فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۶۰۱ تا ۳٬۶۲۰ مورد از کل ۲۸٬۶۳۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
«فره» یکی از نمادهای قدرت ایزدی و همانند فروغ و هدیه ای الهی است که در وجود هر انسانی و موجودی به امانت گذاشته شده است و برای صاحبش، زندگی طولانی، قدرت و دارایی به همراه می آورد. فر کیانی وجه شاهی فره است و به بخش متأخر گاه شمار افسانه ای زرتشت تعلق دارد. در مفهومی انتزاعی تر، به مثابه یک تفکر، فره می تواند نیرویی وابسته به هستی یا نیروی الهی باشد که از جهان نامحسوس برخاسته و در این گیتی، جاری شده است که از طریق آن، کارهای خوب انجام و بخت خوب نیز تضمین می شود. آنچه در این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی بررسی می شود، مفهوم واژه «فره» در فارسی و اوستا، دلایل اهمیت فر کیانی، مختصری درباره سلسله کیانیان، اسطوره های ایرانی که فره قهرمان آن است و داستان های ملی مرتبط با آن، چهره های مادی و معنوی فر کیانی و بازیافته های باستان شناسی درخصوص فره است تا درنتیجه به این پرسش ها پاسخ داده شود که به چه دلیل فر کیانی دارای چنین جایگاه ویژه ای است و آیا می توان داستان های ملی ایران و فر کیانی را با یکدیگر مرتبط دانست یا خیر. برآیند تحقیق نشان دهنده آن است که با تأمل در متن اوستایی زامیادیشت به نیکی می توان دریافت که بنابه دلایل اسمی، تاریخی و جغرافیایی، دینی و مذهبی، ملی و اسطوره ای، فر کیانی دارای چنین جایگاه مهمی است. همچنین، قهرمانان اصلی برخی از داستان های دلنشین ملی ایران از فر کیانی بهره جسته اند و برخی از مطالبی که فردوسی بزرگ در شاهنامه بیان کرده است، ریشه در زامیادیشت اوستا دارند.
جغرافیای تاریخی رودخانه های الوند و قره سو و نقش این دو رود در شکل گیری شهرهای باستانی سرپل زهاب و کرمانشاه
منبع:
مطالعات ایران شناسی سال ۶ زمستان ۱۳۹۹ شماره ۱۹
25 - 41
حوزههای تخصصی:
با توجه به قدمت و دیرینگی دو شهر کهنسال سر پل زهاب (حلوان قدیم) و کرمانشاه (قرماسین/ قرمیسین در متون عربی اوایل دوران اسلامی)، می توان گفت که یکی از مهم ترین عوامل شکل گیری و پایایی دو شهر مذکور در طول دوره های مختلف تاریخی، وجود دو رود مهم الوند (الَوَن) و قره سو، بوده است. نتیجه این پژوهش بیشتر بر اساس مطالعه متون مختلف دوره اسلامی، حاکی از آن است که به احتمال بسیار نام شهر و ناحیه قدیم حلوان، از نام رود اَلوَن اقتباس شده است. در کتاب حدودالعالم (قرن چهارم هجری)، به موقعیت دقیق رودخانه الوند نسبت به شهر حلوان اشاره و نام الوند تا به امروز به همین شکل حفظ شده است. درباره رود قره سو نیز به نظر می رسد که نام آن از دوره صفویه یا کمی پیشتر، جایگزین نام قدیمی این رود گردیده است. احتمالاً نام قدیم رود قره سو نیز، همچون رود اَلوند، به نام شهری که در کنار آن قرار دارد، مرتبط بوده است. بر این اساس، گزینه های احتمالی همچون رود باستانی کُرما، اَرَزیشو و گاماسیاب، در ارتباط با نام قدیمی رود قره سو بحث و ارزیابی شده اند. بر اساس متون دوران اسلامی و نیز شواهد پراکنده باستان شناسی، به نظر می رسد که شهر قدیم کرمانشاه (قرماسین) در بخش جنوبی رود قره سو واقع گردیده، مکانی که امروزه در زیر بافت قاجاری شهر کنونی است.
