فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۵۴۱ تا ۳٬۵۶۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
از متون جغرافیای انسانی اطلاعات و آگاهی های ارزشمندی در زمینه های اجتماعی، فرهنگی و تاریخی به دست می آید. در این متون، جغرافی نگاران مسلمان به وصف اوضاع اجتماعی، خُلق و خو، آداب و رسوم، اوضاع دینی و سیاسی اقوام و ساکنان مناطق گوناگون جهان اسلام پرداخته اند. وصف اصطخری و مقدسی دو جغرافی نگار برجسته ایرانی و عرب قرن چهارم، علاوه بر بیان امور واقع جغرافیایی تاریخی، تحت تأثیر گرایشهای قومی، دینی و سیاسی آنان نیز قرار داشته است. در این مقاله، به روش توصیفی تحلیلی نمونه هایی از انعکاس گرایشهای مذکور در آثار دو دانشمند جغرافی نگار بررسی خواهد شد. نتیجه نشان می دهد که در بهره گیری از متون جغرافیایی و نیز تاریخی، همواره باید جانب احتیاط را نگاه داشت و ارزیابی، تهذیب و نقد محتویات در استناد به آنها می باید در نظر گرفته شود.
اعتراض مردمی، بی نظمی و شورش در ایران: جمعیت تهران و ظهور رضاخان، ۱۹۲۱-۱۹۲۵م/۱۳۰۰-۱۳۰۴ش
منبع:
پژوهش در تاریخ سال دهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۷
65 - 109
حوزههای تخصصی:
این مقاله به پویایی سیاسی جمعیت شهری در ایران اوایل حکومت پهلوی و نقش آن در بحران هایی که تهران را در نیمه اول دهه ۱۹۲۰ م / 1299 ه.ش در نوردید می پردازد و تا حدّ امکان به روش های بسیج توده مردم، ترکیب جمعیتی ایشان، رهبران و اهدافشان، خواهد پرداخت. همچنین و به طور خاص، اتخاذ روش های عوام گرایانه از سوی رضاخان در مبارزه او با سلسله قاجار در سال های ۱۹۲۵ – ۱۹۲۴م / 1303-1304 ه.ش و تلاش های رژیمش برای استفاده از توده مردم در جهت فائق آمدن بر مخالفان، هم از نخبگان و هم از مردم و ارعاب نهادهای دموکراتیک رسمی مانند مجلس و مطبوعات مستقل نیز مورد بررسی قرار خواهد گرفت. برای بیرون آوردن توده مردم تهران از گمنامی یا از متهم شدن به اوباشی متعصب که کورکورانه واکنش نشان می دهند، این مقاله قصد دارد عدم تعادل موجود در تحقیقات قدیمی تر، که ایران اوایل پهلوی را صرفاً از طریق منشور تلاش های دولت سازی اش می دید، را اصلاح کند و همچنین برخی از دیدگاه های «تاریخ از پایین» را برای مطالعه تاریخ ایران معرفی کند.
شرق شناسی وارونه در اندیشه حسن حنفی
حوزههای تخصصی:
شرق شناسی وارونه در روشن ترین شکل خود در گفتمان حسن حنفی، ظهور و بروز پیدا کرد. صادق جلال العظم، اصطلاح «شرق شناسی وارونه» را واکنش اندیشمندان شرق و به ویژه جهان عرب، می خواند. در واقع، نگرش آن ها با آثار شرق شناسانی شروع شد که با نگاهی اغراق آمیز به غرب می نگریستند و بر این باور بودند که غرب مرجعیت تمدنی است و از طریق معیارها، چارچوب ها و مفاهیم آن باید به تمدن های دیگر توجه کرد. شرق شناسی وارونه به ویژه در دهه 1980 فعال بود؛ این جریان تحت تأثیر و مورد حمایت مکانسیم های ارائه شده از سوی کتاب «شرق شناسی» ادوارد سعید، بود. تأثیر اصلی شرق شناسان در ایجاد گسست هستی شناختی میان شرق و غرب است، که صادق العظم آن را «شرق شناسی وارونه» می خواند. مقوله هستی شناختی (آنتولوژی) در پروژه حسن حنفی موسوم به «غرب شناسی- استغراب» پدید آمده، که درجه حداکثری نسبت به شرق شناسی وارونه محسوب می شود. در پروژه وی، بسیاری از مسلماتی که شرق شناسان با محوریت غرب به واکاوی آن پرداخته اند، وجود دارد؛ اما آن را به شکل وارونه در راستای پی ریزی و تحکیم مرکزیت شرق و تقدم و برتری تمدنی آن، استفاده می کنند. حنفی، دلایل خود را پیرامون تمایز هویت عربی- اسلامی و ترجیح آن نسبت به هویت غربی، ارزیابی می کند و معتقد است که هویت غربی در یک فرآیند گریزانه تاریخی شکل گرفته است و هویت و ساختار آن در حال تغییر است؛ در حالی که هویت عربی- اسلامی دارای مرکزیتی مشخص است، ثابت با طبیعتی ماهوی است.
بازتولید گفتمان نهادها و گروه های اجتماعی شیراز قرن هشتم در دیوان حافظ شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیوان حافظ شیرازی به عنوان متنی ادبی، واجد موقعیّتی تاریخی، و محصول تعامل خالق اثر با مجموعه ای بسیط و گسترده از سنّت ها، گفتمان ها و جریان های اجتماعی و تاریخی سده ی هشتم هجری است. نسبت دیوان حافظ با گروه ها و عناصر اجتماعی، چگونگی بازتولید آن، نیز میزان تقویت، به حاشیه رانی و مطرود نمودن این گروه ها در فرآیند تولید اثر ادبی، موضوع شایسته ی درنگی است که روشن نمودن ابعاد آن، پژوهشی مستقل را طلب می نماید. از این رو این جستار، با روشی توصیفی تحلیلی و استعانت ممکن از مباحث رویکرد تاریخ گرایی نوین، درصدد پاسخ به این سؤالات است که چه گفتمان هایی از نهادها و گروه های اجتماعی شیراز قرن هشتم، در شعر حافظ بازتولید شده اند؟ نحوه ی کنشمندی حافظ و عوامل تقویت و به حاشیه رانی این گفتمان ها در متن و فرایند خلق این اثر ادبی چه بوده است؟ یافته ها نشان می دهند که دیوان حافظ، با شبکه ای پیچیده و شناور از نمادها، دال ها و مدلول های منفی و مثبت، عرصه ای برای به حاشیه رانی و تقابل با گفتمان نهادها و گروه های اجتماعی و رسمی وابسته به قدرت، از قبیل: قاضیان، واعظان، صوفیان، و همچنین بستری برای تقویت بخشی به گفتمان قلندران و درویشان در پیوندی نزدیک با گفتمان برساخته ی رندان، شده است. در این راستا حافظ، در مقام منتقدی رند و بی پروا، با وقوف بر ابعاد گفتمانی و آسیب شناختی اجتماعی و تاریخی عصر خود، نظیر: ریا، جزمی گری، بی عملی وخردستیزی، و هجمه علیه ی آن در دیوانش، آزاداندیشی، عمل گرایی و تساهل اجتماعی را، به مثابه ی الگو و مدلی مترقی در تعالی اجتماعی و تاریخی، ارائه داده است.
آسیب شناسی «بیان مسئله» در پژوهش های تاریخی (مطالعه موردی: پایان نامه های کارشناسی ارشد رشته تاریخ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از اجزای اصلی و در واقع رکن اساسی پژوهش که از آن طریق پژوهشگر به توضیح مسئله پژوهش می پردازد، «بیان مسئله» است. به دلیل نبودِ تعریف درست از «بیان مسئله» و نیز خلط آن با دیگر اجزای پژوهش، نظیر عنوان، موضوع و سؤال اصلی پژوهش، اغلب در پژوهش های تاریخی باعث نادیده گرفتن آن می شود. شاید بتوان گفت این اشکال اغلب ناشی از نارسایی و نبودِ تعریف درست برای مفاهیم اساسی پژوهش در متون «روش پژوهش» در علوم انسانی به طور عام و در تاریخ به طور خاص است که بازتاب آن را می توان در پژوهش های تاریخی، در رساله ها و پایان نامه های دانشجویان تاریخ مشاهده کرد. پژوهش حاضر به دنبال آسیب شناسی نبودِ شفافیت یا نقصان در مفهوم «بیان مسئله» در پایان نامه ها و پژوهش های تاریخی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که به دلیل نداشتنِ تعریف صحیح از بیان مسئله در متون روش پژوهش در تاریخ، منجربه کاستی های جدی ای در پایان نامه های دانشگاهی رشته تاریخ شده است. در این پژوهش تلاش شده است با استفاده از منابع کتابخانه ای و مجموعه گنجینه پایان نامه ها [1] و نیز با روش توصیفی تحلیلی و آماری به تحلیل داده ها بپردازد و آسیب های روش شناسی بیان مسئله را با مطالعه موردی در پایان نامه های رشته تاریخِ دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه فردوسی، در طی سال های گذشته نشان دهد. [1]. Ganj.irandoc.ac.ir
تأثیر دولت های صفوی و عثمانی بر تحولات مذهبی کردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال دهم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۸
۱۰۸-۹۱
حوزههای تخصصی:
تحولات مذهبی در کردستان عصر صفوی با دیگر نقاط ایران متفاوت بود. مسئله اصلی پژوهش این است که ظهور دولت صفوی و مناقشات این دولت با عثمانی چه تأثیری بر بافت مذهبی کردستان داشته است؟ این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی نشان داده است که رشد طریقت های صوفیانه درکردستان پیش از دوره صفوی موجب روند رو به رشد تشیع در این منطقه شده است، به طوری که کردستان با مذهبِ غالبِ شافعی، مانند سایر نواحی اطراف به تشیع گرایش پیدا کرد. اما برخورد قهری صفویه با طوایف کرد این روند تاریخی را متوقف کرد. کردها به سبب سیاست مذهبی صفویان، از تشیع فاصله گرفته و بر مذهب شافعی ثابت قدم شدند. به ویژه اینکه کردستان در آن ایام از حمایت دولت عثمانی که به دنبال ایجاد حائل مذهبی با رقیب شیعی خود بود، برخوردار شد. تغییر سیاست جانشینان شاه اسماعیل در قبال طوایف کرد، در گرایش برخی قبایل به ویژه در جنوب کردستان به تشیع تاثیرگذار بود. این تأثیرگذاری، نقش مخرب اقدامات شاه اسماعیل را در دور کردن کردها از تشیع آشکار می سازد.
تاریخ و معماری پاسارگاد و چرخاب برازجان در دورهٔ کورش بزرگ
منبع:
جندی شاپور سال ششم تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۲
1-21
حوزههای تخصصی:
کورش بزرگ بعد از پیروزی بر آستیاگ آخرین پادشاه ماد در پادگان مادی پایزگدا (پاسارگاد) و به افتخار این پیروزی و موفقیت بزرگ دستور به بنیان کاخ های باشکوهی داد که در آن زمان در ایران نظیر نداشت. وی اوج اقتدار خود را در پاسارگاد به معرض نمایش گذاشت. کورش بزرگ با چه هدفی بعد از پاسارگاد به ساخت کاخ چرخاب برازجان اقدام کرده است؟ این پژوهش از منابع کتابخانه ای واطلاعات بدست آمده از حفریات باستان شناسی بهره گرفته است. بر اساس کاوش های باستان شناسی و آثار بدست آمده کاخ چرخاب تداعی کننده پاسارگاد است. با توجه به شیوهٔ معماری واستفاده از سنگ های سیاه وسفید زمان احداث کاخ چرخاب را به کورش بزرگ بنیانگذار زنجیره هخامنشی منسوب کرده اند. چرخاب برازجان کاخ ناقصی است که با هدف گسترش وقدرت کورش بزرگ در حاشیه دریای پارس (خلیج فارس امروزی) ساخته شده و هرگز مسکونی نشده است. کاخ های پاسارگاد از آثار باارزش و نفیسی از آغاز حکومت کوروش می باشد که به عنوان یک اثر ملی و ابتکاری ساخته و معرفی شده اند و کاخ چرخاب برازجان سمبلی از پیشرفت و تکامل معماری کاخ های پاسارگاد است که بصورت یک اثر هنری جدید از حکومت و قدرت کورش بزرگ حکایت دارد. کاخ چرخاب در اواخر سلطنت کوروش ساخته و پرداخته شده وعقیم ماندن کاخ مصادف با مرگ وی به سال ۵۲۹ ق. م دانست؛ بنابراین می توان بنای کاخ را در همین حدود یعنی ۵۲۹ ق. م دانست. از نظر پلان و نقشه و خصوصیات معماری کاخ چرخاب اقتباس از کاخ های پاسارگاد بخصوص کاخ اختصاصی کوروش می باشد. این کاخ احتمالاً توسط همان معمارانی ساخته شده که کاخ های پاسارگاد را بر پا کرده اند. بر اساس نتایج بدست آمده در این پژوهش، پاسارگاد به عنوان پایتخت سیاسی –مذهبی وچرخاب برازجان یک پایگاه ومقر سیاسی – اقتصادی در دوره سلطنت کورش بزرگ شناخته شده اند. واین که معماری وبنای کاخ چرخاب تداوم پیدا نکرده علاوه برمرگ کوروش، احتمالاً درگیری های سیاسی، عوامل طبیعی منطقه (سیلاب) و مشکلات اقتصادی نیز دخیل بوده است.
بررسی جغرافیایی طبیعی و انسانی شهر یاسوج
منبع:
تاریخنامه خوارزمی سال هشتم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳۱
41-59
حوزههای تخصصی:
یاسوج یکی از شهرهای جنوبی ایران و مرکز استان کهگیلویه وبویراحمداست. این شهر همچنین مرکز شهرستان بویراحمد است، که در شمال شرقی استان واقع شده است. شهر یاسوج از شمال به شهرستان دنا (کهگیلویه و بویراحمد)، از جنوب به نورآباد ممسنی (فارس)، از شرق به سمیرم (اصفهان) و اقلید (فارس) و از غرب به شهرستان کهگیلویه ختم می شود. شهر یاسوج در ارتفاع 1870 متری از سطح دریاواقع شده است. یاسوج دارای ویژگی های جغرافیایی و انسانی حائز اهمیتی است که در منطقه پیرامونی خود جایگاه مهمی دارد. در بعد ویژگی های طبیعی مؤلفه هایی همچون بارش، دما، باد، آب و توپوگرافی و در بعد ویژگی های انسانی جمعیت، گروه های سنی، میزان بیکاری، نرخ اشتغال، میزان جمعیت فعال، مسئله مهاجرت قابل توجه است. در این پژوهش با بررسی منابع مطالعاتی و تحفیفاتی و همچنین آمارنامه های مختلف ویژگی های انسانی و جغرافیایی شهر یاسوج مورد واکاوی قرار می گیرد.
بررسی مؤلفه های فرمی و تزئینی کمان های صفوی به گواه نقاشی ها و نگاره های هم دوره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«تیر و کمان» ازجمله سلاح های دوره صفوی است که علاوه بر میادین نبرد، در مراسم درباری و شکار جایگاه ویژه ای داشته است. از این رو، شناسایی کمان های این دوره اهمیت غیرقابل انکاری دارد. تعداد اندک کمان ها ی باقی مانده و اندک بودن منابع مرتبط، مطالعه آن ها را دشوار کرده است، اما می توان برای مطالعه کمان های صفوی از یکی از مهم ترین اسناد این دوره، یعنی نگاره ها کمک جست؛ چراکه نگاره های دوره صفوی علاوه بر ارزش های زیبایی شناسانه بسیار واقع گرایانه ترسیم می شدند. از این رو، نمود جنگ افزارهای گوناگون ازجمله «کمان» را در آن ها به خوبی می توان پیگیری کرد. علاوه بر معرفی، طبقه بندی انواع کمان و ادوات وابسته بدان، همچون کماندان و تیردان به عنوان یکی از کهن ترین و مهم ترین رزم ابزارها در دوره صفوی از عمده اهداف پژوهش حاضر است. در این راستا پاسخ گویی به پرسش هایی همچون: کمان و ادوات وابسته به آن در این دوره، چه انواعی داشته، چه ارتباطی میان شکل ظاهری و کارکرد آن ها وجود داشته است؟ و چه نقوش تزئینی بر کمان های این دوره به کار رفته است؟ در پژوهش حاضر مدنظر قرار گرفت. در این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی و با گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای صورت گرفته است، به مقایسه، تحلیل و طبقه بندی کمان ها از خلال 70 نگاره و اثر ترسیم شده از آغاز تا پایان دوره صفوی، پرداخته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که حداقل چهار نوع کمان و شش نوع مختلف تیردان در مراسم مختلف دوره صفوی استفاده می شده است. از این میان کمان هایی که در مرکز فرورفته و گوشه هایی به سمت خارج داشتند، پرکاربردتر و کمان های ساده، کم کاربردتر بوده اند. در میان انواع نقوش حک شده بر کمان ها، کتیبه های نوشتاری رایج ترین نقش بر سطح کمان ها بوده اند که بیشتر درراستای تهییج روحیه و استعانت از نیروهای الهی به منظور غلبه بر دشمن به کار گرفته شده است. هم چنین نقش کمان یا ادوات وابسته بدان همچون زهگیر، نشان دهنده اهمیت این اشیاء در نشان دادن اقتدار دربار ایران در روابط خارجی و جایگاه آن به عنوان آرایه رسمی مردان درباری این دوره است.
نگاهی به داستانِ پلاطُس (بردارکردگیِ عیسی مسیح) در کوش نامه و سنجشِ آن با متن هایِ دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این جست ار می ک وشیم ت ا ریشه هایِ داستانی را که مانوش، سالارِ روم، ب رایِ کوشِ پیل-دندان می فرستد، در منابعِ ایرانی جست وجو کنیم. در این داستانْ نخستْ به پلاطُس و نقشی که او در تصلیبِ عیسی داشته و به آسمان رفتنِ او اشاره شده است؛ سپس کین کشیِ «شمعون»، حواریِ عیسی، از یهودیان پیش کشیده شده و نهایتاً از حیلۀ دو حواری، «ادنی» و «متّی»، برایِ مسیحی ساختنِ رومیان، سخن به میان آمده است. بخشِ نخستِ داستان (به آسمان رفتنِ عیسی) را در سخنِ مان ویان و سرودهایِ ب ردارک ردگیِ عیسی در مانویّت می-بینیم. بخشِ دوم (انتقامِ شمعون از یهودیان) در تواریخِ دورۀ اسلامی (تاریخِ بلعمی) به پادشاهیْ از رومیان نسبت داده شده است. بخشِ سوم (حیله ساختنِ ادنی و متّی برای مؤمن کردنِ رومیان) را مطابق با قصص الانبیایِ ابواسحاقِ نیشابوری، در کردارِ شمعون می بینیم؛ بنابراین، آنچه در کوش نامه آمده است، همان روایت مانوی/ایرانی، (آمیخته به عناصری اسلامی) است؛ با این تفاوت که در بخشِ دوم، جابه جایی و در بخشِ سوم، شکستگی در رخداد وجود دارد.
بررسی تطبیقی آزادی فرد و قدرت دولت در اندیشه سیاسی آیت الله نائینی و شیخ فضل الله نوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آزادی فرد و قدرت دولت از مفاهیم و موضوعات مورد بحث میان جری ان های سیاس ی و م ذهبی مختل ف در دوران مشروطه بوده است که متناسب با تعریفی که هر یک از جریان ها از آزادی و قدرت و حیط ه آن در اسلام ارائه داده اند مواضع مختلفی در برابر نهضت مشروطیت ک ه یک ی از اص ول اساسی آن آزادی فرد و قدرت دولت است اتخاذ کرده اند. شیخ فضل اﷲ نوری و میرزای نائینی به عنوان نمایندگان دو جریان مهم فکری بودند که در تقابل با یکدیگر قرار گرفتند و نظرات متفاوتی را ارائه دادند. این گونه به نظر می رسد که عمده ی اختلاف ها به مبانی و اندیشه های سیاسی افراد باز می گشت، ولی در واقع، اختلاف برداشتی که میان علمای عصر مشروطه وجود داشت، عمدتاً در زمینه تجزیه و تحلیل جریان های سیاسی، اظهار نظر در مورد اشخاص و احزاب، انگیزه های آن ها و مواردی از این قبیل بود و طبیعی بود که در بحث از این گونه امور و اظهار نظر در این موارد، اختلاف نظر به وجود آید. این مقاله در یک بررسی تطبیقی و با بهره گیری از روش پژوهش تطبیقی به بیان اندیشه ها و مواضع جریان مشروطه ی مشروعه و رهبر اصلی آن، شیخ فضل الله نوری، در مقابل علمای مشروطه خواه و رهبر اصلی آن، علامه نائینی پرداخته است.
واکاوی رابطه نافرجام ونیزیان با شاه تهماسب صفوی: براساس منابع ترجمه نشده ایتالیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوران طولانی سلطنت شاه تهماسب صفوی (1524تا1576م/930تا984ق)، شاهد دگرگونی های فراوانی در سیاست خارجی ایران بود. در این دگرگونی، مسئله عثمانی متغیر مستقل بود. برای شاه محتاط صفوی، تنش زدایی با حکومت عثمانی اولویت اصلی سیاستِ خارجی بود؛ به طوری که متغیر وابسته، یعنی رابطه با دولت های اروپایی ازجمله ونیز، از رابطه با عثمانی تأثیر می گرفت. اگر تا پیش از انعقاد پیمان صلح آماسیه (962ق/1555م) ونیزیان به اتحاد با ایران علیه عثمانی امید داشتند، پس از انعقاد این پیمان، تلاش آنها با شکست روبه رو شد. انصراف ناگهانی ونیزیان از درخواست اتحاد با ایران که در پی اعزام میکله ممبره (Michele Membre) صورت گرفت و صلح آنها با عثمانی (946ق/1539م)، خشم شاه تهماسب را برانگیخت و سفیر ونیزیان را مرخص کرد. با مرگ سلطان سلیمان قانونی (974ق/1566م) و به حکومت رسیدن سلطان سلیم دوم، نامبرده با لغو معاهده های پیشین با ونیزیان و تهدید آنها باعث شد این دولت شهر ایتالیایی بار دیگر به فکر اتحاد با ایران بیافتد. به همین منظور، پس از انعقاد پیمان مقدس با برخی از دولت های اروپایی، خواجه علی تبریزی و وینچنتزو دی آلساندری (Vincenzo di Alessandri) روانه دربار شاه تهماسب شدند تا روند اتحاد را بیازمایند؛ اما شاه تهماسب هرگز به سفیر ونیزی روی خوش نشان نداد. عواملی چند باعث شد شاه تهماسب به سفیر ونیز توجهی نکند و باوجود اصرار سفیر و برخی شاهزادگان صفوی، حتی او را به حضور نپذیرد. این عوامل عبارت بودند از: تجربه تلخ سفارت میکله ممبره به ایران، انعقاد پیمان صلح آماسیه، وجود مشکلات داخلی مانند ناآرامی های گیلان، ناشکیبایی دی آلساندری، اصرار شاه تهماسب مبنی بر مشاهده اقدام عملی از سوی اتحادیه اروپایی و ترس از ناراحتی ترک ها از باریافتن دی آلساندری. این پایانی تلخ بر ارتباط ونیزیان با شاه تهماسب بود.
مطالعه پتروگرافی سفال های هزاره چهارم قبل ازمیلاد محوطه نارجوئیه III جیرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ علی آباد، یکی از مهم ترین فرهنگ های مربوط به هزاره چهارم قبل ازمیلاد (مس وسنگ جدید) در جنوب شرق ایران است که پراکندگی سفالینه های آن را می توان در مناطقی همچون استان کرمان، استان سیستان وبلوچستان و غرب کشور پاکستان مشاهده کرد. در بررسی های باستان شناسی مربوط به فرهنگ مذکور، محوطه نارجوئیه III شناسایی گردید که دارای سفال های شاخص این فرهنگ بوده است. در این پژوهش سعی شده با طرح پرسش هایی درخصوص چگونگی نحوه فرآوری خمیره، نوع خاک و شاموت مصرف شده، شرایط و حرارت پخت در کوره و هم چنین تاحدودی به منشأ ساخت سفال های این منطقه(؟) پاسخ داده شود. در همین راستا به منظور مطالعه فنی (اطلاعاتی نظیرِ نوع خاک مورد استفاده و نحوه فرآوری آن، منشأ و شیوه ساخت) این سفال ها از روش پتروگرافی مقاطع نازک در زیر میکروسکوپ پلاریزان استفاده گردید. براساس مطالعه کانی شناسی می توان سفال ها را ازنظر نوع پتروفابریک به دو دسته سیلتی (ریزبلور) و پورفیری (درشت بلور) تقسیم بندی کرد. تمام سفال ها ازنظر خصوصیات کانی شناسی از ویژگی های یکسانی پیروی می کنند که بیان کننده استفاده از یک نوع خاک یکسان است. دانه های خمیره افزوده شده را می توان به راحتی در اندازه های درشت شناسایی کرد، که این دانه ها به صورت دانه های کوارتز با لبه های تیز و زاویه دار، پلاژیوکلاز، دانه های میکا و خرده سنگ ها هستند. سفال ها ازنظر منشأ ساخت دارای منشأیی واحد بوده و با مقایسه با رِخنمون زمین شناسی منطقه، احتمالاً بومی و مربوط به همان منطقه کرمان هستند. دمای پخت سفال ها را براساس کانی های شناسایی شده کلسیت و مسکویت می توان تاحدودی تخمین زد که برای 5 قطعه باتوجه به حضور کلسیت پایین تر از 850 درجه سانتی گراد و در سفال هایی با دانه های مسکویت نارنجی متمایل به زرد تا 950 درجه سانتی گراد درنظر گرفته شده است.
بررسی روند تغییر نهاد وزارت و ایجاد وزارتخانه های جدید در جریان انقلاب مشروطه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱ (پیاپی ۲۸)
121-141
حوزههای تخصصی:
نهاد وزارت نقطه ثقل نظم دیوانی ایران در طول تاریخ بوده است. وزیر با عنوان های مختلفی مانند وزیر اعظم و صدراعظم در رأس این نظام قرار داشت و به دستیاری رؤسای دیوان ها کشور را اداره می کرد. از دوره ناصرالدین شاه تکاپوهایی برای نوسازی دستگاه دیوان آغاز شد. این تلاش ها دو وجه داشت: ایجاد وزارتخانه های چندگانه و تعدیل جایگاه صدراعظم. این امر که به منزله تغییر در نهاد وزارت بود، به سادگی امکان پذیر نبود، زیرا نهادها در برابر تغییر مقاومت می کنند. نتیجه آنکه تلاش ها برای ایجاد نهاد جدید وزارت شکست خورد. تا پایان سلطنت مظفرالدین شاه با وجود آنکه عنوان های متعدد وزارتی خلق شد، اداره امور همچنان در دستگاه صدراعظم باقی ماند، بی آنکه «وزارتخانه های چندگانه» به نهاد تبدیل شده باشد. پژوهش حاضر کوشیده است با اتکا به منابع کتابخانه ای و با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به بررسی این مطلب بپردازد که تغییر نهاد وزارت و ایجاد وزاتخانه های جدید به عنوان نهادهایی نو در جریان انقلاب مشروطه ایران چگونه امکان پذیر گردید؟ یافته های پژوهش نشان می دهد انقلاب مشروطه نیروی لازم را برای ایجاد تغییر ناگهانی در نهاد وزارت فراهم ساخت. تحقق این امر از خلال تثبیت معنایی جدید از مفهوم وزیر صورت گرفت. این تثبیت معنایی از رهگذر مفهوم «وزیر مسئول» محقق گردید. طرح مفهوم «مسئولیت» در دایره مفاهیم اداری و سیاسی ایران، ریشه در تلاش های اصلاح طلبان دوره ناصری و مظفری داشت. پس از پیروزی مشروطه، تحقق حکومت مشروطه با «مسئولیت» وزرا یکسان تلقی شد. از سوی دیگر التهابات ماه های نخست پس از پیروزی انقلاب مشروطه، شکل دستگاه اجرایی و مفهوم وزارت را به مسئله محوری فعالان سیاسی بدل کرد. اتحاد این دو عامل زمینه ساز دگرگونی نهاد وزارت، حذف عنوان های متعدد وزارتی قبل از مشروطه و خلق وزارتخانه های جدید به عنوان نهادهایی نو گردید
دیپلماسی مدبرانه: الگوی برآمده از چهار دهه مقاومت اقتصادی در ایران پس از انقلاب اسلامی
حوزههای تخصصی:
همه کشورها برای رسیدن به درجه مطلوبی از توسعه برنامه ریزی کرده و جهت تحقق یا ارتقای آن راهبردهایی را در نظر می گیرند. کشورهای توسعه یافته درصدد توسعه روزافزون و افزودن بر فاصله خود با کشورهای توسعه نیافته و در حال توسعه هستند؛ در مقابل سایر کشورها نیز در پی کاستن از شکاف موجود می باشند. برای رسیدن به توسعه ملی مناسب به ابزارهای متنوع از جمله دیپلماسی مدبرانه نیاز است. دیپلماسی مدبرانه می تواند تسهیل گر توسعه ملی از طریق تحقق سیاست های اقتصاد مقاومتی و ارتباط نظام مند با جامعه بین الملل و بهره گیری از فرصت ها باشد؛ الگویی که پس از چهار دهه انقلاب اسلامی ایران می تواند مورد توجه دیپلماسی قرار گیرد. جمهوری اسلامی ایران به عنوان یک کشور مهم در حال توسعه تلاش دارد تا بر اساس سند چشم انداز 1404 به کشوری توسعه یافته و قدرت نخست منطقه تبدیل شود. یکی از ابزارهای تحقق این امر بهره گیری از دیپلماسی مدبرانه است. هدف اصلی این پژوهش پاسخ به این پرسش اصلی است که دیپلماسی مدبرانه با بهره گیری از چه راهبردهایی می تواند به تحقق توسعه مطلوب اقتصادی و اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی منجر شود؟
سیاست ها و راهکارهای آل کرت برای ایجاد ثبات سیاسی و تأمین امنیت خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حکومت آل کرت، هم زمان با هجوم مغولان به ایران، در شرق خراسان بزرگ تأسیس شد و از آغاز برتری مهاجمان مغول را پذیرفت. در عصر حاکمیت آل کرت بر خراسان، عوامل متعددی سبب ناآرامی این ایالت بود و حاکمان کرت توانستند با سیاست های ویژه خود، ثبات سیاسی این منطقه را تأمین کنند. مسئله پژوهش حاضر، شناسایی سیاست آل کرت برای ایجاد ثبات سیاسی در خراسان و یافتن راهکارهای این حکومت برای تأمین امنیت در این منطقه است. این پژوهش از نوع تاریخی و با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای به نگارش درآمده است. نتیجه بررسی سیاست و راهکارهای آل کرت نشان می دهد که آنان در برابر هر تهدید برهم زننده ثبات سیاسی خراسان، واکنش متناسب با آن را از خود نشان می دادند. آل کرت با پذیرش مشروعیت حکومت ایلخانی، گرچه بخشی از استقلال خود را در امور داخلی و خارجی از دست داد اما توانستن خراسان را از نبردهای فرساینده با حکومت مرکزی برکنار نگه دارند. آل کرت در برابر توسعه طلبی های جغتاییان راه حل مقاومت نظامی را برگزیدند و در برابر فزون طلبی های سرداران مغول مستقر در خراسان نیز ایستادگی کردند. آنان به خوبی از عهده مرزداری شرق خراسان در برابر حکومت های سلطان نشین رود سند برآمدند و شورشیان نکودری و حاکمان محلی سیستان را تحت نظارت دقیق قرار دادند. عملکرد آل کرت پس از سقوط ایلخانان همچنان ثبات سیاسی خراسان را حفظ کرد و آنان با پذیرش مشروعیت ایلخان خواندگان طغاتیموری و ایجاد روابط خوب با جانی قربانی ها از تنش های احتمالی کاستند. آل کرت در برابر پیشروی های سربداران گزینه نظامی را برگزیدند و با استفاده از توان مذهبی اهل سنت و صوفیان خراسان موفق به مهار این حکومت شدند
اعتبارسنجی روایات شاهزاده بودن مادر امام سجاد(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال دهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۳۷
۲۵-۴۵
حوزههای تخصصی:
در برخی از روایات به نقل از ائمه معصومین: آمده است که شهربانو مادر امام سجاد7، دختر یزدگرد ساسانی بوده است. چنین روایاتی موجب شده تا باور شاهزادگی و ایرانی تبار بودن امام سجاد7 در میان امامیه مطرح شود. مسئله اصلی پژوهش این است که آیا گزارش های تاریخی موجود، محتوای روایات مربوط به شاهزاده بودن مادر امام سجاد7 را تأیید می کند؟ در این مقاله یک روایت از صفار قمی و دو روایت از شیخ صدوق درباره شاهزاده بودن مادر امام سجاد7 از نظر سند و محتوا مورد نقد و بررسی قرار گرفت. سپس با سنجش این سه روایت با گزارش های تاریخی نشان داده شد که این روایات از اعتبار چندانی برخوردار نیستند. همچنین در این بررسی نشان داده شد که محتوای این روایات تأثیری در گسترش تشیع در ایران نداشته است.
بازتاب نظام آموزشی آمریکا در اندیشه ایرانیان دوره قاجاریه و نتایج آن (با تکیه بر مطبوعات دوره قاجار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به یکی از بزرگترین آمال و اهداف اصلاح طلبان و متجددین ایرانی دوره قاجار یعنی تحول در نظام آموزشی کشور با الگو برداری از نظام آموزشی آمریکا می پردازد. اگرچه تا مدتها اعزام دانشجو به کشورهای اروپایی مورد توجه قرار داشت ولی در دهه های پایانی عصر قاجاریه روشنفکران و مطبوعات این دوره به شرح نظام آموزشی آمریکا و برتری های آن نسبت به کشورهای اروپایی پرداختند. پژوهش حاضر با تکیه بر مطبوعات عصرقاجاریه، اسناد منتشرنشده وزارت امور خارجه و مرکز اسناد ملی ایران، با روش توصیفی- تحلیلی به روند شناخت ایرانیان از نظام آموزشی آمریکا و تاثیرات آن بر ایران عصر قاجاریه پرداخته است و نشان می دهد در نتیجه فعالیت مدارس میسیونری آمریکایی و همچنین تبلیغات و تلاش های مطبوعات قاجاریه و همچنین عواملی چون انجمن ملی ایران و آمریکا و بالاخص تلاش های دیپلمات های برجسته ایران در آمریکا، حکومت قاجاریه متقاعد به الگوپذیری از نظام آموزشی و تربیتی آمریکا شد و در این راستا نخستین گام ها را که همانا اعزام دانشجو به آن کشور بود، برداشت و در فاصله زمانی مشروطه تا انقراض قاجاریه شمار قابل توجهی دانشجوی ایرانی تحصیلات خود را در آمریکا به پایان رساندند و به ایران بازگشتند.
فراز و فرود روابط و مناسبات اتابکان لر بزرگ با حکومتهای عباسیان و ایلخانان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال چهاردهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۳۲
118 - 137
حوزههای تخصصی:
حکومت اتابکان لر بزرگ یکی از حکومت های محلی ایران در فاصله بین سالهای ۵۵۰ تا ۸۲۷ه.ق. می باشد. این حکومت در طول فرمان روایی خود بحران های مختلفی را گذراند. یکی از مهم ترین موضوعاتی که به شدت بر حیات این سلسله تاثیر گذاشت مسئله مناسبات آن با دو حکومت بنی عباس و ایلخانان بوده است. مقاله حاضر درصدد است تا با بهره گیری از اسناد و به روش توصیفی _تحلیلی این موضوع را مورد پژوهش قرار دهد. اتابکان لر بزرگ همانند سایر سلسله های محلی از همان روزهای نخست حاکمیت به دنبال کسب مشروعیت سیاسی با خلفای عباسی ارتباط برقرار کرد. در واکاوی روابط اتابکان با ایلخانان مغول آنچه با اهمّیّت به نظر می رسد، دخالت و حضور اتابک در منازعات جانشینی پس از اباقاخان است که اتابک در ابتدا به حمایت از احمد تکودار بر خاست و پس از شکست تکودار نسبت به ارغون اظهار اطاعت کرد. اتابکان در دوران فرمانروایی خود درگیری هایی با حکومت های محلی همچون آل مظفر و اتابکان لر کوچک داشتند.
بررسی روایتی از بازگشت همراهان لطفعلی خان زند به مُلک باخلهَ
منبع:
مطالعات ایران شناسی سال ۶ بهار ۱۳۹۹ شماره ۱۶
37 - 56
حوزههای تخصصی:
از آنجایی که منابع تاریخی قادر به پوشش تمامی رخدادها و ماجراهای دوره زندیه نیستند، با رجوع به شواهد باستان شناسی، فرهنگ های عامه و روایت های رایج می توان تا حد زیادی ابهامات این دوره را مرتفع کرد. برخی منابع تاریخی اولاد محمدکریم خان، بنیان گذار سلسله زندیه، را چهار فرزند پسر و سه فرزند دختر دانسته اند. برخی نیز اولاد ذکور را پنج نفر ذکر کرده اند و به سایر فرزندان و سرنوشت آنها اشاره ای ندارند. همچنین در منابع تاریخی تنها از جهانگیر خان سیستانی به عنوان آخرین همراه لطفعلی خان در مسیر کرمان به بم نام برده شده و به سایر همراهان وی اشاره ای نگردیده است. مردم روستای باخله در هرسین روایتی دارند مبنی بر آنکه اجدادشان آخرین همراهان لطفعلی خان بوده اند که پس از مشکوک شدن نسبت به حمایت حاکم بم، آنجا را به مقصد لکستان ترک می کنند. سنگ قبرهای روستای باخله افزون بر تأیید روایت مذکور، هویت افرادی را روشن می کنند که تا واپسین لحظات سقوط زندیه در رکاب لطفعلی خان جنگیده اند و در تاریخ نامی از آنها ذکر نشده است. در مقاله حاضر تلاش شده است تا بر اساس روایت موجود، خوانش تعدادی سنگ قبر و مراجعه به متون تاریخی بخشی از تاریخ دوره زندیه بازسازی شود.