فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۹۶۱ تا ۴٬۹۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
راهبرد فرهنگ سال پانزدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۷
167 - 203
حوزههای تخصصی:
نظر به تغییرات پارادیمی ناشی از اقتصاد مبتنی بر دانش، امروزه اصلاحات بازارمحور در آموزش عالی در سراسر جهان به یک پدیده رایج تبدیل شده است؛ اما آنچه در حال حاضر در نظام آموزش عالی ایران در حال تکوین است، خصوصی سازی و تجاری سازی در آموزش عالی است که به عنوان یک کپی کم رنگ از منطق نئولیبرالیسم، دیدگاه سودآوری دانش و دانشگاه را توجیه می کند. چنین اصلاحات بازارگرایانه ای نه تنها با مبانی ارزشی دینی در یک جامعه اسلامی در تباین کامل است، بلکه به دلیل فراهم نبودن شرایط مناسب سخت افزاری و نرم افزاری و در غیاب زیرساخت های مختلف، به آموزش عالی کشور آسیب جدی وارد خواهد ساخت. از این رو پژوهش حاضر به عنوان یک مطالعه کیفی در تلاش است تا با تحلیل اسناد فرادستی، دامنه و شعاع نفوذ سرمایه داری آکادمیک در نظام آموزش عالی کشور را بررسی نماید. برای این منظور با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و بهره گیری از رویکرد استقرایی، محتوای متنی اسناد فرادستی آموزش عالی، تحلیل و مفاهیم در قالب کدهای باز و محوری استخراج شدند. نتایج حاصل از تحلیل محتوای شش سند فرادستی منتخب آموزش عالی و گزاره های الزام آور برای دانشگاه ها در دوازده مفهوم اصلی استخراج و دسته بندی شد. این مفاهیم مشتمل بر تجاری سازی، کالایی سازی، جهانی سازی، مشتری مداری، خصوصی سازی، شفافیت و پاسخگویی، رقابت پذیری و کمی سازی، مدیریت دولتی نوین، بین المللی سازی، تغییر سیاست های تأمین منابع مالی دانشگاه ها و طراحی سازمان های درون شبکه ای بودند.
تحلیل گفتمان انتقادی مناظره اقتصادی دو نامزد سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری (رئیسی و همتی )(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۴۳
69 - 102
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش یکی از مهم ترین کارزار های انتخاباتی در ایران- مناظره های ریاست جمهوری که یکی از پربیننده ترین برنامه های نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری در رسانه ملی است- از منظر تحلیل گفتمان انتقادی بررسی شده است. ازاین رو، نمایندگان دو گفتمان غالب در مناظره های سیزدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برای بررسی انتخاب شدند؛ آقایان رئیسی به عنوان گفتمان نزدیک به گفتمان انقلابی یا همان اصول گرایی و همتی به عنوان گفتمان نزدیک به گفتمان اصلاح طلبی و سازندگی. برای بررسی این گفتمان، از روش تحلیل گفتمان انتقادی "ون دایک" استفاده شده و جامعه مورد مطالعه نیز مناظره اول تلویزیونی با موضوع اقتصادی بوده است. از بین سه مناظره، مناظره اول به دلیل اهمیت شرایط اقتصادی در کشور انتخاب شد. این مناظره در سه سطح سَبک، معنا و استدلال بررسی و در نهایت گزاره اساسی متن مناظره استخراج شد. تحلیل داده ها نشان می دهد اصلی ترین گزاره های رئیسی در مناظره اقتصادی شامل «حمایت از تولید ملی»، «مبارزه با فساد»، «دولت عملگرا برای احیای شرایط اقتصادی» و «انتقاد به عملکرد دولت حسن روحانی» و اصلی ترین گزاره های همتی شامل «مهندسی انتخابات»، «پوششی بودن سایر کاندیداها» و «تأثیرات تحریم ها و عدم عضویت در کنوانسیون « FATF بر اقتصاد» بوده است.
تبیین ارتباط مصرف رسانه ای و دینداری با رفتار باروری (مورد مطالعه: زنان متاهل 15-49 ساله شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره چهارم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
70 - 84
حوزههای تخصصی:
رفتار باروری نشان دهنده زمینه فکری، تصمیم گیری و نهایتاً عملکرد افراد برای داشتن فرزند است. پژوهشگران اجتماعی دگرگونیهای به وجود آمده در خانواده را نتیجه ی اجتنابناپذیر دگرگونی های ساختاری جامعه به ویژه دگرگونیهای ایدئولوژیکی میدانند. در این پژوهش رفتار باروری در ارتباط با متغیرهای دینداری، مصرف رسانه ای و سطح تحصیلات به روش پیمایشی مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری پژوهش حاضر، زنان متأهل 15-49 ساله شهر تبریز بودند که بر اساس سرشماری سال 1395، تعداد آنها حدود 338220 نفر اعلام شده است. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 498 نفر برآورد گردیده و شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای بوده است. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد و محقق ساخته استفاده شده است. یافته های توصیفی پژوهش نشان داد که 9/12 درصد زنان مورد مطالعه بدون فرزند بودند و 5/75 درصد زنان دارای یک یا دو فرزند بودند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق نشان داد که بین دینداری و رفتار باروری زنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد و با افزایش میزان دینداری زنان، رفتار باروری و فرزندآوری آنها بهبود پیدا می کرد. در حالیکه بین مصرف رسانه ای زنان و رفتار باروری آنها ارتباط معکوس و معنی داری وجود داشت. همچنین میزان باروری زنان بر اساس سطح تحصیلات زنان و همسرانشان تفاوت معنی داری داشته است.
بررسی رابطه عوامل فرهنگی (گرایش مذهبی) بر بی تفاوتی اجتماعی و تفکر انتقادی در نهادهای آموزشی (مطالعه موردی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال یازدهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۲
207 - 235
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه گرایش مذهبی به عنوان بخش مهمی از نظام فرهنگی در جامعه با بی تفاوتی-اجتماعی و تفکرانتقادی در بین دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان می باشد. روش تحقیق پیمایشی است و جامعه آماری کلیه دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان اصفهان می باشندکه در پردیس ها و مرکز آموزش عالی به تحصیل مشغول هستند و حداقل یک ترم تحصیلی را گذرانده اند. به منظور تعیین حجم نمونه ی 331نفری از نرمافزارIBM SPSS Sample Power همچنین فرمول کوکران استفاده شد. روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای است. جمع آوری اطلاعات با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته مبتنی بر پرسشنامه های گرایش مذهبی گلاک و استارک،تفکرانتقادی ریکتس و بی تفاوتی اجتماعی کوپر اسمیت انجام شد. با بهره گیری از نرم افزار ایموس به برازش الگو (با رویکرد دو مرحله ای تحلیل عاملی تاییدی و برازش تحلیل معادلات ساختاری) و سپس تجزیه و تحلیل فرضیه ها پرداخته شد. نتایج حاصله با توجه به تحقیقات پیشین و نظریات دانشمندان و تحقیق حاضر حاکی از رابطه ی معنادار بین میزان گرایش مذهبی دانشجویان با بی تفاوتی اجتماعی و تفکر انتقادی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان اصفهان بوده است. ضریب تاثیر استاندارد شده برای فرضیه ها 686/0- و 377/0 بدست آمد. مقدار 001/0 برای P نشان از تایید این فرضیه ها دارد. به عبارت دیگر گرایش مذهبی با بی تفاوتی اجتماعی رابطه معکوس و با تفکر انتقادی رابطه ای مستقیم دارد. پس با اطمینان 95 درصد فرضیه های تحقیق تایید می شوند.
نقش مصرف رسانه ای در مهارت های زندگی (مورد مطالعه: میزان و نوع استفاده از اینترنت و فضای مجازی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی و مطالعه نقش مصرف رسانه ای طراحی و اجرا شده است. پژوهش حاضر از نظر روش، پیمایشی و ابزار اندازه گیری آن پرسشنامه است. جامعه آماری شامل کلیه شهروندان ساکن شهر تهران است که طبق آخرین سرشماری سال 1395 8,693,706 نفر است. یافته ها نشان داد افرادی که معمولا به منظور جستجوهای علمی و دریافت محتوای آموزشی در اینترنت و فضای مجازی وقت می گذرانند از: مهارت خود آگاهی، روابط بین فردی، تصمیم گیری، بهداشت و سلامت روانی، مهارت های حرفه ای، نحوه گردآوری اطلاعات، مهارت های مربوط به رعایت و بکارگیری نکات ایمنی، و درکل از مهارت های زندگی بیشتری برخوردارند. افرادی که به منظور جستجوی اخبار و اطلاعات در اینترنت وقت می گذرانند از: مهارت های مربوط به ارتباط های انسانی، روابط بین فردی، تصمیم گیری، مهارت در حل مسئله، تفکر انتقادی، نحوه گردآوری اطلاعات، نشان دادن رفتارهای اجتماعی، مهارت های حرفه ای، شرکت در فعالیت هایی که منافع را بهبود می بخشد، درکل از مهارت های زندگی بیشتری برخوردارند. افرادی که به منظور چت و گفت و گو با دوستان، اقوام و خویشاوندان و همکاران در اینترنت وقت می گذرانند از: روابط بین فردی، نشان دادن رفتار های اجتماعی، بیشتری برخوردارند. افرادی که به منظور دانلود و آپلود تصاویر، فیلم ها و ویدئوهای گوناگون در اینترنت وقت می گذرانند از: مهارت مشارکت همگانی، نشان دادن رفتار های اجتماعی، بیشتری برخوردارند. افرادی که معمولا به منظور وب گردی در شبکه های اجتماعی گوناگون و رصد کردن محتوای تولید شده توسط دیگران در اینترنت وقت می گذرانند از: روابط بین فردی کمتری برخوردارند.
بازتاب شرایط اجتماعی در شعر نو کُردی (مورد مطالعه: اشعار جلال ملکشا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره چهارم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
54 - 69
حوزههای تخصصی:
جلال ملکشا (1330 – 1399) از شاعران نوپرداز کرد زبان است که تجربه شاعرانه او به قبل از انقلابِ اسلامی بر می گردد. او در ابتدا به زبان فارسی شعر می سرود و با آنکه سن و سال چندانی نداشت، به دلیل توانایی خاصی که در نوشتن از خود نشان داد، توانست عضو کانون نویسندگان ایران شود. پس از سقوط سلطنت، با توجه به شرایطِ پیش آمده و فضای حاکم بر جامعه کردی، به سرودن شعر کُردی روی آورد و خیلی زود موفقیت هایی به دست آورد. یکی از مهمترین ویژگیهای شعر جلال، بازتاب مسائل جامعه در آن است. او به دلیل مشکلات فراوانی که دید، روان ناآرام و معترضی داشت. اعتراض های او که بیشتر به «منِ اجتماعی» او برمی گردد، گاه رنگ ایدئولوژیکی به خود می گیرد و توانسته است در این رابطه، از زبان شعر برای مبارزه با بی عدالتی ها و ستم ها و ظلم ها و فقرها بهره ببرد. شعر او بازتاب جامعه اوست و به خوبی توانسته است چهره زشت جامعه خود را در قالب شعر و چند داستان کوتاهی که نوشت، به نمایش بگذارد. در این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی، با استفاده از منابع کتابخانه ای و تکنیک تحلیل محتوا انجام شده، سعی شده است به بازتاب مسائل جامعه در اشعار جلال پرداخته شود. نتایج پژوهش حاکی از این است که شعر جلال نمودار مصائب و رنج هایی است که از نگاه او بر جامعه رفته است و از طرف دیگر توانسته است نگاه برخی از گروه های اجتماعی را در شعر خود نشان بدهد. در واقع شعر او همان گونه که لوکاچ گفته ، بازتاب مسائل جامعه اوست.
تحلیل دگرگونی های ساختاری جمعیت روستایی در استان اصفهان از 1385 تا 1395(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه روستایی ایران که تا چند دهه پیش عمده جمعیت کشور را در خود نگه داشته بود، اکنون دچار دگرگونی هایی شده و از وضعیت و جایگاه پیشین خود فاصله بسیاری گرفته است. در پژوهش حاضر به دگرگونی های فضایی و زمانی ساختارهای جمعیتی مناطق روستایی استان اصفهان پرداخته شده است. با بررسی تطبیقی همه روستاهای بالای 4 خانوار استان در دو سرشماری 1385 و 1395، همه متغیرهای مشابه استخراج و دو مجموعه شاخص های مقطعی و یک مجموعه شاخص های طولی برای این تحولات تعریف و محاسبه شدند. در نتیجه بازسازی داده های جمعیتی روستاها، مقادیر متوسط بیشتر شاخص ها به ویژه حجم جمعیت، تغییرات اندکی داشته و به عبارتی، ساختارهای جمعیتی مناطق روستایی استان تقریباً بدون تغییر باقی مانده است. الگو سازی های مقطعی و طولی این ساختارها نشان داد بعد خانوار و نسبت های جوانی و باسوادی، شاخص های تأثیرگذار در ساختار جمعیتی مناطق روستایی استان در هر دو مقطع بوده اند. به علاوه، نسبت بستگی تأثیر منفیِ شدیدی بر این ساختار در مقطع 1385 داشته و در مقطع 1395 میزان اشتغال نیز موجب تقویت و سال خوردگی جمعیت موجب تضعیف آن شده است. تحولات دوره ای ساختار جمعیت روستایی نیز علاوه بر تغییرات نسبت جوانی و بعد خانوار، متأثر از بهبود مختصری در تغییرات بار تکفل و نداشتن توازن بیشتری در تغییرات نسبت جنسی بوده است. تحلیل فضایی تحولات ساختارهای جمعیتی مناطق روستایی به صورت منطقه ای برای سه گروه از روستاهای مناطق کوهستانی، دشتی و بیابانی استان جداگانه انجام شد. در هر سه منطقه، نقش و تأثیر مثبت تغییرات شاخص های میزان رشد جمعیت، تغییرات بعد خانوار و تغییرات میران باسوادی و تأثیر منفی تغییرات سال خوردگی همسو بوده است. تغییرات ساختاری جمعیت روستایی در مناطق دشتی و بیابانی همسویی بیشتری داشته است؛ به گونه ای که ازطریق تغییرات نسبت بستگی تضعیف و ازطریق توازن در تغییرات نسبت جنسی تقویت شده است. در مقابل، تغییرات منفی میزان اشتغال و وضعیت مناسب تر در رابطه جمعیت جوان در ترکیب سنی، سبب تضعیف و تقویت بیشتر در تحولات ساختاری جمعیت روستایی مناطق کوهستانی بوده اند.
رابطه سلامت اجتماعی با رضایت زناشویی (مورد مطالعه: دانشجویان زن دانشگاه پیام نور گنبدکاووس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله، رابطه سلامت اجتماعی با رضایت زناشویی را مورد بررسی قرار داده است . جامعه آماری، کلیه دانشجویان متأهل (زن) مشغول به تحصیل در دانشگاه پیام نور مرکز گنبد (به تعداد 400 نفر) بوده است که از این تعداد با استفاده از فرمول برآورد حجم نمونه کوکران، 200 نفر به صورت تصادفی انتخاب شده اند. نظریه های مورداستفاده در این پژوهش، نظریه تسری گرونبرگ و سیستم های بوم شناختی است. تحقیق با روش توصیفی انجام شده و ابزار پژوهش، پرسشنامه های استاندارد سلامت اجتماعی کییز و رضایت زناشویی انریچ است. یافته های تحقیق بیانگر آن است که بین شکوفایی اجتماعی ، همبستگی اجتماعی، پذیرش اجتماعی و رضایت زناشویی، رابطه مثبت و مستقیم وجود دارد. در تحلیل رگرسیونی تمامی متغیرهای مستقل سلامت اجتماعی (مشارکت اجتماعی، شکوفایی اجتماعی، پذیرش اجتماعی، همبستگی اجتماعی و انسجام اجتماعی) وارد معادله شدند و درنهایت حدود 50 درصد از واریانس متغیر رضایت زناشویی را تبیین کردند. در مدل یابی معادلات ساختاری متغیر رضایت زناشویی اکثر متغیرها، همبستگی بالایی را با سازه مربوط به خود نشان می دهند. متغیر مشارکت اجتماعی دارای بار عاملی 81/0 است که نشان می دهد 61/65 درصد واریانس مشترکِ برآوردشده در این متغیر، از سوی عامل سلامت اجتماعی تعیین می شود. درنهایت مشخص شد که سلامت اجتماعی پیش بین کننده رضایت زناشویی است.
معناداری زندگی از منظر علامه جعفری و علامه طباطبایی
منبع:
فرهنگ پژوهش تابستان ۱۴۰۱ شماره ۵۰ ویژه فلسفه و کلام
5 - 30
حوزههای تخصصی:
ﻣﻌﻨﺎى زﻧﺪﮔﻰ، یکﻰ از ﻣﺒﺎﺣﺚ ﻣﻬﻢ ﻓﻠﺴﻔﻰ اﺳﺖ کﻪ از دیرباز ﺗﺤﺖ ﻋﻨﻮان «ﻫﺪف زﻧﺪﮔﻰ» ﻣﻄﺮح ﺑﻮده اﺳﺖ. ایﻨکﻪ ﻣﻌﻨﺎى زﻧﺪﮔﻰ ﭼیﺴﺖ، و ﭼﺮا ﻣﺎ آﻓریده ﺷﺪیﻢ، و ایﻨکﻪ ﭼﺮا ﺑﺎیﺪ ایﻦ ﻫﻤﻪ رﻧﺞ را در زﻧﺪﮔﻰ ﺗﺤﻤﻞ ﻧﻤﺎییﻢ، از ﭘﺮﺳﺶﻫﺎى اﺳﺎﺳﻰ و ﻫﻤیﺸﮕﻰ اﻧﺴﺎن اﺳﺖ. در ایﻦ راﺳﺘﺎ، دیﺪﮔﺎه دو اندیشمند و ﻓیﻠﺴﻮف ﻣﻌﺎﺻﺮ، علامه جعفری و ﻋﻼﻣﻪ ﻃﺒﺎﻃﺒﺎیﻰ کﻪ ﺗﺄﺛیﺮ اﻓکﺎرشان ﺑﺮ اﻧﺪیﺸﻤﻨﺪان ﭘﺴیﻦ، ﺑﺮ کﺴﻰ ﭘﻮﺷیﺪه ﻧیﺴﺖ، ﻣﻮرد ﺑﺤﺚ ﻗﺮار ﮔﺮﻓﺘﻪ اﺳﺖ. ﻧکﺘﻪ ﺑﺪیﻊ ایﻦ اﺳﺖ کﻪ از ﻧﮕﺎه علامه جعفری: انسان، معنای زندگی واقعی را زمانی درک می کند که از خود طبیعی فاصله گرفته و به خود حقیقی نائل آید. ایشان با الگو قرار دادن مذهب، عقل و فطرت آگاه، به معرفی حیات معقول می پردازد و زیستن در حیات معقول را زیستن در حیات معنادار می داند. مطابق دیدگاه علامه طباطبایی زﻧﺪﮔﻰ در ﻋﻠﻢ و آﮔﺎﻫﻰ، ﭘﺎیﺒﻨﺪى ﺑﻪ اﺧﻼق و رﻓﺘﺎر اﻧﺴﺎﻧﻰ، ﻣﺴﺌﻮﻟیﺖﭘﺬیﺮى در ﭘﺮﺗﻮ ﺗﻌﺎﻟیﻢ دیﻨﻰ و در ﺧﺪاﺑﺎورى و روح ﺗﻮﺣیﺪى، ﻣﻌﻨﺎ ﭘیﺪا ﻣﻰکﻨﺪ و ﻫﻤﻪ ﺑﻰﻣﻌﻨﺎیﻰ و ﭘﻮﭼﻰ زﻧﺪﮔﻰ در ﺧﻮد ﻓﺮاﻣﻮﺷﻰ، ﺗﻔکﺮ دﻧیﻮى، ﻋﺪم درک ﺟﺎیﮕﺎه اﻧﺴﺎﻧﻰ، دورى از اﻋﺘﻘﺎد ﺑﻪ ﺧﺪا و اﻧﺴﺎنﻣﺤﻮرى اﺳﺖ کﻪ ارﻣﻐﺎن ﺗﻤﺪن ﻏﺮب اﺳﺖ.
بررسی رابطۀ رهبری استثماری با عملکرد نوآورانه به واسطۀ نقش میانجی پنهان سازی دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال سی و سوم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۸۸)
123 - 144
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه رهبری استثماری با عملکرد نوآورانه، به واسطه نقش میانجی پنهان سازی دانش است. جامعه پژوهش را معلمان ناحیه دو شیراز به تعداد 1945نفر تشکیل می دهند، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و بر مبنای فرمول کوکران، نمونه ای به حجم 319 معلم از این جامعه انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های رهبری استثماری اشمید و همکاران (2019)، پنهان سازی دانش کانلی و زویگ (2015) و عملکرد نوآورانه هوانگ و لی (2018) استفاده شد که ضریب آلفای کرونباخ آنها به ترتیب 97/0، 94/0 و 92/0 به دست آمد. روایی سازه پرسشنامه ها نیز به وسیله تحلیل عاملی تأییدی تعیین شد. روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و به کمک دو نرم افزار Spss و lisrel انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد رهبری استثماری رابطه منفی و معناداری با عملکرد نوآورانه در سطح 05/0 دارد؛ پنهان سازی دانش نیز رابطه منفی و معناداری با عملکرد نوآورانه در سطح 05/0 دارد؛ رهبری استثماری به واسطه نقش میانجی پنهان سازی دانش رابطه غیرمستقیم، منفی و معناداری با عملکرد نوآورانه دارد. درنهایت برای ارتقای خلاقیت و عملکرد نوآورانه، به مسئولان آموزش و پرورش پیشنهاد می شود با انجام مصاحبه دقیق و تخصصی و همچنین بررسی رزومه کاری افرادِ متقاضی مدیریت مدارس، اطمینان حاصل کنند برای مدارس مدیری انتخاب می شود که خصایص رهبری استثماری را نداشته باشد و مدیران مدارس نیز با برقراری ارتباطات باز و تعامل صمیمانه با معلمان خود، احساس امنیت را برای به اشتراک گذاشتن دانش در آنها ایجاد کنند.
رفع تقابل بین حق آزادی بیان و اطلاعات با حق بر داده ها ی شخصی در رسانه ها از منظر حقوق اتحادیه اروپا و نظام حقوقی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال بیست و نهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۱۱۱)
153 - 173
حوزههای تخصصی:
احترام به حقوق و آزادی های اساسی بشر برای تداوم حیات هر جامعه مردم سالار، امری ضروری است. به همین دلیل در صورتی که حقوق اساسی مقابل هم قرار گیرند، باید به چگونگی برقراری تعادل بین آنها اندیشید و نمی توان به طور کامل از یک حق به دلیل وجود چنین تقابلی چشم پوشی کرد. از این موارد می توان به تزاحم بین حق آزادی بیان و اطلاعات با حق حفاظت از داده های شخصیِ اشخاص حقیقی در رسانه ها و مطبوعات اشاره کرد. توضیح اینکه متصدیان رسانه ها و مطبوعات در انتشار اخبار با طیف وسیعی از داده های شخصی در ارتباط هستند؛ آنان در همان حال که باید به طور مناسب و شفاف به شهروندان اطلاع رسانی کنند؛ نباید حق بر داده افراد را مورد تعرض قرار دهند. از این رو، چگونگی تحقق این امر در مقام عمل نیاز به چاره جویی دارد. پژوهش حاضر، به دلیل جستجوی پاسخ این مسئله از منابع حقوقی اتحادیه اروپا و سپس بررسی آن در نظام حقوقی ایران، ماهیتی توصیفی تحلیلی و تطبیقی دارد. روش پژوهش نیز اسنادی و کتابخانه ای است؛ به این ترتیب در پژوهش حاضر، اسناد مختلفی ازجمله اسناد قانونی نظام های حقوقی پیش گفته مورد بررسی قرار گرفته است. مطالعات صورت گرفته حکایت از این دارد که رسانه ها و مطبوعات زمانی می توانند مطابق با حق آزادی بیان و اطلاعات رفتار کنند که منافع عمومی، سرشناس بودن شخص موضوع خبر و ضرورت افشای آن با هدف شفاف سازی افکار عمومی، همچنین اطمینان از صحت اطلاعات و کسب آن از منبعی معتبر، را به صورت توأمان در نظر گرفته باشند.
سنجش و ارزیابی توسعه سرمایه انسانی اعضای هیئت علمی (موردمطالعه دانشگاه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال چهاردهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲
125-101
حوزههای تخصصی:
مسئله و هدف: توسعه سرمایه انسانی اعضای هیئت علمی دستاوردی اثربخش در راستای توسعه نظام آموزش عالی است. بااین حال شواهد مبتنی بر دستاورد پژوهش های تجربی حاکی از کیفیت پایین عملکرد اعضای هیئت علمی است. هدف پژوهش حاضر، سنجش و ارزیابی توسعه سرمایه انسانی اعضای هیئت علمی است که با رویکرد آمیخته (اکتشافی متوالی) انجام شد. روش شناسی: در بخش کیفی مشارکت کنندگان پژوهش اعضای هیئت علمی دانشگاه ها و پژوهشکده های شهر تهران بودند که به روش نمونه گیری هدفمند از نوع موارد مطلوب با 13 نفر از آن ها مصاحبه و داده های موردنیاز گردآوری شدند. تحلیل داده های این بخش با استفاده از روش تحلیل مضمون انجام شد. به منظور ارزیابی قابلیت اعتماد یافته های پژوهش از رویکرد غوطه ورسازی و کدگذاری مجدد با محاسبه ضریب کاپای کوهن استفاده شد. در بخش کمی جامعه آماری شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران بودند که تعداد 150 نفر از آن ها با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری طبقه ای نسبی از چهار پردیس علوم انسانی، علوم رفتاری و اجتماعی، علوم پایه و فنی – مهندسی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده های بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته توسعه سرمایه انسانی اعضای هیئت علمی در طیف 6 درجه ای بود. روایی ابزار پژوهش به روش صوری و همگرا و واگرا و پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی تأیید شد. یافته ها: یافته های بخش کیفی در 9 بُعد ارتقاء توان تدوین طرح درس تخصصی و بین رشته ای، ارتقاء توان یاددهی و یادگیری، ارتقاء مهارت های مدیریت و اداره کلاس درس، ارتقاء توان مشاوره و راهنمایی تحصیلی و رفتاری، افزایش توان تعهد به اخلاق حرفه ای در فرایند آموزش، ارتقاء توان ایجاد انگیزه یادگیری در فراگیران، ارتقاء توان ارزیابی عملکرد فراگیران، ارتقاء دانش پژوهشگری، ارتقاء مهارت پژوهشگری دسته بندی و ارائه شد. در بخش کمی، بر اساس نتایج آزمون آنتروپی شانون، اولویت ابعاد ارتقاء مهارت مدیریت کلاس درس و ارتقاء دانش پژوهشگری نسبت به سایر ابعاد تأیید گردید. مقادیر آزمون خی دو گویای وضعیت مطلوب سازه اصلی توسعه سرمایه انسانی آموزشی و وضعیت نسبتاً مطلوب سازه اصلی توسعه سرمایه انسانی پژوهشی – کارآفرینی اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران بود. بر اساس مقادیر آزمون یومان ویتنی و کراسکال والیس نیز، نابرابری میانگین توسعه سرمایه انسانی آموزشی اعضای هیئت علمی برحسب تعدادی از متغیرها و عوامل مؤثر تأیید شد. نتیجه گیری: دستاوردهای پژوهش نشان داد، توسعه سرمایه انسانی آموزشی و پژوهشی اعضای هیئت علمی، تعیین اولویت و شناسایی نابرابری های وضعیت توسعه سرمایه انسانی اعضای هیئت علمی برحسب عوامل اثرگذار، می تواند نقشه راه اثربخش و مؤثری را برای برنامه ریزی های راهبردی توسعه سرمایه انسانی اعضای هیئت علمی در اختیار سیاست گذاران، تصمیم سازان و کنشگران این عرصه قرار بدهد.
خوشه بندی و تحلیل وضعیت مقالات علمی در حوزه آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی ایران دوره ۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
1 - 22
حوزههای تخصصی:
هدف: خوشه بندی و تحلیل هم واژگانی، روشی جهت آشکارسازی روابط، پیوندها و مصوّرسازی ساختار فکری یک رشته علمی است. این پژوهش می کوشد تا با استفاده از فن هم واژگانی، ساختار فکری مقالات حوزه آینده پژوهی در ایران را مورد مطالعه قرار دهد.
روش: پژوهش حاضر، توسعه ای، از نوع توصیفی – تحلیلی با رویکرد علم سنجی است. جامعه آماری پژوهش، 921 رکورد مقاله بازیابی شده در حوزه آینده پژوهی است.
یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که مقالات حوزه آینده پژوهی در ایران، اغلب با رشد مثبت همراه بوده و از نظر فراوانی، واژگان کلیدی سناریو، جمهوری اسلامی و آینده نگاری، بیشترین فراوانی را در پژوهش های آینده پژوهی ایران داشته اند. یافته های مربوط به خوشه بندی سلسله مراتبی، منجر به شکل گیری 8 خوشه در این حوزه گردید که به ترتیب، «چشم اندازهای آی سی تی»، «جغرافی دان های عاشق آینده»، «توسعه دانشی»، «آموزش عالی آینده گرا»، «آینده دین»، «روابط منطقه ای»، «آینده نگاری راهبردی» و «وزن سنگین روش» نام گرفتند.
نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر و فراوانی بالای کلیدواژه سناریو و همچنین چگالی و روابط این کلیدواژه با دیگر کلیدواژه ها، می توان به این نکته پی برد که روش سناریونویسی، روش غالب در پژوهش های حوزه آینده پژوهی در ایران است. همچنین با توجه به خوشه های مستخرج، مشاهده شد که این پژوهش ها از تنوع بالایی برخورداراند، اما پرداختن به آینده در بسیاری از حوزه ها هنوز مغفول مانده است.
اتنوگرافی انتقادی کالایی شدن آموزش (مورد مطالعه: مناطق حاشیه نشین شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه : یکی از تغییرات مهم در چند سال اخیر که نهاد آموزش و فلسفه آن را به عنوان یک ابزار برای ایجاد تغییرات مهم و سازنده، دستخوش تحول کرده است، «کالایی شدن» آن است. مفروضه ای که به سبب آن دسترسی به فرصت ها و امکانات آموزشی برابر از بین رفته است. در پژوهش حاضر با درنظرداشتن رویکردها و نظریات مارکس، لوکاچ و پولانی درمورد کالایی شدن درصدد صورت بندی نظری و تجربی این مفهوم در مناطق حاشیه شهر سنندج برآمدیم. روش : روش مورد استفاده، مردم نگاری انتقادی برگرفته از روش شناسی پنج مرحله ای کاراسپیکن است که در پی نقد و تغییر وضع موجود قرار دارد. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساخت یافته با ۳۵ نفر از معلمان و مدیران آموزشی شهر سنندج صورت گرفته است. در تحلیل مصاحبه ها از تحلیل تماتیک و برای اعتبار آن ها از اعتبار تفسیری استفاده شده است. یافته ها : یافته ها نشان می دهد داده های مونولوگ محور (مفروضات اولیه و کلی پژوهشگران) با داده های به دست آمده از مصاحبه ها (دیالوگ محور) همخوانی داشتند و آن ها را تأیید کردند. تفسیر مفاهیم حاصل از داده ها، حاکی از چهار مقوله ثانویه تمایز به میانجی آموزش، تمایل به خصوصی سازی آموزش در مناطق شمال شهر، کاهش دسترسی به امکانات و فرصت های آموزشی در مناطق حاشیه و تله محرومیت فقر در مناطق حاشیه نشین است که شهر سنندج و به ویژه مناطق حاشیه آن را با چالش نابرابری آموزشی مواجه ساخته است. نتیجه گیری : نتایج نشان از عدم دسترسی همه به آموزش و تشدید نابرابری ناشی از آن مقوله هسته ای است که نشان از ایجاد نابرابری شدید و تشدید آن به وسیله کالایی شدن آموزش دارد.
تغییرات ارزشی و نگرشی در نهاد خانواده ایرانی بر اساس پیمایش جهانی 2020(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۸ پاییز و زسمتان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
317 - 348
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک تحلیل ثانویه بر اساس داده های پیمایش جهانی ارزش ها (2020) است که به بررسی عوامل مؤثر بر تمایزات ارزشی و نگرشی در نهاد خانواده ایرانی می پردازد. هدف از این پژوهش، شناسایی و تحلیل الگوهای تغییر در نگرش ها و باورهای مرتبط با خانواده، روابط جنسی، خشونت خانگی، نقش های جنسیتی و مسئولیت های اجتماعی در جامعه ایران است. نتایج نشان می دهد که نگرش های اجتماعی در ایران تحت تأثیر عواملی نظیر سن، جنسیت، وضعیت اقتصادی و تحولات فرهنگی در حال تغییر است. اکثر پاسخ دهندگان (71.9 درصد) با روابط جنسی قبل از ازدواج مخالف هستند، اما نسبت به سقط جنین و طلاق شکاف نسلی و تغییرات مثبتی مشاهده می شود. همچنین، جامعه به طور فزاینده ای با خشونت علیه زنان و کودکان مخالف است. تحلیل داده ها نشان می دهد که افراد با تحصیلات دانشگاهی و ساکنان شهر، نگرش های مدرن تری نسبت به مسائل اجتماعی دارند. علاوه بر این، وضعیت اقتصادی بر نگرش ها تأثیرگذار است؛ به طوری که با افزایش درآمد، پذیرش سقط جنین و طلاق افزایش می یابد. این تغییرات به ویژه در نسل های جوان تر و در میان افراد با وضعیت اقتصادی بهتر مشهود است. این یافته ها بر ضرورت توجه سیاست گذاران و برنامه ریزان اجتماعی به این تغییرات و اتخاذ رویکردهای متناسب با تحولات جامعه تأکید می کند.
بررسی وضعیت رفاه اجتماعی در مناطق شهری و روستایی استان های کشور در برنامه ششم توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲
191 - 207
پژوهش حاضر به دنبال پاسخگویی به این سوال است که با توجه به متفاوت بودن تولید ناخالص داخلی، سطح جمعیت، بهره مندی از زیرساخت های رشد و سایر عوامل تاثیرگذار بر عدم تعادل های منطقه ای و جغرافیایی، کدامیک از استان های کشور دارای درجه رفاهی بالاتری می باشند و کدامیک سطح رفاهی کمتری دارند؟ پاسخ به این سوال می تواند از نظر علمی الگوی سیاستگذاری مناسبی در زمینه تخصیص و توزیع منابع، امکانات و فرصت ها در اختیار سیاستگذاران بخش عمومی کشور برای رفع عدم تعادل های ایجاد شده قرار دهد. در این پژوهش با استفاده از داده های درآمد- هزینه خانوار مرکز آمار طی سال های برنامه ششم توسعه (از سال 1396 تا 1400) روند تغییرات شاخص های متوسط هزینه واقعی، ضریب جینی و نهایتاً رفاه اجتماعی خانوارهای شهری و روستایی مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. بر اساس نتایج، هزینه واقعی خانوار شهری و روستایی کشور طی دوره مورد بررسی کاهش یافته است. همچنین در همین دوره، ضریب جینی خانوار شهری و روستایی نیز افزایش پیدا کرده که حکایت از بدتر شدن وضعیت توزیع درآمد دارد. در ادامه رفاه اجتماعی بر اساس شاخص سن برای مناطق شهری و روستایی کشور و استان ها محاسبه گردید. بر این اساس شاخص رفاه اجتماعی سن نیز طی این مدت کاهش قابل ملاحظه ای داشته است. بر این اساس تأکید بر تدوین برنامه جامع کاهش فقر به جای برنامه های جزیره ای با اولویت مناطق مرزی، تمرکز بر سیاست های کلان رشدگرا در کنار توانمندسازی، کنترل تورم، ایجاد اشتغال مولد، بهبود فضای کسب و کار و مهارت آموزی از جمله راهکارهای پیشنهادی است که به منظور کاهش نابرابری و ارتقای رفاه می بایست در دستور کار سیاست گذاران و مدیران قرار گیرد.
واکاوی مهاجرت های بین استانی در ایران طی دوره زمانی 1395-1385(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جمعیتی دوره ۸ پاییز و زسمتان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
185 - 228
حوزههای تخصصی:
شواهد آماری بیانگر بالا بودن میزان مهاجرت های داخلی ایران و تغییر الگوی جریان این مهاجرت ها به سمت افزایش مهاجرت های بین استانی طی سال های اخیر است. هدف این مطالعه، واکاوی تحولات، الگوها، اثربخشی و مسیرهای مهاجرت بین استانی کشور طی دوره 1385-1395 بود. بدین منظور از روش تحلیل ثانویه داده های مهاجرت 31 استان کشور بهره گرفته شده است. یافته ها نشان می دهند، طی دوره های مذکور همواره برخی استان ها مهاجرفرست درحالیکه بعضی مهاجرپذیر بوده اند. استان های یزد، البرز و سمنان، بالاترین نسبت مهاجرپذیری به مهاجرفرستی را داشته اند. مهاجرپذیری و مهاجرفرستی استان ها از سطح توسعه یافتگی آنها تأثیر پذیرفته است. طی دوره های مورد مطالعه، میزان اثربخشی مهاجرت در بازتوزیع فضایی جمعیت در استان های غربی، مرکزی و جنوب شرقی بیشتر و در استان های شرقی کشور کمتر بوده است.اثر مهاجرت های بین استانی در بازتوزیع جمعیت نیز تاحدودی افزایش یافته است. طی دوره 1385-1390، از حجم مهاجرت ها به پایتخت کاسته شده و بر حجم مهاجرت ها به فواصل کوتاه و به کلان شهرهای منطقه ای افزوده شده است، درحالیکه طی دوره 1390-1395، عکس آن اتفاق افتاده است. در هر دو دوره، نقش استان های کلان شهری منطقه ای در جذب مهاجران استان های همسایه (همانند استان خراسان رضوی در جذب مهاجران خراسان شمالی، جنوبی و سیستان وبلوچستان و...) قابل مشاهده است. استان تهران و استان های همجوار با بُعد مسافت کمتر، مقصد اکثر مهاجرت های بین استانی بوده اند. نتایج نشان می دهند جریان مهاجرت بین استانی کشور به شدت متأثر از راهبردها و سیاست گذاری های دولت در استان ها بوده و این موضوع نقش زیادی در شکل گیری بازتوزیع فضایی جمعیت در کشور دارد.
واکاوی تجربه زیسته زنان شهر کرمان از توانمندسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳۴
1 - 52
حوزههای تخصصی:
توانمندسازی به فرایندی اشاره دارد که در آن زنان به منابع مادی و غیرمادی دسترسی داشته و می توانند بر زندگی، انتخاب ها و توانایی های خود تأثیر داشته باشند. توانمندسازی دارای دو بعد ایستا و پویاست و عاملیت در این فرایند تأثیر مهمی دارد. به عبارت بهتر توانمندسازی شامل سه مفهوم عاملیت، فرایندها/دستاوردها و نتایج است. توانمندسازی دارای ابعاد گوناگون اقتصادی، اجتماعی، آموزشی، شخصی و روانی است و زمانی رخ می دهد که زنان بتوانند هنجارها و فرهنگ موجود را به چالش کشیده و زندگی خود را بهبود بخشند. پژوهش فوق با هدف درک تجارب زیسته زنان شهر کرمان از توانمندسازی با روش پدیدارشناسی انجام شده است. در این پژوهش با 13 نفر از زنانی که در پروژه های توانمندسازی شهر کرمان شرکت نموده و این زنان عمدتاً از افرادی بودند که به نوعی درگیر در فقر و مسائل اقتصادی بودند، مصاحبه انجام و متن مصاحبه ها پس از پیاده سازی در نرم افزار مکس کیودا، کدگذاری شد که در نهایت 14 مضمون استخراج گردید که عبارتند از: پارادوکس دیگری بزرگ، عدم هزینه در حرفه پیش بینی شده، شکست توانمندسازی مالی، ادراک ارتقای مهارت، پیدایش امیدواری، احساس دیده شدن، برابری و احترام متقابل، ذوب افق ها، تجربه یادگیری مؤثر، هم افزایی، شور و شوق فعالیت گروهی، کار به مثابه فراغت، ادراک ناتمامی و گسست، ادراک ضعف سازماندهی.
روابط عمومی و نقش آن در مدیریت بحران
منبع:
جامعه شناسی ارتباطات سال دوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۷
41-58
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، بررسی و واکاوی روابط عمومی و نقش آن در مدیریت بحران است. ای ن پژوهش به روش توصیفی-تبیینی انجام شد و همچنین از روش مروری-کتابخانه ای برای واکاوی نقش روابط عمومی در مدیریت بحران استفاده شده است. یافته ها پژوهش نشان می دهد که اگر سازمانی بخواهد که در کار خود موفق باشد بشدت نیاز به یک واحد مستقل به نام روابط عمومی دارد. همچنین یکی از معضلات بشر عصر حاضر، رویدادهای غیرمترقبه است. این رویدادها چه انسانها در ایجاد آن نقش داشته باشند و چه طبیعت آنها را ایجاد کند، خسارات و ضایعات گسترده ای را همراه می آورند. لذا بروز هر رویدادی از این قبیل، علاوه بر ایجاد خسارات و ضایعات جانی و مالی، ناپایداری ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را نیز سبب می شود. نقشی که چنین روابط عمومی به عنوان بازوی مشاوره اصلی وامین مدیریت کل عملیات ایفا می کند، نه تنها باعث تسهیل وظایف اجرایی مدیریت خواهد شد، بلکه این امکان را هم به وجود خواهد آورد تا حتی از پیامدهای ناگوار سیاسی، اجتماعی، حقوقی و اقتصادی بالقوه بعدی نیز جلوگیری شود.
راهبردهای مواجهه با آسیب های مصرف رسانه های اجتماعی برای خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر شکل گیری جامعه شبکه ای، ماهیت ارتباطات دستخوش تحول شده است و این تغییرات به ویژه با گسترش رسانه های اجتماعی، بر خانواده نیز تاثیرات مثبت و منفی گذاشته است. در حالی که باید برای استفاده حداکثری از فرصت های رسانه های اجتماعی بهره گرفت، نباید از آسیب های احتمالی آن برای خانواده نیز غافل شد. بنابراین، شناسایی راهبردهای مواجهه با آسیب های ناشی از مصرف رسانه های اجتماعی، هدف این مقاله تعریف شده است. برای نیل به این هدف دو گام برداشته شد. در گام نخست، با 25 تن از اعضای خانواده های منتخب، مصاحبه شد. نتیجه، شناسایی 116 کد منحصر به فرد بود که در 13 مقوله و 6 محور اصلیِ «شکاف افکنی»، «سلب آرامش روحی»، «قیاس نابجا»، «دسترسی به اطلاعات نامتناسب»، «اتلاف وقت اعضای خانواده» و «افزایش امکان ارتباط با جنس مخالف» جای گرفت. در گام دوم به منظور دستیابی به اجماع نخبگانی در خصوص راهبردها، با استخراج پرسش هایی از مرحله قبل، به کمک نمونه گیری هدف مند با 14 نفر از نخبگان 4 گروه «اساتید ارتباطات»، «مدیران رسانه»، «کارشناسان خانواده» و «فعالان شبکه های اجتماعی» در قالب پنل دلفی در دو مرحله مصاحبه انجام شد. دستیابی به 41 راهبرد رسانه ای، نتیجه این فرآیند بود. این راهبردها در 7 محور «استقلال یا جایگزین سازی»، «ایمن سازی»، «توانمندسازی مخاطب»، «مرجعیت بخشی به خانواده»، «اقناع مخاطب»، «روشنگری» و «نفی مصرف گرایی» قرار گرفت.