نتایج پروژه پیش ازتاریخی محوطه ورامین: معرفی مرحله اولیه تمدن جیرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در باستان شناسی جنوب غرب آسیا، دشت جیرفت به عنوان یک منطقه مهم و کانونی در عصر مفرغ شناخته می شود. دلیل شهرت جیرفت به واسطه کشف اشیاء تدفینی فراوان حاصل از حفریات قاچاق و مهم تر، به دلیل دستاوردهای علمی شش فصل کاوش در محوطه های کنارصندل است. پس از یک دهه وقفه در کاوش های باستان شناسی پیش ازتاریخی در جیرفت، پروژه محوطه ورامین جیرفت آغاز شد و تاکنون به مدت دو فصل انجام شده است. در این مقاله نتایج پژوهش های میدانی انجام شده در محوطه ورامین ارائه می شود. کارهای صورت گرفته در قالب «پروژه پیش ازتاریخی ورامین» طی دو فصل عبارتنداز: 1) گمانه زنی به منظور تعیین عرصه و حریم محوطه، 2) تهیه نقشه توپوگرافی و انجام بررسی هدفمند سطحی محوطه به منظور تعیین وسعت محوطه در ادوار مختلف فرهنگی، فرآیند شکل گیری و نحوه رشد محوطه و تعیین کارکرد بخش های مختلف آن، 3) کاوش لایه نگاری محوطه به منظور تعیین توالی فرهنگی دشت و ارائه گاهنگاری مطلق، 4) کاوش دو گور سردابه ای جهت شناخت ساختار گورها و الگوهای تدفین در عصرمفرغ منطقه. اصلی ترین هدف از کاوش محوطه ورامین (به عنوان بخشی از یک شبکه استقراری گسترده تر) شناخت فرآیندها و پویایی های بومی شهرنشینی اولیه و روند تکاملی تمدن جیرفت بود. پروژه محوطه ورامین جیرفت نشان داد استقرار در این محوطه از اواخر هزاره پنجم پیش ازتاریخ آغاز شده است و طی هزاره های چهارم و سوم پیش ازتاریخ تداوم داشته است؛ همچنین وجود یک کارگاه تولید ظروف سنگی و مهرهای سنگی با وسعتی بالغ بر نیم هکتار مستند شد. از دیگر دستاورد های این پروژه، معرفی یک دوره جدید فرهنگی مربوط به اواخر هزاره چهارم و اوایل هزاره سوم پیش ازتاریخ (3300-2900 پ.م.) در دشت جیرفت است که تاکنون ناشناخته مانده بود، این دوره فرهنگی جدید «دوره ورامین» نام گذاری شد. در توالی فرهنگی منطقه، دوره ورامین حدفاصل دوره علی آباد و دوره کنارصندل جنوبی جای می گیرد.
سیستان: مواجهه متنفذان محلی و حکومت پهلوی (1332-1320ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گنجینه اسناد سال سی ام زمستان ۱۳۹۹ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۰)
56 - 83
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی تقابل متنفذان محلی منطقه سیستان با حکومت پهلوی از سال 1320 تا 1332ش. روش/ رویکرد پژوهش: اسناد آرشیوی و منابع کتابخانه ای منبع گردآوری دادهها بوده است. یافته ها و نتیجه گیری: مواجهه با نیروهای مرکزگریز محلی که اقتدار حکومت را به چالش می گرفتند پهلوی اول را مصمم به ازمیان برداشتن آنها کرد تا وی بتواند دولت مدرن در ایران تأسیس کند. پس از رضا شاه، سرداران تبعیدیِ با بهره گیری از ضعف دولت مرکزی به سیستان بازگشتند و درصدد برآمدند قدرتشان را ترمیم کنند. آن ها توانستند تااندازه ای موقعیت پیشین خود را احیاء کنند. دولت نیز به دنبال تعامل با ایشان بود و به فراخور هم سویی و اطاعت پذیری ایشان با آن ها با مسالمت رفتار می کرد. در دهه 1320 هرگاه حکومت مرکزی دچار ضعف می شد، متنفذان محلی قدرت می گرفتند و به اِعمال قدرت خارج از چارچوب تعیین شده می پرداختند.
سیمای ایرانشهر در آغاز دوره ساسانی (سده سوم) از نگاه روم: تصویری غربی از بازگشتِ هخامنشیان
منبع:
پژوهش در تاریخ سال دهم پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۸
1 - 19
حوزههای تخصصی:
جابجاییِ اشکانیان با ساسانیان چرخشی بزرگ در سیاست های ژئواستراتژیک شاهنشاهی ایران بود. به این ترتیب، تغییر نگاهِ رومیان نسبت به ابرقدرتِ شرقی خیلی زود در همان نخستین آثار تاریخ نگارانه معاصر با اردشیر بابکان خود را نمایان کرد و نگارندگان رومی تلاش کردند میانِ ساسانیان و خاطره هخامنشیان پل بزنند. هدف از این پژوهش شناختِ ذهنیتِ روم و کارکردِ دستگاهِ تبلیغاتیِ این امپراتوری شاملِ برداشت (Perception) و انگاشتِ (Depiction) تازه بنیادِ آنان از ایرانِ سده سوم و پاسخ به این پرسش است که روم، افزون بر این درک و فهم از شرایط جدید، چه واکنشی متناسب با آن ارائه کرد. بر پایه این پژوهش، به نظر می رسد راهبردِ روم در سده سخت و دشوار سوم میلادی بزرگنمایی در کامیابی های نظامی اش در برابر ساسانیان و حتی ارائه گزارش های رسمیِ ساختگی و وارونه جلوه دادن واقعیت بود. آنان در این دوره به یک کلیشه سیاسی-رسانه ای برای بازنماییِ رخدادهای جبهه های شرقیِ خود دست پیدا کردند که در سده های سپسین ادامه یافت.
نوگرایی در تونس؛ از شکل گیری تا پیدایش نگاه انتقادی به مدرنیته (1881-1937م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه تاریخ اسلام سال دهم بهار ۱۳۹۹ شماره ۳۷
۱۰۷-۱۲۷
حوزههای تخصصی:
تونس در اوایل قرن نوزدهم میلادی به سبب ارتباط با مصر و عثمانی و نیز تعامل با فرانسه که از خاستگاه های اصلی نوگرایی بود با مدرنیته آشنا شد. نوگرایی در تونس با نوسازی های احمدبای (حک. 1837-1855م) آغاز شد. این نوگرایی تا آغاز استعمار فرانسه (1881م) و پیدایش دیدگاه های انتقادی در باب مدرنیته ادامه پیدا کرد. نخستین نوگرایان تونس مانند دیگر کشورهای اسلامی از افراد وابسته به حاکمیت بودند و اقدامات نوسازی آنها بیشتر معطوف به جنبه مادی و ملموس مدرنیته بود. آنها با نگاه به ظواهر مدرنیته، راه هرگونه رشد و ترقی را در تقلید و اقتباس از غرب می دانستند. مسئله اصلی پژوهش این است که زمینه ها و عوامل نفوذ و گسترش مدرنیته در تونس چه بوده است؟ پژوهش حاضر با بررسی عوامل و زمینه های ورود مدرنیته به تونس، به تبیین ماهیت و ویژگی های گفتمان نخستین مرحله نوگرایی در تونس می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که نخستین مرحله از گفتمان نوگرایی در تونس، بیشتر ماهیت نوسازی داشت. راهکار اصلی تجددخواهان برای برون رفت تونس از عقب ماندگی ها، استفاده همه جانبه از دستاوردهای فنی و صنعتی مدرنیته بود. آنها به مبانی و الزامات معرفت شناختی مدرنیته بی توجه بودند. از این رو فهم بنیادینی از تعاریف و مفاهیم اساسی مدرنیته درباره انسان، جهان و جامعه نداشتند.
جستاری در «مولود » و بررسی جایگاه آن در ادبیات در آسیای صغیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش نوین زرتشتیان، عصر ناصری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زرتشتیان ایران، تا دوره سلطنت ناصرالدین شاه، فاقد نهاد آموزشی مستقل بوده و همین موجب عدم پیشرفت آنان در مراتب دیوانی و اقتصادی می شد. جرقه ایجاد چنین نهادی اوایل دوره ناصری، با پشتیبانی مالی زرتشتیان هند، به طور خاص شخصی به نام مانکجی که درصدد بهبود وضعیت اجتماعی زرتشتیان یزد بود، زده شد. اقدامات مانکجی نوع اندیشه خاصی را برای جلب حمایت زرتشتیان یزد از نهاد نوین آموزشی ترویج می کرد. هدف این مقاله پاسخ به این پرسش است که چه چالش هایی از درون این جامعه، در مقابل تأسیس یک نهاد آموزشی، ایجاد شده و زمینه های عمومی جامعه ایران و پیشینه نهاد های آموزشی چه تأثیری بر واکنش های اجتماعی داشتند؟ اندیشه هایی را که توسط ماکنجی برای تشویق زرتشتیان ایران به ساخت مدارس نوین، مطرح کرده است با استفاده از نظریات جامعه شناسی در باب شکل گیری نهاد اجتماعی و به طور خاص با مقایسه نهادینه شدن خودخواسته (Self-enforcing) و یا تبدیل نهاد متصور (Imagined Institution) به نهاد استقراریافته (Enacted Institution) بررسی شده و اندیشه های مطرح شده و فعالیت های انجام شده در راستای تأسیس نهاد آموزشی زرتشتی ریشه یابی و تحلیل می شوند. انگیزه ایجاد نهاد آموزشی برای زرتشتیان از آموزه های سنتی آنان گرفته شد، از آن جا که تأسیس نهاد نوین آموزش برای کودکان زرتشتی، مقدم بر دیگر اقشار بود، ارزیابی سیر تحولات آن، درباب روند اقتباس آموزش نوین، پاسخ دهنده ابهاماتی از تاریخ معاصر ایران خواهد بود.
ملاحظاتی در باب نمود اعتقاد به «احکام نجوم» در تاریخ نگاری ابوحنیفه دینوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در تاریخ نگاری، مبحث اعتقادداشتن یا اعتقادنداشتتن مورخ به «احکام نجوم»، از نکات مهم و در کانون توجه است. ابوحنیفه دینوری، از مورخان بزرگ تمدّن اسلامی در قرن سوم قمری/نهم میلادی، کتاب اخبارالطوال را براساس شیوه تاریخ نگاری عمومی تألیف کرده است. این پژوهش با دیدگاهی توصیفی تحلیلی به دنبال یافتن پاسخ این پرسش است که نمود اعتقادی ابوحنیفه دینوری به احکام نجوم به چه صورت بوده است و در تاریخ نگاری او، تجلی این نمود در چه زمینه هایی مشاهده می شود. براساس یافته های این پژوهش، به نظر می رسد دیدگاه دینوری درباره پیشگویی های منجمان، فرازونشیب هایی داشته و در مجموع، نمونه های اندکی از پیشگویی ها در حوادث تاریخی را ذکر کرده است. او در اثر خود، در همان نمونه های اندک که پیشگویی بزرگان و منجمان را بررسی کرده و آن را مهم دانسته، به پیشگویی های عوام بی توجه نبوده و گاهی در کتاب خود، از این گزارش ها نام برده است؛ همچنین بر این باور بوده است که اگر در مواقعی، منجمان و اهل احکام نجوم پیشگویی نداشته اند، تأویل و برداشت نادرست از سخنان آنها دلیل اصلی محقق نشدن این پیشگویی ها بوده است. دینوری در جایگاه یک منجم، آثار نجومی مهمی را نگاشته که این موضوع در اعتقادش به درستی سخنان اهل احکام نجوم بی تأثیر نبوده است. مباحثی که احکام نجوم در آن مطرح شده، در کتاب اخبارالطوال مفصل تر از حوادث مشابه توضیح داده شده است.
چرایی و چگونگی شکل گیری روابط میان پارسیان هند و زرتشتیان ایران (برپایه روایات داراب هرمزدیار)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در حدود سال 880 ق/1476م با ورود نریمان هوشنگ، از پارسیان هند، به ایران و ملاقات او با دستوران تُرک آباد، میان پارسیان هند و زرتشتیان ایران رابطه ای ویژه پایه گذاری شد که قریب سیصدسال ادامه یافت. حاصل این روابط، مجموعه ای از روایت ها به زبان فارسی است که هریک از آنها به طور معمول، به نام حامل آن روایت، نامیده می شود. تعداد درخور توجهی از این روایت ها، در مجموعه ای به نام «روایات داراب هرمزدیار» گرد آمده است. این روایت ها علاوه بر روشن کردن جنبه های مختلف کیش زرتشتی، مسئله ها و دغدغه هایی را بیان می کند که جوامع زرتشتی در هند و ایران با آن روبه رو بودند. پژوهش حاضر، توصیفی تحلیلی و مبتنی بر روش پژوهش تاریخی است. در این پژوهش تلاش شده است بر مبنای مجموعه روایات داراب هرمزدیار، به این پرسش پاسخ داده شود که در این مدت، باوجود برخی موانع، چه عوامل یا انگیزه هایی آغاز و نیز استمرار رابطه میان پارسیان هندوستان و زرتشتیان ایران را باعث شدند. تحلیل محتوای این روایت ها و درک اوضاع و مسائلی که این دو جامعه با آنها مواجه بودند، نشان می دهد فتح باب روابط پارسیان و زرتشتیان ایران، به احتمال امری اتفاقی بوده است نه اقدامی برنامه ریزی شده و با هدف کسب اطلاعات دینی از زرتشتیان ایران؛ اما تردیدی نیست ادامه این روابط، مدیون مجموعه ای از انگیزه های دینی و اجتماعی و اقتصادی است که هر دو طرف دنبال می کردند.
جستاری در چگونگی و مکان دفن حضرت فاطمه زهرا(س)در منابع نخستین(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال بیست و یکم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۳ (پیاپی ۸۳)
111 - 138
حوزههای تخصصی:
حضرت فاطمه زهرا(س) که مقامی ویژه نزد پیامبر(ص) داشت، تنها دختر ماندگار پس از رحلت آن حضرت بود که زندگی کوتاه ایشان با روی دادهای بزرگ و سرنوشت ساز همراه شد. کوتاه بودن مدت زندگانی آن بانوی بزرگوار و وجود جریان های معارض با اهل بیت(ع) سبب شده است، بسیاری از رخدادهای زندگی ایشان، مانند چگونگی و مکان دفن آن حضرت به درستی آشکار نباشد. با وجود اختلاف علمای اهل سنت درباره چگونگی دفن حضرت زهرا(س)، بیشتر آنها بر این باورند که مدفن آن حضرت(س)در قبرستان بقیع، مکانی مشخص دارد، اما شیعیان آن قبر را متعلق به فاطمه بنت اسد می دانند و بر این باورند که مکان قبر آن بانو آشکار نیست. هر دو گروه در این باره، مستندات قابل توجهی ارائه کرده اند. این مقاله با روش تحلیلی توصیفی، این دو دیدگاه را بررسی می کند و به سنجش و اثبات این فرضیه می پردازد که قبر منسوب به ایشان در بقیع متعلق به فاطمه بنت اسد است و محدوده مدفن حضرت زهرا(س)در کنار روضه نبی اکرم(ص)در بیت ایشان واقع شده است، اما محل دقیق قبر مخفی است.
بررسی حضور سکاها در رودبار گیلان در هزاره یکم پیش ازمیلاد براساس شواهد باستان شناختی و منابع تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سکاها تیره ای بودند که دسته ای از آنان پس از جابه جایی های بسیار در هزاره نخست پیش از میلاد به بخش هایی از شمال غرب ایران وارد شدند و در این پهنه به زندگی پرداختند. کتیبه های باستانی همچون کتیبه اسرحدون و متن های تاریخی همچون تاریخ هرودوت به سکایان اشاره کرده است. در سالیان اخیر با یافت شدن خاکسپاری ها و گورآوندهای سکایی پرتوی نو بر تیره سکایی در ایران افکنده شده است و تأییدی بر نوشته های مورخان است که در هزاره یکم پیش ازمیلاد این تیره در شمال غرب ایران پدیدار شده بودند. یکی از محوطه هایی که خاکسپاری انسان همراه با اسب در آن وجود دارد محوطه کلورز و جوبن در رودبار گیلان است. پرسش این پژوهش چنین است که چه پیوندی میان یافته های محوطه های کلورز و جوبن با تیره سکایی وجود دارد؟ فرضیه پژوهش این است که باتوجه به اینکه الگوهای خاکسپاری را می توان در زمینه مطالعه تمایزات قومی و روابط خویشاوندی و نیز باورهای آیینی استفاده کرد، خاکسپاری های یافت شده همراه با گورآوندهای آنها در محوطه های کلورز و جوبن را می توان به تیره سکایی منسوب کرد. این پژوهش بر اساس هدف از نوع پژوهش های بنیادی و ماهیت و روش آن از نوع پژوهش های تاریخی و باستان شناسی به شیوه توصیفی و تحلیلی است. نگارندگان در این مقاله به خاکسپاری های انجام شده در این محوطه ها و گورآوندهای یافت شده از آنها می پردازد و در ادامه با همسنجی آنها با شیوه خاکسپاری سکایان به تبیین و تحلیل جایگاه سکاها در شمال ایران می پردازد.
نقش و جایگاه علماء در دوره فترت افغان و پادشاهی افشاریه (1135ق-1163ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر آشوب های سیاسی پس از سقوط حکومت صفویه، به سبب ضدیت افغان ها و نادرشاه افشار با نقش آفرینی مؤثر علماء، بسیاری از آنان به قتل آمدند یا به سرزمین های دیگر تبعید شدند، ولی آنان همچنان پیوندهای آموزشی و اجتماعی خود را حفظ کردند. بر این مبنا، پژوهش حاضر درصدد یافتن پاسخ به این پرسش است: علماء در دوره فترت افغان و پادشاهی افشاریه چه نقش و جایگاهی داشتند؟ چنین به نظر می رسد که آشوب های جامعه ایران تأثیر دوگانه ای بر قشر علماء داشت: از یکسو به ضعف وجهه آموزشی و بنیه مالی آنان انجامید و از سوی دیگر به سبب مشارکت علماء در مذاکرات سیاسی مذهبی، موجب نقش آفرینی فعال ایشان گردید. در پژوهش حاضر، با استفاده از روش تحقیق تاریخی و داده های کتابخانه ای از منابع دست اول تاریخی پس از توصیف و طبقه بندی جنبه های گوناگون وضعیت اجتماعی علماء، این ویژگی ها و تأثیرات مختلف آن بررسی می شود.
زمینه های سیاسی شکل گیری مهاجرت علویان به ایران در دوره عباسی و تاثیر آن بر گسترش تشیع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال چهاردهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۳۱
90 - 107
حوزههای تخصصی:
چرایی و چگونگی تداوم و گسترش اسلام با قرائت شیعی در بین ایرانیان در دوره عباسی و به طور خاص قرن سوم هجری، مساله پژوهش حاضر است. مساله مطرح شده در این پژوهش، بررسی زمینه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی گسترش تشیع در ابتدای قرن سوم هجری است. آن طور که از اطلاعات منابع برداشت می شود یکی از علل رشد فزاینده گروش ایرانیان به اسلام و مخصوصا اسلام با قرائت شیعی در دوره عباسی؛ ولیعهدی امام رضا(ع) و حضور ایشان و دیگر مهاجران علوی در ایران است. سیاست مذهبی خلفای عباسی و بستر سیاسی فراهم شده به وسیله آنان، به لحاظ تهدیدها(دوره منصور، هارون، متوکل) و فرصت ها(دوره مامون)، زمینه را در درجه اول برای هجرت امام رضا و علویان و در ادامه به منظور انجام فعالیت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آنان آماده ساخت و زمینه ساز تحولات مهم فرهنگی در ایران گردید. مهاجران در بستر سیاسی موجود، با انجام فعالیت های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، زمینه ساز تداوم و گسترش تشیع در ایران گردیدند. شرایط سیاسی و اجتماعی موجود، بستر مناسب برای فعالیت های فرهنگی مهاجران و در نتیجه، گسترش تشیع و رسوخ آن در بین "طبقه خاصه" و به ویژه "طبقه عامه" جامعه را فراهم ساخت. روش تحقیق، توصیفی –تحلیلی و شیوه گردآوری اطلاعات در این پژوهش، کتابخانه ای و با استفاده از منابع متعدد اسلامی و شیعی است.
سیر تحول پژوهش های مرتبط با سیر الملوک در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ و فرهنگ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱۰۴
75 - 45
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی سیر تحول پژوهش ها دربارۀ سیر الملوک از آغاز تا پایان سال 1398ش و آسیب شناسی آن ها پرداخته و به دنبال پاسخ به این پرسش ها است: 1. چه رویکردهایی در مقاله های مرتبط با سیر الملوک از آغاز (1342) تا پایان سال 1398ش وجود داشته است؟ 2. بسامد کدام رویکردها بیش تر بوده و علت آن چیست؟ 3. دلایل تغییر رویکردهای مقاله ها به سیر الملوک در دوره های مختلف چه بوده است؟ مجموع مقاله ها در این حوزه، 209 عنوان بوده که در تحلیل و بررسی آن ها به مضمون، منابع، رویکرد، نقد و بررسی نقاط قوت و ضعف پژوهش و میزان اهمیت آن، تأثیر پذیری از منابع پیشین و اشتمال بر نکات جدید و بکر توجه شده است. رویکردها به ترتیب بسامد عبارتند از سیاسی، تطبیقی، مذهبی، نظریه، توصیفی، تاریخی، انتقادی، ادبی، زندگی نامه ای و نسخه شناختی. از جمله عوامل مهم و مؤثر بر سیر تحول رویکرد مقاله ها می توان به چاپ عباس اقبال از سیر الملوک در سال 1320ش، انتشار کتاب خواجه نظام الملک طوسی و طرح اندیشۀ سیاسی ایرانشهری در سیر الملوک در دهۀ 70 و فضای سیاسی و اجتماعی ایران در نیمۀ دوم دهۀ هفتاد اشاره کرد. در بخش نتایج، دسته بندی بسامدی رویکردها و تحلیل آن ها، توزیع زمانی رویکردها در دهه های مختلف، برشمردن عوامل مؤثر بر سیر تحول رویکردها و تحلیل آن ها آمده است. در بخش پایانی که به آسیب شناسی پژوهش ها اختصاص یافته، اصلی ترین ایرادها در پژوهش های مرتبط با سیر الملوک بیان شده است.
هخامنشیان و قفقاز جنوبی
منبع:
جندی شاپور سال ششم بهار ۱۳۹۹ شماره ۲۱
103-149
حوزههای تخصصی:
به دنبال لشکرکشی داریوش یکم علیه اسکیت ها (سکاها) میان سال های ۵۱۳–۵۱۲ پ. م، منطقه قفقاز جنوبی به تصرف هخامنشیان درآمد. به گفته هرودوت این منطقه به ساتراپی های سیزدهم و هجدهم مبدل شده و تا زمان سقوط شاهنشاهی هخامنشی در سال ۳۳۰ پ. م یکی از استان های آن بود. علاوه بر این، در کتیبه سنگی و سه زبان داریوش یکم در بیستون نیز از ارمنستان تحت عنوان اورارتو یاد شده است. هم چنین گذشته از دیگر کتیبه هایی که به ارمنستان اشاره می کنند، شواهد دیگری نیز از دوران هخامنشیان در دست است. برای مثال، شواهدی از استفاده مجدد از سکونت گاه هایی که سابقاً متعلق به اورارتو بوده است در داخل خاک ارمنستان امروزی دیده می شود و علاوه بر آن شواهدی نیز از وجود قصرهای گسترده و عظیم نیز در دست است. با این همه، مقبره های متعلق به آن دوره نیز بیش از سایر نقاط در خاک کشورهای ارمنستان و گرجستان امروزی کشف شده اند.
ریشه های چینی وزارت توأمان در عصر ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
لازمه هر حکومتی بعد از شکل گیری و تثبیت، برپایی تشکیلات دیوانی است. مغولان پیش از تشکیل حکومتی متمرکز و گسترده، اقوامی صحراگرد بودند و آموخته هایشان متأثر از تمدن های پیرامون خود بود. آنان در آسیای مرکزی و در همسایگی اقوام متمدن از جمله اویغورها و ختاییان بودند. این نزدیکی و همسایگی، رشته های ارتباطی بین آن ها را در قالب های مختلف به وجود آورد. علاوه بر این اقوام، مغولان در همسایگی تمدن بزرگ چین قرار داشتند و با حضور در ایران مختصاتی از تمدن چینی را با خود به ایران آوردند از جمله ی این ها می توان به شیوه وزارت توأمان در ساختار حکومتی ایلخانی را نام برد اگرچه وزارت توأمان در ایران دارای ریشه تاریخی بومی است اما این هماهنگی در وزرات، با فرهنگ چین پیوستگی بیشتری داشت. این مقاله برآن است تا به شیوه توصیفی- تحلیلی ریشه های وزارت توأمان در چین و کانال های ارتباط تمدنی ایران و چین شامل قوم ختا، اویغور و جاده ابریشم که در انتقال پروسه وزارت توأمان از چین به ایران سهیم بودند را مورد بررسی قرار دهد.
بررسی مشکلات کشاورزی اصفهان در جنگ جهانی دوم و تدابیر دولت برای مقابله با آن (1320-1324ش)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشغال ایران توسط متفقین در جنگ جهانی دوم و مشکلات ناشی از آن همچون ناامنی، تورم، احتکار، قاچاق و مهاجرت روستاییان به شهرها، آسیب های فراوانی به کشاورزی ایران، از جمله اصفهان وارد کرد. دولت برای مقابله با مشکلات موجود تدابیر مختلفی را به کار برد. هدف پژوهش حاضر بررسی میزان موفقیت تدابیر و اقدامات دولت برای حل مشکلات و بهبود شرایط زندگی کشاورزان در اصفهان است.برای بررسی این موضوع از رویکرد توصیفی- تحلیلی استفاده می شود و روش گردآوری اطلاعات نیز کتابخانه ای و اسنادی خواهد بود. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد اشغال کشور توسط متفقین تأثیر مخربی بر کشاورزی ایران که پایه اصلی اقتصاد کشور را تشکیل می داد، وارد کرد. دولت برای مقابله با مشکلات کشاورزان، سیاست ها و اقداماتی همچون تعمیر قنوات و شبکه های آبیاری، تشویق زارعان به کشت بهاره و پرداخت وام طولانی مدت به کشاورزان را در پیش گرفت. اما این سیاست ها به دلیل بی ثباتی دولت ها، اختلاف و درگیری میان افراد و گروه های مختلف سیاسی و قومی، حضور و کارشکنی نیروهای اشغالگر خارجی، خشکسالی و آفت زدگی محصولات کشاورزی، چندان مفید و مؤثر واقع نشد و کشاورزی اصفهان همچون سایر نقاط ایران، شرایط بدتری را نسبت به قبل از اشغال کشور تجربه کرد
باز روایت تاریخِ فرهنگی- اجتماعی دوره قاجار بر مبنای اشعار عامیانه آن دوره(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال یازدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۲۴
145 - 169
حوزههای تخصصی:
تاریخ فرهنگی رویکردی میان رشته ای است که تلاش می کند دو حوزه اصلی علوم انسانی یعنی تاریخ و فرهنگ را با یکدیگر در تعامل ببیند. تاریخ فرهنگی از شاخه های پررونقی است که از دهه 1970 به بعد گسترش یافته است. در واقع می توان گفت که تاریخ فرهنگی در بستر مجموعه ای از تحولات گفتمانی در زمینه تاریخ، نظریه اجتماعی و مفهوم فرهنگ شکل گرفته است. پژوهش در حیطه تاریخ فرهنگی ایران نسبت به سایر حوزه های مطالعاتی به سبب پراکندگی منابع و قلّت داده های اطلاعاتی کار دشواری است. رویکرد ادبیات عامیانه به دلیل پیوند آن با زندگی مردم و گستره قلمرو و غنای درون مایه های اجتماعی آن راهکاری برای بازآفرینی رویدادهای تاریخ فرهنگی است. اشعار عامیانه به عنوان یکی از ارکان مهم ادبیات عامه، بازگوکننده جلوه های گوناگون حیات مادی و معنوی آحاد جامعه است، و ازاین رو جایگاه ویژه ای در مطالعات تاریخ فرهنگی دارد. با در نظر داشتن این جایگاه، مقاله پیشِ رو، از طریق تحلیل درون مایه ها و مضامین برخی از اشعار عامیانه عصر قاجار، سهم این اشعار را در بازتاب سطوح اندیشه، انگاره ها و وجوه گوناگون حیات اجتماعی مردم آن روزگار مورد بررسی قرار می دهد. یافته های این بررسی نشانگر ظرفیت اشعار عامیانه در دوره قاجار در بازآفرینی رخدادها، روایت وجوه مغفول حیات فرهنگی و اجتماعی، سبک زندگی و بازنمود انگاره های سنتی، مذهبی و کنش های اعتراضی انتقادی آن ها در جامعه عصر قاجار است.
Third Power Policy and its Role in the Creation of US-Iran Relations in the Early Rule of Naser al-Din Shah (1850 – 1857 AD)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Iran in the 19th century was different in foreign policy perspective. The catastrophic failures in Russo-Persian wars, the partition of Caucuses form Iran and the Tsars’ plans for accessing southern seas of Iran, British rule over India and Southern Indian Ocean waterways, all revived the importance of Iran as a buffer country in the Eastern policy of London politicians; events which transformed Iran into a center for Russian-British Bipolar Paradigm rivalry. The Iranian politicians acknowledging the dangers of such dual external rule were seeking a third power to decrease the pressure of their Northern-Southern neighbors. Qajar politicians believed that a third power would be a better balancer against Russia and Britain and would be assisting in the protecting national independence and territorial integrity. On the other side, America as a developed country, which set aside civil wars successfully, with the slogan of friendship and trade, was eager to establish political relations with countries like Iran and sign amity and trade agreements. This was the circumstances in which diplomatic relations between Iran and the US was established in the 19th century (AD).