ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۲۱ تا ۲۴۰ مورد از کل ۳۸٬۳۴۲ مورد.
۲۲۱.

روابط ساختاری رفتارهای پرخطر مرتبط با سلامت با تجربیات نامطلوب کودکی، وضعیت روانشناختی و ادراک آینده تاریک با بررسی نقش میانجی شایستگی های اخلاقی محافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۱
مقدمه: هدف این پژوهش بررسی روابط ساختاری رفتارهای پرخطر مرتبط با سلامت با تجربیات نامطلوب کودکی، وضعیت روانشناختی و ادراک آینده تاریک با بررسی نقش میانجی شایستگی های اخلاقی محافظ بود. روش: این پژوهش همبستگی بود. جامعه آماری تمامی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهرستان سمنان و تعداد نمونه 1084 دانش آموز بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. از پرسشنامه های رفتارهای پرخطر نوجوانان، شایستگی های اخلاقی، تجارب آسیب زا در دوران کودکی، نئو و ادراک آینده تاریک استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد متغیرهای نشانگر در متغیرهای پنهان رفتارهای پرخطر و ارزش های اخلاقی محافظ به طور همسو و معناداری بر این سازه های مکنون بار شده اند (1/96<t). اثر ارزش های اخلاقی محافظ بر رفتارهای پرخطر منفی و معنادار بود (0.54- = β). اثرات تجربیات آسیب زای دوران کودکی بر رفتارهای پرخطر (0.11 = γ)، وضعیت روانشناختی نامطلوب بر رفتارهای پرخطر (0.22 = γ) و ادراک آینده تاریک بر رفتارهای پرخطر (0.10 = γ) مثبت و معناداری بود (1/96<t). اثر تجربیات آسیب زای دوران کودکی بر شایستگی های اخلاقی (0.27- = γ)، وضعیت روانشناختی نامطلوب بر شایستگی های اخلاقی (0.42- = γ) و ادراک آینده تاریک بر شایستگی های اخلاقی (0.15- = γ) منفی و معنادار بود (1/96<t). نتیجه گیری: نتایج مورد بحث قرار گرفته است.
۲۲۲.

روابط ساختاری تجارب ناخوشایند دوره کودکی و فاجعه سازی درد در افراد مبتلا به میگرن با میانجی گری افسردگی و اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۵۴
هدف از این پژوهش بررسی رابطه ساختاری تجارب ناخوشایند دوران کودکی و فاجعه سازی درد در افراد مبتلا به میگرن با میانجی گری افسردگی و اضطراب بود. روش پژوهش همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به میگرن 20 تا 30 ساله مراجعه کننده به کلینیک های درد مشهد در سال 1403-1404 بود. حجم نمونه 204 نفر از بیمارانی بود که تشخیص میگرن توسط پزشک متخصص مغز و اعصاب دریافت کرده و داوطلبانه برای شرکت در پژوهش رضایت داشتند. این افراد به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه فاجعه سازی درد سالیوان و همکاران (1995)، پرسشنامه تجارب نامطلوب دوران کودکی دانگ و همکاران (2004)، مقیاس افسردگی بک (1996) و مقیاس اضطراب بک (1988) بود. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. نتایج نشان داد که تجارب ناخوشایند دوران کودکی از طریق افسردگی تأثیر معناداری بر فاجعه سازی درد دارد (0/01>p)، اما این تأثیر از طریق اضطراب معنادار نبود. همچنین، افسردگی با ضریب مسیر 0/531 بیشترین تأثیر را در میانجی گری داشت. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تجارب اولیه زندگی و حالات عاطفی منفی، به ویژه افسردگی، نقش مهمی در ادراک درد و فاجعه سازی آن در بیماران مبتلا به میگرن ایفا می کنند.
۲۲۳.

واکاوی فرایند ارزیابی سلامت روان داوطلبان حرفه معلمی جهت پذیرش در دانشگاه فرهنگیان و ارائه راهکارهایی برای بهبود آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۹
این پژوهش با هدف تحلیل وضعیت موجود مؤلفه های موردنظر برای ارزیابی سلامت روان داوطلبان حرفه معلمی جهت پذیرش در دانشگاه فرهنگیان و ارایه راهکارهایی برای بهبود آن انجام شد. روش پژوهش مورد استفاده کیفی از نوع پدیدارشناسی بود. مشارکت کنندگان این پژوهش شامل کلیه اعضای هیات علمی و مدرسان دانشگاه فرهنگیان در رشته های مشاوره و روان شناسی بوده که از بین آنها نمونه-ای به تعداد 17 نفر به روش نمونه گیری هدفمند( از نوع خبره) انتخاب شدند. از ابزار مصاحبه(نیمه-ساختاریافته) برای جمع آوری داده های مورد نیاز استفاده شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده به عمل آمد. نتایج پژوهش نشان داد که مؤلفه های سلامت روان داوطلبان حرفه معلمی شامل دو مقوله اصلی و هشت مقوله فرعی است. مقوله شناسایی و ارزیابی مؤلفه های سلامت روان، شامل مؤلفه های شناسایی و ارزیابی خیلی کم سلامت روان، عدم وجود زمان کافی، عدم وجود ابزارهای لازم و عدم ارزیابی دقیق سلامت روان بود. مقوله اقدامات متناسب، مؤلفه های استفاده از آزمون های روانی معتبر، تخصصی بودن ارزیابی سلامت روان، نیاز به مصاحبه های عمیق، ارزیابی صلاحیت روانی در حین و پایان تحصیل را در بر می گرفت. با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت که به منظور پذیرش داوطلبانی برخوردار از سلامت روان در دانشگاه فرهنگیان، بایستی از نتایج آزمون های روانی معتبر در کنار مصاحبه تخصصی بهره گرفت و به منظور ارتقای سطح سلامت روان دانشجومعلمان، برگزاری کارگاه های آموزشی در حوزه های سلامت روان و مهارت های زندگی، اردوهای تفریحی و بازدیدهای علمی، فعال نمودن مراکز مشاوره، تدارک برنامه های های ورزشی، هنری و فرهنگی مناسب در دانشگاه پیشنهاد می گردد.
۲۲۴.

اثر ساختاری فرایندهای پذیرش و تعهد بر تضعیف روحیه در بیماران مبتلا به سرطان: نقش های میانجی رشد و افت پس از سانحه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثر ساختاری فرایندهای پذیرش و تعهد بر تضعیف روحیه در بیماران مبتلا به سرطان با در نظر گرفتن نقش های میانجی رشد و افت پس از سانحه انجام شد.   روش: این مطالعه همبستگی با 260 بیمار مبتلا به سرطان مراجعه کننده به بیمارستان امید اصفهان در بهار و تابستان 1403 انجام شد. شرکت کنندگان با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل مقیاس فرآیند درمان پذیرش و تعهد (Compact؛ فرانسیس و همکاران، 2016)، مقیاس تضعیف روحیه (DS-II؛ روبینسون و همکاران، 2016) و پرسشنامه رشد و افت پس از سانحه گسترده (PTGDI-X؛ تاکو و همکاران، 2021) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) با نرم افزار 26- Amos تجزیه و تحلیل شدند.   یافته ها: تحلیل نشان داد که همبستگی منفی معناداری بین فرآیندهای پذیرش و تعهد و تضعیف روحیه وجود دارد (001/0P<). رشد پس از سانحه و افت پس از سانحه به طور معناداری واسطه رابطه ی بین فرآیندهای پذیرش و تعهد و تضعیف روحیه هستند (001/0P<). مدل نهایی برازش مناسبی با داده ها نشان داد (05/0P<).   نتیجه گیری: فرایندهای پذیرش و تعهد به طور مستقیم و بواسطه رشد و افت پس از سانحه در تضعیف روحیه نقش دارند. پیشنهاد می شود مداخلاتی که فرآیندهای پذیرش و تعهد را هدف قرار می دهند، و همچنین رشد پس از سانحه و کاهش افت پس از سانحه را تقویت می کنند، برای کاهش تضعیف روحیه در بیماران سرطانی توسعه داده شوند.
۲۲۵.

The Prevalence of Nomophobia among Students and Its Association with Social Media Engagement and Demographic Factors

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۶
Objective: The aim of the present research was to investigate the prevalence of nomophobia among students and examine its relationship with social media engagement and demographic factors. Methods : The methodology of the present study was descriptive and correlational in nature. The study’s population included all students at Midlands State University in the academic year (2024-2025). Out of this population, 176 students were selected using a convenience sampling method. The Digital Social Network Engagement Questionnaire and the Nomophobia Questionnaire (NMP-Q) were then administered to them. Data were analyzed using descriptive statistics, Pearson’s correlation and Chi-square tests. The significance level was set at p ˂ 0.05. All analyses were performed using SPSS27 software. Results : The overall prevalence of nomophobia was 98.9%. 51% of participants reported symptoms of severe nomophobia, 29% moderate symptoms, 19% mild symptoms and 1% no symptoms. There was no significant relationship between nomophobia and age or gender. However, a significant relationship was found between nomophobia and students’ academic year ( p = .007). In addition, there was a significant relationship between nomophobia and social media engagement ( p < .001). Conclusion: Nomophobia is a prevalent concern among Zimbabwean university student and is strongly linked to higher levels of social media engagement and academic year. The study highlights the need for interventions to promote healthier digital habits and adaptive coping strategies among students.
۲۲۶.

ارتباط بین شفقت به خود و تجارب معنوی با سرمایه عاطفی و سلامت روان دانش آموزان دختر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه و هدف: هدف از این پژوهش بررسی ارتباط بین شفقت به خود و تجارب معنوی با سرمایه عاطفی و سلامت روان دانش آموزان دختر بود. مواد و روش ها: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان مقطع متوسطه شهر اهواز در سال 1403 می باشند. روش نمونه گیری به روش خوشه ای طبقه ای و تصادفی ساده خواهد بود. حجم نمونه براساس جدول کرسی 324 نفر تعیین شد.ابزارهای تحقیق شامل پرسشنامه دموگرافیک، پرسشنامه تجارب معنوی روزانه اندروود و ترسی (2002)، پرسش نامه سرمایه عاطفی گل پرور (1395)، پرسشنامه استاندارد شفقت خود ریس و همکاران(۲۰۱۱) فرم کوتاه و پرسشنامه سلامت عمومی ( GHQ-28 ) بود. جهت تجزیه وتحلیل داده های تحقیق از آزمون رگرسیون چندگانه و همبستگی پیرسون استفاده شد. تمام عملیات آماری پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 25 و سطح معنی داری 05/0>P در نظر گرفته شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بین شفقت به خود با تجارب معنوی (001/0>p ،31/0r=)، بین شفقت به خود با سرمایه عاطفی (001/0>p ،38/0r=)، بین شفقت به خود با سلامت روان (001/0>p ،76/0r=)، بین تجارب معنوی با سرمایه عاطفی (01/0>p ،16/0r=)، بین تجارب معنوی با سلامت روان (001/0>p ،37/0r=)، بین سرمایه عاطفی با سلامت روان (001/0>p ،38/0r=) رابطه مثبت معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق می توان گفت که با افزایش شفقت به خود در دانش-آموزان دبیرستانی، تجارب معنوی، سلامت روان و سرمایه عاطفی آنها بیشتر می شود؛ همچنین با افزایش تجارب معنوی در دانش آموزان دبیرستانی، سرمایه عاطفی، سلامت روان آنها بیشتر می شود. از نتایج دیگر پژوهش نشان داد که با افزایش سرمایه عاطفی در دانش آموزان دبیرستانی، سلامت روان آنها بیشتر می شود.
۲۲۷.

مقایسه احساس تنهایی و اضطراب اجتماعی در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه گیلان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۱۶
زمینه و هدف: احساس تنهایی و فقدان تعاملات اجتماعی مؤثر در دوران دانشجویی می تواند زمینه ساز بروز اضطراب اجتماعی شود که به عنوان یک چالش روان شناختی اساسی، کیفیت زندگی و عملکرد فرد را تحت تأثیر قرار می دهد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان احساس تنهایی و اضطراب اجتماعی در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه گیلان انجام شد. مواد و روش ها: روش این پژوهش توصیفی-مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان ساکن خوابگاه های دانشگاه گیلان در نیمه اول سال ۱۴۰۴ بود که از میان آن ها، ۸۰ نفر (۴۰ دختر و ۴۰ پسر) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه احساس تنهایی راسل (۱۹۹۶) و پرسشنامه اضطراب اجتماعی کانر و همکاران (۲۰۰۰) بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل در نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: نتایج تحلیل های آماری نشان داد که بین میزان احساس تنهایی در دانشجویان دختر و پسر دانشگاه گیلان تفاوت معناداری وجود ندارد. همچنین، در رابطه با متغیر اضطراب اجتماعی نیز تفاوت معناداری بین دو گروه دختران و پسران مشاهده نشد. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش حاکی از آن است که متغیر جنسیت به تنهایی تفاوت معناداری در میزان احساس تنهایی و اضطراب اجتماعی دانشجویان ساکن خوابگاه ایجاد نمی کند. این نتایج بر پیچیدگی پیامدهای روان شناختی تأکید داشته و ضرورت توجه به عوامل محیطی و فردی دیگر، و همچنین طراحی مداخله های هدفمند برای بهبود سلامت روان دانشجویان را یادآور می شود.
۲۲۸.

شناسایی سازه های رهبری دیجیتال در صنعت بیمه ایران با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۸
مقدمه و هدف : رهبری دیجیتال به عنوان مهارت رهبران برای ایجاد چشم اندازی روشن و معنادار برای فرآیند دیجیتالی سازی و اجرای استراتژی هایی برای تحقق آن توصیف می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی سازه های رهبری دیجیتال در صنعت بیمه ایران با رویکرد فراترکیب انجام شد. روش شناسی پژوهش : این پژوهش مبتنی بر پارادایم عمل گرایی و با رویکرد استقرایی انجام شده و از طرح پژوهش آشیانه ای استفاده شده است. بدین منظور پایگاه های معتبر داخلی و خارجی شامل پرتال جامع علوم انسانی، نورمگز، جهاد دانشگاه، ساینس دایرکت، اسکوپوس، پروکوئست و امرالد مورد جست وجو قرار گرفت. در بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۳ و ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵، در مجموع 53 مقاله شناسایی و پس از ارزیابی محتوایی، 50 مقاله به صورت هدفمند انتخاب و وارد تحلیل شدند. داده ها با روش کیفی فراترکیب و طی مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی تحلیل گردید یافته ها : بر اساس یافته ها، 71 مقوله فرعی در قالب ۱۲ مقوله اصلی شناسایی شد که شامل چشم انداز دیجیتال و راهبرد تحول، فرهنگ دیجیتال و چابکی سازمانی، تجربه مشتری در اکوسیستم دیجیتال، رهبری دیجیتال، زنجیره تأمین دیجیتال در بیمه، نوآوری و مدل های کسب وکار دیجیتال، مهارت های فناورانه مدیران، امنیت سایبری و حفاظت از داده ها، فناوری های نوظهور در بیمه دیجیتال، همکاری بین المللی و رقابت پذیری دیجیتال، مدیریت منابع انسانی در اکوسیستم دیجیتال، و سیاست گذاری و تنظیم مقررات دیجیتال است. بحث و نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که رهبری دیجیتال در صنعت بیمه ایران مفهومی چندبعدی و نظام مند است که بر پایه مجموعه ای از مؤلفه های راهبردی، فرهنگی، فناورانه و رفتاری استوار است. در این چارچوب، چشم انداز دیجیتال و راهبرد تحول به عنوان نقطه آغاز فرآیند دیجیتالی شدن سازمان های بیمه ای عمل می کند و جهت گیری کلان سازمان را در هماهنگی با اهداف تحول دیجیتال مشخص می سازد. این بعد، رهبران را ملزم می کند تا بین فناوری های نوین و مأموریت های اصلی سازمان پیوند برقرار کنند.
۲۲۹.

نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی با رفتار خصمانه در بزرگسالان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۴
زمینه: تجارب آسیب زای دوران کودکی نقش مهمی در شکل گیری رفتارهای ناسالم در بزرگسالی دارد؛ شناسایی مکانیزم های زیربنایی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتارهای خصمانه از اهمیت بالایی برخوردار است؛ بر این اساس مطالعه حاضر با هدف نقش میانجی ذهنی سازی در رابطه بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار خصمانه در بزرگسالان انجام شد. روش: مطالعه حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه کارکنان شرکت پایانه های نفتی ایران در سال 1403 بودند، در این پژوهش 280 نفر به روش نمونه گیری در دسترس مشارکت داشتند و به پرسشنامه پرخاشگری باس و پری (AQ)، پرسشنامه عملکرد بازتابی (RFQ) و پرسشنامه ترومای دوران کودکی (CTQ) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد که تجارب آسیب زای دوران کودکی به طور مستقیم بر رفتار خصمانه (57/0=β) اثر مثبت و معنادار داشت؛ همچنین بر ذهنی سازی (58/0-=β) اثر منفی و معنادار داشت؛ نتیجه دیگر نشان داد که ذهنی سازی به صورت مستقیم بر رفتار خصمانه (34/0-=β) اثر منفی و معنادار داشت (05/0>P). نتیجه دیگر نشان داد که ذهنی سازی بین تجارب آسیب زای دوران کودکی و رفتار خصمانه (20/0=β) نقش میانجی داشت. نتیجه گیری: در مجموع می توان نتیجه گرفت که تجارب آسیب زای دوران کودکی به صورت مستقیم و با نقش میانجی ذهنی سازی بر رفتار خصمانه بزرگسالان تاثیر دارد.
۲۳۰.

مدل مفهومی عوامل طلاق مبتنی بر قرآن: تحلیل محتوای کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۸
مقدمه و اهداف: طلاق به عنوان یکی از مهم ترین تحولات منفی در ساختار خانواده، پیامدهای گسترده ای برای سلامت روان همسران، کارکردهای عاطفی خانواده و ثبات فرهنگی اجتماعی جوامع به همراه دارد. یافته های پژوهشی نشان می دهد که این پدیده با افزایش آشفتگی های روان شناختی، کاهش کیفیت زندگی و تضعیف پیوندهای عاطفی همراه است و آثار آن صرفاً محدود به زوجین نبوده، بلکه فرزندان و نظام اجتماعی را نیز دربر می گیرد. در دهه های اخیر، هم در جوامع صنعتی و هم در ایران، میزان طلاق روند افزایشی داشته و هم زمان نگرش ها و هنجارهای مرتبط با آن دستخوش تغییر شده است؛ به گونه ای که عادی شدن طلاق، کاهش قبح اجتماعی و تحول ارزش ها و انتظارات زناشویی، تصمیم گیری در این زمینه را تسهیل کرده است. ادبیات پژوهش گویای آن است که طلاق پدیده ای پیچیده و چندبعدی است که از برهم کنش عوامل فردی، روان شناختی، ارتباطی، اجتماعی، فرهنگی و ارزشی شکل می گیرد. با وجود گستردگی مطالعات، بخش قابل توجهی از پژوهش های موجود یا مبتنی بر رویکردهای کمّی و اثبات گرایانه بوده اند، یا مجموعه ای پراکنده از متغیرهای مؤثر را گزارش کرده اند، بدون آنکه به ارائه یک چارچوب مفهومی منسجم و مبتنی بر بافت فرهنگی دینی بپردازند. با توجه به نقش محوری دین در شکل دهی باورها، نگرش ها و الگوهای رفتاری زوجین در جوامع اسلامی و ظرفیت غنی قرآن کریم در تبیین روابط زناشویی، پژوهش حاضر با هدف طراحی یک مدل مفهومی از عوامل مؤثر بر طلاق براساس تحلیل محتوای کیفی آیات قرآن و روایات تفسیری انجام شده است. این پژوهش می کوشد با استخراج و صورت بندی نظام مند مفاهیم مرتبط با طلاق از متن قرآن، چارچوبی مفهومی ارائه دهد که بتواند ابعاد بنیادین و تأثیرگذار این پدیده را از منظر دینی تبیین کند و زمینه نظری لازم برای پژوهش های آتی و طراحی مداخلات آموزشی و درمانی متناسب با بافت فرهنگی دینی جامعه اسلامی را فراهم سازد. روش: این پژوهش با بهره گیری از راهبرد اکتشافی متوالی و با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی انجام شد. راهبرد اکتشافی متوالی مشتمل بر دو مرحله گردآوری و تحلیل داده هاست و برای کشف و صورت بندی مفاهیم در حوزه های کمتر مدل سازی شده کاربرد دارد. چارچوب تحلیل محتوای کیفی براساس الگوی چهارمرحله ای بنگستون شامل برنامه ریزی، گردآوری داده ها، تحلیل داده ها و گزارش نتایج اتخاذ شد. در مرحله برنامه ریزی، هدف پژوهش تدوین مدل مفهومی عوامل طلاق براساس قرآن تعیین شد که واحد تحلیل شامل آیات قرآن، روایات تفسیری و فقره هایی از آنها بود. راهبرد تحلیل به صورت استقرائی و با تمرکز همزمان بر معانی آشکار و پنهان انجام گرفت. جامعه متنی پژوهش کلیه گزاره های توصیفی و تبیینی قرآن کریم و روایات مرتبط با آیات طلاق بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و گزینشی و با واحد نمونه گیری «مضمون» انجام شد و فرایند انتخاب داده ها تا دستیابی به اشباع ادامه یافت. استخراج داده ها با جستجوی حوزه واژگانی مرتبط، متضاد و ناظر به زوجیت با استفاده از نرم افزارهای «جامع التفاسیر» و «جامع الاحادیث نور» صورت گرفت که درنهایت پانصد گزاره قرآنی و روایی انتخاب شد. روایات تفسیری به عنوان شواهد مؤید از منابع معتبر حدیثی استخراج و براساس معیار درجه بندی منابع حدیثی غربال شدند. تحلیل داده ها در چهار گام ازمتن گیری، به متن دهی، مقوله بندی و یکپارچه سازی انجام شد که شامل شناسایی واحدهای معنایی، کدگذاری، تشکیل زیرمقوله ها و مقوله ها و درنهایت دستیابی به مدل مفهومی بود. برای اطمینان از روایی و استحکام یافته ها از معیارهای اعتبارپذیری، انتقال پذیری، تأییدپذیری و اتکاپذیری لینکلن و گوبا استفاده شد؛ همچنین توافق کارشناسان متخصص علوم اسلامی و روان شناسی درباره ساختار مقوله ها و درون مایه ها ارزیابی گردید. نتایج: یافته های پژوهش نشان داد فرایند تحلیل محتوای کیفی قرآن و روایات تفسیری از راه کدگذاری باز به استخراج ۸۵۰ کد باز انجامید. این کدها پس از ادغام واحدهای معنایی مشابه در قالب ۹۵ زیرمقوله و سپس در سطحی انتزاعی تر در ۳۳ مقوله سازمان دهی شدند. در گام بعد، مقوله ها براساس روابط معنایی، تقدم و تأخر مفهومی و نقش تبیینی آنها در منطق درونی متون در قالب سیزده درون مایه یکپارچه شدند. درنهایت مطابق مرحله «یکپارچه سازی» در الگوی بنگستون، درون مایه ها در سطح بالاتری در پنج بعد اصلی سامان یافتند که ساختار مدل مفهومی عوامل طلاق را شکل می دهد. این پنج بعد شامل عوامل بنیادین، بسترهای ادراکی، کانون بحران، عوامل تعدیل گر و الگوهای مواجهه است. عوامل بنیادین ناظر بر ریشه های زیرین تعارض زناشویی بوده، و بر دو محور «ازدواج نادرست» و «ناپایداری مبدأ ادراک شده» استوار است. بسترهای ادراکی به فرایندهای ناکارآمد پنداره سازی و پردازش تحریف شده مسائل زناشویی اشاره دارد که زمینه ساز کژفهمی و نارضایتی متقابل می شود. کانون بحران، ماهیت درونی فرسایش رابطه را از راه دو مؤلفه «سرخوردگی» و «دلزدگی» تبیین می کند. عوامل تعدیل گر، شامل خودفروروی، بی تفاوتی یا مداخله ناکارآمد اطرافیان و شکل گیری روابط عاطفی جایگزین، مسیر تشدید یا مهار بحران را تحت تأثیر قرار می دهند. درنهایت الگوهای مواجهه بیانگر راهبردهای زوجین در آستانه طلاق است که شامل دوگانگی، سرکشی، متارکه و اقدام به طلاق می شود. روایی مدل مفهومی با استفاده از شاخص های CVI و CVR و نظر نُه کارشناس متخصص تأیید شد و نتایج گویای تناسب و ضرورت مطلوب تمامی ابعاد و درون مایه های مدل است. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد مدل مفهومی عوامل طلاق در قرآن از پنج بعد اساسی شامل عوامل بنیادین، بسترهای ادراکی، کانون بحران، عوامل تعدیل گر و الگوهای مواجهه تشکیل شده است. در سطح تحلیلی پایین تر، این مدل بیانگر نُه عامل اصلی شکل گیری طلاق است که در تعامل با یکدیگر، مسیر فرسایش رابطه زناشویی را تبیین می کنند. نتایج پژوهش حاضر، همسو با مطالعات داخلی و بین المللی بر چندبعدی بودن و پیچیدگی پدیده طلاق تأکید دارد؛ با این حال، تمایز اساسی این مدل در تعیین نقطه آغاز تعارض زناشویی است. برخلاف بسیاری از الگوهای رایج که شکاف عاطفی را نقطه شروع طلاق می دانند، یافته های این پژوهش نشان می دهد ریشه های اولیه تعارض در عوامل بنیادین، به ویژه ازدواج نادرست و اختلال در نظام ادراک و معناپردازی همسران نهفته است. در این چارچوب، احساس درماندگی و دلزدگی به عنوان کانون بحران، پیامد تداوم ادراک های ناکارآمد و پردازش های تحریف شده در تعامل زوجین برداشت می شود؛ از سوی دیگر نقش عوامل تعدیل گر در تشدید یا مهار مسیر طلاق، نشان دهنده اهمیت زمینه های فردی، بین فردی و اجتماعی در تصمیم گیری نهایی زوجین است. افزون بر این، شناسایی الگوهای متنوع مواجهه با طلاق بیانگر آن است که همسران در آستانه جدایی، راهبردهای یکسانی اتخاذ نمی کنند و این تفاوت ها باید در مداخلات روان شناختی مورد توجه قرار گیرد. درمجموع مدل مفهومی پیشنهادی با تأکید بر نقش باورهای بنیادین، ادراک مسئله و عاملیت اخلاقی، چارچوبی منسجم برای فهم عمیق تر عوامل طلاق فراهم می آورد و می تواند مبنایی نظری برای پیشگیری، مداخله و تصمیم گیری آگاهانه در فرایند طلاق باشد. تقدیر و تشکر: این مقاله برگرفته از رساله دکتری نویسنده در گروه روان شناسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است. نویسنده مراتب سپاس خود را از اساتید راهنما و مشاور، کارشناسان متخصص و اعضای گروه روان شناسی ابراز می دارد که این پژوهش با همکاری و حمایت های ارزشمند آنها به سرانجام رسید. تعارض منافع : نویسنده اعلام می کند در تهیه و انتشار این مقاله هیچ گونه تعارض منافع مالی، شخصی یا حرفه ای وجود ندارد.
۲۳۱.

بررسی تفاوت های سنی و جنس مولفه به روز رسانی کارکردهای اجرایی در بزرگسالان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۲۱۰
مقدمه: کارکردهای اجرایی به عنوان مکانیسم تنظیم فرایندهای شناختی تعریف شده که خاص انسان هستند. یکی از مولفه های این کارکردها به روزرسانی است که به عنوان فرایند جایگزین کردن اطلاعات نامرتبط با اطلاعات جدید به منظور به روز نگه داشتن اطلاعات حافظه کاری، تعریف می شود. هدف: عوامل موثر برکارکردهای اجرایی، پژوهش های زیادی را به خود اختصاص داده اند. با این حال، تاکنون مطالعه ای عملکرد گروه های سنی مختلف زنان و مردان را بررسی نکرده است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف بررسی تفاوت های سن و جنس در مولفه به روزرسانی طراحی شد. روش: این پژوهش از نظر ماهیت، کاربردی، از نظر روش پژوهش، توصیفی - پیمایشی و روش اجرا، به صورت فردی بود. جامعه آماری، افراد ساکن استان کرمان از سنین 16 تا 59 سال در سال 1401 بود. تعداد 479 نفر (51% خانم) با استفاده از روش نمونه گیری سهمیه ای انتخاب و در ده گروه سنی طبقه بندی شدند. ابزار پژوهش نسخه رایانه ای مولفه به روزرسانی از مجموعه تکالیف کارکردهای اجرایی بنیادی و روش تحلیل داده ها، تحلیل واریانس یک راهه بود. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس یک راهه برای تفاوت میانگین گره های سنی مولفه به روزرسانی نشان داد که تفاوت بین نمرات گروه های سنی ده گانه هر سه تکلیف در سطح 0001/0 P< معنادار است. همچنین، نتایج تحلیل واریانس یک راهه برای تفاوت میانگین جنس نشان داد که بین عملکرد زنان و مردان در این مولفه تفاوت معناداری وجود ندارد. نتیجه گیری: عملکرد نوجوانان در مولفه به روزرسانی کارکردهای اجرایی رو به افزایش است به صورتی که در افراد 20 تا 24 سال به بیشترین حد خود می رسد و سپس با افت ملایمی تا انتهای میانسالی همراه است. پیشنهاد می شود پژوهش های آینده جهت بالا بردن دقت نتایج مطالعات طولی را شامل شوند.
۲۳۲.

