ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
۱۴۱.

شناسایی ابعاد اساسی چالش های اجرای تربیت جنسی نوجوانان: پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۰
هدف از این مطالعه، شناسایی ابعاد اساسی چالش های اجرای تربیت جنسی نوجوانان بود. این پژوهش از دیدگاه هدف، کاربردی و از نظر راهبرد و روش، تحقیقی ترکیبی از نوع اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل پژوهشگران حوزه تربیت جنسی نوجوانان، دبیران، مربیان بهداشت، مشاوران، روانشناسان مدارس و اولیای دانش آموزان استان آذربایجان غربی در سال 1398 و در مرحله کمّی دبیران دوره اول و دوره دوم متوسطه شهرستان های خوی و چایپاره در سال تحصیلی 1399-1398 بودند. حجم نمونه در مرحله کیفی 20 نفر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند بر اساس اصل اشباع و در مرحله کمّی 345 با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، بر حسب جنسیت و مقطع تدریس، براساس جدول کرجسی و مورگان انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده های پژوهش در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی، پرسشنامه محقق ساخته بود. یافته های به دست آمده از بخش کیفی منجر به شناسایی شش مقوله اصلی موانع سیاست گذاری، موانع خانوادگی، موانع اطلاعاتی نامعتبر، موانع مذهبی- اعتقادی، موانع اجتماعی- فرهنگی و موانع آموزشی_سازمانی در رابطه با چالش های اجرای تربیت جنسی نوجوانان گردید و در قالب مقیاسی 18 گویه ای به جامعه آماری در بخش کمّی ارائه شد. یافته های حاصل از تحلیل داده ها در بخش کمّی نشان داد که الگوی عناصر استخراج شده از شاخص های برازش مطلوبی برخوردار است. با عناصر طراحی شده برای چالش های ارائه آموزش تربیت جنسی می توان به عنوان معیار، نسبت به سنجش اثرگذاری هر یک از چالش ها اقدام کرد، در فاصله های زمانی معین بر مبنای این عناصر، وضعیت موجود موانع آموزش تربیت جنسی را مورد سنجش قرار داد و با وضعیت مطلوب مقایسه نمود و در صورت وجود فاصله، برنامه ها، روش ها و راهکارهایی برای آموزش، تغییر و بهبود وضعیت موجود پیشنهاد داد.
۱۴۲.

اثربخشی درمان شفقت به خود بر پریشان خوابی، احساس گناه و افکار ناکارآمد دختران آزاردیده جنسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۵
اثرات نامطلوب آزاردیدگی جنسی به قدری کشنده است که می تواند کل زندگی افراد را تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش به منظور تعیین اثربخشی درمان شفقت به خود بر پریشان خوابی، احساس گناه و افکار ناکارآمد دختران آزاردیده جنسی انجام گرفت. روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. تعداد کل جامعه آماری 25 نفر از دختران آزاردیده جنسی شهر بابلسر، بودند.20 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با روش تصادفی در گروه آزمایش و کنترل 10 نفری جایگزین شدند. شرکت کنندگان با پرسشنامه پریشان خوابی بویس، احساس گناه کوگلر و افکار ناکارآمد وایزمن ارزیابی شدند. گروه آزمایشی 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان شفقت به خود را به طور انفرادی دریافت کردند و گروه کنترل، آموزشی دریافت نکردند. مجدداً پرسشنامه ها به هر دو گروه داده شد. داده ها با تحلیل کوواریانس تک متغیری تحلیل شدند. نتایج نشان داد، درمان شفقت به خود بر کاهش پریشان خوابی و احساس گناه تأثیر مثبت داشته، اما بر افکار ناکارآمد تأثیری نداشته است. در کل روشن شد، درمان شفقت به خود در کاهش پریشان خوابی و احساس گناه دختران آزاردیده جنسی نقش مؤثری دارد.
۱۴۳.

The Structural Model of Death Anxiety and Self-Acceptance Based on Differentiation with the Mediating Role of Self-Compassion in the Elderly(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۷۳
Objective: This study aimed to determine the fit of a structural model of death anxiety and self-acceptance based on psychological flexibility and differentiation, with the mediating role of self-compassion in the elderly. Methods and Materials: The research method was fundamental, descriptive, and correlational in nature. The statistical population consisted of all individuals aged 60 years and above residing in daily elderly care centers in Nowshahr and Chalous counties from February 2024 to August 2024 (N = 232). Due to the limited size of the population, a census method was used, and research questionnaires were distributed to all members of the population. Ultimately, due to damaged or incomplete questionnaires, data from 215 questionnaires were analyzed (n = 215). The research instruments included the Templer Death Anxiety Scale (1970), the Unconditional Self-Acceptance Questionnaire by Chamberlain and Haaga (2001), the Acceptance and Action Questionnaire-II (Bond et al., 2007), the Differentiation of Self Inventory by Skowron and Friedlander (1998), and Neff’s Self-Compassion Scale (2003). Data analysis was conducted using SPSS version 26 and LISREL 8 software. Findings: Pearson correlation analysis indicated a positive and significant relationship between differentiation and self-compassion (r = 0.645, p < .01); a negative and significant relationship between differentiation and death anxiety (r = -0.411, p < .01); a positive and significant relationship between differentiation and self-acceptance (r = 0.700, p < .01); a negative and significant relationship between self-compassion and death anxiety (r = -0.352, p < .01); and a positive and significant relationship between self-compassion and self-acceptance (r = 0.846, p < .01). Path analysis revealed that the indirect path from differentiation to death anxiety through the mediating role of self-compassion was statistically significant (β = -0.629, p < .01). Furthermore, the indirect path from differentiation to self-acceptance through self-compassion was also statistically significant (β = 0.861, p < .01). Conclusion: Thus, the structural model of death anxiety and self-acceptance based on differentiation with the mediating role of self-compassion demonstrated a good fit among elderly individuals residing in daily care centers in Nowshahr and Chalous. These findings may serve as a basis for developing comprehensive therapeutic models to enhance psychological well-being among the elderly. Keywords: Death Anxiety, Self-Acceptance, Differentiation, Self-Compassion, Elderly.
۱۴۴.

Parental Smartphone Addiction and Child Behavioral Problems: The Mediating Role of Parenting Quality(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۶۶
Objective: This study aimed to examine the direct and indirect effects of parental smartphone addiction on child behavioral problems, with parenting quality as a mediating variable. Methods and Materials: A descriptive correlational design was employed with a sample of 410 parents from Malaysia, determined according to the Morgan and Krejcie sample size table. Participants were recruited through schools and community centers and completed standardized measures assessing smartphone addiction, parenting quality, and child behavioral problems. Data were analyzed using SPSS-27 for descriptive statistics and Pearson correlations, and AMOS-21 for structural equation modeling (SEM). Model fit indices, including χ²/df, GFI, AGFI, CFI, TLI, and RMSEA, were used to assess model adequacy. Findings: Descriptive statistics revealed moderate levels of parental smartphone addiction (M = 32.47, SD = 6.81), relatively high parenting quality (M = 74.26, SD = 9.54), and mild to moderate child behavioral problems (M = 18.63, SD = 5.72). Correlation analyses showed that parental smartphone addiction was positively correlated with child behavioral problems (r = .36, p < .001) and negatively correlated with parenting quality (r = –.41, p < .001). Parenting quality was negatively correlated with child behavioral problems (r = –.44, p < .001). SEM confirmed partial mediation: parental smartphone addiction negatively predicted parenting quality (β = –.39, p < .001), which in turn negatively predicted child behavioral problems (β = –.41, p < .001). The direct path from parental smartphone addiction to child behavioral problems remained significant (β = .25, p = .001), while the indirect effect through parenting quality was also significant (β = .16, p < .001). Conclusion: The study highlights that parental smartphone addiction increases child behavioral problems both directly and indirectly through reduced parenting quality. Interventions should target reducing parental smartphone addiction and enhancing parenting practices to safeguard children’s behavioral health.
۱۴۵.

آسیب شناسی تأمین نیازهای معنوی همسران در چارچوب سلامت معنوی قرآن بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۷۳
مقدمه و اهداف : نیازهای معنوی از جمله نیازهایی هستند که در منظومه سلامت معنوی خانواده جایگاه ویژه ای دارند، به ویژه آنکه به تازگی سازمان جهانی بهداشت، بُعد معنوی را در کنار ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی سلامت قرار داده است که این امر نشان از تأثیر انکارناپذیر نیازهای معنوی در چارچوب بخشی به سلامت معنوی می باشد. تشکیل خانواده از دیدگاه اسلام می تواند فضای مناسبی را برای تأمین نیازهای معنوی همسران فراهم کند. بااین وجود، بیشتر همسران نسبت به نیازهای معنوی خود آگاهی لازم نداشته، و درنتیجه انگیزه و برنامه ای هدفمند برای تحقق آنها را هم ندارند. برخی مطالعات داخلی ثابت می کنند عدم تأمین نیازهای معنوی همسران زمینه آسیب به امنیت روانی آنان را فراهم می کند و خانواده از کارکرد حقیقی خود دور می شود. با این وصف، تاکنون پژوهشی به شناسایی نیازهای معنوی و مکانیسم اثرگذاری آنها بر سلامت معنوی خانواده و ثبات آن نپرداخته است. سلامت معنوی قرآن بنیاد، رویکردی نوین در مطالعات سلامت معنوی است که با ابتناء بر آیات قرآن در قالب مصادیقی مانند تزکیه، حیات طیبه، تقوا و سلام تجلی یافته است و گستره آن تا عالم آخرت و عوالم غیب و شهود و نیز روح، عقل، قلب و سرّ انسان را دربرمی گیرد. یکی از الزامات تحقق این رویکرد، توجه به تأمین نیازهای معنوی همسران و آسیب شناسی موانع پیش روی آن است. هدف از این پژوهش، بررسی آسیب شناسانه تأمین نیازهای معنوی همسران در بستر رویکرد سلامت معنوی قرآن بنیاد است. روش: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، ترکیبی از روش پژوهش مروری و تحلیلی و از جهت شیوه گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای صورت گرفت. پژوهش مروری نوعی از تحقیقات است که هدف آن، مطالعه مستقل و روشمند پیشینه پژوهش برای اکتشاف، توصیف، تلفیق، تبیین و یا نقد الگوها، روابط و روند های قابل مشاهده در پیکره دانش می باشد که با انجام پژوهش ها و منابع مرتبه اول، به راحتی امکان بررسی آن وجود ندارد. ابتدا با مرور پیشینه پژوهش های داخلی انجام شده در این زمینه، عوامل مؤثر بر تأمین نیازهای معنوی همسران استخراج و دسته بندی شد و در مرحله بعد، شواهد و مصادیق قرآنی مرتبط با هر یک از عوامل، ارائه و آسیب شناسی شدند. نتایج: بررسی پیشینه مرتبط و آیات قرآنی متناظر به دسته بندی سه گانه از عوامل مؤثر بر تأمین نیازهای معنوی همسران انجامید که عدم تأمین هر یک می تواند آسیبی در حوزه سلامت معنوی همسران به شمار رود و خانواده را دچار بی ثباتی کند. این عوامل عبارت اند از: کاستی های اعتقادی، کاستی های حوزه اخلاق و ارزش ها، و کاستی ها در زمینه فرهنگ و مناسبات اجتماعی. ضعف بینشی همسران از راه مکانیسم تأثیرگزاری بر سه حوزه مبدأ ادراک شده، معادباوری، و ضعف ادراک خود و دیگران به عدم تأمین نیاز اعتقادی همسران می انجامد. قرآن کریم همواره می کوشد تصاویری از رحمت، حکمت و عدالت الهی را در ذهن انسان ها تقویت کند. با شکل گیری این تصور در ذهن، دلهره و نگرانی از انسان زدوده می شود و انسان با مجهز شدن به امیدواری، به کار و کوشش بیشتر در زندگی تشویق می شود. همچنین آیات قرآن با اصلاح باورهای یقینی درباره معناداری مرگ، زندگی پس از مرگ و رسیدگی به اعمال انسان در حیاتی دیگر می توانند زمینه تعادل و اعتلای معنوی فرد را فراهم کنند. در حوزه ارزش ها، کاستی های اخلاقی، عیب جویی متقابل، ناآگاهی از حق و یاری گری معنوی و ضعف پنداره های ذهنی از ارزش های جنسیتی به عنوان موانعی در برابر تحقق نیازهای معنوی همسران و درنتیجه سلامت معنوی خانواده دانسته می شوند. ضعف تربیت دینی فراگیر (رسمی و غیررسمی)، عدم اشاعه فرهنگ امر به معروف و نهی از منکر، ضعف حیثیت اجتماعی، عدم تنظیم سطح عواطف و احساسات درون خانوادگی و ضعف ارتباط معنوی نیایش محور، آسیب های اجتماعی فرهنگی هستند که موجب بروز کشمکش های معنوی در همسران می شوند و برآورده شدن نیازهای معنوی همسران را با اختلال یا توقف روبه رو می کنند. قرآن کریم با بیان نمونه هایی از استکبار انسان بر وی زمین و فریب شیطان و ایجاد حسد در دل مومنان، تاکید می کند نعمت های مادی دنیا زودگذر و فانی هستند و به جای تمرکز همسران بر مواهب ناچیز دنیوی و افتادن در دام مقایسه های بی جا، باید به رزق خداوند چشم دوخت که برای انسان بسیار بهتر و پاینده تر است. عیب جویی، ناسپساسی، خشم و قهر، بدبینی و تهمت از جلمه کاستی های اخلاقی هستند که موجب عدم تأمین نیازهای معنوی یکدیگر و درنتیجه بی ثباتی خانواده می شوند. معارف قرآن کریم با توصیف همسران به عنوان لباس برای یکدیگر، ضمن فراهم کردن زمینه برای بخشش و ایجاد فضای صمیمی، از بروز بسیاری آسیب های اخلاقی دیگر در محیط خانه جلوگیری می کنند. همسران با بهره گیری از ارتباط معنوی مبتنی بر نیایش و دعا، می توانند در یاری دیکدیگر برای اشاعه دین الهی سهیم باشند و  با رغبت به فرزندآوری، از یک سو دین الهی را گشترش دهند و از سویی دیگر حیثیت اجتماعی خویش را بهبود بخشند. بحث و نتیجه گیری : یافته های نظری این پژوهش  با برخی یافته های مبتنی بر کارآزمایی بالینی بعد از مداخله معنوی همسویی دارند. پژوهش های اخیر در این زمینه مؤید اهمیت آموزش معنویت به زوجین و اثرات مثبت آن بر سلامت معنوی و ثبات زندگی زناشویی بوده اند. این تحقیقات حاکی از آن هستند که آموزش معنویت و توجه به نیازهای معنوی در زندگی زناشویی نه تنها بر سلامت روانی و روحی زوجین تأثیرگذار است، بلکه نقش مؤثری در تثبیت و تقویت بنیاد خانواده نیز ایفا می کند. این تحقیقات همچنین نشان می دهند که توجه به معنویت می تواند از عوامل اصلی در کاهش مشکلات روان شناختی مانند اضطراب و افسردگی در زوجین باشد. به طور خاص، مطالعات نشان داده اند مداخلات معنوی و تمرکز بر ارزش های مشترک مذهبی و معنوی، باعث افزایش همدلی، درک و حمایت متقابل بین همسران می شود که از عوامل مهم در پایداری رابطه زناشویی هستند. بخش مهمی از ثبات خانواده منوط به تلاش برای جلوگیری از بازگشت آسیب هایی است که در حوزه نیازهای معنوی همسران، سلامت معنوی خانواده را با اختلال روبه رو می سازد. با توجه به اینکه پیشگیری همواره مقدم بر درمان است، برنامه های پیشگیرانه و مراقبتی سلامت معنوی خانواده باید از سال ها قبل از تشکیل خانواده با جدیت پیگیری شوند؛ چنانچه آمادگی های لازم در جوانان برای تشکیل خانواده و سپس فرزندآوری تأمین شود، اما از مسئله مهم معنویت و توانمندی معنوی غفلت شود، منظومه سلامت انسان، ناقص و حرکت خانواده در مسیر هدایت الهی با اختلال روبه رو خواهد شد. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تضاد منافعی مرتبط با تحقیق حاضر ندارند.
۱۴۶.

