فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۰۶۱ تا ۵٬۰۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر به مطالعه تحول معنایی اخلاق پوشش در میان دختران بدحجاب و ریسک فاکتورهای فرهنگی-اجتماعی مؤثر بر شکل گیری معانی مذکور می پردازد. این پژوهش در جنبش روش شناختی کیفی تنظیم شده و جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با 53 نفر از دختران دانشجوی مشغول به تحصیل در دانشگاه های مختلف استان مازندران انجام شده است. به منظور تحلیل داده ها از روش تحلیل تماتیک بهره گرفته شد. یافته های پژوهش از وجود چهار الگوی تیپیک اخلاق پوشش (عفاف و پاکدامنی، مادی گرایی، مدگرایی و کارآمدی) در میان کنشگران حکایت دارد که هریک معنای جداگانه ای برای اخلاق پوشش قائل هستند. براساس رهیافت توصیفی و نظام مدنی به اخلاق، دو تیپ عفاف و پاکدامنی و مادی گرایی در طبقه کنش های اخلاقی از نوع خودمحوری لذت گرایانه جایابی شدند؛ تیپ مدگرا به مثابه یک کنش اخلاقی خودمحور ترجیح گرا معنادهی شد؛ و درنهایت تیپ کارآمدی ذیل یک کنش اخلاقی حقوق محور مورد طبقه بندی قرار گرفت. این در حالی است که براساس رهیافت هنجاری و نظام دینی به مقوله اخلاق، هر چهار تیپ مذکور، کنش های غیراخلاقی محسوب می شوند. شایان ذکر است الگوهای تیپیک استخراج شده براساس تغییر اخلاق در زمان و مکان به دو گروه اخلاق متکثر-متغیر (شامل عفاف و پاکدامنی، مادی گرایی و مدگرایی) و اخلاق ثابت-جهان شمول (شامل کارآمدی) تقسیم می شوند.
واکاوی فرآیند توسعه زیست بوم کارآفرینی در استان خوزستان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مطالعه به روش کیفی، با هدف فهم ابعاد و زوایای توسعه زیست بوم کارآفرینی در استان خوزستان به انجام رسیده است. روش مورد استفاده در این پژوهش، نظریه داده بنیاد است. داده های این پژوهش از طریق مصاحبه عمیق و نمونه گیری هدفمند-نظری با 37 نفر از صاحب نظران حوزه کارآفرینی، مدیران شرکت های دانش بنیان و استادان رشته های اقتصاد، مدیریت و جامعه شناسی استان خوزستان گردآوری شده و برای تحلیل داده ها از پنج مرحله کدگذاری باز، تشخیص مفاهیم، توسعه مفاهیم در جهت مطالعه ویژگی ها، تحلیل داده ها برای زمینه و واردکردن فرایند به تحلیل و یکپارچه سازی مقولات استفاده شد. مدل ظهوریافته شامل سه بعد شرایط، کنش تعامل ها و پیامدها است. بعد «شرایط» شامل ساختار بروکراتیک، توانمندسازی و اقدامات تواناساز، عملکرد نهادهای متولی و ضعف در تدوین و اجرای قوانین، بعد «کنش تعامل»، شامل تقویت روابط شبکه ای، تدوین سیاست های حمایتی، ترویج گفتمان کارآفرینی، تدوین نقشه جامع کارآفرینی با رویکرد محلی نگری، برگزاری دوره های آموزشی، ترغیب عاملان استان به کار گروهی، جهش تولید، مشارکت دهی کارآفرینان و شرکت های دانش بنیان در تصمیم گیری های مرتبط با کارآفرینی، جوان گرایی و توجه به صلاحدید حرفه ای، تقویت مسئولیت پذیری سازمانی در قبال کارآفرینی و بعد «پیامدها»، شامل کاهش نرخ مهاجرت برون استانی، بهبود شاخص های توانمندسازی روان شناختی کنشگران، توسعه اقتصادی پایدار، امنیت عمومی، اشاعه فرهنگ کارآفرینی، کاهش میزان آسیب های اجتماعی، و توسعه انسانی و اجتماعی و اقتصادی است که حول یک مقوله هسته به نام «پشتیبانی و حمایت چندسطحی» شکل گرفته اند.
ارائه مدل توسعه گردشگری پایدار اجتماعی قوم ترکمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با وجود اقوام مختلف در کشور و عدم توسعه روستاها و مقاصد هدف گردشگری قومی کشور، توسعه گردشگری قومی می تواند به رشد و توسعه اقتصادی پایدار در این مناطق، بقا و ترویج فرهنگ بومی، میراث شفاهی، سنت ها، صنایع بومی، هنرهای سنتی و آداب ورسوم اقوام ایران منجر شود. بر این اساس، هدف پژوهش، ارائه مدلی برای توسعه گردشگری پایدار اجتماعی در قالب مطالعه ای موردی روی قوم ترکمن است. مبانی فلسفی پژوهش حاضر، ریشه در تفسیرگرایی و راهبرد پژوهش مبتنی بر نظریه داده بنیاد است. درمجموع از 81 نفر مشارکت کننده، مصاحبه هایی با استفاده از سه نوع پروتکل مختلف برای سه گروه شامل افراد بومی، گردشگران و مدیران صورت گرفت. نمونه گیری، به صورت نظری و تا حد اشباع نظری اجرا شد و به صورت ترکیبی با نمونه گیری گلوله برفی بود. در کل از 2284 گزاره معنادار این مصاحبه ها، 3255 کد و با حذف موارد تکراری، 635 خرده مقوله و 92 مقوله محوری یا مقوله هسته ای استخراج شد. به این صورت که از 96 خرده مقوله در بعد شرایط علی 11 مقوله محوری، از 29 خرده مقوله شناسایی شده برای بعد شرایط زمینه ای 8 مقوله محوری، 17 عامل مداخله گر از 116 خرده مقوله، از 279 خرده مقوله 32 مقوله محوری برای راهبردها، از 67 خرده مقوله مربوط به نتایج توسعه گردشگری اجتماعی پایدار قومی 11 مقوله محوری، و درنهایت از 48 خرده مقوله 9 مقوله محوری برای پدیده توسعه گردشگری اجتماعی پایدار قومی به دست آمد. براساس مدل نظری پژوهش، عوامل متعددی بر توسعه گردشگری پایدار اجتماعی قومی تأثیرگذار است و برای مواجهه با آن ها اقدامات خاصی باید انجام داد. چنانچه اجرای این اقدامات/راهبردها در بسترهای مناسب رخ دهد، پیامدهای مطلوبی برای منطقه ترکمن نشین به ارمغان خواهد آورد.
پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر پایه مهرورزی والدین و مهارت های اجتماعی با در نظر گرفتن نقش واسطه ای احساس تنهایی در دانش آموزان شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال هجدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۶۹
121 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی اعتیاد به اینترنت بر پایه مهرورزی والدین و مهارت های اجتماعی با توجه به نقش واسطه ای احساس تنهایی در دانش آموزان پایه نهم شهر یزد بود. جامعه آماری شامل تمام دانش آموزان پایه نهم شهر یزد در سال تحصیلی 98-97 بود که از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای به صورت تصادفی تعداد 260 نفر انتخاب شدند. پرسش نامه های اعتیاد به اینترنت یانگ، مهرورزی والدین بوری، مهارت های اجتماعی ایندربیتزن و احساس تنهایی دهشیری بر روی آزمودنی ها اجرا شد. سپس داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS-16 و Amos-21 و آزمون های همبستگی، معادلات ساختاری و t مستقل تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که احساس تنهایی در رابطه مهرورزی والدین با اعتیاد به اینترنت نقش واسطه ای معناداری دارد اما در رابطه مهارت های اجتماعی با اعتیاد به اینترنت، نقش واسطه ای احساس تنهایی، معنادار نبود. همچنین اعتیاد به اینترنت و احساس تنهایی در پسران به صورت معناداری بیش از دختران و مهارت های اجتماعی در دختران به صورت معناداری بیش از پسران بود، ولی در مهرورزی والدین بین دختران و پسران تفاوت معناداری مشاهده نشد. لذا از طریق مهرورزی والدین و افزایش مهارت های اجتماعی و همچنین پر کردن خلأ احساس تنهایی در دانش آموزان می توان از اعتیاد به اینترنت تا حدودی جلوگیری کرد.
جامعۀ مطلوب در اَندیشۀ امام خمینی (ویژگی ها، موانع و راهکارها)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
تحقق و ایده پردازی پیرامون جامعه مطلوب و رقم زدن سعادت بشری یکی از اهداف همیشگی رهبران و اندیشمندان جوامع اسلامی بوده است. ما در این مطالعه بر اندیشه امام خمینی تأکید خواهیم داشت. پرسش پژوهش حاضر این است که مؤلفه های جامعه مطلوب در اندیشه امام خمینی چیست؟ ویژگی ها، موانع و راهکارهای رسیدن به این مُهم کدام است؟ بنیاد معرفتی نظریه امام خمینی، خدامحوری، جهان شناسی مبتنی بر نظام اَحسن و انسان شناسی مبتنی بر فطرت مندی و متکامل دانستن سرشت انسان است. نتایج این مطالعه مؤید آن است که جامعه مطلوب، ناظر به سه رُکنِ انسان مُهذبِ صالحِ الهی، جامعه توحیدی و حکمرانی اسلامی بوده و ویژگی های جامعه مطلوب، قانون گرایی، آزادی، نظارت و ایمانِ متعهدانه، عدالت اجتماعی، اعتماد، وحدت و برادری، برقراری حکومت ولایت فقیه، مشارکت و مردم سالاری دینی است. انسان الهی واجد ایمان و عمل صالح بوده و در راستای خودسازی و تهذیب و تزکیه می پوید. این سوژه، آبادی دنیا و مصالح این جهانی را در پرتو سعادت اخروی و کمال و قرب الهی می داند و مواهب این جهانی برای این سوژه مطلوبیت فی نفسه ندارد. جامعه توحیدی نیز به مثابه امتی مسلمان تراز و مبتنی بر وحدت کلمه است که در آن، زمام عرصه های زندگى اجتماعى انسان مانند سیاست، اقتصاد، حقوق، اخلاق، در اختیار دین بوده و اعتصام به حبل الله، هدف و جهت دینى به جامعه می بخشد. حکمرانی اسلامی نیز ناظر به حاکمیت قانون، مشارکت مردمی، پاسخگویی، شفافیت و مسئولیت پذیری، کارآمدی و اثربخشی است.
تبیین رابطۀ بهزیستی اجتماعی با زیست پذیری شهری (مطالعۀ موردی: شهر ایلام)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ایلام دوره ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۷۴و ۷۵
93 - 123
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین رابطه بین بهزیستی اجتماعی و زیست پذیری شهری انجام شده است. اصطلاح زیست پذیری به درجه تأمین ملزومات یک جامعه بر مبنای نیازها و ظرفیت افراد آن جامعه اشاره دارد. روش تحقیق مورد استفاده، پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه و مصاحبه بوده است. جامعه آماری تحقیق، کلیه شهروندان 18 ساله و بالاتر ساکن شهر ایلام تعریف شده است که بر اساس فرمول کوکران تعداد 383 نفر از آنان به عنوان حجم نمونه با استفاده از شیوه نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای متناسب با حجم انتخاب شد. اعتبار پرسشنامه از طریق اعتبار محتوا با میانگین کل 833/0 و پایایی ابزار از طریق آلفای کرونباخ به میزان 828/0 برای متغیر زیست پذیری شهری و 75/0 برای متغیر بهزیستی اجتماعی محقق گردید. در تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندمتغیره استفاده شد. نتایج و یافته های تحقیق حاکی از این است که میانگین رضایت از زیست پذیری اقتصادی 10/49، میانگین رضایت از زیست پذیری اجتماعی 00/55 و میانگین رضایت از زیست پذیری زیست محیطی 66/32 بوده است و همه فرضیه های تحقیق به غیر از فرضیه رابطه بین مشارکت اجتماعی و رضایت از زیست پذیری زیست محیطی تأیید شده اند.
تغییرات در توسعه انسانی و موفقیت در فوتبال، مورد مطالعه: جام های جهانی فوتبال مردان و زنان در دوره 2010 تا 2019(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱
99 - 112
حوزههای تخصصی:
مقدّمه و هدف: موفّقیت در مسابقات جام جهانی فوتبال برای کشورهای مختلف بسیار مهم است چرا که با موفّقیت در آن می توانند از کارکردهای فوتبال جهت تأمین منافع شان استفاده کنند. این امر متأثّر از گستره ای از عوامل اجتماعی-اقتصادی در سطح کلان است. یک عامل مهم، توسعه انسانی است، امّا نتایج پژوهش ها در این زمینه، متناقض هستند. پژوهش حاضر با استفاده از جایگاه نهایی کشورها در جام های جهانی فوتبال مردان و زنان، به عنوان شاخص موفّقیت در فوتبال، به بررسی رابطه شاخص توسعه انسانی و موفّقیت در فوتبال پرداخته است. روش و داده ها: پژوهش از نوع کمّی و در سطح کلان است که طی آن رابطه جایگاه تیم ها در جام های جهانی فوتبال زنان (2019، 2015، 2011) و مردان (2018، 2014، 2010) و نیز رتبه توسعه انسانی کشورها در سال های مذکور با استفاده از تحلیل رگرسیون خطّی، مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: یافته ها نشان دادند در جام های جهانی فوتبال مردان، رابطه معناداری بین شاخص توسعه انسانی و موفّقیت فوتبال وجود ندارد، امّا در جام های جهانی فوتبال زنان، این رابطه معنادار است. بحث و نتیجه گیری: پژوهش حاضر به روشنی نشان می دهد شاخص توسعه انسانی از سال 2015 به این سو باعث موفّقیت در فوتبال در جام های جهانی زنان شده است؛ البتّه در این زمینه ملاحظاتی نیز وجود دارد که در انتها به آنها اشاره شده است. پیام اصلی: موفقیت در ورزش می تواند متاثر از گستره ای از عوامل اقتصادی اجتماعی در سطح کلان باشد. شاخص توسعه انسانی رابطه معناداری با رتبه تیم ها در جام های جهانی زنان دارد اما این امر در مورد جام های جهانی مردان، حداقل در دوره ای که در این پژوهش مورد نظر بوده، صادق نیست.
واکاوی پدیدارشناختی تفسیر زنان از زندگی پس از طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال اول پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
261 - 278
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: افزایش آمار طلاق و متعاقب آن رشد تقاضا برای دریافت خدمات بهزیستی در بین زنان، طی سال های اخیر، یکی از زمینه های مهم تغییرات اجتماعی در قلمرو خانواده ایرانی بوده است. این پژوهش با هدف فهم تفسیر زنان مطلقه تحت حمایت سازمان بهزیستی از زندگی پس از طلاق انجام گرفته است. روش و داده ها: گردآوری داده ها از طریق مصاحبه عمیق با 14 نفر از زنان مطلقه تحت حمایت سازمان بهزیستی شیراز انجام گرفته است. تحلیل داده ها بر اساس رویکرد استفهامی با استفاده از روش پدیدارشناسی تفسیری صورت گرفته است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد شرایط زنان مطلقه از دو تفسیر عمده اثر می پذیرد: تفسیر آنها از موقعیت و شرایط خود و تفسیر جامعه و اطرافیان. مبتنی بر این منابع تفسیری، سه تم اصلی شامل: احساس رهایی، سلطه مضاعف و دلهره مکرر پس از طلاق، استخراج گردید. زنان در دوران زندگی پس از طلاق همانند دوران زندگی زناشویی، تحت سیطره ارزش های مردسالارانه قرار دارند و حتی احساس رهایی آنها نیز واجد این ویژگی است. از این رو، کنترل گری توسط اطرافیان در شئون مختلف زندگی آنها احساس می شود و آنها به طور مکرر دچار دلهره می شوند. نتیجه گیری: حضور الزام ها و ساختارهای فرهنگی و به ویژه ارزش های مردسالارانه در پساپشت مفاهیم و تم های منتزع نشان می دهد جهت مدیریت شرایط و کاهش آسیب ها لازم است جهت گیری های پژوهشی به سمت شناخت عمیق تر این ساختارها هدایت شوند. پیام اصلی: فقدان دو مؤلفه مهارتی در میان زنان مطلقه تحت حمایت بهزیستی منجر به تجاربی منفی در آن ها شده است: مهارت ارتباطی و حل مسأله؛ و مهارت کسب درآمد مستقل. از این رو، برنامه ریزی های اجتماعی و فرهنگی در رابطه با این زنان بهتر است در این حوزه ها انجام گیرد.
چالش های قانونگذاری حقوق کاربران در فضای مجازی؛ مطالعه تطبیقی دو تجربه متفاوت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حقوق کاربران در فضای مجازی همواره مورد تعرض و تضییع قرار می گیرد و قانونگذاران موظفند، الزامات قانونی برای حمایت از آنها در مقابل سوداگری ها را ایجاد کنند. هرچند سوداگران دسترسی به قانونگذاری هم دارند و مانع حمایت از شهروندان می گردند، کما اینکه بخش ۲۳۰ قانون نزاکت آمریکا ۱۹۹۶ مانع اصلی مهار خودسری پلتفرم های بزرگ مثل گوگل و توئیتر و اینستاگرام و ... است. در مقابل تجربه قانون گذاری در اتحادیه اروپا برای کنترل پلتفرم ها علیرغم وجود کاستی ها، توفیقاتی نیز داشته است، اما در سوی دیگر در ایران قانونگذاری در این حوزه بسیار ضعیف و مغایر تجربیات جهانی بوده است. سؤال اصلی اینجاست که چه الگویی در قانون گذاری نسبت به حقوق کاربران پلتفرم ها می تواند در ایران کارآمد باشد؟ این مقاله با رویکردی تطبیقی به دو نظام قانون گذاری ایالات متحده آمریکا و اتحادیه اروپا، با روشی توصیفی و تحلیلی پاسخ این پرسش را ارائه می کند. یافته های پژوهش نشان می دهد برخلاف تجارب کشورهای دیگر قانونگذاری در ایران هم در جهت حمایت از توسعه پلتفرم های داخلی با رعایت اصول رقابت و هم در جهت صیانت از حقوق کاربران پلتفرم ها با اشکالاتی مانند خلط سیاست گذاری و تنظیم گری و خودتنظیم گری، تشدید چالش قانون گذار، بی ثباتی مقررات اقتصادی فعالان اقتصاد مجازی و عدم تصریح به حقوق کاربران منجر به آسیب هایی در این حوزه شده است.
تأملی بر چگونگی بازنمایی تاریخ ایلخانان در کتاب تاریخ 2 مقطع دوم دبیرستان
حوزههای تخصصی:
کتاب تاریخ 2 دوره ی دوم متوسطه، قرائتی از تاریخ ایران در دوره ی مغولان و ایلخانان به دست می دهد که بیش از اینکه ناظر بر یک بازنمایی هویت محور و مبتنی بر یک بازخوانی مسئله محور باشد و پیوندی میان آن تجربه های تاریخی با برخی مسائل روزگار کنونی برقرار کند، صرفاً با رویکردی توصیفی و البته فشرده به رشته ی تحریر درآمده است. آن چه مشخص است اینکه دوره ی حکومت مغولان در ایران، از منظر تداوم انگاره ی هویت و فرهنگ ایرانی و نحوه ی گذار تدریجی ایران از این دوره، در زمره ی یکی از مهم ترین دوره های تاریخ ایران به شمار می رود. تأکید بر این اهمیت از برخی منظرهای هویتی- فرهنگی البته در حیطه ی نهاد آموزش و پرورش است؛ نهادی که مهم ترین و مقتدرترین نهاد در فرهنگ سازی و تقویت بن مایه های هویتی در جامعه محسوب می شود. در این پژوهش که با روش تحلیل محتوا انجام خواهد گرفت، تلاش می شود تا با تاکید بر مسئله ی هویت و پیوند آن با نهاد آموزش، نقدی بر محتوای کتاب درسی تاریخ 2 دوره ی دوم متوسطه از منظر بازنمایی و بازخوانی تاریخ ایران دوره ی ایلخانان مغول برود. فرضیه اصلی این پژوهش این است که محتوای توصیفی این کتاب در آن چه که به تاریخ مغولان مربوط می شود، نمی تواند بازنمایاننده ی مهم ترین مسائل هویتی- فرهنگی این دوره ی تاریخی باشد.
کرونا، دین و دولت
منبع:
مطالعات کاربردی در علوم اجتماعی و جامعه شناسی سال پنجم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۹) جلد دوم
25-40
حوزههای تخصصی:
بیماری کرونا، پدیده ای است که با سرعت انتشار و ویژگی مهارناپذیر خود، جهان را با بحران مواجه نموده است. این بحران هرچند در ظاهر ماهیتی صرفاً پزشکی و مرتبط با نظام سلامت دارد، ولی بحرانی چندبعدی است که آثار و پیامدهای آن در حوزه های مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی قابل رصد و رهگیری است. در این مقاله تلاش شده است تا پیامدهای بحران کرونا بر اقتصاد، دولت، دین و فرهنگ در کشور ایران ارزیابی شود. روش تحقیق از نوع اسنادی است که با بهره گیری از منابع کتابخانه ای-اینترنتی و مرور یافته ها و نتایج مطالعات انجام شده پس از شیوع ویروس کووید19 در کشور، در پی پاسخگویی به این پرسش اصلی است که کرونا چه تأثیراتی بر اقتصاد، فرهنگ و دولت داشته است؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که بحران بیماری کرونا ، پیامدهای مثبت و منفی برای جامعه داشته است. بحران کرونا و شرایط متعاقب آن موجب تغییرات وسیعی در حوزه اقتصاد و فرهنگ شده است؛ مردم و دولت از لحاظ اقتصادی در فشار بیشتری قرار گرفتند، از لحاظ دینی و اعتقادی علیرغم مهیا شدن فرصت های مثبت، تأثیرات منفی نیز در خصوص برگزاری و نحوه برگزاری مراسمات و کم رنگ شدن تجمعات و حضور مردم در عرصه های عمومی مذهبی و ... داشته است.
بررسی تمثیل رمزی فرقه انحرافی«تی اس ام» در رمان «درخت انجیر معابد»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فرهنگی اجتماعی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۱شماره ۴ (پیاپی ۵۲)
105-124
حوزههای تخصصی:
«درخت انجیر معابد»، آخرین رمان احمد محمود، در سطح بیرونی، داستانِ خانواده ای است که این درخت در منزل آنان قرار دارد. در ادامه با تغییر نام شخصیت اصلی داستان از «فرامرز» به «مرد سبزچشم»، در سطح درونی، جریان نفوذ انحرافات دینی اخلاقی، در جامعه روایت می شود. محمود با پردازش جزئیات باورها و کنش های آیینی مرد سبزچشم و یارانش در کنار درخت انجیر معابد، به مبانی اعتقادی تشکیلات فرقه «تی اس ام» اشاره می کند. «تی اس ام» به معنای «مراقبه» و در اصطلاح، تشکیلات فرقه ای است که خاستگاه اعتقادی آن از آیین بودا نشئت گرفته و در سال 1370 جمشیدرضا حاجی اشرفی آن را پایه گذاری کرد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به خوانش تمثیل رمزی رمان درخت انجیر معابد می پردازد و به این سؤال پاسخ می دهد که باورداشت ها و رفتارهای آیینی مطرح در رمان «درخت انجیر معابد» چه تناسبی با رفتارهای تشکیلات فرقه «تی اس ام» دارد؟ نتایج نشان می دهد: برجسته سازی رخدادهای دلالتگر متعددی مانندِ انجام مراقبه، تکرار صداهای نامفهوم و هیجان آور، و... بر معنادار بودن متن دلالت دارد که قابل انطباق با مبانی اصلی فرقه مذکور است. همچنین محمود با ترسیم شبکه نمادهای سه گانه (درخت انجیر معابد، مرد سبزچشم و مار) رمزهایی عرضه نموده تا پیام ماجراهای فراواقعی رمان و فهم روح کلی اثر درک شود. در یکی از این لایه های معنایی مرد سبزچشم مرید «جی باندراچی براهمایا» معرفی شده که قابل تطبیق با «ماهاریشی ماهش یوگی»، رهبر فرقه «تی ام» (TM) است؛ زیرا فرقه «تی اس ام» ادامه تشکیلات «تی ام» محسوب می شود.
مدل سازی ساختاری زنجیره ارزش تولیدات رسانه ای در دیپلماسی رسانه ای ایران در قبال دنیای عرب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مدل سازی ساختاری زنجیره ارزش تولیدات رسانه ای در دیپلماسی رسانه ای ایران در قبال دنیای عرب می باشد. پژوهش حاضر بر اساس هدف از نوع کاربردی است و از لحاظ طرح تحقیق به صورت پژوهش کمی و از نظر جمع آوری اطلاعات به ویژه توصیف ویژگی های جامعه مورد مطالعه از نوع توصیفی – پیمایشی است. جامعه آماری مشتمل بر تمام کارشناسان حوزه رسانه در تهران و نیز شامل نخبگان، اساتید دانشگاه در رشته های ارتباطات و رسانه، مسئولین سیاست خارجی کشور، مسئولین سازمان های رسانه ای کشور و در صورت امکان دانشجویان عرب اهل رسانه دانشگاه بغداد و بیروت بود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران به تعداد 385 نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش مشتمل بر پرسشنامه 41 سوالی می باشد. روایی آن به شیوه صوری و محتوایی تایید شده و پایایی آن نیز بر اساس آلفای کرونباخ به میزان 84/0 اثبات شده است. داده های گردآوری شده بر اساس تحلیل معادلات ساختاری در نرم افزار LISREL انجام شد. نتایج بیانگر آن بود که شاخص های (نوآوری، مشتری مداری، اعتبار برند، زیرساخت های فناوری، مدیریت، محتوا، پشتیبانی، مزیت رقابتی ، کیفیت خدمات، ارزش آفرینی ، بازاریابی، منابع انسانی و ارتباطات سازمانی) بر دیپلماسی رسانه ای با ضریب تاثیر متناسب، اثرگذار بوده اند.
برآورد اثرات سناریوهای مختلف پیش بینی مهاجرت بر ساختار سنی در ایران تا سال 1420(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۸ پاییز و زسمتان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
151 - 184
حوزههای تخصصی:
این مقاله به برآورد تأثیر تراز مهاجرت بر ساختار سنی جمعیت ایران تا سال 1420 می پردازد. با استفاده از مدل ها و روش های جمعیت شناختی و داده های سرشماری دهه های اخیر، تغییرات شاخص های سنی در سناریوهای مختلف مهاجرتی تحلیل شده است. نتایج نشان می دهند که میزان خالص مهاجرت کشور در دوره زمانی 1400- 1395 سالانه معادل 9/1- در هزار بوده است. بر اساس سناریوهای مهاجرتی این پژوهش، تراز خالص مهاجرت کشور بین صفر تا 4- در هزار درنظر گرفته شده است. در صورت افزایشی شدن تراز منفی خالص مهاجرتی و رسیدن آن به 4- در هزار تا سال 1420، میانه سنی جمعیت از 40 به 46 سال و شاخص سالخوردگی از 35 به 138 نفر سالمند به ازای هر 100 نفر جمعیت جوان افزایش می یابد. در مقابل، در سناریوی کاهشی تراز منفی خالص مهاجرتی و صفر شدن آن تا سال 1420، میانه سنی حدود 40 سال و شاخص سالخوردگی به 75 نفر سالمند به ازای هر 100 نفر جمعیت جوان افزایش می یابد. نتایج نشان می دهد که الگوی تغییرات خالص مهاجرتی کشور می تواند بر روند جوانی و سالخوردگی و الگوی تغییرات هرم سنی معنادار باشد. سیاست های علمی و منطقی تعدیل روند تراز منفی مهاجرت می تواند به حفظ سرمایه انسانی، بهبود باروری، و کاهش سرعت سالخورده شدن جمعیت کمک کند. تدوین سیاست های عقلائی و علمی کاهش مهاجرفرستی کشور نه تنها موجب حفظ سرمایه های انسانی کشور می شود، بلکه زمینه ترمیم هرم سنی جمعیت، بهبود سطح باروری و مقابله با سالخورده شدن جمعیت را فراهم می کند.
چرخه های زندگی زناشوئی و تصمیم به طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۸ پاییز و زسمتان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
349 - 384
حوزههای تخصصی:
این مقاله به مطالعه بسترهای شکل گیری تصمیم به جدایی و طلاق در بین ساکنان شهر تهران، با رویکرد چرخه های زندگی می پردازد. روش پژوهش، پیمایشی بوده و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است. جامعه آماری شامل کلیه زنان و مردان متأهل ساکن شهر تهران در سال 1401 می باشد و حجم نمونه نیز 630 نفر زن و مرد متأهل ساکن شهر تهران هستند که به صورت تصادفی از مناطق 22گانه تهران انتخاب شدند. برای تبیین موضوع مورد نظر از نظریات همسان همسری، نقش ها و تاب آوری استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که تصمیم به جدایی و طلاق متأثر از سه مرحله زندگی زوجین است: مرحله نخست، یعنی آشنایی و سازگار شدن زوجین (38 درصد)، مرحله دوم، یعنی میانه زندگی خانوادگی با مشخصه ثبات زندگی زناشوئی (28 درصد) و مرحله پایانی چرخه زندگی زناشوئی، یعنی مؤلفه های ناپایدارکننده زندگی و بروز فرایند غریبگی (30 درصد).
زیست در حاشیه: مطالعه ای مردم نگارانه بر زیست روزمره حاشیه نشینان محله سعیدآباد تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
مقالیه حاضر برگرفته از یک پژوهش مردم نگارانه در باب زیست روزمریه افراد در دو سکونت گاه حاشیه ای تهران است که با رویکردی پدیدارشناسانه به تجربیات زیستیه ساکنان آن ها نزدیک شده است. این سکونت گاه ها که در گفتمان عمومی «کلونی» نامیده می شوند، در محلیه سعیدآباد از منطقیه شادآباد تهران قرار دارند. چندین ماه حضور میدانی، مشاهدیه نزدیک و گفت وگو با ساکنان نشان داد شرایط ویژیه زندگی در این کلونی ها موجب درهم آمیختگی مرزهای فضایی و زمانی ساکنان شده است. این شرایط ویژه به ویژه ناظر به بافت مسکونی پُرتراکم کلونی ها، محدودیت فضاهای زندگی برای اتاقک نشین ها، عدم وجود امکانات رفاهی حدأقلی و فقر مشهود خانوارهای ساکن است. تنها موقعیت هایی که تجلی گاه هم صدایی و هم پیمانی این کلونی نشین ها بر سر هویت فرودست شان است، موقعیت هایی است که ایشان در مواجهه با اشخاص و خیّران و نهادهای رسمی و غیررسمی بیرونی قرار می گیرند. در حقیقت، مناسبات جمعی بیشتر مبتنی بر تحصیل منابع است و نه نوعی تقسیم کار. سلسله مراتب جنسیتی و نان آوری مهم ترین عوامل تعیین کنندیه تصمیم گیری های درون اتاقک ها هستند. در عرصیه عمومی، مهم ترین اصل حاکم بر مناسبات رسمی و به ویژه عرصیه قدرت و اعمال نفوذ، مالکیت است. ساکنان، زندگی خود را به صورت زندگ ی ای کاملاً جداافتاده از شهر درک می کنند. این کلونی ها به برزخی می مانند که در مرز شهر و ناشهرند.
مطالعه طولی (پانلی) نگرش دانشجو معلمان نسبت به عناصر نظام آموزشی تربیت معلم در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک مطالعه طولی درباره ادراکات و برداشت های دانشجو معلمان از مؤلفه های نظام آموزشی تربیت معلم ایران و حرفه معلمی در طول تحصیل است. برای انجام این مطالعه طولی از روش پدیدارشناسی استفاده شده و گردآوری اطلاعات در دو بازه زمانی بدو ورود دانشجویان و حین دانش آموختگی آنان انجام شده است. جامعه پژوهشی دانشجو معلمان ورودی 1395 پردیس حکیم فردوسی دانشگاه فرهنگیان بوده که نمونه ای تصادفی به تعداد 22 نفر در شروع پژوهش انتخاب و با شیوه پانلی از همان نمونه به تعداد 18 نفر در حین دانش آموختگی در گردآوری اطلاعات همکاری نمودند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه سازمان یافته بوده و اعتباریابی از طریق بازگرداندن یافته ها به مشارکت کنندگان و انجام اصلاحات ضروری صورت پذیرفته است. تجزیه وتحلیل اطلاعات با روش تحلیل محتوای کیفی و کدگذاری انجام شده است. یافته های پژوهش نشان داد که بین نگرش بدو ورود دانشجویان و نگرش حین دانش آموختگی آنان نسبت به عناصر دانشجو، برنامه درسی، برنامه درسی غیررسمی (فرهنگی اجتماعی)، تجهیزات و فناوری، سرای دانشجویی و رفاهی، حرفه معلمی و مسائل و مشکلات دانشجویی تفاوت وجود دارد و نگرش آنان تغییر پیدا کرده است. لیکن در عنصر کارکنان، تحقق انتظارات تا حد زیادی انجام و در عنصر استاد (آموزشگر) میزان تحقق انتظارات در حد متوسط است. علاوه بر وجود تفاوت بین تصورات اولیه و ادراکات پس از تجربه زیسته، مضامین و مقوله های استخراجی از برخی تغییرات در نگرش دانشجو معلمان نیز قابل توجه بوده و پرداختن به آن ها در تصمیم گیری و برنامه ریزی های مختلف نظام آموزشی تربیت معلم ایران ضروری به نظر می رسد.
تاثیر مصرف رسانه های جمعی جدید بر ارزش های نسلی (مورد مطالعه: جوانان 32- 18 ساله شهر تهران)
حوزههای تخصصی:
ارزش به عنوان یک پدیده اجتماعی، از زمان تشکیل اجتماعات اولیه تاکنون در زندگی انسان نقش مهمی داشته است. یک تغییر مهم در نهاد خانواده در ایران تغییر در نظام ارزشی افراد باشد. هدف پژوهش حاضر مصرف رسانه های جمعی جدید بر ارزش های نسلی در بین جوانان شهر تهران می باشد. روش تحقیق پیمایشی بوده جامعه آماری زنان و مردان 32- 18 سال شهر تهران می باشد. میزان حجم نمونه 400 نفر برآورد شده است. روش نمونه گیری به صورت نمونه گیری خوشه ای انجام گرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شده است. یافته های نشان می دهد که، میانگین متغیر ارزش های نسلی جوانان 79/15و مقدار متوسط آن 70 برآوردشده که نشان می دهد ارزش های نسلی جوانان بالاتر از مقدار متوسط می باشد. همچنین طبق یافته های تحقیق، متغیرهای استفاده از تلویزیون ماهواره ای به مقدار (0/297)، استفاده از سایت های اینترنتی (0/189)، استفاده از شبکه های اجتماعی (0/388)، رفتارهای فراغتی جدید (0/347) و تمایلات مادی-گرایانه (0/381) با ارزش های نسلی همبستگی معنادار و مستقیمی داشته اند. ضریب چندگانه رگرسیون نشان می دهدکه ضریب تبیین به میزان 42/5 درصد برآورد شده است و به وسیله 4 متغیر باقی مانده در مدل تبیین شده است. بر اساس نتایج تحقیق، می توان گفت گرایش جوانان به ارزش های مدرن و مادی ناشی از جدا افتادگی جوانان از ارزش های نسل پیشین به مرور افزایش یافته است در این بین مصرف رسانه های جمعی جدید در تغییرات فرهتگی و هویتی نسل فعلی تأثیرگذار بوده و نوعی گسست و طرد ارزشی نسل فعلی و نسل های گذشته شکل گرفته است.
تجربه و درک مردان سنندجی از خشونت جنسیتی؛ واکاوی زمینه ها و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خشونت جنسیتی بر نامتقارن بودن روابط اجتماعی زنان و مردان در عرصه های مختلف دلالت دارد. در مطالعات انجام شده، این پدیده اغلب از منظر زنان مورد مطالعه قرارگرفته و نگرش مردان در این مورد کمتر بررسی شده است. پژوهش حاضر با مراجعه به تجربه مردان درباره خشونت جنسیتی، به شناسایی زمینه ها و دلایل بروز این رفتار و بررسی پیامدهای آن در زندگی فردی و اجتماعی زنان می پردازد. این مطالعه با روش شناسی کیفی و روش نظریهٔ زمینه ای در میان نمونه ای از مردان سنندجی انجام شده است. برای انتخاب نمونه ها، از روش نمونه گیری هدفمند و حداکثر تنوع و برای گردآوری داده ها از مصاحبهٔ نیمه ساخت یافته استفاده شده است. نمونهٔ پژوهش، متشکل از 30 نفر از مردان 32 تا 46 ساله سنندجی است. نتایج بیانگر آن است که زمینه هایی چون پدرسالاری، جامعه پذیری جنسیتی و نادیده انگاری در بروز خشونت جنسیتی نقش دارند. در این میان، خلأ و ضعف قانون و اهمال کارگزاران نهادی، تفاوت اجتماعی و فرهنگی زوجین و محدودیت اختیار به عنوان زمینه تسهیلگر و ناهماهنگی و فشار ساختاری، انتظارات پایان ناپذیر، شبکه های اجتماعی و صنعت مستهجن نگاری به منزله شرایط مداخله گر عمل کرده اند. بازسازی معنایی تجربه و درک مردان بر عواملی مانند عادی شدن خشونت، ناامنی فضای عمومی، زنان به مثابه محرک و هراس از سیطر زنان دلالت دارد. در نگاه مردان موردمطالعه، زنان برای مواجهه با خشونت به راهبردهایی چون کتمان، ترس از انگشت نما شدن، استیصال، مواجهه عاطفی، مساوات طلبی و به چالش کشیدن اقتدار مردانه متوسل می شوند که پیامدهایی چون اختلال روانی، درماندگی آموخته شده، انزوای اجتماعی، نابسامانی و تعارض در خانواده، تسری بی اعتمادی، تلافی و انتقام برای زنان در پی دارد. مقوله هسته یعنی «خشونت جنسیتی به مثابه تداوم فرادستی مردان» بر خشونت نمادین و نهادی در مورد زنان در عرصه های غیررسمی، عمومی و نهادی دلالت دارد.
مطالعه روابط بین استفاده از شبکه های اجتماعی و مدیریت ارتباط با مشتریان(CRM) (مورد مطالعه شرکت نورنگار)
حوزههای تخصصی:
ﺗﺤﻮﻻت زﯾﺎدی در ﺣﻮزه ﻓﻨﺎوری اﻃﻼﻋﺎت و ارﺗﺒﺎﻃﺎت رخ داده و در ﻃﯽ زﻣﺎن اﺳﺘﻔﺎده از ﻧﻮآوریﻫﺎی ﺟﺪﯾﺪ ﮔﺴﺘﺮش ﯾﺎﻓﺘﻪ و ﺳﺎزﻣﺎنﻫﺎی ﻣﺨﺘﻠﻒ را ﺑﺮ آن داﺷﺘﻪ ﺗﺎ ﺧﻮد را ﺑﺎ ﺷﺮاﯾﻂ ﻧﻮﯾﻨﯽ ﮐﻪ رﻗﺎﺑﺖ را ﺗﺸﺪﯾﺪ ﮐﺮدهاﺳﺖ ﻫﻤﻮار ﺳﺎزﻧﺪ. ﻣﺪﯾﺮﯾﺖ اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ارﺗﺒﺎط ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮی ﯾﮏ ﻓﻠﺴﻔﻪ و اﺳﺘﺮاﺗﮋی ﺗﺠﺎری اﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ وﺳﯿﻠﻪ زﯾﺮﺳﺎﺧﺖ ﻓﻨﺎوری، ﻗﻮاﻧﯿﻦ ﺗﺠﺎری، ﻓﺮاﯾﻨﺪﻫﺎ و وﯾﮋﮔﯽﻫﺎی ﺗﺠﺎری ﺣﻤﺎﯾﺖ ﻣﯽﺷﻮد و ﺑﻪ ﻧﺤﻮی ﻃﺮاﺣﯽ ﺷﺪهاﺳﺖ ﺗﺎ ﻣﺸﺘﺮﯾﺎن ﺑﺎ ﯾﮑﺪﯾﮕﺮ ﮔﻔﺖوﮔﻮی ﮔﺮوﻫﯽ داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. ﻣﺪﯾﺮان اﻣﺮوزی ﺑﺎ ﺗﮑﻨﻮﻟﻮژیﻫﺎی ﻧﻮﻇﻬﻮری ﻣﺜﻞ ﺷﺒﮑﻪﻫﺎی اﺟﺘﻤﺎﻋﯽ ﻣﻮاﺟﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﻪ وﺳﯿﻠﻪ ﭘﺮدازش و ﺗﻮﺳﻌﻪ آنﻫﺎ ﻣﯽﺗﻮاﻧﻨﺪ راﺑﻄﻪﻣﺪاری ﺑﺎ ﻣﺸﺘﺮی را ﺑﺎ ﻗﺪرت ﺑﯿﺸﺘﺮی ﭘﺮورش دﻫﻨﺪ. ﺑﺮاﯾﻦ اﺳﺎس، ﻫﺪف اﯾﻦ ﺗﺤﻘﯿﻖ ﺑﺮرﺳﯽ روابط بین استفاده از شبکه های اجتماعی و مدیریت ارتباط با مشتریان در مطالعه شرکت نورنگار ﻣﯽﺑﺎﺷﺪ. جامعه آماری تحقیق حاضر، مشتریان و کارمندان فروشگاه نور نگار می باشد. ﺟﻬﺖ ﺟﻤﻊآوری دادهﻫﺎ از ﭘﺮﺳﺶﻧﺎﻣﻪ اﺳﺘﻔﺎده ﮔﺮدﯾﺪ و ﺑﻪ ﻣﻨﻈﻮر ﺗﺠﺰﯾﻪوﺗﺤﻠﯿﻞ دادهﻫﺎ از ﻧﺮم اﻓﺰار اس.پی.اس.اس اﺳﺘﻔﺎدهﺷﺪ. ﻧﺘﺎﯾﺞ ﺣﺎﺻﻞ از اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﻧﺸﺎن داد ﮐﻪ شبکه های اجتماعی و مدیریت اجتماعی ارتباط با مشتری شرکت نورنگار رابطه دارند. مولفه های مدیریت اجتماعی ارتباط با مشتری می توانند تنوع و گستردگی شبکه های اجتماعی و شرکت نورنگار پیش بینی می کند. مولفه های مدیریت اجتماعی ارتباط با مشتری می توانند اعتماد داشتن به شبکه های اجتماعی و مدیریت اجتماعی ارتباط با مشتری شرکت نورنگار پیش بینی می کند. مولفه های مدیریت اجتماعی ارتباط با مشتری می توانند اطلاع رسانی و ارتباط آسان شبکه های اجتماعی و مدیریت اجتماعی ارتباط با مشتری شرکت نورنگار پیش بینی می کند. مولفه های مدیریت اجتماعی ارتباط با مشتری می توانند میزان و نوع استفاده شبکه های اجتماعی و مدیریت اجتماعی ارتباط با مشتری شرکت نورنگار پیش بینی می کند.