ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۹۴۱.

هنجاریابی ابزار سنجش هوش ورزشی در نمونه ورزشکاران و غیر ورزشکاران: کاربرد مدل های چندبعدی نظریه سوال پاسخ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۶۴
زمینه: هوش ورزشی به عنوان توانایی پردازش و واکنش مؤثر به محرک های محیطی نقش کلیدی ایفا می کند.. بسیاری از مطالعات به اهمیت مؤلفه های هوش در موفقیت ورزشی پرداخته اند، اما ابزارهای موجود تنها به ارزیابی جنبه های محدودی از هوش ورزشی پرداخته و به طور جامع توانایی های چندگانه ورزشکاران را در شرایط پویا نمی سنجند. این شکاف پژوهشی نیاز به طراحی ابزاری جامع را برجسته می سازد که بتواند با ارزیابی چندبعدی، درک دقیق تری از توانمندی های شناختی و عملکردی ورزشکاران ارائه دهد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی ساختار عاملی و ارائه هنجارهای ابزار هوش ورزشی در میان ورزشکاران و غیرورزشکاران در سال 1401 بود. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی و از نوع توسعه ابزار بود. جامعه آماری شامل تمامی ورزشکاران و غیرورزشکاران 16 تا 35 ساله استان البرز بود که از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 624 نفر انتخاب شدند. در این پژوهش علاوه ابزار هوش ورزشی (پژوهشگرساخته، 1403) از آزمون هوش (کتل، 1961) استفاده شد. جهت تحلیل آماری از مدل های چندبعدی نظریه سؤال پاسخ، آلفای طبقه بندی شده، آلفای کرانباخ، رتبه های درصدی و نمرات T استفاده شد و داده ها با نرم افزارهای SPSS نسخه 27، نرم افزار R نسخه 4.0.2 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج بررسی روایی ابزار با مدل های چندبعدی نظریه سؤال پاسخ، پنج عامل ابزار هوش ورزشی تأیید کرد. همچنین همبستگی بین هر یک از ابعاد ابزار هوش ورزشی با آزمون هوش کتل نیز مثبت معنی دار بود (05/0 >P) که نشان داد روایی ملاکی نیز برقرار است. اعتبار ابزار هوش ورزشی با روش آلفای کرونباخ برای هر یک از پنج عامل آن بیشتر از 6/0 محاسبه شد که مطلوب و قابل پذیرش بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر و اهمیت ارزیابی هوش ورزشی به ویژه بین نوجوانان ورزشکار، می توان تأیید کرد که ابزار هوش ورزشی، ابزاری مناسب و معتبر برای ارزیابی هوش ورزشی افراد بزرگسال 16 تا 35 سال است و براساس هنجارهای ارائه شده می توان وضعیت فرد را در جامعه تعیین کرد. لذا توصیه می شود از این ابزار برای سنجش هوش ورزشی استفاده شود و براساس آن به تعیین نیازهای آموزشی پرداخته شود.
۹۴۲.

طراحی الگوی توسعه حرفه ای مدیران آموزشگاهی در اُفق 1404 با رویکرد آینده پژوهانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۱
مقدمه و هدف : هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی مناسب برای توسعه حرفه ای مدیران مدارس دوره ابتدایی در افق 1404 استان های شمالغرب کشور بوده است. روش شناسی پژوهش : این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت، براساس روش های جدید علم آینده پژوهی، تحلیلی و اکتشافی است که با به کارگیری ترکیبی از مدل های کیفی و کمی و در قالب روش های اسنادی و پیمایشی و در چهار مرحله شامل کدگذاری داده ها با استفاده از نظریه داده بنیاد، تعیین شاخص های کلیدی از طریق روش دلفی و پنل خبرگان و شناسایی پیشران های کلیدی با استفاده از نرم افزار میک مک بر پایه روش تحلیل اثرات متقاطع و ارائه سناریوهای مطلوب با استفاده از نرم افزار سناریو ویزارد انجام گرفته است. جامعه آماری شامل اساتید، صاحب نظران و متخصصان رشته ی مدیریت آموزشی در استان های شمالغرب کشور بوده است. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و گلوله برفی تا جایی ادامه یافت که پژوهشگر با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 12 نفر از اعضای نمونه به اشباع نظری رسیده است. یافته ها : در نهایت نتایج حاصل از به کارگیری روش تحلیل تأثیرات متقاطع حاکی از آن بود که 15 عامل کلیدی از میان عوامل 52 گانه شناسایی شده در مرحله مصاحبه، بیشترین تأثیر را بر آینده توسعه حرفه ای مدیران دارد. در ادامه این عوامل به عنوان عوامل پایه در سناریونویسی استفاده شده است. به منظور سناریونگاری در این مرحله از خبرگان متخصص نظرخواهی شده است و با جمع بندی آن ها و با تهیه سبد سناریوها برای این عوامل، 45 وضعیت محتمل برای 15 عامل تعریف شده است. بحث و نتیجه گیری: با تحلیل نتایج سناریو ویزارد، 11 سناریوی قوی پیشِ روی توسعه حرفه ای مدیران مدارس در افق 1404 شناسایی و 4 خانواده سناریوهای مطلوب تعیین گردید. این سناریوها، «مدرسه شاهزاده ها»، «بچه های مدرسه والت»، «مدرسه موش ها» و «مبصر 4 ساله کلاس»، نام گرفتند.
۹۴۳.

The Role of Parental Phubbing and Ego-Resilience in Adolescents’ Tendency Toward Digital Game Addiction: A Neural Network Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۳۴
Aim: The growing prevalence of digital games and their potential impact on mental health highlight the need to identify protective mechanisms against possible negative effects. The present study aimed to investigate the role of parental phubbing and ego-resilience in adolescents’ tendency toward digital game addiction: a neural network approach. Method: This research employed a descriptive-correlational design. The statistical population included all male high school students (second cycle) in public schools of Karaj during the 2024 academic year. A total of 300 students were selected using a cluster random sampling method and completed the Digital Game Addiction Scale by Başol et al. (2018), the Parental Phubbing Scale by Ding et al. (2020), and the Ego-Resilience Scale by Block and Kremen (1996). The collected data were analyzed through an artificial neural network using the multilayer perceptron (MLP) approach in SPSS version 26. Results: The findings indicated that parental phubbing and ego-resilience significantly contributed to predicting digital game addiction among adolescents (p< 0.01). Neural network analysis revealed that parental phubbing positively predicted digital game addiction, whereas ego-resilience negatively predicted it. Parental phubbing emerged as the strongest predictor (100%), while ego-resilience served as a protective factor (57.8%). Moreover, the artificial neural network model accurately captured the trends and variations of digital game addiction based on these variables. Conclusion: The results demonstrated that parental phubbing and ego-resilience are critical factors in explaining adolescents’ digital game addiction. Moreover, the artificial neural network model showed high accuracy in predicting the intensity and course of this addiction.
۹۴۴.

ویژگی های روانسنجی نسخه ایرانی پرسشنامه ماشدگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۶
هدف: درک وابستگی متقابل زوج ها و هویت متقابل همسر سازه ای کلیدی در تحقیق پیرامون خانواده و زوج درمانی می باشد. در همین راستا، نیاز به ابزاری خود - سنجی که ابعاد شناختی، عاطفی و رفتاری درک زوج ها از وابستگی متقابل ایشان که ماشدگی نامیده می شود را بسنجد کاربردی به نظر می رسد.هدف پژوهش حاضرارزیابی پایایی و روایی پرسشنامه ماشدگی در جامعه ایران می باشد.   روش: در پژوهشی توصیفی - همبستگی از نوع انطباق یابی، تعداد نمونه در دسترس 623 نفر انتخاب شده و پرسشنامه های ماشدگی، راهبردهای مقابله ای زوج ها، آزار عاطفی، سازگاری زناشویی و طرح واره در اختیار ایشان قرار گرفت.   یافته ها: میزان همسانی درونی در نمونه نهایی 0/95 و میزان نسبت روایی محتوایی و شاخص روایی محتوایی به ترتیب 0/87و 0/85  به دست آمد. نتایج تحلیل عاملی اکتشافی، وجود یک عامل که تبیین کننده 58/06 واریانس بود را نشان داده و 17 گویه پرسشنامه ماشدگی، بار عاملی در بازه 0/63 تا 0/83 داشته اند. همچنین بین پرسشنامه ماشدگی با مقیاس سبک های مقابله با استرس مشترک از پرسشنامه راهبردهای مقابله ای زوج ها و مقیاس توافق دونفره پرسشنامه سازگاری زناشویی همبستگی مثبت و معنادار به میزان 0/68 و 0/71 و بین پرسشنامه ماشدگی با پرسش نامه های آزار عاطفی و طرح واره بی اعتمادی، همبستگی منفی و معنادار به میزان 0/63- و 0/20- به دست آمد که تأیید کننده روایی همگرا و واگرای این پرسشنامه می باشد.   نتیجه: با توجه به نتایج به دست آمده پرسشنامه ماشدگی در جامعه ایرانی، انطباق یابی شده و قابلیت استفاده پژوهشی و بالینی را دارد.      
۹۴۵.

رابطه سرزندگی ذهنی و همجوشی شناختی با خستگی ذهنی در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۶
پژوهش حاضر با هدف تعیین رابطه سرزندگی ذهنی و همجوشی شناختی با خستگی ذهنی در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد شهر اصفهان در سال 1403 انجام گرفت. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه اعضای فعال مراکز ترک اعتیاد ( براساس درمان نگهدارنده), در شهر اصفهان تشکیل داد. این پژوهش نمونه گیری در دسترس ۸۰ نفر فعال در مرکز ترک اعتیاد همگام در نظر گرفته شد که به دلیل ریزش و پاسخ ندادن افراد نمونه به پرسشنامه ها، تعداد آن ها به ۶۶ نفر رسید. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه همجوشی شناختی گیلاندرز و همکاران(2010)، پرسشنامه سرزندگی ذهنی رایان و فردریک (1997) و مقیاس خستگی چالدر (1993)، بود. یافته های پژوهش نشان داد که بین متغیرهای همجوشی شناختی و خستگی ذهنی همبستگی معنادار و مستقیم وجود دارد. همچنین بین سرزندگی ذهنی با خستگی همبستگی معکوس و معنی دار وجود دارد (P<05/0). با توجه به یافته های پژوهش سرزندگی ذهنی و همجوشی شناختی، توان پیش بینی خستگی ذهنی در افراد مبتلا به سوءمصرف مواد زا دارا می باشند.بنابراین با آموزش سرزندگی ذهنی و مدیریت همجوشی شناختی، می توان خستگی ذهنی افراد دارای اختلال سوءمصرف مواد را کاهش داد.
۹۴۶.

روابط ساختاری خودکارآمدی و کمال گرایی با علایم وسواس فکری/ عملی در جمعیت غیربالینی: نقش میانجی گر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۸۷
پژوهش حاضر با هدف بررسی آثار علّی مستقیم و غیرمستقیم خودکارآمدی و کمال گرایی بر علائم وسواس فکری/ عملی در جمعیت غیربالینی، با تاکید بر نقش میانجی گر راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، انجام شد. از میان بزرگسالان 20 تا 40 سال شهر تهران 473 به صورت داوطلبانه انتخاب شدند توسط پرسش نامه وسواس فکری/ عملی، پرسش نامه راهبردهای تنظیم شناختی هیجان، پرسش نامه کمال گرایی و پرسش نامه خودکارآمدی مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل مسیر در نرم افزار AMOS-24 استفاده شد. نتایج نشان داد که خودکارآمدی و راهبردهای سازش یافته تنظیم شناختی هیجان اثر علّی منفی بر علایم وسواس فکری/ عملی داشتند، درحالی که اثر علّی کمال گرایی و راهبردهای سازش نایافته تنظیم هیجان بر وسواس فکری/ عملی، مثبت بود. همچنین، راهبردهای سازش یافته تنظیم شناختی هیجان میانجی گر رابطه خودکارآمدی و کمال گرایی با علایم وسواس فکری/ عملی بود، اما راهبردهای سازش نایافته تنظیم شناختی هیجان تنها رابطه خودکارآمدی با وسواس فکری/ عملی را میانجی گری کرد. بنابراین، می توان اذعان داشت که سازه های کمال گرایی، خودکارآمدی و تنظیم هیجان نقش بنیادین در تبیین علائم وسواس فکری/عملی و حتی طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی دارند.
۹۴۷.

سلامت اجتماعی و مدگرایی؛ نقش میانجی نیاز به بازخوردهای اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی در کاربران اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۳۵
هدف پژوهش بررسی رابطه بین سلامت اجتماعی و مدگرایی با نقش میانجی نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه های اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه های شهر تبریز در سال 1402-1403 بود که از بین آنها 397 دانشجو به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اعتیاد به شبکه های اجتماعی (SMAS) خواجه احمدی و همکاران (1395)، مقیاس نیاز به بازخوردهای اجتماعی در شبکه های اجتماعی (NfOSFS) دورادونی و همکاران (2023)، مقیاس سلامت اجتماعی (SHS) کیس (2004) و مقیاس مدگرایی (FTS) امیرکواسمی و همکاران (1394) بود. روش تحلیل داده ها، تحلیل مسیر بود. طبق نتایج مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتایج تحلیل ها نشان داد که سلامت اجتماعی دارای اثر مستقیم منفی و معنادار بر مدگرایی است (01/0>P). افزون بر این، سلامت اجتماعی از طریق دو متغیر میانجی، یعنی نیاز به بازخوردهای اجتماعی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی، اثر غیرمستقیم و معناداری بر مدگرایی دارد (001/0>P). همچنین، نیاز به بازخوردهای اجتماعی نه تنها پیش بینی کننده ای معنادار برای مدگرایی بود (01/0>P)، بلکه از طریق تأثیر بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی نیز نقش میانجی مؤثری ایفا کرد (001/0>P). در مجموع، یافته ها حاکی از آن است که افراد با سلامت اجتماعی پایین به دلیل نیاز بیشتر به بازخورد اجتماعی، بیشتر در معرض اعتیاد به شبکه های اجتماعی هستند و در نتیجه تحت تأثیر محتوای مد و تبلیغات این فضا قرار گرفته و به مدگرایی سوق پیدا می کنند.
۹۴۸.

تأثیر استفاده از انیمیشن های داستانی در آموزش مفاهیم ریاضی: مطالعه ی موردی محاسبه مساحت اشکال هندسی در ریاضی سوم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۶
زمینه و هدف : یادگیری مفاهیم ریاضی به ویژه در دوره ابتدایی، به دلیل تفاوت های فردی، پیچیدگی مفاهیم و روش های آموزشی برای بسیاری از دانش آموزان دشوار است. به کارگیری روش های خلاقانه و جذاب می تواند این فرایند را تسهیل و درک مفاهیم را افزایش دهد. بنابراین این سئوال مطرح می شود که چه روش هایی می توانند یادگیری مفاهیم ریاضی را برای دانش آموزان ابتدایی جذاب تر و مؤثرتر سازند؟ به نظر آموزش مفاهیم ریاضی از طریق داستان و در قالب انیمیشن می تواند برای کودکان جذاب باشد؛ بنابراین در این پژوهش با طراحی و تولید انیمیشن داستانی - آموزشی تلاش گردید تا مفهوم مساحت و بررسی تأثیر استفاده از انیمیشن در فرایند آموزش آن به عنوان مطالعه موردی بررسی شود. روش پژوهش: این تحقیق با رویکرد کاربردی و از نوع شبه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون انجام گرفت. جامعه آماری دانش آموزان پایه سوم ابتدایی آموزش وپرورش ناحیه دو تبریز در سال تحصیلی 1404-1403 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای و تصادفی ساده یکی از مدارس این ناحیه انتخاب و دو کلاس 28 نفره پایه سوم از این مدرسه انتخاب شد. ابزار پژوهش آزمون ریاضی محقق ساخته و پرسش نامه TAM بود. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار اس پی اس و آزمون های کلموگروف اسمیرنف، یومن ویتنی و تی یک نمونه استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که روش تدریس مبتنی بر انیمیشن های داستانی به دلیل برانگیختن حس کنجکاوی، کاهش فاصله زمانی انتقال اطلاعات از حافظه کوتاه مدت به حافظه بلندمدت و ارائه تصاویر به همراه توضیحات گفتاری می تواند به تسریع و بهبود فرایند یادگیری کمک کند. همچنین نتایج نشان دهنده نگرش مثبت دانش آموزان نسبت به استفاده از فناوری انیمیشن بود. نتیجه گیری: مفاهیم ریاضی نظیر هندسه اغلب ماهیتی انتزاعی دارند که درک آن ها برای کودکان دشوار است. انیمیشن با عینی سازی مفاهیم انتزاعی یادگیری ریاضی را برای دانش آموزان آسان تر می کند. پیشنهاد می شود انیمیشن های متناسب با موضوعات کتاب درسی تهیه و مدارس استفاده از آن ها در آموزش را در برنامه خود بگنجانند
۹۴۹.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر دشواری در تنظیم هیجان و کیفیت خواب زنان مبتلا به آسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۸۰
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر دشواری در تنظیم هیجان و کیفیت خواب زنان مبتلا به آسم انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیماران زن مبتلا به آسم مراجعه کننده به کلینیک تخصصی بیماری های آلرژی بیمارستان امام علی(ع) شهر کرج در سال 1403 بود. از میان آن ها، 45 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (DERS؛ گراتز و رومر، 2004) و پرسشنامه کیفیت خواب پیتزبورگ (PSQI؛ بویس و همکاران، 1989) استفاده شد. گروه های آزمایش هر یک به مدت 8 جلسه گروهی هفتگی مداخله را دریافت کردند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که نمرات دشواری در تنظیم هیجان و کیفیت خواب در مراحل پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشتند (01/0>p). همچنین نتایج دلالت بر این داشت که بین دو گروه درمانی در طول زمان تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<p). از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که هر دو مداخله در بهبود دشواری در تنظیم هیجان و کیفیت خواب زنان مبتلا به آسم مؤثر هستند.
۹۵۰.

شناسایی و تبیین الگوی عوامل مؤثر بر تاب آوری مدارس در دوره ابتدایی: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۷
مقدمه و هدف : پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین الگوی عوامل مؤثر بر تاب آوری مدارس در دوره ابتدایی انجام شد. روش شناسی پژوهش : این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش اجرا، کیفی با رویکرد تحلیل مضمون است. میدان پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی و مدیران و معلمان نمونه استان آذربایجان غربی است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند ۱۷ نفر بر اساس اصل اشباع نظری به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان جمع آوری شد. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از روش تحلیل مضمون در نرم افزار MAXQDA2020 تجزیه و تحلیل شدند. جهت بررسی میزان پایایی متون کدگذاری شده از دو روش پایایی بازآزمون و پایایی بین دوکدگذار استفاده شده است. یافته ها : یافته های تحقیق نشان داد که الگوی عوامل مؤثر بر شکل گیری تاب آوری مدارس در دوره ابتدایی از هشت مضمون فراگیر عوامل زیرساختی (ایمنی سازه و امکانات و تجهیزات)، عوامل ساختاری (ساختار پویا و ساختار توانمندساز)، عوامل مدیریتی (رهبری تاب آورانه، شایستگی های مدیریتی و برنامه ریزی راهبردی)، عوامل فرهنگی (فضای روانی ایمن، فرهنگ یادگیری و جو مثبت)، عوامل پداگوژیکی (برنامه درسی منعطف و فعالیت های فوق برنامه)، عاملیت معلمان (مدیریت کلاس، تدریس اثربخش، رفتار سازمانی مثبت و توسعه حرفه ای)، تاب آوری دانش آموزان (ویژگی های تاب آورانه و مهارت های اجتماعی) و حمایت ذینفعان (پشتیبانی نهادهای اجتماعی، حمایت های مالی و مشارکت خانواده) تشکیل می شود. بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که تاب آوری در مدارس ابتدایی یک پدیده ی چندبُعدی و نظام مند است که از تعامل پویا و هدفمند بین مولفه های درونی و بیرونی نشأت می گیرد. توجه متعادل به ابعاد و مؤلفه های شناسایی شده در این پژوهش، نه تنها می تواند به پایداری و تاب آوری مدارس در برابر بحران ها بینجامد، بلکه زمینه ساز ارتقای مستمر کیفیت آموزشی و تقویت نقش اجتماعی مدرسه به عنوان یک نهاد پیشران در فرآیند توسعه پایدار خواهد شد.
۹۵۱.

نقش سبک های دلبستگی در اختلال انباشت با میانجی گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان در بین دانشجویان دانشگاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۹۲
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه سبک های دلبستگی با اختلال انباشت با میانجی گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان در بین دانشجویان دانشگاه تبریز بود. این پژوهش یک پژوهش بنیادی و از نوع همبستگی بود. جامعه پژوهش حاضر، شامل کلیه دانشجویان دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 1401-1400 با حجم 24000 نفر بود که از میان آنها 270 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس انباشت فراست، سبک های دلبستگی کولینز و رید، پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون و پرسشنامه تنظیم هیجان گروس و جان استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار AMOS نشان داد که مسیر تاثیر سبک دلبستگی اضطرابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان معنی دار است. بنابراین، سبک دلبستگی اضطرابی با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان درمجموع 0/18 از واریانس شاخص اختلال انباشت را تبیین می کند. از سوی دیگر، مسیر تاثیر سبک دلبستگی اجتنابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری شخصیت اجتنابی نیز معنی دار است درحالی که مسیر تاثیر سبک دلبستگی اجتنابی به شاخص اختلال انباشت با واسطه گری تنظیم هیجان معنی دار نیست. بنابراین، سبک دلبستگی اجتنابی با واسطه گری شخصیت اجتنابی و تنظیم هیجان درمجموع 0/24 از واریانس شاخص اختلال انباشت را تبیین می کند. این یافته ها نقش روابط عاطفی اولیه دوران تحول را در شکل گیری اختلال انباشت برجسته می کنند و در این فرآیند، رفتارهای اجتنابی و بدتنظیمی هیجان می توانند نقش تسهیل کننده داشته باشند.
۹۵۲.

اثر بخشی مداخله ی مبتنی بر مدل خود مدیریتی شناختی _ اجتماعی مسیر شغلی بر تمایل و هویت کارآفرینی تحصیلی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۲۰۸
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی مداخله ی مبتنی بر مدل خود مدیریتی شناختی _ اجتماعی مسیر شغلی بر تمایل و هویت کارآفرینی تحصیلی در دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اصفهان بود. روش: پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون _ پس آزمون با گروه گواه و گمارش تصادفی بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه اصفهان (سال تحصیلی 1400-1401) بود که با روش نمونه گیری در دسترس 30 نفر انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (15 نفر) گمارده شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس تمایل و هویت کارآفرینی تحصیلی استفاده شد. برای گروه آزمایش، مداخله ی مبتنی بر مدل خود مدیریتی شناختی _ اجتماعی مسیر شغلی در ده جلسه ی 90 دقیقه ای اجرا شد و داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چند متغیره، تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که این مداخله، منجر به افزایش تمایل(01/0 > p، 62/25=F) و هویت کارآفرینی تحصیلی(01/0 > p، 28/19=F) در دانشجویان تحصیلات تکمیلی شده است. نتیجه گیری: مداخله ی مبتنی بر مدل خود مدیریتی شناختی _ اجتماعی مسیر شغلی، از طریق افزایش خودکارآمدی مقابله ای و فرآیندی، رشد رفتارهای مسیر شغلی انطباقی، تمرکز بر فعالیت های اکتشاف و طرح ریزی مسیر شغلی و تسهیل تاثیرات بافتی و محیطی، سبب می شود تا دانشجویان تمایل بیشتری به مسیر شغلی کارآفرینی تحصیلی داشته باشند و اقدام به ساخت و رشد هویت کارآفرینی تحصیلی کنند.
۹۵۳.

Comparison of the Effectiveness of Group Compassion Training and Group Choice Theory Training on Mindfulness and Needs Satisfaction in Couples at Risk of Divorce in Rasht(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۷۹
Objective: The present study aimed to compare the effectiveness of group compassion training and group choice theory training on mindfulness and needs satisfaction in couples at risk of divorce in Rasht. Methods: This research employed a quasi-experimental design with a pre-test, post-test, and control group, including a follow-up phase. The statistical population consisted of couples at risk of divorce who referred to counseling centers approved by the Welfare Organization of Rasht in 2023. A total of 60 participants were selected through convenience sampling and randomly assigned to two experimental groups (compassion training and choice theory training) and one control group (20 participants in each group). The research utilized the Mindful Attention Awareness Scale (MAAS) and the Basic Psychological Needs Satisfaction Scale as the main instruments. Both interventions were conducted in eight 90-minute sessions. Data were analyzed using repeated measures ANOVA with SPSS 26. Findings: The results revealed significant differences in the effectiveness of group compassion training and group choice theory training (p < .01). Group compassion training was found to be more effective than choice theory training in improving mindfulness and needs satisfaction. Both training types significantly impacted mindfulness and needs satisfaction in couples at risk of divorce (p < .01). Conclusion: Both group compassion training and group choice theory training were effective in improving mindfulness and needs satisfaction among couples at risk of divorce, with compassion training showing greater effectiveness. These findings suggest that compassion training may provide a more suitable approach for enhancing psychological well-being in couples facing marital challenges.
۹۵۴.

مقایسه اثربخشی آموزش امنیت هیجانی و غنی سازی آن با شفقت به خود بر عزت نفس، دلبستگی و شایستگی اجتماعی - هیجانی در زنان خانه دار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۹ تعداد دانلود : ۲۷۵
زمینه: در چارچوب نقش خانه داری، جامعه اغلب از زنان خانه دار انتظار دارد که رفتارهای منفعل، عاطفی، مطیع و فداکارانه داشته باشند. این انتظارات به مرور زمان درونی شده و تأثیرات منفی در سلامت اجتماعی، مهارت های ارتباطی و عزت نفس زنان خانه دار در روابط اجتماعی می گذارد. با این حال، مطالعه ای به بررسی مقایسه ای آموزش امنیت هیجانی و غنی سازی آن با شفقت به خود بر عزت نفس، دلبستگی و شایستگی اجتماعی - هیجانی در زنان خانه دار، نپرداخته است. هدف: مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش امنیت هیجانی و غنی سازی آن با شفقت به خود بر عزت نفس، دلبستگی و شایستگی اجتماعی - هیجانی در زنان خانه دار انجام شد. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه به همراه پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان خانه دار شهر مشهد در تابستان سال 1402 بود که از میان آن ها 45 نفر بر اساس معیارهای ورود و خروج مطالعه به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در سه گروه 15 نفری شامل دو گروه آزمایش و یک گروه گواه قرار گرفتند. گروه های آزمایش اول و دوم طی 12 جلسه 90 دقیقه ای به ترتیب تحت آموزش امنیت هیجانی (کترال، 2006) و آموزش امنیت هیجانی غنی شده با شفقت به خود (صالحی، 1402) قرار گرفتند. گروه گواه هیچ گونه آموزشی دریافت نکرد. پرسشنامه های عزت نفس (روزنبرگ، 1965)، دلبستگی (کولینز و رید، 1990) و شایستگی اجتماعی- هیجانی (ژو و ای، 2012)، در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری تکمیل شد. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر در نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد آموزش امنیت هیجانی و آموزش امنیت هیجانی غنی شده با شفقت به خود باعث ارتقاء عزت نفس، دلبستگی و شایستگی اجتماعی - هیجانی در زنان خانه دار شدند (05/0 >p) و آموزش امنیت هیج
۹۵۵.

Effectiveness of Emotion Regulation Therapy on Anger Rumination and Health-Related Quality of Life in Women with Primary Hypertension(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۲
Objective: Hypertension is one of the most prevalent chronic diseases, which, if not properly managed, can lead to numerous psychological and social consequences in addition to physical health issues, ultimately reducing quality of life. The present study aimed to investigate the effectiveness of emotion regulation-based therapy on anger rumination and health-related quality of life (HRQoL) in patients with primary hypertension. Method: This semi-experimental study employed a pretest-posttest control group design with a two-month follow-up. The statistical population consisted of all women diagnosed with primary hypertension who were referred to Moheb Hospital in Tehran in 2025. Using convenience sampling, 30 participants were selected and randomly assigned to two equal groups (15 participants each). Data were collected using a demographic information checklist, the Anger Rumination Scale, the Health-Related Quality of Life Questionnaire, and a digital upper arm blood pressure monitor. The intervention group received emotion regulation-based therapy based on Gross’s protocol, delivered in 8 sessions (twice weekly, each session lasting one hour). Data analysis was conducted using repeated measures ANOVA and Bonferroni post hoc tests. All ethical issues were addressed in this study, and the authors declare that they have no conflicts of interest. Results: Emotion regulation-based therapy had a significant effect on reducing anger rumination (F = 89.365, p < 0.015), Reduction in systolic blood pressure (F=22.621 and p<0.011), Reduction in diastolic blood pressure (F=40.076 and p<0.006), and improving health-related quality of life (F = 97.943, p < 0.002) in patients with primary hypertension. The effect sizes for anger rumination and HRQoL were 0.36, Systolic blood pressure 0.40, diastolic blood pressure 0.38, and 0.47, respectively. These effects persisted at the two-month follow-up. Conclusion: The findings indicate that emotion regulation-based therapy can effectively enhance behavioral outcomes, blood pressure, and improve quality of life in individuals with hypertension. It is recommended that such psychological interventions be integrated with pharmacological treatments in rehabilitation and care programs to enhance the psychological and behavioral functioning of these patients.
۹۵۶.

بازیوارسازی و ذهن آگاهی: نگاهی به تحول سبک های تصمیم گیری در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۷
زمینه: امروزه آموزش و فناوری با هم عجین شده اند و یادگیری الکترونیکی به عنوان یک ابزار مفید در این حیطه، تأثیرات شگرفی بر یادگیری و روش های آموزش گذاشته است. در این راستا بازیوارسازی با به کارگیری عناصر و مولفه های انگیزشی بازی و روش های طراحی بازی، توانسته است تحولات چشمگیری را در فرآیند یادگیری ایجاد کند. از طرفی ذهن آگاهی، به توانایی توجه به لحظه اکنون و پذیرش تجربیات بدون قضاوت اشاره دارد که می تواند به کاهش استرس و افزایش تمرکز در یادگیری کمک کند. با توجه به این مفاهیم، این پژوهش به بررسی تأثیر بسته آموزشی ذهن آگاهی مبتنی بر گیمیفیکیشن بر سبک های تصمیم گیری دانش آموزان می پردازد. هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی با استفاده از گیمیفیکیشن بر سبک های تصمیم گیری دانش آموزان بود. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و جامعه آماری آن، شامل دانش آموزان دختر پایه ششم منطقه 9 شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1403 بود. نمونه پژوهش شامل 34 نفر از دانش آموزان بود که به روش تصادفی در گروه آزمایشی (17 نفر) و گروه گواه (17 نفر) جایگزین شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایشی اول به مدت 8 هفته آموزش ذهن آگاهی با استفاده از گیمیفیکیشن را دریافت کردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ی سبک های تصمیم گیری اسکات و بروس بود. یافته ها: داده های جمع آوری شده به کمک شاخص های آمار توصیفی(میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (آزمون آماری کواریانس چندمتغیره یک راهه) در سطح معناداری 05/0 نشان داد که میانگین نمرات سبک های تصمیم گیری (عقلانی، شهودی، آنی) گروه آزمایش به طور معناداری بیشتر از گروه کنترل بود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که آموزش ذهن آگاهی با استفاده از گیمیفیکیشن می تواند در بهبود سبک های تصمیم گیری دانش آموزان تاثیرگذار باشد.
۹۵۷.

اثربخشی کرامت درمانی معنوی اسلامی بر خودکارآمدی و باورهای غلط ناسازگار دانش آموزان کنکوری(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۱
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی کرامت درمانی معنوی اسلامی بر خودکارآمدی و باورهای غلط ناسازگار در دانش آموزان کنکوری بود. روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه این پژوهش کلیه دختران نوجوان کنکوری شهرستان مهولات بودند که از بین آنها تعداد 30 نفر از نوجوانان کنکوری به صورت نمونه گیری داوطلبانه انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه کنترل (15 نفر) و آزمایش (15 نفر) قرار گرفتند. گروه آزمایش برنامه کرامت درمانی معنوی اسلامی را طی شش جلسه دریافت کردند؛ درحالی که گروه کنترل تحت هیچ گونه مداخله ای قرار نگرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه خودکارآمدی تحصیلی دانش آموز و پرسش نامه باورهای غیرمنطقی اهواز استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیری استفاده شد. نتایج حاکی از اثربخشی کرامت درمانی اسلامی بر کاهش باورهای غلط و افزایش خودکارآمدی دانش آموزان بود. کرامت درمانی معنوی اسلامی می تواند روش مناسبی برای افزایش خودکارآمدی تحصیلی و کاهش باورهای غیرمنطقی در دانش آموزان کنکوری باشد و همچنین به عنوان مداخله ای مبتنی بر شواهد تجربی در درمان های نوجوانان مورد استفاده قرار گیرد.
۹۵۸.

بررسی الگوهای رفتار خودتخریب گری در دانشجویان افغانستان و تدوین بسته آموزشی برای اصلاح الگوهای رفتارخود تخریب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۵۰
هدف :  هدف از پژوهش حاضر، در دو مرحله اصلی دنبال شد: نخست، شناسایی و مدل سازی مهم ترین الگوهای رفتار خودتخریب گری در میان دانشجویان، و دوم، تدوین یک بسته آموزشی جامع با هدف اصلاح و کاهش این الگوهای رفتاری در جمعیت دانشجویی است. روش : این پژوهش با رویکردی آمیخته (کمی-کیفی) اجرا شد. در فاز کمی، از یک طرح پژوهشی پیمایشی استفاده شد. داده ها با توزیع پرسشنامه آزمون الگوهای خودتخریب گر آقامحمدیان در میان دانشجویان دانشگاه هرات که دارای الگوهای خودتخریب گر بودند، گردآوری شد. در فاز کیفی و توسعه ای، با هدف آماده سازی بسته آموزشی، یک برنامه درمانی ده جلسه ای تدوین شد. این بسته آموزشی برای پنج الگوی کلیدی خودتخریب گر طراحی شده و مبتنی بر رویکردهای درمانی معتبر و متنوعی بود. منابع و رویکردهای درمانی استفاده شده شامل شناختی-رفتاری (CBT)، رفتاری، طرحواره درمانی، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و درمان وجودی بودند. بسته آموزشی شامل فنون و تکنیک های مرتبط و عملیاتی برای اصلاح الگوهای شناسایی شده بود. یافته ها : به منظور تضمین کفایت و تناسب محتوای بسته آموزشی تدوین شده، روایی محتوایی آن مورد سنجش قرار گرفت. در این راستا، از شاخص نسبت روایی محتوا (CVR) استفاده شد. دیدگاه یازده نفر از متخصصان فعال و باتجربه در حوزه های درمانی پرخطر، اعتیاد و رفتارهای خودتخریب گر ارزیابی شد. نتایج تحلیل شاخص CVR نشان داد که تمامی مولفه ها و جلسات بسته آموزشی از روایی محتوایی نسبتاً بالایی برخوردار هستند و به تأیید متخصصان رسیدند. بر اساس این یافته ها، نتیجه گیری می شود که بسته آموزشی درمانی طراحی شده، ابزاری معتبر و متناسب با هدف پژوهش بوده و قابلیت عملیاتی لازم برای اصلاح و کاهش الگوهای رفتار خودتخریب گر در میان دانشجویان را داراست.
۹۵۹.

Prediction of guilt based on social anxiety and social-emotional loneliness in working women seeking divorce

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۹۵
The present study aimed to predict guilt based on social anxiety and social-emotional loneliness in working women seeking divorce. This study is applied in terms of its purpose and descriptive correlation type. The statistical population of this study consisted of all working women seeking divorce in Tehran in 2024. 200 people were selected through purposive sampling from the family counseling centers of the judiciary. The research tools included the Guilt Inventory by Kugler and Jones (1992); the Social Phobia Inventory by Connor et al. (2000) and the UCLA Loneliness Scale by Russell (1996). The research data were analyzed using stepwise regression analysis and SPSS-22 software. The results showed that there is a positive and significant relationship between social anxiety and loneliness with guilt at the 0.01 level. Social anxiety (P=0.009, β=0.183) positively and at a significance level of 0.01 predicted guilt, and loneliness (P=0.005, β=0.197) positively and at a significance level of 0.01 predicted guilt. In general, the results showed that guilt feelings are predicted based on social anxiety and social-emotional loneliness in working women seeking divorce.  
۹۶۰.

بررسی اثربخشی مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی: کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۲۲
اهداف هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی بر روی مراقبان اولیه نوجوانان دچار رفتار خودآسیب رسانی در استان تهران است. مواد و روش ها مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی تصادفی با طرح پیش آزمون/پس آزمون است. 32 زوج (مراقب اولیه و نوجوان) واجد ملاک های ورود به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در 2 گروه آزمایش (دریافت مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی توسط مراقبان اولیه) و کنترل (لیست انتظار) قرار گرفتند. در مطالعه حاضر نوجوانان هیچ مداخله ای دریافت نکردند. داده ها در دو دسته تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم مداخله بر روی مراقبان اولیه و نوجوانان جمع آوری شد. ابزار گردآوری داده ها شامل پرسش نامه های دشواری در تنظیم هیجان، پرسش نامه سبک ها و ابعاد فرزندپروری، مقیاس 21 سؤالی افسردگی، اضطراب و استرس، پرسش نامه پنج بعدی ذهن آگاهی، پرسش نامه رفتار تعارض و پرسش نامه کوتاه شده فشار مراقب بود. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون کوواریانس ناپارامتری چهارگانه استفاده شد. یافته ها نتایج آزمون تحلیل کوواریانس ناپارامتریک حاکی از تفاوتی معناداری در سبک فرزندپروری مقتدرانه، افسردگی و اضطراب، فشار مراقب برای گروه والدین بود. علاوه براین متغیرهای مربوط به نوجوانان نیز نشانه های مانند افسردگی، اضطراب، شدت افکار خودکشی و رفتار تعارض با والدین بین گروه های آزمایش و کنترل ازنظر آماری تغییرات معناداری نشان دادند. نتیجه گیری نتایچ پژوهش حاضر نشان داد مداخله فرزندپروری مبتنی بر رفتار درمانی دیالکتیکی بر سبک فرزندپروری، نشانه های استرس و افسردگی و ذهن آگاهی در مراقبان اولیه و همچنین شدت احتمال خودکشی، نشانه های اضطراب و افسردگی و رفتار تعارض در نوجوانان دچار رفتار خودآسیب رسان اثربخش است. بنابراین مداخله مذکور می تواند به عنوان یک درمان مستقل یا مکمل در کنار رفتاردرمانی دیالکتیکی نوجوانان به کار گرفته شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان