فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۰۴۱ تا ۵٬۰۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به منظور استخراج الگوی رفتاری سیمای ملی در افزایش سواد سلامت مخاطبان با ویژگی میان رشته ای ، هدف کاربردی و ماهیت توصیفی ، تبیینی، با روش آمیخته و نمونه گیری تصادفی طبقه ای در دو مرحله کیفی و کمی انجام پذیرفته است. در مرحله (کیفی) و پاسخ به پرسش اول، مبنی بر چیستی مضامین برنامه ها به شیوه استدلال استقرایی از مجموعه مضامین پایه و سازمان دهنده ، به سه مضمون فراگیر: تغییر الگوی رفتاری و سبک زندگی بینندگان، پیشگیری از بیماری ها و توانمند سازی مخاطبان دست یافتیم. همچنین از مقایسه برنامه ها در دو بازه زمانی بر اساس پرسش دوم ، مبنی بر اینکه چه تغییراتی در مضامین برنامه های شبکه پس از کرونا ایجاد شده است؟ تفاوت های اندکی مشاهده شد. برای پاسخگویی به پرسش سوم و مقایسه مضامین سلامت جسمانی با نظریات کارشناسان سازمان بهداشت جهانی، کاستی های موجود در برنامه ها از قبیل بی توجهی به تقویت شهروندی فعال و شناخت حقوق افراد به عنوان بیمار، ضعف در آگاه سازی و جهت یابی به عنوان مصرف کننده محصولات و دستیابی به ارائه دهندگان مراقبت های بهداشتی برای بهبود سلامت مشخص شدند. در مرحله (کمی) از آزمون فریدمن برای فرضیه اول، مبنی بر اولویت بعد جسمانی در میان ابعاد گوناگون سلامت و آزمون تی وابسته برای فرضیه دوم، مبنی بر نبود تفاوت معنادار در زمان برنامه های سلامت جسمانی در دو بازه زمانی مورد نظر استفاده شده که به تأیید هر دو انجامید.
اعتباریابی و شناسایی عوامل مؤثر بر جریان سازی رسانه ای در ورزش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال بیست و نهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۹)
171 - 199
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به شناسایی و اعتباریابی عوامل مؤثر بر جریان سازی رسانه ای در ورزش پرداخته است. روش پژوهش با توجه به هدف ، آمیخته یا به عبارتی، ترکیبی بوده است. جامعه آماری نیز متشکل از دو بخش کیفی، شامل متخصصان رسانه دارای سابقه تدریس دانشگاهی یا فعالان حوزه ورزش و رسانه، متخصصان ترویج ورزش در رسانه ، صاحبنظران و صاحب منصبان ورزش، برنامه سازان ورزشی، سیاستگذاران و مشاوران ورزشی سازمان صدا و سیما (16نفر) و بخش کمی، شامل کارشناسان حوزه رسانه و دانشجویان رشته تربیت بدنی و بینندگان برنامه های ورزشی (370 نفر) بوده است. ابزار اندازه گیری در مرحله کیفی، مصاحبه باز بوده و تحلیل با نرم افزار Maxqda صورت گرفته است. در بخش کمی، ابزار پژوهش پرسشنامه مستخرج از کدهای بخش کیفی بود که با نرم افزار AMOS تجزیه و تحلیل شد. بر مبنای تحلیل داده ها 86 مفهوم اولیه، 19 کد محوری و 5 کد گزینشی عوامل علی، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر، عوامل راهبردی و پیامدها شناسایی شدند. نتایج قسمت کمی بیانگر تأیید گویه ها و عوامل در آزمون های تحلیل عاملی تأییدی بود به این معنی بارهای عاملی گویه ها و عوامل بالاتر از 0.4 بودند. در نهایت می توان گفت که الگوی ارائه شده با توجه به نظر کارشناسان و افراد صاحبنظر تدوین شده است و اجرای آن می تواند باعث بهبود وضعیت جریان سازی های رسانه ای جامعه در خصوص رسانه های ورزشی شود و در نهایت، میزان استقبال از این رسانه ها را در تمام حوزه ها افزایش دهد.
رسانه های نوین در اطلاع یابی پژوهش های علوم اسلامی: مورد پژوهی در حوزه های علمیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هشتم بهار ۱۴۰۱شماره ۲۹
394 - 365
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف بررسی تاثیر رسانه های نوین در اطلاع یابی، بر مبنای مدل الیس در حوزه های علمیه، به مطالعه 323 طلبه استان فارس و استان بوشهر می پردازد. روش تحقیق به کاررفته، پیمایشی، روش نمونه گیری چند مرحله ای، و گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه است. برای سنجش روایی، از روایی صوری و برای تعیین پایایی، از ضریب آلفای کرنباخ استفاده گردید. داده ها با استفاده از روش های آمار استنباطی و آزمون های نا پارامتریک (آزمون فریدمن و ویل کاکسون) تجزیه و تحلیل گردید. بررسی منابع اطلاعاتی (13/3)، مرور سایت های اینترنتی و شبکه های اجتماعی مرتبط با موضوع (92/3)، استفاده از پایگاه های اطلاعاتی (48/3)، مطالعه چکیده یا خلاصه مقاله یا کتاب (48/2)، به ترتیب جهت تشخیص نیاز اطلاعاتی، شناسایی، جستجو، رویارویی با منابع اطلاعاتی، توسط طلاب در اولویت اول قرار می گیرند. نتایج این تحقیق حاکی از آن است که طلاب حوزه های علمیه استان فارس و استان بوشهر با توجه به نقش رسانه های نوین از مدل استاندارد رفتار اطلاع یابی تبعیت نکرده و میزان پیروی پاسخگویان از مراحل رفتار اطلاع یابی مناسب کم است.
راهبردهای افزایش اعتبار رسانه ای در تارنماهای خبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۳ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۲۶)
159 - 176
حوزههای تخصصی:
تارنماهای خبری از جمله رسانه های جمعی نوین هستند، که به دلیل تسهیل استفاده از فناوری وب، در دهه اخیر، رشد و اعتبار بسیاری یافته اند. اعتبار رسانه ای، ارزشمندترین سرمایه هر بنگاه اطلاع رسانی است و به عنوان یک منبع راهبردی یا یکی از دارایی های اصلی سازمانی، مورد عنایت اصحاب رسانه قرار می گیرد. هدف از انجام این پژوهش، ارائه رهیافتی نوین، به راهبردهای افزایش اعتبار رسانه ای در تارنماهای خبری است. روش پژوهش، روش کیفی با استفاده از نظریه داده بنیاد و نحوه گردآوری داده ها، به مدد مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با 16 نفر از خبرگان پایگاه های خبری بوده است. روش تحلیل داده ها، کدگذاری آزاد، محوری و انتخابی است که درنهایت، ضمن تحلیل محتوای کیفی، مؤلفه های راهبردی افزایش اعتبار رسانه ای در تارنماهای خبری تدوین شده است. طبقه های شکل دهنده ساختار ارائه شده، شامل اعتماد رسانه ای (پدیده اصلی)، افزایش اعتبار رسانه ای (راهبرد)، تمایل های رفتاری مخاطب (زمینه حاکم) و مرجعیت خبری است. یافته ها نشان داد که در صورت اعتمادسازی حرفه ای و اعتباربخشی مناسب تارنماهای خبری، می توان به نقش بی بدیل مرجعیت عمومی آنان، در هدایت افکار عمومی و پیشبرد نظام خبری کشور، به مراتب بیش از سایر مؤلفه ها امیدوار بود و از این ظرفیت مجازی، حداکثر استفاده را به عمل آورد.
سنخ شناسی دینداری قشرها و طبقات اجتماعی در شهرکرد(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال چهاردهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۷
145 - 164
حوزههای تخصصی:
قشر و طبقه اجتماعی به عنوان جنبه ای از هویت فردی و اجتماعی افراد، نقش مهمی در میزان و نوع دینداری آنان دارد به نحوی که شرایط اقتصادی−اجتماعیِ خاص افراد و گروه ها کم و بیش آنها را به سوی سبک های خاص دینداری سوق می دهد؛ اما در مطالعات اخیرِ جامعه شناسی دین تا حد زیادی از توجه به قشر و طبقه اجتماعی غفلت شده است. ازاین رو در مقاله حاضر کوشش شده تا ضمن توجّه به مقوله قشر و طبقه اجتماعی، به سنخ شناسی دینداری قشرها و طبقات اجتماعی گوناگون در شهرکرد پرداخته شود. این پژوهش به روش کیفی و با رویکرد تفسیری و با الهام از رویکرد سنخ آرمانی ماکس وبر انجام شده است. روش گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساخت یافته با 57 نفر از قشرهای مختلف مردم است که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. داده ها براساس تکنیک تحلیل مضمون، ابتدا جمله به جمله کدگذاری و سپس مضامین فرعی و اصلی استخراج و تحلیل شده است. یافته ها، بیانگر نوعی تمایز در نگرش نسبت به مبانی باور دینی، عواطف و احساسات دینی (تجربه دینی) و همچنین رفتارها و کنش های دینیِ قشرها و طبقات اجتماعی سه گانه است؛ به نحوی که می توان از سه سنخ آرمانی دینداری با ویژگی ها و مختصات معین دینی سخن به میان آورد: «سنخ آرمانی دینداری قشرها و طبقات اجتماعی پایین» که شامل انواع دینداری «مناسکی»، «عاطفی»، «توسلی»، «تکلیفی»، «فقهی−تقلیدی»، «موروثی»، «تقدیرگرا» و «خرافه گرا» است؛ «سنخ آرمانی دینداری قشرها و طبقات اجتماعی متوسط» که شامل انواع دینداری «عقلانی»، «نوگرا»، «متعادل»، «رسمی» و «شریعت مدارانه»، است؛ و «سنخ آرمانی دینداری قشرها و طبقات اجتماعی بالا» که شامل انواع دینداری «اخلاق گرا»، «سلیقه ای» و «شخصی» است.
پیش بینی پذیری پایبندی به حجاب اسلامی براساس اعتقادات مذهبی و استفاده از فضای مجازی (مطالعه موردی: دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهر ماکو)(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال چهاردهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۷
183 - 197
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی پیش بینی پایبندی به حجاب اسلامی براساس اعتقادات مذهبی و استفاده از فضای مجازی دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهرستان ماکو صورت پذیرفت. روش شناسی : روش پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی−همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، دانش آموزان دختر مقطع دبیرستان شهرستان ماکو در سال تحصیلی 1399−1400 بودند. از میان آنها 150 دانش آموز به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه میزان رعایت حجاب اسلامی، پرسش نامه باورهای دینی گلارک و استارک و پرسش نامه وابستگی به استفاده از شبکه های اجتماعی استفاده شد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد. یافته ها: نتایج ضرایب همبستگی نشان داد که رعایت حجاب اسلامی با نمره کل اعتقادات مذهبی و مؤلفه های اعتقادی، عاطفی و مناسکی ارتباط مثبت و معنادار و با وابستگی به شبکه های اجتماعی ارتباط منفی و معنادار دارد (01/0> p). همچنین نتایج ضریب رگرسیون نیز نشان داد که 50/0 درصد از کل واریانس رعایت حجاب اسلامی به وسیله اعتقادات مذهبی و وابستگی به شبکه های اجتماعی تبیین می شود. نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت که رابطه مستقیمی بین میزان دینداری و پایبندی به ارزش های اصیل اسلامی مانند حجاب وجود دارد و از طرف دیگر استفاده از فضای مجازی اگر بدون سواد رسانه ای باشد، می تواند آثار منفی از جمله کم رنگ شدن حجاب در دانش آموزان، داشته باشد.
شناسایی و تحلیل مؤلفه های اثرگذار بر سبک زندگی خانواده دیجیتال در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال بیست و سوم تابستان ۱۴۰۱شماره ۵۸
269 - 296
حوزههای تخصصی:
دیجیتالی شدن به سبک ایرانی و در چارچوب بستر فرهنگ معاصر ایران ویژگی های خاص خود را خواهد داشت که ممکن است چالش های فردی، اجتماعی، کارکردی، ساختاری، احساسی، عاطفی و زیبایی شناختی را به وجود آورد. این پژوهش با هدف شناسایی و مطالعه مؤلفه ها و شاخص های تغییرات در سبک زندگی خانواده دیجیتال در شهر تهران (مطالعه موردی مناطق 1 و 15 شهر تهران) صورت گرفت. روش پژوهش با توجه به ماهیت این مطالعه روش ترکیبی متوالی کیفی (مصاحبه عمیق) و کمّی (توصیفی پیمایشی) است. جامعه آماری در مرحله اوّل شامل 29 نفر از متخصصان در زمینه موضوع پژوهش با نمونه گیری غیراحتمالی از نوع هدفمند بود و برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسش نامه بهره گرفته شد. نمونه آماری مرحله دوّم پژوهش ۳۸۴ نفر از شهروندان بالای 18 سال ساکن مناطق 1 و 15 شهر تهران در سال 1398 است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای و ابزار گردآوری اطلاعات پرسش نامه محقق ساخته مطالعه و بررسی شدند. بر اساس اولویت و اهمیت از دیدگاه صاحب نظران، 4 سبْک خانواده شامل: خانواده التقاطی رسانه ای، خانواده پایدار رسانه ای، خانواده ناپایدار رسانه ای و خانواده آشفته رسانه ای تدوین شد. سپس ویژگی های مشترک سبک ها از دیدگاه صاحب نظران استخراج و مورد سنجش آماری قرار گرفت و ویژگی های اصلی هر سبک تدوین شد. مقایسه دیدگاه صاحب نظران و شهروندان نشان داد که صاحب نظران بر سبک خانواده رسانه ای؛ ساکنان منطقه 1 شهر تهران بر سبک خانواده التقاطی رسانه ای؛ و ساکنان منطقه 15 شهر تهران بر سبک خانواده آشفته تأکید کرده اند.
تحلیل تفسیری معنای تلفن همراه در زندگی دانشجویان دختر دانشگاه اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال هشتم پاییز ۱۴۰۱شماره ۳۱
209 - 173
حوزههای تخصصی:
فناوری های ارتباطی به بخش جدایی ناپذیری از زندگی در عصر حاضر تبدیل شده اند. در میان این، موبایل (تلفن همراه هوشمند) تأثیرات مهمی بر زندگی فردی و اجتماعی جوانان به ویژه دانشجویان گذاشته است. هدف از پژوهش حاضر با اتخاذ رویکرد کیفی توصیف معنای کاربران از موبایل بر اساس تجربه استفاده از این وسیله است. مشارکت کنندگان در این پژوهش 15 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه اصفهان بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند برای مصاحبه انتخاب شدند. بر اساس تحلیل مصاحبه ها، دو مقوله اصلی («سوژگی متقابل» و «پارادوکس موبایل») و پنج مقوله فرعی («تشخص بخشی به موبایل»، «شکل گیری خود مجازی»، «بی موبایل هراسی»، «فرصت سازی موبایل» و «فرصت سوزی موبایل») در ارتباط با تجارب دانشجویان از موبایل شناسایی شدند. یافته های پژوهش نشان داد که تلقی و فهم دانشجویان دختر از موبایل به واسطه گسترش شبکه های اجتماعی مجازی نظیر اینستاگرام فراتر از یک وسیله صرفاً ارتباطی است. کاربران با برقراری ارتباطی دوسویه با موبایل از امکانات آن برای بازتعریف هویت خود در فضای مجازی استفاده کرده و گاهی هویت مجازی را بر خود واقعی شان ترجیح می دهند. جذابیت های و استفاده افراط گونه از آن علاوه بر ایجاد وابستگی موجب شده تا این وسیله جانشین ارتباطات چهره به چهره شود. دراین بین کاربران با شخصیت دادن به موبایل و ارائه تعریفی انسان گونه از آن در ذهن خود سعی در توجیه این وابستگی داشتند. درنهایت از منظر تجارب دانشجویان، موبایل و شبکه های اجتماعی ذیل آن نظیر اینستاگرام علاوه بر ایجاد فرصت ها و ظرفیت های گوناگون، دلالت های منفی زیادی را نیز به همراه دارد، این تناقضات باعث شده تا تصویری دوگانه و پارادوکسیکال از موبایل در ذهن کاربران نقش ببندد.
کاوشی در فرآیند شکل گیری پدیدۀ کودکان کار خیابانی و پیامدهای آن در شهر اهواز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال دوازدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۴۳
193 - 221
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش پیش رو، کاوشی در فرآیند شکل گیری پدیده کودکان کار خیابانی و پیامدهای آن در شهر اهواز است. ماهیت این پژوهش کیفی و با استفاده از نظریه زمینه ای و نمونه گیری هدفمند و با معیار اصل اشباع نظری با 10 نفر از کودکان کار خیابانی مصاحبه عمیق صورت پذیرفت. یافته ها شامل 10 خرده مقوله، مسائل پیش روی خانواده پس از طلاق والدین، آسیب های روحی پس از طلاق در خانواده، مشوق های محیطی، آموزش و انتقال روش های کار در خیابان، کار کودک به مثابه ابراز وجود، آسیب های اجتماعی کار کودک در خیابان، چالش های زمانی، رفتار دوگانه مردم با کودک، گسست های کاری، آسیب های روحی کار کودک در خیابان، 4 مقوله اصلی، چالش های مابعد طلاق در خانواده، معاشرت افتراقی کودک، راهبرد گزینشی کار کودک در خیابان، پیامدهای فردی- اجتماعی کار کودک در خیابان و مقوله هسته، کار کودک به مثابه مقابله با وضع موجود است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که دست کم دو عامل خانواده و نابسامانی های موجود در آن، به عنوان شرط لازم و معاشرت افتراقی و به صورت کلی تر ریشه محیطی به عنوان منبع القاکننده کار به کودک و شرط کافی، فرآیند پدیده کودکان کار خیابانی در شهر اهواز را شکل می دهند.
بررسی نفوذ فاوا در ساختار خانواده معاصر(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال چهاردهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۷
105 - 121
حوزههای تخصصی:
سنجش تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر نظام خانواده (روابط ساختاری و عاطفی) به منظور پیش بینی ساختار خانواده ها در آینده می تواند موضوع یک تحقیق کاربردی باشد. خانواده های ایرانی در کلان شهرها به دلیل استفاده از فاوا با مشکل روابط ساختاری و کمبود روابط عاطفی مواجه هستند، چرا که تقریباً اکثر اعضای خانواده فارغ از جنس، سن و موقعیت، از کاربران آن محسوب می شوند. این تحقیق درصدد است تأثیرات فناوری اطلاعات و ارتباطات را بر روابط ساختاری و روابط عاطفی خانواده طبق نظریه اجتماعی ارتباط بررسی کند. بنابراین مسئله تحقیق عبارت است از اینکه ساختار خانواده (روابط ساختاری و روابط عاطفی) براثر نفوذ فناوری های اطلاعات و ارتباطات چگونه ساختاری خواهد بود؟ براساس نظریه اجتماعی ارتباط، تحول در روابط ساختاری و عاطفی به دلیل نفوذ روابط فناورانه در خانواده است. تفاوت شکل های خانواده در آینده براثر نفوذ فناوری ارتباطات، به دلیل تفاوت در میزان و چگونگی استفاده از فناوری بین اعضای خانواده ها و در مراحل مختلف زندگی است. نتیجه و ایده اصلی و اساسی این نوشتار این است که ساختار خانواده معاصر براثر نفوذ فاوا طبق نظریه اجتماعی ارتباط در آینده نه چندان دور، به شکل های جدیدی متحول می شود.
توئیپلماسی امارات متحده عربی درباره عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با گسترش فناوری های ارتباطی، استفاده از شبکه های اجتماعی از جمله توئیتر در راستای اهداف دیپلماسی دچار تحول و دگرگونی شده است. همین امر، باعث شکل گیری اقسام جدیدی از دیپلماسی گردیده است. «توئیپلماسی» یا دیپلماسی توئیتری، یکی از این اقسام جدید است. پژوهش حاضر به بررسی توئیپلماسی امارات متحده عربی در مورد عادی سازی روابط با رژیم اسرائیل می پردازد. بازه زمانی مورد بررسی، 13 آگوست تا 20 سپتامبر سال 2020 میلادی، همزمان با اعلام رسمی انعقاد پیمان سازش میان امارات و رژیم اسرائیل موسوم به توافق «ابراهیم» یا «آبراهام» است. داده های مورد نیاز از پلتفرم (سکوی) توئیتر جمع آوری شده و با روش تحلیل مضمون، تحلیل شده اند. نتایج حاصل از این تحلیل نشان می دهد که توئیپلماسی امارات اساساً بر 4 محور اصلی استوار بوده است که از جمله آنها می توان به تلاش امارات برای معرفی خود به عنوان اصلی ترین کشور حامی صلح و ثبات در منطقه و همچنین بازنمایی پیمان آبراهام به عنوان تلاش امارات برای حمایت از مردم فلسطین اشاره کرد. نتایج تحقیق نشان می دهد که دستگاه دیپلماسی امارات متحده عربی با ترفند فریب افکار عمومی در توئیتر سعی دارد تا اقدامات خود در خصوص مسئله فلسطین را مشروع جلوه دهد. موضوعی که باعث می شود عرصه برای اقدامات جاه طلبانه رژیم صهیونیستی در منطقه هموار گردد.
اصول مدیریت زمان در سبک زندگی اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۴
91 - 115
حوزههای تخصصی:
سبک زندگی اسلامی مجموعه رفتارهای قابل مشاهده و بیانگرانانه است که به لحاظ نظری، معلول باورها و ارزش های اسلامی در ابعاد فردی و اجتماعی زندگی انسان است. یکی از مؤلفه های اساسی در سبک زندگی اسلامی، چگونگی گذراندن عمر و مدیریت زمان است. مدیریت زمان مجموعه ای از مهارت ها برای اداره، کنترل و استفاده بهتر از وقت است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی اصول مدیریت زمان در سبک زندگی اسلامی است. پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی و با روش توصیفی و تحلیلی انجام شده و روش تحلیل داده ها کیفی و از نوع استقرائی بوده است. جامعه تحقیق، متنی و شامل آیات و روایات بحارالانوار است که به صورت هدفمند و در راستای سؤالات تحقیق انجام گرفته است. یافته های تحقیق حاکی از آن است که مدیریت زمان در سبک زندگی اسلامی شامل چهار اصل مهم هدف گذاری، اولویت بندی، برنامه ریزی و نظارت است. نتیجه آن که در سبک زندگی اسلامی به کارگیری اصول مدیریت زمان، استفاده بهتر از فرصت عمر را به دنبال داشته و تضمین کننده سعادت ابدی انسان است.
آسیب شناسی فردی مصرف کاربران حوزوی در شبکه های اجتماعی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۸ بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱۴
117 - 146
حوزههای تخصصی:
طلاب به عنوان گروه های مرجع در جامعه به شمار می روند؛ لذا انتظار می رود بیش از دیگران مراقب گفتار، رفتار و کردار خود در شبکه های اجتماعی باشند. آن ها موظف هستند در کنشگری خود، استانداردهای رفتاری را در عمل به کاربران نشان دهند تا الگوی زیست مجازی برای آنان در کنشگری رسانه ای باشد. از طرفی، بروز آسیب های اخلاقی از سوی کاربران حوزوی، نه تنها موجب کاسته شدن شخصیت و جایگاه صنفی آن ها می شود، بلکه گاهی موجب آسیب دیدن باورهای دینی افراد و بدبینی آن ها به همه دین داران می شود. در این تحقیق، به بررسی آسیب های کنشگری کاربران حوزوی در شبکه های اجتماعی در بُعد فردی پرداخته می شود. روش پژوهش حاضر کیفی بوده و با ابزار مصاحبه عمیق، به تحلیل مسئله پرداخته است. در این مقاله، با 16 متخصص و کارشناس رسانه و سبک زندگی که خود آنان نیز کاربر حوزوی هستند، مصاحبه عمیق به صورت هدفمند انجام شد. آسیب هایی همچون غفلت از رسالت دینی، اظهارنظر غیرتخصصی ازجمله یافته های مصاحبه در کنشگری کاربران حوزوی است. ارائه مصادیق و نمونه خوانی کنشگری در رسانه اجتماعی توسط کاربران حوزوی، از نوآوری های تحقیق حاضر است.
بررسی نقش توانمندسازی کارکنان نیروی انتظامی در تحول و تعالی سازمانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تغییرات اجتماعی - فرهنگی سال نوزدهم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۷۳
159 - 185
حوزههای تخصصی:
توجه به تعالی سازمانی و توانمندسازی کارکنان به دلیل تحولات شتابنده و رقابت برای موفقیت بیشتر در بین سازمان های نظامی بیش از پیش افزایش یافته است. این پژوهش با هدف بررسی نقش توانمندسازی کارکنان نیروی انتظامی در تعالی سازمانی با روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان نیروی انتظامی که در سال1400 در استان اردبیل مشغول خدمت بودند که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ایِ چندمرحله ای تعداد 320 پرسشنامه توزیع شد. روایی و پایایی پرسشنامه با استفاده از آزمون های روایی محتوایی، میانگین واریانس استخراج شده، پایایی مرکب و آلفای کرونباخ، با نرم افزار Smart Pls محاسبه شد که ضرایب به دست آمده، روایی و پایایی ابزار سنجش را تأیید نمود. با تحلیل داده ها مشخص شد؛ سطح تعالی سازمانی و توانمندسازی کارکنان بالاست و توانمندسازی کارکنان 64 درصد از تغییرات تعالی سازمانی را تبیین می کند. نتایج تحلیل فرضیه ها نشان داد، حمایت سازمانی ادراک شده، سبک مدیریت، تجربه شغلی و سرمایه های فرهنگی و اقتصادی، نقش تعدیل گر در روابط توانمندسازی کارکنان و تعالی سازمانی نیروی انتظامی دارند. همچنین معیارهای Z و R2 نشان داد، مدل ساختاری تجربی از برازش مناسب برخوردار است.
نقش رسانه های جمعی و اجتماعی در تغییرات فرهنگی با تأکید بر تعلق به هویت ملی (مطالعه موردی نوجوانان شهر اردبیل)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای نقش رسانه های جمعی و اجتماعی در تغییرات فرهنگی با تأکید بر تعلق به هویت ملی بود. روش تحقیق علّی-مقایسه ای بود. جامعه آماری تحقیق مشتمل بر کلیه نوجوانان (13تا 17 سال) شهر اردبیل به تعداد 50000 که از بین آنها 380 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب گردید. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته برای رسانه ها و پرسشنامه استاندارد سلگی و همکاران (1394) برای احساس تعلق به هویت ملی استفاده شد. برآورد روایی صوری و محتوایی پرسشنامه ها از نظر متخصصان و اساتید و برآورد پایایی پرسشنامه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که این مقدار برای پرسشنامه ها بالاتر از 0.7 به دست آمد. داده ها از طریق آزمون های t تست و تحلیل واریانس چند متغیره (مانوا) در نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد رسانه های جمعی و اجتماعی نقش متفاوتی در احساس تعلق به هویت ملی و ابعاد آن (اجتماعی، تاریحی، فرهنگی و سیاسی) در بین نوجوانان دارند (0.01>P). به طوری که احساس تعلق به هویت ملی و ابعاد آن در بین نوجوانانی که مصرف رسانه ای آنان از نوع اجتماعی است کمتر از نوجوانانی است که از نوع جمعی می باشد. 5.7 درصد از تعلق فرهنگی، 7.7 درصد از تعلق تاریخی، 9.7 درصد از تعلق سیاسی و 14.7 درصد از تعلق اجتماعی نوجوانان از طریق تفاوت در اثر نوع رسانه (جمعی و اجتماعی) تبیین می شود. بنابراین نتیجه گرفته می شود که نوع رسانه نقش مهمی در تغییرات فرهنگی نوجوانان در شکل عام و احساس تعلق به هویت ملی در شکل خاص دارد.
زیستن میان فرهنگ ها: مردم نگاری چندفرهنگی بودن در میان معاودین محله دولت آباد تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های انسان شناسی ایران دوره ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۴
121 - 140
حوزههای تخصصی:
جماعت های مهاجر دیاسپورا به بخش مهمی از زندگی شهری تبدیل شده اند. تجربه ی زندگی آن ها و ویژگی چندفرهنگی بودنشان به بخشی از موقعیت معاصر فرهنگ نیز تبدیل شده است. این امر بر انسان شناسی و مفاهیمی که دست مایه ی این رشته بوده مانند فرهنگ، سنت، هویت و مکان نیز تأثیر گذاشته است و مولد نظریه ها و روش شناسی هایی بوده است. در این مقاله، با نوشتار مردم نگارانه ی حاصل کار میدانی در محله ی دولت آباد تهران و با کاوش در زندگی جمعی معاودین به دنبال فهم چیستی و چگونگی چندفرهنگی بودن هستیم. معاودین ایرانی عراقی هایی اند که از عراق اخراج شدند و با سکونت در شهرهای ایران دیاسپورایی شکل داده اند که به عنوان یک دیاسپورای «عربی» شناخته می شود. موقعیت آن ها در عراق و در ایران همواره موقعیتی مرزی و آستانه ای بوده است. در این مقاله به این پرسش نیز پرداخته ایم که زندگی معاودین چه نسبتی با مفاهیمی مانند فرهنگ و هویت برقرار می کند. آن ها که زندگی شان ورای مرزهای سیاسی شکل گرفته است، چگونه خود را درون مرزهای فرهنگی و هویتی موقعیت یابی می کنند. علاوه بر این، از آنجایی که این جماعت ها به واقعیت همه جاحاضری در جهان امروز تبدیل شده اند، انسان شناسی چگونه می تواند خود را برای فهم بهتر این موقعیت جدید فرهنگ بازیابی کند. در این مقاله تلاش کرده ایم تا این پرسش ها را از خلال صدای معاودین، نظریه های انسان شناختی و همینطور تجربه ی مردم نگارانه بررسی کنیم.
بنیان های هستی شناختی اندیشه اجتماعی امام موسی صدر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مبانی هستی شناختی، تفسیری از جهان اجتماعی ارائه می دهند که دلالت های آن در لایه های بعدی فرهنگ، نحوه تعامل انسان با جامعه، هستی و خدا را شکل می دهد. امام موسی صدر از مهم ترین متفکران مسلمان معاصر است که کوشید صورت بندی نویی از این مبانی هستی شناختی ارائه بدهد. در این پژوهش بنیان های هستی شناختی اندیشه اجتماعی او با روش تحلیلی-اسنادی بررسی شده است. او انسان را دارای چهار بعد می داند: بعد فردی ناظر به آزادی او، بعد اجتماعی در ارتباط با دیگر انسان ها، بعد دیگر به عنوان جزئی از جهان هستی و بعد الهی که ناظر به نقش خلافه اللهی انسان و سامان دهنده دیگر ابعاد است. از نظر او انسان در جایگاه خلافه اللهی تنها عنصر تحول آفرین در هستی و تاریخ است. انسان دارای فطرتی الهی است که عامل محرک او در زندگی محبت است. در نگاه صدر، خانواده واحد سازنده جامعه است. او جامعه را محصول تعامل و تبادل مادی و معنوی میان افراد و امت را حاصل اتحاد مردم در اندیشه و رسالت می داند. همچنین به برابری انسان ها در پیشگاه خدا و نفی تبعیض میان آن ها معتقد است؛ چرا که به سبب یگانگی خدا، همه مخلوقات از نظر وجودی برابرند. او وجه تمایز جوامع را در مطلق یا غیرمطلق بودن ارزش های آن ها می داند. به باور او امت ها نیز به نوعی تولد و مرگ دارند. جهان هستی نیز مخلوق و جلوه گاه صفات نیکوی خدا است، زنده و ذی شعور است و از همین رو بر حق و عدالت بنا شده است. نظام هستی قانونمند، هدفمند و تحت تأثیر وجود دائم و پیوسته خداوند است. شرور نیز اموری نسبی و سبب اختیار و رشد انسان هستند.
بررسی تأثیر سبک زندگی دیجیتال بر هویت اجتماعی (مورد مطالعه: دانش آموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان شهر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال دوازدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۵
93 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، بررسی سبک زندگی دیجیتال و تأثیر آن بر هویت اجتماعی دانش آموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان شهر همدان می باشد. روش تحقیق به لحاظ هدف کاربردی، به لحاظ ماهیت توصیفی از نوع همبستگی و به لحاظ روش پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره متوسطه دختر و پسر مدارس دولتی و غیر دولتی شهر همدان بود (11891 نفر) که حجم نمونه براساس فرمول کوکران 377 نفر برآورد شد و به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه هویت اجتماعی صفاری نیا و روشن (1390) و پرسشنامه سبک زندگی دیجیتال مهاجری و فرقانی (1397) استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها با نظر کارشناسان جامعه شناسی تأیید شد. همچنین ضریب آلفای کرونباخ برای مقیاس ها بالاتر از 7/0 برآورد شد که بیانگر هماهنگی درونی گویه ها و تأیید پایایی بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با کاربرد نرم افزار SPSS تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد بین مؤلفه های متغیر سبک زندگی دیجیتال (مصرف فرهنگی، نحوه گذراندن اوقات فراغت، الگوهای خرید و فروش، الگوهای یادگیری و آموزش از راه دور، مدیریت بدن از طریق رسانه ها) و هویت اجتماعی در بین دانش آموزان دختر و پسر مقطع دبیرستان در شهر همدان رابطه وجود داشت و این رابطه معکوس است. بنابراین، هرچه افراد به سمت زندگی دیجتالی سوق پیدا کرده اند، هویت اجتماعی آنها کمرنگتر شده است و این نشان میدهد، که در این مطالعه ما با چالش این رابطه سرو کار داریم، یعنی تاثیری که سبک زندگی دیجیتال بر روی هویت اجتماعی داشته مثبت نبوده است و جنسیت هم متغیری مهمی در این رابطه ارزیابی نگردید. در تبیین این نتیجه می توان گفت، به زعم بوردیو و گیدنز شرایط عینی زندگی و موقعیت فرد در ساختار اجتماعی به تولید منش خاص منجر میشود و می تواند هویت فرد را بازنمایی یا باز تولید نماید. لذا، لازم است متناسب با امکاناتی که در جامعه برای افراد قرار میدهیم، بسترهای لازم برای احیای هویت اجتماعی نیز فراهم شود، اگر این تقدم و تاخر فرهنگی فاصله زیادی داشته باشند، موجب گسست اجتماعی و سردرگمی هویتی برای جوانان شود که عواقب آن جبران ناپذیر باشد.
نقش جامعه شهری و شهرسازی غربی در تداوم و تحولِ کالبدی- فضایی شهر تهران عصر ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شهرسازی تهران تا دوره ناصرالدین شاه هم چنان به شیوه شهرسازی دوره صفوی ادامه یافته بود. این شیوه تنها جواب گوی نیازهای یک شهر سنتی در ابعاد مختلف اجتماعی، اقتصادی و سیاسیِ محدود بود. اما از دوران ناصرالدین شاه تهران به عنوان پایتخت ایران در دوره قاجاریه و در مواجهه با دنیای غرب به بستری برای تحولات در زمینه شهرسازی و الگویی برای دیگر شهرهای ایران در این زمینه تبدیل شد؛ هرچند این تحولات در شکل خالص غربی وارد شهر مذکور نشد و در نمودی ترکیبی و متأثر از جامعه سنتی ایرانی نمایان شد. ازاین رو مسئله پژوهش حاضر بررسی چگونگی تأثیر شهرسازی غربی و جامعه شهری تهران در تداوم و تحول کالبدی فضایی شهر مذکور در دوره ناصری است. این تحقیق با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی به بررسی مسئله مزبور پرداخته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بخش کالبدی شهر تهران در دوره ناصرالدین شاه متأثر از تمدن غربی وارد مرحله جدیدی شد. این تغییراتِ کالبدی فضایی صرفاً تحت تأثیر دنیای مدرن غرب صورت نگرفت؛ بلکه نیروهای اجتماعی، فرهنگی و هنری بومی و سنتی، تأثیرات جدید را با معماری ایرانی ترکیب کردند. تحولات مزبور از یک جهت در شیوه نوسازیِ شهری در ابعاد مختلف و از جهت دیگر در بُعد کمیتی و رشد و زایش و تکثیر عناصر شهر محقق شد. در این بین کارویژه های برخی از عناصر شهری تهران مطابق با نیازهای جدید تغییر کرد.
پیامدهای اجتماعی اشغال هجده ساله تبریز (993- 1012ق/ 1585- 1604م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اختلافات داخلی دوره شاه محمد خدابنده، مشکلات اوایل حکومت شاه عباس و صلح استانبول موجب تداوم اشغال تبریز شد. از سال 993ق/ 1585م تبریز به اشغال امپراتوری عثمانی درآمد و اندکی بیش از هجده سال زیر سلطه همسایه غربی قرار گرفت. اشغال هجده ساله تبریز با استقرار سیستم دیوان سالاری، نظام تیمار و حضور تعداد زیادی از قوای بیگانه همراه بود که باتوجه به تفاوت های دو طرف، پیامدهای اجتماعی چندی به همراه داشت. در پژوهش حاضر تلاش می شود با روش توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای پیامدهای متعدد اشغال شهر را موردمطالعه قرار داده و به سؤال اصلی پاسخ داده شود. اشغال هجده ساله تبریز با چه پیامدهای اجتماعی همراه بوده است؟ به نظر می رسد حملات و اشغال شهر علاوه بر آسیب های مستقیم به بافت کالبدی و عامل انسانی که سبب افول شهر و شهرنشینی شده، پیامدهای اجتماعی چندی در حوزه های سیاسی، اداری، اجتماعی و فرهنگی به همراه داشته است.