پیش بینی بهزیستی روان شناختی براساس مولفه های سرمایه روان شناختی ( خودکارآمدی،خوش بینی،تاب آوری و امیدواری) در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۳
این پژوهش با هدف بررسی پیش بینی بهزیستی روان شناختی بر اساس مؤلفه های سرمایه روان شناختی (خودکارآمدی، خوش بینی، تاب آوری و امیدواری) در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (ام اس) انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری در این پژوهش کلیه افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (ام اس) عضو انجمن بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس شهر یزد در سال 1401 می باشد. انتخاب افراد نمونه به صورت روش نمونه گیری در دسترس بود و 200 نفر به عنوان افراد نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف (1980) و پرسشنامه سرمایه روان شناختی لوتاز (2007) بود. داده ها با استفاده از روش آماری رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که تمامی مؤلفه های خودکارآمدی، تاب آوری، امیدواری، خوش بینی و سرمایه روان شناختی به عنوان پیش بینی کننده های معنادار تغییرات بهزیستی روان شناختی در بیماران ام اس محسوب می شوند (p>0.05). نتایج این پژوهش نشان می دهد که سرمایه روان شناختی می تواند نقشی حیاتی در تقویت بهزیستی روان شناختی بیماران مبتلا به ام اس ایفا کند و بر اهمیت تقویت این مؤلفه ها در مداخلات درمانی تأکید دارد. همچنین، این نتایج می تواند به عنوان مبنایی برای طراحی مداخلات روان شناختی با هدف بهبود بهزیستی روان شناختی در این گروه از بیماران مورد استفاده قرار گیرد. از این رو، به کارگیری مداخلاتی که به تقویت سرمایه روان شناختی می پردازند، می تواند بهبود قابل توجهی در کیفیت زندگی بیماران ام اس ایجاد کند و به کاهش استرس ها و فشارهای روانی ناشی از این بیماری کمک نماید.
۱۴۷.

تبیین و پیش بینی افسردگی بر اساس سبک دلبستگی اجتنابی، سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی و انتظارات واقع بینانه از ازدواج در رابطه زوجین شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: پژوهش حاضر با هدف، تبیین و پیش بینی افسردگی بر اساس سبک دلبستگی اجتنابی، سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی و انتظارات واقع بینانه از ازدواج در رابطه زوجین شهر تهران انجام شده است. روش: پژوهش حاضر توصیفی-پیمایشی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی افراد متأهل مراجعه کننده به مراکز خدمات مشاوره و روانشناسی منطقه 1 شهر تهران در بهار سال 1403 بود، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، تعداد 160 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های افسردگی بک (1978)، مقیاس دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (1990) و مقیاس انتظار از ازدواج نلسون و جونز (1996) جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش توصیفی و استنباطی با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه توسط نرم افزار SPSS ویرایش 26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین سبک دلبستگی اجتنابی و سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی با افسردگی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین، بین انتظارات واقع بینانه از ازدواج با افسردگی رابطه منفی معنادار وجود دارد. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که سبک دلبستگی اجتنابی، سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی و انتظارات واقع بینانه از ازدواج، افسردگی را در رابطه زوجین پیش بینی می کنند.
۱۴۸.

رابطه بین کمال گرایی عاشقانه و بی ثباتی زناشویی: نقش تعدیلگر الگوهای ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۸۳
مقدمه: بی ثباتی زناشویی یکی از عوامل ازبین رفتن بنیان خانواده ها در سه دهه اخیر بوده است و می تواند، زمینه ساز طلاق زوجین شود؛ ازاین رو بررسی عوامل مرتبط با این متغیر اهمیت بسزایی دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیلگر الگوهای ارتباطی در رابطه بین کمال گرایی عاشقانه و بی ثباتی زناشویی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های همبستگی و به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان و مردان متأهل شهرستان گتوند استان خوزستان در سال ۱۴۰۱ بود که به روش نمونه گیری دردسترس ۲۰۳ نفر از این جامعه (۱۲۹ نفر زن و ۷۴ نفر مرد) به عنوان نمونه انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسش نامه الگوی ارتباطی کریستنسن و سولاوای (۱۹۹۱)، پرسش نامه بی ثباتی زناشویی ادواردز (۱۹۸۷) و پرسش نامه کمال گرایی عاشقانه مت و لافونتین (۲۰۱۲) بود. تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی و از طریق مدل یابی معادلات ساختاری، تحلیل مسیر و تحلیل چند گروهی با استفاده از نرم افزارهای SPSS-26  و SMART PLS انجام شد .   یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که الگوی ارتباطی اجتناب متقابل (0.145=β، 0.001p<)، توقع/کناره گیری (0.658 =β، 0.001p<) و کمال گرایی عاشقانه دگر محور رابطه مثبت معناداری دارند و رابطه منفی معناداری بین الگوی ارتباطی سازنده متقابل0.345-=β ، 0.001p<) و کمال گرایی عاشقانه خودمحور با بی ثباتی زناشویی وجود دارد. همچنین الگوهای ارتباطی نقش تعدیلگری را در رابطه بین کمال گرایی عاشقانه و بی ثباتی زناشویی ایفا کردند.   نتیجه گیری: در مجموع باتوجه به نتایج پژوهش حاضر به نظر می رسد، الگوهای ارتباطی و کمال گرایی عاشقانه دو عامل تأثیرگذار در بی ثباتی زناشویی هستند؛ بنابراین به مشاوران و روان شناسان خانواده پیشنهاد می شود، آموزش های لازم در این زمینه را به زوجین ارائه دهند.
۱۴۹.

مدل یابی روابط ساختاری پیش بینی عود مصرف براساس استیگمای خود در افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون: نقش میانجیگری عزت نفس و حمایت اجتماعی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۲۵
مقدمه: اعتیاد یک بیماری مزمن و عودکننده است که نیازمند درمان و حمایت مستمر است. پژوهش حاضر با هدف مدل یابی روابط ساختاری پیش بینی عود مصرف بر اساس استیگمای خود در افراد تحت درمان نگهدارنده با متادون: نقش میانجیگری عزت نفس و حمایت اجتماعی ادراک شده، انجام شد.   روش: پژوهش حاضر ازنظر روش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، همه افراد وابسته به مواد مخدر بودند که در سال 1403 به کمپ های ترک اعتیاد شهر کرج مراجعه کرده بودند که 209 نفر به روش تصادفی انتخاب شدند. شرکت کنندگان مقیاس پیش بینی عود اعتیاد رایت و همکاران (1993)،  مقیاس عزت نفس روزنبرگ (1965)، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت و همکاران (1988) و استیگمای ادراک شده لوما و همکاران (2013) را تکمیل کردند. داده ها با روش های همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که استیگمای خود به صورت مستقیم بر حمایت اجتماعی ادراک شده (۰۱/۰>p ،50/۰-=β) و عزت نفس (۰۱/۰>p ،58/۰-=β)  تأثیر منفی و بر عود مصرف (۰۱/۰>p ،56/0=β) تأثیر مثبت دارد. استیگمای خود به صورت غیرمستقیم (۰۱/۰>p ،33/0=β) و با میانجی گری حمایت اجتماعی ادراک شده و عزت نفس بر عود مصرف تأثیر دارد.  نتیجه گیری: نتایج نشان داد که برنامه های درمانی می توانند باهدف قرار دادن افزایش حمایت اجتماعی و عزت نفس، زمینه را برای ترک مصرف مواد مخدر در افراد تحت درمان فراهم آورند.
۱۵۰.

مطالعه پدیدارشناختی ادراک نوجوانان پسر از عشق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۵۹
مقدمه: عشق، بخشی جدایی ناپذیر تجربه انسانی است. ظرافت ها و پیچیدگی های عشق به طور گسترده در فرهنگ عامه، کتاب های خودیاری و پژوهش های دانشگاهی مورد شرح و بسط قرار گرفته اند. حضور یا فقدان عشق می تواند تأثیرات نیرومندی بر رضایت افراد از رابطه با جنس مخالف و سلامت روانی آنها به طور کلی داشته باشد. هر چند عشق رمانتیک ابتدا در دوره نوجوانی ظهور و بروز پیدا می کند، اطلاعات چندانی راجع به برداشت های فردی از عشق در میان دختران و پسران در طول دوره نوجوانی و بعد از آن در دست نیست. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه عشق رمانتیک در میان نوجوانان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد پدیدارشناختی استعلایی (موستاکاس، 1994) صورت گرفت. جامعه مورد پژوهش از بین نوجوانان پسر ۱۷ تا ۱۹ ساله ساکن شهر تهران در بهار 1400 که تجربه رابطه رمانتیک داشتند، با استفاده از نمونه برداری هدفمند انتخاب شدند. نمونه گیری تا رسیدن به اشباع داده ها ادامه یافت و با 12 مصاحبه تکمیل شد. داده ها با استفاده از مصاحبه های باز و نیمه ساختار یافته جمع آوری شد و با روش کلایزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: پس از کدگداری داده ها، یافته ها در پنج مقوله اصلی (میل به تجربه های نو، جذابیت جسمی و روانی، دم غنیمت شماری، عدم تعهد، هویت و خودشناسی) و هفده مقوله فرعی به دست آمد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش، منجر به کشف الگویی از تجارب انسانی در دوره نوجوانی، فهم چگونگی پدیده عشق در میان نوجوانان و شناخت بیشتر این گستره از تحول شد.  
۱۵۱.

ﺍﺛﺮﺑﺨﺸﯽ آموزش ذﻫﻦ آﮔﺎﻫﯽ ﮐﻮدک ﻣﺤﻮﺭ ﺑﺮ ﺷﺎیﺴﺘﮕﯽ هیجانی و ﺍﺟﺘﻤﺎﻋﯽ دﺍﻧﺶ آﻣﻮزﺍﻥ پسر ﺑﺎ ﺍﺧﺘﻼل یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۸
هدف از پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی کودک محور بر شایستگی هیجانی و اجتماعی دانش آموزان پسر با اختلال یادگیری ویژه بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره دوم ابتدایی دارای اختلال یادگیری ویژه مراجعه کننده به مراکز اختلال یادگیری آموزش وپرورش شهرستان آران و بیدگل در سال 1403-1402 بود. 30 نفر از دانش آموزان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و سپس به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هرکدام 15 نفر) گمارش شدند. ابزارهای مورداستفاده شامل پرسشنامه شایستگی هیجانی و اجتماعی (SECQ) زو و جی (2012) بود. گروه آزمایش در10جلسه 50 دقیقه ای هفته ای دو بار جلسات آموزش مهارت های ذهن آگاهی کودک محور را دریافت کردند و گروه گواه در لیست انتظار برای دریافت آموزش قرار گرفتند. داده های جمع آوری شده با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیل ها نشان داد آموزش ذهن آگاهی کودک محور باعث افزایش شایستگی هیجانی و اجتماعی(671/14F= ، 001/0P<) و مؤلفه های آن در دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه شده است. بنابراین آموزش ذهن آگاهی کودک محور را می توان در مدارس برای دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه مورداستفاده قرارداد.
۱۵۲.

پیش بینی مکانیزم دفاعی روان آزرده براساس وسواس مرگ و کنترل عواطف در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۹
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی مکانیزم دفاعی روان آزرده براساس وسواس مرگ و کنترل عواطف در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی و از لحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه پژوهش را کلیه بیماران مبتلا به نارسایی قلبی جزیره کیش در سال 1402- 1401 تشکیل دادند که از بین آنها به صورت هدفمند 310 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه سبک های دفاعی باند و همکاران (1993، DSQ-40)، وسواس مرگ عبدالخالق (1998، DOQ) و کنترل عواطف ویلیامز و همکاران (1997، ACQ) بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل رگرسیون همزمان بود. یافته ها نشان داد که وسواس مرگ و کنترل عواطف توانایی پیش بینی مکانیزم دفاعی روان آزرده را دارند و حدود 1/18 درصد از واریانس مکانیزم دفاعی روان آزرده در بیماران مبتلابه نارسایی قلبی توسط وسواس مرگ و کنترل عواطف پیش بینی می شود (05/0>P). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت وسواس مرگ و کنترل عواطف در بروز مکانیزم دفاعی روان آزرده در بیماران مبتلا به نارسایی قلبی نقش اساسی دارند.
۱۵۳.

بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس کوتاه ذهنی سازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
هدف از مطالعه حاضر، بررسی ساختار عاملی، پایایی و روایی نسخه فارسی مقیاس کوتاه ذهنی سازی در دانشجویان ایرانی بود. به این منظور ۴۰۰ نفر از دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز در سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند و به مقیاس ذهنی سازی (FIMI، کلاترباک و همکاران، ۲۰۲۱) پاسخ دادند. ساختار عاملی مقیاس از طریق تحلیل عاملی تأییدی، همسانی درونی ابزار توسط آلفای کرونباخ و روایی همگرا و واگرا با استفاده از پرسش نامه همدلی (IRI، دیویس، ۱۹۸۳)، پرسشنامه عملکرد بازتابی (RFQ، فوناگی و لویتن، ۲۰۱۶) ، مقیاس ترس از ارزیابی منفی (BFNES، لیری، ۱۹۸۳) و زیر مقیاس های پرسشنامه دلبستگی (RAAS، کالینز، ۱۹۹۶) بررسی شد. هر کدام از شاخص های تحلیل عاملی تأییدی ازجمله CFI ،RMSEA ،NFI ،TLI و GFI مقیاس مذکور مقدار مطلوب و مناسبی برخوردار بودند. ضریب آلفای کل پرسشنامه نیز ۸۶/۰ به دست آمد که حاکی از همسانی درونی مطلوب پرسشنامه بود. همبستگی پیرسون بین نمره کل این مقیاس با پرسشنامه همدلی، پرسشنامه عملکرد بازتابی و روایی واگرای مقیاس با مقیاس ترس از ارزیابی منفی و زیر مقیاس های دلبستگی اضطرابی و دلبستگی اجتنابی و دلبستگی ایمن در سطح ۰۰۱/۰ معنادار گزارش شد که حاکی از روایی همگرا و واگرای مطلوب پرسشنامه دارد؛ بنابراین با توجه به برازش مطلوب مدل، روایی و پایایی مناسب مقیاس ذهنی سازی، می توان ازآن جهت بررسی و سنجش ذهنی سازی در جامعه ایرانی استفاده کرد.
۱۵۴.

نقش دانش هیجانی کودک و واکنش مادر به هیجانات مثبت کودک در پیش بینی شایستگی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش دانش هیجانی کودک و واکنش مادر به هیجانات مثبت در پیش بینی شایستگی اجتماعی کودکان انجام شد. روش پژوهش توصیفی_همبستگی بود. جامعه پژوهش، کودکان پیش دبستانی شهر مشهد در سال تحصیلی 1402-1403 بودند که از این میان آنها 200 کودک پیش دبستانی به روش دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس شایستگی اجتماعی (SCS، کریگان و همکاران، 2003)، مقیاس واکنش های والدین به هیجانات مثبت کودکان (PRCPS، لادوسر و همکاران، 2002) و آزمون تطبیق هیجانی (EMT، ایزارد و همکاران، 2003) بود. روش تحلیل این پژوهش، رگرسیون گام به گام بود. یافته ها نشان داد در پیش بینی شایستگی اجتماعی، تشخیص هیجانات (001/0>P، 24/0=β)، نامگذاری هیجانات (001/0>P، 22/0=β)، آموزش آداب اجتماعی (001/0>P، 20/0=β)، تشویق (001/0>P، 21/0=β) و دانش موقعیت هیجانی (04/0>P، 13/0=β)، قادر به تبیین 33 درصد از واریانس متغیر ملاک (شایستگی اجتماعی) هستند (33/0=R2). در میان ابعاد دانش هیجانی، تطبیق حالات هیجانی و در میان واکنش های مادر ابعاد سرزنش و ناراحتی قادر به پیش بینی شایستگی اجتماعی کودکان نبودند (05/0<P). با توجه به یافته ها، دانش هیجانی کودک و واکنش های حمایت گر مادر نقش به سزایی در تبیین شایستگی اجتماعی کودک دارد اما واکنش های سرزنشگر مادر نقشی ندارد.
۱۵۵.

ویژگی های روانسنجی آزمون شاخص های رشدی برای سنجش یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۴۵
آزمون شاخص های رشدی برای سنجش یادگیری یک آزمون غربالگری می باشد که برای شناسایی کودکان در معرض خطر تاخیرهای رشدی و مشکلات تحصیلی به کار می رود. تحقیق حاضر به دنبال بررسی ویزگی های روانسنجی آزمون شاخص های رشدی برای سنجش یادگیری در میان کودکان می باشد. جامعه پژوهش شامل کودکان 2 سال و 6 ماه تا 6 سال شهر تهران و شهر بجنورد بودند که نمونه گیری به صورت تصادفی خوشه ای از مهدکودک های سطح شهر تهران و بجنورد انجام شد. تعداد نمونه نهایی جمع آوری شده 336 نفر بود. براساس مصاحبه ها و اجرای مقدماتی آزمون، نتیجه کلی این بود که آزمون در کل مرتبط و متناسب برای ارزیابی یادگیری در سنین پیش از دبستان در ایران است. تفاوت کلی بین سطوح سنی در خرده ازمون های حرکتی، مفاهیم، زبان، رشد خودیاری و رشد هیجانی-اجتماعی آزمون معنی دار بود(0001/0>p). با توجه به مطلوب بودن شاخص های برازش، ساختار عاملی آزمون شاخص های رشدی برای سنجش یادگیری تأیید شد. در مورد روایی همزمان، همبستگی معناداری بین آزمون شاخص های رشدی برای سنجش یادگیری و آزمون غربالگری رشدی دنور برقرار بود. میزان پایایی الفای کرونباخ برای خرده ازمون های حرکتی، مفاهیم و زبان به ترتیب 94/0، 95/0 و 94/0 بدست آمد. بنابراین ازمون شاخص های رشدی برای سنجش یادگیری برای ارزیابی کودکان ایرانی دارای روایی و پایایی قابل قبولی می باشد
۱۵۶.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک خود به عنوان بار اضافه و خودکارآمدی درد در زنان مبتلا به سرطان پستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۶
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک خود به عنوان بار اضافه و خودکارآمدی درد در زنان مبتلا به سرطان پستان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به سرطان پستان شهر تبریز در سال 1403 بود. حجم نمونه پژوهش شامل 40 زن مبتلا به سرطان پستان بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه گمارده شدند (هر گروه 20 نفر). ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ادراک خود به عنوان بار اضافه (SPBQ) کازینو و همکاران (2003) و پرسشنامه خودکارآمدی درد (PSEQ) نیکولاس (2007) بود. گروه گواه مداخله ای دریافت نکرد، اما گروه آزمایش پژوهش درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (در هشت جلسه شصت دقیقه ای و هر هفته یک جلسه) دریافت کرد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها نشان داد که در گروه آزمایش تفاوت پیش آزمون با مرحله پس آزمون و پیگیری برای ادراک خود به عنوان بار اضافه و خودکارآمدی درد معنادار است (05/0>P) و بین پس آزمون و پیگیری متغیرها در گروه های آزمایش تفاوت وجود ندارد (05/0<P). برای گروه گواه تفاوت معناداری مشاهده نگردید (05/0<P). نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد، احتمالا درمان کارآمدی برای بهبود ادراک خود به عنوان بار اضافه و خودکارآمدی درد در زنان مبتلا به سرطان پستان است.
۱۵۷.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کیفیت خواب و اضطراب در بیماران مبتلا به فیبرومیالژیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۱
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر اضطراب و کیفیت خواب در بیماران مبتلا به فیبرومیالژیا بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه پژوهش را بیماران مبتلا به فیبرومیالژیا مراجعه کننده به کلینیک توانبخشی بیمارستان مدرس تهران در سال های ۱۴۰۲ تا ۱۴۰۳ تشکیل دادند که از بین آنها با روش نمونه گیری هدفمند 45 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 15 نفره جایگذاری شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه اضطراب بک (BAI؛ بک، 1998) و پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI؛ بویس و همکاران، 1989) بود. گروه های آزمایش هر یک به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله را به صورت گروهی دریافت کردند. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی تحلیل شدند. نتایج نشان داد که نمرات پیش آزمون اضطراب و کیفیت خواب با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (01/0>p). همچنین، نتایج دلالت بر این داشت که بین دو درمان در طول زمان تفاوت معناداری وجود داشت (01/0>p)؛ که نشان دهنده اثربخشی بیشتر درمان شناختی-رفتاری نسبت به روش درمانی دیگر بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت هر دو درمان به عنوان مداخله هایی پایدار بر کاهش اضطراب و بهبود کیفیت خواب بیماران مبتلا به فیبرومیالژیا مؤثر می باشند؛ اما درمان شناختی-رفتاری اثربخش تر است.
۱۵۸.

اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر ناگویی هیجانی و حمایت اجتماعی زنان سرپرست خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۵
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر ناگویی هیجانی و حمایت اجتماعی زنان سرپرست خانواده بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل زنان سرپرست خانواده عضو خیریه محبان الرضا شهر مشهد در سال 1403 بود. تعداد نمونه مورد پژوهش 30 نفر بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگذاری شدند. گروه آزمایش 8 جلسه ی 90 دقیقه ای آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی را به صورت هر هفته 1 جلسه دریافت کردند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه ناگویی هیجانی تورنتو (TAS-20، تیلور و همکاران، 1985) و پرسشنامه حمایت اجتماعی فیلیپس (SS-A، واکس و همکاران، 1986) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره انجام شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون ناگویی هیجانی و حمایت اجتماعی زنان سرپرست خانواده در دو گروه تفاوت معناداری در سطح 01/0 درصد وجود داشت. با توجه به این نتایج می توان بیان کرد که آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی تاثیر معناداری بر کاهش ناگویی هیجانی و بهبود حمایت اجتماعی زنان سرپرست خانوار داشت.
۱۵۹.

اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر اشتیاق تحصیلی، استرس تحصیلی و عملکرد تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۹۶
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی آموزش تنظیم هیجان بر اشتیاق تحصیلی، استرس تحصیلی و عملکرد تحصیلی انجام شد. روش : پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون – پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان دختر شهر تبریز در سال تحصیلی 1402-1403 بودند. برای انتخاب نمونه 30 نفر از دانش آموزان دختر به صورت هدفمند بر اساس ملاک ورود (نمرات پایین در عملکرد و اشتیاق تحصیلی و نمرات بالاتر در استرس تحصیلی) انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه اشتیاق دانش آموز در مدرسه تحصیلی فردریکز، بلومنفیلد و پاریس، پرسش نامه عملکرد تحصیلی فام و تیلور و پرسش نامه استرس تحصیلی زاژاکووا و همکاران و بسته آموزشی تنظیم هیجان گراس بود. بمنظور تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که آموزش تنظیم هیجان بر ابعاد اشتیاق تحصیلی (اشتیاق رفتاری، عاطفی و شناختی) (001/0P<)، کاهش استرس تحصیلی (001/0P<) و ابعاد بهبود عملکرد تحصیلی (خودکارآمدی، تأثیرات هیجانی، برنامه ریزی، فقدان کنترل پیامد و انگیزش) (001/0P<) دانش آموزان موثر است. نتیجه گیری: می توان از آموزش تنظیم هیجان برای بهبود عملکرد و اشتیاق تحصیلی و کاهش استرس تحصیلی دانش آموزان بهره برد.
۱۶۰.

عوامل تسهیلگر و بازدارنده در فرایند پدیدآیی افکار خودکشی در سالمندان ایرانی: رویکرد نظریه زمینه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۴
زمینه و هدف: افزایش سن به واسطه تغییرات زیستی روانی اجتماعی مرتبط با پیری و به ویژه تفاسیر سالمندان از این تغییرات می تواند به مثابه تهدیدی برای فرد تلقی شده و سبب غلتیدن او به دامن افکار خودکشی باشد. شناسایی عوامل تسهیلگر و بازدارنده پدیدآیی افکار خودکشی بر اساس ادراک سالمندان می تواند تصویر روشن تری از تجارب سالمندان دارای افکار خودکشی فراهم کرده و بدین ترتیب در تدوین و طراحی برنامه های مؤثرتر پیشگیری از خودکشی کمک کننده باشد. روش: بر اساس یک مطالعه کیفی نظریه زمینه ای، تجربیات زیسته 13 سالمند ساکن جامعه و آسایشگاه که 60 سال و بالاتر عمر داشتند از طریق مصاحبه عمیق جمع آوری و بازنویسی گردید و با رویکرد استرواس و کوربین 2008 مورد تحلیل قرار گرفت. جهت حصول دقت در مطالعه از روش های مقایسه مدام، مرور مدام متن مصاحبه ها، یادداشت های در عرصه، یادآور نویسی و تأیید مطالب توسط شرکت کنندگان و متخصصان استفاده شد. یافته ها: سالمندان در طول تجربه فرایند پدیدآیی افکار خودکشی خود، با دو دسته عوامل تسهیلگر و بازدارنده روبه رو بودند. یافته ها نشانگر 3 طبقه اصلی ویژگی های فردی روان رنجورخویی، سبک های شناختی ناسازگار، پتانسیل های حفاظتی بود که در قالب 15 مضمون نشان داده شد. نتیجه گیری: عوامل تسهیلگر و بازدارنده بنا به ماهیت خود می توانند با ایجاد سهولت و ممانعت در فرایند پدیدآیی افکار خودکشی سالمندان بر چگونگی تجربه آنان مؤثر باشند. بر اساس یافته های مطالعه حاضر با تقویت عوامل بازدارنده از طریق تأکید بیش از پیش بر توانمندی های فردی، تعامل و ارتباط با اطرافیان و ظرفیت های معنوی سالمندان می توان در کاهش افکار خودکشی سالمندان و چه بسا حذف این افکار گام های مؤثری برداشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان