناشویی در زوجین داشته است (0/05= P)؛ همچنین زوج درمانی هیجان مدار نسبت به زوج درمانی با رویکرد واقعیت درمانی تأثیر بیشتری بر باورهای ارتباطی و انتظارات زناشویی در زوجین داشته است (0/05= P ). نتیجه گیری: نتایج پژوهش شواهدی را پیشنهاد می کند که مداخله زوج درمانی هیجان مدار و واقعیت درمانی برای بهبود و افزایش باورهای ارتباطی و انتظارات زناشویی روش مناسبی است.
۱۰۵۰۸.

Comparing The Efficacy of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) and Dialectical Behavior Therapy Skills Training (DBT-ST) on Cognitive Emotion Regulation in Patients with Type II Diabetes(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ACT DBT Cognitive Emotion Regulation diabetes

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۹ تعداد دانلود : ۴۲۴
Objectives: <span class="fontstyle2">Diabetes is a chronic, multifaceted and threatening disease which has significant psychological complications. The purpose of this study was comparing the efficacy of Acceptance and Commitment Therapy (ACT) and Dialectical Behavioral Therapy Skills Training (DBT-ST) on cognitive emotion regulation in patients with type II diabetes. Method: <span class="fontstyle2">The design of this quasi-experimental research was a pretest-posttest with a control group. The statistical population of the study included all patients with type II diabetes referred to Baghban (Touba) Medical Clinic in Sari in 2019, among whom 45 patients were selected through the convenience sampling method and then randomly assigned into three groups. The first group received ACT, the second group received DBT-ST, and the third group was considered as a control group. Data were collected using a 36-item Cognitive Emotion Regulation Questionnaire (Garnefsky et al., 2001) in three stages of pre-test, post-test, and follow-up, and were analyzed by repeated measurement variance analysis. Results: <span class="fontstyle2">The results showed that ACT and DBT-ST were significantly more effective on cognitive emotion regulation for the experimental groups compared to the control group (effect sizes 0.911 & 0.967, respectively). The effectiveness of DBT-ST compared to ACT was more significant on cognitive emotion regulation scores (effect sizes 0.967) at (P>0.01). Conclusion: <span class="fontstyle2">Based on the results of this study, it can be concluded that ACT improved psychological indexes and mental health of patients with type II diabetes due to acceptance of unfavorable emotions and thoughts, commitment, and DBT-ST for emotion regulation and mindfulness components
۱۰۵۰۹.

اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر افزایش شفقت خود و بهزیستی ذهنی و کاهش فشارخون افراد وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رفتاردرمانی دیالکتیکی شفقت خود بهزیستی ‏ذهنی فشارخون وابستگی به مواد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۰ تعداد دانلود : ۳۲۲
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر افزایش شفقت خود و بهزیستی ذهنی و کاهش فشارخون افراد وابسته به مواد مبتلا به اختلال پرفشاری خون بود. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را تمامی افراد وابسته به مواد مبتلا به پرفشاری خون مراجعه کننده به شبکه بهداشت و درمان شهرستان جم در سال 1399 تشکیل دادند. فشارخون سرخرگی شرکت کنندگان بیشتر و مساوی 140 بر 90 میلی متر جیوه بود و بیماری آن ها توسط پزشک تائید شده بود. از میان آن ها 30 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش طی 10 جلسه 90 دقیقه ای به صورت یک بار در هفته آموزش رفتاردرمانی دیالکتیکی را دریافت نمودند. ابزار جمع آوری داده ها، مقیاس شفقت خود، مقیاس بهزیستی ذهنی و دستگاه فشارسنج جیوه ای بود. داده ها پس از مرحله پیگیری با استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیری تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش رفتاردرمانی دیالکتیکی موجب افزایش معنی دار شفقت خود و بهزیستی ذهنی و کاهش فشارخون سیستولیک و دیاستولیک افراد وابسته به مواد می شود. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که آموزش رفتاردرمانی دیالکتیکی نقش مهمی در افزایش شفقت خود و بهزیستی ذهنی و کاهش فشارخون افراد وابسته به مواد دارد و متغیر یادشده می تواند میزان بالایی از تغییرپذیری شفقت خود، بهزیستی ذهنی و فشارخون سیستولیک و دیاستولیک آنان را در شرایط ناسازگاری تبیین نماید.
۱۰۵۱۰.

A Review of Pathogen Identification through the Behavioral Immune System(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Behavioral immune system Avoidance pathogen Disgust

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۲ تعداد دانلود : ۲۳۷
Objective: Pathogen disgust has evolved as a psychological adaptation in response to the avoidance of disease-causing organisms. Recently, evolutionary social psychologists have proposed the existence of a behavioral immune system that has evolved to avoid pathogens as a psychological adaptation. However, researchers claim that the concept of a behavioral immune system is not the same as pathogen avoidance. Therefore, in this study, the aim is to investigate whether the behavioral immune system is the same as the pathogen avoidance system or has a broader meaning. Method: using Google Scholar database keywords such as disease avoidance, pathogen disgust, the behavioral immune system were searched. PubMed for the behavioral immune system, system over perception disease cues, and disease over perception bias was investigated. All-time periods were used for this review study and more than two hundred documents were reviewed and extracted according to the criteria. Results: The findings show that there are three main mechanisms involved in the behavioral immune system. This system includes the emotional, cognitive, and behavioral mechanisms. Therefore the results showed that the behavioral immune system has a broader meaning than the pathogen avoidance system. Conclusion: Research on physiological correlations with emotional experiences shows that disgust is evoked in response to pathogen-related stimuli and is associated with unique patterns of autonomic nervous system and neural activity. However little is known about the functional connections between anatomical structures, neurochemical processes, and various cognitive and behavioral phenomena that are the manifestations of the behavioral immune system, and more studies are needed in this area.
۱۰۵۱۱.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر تعارض زناشویی و راهبردهای مقابله ای زنان درگیر طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان شناختی رفتاری تعارض زناشویی راهبردهای مقابله ای طلاق عاطفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۱۹۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر تعارض زناشویی و راهبردهای مقابله ای زنان درگیر طلاق عاطفی بود. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر از نوع این پژوهش از نوع مطالعه نیمه آزمایشی و با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه گواه با دوره پیگیری انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه زنان واجد شرایط طلاق عاطفی شهر تهران که به کلینک روانشناسی آتیه در سال 1400 مراجعه کرده اند، بود که از بین آن ها تعداد 30 نفر به صورت در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی انتخاب و در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه تعارضات زناشویی براتی و ثنایی (1999)، پرسشنامه طلاق عاطفی گاتمن (2008)، پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس و فولکمن (1984) در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به دست آمده است. پروتکل درمان شناختی-رفتاری در 8 جلسه (یک جلسه در هفته) به مدت 90 دقیقه انجام شد. برای تحلیل نتایج از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS.22 استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که درمان شناختی-رفتاری در کاهش تعارض زناشویی (25/44=F، 001/0>P)، راهبردهای مقابله ای هیجان مدار (53/30=F، 001/0>P) و افزایش راهبرد حل مساله (86/33=F، 001/0>P) زنان درگیر طلاق عاطفی موثر بود و این تاثیر تا دوره پیگیری، ماندگار بود. نتیجه-گیری: می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی رفتاری بر تعارض زناشویی و راهبردهای مقابله ای زنان درگیر طلاق عاطفی موثر بود موثر است و می توان از این درمان در جهت کاهش مشکلات زنان درگیر طلاق عاطفی استفاده کرد.
۱۰۵۱۲.

پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس عواطف مثبت-منفی با میانجی گری الگوهای تعاملی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طلاق عاطفی عواطف مثبت - منفی الگوهای تعاملی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۶ تعداد دانلود : ۲۵۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی طلاق عاطفی بر اساس عواطف مثبت-منفی با میانجی گری الگوهای تعاملی در زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی از نظر گر آوری داده ها یک پژوهش کمی می باشد، طرح پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است که با استفاده از روش تحلیل مسیر انجام شد. جامعه آماری پژوهش حاضر زنان دارای طلاق عاطفی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی (اعم از خصوصی و دولتی) منطقه 2 شهر تهران در سال 1399 بود تعداد 368 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های طلاق عاطفی گاتمن (2008)، مقیاس عاطفه مثبت و منفی تلگن (1985) و پرسش نامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی (1984) پاسخ دادند، داده ها با استفاده از معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد ضرایب مسیر مستقیم عواطف مثبت و منفی و الگوهای تعاملی به طلاق عاطفی زنان متأهل معنی دار می باشند (05/0> p). همچنین، ضریب مسیر عاطفه مثبت به ارتباط سازنده متقابل نیز معنی دار است (05/0 > p) ولی ضریب مسیر عاطفه منفی به ارتباط سازنده متقابل، ضرایب مسیر عواطف مثبت و منفی به ارتباط اجتنابی متقابل و ارتباط توقع/ کناره گیر معنی دار نیستند (05/0 < p). نتیجه گیری: نتایج نشان داد ارتباط سازنده متقابل، ارتباط اجتنابی متقابل و ارتباط توقع/ کناره گیر میانجی ارتباط عواطف مثبت و منفی با طلاق عاطفی شده است. این نتیجه حاکی از معنی داری نقش واسطه ای الگوهای تعاملی در رابطه بین عواطف مثبت و منفی با طلاق عاطفی است.
۱۰۵۱۳.

اثربخشی درمان چشم انداز زمان بر ابعاد چهارگانه تاریک شخصیت مادران و علائم اضطراب جدایی کودکان پیش دبستانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: صفات شخصیت کودکان پیش دبستانی اضطراب جدایی زمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۷ تعداد دانلود : ۴۱۶
اهداف: این پژوهش به منظور بررسی اثربخشی درمان چشم انداز زمان بر ابعاد چهارگانه تاریک شخصیت مادران و علائم اضطراب جدایی کودکان پیش دبستانی انجام شد. مواد و روش ها: مطالعه حاضر از نوع شبه آزمایشی است که با استفاده از طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و یک دوره پیگیری اجرا شد. از میان مادران همه کودکان پیش دبستانی دارای علائم اضطراب جدایی شهرستان کازرون در زمستان 1397، 32 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر) قرار گرفتند. افراد گروه آزمایش در هشت جلسه 90دقیقه ای (یک بار در هفته) درمان چشم انداز زمان شرکت کردند. داده های پژوهش از طریق پرسش نامه دوجین کثیف، مقیاس کوتاه تکانش دیگرآزاری و پرسش نامه علائم مرضی کودکان جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد درمان چشم انداز زمان مادران باعث کاهش معنی دار نمرات کودکان در علائم اضطراب جدایی (05/P≤0) در مرحله پس آزمون تا پیگیری یک ماهه شد. در مورد ابعاد چهارگانه تاریک شخصیت مادران، فقط در بعد خودشیفتگی تفاوت معنی داری میان گروه آزمایش و کنترل مشاهده شد و در سه بعد ماکیاولیسم، جامعه ستیزی و دیگرآزاری کاهش معنی داری دیده نشد (P≥0/05). نتیجه گیری: درمان چشم انداز زمان مادران، منجر به کاهش علائم اضطراب جدایی در کودکان می شود، اما بر همه ابعاد چهارگانه تاریک شخصیت مادرها تأثیر معنی داری ندارد.
۱۰۵۱۴.

تغییر موضوع در سالمندان مبتلابه آلزایمر بر اساس مدل کرو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال گفتمان عصب شناسی زبان تغییر موضوع آلزایمر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۹ تعداد دانلود : ۳۱۱
پژوهش حاضر با هدفِ بحث و بررسی پیرامون تغییر موضوع در گفتمان سالمندان مبتلابه زوال عقل نوع آلزایمر از دیدگاه عصب شناسی زبان در چارچوب مدل کرو (1983) انجام گرفته است. ماهیت روش شناختی این پژوهشِ کمی، علّی-مقایسه ای بوده، و داده ها شامل 20 نفر آزمودنی (10 نفر بیمار آلزایمری و 10 نفر سالمند سالم) بودند ؛ و برای تعیین سطح زوال عقل، آزمون تعیین سطح کارکرد حافظه از آزمودنی ها به عمل آمد و افراد با نمرات (2 > نمره ≥ 5/0) انتخاب شدند. سپس، آزمودنی ها به سؤالات مربوط به خانواده، زندگی و فعالیت های روزمره شان پاسخ دادند و گفتگوها ثبت و آوانویسی شد. همچنین، داده ها بر اساس مدل گفتمانی دایکسترا و همکاران (2004) کدگذاری و بر اساس مدل تغییر موضوع کرو (1983) دسته بندی شدند . در پایان، با استفاده از آزمون آماری تی-مستقل نتایج آماری بدست آمد . یافته ها تفاوت معنا دار تغییر موضوع (001/0 = P ) و حفظ موضوع (01/0 = P ) را در گفتمان هر دو گروه افراد با زوال عقل نوع آلزایمر و افراد سالم نشان داد ، به گونه ای که ویژگی تغییر موضوع هم در همان نوبت گیری و هم در نوبت گیری بعدی رخ می دهد. همچنین، نتایج نشان داد که در گفتمان گروه زوال عقل نوع آلزایمر، تغییر موضوع بیشتر اتفاق می افتد و این تغییر موضوع بیشتر در همان نوبت گیری انجام شده و شروع موضوع جدید از فراوانی بیشتری برخوردار است و مهم ترین دلیل تغییر موضوع، مربوط به عدم ادامه گفتمان است.
۱۰۵۱۵.

بررسی نقش پیش بینی کننده تعلق پذیری به محیط بالینی بر خودکارآمدی عملکرد بالینی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان پرستاری رفسنجان در سال 1395(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: تعلق پذیری خودکارآمدی پیشرفت تحصیلی دانشجو پرستاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۰ تعداد دانلود : ۳۰۱
مقدمه: تعلق پذیری به محیط بالین در بهبود عملکرد دانشجویان علوم پزشکی بسیار تاثیرگذار است؛ در حالی که در ایران کمتر به آن پرداخته شده است. یکی از دلایل آن می تواند در دسترس نبودن منابع اصلی دانست. این مطالعه با هدف بررسی نقش پیش بینی کننده تعلق پذیری به محیط بالینی بر خودکارآمدی عملکرد بالینی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان پرستاری رفسنجان در سال 1395 انجام گرفت. روش کار: این پژوهش مطالعه ای مقطعی از نوع توصیفی تحلیلی است. نمونه پژوهش معادل حجم جامعه 110 نفر درنظر گرفته شد. پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیک، تعلق پذیری و خودکارآمدی بالینی در اختیار دانشجویان قراره داده شد و پس از تکمیل جمع آوری شد. اطلاعات پس از جمع آوری وارد نرم افزار SPSS نسخه 18 می شود و با استفاده از شاخص های مرکزی و پراکندگی مانند میانگین و انحراف معیار و ضرایب همبستگی و آنالیز رگرسیون تجزیه تحلیل شد. یافته ها: 100نفر از دانشجویان پرستاری رفسنجان در مطالعه شرکت کردند. میانگین سنی شرکت کنندگان در مطالعه (68/2 ± 44/23) بوده است. 66 درصد را دختران که 79 درصد مجرد بودند. میانگین و انحراف معیار نمره کلی تعلق پذیری، خودکارآمدی بالینی و پیشرفت تحصیلی به ترتیب ( 36/14 ± 85/116 (، (44/10 ± 46/69 (و (30 /1 ± 23/16 ) بوده است. بیشترین میانگین ابعاد تعلق مربوط به مقیاس عزت نفس بود ( 57/6 ± 52/46 (و کمترین میانگین مربوط به مقیاس کارآیی (56/4 ± 10/30 (بود و علاوه بر این نمره تعلق پذیری با نمرات پیشرفت تحصیلی (377/0) 089/0R(P) و خودکارآمدی تحصیلی (173/0) 137/0 R(P)ارتباط معناداری وجود نداشت . نتیجه گیری: اگرچه در نتایج هیچ ارتباط معنا داری بین تعلق پذیری و خودکارآمدی بالینی و پیشرفت تحصیلی یافت نشد اما حس تعلق پذیری بالایی در دانشجویان پرستاری نسبت به محیط بالین وجود داشت.
۱۰۵۱۶.

بررسی رابطه هوش فرهنگی و انگیزش تحصیلی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان درسال 1396(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: هوش فرهنگی انگیزش تحصیلی دانشجویان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۳ تعداد دانلود : ۲۸۵
مقدمه: بسیاری از دانشجویان برای ادامه تحصیل مجبور زندگی در شهر با فرهنگ متفاوت هستند بنابراین هوش فرهنگی به منزله حلقه اتصالی است که میتواند درمحیط متنوع، انسجام و هماهنگی ایجاد کند.عدم آمادگی دانشجویان برای تعامل و سازگاری با افراد فرهنگ جدید می تواند بر عملکرد تحصیلی آنها تاثیر بگذارد. هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه هوش فرهنگی با انگیزش تحصیلی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زاهدان در سال تحصیلی1397- 1396 می باشد. روش کار: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی می باشد. تعداد 418 نفر از دانشجویان به شیوه ی نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از دو پرسشنامه استاندارد استفاده شده است. از پرسش نامه استاندارد هوش فرهنگی که توسط آنگ و همکاران (2004) طراحی شده است و در این تحقیق پایایی پرسشنامه 91/0بدست آمده است. همچنین از پرسشنامه استاندارد انگیزش تحصیلی هارتر(1980) استفاده گردید، ضریب آلفای کرونباخ در این پژوهش 89/0 بدست آمد. دادهای جمع آوری شده در نرم افزار SPSS نسخه 16 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین هوش فرهنگی و انگیزش تحصیلی ارتباط مثبت و معنادار وجود دارد (P<0/001 ) . آزمون AVONA نشان داد که اختلاف معناداری بین هوش فرهنگی دانشجویان به تفکیک رشته و همچنین اختلاف معنادار در انگیزش تحصیلی به تفکیک دانشکده ها وجود دارد(P<0/001 ). همچنین بین هوش فرهنگی و جنسیت ، بومی بودن و خوابگاهی بودن رابطه معناداری وجود نداشت(P>0.05). نتیجه گیری:نتایج تحقیق نشان داد که برخورداری از سطح بالایی از هوش فرهنگی پیش بینی قابل توجهی برای انگیزش تحصیلی و یادگیری افراد به شمار می آید.این نتایج میتواند به مسئولین حوزه آموزش کمک نماید تا با طراحی برنامه های مداخله ای تربیتی در ارتقا و یا حفظ انگیزش دانشجویان به ویژه دانشجویان غیر بومی و خوابگاهی در طول تحصیل اقدامات مؤثری را انجام دهند.
۱۰۵۱۷.

مقایسه طرحواره های ناسازگار اولیه و انعطاف پذیری روان شناختی در افراد غیر مبتلا و افراد مبتلا به سوءمصرف مواد افیونی و محرک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سوء مصرف طرحواره های ناسازگار اولیه انعطاف پذیری روانی افیونی محرک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۲ تعداد دانلود : ۳۳۳
هدف پژوهش حاضر مقایسه طرحواره های ناسازگار اولیه و میزان انعطاف پذیری روانشناختی در افراد غیر مبتلا و افراد مبتلا به سوءمصرف به مواد افیونی و محرک بود. این مطالعه از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری این پژوهش، کلیه مردان غیر مبتلا و مردان مبتلا به اختلال سوءمصرف مواد افیونی و محرک مراجعه کننده به مراکز درمانی و کمپ های ترک اعتیاد شهر یزد در سال 1397 بوده است. روش نمونه گیری در این پژوهش، روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند بود که برای هرگروه 45 نفر در نظر گرفته شد. به منظور جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه طرح واره های یانگ ( 1998 ) و پرسشنامه پذیرش و عمل ( بوند و همکاران، 2011 ) و اطلاعات جمعیت شناختی محقق ساخته مورد استفاده قرار گرفت. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس یک راهه، تحلیل کوواریانس و آزمون تعقیبی شفه تجزیه و تحلیل شد . نتایج نشان داد که طرحواره های ناسازگار اولیه مصرف کنندگان مواد افیونی و مواد محرک میانگین بالاتر معناداری نسبت به گروه غیر مبتلا دارند(05/0> P )و میانگین انعطاف پذیری روان شناختی گروه مصرف کننده مواد محرک از میانگین انعطاف پذیری روان شناختی گروه مصرف کننده مواد افیونی و گروه افراد غیر مبتلا به صورت معناداری کمتر است(05/0> P ). بنابراین طراحی و اجرای مداخلات طرحواره درمانی و درمان پذیرش و تعهد برای مصرف کنندگان مواد افیونی و مواد محرک میتواند تا حد زیادی راهگشا باشد.
۱۰۵۱۸.

رابطه بین کیفیت زندگی و سرسختی والدین با خودکارآمدی فرزندان

کلیدواژه‌ها: خودکارآمدی کیفیت زندگی سرسختی والدین فرزندان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۷ تعداد دانلود : ۳۵۸
هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین کیفیت زندگی و سرسختی والدین با خودکارآمدی فرزندان بود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و شیوه جمع آوری اطلاعات بررسی پیمایشی، از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره سوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی ۹۵-۱۳۹4 بود که با استفاده از فرمول کوکران ۳۵۰ نفر به شیوه نمونه گیری تصادفی از بین مناطق تهران، منطقه ۱۳ از شرق، منطقه ۵ از غرب و منطقه ۱ از شمال، منطقه ۲۰ از جنوب تهران انتخاب شدند. بمنظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مقیاس خودکارآمدی شرر و مادوکس (۱۹۸۲)، پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی و پرسشنامه سرسختی والدین کیامرثی و همکاران (۱۳۷۷) تنظیم شده است، استفاده شد. به منظور تجزیه تحلیل داده ها از شاخصهای مرکزی و پراکندگی، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام با کمک نرم افزار آماری SPSS نسخه ۱۹ استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین متغیرهای کیفیت زندگی والدین و سرسختی روان شناختی با خودکارآمدی فرزندان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (05/0 P<). همچنین بین دو متغیر سرسختی روان شناختی و کیفیت زندگی والدین رابطه مثبت و معنادار وجود دارد (05/0 P<). نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که کیفیت زندگی و سرسختی والدین به میزان ۹ درصد خودکارآمدی فرزندان را تبیین می کنند، که البته درصد کمی می باشد. به طور کلی، آموزش سرسختی روان شناختی و بهبود کیفیت زندگی والدین می تواند در خودکارآمدی و موفقیت فرزندان موثر بوده باشد.
۱۰۵۱۹.

معرفی مفهوم خردمندی در روانشناسی تربیتی و کاربردهای یادگیری آن با توجه به نظریه های آموزشی

کلیدواژه‌ها: خردمندی پارادایم خرد برلین نظریه های خردمندی آموزش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۸ تعداد دانلود : ۶۱۴
مفهوم خردمندی در متون فلسفی و دینی دارای قدمتی دیرینه است، اما از حدود دو سه دهه اخیر این موضوع وارد مباحث و پژوهش های تجربی در عرصه های مختلف روان شناسی شده است. نظریه پردازان مختلف با توجه به جهت گیری فلسفی خود و حیطه ای که در روان شناسی بر آن متمرکزند، به تعریف این مفهوم پرداخته اند، ولی تاکنون تعریف مورد توافقی پدید نیامده است. روان شناسی تربیتی نیز با بهره گیری از این مفهوم، نظریه ها و شیوه هایی کاربردی برای آموزش این توانمندی یا فضیلت ارائه کرده است. این مقاله به طور خلاصه، به معرفی اجمالی نظریه های جامع و جدید در این زمینه، نظریه تعادلی خردمندی، پارادایم خردمندی برلین، و مدل سه بعدی خردمندی پرداخته و به برخی نظرها و یافته ها در زمینه آموزش خردمندی اشاره کرده است.
۱۰۵۲۰.

تدوین مدل معادلات ساختاری اهمالکاری بر اساس سرمایه روانشناختی (امید، خوشبینی، تاب آوری و خود کارآمدی) با اثر تعدیل کنندگی تفکر انتقادی

کلیدواژه‌ها: اهمالکاری تفکر انتقادی سرمایه روانشناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۶ تعداد دانلود : ۳۷۷
هدف پژوهش حاضر، تدوین مدل اهمال کاری کارکنان بر اساس میزان سرمایه های روان شناختی (تاب آوری. خودکارآمدی، امید و خوش بینی) با اثر تعدیل کنندگی تفکر انتقادی در کارکنان بود. روش پژوهش، توصیفی و از نوع طرح های همبستگی و روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان بانک پارسیان در سال98-99 با حجم 2600 نفر بود و 300 نفر نمونه با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. ابزارهای سنجش، پرسشنامه اهمال کاری سازمانیSOP، مقیاس سرمایه روان شناختی لوتانز و آولیو (2007) و پرسشنامه تفکر انتقادی ریکتس بودند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-25 و نرم افزار لیزرل انجام شد. طبق نتایج به دست آمده بار عاملی مسیر مستقیم تأثیر متغیر سرمایه روان شناختی بر متغیر اهمال کاری معنی دار نبود، اما با میانجیگری متغیر تفکر انتقادی این مسیر معنی دار شد. سپس به جهت اصلاح مدل، مسیرهایی که بار عاملی آن ها معنی دار نبود، حذف گردید. درنهایت مدل اصلاح شده دارای برازش مطلوب و مناسبی بود. در مدل نهایی همه بارهای عاملی معنی دار بودند که نشان از رابطه قوی بین متغیرهای مشاهده شده و متغیرهای مکنون داشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان