میترا شاطری

میترا شاطری

مدرک تحصیلی: استادیار گروه باستان شناسی دانشگاه شهرکرد، شهر شهر کرد، استان چهار محال بختیاری.

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۷ مورد.
۱.

تحلیل نقش هنرمندان و صنعتگران مهاجر در شکوفایی تمدن عهد تیمور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تیمور سمرقند مهاجر ه‍ن‍رم‍ن‍دان صنعتگران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۳ تعداد دانلود : ۱۶۴
دوره تیموری یکی از درخشان ترین ادوار تمدن و فرهنگ ایران است. با استناد به گزارش مورخان، تیمور، در هنگام فتح شهرها، هنرمندان و صنعتگران ممتاز را شناسایی و به ماوراءالنهر اعزام می کرد تا به یاری آن ها، پایتختی باشکوه ایجاد کند. دستیابی به ثروت هنگفت و نیروی انسانی متبحرِ سرزمین های تحت سلطه، بستر مساعدی را برای شکوفایی هنرها فراهم آورد. هدف این پژوهش، بررسی نقش هنرمندان و صنعتگران مهاجر در شکوفایی تمدن عهد تیمور و مشخص کردن خاستگاه و تخصص آن ها است. تلاش می گردد به این پرسش ها پاسخ داده شود که با توجه به متون تاریخی و داده های باستان شناسی، تیمور؛ هنرمندان و صنعتگران کدام نواحی را به ماوراءالنهر اعزام کرد؟ آن ها چه تخصص هایی داشتند و در چه زمینه هایی به کار گماشته شدند؟ اطلاعات به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده و روش پژوهش، تاریخی- تحلیلی است. نتایج حاکی از آن است که اغلب هنرمندان و صنعتگران، از شهرهای شیراز، اصفهان، تبریز، بغداد، دمشق و دهلی، به سمرقند کوچانده شده بودند. بیش تر این افراد، معماران و مهندسانی بودند که به ساخت عمارات گماشته و نقاشان و خوشنویسان مهاجر نیز، به اجرای نقاشی های دیواری و کتیبه بناها، مشغول می شدند. خوشنویسان افزون بر کتیبه نگاری ابنیه، کتابت نسخ قرآنی و مراسلات را نیز، عهده دار بودند و فلزکاران، اغلب در زمینه ساخت جنگ افزارها فعالیت داشتند.
۲.

طبقه بندی و فرم شناسی سفال های زرین فام و تطبیق آن ها با سفال های آبی و سفید در دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زرین فام صفوی آبی و سفید طبقه بندی ظروف فرم شناسی ظروف مطالعه تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۲
سفال زرین فام یکی از زیباترین گونه های عصر صفوی است که در ادامه ساخت سفال های زرین فام دوران میانی اسلام تولید شده است. باوجود اشاراتی مختصر به خاص بودن و فرم سفالینه های زرین فام صفوی در برخی منابع، تاکنون پژوهشی مستقل و متمرکز صورت نگرفته است؛ لذا نگارندگان در این پژوهش با درنظر داشتن ویژگی های فرمی سفالینه های زرین فام موجود، درپی آن هستند تا آن ها را به طور مفصل طبقه بندی کنند و به شناخت کامل تری از فرم ها برسند و سپس به مطالعه تطبیقی آن ها با سفالینه های آبی و سفید بپردازند. برای نیل به این هدف، پرسش هایی نظیرِ فرم سفالینه های زرین فام دوره صفوی را در چه گروه های فرمی می توان طبقه بندی نمود؟ و سفالینه های زرین فام صفوی از نظر فرم چگونه با سفال های آبی و سفید معاصر خود قابل تطبیق هستند؟ مطرح شده است. در این پژوهش، جمع آوری داده ها به روش کتابخانه ای و میدانی است و با رویکرد توصیفی، تطبیقی-تحلیلی پیش رفته است. جامعه آماری دربرگیرنده 69 ظرف زرین فام و 40 ظرف آبی و سفید صفوی است که این ظروف خود، نماینده 486 سفال زرین فام و 106 سفال آبی و سفید است که براساس ویژگی های فرمی در هرگونه به عنوان نمونه های شاخص انتخاب شده اند. برآیند حاصل از مطالعه فرم شناسی این ظروف آن است که: ظروف زرین فام 17 گروه است که در دو گروه باز مانند: بشقاب، کاسه و پیاله، و گروه بسته مانند: صراحی، بطری، پارچ هستند. همچنین دو گونه سفالی به لحاظ فرم شناسی شباهت بسیار زیادی به یک دیگر دارند؛ با این تفاوت که فرم ظروف زرین فام دارای تنوع بیشتری است و سفالینه های آبی و سفید نسبت به آن ها تا حدی ظریف تر و به لحاظ اندازه بزرگ تر هستند.
۳.

تلفیق هنر و سیاست در چهره نگاری شاه اسماعیل اول از دوره صفویه تا قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاه اسماعیل اول چهره نگاری دوره صفوی دوره قاجار نگاره های اروپایی جنگ چالدران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۶
مقدمه: روی کار آمدن شاه اسماعیل اول، بنیان گذار سلسله صفوی، در سده دهم ه.ق موجب تحولات گسترده ای در عرصه های سیاسی و اجتماعی شد که بازتاب آن را به وضوح می توان در هنر نقاشی این دوره مشاهده کرد. درنتیجه، توجه به جزئیات، واقع گرایی و انعکاس احساسات شخصیت ها باهدف انتقال ارزش ها و نمایش قدرت، بیش ازپیش در نقاشی ایرانی موردتوجه قرار گرفت. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش، شناسایی و بررسی آثار چهره نگاری شده از شاه اسماعیل اول در دوره صفوی و همچنین بررسی علل تداوم خلق این چهره نگاری ها در دوره های پس ازآن است. سؤال پژوهش شامل چهره نگاری های شناسایی شده از شاه اسماعیل اول است و این که چه ویژگی هایی دارد و دلیل تداوم آن در دوره های پس از صفوی چیست؟ روش ها: روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی و تاریخی است و داده های موردنیاز با استفاده از روش کتابخانه ای و مطالعات میدانی گردآوری شده اند. جامعه آماری پژوهش شامل 51 اثر چهره نگاری شده از شاه اسماعیل اول است که حتی در حکومت های بعدی نیز ترسیم شده اند. یافته ها و نتایج: نتایج این پژوهش نشان می دهد که چهره نگاری شاه اسماعیل اول، علاوه بر نمایش ویژگی های فیزیکی چهره، برای ترویج و تثبیت قدرت سلطنتی شاه و تبلیغ حکومت صفوی نیز مورداستفاده قرار می گرفت. در برخی موارد، ترسیم چهره نگاری شاه توسط دولت های خارجی، نشان از قدرت و شکوه شاه داشت و به عنوان نمادی از روابط سیاسی بین دولت ها عمل می کرد. بر اساس منابع تاریخی، شاه اسماعیل اول مردی خوش سیما، خوش اندام با سبیل، موهای قرمز و پوست سفید بود و چهره ای جدی و مصمم داشت. آثار به جامانده از چهره نگاری های شاه اسماعیل، این ویژگی ها را به خوبی نمایش داده و معمولاً او را در لباس های فاخر سلطنتی و با نمادهای قدرت همچون تاج وتخت به تصویر کشیده اند که نشان دهنده اقتدار و تمجید بود. تداوم خلق این آثار هنری در دوره های بعد از صفویه، به ویژه در عهد زند و قاجار، عمدتاً دلایل سیاسی و هویتی داشته و به منظور مشروعیت بخشی به حکومت های شیعی پس از آن ها صورت گرفته است.
۴.

بررسی شیوه های افزایش ژرف نمایی در کاسه سازی مسجد مشیرالملک شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژرف نمایی پرسپکتیو کاسه سازی مسجد مشیرالملک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۹
مقدمه: مسجد مشیرالملک از بناهای دوره قاجار است که به دستور میرزاابوالحسن خان مشیرالدوله ساخته شده و در ایوان شمالی آن از شیوه کاسه سازی برای پوشش زیر طاق استفاده شده است. کاسه سازی یکی از آرایه های تزیینی طاقی است. ساختار کاسه سازی مسجد مشیرالملک از جذابیت بصری خاصی برخوردار است. ژرف نمایی یکی از عوامل ایجاد جذابیت بصری در اثر به شمار می رود. ژرف نمایی که به توانایی ذهن انسان در درک عمق مربوط است، به کمک روش های گوناگونی همچون پرسپکتیو میسر می شود، اما به نظر می رسد در کاسه سازی مسجد مشیرالملک شیراز، روش هایی متفاوت از پرسپکتیو سبب افزایش ژرف نمایی شده است. اهداف و سؤال ها: با توجه به ضرورت های مطرح شده در مقدمه، هدف از انجام این پژوهش بررسی شیوه های افزایش ژرف نمایی در کاسه سازی مسجد مشیرالملک شیراز است و در پی پاسخ به این سؤال است که شیوه های افزایش ژرف نمایی در کاسه سازی مسجد مشیرالملک شیراز چگونه ایجادشده است؟ روش ها: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و هدف آن کاربردی است. گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای، استفاده از منابع اسنادی و مطالعات میدانی صورت گرفته و تحلیل داده ها از نوع کیفی است. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که به کمک خطوط و سطوحی که در نقاط عمق، به مثابه نقطه گریز، همگرا می شوند، همچنین ریتم ایجادشده به وسیله سطوح مشابه با اندازه های کاهشی نسبت به دید مخاطب و القای حرکت آرام به سوی نقاط عمق، تلاش شده است تا ژرف نمایی افزایش یابد. ازآنجا که کاسه سازی برای مکان هایی با ارتفاع کم مناسب است، افزایش القای عمق به منظور ارائه چشم اندازی بی نهایت، رویکردی بسیار هوشمندانه به شمار می آید.
۵.

تاریخ گذاری کاشی های با نقش انسانی دوره صفوی با کمک نگاره های هم عصر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دوره صفویه تاریخ گذاری نقش انسانی کاشی نگارگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۷ تعداد دانلود : ۱۴۱
با انتخاب اصفهان در سال 1006ه .ق. به عنوان پایتخت حکومت صفوی، بناهای بسیاری در این شهر، ساخته شد که بیشتر سطوح داخلی و نمای بیرونی آن ها با تزئین کاشی کاری، مزیّن شد. نگارگران این عصر به یاری هنرمندان کاشی کار آمده و با ترسیم نقوش متنوع، به خلق آثاری زیبا و چشم نواز پرداختند؛ در حالی که در دوره های پیشین، کمتر نقوش انسانی روی کاشی ها دیده می شد؛ در دوره صفوی، و با شکوفایی مکتب اصفهان، محدودیت خلق آثار با نقش انسانی از میان رفت. باتوجه به کثرت نقوش انسانی نقش شده بر کاشی های این دوره، هنوز پژوهش متمرکز، جامع و مستقلی برروی آنان صورت نگرفته است و در بیشتر پژوهش ها این گروه از کاشی ها به صورت کلی به دوره صفوی، نسبت داده می شوند؛ برهمین اساس، پژوهش حاضر با هدف تاریخ گذاری نسبی کاشی های گردآوری شده ازطریق تطبیق نقوش انسانی آن ها با نگاره های رقم دار این دوره تلاش نموده است تا به این پرسش ها پاسخ داده شود که: نگارگری دوره صفویه چه تأثیراتی بر نقوش انسانی کاشی های این دوره گذاشته است و این تأثیرات چگونه می تواند در راستای تاریخ گذاری کاشی نگاره ها مورداستفاده قرارگیرد؟ روش گرد آوری یافته های این پژوهش، یافته اندوزی ازطریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی و با شناسایی بیش از 80 قاب کاشی با نقش انسانی از بناهای غیرمذهبی و آثار موجود در موزه های داخلی و خارجی بوده و روش پژوهش نیز تاریخی-تحلیلی و تطبیقی است. نتایج پژوهش، حاکی از آن است که نقوش انسانی موجود بر کاشی ها از مکتب اصفهان دوره صفوی تأثیر عمیق پذیرفته و باتوجه مضامین نقوش، ویژگی های ترسیم لباس ها (دستار، کلاه، شال های پیچیده به کمر، لباس های بلند و گل دار)، حالت چهره، ابرو، حتی نوع ظروف طراحی شده و تطبیق آن ها با نقوش نگاره های رقم دار، می توان بازه زمانی بین اواخر نیمه نخست تا اوایل و اواخر نیمه دوم سده 11ه .ق. را برای قاب کاشی ها درنظر گرفت.
۶.

بررسی و تحلیل آرایه های تزئینی «ابزارهای نجومی غیررصدی» دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابزارآلات غیررصدی آرایه های تزئینی کره فلکی قطب نما قبله نما ساعت آفتابی

تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۲۴۳
مقدمه: ابزارهای نجومی در ادوار مختلف برای رصد احوال کواکب و ستارگان، جهت اطلاع از زمان و پیش بینی آینده ساخته می شدند. آن ها برای رصدخانه ها در ابعاد بزرگ و برای دانشمندان در ابعاد کوچک و قابل حمل تولید می شدند. با پیشرفت دین اسلام و نیاز به آگاهی از اوقات شرعی و تعیین جهت قبله، ساخت ابزارآلات غیررصدی همچون قبله نما، قطب نما و ساعت های آفتابی با همکاری میان دانشمندان ستاره شناس و هنرمندان فلزکار رونق یافت. از آنجایی که تاکنون عمده پژوهش های انجام شده در این حوزه، بر ابزارآلات رصدی و به صورت ویژه اسطرلاب متمرکز بوده است، در پژوهش حاضر، مطالعه آرایه های «ابزارآلات غیررصدی» دوره صفویه مدنظر قرارگرفت. بررسی فرم، نوع، جنس، به ویژه نقوش و فنون تزئینی ابزارآلات غیررصدی دوره صفویه (به علت پیشرفت قابل ملاحظه علم نجوم و به تبع آن ابزارهای وابسته به آن در این دوره ) هدف پژوهش حاضر است.روش پژوهش: پژوهش حاضر از منظر روش، توصیفی- تحلیلی و تطبیقی بوده و داده های مورد استفاده از طریق منابع کتابخانه ای و بررسی های میدانی در موزه های داخل و یا سایت موزه های خارج از ایران جمع آوری شده است. در پژوهش حاضر، 35 ابزار از دوره یاد شده مورد بررسی قرار گرفته است.یافته ها: داده های پژوهش حاکی از آن است که ابزارآلات نجومی غیررصدی بیشتر در چهار نوع کره های فلکی، قبله نما، قطب نما و ساعت های آفتابی بوده و عمدتاً از جنس برنج ساخته شده اند. در دوره صفوی درکنار اشکال صور فلکی و کتیبه ها، از نقوش گیاهی، ادعیه و اشعار فارسی به خط نسخ و نستعلیق برای تزئین استفاده شده است. همچنین فنون تزئینی به کار رفته در ابزارآلات این دوره، علاوه بر حکاکی، مرصع کاری، نقره کوبی، طلاکوبی و مشبک کاری بوده است.نتیجه گیری: عمده ابزارهای غیررصدی ساخته شده دوره صفوی، کارکرد شخصی داشته و بیشتر جهت راه یابی و تشخیص جهت قبله و اطلاع از اوقات شرعی به کار می رفته اند و به عنوان پیش کشی نیز کاربرد داشته اند. به نظر می رسد دلیل ساخت و تولید این اشیا در دوره صفوی، گسترش قابل ملاحظه روابط تجاری، سیاسی و ازدیاد سفرها و رونق ارتباطات با اروپائیان بود و وجود خط رومی بر روی برخی از این اقلام متأثر از این روابط بوده است.
۷.

گونه شناسی مضامین نقوش انسانی کاشی های دوره صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کاشی کاری دوره صفویه نقش انسانی بناهای مذهبی بناهای غیرمذهبی گونه شناسی موضوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۰ تعداد دانلود : ۲۸۵
گونه شناسی مضامین نقوش انسانی کاشی های دوره صفویهکاشی کاری از روش های موثر در تزیین آثار وابسته به معماری است. در دوره صفوی با انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت و با توجه به لزوم ساخت بنا های متنوع با کارکرد های گوناگون، استفاده از هنر کاشی کاری به اوج شکوفایی رسید و هنرمندان به خلق آثاری زیبا با نقوش گیاهی، جانوری، هندسی، کتیبه ای و به ویژه نقوش انسانی دست زدند. در حالی که در دوره های پیشین، کم تر از نقوش انسانی روی کاشی ها بهره گرفته می شد؛ در دوره صفوی، مشخصاً این محدودیت ازمیان رفت. علی رغم کمیت بالای نقوش انسانی نقششده بر کاشیهای این دوره، پژوهش متمرکز، جامع و مستقلی برروی آنان صورتنگرفتهاست. بر همیناساس در این پژوهش تلاش شده تا با بررسی و گونه شناسی موضوعی کاشی های با نقش انسانی دوره صفوی به این سوالات پاسخ داده شود که: نقوش انسانی بیشتر بر روی کاشی های کدام گروه از بناهای صفوی استفاده شده است؟ و این نقوش بیشتر چه مضامینی داشته و در چه گروه هایی قابل طبقه بندی هستند؟ هدف اصلی این پژوهش شناسایی، گردآوری و معرفی کاشی های با نقش انسانی دوره صفویه و گونه شناسی عمده مضامین بهکاررفته در آنها جهت تنویر مطالعات حوزه هنر و معماری در دوره صفویه است. اطلاعات این پژوهش با شناسایی و گرداوری 82 قاب کاشی با نقوش انسانی با استفاده از روش یافته اندوزی کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است و روش پژوهش نیز توصیفی- تحلیلی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که کاشی های با نقش انسانی در دوره صفویه بیشتر در بنا های غیر مذهبی همچون کاخ ها، کوشک ها و حمام ها و به صورت نادر تنها بر بنا های مذهبی مرتبط به آیین مسیحیت(کلیسا ها) به کاررفته اند. مضامین به کاررفته نیز از نظر موضوعی در 5 گروه گلگشت، تک چهره نگاری، شکار و گریز، مذهبی- مسیحی و متفرقه قابل طبقه بندی هستند. بیشترین کمیت با 37 قاب کاشی متعلق به مضامین مربوط به گل گشت و کمترین تعداد با 9 عدد قاب کاشی مربوط به دو گروه شکار و گریز، و مذهبی – مسیحی می باشد.
۸.