مقایسه اثربخشی تکنیک های تحمل آشفتگی و آموزش رفتاری والدین بر خودکارآمدپنداری مادران کودکان با نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۲۲۳
زمینه و هدف: اختلال نافرمانی مقابله ای یکی از شایع ترین اختلالات رفتاری در کودکان است. مادران در بیشتر خانواده ها نقش مراقبتی و مسئولیت پذیری در برابر فرزندان دارند و با کشاکش بیشتری مواجه هستند. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی تکنیک های تحمل آشفتگی و آموزش رفتاری والدین بر خودکارآمدپنداری مادران کودکان با نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای بود. روش : این پژوهش شبه تجربی از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری 3 ماهه با گروه گواه بود. اندازه گیری ها در مراحل پیش آزمون، پس آزمون (پس از 8 هفته مداخله های تحمل آشفتگی و آموزش رفتاری والدین)، و پیگیری سه ماهه انجام شد. جامعه پژوهش، مادرانِ دارای کودکان 7 تا 12 سال با اختلال نافرمانی مقابله ای در اصفهان در سال 1402 بودند که از بین آنها 60 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در 3 گروه 20 نفری تحمل آشفتگی، آموزش رفتاری والدین و گواه جایدهی شدند. ابزار پژوهش شامل آخرین نسخه اهتباریابی شده سیاهه علائم مرضی کودکان (گادو و اسپرافکین، 1997) و خودکارآمدپنداری والدگری (دومکا و همکاران، 1996)در ایران بود. تحلیل ها توسط نسخه 26 نرم افزار SPSS و آزمون تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل واریانس نشان داد که هر دو برنامه آموزش تحمل آشفتگی(989/79=F) و آموزش رفتاری والدی (278/387=F) تأثیر معناداری بر خودکارآمدپنداری مادران داشته اند و نمرات این متغیر در مراحل پس آزمون و پیگیری به طور معناداری افزایش یافته است. همچنین خودکارآمدپنداری در دو نوبت پس آزمون و پیگیری در گروه های آموزش رفتاری والدین و تحمل آشفتگی نسبت به گروه گواه تفاوت معناداری داشته است. در مرحله پیگیری، تفاوت معناداری بین گروه های آموزش رفتاری والدین و تحمل آشفتگی مشاهده شد، اما در پس آزمون، این تفاوت معنادار نبود. نتیجه گیری: آموزش تحمل آشفتگی و رفتاری والدین هر دودر افزایش خودکارآمدپنداری مادران کودکان با نشانه های اختلال نافرمانی مقابله ای مؤثر هستند؛ بنابراین بهتر است هر دو برنامه مداخله ای در بهبود سلامت روان مادارن بسته به شرایط مورد استفاده قرار گیرند.
۲۳۳.

اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی مردان مبتلا به اختلال دو قطبی نوع یک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۱۳
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی مردان مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک انجام شد. در این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد و جامعه آماری آن را بیماران مرد مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک بیمارستان امام رضا شهر بجنورد در سال 1402 به تعداد 75 نفر تشکیل دادند. 30 نفر از بیماران به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و کنترل گمارده شدند. پرسش نامه های مورد استفاده شامل پرسشنامه تنظیم هیجانی (ERQ) و پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (CFI) بود. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت روان درمانی گروهی دیالکتیکی قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای دریافت نکردند. تحلیل کواریانس چندمتغیره نشان داد رفتاردرمانی دیالکتیکی بر تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی مردان مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک تأثیر معناداری دارد (0.01˂P)، به طوری که نمرات تنظیم هیجان و انعطاف پذیری شناختی بیماران گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل افزایش یافت. با توجه به اینکه نتایج از اثربخشی این رویکرد بر متغیرهای مذکور حمایت می کند، توجه به این روش برای مردان مبتلا به اختلال دوقطبی نوع یک می تواند کاربردی و مؤثر باشد.
۲۳۴.

مدل یابی معادلات ساختاری عود مصرف مواد بر اساس منبع کنترل درونی و ادراک خطر با میانجی گری باورهای مرتبط با مواد مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۶۲
زمینه: هدف از پژوهش حاضر بررسی مدل یابی معادلات ساختاری عود مصرف مواد بر اساس منبع کنترل درونی و ادراک خطر با میانجی گری باورهای مرتبط با مواد مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک بود. روش: روش این مطالعه توصیفی- همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش مردان وابسته به مواد مخدر در حال ترک شهر سمنان در در بهمن ماه 1402 تا اردیبهشت ماه 1403 بودند. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران و با روش نمونه گیری هدفمند 386 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل مقیاس پیش بینی عود مصرف (RPS) رایت (1993)، پرسشنامه منبع کنترل(LCS) راتر (1966)، مقیاس ادراک خطر (RPI) بنیتن و همکاران(1993) و پرسشنامه باورهای مرتبط با مواد (DBQ) بک و رایت(1993) بود. داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که اثرات مستقیم منبع کنترلی درونی(0/61- =β و 001/0=sig) و ادراک خطر(0/71- =β و 0/001=sig) بر روی عود مصرف مواد معنادار است. همچنین نتایج نشان داد که باورهای مرتبط با مواد در رابطه بین منبع کنترل درونی(66/0- =β و 0/001=sig) و ادراک خطر(0/57- =β و 0/001=sig) با عود مصرف مواد نقش میانجی و معنادار دارد. همچنین مدل پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (0/06=RMSEA، 0/04= SRMRو 0/05>p) و 89 درصد از واریانس عود مصرف مواد تبیین می شود.
۲۳۵.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر نگرانی از تصویر بدنی در زنان مبتلا به پسوریازیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۳۱
هدف از پژوهش حاضر بررسی مقایسه اثربخشی درمان شناختی-رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر نگرانی از تصویر بدنی در زنان مبتلا به پسوریازیس بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری پژوهش کلیه  زنان مبتلا به پسوریازیس مراجعه کننده به کلینیک های درماتولوژی شهر تهران در پاییز سال 1403 بودند. تعداد 45 زن بیمار تشخیص داده شده بر اساس پزشک متخصص به صورت تصادفی ساده در دو گروه شامل گروه آزمایشی درمان شناختی-رفتاری(15 زن)، گروه درمان مبتنی بر شفقت (15 زن) و یک گروه کنترل (15 زن) قرار گرفتند. سپس گروه آزمایش اول تحت 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان شناختی-رفتاری و گروه آزمایش دوم تحت10 جلسه 90 دقیقه ای درمان مبتنی بر شفقت قرار گرفتند. از سیاهه نگرانی از تصویر بدنی(BICI) لیتلتون و همکاران(2005) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. برای تحلیل داده ها از به دست آمده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بن فرونی استفاده شد. نرم افزار تحلیل داده ها SPSS نسخه 28 بود. نتایج نشان داد هر دو مداخله مذکور در مرحله پس آزمون و پیگیری اثربخشی معناداری بر نگرانی از تصویر بدنی داشته است (0/05>p). همچنین نتایج آزمون تعقیبی نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت اثربخشی بیشتری نسبت به درمان شناختی-رفتاری بر کاهش نگرانی از تصویر بدنی دارد (0/05>p). بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که درمان شناختی-رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت می توانند به عنوان شیوه های درمانی مناسب برای کاهش نگرانی از تصویر بدنی در  زنان مبتلا به پسوریازیس در مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی به کار برده شوند و تقدم استفاده در کاهش نگرانی از تصویر بدنی زنان مبتلا به پسوریازیس با درمان مبتنی بر شفقت است.
۲۳۶.

اثربخشی برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن اگاهی بر مشکلات رفتاری، مهارت ارتباط با دوستان و همدلی شناختی در نوجوانان دارای قلدری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۸۴
زمینه و هدف: یکی از چالش های نوجوانان دارای قلدری، مشکلات رفتاری، عدم مهارت های ارتباطی و عدم همدلی می باشد؛ لذا پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی بر مشکلات رفتاری، مهارت ارتباط با دوستان و همدلی شناختی در نوجوانان دارای قلدری صورت گرفت. مواد و روش ها: مطالعه حاضر از حیث هدف، کاربردی و از حیث روش، نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی دانش آموزان دارای رفتارهای قلدری در شهر تبریز بود که در سال 1403 در مقطع متوسطه دوم مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل 30 دانش آموزان دارای رفتار قلدری بود که برای انتخاب این نمونه ابتدا غربالگری انجام گرفت و پس از دسترسی به افراد مورد نظر، نمونه ها به روش تصادفی با روش قرعه کشی در قالب گروه های آزمایشی (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی در 10 جلسه 45 دقیقه ای و هفته ای دو بار برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل در این زمان هیچ گونه آموزشی را دریافت نکردند. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس تجدید نظر شده مشکلات رفتاری، مقیاس همدلی شناختی و پرسشنامه مشکلات در ارتباط با دوستان استفاده شد. داده های گردآوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیره در نرم افزار SPSS نسخه 27 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که مداخله آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی در افزایش همدلی شناختی و کاهش مشکلات ارتباط با دوستان، مشکلات رفتاری و مؤلفه های اختلال سلوک، پرخاشگری اجتماعی، مشکلات توجه – ناپختگی و اضطراب - گوشه گیری به طور معناداری مؤثر بوده است. در حالی که در خرده مقیاس های رفتار روان پریشی و حرکات اضافی تأثیر قابل توجهی مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر می توان از برنامه آموزش مهارت های اجتماعی مبتنی بر ذهن آگاهی جهت کاهش مشکلات رفتاری، بهبود مهارت ارتباط با دوستان و افزایش همدلی شناختی در نوجوانان دارای قلدری بهره گرفت
۲۳۷.

تدوین و امکان سنجی پروتکل درمان پردازش اطلاعات هیجانی برای بهبود کارکردهای اجرایی و کیفیت زندگی در مدرسه در دانش آموزان با اختلال نقص توجه / بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۲۹۹
زمینه: اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی، فرد را با مسائل و مشکلات زیادی روبرو می کند که زندگی او را تحت تأثیر قرار می دهد. ازاین رو برنامه درمانی که بتوانند به بهبود فرآیند کارکردهای اجرایی و افزایش کیفیت زندگی در مدرسه، دانش آموزان با اختلال نقص توجه/بیش فعالی کمک کند ضروری به نظر می رسد. هدف: هدف پژوهش حاضر تدوین و امکان سنجی پروتکل درمان پردازش اطلاعات هیجانی برای بهبود کارکردهای اجرایی و کیفیت زندگی در مدرسه در دانش آموزان با اختلال نقص توجه/بیش فعالی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع رویکرد کیفی و روش اکتشافی بود. جامعه مورد مطالعه، کلیه متخصصان روانشناسی کودکان استثنایی ایران در سال 1403-1402 بودند. نمونه پژوهش 13 نفر بود که به صورت هدفمند انتخاب شدند. بعد از بررسی ادبیات موجود در زمینه پردازش اطلاعات هیجانی، جهت استخراج عوامل درمان، با این 13 نفر متخصص مصاحبه شد. به منظور اعتباریابی عوامل درمان از دو ضریب نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) استفاده شد. مقدار CVR به دست آمده با جدول لاوشه مقایسه شد (54/0< (CVR و مقدار CVI بیشتر از 79/0 باشد قابل قبول است. جهت مقیاس امکان سنجی از چک لیست 50 سؤالی شلانی استفاده شد که شامل مؤلفه های مختلفی همچون مقبولیت و تناسب، کاربردپذیری و تقاضا، یکپارچگی، سازگاری، منابع و قابلیت اجرا و تعمیم پذیری می باشد. یافته ها: نتایج نشان داد نسبت روایی محتوایی در دامنه 85/0 تا 1 و شاخص روایی محتوایی بین 92/0 تا 1 بود. که پروتکل درمان از نسبت روایی محتوا و شاخص روایی محتوا مطلوبی برخوردار بود، همچنین نتایج امکان سنجی نشان داد میانگین تمام مؤلفه های درمان از میانگین کل بزرگتر بود، بنابراین امکان سنجی پروتکل مورد تأیید می باشد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه، مؤلفه های درمان و پروتکل پردازش اطلاعات هیجانی از روایی خوبی برخوردار بود و همچنین پروتکل پردازش اطلاعات هیجانی از مقبولیت و تناسب، کاربردپذیری و تقاضا، یکپارچگی، قابلیت انطباق، منابع و قابلیت اجرا و تعمیم پذیری خوبی برخوردار بود، می توان پروتکل پردازش اطلاعات هیجانی را برای مداخله بالینی مناسب ارزیابی کرد.
۲۳۸.

The Effectiveness of Positive Parenting Programs on Parenting Stress and Parenting Self-Efficacy of Women as Heads of Households(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۳۱
Objective: Family risk factors such as ineffective parenting by parents, especially mothers, can affect emotional and behavioral problems in adolescents and increase psychological problems of parents such as stress and parenting self-efficacy. The purpose of this research was to investigate the effectiveness of the positive parenting program on parenting stress and parenting self-efficacy of female heads of households with teenage children. Methods: The current research was Pre-test - post-test with a control group. The research population consisted of all female heads of households under the support of the Yazd Relief Committee in 2020 who had teenage children. The research sample consisted of 20 females as heads of households, who were selected in an available manner and were randomly assigned to two experimental and control groups. In order to measure the research variables, Domka et al.'s parenting self-efficacy questionnaire (1996) and Abdin's parental stress questionnaire (1967) were used. The interventions were conducted during 8 weekly sessions for 90 minutes, and the covariance method was used for data analysis. Results: The findings showed that positive parenting education has an effect on reducing parenting stress and improving parenting self-efficacy of females as heads of households with teenage children (P<0.05). Conclusion: According to the results, mental health professionals can use a positive parenting program to improve females' psychological health and parenting self-efficacy.
۲۳۹.

عوامل مؤثر بر ماندگاری زنان در ازدواج های پایدار نارضایتمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۲
هدف: در برخی روابط زناشویی، علی رغم حفظ ثبات ساختاری نهاد خانواده، سطح رضایت عاطفی و روانی زوج ها در حداقل ممکن قرار دارد. این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر ماندگاری زنان در ازدواج های پایدار اما نارضایتمند می پردازد. روش: پژوهش حاضر به روش کیفی از نوع رویکرد قراردادی انجام شد و داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با ۱۳ زن که حداقل ۲۰ سال در ازدواج خود باقی مانده اند، اما از زندگی مشترکشان ناراضی بودند، جمع آوری گردید. یافته ها: نتایج تحلیل محتوای داده ها نشان داد که عوامل اقتصادی، فرزندان، خانواده، باورهای فرهنگی و اجتماعی، ویژگی های شخصیتی فردی و عوامل مربوط به همسر، مهم ترین دلایل تداوم این ازدواج ها هستند. وابستگی مالی، نگرانی درباره آینده فرزندان، فشارهای اجتماعی، نداشتن مهارت های لازم برای استقلال، و تغییرات مثبت در رفتار همسر از جمله عواملی بودند که موجب ماندگاری زنان در این شرایط شدند. نتیجه گیری: به نظر می رسد ماندگاری زنان در ازدواج های پایدار اما نارضایتمند تحت تأثیر مجموعه ای از عوامل درونی و بیرونی همچون وابستگی اقتصادی، نقش فرزندان در تصمیم گیری، فشارهای خانوادگی و اجتماعی، باورهای فرهنگی، ویژگی های شخصیتی فردی و تغییرات در رفتار همسر، به عنوان عوامل کلیدی قراردارد که هیچ یک از این عوامل به تنهایی تعیین کننده ماندن یا رفتن نیستند، بلکه ترکیب آن ها است که می تواند بر تصمیم زن در ماندن در ازدواج تأثیر بگذارد. با توجه به این یافته ها، درک عمیق تر از این ابعاد می تواند به برنامه های مشاوره ای و مداخلات اجتماعی کمک کند تا نیازها و چالش های زنان در چنین موقعیت هایی بهتر شناسایی شود.
۲۴۰.

اثربخشی موسیقی درمانی بر رفتارهای سازشی و احساس تنهایی کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۰۳
موسیقی درمانی به عنوان یک رویکرد درمانی شناخته می شود که از ویژگی های ذاتی موسیقی برای بهبود رفتارهای اجتماعی و ارتقای سلامت روح و جسم استفاده می شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی موسیقی درمانی بر رفتارهای سازشی و احساس تنهایی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم است. روش پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی است و با توجه به ماهیت و اهداف در زمره پژوهش های آزمایشی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون است. جامعه مورد نظر شامل کلیه کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم، مراجعه کننده به مرکز اوتیسم آوا شهر مشهد می باشد. برای انتخاب نمونه 30 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) قرار گرفتند. افراد گروه آزمایش، جلسات آموزشی؛ آموزش موسیقی درمانی را هفته ای یک بار، توسط محقق دریافت کردند. بعد پایان جلسات از دو گروه آزمایش و گواه پس آزمون به عمل آمد. ابزار اندازه گیری در این پژوهش شامل: پرسشنامه رفتار سازشی وایلنلند (1999)، پرسشنامه احساس تنهایی آشر و همکاران (1984) و پروتکل آموزشی موسیقی درمانی خانجانی و خاک نژاد (1395) و پژوهش ذبیحی، اسدزاده و حسین مردی (1394) می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد موسیقی درمانی بر رفتارهای سازشی و احساس تنهایی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم مؤثر است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان