ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰۱ تا ۲۲۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۲۰۱.

تحلیل کیفی دیدگاه زوج درمانگران مسلمان مبتنی بر زوج درمانی انفرادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۵
مقدمه و اهداف: زوج درمانی یک طرفه به عنوان رویکردی نوین تلاش می کند با تمرکز بر یک نفر از زوجین، تغییرات مثبتی در رابطه ایجاد کند. این شیوه درمانی بر این اصل استوار است که اگر یکی از زوجین رفتارها و باورهای خود را اصلاح کند، ممکن است تأثیر مثبتی بر کل سیستم خانواده داشته باشد. افزایش کیفیت روابط زناشویی با تلاشِ یکی از همسران، همراه با تقویت مهارت های زناشویی و توسعه فردی، حتی در شرایطی که همسر دیگر تمایلی به درمان ندارد، می تواند در بهبود روابط زناشویی نقش مؤثری داشته باشد. نظریه های خانواده درمانی خدامحور با ارائه نگاهی متفاوت به مراجعانی که با ناامیدی از همکاری زوج دیگر یک طرفه به مشاوره می آیند، بر نگاه معنوی و پذیرش مقدّرات الهی تأکید دارد و این رویکرد توانسته است آرامشی برای فرد ایجاد کند که او را در مواجهه با ناسازگاری همسر یاری دهد؛ همچنین به طور خاص، منابع اسلامی می توانند پایه ای برای استخراج و تبیین دقیق ریشه یابی و ارائه راهکار درمانی در جهت زوج درمانی یک طرفه باشند. با وجود تحلیل های فراوان در این باره، پژوهش حاضر درصدد است که با تحلیل کیفی دیدگاه های زوج درمانگران مسلمان به جمع بندی و ارائه تکنیک هایی مبتنی بر آموزه های اسلامی دست یابد. بر این اساس سؤال پژوهش عبارت است از: تحلیل کیفی دیدگاه زوج درمانگران مسلمان مبتنی بر زوج درمانی انفرادی چیست؟ روش: در این پژوهش برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها که به صورت متنی درآمدند، روش تحلیل محتوای کیفی به کار رفت که مناسب ترین تکنیک برای تجزیه و تحلیل این نوع داده هاست. نخست در چندین مرحله کدگذاری باز انجام شد. در ابتدا سطوری مشخص شدند که پاسخ پرسش های باز در گفتگوها بودند؛ پس از آن با ورود به کدگذاری محوری، کدهای باز معانی و مفاهیم مرتبط و مشترک استخراج شد. سرانجام نیز کدگذاری انتخابی انجام گرفت. با توجه به هدف تحقیق و براساس منطق قیاسی مصاحبه ها نخست برپایه معانی ظاهری داده ها در مرحله اول تعداد ۱۹۰ کد باز اولیه کدگذاری شدند. مفاهیم مرتبط با مقوله ها به صورت گویه های معنا دار مشخص شد. در گام بعدی منطبق بر شیوه استقرائی براساس معانی و مفاهیم مشترک و متفاوت کدهای محوری مشخص شدند و خرده طبقات را تعیین کردند. در مرحله نهایی با کدگذاری انتخابی طبقات اصلی به دست آمدند؛ بنابراین طبقات اصلی کدگذاری شده به طور مستقیم از فایل های مصاحبه های پیاده شده مستخرج شدند. سپس دو کدگذار همه متون مصاحبه های پیاده شده را خوانده، مفاهیم متمایز را شناسایی می کنند تا به توافق دست یابند. جهت تضمین اطمینان پذیری کوشش شد پژوهشگر پیش فرض های خود را هنگام جمع آوری اطلاعات کنار بگذارد؛ همچنین محقق با صرف وقت مناسب، تنوع لازم در سوابق حرفه ای و رویکردها، تحصیلات و رشته های آموزش یافته را فراهم آورد. به این ترتیب سطح اطمینان یافته ها را به حد مناسبی افزایش داد. نتایج: در مضمون علّی به موضوع نگرش منفی و ترس از قضاوت شدن در جلسات مشاوره پرداخته شد که در این باره پژوهش های فراوانی انجام شده است. در پژوهشی نشان داده اند افزایش نگرش و تغییر باورهای افراد به موضوع مشاوره و کمک خواهی موجب پیشگیری از آسیب های متعدد روحی روانی و خانوادگی می شود. از این لحاظ مطابقت دارد که فرهنگ عمومی نسبت به روان شناس و مشاور مثبت نباشد و از این رو بسیاری از افراد به دلایل فراوانی به روان شناس یا زوج درمانگر مراجعه نمی کنند. بیشتر مصاحبه گران اتفاق نظر داشتند که ارتباط با زوج غایب از راه دعوت به بهانه های مختلف راهگشاست؛ در این راستا نوشتن نامه ای غیرتهدیدکننده می تواند راهی برای ارتباط غیرمستقیم باشد. در مجموع ایجاد پل ارتباطی با روش های مختلف مورد توصیه اکثر پژوهشگران و مصاحبه شوندگان است. در بخش مضمون راهبردی بیان شد که مهم ترین اصل در زوج درمانی انفرادی آموزش راهبردهای کاهش استرس و اضطراب و آموزش تکنیک های آرامش بخش دینی به زوج حاضر است. یافته ها در این زمینه نشان می دهند که اعتقادات و ارزش های دینی می توانند به عنوان منبعی برای تقویت رابطه زناشویی، کاهش تعارضات و افزایش رضایت زوجین و تاب آوری در سازگاری زناشویی باشند. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهند که تلفیق دین و معنویت در زوج درمانی می تواند به ویژه برای زوج های مذهبی مؤثر باشد. البته این روش باید با توجه به اعتقادات خاص هر زوج و با رعایت حساسیت های فرهنگی اجرا شود. ازجمله محدودیت های این پژوهش می توان این موارد را برشمرد: کمبود پژوهش های کمّی و کیفیِ داخلی و خارجی در این زمینه، دشواری در دریافت فرصت از مصاحبه شوندگان و استفاده از مصاحبه به عنوان تنها ابزار گردآوری اطلاعات که ممکن است سوگیری هایی را در پاسخگویی ایجاد کند؛ به همین علت باید در تعمیم دهی یافته ها احتیاط کرد. با توجه به نتایج این پژوهش در راستای تقویت مشاوره انفرادی با یکی از زوجین، چنین مواردی پیشنهاد می شود: نگرش ملّی از سوی رسانه ها به موضوع مشاوره و ارجاع به روان شناس و زوج درمانگر تغییر یابد؛ به طوری که مردم بدون ملاحظات بی مورد به مشاور مراجعه و مشکلات خود را برطرف کنند؛ همچنین این پژوهش در بین زوج درمانگران غیرمسلمان انجام شود و نتایج آن در دسترس قرار گیرد. مقایسه نتایج این پژوهش و تحقیق مستقلی در مصاحبه با مشاوران غیرمسلمان قابل بررسی و تأمل است؛ همچنین پیشنهاد می شود پروتکلی در راستای زوج درمانی انفرادی با رویکرد اسلامی تهیه و پس از سنجش روایی و پایایی در اختیار روان شناسان و زوج درمانگران در مراکز مشاوره قرار گیرد تا ضمن بهره وری از آموزه های دینی روند مشاوره انفرادی با سرعت مطلوب انجام شود. تقدیر از مشارکت همکاران: نویسندگان با شکرگزاری از خداوند از افرادی که در این پژوهش همراه بوده اند، کمال قدردانی و تشکر را دارند. تضاد منافع و تأمین مالی: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ تضاد منافع در این مقاله وجود ندارد و کلیه هزینه های پژوهش از سوی آنان تأمین شده است.
۲۰۲.

اثربخشی برنامه غنی سازی روابط زوجین مبتنی بر گذار والدینی بر مدارا و راهبردهای حفظ رابطه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۱
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی برنامه غنی سازی روابط زوجین مبتنی بر گذار والدینی بر مدارا و راهبردهای حفظ رابطه در زوجین مرحله گذار به والدینی شهر یاسوج بود. روش پژوهش حاضر در یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه زوجین در مرحله گذار مراجعه کننده به مراکز بهداشت شهید اشرفی و شهید مدنی شهر یاسوج به تعداد 88 نفر (44 زوج) بودند که 60 نفر از آن ها به صورت داوطلبانه و با رعایت ملاک های ورود و خروج به پژوهش به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (30 نفر) کنترل (30 نفر) جایگزین شدند. شرکت کننده ها به شاخص راهبردهای حفظ رابطه (کاناری و استافورد، 992) و مدارا (خجسته مهر و همکاران، 1399) در روابط همسران در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پاسخ دادند و شرکت کنندگان گروه آزمایش در هشت جلسه نوددقیقه ای در برنامه غنی سازی ازدواج مبتنی بر گذار والدینی شرکت کردند. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر (آمیخته) تحلیل شدند. نتایج نشان داد که برنامه غنی سازی روابط زوجین مبتنی بر گذار والدینی، باعث بهبود راهبردهای حفظ رابطه (08/36 = F، 001/0 p) و مدارا (27/28 = F، 001/0P <) در شرکت کنندگان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل از مرحله پیش آزمون به مرحله پس آزمون تا مرحله پیگیری شده است. با توجه به یافته های به دست آمده می توان نتیجه گرفت که برنامه غنی سازی روابط زوجین مبتنی بر گذار والدینی یک روش مناسب برای بهبود راهبردهای حفظ رابطه و مدارا در زوجین در مرحله گذار به والدینی است.
۲۰۳.

مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر ذهنی سازی و زوج درمانی هیجان مدار بر ظرفیت ذهنی سازی و سلامت هیجانی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۰
ذهنی سازی، ظرفیتی اساسی برای درک حالات ذهنی خود و دیگری است که نقش مهمی در شکل گیری روابط عاشقانه ایفا می کند. این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی بر ذهنی سازی و زوج درمانی هیجان مدار بر ظرفیت ذهنی سازی و سلامت هیجانی زوجین انجام شد. روش این پژوهش مورد منفرد بود و نمونه شامل شش زوج که به صورت داوطلبانه انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه مداخله (مبتنی بر ذهنی سازی) و درمان هیجان مدار تقسیم شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های ذهنی سازی دیمیتریویچ و همکاران (2017) و سلامت هیجانی کسبیر و همکاران (2019) جمع آوری و از طریق ترسیم دیداری، شاخص تغییر پایا (RCI) و فرمول درصد بهبودی تحلیل شدند. نتایج نشان داد هر دو مداخله در بهبود ظرفیت ذهنی سازی و سلامت هیجانی زوجین مؤثر بودند، اما مداخله مبتنی بر ذهنی سازی تأثیر بیشتری بر ظرفیت ذهنی سازی داشت، درحالی که درمان هیجان مدار تأثیر قوی تری بر سلامت هیجانی نشان داد. یافته ها نشان دهنده تفاوت هایی در الگوی اثربخشی دو مداخله در حوزه های شناختی و عاطفی روابط زوجین بود.
۲۰۴.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی سازی و درمان دیالکتیک بر تحمل پریشانی پرستاران دارای مشکلات خستگی روانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۴۵
هدف : تحمل پریشانی در پرستاران از عوامل محافظتی روان شناختی اساسی برای حرفه پرستاری به شمار می شود؛ لذا پژوهش حاضر باهدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنی سازی و درمان دیالکتیک بر تحمل پریشانی پرستاران دارای مشکلات خستگی روانی انجام شد.   روش : این مطالعه یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری و یک گروه کنترل  بود. از بین پرستاران شاغل در بیمارستان امام خمینی شهرستان فلاورجان 44 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل گمارده شدند. ابزار پژوهش مقیاس تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005) بود. دو گروه آزمایش به مدت 8 جلسه تحت درمان قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ درمانی دریافت نکردند. داده ها از طریق تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند.   یافته ها : نتایج پژوهش نشان داد تفاوت بین میانگین در پس آزمون و پیگیری، نمرات گروه کنترل با دو گروه درمان ذهنی سازی و درمان دیالکتیک معنی دار می باشد (05/0> p). تفاوت بین میانگین نمرات دو گروه درمان ذهنی سازی و درمان دیالکتیک معنی دار نمی باشد (05/0<P).   نتیجه گیری : بنابراین می توان گفت هر دو روش درمانی مؤثر بوده و موجب افزایش تحمل پریشانی در پرستاران دارای مشکلات خستگی روانی شده اند. در ضمن بین اثربخشی دو روش درمان ذهنی سازی و درمان دیالکتیک بر تحمل پریشانی پرستاران دارای مشکلات خستگی روانی تفاوت وجود ندارد.
۲۰۵.

بررسی اثر آرژینین بر ترمیم زخم پوستی در موش صحرایی نر نژاد ویستار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۴
مقدمه: آرژینین یک آمینو اسید ضروری است که از سیترولین در انسان سالم تولید می شود و عملکرد ایمنی، ترشح هورمون و عملکرد اندوتلیال را تعدیل می کند. آرژینین و متابولیت های فعال آن می توانند بر تمام مراحل بهبود زخم شامل تولید کلاژن، تکثیر سلولی و بهبود ایمنی اثرگذار باشند. مواد و روش ها: در این مطالعه 24 سر موش صحرایی نر بالغ نژاد ویستار با وزن متوسط 200-250 گرم با تزریق مخلوطی از کتامین و زایلازین به صورت داخل عضلانی بیهوش شدند. سپس یک برش پوستی به قطر 15 میلیمتر داده شد. موش ها در چهار گروه کنترل، آرژینین موضعی 2 درصد، آرژینین موضعی 5 درصد و آرژینین تزریقی و هر گروه شامل 6 سر قرار گرفتند. بعد از 15 روز ، موش ها قربانی شده و نمونه بافتی در فرمالین 10 درصد فیکس شد. بعد از مراحل پردازش بافت، به وسیله میکروسکوپ نوری مطالعات استریولوژی انجام شد. یافته ها: در این مطالعه، تعداد سلول های فیبروبلاست در گروه آرژینین تزریقی در مقایسه با گروه کنترل، آرژینین موضعی %2 و %5 کاهش داشته است. همچنین حجم درم در گروه آرژینین تزریقی در مقایسه با گروه آرژینین موضعی %2 و %5 و کنترل کاهش معنی داری داشته است، اما حجم درم در گروه آرژینین موضعی %2 در مقایسه با گروه کنترل افزایش داشته است. نتیجه گیری: این تحقیق تفاوت های معنی داری را در اثرات ترمیم زخم آرژینین موضعی در مقایسه با آرژینین تزریقی نشان می دهد.
۲۰۶.

The Effectiveness of Building a Lasting Connection (BLC) Premarital Program on Marital Engagement, Emotional Security, and Literacy of Couples during Marriage(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۳
Objective: The aim of the present study was to investigate the effectiveness of Building a Lasting Connection Premarital Program on Marital Engagement, Emotional Security, and Literacy of couples during marriage. Methods:  The method of this research is a pre-test-post-test semi-experimental with a control group, and the statistical population includes all married couples in Ferdowsi University of Mashhad who have been married for at least 6 months. From the research population, 24 couples were selected based on the available sampling method and then randomly assigned to groups. Participants in the experimental group received 5 2-hour training sessions on the sustainable link-building program, whereas participants in the control group received no training. The tools used included the Marital Participation Questionnaire, the Revised Emotional Security Questionnaire (ISQ-R), and the Iranian Family Psychological Functioning Scale (IFPFS). SPSS 26 statistical software, descriptive statistics, and analysis of covariance (ANCOVA) were used for data analysis. Results: According to the present study, the Building a Lasting Connection training program improved marital engagement, emotional security, and couples' literacy during marriage among participants in the experimental group compared with the control group. The effect sizes for the variables of marital engagement, emotional security, and couples' literacy were 0.759 (p<0.001), 0.835 (p<0.001), and 0.745 (p<0.001), respectively. Conclusion: Based on the results of the present study, the premarital educational program, grounded in the model of building a lasting connection during the marriage period, can help improve couples' relationships on the eve of marriage.
۲۰۷.

الزامات مشاوره پیش از ازدواج در ایران: واکاوی کیفی چارچوب های فرهنگی-اجتماعی از نگاه صاحب نظران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۶
در حال حاضر ، آمار فزاینده ی طلاق و نارضایتی های زناشویی در جوامع مختلف، به ویژه در ایران، نشان دهنده ی ضرورت توجه جدی به مشاوره پیش از ازدواج به عنوان راهکاری مؤثر برای کاهش آسیب های اجتماعی و تقویت بنیان خانواده است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی الزامات مشاوره پیش از ازدواج در ایران و واکاوی کیفی چارچوب های فرهنگی-اجتماعی از نگاه صاحب نظران انجام شد. این پژوهش به روش تحلیل مضمون (تماتیک) انجام گرفت. در این مطالعه 15 نفر از صاحب نظران و فعالان حوزه مشاور خانواده با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده های حاصل از مصاحبه های جامع و ساختاریافته، بر اساس روش تحلیل مضمون براون و کلارک مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. . یافته های این پژوهش نشان می دهد که الزامات مشاوره پیش از ازدواج در ایران را می توان در سه مضمون اصلی دسته بندی کرد: 1-شفاف سازی معیارهای ازدواج : بررسی انتظارات، باورها و ارزش های فردی و فرهنگی زوجین برای کاهش سوءتفاهم های آینده. 2-ارزیابی آمادگی طرفین :سنجش بلوغ عاطفی، مهارت های ارتباطی، و توانایی مدیریت تعارض در زندگی مشترک. 3-آگاهی بخشی به زوجین :ارائه ی آموزش های ضروری درباره ی حقوق زناشویی، مسئولیت های خانوادگی و مهارت های زندگی. نتایج این مطالعه تأکید می کند که مشاوره پیش از ازدواج نه تنها یک اقدام پیشگیرانه، بلکه یک ضرورت اجتماعی برای کاهش نرخ طلاق و افزایش رضایت از زندگی مشترک محسوب می شود . این پژوهش پیشنهاد می کند که با تدوین برنامه های آموزشی مدون، فرهنگ سازی گسترده و حمایت نهادهای سیاست گذار می توان گام مؤثری در نهادینه کردن مشاوره پیش از ازدواج در ایران برداشت .
۲۰۸.

بررسی عوامل مؤثر بر فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب در اجرای آموزش میان رشته ای در مدارس ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۶
هدف پژوهش حاضر، بررسی عوامل موثر بر فاصله میان وضع موجود و وضع مطلوب برای اجرای آموزش میان رشته ای مبتنی بر سند تحول در معلمان ابتدایی است. بدین منظور، از روش روایت پژوهی استفاده شده و با روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور، با ۱۶ نفر از معلمان نمونه و آگاه به آموزش میان رشته ای مدارس ابتدایی استان کرمان در سال تحصیلی ۱۴۰4-۱۴۰3 تا رسیدن به اشباع نظری داده ها مصاحبه انجام شد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های روایی و نیمه ساختاریافته و همچنین یادداشت های میدانی بهره گیری شد. به منظور تحلیل داده ها، از روش تحلیل مضمونی روایت ها استفاده شد .در نتیجه تحقیق، چهار مضمون اصلی (عامل های ساختاری و زیرساختاری، آموزشی و یادگیری، فرهنگی و اجتماعی، مدیریتی و رهبری) به عنوان عوامل موثر بر وضع مطلوب معلمان شناسایی شدند. یافته ها نشان می دهد که فاصله موجود میان وضع موجود و وضع مطلوب برای اجرای آموزش میان رشته ای، ناشی از این عوامل است که باعث عدم پیاده سازی مؤثر اصول سند تحول در کلاس های درس می شود. به ویژه، کمبود زیرساخت های آموزشی و ناآگاهی مدیران از مزایای آموزش میان رشته ای ، به عنوان موانع کلیدی شناسایی شد و نااگاهی معلمان از روش های اجرای آموزش میان رشته ای و ارزشیابی، و نگرش های فرهنگی و اجتماعی اولیا نیز به این فاصله دامن می زند. این مطالعه، با تأکید بر اهمیت بافت تدریس و واقعیت های وضع مطلوبی، پیشنهاد می کند که برنامه های آموزشی معلمان به طور تخصصی طراحی و اجرا شود و توجه به نیازهای واقعی دانش آموزان در محتوای درسی لحاظ گردد. همچنین، تقویت حمایت های مدیریتی و ایجاد فضاهای حمایتی برای معلمان از جمله راهکارهای پیشنهادی برای بهبود کیفیت آموزش میان رشته ای است.
۲۰۹.

تحلیل روان شناختی تنظیم هیجان در قرآن کریم با تأکید بر رویکرد شناختی-رفتاری (CBT)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۴
مقدمه و اهداف: تنظیم هیجان به عنوان یکی از سازوکارهای بنیادین در دستیابی به سلامت روان، تاب آوری فردی و انطباق مؤثر با محیط، نقشی حیاتی در کیفیت زندگی ایفا می کند. ناتوانی در مدیریت و تعدیل هیجانات در مواجهه با موقعیت های استرس زا، فقدان، یا تهدیدهای روانی مستقیماً به اختلالات روان شناختی و کاهش عملکرد شناختی می انجامد. در پارادایم روان شناسی شناختی-رفتاری (CBT)، کانون توجه بر این فرض استوار است که ارزیابی های شناختی فرد از رویدادها، تعیین کننده اصلی نوع و شدت واکنش های هیجانی و رفتاری وی خواهد بود. بر این اساس راهبردهای CBT بر شناسایی و اصلاح شناخت های ناکارآمد، توسعه آگاهی هیجانی و به کارگیری تکنیک هایی همانند بازسازی شناختی تأکید دارند. در کنار این پیشرفت های مدرن، قرآن کریم با ساختار چندلایه و معناگرای خود، مجموعه ای غنی و نظام مند از توصیه های عملی برای مدیریت تجربه هیجانی ارائه می دهد. مفاهیمی چون صبر، توکل، رضا، خوف و پرهیز از حزن و یأس، جملگی دال بر وجود یک نظام منسجم از راهبردهای تنظیم هیجان در متون وحیانی است. این راهکارها غالباً ماهیتی درون زاد، شناخت محور و هدفمند دارند که از نظر کارکردی با اصول مطرح در CBT هم راستا هستند؛ با وجود این، پژوهش های پیشین عمدتاً در حوزه بررسی های اخلاقی یا تربیتی این مفاهیم متوقف مانده و تحلیل نظام مند و تطبیقی آنها با مؤلفه های نظریه تنظیم هیجان، به ویژه مدل فرایندی گراس (1998)، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، واکاوی این سازوکارهای قرآنی و ارائه یک چارچوب مفهومی برای تلفیق حکمت اسلامی با مدل های روان شناختی مدرن است. سؤالات محوری عبارت اند از: 1. مؤلفه های تنظیم هیجان در قرآن کریم کدامند؟ 2. این مؤلفه ها تا چه حد با اصول و مراحل مدل CBT انطباق دارند؟ 3. الگوی قرآنی تنظیم هیجان چه سهمی در بهبود سلامت روان فردی دارد؟ روش: پژوهش حاضر از حیث هدف، بنیادی و از نظر روش شناسی، کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش، به طور قیاسی بر مبنای رویکرد شناختی–رفتاری و به طور خاص، مدل فرایندی تنظیم هیجان گراس (1998) سامان یافته است. این مدل پنج مرحله اصلی (انتخاب موقعیت، تغییر موقعیت، توجه انتخابی، ارزیابی مجدد شناختی، و تعدیل پاسخ) را شامل می شود که مبنای کدگذاری نظری اولیه قرار گرفتند. جامعه پژوهش، کل متن قرآن کریم در حد توان نگارنده می باشد و واحد تحلیل، آیات یا عباراتی است که به نظر می آید احتمالاً دلالت روشن یا قابل استنباطی بر هیجانات انسانی (مانند خوف، حزن، خشم، امید) و راهبردهای مقابله ای دارند. نمونه گیری آیات به صورت هدفمند نظری و براساس چهار معیار اصلی انجام شد: وجود دلالت هیجانی، قابلیت انطباق با یکی از مراحل پنج گانه مدل گراس، برخورداری از پشتوانه تفسیری معتبر (با استناد به تفاسیری چون المیزان، تسنیم و مجمع البیان) و التزام کامل به چارچوب نظری از پیش تعیین شده برای پرهیز از تحلیل ذوقی. فرایند تحلیل شامل چهار مرحله بود: 1. تدوین چارچوب کدگذاری نظری (براساس مؤلفه های CBT)؛ 2. شناسایی و غربال آیات؛ 3. کدگذاری محتوای مفهومی (به صورت دستی و تحلیلی با اعمال کدگذاری چندگانه در صورت لزوم) و 4. تحلیل تفسیری و استنتاج نظری با تطبیق دلالت های قرآنی با مفاهیم CBT. برای تضمین اعتبار نتایج از مثلث سازی نظری (تطبیق داده ها با مدل گراس و تفاسیر) و شفافیت روش شناختی استفاده شد تا اطمینان از انسجام درون تحلیلی و اعتبار تفسیری حاصل شود. نتایج: تحلیل داده ها براساس چارچوب نظری مستخرج از CBT و مدل گراس به شناسایی هم راستایی های ساختارمندی بین آموزه های قرآنی و راهبردهای تنظیم هیجان انجامید. یافته های کلیدی نشان داد که به نظر نگارنده احتمالاً قرآن کریم به گونه ای نظام مند هر پنج مرحله تنظیم هیجان را پوشش دهد. در مرحله ارزیابی مجدد شناختی آیاتی مانند «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللهِ…» (زمر، 53) با تکنیک بازسازی شناختی در CBT انطباق دارند. این آیه با جایگزینی شناخت ناکارآمد «من غیرقابل بخشش هستم» با باور قوی «من همچنان مورد رحمت هستم»، احساس شکست و ناامیدی را تعدیل می کند و تقویت امید و اصلاح تصویر از خود را در پی دارد. در حوزه توجه انتخابی، آیه «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد، 28) کارکردی معادل ذهن آگاهی درمانی را نشان می دهد؛ ذکر الهی به عنوان یک تمرکز آگاهانه بر لحظه حال با محتوای معطوف به خداوند به تثبیت هیجانی و کاهش اضطراب ناشی از نشخوار فکری می انجامد؛ همچنین در مرحله تعدیل پاسخ رفتاری، فرمان قرآنی «الْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ» (آل عمران، 134)، الگویی فعال از کنترل تکانه رفتاری و انتخاب پاسخ جایگزین (عفو) به جای واکنش هیجانی زودگذر (انتقام یا پرخاشگری) را ارائه می دهد. درنهایت آیاتی مانند «وَلَاتَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن کُنتُمْ مُّؤْمِنِینَ» (آل عمران، 139)، بر اهمیت تاب آوری شناختی و حفظ عزت نفس در مواجهه با سختی ها تأکید دارند که بازتابی از تقویت باورهای برگرفته از توحید است. جدول تطبیقی ارائه شده در پژوهش، این موارد را به صورت نظام مند دسته بندی می کند. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت، فراتر از یک نظام اخلاقی، یک الگوی شناختی-رفتاری منسجم برای تنظیم هیجان ارائه می دهد که به نظر می آید با مراحل مدل فرایندی گراس  (1998) و اصول بنیادی CBT همخوانی دارد. این هم راستایی نشان می دهد که راهبردهای معنوی مانند توکل، صبر و ذکر، مکانیسم های روان شناختی مشخصی را در چارچوب درمان شناختی-رفتاری فعال می سازند؛ برای مثال صبر صرفاً تحمل منفعلانه نیست، بلکه یک راهبرد فعال شناختی برای ارزیابی مجدد موقعیت های تنش زا و حفظ کنترل پاسخ های رفتاری درونی و بیرونی است. این کشف، اهمیت بالایی در بومی سازی دانش روان شناسی دارد؛ زیرا یک مدل روان درمانی مبتنی بر حکمت اسلامی را پایه ریزی می کند که برای جوامع مسلمان دارای اعتبار درونی و فرهنگی بیشتری است. نکته قابل تأمل آن است که رویکرد قرآن، برخلاف برخی رویکردهای مدرن که ممکن است بر سرکوب هیجان تأکید کنند، بر هدایت هیجان به سوی هدفی متعالی تر استوار است؛ یعنی تبدیل هیجانات بالقوه مخرب به انرژی سازنده و معنادار. اگرچه ماهیت کیفی پژوهش مستلزم احتیاط در تعمیم های بالینی است، نتایج به طور قوی بر لزوم تلفیق این آموزه ها در مداخلات بالینی مبتنی بر CBT تأکید دارند. مطالعات آتی باید این یافته های نظری را از راه طراحی و اجرای پروتکل های مداخله ای کمّی و کارآزمایی بالینی مورد تأیید قرار دهند. تقدیر و تشکر: نویسندگان مراتب قدردانی عمیق خود را نسبت به کلیه اساتید و متخصصانی ابراز می دارند که در مرحله اعتبارسنجی چارچوب نظری و تحلیل تفسیری این پژوهش همکاری کردند. دانش و وقت ارزشمند ایشان در ارتقای اعتبار علمی این مطالعه نقشی محوری داشته است. تعارض منافع: نویسندگان این مقاله هیچ گونه تعارض منافع مالی یا شخصی در انجام، نگارش و ارائه این پژوهش نداشته اند و تمام فرایند تحقیق براساس اصول علمی و حرفه ای انجام پذیرفته است.
۲۱۰.

مدل اعتیاد به بازی های آنلاین نوجوانان بر اساس حمایت اجتماعی با میانجی گری رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۴۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان در رابطه بین حمایت اجتماعی و اعتیاد به بازی آنلاین در نوجوانان انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه نوجوانان پسر منطقه یک و سه شهر تهران بودند که از میان آنها نمونه ای به حجم 220 نفر به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های مقیاس چند بعدی رضایت از زندگی دانش آموزان هیوبنر (1994)، حمایت اجتماعی شربورن و استوارت (1991)، دلبستگی به همسالان آرمسدن و گرینبرگ (1987) و اعتیاد به بازی-های آنلاین وانگ و چانگ (2002) بود. روابط بین متغیرها با آزمون همبستگی پیرسون و آزمون مدل یابی معادلات ساختاری به روش حداقل مجذورات جزئی انجام شد. نتایج نشان داد که بین حمایت اجتماعی با اعتیاد به بازی آنلاین رابطه منفی و معنادار و با رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان رابطه مثبت و معنادار، بین رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان با اعتیاد به بازی آنلاین رابطه منفی و معنادار و بین دلبستگی به همسالان و رضایت از زندگی رابطه مثبت و معناداری وجود داشت (05/0>P). ارتباط غیرمستقیم حمایت اجتماعی و اعتیاد به بازی آنلاین از طریق رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان مشخص شد. بنابراین رضایت از زندگی و دلبستگی به همسالان نقش واسطه ای در رابطه بین حمایت اجتماعی و اعتیاد به بازی آنلاین داشتند. می توان نتیجه گرفت که پژوهشگران حوزه اعتیاد به اینترنت و بازی آنلاین باید بر نقش حمایت اجتماعی و دلبستگی به همسالان جهت برنامه ریزی برای اقدامات پیشگیرانه تأکید نمایند.
۲۱۱.

اثربخشی برنامه بهبود رابطه (PREP) بر سواد عاطفی و تنظیم هیجانات دانش آموزان دبیرستانی نو مزدوج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۵۱
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی برنامه بهبود رابطه (PREP) بر سواد عاطفی و تنظیم هیجان دانش آموزان دختر دبیرستانی نو مزدوج بود. روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون به همراه گروه انتظار بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر متأهل متوسطه دوم منطقه رضویه مشهد در سال ۱۴۰۳ بود که به روش در دسترس، تعداد ۲۰ نفر به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه ۱۰ نفری آزمایش و انتظار جای گرفتند. گروه آزمایش طی ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت آموزش مهارت های بهبود ارتباط مبتنی بر برنامه PREP قرار گرفت، درحالی که گروه انتظار در این مدت مداخله ای دریافت نکرد. در این پژوهش، منظور از نو مزدوج دخترانی است که کمتر از یک سال از عقد رسمی آنان گذشته و هنوز وارد زندگی مشترک نشده اند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه سواد عاطفی کیمیایی و همکاران (۱۳۹۱) و پرسش نامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی و کرایج (۲۰۰۶) بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چندمتغیره تحلیل شدند. نتایج نشان داد که برنامه بهبود رابطه (PREP) منجر به بهبود معنادار سواد عاطفی و تنظیم هیجان در نمونه موردمطالعه در گروه آزمایش در مقایسه با گروه انتظار شد، درحالی که در گروه انتظار تغییر معناداری مشاهده نگردید. به طورکلی، یافته ها نشان می دهد که برنامه PREP می تواند در چهارچوب این پژوهش به عنوان یک مداخله حمایتی در برنامه های مشاوره ای و آموزشی باهدف تقویت مهارت های هیجانی زوجین در مراحل اولیه ازدواج موردتوجه قرار گیرد.
۲۱۲.

تأثیر هنردرمانی با رویکرد انسان گرا بر خودپنداشت و نظریه ذهن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۴۴
کودکان بی سرپرست و بدسرپرستی که در محیطی نا امن و خالی از عشق تربیت می شوند، در معرض بحران های عاطفی، اخلاقی، اجتماعی و روحی قرار دارند لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هنردرمانی با رویکرد انسان گرا بر نظریه ذهن و خودپنداشت کودکان بی سرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انجام گردید. پژوهش حاضر با روش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه اجرا شد. جامعه آماری شامل کلیه ی کودکان بی سرپرست و بدسرپرست 7 تا 12 سال شهر اصفهان بود. نمونه آماری به صورت در دسترس از سه مرکز نگهداری کودکان بی سرپرست و بدسرپرست شهر اصفهان انتخاب شد و در نهایت 32 کودک گروه سنی 7 تا 12 سال در دو گروه آزمایش (16 نفر) و کنترل (16 نفر) قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه خودپنداشت کودکان (1963) و آزمون نظریه-ذهن (1999) بود. 10 جلسه هنردرمانی 90 دقیقه ای برای گروه آزمایش برگزار گردید که هر جلسه یک تکلیف در خانه نیز داشت. داده های پژوهش به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری و همبستگی پیرسون با استفاده از نرم افزار SPSS26 تحلیل و بررسی شدند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که هنردرمانی با رویکرد انسان گرا بر خودپنداشت و نظریه ذهن کودکان بی سرپرست و بدسرپرست، تأثیر معناداری داشته است همچنین بین خودپنداشت و نظریه ذهن این کودکان رابطه ی معناداری وجود دارد. با توجه به نتایج حاصل، به نظر می رسد استفاده از هنر به عنوان یک درمان انسان گرا می تواند پایه ریزی مناسبی برای درمان مبتنی بر تعامل میان کودک، محیط و درمانگر باشد و کودکان بی سرپرست و بدسرپرست را به سمت بهبود نظریه ذهن و خودپنداشت آن ها سوق دهد.
۲۱۳.

مدل یابی معادلات ساختاری تاب آوری تحصیلی بر اساس سبک های والدگری با میانجی گری بهزیستی تحصیلی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۵۸
پژوهش حاضر با هدف مدل یابی معادلات ساختاری تاب آوری تحصیلی بر اساس سبک های والدگری با میانجی گری بهزیستی تحصیلی دانش آموزان متوسطه دوم انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این پزوهش دانش آموزان متوسطه دوم شهر کرمان در سال تحصیلی 1403-1402 یود، که 400 نفر با روش نمونه گیری دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های بهزیستی تحصیلی (AWQ؛ تومینین-سوینی و همکاران، 2012)، تاب آوری تحصیلی(ARS؛ کسیدی، 2016)، و پرسشنامه سبک والدگری (PSQ؛ رابینسون و همکاران، 2001) استفاده شد. داده ها به روش مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج حاکی از برازش مناسب مدل پزوهش بود. یافته ها نشان داد بین سبک والدگری مقتدرانه، مستبدانه و سهل گیرانه به صورت مستقیم قادر به پیش بینی تاب آوری و بهزیستی تحصیلی بودند (01>p)، تاب آوری تحصیلی به صورت مستقیم قادر به پیش بینی بهزیستی تحصیلی بود (001>p). همچنین سبک والدگری مقتدرانه، استبدادی و سهل گیرانه توانست از طریق بهزیستی تحصیلی به صورت غیر مستقیم تاب آوری تحصیلی را پیش بینی کند (001>p). این نتایج نشان می دهد سبک های والدگری با توجه به نقش مهم بهزیستی تحصیلی می تواند تبیین کننده تاب آوری تحصیلی باشد و لزوم توجه به این عوامل در تعامل با یکدیگر ضروری است.
۲۱۴.

اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنیت های طرحواره ای بر قلدری، قربانی و زدوخورد نوجوانان دختر دارای سابقه خودجرحی بدون خودکشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۷
هدف پژوهش حاضر تعیین بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر ذهنیت های طرحواره ای بر قلدری، قربانی و زدوخورد در نوجوانان دختر دارای سابقه خودجرحی بدون خودکشی بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری اپژوهش شامل نوجوانان دختر 12 تا ۱۸ ساله دارای سابقه خودجرحی بدون خودکشی شهر اصفهان در بازه زمانی پائیز 1403 بودند. نمونه پژوهش شامل 30 نفر بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه گمارده شدند. ابزار سنجش شامل پرسشنامه قلدری اسپلاگه و هولت (IBS 2001) بود. گروه آزمایش تحت درمان مبتنی بر ذهنیت های طرح واره ای طی 10 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یکبار قرار گرفت و گروه گواه هیچگونه مداخله درمانی دریافت نکرد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیلی کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون قلدری، قربانی و زد و خورد در گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت. یافته های این پزوهش نشان داد درمان مبتنی بر ذهنیت های طرحواره ای بر کاهش قلدری، قربانی و زد و خورد نوجوانان نوجوانان دختر دارای سابقه خودجرحی بدون خودکشی اثربخش بوده است.
۲۱۵.

تأثیر راهبردهای فراشناختی در رشد مهارت های فنی، باورهای زیباشناختی و خلاقیت دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۸۵
زمینه: راهبردهای فراشناختی بر عملکرد تحصیلی و موفقیت یادگیرندگان در امور تحصیلی اثری مثبت دارد؛ ولی در نظام های آموزشی به تأثیر این آموزش بر رشد شناختی و فراشناختی توجه چندانی نشده است. هدف: پژوهش حاضر باهدف تأثیر راهبردهای فراشناختی در رشد مهارت های فنی، باورهای زیباشناختی و خلاقیت دانش آموزان پایه پنجم انجام شد. روش: روش پژوهش شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان پایه پنجم شهر میسان است، که تعداد 70 نفر از آن ها به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه چندمرحله ای انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه 35 نفرِ (گروه کنترل 35 نفر و گروه آزمایش 35 نفر) گمارده شدند. جمع آوری داده ها بر اساس پرسشنامه استاندارد مهارت فنی از موسوی (1392)، باورهای زیباشناختی از تقی زاده و بابایی (1396) و خلاقیت تورنس انجام گرفت. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به تأیید اساتید و متخصصان مدیریت و علوم تربیتی رسید و از طریق تحلیل عاملی تأیید مورد تأیید قرار گرفت، پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ مهارت های فنی 79/0، باورهای زیباشناختی 81/0 و خلاقیت 76/0 به دست آمد. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای آزمون ها از طریق نرم افزار SPSS22 در دو بخش توصیفی شامل (میانگین، انحراف استاندارد، کجی و کشیدگی) و استنباطی (تحلیل کوواریانس) انجام پذیرفت. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که آموزش راهبردهای فراشناختی در رشد مهارت های فنی، باورهای زیباشناختی و خلاقیت دانش آموزان پایه پنجم اثر مثبت و معنی داری دارد. نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده از این مطالعه می توان به مدیران، مشاوران و به طورکلی مسئولان و سیاست گذاران آموزشی پیشنهاد کرد که برای بهبود و بهبود رشد مهارت های فنی باورهای زیباشناختی و خلاقیت دانش آموزان به نقش مهم و غیرقابل انکار راهبردهای فراشناختی عنایتی ویژه داشته باشند و زمینه ایجاد و تقویت این راهبردها را با آموزش راهبردهای فراشناختی در کارگاه های آموزشی و سمینارهای معتبر و آموزنده در دانش آموزان مدارس ایجاد کنند.
۲۱۶.

الزامات اخلاقی به کارگیری هوش مصنوعی در آموزش (یک مطالعه فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۹
مقدمه و هدف : کاربرد گسترده هوش مصنوعی در آموزش، چالش های اخلاقی فراوانی به دنبال داشته است. شناسایی الزامات اخلاقی به کارگیری هوش مصنوعی در آموزش برای مقابله با چنین چالش هایی اهمیت چشمگیری دارد. روش شناسی پژوهش : این مطالعه با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شده است. بدین منظور از روش هفت مرحله ای سندولوسکی و باروسو (2007) استفاده گردید. میدان پژوهش شامل 351 سند علمی بود که پس از واکاوی و بررسی چکیده، محتوا و کیفیت یافته ها با کمک ابزار پریزما، 21 مقاله بر اساس ملاک های تعیین شده، جهت فراترکیب گزینش شدند. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) استفاده شده است. روایی توصیفی و تفسیری نیز مورد تایید قرار گرفتند. یافته ها : یافته ها نشان داد که الزامات اخلاقی به کارگیری هوش مصنوعی در آموزش شامل الزامات اخلاقی نهادی و الزامات اخلاقی توسعه ای است. الزامات اخلاقی نهادی شامل اخلاق فناورانه و اخلاق سیاستگذاری و نظارت (سازمانی) است. الزامات اخلاقی توسعه ای نیز شامل اخلاق آموزش و یادگیری (پداگوژیک) و اخلاق انسانی (بشر) است. بحث و نتیجه گیری: براساس یافته های بدست آمده می توان نتیجه گرفت که برای استقرار هوش مصنوعی در آموزش، ملحوظ کردن ملاحظات مختلف منجمله ملاحظات اخلاقی از اهمیت زیادی برخوردار است ولذا نتایج این مطالعه که ملاحظات اخلاقی را مورد مداقّه قرار داده است می تواند مورد توجه سیاست گذاران، مدیران آموزشی و معلمان جهت استقرار اخلاقی هوش مصنوعی در آموزش قرار گیرد تا با چالش های اخلاقی کاربست این فناوری مقابله شود.
۲۱۷.

مدل یابی معادلات ساختاری نقش میانجی اضطراب اجتماعی در رابطه بین حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد با رفتارهای ایمنی بخش در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۶
زمینه: مبتلایان به اضطراب اجتماعی از دو ویژگی عمده حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد برخوردارند و برای کاهش رفتارهای مضطربانه خود در موقعیت های اجتماعی رفتارهای ایمنی بخش را بروز می دهند. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی اضطراب اجتماعی در رابطه بین حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد با رفتارهای ایمنی بخش در دانشجویان انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی با استفاده از معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانشجویان کارشناسی شهر اصفهان در سال تحصیلی 1402-1403 بود. حجم نمونه با استفاده از مدل کلاین و به روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی 303 نفر انتخاب شد. داده ها با استفاده از مقیاس رفتارهای ایمنی بخش هراس اجتماعی (پینتگویا و همکاران، 2003)، پرسشنامه اضطراب اجتماعی (کابالو و همکاران، 2010)، پرسشنامه حساسیت اضطرابی (فلوید و همکاران، 2005) و پرسشنامه حساسیت به طرد (داونی و فلدمن،1996) جمع آوری شد. یافته ها: نتایج با استفاده از روش بوت استراپ نشان داد اثر غیرمستقیم حساسیت اضطرابی بر رفتارهای ایمنی بخش از طریق اضطراب اجتماعی (0/0001 =b= 0/21، p) و اثر غیرمستقیم حساسیت به طرد بر رفتارهای ایمنی بخش از طریق اضطراب اجتماعی (0/0001 =b= 0/41، p) از لحاظ آماری معنی دار می باشند و برازش مدل تأیید شد. نتیجه گیری: با توجه به نقش رفتارهای ایمنی بخش در اختلال اضطراب اجتماعی و همچنین اهمیت حساسیت اضطرابی و حساسیت به طرد در ایجاد و تداوم این اختلال، یافته های پژوهش دارای تلحویاتی برای درمانگران برای طراحی مداخلات درمانی به منظور بهبود اضطراب اجتماعی می باشد.
۲۱۸.

مقایسه طرحواره درمانی با درمان شناختی-رفتاری بر پریشانی روان شناختی و بخشودگی زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۵۳
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه طرحواره درمانی و درمان شناختی-رفتاری بر پریشانی روان شناختی و بخشودگی زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی مراجعه کننده به کلینیک مشاوره فصل زندگی شهر تهران در زمستان سال 1403 بودند. 45 زن به صورت تصادفی ساده در 3 گروه (هر گروه 15 زن) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول تحت 10 جلسه 90 دقیقه ای طرحواره درمانی و گروه آزمایش دوم تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان شناختی-رفتاری قرار گرفتند. از مقیاس پریشانی روان شناختی (K10) کسلر و همکاران (2003) و پرسشنامه بخشودگی هارتلند (HFS) تامسون و همکاران (2005) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده ها SPSS نسخه 29 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر کاهش پریشانی روان شناختی و بخشودگی داشته است (0/05>p). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که طرحواره درمانی اثربخشی بیشتری نسبت به درمان شناختی-رفتاری بر کاهش پریشانی روان شناختی و بخشودگی دارد (0/05>p). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که طرحواره درمانی و درمان شناختی-رفتاری می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای کاهش پریشانی روان شناختی و بخشودگی زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی در مراکز مشاوره و خدمات روان شناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده در کاهش پریشانی روان شناختی و بخشودگی زنان مطلقه آسیب دیده از خیانت زناشویی با طرحواره درمانی است.
۲۱۹.

مقایسه اثربخشی آموزش شکوفایی با تحلیل رفتار متقابل بر خوش بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار دانشجویان از دانشگاه به بازار کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۵
مقدمه: ورود موفق به بازار کار یکی از مراحل حیاتی توسعه حرفه ای دانشجویان است و مداخله های آموزشی هدفمند می توانند آمادگی و خوش بینی شغلی آن ها را تقویت کنند. هدف از انجام این پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش شکوفایی با تحلیل رفتار متقابل بر خوش بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار دانشجویان از دانشگاه به بازار کار بود . روش: طرح پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری، تمامی دانشجویان مجرد سال آخر مشغول به تحصیل در دانشگاه آزاد گرگان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بودند که با روش نمونه گیری در دسترس تعداد ۴۵ نفر انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه جایدهی شدند. گروه آزمایش نخست آموزش شکوفایی و گروه آزمایش دوم آموزش تحلیل رفتار متقابل را در ده جلسه شصت دقیقه ای دریافت کردند، اما گروه گواه تا پایان پژوهش مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش، پرسشنامه خوش بینی مسیر شغلی روتینگهاوس و همکاران ( ۲۰۰۵) و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار صادقی و همکاران ( ۱۳۹۶) بود. داده ها با آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره و استفاده از نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش شکوفایی و تحلیل رفتار متقابل بر افزایش خوش بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار اثربخش هستند (05/0> p ). بین گروه های آموزشی از لحاظ اثربخشی تفاوت معناداری وجود داشت؛ به نحوی که آموزش شکوفایی در افزایش خوش بینی مسیر شغلی و آمادگی گذار از دانشگاه به بازار کار مؤثرتر بود . نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که آموزش شکوفایی با تقویت احساس شایستگی، خودمدیریتی و خودآگاهی، ادراک مثبت از صلاحیت ها و ایجاد خوش بینی، مسیر رسیدن به موفقیت و توفیق در گذار دانشگاه به کار را بهبود می بخشد . بنابراین بهره گیری از این رویکردهای آموزشی برای آماده سازی دانشجویان توصیه می شود.
۲۲۰.

بررسی اضطراب اقلیمی و تاب آوری روانی در نسل Z: نقش راهبردهای مقابله ای و دلالت هایی برای ارتقای بهزیستی روانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۹
زمینه و هدف: اضطراب اقلیمی به عنوان یکی از پیامدهای روان شناختی بحران تغییرات اقلیمی، به ویژه در میان نسل Z ، به طور فزاینده ای مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است. نسل Z به دلیل مواجهه مستمر با اخبار و پیامدهای تغییرات اقلیمی، آسیب پذیری بیشتری نسبت به نگرانی ها و تنش های مرتبط با آینده محیط زیست دارد. در این میان، تاب آوری روانی و راهبردهای مقابله ای می توانند نقش مهمی در کاهش آثار منفی اضطراب اقلیمی و ارتقای بهزیستی روانی ایفا کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه اضطراب اقلیمی، تاب آوری روانی و راهبردهای مقابله ای در نسل Z انجام شد . مواد و روش ها: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان و دانشجویان نسل Z ساکن شهر تبریز در سال ۱۴۰۳ بود که از میان آنان 300 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اضطراب اقلیمی، مقیاس تاب آوری روانی و پرسشنامه راهبردهای مقابله ای بود. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون در نرم افزار SPSS تحلیل شدند . یافته ها: نتایج نشان داد بین اضطراب اقلیمی و تاب آوری روانی رابطه منفی و معنادار وجود دارد (r=-0.42, p>0.001) . همچنین اضطراب اقلیمی با راهبردهای مقابله ای فعال (r=0.31, p>0.01) و منفعل (r=0.53, p>0.001) رابطه معناداری داشت. نتایج رگرسیون چندگانه نشان داد که اضطراب اقلیمی و راهبردهای مقابله ای در مجموع ۳۷ درصد از واریانس تاب آوری روانی را تبیین می کنند. یافته ها نشان داد افرادی که از راهبردهای مقابله ای فعال استفاده می کنند، تاب آوری روانی بالاتری دارند و بالعکس، استفاده از راهبردهای منفعل با کاهش تاب آوری همراه است . نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، اضطراب اقلیمی می تواند سلامت روان نسل Z را تحت تأثیر قرار دهد و راهبردهای مقابله ای نقش مهمی در تعدیل این اثر ایفا می کنند. بنابراین، طراحی مداخلات آموزشی و روان شناختی با هدف تقویت تاب آوری و آموزش راهبردهای مقابله ای سازگارانه می تواند در ارتقای بهزیستی روانی نسل جوان مؤثر باشد .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان