ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۷۸۱.

Impact of a Forgiveness-Based Intervention on Marital Commitment and Trust Restoration(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۲۲۸
Objective: This study aimed to evaluate the effectiveness of a forgiveness-based intervention in enhancing marital commitment and restoring trust among married individuals experiencing relational distress. Methods: A randomized controlled trial was conducted with 30 married participants from Indonesia, randomly assigned to either an intervention group (n = 15) or a control group (n = 15). The intervention group received six structured forgiveness-based therapy sessions over six weeks, while the control group received no intervention. Standardized measures of marital commitment and trust were administered at three time points: pre-test, post-test, and five-month follow-up. Data were analyzed using repeated measures analysis of variance (ANOVA) and Bonferroni post-hoc tests, with SPSS version 27. Findings: Results from repeated measures ANOVA revealed significant time × group interaction effects for marital commitment (F(2, 54) = 17.12, p < .001, η² = .39) and trust (F(2, 54) = 19.68, p < .001, η² = .42). Bonferroni post-hoc analyses indicated that both marital commitment and trust significantly increased from pre-test to post-test (p < .001) and were maintained at the five-month follow-up (p < .001), with no significant decline between post-test and follow-up (p > .05). Conclusion: The therapeutic gains were not only immediate but also sustained over time, supporting the use of structured forgiveness interventions in marital counseling settings. These findings highlight the potential of forgiveness as a valuable tool in relationship repair and emotional healing.
۷۸۲.

اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر شفقت بر اجتناب شناختی و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۴۲
زمینه: بیماران مبتلا به دیابت نوع دو اغلب با چالش های روانشناختی مانند اجتناب شناختی و نشخوار فکری مواجه هستند که می توانند مدیریت بیماری را دشوارتر کنند. آموزش درمان مبتنی بر شفقت (CFT) به عنوان یک رویکرد روانشناختی نوظهور، پتانسیل کاهش این مشکلات را دارد. با این حال، مطالعات محدودی به بررسی اثربخشی این روش در بیماران دیابتی پرداخته اند، که نشان دهنده شکاف پژوهشی در این حوزه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش درمان مبتنی بر شفقت بر اجتناب شناختی و نشخوار فکری در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شهر اراک انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 (غیر وابسته به انسولین) شهر اراک در مهر ماه سال 1401 بود که تعداد 40 نفر از بیماران، به شیوه نمونه گیری هدفمند، انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (20 N=) و گواه (20 N=) گمارش شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه نشخوار فکری (نولن- هوکسیما و مارو، 1991) و اجتناب شناختی (سکستون و داگاس، 2008) بود. برای گروه آزمایش، درمان مبتنی بر شفقت به صورت هشت جلسه گروهی هفته ای دوبار به مدت 80 دقیقه برگزار شد و گروه گواه، مداخله ای دریافت نکرد. در این پژوهش، جهت تحلیل داده ها، از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 25 استفاده شد. یافته ها: یافته های مطالعه حاضر نشان داد که آموزش درمان مبتنی بر شفقت به طور معناداری باعث کاهش اجتناب شناختی (05/0 P<) و نشخوار فکری (05/0 P<) در بیماران مبتلا به دیابت نوع دو شد. همچنین، این بهبودی در دوره پیگیری نیز پایدار و معنادار بود (05/0 P<). نتیجه گیری: یافته های این مطالعه حاکی از آن است که آموزش درمان مبتنی بر شفقت می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در کاهش مشکلات روانشناختی بیماران دیابتی مورد استفاده قرار گیرد. این رویکرد می تواند در برنامه های مراقبت جامع دیابت ادغام شود تا به بهبود کیفیت زندگی و مدیریت بهتر بیماری کمک کند.
۷۸۳.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر رشد پس از سانحه در بین بیماران قلبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۲۶
زمینه: اگرچه درمان شناختی-رفتاری به عنوان روشی مؤثر در بهبود رشد پس از سانحه در بیماران قلبی شناخته شده، تأثیر درمان مبتنی بر شفقت بر این متغیر کمتر بررسی شده است. مطالعات موجود عمدتاً بر کاهش علائم روانشناختی متمرکز بوده اند، درحالی که مقایسه مستقیم این دو روش در ارتقای رشد پس از سانحه به ویژه در بیماران قلبی، یک شکاف پژوهشی محسوب می شود. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر رشد پس از سانحه در بین بیماران قلبی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد با بیماری گرفتگی رگ قلب مراجعه کننده به بیمارستان ها، کلینیک ها، مراکز و مطب های تخصصی قلب شهر شیراز در سه ماهه سوم سال 1402 بود که از میان آن ها 45 نفر به عنوان نمونه آماری با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به 3 گروه با حجم 15 نفر در هر گروه گمارش شدند. داده های مورد نظر با استفاده از پرسشنامه رشد پس از سانحه تدسچی و کالهون (1996) گردآوری شد. درمان شناختی–رفتاری بر اساس پروتکل (رضائیان و همکاران، 1393) و درمان مبتنی بر شفقت بر اساس پروتکل خودشفقتی (گیلبرت، 2009) اجرا شد. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد، بین اثربخشی درمان شناختی رفتاری و درمان مبتنی بر شفقت بر مؤلفه های رابطه با دیگران، قدرت شخصی، ارزش زندگی و تغییرات معنوی در بین بیماران قلبی تفاوت وجود دارد (05/0 >P) و در هر چهار مؤلفه، اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بیشتر از درمان شناختی رفتار هست (05/0 >P). نتیجه گیری: برای بهبود رشد روانشناختی بیماران قلبی، استفاده از درمان مبتنی بر شفقت به جای درمان شناختی-رفتاری توصیه می شود، چرا که این روش در تقویت روابط بین فردی، افزایش احساس توانمندی، غنای زندگی و تحول معنوی مؤثرتر عمل می کند. متخصصان سلامت روان و تیم های درمانی می توانند این رویکرد را در برنامه های توان بخشی قلبی بگنجانند.
۷۸۴.

مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و روان درمانی مثبت گرا بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۹۸
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس و روان درمانی مثبت گرا بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه دوم شهر لاهیجان در سال 1403 بود که از بین آن ها، 52 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی به دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش شامل پرسشنامه خوش بینی (اسچنن- موران و همکاران، 2013، AOS) بود. همچنین جهت مداخلات، درمان کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی و روان درمانی مثبت گرا، هر کدام 8 جلسه 90 دقیقه ای، هفته ای یک بار و به صورت گروهی اجرا شد. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی استفاده شد. یافته ها نشان داد که نمرات پیش آزمون خوش بینی تحصیلی با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین بین دو گروه مداخله برای این متغیر، تفاوت معنادار وجود نداشت. بنابراین، می توان نتیجه گرفت اثربخشی هر دو مداخله بر خوش بینی تحصیلی دانش آموزان دارای اختلال اضطراب اجتماعی از تفاوت معناداری برخودار نبود.
۷۸۵.

مدل ساختاری رابطه بین نارسایی هیجانی و تحصیل گریزی دانش آموزان: نقش میانجی باورهای انگیزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۱
هدف از انجام پژوهش حاضر پیش بینی تحصیل گریزی دانش آموزان دختر دوره متوسطه دوم بر اساس نارسایی هیجانی با نقش میانجی باورهای انگیزشی بود. روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود. از بین این افراد، تعداد ۲۰۰ نفر با روش نمونه گیری در دسترس و با توجه به ملاک های ورود و خروج براساس فرمول سوپر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه رفتارهای آداب گریز تحصیلی (AIQ) کلارک و همکاران (۲۰۱۵)، مقیاس نارسایی هیجانی تورنتو (TAS-20) بگبی پارکر و تیلور (۱۹۹۴) و پرسشنامه راهبردهای انگیزشی برای یادگیری (MSLQ) پینتریج و دی گروت (۱۹۹۰) بود. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش از طریق مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که داده ها با مدل مفهومی برازش قابل قبولی داشته و مورد تایید قرار گرفت. همچنین مطابق با مدل ساختاری پژوهش اثرات مستقیم نارسایی هیجانی بر تحصیل گریزی (۲۰۰/۰B=، ۰۱/۰>P)، و بر باورهای انگیزشی (۳۲۱/۰-B=، ۰۱/۰>P)، و باورهای انگیزشی بر تحصیل گریزی (۶۰۵/۰-B=، ۰۱/۰>P) معنادار بود. همچنین اثر غیر مستقیم نارسایی هیجانی بر تحصیل گریزی از طریق باور های انگیزشی (۱۹۴/۰B=، ۰۱/۰>P) نیز معنادار بود. با توجه به این نتایج با شناسایی و غربالگری دانش آموزان تحصیل گریز و برگزاری مداخلات روانشناختی مبتنی بر ابعاد شناختی، فراشناختی، انگیزشی و رفتاری در سطح فردی و خانوادگی می تواند سهم قابل توجهی از پیشایندهای (تحصیل گریزی) را کاهش و میزان رغبت و انگیزه تحصیلی را افزایش دهد.
۷۸۶.

ساخت، طراحی و ویژگی های روان سنجی پرسشنامه تسهیل گرهای مشارکت والدینِ دانش آموزان در دوره های آموزش خانواده مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۸۲
زمینه: مدارس اصلی ترین نهاد تعلیم و تربیت قلمداد می گردند و عملکرد موفق این نهاد بدون حضور پررنگ و مشارکت همه جانبه والدین قابل تحقق نمی باشد. از سوی دیگر والدین اولین معلمان کودکان به شمار می آیند و اهمیت مشارکت و توانمندسازی آن ها در دوره های آموزشی بر هیچ یک از متخصصان امر آموزش و پرورش و سیاست گذاران آموزشی پوشیده نیست. هدف: هدف پژوهش حاضر، ساخت، طراحی و بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه تسهیل گرهای مشارکت والدین در دوره های آموزش خانواده بود. روش: روش پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی بود که در مرحله اول پژوهش کیفی و به روش تحلیل مضمون انجام شد و در مرحله کمی یک مطالعه توصیفی از نوع توسعه ای- کاربردی طراحی و اجرا شد. جامعه آماری در بخش کیفی کلیه متخصصان حوزه روانشناسی خانواده و روان سنجی استان زنجان بود؛ نمونه پژوهش 12 نفر از متخصصان نامبرده بودند که به روش نمونه گیری در دسترس تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. جامعه آماری در بخش کمّی کلیه والدین دانش آموزان شهر زنجان در سال تحصیلی 1400-1399 بود. نمونه پژوهش 2217 نفر از والدین دانش آموزان بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی، با استفاده از نرم افزار SPSS.26 و AMOS.24 انجام شد. یافته ها: نتایج روایی صوری و محتوایی پرسشنامه به صورت کیفی و کمّی تأیید شد. همچنین، با انجام تحلیل عاملی اکتشافی به روش مؤلفه های اصلی روی گویه های این پرسشنامه، پنج عامل با نام های «تسهیل گرهای شخصی و خانوادگی»، «تسهیل گرهای مربوط به مدرسه»، «تسهیل گرهای مربوط به مدرّس و محتوای دوره ها»، «ترجیحات و نیازهای والدین»، «انگیزه های بیرونی والدین» استخراج و نام گذاری شدند. همسانی درونی پرسشنامه به روش آلفای کرونباخ برای هر کدام از مؤلفه ها بالاتر از 60/0 بود. یافته های تحلیل عامل تأییدی نیز نشان داد که پرسشنامه تسهیل گرهای مشارکت والدین برازنده داده هاست (001/0p<). نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که پرسشنامه مذکور به عنوان ابزاری معتبر و پایا می تواند مورد استفاده پژوهشگران حوزه خانواده و تعلیم و تربیت قرار گیرد.
۷۸۷.

مدل فرایندی تفکر آینده نگر در نوجوانان 12- 16 ساله بر پایه نظریه داده بنیاد(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۹
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های روان شناختی تأثیرگذار بر شکل گیری تفکر آینده نگر در نوجوانان و تدوین مدلی فرایندی در چارچوب نظریه داده بنیاد انجام شد. این مطالعه از نوع کیفی بوده و با استفاده از رویکرد نظام مند استراوس و کوربین طراحی گردید. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ نوجوان ۱۲ ۱۶ ساله در بستر کانون های فرهنگی قم گردآوری شد. مشارکت کنندگان با روش نمونه گیری نظریه ای و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام شد و اعتبار یافته ها از طریق تطبیق با اعضا و ممیزی توسط همکاران تأیید گردید. نتایج نشان داد تفکر آینده نگر بر پایه سه دسته عامل شکل می گیرد: عوامل تعاملی (نقش محیط، تجارب زیسته، نیازها)، عوامل شناختی (توانمندی های شناختی، باورها) و عوامل انگیزشی (انگیزه ها و تمایلات، ملاک ها و ارزش ها). مقوله «آرزومداری» به عنوان پدیده مرکزی (مقوله هسته) در مدل استخراج شد. مدل پارادایمی حاصل، با ترسیم شرایط علّی (ارزش ها و ملاک ها، نیاز ها و انگیزه ها)، زمینه ای (محیط و تجارب زیسته)، واسطه ای (توانمندی های شناختی باورها)، راهبرد (برنامه ریزی) و پیامدهای روان شناختی (تحقق انگیزه ها و برآورده شدن نیازها)، چارچوبی منسجم برای فهم سازوکارهای تفکر آینده نگر در نوجوانان ارائه می دهد. این مدل می تواند زمینه ساز مداخلات آموزشی و بالینی مبتنی بر آینده نگری در دوره نوجوانی باشد.
۷۸۸.

تدوین برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی بر اساس فرهنگ ایرانی و تعیین اثربخشی آن بر کاهش افسردگی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۶۷
زمینه و هدف: فرضیه زیربنایی درمان مبتنی بر دلبستگی این است که تعاملات اعضای خانواده می تواند در شرایط صدمات دلبستگی، عملکرد ترمیمی داشته باشد؛ بنابراین هدف پژوهش حاضر تدوین برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی متناسب با فرهنگ ایرانی و تعیین اثربخشی آن بر کاهش افسردگی نوجوانان است. روش: روش پژوهش حاضر از نوع آمیخته (کیفی: روش دلفی و کمّی: شبه تجربی) بود. در بخش کیفی جهت ساخت برنامه و تأیید مؤلفه های آن از نظرات 10 متخصص روان شناسی و مشاوره دانشگاه های علامه طباطبایی، گیلا،ن و مراکز مشاوره شهرستان رشت با راهبرد تحلیل مضمون استفاده شد. جهت تأیید مؤلفه ها از نسبت روایی محتوا و شاخص روایی محتوا استفاده شد. در بخش کمّی، برنامه ساخته شده روی 48 نوجوان با اختلال افسردگی مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر رشت بر اساس برنامه غربالگری انتخاب و به صورت تصادفی اجرا شد. بدین ترتیب این نوجوانان در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه شامل 24 نفر) جایدهی شدند و برنامه مداخله ای ساخته شده روی گروه آزمایش به مدت 12 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد، ولی گروه گواه هیچ مداخله ای در طی مراحل پژوهش دریافت نکرد ولی به آنها اطمینان داده شد که در پایان اجرای مطالعه، خلاصه ای از برنامه مداخله ای را دریافت کنند. برای اندازه گیری میزان افسردگی نوجوانان از آخرین نسخه اعتباریابی شده در ایران پرسشنامه افسردگی، اضطراب، تنیدگی (لویبند و لویبند، 1995) استفاده شد. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش های شاخص روایی محتوا و نسبت روایی محتوا و در بخش کمی از تحلیل کوواریانس تک متغیری استفاده شد. یافته ها: بر اساس محتوای برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی و دیدگاه ها و تجربه های خبرگان در نشست اولیه، محورها، و بخش های سازنده برنامه بومی مورد تأیید قرار گرفت و در مراحل دلفی و محاسبه نسبت و شاخص روایی محتوا ، 15 مؤلفه و 98 شاخص برای برنامه خانواده درمانی مبتنی بر دلبستگی به دست آمد. همچنین نتایج نشان داد مداخله در کاهش معنادار افسردگی گروه آزمایش مؤثر بوده است (05/0>P). نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان نتیجه گرفت که برنامه مداخله ای تدوین شده با تأکید بر نظریه دلبستگی و بهبود رابطه بین نوجوانان و والدین شان، باعث کاهش افسردگی در نوجوانان شده است.
۷۸۹.

مقایسه اثربخشی زندگی درمانی و آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۱۱
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی زندگی درمانی و آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 شهر ساری در سال 1403 بود. 45 نفر با روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس از مجتمع تخصصی باغبان (طوبی) انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تاب آوری (CD-RS؛ کانر و دیویدسون، 2003) استفاده شد. گروه های آزمایش هر یک برای 8 جلسه 90 دقیقه ای مداخله را به صورت گروهی دریافت کردند. تحلیل داده ها به روش آماری تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج مقایسه زوجی نشان داد که فقط در گروه های مداخله بین نمرات پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری تفاوت وجود داشت (05/0>P)؛ علاوه بر این نتایج مقایسه زوجی نشان داد که زندگی درمانی نسبت به آموزش گروهی مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری به طور معنادار تا مرحله پیگیری دارای اثربخشی بیشتری بر تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 بوده است (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که زندگی درمانی نسبت به آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری تاثیر بیشتری بر افزایش تاب آوری بیماران مبتلا به دیابت نوع 2 داشته است.
۷۹۰.

بررسی رابطه تنظیم هیجان و پردازش هیجانی با ناگویی هیجانی در مردان با سوء مصرف مواد در شهر اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۶۱
هدف پژوهش حاضر، بررسی ارتباط بین تنظیم هیجانی، پردازش هیجانی و ناگویی هیجانی در افراد مبتلا به سوء مصرف مواد است. روش این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این مطالعه را کلیه معتادانی که از سال ۱۴۰۲-۱۴۰۳ به کلینیک های ترک اعتیاد اصفهان مراجعه کرده اند تشکیل می دهند. تعداد ۵۰ نفر از مردان دارای سوء مصرف مواد به روش در دسترس از میان افراد در حال سم زدایی در کلینیک در شهر اصفهان، انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه راهبردهای تنظیم هیجان گراس، پرسشنامه پردازش هیجانی باکر و پرسشنامه الکسی تایمیا تورنتو استفاده شد. داده های پژوهش با نرم افزار SPSS ویرایش ۲۴ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که اثر پردازش هیجانی و تنظیم هیجانی بر روی ناگویی هیجانی معنادار ولی معکوس بوده است. هم چنین بین متغیرهای پردازش هیجان کل و ناگویی هیجانی همبستگی معنادار و معکوس وجود دارد و بین تنظیم هیجانی کلی با ناگویی هیجانی همبستگی وجود دارد و نهایتا بین پردازش هیجان کلی و تنظیم هیجان کلی نیز همبستگی وجود دارد.
۷۹۱.

Effectiveness of Compassion-Focused Therapy (CFT) and Schema Therapy on Psychological Well-Being and Sense of Psychological Coherence in Infertile Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۲۳۳
Objective: This study aimed to compare the effectiveness of compassion-focused therapy (CFT) and schema therapy on psychological well-being and sense of coherence among infertile women. Methods and Materials: A quasi-experimental, pretest-posttest-follow-up design with a control group was used. Thirty infertile women referring to Saarem Hospital in Tehran during the first half of 2024 were randomly assigned to three groups: CFT (n=10), schema therapy (n=10), and waitlist control (n=10). The CFT group received eight sessions, and the schema therapy group received ten sessions. Psychological well-being was assessed using the 18-item Ryff Psychological Well-Being Scale, and sense of coherence was measured with the Flensborg et al. (2006) Sense of Coherence Questionnaire. Data were analyzed using multivariate analysis of covariance (MANCOVA) and Bonferroni post-hoc tests. Findings: MANCOVA results showed significant differences between groups on both psychological well-being and sense of coherence at posttest (Wilks’ Lambda = .350, F(4,54)=18.76, p<.001). Univariate tests indicated significant group effects on psychological well-being (F(2,27)=18.45, p<.001) and sense of coherence (F(2,27)=22.13, p<.001). Post-hoc analyses revealed that CFT significantly improved psychological well-being compared to schema therapy and control at posttest (p<.05), while schema therapy led to greater improvements in sense of coherence compared to CFT and control (p<.05). Both interventions maintained their effects at the one-month follow-up. Conclusion: The findings suggest that compassion-focused therapy is more effective in enhancing psychological well-being, whereas schema therapy is more effective in strengthening sense of coherence among infertile women. Both interventions showed sustained benefits over time, highlighting the importance of incorporating structured psychological treatments into infertility care to promote adaptive functioning and resilience.
۷۹۲.

نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین رضایت زناشویی و نشانگان افسردگی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۸۷
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی شفقت به خود در رابطه بین رضایت زناشویی و نشانگان افسردگی معلمان بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری معلمان مقطع ابتدایی شهر بیستون در نیمه دوم سال 1402 بودند که از بین آن ها 296 معلم با بهره گیری از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب گردید. ابزارهای این پژوهش شامل مقیاس رضایت از زندگی زناشویی انریچ (1989، EMSS)، مقیاس افسردگی بک (1996، BDI) و مقیاس شفقت به خود نف (2003، SCS) بود. داده ها به روش تحلیل معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده برازش مطلوب داده ها با الگوی پیشنهادی پژوهش بود. همچنین نتایج نشان دادند رضایت زناشویی و شفقت به خود بر نشانگان افسردگی اثر مستقیم و معناداری داشتند (001/0>P). همچنین، رضایت زناشویی با میانجی گری شفقت به خود بر نشانگان افسردگی اثر غیرمستقیم و معنادار داشتند (001/0>P). در مجموع می توان گفت رضایتمندی زناشویی و شفقت به خود منجر به بهبود سلامت روان و کاهش مشکلات روان شناختی همچون نشانگان افسردگی در معلمان می شود.
۷۹۳.

استعدادیابی و پرورش استعداد در دانش آموزان با نیازهای ویژه: مطالعه مروری روایتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۷۰
زمینه و هدف: دانش آموزان با نیازهای ویژه برای شکوفایی توانایی های خود به آموزش های ویژه و خدمات حمایتی نیاز دارند، با وجود این، روی آوردهای سنتی آموزشی بیشتر بر نواقص و کشاکش های این دانش آموزان تمرکز داشته اند و کمتر به شناسایی و پرورش استعدادهای بالقوه آنان پرداخته اند. هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل چهارچوب علمی استعدادیابی و پرورش استعداد در دانش آموزان با نیازهای ویژه است. روش : پژوهش حاضر یک مرور روایتی است که به بررسی چهارچوب علمی مرتبط با استعدادیابی و پرورش استعداد در دانش آموزان با نیازهای ویژه پرداخته است. جستجوی مقالات در پایگاه های معتبر علمی از جمله Google Scholar، Elsevier، PubMed، Scopus و پایگاه اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی (SID) با استفاده از کلیدواژه های مرتبط انجام شد. راهبرد جستجو شامل ترکیب عملگرهای بولی و محدودیت زمانی برای مقالات منتشرشده بین سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۵ بود. مقالات بر اساس معیارهای دقیق ورود و خروج بررسی شد که شامل انتشار در مجلات معتبر علمی، ارتباط مستقیم با موضوع پژوهش، و استفاده از روش های کمّی، کیفی، ترکیبی، و مروری بود. به منظور افزایش دقت و اعتبار تحلیل ها، از چارچوب استاندارد PRISMA برای شناسایی، غربالگری و انتخاب مطالعات استفاده شد. داده های حاصل از مقالات منتخب بر اساس اصول تحلیل مطالعات مرور روایتی طبقه بندی شدند تا چهارچوب علمی در حوزه استعدادیابی و پرورش استعداد استخراج شود. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که روی آورد مبتنی بر نقاط قوت با تکیه بر مفاهیم تنوع عصبی و دوسو استثنایی، ظرفیت های کمتر دیده شده افراد با نیازهای ویژه را شناسایی و تقویت کرده و در ارتقای تحول شناختی، مهارت های اجتماعی، بهزیستی روان شناختی، و کیفیت زندگی آنها مؤثر بوده است. مدل های نظری مانند مدل بونتینکس، هورن، کوپر و همکاران و سوباتنیک و همکاران نیز بر غنای این حوزه افزوده است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش بر ضرورت تغییر نگرش در سیستم های آموزشی و سیاست گذاری های مرتبط با دانش آموزان با نیازهای ویژه تأکید دارد. مطالعات آینده باید بر توسعه و اجرای برنامه های آموزشی مبتنی بر توانمندی و استعدادیابی متمرکز شوند.
۷۹۴.

مقایسه اثربخشی درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تکانشگری نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۷
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی بر تکانشگری نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری یک ماه بود. جامعه آماری این پژوهش را نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی مراجعه کننده به هسته مشاوران اداره آموزش و پروش مناطق 8 و 13 شهر تهران در سال 1403 تشکیل داد. 45 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگذاری شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس تکانشگری بارات (BIS-11؛ پاتون و همکاران ، 1995) استفاده شد. خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی هر یک طی هشت جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی اجرا شده است. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل دو مداخله درمان خود شفقت ورزی آگاهانه و درمان مبتنی بر ذهنی سازی تا مرحله پیگیری به طور معنادار بر کاهش تکانشگری موثر بوده است (05/0>P). همچنین یافته ها نشان داد که مداخله خود شفقت ورزی آگاهانه به طور معنادار نسبت به درمان مبتنی بر ذهنی سازی تاثیر بیشتری بر کاهش تکانشگری داشته است (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که درمان خود شفقت ورزی آگاهانه نسبت به درمان مبتنی بر ذهنی سازی اثر بیشتر بر کاهش تکانشگر نوجوانان دارای رفتارهای خودجرحی داشته است.
۷۹۵.

شناسایی فرصت ها و تهدیدهای ساختار سازمانی انجمن معتادان گمنام: با تأکید بر استراتژی های سازمانی، مکانیسم های بازتوانی و شیوه های درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۶
هدف: پژوهش حاضر به شناسایی نقاط ضعف و نقاط قوت استراتژی های سازمانی و شیوه های درمانی انجمن معتادان گمنام پرداخت. روش: پژوهش حاضر کیفی مبتنی بر روش زمینه ای بود. جامعه پژوهش شامل صاحب نظران و اعضای انجمن با تعداد سال های پاکی بالا بود. بر اساس نمونه گیری هدفمند از نوع نظری و با استفاده از روش مصاحبه عمیق نیمهساختاریافته تا حد اشباع دادهها و اشباع نظری، 18 نفر انتخاب شدند. بنابراین، با استفاده از کدگذاری های پیشنهادی استراوس و کربین، تحلیل داده ها بر اساس مدل سوآت انجام شد. یافته ها: تحقق اهداف انجمن در گرو حفظ تعادل نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها است. علی رغم تاکید بر برابری و دموکراسی مشورتی، قهرمان پروری ایدئولوژیک شخص محور بقای سازمانی را تهدید می کند. در مقابل، کمیته محوری و تلاش برای بازتولید نظم گروهی بر اساس فهم مشترک کنشگران کارکرد مناسبی برای انجمن دارد. به علاوه، شکل گیری تعلق خاطر افراطی به انجمن، اگرچه موجب انسجام درونی شده، نوعی تعصب که مانع از اعمال تغییرات منطبق با مقتضیات زمان در انجمن می شود را نسبت به اساسنامه ایجاد کرده است. همچنین، بروز گزینش گری های سلیقه ای انجمن را به سمت فرقه ای شدن سوق داده که پیامد آن ظهور دو نگرش تقابل جویانه است: انحصارگرایی در تخصصِ درمان اعتیاد و طرد سایر روش های درمانی. نتیجه گیری: انجمن معتادان گمنام با بهره گیری از معنادرمانی، بدنبال تغییر نگرش فرد و بازاجتماعی کردن او از طریق ایجاد بینشی جدید نسبت به خود است. این ساختار در کنار استفاده از روش های پرهیزمدار و گروه درمانی، موفقیت چشمگیری داشته است. هرچند با چالش هایی نظیر طرد سایر رویکردهای درمانی و نقد جایگزینی وابستگی از مواد مخدر به وابستگی به انجمن روبروست، اما همچنان بستری فرصت ساز برای بهبود اعضا فراهم می کند.
۷۹۶.

مدل یابی بخشش بر اساس هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با میانجی گری احساس گناه در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۱۶۳
هدف: هدف پژوهش حاضر، مدل یابی بخشش بر اساس هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با میانجی گری احساس گناه بوده است. روش شناسی: جامعه آماری پژوهش توصیفی-تحلیلی حاضر، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی به تعداد 10000 دانشجو که در سال تحصیلی 1401-1402 در دانشگاه مشغول تحصیل بوده اند. تعداد نمونه آماری این پژوهش (24*20)، 480 نفر از دانشجویان در نظر گرفته شده است. برای جمع آوری داده های موردنیاز از مطالعات کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است.ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه هوش معنوی عبدالله زاده (1387)، هوش اخلاقی لنیک و کیل (2005)، رشد اجتماعی وایلند (1953)، بخشش هارتلند (2005)، احساس گناه گوکلر و جونز (1988) بوده است. آزمون های مورد استفاده شامل تحلیل عاملی تأییدی، نیکویی برازش، ضرایب مسیر و معنی داری، شاخص های نیکویی برازش، آزمون کولموگروف اسمیرنوف، ضریب همبستگی پیرسون و شاخص های نیکویی برازش بود. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داده است: بین هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با احساس گناه رابطه منفی وجود دارد. بین هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی با بخشش رابطه مثبت وجود دارد. بین احساس گناه با بخشش رابطه مثبت وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که هوش اخلاقی، هوش معنوی و رشد اجتماعی به طور مثبت بر بخشش تأثیر دارند، در حالی که احساس گناه نقش میانجی در این رابطه ایفا می کند.
۷۹۷.

نقش خودکارآمدی و صفات چهارگانه تاریک شخصیت در پیش بینی تجربه مزاحمت های سایبری توسط دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۸
هدف پژوهش حاضر، پیش بینی تجربه مزاحمت های سایبری توسط دانش آموزان براساس خودکارآمدی و صفات چهارگانه تاریک شخصیت بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود. از بین دانش آموزان مقطع متوسطه شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1404-1403 نمونه ای به حجم 400 نفر با روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های پروژه مداخله مزاحمت سایبری اروپا (ECIPQ، دل ری و همکاران، 2015)، مقیاس خودکارآمدی عمومی (GSE، شوارزر و جروسلم، 1995)، مقیاس دوجین کثیف (DD، جوناسون و وبستر، 2010) و مقیاس کوتاه تکانش دیگرآزاری (SSIS، اومیرا و همکاران، 2011). استفاده شد. برای تحلیل داده ها روش رگرسیون لوجستیک به کار رفت. یافته های این پژوهش نشان داد که خودکارآمدی (001/0p= ,76/10WALD=) پیش بینی کننده قربانی شدن مزاحمت سایبری در دانش آموزان بود. جامعه ستیزی (008/0p= ,96/6WALD=) و سادیسم (001/0p= ,16/41WALD=) پیش بینی کننده قلدری سایبری در دانش آموزان بودند. جامعه ستیزی نیز پیش بینی کننده قلدر-قربانی سایبری در دانش آموزان بود (008/0p= ,03/7WALD=). صفات چهارگانه تاریک شخصیت پیش بینی کننده قربانی شدن مزاحمت سایبری در دانش آموزان نبودند (05/0p>). با توجه پیامدهای مخرب روان شناختی و حقوقی مزاحمت س ایبری برای دانش آموزان، سیاست ها و برنامه ها باید با عوامل خطرساز و حفاظت کننده شخصیتی مرتبط با آن، هم خوانی داشته باشد.
۷۹۸.

بررسی نشانه های اختلال نقص توجه/بیش فعالی، مشکلات خواب و کارکردهای اجرایی، به عنوان پیش بینی کننده های کندگامی شناختی در کودکان دچار اختلالات طیف اتیسم با عملکرد بالا(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۷
اهداف کندگامی شناختی (با نام جدید سندرم عدم درگیری شناختی) با دو مشخصه اصلی رخوت و رویاپردازی، بیشتر در نمونه هایی با کودکان دچار اختلال نقص توجه/بیش فعالی مورد مطالعه قرار گرفته است. علی رغم علائم مشترک رشدی-عصبی اختلال نقص توجه/بیش فعالی و اختلالات طیف اتیسم، مطالعات کمی کندگامی شناختی را در کودکان دچار اختلالات طیف اتیسم بررسی کرده اند. مطالعه حاضر به بررسی نشانه های اختلال نقص توجه/بیش فعالی، مشکلات خواب و کارکردهای اجرایی به عنوان پیش بینی کننده های کندگامی شناختی در کودکان دچار اختلالات طیف اتیسم با عملکرد بالا پرداخته است. مواد و روش ها پژوهش حاضر از نوع توصیفی همبستگی بر روی کودکان ۶-۱۲ سال دچار اختلالات طیف اتیسم با عملکرد بالا که در مدارس ویژه اتیسم شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1403 مشغول به تحصیل بودند، انجام شد. والدین ۱۴۵ کودک دچار اختلالات طیف اتیسم به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در ابتدا مقیاس کندگامی شناختی و مقیاس درجه بندی اتیسم گیلیام-ویراست سوم (GARS-3) از طریق مصاحبه با والدین توسط پژوهشگر تکمیل شد. ۱۲۲ کودک که در مقیاس درجه بندی اتیسم گیلیام-ویراست سوم نمره بین ۵۵ تا ۷۰ و در مقیاس کندگامی شناختی (SCTS) نمره ای بیشتر از نقطه برش دریافت کردند (در بیشتر از 7 آیتم نمره 1 یا بیشتر گرفتند)، وارد مطالعه شدند. سپس والدین پرسش نامه عادت های خواب کودکان (CSHQ)، آزمون عصب روانشناختی و شخصیتی کولیج (CPNI) و پرسش نامه سوانسون، نولان و پلهام – ویراست چهارم (SNAP-IV) را به صورت آنلاین (پرسلاین) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون شاپیرو ویلک، ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه در نرم افزار SPSS نسخه ۲7 تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها نتایج تحلیل همبستگی نشان داد بین کندگامی شناختی و مؤلفه های نقص توجه در اختلال نقص توجه/بیش فعالی رابطه مثبت و معنی داری با ضریب همبستگی (r=0/489, P<0/01) وجود دارد، اما کندگامی شناختی با مؤلفه های بیش فعالی/تکانش گری رابطه معناداری ندارد. همچنین کندگامی شناختی با مؤلفه های تصمیم گیری/برنامه ریزی و سازماندهی در کارکردهای اجرایی روزانه به ترتیب با ضریب همبستگی (r=0/414, P<0/01) و (r=0/392, P<0/01 ) مرتبط است اما با مؤلفه های بازداری پاسخ ارتباط معناداری ندارد. همچنین کندگامی شناختی با مشکلات خواب مرتبط نیست. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نیز نشان داد تنها مؤلفه های نقص توجه، پیش بینی کننده متوسط کندگامی شناختی می باشد (0/489=r و 0/05>P). نتیجه گیری نتایج حاصل از پژوهش، ادبیات پژوهشی بررسی کندگامی شناختی در اختلالات طیف اتیسم را گسترش داده و شواهدی مبنی بر ارتباط کندگامی شناختی با نشانه های نقص توجه و کارکردهای اجرایی در زندگی روزمره (تصمیم گیری/برنامه ریزی و سازماندهی) در کودکان دچار اختلالات طیف اتیسم ارائه می دهد. این نتایج می تواند در ارزیابی بالینی و درمان اختلالات طیف اتیسم مفید واقع شود.
۷۹۹.

روابط ساختاری خشم و تصمیم گیری اخلاقی با میانجی گری همدلی و بازداری رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۱۰۲
این پژوهش با هدف بررسی روابط ساختاری خشم و تصمیم گیری اخلاقی با میانجی گری همدلی و بازداری رفتاری انجام شد. طرح پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش تمامی افراد بزرگسال شهر تبریز در سال 1403 بودند که از میان آن ها، نمونه ای به حجم 286 نفر به شیوه دردسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از نسخه تجدیدنظر شده تکلیف تصمیم گیری اخلاقی روزمره (روزن و همکاران، 2015)، خرده مقیاس رگه خشم پرسشنامه حالت- رگه خشم (اسپیلبرگر، 1999)، مقیاس همدلی اساسی (جولیف و فارینگتون، 2006) و خرده مقیاس بازداری مقیاس سیستم های مغزی- رفتاری (کارور و وایت، 1994) استفاده شد. برای تحلیل داده ها نیز از ضریب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها نشان داد خشم با همدلی رابطه مثبت و با بازداری رفتاری رابطه منفی دارد (0/01>p). همچنین بین همدلی و بازداری رفتاری با تصمیم گیری اخلاقی رابطه مثبت برقرار بود (0/05>p). بین خشم و تصمیم گیری اخلاقی رابطه مستقیم معناداری وجود نداشت (0/05<p)؛ اما اثر غیرمستقیم خشم بر تصمیم گیری اخلاقی به واسطه همدلی و بازداری رفتاری معنی دار بود (0/05>p). مبتنی بر یافته ها استنباط می شود که همدلی و بازداری رفتاری در رابطه خشم و تصمیم گیری اخلاقی نقش واسطه ای دارند و توجه به این عوامل می تواند به منظور ارتقای تصمیم گیری اخلاقی سودمند باشد.
۸۰۰.

ارزیابی مدل مفهومی گروه درمانی تعلل ورزی نوجوانان ایرانی با استفاده از رویکرد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۰
تعلل ورزی یکی از چالش های مهم در زندگی روزمره و تحصیلی نوجوانان است که موجب نگرانی های روان شناختی و کاهش عملکرد آنها می شود. این پژوهش به ارزیابی مدل مفهومی گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد جهت کاهش تعلل ورزی در نوجوانان ایرانی پرداخته بود. روش پژوهش از نوع توسعه ای با طرح آمیخته اکتشافی متوالی انجام شد. بخش کیفی با مصاحبه های نیمه ساختاریافته از ۱۷ نفر از استادان دانشگاه و مشاوران و بخش کمّی با توزیع پرسشنامه محقق ساخته ۳۵ سؤالی به ۴۰ نفر از خبرگان انجام شد. داده ها با استفاده از تحلیل مضمون و تحلیل عامل تأییدی در نرم افزار PLS تحلیل شد. مدل مفهومی شامل 5 بعد (مهارت های خودیاری، بستر اجرایی گروه درمانی، ذهن آگاهی، تعهد و ارزش گذاری، حمایت گروهی) و 35 مضمون پایه بود. مقادیر روایی همگرا برای تمامی ابعاد بالاتر از حد قابل قبول بوده و صرفاً نیاز به حذف دو گویه وجود داشت. یافته ها نشان می دهد که گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد می تواند به عنوان یک رویکرد مؤثر در کاهش تعلل ورزی نوجوانان مورد استفاده قرار گیرد. پیشنهاد می شود که این رویکرد در مدارس و مراکز مشاوره به منظور افزایش مسئولیت پذیری و خودکنترلی نوجوانان به کار گرفته شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان