فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶۱ تا ۱۸۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۳
99 - 112
حوزههای تخصصی:
کتاب واپسین شاهنشاهی ایران اثر مایکل بانر تحلیل جامعی از ساختار سیاسی و نظامی شاهنشاهی ساسانی ارائه می دهد. بانر با تمرکز بر دوره هایی چون حکومت شاپور اول و خسرو اول، نقش شخصیت های کلیدی و چالش های داخلی و خارجی را بررسی کرده و مجموعه ای از عوامل مانند بحران های داخلی و حملات خارجی را به عنوان دلایل فروپاشی شاهنشاهی مطرح می کند. نپرداختن نویسنده به مسائل فرهنگی، هنری و اجتماعی را میتوان از نقاط ضعف کتاب به حساب آورد. بانر در این کتاب سعی کرده است تا با پرداختن به برخی نکات مهم و برجسته تاریخ ساسانیان و در نظر آوردن برخی نظرات و آرای محققان دیگر، روایتی مختصر، سودمند و دقیق از تاریخ ساسانیان عرضه نماید. ما نیز در این یادداشت تلاش داریم تا نگاهی به جزئیات آنچه که او بیان نموده است بیاندازیم.
ریشه یابی آیین و رسم تبریک و تبرّک در فرهنگ ترکان
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷
189 - 279
حوزههای تخصصی:
هر ملتی، نسبت به پیشینه ی خویش، در طول زمان دارای گنجینه های معنوی انباشته شده ای است که آن ملت در زندگی روزمره اش از آن بهره می برد و در کنار ساختار مادی خود، ساختار معنوی خود را نیز ادامه می دهد. یکی ازعناصر گوناگون تشکیل دهنده ی این ساختار معنوی، برگزاری آیین ها، سنت ها ،رسم و رسوم و جشن گیری مراسم مربوط به تبرّک تبریک و طهنیت گویی و نیز بیانات گفتاری مربوط به آنها است. ملت ترک نیز، به عنوان ملتی با گذشته ای بسیار کهن، از لحاظ این گونه آداب رسوم، سنت ها و مراسمها، دارای فرهنگی غنی است و در این زمینه پیشرو پیشگام دیگر ملل میباشد. از قدیم ترین زمان ها، سنت تبرّک وتبریک (تبریک و شادباش گفتن)، در میان ملل ترک تبار، نقش خود را در ساختار معنوی آنان ایفا کرده است. این رسم و سنت تبریک، در میان ملت های ترک، ریشه ی خود را در ژرفای تاریخ اسطوره شناسی آنان می یابد. این مقاله اشاره ای تاریخی به این سنت تاریخی در میان ترکان می پردازد.
بازتاب جنگ های سلطان ملکشاه سلجوقی در قصاید امیر معزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
80 - 95
حوزههای تخصصی:
ملکشاه سلجوقی که یکی از مقتدرترین سلاطین این سلسله حکومتی بوده، در تاریخ بیست ساله حکومت خود نبردهای پیروزمندانه متعددی داشته است. این جنگ ها و فتوحات از مضامینی است که مورد توجه امیرمعزی، ملک الشعرای دربار ملکشاه، قرار گرفته است. در این پژوهش بازتاب جنگ های ملکشاه در قصاید امیر معزی بررسی و با استفاده از شیوه توصیفی تحلیلی به این پرسش ها پاسخ داده خواهد شد: 1. شیوه انعکاس جنگ های ملکشاه در قصاید معزی چگونه است؟ 2. معزی در توصیف جنگ های ملکشاه به چه جزئیاتی پرداخته است؟ دستاورد پژوهش نشان می دهد که جنگ های ملکشاه در قصاید معزی به دو شیوه انعکاس یافته است: الف) قصاید مدحی که در آنها به جنگ ها و رشادت های ملکشاه نیز اشاره شده است؛ ب) قصایدی که به منظور تهنیت پیروزی ملکشاه در جنگ سروده شده است. برخی از جزئیاتی که از جنگ های ملکشاه در قصاید معزی انعکاس یافته عبارتست از: شجاعت و خصم ستیزی ملکشاه، پیروزی های پی درپی ملکشاه و بسط گستره حکومت سلجوقیان به دلیل این پیروزی ها. معزی با پرداختن به این جزئیات کوشیده است شجاعت ملکشاه و سپاهیان او در جنگ با دشمنان و مخالفان، سیاست سلطان سلجوقی در توجه به توان نظامی و استراتژی های او در مواجهه با دشمنان را ترسیم کند.
Obituary: Katja Föllmer (October 17, 1974 – June 11, 2025)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۵, Issue ۹, July ۲۰۲۵
3 - 3
حوزههای تخصصی:
Katja Föllmer was born on October 17, 1974. She was a senior researcher and lecturer at the University of Göttingen. Katja Föllmer studied Iranian Studies, Arabic Studies, and Ethnology at the University of Göttingen between 1993 and 2002, earning a Master of Arts degree. Katja Föllmer received her doctorate in Iranian Studies in 2007 with a thesis on “Satire im Iran von 1900 – 2000: Eine Analyse exemplarischer Texte” (Satire in Iran from 1900 to 2000: An Analysis of Exemplary Texts) (Harrassowitz, Wiesbaden; 2008), and her habilitation in Iranian Studies in 2017 with a thesis on “Das vorislamische Erbe Irans: Zwischen Tradition und Reform und Modernisierung” (The Pre-Islamic Heritage of Iran: Between Tradition and Reform and Modernization) (Kohlhammer, Stuttgart, 2022).Her research interests include concepts and ideas from the pre-Islamic heritage in Iranian societies, issues in Iranian cultural and religious history from antiquity to the present, Persian historiography, identity construction, classical and modern Persian literature, and Sufism and Persian Sufi literature.Manṭiq-uṭ-Ṭayr (The Conference of the Birds or Speech of the Birds) is a Persian poem by Farid ud-Din Attar, translated into German as Die Konferenz der Vögel by Katja Föllmer (2014). She published Satire in Iran Von 1990 Bis 2000: Eine Analyse Emplarischer Texte (Satire in Iran from 1990 to 2000: An Analysis of Empirical Texts) (2008); and also, Das Vorislamische Erbe Irans: Zwischen Islamischer Tradition Und Reform Und Modernisierung (Iran’s Pre-Islamic Heritage: Between Islamic Tradition and Reform and Modernization) (2022).Dr. Katja Föllmer passed away on June 11, 2025, at the age of 50. May her soul rest in peace.
تبیین مفهوم تاریخی ایران از نگاه سفرنامه ژان شاردن فرانسوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ورود سیاحان اروپایی به ایران، امکان شناختی عینی از ایران برای آنان فراهم شد. متعاقب آن، ارائه درکی مفهومی از موجودیت تاریخی ایران برای آنان به وجود آمد. ورود شاردن و اقامت طولانی وی در ایران به ارائه مفهومی تاریخی از ایران منجر شد که تحت تاثیر دوگانه برساخته شرق و غرب در اروپا و تاریخ نگاری یونانی – رومی به توضیح و تبیین موقعیت تاریخی و تمدنی ایران می پرداخت. یافته های این پژوهش بر اساس روش تبیین عقلانی نشان می دهد که شاردن علیرغم اتکای ذهنی بر دوگانه شرق و غرب و رویکرد تاریخگاری یونانی – رومی با توجه و تامّل در واقعیت های جاری سرزمین ایران مفهوم تاریخی – فلسفی متفاوتی از معنای ایران ارائه کرد که با دیدگاه تاریخی اروپاییان تفاوت اساسی داشت.
لزوم تحول بنیادین در نظام آموزش باستان شناسی ایران
منبع:
Caspian, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
145 - 172
حوزههای تخصصی:
جدا ماندن نظام آموزش باستان شناسی ایران از روند تحول و پیشرفت دانش باستان شناسی جهانی که طی چند دهه اخیر شتاب گرفته، فاصله عمیقی میان دانش ما نسبت به استانداردهای جهانی این علم را ایجاد کرده است. وجود محوطه های باستانی پرشمار، لشکری از مشتاقان فراگیری این تخصص و قرارگیری در خاستگاه شماری از تحولات بنیادین در تاریخ تحول جوامع انسانی، می توانست کشورمان را به یکی از کانون های اصلی آموزش، فعالیت میدانی و برونداد علمی باستان شناسی در سطح جهانی تبدیل کند. باوجوداین، همان گونه که در این نوشته خواهیم دید اکنون باستان شناسی ایران باوجود کمیت گرایی در انتشارات، رکود عمیقی در زمینه های مختلف علمی و عملی خود را تجربه می کند. این عقب ماندگی به ویژه در مقایسه شرایط ایران با برخی کشورهای همسایه که به ثبات سیاسی-اجتماعی رسیده و به اهمیت باستان شناسی پی برده اند، قابل لمس است. علاوه بر این، به دلیل نبود آموزش های مؤثر مفاهیم و اهمیت باستان شناسی برای اقشار مختلف جامعه و به ویژه در مقاطع پیش از دانشگاه، میراث فرهنگی ما را به عرصه ای برای یادگاری نویسی، تخریب و کسب ثروت تبدیل کرده است. در مقاله حاضر ضمن مروری بر پیشینه آموزش باستان شناسی و فراز و فرودهای آن در ایران به واکاوی دلایل این عقب ماندگی پرداخته و سپس می کوشیم راهکارهایی برای برون رفت از این رکود پیشنهاد دهیم. اگرچه می دانیم، در حال حاضر سطح اراده برای آغاز این تغییر و تحول فراتر از توان ما است یا تصمیمی برای آن وجود ندارد، بااین حال به وظیفه ملی و میهنی خود در قبال میراث فرهنگی سرزمین مان عمل کرده و در انتظار فرصتی برای بازیابی جایگاه واقعی ایران در مجامع مختلف علمی و فرهنگی جهان می مانیم.
اسماعیل یغمایی و احیای هویت ملی ایران در دشتستان
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
137 - 147
حوزههای تخصصی:
بندر بوشهر در خلیج فارس، گنجینه ای از تاریخ و تمدن است که در طول قرن ها شاهد رویدادهای مهمی بوده است. این مقاله به بررسی میراث باستانی این بندر و نقش آن در باستان شناسی می پردازد. کاوش های باستان شناسی در بوشهر، از اواخر قرن نوزدهم آغاز شد و توسط محققان آلمانی، فرانسوی و ایرانی رهبری شد. این تحقیقات، به کشف لوح ها و کتیبه های ایلامی منجر شد که نگاه جدیدی به تاریخ و تمدن ایلام ارائه داد. هیئت های باستان شناسی فرانسوی، به رهبری موریس پزار، با کاوش در این منطقه، بخش های ناشناخته ای از تاریخ ایلام را در ساحل شمالی خلیج فارس آشکار کردند. این اکتشافات، اهمیت بوشهر را به عنوان یک مرکز مهم فرهنگی و تاریخی در منطقه نشان می دهد. در ادامه، مطالعات باستان شناسان ایرانی پس از انقلاب اسلامی، به ویژه اسماعیل یغمایی در دشتستان بررسی شده است. کاوش های یغمایی در کاخ های هخامنشی سنگ سیاه و بردک سیاه، نقش مهمی در آشکارسازی زوایای پنهان تاریخ هخامنشیان و احیای هویت ملی ایرانیان در مناطق جنوبی و ساحلی خلیج فارس داشته است. درمجموع، این مقاله نشان می دهد که بندر بوشهر به دلیل موقعیت راهبردی خود همواره در طول تاریخ مورد توجه قدرت های منطقه بوده و کاوش های باستان شناختی در این استان ازجمله دشتستان، اطلاعات ارزشمندی را درباره تمدن های باستانی ایران در اختیار قرار داده است.
A Study of The Semiotics of the Ccommon Language of Christianity in the Structure and Visual Motifs of The Domes of the Armenian Churches of Isfahan: With Emphasis on Peirce's Theory(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
With the arrival of Christian Armenians in Isfahan during the reign of Shah Abbas Safavid, churches were built in this city, like the mosques of this period. The structure and decorations of the church building captured the audience's attention. The Armenian churches of Isfahan have large domes with motifs and visual elements. By analyzing them, common signs and symbols can be identified. The primary concern of this research is whether the architectural and visual motifs of the Armenian churches in Isfahan share a common language and convey a unified goal, rooted in the principles of Christian belief. And what are the most important components of their common language, and why were these components used? The need for research is to examine the dimensions of the common language in terms of analyzing the symbols and visual signs in these domes based on the principles of Christianity.The purpose of this research is to examine and identify the common language, the direction of the perceptions, and the kinship of the worshipers. And how to reach this common language requires semiotic analysis. Therefore, the research uses a descriptive-analytical method, and the data collection tool is a library method. And it is discussed based on the semiotic theory of Charles Sanders Peirce. The findings show that the churches have circular domes with skylights. The outer covering of the domes lacks decorative motifs. The visual motifs are engraved on the inside of the building and under the domes. And they all follow the same structure. And they have Christian concepts that form a common language. Including: God, eternity, resurrection, and salvation. The components that have formed the structure and visual motifs of the domes of the Armenian churches of Isfahan have a direct connection with the Holy Bible and faith in God (God the Father)and Jesus Christ (the Son). And they play an important role in the perceptions and identification of the audience.
Investigation of the Military Structure of the Ghaznavid Era(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
After Arab invasions and territorial expansion in Sassanian-era Iran, Iranians resisted Umayyad and Abbasid caliphs due to bias and discrimination. Uprisings against biased Arab rulers reduced their control over the Islamic Caliphate's eastern borders, paving the way for local government formation and independence. The Abbasid caliphate, facing challenges in the west and engaging with the Byzantine Empire, was alarmed by emerging local governments like the Tahirids, Saffarids, and Samanids. To maintain influence, the Abbasid caliphate considered granting conditional independence to these regions. The Ghaznavid rulers, originally prominent commanders in the Abbasid army, grew and trained within its military structure. Supported by the people and their soldiers, they pursued independence, breaking allegiance to Baghdad and establishing their government. Initially part of the Abbasid army, these rulers, including Ghaznavid emirs, moved eastward due to conflicting interests with the Baghdad caliphate. There, they formed semi-independent structures to maintain influence.In the eastern borders, where political systems like the Ghaznavids relied on military power, the army (Sepah) and militarism played a crucial role in historical research. The central question explores how the military system and militarism in local governments, such as the Ghaznavids, contributed to their formation, development, and expansion during the early Islamic centuries. Research reveals the Ghaznavid government's military system and militarism were modeled after predecessors like the Abbasids, Umayyads, and Sassanians. Local governments like the Tahirids and Saffarids significantly influenced this evolution. Over time, Ghaznavid rule underwent fundamental changes in the army and militarism, reaching maturity in response to evolving needs.
واکاوی تأثیر علوم مُعین بر تاریخ نگاری ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سنّت تاریخ نگاری شیعی، تاریخ نگاری نه تنها ثبت رخدادها، بلکه بازتابی از نظام های فکری و دغدغه های هویتی جوامع شیعی است. ابراهیم بن محمد ثقفی کوفی (درگذشته ۲۸۳ق)، از چهره های برجسته این سنّت، در تنها اثر برجای مانده اش، الغارات (1395)، رویکردی خاص به تاریخ نگاری امامیه ارائه کرده است. این پژوهش با رویکرد روایت شناسی و تحلیل محتوا، به بررسی ساختار تاریخ نگاری ثقفی با تمرکز بر نقش علوم مُعین می پردازد. پرسش اصلی آن است که علوم مُعین چگونه در شکل گیری نگرش و کارکرد تاریخ نگاری ثقفی نقش آفرین بوده اند؟ مراد از علوم مُعین، علوم نقلی، فقه و کلام است که با روش شناسی خاص خود، به عنوان ابزارهای معرفتی در خدمت روایت تاریخی قرار گرفته اند. در مرحله نخست، ساختار روایتگری ثقفی با تمرکز بر بهره گیری از علوم نقلی و آموزه های فقهی و کلامی تحلیل شده است. در مرحله دوم، بازتاب روایت های او در حدود شصت اثر از سده سوم تا یازدهم هجری بررسی شده است. تنها روایت هایی تحلیل شده اند که درون مایه تاریخی، اجتماعی یا سیاسی داشته و نیز درباره فضایل اهل بیت(ع) بوده اند. یافته ها نشان می دهد تاریخ نگاری ثقفی بر دو محور استوار است: نخست، فضیلت نگاری درباره امام علی(ع) و دیگر ائمه(ع) در چارچوب علوم نقلی؛ دوم، تبیین مواضع سیاسی در برابر جریان های رقیب با تکیه بر آموزه های کلامی و فقهی. همچنین، بهره گیری از عناصر ادبی و تعابیر حماسی به عنوان بخش مکمل، کارکرد اقناعی روایت ها را تقویت کرده و نوعی تاریخ نگاری روایی - دفاعی پدید آورده است که در آن، روایت تاریخی، ابزاری برای تثبیت هویت و مشروعیت شیعی است.
بررسی، تحلیل و ارزیابی ماهیت فکری دولت شیعی آل بویه (جایگاه اندیشه و ایدئولوژی شیعه دردولت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
78 - 103
حوزههای تخصصی:
گسترش تشیع از ویژگی های قرن چهارم است، زیرا حکومت های شیعی مختلفی مانند؛ فاطمیان درمصر، حمدانیان درشام وجزیره، زیدیان دریمن و آل بویه درایران وعراق که ازمهمترین و قدرتمندترین آن ها بود، شکل گرفت. شناخت مبانی و مولفه های ماهیت فکری و ایدئولوژی حاکم بردولت بویه، رابطه وتعامل آنان با عالمان شیعه و رابطه دولت با مذهب شیعه امامیه، اصلی ترین اهداف این پژوهش می باشند. این پژوهش با توجه به ماهیت بنیادی موضوع و توصیفی- تحلیلی بودن آن، پس ازگرد آوری داده های مربوط، با تکیه بر شیوه مطالعه کتابخانه ای صورت گرفت. نتیجه پژوهش این است که درنتیجه اقدامات بویهیان از زمان به قدرت رسیدن برایران وعراق، موجب رشد وگسترش تشیع درمناطق تحت نفوذ آنان شد. رابطه با عالمان امامی و واگذاری مسوولیت ها و اختیاراتی به آنان، فضای مناسب تری برای بزرگان شیعه پیش آورد که ضمن آماده سازی نیروهای دینی وعلمی، مرکزیت واحد مرجعیت و تالیف کتب اربعه این مذهب، فتوا و آموزش معارف دینی، رشد و بالندگی دیگر علوم متداول را هم به دنبال داشت و شیعیان امامیه دربرخی مناطق بدون تقیه، عقایدشان را آشکار می کردند.
گاه شماری و گاه نگاری ساسانی از زبان نوشته های پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۴
57 - 82
حوزههای تخصصی:
در این گفتار نگارنده کوشیده است پدیده گاه شماری را در زمان ساسانیان برپایه متون زبان پهلوی (سده سوم تا دهم میلادی) بررسی و واکاوی کند. آن دسته از متون پهلوی را که به گزاره ها و جُستارهای گاه شماری، گرچه پراکنده، پرداخته اند، معرفی کند. همراه با برخی از آن داده ها، پرسش و پیشینه و فرآیند پژوهشی را روشن کند و برآیند به دست آمده را در پایان سخن بازگو کند. این گفتار با الگوی متن پژوهی دستاوردی را به نمایش می گذارد که ایرانیان باستان از آغاز تاکنون در نگاه داشتِ گاه نامه ها و سال شماری (حساب و کتاب روز و ماه و سال) با پدید آوردن جشن ها و آیین ها در هم سویی با سنجه (رصد) اخترشناسی و ستاره شناسی (نجوم) و پدیده هایِ آسمانی، نیز هماهنگی با دگرگونی و چرخش زمین و زیست بوم کوشا بوده اند و تا جایی که در توان داشتند در راستایِ بهبودیِ زندگانی و کشورداری، با برگزاریِ آیین های دینی و ملی آن را به کار می گرفتند و به درستی از آنها بهره می بردند. پرسش هایی که در این پژوهش می توان طرح کرد عبات اند از: آیا اثر یا کتابِ مستقلی درباره گاه شماری به زبان پهلوی برجای مانده است؟ آیا ردِّ پا و یا نشانی از گاه شماری زمانِ ساسانیان در آثارِ بازمانده متون پهلوی می توان یافت؟ چنان چه نشانه هایی از گاه شماری در متن های یادشده دیده شود، آیا با گردآوری گزاره ها و واژگان وابسته به آن، آگاهی درخوری را از گاه شماری و گاه نگاری در زمان ساسانیان می توان به دست آورد؟
زنان شاخص حزب توده مازندران (1325-1320) مطالعه موردی، راضیه ابراهیم زاده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
85 - 104
حوزههای تخصصی:
تولد حزب توده، فصلی جدید طی تاریخ مبارزات فرودستان در ایران بوده است. این حزب، جذب گروه ها و اقشار مختلف اجتماعی در اقصی نقاط جغرافیای ایران از جمله شمال کشور را مد نظر قرار داده بود. جامعیت حزب توده، به پراکندگی جغرافیایی محدود نمی شد بلکه جذب گروه ها، طبقات و اقشار مختلف، مورد توجه کادر مرکزی این حزب بود. زنان در زمره گروه های حاشیه ای در جامعه ایران بودند که همواره از دور، دستی در سیاست داشتند، تلاش در جهت جذب زنان به حزب توده در نقاط مختلف ایران، از مباحث چالش برانگیز در تحقیقات مرتبط با این حزب و البته تاریخ زنان در ایران بوده و می باشد. شاخه استانی حزب توده در مازندران موفق به جلب هواخواهانی پرشور از میان زنان بومی و مهاجر این استان شد اما موضوع عضویت زنان در این حزب کمی متفاوت است. با وجود کمبود منابع در این موضوع، می توان با خوانش حیات زنان شاخص و فعال در شاخه استانی این حزب، به درکی نسبی از ذهنیت عام در این باره رسید. راضیه ابراهیم زاده از جمله زنان شاخص حزب توده در مازندران بود که حیات و تجربیات وی در مازندران مبنای این پژوهش قرار گرفته است. نگارنده در این نوشتار با اتکا بر روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا بر اسناد، مکتوبات معدود و البته کتب خاطرات و چند مصاحبه کوتاه، سعی در تولید روایتی نو و بازآفرینی گوشه ای فراموش شده از تاریخ زنان شمال ایران داشته باشد.
بازخوانی بینامتنی ساختار فرمی شهرسازی اشکانی با تأکید بر ابعاد شناخت شناسی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
65 - 85
حوزههای تخصصی:
در تاریخ شهرسازی ایران، دوره اشکانی نقطه ای تکوینی و الگویی فضایی مستقل است که میان نظام تشریفاتی–شاهی هخامنشی و ساختار آیینی–تمرکزگرای ساسانی قرار می گیرد. هدف اصلی این پژوهش، شناخت عمیق فرم های شهری ایران در دوره اشکانی از طریق تحلیل ابعاد شناخت با رویکرد بینامتنی و بررسی نمود این ابعاد در فرم شهری است. در راستای شناخت جامع شهرسازی این دوره، در ابتدا به واکاوی گفتمان فضایی دوره های هخامنشی و سلوکی به عنوان پیش متن دوره اشکانی پرداخته شده است. سپس، ابعاد شناخت دوره اشکانی به عنوان متن شهرسازی تحلیل و در نهایت فرم شهرسازی دوره ساسانی به عنوان پسامتن بررسی شده است. پژوهش حاضر از نوع کیفی و بر پایه روش تحلیل بینامتنی است و با اتکا بر ابعاد شناخت حاصل از داده های باستان شناسی و پلان های شهری، به بازخوانی چگونگی شکل گیری نظام شهری این دوره می پردازد. یافته ها نشان می دهد که شهرهای اشکانی، برخلاف الگوی کاخ محور پیشین، بر اساس چندکانونی بودن، عملکردگرایی و ترکیب کاربری ها سازمان یافته اند. نقش جاده ابریشم به عنوان شریان اصلی تمدنی، در پیوند فضایی این شهرها با شبکه بین المللی، نقشی کلیدی ایفا کرده است. در مجموع، شهرسازی اشکانی الگویی بومی و پویا و نقطه زایش اندیشه فضایی تلفیقی و زمینه مند محسوب می شود؛ الگویی که نه تقلیدی صرف از پیشینیان است و نه گسستی کامل، بلکه تداومی خلاق در منظومه شهر ایرانی به شمار می آید. دوره اشکانی در تطور شهرسازی ایرانی، نقشی کلیدی در گذار از ساختارهای سلطنت محور و مرکزگرای هخامنشی به الگوهای فضایی بومی، چندمرکزی و عملکردگرا ایفا کرده است. با اتکا به رویکرد بینامتنیت، ساختار فضایی این دوره نه تنها به مثابه حلقه واسط میان پیش متن هخامنشی–سلوکی و پسامتن ساسانی عمل کرده، بلکه بازآفرینی خلاقی از فرم، معنا و کارکرد را در کالبد شهر رقم زده است. نمودهای فرمی چون چیدمان مدور، سازمان ارگانیک و لایه بندی عملکردی، گواهی بر شکل گیری گفتمانی نو در شهرسازی ایران پیش از اسلام هستند.
The Achaemenid or Post-Achaemenid (?) Stone Column Bases and Slabs of Hannā Site in Semirom County, Esfahan Province, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۵, Issue ۹, July ۲۰۲۵
51 - 76
حوزههای تخصصی:
Achaemenid architecture is distinguished by its columned halls and porticoes, which can be found in the empire’s major capitals, such as Pasargadae, Susa, and Persepolis. Column bases are one of the most essential parts of a column, and square and bell-shaped column bases were frequently used during the Achaemenid period. During a 2018 survey conducted in Hannā, Semirom County, Esfahan Province, the authors discovered two square-column bases that showed a striking resemblance to other column bases found in the Achaemenid Empire. The column bases, along with several partly carved slabs, were found by a bulldozer during the digging process. If these column bases and carved slabs are indeed from an Achaemenid period construction, it serves as a strong indication of the importance of the Hannā site in Semirom. An additional indication of the significance of these findings is the lack of palaces or buildings with columns from the Achaemenid period in the region of Esfahan. Furthermore, it is essential to take into account the continued use of square-column bases in post-Achaemenid structures, as well as the fact that the masonry tools employed during this period remained unchanged throughout the following centuries. By analyzing the presence of carved stone slabs and columned bases of pillared buildings and halls from the Achaemenid period and beyond, we may determine that we are dealing with a prestigious structure that is associated with the elite of society. After the decline of the Achaemenid Empire, pillared structures and this type of square and stepped column base were used.
دلائل و زمینه های مصادره اموال در مصر دورهه ممالیک برجی (۷۸۴ تا ۹۲۳ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوران سلطنت ممالیک بُرجی در مصر، مصادره اموال به دستور حاکمیت که پیشتر نیز در جهان اسلام و مصر سوابقی داشت، وارد عرصه ای جدّی در اقتصاد سیاسی مصر گردید، به نحوی که به پدیده ای رایج در سیاست و اقتصاد عصر ممالیک تبدیل گشت. مصادره اموال انگیزه های سیاسی و اقتصادی متفاوتی داشت؛ پژوهش حاضر با تأکید بر منابع عصر ممالیک، کوشیده است تا با شیوه ای کتابخانه ای و روشی توصیفی– تحلیلی بخش مهمی از داده های مرتبط با مصادره در این دوران را مطالعه و تبیین نماید و به این پرسش اصلی پاسخ دهد که دلائل و زمینه های سیاسی و اقتصادی مصادره اموال در مصر دوره ممالیک برجی چه بوده است؟ این مطالعه بخش مهمی از گزارش های متعدد و متنوع مرتبط با مصادره در عصر ممالیک برجی را مورد بررسی قرار داده تا رابطه این پدیده اقتصادی با فضای سیاسی در عصر مملوکی از منظر روابط پیچیده میان سلاطین، امیران و کارگزاران ممالیک در حاکمیتی با ساختاری رقابتی و نه وراثتی تبیین شود و حتی اثرگذاری فرایند کلان حیات اقتصاد جهان آن دوران، به ویژه تجارت آبی اروپاییان میان شرق و غرب از مسیر دریای سرخ – مدیترانه و سواحل مصر، در مقطعی از تاریخ که توان اقتصادی مصر به سبب عوامل مختلف بیرونی و درونی فروکاسته بود، مشخص شود.
تغییرات اقتصادی هرموز در دوره پرتغالی ها (912 ه.ق تا 996ه.ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امرای هرموز در طول قرون 8 و 9 ه.ق از موقعیت ممتاز گذرگاهی جزیره و دادوستد با بنادر مهم تجاری در شرق، استفاده کردند و هرموز به واسطه ایفای این نقش تجاری، از جایگاه برتر اقتصادی در منطقه برخوردار شد. با تسلط پرتغالی ها بر هرموز از قرن 10ه.ق، جایگاه اقتصادی هرموز؛ به عنوان کانون اصلی تجارت در خلیج فارس، دستخوش تغییراتی شد که برای پژوهشگران مبهم و پیچیده است. با ورود پرتغالی ها، اقتصاد هرموز به اقتصاد جهانی متصل شد و همین امر باعث رشد کمّی تجارت هرموز در منطقه گردید. در عین حال تضعیف معیشت تجار سنتی و افول اقتصاد محلی هرموز در مدارک و منابع موجود مشاهده می شود. پژوهش حاضر با هدف عمده مطالعه اقتصاد هرموز از سال 912ه .ق تا 996ه .ق و با استفاده از روش جستجوی کتابخانه ای و بررسی مدارک آرشیوی، سعی دارد روشن کند که به چه دلیل باوجود افزایش درآمد تجاری هرموز در این سال ها، از افول اقتصادی هرموز در طول تسلط پرتغالیان صحبت شده است. بررسی مدارک نشان می دهد که درآمدهای روبه فزونی در این سال ها، درجهت تقویت زیرساخت های اقتصادی و تجاری هرموز هزینه نشده و بیش از همه منافع شخصی فرماندهان و کارگزاران پرتغالی را تأمین کرده است.
بررسی احادیث و روایات منسوب به ائمه اطهار در سفالینه های نیشابور
منبع:
Caspian, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
53 - 86
حوزههای تخصصی:
ثبت نگاشته ها بر سفال علاوه بر تزیین، انتقال دهنده پیام و گزارشگر فرهنگ زمان تولید خود است. احادیث نیز ازجمله این نگاشته ها هستند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی سعی دارد به بررسی کتیبه ها با مضامین احادیث و روایات منسوب به ائمه اطهار (ع) بر سفالینه های نیشابور بپردازد. مضامین این کتیبه ها یا عیناً خود الفاظ حدیث معصومان بوده و یا اینکه برگرفته از معارف حدیثی معصوم هستند. وجود چنین مضامینی بر سفالینه ها بیانگر تأثیرگذاری احادیث معصومان و عالمان شیعی در قرن ۳ و ۴ در منطقه نیشابور است.
Sasanian Government Hall of Shushtar, Khuzestan, Iran
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
161 - 170
حوزههای تخصصی:
An archaeological survey in 2004 in Mianab of Shushtar in Khuzestan, as well as excavations in 2005, led to the discovery of a Sasanian government hall and valuable stucco carvings. This article examines this hall and compares it with sites such as Damghan Hesar Hill and Hajiabad Lord’s House, as well as Chaltarkhan and columned halls of Bandian Dergaz Hill C. The result of this research shows that given the Sasanian columned halls that have so far been identified not older than the time of Bahram V (420-438 AD), the Dastova government hall probably dates back to the middle to the end of the Sasanian period.
بازیابی ساختار فضایی شهر غزنۀ افغانستان بر پایۀ مطالعات باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
219 - 240
حوزههای تخصصی:
شهر باستانی «غزنه» از شهرهای مهم دوران اسلامی و پایتخت دودمان غزنویان بوده است که در 6کیلومتری شمال شهر امروزی غزنی واقع شده است. اهمیت راهبردی این شهر در تحولات تاریخی و تمدنی دوران اسلامی سبب آن گشت تا پس از جنگ جهانی دوم موردتوجه باستان شناسان قرار گیرد و به تناوب کاوش هایی در محوطه های باستانی آن انجام شود. از آنجایی که اغلب پژوهش هایی که تاکنون درخصوص شهر غزنین در دوره غزنوی انجام شده است، برپایه منابع تاریخی بوده و پژوهش هایی که از منظر باستان شناسانه نیز به مطالعه این شهر پرداخته اند، عمدتاً برپایه کاوش های هیئت ایتالیایی در بخش اشرافی شهر و آثار یافت شده از کاخ های دودمان غزنویان می پردازند؛ از این رو، کاوش های اخیر هیئت افغانستانی در ناحیه میانِ دو مناره که پژوهش پیشِ رو براساس نتایج آن نوشته شده است، از این حیث می تواند اهمیت یابد که به مطالعه بخش عوام نشین شهر پرداخته و هدف اصلی نگارش این جستار نیز روشن ساختن ابعاد زندگی روزمره شهری در این دوره در این بخش از شهر بوده است؛ چراکه به باور نگارندگان در شناخت کامل این شهر در این عصر پژوهش پیرامون این بخش اهمیت فراوانی دارد. باوجود سلامت نسبی بافت تاریخی و آثار معماری شهر غزنه، تاکنون مطالعه جامعی که بتواند ساختار فضایی آن را مشخص سازد به انجام نرسیده است؛ از این روی، پژوهشی جامع در دستور کار قرار گرفت تا به این پرسش که تحولات فضایی شهر غزنه چگونه بود؟ پاسخ گوید و فرم فضاهای شهر را در دوران رونق آن بازیابی نماید. در نیل به این هدف، بررسی هایی در بافت تاریخی شهر انجام یافت و نتایج مطالعات میدانی در انطباق با مندرجات منابع مکتوب قرار گرفتند. درنتیجه، مشخص گردید که استقرارهای زیرین محله، پیرامون مناره های «مسعود سوم» در ادوار پیش از اسلام شکل یافته اند.