آسیب شناسی توسعه گردشگری در محوطه های تاریخی و ارائه راهکار مناسب (مطالعه موردی مجموعه تاریخی چالشتر: استان چهار محال و بختیاری)

کلیدواژه‌ها: آسیب شناسی گردشگری محوطه های تاریخی بازدیدکنندگان مدل تحلیلی EVIEWS

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۵ تعداد دانلود : ۳۵۴
توسعه صنعت گردشگری از مهم ترین رویدادهای اقتصادی و اجتماعی در جوامع امروز به شمار می رود. در این راستا مجموعه تاریخی شهر چالشتر واقع در استان چهارمحال وبختیاری به دلیل برخورداری از پیشینه تاریخی و ویژگی های ممتاز جغرافیایی منطقه ای که در آن واقع شده است می تواند ضمن بهره مندی از منافع اقتصادی (اشتغال، درآمد و...) از فرصت های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی نیز به نفع ساکنان منطقه و کشور برخوردار گردد. هدف اصلی پژوهش آن است تا با بررسی آسیب شناسی این مجموعه تاریخی از دید بازدیدکنندگان دریچه ای نو برای آمایش و توسعه گردشگری استان چهارمحال وبختیاری ایجاد کرده و راهکارهای مناسبی برای گسترش گردشگری این منطقه ارائه دهد. از این رو در این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال هستیم که مشکلات و موانع موجود برای جذب گردشگر در این مجموعه چه مواردی هستند؟ و کدام یک از این مشکلات تأثیر منفی و معناداری بر تعداد بازدیدهای سالانه گردشگران از این قلعه دارد؟ جامعه آماری مورد بررسی در این پژوهش شامل کلیه بازدیدکنندگان قلعه چالشتر است که از میان آنها با استفاده از فرمول کوکران (با احتساب ضریب اطمینان 90 درصد و خطای ده درصد)، روش نمونه گیری تصادفی ساده و معادل 130 نفر که از طریق تکمیل پرسش نامه در تابستان سال 1401 مورد سؤال قرار گرفتند و داده ها توصیف و تجزیه و تحلیل شدند. در پژوهش حاضر روش تحقیق به صورت توصیفی- تحلیلی است و بر اساس مدل تحلیلی EVIEWS و با استفاده از روش OLS نتایج به دست آمده مبین این واقعیت است که از میان پنج متغیر مورد بررسی (عدم وجود مکانی برای استراحت از جمله (رستوران و تریا)، عدم وجود راهنمایان گردشگری در قلعه، عدم وجود پارکینگ، عدم وجود غرفه های ارائه دهنده خدمات در قلعه و عدم وجود نیمکت و فضایی برای نشستن). متغیر عدم وجود مکانی برای استراحت از جمله (رستوران و کافی شاپ) با احتمال کمتر از پنج درصد معنادار است و افزایش یک واحد آن تأثیر منفی و معنادار به اندازه 189/0 واحد بر تعداد بازدیدهای قلعه دارد.
۹.

Pathology of Isfahan in the Different Periods of Islamic Era Based on the Historical Texts(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: Pathology Natural injuries Abnormal injuries Islamic Period

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۸ تعداد دانلود : ۶۹۴
Isfahan and its historical monuments have been repeatedly damaged and destroyed for a long time due to their unique strategic location. They are located on the highway from north to south and east to west of the central plateau of Iran. Factors that have played a role in damaging and destroying Isfahan›s historical monuments can be generally divided into two categories: natural elements and phenomena and human factors and behaviors. This study aimed to identify and categorize the causes of damage to the historical monuments of Isfahan from the beginning of the Islamic period to the Qajar period. To achieve this goal, two general questions arise: What are the main factors that have caused damage to the historical monuments of Isfahan during the Islamic era, and how can they be classified? Which harmful phenomena have caused Isfahan›s most severe destruction of historical monuments? To answer the questions, the destructive factors of Isfahan›s architectural works from the beginning of the Islamic period to the Qajar period have been studied. The research method is descriptive-analytical, and the data collection method is based on the study of historical-geographical sources, field observations, and existing works reports. The studies show that in addition to various factors, the most critical factors causing natural damage to historical monuments in Isfahan are drought, famine, earthquake, and the essential human characteristics; there have been internal or external wars and conflicts.
۱۰.

مقایسه نقش مایه های گیاهی کاشی های کاخ ویران شده جهان نما با سایر کاخ های صفوی اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کاشی کاری هفت رنگ کاخ جهان نما کاخ های صفوی نقوش گیاهی نقوش اسلیمی و ختایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۹ تعداد دانلود : ۲۸۶
کاخ جهان نما در ابتدای خیابان چهارباغ، یکی از کاخ های معروف دوره صفوی است که همچون بسیاری از کاخ های دیگر این دوره، در عهد قاجار و به صورت مشخص، حکومت ظل السلطان به طور کامل ویران شد. با کاوش های باستان شناسی در محدوده تقریبی کاخ در سال 1394 علاوه بر مشخص شدن مکان دقیق آن، تعداد قابل توجهی قطعات کاشی هفت رنگ با نقوش گیاهی به دست آمد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقوش گیاهی به کاررفته روی کاشی های کاخ ویران شده جهان نما و دستیابی به وجوه اشتراک و افتراق میان این نقوش با نقوش گیاهی کاشی های کاخ های برجامانده دوره صفوی در اصفهان و شناخت م ؤلفه های شاخص آنها صورت گرفته است. سوالات پژوهش شناسایی نوع نقوش گیاهی غالب در کاشی های کاخ جهان نما و شباهت ها یا تفاوت های آنها با سایر نقوش گیاهی روی کاشیکاری های دیگر کاخ های دوره صفوی شهر اصفهان است. اطلاعات این پژوهش از طریق روش یافته اندوزی توصیفی-تحلیلی و تطبیقی و با گردآوری اسناد و متون کتابخانه ای از یک سو و از سویی دیگر، بررسی 141 قطعه کاشی مکشوفه از کاخ جهان نما و تطبیق آنها با نقوش کاشی های کاخ های عالی قاپو، چهل ستون و هشت بهشت انجام شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد در میان نقوش گیاهی به کار رفته در کاشی های کاخ جهان نما، نقوش اسلیمی و ختایی به ترتیب، بیشترین کمیت را داشته اند و نقش های یادشده، با زیر مجموعه های وسیع، نشان از مطابقت بسیار با سایر نقوش موجود روی کاشی های دیگر کاخ های اصفهان دارند. در هر چهار بنای مورد پژوهش، بیشترین شباهت را می توان در تلفیق نقوش اسلیمی با نقوش ختایی مشاهده نمود در حالی که در برخی بخش ها، نقوش ختایی به صورت منفرد و تنها در یکی از کاخ ها به کار رفته اند.
۱۱.

برآورد ارزش اقتصادی قلعه چالشتر با استفاده از روش هزینه سفر فردی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارزش گذاری اقتصادی اقتصاد گردشگری روش هزینه سفر قلعه چالشتر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۶ تعداد دانلود : ۲۹۸
ضرورت آگاهی از ارزش اقتصادی مکان های تاریخی و گردشگری و عوامل مؤثر بر آن از نظر ایجاد اشتغال، تولید، درآمد منطقه و همچنین سرمایه گذاری عمومی و سیاستگذاری مناسب برای بهبود کیفی آن بر کسی پوشیده نیست و از اهمیت بسیاری برخوردار است. قلعه چالشتر به عنوان یکی از شناخته شده ترین آثار تاریخی استان چهارمحال و بختیاری، هر ساله مقصدی مهم برای گردشگران این خطه به شمار می آید. هدف از پژوهش حاضر پاسخ گویی به این سؤال است که ارزش اقتصادی سالانه قلعه چالشتر چقدر است؟ بنابراین برای پاسخ گویی به این سؤال از روش هزینه فردی استفاده شده است. جامعه آماری مورد بررسی در این پژوهش شامل تمام بازدیدکنندگان قلعه چالشتر است که از میان آن ها با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی ساده، نمونه ای معادل 130 نفر از طریق تکمیل پرسش نامه در تابستان سال 1401 مورد سؤال قرار گرفتند و داده ها توصیف و تجزیه و تحلیل شدند. در این پژوهش تابع تولید هزینه سفر براساس فرم خطی و با استفاده از روش رگرسیون حداقل مربعات معمولی (OLS) برآورد شد. براساس نتایج، متغیرهای هزینه سفر و نوع وسیله نقلیه برای رسیدن به مقصد از عوامل مؤثر بر تعداد بازدیدهای سالانه هستند. به گونه ای که هرکدام از این متغیرها به ترتیب با ضریب 0002/0- و 287/0- به کاهش تعداد بازدیدها منجر خواهند شد. با توجه به نتایج، میانگین ارزش تفریحی خانوار برای بازدید از قلعه چالشتر با استفاده از روش هزینه سفر در سال 295 هزار 260 ریال و میزان کل مازاد مصرف کننده در سال 230 میلیون و 252 هزار و 925 ریال برآورد شده است. یافته های پژوهش می تواند راهنمایی برای برنامه ریزان سازمان میراث فرهنگی جهت تعیین بهای مناسب بلیت، تأمین مالی هزینه ها و ارائه خدمات در قلعه باشد. ازاین رو پیشنهاد می شود با ایجاد مراکز فرهنگی مانند کتابخانه ها، مراکز صنایع دستی، احداث مکان های استراحتی ازجمله رستوران، کافه، مراکز بازی برای کودکان و .... گامی در راستای افزایش جذابیت و جذب گردشگر به این منطقه برداشته شود.
۱۲.

تجلی باورهای دینی بر کتیبه نگاری مذهبی شمشیرهای دوره های صفوی و قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صفوی قاجار شمشیر کتیبه باورهای مذهبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵۰ تعداد دانلود : ۵۱۴
مفاهیم و باورهای مذهبی در دوره های صفوی و قاجار بر اشیاء مختلف منعکس شده اند که یکی از نمودهای آن در تزیین سلاح ها و به ویژه شمشیرها بوده است. در این دو دوره، هنرمندان از انواع مختلف نقوش تزیینی چون گیاهی، هندسی، انسانی، جانوری و کتیبه ای جهت مزیّن نمودن شمشیرها بهره گرفته اند. تمرکز پژوهش حاضر، بر کتیبه های حاوی مضامین مذهبی بر روی شمشیرها بوده است. انتخاب شمشیر از میان انواع مختلف سلاح ها در این بررسی، به منظور تحدید دامنه ی موضوع؛ و همچنین تنوع قابل توجه کتیبه های به کار رفته بر شمشیرهاست. از اهداف اصلی این پژوهش، طبقه بندی صوری و محتوایی کتیبه های مذهبی شمشیرهای دوره های صفوی و قاجار و همچنین تبیین رابطه ی میان مفاهیم کتیبه ها با باورهای مذهبی بوده است و سؤال های این پژوهش عبارتند از: 1- کتیبه های مذهبی شمشیرهای دوره های صفوی و قاجار چه انواعی داشته اند و با چه قلم نگارشی و فنون تزیینی بر شمشیرها نقش بسته اند؟ 2- چه رابطه ا ی میان مضامین کتیبه ها با باورهای مذهبی دوره های صفوی و قاجار وجود داشته است؟ روش تحقیق، توصیفی، تطبیقی - تحلیلی است و اطلاعات آن از طریق مطالعات منابع کتابخانه ای و بررسی های میدانی بر روی 50 نمونه شاخص از شمشیرهای هر دو دوره (از70 نمونه کتیبه دار) استخراج شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد کتیبه های مذهبی شمشیرهای دوره های صفوی و قاجار گونه هایی چون کتیبه های قرآنی، اسماء الحسنی، دعایی و تعویذی، حدیث جوانمردی، عبارات استعانت از پیامبران و معصومین و بدوح دارند که اغلب با قلم نسخ و ثلث و با فنونی چون طلاکوبی و قلمزنی بر شمشیرها حک شده اند. استفاده از این نوع کتیبه ها با جنبه ی تعویذی و حفاظت بخشی، متأثر از باورها و نگرش مذهبی هنرمندان و صاحبان شمشیرها، جهت حمایت روحی و روانی جنگاوران و در راستای تداعی حضور الهی به عنوان حامی، یاریگر و نصرت بخش در جنگ بوده است، حتی اگر جنگ ها در راستای تحکیم دین اسلام و شعائر مذهبی نبوده باشد.
۱۳.

گفتمان مشروعیت حکومت در تاریخ نگاری عصر ایلخانی براساس سه نسخه شهنامه چنگیزی، شهنشاه نامه و جامع التواریخ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحلیل گفتمان ایلخانان تاریخ نگاری مشروعیت شهنامه چنگیزی شهنشاه نامه جامع التواریخ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱۷ تعداد دانلود : ۵۵۸
تاریخ نگاری در دوره ایلخانی با حمایت ایلخانان رشد فزاینده ای یافت؛ ازاین رو مقاصد سیاسی حامیان به گونه ای هدفمند در متون تاریخ سفارشی این عصر رسوخ یافت و به شکل گیری گفتمانی برای مشروعیّت ایلخانان انجامید. در این پژوهش با هدف بازشناسی گفتمان مشروعیّت حکومت ایلخانان، سه نسخه سفارشی شهنامهچنگیزی، شهنشاه نامه و جامع التواریخ بررسی می شود. این پژوهش به شیوه تحلیل گفتمان انتقادی (ون لیوون، ۲۰۰۸ م) و با استناد بر مطالعات کتابخانه ای درپی پاسخ به این پرسش هاست: چگونه می توان مشروعیّت سازی برای ایلخانان را در محتوا و موجودیّت نسخ تحلیل کرد؟ مؤلفان این نسخه ها چه راهبردهایی برای تولید گفتمانِ مشروعیّت ایلخانان به کار گرفته اند؟ برپایه یافته های این پژوهش، در کنار جاودان سازی ایلخانان، مشروعیّت سازی برای آنان نیز از مهم ترین دلایل تولید این متون تاریخی بوده است؛ چنانکه مؤلفان با تکیه بر چینش روایت ها، مضمون سازی، استفاده از آیات قرآن و تقلید از شاهنامه فردوسی، به عنوان عنصر تأثیرگذار در هویّت ایرانیان، به دنبال مشروعیّت سازی بوده اند. همچنین مؤلفان این آثارْ نمودهایی از گفتمان های مغولی، ایرانی و اسلامی را به طور هم زمان در بازتعریف ِمشروع هویتِ ایلخانان و مشروعیّت بخشیدن به کنش های آنان در موقعیت های سیاسی و اجتماعی به کار برده اند. در این باره، کاهش کاربرد مضامین گفتمان مغولی در شهنشاه نامه با کاهش نقش عنصر مغولی در اواخر حکومت ایلخانی هم خوانی دارد.
۱۴.

مطالعه تطبیقی انواع زیورآلات مردان در دربار صفویان با مغولان کبیر هند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زیورآلات مردان درباری جواهرات سنگ های قیمتی صفوی گورکانیان هند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۰
با حضور اسلام در ایران، از سوی احکام اسلامی، محدودیت هایی برای استفاده مردان از زیورآلات مطرح شد این در حالی بود که در دوره های مختلف اسلامی به ویژه در دوره صفوی با استناد به آثار و متون برجامانده، شکوه خیره کننده زیورآلاتی که مردان طبقات مرفه جامعه به کار می برده اند، از تداوم، پویایی و شکوفائی صنعت و هنر زیورآلات سازی مردانه در این دوران خبر می دهد. از سویی دیگر روابط مودت آمیز میان حاکمان صفوی و مغولان کبیر هند، موجب تأثیر و تأثرات فراوانی در زمینه های فرهنگی و هنری در دربار هر دو کشور شد. تولید و مصرف جواهرات و زیورآلات نیز از این قاعده مستثنی نبود چراکه زیورآلات برجامانده در این بازه زمانی در دربار هر دو حکومت، نشان دهنده اشتراکات کلی در شکل و انواع زیورآلات، سبک های ساخت و تزئینات در این صنعت و هنر می باشد. پژوهش حاضر با هدف شناخت و معرفی انواع زیورآلات مردان دربار صفوی و تطبیق آنها با زیورآلات مردان دربارگورکانی هند (مغولان کبیر) و در راستای پاسخگویی به سوالاتی همچون"بر اساس آثار برجامانده، مردان دو دربار صفوی و گورکانیان هند از چه زیورآلاتی استفاده می کردند؟ و چه تفاوت ها و یا شباهت هایی میان زیورآلات آنان وجود داشته است؟"صورت گرفته است. روش پژوهش توصیفی- تطبیقی و اطلاعات استفاده شده با روش یافته اندوزی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و تحقیقات میدانی در موزه های داخل یا خارج از کشور بدست آمده است. نتایج حاصل از پژوهش حاکی از آن است که زیورآلات در این دوره به عنوان نمادی برای تشخیص جایگاه اجتماعی افراد در هر دو دولت صفوی و گورکانیان هند به کارمی رفته و مناسبات نزدیک میان دولت های یادشده، سبب ایجاد اشتراکات بسیاری در انواع زیورآلات مورداستفاده، مصالح و شیوه های تزئین، شده و با وجود تفاوت هایی اندک همچون میزان استفاده از انواع سنگ های قیمتی یا تنوع بیشتر در انواع و فرم زیورالات در هند دوره گورکانی؛ بسیاری از فرم ها، مصالح، فلزات و جواهرات به کاررفته در زیور این دو گروه از قبیل جقه ها، انگشتری ها، گوشواره ها، کمربندها و بازوبندها مشترک بوده است.
۱۵.

تأملی بر خنجرها، کاردها و پیش قبض های دوره صفوی و جایگاه آن ها در سازمان اجتماعی، فرهنگی و نظامی این دوره

کلیدواژه‌ها: سلاح های تیغه دار دوره صفوی خنجر کارد پیش قبض

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۰ تعداد دانلود : ۵۳۲
جنگ افزارها از گذشته تا کنون نقش مهمی در تاریخ بشر ایفا کرده اند. خنجر، کارد و پیش قبض از جمله سلاح های تیغه دار بودند که در سطح جامعه، هم در میان نظامیان و هم در بین اشراف و مردم عادی ایران دوره صفوی در شرایط عادی استفاده می شدند. هدف از پژوهش حاضر، بررسی جایگاه سلاح های تیغه دار همچون خنجر، کارد و پیش قبض، به استثنای شمشیر در سازمان نظامی و اجتماعی فرهنگی این دوره است. لذا پژوهش حاضر از طریق بررسی و مطالعه متون و منابع مرتبط همچون نگاره ها و همراه شواهد برجای مانده و موجود در موزه ها و مجموعه های داخل و یا خارج از ایران سعی در پاسخ گویی به این پرسش ها را دارد که: الگوی استفاده و کاربرد این سلاح ها در میان اقشار مختلف مردم در دوره صفوی چگونه و به چه شکل بوده است؟ و از چه نقوش و شیوه هایی برای تزئین این دسته از سلاح ها استفاده شده است؟ این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و از نوع مطالعه تاریخی؛ و با گردآوری اطلاعات به صورت میدانی کتابخانه ای، به مقایسه و تحلیل داده ها پرداخته است. یافته های حاصل از این پژوهش نشان می دهد اهمیت این سه سلاح در میان نظامیان و دربار به یک اندازه نبوده و میزان استفاده از نقوش تزئینی نیز در این سلاح ها بسیار متنوع و مختلف بوده است.
۱۶.

بررسی مؤلفه های فرمی و تزئینی کمان های صفوی به گواه نقاشی ها و نگاره های هم دوره(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کمان و ادوات کماندان ترکش دان دوره صفوی نگاره های صفوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۷ تعداد دانلود : ۴۹۳
«تیر و کمان» ازجمله سلاح های دوره صفوی است که علاوه بر میادین نبرد، در مراسم درباری و شکار جایگاه ویژه ای داشته است. از این رو، شناسایی کمان های این دوره اهمیت غیرقابل انکاری دارد. تعداد اندک کمان ها ی باقی مانده و اندک بودن منابع مرتبط، مطالعه آن ها را دشوار کرده است، اما می توان برای مطالعه کمان های صفوی از یکی از مهم ترین اسناد این دوره، یعنی نگاره ها کمک جست؛ چراکه نگاره های دوره صفوی علاوه بر ارزش های زیبایی شناسانه بسیار واقع گرایانه ترسیم می شدند. از این رو، نمود جنگ افزارهای گوناگون ازجمله «کمان» را در آن ها به خوبی می توان پیگیری کرد. علاوه بر معرفی، طبقه بندی انواع کمان و ادوات وابسته بدان، همچون کماندان و تیردان به عنوان یکی از کهن ترین و مهم ترین رزم ابزارها در دوره صفوی از عمده اهداف پژوهش حاضر است. در این راستا پاسخ گویی به پرسش هایی همچون: کمان و ادوات وابسته به آن در این دوره، چه انواعی داشته، چه ارتباطی میان شکل ظاهری و کارکرد آن ها وجود داشته است؟ و چه نقوش تزئینی بر کمان های این دوره به کار رفته است؟ در پژوهش حاضر مدنظر قرار گرفت. در این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی و با گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای صورت گرفته است، به مقایسه، تحلیل و طبقه بندی کمان ها از خلال 70 نگاره و اثر ترسیم شده از آغاز تا پایان دوره صفوی، پرداخته شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که حداقل چهار نوع کمان و شش نوع مختلف تیردان در مراسم مختلف دوره صفوی استفاده می شده است. از این میان کمان هایی که در مرکز فرورفته و گوشه هایی به سمت خارج داشتند، پرکاربردتر و کمان های ساده، کم کاربردتر بوده اند. در میان انواع نقوش حک شده بر کمان ها، کتیبه های نوشتاری رایج ترین نقش بر سطح کمان ها بوده اند که بیشتر درراستای تهییج روحیه و استعانت از نیروهای الهی به منظور غلبه بر دشمن به کار گرفته شده است. هم چنین نقش کمان یا ادوات وابسته بدان همچون زهگیر، نشان دهنده اهمیت این اشیاء در نشان دادن اقتدار دربار ایران در روابط خارجی و جایگاه آن به عنوان آرایه رسمی مردان درباری این دوره است.
۱۷.

نمود تزیینات معماری تیموری در نگاره های شاهنامه بایسنغری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نگاره های شاهنامه بایسنغری قلمرو شرقی تیموریان تزیینات معماری کاشیکاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۶ تعداد دانلود : ۷۳۷
شاهنامه بایسنغری، یکی از ارزنده ترین نسخ مصور دوره تیموری، در سال 833ق با پشتیبانی شاهزاده تیموری، بایسنغر میرزا ساخته شده است و 22 نگاره دارد. در شش نگاره، بناهایی با کارکرد کاخ و قلعه ترسیم و سطوح گسترده ای از آن ها با کاشیکاری لاجوردی رنگ تزیین شده است و سیمای بناهای معظم و مجلل تیموری را به خاطر می آورند. اهداف اصلی پژوهش حاضر، تطبیق تزیینات ابنیه مصور در نگاره های شاهنامه بایسنغری با بناهای قلمرو شرقی تیموریان در محدوده زمانی آغاز تشکیل این سلسله در سال 771ق تا سال ساخت این نسخه و بررسی اهمیت این نگاره ها در مطالعات معماری و تزیینات بناهای تیموری است. پژوهش می کوشد به این پرسش ها پاسخ دهد که تزیینات بناهای مصور در نگاره های این نسخه از تزیینات کدام یک از بناهای تیموری الهام گرفته شده است؟ و بررسی این نگاره ها، در شناخت عمیق معماری تیموری چه کمکی می کند؟ روش تحقیق، توصیفی _ تطبیقی و تحلیلی است و اطلاعات به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که اغلب تزیینات معماری این نگاره ها به ویژه کاشیکاری، با بناهای قلمرو شرقی تیموریان مطابقت دارند و بررسی این نگاره ها می تواند در بازسازی ویژگی های معماری و تزییناتی بناهای بایسنغر که در گذر زمان نابود شده اند، کمک شایانی نماید.
۱۸.

مطالعه تطبیقی کتیبه های کاشی کاری نگاره های شاهنامه بایسنقری با بناهای قلمرو شرقی تیموریان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نگاره های شاهنامه بایسنقری قلمرو شرقی تیموریان کاشی کاری کتیبه کوفی کتیبه ثلث

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲۰ تعداد دانلود : ۳۶۸
دوره تیموری، یکی از درخشان ترین ادوار ایران زمین در هنرهای مختلف هم چون معماری و نگارگری است و شاهنامه بایسنقری به عنوان شاهکار مکتب نگارگری هرات که به تاریخ 833 هجری قمری در کتابخانه سلطنتی شاهزاده تیموری؛ بایسنقر میرزا تهیه شده، از باشکوه ترین آثار به جا مانده از این سبک نگارگری است. در 6 نگاره از 22 نگاره این نسخه، بناهای سلطنتی با کارکرد قلعه و کاخ تصویر شده اند که در نگاه نخست، تزئینات کاشی کاری لاجوردی رنگ، نمای بناهای تیموری را در ذهن بینندگان تداعی می کند. ترسیم نقش مایه های گیاهی، هندسی و کتیبه ای این بناها با دقت صورت گرفته است. بناهای 5 نگاره، کتیبه های کوفی و ثلث دارند. این مقاله در صدد پاسخ گویی به این پرسش است که کتیبه های بناهای نگاره های شاهنامه بایسنقری چه ویژگی هایی دارند و تا چه حد بر کتیبه های بناهای تیموری هم زمان منطبق هستند؟ اهداف اصلی پژوهش عبارتند از: مقایسه و تطبیق کتیبه های ابنیه نگاره های شاهنامه بایسنقری با کتیبه های بناهای قلمرو شرقی تیموریان در محدوده زمانی آغاز تشکیل این سلسله در سال 771 هجری قمری تا سال ساخت این نسخه، از لحاظ نوع خط، رنگ، تزئینات و محل قرارگیری. بررسی اهمیت نگاره های این نسخه در مطالعات معماری تیموری با استناد به کتیبه نگاری آنها. اطلاعات به شیوه کتابخانه ای، گردآوری و با روش توصیفی- تطبیقی و تحلیلی ارائه شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهند که اغلب ویژگی های کتیبه های نگاره های شاهنامه بایسنقری با کتیبه های بناهای قلمرو شرقی تیموریان منطبق هستند. با استناد به متن کتیبه های ثلث نگاره های دیدار زال و رودابه و دیدار گلنار و اردشیر، بناهای تصویر شده در نگاره ها، از بناهای بایسنقر میرزا الهام گرفته شده اند. از آنجایی که بسیاری از بناهای متعلق به این شاهزاده و دیگر فرمانروایان تیموری در آسیای میانه در گذر زمان نابوده شده اند، این نگاره ها می توانند به عنوان منبعی قابل استناد، در بازسازی ویژگی های معماری و تزئیناتی آنها مورد توجه قرار گیرند.
۱۹.

معرفی و مطالعه تطبیقی کاشی های کوباچه حمام وزیر در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صفویه کاشی های کوباچه اصفهان حمام وزیر نقوش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۱ تعداد دانلود : ۳۵۷
25 عدد کاشی منقوش زیرلعابی در حمام وزیر شهر اصفهان وجود دارد که هنوز موردمطالعه و شناسایی قرار نگرفته اند. این کاشی ها، از معدود نمونه های کاشی کوباچه باقی مانده در محل اولیه نصب خود هستند که از تاراج مصون مانده اند. شناسایی و معرفی کاشی های حمام وزیر، در شناخت سفالینه های کوباچه دارای اهمیت بسیار است؛ چرا که اثبات ماهیت کوباچه بودن کاشی های حمام وزیر در ارزیابی مجدد منطقه اصفهان به عنوان یکی از مراکز تولیدی سفالینه های کوباچه مؤثر خواهد بود. معرفی کاشی های کوباچه حمام وزیر، مطالعه نقوش و مضامین آنها از طریق مقایسه تطبیقی و بررسی احتمال تولید آنها در اصفهان، از عمده اهداف این پژوهش است. اطلاعات موردنیاز در این پژوهش، از طریق روش میدانی و مطالعات کتابخانه ای فراهم شده و روش پژوهش نیز با توجه به موضوع، تاریخی_تطبیقی در نظر گرفته شده است. از آنجایی که نقوش به کار رفته بر روی کاشی های کوباچه بسیار متنوع و متفاوت است، به ندرت می توان چند کاشی مشابه در موزه ها یافت. بنابراین لازم است به همه نقوش مانند نقوش گیاهی، پرندگان، نقوش انسانی و حاشیه های تزیینی توجه نمود و از برآیند این مطالعات، به ویژگی های کلی سفالینه های کوباچه دست یافت. بدنه گل سنگی کاشی ها، شیوه نقاشی زیر لعابی آنها، هم چنین مطابقت در معیارهای تطبیقی نظیر شباهت در پوشش و چهره نقوش انسانی، مضامین، ترکیب بندی فضاها و اشتراک در برخی نقوش و حتی شیوه رنگ آمیزی آنها نیز، هیچ شبهه ای در کوباچه بودن کاشی های حمام وزیر باقی نمی گذارد. مطالعه سفالینه های کوباچه و کاشی های یافت شده در حمام وزیر، بیانگر نقش مهم منطقه اصفهان در تولید این سفالینه ها هستند. پیگیری مسیر مهاجرت هنرمندان، تأثیر مکتب نگارگری اصفهان و مضامین ترسیم شده بر سفالینه های کوباچه، مطالعات سبک هنری و مطالعات فنی نظیر پتروگرافی، نشان دهنده میزان اهمیت منطقه اصفهان در تولید سفالینه های کوباچه به ویژه نوع رنگارنگ است.
۲۰.

مو در قصه های شفاهی و اساطیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: قصه اسطوره مو گیسو عامیانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷۷ تعداد دانلود : ۲۵۴۶
قصهها بازتاب تفکر، شیوه زندگی و اعتقادات مردم در طول زمان هستند. با وجود تفاوت های آشکار قصه ها با یکدیگر در فرهنگ ها و اقالیم مختلف، دارای ویژگی های مشترکی نیز هستند. قصه ها به عنوان بخشی از ادب و هنر عامیانه از اسطوره ها بهره فراوان برده اند. گروهی از اندیشمندان مانند فروید معتقدند اساطیر بر داستان های شفاهی عامیانه مؤثر بوده اند اما گروهی دیگر از جمله اندرو لانگ بر خلاف این دسته برآنند که قصه پس مانده اسطوره نیست و در واقع این اساطیر هستند که بر اساس قصه های شفاهی عامیانه شکل گرفته اند. در هر جامعه ای الگوهای رفتاری تربیتی کهنی وجود دارد که ممکن است لزوما تنها به طور غیر مستقیم به افراد جامعه تعلیم داده نشود. یا بالعکس ممکن است در نظام آموزش رسمی بر بعضی از آن کهن الگوها صحه گذارده شود. همه آن رفتارهای کهن امروزه جزیی از فرهنگ بوده که از نسلی به نسل دیگر به ارث رسیده و منتقل شده است. این مقاله بر آن است تا پس از بررسی مقوله «مو» در داستان های شفاهی عامیانه حتی الامکان سعی در یافتن نمود های اسطوره ای آن ها داشته باشد. نتیجه این تحقیق که داده های آن به شیوه کتابخانه ای و بر مبنای روش تحقیق توصیفی- تحلیلی جمع آوری شده اند، نشان می دهد که گیسو نشانه زنانگی و قدرت جنسی زن محسوب می شود و شخصیت زن قصه ها عمدتا دارای ویژگی های بارورکنندگی، ارتباط با آب و ایزد بانوان بارورکننده نباتی دارد. هم چنین بسیاری از شیوه های زندگی و به ویژه ازدواج در این گونه داستان ها، مراسم و آیین های دوران مادرسالاری را تداعی می کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان