فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۲۱ تا ۳٬۳۴۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
Aim: The primary propose of the current study is to propose a model for predicting suicidal ideation based on early maladaptive schemas, with the mediation of interpersonal needs among high school students.Method: Employing a Structural Equation Modeling (SEM) approach, the research investigated the interplay between early maladaptive schemas and interpersonal needs. The methodology was purposefully, applied research, correlational in its descriptive nature, and rigorously adherent to the SEM design . The study encompassed the entire second-grade high school student population in Qazvin City during the academic year 2022-2023. A stratified multistage cluster sampling method systematically extracted a random sample of 600 students. Data collection utilized three standardized instruments: Beck's Suicidal Ideation Scale (BSSI), Young Schema-Short Form (YSQ-SF), and the Interpersonal Needs (INQ). Robust data analysis employed SPSS 25 and Smart PLS softwareFindings: The results indicated that maladaptive schemas exerted an indirect influence on suicidal ideation, mediated through interpersonal needs. Conversely, no direct effect of maladaptive schemas on suicidal ideation was observed. Maladaptive schemas, however, exhibited a direct association with interpersonal needs, (thwarted belongingness and perceived burdensomeness), both of which demonstrated a direct correlation with suicidal ideation. The model's adequacy was confirmed through goodness-of-fit indices.Conclusion: The theoretical implications of this study significantly contributed to the understanding of the intricate relationships influencing suicidal ideation among high school students. Furthermore, the practical applications of these findings extended to educational organizations and counseling centers, offering valuable insights for the development of targeted interventions aimed at reducing suicide rates in this demographic.
Structural Relationship between Autonomy and Intimate partner violence: Mediation Role of Self-esteem(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: Intimate partner violence represents a prevalent issue for women and is strongly correlated with mental health difficulties. Previous research has primarily concentrated on identifying factors that can anticipate intimate partner violence, specifically individual and interpersonal factors. This investigation examines the structural associations between autonomy and IPV among Iranian women who have encountered such violence, shedding illumination on the intricate factors contributing to IPV and potential avenues for intervention.
Methods: The research method is a correlation, and the structural equation modeling method was used to test the proposed model. The statistical population was all women referred to counseling clinics in Bandar Abbas City in 2023. Data were collected from a sample of 306 Iranian women who had undergone IPV via purposive sampling method, utilizing a domestic violence questionnaire (Mohseni Tabrizi et al., 2013), basic psychological need satisfaction scale (La Guardia et al., 2000), and Rosenberg self-esteem scale (Rosenberg, 1979).
Results: The findings corroborated the appropriate fit of the proposed model and disclosed that autonomy exerted noteworthy direct and indirect effects on IPV, which were mediated through self-esteem.
Conclusion: The findings show that with the increase in women's autonomy, intimate partner violence decreases, and self-esteem plays a moderating role in the relationship between these two variables. These outcomes provide valuable novel insights into the intricate dynamics of IPV and hold promise for the development of targeted interventions aimed at preventing IPV and supporting the well-being of affected individuals.
Normative Study and Psychometric Properties of the Digital Quotient Test in Children and Adolescents Aged 8-18 in the Iranian Community
حوزههای تخصصی:
Objective: Digital Quotient (DQ) refers to a comprehensive set of digital competencies derived from universal ethical values that aim to enhance human interaction with, control, and create technology. The present study aimed to establish norms and examine the psychometric properties of the Digital Quotient Test in children and adolescents aged 8-18 in the Iranian community.Methods: This study's statistical population included students of the First and Second Elementary Schools and the First and Second Secondary Schools of Tehran in the academic year 2020-2021. A total of 521 students (277 girls and 244 boys) were examined using a convenience sampling method. To analyze the data obtained from the test, inferential statistics to determine construct validity, Pearson correlation matrix, and test-retest reliability using SPSS software version 26.Results: The results indicated that the construct validity of the Digital Quotient Test, using the internal consistency between its eight domains and the total score as evidence for this validity, was found to be appropriate (P < 0.05). Using the test-retest method with a coefficient of 0.872, the test reliability was estimated to be appropriate (P < 0.01).Conclusion: The Digital Quotient Test has appropriate validity and reliability in children and adolescents aged 8-18 years in Iranian community.
تعیین اندازه اثر هوش هیجانی و پرخاشگری در سازگاری اجتماعی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی
منبع:
پیشرفت های نوین در علوم رفتاری دوره نهم ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۱۱۷-۱۱۰
حوزههای تخصصی:
سازگاری اجتماعی از مهم ترین شاخص های رشد اجتماعی و سلامت روان می باشد؛ بنابراین توجه به آن در تمامی گروه های سنی حائز اهمیت می باشد. بر همین اساس پژوهش حاضر با هدف پیش بینی سازگاری اجتماعی بر اساس هوش هیجانی و پرخاشگری انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهر بوکان در سال 1401-1400 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و جدول کرجسی و مورگان 300 نفر به عنوان نمونه موردمطالعه قرار گرفتند. برای سنجش متغیرهای موردمطالعه از پرسشنامه های سازگاری اجتماعی بل (1961)، هوش هیجانی برادبری و گریوز (2004) و پرخاشگری باس و پری (1992) استفاده شد. پس از تأیید نرمال بودن داده ها با استفاده از آزمون کولموگروف اسمیرنوف تجزیه وتحلیل داده های پژوهش با استفاده از روش های همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون گام به گام و با نرم افزار SPSS نسخه 23 صورت گرفت و سطح معناداری آزمون ها 0/05 در نظر گرفته شد. یافته ها نشان داد که همبستگی مثبت معنی داری بین هوش هیجانی و سازگاری اجتماعی و همچنین همبستگی منفی معنی داری بین پرخاشگری و سازگاری اجتماعی وجود داشت (0/001p<). همچنین 42/1 درصد از واریانس سازگاری اجتماعی توسط هوش هیجانی و درمجموع 60/8 درصد از واریانس سازگاری اجتماعی توسط هوش هیجانی و پرخاشگری تبیین شد. بر اساس یافته های این پژوهش هوش هیجانی و پرخاشگری می توانند پیش بین مناسبی برای سازگاری اجتماعی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی باشند.
اثربخشی رفتار درمانی دیالکتیکی بر امید به زندگی، پردازش هیجانی و ضریب سختی در نوجوانان دارای زمینه خود جرحی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دست آوردهای روان شناختی سال ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
419 - 442
حوزههای تخصصی:
یکی از شایع ترین مشکلاتی که امروزه در میان نوجوانان رواج یافته، رفتار خود جرحی است، که به میزان زیادی در همه فرهنگ ها یافت می شود. هدف این پژوهش اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر امید به زندگی، پردازش هیجانی و ضریب سختی در نوجوانان دارای زمینه خودجرحی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه آزمایش و گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم سال تحصیلی 1400-1399 بوشهر بود که دارای سابقه خودجرحی بودند. و حجم نمونه شامل ۴۰ نفر که بطور تصادفی ۲۰ نفر در گروه آزمایش و ۲۰ نفر در گروه گواه جایگیری و انتخاب شدند. گروه آزمایش تحت مداخله رفتاردرمانی دیالکتیکی قرارگرفتند و گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش پرسشنامه رفتار خودجرحی (Sansone, et al.)، نیمرخ واکنش به سختی (Stoltz)، پرسشنامه امید میلر (Miller) و پرسشنامه پردازش هیجانی (Baker, Thomas, Thomas, et al. ) بود. نتایج نشان داد که مداخله موجب افزایش ضریب سختی، امید به زندگی و کاهش پردازش ناسازگارانه هیجانی در نوجوانان شده است (05/0p<). هم چنین یافته های پژوهش حاکی از آن بود که رفتاردرمانی دیالکتیکی در پردازش هیجانی روش مؤثری می باشد (001/0p<). باتوجه به نتایج پژوهش می توان از این مداخله در بهبود ضریب سختی، امید به زندگی و پردازش هیجانی نوجوانان دارای زمینه خودجرحی در کنار دیگر مداخلات درمانی استفاده نمود.
واکاوی پیامدهای قراردادهای روان شناختی در سازمان های نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی نظامی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
87 - 117
حوزههای تخصصی:
قرارداد های روان شناختی در ذهن افراد شکل گرفته و رضایت یا عدم رضایت افراد از آنها در رفتار و نگرش شان تبلور یافته و منجربه بروز رفتار و اقداماتی می شود که برای سازمان ارزش آفرین اند، بنابراین تبیین پیامدهای این رفتارها در سازمان اهمیت بیشتری می یابد. دراین مقاله پیامدهای قراردادهای روان شناختی در سازمان های نظامی واکاوی شده است. روش پژوهش مطالعه حاضر، کیفی از نوع تحلیل مضمون و مبتنی بر نمونه گیری هدفمند از نوع متجانس است. 20 نفر از فرماندهان و مدیران در سازمان های نظامی اعم از ارتش، سپاه، فراجا و وزارت دفاع به-مثابه مطلعین کلیدی انتخاب شدند و درطول مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته، نقطه نظرات و تجارب خود راجع به پیامدهای قراردادهای روان شناختی در سازمان های نظامی را به طورکامل بیان کردند. در تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش تحلیل مضمون و جهت تعیین اعتبار یافته ها از معیارهای قابلیت اعتبار، قابلیت اطمینان و مطابقت با عینیت داشتن و ممیزی کردن از سوی داور استفاده شد. یافته های این پژوهش در قالب 2 مضمون فراگیر دسته بندی شد که حاصل استخراج و مفهوم بندی اطلاعات در 204 مضمون پایه و 19 مضمون سازمان دهنده است. مضامین سازمان دهنده عبارتنداز تقویت:«روحیه و معنویت نیروها»، «روابط کار»، «رشدوتعالی نیروها»، «رعایت اصول اخلاقی و حرفه ای در نیروها»، «تعهد و وفاداری»، «رضایتمندی»، «بهبودفضای کاری»، «اصلاح عملکردسازمانی»، «رعایت اصول اخلاقی و حرفه ای فرماندهان»، «تربیت و آموزش سازمانی»، «ایجاد تعهدسازمانی»، «تحقق اهداف»، «رشد و تعالی سازمانی»،«اعتبارسازمانی» و نقض:«سوء عملکرد نیروها»،«نارضایتی شغلی»،«کاهش رشد و نبوغ»، «عدم تحقق اهداف» و «ایجاد فضای کاری منفی».در مجموع یافته ها بیانگر اینست که تقویت قراردادها بر روحیه و معنویت و رضایتمندی نیروها اثرگذار بوده و سبب رشد و تحقق اهداف سازمان می شود، در حالیکه نقض این قراردادها نارضایتی نیروها را به-دنبال داشته و سبب شکست سازمان در رسیدن به اهدافش می شود.
امکان سنجی آموزش بسته عصب شناسی اخلاقی مبتنی بر ذهنیت رشد دوئک بر مهارت های اجتماعی نوجوانان دارای مشکلات رفتاری برونی سازی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر امکان سنجی آموزش بسته عصب شناسی اخلاقی مبتنی بر ذهنیت رشد دوئک بر مهارت های اجتماعی نوجوانان دارای مشکلات رفتاری برونی سازی شده بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع دوم متوسطه شهر ارومیه در سال تحصیلی 1403-1402 بود که بعد از انتخاب یک مدرسه به صورت در دسترس و تکمیل فرم خود سنجی نوجوان (YSR، آخنباخ، 1991) و مقیاس ذهنیت رشد اخلاقی (MGM، هان و همکاران، 2020)، تعداد 30 دانش آموز که با نشانگان مشکلات رفتاری برونی سازی شده و ذهنیت ثابت اخلاقی طبقه بندی شده بودند به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و گواه گمارش شدند. گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش بسته عصب شناسی اخلاقی مبتنی بر رویکرد ذهنیت رشد دوئک قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از مقیاس مهارت های اجتماعی (SSRS، گرشام و الیوت، 1990) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که آموزش عصب شناسی اخلاقی مبتنی بر ذهنیت رشد دوئک در مراحل پس آزمون و پیگیری تأثیر معناداری بر مؤلفه های خودکنترلی، همدلی و همکاری گروه آزمایش داشته است (05/0p<) اما در مؤلفه ابراز وجود بین دو گروه تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0p>). براساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که بسته آموزش عصب شناسی اخلاقی مبتنی بر ذهنیت رشد دوئک می تواند بر بهبود مهارت های اجتماعی دانش آموزان نوجوان دارای مشکلات رفتاری برونی سازی شده مؤثر باشد.
مقایسه عزت نفس و افسردگی در کارکنان مجرد و متأهل کشتیرانی شهر تهران
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: مسائل روانشناختی از جمله عوامل مؤثر تأثیرگذار بر کارآمدی شغلی و خانوادگی است. لذا پژوهش حاضر با هدف مقایسه عزت نفس و افسردگی در کارکنان مجرد و متأهل کشتیرانی انجام شد.روش شناسی پژوهش: پژوهش توصیفی-مقطعی و از نوع پس رویدادی بود. جامعه آماری شامل تمامی کارکنان مجرد و متأهل کشتیرانی شهر تهران در سال 1403 بود که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد 80 نفر (40 نفر از کارکنان مجرد و 40 نفر از کارکنان متأهل) انتخاب شد. گردآوری داده ها با پرسشنامه عزت نفس (روزنبرگ، 1989) و پرسشنامه افسردگی (بک، 1996) انجام شد. داده ها با تحلیل واریانس چندمتغیره و نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد بین دو گروه کارکنان کشتیرانی در متغیرهای مورد مطالعه شامل افسردگی و عزت نفس تفاوت معناداری وجود دارد؛ به این صورت که در گروه کارکنان متأهل عزت نفس به طور معناداری نسبت به کارکنان مجرد در سطح بالاتر و افسردگی در سطح پایین تری قرار دارد.نتیجه گیری: با توجه به اهمیت مسائل روانشناختی و نقشی که در بهره وری سازمانی دارند، ضرورت دارد متولیان امر به سلامت روان شناختی کارکنان توجه ویژه مبذول دارند.
نقش میانجی حساسیت بین فردی در رابطه بین خودشناسی انسجامی و رفتارهای خودآسیب-رسان در نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی حساسیت بین فردی در رابطه بین خودشناسی انسجامی و رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمام دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر تهران در نیمسال دوم سال تحصیلی 1403-1402 بود. 419 نفر به روش دردسترس در این مطالعه مشارکت داشتند و به سنجه حساسیت بین فردی (IPSM؛ بایس و پارکر، 1989)، مقیاس خودشناسی انسجامی (ISKS؛ قربانی و همکاران، 2008) و پرسشنامه اظهارات مربوط به خودآسیبی (ISAS؛ کلونسکی و گلن، 2009) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود. نتایج نشان داد که اثرمستقیم خودشناسی انسجامی بر رفتارهای خودآسیب رسان به طور منفی معنادار بود؛ در مقابل حساسیت بین فردی به طور مثبت بر رفتارهای خودآسیب رسان اثر مستقیم داشت. همچنین نتایج نشان داد که خودشناسی انسجامی به طور منفی بر حساسیت بین فردی اثر مستقیم داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که حساسیت بین فردی بین خودشناسی انسجامی و رفتارهای خودآسیب رسان به طور معنادار نقش میانجی داشت (05/0>P). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که خودشناسی انسجامی به صورت مستقیم و با میانجی گری حساسیت بین فردی بر رفتارهای خودآسیب رسان اثر دارد.
رابطه سبک های اسنادی و هویت با مسئولیت پذیری: نقش میانجی ادراک شایستگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های روان شناسی اجتماعی دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
177 - 195
حوزههای تخصصی:
مقدمه: چالش های اجتماعی و تحصیلی امروزی اهمیت بررسی عوامل مؤثر بر مسئولیت پذیری را افزایش داده است. این پژوهش با هدف تعیین نقش واسطه ای ادراک شایستگی در رابطه بین سبک های اسنادی و هویت با مسئولیت پذیری انجام گرفت.
روش: این پژوهش، با توجه به اهداف، از نوع بنیادی و با توجه به شیوه جمع آوری داده ها از نوع توصیفی- همبستگی و با توجه به زمان، از نوع مقطعی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1402-1403 بود که از میان آن ها ۳۷۸ نفر به صورت تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس کنترل درونی و بیرونی راتر (1966)، پرسشنامه سبک هویت برزونسکی (1992)، پرسشنامه ادراک شایستگی هارتر (1982) و پرسشنامه مسئولیت پذیری گاف (1986) استفاده شد. داده ها با استفاده ازمدل معادلات ساختاری تحلیل شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که سبک اسناد درونی و هویت اطلاعاتی و هنجاری تأثیر مثبت و معناداری بر مسئولیت پذیری و ادراک شایستگی داشتند، درحالی که سبک اسناد بیرونی و هویت اجتنابی تأثیر منفی و معنادار نشان دادند (0/05>p) همچنین، اثر غیرمستقیم سبک اسناد درونی، سبک های هویت اطلاعاتی و هنجاری بر مسئولیت پذیری به واسطه ادراک شایستگی مثبت و معنی دار است (0/05>p) و اثر غیرمستقیم سبک اسناد بیرونی و سبک هویت اجتنابی بر مسئولیت پذیری به واسطه ادراک شایستگی منفی و معنادار است (0/05>p) .
نتیجه گیری: تقویت سبک های اسناد درونی و هویت های اطلاعاتی و هنجاری با افزایش ادراک شایستگی، مسئولیت پذیری را ارتقا می دهد، درحالی که سبک های اسناد بیرونی و هویت اجتنابی این ویژگی را تضعیف می کنند. یافته ها بر اهمیت عوامل روان شناختی در برنامه های آموزشی و مشاوره ای تأکید دارند.
تدوین پروتکل درمان تلفیقی طرحواره و شفقت به خود و امکان سنجی آن بر دلزدگی زناشویی زنان مبتلا به اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف امکان سنجی پروتکل تدوین شده درمان تلفیق طرحواره و شفقت به خود بر دلزدگی زناشویی زنان مبتلابه اختلال شخصیت مرزی انجام شد. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل ب دوره پیگیری ۲ ماهه بود. جامعه آماری شامل کلیه زنان با اختلال شخصیت مرزی ساکن شهر تهران در سال ۱۴۰۰بودندکه از میان آن ها ۳۴ نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. پروتکل درمانی تلفیقی طرحواره و شفقت به خود برای گروه آزمایشی طی ۱۵ جلسه، هفته ای یک جلسه ۹۰ دقیقه ای اجرا شد. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اختلال شخصیت مرزی (BPI) لیشنرینگ (۱۹۹۹) و دلزدگی زناشویی (CBM) پاینز (۱۹۹۶) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد بین گروه ها در پس آزمون و پیگیری دلزدگی زناشویی تفاوت معناداری وجود دارد (01/0> P). با توجه به مؤثر بودن شیوه درمانی در بهبود دلزدگی زناشویی زنان با اختلال شخصیت مرزی، از این بسته های درمانی می توان به عنوان مداخله روان شناختی مؤثر در مراکز سلامت جهت برای کاهش مشکلات زنان با اختلال شخصیت مرزی استفاده کرد.
اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر آموزش والدین بر خطاهای شناختی و کنش های اجرایی سرد و گرم دانش آموزان دارای اختلال بی نظمی خلق اخلال گر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ شهریور ۱۴۰۳ شماره ۶ (پیاپی ۹۹)
۲۳۰-۲۲۱
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر آموزش والدین بر خطاهای شناختی و کنش های اجرایی سرد و گرم دانش آموزان دارای اختلال بی نظمی خلق اخلالگر بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری، دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر تبریز در سال 1402بودند که از این جامعه بر مبنای ملاک های ورود و خروج، به روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 30 نفر انتخاب و در گروه آزمایش و گواه هر گروه 15 نفر به صورت تصادفی جایگرین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه خطاهای شناختی (CEQ، گویین و همکاران، 2011) و کنش های اجرایی (EFDQ، جوجیا و همکاران، 2020) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش آماری تحلیل کوواریانس چندمتغیری انجام شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین خطاهای شناختی و کنش های اجرایی سرد و گرم پس آزمون گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح (01/0>P) وجود داشت. در واقع درمان شناختی رفتاری مبتنی بر آموزش والدین باعث بهبود کنش های اجرایی سرد و گرم و کاهش خطاهای شناختی می شود.
بررسی نقش میانجی فاجعه پنداری درد و بی عدالتی ادراک شده در رابطه بین پذیرش درد با کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی فاجعه پنداری درد و بی عدالتی ادراک شده در رابطه بین پذیرش درد با کیفیت زندگی زنان مبتلا به سرطان سینه شهر اصفهان انجام شد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی که براساس مدل معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان مبتلا به سرطان سینه در سال 1401 بود که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس تعداد 240 نفر انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری شامل پرسش نامه های کیفیت زندگی (اوار و همکاران، 1996)، پرسشنامه پذیرش درد (مک کراکن و همکاران، 2004)، مقیاس فاجعه پنداری درد (سالیوان و همکاران، 1995) و پرسشنامه تجربه بی عدالتی (سالیوان و همکاران، 2008) بود. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای 24SPSS و22AMOS انجام شد. نتایج نشان داد که مدل با داده های مشاهده شده برازش مطلوب دارد (3CMIN/df< ، 90, IFI > GFI،AGFI و 10RSME<). نتایج حاکی از این بود که اثر مستقیم پذیرش درد بر فاجعه پنداری (001/0>p)، پذیرش درد بر بی عدالتی ادراک شده (40/0=β، 001/0>p)، فاجعه پنداری بر کیفیت زندگی (40/0=β، 019/0>p) و بی عدالتی ادراک شده بر کیفیت زندگی (40/0=β، 001/0>p) معنی دار است، درحالی که پذیرش درد بر کیفیت زندگی اثر مستقیم و معنی داری نداشت (067/0>p). همچنین نتایج نشان داد که پذیرش درد بر کیفیت زندگی از طریق میانجی گری فاجعه پنداری درد (01/0>p) و بی عدالتی ادراک شده (006/0>p) معنی دار است. براساس نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که در پروسه درمان و مشاره بیماران مبتلا به سرطان سینه درمانگران و روان شناسان می توانند به نقش مولفه های فاجعه انگاری درد و بی عدالتی ادراک شده در افزایش کیفیت زندگی توجه ویژه ای نمایند.
تأثیر هشت هفته تمرینات ترکیبی بر سطوح پلاسمایی کاینورنین و ترکیب بدن مردان دیابتی نوع دو(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از بیماریهای غیرواگیر که عوارض زیادی بر بدن وارد میکند، دیابت میباشد. امروزه از شیوه زندگی انتخابی و رفتارهای روزانه فرد به ویژه فعالیتهای ورزشی در کاهش عوارض ناشی از آن استفاده زیادی میشود. هدف از پژوهش حاضر، تاثیر تاثیر هشت هفته تمرینات ترکیبی بر سطوح پلاسمایی کاینورنین و ترکیب بدن مردان دیابتی نوع دو بود. مواد و روشها: دراین پژوهش، آزمودنی شامل ۲۴ مرد مبتلا به بیماری دیابت نوع دو با دامنه سنی ۰۰/۴ ± ۲۹/۶۰ (سال)، وزن ۸۳/۶ ± ۳۷/۸۷ (کیلوگرم)، قد ۱۱/۰ ± ۵۷/۱ (متر)، شاخص توده بدن (کیلوگرم/متر۲) ۰۹/۹ ± ۱۲/۳۶ ، توده چربی (درصد) ۹۴/۱ ± ۷۷/۲۸، توده عضلانی (کیلوگرم) ۶۶/۱ ± ۸۲/۲۶، میانگین قند خون سه ماهه (A۱C) ۴۱/۰ ± ۷۴/۷، قندخون ناشتا (میلیگرم/دسیلیتر) ۱۴/۲ ± ۷۹/۱۶۳، سابقهی بیماری (سال) ۵۰/۰ ± ۹۲/۳، به طور داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه، گروه تجربی(۱۲ نفر) و گروه کنترل (۱۲ نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت هشت هفته، هرهفته سه جلسهی ۶۰ تا ۸۰دقیقهای، تمرینات ترکیبی شامل تمرینات مقاومتی (چهار تمرین برای عضلات فوقانی و تحتانی با شدت ۶۰ تا ۷۰ درصدیک تکراربیشینه) و هوازی (با شدت ۶۰درصد حداکثر اکسیژن مصرفی به مدت ۱۵ دقیقه) را انجام دادند و گروه کنترل در این مدت بدون تمرین بودند. به منظور بررسی اندازهگیری متغیرهای پژوهشی، نمونه گیری خونی ۴۸ ساعت قبل از شروع اولین جلسه تمرینی و همچنین ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی در حالی که همه آزمودنیها ناشتا بودند به عمل آمد. از روش الایزا جهت اندازهگیری سطوح پلاسمایی کاینورنین استفاده گردید. برای تحلیل دادهها از آزمون آماری آزمون تیهمبسته، تیمستقل و آزمون شاپیروویلک جهت نرمال کردن دادهها در سطح معنی داری ۰۵/۰ ، با نرم افزار SPSS ورژن ۲۲ استفاده شد. یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد هشت هفته تمرینات ترکیبی سبب کاهش سطوح پلاسمایی کاینورنین شد. علاوه بر این، تمرین ترکیبی منجر به کاهش توده چربی و شاخص توده بدن و افزایش توده بدون چربی گردید. نتیجهگیری: بنابرنتایج این پژوهش، پیشنهاد میشود که از تمرینات ترکیبی درجهت کاهش سطوح پلاسمایی کاینورنین و بهبود ترکیب بدن مردان دیابتی نوع دو استفاده شود.
بررسی رابطه علی ذهنی سازی بر پریشانی روانشناختی: نقش میانجی حساسیت اضطرابی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با توجه به مشکلاتی که به واسطه پریشانی روانشناختی بروز و تشدید می یابد، شناسایی عوامل موثر بر پریشانی روانشناختی ضروری به نظر می رسد. بر این اساس هدف از پژوهش حاضر برررسی رابطه علی بین ذهنی سازی با پریشانی روانشناختی و نقش میانجی حساسیت اضطرابی است. مواد و روشها: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی و از نوع مطالعات مدل سازی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویانی بود که در سال 1402-1403 در دانشگاه پیام نور تفت مشغول به تحصیل بودند که از بین آنها تعداد 301 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به تکمیل پرسش نامه ذهنی سازی، پریشانی روانشناختی و حساسیت اضطرابی پرداختند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Amos و SPSS در سطح معناداری 05/0 استفاده گردید. یافتهها: یافته های پژوهش نشان داد که ذهنی سازی تاثیر علی مستقیمی بر پریشانی روانشناختی داشته است، از سویی دیگر تاثیر علی حساسیت اضطرابی بر پریشانی روانشناختی نیز معنادار بود (01/0>p). همچنین حساسیت اضطرابی در ارتباط بین ذهنی سازی با پریشانی روانشناختی تاثیر علی غیرمستقیمی داشته است. در پایان نیز شاخص های برازش مدل حکایت از برازش مطلوب مدل پژوهش دارد. نتیجهگیری: از یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که ذهنی سازی به طور مستقیم نقش مهمی در تبیین پریشانی روانشناختی دارد، همچنین بخشی از تاثیر ذهنی سازی بر پریشانی روانشناختی به طور غیر مستقیم از طریق حساسیت اضطرابی اعمال می گردد
طراحی مدل ساختاری رفتارهای تسهیل کننده سبک زندگی تحصیلی سلامت محور بر اساس جو مدرسه با نقش میانجی خوش بینی تحصیلی در دانش آموزان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ارتقاء و بهبود سلامت فراگیران، یکی از مهم ترین ابعاد توسعه و بهسازی منابع انسانی بوده و در چند دهه ی اخیر توجه سازمان های آموزشی به نیروهای سالم جسمی و فکری در نهادهای آموزشگاهی را به خود جلب کرده است. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل ساختاری رفتارهای تسهیل کننده سبک زندگی تحصیلی سلامت محور بر اساس جو مدرسه با نقش میانجی خوش بینی تحصیلی در دانش آموزان بود. روش ها: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی و از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان ابتدایی (دوره دوم) شهرستان بروجرد در سال تحصیلی 400- 1399 به تعداد 16000 بود که به صورت تصادفی خوشه ای تعداد 450 نفر به عنوان نمونه انتخاب شد. داده های پژوهش به کمک پرسشنامه های رفتارهای تسهیل کننده سبک زندگی تحصیلی سلامت محور صالح زاده و همکاران، جو مدرسه لی و همکاران و خوش بینی تحصیلی اسچنن موران و همکاران گردید. داده ها با استفاده از روش معادلات ساختاری مورد تحلیل قرارگرفت. یافته ها: نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که جو مدرسه اثر مستقیم معناداری بر رفتارهای تسهیل کننده سبک زندگی تحصیلی سلامت محور دانش آموزان دارد (01/0>p، 30/0=b). همچنین خوش بینی تحصیلی نیز به طور غیرمستقیم اثر معناداری بر رفتارهای تسهیل کننده سبک زندگی تحصیلی سلامت محور دارد (064/0 = β، 05/0>p). نتیجه گیری: با توجه داشتن به متغیرهای جو مدرسه و خوش بینی تحصیلی می توان افزایش رفتارهای تسهیل کننده سبک زندگی تحصیلی سلامت محور دانش آموزان را انتظار داشت.
تدوین و اعتباریابی پرسشنامه مؤلفه های شناختی-اجتماعی و فرهنگی مرتبط با ظرفیت کارآفرینانه در مرکز سلامت اقلیم کردستان عراق
حوزههای تخصصی:
مقدمه: برای رفع نیازهای اقتصادی و همچنین ایجاد کسب وکارهای جدید باید از ظرفیت های کارآفرینی استفاده کرد.
هدف: هدف پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی پرسشنامه مؤلفه های شناختی-اجتماعی و فرهنگی مرتبط با ظرفیت کارآفرینانه بود.
روش: جامعه آماری در بخش کیفی شامل اساتید و خبرگان حوزه در ابتدا قرار گرفت و در نهایت مصاحبه ها از نخبگان و صاحب نظران در حوزه کارآفرینی و کارآفرینی ورزشی بودند. اندازه نمونه در این پژوهش بر مبنای شاخص اشباع نظری برابر با 17 نفر بود، کارشناسان حوزه ورزش و دانشجویان رشته تربیت بدنی و همچنین مشتریان مراکز سلامت و ورزش بودند. بر این اساس 370 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری مصاحبه باز بود و بر مبنای سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شد؛ و با نرم افزار Maxqda تحلیل شد. در بخش کمی ابزار پژوهش شامل پرسشنامه مستخرج از کدهای بخش کیفی بود که با نرم افزار Smart PLS تجزیه وتحلیل شد.
یافته ها: بر مبنای تحلیل داده ها 63 مفهوم اولیه، 14 مقوله اصلی شناسایی شد. مؤلفه های شناسایی شده شامل جذب منابع مالی، زیرساخت های شناختی و حقوقی، تقاضا سازی برای ورزش، گروه های تخصصی در کارآفرینی، آموزش، نهادینه کردن فرهنگ توسعه پایدار، بهبود عوامل محیطی، استفاده از ظرفیت های کارآفرینانه، ترویج و ارتقا کارآفرینی برای ایجاد ظرفیت کارآفرینی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل فرهنگی، سیاسی-شناختی و ساختاری بود.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر عوامل اجتماعی، شناختی و فرهنگی منجر به الگوسازی موفق کارآفرینی در جامعه و تسهیل فرآیندهای راه اندازی کسب وکار می گردد.
تجارب زیسته معلمان و دانش آموزان پایه ششم از ارزشیایی کیفی درس ریاضی، طراحی مقیاس مهارت های معلمی در ارزشیابی کیفی درس ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۳ تابستان (مرداد) ۱۴۰۳ شماره ۱۳۷
1243 - 1262
حوزههای تخصصی:
زمینه: با بررسی های انجام شده در این زمینه مشخص که مطالعه ای به بررسی تجارب زیسته معلمان و دانش آموزان پایه ششم از ارزشیایی کیفی درس ریاضی، طراحی مقیاس مهارت های معلمی در ارزشیابی کیفی درس ریاضی نپرداخته است.
هدف: هدف این پژوهش بررسی تجارب زیسته معلمان و دانش آموزان پایه ششم از ارزشیایی کیفی درس ریاضی بود.
روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش به صورت کیفی و براساس راهبرد پدیدارشناسی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش معلمان و دانش آموزان پایه ششم بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری استفاده شد.
یافته ها: نتایج تجزیه و تحلیل داده ها نشان داد که از دیدگاه معلمان 23 مقوله اصلی و 60 مقوله فرعی و از دیدگاه دانش آموزان 21 مقوله اصلی و 42 مقوله فرعی به عنوان عوامل و مؤلفه های ضروری مورد نیاز و موانع و چالش های اجرای ارزشیابی کیفی شناسایی شدند.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد مصاحبه شونده ها به آسیب هایی مانند نداشتن اعتقاد قلبی به ارزشیابی کیفی، عدم اطلاع معلمان از فلسفه ارزشیابی کیفی، حاکم نشدن روح ارزشیابی، عدم توانایی سنجش توسط خود دانش آموز، بزرگ شدن معلمان در سیستم ارزشیابی کمی اشاره کرده اند. همچنین معلمان به آسیب هایی مانند کاهش رقابت سالم، حساس نبودن بچه ها به درس، انگیزه ی کم، نبود زیرساخت مناسب، بی خیالی، درس نخواندن دانش آموز، نبود شور و شوق و جذابیت در معلمان و عدم توانایی پوشاندن نقاط ضعف در ارزشیابی کیفی اشاره کردند.
مدل یابی توافق زناشویی بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجی گری سبک های ازدواج در زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ تیر ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۹۷)
193 - 204
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مدل یابی توافق زناشویی بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه با میانجی گری سبک های ازدواج در زنان انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را زنان متأهل در سه ماهه اول سال 1401مناطق 2، 7 و 11شهر تهران تشکیل داد، که از میان آن ها به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 300 نفر به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزارهای توافق زناشویی (RDAS) (باسبی و همکاران، 1995)، طرحواره یانگ (YSQ-SF) (یانگ، 1994) و پرسشنامه محقق ساخته سبک های ازدواج استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از مدلیابی معادلات ساختاری استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است. نتایج نشان داد بین حوزه های طرحواره های ناسازگاراولیه با توافق زناشویی رابطه منفی و معنادار وجود دارد (01/0>P). همچنین سبک های ازدواج می تواند رابطه بین، طرحواره های ناسازگار اولیه با توافق زناشویی را میانجی گری کند (01/0>P). با توجه به این یافته ها می توان نتیجه گرفت از آنجا که ازدواج یکی از تصمیمات مهم زندگی محسوب می شود می توان با تمرکز بر طرحواره های ناسازگار اولیه و آموزش های پیش از ازدواج بر توافق زناشویی و بهبود سبک های ازدواج و تداوم روابط بین زوجین بر افزایش کیفیت رابطه زوجین افزود.
Prediction of Love Stories based on Attachment Styles and Self-differentiation in University Students(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Journal of preventive Counselling, Volume ۵, Issue ۲, June ۲۰۲۴
121 - 138
حوزههای تخصصی:
The purpose of this research was to predict love stories based on attachment styles and self-differentiation in students. This was a cross-sectional correlational research. The statistical population of this research consists of students of Rasht university in 2022-2023. 223 people were selected by multi-stage cluster sampling method. The Love Stories Scale (Sternberg, 1996), Revised Adult Attachment Scale (Collins & Reid 1990), and Differentiation of self-inventory-short form (Drake, 2011), were used to collect the data. Data were analyzed using SPSS-24 software and multivariate regression analysis method The findings of the study showed that attachment styles and self-differentiation can predict the love as a story of students, and the contribution of self-differentiation components was higher (41.3%). The value of the standardized regression coefficient (Beta) for the reactivity component (β=0.243, P<0.01), my position (β=0.169, P<0.01), emotional fault (P<0.01, β=0.194), and mixing with others (P<0.01, β=0.203). Thus, it was concluded that self-differentiation positively and meaningfully predicts love stories in students. The results of the current research show the importance of the role of self-differentiation and attachment styles in students, which can be effective in designing counseling programs in university counseling centers.