ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۰۷ مورد.
۲۶۱.

Bridging the gap between sexual excitation/inhibition and female sexual function: The cognitive schema perspective(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۴
Background: Female sexual functioning is shaped by a complex interplay of biological, psychological, and cognitive factors. While the Dual Control Model highlights the roles of sexual inhibition (SI) and sexual excitation (SE) in regulating sexual responses, little is known about the cognitive mechanisms underlying these processes. Aims: This study investigates whether cognitive schemas activated in sexual contexts mediate the association between SI, SE, and female sexual function. Methods: A cross-sectional study was conducted with 665 adult women recruited from administrative departments of universities in Tehran and Tabriz. Participants completed the Sexual Excitation/Inhibition Inventory for Women (Graham, 2006), the Questionnaire of Cognitive Schemas Activated in Sexual Context (Nober, 2013), and the Female Sexual Function Index (Rosen, 2000). Structural equation modeling (SEM) was used to test the hypothesized mediation model. Results: Findings indicated that both SI (β= −0.32, p< 0.001) and SE (β= 0.27, p< 0.001) had significant direct effects on female sexual function. Importantly, cognitive schemas partially mediated the relationship between SI and sexual function (indirect effect: β= −0.12, 95% CI [−0.18, −0.07]), suggesting that maladaptive cognitive patterns contribute to sexual difficulties. The overall model demonstrated good fit indices (χ2/df= 2.35, CFI= 0.95, RMSEA= 0.05). Conclusion: This study supports the dual control model, with sexual inhibition and excitation affecting female sexual functioning, and cognitive model, with cognitive schemas influencing sexual functioning.
۲۶۲.

ویژگی های روانسنجی مقیاس خاطرات خانه و خانواده در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۳
هدف پژوهش حاضر، بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس خاطرات خانه و خانواده در دانشجویان بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانشجویان دانشگاه محقق اردبیلی که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند، تشکیل می داد. نمونه پژوهش متشکل از 268نفر (95 پسر و 173 نفر دختر) بود که به روش در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از مقیاس خاطرات خانه و خانواده (شولین و همکاران،2022)، مقیاس انعطاف پذیری روانشناختی (جو، سونگ و یانگ، 2023) و مقیاس استیگمای تنهایی (فن، شی، یانگ، سان و چن،2024) استفاده شد. جهت بررسی اعتبار مقیاس از روش همسانی درونی و برای بررسی روایی مقیاس از همبستگی خرده مقیاس های پرسشنامه، و تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. نتایج نشان داد که ضریب آلفا برای عامل ارزشمندی 82/0،استقلال 83/0، حمایت 83/0، بهزیستی 77/0، امنیت 79/0 و رشد 81/0 به دست آمد. نتایج حاصل از شاخص های برازش تحلیل عاملی تاییدی نشان داد که این مقیاس از برازش مناسبی برخوردار است (93/0=CFI، 90/0=NFI و 073/0=RMSEA). در نتیجه می توان گفت که این مقیاس ابزار مناسبی جهت سنجش تجربه ی خاطرات دوران کودکی در محیط خانه و خانواده است.
۲۶۳.

مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهانه مشفقانه و آموزش خودشفابخشی بر سرمایه های روان شناختی و بهزیستی روانی نوجوانان دختر دارای نشانگان اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۵
با توجه به نقش مشکلات روان شناختی مانند اضطراب، در میزان خطرپذیری و اهمیت این موضوع در دختران نوجوان نیاز به مداخلات روان شناختی مناسب برای این قشر از جامعه در راستای پیشگیری از پیامدهای نامناسب آن در سنین بعدی حائز اهمیت فراوانی است؛ بنابراین پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش ذهن آگاهانه مشفقانه و آموزش خودشفابخشی بر سرمایه های روان شناختی و بهزیستی روانی انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح سه گروهی- سه مرحله ای بود. جامعه آماری شامل کلیه ی نوجوانان دختر دارای نشانگان اضطراب شهر تربت جام که با استفاده از ملاک های ورود (کسب نمره بالاتر از نقطه برش 16 در پرسشنامه اضطراب بک) به روش هدفمند 45 نفر از دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول انتخاب و سپس با تخصیص تصادفی در 3 گروه قرار داده شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه سرمایه روان شناختی و پرسشنامه بهزیستی روان شناختی گرداوری شدند. گروه آزمایش1 تحت آموزش ذهن آگاهی مشفقانه و گروه آزمایش2 تحت آموزش خودشفابخشی طی 8 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفتند؛ در حالی که در این مدت زمان گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده های به دست آمده به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نرم افزار spss نسخه 23 تجزیه و تحلیل گردید. نتایج نشان داد که آموزش ذهن آگاهی مشفقانه و آموزش خود شفابخشی باعث بهبود سرمایه های روان شناختی و بهزیستی روان شناختی در نوجوانان دختر دارای نشانگان اضطراب شده است و این اثر در طول زمان نیز پایدار بوده است. همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که بین اثربخشی دو رویکرد تفاوت معناداری وجود ندارد.
۲۶۴.

رابطه شخصیت فعال و جوّ عاطفی خانواده با بهزیستی روان شناختی دانشجویان: نقش میانجی خود تنظیمی رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۳
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش شخصیت فعال و جو عاطفی خانواده در بهزیستی روان شناختی دانشجویان با میانجی گری خودتنظیمی رفتاری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان کارشناسی دانشگاه شیراز بود که از میان آن ها، ۳۰۰ نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای مورد استفاده شامل مقیاس شخصیت فعال (باتمن و کرانت، ۱۹۹۳)، پرسشنامه جو عاطفی خانواده (هیل برن، ۱۹۶۴)، فرم کوتاه خودتنظیمی رفتاری (میلر و براون، ۱۹۹۹) و مقیاس بهزیستی روان شناختی (ریف، ۱۹۸۹) بود. داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری و آزمون بوت استرپ و با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS-24 و AMOS-24 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که اثر مستقیم شخصیت فعال و جو عاطفی خانواده بر بهزیستی روان شناختی، و همچنین اثر آن ها بر خودتنظیمی رفتاری معنی دار است. افزون بر این، مسیرهای غیرمستقیم این دو متغیر بر بهزیستی روان شناختی از طریق خودتنظیمی رفتاری نیز از نظر آماری معنی دار بودند. یافته های این پژوهش بر اهمیت نقش عوامل فردی و خانوادگی در ارتقای بهزیستی روان شناختی دانشجویان تأکید دارد. بر این اساس، تقویت ویژگی های شخصیتی همچون شخصیت فعال و بهبود فضای عاطفی خانواده می تواند از طریق افزایش مهارت خودتنظیمی، زمینه ساز ارتقای سلامت روانی در دانشجویان باشد.
۲۶۵.

رابطه علّی خودتخریب گری دختران نوجوان و باورهای غیرمنطقی مادران با نقش میانجی اضطراب والدین و رابطه والد-نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۲
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه علی باورهای غیرمنطقی والدین و خودتخریب گری دختران نوجوان با نقش واسطه ای اضطراب والدین و رابطه والد- نوجوان انجام شد. جامعه آماری پژوهش، دختران متوسطه دوم شهر تهران و مادران آنان بودند. نمونه گیری به صورت تصادفی چندمرحله ای (خوشه ای) ابتدا بر اساس مناطق آموزش و پرورش و سپس با همکاری آموزش و پرورش مناطق و مدارس، از مدارس و به تعداد 160 نفر انجام شد. برای گردآوری داده ها پرسشنامه ارزیابی رابطه والد- نوجوان، مقیاس خودتخریب گری مزمن، آزمون باورهای غیرمنطقی و آزمون اضطراب حالت- صفت اسپییلبرگر به کار رفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-25 و Amos-25 انجام شد. شاخص های برازش مدل نشانگر برازش مدل با داده ها بود. رابطه علی میان باورهای غیرمنطقی والدین و خودتخریب گری نوجوانان دختر هم به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم و از طریق متغیرهای میانجی تأیید شد. در نتیجه گیری کلی می توان گفت باورهای غیرمنطقی مادر با افزایش اضطراب مادر و اثرگذاری مخرب بر روابط والد-نوجوان می تواند منجر به بروز خودتخریب گری در نوجوان شود. در نظر گرفتن این یافته ها برای درمان رفتارهای خوتخریب گر نوجوانان سودمند است.
۲۶۶.

نقش واسطه ای تنظیم هیجان در رابطه با طردشدگی از سوی والدین و درد ذهنی در افراد مبتلا به جرح خویشتن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۴۶
هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای تنظیم هیجان در رابطه با طردشدگی از سوی والدین و درد ذهنی در افراد مبتلا به جرح خویشتن می باشد. روش پژوهش توصیفی به شیوه معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل نوجوانان دختر و پسر مبتلا به جرح خویشتن شهرستان رباط کریم و اسلامشهر تهران در تابستان سال 1398 بود که حجم نمونه 204 نفر، بصورت در دسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل مقیاس سیاهه کارکردهای خودجرحی کلونسکی و گلن (ISAS)، پرسشنامه خودآسیب رسانی سانسون و همکاران (SHI)، مقیاس دشواری تنظیم هیجانی گراتز و روئمر (DERS)، پرسشنامه پذیرش- طرد والدینی روهنر (PARQ)، مقیاس درد ذهنی اورباخ و میکولینسر (OMMP) بود. تجزیه و تحلیل داده ها به روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار ایموس 24 انجام گرفت. نتایج حاصل از یافته ها نشان داد مدل مفهومی پژوهش که در آن فرض شده بود طردشدگی از سوی والدین و درد ذهنی و تنظیم هیجان، رفتارهای جرح خویشتن را پیش بینی می کنند، با داده های گردآوری شده برازش دارد. طرد والدینی به واسطه تنظیم هیجان بر جرح خویشتن (148/0=β، 050/0=P) نقش غیرمستقیم داشت. طرد از سوی والدین بعنوان بیش آمادگی که در کودکی شکل می گیرد موجب متوسل شدن فرد به راهبردهای تنظیم هیجانی ناسازگارانه در پاسخ به درد ذهنی که از طرد والدین نشأت می گیرد، می شود که در نهایت رفتارهای جرح خویشتن را بعنوان راهبردهای رفتاری موجب می شود.
۲۶۷.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد همراه با مواجهه، با طرح واره درمانی همراه با مواجهه، بر افسردگی، اضطراب و استرس بیماران مبتلا به اختلال وسواس-جبری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۵۴
هدف: افراد مبتلا به اختلال وسواس-جبری به مرورزمان درگیر اضطراب، استرس و افسردگی می شوند که خود می تواند مانع از پیشرفت درمان باشد. بر این مبنا پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد همراه با مواجهه با طرح واره درمانی همراه با مواجهه بر اضطراب، استرس و افسردگی بیماران مبتلا به اختلال وسواس-جبری به انجام رسید.   روش: روش پژوهش به صورت نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه بیماران مبتلا به اختلال وسواس-جبری در سال 1402 در اصفهان بود. شصت نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه آزمایشی و یک گروه گواه (در هر گروه 20 نفر) گمارش تصادفی شدند. گروه های آزمایش هشت جلسه 60 دقیقه ای درمان مبتنی بر پذیرش همراه با مواجهه و طرح واره درمانی همراه با مواجهه دریافت کردند. در این پژوهش از پرسشنامه اضطراب، استرس و افسردگی لاوبوند (1995) استفاده شد. فرضیه ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره ارزیابی شدند. یافته ها: یافته های حاصل از پژوهش نشان داد که اثربخشی هر دو درمان بر اضطراب، استرس و افسردگی به طور جداگانه، در مقایسه با گروه کنترل معنا دار است (001/0>p). بر اساس یافته های پژوهش طرح واره درمانی همراه با مواجهه تأثیر بیشتر بر کاهش اضطراب و درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد همراه با مواجهه تأثیر بیشتر بر کاهش استرس شرکت کنندگان داشته است؛ و تأثیر هر دو درمان بر افسردگی یکسان است. این نتایج بر اهمیت انتخاب درمان بیماران مبتلا به اختلال وسواس-جبری تأکید دارد و به بهبود راهبردهای درمانی کمک می کند.
۲۶۸.

A CBT-Based Serious Game on Social Anxiety: Narrative Design and Validation(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۱
Aim : The aim of this study was to design and validate a serious game-based cognitive behavioral therapy (CBT) for adolescent girls with social anxiety, using a structured scenario-writing protocol based on Hoffman's Social Self-Appraisal Therapy Model. Method: The research employed a multi-phase approach encompassing scenario preparation, expert evaluation, face validity testing, usability assessment, and pilot implementation. Content validity was evaluated by ten psychologists and counselors utilizing the Content Validity Index (CVI) and Content Validity Ratio (CVR) metrics. Face validity was assessed utilizing the Story World Absorption Scale (SWAS) with a cohort of 10 adolescent participants. A pilot study including an additional cohort of 10 adolescents evaluated alterations in social anxiety utilizing the Liebowitz Social Anxiety Scale for Children and Adolescents (LSAS-CA). Usability and player experience were examined through the MEEGA+ instrument.   Results: The results demonstrated strong validity and efficacy of the serious game. Content validity was confirmed (overall CVI > 0.79, CVR > 0.62), along with robust face validity - evidenced by attention and transportation scores exceeding 0.81 (Kappa coefficients = 0.85, 0.81) and emotional engagement and mental imagery scores above 0.61 (Kappa coefficients = 0.78, 0.72). Additionally, a significant T-test result (t(9) = 16.74, p < 0.025) further supported these findings. Based on the MEEGA+ evaluation, the game was classified as 'good quality,' with θ scores ranging from 57.5 to 63.5 across usability and player experience subscales   Conclusion: The results revealed that the CBT-based serious game is both experientially effective and clinically promising. For adolescents with social anxiety, it provides a scalable and entertaining intervention tool, especially in situations where access to conventional therapy is restricted.
۲۶۹.

شناسایی ابعاد سنجش هزینه-اثربخشی آموزش الکترونیکی و آموزش حضوری و عوامل مؤثر بر آن: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۷۸
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد سنجش و اندازه گیری هزینه-اثربخشی آموزش الکترونیکی و آموزش حضوری و عوامل مؤثر بر آن انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش به روش مرور نظام مند و با جستجوی منظم پایگاه های داده های علمی انجام شده است. از 670 مطالعه غربال شده، 42 اثر علمی انتخاب و مورد بررسی کامل قرار گرفته اند. کیفیت مقالات انتخاب شده با ابزار CASP ارزیابی گردیده و برای تحلیل محتوای آنها از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شده است. یافته ها: در مجموع، ابعاد سنجش هزینه-اثربخشی آموزش الکترونیکی و حضوری از حیث اثربخشی، در دو بخش شامل مؤلفه های اثربخشی (با 32 نشانگر و 11 ملاک) و عوامل اثربخشی (با 52 نشانگر و 8 ملاک) و از حیث هزینه های آموزشی در دو دسته هزینه های جاری و سرمایه ای(با 65 نشانگر و 9 ملاک) شناسایی شده است. همچنین، پنج روش تحلیل هزینه-اثربخشی مشخص گردیده و عوامل مؤثر بر اثربخشی آموزشی با 86 نشانگر و 11 ملاک، در چهار دسته (فردی، آموزشی، بودجه ای-پشتیبانی و فنی-زیرساختی) قرار گرفته اند. در نهایت، با دستاوردهای مذکور، چارچوب مفهومی-تحلیلی برای سنجش هزینه-اثربخشی روش های آموزشی ارائه شده که ابعاد سنجش هزینه-اثربخشی روش های آموزشی را به صورت یکپارچه بازنمایی و چیستی (با تمرکز بر ستانده های آموزشی و دستاوردهای یادگیری) و چراییِ اثربخشی (با تمرکز بر عوامل و فرایندهای آموزشی) را تبیین می کند. نتیجه گیری: روند روبه رشد مقالات منتخب، حاکی از اقبال روز افزون به سنجش هزینه-اثربخشی در عرصه های مختلف علمی-آموزشی است که عمدتاً در کشورهای پیشرفته با کاربست روش های کمّی انجام شده است. با این حال، فقدان چارچوب مفهومی-تحلیلی مناسب در این رابطه بعنوان محدودیت اساسی پیشینه شناسایی شده است؛ پیشینه داخلی بیشتر بر سنجش اثربخشی از دیدگاه استادان و دانشجویان تمرکز داشته و به اندازه گیری اثربخشی به صورت کمّی کمتر توجه شده است. از حیث روش های تلفیق نتایجِ اثربخشی با هزینه ها، عمدتاً روش های ساده بکارگرفته شده و این در حالی است که روش تفصیلی هزینه-اثربخشی قابلیت های لازم را برای انجام تحقیقات تجربی تطبیقی مبتنی بر چارچوب مفهومی-تحلیلی پیشنهادی تحقیق حاضر دارد.
۲۷۰.

آزمون مدل علی گرایش به رفتارهای خودآسیب رسان بر اساس ادراک از تعارض بین والدین و سبک های دلبستگی با میانجی گری نشخوارفکری در دختران نوجوان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۶
مقدمه: رفتارهای خودآسیب رسان یکی از مسائل مهم در حیطه سلامتی نوجوانان بوده است که با طیف متنوعی از مؤلفه های ایجاد کننده همراه می باشد. هدف: پژوهش حاضر با هدف آزمون مدل علّی گرایش به رفتارهای خودآسیب رسان بر اساس ادراک از تعارض بین والدین و سبک های دلبستگی با میانجی گری نشخوارفکری در دختران نوجوان شهر اهواز انجام شد. روش: این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی بر مبنای تحلیل مسیر بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول شهر اهواز در سال تحصیلی 1402-1401 بود که طبق قائده کلاین، 200 نفر از آنها به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه آسیب به خود سانسون و همکاران (1998)، مقیاس ادراک فرزندان از تعارض والدین گریچ و همکاران (۱۹۹۲)، مقیاس سبک های دلبستگی کولینز و رید (1990) و مقیاس پاسخ های نشخوارفکری نولن هوکسما و مورو (1991) بودند. داده ها با رگرسیون و روش تحلیل مسیر در نرم افزار SPSS-24 و AMOS-24 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد ضرایب مستقیم سبک های دلبستگی ایمن (295/0-β=)، ناایمن اجتنابی (104/0β=)، ناایمن دوسوگرا (302/0β=)، نشخوار فکری با رفتارهای خودآسیب رسان (433/0β=) معنی دار بود ولی مسیر مستقیم ادراک از تعارض والدین به رفتارهای خودآسیب رسان معنی دار نبود. نتایج اثرات غیرمستقیم نیز نشان داد که نشخوارفکری در این مدل نقش میانجی گری دارد (05/0>P). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که گرایش به رفتارهای خودآسیب رسان بر اساس ادراک از تعارض بین والدین و سبک های دلبستگی با میانجی گری نشخوارفکری اثر می گذارد؛ بنابراین کاهش تعارض والدین و سبک دلبستگی مناسب می تواند از مؤلفه های اساسی در طراحی مداخلات درمانی برای رفتارهای خودآسیب رسان نوجوانان دختر باشد.
۲۷۱.

نقش میانجی حساسیت بین فردی در رابطه بین علائم شخصیت مرزی با تعارض زناشویی در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۶
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی حساسیت بین فردی در رابطه بین علائم شخصیت مرزی با تعارض زناشویی در زنان متأهل بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان متأهل شهر رشت در سال 1403 بود. از میان آنها با توجه به معیار های ورود به پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس 200 نفر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه شخصیت مرزی لیشنرنیگ (1999، BPI)، مقیاس تعارض زناشویی کانزاس اگمن و همکاران (1985، KMCS)، و مقیاس حساسیت بین فردی بویس و پارکر (1989، IPSM) بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. علائم شخصیت مرزی و حساسیت بین فردی بر تعارض زناشویی اثر مستقیم داشت (05/0>P). همچنین علائم شخصیت مرزی به طور مثبت بر حساسیت بین فردی اثر مستقیم داشت (05/0>P). نتیجه دیگر نشان داد حساسیت بین فردی بین علائم شخصیت مرزی و تعارض زناشویی نقش میانجی داشت (05/0>P). نتایج این مطالعه دلالت بر این دارد که علائم شخصیت مرزی و حساسیت بین فردی می توانند در بروز تعارض زناشویی در زنان متأهل نقش داشته باشند.
۲۷۲.

پیش بینی رضایت زناشویی بر اساس انعطاف پذیری شناختی و خود ارزشمندی با میانجی گری عملکرد خانواده در والدین دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی عملکرد خانواده در رابطه انعطاف پذیری شناختی و خود ارزشمندی با رضایت زناشویی در والدین دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل والدین دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم مراکز تحت نظر بهزیستی استان تهران در سال 1403 بود که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس 200 والد به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها توسط پرسشنامه های انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال (2010 ،CFI)، احساس خودارزشمندی دوستی و حسینی نیا (1399 ،SWQ)، شاخص رضایت زناشویی هودسن (1992 ،IMS)، عملکرد خانواده مک مستر اپشتاین و همکاران (1983 ،FAD-60) جمع آوری گردید. داده های به دست آمده از طریق مدل یابی معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که مدل اصلاح شده از برازش مطلوبی برخوردار بود. بر این اساس انعطاف پذیری شناختی، خودارزشمندی و تاب آوری بر رضایت زناشویی در والدین اثر مستقیم و معناداری دارد (۰۱/0>P). همچنین انعطاف پذیری شناختی و خودارزشمندی بر رضایت زناشویی با میانجی گری عملکرد خانواده در والدین تأثیر غیرمستقیم و معناداری دارد (۰۱/0>P). ازاین رو، با اعمال مداخلات بالینی برای افزایش انعطاف پذیری شناختی و خودارزشمندی و همچنین بهبود عملکرد خانواده می توان سبب افزایش رضایت زناشویی در والدین دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اوتیسم شد.
۲۷۳.

مقایسه اثربخشی رویکرد راه حل محور و رویکرد شناختی رفتاری بر خودکارآمدی در نوجوانان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۱
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی رویکرد راه حل محور و رویکرد شناختی رفتاری بر خودکارآمدی در نوجوانان دختر انجام شد. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و دوره پیگیری 3 ماهه بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان دختر پایه ی هفتم شهر تهران در سال تحصیلی 1403 بودند. تعداد 45 دانش آموز از بین مدارس دخترانه به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگذاری شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی خودکارآمدی شررو مادوکس (1982، GSE) استفاده شد. گروه های آزمایش تحت 11 جلسه ی 60 دقیقه ای رویکرد راه حل محور گرانت و 8 جلسه ی 90 دقیقه ای رویکرد شناختی رفتاری هازلت-استیونز، قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین میانگین پیش آزمون و پس آزمون سه گروه در خودکارآمدی تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>p). علاوه بر این بین پس آزمون و پیگیری گروه ها تفاوت معنادار مشاهده نشد (01/0>p). همچنین بین میانگین پس آزمون دو گروه آزمایش در خودکارآمدی تفاوت معناداری وجود نداشت (01/0>p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که بین اثربخشی این دو مداخله بر خودکارامدی دختران تفاوتی وجود نداشت.
۲۷۴.

رابطه سبک های اسناد و ارزش تکلیف با عملکرد تحصیلی دانش آموزان دختر: نقش واسطه ای هیجان های تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای هیجان های تحصیلی در رابطه سبک های اسناد و ارزش تکلیف با عملکرد تحصیلی دانش آموزان صورت گرفت. طرح پژوهش توصیفی _ همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری پژوهش تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی استان قم در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که از میان آن ها 232 نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسشنامه تجدیدنظر شده سبک های اسنادی کودکان (CASQ-R، کسلو و نولن-هوکسما، 1991)، خرده مقیاس ارزش تکلیف پرسشنامه باورهای انگیزشی یادگیری (MSLQ، پنتریچ، 1991)، پرسشنامه هیجان های تحصیلی (AEQ-ES، پکران و همکاران، 2007) و پرسشنامه عملکرد تحصیلی (EPT، درتاج، 1383) بود. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر استفاده شد. نتایج نشان داد مدل مفهومی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار است. همچنین مشخص شد ارزش تکلیف و سبک اسناد مثبت با لذت رابطه مثبت و با اضطراب رابطه منفی دارند (05/0p<). بین سبک اسناد منفی با لذت رابطه منفی و با اضطراب و خستگی رابطه مثبت یافت شد (05/0p<). بین لذت با عملکرد تحصیلی رابطه مثبت و بین اضطراب و خستگی با عملکرد تحصیلی رابطه منفی برقرار بود (01/0p<). اما بین سبک های اسناد و ارزش تکلیف با عملکرد تحصیلی رابطه معناداری وجود نداشت (05/0<p). اثر غیرمستقیم سبک اسناد منفی و ارزش تکلیف به واسطه هیجان های تحصیلی بر عملکرد تحصیلی نیز معنی دار بود (05/0p<). براساس این یافته ها استنباط می شود که هیجان های تحصیلی در رابطه سبک های اسناد منفی و ارزش تکلیف با عملکرد تحصیلی دانش آموزان نقش واسطه ای دارند.
۲۷۵.

تأثیر ضربان دوگوشی بر اضطراب امتحان، توانایی شناختی و حافظه عملکرد اجرایی دانش آموزان دارای اضطراب امتحان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۴
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی ضربان دوگوشی بر اضطراب امتحان، توانایی شناختی و حافظه عملکرد اجرایی دانشآموزان دارای اضطراب امتحان انجام شد. طرح پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی پیش آزمون – پس آزمون بود. جامعه آماری، دانش آموزان پسر متوسطه دوم نمونه دولتی سطح شهر قزوین در سال ۱۴۰۳ بود که 30 نفر واجد شرایط ورود به مطالعه به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در ۲ گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۵ نفر) گمارده شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه توانایی های شناختی نجاتی (۱۳۹۲)، آزمون بلوک های کرسی (۱۹۷۰) و پرسشنامه اضطراب امتحان فریدمن و جاکوب (۱۹۷۷) بودند. سپس شرکت کنندگان گروه آزمایش به مدت 30 دقیقه، 4 بار در هفته، به مدت چهار هفته ضربان دوگوشی 10 هرتز را از طریق هدفون دریافت کردند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چندمتغیری در نرم افزار آماری SPSS نسخه ۲۴ استفاده شد. یافته ها نشان داد که ضربان دوگوشی 10 هرتز به طور معنی داری حافظه فعال را بهبود بخشیده (0/05>p)، توانایی های شناختی را (به جز در مؤلفه های کنترل مهاری، برنامه ریزی و شناخت اجتماعی) افزایش داده (0/05>p) و موجب کاهش سطح اضطراب امتحان شد (0/05>p). بنابراین می توان بیان کرد که روش درمانی همگام سازی امواج مغزی در باند آلفا به عنوان یک روش مداخله ای غیرتهاجمی می تواند در جهت کاهش اضطراب امتحان و بهبود حافظه کاری و توانایی کارکردهای شناختی به کار گرفته شود.
۲۷۶.

تدوین مدل نگرش و التزام عملی به نماز براساس سبکهای دلبستگی به خدا با نقش میانجی نگرش معنوی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۳
مقدمه و اهداف: ارتباط و حضور خداوند در زندگی انسان محدود به مکان و زمان نمی شود. نماز نیایش یا عملی است که با هدف برقراری ارتباط نزدیک با معبود انجام می شود. نگرش و التزام عملی به نماز بیان می کند که فرد تا چه حد در امور اعتقادی و عملی زندگی خود بر نماز پایبند است. یکی از متغیرهای پیش بینی کننده برای اعمال مذهبی و تجارب معنوی «سبک دلبستگی» است. کرک پاتریک ارتباط انسان با خدا را پیوندی می داند که با نظریه دلبستگی تبیین پذیر است و به عبارتی فرد ارتباط خود با مراقب اولیه را درون سازی کرده، و با شکل دهی نوع رابطه، نگرش خویش با دیگران و روابط اولیه زندگی خود، عقاید و باورهای دینی اش را اتخاذ می کند. سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و اضطرابی به خدا سه نوع سبک دلبستگی به خدا می باشند. نگرش معنوی به دیدگاه ها، باورها، ارزش ها و احساساتی اشاره دارد که فرد نسبت به مسائل معنوی، وجود خدا یا قدرتی فراتر از خود، هدف زندگی و رابطه خود با جهان هستی دارد. براساس پیشینه نظری و عملی پژوهش نگرش معنوی متغیری است که هم با التزام و نگرش عملی به نماز و هم سبک های دلبستگی به خدا ارتباط دارد، نگرش معنوی می تواند نحوه درک و تجربه فرد از ارتباط با خدا را شکل دهد و درنتیجه میزان پایبندی وی به اعمال عبادی را تحت تأثیر قرار دهد. هدف پژوهش حاضر تدوین مدل نگرش و التزام عملی به نماز براساس سبک های دلبستگی به خدا با نقش میانجی نگرش معنوی است. روش: این پژوهش از نوع بنیادی و داده های مورد استفاده کمّی است. روش آن با توجه به ماهیت موضوع، مطالعه توصیفی از نوع همبستگی مدل معادلات ساختاری بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه قرآن و حدیث در نیمسال دوم تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بودند. انتخاب نمونه به روش در دسترس انجام شد. داده ها با استفاده از مقیاس های «نگرش و التزام عملی به نماز» انیسی و همکاران (1389)، «دلبستگی به خدا» روات و کرک پاتریک (۲۰۰۲)، «سنجش نگرش معنوی» شهیدی و فرج نیا (۱۳۹۱)جمع آوری شدند. روش های آمار توصیفی شامل میانگین و انحراف معیار و همچنین روش مدل سازی معادلات ساختاری به شیوه حداقل مربعات جزئی در بخش آمار استنباطی و از نرم افزارهای آماری SPSS نسخه 27 و SmartPls نسخه 3 برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد میزان ضریب تعیین (R 2 ) که در داخل دایره متغیر ملاک یا وابسته اصلی مدل نشان داده شده است، 8/38 درصد از واریانس متغیر نگرش و التزام عملی به نماز از طریق متغیرهای پیش بین مدل، یعنی سبک های دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به خدا و نگرش معنوی تبیین شده است. مقدار R 2 به دست آمده به عنوان ضریب تعیین متوسط قلمداد شده و نشان دهنده برازش متوسط مدل ساختاری پژوهش است. معیار Q 2 که قدرت پیش بینی یا تناسب پیش بینی مدل را نشان می دهد برای نگرش معنوی 243/0 و برای نگرش والتزام عملی به نماز 296/0 به دست آمد؛ بنابراین با توجه به مقادیر Q 2 به دست آمده قدرت پیش بینی مدل برای متغیرهای نگرش معنوی و نگرش و التزام عملی به نماز در حد متوسط است. نتایج ضرایب مسیر مستقیم بین سبک های دلبستگی به خدا به متغیر نگرش و التزام عملی به نماز معنادار نیستند و مقدار t بقیه ضرایب مسیر بزرگ تر از 96/1 بوده و در سطح 05/0 معنادار هستند. براساس نتایج حاصل شده ضرایب مسیر مستقیم بین دلبستگی ایمن، اجتنابی و دوسوگرا به خدا به نگرش و التزام عملی به نماز به ترتیب برابر 046/0، 093/0- و 002/0 بوده، و از نظر آماری معنادار نیستند ولی ضریب مسیر غیرمستقیم همین متغیرها از نظر آماری معنادار هستند؛ بنابراین می توان استنباط کرد که نگرش معنوی در ارتباط بین سبک های دلبستگی به خدا با نگرش و التزام عملی به نماز نقش میانجی کامل را دارد. بحث و نتیجه گیری: با توجه به نقش میانجی کامل نگرش معنوی برای درک بهتر و تقویت رفتار دینی مانند نماز باید به شکل گیری و توسعه نگرش معنوی نیز توجه ویژه شود. این نگرش به عنوان یک واسطه روان شناختی، انگیزه درونی لازم برای رفتار دینی مانند نماز را ایجاد می کند. این نگرش سبب معنا دادن به تجربه مذهبی می شود، نیروی درونی لازم برای تداوم و تعهد به اعمال عبادی را فراهم می سازد و عامل فعال کننده نیّت، انگیزه و التزام به نماز است. فرد ممکن است خدا را منبع امنیت بداند (دلبستگی ایمن)، اما تا زمانی که این تصویر در نگرش های عمیق معنوی نهادینه نشود به تعهد عملی در قالب اقامه نماز نمی انجامد. نگرش معنوی پل اصلی و ضروری بین رابطه درونی فرد با خدا (دلبستگی) و رفتار دینی او (نماز) است. افرادی با دلبستگی ایمن به خدا، خداوند را پناهگاهی امن می دانند؛ درنتیجه احساس حمایت، امنیت و معنا را از ارتباط با خداوند می گیرند، اما این احساس به تنهایی کافی نیست که الزام عملی به عباداتی مانند نماز ایجاد کند، بلکه نخست باید به یک «نگرش معنوی» نیرومند تبدیل شود. افراد با دلبستگی اجتنابی یا اضطرابی به خدا، رابطه ای ناپایدار، گسسته یا توأم با ترس از خدا دارند که مانع شکل گیری یک بنیان معنوی پایدار می شود و درنتیجه التزام به عبادت نیز دچار ضعف خواهد بود. در پایان پییشنهاد می شود مطالع ات بیش تری ب ا مقیاس هایی متنوع و نمونه هایی مختلف انجام پذیرد تا بتوان به چنین یافته هایی عمومیت بخشید. تقدیر از مشارکت همکاران: نویسندگان با شکرگزاری از خداوند، از تمام افرادی که در این پژوهش همراه بوده اند کمال قدردانی و تشکر را دارند. نویسنده اول مسئولیت هدایت فرایند کلی پژوهش و نویسنده دوم مسئولیت طراحی، جمع آوری داده ها و تحلیل را برعهده داشته اند. تضاد منافع و تأمین مالی: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ تضاد منافع در این مقاله وجود ندارد و کلیه هزینه های پژوهش از سوی آنان تأمین شده است.
۲۷۷.

پیش بینی مهارت های حل مسأله براساس تفکرانتقادی و خودنظم بخشی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر ملایر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲ تعداد دانلود : ۲۸۲
اهداف: هدف از تحقیق حاضر پیش بینی مهارت های حل مسأله بر اساس تفکر انتقادی و خودنظم بخشی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر ملایر بود.مواد و روش ها: روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم شهر ملایر در سال تحصیلی 1403-1402 با جمعیتی برابر با 5350 نفر بود. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان برابر با 356 نفر برآورد گردیده و نمونه های آماری به شیوه خوشه ای- تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات از سه پرسشنامه استاندارد مهارت های حل مسأله کسیدی و لانگ (1996)، تفکر انتقادی ریکتس (2003) و خودنظم بخشی اسوالند و کارین (2006) استفاده شد.تجزیه و تحلیل داده های پژوهش با استفاده از آزمون رگرسیون خطی چندگانه و ضریب همبستگی پیرسون و با بکارگیری نرم افزار SPSS نسخه 28 انجام شد.یافته ها: نتایج بدست آمده از سنجش فرضیه های تحقیق نشان داد که در یک مدل رگرسیونی هر دو متغیر تفکر انتقادی و خودنظم بخشی بر مهارت های حل مسأله دانش آموزان دختر اثرگذاری داشته اند و هر دو عامل پیش بین مثبت و در حد متوسط بوده است(05/0>P). اما در بررسی ارتباط منفرد هر یک از دو متغیر پیش بین با متغیر مهارت های حل مسأله نیز مشخص گردید که هم تفکر انتقادی و هم خودنظم بخشی به طور جداگانه ارتباطی قوی با مهارت های حل مسأله دارند (05/0>P).نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، برای افزایش مهارت های حل مسأله دانش آموزان، بکارگیری راه های تقویت تفکر انتقادی و خودنظم بخشی آنان، مفید به نظر می رسد.
۲۷۸.

پیش بینی تنظیم هیجانی در بیماران مبتلا به سرطان پستان بر اساس ذهنی سازی، ادراک حمایت اجتماعی و مدیریت درد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۴۰
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی تنظیم هیجانی در بیماران مبتلا به سرطان پستان بر اساس ذهنی سازی، ادراک حمایت اجتماعی و مدیریت درد صورت گرفت. روش پژوهش توصیفی–همبستگی بود. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به سرطان پستان در سال 1401 شهر تهران بود. حجم نمونه 150 نفر بود که به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ذهنی سازی (RFQ) فوناگی و همکاران (1998)، پرسشنامه راهبردهای مدیریت درد (PMSS) روزنشتایل و کیف (1983)، مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS) زیمت و همکاران (1988) و فرم کوتاه پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (CERQ-short) گارنفسکی و کرایج (2006) بود. نتایج آزمون رگرسیون چندگانه نشان داد که تفسیر مجدد درد (03/0=P و 19/0=β)، گفتگو با خود (03/0=P و 17/0=β)، اطمینان (001/0=P و 35/0=β) و حمایت اجتماعی دیگران (05/0=P و 15/0=β) پیش بینی کننده معنادار تنظیم مثبت هیجان و توجه برگردانی (001/0=P و 19/0=β)، فاجعه آفرینی (009/0=P و 19/0=β) و حمایت اجتماعی دیگران (02/0=P و 17/0-=β) پیش بینی کننده معنادار تنظیم منفی هیجان بودند. همچنین نتایج نشان داد که متغیرهای پیش بین به ترتیب قادر به پیش بینی 24/0 و 34/0 از واریانس تنظیم مثبت و منفی هیجان بودند. نتیجه پژوهش حاضر نشان می دهد که توجه به ذهنی سازی، ادراک حمایت اجتماعی و مدیریت درد توسط روان شناسان می تواند به تبیین تنظیم هیجانی در بیماران مبتلا به سرطان پستان کمک نماید.
۲۷۹.

نقش میانجی اعتماد معرفتی و بی اعتمادی معرفتی در تبیین ذهن آگاهی بر اساس دلبستگی اجتنابی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۳۲
پژوهش حاضر با هدف توضیح رابطه بین سبک دلبستگی اجتنابی و ذهن آگاهی و بررسی نقش واسطه ای اعتماد معرفتی و بی اعتمادی معرفتی در این رابطه انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کاربران فعال بالای ۱۸ سال شبکه های اجتماعی مانند اینستاگرام، تلگرام و روبیکا و... در سال ۱۴۰۳ بود. ۳۳۰ شرکت کننده به صورت داوطلبانه از طریق فضای مجازی و با روش نمونه گیری در دسترس گزینش شدند و به نسخه تجدید نظر شده پرسشنامه تجربه روابط نزدیک فرالی و همکاران، پرسشنامه اعتماد، بی اعتمادی و زودباوری معرفتی کمپبل و همکاران، و مقیاس آگاهی و توجه ذهن آگاهانه براون و ریان پاسخ دادند. داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد مسیر مستقیم دلبستگی اجتنابی به ذهن آگاهی، اعتماد و بی اعتمادی معرفتی معنادار است. همچنین مسیر اعتماد معرفتی به ذهن آگاهی معنادار و مسیر بی اعتمادی معرفتی به ذهن آگاهی معنادار نبود؛ بنابراین، اعتماد معرفتی، بر خلاف بی اعتمادی معرفتی، نقش واسطه ای در رابطه بین دلبستگی اجتنابی و ذهن آگاهی دارد. این یافته ها نقش اعتماد معرفتی را در کاهش اثرات منفی دلبستگی اجتنابی بر ذهن آگاهی برجسته می کند و می تواند در طراحی مداخلات آموزشی و درمانی مبتنی بر دلبستگی و ذهن آگاهی، با هدف تقویت اعتماد و بهبود تعاملات اجتماعی، مورد استفاده قرار گیرد.
۲۸۰.

اثربخشی درمان فراشناختی بر تنظیم هیجان و خودکارآمدی ترک افراد وابسته به مواد مخدر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۴۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان فراشناختی بر تنظیم هیجان و خودکارآمدی ترک افراد وابسته به مواد مخدر انجام شد. روش: پژوهش حاضر نیمه -آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل همه افراد وابسته به مواد مخدر مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر کرمانشاه در سال 1403 بود. از این بین، نمونه ای به حجم 40 نفر (20 نفر برای هر گروه) به روش نمونه گیری در دسترس با در نظر گرفتن ملاک های ورود به مطالعه انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. شرکت کنندگان هر دو گروه پرسش نامه های دشواری در تنظیم هیجان و خودکارآمدی ترک را در پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل کردند. درمان فراشناختی در 8 جلسه 90 دقیقه ای با فراوانی یک جلسه در هفته بر روی گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد بین گروه های آزمایش و کنترل از نظر تنظیم هیجان و خودکارآمدی ترک تفاوت معنادار وجود داشت. به طور خاص، درمان فراشناختی باعث کاهش دشواری در تنظیم هیجان و افزایش خودکارآمدی ترک در گروه آزمایش شد و اثرات درمان در مرحله پیگیری پایدار بود. نتیجه گیری: پیشنهاد می شود متخصصین حوزه سلامت روان و اعتیاد از این درمان به عنوان مداخله ای اثربخش در جهت کاهش مشکلات روان شناختی افراد وابسته به مواد مخدر بهره ببرند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان