فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۶۱ تا ۳٬۳۸۰ مورد از کل ۳۷٬۶۹۷ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: هیجانات و احساسات افرادی که در تعامل با یکدیگر هستند، منجر به شکل گیری مجموعه رفتارها و اعمالی خواهند شد که همگی بر دنیا تاثیر می گذارند. یکی از موضوعاتی که زندگی کاری کارکنان در سازمان ها را تحت تاثیر قرار می دهد، پدیده سرایت هیجانی می باشد. سرایت هیجانی به این موضوع اشاره دارد که هیجانات و احساسات افراد در محیط های کاری سازمانی به یکدیگر منتقل می شود و بر رفتار و عملکرد آن ها تاثیر می گذارد. لذا پژوهش حاضر با هدف شناخت و فهم پدیده سرایت هیجانی در سازمان های دولتی: تحلیل عوامل اثرگذار و پیامدها صورت پذیرفت. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش گردآوری داده ها از نوع پیمایشی و اکتشافی است و دارای فلسفه پژوهشی قیاسی استقرایی می باشد. جامعه آماری پژوهش، خبرگان مشتمل بر مدیران ارشد و مدیران حوزه منابع انسانی سازمان های دولتی هستند که اعضای نمونه آن با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شده اند. ابزارگردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی ابزارها به ترتیب با استفاده از روایی محتوایی و پایایی درون کدگذار میان کدگذار برای مصاحبه و روایی محتوایی پایایی بازآزمون برای پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفت. در این پژوهش برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و کدگذاری و در بخش کمی از روش نقشه شناختی فازی بهره گرفته شده است.یافته ها: یافته های بخش کیفی مشتمل بر شناسایی انواع عوامل موثر و پیامدهای پدیده سرایت هیجانی است و یافته های بخش کمی مرتبط با اولویت یابی این عوامل است.
پرسش نامه انگیزش ریاضی: ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نتایج مطالعات مختلف از نقش حساس سازه انگیزش در تامین تجارب موفقیت آمیز یادگیرندگان در تمامی قلمروهای پیشرفت تحصیلی، حمایت کرده اند. بنابراین؛ این پژوهش با هدف مطالعه ساختار عاملی و ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی پرسش نامه انگیزش ریاضی در نوجوانان انجام شد. در این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی، از جامعه آماری دختران متوسطه اول منطقه 4 آموزش و پرورش شهر تهران، تعداد 350 نوجوانان از طریق روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به پرسش نامه انگیزش ریاضی (فیوریلا و همکاران، 2021)، نسخه تجدیدنظرشده مقیاس ارزیابی تنیدگی (رویلی، رویسچ، جاریکا و واگن، 2005) و پرسش نامه سرمایه روان شناختی نسخه نوجوان (لوتانز، آولیو، آوی و نورمن، 2007)، پاسخ دادند. نتایج تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که نسخه فارسی پرسش نامه انگیزش ریاضی برای نوجوانان با ساختاری مشتمل بر چهار عامل ارزش درونی، خودتنظیمی، خودکارآمدی، ارزش سودمندی و اضطراب امتحان، از روایی عاملی خوبی برخوردار بود. علاوه بر این، نتایج مربوط به همبستگی بین ابعاد انگیزش ریاضی برای نوجوانان با ارزیابی های شناختی آنها از تجارب شکست در بافتار پاسخ به مطالبات درس ریاضی و همچنین با سرمایه روان شناختی یادگیرندگان در موقعیت های پیشرفت تحصیلی، از روایی ملاکی نسخه فارسی پرسش نامه مزبور، حمایت کرد. در مجموع، نتایج این پژوهش ضمن تاکید بر اتقان نظری بنان مفهومی زیربنایی پرسش نامه انگیزش ریاضی، از یک سوی، با تکرار ساختار عاملی این ابزار سنجش، از کارکرد فرابافتاری سازه های انگیزشی و از دیگر سوی، از ضرورت فهم بافتاری سازه های انگیزشی بر اساس مطالبه گری های اختصاصی دروس مختلف، حمایت کرد.
اثربخشی درمان تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر کیفیت زندگی و اضطراب کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای بر کیفیت زندگی و اضطراب کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص انجام شد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی و یک طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان (دختر و پسر) دارای اختلال بیش فعالی و نقص توجه در مدارس استثنایی شهر رشت در سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل دادند. تعداد افراد نمونه پژوهش حاضر بر اساس جدول کوهن 60 نفر که سهم هر گروه 15 نفر که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و سپس در دو گروه آزمایش و کنترل به صورت تصادفی ساده جایگزین شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه کیفیت زندگی ویر و همکاران، (1988)، پرسش نامه اضطراب بک (1990) و پرسش نامه استاندارد اختلال نقص توجه – بیش فعالی، سوانسون، نولان و پلهام (1981) بود. روش تجزیه و تحلیل داده ها، کواریانس چند متغیره و تحلیل کوواریانس تک متغیره و آزمون تعقیبی توکی بود. نتایج پژوهش نشان داد که درمان تحریک فراجمجمه ای با استفاده از جریان مستقیم الکتریکی بر بهبود اضطراب و کیفیت زندگی در گروه آزمایش تأثیر مثبت داشته است (01/0<p) و این نتایج در مرحله پیگیری که 2 ماه پس از مداخله بود، نیز به دست آمد. می توان نتیجه گرفت درمان تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای (تحریک الکتریکی فراجمجمه ای) بر کیفیت زندگی و اضطراب کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی و نقص موثر است
اثربخشی آموزش تفکر انتقادی بر توجه، پردازش شناختی و راهبردهای تنظیم هیجان کودکان با اختلال یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۲
107 - 132
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش تفکرانتقادی بر توجه، پردازش شناختی و راهبردهای تنظیم هیجان کودکان با اختلال یادگیری خاص صورت گرفت. روش پژوهش از نوع تحقیق نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان 9 تا 12 سال مراجعه کننده به مرکز مشکلات یادگیری خاص ناحیه سه تبریز در نیمه دوم سال 1400 بود. از این بین تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارش تصادفی شدند. ابزارهای مورد استفاده پژوهش پرسشنامه توجه و پردازش شناختی و تنظیم هیجان بود. فرضیه های پژوهش بااستفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره تجزیه و تحلیل شدند. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد سطح معنی داری در تمامی مقایسه ها کمتر از 05/0 بود که نشان داد مداخله آموزش تفکرانتقادی بر توجه، پردازش شناختی و تنظیم هیجان اثربخشی معناداری داشت (05/0>p). بررسی اندازه اثر نشان داد که بیشترین تفاوت در نمره کل پردازش شناختی باضریب 710/0 مشاهده شد. نتیجه پژوهش حاضر فاقد بررسی پیگیری بلندمدت بود. لذا پیشنهاد می شود در پژوهش های آینده اثربخشی این مداخلات را به صورت پیگیری بلندمدت بررسی کنند و آموزش تفکر انتقادی به عنوان رویکردی نوین در کنار مداخلات آموزشی به مربیان مراکز اختلالات یادگیری خاص آموزش داده شود تا این مربیان در مداخلات خود این راهبردها را به کار گیرند.
مدل ساختاری پیش بینی گرایش به رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانان بر اساس طرح واره های ناسازگار اولیه با میانجی گری شفقت به خود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پویایی روانشناختی در اختلال های خلقی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵ (مجموعه مقالات رفتار و ذهن)۵
26-36
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه، گرایش به رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانان افزایش یافته است و به نظر می رسد که طرح واره های ناسازگار اولیه و شفقت به خود در آن نقش داشته باشند. در نتیجه، این پژوهش با هدف تبیین مدل ساختاری پیش بینی گرایش به رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانان بر اساس طرح واره های ناسازگار اولیه با میانجی گری شفقت به خود انجام شد. روش و مواد: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر شیوه اجرا، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش همه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه اول شهر قم در سال تحصیلی 1402-1401 بودند. نمونه پژوهش حاضر 391 دانش آموز بود که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه رفتارهای خودآسیب رسان (سانسون و همکاران، 1998)، پرسشنامه طرح واره های ناسازگار اولیه (یانگ، 1999) و فرم کوتاه مقیاس شفقت به خود (ریس و همکاران، 2011) بودند. داده های این پژوهش با روش مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای AMOS و SPSS نسخه 25 تحلیل شدند. یافته ها: یافته های این مطالعه نشان داد که مدل ساختاری پیش بینی گرایش به رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانان بر اساس طرح واره های ناسازگار اولیه با میانجی گری شفقت به خود برازش مناسبی داشت. همچنین، اثر مستقیم طرح واره های ناسازگار اولیه بر شفقت به خود، اثر مستقیم طرح واره های ناسازگار اولیه بر رفتارهای خودآسیب رسان و اثر مستقیم شفقت به خود بر گرایش به رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانان معنی دار بود (001/0P<). افزون بر آن، اثر غیرمستقیم طرح واره های ناسازگار اولیه با میانجی گری شفقت به خود بر گرایش به رفتارهای خودآسیب رسان در آنان معنی دار بود (001/0P<). نتیجه گیری: طبق نتایج این مطالعه، برای کاهش گرایش به رفتارهای خودآسیب رسان در نوجوانان می توان از طریق کارگاه های آموزشی میزان طرح واره های ناسازگار اولیه آنها را کاهش و میزان شفقت به خود آنان را افزایش داد.
The Mediating Role of Early Maladaptive Schemas in Explaining the Causal Relationships Between Childhood Maltreatment, Attachment Styles, and Forgiveness in Betrayal Victims(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The primary goal of this study was to present a forgiveness model based on childhood maltreatment and attachment styles, with the mediating role of early maladaptive schemas in betrayal victims. Methods: This descriptive correlational study involved betrayal victims who had sought counseling in Tehran in 2022, with a sample of 653 individuals selected through convenience sampling. The instruments used included Bernstein et al.'s (2003) Childhood Trauma Questionnaire, Hazan and Shaver's (1987) Attachment Style Questionnaire, Young's (1999) Early Maladaptive Schema Questionnaire, and the Forgiveness Questionnaire by Ray et al. (2001). Data were analyzed using SPSS version 25 and AMOS version 24. Findings: The results indicated a negative relationship between childhood maltreatment, insecure attachment styles, and early maladaptive schemas with forgiveness, while secure attachment showed a positive relationship with forgiveness. Furthermore, the results suggested that early maladaptive schemas mediated the relationship between childhood maltreatment, attachment styles, and forgiveness in betrayal victims. Conclusion: Overall, the results indicated that the evaluated structural model was well-fitted, and the findings could assist therapists and counselors in better understanding the forgiveness process in betrayal victims.
Development and Effectiveness of a Family Mediation Intervention Model on Self-Esteem, Negative Mood, and Social Anxiety in Children of Divorce(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The present study aimed to develop and evaluate the effectiveness of a family mediation intervention model on self-esteem, negative mood, and social anxiety in children of divorce. Methods: The method of this study was quasi-experimental, employing a pre-test and post-test design. The statistical population consisted of all children of divorced parents in Alborz Province, who had legal cases filed in the judiciary of this province. The research sample included 30 children, randomly assigned to two experimental groups (15 in each group), selected through convenience sampling. The children completed the Spence Children’s Anxiety Scale (SCAS) and the Maria Kovacs Children’s Depression Inventory (CDI). Findings: The results of multivariate covariance analysis (Wilks' Lambda = 0.45, F = 9.46, P < 0.001) indicated that the family mediation intervention model, based on co-parenting, was effective in reducing negative mood (F = 7.03, P < 0.01), negative self-esteem (F = 15.87, P < 0.01), and social anxiety (F = 7.07, P < 0.01). Conclusion: Based on the results of the present study, the family mediation training program, grounded in co-parenting, can be considered a useful educational method alongside other support programs for children of divorce.
رابطه هوش هیجانی با نگرش های سه گانه کلامی نسبت به مسئله شر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
55 - 66
حوزههای تخصصی:
نظرات مبتنی بر نگرش های سه گانه درباره دلیل وجود شرور در جهان توسط متکلمان داده شده است. هدف اصلی این پژوهش بررسی کارآمدی یا تأثیر مثبت اعتقاد به هریک از این نوع نگرش ها در زندگی است. به این منظور هوش هیجانی افراد در گروه های اعتقادی سه گانه به مسئله شر اندازه گیری شده است. موضع گیری این افراد توسط مصاحبه سنجیده شده است. در این پژوهش از روش همبستگی در طرح علّی مقایسه ای استفاده شده است و نمونه پژوهش به روش غیراحتمالی و در دسترس به تعداد 72 نفر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسش نامه هوش هیجانی بار آن بودند. داده ها با روش تحلیل آماری کراسکال والیس تحلیل شدند و نتایج نشان داد تفاوت معناداری (01>,P 21/9 =(2) X2 ) بین هوش هیجانی سه گروه اعتقادی به مسئله شر وجود دارد. میانگین رتبه گروه اول 52/39 و گروه دوم با میانگین رتبه 89/39 و گروه سوم با میانگین رتبه 63/27 می باشد. نوع نگرش به شرور به عنوان یکی از علل مرتبط بر هوش هیجانی می باشد. پس نتایج این پژوهش می تواند زمینه و جهت پژوهش های بعدی را نشان دهد که پژوهش های گسترده تر برای شناسایی دقیق تر هر گروه معتقد به شر از نظر هوش هیجانی انجام شود، تا نگرشی مورد توجه و تأکید قرار گیرد که توانایی فرد در سازگاری با مقتضیات محیطی و فشار حاصله را افزایش می دهد.
Structural Model of Women with Endometriosis Based on Sexual Function, Psychosocial Health, and Life Satisfaction Mediating by Cognitive Emotion Regulation(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Health Psychology, Volume ۷, Issue ۴ - Serial Number ۲۲, Autumn ۲۰۲۴
63 - 76
حوزههای تخصصی:
Objective: This study was conducted to examine the structural model describing the connection between sexual function and psychosocial factors with life satisfaction based on the mediator role of cognitive emotion regulation in women with endometriosis. Method: This present study was a descriptive correlational research based on structural equations. The statistical population of the study included all women with endometriosis, referring to Arash Hospital as a referral Women's Center and Gynecological office in Tehran, Iran, in 2023-2024. According to Morgan's formula, a sample of 357 participants was chosen through convenience sampling. The tools employed in this study for data collection were the Women’s Sexual Function Index (Isidori et al., 2010), Short Form Symptom Checklist-25-Revised (Derogatis et al., 1973), Social Health Questionnaire (Keyes, 2004), Emotion Regulation Questionnaire (Garnefski & Kraaij, 2006), and Satisfaction with Life Scale (Diner, 1985). Data analysis was done using Structural Equation Modeling (SEM) and path analysis, and AMOS22 software was utilized to assess the proposed model, and the mediating relationships within it were also calculated using the bootstrap method. Results: The findings from structural equation modeling supported the model's goodness of fit and indicated that psychological factors negatively affect life satisfaction through the mediating role of cognitive emotion regulation in women with endometriosis (β= -0.114, p<0.001). In addition, the relationship between biological and social factors and life satisfaction through the mediating variable was not found to be significant. Nevertheless, the overall effect of psychological, social, and biological factors (including the sum of direct and indirect pathways) in connection with life satisfaction was significant (p<0.001). Conclusion: According to the findings, the model has a good fit, and cognitive emotion regulation has a mediating role in the relationship between sexual function and psychosocial factors with life satisfaction. This study offers a valuable framework for recognizing key factors influencing life satisfaction in women with endometriosis, which should be taken into account in psychological treatment programs.
The Structural Model of Relationships Between Personality Pathology Dimensions and Cyberbullying Mediated by Contingent Self-Worth in Adolescent Girls(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Objective: The aim of the present study was to test the structural model of relationships between personality pathology dimensions and cyberbullying mediated by contingent self-worth in adolescent girls. Methods: This study was tested using the structural equation modeling method. The statistical population of this research included all adolescent female students in District 2 of Tehran during the 2020-2021 academic year. According to the data obtained from the Tehran Department of Education, their total number was 145,398. Based on Michel’s criteria (1993) and using multi-stage cluster sampling, 300 participants were selected as the sample. They responded to the Contingent Self-Worth Questionnaire by Crocker et al. (2003), the Cyberbullying Questionnaire by Antoniadou et al. (2016), and the short form of the Personality Inventory for DSM-5 (PID-5-BF). SPSS.22 and AMOS.22 software were used for data analysis. Findings: The findings from testing the structural model showed that the direct effect of abnormal personality on contingent self-worth was (-0.33), on cyberbullying (0.26), and the direct effect of contingent self-worth on cyberbullying was (-0.40). Contingent self-worth mediated the relationship between abnormal personality and cyberbullying, with the indirect effect of this relationship being (0.13) (P<0.01). Overall, the results indicated that the tested model had a good fit with the conceptual model (RMSEA=0.06; GFI=0.91). Conclusion: It can be concluded that contingent self-worth mediates the relationship between dimensions of abnormal personality and cyberbullying.
اثربخشی آموزش مفاهیم طرحواره درمانی بر اجتناب شناختی و تحمل ابهام نوجوانان دارای علائم اختلال وسواسی- جبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش مفاهیم طرحواره درمانی بر اجتناب شناختی و تحمل ابهام در نوجوانان با علائم اختلال وسواسی-جبری بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد دارای اختلال وسواسی- جبری مراجعه کننده به مراکز مشاوره و روانشناسی شهر سنندج در سال 1402 بود که بر اساس روش نمونه گیری هدفمند تعداد 30 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری مقیاس استاندارد وسواس فکری عملی (Y-BOCS-BDD) ییل براون (1989)، اجتناب شناختی (CAQ) سکستون و دوگاس (2004) و تحمل ابهام (IUS) فریستون و همکاران (1994) بود. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای و به مدت 4 هفته متوالی (هر هفته 2 جلسه) تحت آموزش مفاهیم طرحواره درمانی قرار گرفت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر صورت گرفت. نتایج نشان داد که تفاوت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون اجتناب شناختی (001/0P<) و پیش آزمون پیگیری (001/0P<) معنادار بود. همچنین تفاوت بین مرحله پیش آزمون و پس آزمون تحمل ابهام (001/0P<) و پیش آزمون پیگیری (001/0P<) معنادار بود؛ که نشان دهنده اثربخشی مداخله پژوهش در این متغیر ها است؛ بنابراین با استفاده از آموزش طرحواره درمانی می توان می توان به کاهش اجتناب شناختی و افزایش تحمل ابهام در نوجوانان با علائم اختلال وسواسی-جبری کمک شایانی کرد.
Relationship between Depression, Anxiety, Stress and Job Burnout with Teachers' Working Memory
حوزههای تخصصی:
Job burnout results in decreased productivity and the depletion of human resources, leading to detrimental impacts on individuals, families, and society. This study aimed to explore the relationships among five key variables: stress, depression, anxiety, job burnout, and teachers' working memory. The study population comprised teachers from Zabul city during the 2022-2024 academic years. A sample of 120 teachers was selected using cluster random sampling for descriptive and correlational analyses. Working memory was assessed using the Working Memory Questionnaire (Daneman & Carpenter, 1980). Stress, anxiety, and depression were measured using the Depression, Anxiety, and Stress Scale (DASS-21). Job burnout was evaluated with the Maslach and Jackson's 1980 Burnout Inventory (MBI). The study utilized descriptive statistics and Pearson's correlation coefficient, as well as step-by-step regression analysis, to examine the relationships among stress, depression, anxiety, job burnout, and working memory. The findings indicated a strong correlation among these variables. Regression analysis showed that burnout was the most significant predictor of teachers' working memory compared to the other three variables.
نقش القای هیجان بر حافظه کاذب با نقش میانجی سوگیری توجه در بیماران مبتلا به اختلال خلقی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خلق فرد بر توجه انتخابی و حافظه کاذب تاثیر دارد؛ اما پاسخ به این پرسش که کدام نوع خلق (منفی یا مثبت) و در کدام موقعیت هیجانی (منفی یا مثبت) بیشترین حافظه کاذب را ایجاد می کند، پژوهش های بیشتری می طلبد. پژوهش حاضر با هدف مشخص کردن نقش القای هیجان بر حافظه کاذب با نقش میانجی سوگیری توجه در بیماران مبتلا به اختلال خلقی انجام شد. مواد و روشها: روش پژوهش نیمه آزمایشی و جامعه آماری شامل کلیه زنان و مردان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی و اختلال دوقطبی I(دوره مانیا) مراجعهکننده به بیمارستان روانپزشکی رازی بودند. 54 نفر زن و 54 نفر مرد به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. درهر گروه، 9 مرد و 9 زن گنجانده شد. به 36 نفر از آزمودنیها خلق مثبت و 36 نفر دیگر خلق منفی القا شد و به 36 نفر گروه کنترل هیچ خلقی القا نشد. پرسشنامه حافظه کاذب(DRM) به عنوان پیش آزمون برای سنجش میزان حافظه کاذب آزمودنی ها اجرا شد. و سپس تکلیف حافظه کاذب مبتنی بر پارادایم DRM (پس آزمون) با روش القای خلق برای سنجش میزان حافظه کاذب با محتوای هیجانی مختلف شامل مثبت، منفی و خنثی از طریق نمایش فیلم استفاده شد. پس از آن آزمون استروپ (سوءگیری توجه) نیز برای بررسی میزان حالات هیجانی و تاثیر آن بر سوءگیری توجه اجرا شد. از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره و تحلیل کواریانس با استفاده از نرم افزار آماری 29 وpls3 , SPSS جهت تجزیه و تحلیل داده ها استفاه گردید. یافتهها: القای خلق به واسطه سوگیری توجه بر حافظه کاذب تأثیر غیرمستقیم دارد. (P>0/001) نتیجهگیری: نتایج نشان داد که سوگیری توجه در رابطه بین القای خلق و حافظه کاذب نقش میانجی دارد.
بررسی قدرت پیش بینی کنندگی توافق پذیری، همدلی زناشویی و بخشش زناشویی بر رضایت زناشویی در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۹)
1 - 11
حوزههای تخصصی:
این مطالعه با هدف تعیین قدرت پیش بینی کنندگی توافق پذیری، همدلی زناشویی و بخشش زناشویی بر رضایت زناشویی در زنان متأهل انجام شد. در این پژوهش، با استفاده از روش تحقیق همبستگی از نوع رگرسیون، مجموعه ای متشکل از 840 زن متاهل ساکن محدوده جغرافیایی استان لرستان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. مقیاس رضایت زناشویی انریچ، پرسشنامه NEO-FFI، مقیاس همدلی زناشویی و مقیاس بخشش زناشویی به عنوان پرسشنامه های استاندارد برای جمع آوری داده ها استفاده شدند. با استفاده از نرم افزار SPSS، تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده انجام شد. ضریب تعیین با مقدار 0.373 در آزمون رگرسیون خطی چندگانه نشان داد که مدل 37.3 درصد از تغییرات رضایت زناشویی را تبیین می کند. ضرایب استاندارد نشان دادند که توافق پذیری، همدلی و بخشش پیش بینی کننده های معنادار رضایت زناشویی هستند. نتایج حاکی از آن است که رضایت زناشویی به طور مثبت تحت تأثیر توافق پذیری، همدلی و بخشش قرار می گیرد، به طوری که افزایش یک واحدی در توافق پذیری، همدلی و بخشش به ترتیب با افزایش 0.101، 0.252 و 0.433 واحدی در رضایت زناشویی مطابقت دارد. بخشش مهمترین نقش را در وضعیت رضایت زناشویی ایفا می کرد و پس از آن همدلی و سپس توافق پذیری نقش داشتند. به عنوان نتیجه گیری، به منظور افزایش رضایت زوج های متاهل، به ویژه زنان، برگزاری کارگاه هایی با تمرکز بر افزایش آگاهی در مورد ویژگی شخصیتی توافق پذیری و تقویت ویژگی های مثبت مانند همدلی و بخشش، توصیه می شود.
پیش بینی بازگشت به مصرف مواد بر اساس خود آسیب رسانی، خودکنترلی و احساس تنهایی در افراد وابسته به مواد مخدر تحت درمان نگهدارنده متادون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۲
۱۲۶-۱۰۹
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر پیش بینی بازگشت به مصرف مواد بر اساس خود آسیب رسانی، خودکنترلی و احساس تنهایی در افراد وابسته به مواد مخدر تحت درمان نگه دارنده متادون در شهر زنجان بود. روش: روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. از میان بیماران وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر زنجان 217 نفر به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه وسوسه مصرف مواد پس از ترک، پرسشنامه خود آسیبی عمدی، مقیاس احساس تنهایی و مقیاس خودکنترلی بود. برای تحلیل داده ها از همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین بازگشت به مصرف مواد با خود آسیب رسانی و احساس تنهایی رابطه مثبت و بین بازگشت به مصرف مواد با خودکنترلی و ابعاد آن رابطه منفی وجود داشت. نتایج رگرسیون حاکی از آن بود که خودکنترلی منع شده، احساس تنهایی و خودآسیب رسانی روی هم 50 درصد از واریانس بازگشت به مصرف مواد را تبیین کردند. نتیجه گیری: بر اساس یافته های به دست آمده در پژوهش حاضر پیشنهاد می گردد که روان شناسان بالینی در درمان افراد وابسته به مواد مخدر و کاهش خطر بازگشت به مصرف، بر کاهش احساس تنهایی و رفتار آسیب رسانی به خود و افزایش خودکنترلی به عنوان بازدارنده های ولع مصرف تأکید نمایند.
پیش بینی رضایت زناشویی زنان بر اساس وظیفه شناسی، همدلی زناشویی و بخشش زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۳ مرداد ۱۴۰۳ شماره ۵ (پیاپی ۹۸)
۲۲۸-۲۱۹
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس وظیفه شناسی، همدلی زناشویی و بخشش زناشویی در زنان متاهل انجام شد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های بنیادین و از لحاظ روش از نوع مطالعات توصیفی_همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه زنان متاهل ساکن استان لرستان در بهار سال 1402 بود که از بین آن ها به صورت در دسترس 840 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس رضایت زناشویی انریچ (EMS، اولسون و همکاران، 1987)، پرسشنامه پنج عاملی نئو (NEO-FFI، کاستا و مک کرا، 1992)، مقیاس همدلی زناشویی (MES، جولیف و فرینگتون، 2006) و مقیاس بخشش رنجش خاص زناشویی (MOFS، پالاری و همکاران، 2009) بودند. داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد بین رضایت زناشویی با وظیفه شناسی، همدلی زناشویی و بخشش زناشویی همبستگی معنادار وجود دارد (p<0/01). علاوه براین، نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که 1/38 درصد از واریانس رضایت زناشویی توسط متغیرهای پیش بین تبیین می شود که در آن بخشش به عنوان قوی ترین متغیر پیش بین ظاهر می شود و به دنبال آن همدلی و سپس وظیفه شناسی قرار می گیرند (p<0/001). از یافته ها می توان نتیجه گرفت که وظیفه شناسی، همدلی زناشویی و بخشش زناشویی نقش کلیدی در رضایت زناشویی زنان دارند و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر در برنامه های مداخله ای طراحی شده برای افزایش رضایت زناشویی زنان ضروری است.
پیش بینی خودکارآمدی تحصیلی بر اساس مهارت حل مسئله و ادراک از جو مدرسه در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش باهدف پیش بینی خودکارآمدی تحصیلی بر اساس مهارت حل مسئله و ادراک از جو مدرسه در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه اول انجام شد. روش شناسی پژوهش: پژوهش توصیفی-مقطعی و از نوع همبستگی بود. تمامی دانش آموزان دختر مشغول به تحصیل در مقطع متوسطه اول مدارس دولتی شهر اصفهان در سال 1402 جمعیت آماری این پژوهش را تشکیل دادند، که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای تعداد 150 انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش نامه خودکارآمدی تحصیلی، پرسش نامه حل مسئله و پرسش نامه ادراک جو مدرسه بود. برای تحلیل داده ها از آزمون آماری همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون خطی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین حل مسئله با خودکارآمدی تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود داشت و 18 درصد از واریانس مربوط به خودکارآمدی تحصیلی به وسیله اعتماد به حل مسئله، اعتماد به خود و کنترل شخصی تبیین شد. همچنین، بین متغیرهای ادراک جو مدرسه با خودکارآمدی تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و 17 درصد از واریانس مربوط به خودکارآمدی تحصیلی از طریق روابط دانش آموز- دانش آموز، روابط دانش آموز- کارکنان، تأکید آموزشی و ارزش ها و باورهای مشترک تبیین شد. نتیجه گیری: از این نتایج چنین استنباط می شود که با تمرکز شیوه های آموزشی و پرورشی بر حل مسئله و ادراک جو مدرسه می توان امکان رشد و بهبود خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان را فراهم ساخت.
بررسی اثربخشی آموزش فرزند پروری بر اساس تئوری انتخاب بر مشکلات رفتاری کودکان مبتلا به اختلال بیش فعالی-کم توجهی همراه با اختلال نافرمانی مقابله جویانه
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از حیطه های درمان در روان پزشکی و به خصوص روان پزشکی اطفال، درمان غیر دارویی است و تأثیر آموزش والدین در اختلالات رفتاری کودکان و نوجوانان به عنوان یکی از درمان های بسیار مؤثر در این حیطه می باشد. این مطالعه به بررسی اثربخشی آموزش فرزند پروری بر اساس تئوری انتخاب بر مشکلات رفتاری کودکان سنین7تا12سال مبتلابه اختلال بیش فعالی-کم توجهی همراه با اختلال نافرمانی مقابله جویانه می پردازد. روش اجرا: از بین مراجعین سرپایی به درمانگاه و کلینیک ویژه بیمارستان روان پزشکی ابن سینای مشهد تعداد 32 کودک 7 تا12ساله که تشخیص اختلال بیش فعالی-کم توجهی همراه با اختلال نافرمانی مقابله جویانه بر اساس کرایتریای DSM-5 و مصاحبه روان پزشک کودک و نوجوان،دریافت نموده بودند وارد مطالعه شدند. ابزار این مطالعه و پژوهش شامل پرسشنامه های توانایی ها و مشکلات (SDQ)، کانرز-فرم کوتاه والدین،SNAPV)) و مقیاس های فرزند پروری آرنولد و افسردگی، اضطراب و استرس (DASS-21) بودند. والدین این32 کودک به طور تصادفی به دو گروه مداخله و شاهد تقسیم شده و گروه مداخله، تحت آموزش فرزند پروری بر اساس تئوری انتخاب در پنج جلسه 90 دقیقه ای و گروه شاهد تحت جلسات غیر ساختاریافته گروهی، قرار گرفتند. ارزیابی در بدو مطالعه، پایان جلسات و چهار هفته بعد انجام شد. داده ها با آمار توصیفی و آزمون T، مجذور کای، آزمون لوین و کولموگروف اسمیرنوف با کمک نرم افزار spss نسخه 25 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که نمرات گروه مداخله نسبت به شاهد در آزمون های مقیاس فرزند پروری آرنولد، SDQ ،کانرز (به جز خرده مقیاس های سایکوسوماتیک، اضطراب و مشکلات اجتماعی)، DASS-21 و SNAP-V معنی دار بود ((p<0.05. نتیجه گیری: فرزند پروری بر اساس تئوری انتخاب در والدین کودکان مبتلابه اختلال بیش فعالی-کم توجهی همراه با اختلال نافرمانی مقابله جویانه در کاهش افسردگی، اضطراب و استرس و کاهش مشکلات رفتاری و افزایش توانایی های این کودکان بسیار مؤثر است.
نگرش مددکاران اجتماعی به فقر: ترجمه و تطابق فرهنگی و اعتبار یابی ابزار اندازه گیری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
رفاه اجتماعی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۵
309-343
حوزههای تخصصی:
مقدمه: نگرش و باورهای مددکاران اجتماعی به فقر و محرومیت اجتماعی بر شیوه تعریف آنها از مشکل و مسئله و روشهای مداخله آنها برای کاهش یا رفع آن تأثیر می گذارد. مطالعه حاضر با هدف ترجمه، انطباق و هنجاریابی نسخه فارسی پرسشنامه نگرش به فقر در مددکاران اجتماعی شاغل و دانشجو در ایران و مقایسه نگرش آنها در سال 1400 طراحی شد. روش: مطالعه حاضر توصیفی و از نوع اعتباریابی بود که با مشارکت 450 مددکار اجتماعی شاغل و دانشجو به روش نمونه گیری در دسترس انجام شد. روایی صوری و محتوا به صورت کمی و کیفی، روایی سازه به کمک تحلیل عامل اکتشافی و تأییدی بررسی شد. پایایی مقیاس نیز با استفاده از همسانی درون خوشه ای و آزمون-بازآزمون سنجیده شد. برای مقایسه نگرش مددکاران اجتماعی دانشجو و شاغل، آزمون t و تحلیل واریانس یک طرفه استفاده شد. یافته ها: شاخصهای روایی محتوا برای کل پرسشنامه (74/0 و 23/0) به دست آمد. سه عامل «کلیشه ها»، «رویکرد فردی» و «رویکرد ساختاری» با 15 گویه استخراج شد. پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 68/0 و همبستگی درون خوشه ای 75/0 به دست آمد. بین نگرش مددکاران اجتماعی شاغل و دانشجو تفاوت وجود داشت و مددکاران اجتماعی شاغل گرایش بیشتری به عوامل ساختاری و کلیشه ها در نگرش به فقر داشتند. بحث: نسخه فارسی 15 گویه ای نگرش به فقر در مددکاران اجتماعی از روایی و پایایی نسبتاً مناسبی برخوردار بود و استفاده از این ابزار در مطالعات آتی روی جمعیت مددکاران اجتماعی توصیه می شود.
مقایسه اثربخشی تمرینات نوروفیدبک و تحریک الکتریکی فراجمجمه ای در ترکیب با تمرینات تعادلی بر تعادل بیماران ام اس
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مولتیپل اسکلروزیس یک بیماری است که باعث از بین رفتن پوشش محافظ اعصاب می شود، همچینین می تواند باعث بی حسی، ضعف، مشکل در راه رفتن، تغییرات بینایی و سایر علائم شود.. هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی تمرینات نوروفیدبک و تحریک الکتریکی فراجمجمه ای در ترکیب با تمرینات تعادلی بر تعادل بیماران ام اس است. روش: طرح این پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون– پس آزمون با دو گروه بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلابه ام اس شهرستان ارومیه در سال 1402 بودند. تعداد 34 بیمار به صورت هدفمند انتخاب شدند و پس از تحریک فراجمجمه ای مغز برای هشت جلسه 20 دقیقه ای و تمرینات نوروفیدبک هاموند برای 8 جلسه 30 دقیقه ای همراه با تمرینات فرانکل با آزمون های برگ و آزمون نشستن و برخاستن مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها ازروش تحلیل کوواریانس با نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد یافته:یافته ها نشان داد که نوروفیدبک و تحریک الکتریکی فراجمجمه ای بر تعادل ایستا و پویا تأثیر داشته و باعث بهبود آن می شوند (p<0/01) و این دو روش درمانی در بهبود تعادل ایستا و پویا تفاوت معناداری دارند عملکرد گروه نوروفیدبک بهتر ازگروه تحریک الکتریکی فراجمجمه ای بود نتیجه گیری: با توجه به تأثیر بیشتر تمرینات نوروفیدبک همراه با تمرینات فرانکل بر تعادل ایستا و پویا بیماران ام اس می توان عنوان کرد که انجام تمرین نوروفیدبک همراه با تمرینات تعادلی می تواند راهبرد موثرتری برای بهبود تعادل ایستا و پویا باشد.