ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۸۶۱.

اثربخشی برنامه آموزش پیش از ازدواج مبتنی بر دیدگاه آدلری بر راهبردهای حفظ رابطه و مدارا در زوجین نامزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۵
هدف: هدف این پژوهش تعیین اثربخشی برنامه آموزش پیش از ازدواج مبتنی بر دیدگاه آدلری بر راهبرد های حفظ رابطه و مدارا در زوجین نامزد شهر یاسوج بود. روش: پژوهش حاضر در یک طرح نیمه آزمایشی با پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش کلیه زوجین نامزد مراجعه کننده به مراکز بهداشت شهید اشرفی شهر یاسوج در سال ۱۴۰۳ (۹۴ نفر؛ ۴۷ زوج) بودند که ۶۰ نفر از آن ها به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش وکنترل (هرگروه ۳۰ نفر) قرار گرفتند. شرکت کننده ها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری به مقیاس های راهبرد های حفظ رابطه (کاناری و استافورد، ۹۹۲) و مدارا (خجسته مهر و همکاران، ۲۰۲۰) پاسخ دادند. گروه آزمایش در هشت جلسه نود دقیقه ای در برنامه آموزش پیش از ازدواج مبتنی بر دیدگاه آدلری شرکت کردند. داده ها به روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر (آمیخته) در نرم افزار SPSS-۲۶ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد برنامه آموزش پیش ازدواج مبتنی بر روش آدلری، باعث بهبود راهبرد های حفظ رابطه (۶۶/۴۱ = F، ۰۰۱/۰ p) و مدارا (۲۷/۲۹ = F، ۰۰۱/۰P <) در شرکت کنندگان گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پس آزمون و پیگیری شده است. نتیجه گیری: برنامه آموزش پیش از ازدواج به روش آدلری، با ارتقای راهبرد های حفظ رابطه و تقویت مدارا، نقش مهمی در کاهش بی ثبانی های روابط دارد. بنابراین، پیشنهاد می شود این بسته آموزشی در مراکز مشاوره ازدواج برای زوجین نامزد مورد استفاده قرار گیرد.
۸۶۲.

رابطه بین ذهن آگاهی و احساس گرفتاری با پریشانی روانشناختی پدران دارای کودک مبتلا به اختلال اُتیسم: نقش میانجی ناگویی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی ناگویی هیجانی در رابطه بین ذهن آگاهی و احساس گرفتاری با پریشانی روانشناختی پدران دارای ذهن آگاهی کودک مبتلا به اختلال طیف اُتیسم انجام شد. روش: طرح این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری تمامی پدران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اُتیسم مراجعه کننده به بیمارستان بقیه الله (عج) و مراکز تحت نظر بهزیستی شهر تهران، در سال 1403 را شامل می شد که تعداد 200 نفر از آن ها به روش نمونه گیری غیرتصادفی دردسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند و به ابزارهای پژوهش شامل ناگویی هیجانی )بگبی و همکاران، 1994)، هشیاری توجه ذهن آگاهانه ( براون و زیان،2003)، احساس گرفتاری (گیلبرت و آلن، 1998) و پریشانی روانشناختی (کسلر و همکاران ،2002) پاسخ دادند. جهت تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از نرم افزار SPSS23 و Smart PLS3 استفاده گردید. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که ناگویی هیجانی اثر مستقیم بر پریشانی روانشناختی پدران دارای کودک مبتلا به اختلال اُتیسم دارد (01/0>p) و در ارتباط بین احساس گرفتاری و پریشانی روانشناختی به عنوان یک متغیر میانجی معنادار عمل می کند (05/0>p)، اما نقش میانجی ناگویی هیجانی در رابطه بین ذهن آگاهی و پریشانی روانشناختی، معنی دار به دست نیامد (05/0<p). نتیجه گیری : یافته های پژوهش نشان داد که به منظور کاهش پریشانی روانشناختی در پدران دارای کودک مبتلا به اختلال طیف اُتیسم، توجه به ناگویی هیجانی، ذهن آگاهی و احساس گرفتاری بایستی در تدوین مداخلات آتی برای این گروه مدنظر قرار گیرد.
۸۶۳.

طراحی و اعتبارسنجی پرسشنامه ی سردردهای تنشی در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۴
مقدمه: سردرد تنشی به عنوان دومین بیماری مزمن شایع در جهان شناخته شده است. این نوع سردرد به دلیل گستردگی و تأثیر چشمگیری که بر کیفیت زندگی دارد، توجه بسیاری از پژوهشگران و متخصصان حوزه سلامت را به خود معطوف کرده است. پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی پرسشنامه ی سردردهای تنشی در جامعه ایرانی انجام شد. روش: پژوهش حاضر یک مطالعه آمیخته کیفی-کمّی است. بخش کیفی تحقیق به منظور استخراج گویه های مورد استفاده در تدوین پرسشنامه به روش استقرایی انجام گرفت. در بخش کمّی، به منظور بررسی روایی و پایایی ابزار تدوین شده، از روش توصیفی در قالب مطالعات روانسنجی استفاده شد. جامعه ی آماری پژوهش در بخش کمّی را تمامی افراد مبتلا به سردردهای تنشی بر اساس معیارهای تشخیص سیستم بین المللی طبقه بندی اختلالات سردرد (ICHD-3) در سال 1404 تشکیل دادند. نمونه پژوهش حاضر از چهار شهر به تعداد 240 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به پرسشنامه ی سردردهای تنشی (1404)، پرسشنامه ی شدت علایم میگرن نجاریان (1376) و مقیاس بهزیستی روانشناختی ریف (1989) پاسخ دادند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همسانی درونی، روایی همزمان، تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی استفاده شد. داده ها به کمک نرم افزارهای SPSS. 26 و LISREL. 10.20 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج حاصل از ضریب همسانی درونی نشان داد که این پرسشنامه و خرده مقیاس های آن از پایایی مناسبی (α >70/0)  برخوردار است. نتایج ضریب همبستگی نشان داد که ارتباط مثبت بین متغیر سردردهای تنشی با شدت علایم میگرن (001/0>P و 750/0=r) نشان دهنده روایی همگرای مناسب و ضریب همبستگی منفی بین متغیر بهزیستی روانشناختی (05/0>P و 155/0-=r) نشان دهنده روایی واگرای مناسب می باشد. شاخص های برازش مدل تحلیل عاملی تأییدی نیز مدل نهایی این پرسشنامه را تأیید کرد (001/0>P). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که پرسشنامه ی سردردهای تنشی پایایی و روایی مطلوبی در جمعیت ایرانی دارد و مقیاس خودسنجی مناسبی برای موقعیت های بالینی و پژوهشی می باشد.
۸۶۴.

تدوین مدل ساختاری پایستگی تحصیلی در دانش آموزان دختر بر اساس خودکارآمدی تحصیلی با نقش میانجی وجدان تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۸
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل ساختاری پایستگی تحصیلی بر اساس خودکارآمدی تحصیلی با توجه به نقش میانجی وجدان تحصیلی انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر بوکان در سال تحصیلی 1400-1399 بودند که از طریق روش نمونه گیری خوشه ای تعداد 300 نفر به عنوان نمونه مورد نظر انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از سه پرسشنامه استاندارد پایستگی تحصیلی مارتین و مارش (2008)؛ وجدان تحصیلی مک ایلروی و بانتینگ (2002) و خودکارآمدی تحصیلی مورگان- جینکز (1999) استفاده شد. تحلیل داده ها با روش همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار  23 SPSS و 8/8 LISREL  انجام شد. نتایج همبستگی پیرسون نشان داد که بین پایستگی تحصیلی به عنوان متغیر ملاک با مولفه های خودکارآمدی تحصیلی(استعداد، بافت و کوشش) و وجدان تحصیلی رابطه معنادار وجود دارد (001/0p<). همچنین نتایج تحلیل روابط ساختاری نیز نشان داد که مولفه های خودکارآمدی هر سه بصورت مستقیم و غیرمستقم و وجدان تحصیلی به طور مستقیم بر پایستگی تحصیلی دانش آموزان اثر می گذارند (001/0p<) و وجدان تحصیلی نقش میانجی گری جزیی در این بین ایفاء می نماید. در نهایت محاسبه شاخص های برازش معلوم شد مدل از برازش مناسبی برخوردار است. بر اساس یافته های این پژوهش خودکارآمدی تحصیلی هم بصورت مستقیم و هم بصورت غیر مستقیم از طریق وجدان تحصیلی با پایستگی تحصیلی در ارتباط بود. بنابراین بهبود خودکارآمدی تحصیلی و وجدان تحصیلی دانش آموزان روش مناسبی برای ارتقای پایستگی تحصیلی آنها به شمار می آید.
۸۶۵.

ارزیابی مدل ساختاری پیشرفت تحصیلی دانش آموزان با توجه به اثرات روابط معلم- شاگرد و معلم-والدین با نقش میانجی درگیری تحصیلی دانش آموز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرات روابط معلم-شاگرد و معلم-والدین بر پیشرفت تحصیلی با نقش میانجی درگیری تحصیلی دانش آموزان انجام شد. این پژوهش بنیادی ازنظر روش توصیفی از نوع همبستگی با رویکرد مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری، تعداد 11228 دانش آموز مشغول به تحصیل دوره متوسطه دوم شهر بیرجند در سال تحصیلی 99 -1398 بودند. تعداد 349 نفر (220 دختر، 129 پسر) به همراه یکی از والدینشان به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای به عنوان آزمودنی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل معدل نیمسال تحصیلی، پرسشنامه رابطه معلم-شاگرد مورای و زوویچ (2010)، پرسشنامه رابطه معلم-والدین ویکرز و مینکه (1995) و پرسشنامه درگیری تحصیلی فردریکز، بلومنفلد و پریس (2004) بود. تحلیل داده ها با روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS 22 و LISREL 8 انجام شد. نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که روابط معلم-شاگرد و معلم والدین به صورت مستقیم و با میانجیگری درگیری تحصیلی به صورت غیرمستقیم با پیشرفت تحصیلی ارتباط دارند (05/0p>). یافته های حاضر، علاوه بر تولید دانش نظری، مهارت لازم را در اختیار معلمان و والدین قرار دهد تا رویکرد ارتباطی خود را با دانش آموزان در جهت مثبت سوق دهند و کاربردهای عملی ویژه ای را جهت ارتقای پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در بردارد.
۸۶۶.

اعتباریابی متقاطع مقیاس چهارگانه های تاریک در محیط کار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: صفات چهارگانه تاریک شخصیت شامل خودشیفتگی، ماکیاولیسم، جامعه ستیزی و دیگرآزاری، پیامدهای مخرب برای افراد و سازمان ها دارند. هدف پژوهش، اعتباریابی متقاطع و بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه فارسی مقیاس چهارگانه های تاریک در محیط کار بود. روش: پژوهش توصیفی– همبستگی و اعتباریابی متقاطع بود. مقیاس چهارگانه های تاریک (تیبو و کلووی، ۲۰۲۰) پس از اخذ مجوز، با ترجمه– بازترجمه، بررسی روایی صوری و محتوایی و آزمون مقدماتی روی ۳۰ نفر به فارسی برگردانده شد. جامعه آماری ۴۰۰ نفر از کارکنان تبریز بود که به دو زیرنمونه ۲۰۰ نفری تقسیم شد. تحلیل عاملی اکتشافی با SPSS 22 انجام و ساختار عاملی با نسخه اصلی مقایسه شد. تحلیل عاملی تأییدی با LISREL 8 برازش مدل چهارعاملی را بررسی کرد. روایی همگرا با مقیاس صفات چهارگانه تاریک شخصیت (یوسفی و ایمان زاد، ۱۳۹۷) سنجیده شد. یافته ها: تحلیل اکتشافی چهار عامل با ۲۴ ماده استخراج کرد که ۶۱٪ واریانس را تبیین نمود و با نسخه اصلی همسو بود. پایایی عامل جامعه ستیزی 72/0 بود که کمی پایین تر از نسخه اصلی 75/0 است. آلفای کرونباخ مؤلفه ها 69/0 تا 87/0 و کل مقیاس 89/0، ضریب دو نیمه سازی مؤلفه ها 66/0 تا 75/0 و کل مقیاس 79/0 بود. تحلیل تأییدی برازش مدل چهارعاملی را تأیید کرد (91/0= NFI، 94/0= CFI، 05/0= RMSEA). نتیجه گیری: نسخه فارسی دارای روان سنجی مطلوب و اعتبار فرهنگی است و برای گزینش و مدیریت کارکنان، پیشگیری از رفتارهای مخرب و کنترل قلدری در سازمان ها و ادارات ایران کاربردی است.
۸۶۷.

ساخت و اعتباریابی پرسشنامه باورهای توحیدی و تحلیل پیش بینی سلامت روانی براساس باورهای توحیدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۶
مقدمه و اهداف: سلامت روانی به عنوان یکی از ارکان اساسی سرمایه انسانی در قرن حاضر فراتر از نبود اختلالات روانی تعریف و به حالتی از آسایش گفته می شود که در آن فرد توانایی شناخت استعدادهای خود، مقابله مؤثر با تنش های عادی زندگی، کار مفید و مشارکت سازنده در جامعه را دارد. این تعریف جامع بر بهزیستی روانی، اجتماعی و در سال های اخیر بر بهزیستی معنوی تأکید دارد. سازمان بهداشت جهانی با بازنگری در تعریف سلامت، بُعد چهارم معنویت را به ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی افزوده است؛ در این میان، دین و معنویت به عنوان مؤلفه های نفوذگذار در زندگی بشر، نقش تعیین کننده ای در شکل گیری، تداوم و ارتقای سلامت روانی ایفا می کنند. در میان باورهای دینی، باورهای توحیدی به معنای اعتقاد به خدای یگانه به عنوان زیربنایی ترین اصل در بسیاری از ادیان، جایگاه ویژه ای دارد. این باورها می توانند با ارائه یک چارچوب معنابخش به زندگی، ایجاد حس ارتباط با منبعی برتر و فراهم آوردن الگوی اخلاقی مستحکم به عنوان منبعی برای مقابله با چالش ها عمل کنند؛ با این حال، اهمیت نظری این سازه، یک شکاف روش شناختی در زمینه اندازه گیری آن وجود دارد. ابزارهای روان سنجی موجود برای سنجش دینداری، اغلب بر جنبه های عاطفی و مناسکی متمرکز هستند و کمتر به طور خاص به سنجش باورهای هستی شناختی توحیدی پرداخته اند. این خلأ، لزوم طراحی و اعتباریابی ابزاری روا و پایا برای سنجش این باورها در بافت فرهنگی جامعه ایران را آشکار می سازد. هدف اصلی این پژوهش، طراحی و اعتباریابی یک پرسشنامه برای سنجش باورهای توحیدی و سپس بررسی رابطه این باورها با سلامت روانی در یک نمونه ایرانی بود. دستیابی به چنین ابزاری می تواند امکان پژوهش های دقیق تر در مورد نقش این باورهای بنیادین را فراهم کند. روش: این پژوهش با طرح آمیخته اکتشافی متوالی در چهار مرحله انجام شد؛ در مرحله اول (کیفی) با هدف شناسایی مضامین و مؤلفه های باورهای توحیدی از روش تحلیل مضمون به شیوه استقرایی استفاده شد. داده های این مرحله از دو منبع اصلی گردآوری گردید: ۱. انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق با صاحب نظران علوم اسلامی و ۲. مطالعه متون دینی اصیل (آیات قرآن کریم و احادیث معتبر). تحلیل داده های کیفی مطابق الگوی شش مرحله ای براون و کلارک انجام و صحت آن تأیید شد. در مرحله دوم براساس مضامین استخراج شده، چارچوب اولیه پرسشنامه طراحی و پرسشنامه اولیه با ۱۰۸ گویه تدوین شد. این گویه ها در سه حیطه اصلی «شناخت»، «رفتار» و «منش» و با تمایز میان جنبه های درون فردی و بین فردی تنظیم شدند. مرحله سوم به ساخت نهایی و اعتباریابی پرسشنامه باورهای توحیدی اختصاص یافت. نخست روایی محتوایی با نظرسنجی از پانزده متخصص بررسی شد، سپس به منظور بررسی روایی سازه، پرسشنامه بر روی نمونه ای شامل ۵۴۳ نفر از جامعه ایرانی بالای ۱۸ سال (با نمونه گیری در دسترس برخط) اجرا شد. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج برازش مطلوب مدل اندازه گیری را نشان داد و به تثبیت پرسشنامه نهایی با پنجاه گویه و شش خرده مقیاس انجامید. پایایی کل پرسشنامه با روش آلفای کرونباخ ۰.۹0 محاسبه شد. روایی همگرا و واگرا نیز در نمونه ای جداگانه شامل ۱۲۹ نفر مورد آزمون قرار گرفت. مرحله چهارم با هدف بررسی رابطه و پیش بینی سلامت روانی براساس باورهای توحیدی به روش همبستگی و رگرسیون انجام شد؛ در این مرحله، پرسشنامه نهایی باورهای توحیدی به همراه پرسشنامه سلامت عمومی بر روی نمونه ای شامل ۴۳4 نفر از ساکنان شهر اصفهان اجرا گردید که پس از حذف داده های پرت، تحلیل بر روی ۳۹۶ نفر انجام شد. داده ها با نرم افزار spss نسخه ۲۶ تحلیل شدند.   یافته ها : یافته های مربوط به اعتباریابی نشان داد که مدل نهایی پرسشنامه از برازش مطلوبی برخوردار است (شکل1). پایایی ابزار نیز در حد مطلوب تأیید شد. بررسی روایی همگرا نشان دهنده همبستگی مثبت و معنادار پرسشنامه باورهای توحیدی با خرده مقیاس باور پرسشنامه دینداری خدایاری فرد (۰.۶۳۳= r) و با بُعد درونی جهت گیری مذهبی آلپورت (۰.۵۰۹= r) بود؛ همچنین همبستگی منفی و معنادار با بعد بیرونی جهت گیری مذهبی آلپورت (۰.۵۳۹-=r) نشان دهنده روایی واگرای مناسب بود (۰.۰۱> p) شکل ۱. مدل پیشنهادی کل پرسشنامه باورهای توحیدی در بخش بررسی رابطه با سلامت روانی، نتایج همبستگی پیرسون گویای وجود رابطه مثبت و معنادار بین نمره کل باورهای توحیدی و تمامی خرده مقیاس های آن با نمره سلامت روانی بود (۰.۰۵ >p). نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام برای پیش بینی سلامت روانی براساس خرده مقیاس های باورهای توحیدی نشان داد که سه متغیر منش بین فردی، رفتار درون فردی و منش درون فردی به ترتیب وارد معادله شده، درمجموع ۱۶.۷٪ از واریانس سلامت روانی را تبیین می کنند.   جدول ۱. خلاصه مدل رگرسیون گام به گام برای پیش بینی سلامت روانی براساس باورهای توحیدی متغیرهای افزوده شده به مدل R R۲ خطای برآورد معیار تغییرات R۲ تغییرات F Df۱ Df۲ معناداری آماری متغیر ملاک: سلامت روانی منش بین فردی ۳۶۹/۰ ۱۳۶/۰ ۵۹۳/۷ ۱۳۶/۰ ۱۰۸/۶۲ ۱ ۳۹۴ ۰۰۱/۰ منش بین فردی + رفتار درون فردی ۳۹۹/۰ ۱۵۹/۰ ۵۰۰/۷ ۰۲۳/۰ ۸۳۳/۱۰ ۱ ۳۹۳ ۰۰۱/۰ منش بین فردی + رفتار درون فردی + منش درون فردی ۴۰۹/۰ ۱۶۸/۰ ۴۷۲/۷ ۰۰۸/۰ ۹۲۲/۳ ۱ ۳۹۲ ۰۴۸/۰   بحث و نتیجه گیری : این مطالعه موفق به طراحی و اعتباریابی پرسشنامه ای برای سنجش باورهای توحیدی در بافت ایرانی اسلامی شد. چارچوب مفهومی به دست آمده مؤید آن است که باور توحیدی سازه ای چندبُعدی می باشد که در شناخت، رفتار و منش فرد متجلی می شود. تمایز میان ابعاد درون فردی و بین فردی نیز بر جامعیت نگاه دینی تأکید دارد. یافته های پژوهش حاضر رابطه مثبت بین باورهای توحیدی و سلامت روانی را تأیید می کند. نتایج نشان می دهد که تجلی باورهای توحیدی در قالب فضائل اخلاقی پایدار در تعامل با دیگران (منش بین فردی) بیش از دیگر ابعاد با سلامت روانی مرتبط است (منش بین فردی بالاترین سهم را در پیش بینی سلامت روانی داشت). این یافته را می توان با این توضیح تبیین کرد که بخش عمده ای از تنش ها و نیازهای روانی انسان در بستر روابط اجتماعی شکل می گیرد و باورهای توحیدی با ارائه اصول اخلاقی می توانند کیفیت این روابط را ارتقا بخشند. از جمله محدودیت های پژوهش می توان به ماهیت خودگزارشی داده ها و تمرکز نمونه گیری بر استان اصفهان در مرحله چهارم پژوهش اشاره کرد. پیشنهاد می شود این ابزار در پژوهش های آینده برای بررسی رابطه با سایر متغیرهای روان شناختی و نیز در طراحی مداخلات بالینی معنوی برای جمعیت های مذهبی به کار رود. سپاسگزاری: از تمامی دست اندرکاران و مشارکت کنندگان در این پژوهش، به ویژه ریاست دانشگاه ادیان و مذاهب و ریاست دانشگاه فرهنگ و معارف اسلامی قم که در فرایند نمونه گیری همکاری کردند، صمیمانه سپاسگزاری می شود. تعارض منافع: نویسندگان اعلام کردند هیچ تعارض منافعی در این مقاله وجود ندارد و کلیه هزینه های پژوهش از سوی ایشان تأمین شده است.
۸۶۸.

بررسی شایستگی های معلمان فارغ التحصیل دانشگاه فرهنگیان استان سیستان و بلوچستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۸
معلمان به عنوان عنصر کلیدی موفقیت نظام آموزش و پرورش باید از شایستگی های حرفه معلمی برخورادر باشند و دانشگاه فرهنگیان متولی تربیت معلمان است. هدف پژوهش بررسی شایستگی های معلمان فارغ التحصیل دانشگاه فرهنگیان استان سیستان و بلوچستان از دیدگاه مدیران مدارس بود. روش پژوهش توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش همه مدیران مدارس شهر خاش (استان سیستان و بلوچستان) در سال تحصیلی 03-1402 بودند که در سه سال اخیر مدرسه آنها با معلمان فارغ التحصیل از دانشگاه فرهنگیان همکاری داشته است که  به شیوه نمونه گیری طبقه ای در دسترس تعداد 174 مدیر مدرسه مورد مطالعه قرار گرفتند. از پرسشنامه شایستگی گزینی دانشجویان دانشگاه فرهنگیان (صفری و ضماهنی، 1401) برای جمع آوری اطلاعات استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تی تک نمونه ای با استفاده از نرم افزار SPSS16 بهره برده شد.  یافته ها نشان داد که معلمان فارغ التحصیل دانشگاه فرهنگیان از نظر شایستگی های فردی (بین فردی، ارزشی- اخلاقی، حرفه ای و شخصیتی) و اجتماعی (دانش اجتماعی، انگیزه اجتماعی، ادراک اجتماعی و استنتاج اجتماعی) در وضعیت بالاتر از حد متوسط قرار دارند. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد که هر چند معلمان فارغ التحصیل دانشگاه فرهنگیان از نظر شایستگی های حرفه ای در وضعیت بالاتر از حد متوسط قرار دارند اما هنوز با وضعیت مطلوب فاصله زیادی دارند.  بنابراین پیشنهاد می گردد که دانشگاه فرهنگیان در جذب دانشجو، داوطلبانی را انتخاب کنند که از شایستگی های فردی و اجتماعی بهتری برای حرفه معلمی برخوردار باشند. همچنین دانشگاه فرهنگیان، با مشارکت برنامه ریزان درسی سرفصل هایی را برای ارتقای شایستگی های فردی و اجتماعی دانشجویان جذب شده طراحی و اجرا کنند.  
۸۶۹.

ﺍﺛﺮ ﺑﺨﺸﯽ گروه درمانی ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ-رفتاری ﺑﺮ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ هیجان و کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال دوﻗﻄﺒﯽ ﻧﻮع یک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۱
زمینه و هدف : اختلال دوقطبی، یک اختلال خلقی مزمن و پیش رونده است که به مشکلات شدیدی در عملکرد اجتماعی و شغلی شخص منجر می شود. پژوهش حاضر با هدف ﺍﺛﺮﺑﺨﺸﯽ ﮔﺮﻭه دﺭﻣﺎﻧﯽ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ-ﺭﻓﺘﺎﺭی ﺑﺮ ﺗﻨﻈﯿﻢ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ ﻫﯿﺠﺎﻥ و کیفیت زندگی زنان مبتلا به اختلال دوﻗﻄﺒﯽ ﻧﻮﻉ ﯾﮏ انجام شد. روش شناسی پژوهش : طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل نامعادل بود. جامعه آماری شامل زنان مبتلا به اختلال دو قطبی نوع یک بود که از میان آنان، 30 نفر از بیمارانی که ملاک های ورود به نمونه را داشتند به روش نمونه گیری گیری هدفمند انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. شرکت کنندگان پرسشنامه های تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی(2006) و کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی(1989) را تکمیل کردند. گروه آزمایش 8 جلسه گروه درمانی شناختی-رفتاری را دریافت کرد. دو گروه پرسشنامه ها را در دو مرحله قبل و بعد از مداخله تکمیل کردند. به منظور تحلیل داده های پژوهش از تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. یافته ها : نتایج نشان داد که گروه درمانی شناختی-رفتاری بر بهبود راهبردهای سازگارانه تنظیم شناختی هیجان و کاهش راهبردهای ناسازگارانه تنظیم شناختی هیجان زنان مبتلا به اختلال دوقطبی نوع 1 تاثیر معناداری داشت (01/0>p)  همچنین کیفیت زندگی آزمودنی های گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل بهبود معناداری نشان داد (05/0>p). نتیجه گیری: نتیجه این مطالعه نشان داد که آموزش گروه درمانی شناختی-رفتاری از حیث تنظیم شناختی هیجان وکیفیت زندگی  افراد مبتلا به اختلال دو قطبی نوع یک مؤثر بوده و می توان از این روش درمانی در جهت بهبود تنظیم هیجان و افزایش کیفیت زندگی بیماران دو قطبی استفاده کرد.
۸۷۰.

بررسی تطبیقی تجربه زیسته مراجعان از روان درمانی حضوری، مجازی، و ترکیبی: مطالعه ای پدیدارشناسانه.(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۴۰
هدف: با گسترش فناوری های ارتباطی، ارائه خدمات روان درمانی در بسترهای حضوری، مجازی و ترکیبی افزایش یافته و هر یک می تواند تجربه متفاوتی برای مراجعان ایجاد کند. هدف پژوهش حاضر بررسی تطبیقی تجربه زیسته مراجعان از روان درمانی در این سه بستر با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی بود. روش پژوهش: پژوهش حاضر با روش پدیدارشناسی توصیفی و در سال ۱۴۰۴ در شهر تبریز انجام شد. نمونه پژوهش شامل ۳۵ نفر از مراجعان روان درمانی بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در سه گروه حضوری (۱۱ نفر)، مجازی (۹ نفر) و ترکیبی (۱۵ نفر) قرار گرفتند. مشارکت کنندگان پیش از ورود به پژوهش، خدمات روان درمانی را در یکی از این سه بستر از متخصصان حوزه مشاوره و روان شناسی با حداقل مدرک دکتری دریافت کرده بودند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با استفاده از روش تحلیل کلایزی (1978) تحلیل شدند. یافته ها: تحلیل داده ها به استخراج شش مضمون: کیفیت رابطه درمانی، تجربه هیجانی مراجع، عوامل عملی و محیطی، ادراک اثربخشی فرآیند رواندرمانی، ادراک نقش مشاور و فرآیند درمان و ادراک مراجع از خود و تغییرات شخصی انجامید. روان درمانی حضوری با شکل گیری رابطه ای عمیق تر و احساس حضور و همدلی بیشتر همراه بود. روان درمانی مجازی سهولت دسترسی و احساس آزادی بیشتر در بیان را فراهم می کرد، اما با محدودیت های فنی و کاهش نشانه های غیرکلامی مواجه بود. رواندرمانی ترکیبی تجربه ای انعطاف پذیرتر و متوازن تر ایجاد کرد و به تداوم و پایداری فرآیند روان درمانی کمک نمود. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که هر بستر روان درمانی دارای ظرفیت ها و محدودیت های خاص خود است، اما رواندرمانی ترکیبی می تواند به عنوان رویکردی کارآمد در پاسخ به نیازهای متنوع مراجعان و ارتقای اثربخشی خدمات درمانی مورد توجه قرار گیرد.
۸۷۱.

مقایسه عملکرد شناختی در سالمندان با و بدون پیشینه فراگیری موسیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر فراگیری موسیقی بر عملکرد شناختی سالمندان انجام شد. طرح پژوهش توصیفی و از نوع علی- مقایسه ای بود. تعداد 35 نفر از سالمندان با سابقه آموزش موسیقی و 35 نفر بدون پیشینه فراگیری موسیقی با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. از نسخه تجدید نظر شده معاینه شناختی ادنبروک (ACE-R) جهت گردآوری داده ها استفاده شد. تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد بین دو گروه با پیشینه یادگیری موسیقی و بدون پیشینه یادگیری موسیقی در نمره کل عملکرد شناختی و همچنین ابعاد توجه، حافظه، سیالی کلامی، زبان و عملکرد دیداری-فضایی بین دو گروه تفاوت معناداری وجود دارد (0.01>P). در تمامی عملکردهای شناختی گروه با پیشینه یادگیری موسیقی میانگین بالاتری داشتند. به نظر می رسد فعالیت های مرتبط با موسیقی می توانند به عنوان یک راهکارهای بالقوه برای بهبود و حفظ عملکرد شناختی در سالمندان در نظر گرفته شوند. بر این اساس می توان آموزش موسیقی را به عنوان ابزاری موثر در تقویت عملکرد شناختی سالمندان توصیه کرد.
۸۷۲.

نقش میانجی خودکارآمدی مقابله ای در رابطه خودشفقت ورزی با تحمل پریشانی هیجانی در زنان نابارور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۷
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودکارآمدی مقابله ای در ارتباط خودشفقت ورزی با تحمل پریشانی هیجانی در زنان نابارور بود. از میان زنان نابارور مراجعه کننده به کلینیک های درمان ناباروری شهر مشهد در بهار 1403 تعداد 200 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده ها با مقیاس خود شفقت ورزی (SCS)، مقیاس خودکارآمدی مقابله ای (CSES) و مقیاس تحمل پریشانی هیجانی (DTS) انجام شد. در تجزیه وتحلیل داده ها نیز از ضریب همبستگی پیرسون و از تحلیل مسیر استفاده شد. مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود و نتایج نشان داد که اثرات مستقیم خودشفقت ورزی (0.38=β) و خودکارآمدی مقابله ای (0.66=β) بر تحمل پریشانی هیجانی مثبت و معنادار است (0.01>P). اثر غیرمستقیم خودشفقت ورزی بر تحمل پریشانی هیجانی به واسطه خودکارآمدی مقابله ای نیز مثبت و معنادار بود (0.58=β). به نظر می رسد که با افزایش خودشفقت ورزی میزان خودکارآمدی مقابله ای در زنان نابارور افزایش یافته و از این طریق تحمل پریشانی هیجانی آنان بیشتر می شود.
۸۷۳.

Psychometrics and Standardization of the Extended Persian Version of the Knowledge of Parenting Strategies Scale(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۵۵
Objective: This study seeks to validate and standardize the extended version of the knowledge of parenting strategies scale (KOPSS) among Iranian citizens. Methods:  This paper is a descriptive measure validation study, which falls in the category of quantitative research. The statistical population consisted of Iranian parents with children aged 3-12, living together. Thirty parents were selected through convenience sampling and were tested using the Persian KOPSS in order to estimate the standard deviation of the total KOPSS score and obtain the sample size for validation and standardization (n=725). Then, thirty parents were studied at an interval of three weeks to calculate the test-retest reliability. Furthermore, 330 other parents were selected through convenience sampling to measure internal consistency reliability and concurrent criterion validity. To calculate concurrent criterion validity, the Persian KOPSS scores were correlated with the scores of Robinson’s Parenting Styles and Dimensions Questionnaire (PSDQ). To obtain the standardized scores and percentile ranks of the raw Persian KOPSS scores, an online survey was conducted on 725 eligible parents (including 532 mothers and 193 fathers). Results: The correlation of the total Persian KOPSS-20 score with the PSDQ sub-scales was found to be larger than 0.40 (0.417-0.508). The standardized KOPSS-20 was obtained by converting the raw scores into normed z and T-scores and calculating the percentile ranks of the entire group (n=725). Conclusion: KOPSS-20 was found to yield reproducible and reliable results with satisfactory validity coefficients.
۸۷۴.

بررسی تأثیر انطباق پذیری مسیر شغلی بر اضطراب شغلی با توجه به نقش میانجی چشم انداز زمانی آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۲۶
هدف از این مطالعه بررسی تاثیر انطباق پذیری مسیر شغلی بر اضطراب شغلی با توجه به نقش میانجی چشم انداز زمانی آینده بود . پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است. روش براساس ماهیت و روش اجرا، توصیفی-همبستگی و با توجه به مطالعه تاثیر متغیرها به نوعی از شیوه علی بود. جامعه آماری این تحقیق 960 نفر از پرستاران و کادر درمان بیمارستان تخصصی و فوق تخصصی لاله در شهرک غرب تهران بوده است. محاسبه تعداد نمونه آماری با توجه به فرمول کوکران، تعداد اعضای نمونه آماری 274 نفر انتخاب شدند. روش نمونه گیری تصادفی ساده و گردآوری اطلاعات از دو روش اسنادی و میدانی استفاده شد. پرسشنامه های تحقیق شامل انطباق پذیری شغلی ساویکاس و پورفلی (2012)، چشم انداز شغلی آینده زیمباردو و بوید (1999) و اضطراب شغلی موسسه سلامت و ایمنی انگلستان (HSE) بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار ایموس استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از این بود که انطباق پذیری شغلی بر اضطراب شغلی تاثیر منفی و بر چشم انداز زمانی آینده تاثیر مثبت و معناداری دارد. انطباق پذیری شغلی تاثیری منفی بر اضطراب شغلی داشته و چشم انداز زمانی آینده بر این رابطه اثر منفی و اثر میانجی معکوسی دارد؛ این طور می توان نتیجه گرفت که جنبه های خاصی از منابع سازگاری شغلی می تواند ادراک مثبت از آینده را افزایش دهد و پیامدهای عاطفی منفی را کاهش دهد و هر دو ممکن است بر رفتارهای مرتبط با شغل تأثیر بگذارند.
۸۷۵.

توسعه مدل آموزش سیّار در دانشگاه تهران با رویکرد کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۰
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر با هدف توسعه مدل آموزش سیّار در دانشگاه تهران با رویکرد کیفی انجام شده است . روش شناسی پژوهش : روش تحقیق تحلیل محتوای مرسوم بود. جامعه آماری شامل خبرگان دانشگاه های سراسر کشور در حوزه ی آموزش عالی و آموزش سیّار در سال تحصیلی 1402-1401 بود که تا رسیدن به اشباع نظری با تعداد 11 نفر مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. اعتبار مصاحبه ها از نوع درونی بود و برای سنجش پایایی از پایایی بازآزمون استفاده شد. یافته ها : برای تحلیل داده ها از روش «تحلیل محتوا» استفاده شد. از بین 260 کد اولیه، 152کد طبقه بندی شده، 23 زیرطبقه و 4 طبقه اصلی برای توسعه آموزش سیّار در دانشگاه تهران شامل: 1- بعد ساختاری (فنّاوری، فرهنگی- اجتماعی، کارایی و اثربخشی، رهبری و مدیریت، امنیت و حفظ اطلاعات، پشتیبانی، برنامه ریزی در سطح کلان) 2- بعد آموزشی (نیازسنجی، تدوین اهداف، برنامه ریزی در سطح خرد، محتوا، اجرا، ارزشیابی، یاددهنده ، یادگیرنده) 3- بعد ارتباطی (شبکه سازی و مشارکت، مسئولیت پذیری اجتماعی و اخلاقی، دسترسی پذیری) 4- بعد روانشناختی (اضطراب، لذت بردن، نگرش، یادگیری پذیری، سودمندی) شناسایی و تحلیل شد و مدل مورد نظر ارائه شد. بحث و نتیجه گیری: بهره گیری از توسعه مدل آموزش سیّار در دانشگاه تهران در پژوهش حاضر برای توسعه آموزش در این دانشگاه و سایر مراکز آموزش عالی جهت ارتقاء وضعیت آموزش سیّار توصیه می شود.
۸۷۶.

دریافت تاریخچه در روان درمانی و تعارض با تجسس از دیدگاه اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۳ تعداد دانلود : ۱۷۰
مشاوره و روان درمانگری شامل مراحلِ آغازین، میانی و پایانی است؛ مرحله آغازین، خود شامل ارزیابی اولیه، ارزیابی مسئله مراجع، ارزیابی چندبعدی، مصاحبه، آزمون، تشخیص و مفهوم سازی یا فرمول بندی می باشد. اطلاع همه جانبه از مشکل مراجع و نحوه پدیدآیی و تحول آن، اطلاع از تأثیر دوران تحول و عوامل اجتماعی، خانوادگی و پزشکی و نیز علائم بالینی وضعیت روانی در مرحله اولیه نشان می دهد که نقطه شروع در این فرایند عبارت است از کسب اطلاعات مربوط به پیشینه مراجع و این کسب اطلاعات در تمام فرایند درمان نیز حضور دارد. بنابراین یکی از موضوعات شایسته پژوهش در عرصه مشاوره و روان درمانی گرفتن تاریخچه اختلال در اتاق مشاوره است که از فرایندهای مهم و مشترک در همه رویکردهای مشاوره و روان درمانی بوده و هست. دریافت «تاریخچه اختلال» در اتاق مشاوره به شیوه های مختلف صورت می پذیرد که در بعضی موارد یادآور عنوان «تجسس» خواهد بود؛ «تجسس» یکی از مفاهیم و رفتارهای منفی از دیدگاه اسلامی به حساب می آید. در جامعه اسلامی و در تعامل مشاور و مراجعِ مسلمان، باید آداب اسلامی رعایت شود و از رفتارهای منفی، کاملا اجتناب شود. درمان یک اختلال از طریق انجام رفتارهای منفی، قابل پذیرش نیست. برای مثال «تداعی آزاد» که یکی از تکنیک هایی درمانی مورد تأکید فروید بود، از این مقوله است؛ فروید معتقد بود و اینگونه عمل می کرد که آزمودنی روی تخت به صورت ریلکس دراز می کشید و با جهت دهیِ درمانگر از طریق ارائه یک سوال، یا حتی ارائه یک کلمه، مراجع هر آنچه به ذهنش خطور می کرد، با صدای بلند برزبان جاری می کرد، بنابراین بر اساس این تکنیک، مراجع ممکن است بسیاری از کلمات، مفاهیم، جریانات و رفتارهای زشت گذشته به ذهنش خطور کند و آنها را بر زبان جاری کند. این گونه رفتار کردن از دیدگاه اسلامی ممنوع است. سؤال پژوهش این بود که این دو رویکرد چگونه با هم جمع می شوند؟ از یک سو، اطلاع از تاریخچه اختلال، ضرورت دارد و بدون آن امکان درمان نیست؛ از سوی دیگر اسلام به مشاور گفته است که در مسائل خصوصیِ مُراجِع جستجو نکن! و نیز به مراجع گفته است که خطاهای گذشته ات را فقط با خداوند به منظور توبه کردن، درمیان بگذار و دیگران را از خطاهای خودت مطلع نساز! آیا این دو رویکرد در اتاق مشاوره قابل جمع هستند؟ آیا اتاق مشاوره یک استثناء به حساب می آید؟ آیا روش پژوهش در متون دینی که با نام «روش اجتهادی» شناخته می شود، راه حلی برای این موقعیت ارائه می کند؟ اگر راه حلی ارائه شده است، آن راه حل کدام است؟ این تحقیق با رویکرد، «علمی - دینی» انجام شده و به لحاظ روشی، مبتنی بر روش «اجتهادی» است. منظور از روش اجتهادی عبارت است از: «پژوهش، سنجش، استدلال و اکتشاف گزاره های دینی براساس کتاب، سنت و بر پایه ادله کتاب، سنت، عقل و اجماع» و دارای مراحل متعددی است از جمله: «طرح مسئله» و «تبیین موضوع»، «گردآوری داده های متنی: آیات، روایات و قواعد فقهی و اصولی»، «بررسی سند و دلالت داده ها»، «تحلیل داده ها بر اساس سند و دلالت»، «تحلیل داده ها بنابر سازگاری درونی»، «تحلیل داده ها بر پایه سازگاری بیرونی»، «حل مسئله و نتیجه گیری». بر این اساس، این پژوهش به لحاظ روشی، از دو مقدمه و یک تحلیل نهایی برخوردار است؛ اثبات مقدمات، با استفاده روشمند از منابع و ادله روانشناختی و منابع دینی حاصل شده است و تحلیل نهائی که محصول درهم کرد آن دو مقدمه است، از بررسی آن دو مقدمه به دست آمده است؛ مقدمه اول این است که «در مشاوره و روان درمانگری از نظر صاحب نظران، کسب اطلاعات از سوابق بیماری و گذشته مراجع ضرورت تام دارد. روش اثبات این مقدمه عبارت است از گردآوری و مرور بر اطلاعات تخصصی و مؤلفه های دخیل؛ این مطالعات بیشتر مربوط است به منابع روانشناختی، اما مقدمه دوم که ناظر به «حکم تجسس» از نظر اسلام است، با روش اجتهادی براساس مؤلفه های سابق انجام گرفت؛ از این روی، با بررسیِ کامل روایات، پنجاه روایت در این مورد به دست آمد که از چند بُعد مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها پژوهش بیانگر چند نکته است:  الف. رویکردهای مختلف مشاوره و روان درمانگری تأکید دارند که تلاش برای فراهم سازی اطلاعات مختلف، باید با رضایت مراجع باشد و خود مراجع باید در این مسیر همراهی کند. تعبیرهایی مانند «یادآوری بدون سانسور» (شارف، 1399، ص47 و 48)، «بیان آزادانه»، «باور به رهایی بخشی رهنمود روان کاو»، «اتحاد با روان کاو»، «ابراز به صورت هیجانی»، «تشریح با وجود تکانه آوربودن»، «جرئت مندی بازگشت از واقعیت به عقب» و «بازگشت به واقعیت» (پروچاسکا و نورکراس، 1399، ص55 و 56)؛ «بازگویی موبه مو»؛ «بیان صادقانه» (پروچاسکا و نورکراس، ص274) و «افزایش جرئت و جسارت مندی و پذیرش خطر خودفاش سازی» (زهراکار و جعفری، 1400، ص190)، که در سخنان صاحب نظران آمده، گویا این مطلب است؛ ب. «موضوعات مورد خودافشائی» نیز متعدد است و موارد سخت و ناراحت کننده را نیز شامل می شود؛ تعابیری همچون «همه خاطرات حتی واپس رانده شده و دردناک»، «همه خطورات ذهنی»، «وقایع فراموش شده» و «مواد ناهوشیار» (شارف، 1399، ص47-52)؛ «مطالب زننده و زشت»، «مطالب پیش پا افتاده و بی اهمیت» (پروچاسکا و نورکراس، 1399، ص55 و56)؛ «حداکثر جزئیات» (زهراکار و جعفری، 1400، ص156)؛ «رازهای بسیار ناراحت کننده» (شارف، 1399، ص124) گویای این مطلب است؛ ج. تجسس در امور دیگران» از نظر اسلام، قابل تأیید و جایز نیست؛ قرآن می فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده اید! از بیشتر گمان ها بپرهیزید که پاره اى از آنها گناه است و تجسّس مکنید...» در استفاده «حرمت تجسس» از این آیه شریفه، بین فقیهان اختلافی نیست. علتی که در جمله «أَیُحِبُّ أَحَدُکُم أَنْ یَأکُلَ لَحمَ أَخیهِ» برای حرمت غیبت ذکر شده، برای حرمت تجسس نیز هست (طباطبایی، 1417، ج18، ص323). د. بر اساس آنچه در روایات آمده است، اصل تجسس استثناءپذیر است؛ «ضرورت درمان» از دیدگاه اسلام موجب می شود که «تجسس در حد ضرورت برای درمان» با شرایط خاص خودش استثناء دانسته شده، و مجاز شمرده شود؛ لکن باید به قید «در حد ضرورت» توجه کامل داشت. اذن به درمان، مستلزم اذن به لوازم آن نیز هست؛
۸۷۷.

تدوین بسته آموزشی خودراهبری یادگیری و تعیین اثر بخشی آن بر انگیزش تحصیلی فراگیران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۴۸
پژوهش حاضر با هدف تدوین بسته ی آموزشی خودراهبری یادگیر ی و تعیین اثربخشی آن بر انگیزش تحصیلی فراگیران به صورت طرح نیمه آزمایشی (پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری یک ماهه همراه با گروه آزمایشی و گروه کنترل) و کاربست روش کیفی به شیوه ی اکتشافی انجام شده است. جامعه آماری بخش کمی شامل کلیه ی دانش آموزان دختر دوره ی متوسطه ی اول شهر تهران در سال تحصیلی 01 -1400است. دو مدرسه از منطقه 5 شهر تهران به شکل هدفمند از میان مدارس متوسطه اول مناطق 19 گانه ی شهر تهران به دلیل دسترسی بهتر پژوهشگر انتخاب شدند. بعد از انتخاب مدارس و هماهنگی با مدیران این مدارس در مرحله ی غربالگری اولیه از میان دانش آموزان پایه هفتم، هشتم و نهم این مدارس بر اساس فرمول ارائه شده توسط تابانچیک و فیدل (2014) و همچنین پالانت (2020) برای طرح های آزمایشی در مجموع 30 دانش آموز انتخاب و به شکل تصادفی ساده در دو گروه آزمایش (N=15) و کنترل (N=15) قرار گرفتند. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس آمیخته و تحلیل مضمون استفاده شد. یافته ها حاکی از آن است که صرف نظر از گروه در طول زمان، متغیر خودراهبری یادگیری و مولفه های آن به غیر از ارتباطات بین فردی در دانش آموزان دختر دوره ی اول بهبود یافته است. به علاوه میانگین گروه آموزش خودراهبری یادگیری در مرحله ی پیگیری به صورت معناداری بالاتر از میانگین گروه گواه است.
۸۷۸.

اثر بخشی بازی درمانی شناختی- رفتاری بر توجه پایدار، بازداری پاسخ و انعطاف پذیری شناختی کودکان دارای اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۳۲
کارکردهای اجرایی مفهومی جامع است که به فرآیندهای مدیریتی ذهن ارتباط دارد و نقش اساسی در کنترل زیستی، شناختی و هیجانی ایفا می کند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی اثر بخشی بازی درمانی شناختی-رفتاری بر مولفه های کارکردهای اجرایی کودکان دارای اختلال نقص توجه بیش فعالی است. این پژوهش، به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل انجام شد. در این مطالعه، 22 پسر مبتلا به اختلال نقص توجه-بیش فعالی در بازه سنی 7 تا 12 سال به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش در ده جلسه ی 45 دقیقه ای تحت مداخله بازی درمانی شناختی-رفتاری قرار گرفتند، درحالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. در ابتدای پژوهش، تعداد شرکت کنندگان در هر گروه، 11 نفر بود؛ اما بر اساس معیارهای خروج تعیین شده، 2 نفر از آن ها حذف شدند و نهایتاً تعداد افراد در هر گروه به 10 نفر کاهش یافت. برای سنجش بازداری پاسخ و توجه پایدار از نرم افزار IVA2 و انعطاف پذیری شناختی از نرم افزار آزمون کارت های ویسکانسین استفاده شد. با توجه به بالاتر بودن میانگین نمرات گروه آزمایش در مرحله پس آزمون و نتایج ازمون های مانکوا و سپس انکوا برای هر یک از مولفه های کارکردهای اجرایی ذکر شده، چنین نتیجه می شود که بازی درمانی شناختی-رفتاری بر توجه پایدار، بازداری پاسخ و انعطاف پذیری شناختی کودکان دارای نقص توجه بیش فعالی موثر بود. بازی درمانی شناختی رفتاری، با آموزش مدیریت و تغییر استراتژی های حل مسئله، انعطاف پذیری شناختی را افزایش می دهد. همچنین، بازی درمانی شناختی-رفتاری از طریق فعالیت های هدفمند به بهبود توجه پایدارکمک می کند. با به کارگیری این مداخله، کودکان دارای اختلال نقص توجه- بیش فعالی کنترل بیشتر بر رفتارها و تقویت عادات مثبت را می آموزند.
۸۷۹.

عوامل مرتبط با شکل گیری احساس تنهایی در زنان: یک مرور نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۰
زمینه: سلامت روان زنان، سنگبنای اساسی برای جامعه ای پویا و پایدار است. زنان، نه تنها قلب تپنده خانواده ها، بلکه معماران آینده از طریق تربیت نسل های نو هستند. کم توجهی به سلامت روان آنها، زنگ خطری برای پویایی و بقای کل جامعه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مرتبط با احساس تنهایی زنان انجام شد. روش: مرور نظام مند اسناد، در بازه زمانی فروردین ۱۳۹۳ تا مردادماه ۱۴۰۳ در چهار پایگاه داده های داخلی و بین المللی Magiran ,SID , PubMed و Scopus انجام شد. از بین ۵۵۹ مقاله اولیه بازیابی شده، در نهایت ۱۹ پژوهش، وارد مطالعه گردید. یافته ها: عوامل مرتبط با احساس تنهایی زنان در سه طبقه فردی (شامل نشانه های جسمانی، هیجانی، معنایی اعتقادی)، عامل خانوادگی(شامل موارد ارتباطی،عاطفی، جنسی) و عامل محیطی اجتماعی (شامل مسائل فرهنگی، حمایتی، شغلی و تحصیلی) دسته بندی کرد. دربخش نشانه های جسمانیِ عامل فردی مواردی نظیر بروز و تشدید نشانه های بیمارهای جسمانی، خستگی مفرط، بی اشتهایی، خواب ناکافی، در بخش علائم هیجانی (مواردی نظیر پرخاشگری، زودرنج بودن، اضطراب، نشخوار ذهنی) و در بخش علائم معنایی اعتقادی (مواردی نظیر بی هدفی، بی معنایی در زندگی؛ فقدان احساس خودارزشمندی؛ نداشتن اعتقاد به ارزش های الهی؛ نبود معنویت و باورهای دینی در زندگی)، بودند که نبود معنویت و بی معنایی در زندگی در این بین، برجسته تر بود و در اکثر کشور های جهان مثل ایران، هند، ژاپن، چین، کانادا و کشور های اروپایی، بررسی ها نتایج مشترکی را نمایان می ساخت. در بخش علائم خانوادگی، مسائل ارتباطی تأثیر عمیق تری دارد و این مؤلفه، در کشور های درحال توسعه مانند ایران و شیلی بیشتر دیده می شود. در بخش علائم اجتماعی، مسائل شغلی در کشور های توسعه یافته همچون: نروژ، کانادا، ایتالیا و اسپانیا، نقش پررنگ تری در احساس تنهایی ایفا می کردند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که عوامل مرتبط با احساس تنهایی زنان اولاً بر حسب شرایط فرهنگی و اجتماعی و جغرافیایی متفاوت است؛ثانیاً زنان برحسب شرایط و نقش هایی که دارند می توانند احساس تنهایی را از زوایای متفاوتی تجربه کنند. به نظر می رسد درسطح کلان، شکل گیری و تشدید احساس تنهایی بیمارگونه، و به تبع آن انزوای اجتماعی، به عنوان یکی از بحران های پردامنه بشر امروز، قابل ارزیابی است؛ این امر را می توان برهم کنشِ علل و عوامل متعددی نظیر گرایش به فردگرایی افراطی، رواج اندیشه های مادّی گرایانه و به ویژه غفلت از ارتباط معنادار با خداوند و رویکردهای ایمانی و الهیاتی دانست.
۸۸۰.

تدوین و اعتباریابی الگوی مدیریت استرس مرتبط با تحصیل فرزندان، مبتنی بر تجارب والدین دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۲۰۵
والدین در طول زندگی خود با استرس ها و تنش های بسیاری مواجه می شوند که یکی از آن ها استرس های مربوط به تحصیل فرزندان است. تغییر جوامع و شدت گرفتن فشار برای موفقیت در تحصیل، اهمیت توانمندسازی والدین برای مدیریت استرس های مربوط به تحصیل فرزندان خود را دوچندان می کند. لذا پژوهش حاضر با هدف تدوین و اعتباریابی الگوی مدیریت استرس مرتبط با تحصیل فرزندان، مبتنی بر تجارب والدین انجام شده است. این پژوهش با رویکرد کیفی، از نوع نظریه مبنایی انجام شده است. بدین منظور والدین (پدر یا مادر) دانش آموزان در حال تحصیل در مقطع متوسطه دوم، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از میان مناطق 22 گانه شهر تهران در سال ۱۴۰۲ انتخاب شدند. سه منطقه ۱، ۹ و۲۲ تهران انتخاب، و سپس با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته، و بر مبنای اصل اشباع نظری، با ۱۸ والد مصاحبه شد. پس از انجام کدگذاری ها، الگوی پارادایمی مستخرج از یافته ها ترسیم شد. یافته های حاصل از این پژوهش توانست عوامل علی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدهای حاصل از راهبردها را در قالب الگوی پارادایمی ارائه کند. سپس با استفاده از شاخص روایی محتوایی، الگوی حاصله، اعتباریابی شد. یافته های حاصل از این پژوهش نشان داد که مؤلفه های استرس زای مرتبط با تحصیل فرزندان در قالب سه دسته مؤلفه های متمرکز بر فرزند، والدین، و عوامل بیرونی مقوله بندی شدند. راهبردهای مؤثر در مدیریت استرس نیز در قالب پنج مقوله راهبردهای شناختی، راهبردهای درون خانوادگی، راهبردهای رفتاری، راهبردهای مدیریت نقش والدی، راهبردهای مرتبط با منابع بیرونی مفهوم بندی شدند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان