فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
66 - 85
حوزههای تخصصی:
صفی الدین اورموی که با تالیف آثار ارزشمند، ارایه ی نظریات جدید و نوآوری ها در نظریه ی موسیقی شرق ، به عنوان بنیانگذار دوره جدیدی در تاریخ نظریه موسیقی شرق شناخته می شود، در مدرسه مستنصریه بغداد به فراگیری علوم ریاضیات و موسیقی و همچنین در علوم عقلی، ادبیات، تاریخ، نجوم، خوشنویسی و فقه پرداخت. او در دوره ای که زندگی می کرد با جلب توجه مقامات دولتی، در دوران مستعصم بالله به عنوان مستنسخ کتابخانه ی دربار عباسی و در دوران ایلخانان به عنوان رئیس دیوان انشا برگزیده شد. او که با لقب "صاحب الادوار" شناخته می شود، به واسطه ی ارایه ی نظریات جدید و نوآوری در دو اثر ارزشمندش با عنوان های الأدوار فی الموسیقی ( کتاب الادوار ) و الرساله الشرفیه فی النسب التألیفیه ( الرساله الشرفیه ) به عنوان منبعی معتبر در بسیاری از آثار تاریخ موسیقی و نظریه ی موسیقی که به زبان هایی نظیر عربی، ترکی و فارسی نوشته شده اند مورد استناد قرار گرفته است. بررسی محتوای آثار اورموی نشان می دهد که او اطلاعات دقیقی در مورد موضوعاتی مانند تعریف نغمه و خصوصیات آن، دساتین (پرده ها)، ابعاد و نسبت های آنها، اجناس و نسبت های آنها، ادواره مشهوره، کوک های عود و دورهای ایقاعی ارائه داده است. هدف این مقاله، که ماهیت توصیفی- تحلیلی دارد و داده های آن از طریق روش های کتابخانه ای و تحلیل موسیقایی گردآوری شده، بررسی دورهای ایقاعی و روش های توصیف این دورها در دو اثر اورموی، یعنی کتاب الادوار و الرساله الشرفیه و تبیین آن ها با سیستم نت نویسی امروزی است. در نتیجه این تحقیق، مشخص شده است که اورموی، دورهای ایقاعی ثقیل اول، ثقیل ثانی، خفیف ثقیل، ثقیل رمل، رمل، خفیف رمل، مضاعف رمل، هزج، فاختی و فاختی زاید که در کتاب الادوار و الرساله الشرفیه مورد بحث قرار گرفته اند را به دو روش مختلف، با استفاده از روش اتانین و افعال عروضی توضیح داده است. نکته مهم دیگر این است که بین برخی ازدورهای ایقاعی که در دو اثر اورموی شرح داده شده اند، تفاوت هایی از حیث ارزش واحد زمانی در هر میزانِ یک دور و تفاوت هایی در چینش و یا الگوی دورهای ایقاعی با ارزش واحد زمانی مشترک وجود دارد. دورهای ایقاعی حفیف ثقیل، خفیف رمل وهزج در دو اثر فوق با ارزش های زمانی متفاوتی توضیح داده شده اند، در حالی که دورهای ایقاعی رمل، هزج (شکل دوم) و فاختی، با وجود داشتن ارزش های زمانی یکسان، با الگوهای متفاوتی توصیف شده اند. علاوه بر این تفاوت ها، مشخص شده است که دور ایقاعی ثقیل اول در هر دو اثر دارای ارزش زمانی و الگوی یکسانی می باشد. همچنین، دور ایقاعی ثقیل که در الرساله الشرفیه برابر با ارزش 8 واحد زمانی توضیح داده شده است، در کتاب الادوار نیز با همان الگو اما مساوی با دو دور از آن برابر با ارزش 16 واحد زمانی شرح داده شده است.
تغییرات طبقات اجتماعی در ایالت اصفهان از سقوط ساسانیان تا ظهور عباسیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ایالت اصفهان همراه با دیگر نواحی مرکزی فلات ایران در دهه های نخست قرن یکم هجری به فتح عرب درآمد. این فتح همراه با تبعات و تغییرات اجتماعی چشم گیری بود. پرسش بنیادین پژوهش این است که طبقات اجتماعی ایالت اصفهان از دوره سقوط ساسانیان تا ظهور عباسیان چه تغییراتی به خود دیدند؟ این پژوهش با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی به بررسی موضوع پرداخته است و نتیجه می گیرد که بدلیل اثرات عمیق فتح و پیامدهای ناشی از آن، برخی طبقات اجتماعی دچار تغییرات ماهیتی بنیادین شدند. برخی از آنها مانند طبقه کشاورزان تقریباً با کارکرد قبلی به حیات خود ادامه دادند. برخی مانند طبقه نظامیان پس از فروپاشی ساسانیان از بین رفتند و باقیمانده آنها در لشکر اعراب مستحیل شدند. بعضی طبقات نیز مانند کاتبان و عالمان دینی همراه با مهاجرت عرب با دین جدید و سلطه ایشان، به اقتضای حکومت اعراب مسلمان بوجود آمده یا از دل روحانیت زردشتی منشعب گشتند. بسیاری از کاتبان و علمای مسلمان بازمانده های خاندان های کهن و روحانیون زردشتی بودند.
بررسی دلایل عدم موفقیت توسعه کشت چای در ایران در اواخر دوره قاجاریه (1318 تا 1344ق)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره قاجاریه، چای محصولی پرمصرف بود که واردات آن هزینه زیادی به کشور تحمیل می کرد. این امر انگیزه ای برای کشت چای در داخل ایران را فراهم ساخت. با شروع کشت چای در گیلان و با گذشت ربع قرن، سطح باغات چای تنها به حدود 80 هکتار رسید. هدف تحقیق حاضر، شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه ناکافی کشت چای در فاصله سال های 1318ق تا 1344ق است. برای این منظور، از روش شناسی تاریخی برای بررسی اسناد دولتی و مکتوبات به جا مانده از آن دوره استفاده شد. به گواهی اسناد تاریخی، محمدمیرزا کاشف السلطنه، از شاهزادگان قاجار شاغل در وزارت امور خارجه، به دستور مظفرالدین شاه موظف شد حین انجام وظیفه سرکنسولی در هند، در این خصوص تلاش کند. او پس از بازگشت با وجود کشت چای در گیلان در سال 1318ق در توسعه چایکاری توفیق چندانی نیافت. نتایج پژوهش حاکی از آن است انحصاری کردن کشت چای با اعطای امتیازنامه و جلوگیری از تشکیل نهاد رقابت، شیوه ترویج چایکاری بدون توجه به مناسبات مالک و زارع، نیازمند سرمایه و دیربازده بودن چای در کنار پیچیدگی ساختاری صنعت چای و تصدی مناصب سیاسی توسط کاشف السلطنه را باید از مهم ترین دلایل عدم موفقیت توسعه چایکاری در این دوره برشمرد.
روایت های شکست چالدران در تاریخ نویسی صفوی: انکار و به حاشیه رانی، خطای قزلباشان، پذیرش و مشروعیت بخشی به شاه آرمانی- شیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
33 - 49
حوزههای تخصصی:
جنگ چالدران، رویدادی تأثیرگذار در هنگام بنیان گذاری و تثبیت دولت صفویه بود؛ چراکه به چهره ی شکست ناپذیر شاه، ضربه ی سهمگینی وارد ساخت و موجب تضعیف مشروعیت شاه اسماعیل شد. دشواری هضم این شکست، تاریخ نویسان هواخواه صفویان را به بازاندیشی در باب روایت جنگ چالدران واداشت. این مقاله با رویکرد توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که منابع تاریخ نگاری عصر صفوی چگونه با این شکست مواجه شده اند؟ سنجش شیوه های بازنمایی جنگ چالدارن در تاریخ نویسی دوره ی شاه اسماعیل و پس از آن، دو الگو در طرح اندازی روایی تجربه ی این ناکامی را می نمایاند: نخست، در روایت کتاب های حبیب السیر و فتوحات شاهی، انکار و به حاشیه رانی شکست، رویکرد غالب است. کتاب فتوحات شاهی برای گریز از نشان دادن سیمای تلخ شکست، از خیر روایتش می گذرد. از سوی دیگر، خواندمیر شکست در جنگ چالدران را امری حاشیه ای می انگارد و از اساس تجربه ی آن را طرد و انکار می کند. دوم، در منابع تاریخی پس از مرگ شاه اسماعیل، هرچند تلخی ناکامی این نبرد پذیرفته می شود، با این حال، با توجه به اقتضائات زمانه و در راستای توجیه شکست خطاهای نیروهای قزلباش، برجسته می گردد؛ و روایت جنگ چالدران به گونه ای طرح اندازی می شود که ابهت شاه اسماعیل حفظ شود و خللی بر مبانی مشروعیت این حکومت وارد نشود.
A Perforated Coin of Gordian III from Dehlorān Plain, Southwestern Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۵, Issue ۹, July ۲۰۲۵
91 - 103
حوزههای تخصصی:
The assemblage of our archaeological data and findings regarding the early Roman-Sasanian interactions is very limited. During the recent survey of the Dehlorān Plain, an accidental coin find (discovered by a passerby, Mr. A. Hosseini) was handed over to the members of the expedition. The highly corroded and perforated coin belongs to the Singara issues of Gordian III (238-244 AD), the young Roman emperor whose reign coincided with the first series of Sasanian incursions led by Ardashir I and his successor, Shapur I. Not only it is one of the few known findings that relate to this tumultuous era, it has been discovered in the vicinity of Roman Mesopotamia, where most of the fighting took place. In this article, in addition to describing the coin, the authors have discussed the historical context of this period and the possible entry scenarios of this coin into the territory of the Sasanian Empire.
نقش پناهندگان در مناقشه های مرزی میان ایران و روم و پیشبرد اهداف سیاسی و نظامی ساسانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۳
59 - 80
حوزههای تخصصی:
ساسانیان در کنار روم دو قدرت مطرح دنیای باستان بودند که بیشترین مناسبات دوستانه و یا خصمانه را با یکدیگر داشتند. در این بین گاه شاهد مهاجرت و حضور دائمی و یا موقتی برخی افراد در سرزمین های مزبور بودیم که البته همواره این آمدوشد، قانونی و از روی میل و اختیار نبود؛ بلکه افرادی بنابر مسائل گوناگون به دنبال مکانی امن برای حفظ جان و یا مال خود و یا یافتن موقعیت ازدست رفته به سرزمین های بیگانه پناهنده می شدند و قدرت ها نیز بنا به دلایل گوناگون و با توجه به مزایایی که این پناهندگان برای آن ها داشتند، آنها را پذیرا می گشتند. در این پژوهش سعی بر آن است که با مطالعه و بررسی و استفاده از منابع دست اول موجود و همچنین بهره بری از پژوهش های متأخر و با روش تاریخی و رویکرد توصیفی-تحلیلی با توصیف جایگاه و موقعیت پناهجویان به شرح تأثیراتی که این پناهندگان در روابط خارجی دولت های مزبور و به ویژه پیشبرد اهداف توسعه طلبانه و برخوردهای نظامی ساسانیان به منظور سلطه بر مناطق مورد مناقشه داشتند، بپردازیم. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بیش از هرچیز آنچه در پذیرش پناهندگان و نگرش مطلوب بدان ها از سوی دولت ساسانی و رومی مورد نظر بوده؛ نقشی است که این پناهجویان به عنوان اقلیت های دینی ساکن در مناطقِ مورد مناقشه، شخصیت های برجسته نظامی و حتی افراد منتسب به خانواده سلطنتی و حکمرانان در سهولت تسلط بر مناطق مرزی و پیروزی در نبردها داشتند. به نحوی که به سبب جایگاهی که این افراد در بین هم میهنان خویش و یا نیروی نظامی کشور خود داشتند و البته به دلیل بهره مندی از مهارت ها و آگاهی نظامی، در مواقعی می توانستند سبب جلب نیروهای دشمن شده و دولت های میزبان و به ویژه ساسانیان از شهرت و آگاهی آنها در برخوردهای نظامی و نفوذ در مناطق مورد نظر بهره جویند.
گرمابه قلعه محمدخان دشتی خورموج بوشهر
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۳, January ۲۰۲۵
107 - 123
حوزههای تخصصی:
محمد خانِ حاجی خانِ جمال خان دشت حاکم دشتی در بوشهر بود. او در سال ۱۲۴۶ قمری در شُنبه زاده شد. این خان دشتی به ساخت عمارت حکومتی، قنات، قلعه و بنای کاخ حکمرانی خود در خورموج پرداخت. دژی که او ساخت چهار حصار و چهار قلعه داشت. در کنار دژ، گرمابه ای نیز ساخت که این گرمابه در سال های دهه 1360 خورشیدی ویران و با خاک یکسان شده بود. نویسندگان در این مقاله به گرمابه خورموج خواهند پرداخت که از پس کاوش های باستان شناسی از دل خاک بیرون آمد.
پیشنهادی جدید برای تعیین هویت نقش نویافته مردِ سوار در حاجی آباد مرودشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برای نخستین بار در همایش باستان شناسان جوان در سال 1398ش. نقش نویافته مرد سوار بر اسب معرفی شد. با وجود اهمیت این نگاره کندِ نویافته، به جز برخی اظهارنظرهای پراکنده و مبهم، یابندگان این اثر تاکنون تحلیلی درخور ارائه نداده اند، جز این که آن را به یکی از شاهانِ محلی پارس- کدام شاه؟- در دوره سلوکی و اشکانی نسبت داده اند. در پژوهش پیشِ رو، تلاش داریم تا به روش توصیفی-تحلیلی و بررسی مقایسه ای به جستجوی هویت نقشِ مرد سوار بپردازیم. در این بین چند پرسش مهم مطرح می شود. دلیل نقر این نقش در کنار دخمه ها و شکارگاه چه بوده است؟ آیا این نقش با هدف خاصی در این مکان حجاری شده است؟ هویت واقعی این سوار چیست؟ فرضیه ما بر این موضوع استوار است که این نقش متعلق به ایزد میثره است. از آن جا که محوطه حاجی آباد از دیرباز شکارگاه و گورستان بوده، می توان آن را با اعتقادات مردمان شهر استخر با این ایزد کهن آریایی که اتفاقاً بخشی از خویشکاری او با شکار و مرگ مرتبط بوده، در ارتباط دانست و هر دو احتمال را برای نقر این اثر در چنین محوطه ای در نظر گرفت. همچنین دو بازه زمانی پیشنهادی ما برای دو احتمال یکی در دوره گروه سوم از شاهان محلی پارس(حدود 50 پ.م تا 100م.) و دیگری مربوط به اواخر دوره ساسانی و اوایل دوران اسلامی یعنی میان سال های 550 تا 700م. است. اهمیت انجام این پژوهش می تواند در ارائه تصویری از ایزد میثره برای شناخت بیشتر شمایل نگاری و شمایل شناسی وی و همچنین خویشکاری این ایزد بزرگ و قدرتمند در نگاره هایی که از او به دست آمده، به پژوهشگران یاری رساند.
Muhammed Iqbal and Ahmed Midhat Efendi: Intellectual and Philosophical Transformations Following the European Travels **** Məhəmməd İqbal və Əhməd Mithat Əfəndi: Avropa səyahətlərindən sonra fikir və fəlsəfi dəyişikliklər **** Muhammed Ikbal ve Ahmet Midhat Efendi: Avrupa Seyahatleri Sonrası Düşünce Ve Felsefi Değişimler
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
186 - 193
حوزههای تخصصی:
This study focuses on the intellectual journeys of Allama Iqbal and Ahmet Mithat by concentrating on the significant changes in their thought and philosophy following their travels to Europe. Allama Iqbal (1877-1938), a prominent philosopher-poet from undivided India, and the famous Ottoman writer Ahmet Mithat Efendi (1844-1912), represent important figures in Turkey's intellectual world. Their journeys to Europe, a prime example of encounter with modern ideas and political currents, marked a transformative period in their lives and profoundly influenced their subsequent literary and philosophical works. The aim of this study is to conduct an in-depth comparative analysis of their writings before and after their residence in Europe. It seeks to uncover how exposure to Europe's socio-political and intellectual climate triggered a shift in their perspectives on culture, religion, and politics. This research will utilize primary sources such as personal diaries, letters, and literary works, alongside secondary analyses, to construct a comprehensive picture of their evolving ideologies. This research is not only about tracing the intellectual metamorphosis of these two figures but also about understanding the broader implications of such transformations within the context of Islamic renaissance and modern thought. By analyzing the intercultural exchange and the resulting intellectual fermentation, it aims to make a significant contribution to the discourse on how cross-cultural experiences shape philosophical and ideological narratives. This study, by offering a nuanced understanding of the legacy and lasting impact of Iqbal and Mithat Efendi's European experience, seeks to build a bridge between historical understandings and contemporary interest. ****
Bu araşdırma Məhəmməd İqbal və Əhməd Mithatın Avropa səyahətlərindən sonra fikir və fəlsəfələrində baş verən mühüm dəyişikliklərə diqqət yetirərək onların intellektual səyahətlərini təhlil edir. Bölünməmiş Hindistanın görkəmli filosof-şairlərindən olan Məhəmməd İqbal (1877 1938) və məşhur Osmanlı yazıçısı Əhməd Mithat Əfəndi (1844-1912) Türkiyənin intellektual dünyasının mühüm simvolarındandırlar. Müasir fikirlər və siyasi axınlarla qarşılaşmanın əlamətdar bir nümunəsi olan Avropa səfərləri onların həyatında transformativ bir dövr açmış və sonrakı ədəbi və fəlsəfi əsərlərini dərin şəkildə təsirləndirmişdir. Bu tədqiqatın məqsədi onların Avropada qalmalarından əvvəl və sonra yazdıqlarının dərindən müqayisəli təhlilini aparmaqdır. Avropanın sosio-politik və intellektual mühitinə məruz qalmağın onların mədəniyyət, din və siyasətə baxışlarında necə dəyişikliklərə səbəb olduğunu ortaya çıxarmağı hədəfləyir. Bu araşdırma şəxsi gündəliklər, məktublar və ədəbi əsərlər kimi birinci dərəcəli mənbələrin yanında ikinci dərəcəli təhlillərdən də istifadə edərək, onların inkişaf edən ideologiyalarının hərtərəfli bir şəklini quracaqdır. Bu tədqiqat təkcə bu iki şəxsin intellektual çevrilişinin izini verməklə kifayətlənmir, həm də belə dəyişikliklərin İslam intibahı və müasir düşüncə kontekstindəki daha geniş nəticələrini başa düşməklə məşğul olur. Mədəniyyətlərarası mübadiləni və nəticədə ortaya çıxan intellektual mayalanmanı təhlil edərək, təcrübələrin fəlsəfi və ideoloji hekayələri necə formalaşdırdığı mövzusundakı diskurslara mühüm bir töhfə verməyi məqsəd qoyur. İqbal və Mithat Əfəndinin Avropa təcrübəsinin irsini və davamlı təsirini incə bir şəkildə anlayaraq, tarixi anlayışlarla müasir maraq arasında körpü qurmağa çalışır. ****
Bu araştırma, Muhammed İkbal ve Ahmet Mithat’ın Avrupa seyahatlerinin ardından düşünce ve felsefelerinde yaşanan önemli değişimlere odaklanarak entelektüel yolculuklarını ele alıyor. Bölünmemiş Hindistan’ın önde gelen filozof-şairlerinden Muhammed İkbal (1877-1938) ve ünlü Osmanlı yazarı Ahmet Mithat Efendi (1844-1912), Türkiye’nin entelektüel dünyasının önemli isimlerini temsil ediyor. Modern fikirlerin ve siyasi akımların önemli bir örneği olan Avrupa’ya yolculukları, hayatlarında dönüştürücü bir döneme işaret etmiş ve daha sonraki edebi ve felsefi çalışmalarını derinden etkilemiştir. Bu çalışmanın amacı onların Avrupa’daki ikametlerinden önce ve sonra yazdıklarının derinlemesine karşılaştırmalı bir analizini yapmaktır. Avrupa’nın sosyo-politik ve entelektüel iklimine maruz kalmanın kültür, din ve siyasete bakış açılarında nasıl bir değişimi tetiklediğini ortaya çıkarmayı amaçlıyor. Bu araştırma, gelişen ideolojilerinin kapsamlı bir resmini oluşturmak için ikincil analizlerin yanı sıra kişisel günlükler, mektuplar ve edebi eserler gibi birincil kaynaklardan yararlanacaktır. Bu araştırma, yalnızca bu iki figürün entelektüel başkalaşımının izini sürmekle ilgili değil, aynı zamanda bu tür değişimlerin İslami rönesans ve modern düşünce bağlamındaki daha geniş sonuçlarını anlamakla da ilgilidir. Kültürlerarası alışverişi ve bunun sonucunda ortaya çıkan entelektüel mayalanmayı analiz ederek, deneyimlerin felsefi ve ideolojik anlatıları nasıl şekillendirdiği konusundaki söylemlere önemli katkı sağlamayı amaçlamaktadır. Bu araştırma, İkbal ve Mithat Efendi'nin Avrupa deneyimlerinin mirasına ve kalıcı etkisine ilişkin incelikli bir anlayış sunarak, tarihsel anlayışlarla çağdaş ilgi arasında köprü kurmaya çalışmaktadır.
تحلیل سیاست انحصار دولتی در مدیریت بحران اقتصادی در ایران (جنگ جهانی دوم): 1320 تا 1325(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جنگ جهانی دوم 1939-1945 (۱۳۱۸-1324) با دگرگونی های گسترده در عرصه های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی همراه بود. ایران نیز به دلیل اشغال توسط متفقین در سال ۱۳۲۰، با بحران اقتصادی شدیدی مواجه شد که تا سال ۱۳۲۵ و خروج نیروهای خارجی ادامه یافت. در این دوره، دولت ایران برای مدیریت بحران، سیاست انحصار دولتی را در بازرگانی به ویژه در حوزه کالاهای اساسی به کار گرفت؛ بااین حال، تأثیر این سیاست بر تشدید یا کاهش بحران، موضوعی است که نیازمند بررسی کامل است. این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع اسنادی و کتابخانه ای با طرح این پرسش اصلی که عملکرد سیاست انحصار دولتی در مدیریت بحران اقتصادی ایران (۱۳۲۰ – ۱۳۲۵) چگونه بوده است، به ارزیابی کارآمدی این سیاست می پردازد. فرضیه مطرح شده این پژوهش بر آن است که سیاست انحصار دولتی، نه تنها در مدیریت بحران اقتصادی ناکارآمد بود، بلکه با گسترش رانت، فساد اداری و تشدید کمبود کالاهای اساسی، به عمیق تر شدن بحران انجامید. دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که سیاست انحصار دولتی با محدود کردن عرضه کالاهای اساسی ، موجب رشد رانت جویی و ایجاد بازار سیاه و در نتیجه تورم افسارگسیخته شد ، این موضوع، ناتوانی دولت در تأمین نیازهای اساسی را در پی داشت .
زن غربی از منظر سیاحان و سفرای عثمانی و ایرانیِ اواخر قرن 18 و اوایل قرن 19(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
117 - 140
حوزههای تخصصی:
درک ماهیت مدرنیته و تحلیل پیشرفت های کشورهای اروپایی در قرون اخیر، یکی از دلایل اصلی ایجاد ارتباطات سیاسی و فرهنگی میان جهان شرق و اسلام، به ویژه ایران و عثمانی با غرب بود. سیاحان و سفرای سیاسی نقش محوری در این تعاملات داشتند و از هر دو منطقه، به اروپا سفر کردند. این مطالعه با هدف بررسی تطبیقی نگرش سیاحان و سفرای ایرانی و عثمانی به زنان غربی در اواخر قرن ۱۸ و اوایل قرن ۱۹ میلادی و تحلیل تأثیر این نگرش بر روابط فرهنگی و سیاسی شرق و غرب تدوین شده است. این پژوهش به این پرسش پاسخ می دهد که با وجود نزدیکی های فرهنگی و جغرافیایی ایران و عثمانی، چرا واکنش این دو کشور به تحولات اجتماعی غرب، به ویژه در حوزه زنان، متفاوت بوده است؟ یافته های تحقیق نشان می دهد که اگرچه هر دو گروه با تحولات عمیق اجتماعی در جوامع غربی مواجه شدند، اما واکنش ها و برداشت های آن ها تفاوت های قابل توجهی داشت. در عثمانی، این مواجهه اغلب با برنامه ریزی و مشارکت فعال همراه بود، درحالی که در ایران، بیشتر جنبه ای انفعالی ناشی از تحولات سیاسی و نظامی بود. تصورات سیاحان و سفرا درباره زنان غربی تحت تأثیر عوامل مختلفی از ارزش های فرهنگی- اجتماعی، تحولات سیاسی و نظامی و سطح تعاملات بین فرهنگی شکل گرفته است. این تصورات نه تنها بر روابط سیاسی و فرهنگی بین شرق و غرب تأثیرگذار بوده، بلکه در شکل گیری و تحولات جنبش های اجتماعی و سیاسی زنان در ایران و عثمانی نیز نقش محوری ایفا کرده اند.
تأملی بر شناسایی امپراتوران رومی بر نقش برجسته های پیروزی شاپور اوّل ساسانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پیام باستان شناس سال ۱۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۳
87 - 101
حوزههای تخصصی:
نقش برجسته های برجای مانده از دوره ساسانیان، به ویژه نقوش پیروزی شاپور اول بر رومیان، در کنار کتیبه ها و منابع تاریخی از مهم ترین آثار برای تحلیل رخدادهای تاریخی و مناسبات ایران و روم در این دوران هستند. پنج نقش برجسته بزرگ صخره ای در پی پیروزی های شاپور اول بر رومیان در فاصله سال های ۲۴۴ تا ۲۶۰میلادی در استان فارس ایجاد شدند. این نقوش شامل سه نقش برجسته در بیشاپور(بیشاپور ۱، ۲ و ۳)، دارابگرد/ داراب و نقش برجسته نقش رستم است. تعیین هویت امپراتوران رومی نمایش داده شده بر این نقش برجسته ها همواره با اختلاف نظرهایی بین پژوهشگران همراه بوده است. در دیدگاه های مختلف امپراتوران رومی بر نقش برجسته ها شامل: گردیانوس سوم، فیلیپ عرب، والریانوس، ماریادس یا سیریادس انطاکیه ای، بالبینوس و پوپینوس معرفی شده اند. در پژوهش حاضر تلاش شده، ضمن معرفی دیدگاه های مختلف پژوهشگران درباره امپراتوران رومی بر این پنج نقش برجسته شاپور اول، با روش توصیفی تحلیلی و با تکیه بر شواهد سکه شناختی، داده های باستان شناختی و اطلاعات منابع تاریخی نسبت به تعیین هویت امپراتوران رومی نمایش داده شده بر این نقوش تلاش شود و نظرات نهایی که مورد توافق بیشتری است ارایه گردد.
ریشه های بت پرستی شرک آمیز کوشانی-ایرانی بر پایه سکه ها و دیگر اسناد تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
۱۱۲-۸۹
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر بت پرستی شرک آمیز دین کوشانی-ایرانی، بر پایه سکه ها، آثار باستانی و دیگر اسناد تأکید دارد؛ باوجود این، مطالعات سکه شناسی اساس این جستار خواهد بود. این مطالعه می تواند دربردارنده نتایج پیشِ رو است؛ ریشه های بت پرستی دین ایرانی-دایوئه ژی (Dayuezhi: کوشان در منابع چینی؛ م.) را می توان نتیجه ترکیبی از ارتدوکس (بدعت) زرتشتی و عناصر دین بومی ایرانی به دوره دایوئه ژی ارزیابی کرد؛ هم چنین فرهنگ کوشانیان به شدت تحت تأثیر هنر دینی یونان و سپسین تر از هنر پیکرتراشی بودایی قرار گرفت. درواقع، پرستش چندخدایی برگرفته از باور (زرتشتی) ایرانی به دوران پادشاهی «کانیشکا» و «هویشکا» کاملاً تثبیت و شکوفا شد. از شمار ایزدان ایرانی می توان به ایزد «نه نه» (Na Na) «مهر» (Mirro)، «ماه» (Mao)، «بهرام» (Orlagno)، «آذر» (Athsho)، «اشی» (Ardoxsho)، »وهومن» (Manaobago)... اشاره کرد. سکه های کوشانی-ساسانی داده هایی درمورد پیدایی ارتدوکس زرتشتی در زمان ساسانیان که منطقه را گشودند، به دست می دهند. روایی بت پرستی شرک آمیز در آئین ایرانی به تدریج و به پایان دوره کوشانی و کوشانی-ساسانی رو به کاهش گذاشت. این کم رنگی، آن گونه که از سکه ها پیداست، تا به دوره «کیداری-کوشانی» ادامه یافت.
روایی و گسترش فرهنگ ایرانی ساسانی در دوره دودمانی تانگ (با تأکید بر میراث ایران ساسانی در گورگاه های شیان لینگ)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
۱۵۴-۱۳۵
حوزههای تخصصی:
پیوندهای ایران و چین با دوره ساسانی به شکوه رسید؛ آنجا که دوره ساسانی را باید دومین شاهنشاهی بزرگ در پیوند با چین ارزیابی کرد. با تازش تازیان، پیوندهای فرهنگی در زیر سایه روابط امپراتوران تانگ و شاهزادگان (چین نشین) ساسانی گسترش یافت. در این موضوع باید به روابط گائوزنگ لیچی و (همسرش) شهبانو وو زوتیان با پیروز (فرزند یزدگرد)، فرزندش نرسی، پس از سکونت شاهزاده در چانگ آن (پایتخت تانگ) اشاره کرد؛ بنابر منابع، پیکره پیروز در شمار شصت و یکمین پیکره نصب شده در آرامگاه گائوزنگ و همسرش وو زتیان در شیان لینگ بوده است. سه گورگاه دیگر نیز در شیان لینگ، درهم آمیختگی با فرهنگ ساسانی دارند. این پژوهش به بررسی روایی فرهنگ ایران ساسانی در دربار شاهان تانگ و چگونگی بومی شدگی این میراث ساسانی خواهد پرداخت؛ منابع مورد مطالعه این جستار به آثار به دست آماده از گورگاه های زیرزمینی شیان لینگ محدود می شود.
سایه های جنسی در ایران عصر صفوی: تحلیلی تاریخی-روان شناختی بر اساس نظریه سایه یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ فرهنگی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
137 - 174
حوزههای تخصصی:
جامعه صفوی جامعه ای متکثر با لایه های متنوع و طبقات اجتماعی متفاوت بود؛ با وجود این، حکومت و برخی از طبقات اجتماعی آن تلاش می کردند با اتکا بر شریعت و هنجارهای عرفی، گرایش ها و رفتارهای متغایر با عرف و شرع را در حوزه زندگی جنسی اجتماعی کتمان کرده و تا حد امکان آن را به محاق برند. مطابق با نظریه «سایه» روان شناسی کارل گوستاو یونگ که بن مایه نظری این پژوهش برآن استوار است، آنچه در خودآگاه فردی و اجتماعی سرکوب یا انکار شود، در ناخودآگاه فردی یا جمعی تولید سایه می کند و این سایه نادیده انگاشته شده می تواند اثرات نامناسبی برفرد، جامعه و روان آن ها بگذارد. در دوره صفویه فشارهای مذهبی، سانسور اجتماعی و تقوای عرفی (خودآگاه)، سبب راندن امیال جنسی ممنوعه و نامتعارف (به ناخودآگاه جمعی) شد، اما آنچه در سطح جامعه سرکوب می شد، در قالب نمادین، پنهان و نامحسوس به حیات خود ادامه داد. این پژوهش با رویکرد میان رشته ای و بهره گیری از نظریه «سایه» یونگ و با استفاده از منابع فارسی و سفرنامه های اروپایی، سه محور اصلی روسپی گری، همجنس گرایی و نهاد متعه را به عنوان سایه های جنسی آن عصر بررسی کرده و نشان می دهد که این پدیده ها، هم زمان با طرد رسمی، در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، هنری و آیینی جامعه تداوم یافتند. نتایج نشان می دهد که جامعه صفوی در این حوزه دچار «دوگانگی فرهنگی» بود؛ از یک سو تقبیح رسمی و از سوی دیگر بهره برداری پنهان یا نیمه رسمی. تحلیل نظریه سایه یونگ آشکار می کند که این تضاد، نه تنها مانع استمرار پدیده های جنسی حاشیه ای نشد، بلکه آن ها را در قالب های نمادین و نهادی بازتولید کرد.
ازخوانی زمینه های برقراری رابطه اوزون حسن آق قویونلو با ونیز و فراز و فرود آن بر اساس منابع ترجمه نشده ایتالیایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رابطه اوزون حسن با ونیز و اتحاد دوجانبه علیه توسعه طلبی گسترده عثمانی از عوامل جهت دهنده سیاست خارجی ایران به شمار می آید. از دست رفتن بیزانس به عنوان یکی از پایگاه های مسیحیت، اذهان عمومی را در ایتالیا علیه عثمانی برانگیخت و دست اندازی ترک ها به مستملکات ونیز در دریای سیاه و مدیترانه سبب شد ونیزیان دست یاری به سوی اوزون حسن دراز کنند که در حال مجادله باعثمانی بود. اما زمینه و فرازوفرود این ارتباط چگونه بود. چرا باوجود عزم جدی طرفین نتیجه ای عاید ونیزیان و ایرانیان نشد. تاکنون پژوهش های چندی بر اساس سفرنامه های ونیزیان و تألیفات نویسندگان ترک انجام شده است اما فقدان پژوهش بر پایه منابعی که منظرگاه ونیزیان را به تصویر بکشد محسوس است. پژوهش پیش رو قصد دارد بر پایه منابع ترجمه نشده ایتالیایی به ویژه اسناد بایگانی دولت ونیز، گزارش های کنسولی و کتب متأخر قرن نوزدهم به بازخوانی این رابطه بپردازد و دانسته های گذشته را راستی آزمایی کند. بررسی مأموریت های محوله به سفیران نشان دهنده عزم جدی دو طرف در اتحاد دوجانبه است. ونیزیان قصد داشتند با رساندن تسلیحات به اوزون حسن و گشودن جبهه ای در غرب، ترک ها را زمین گیر کنند اما عمده این مهمات به دست ایرانیان نرسید. عوامل دیگری چون بعد مسافت، اشتباهات تاکتیکی اوزون حسن درنبرد اتلق بئلی(اوتلُق بِلی) و شورش فرزندش در ناکامی اتحاد مؤثر بود. اگرچه اتحاد دوجانبه به فرجام خوش نینجامید اما به گشودن دریچه ای جدید در روابط خارجی ایران تا انتهای حکومت صفویه منجر شد.
نقش صنعت کشتی سازی در فتوحات دریایی مسلمانان در حوزه دریای مدیترانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ورود مسلمانان به عرصه جنگ های دریایی را می توان نقطه عطفی در تاریخ فتوحات صدراسلام دانست. آنچه که موجب تسریع در این امر شد فتح مناطق شمال آفریقا و کشورهای واقع در حوزه دریای مدیترانه بود. اعراب مسلمان با استفاده از مهارت و دانش ساکنان مناطق مفتوحه، به تدریج به حکمران بلامنازع عرصه دریاها تبدیل شدند. بررسی تاریخ فتوحات بحری مسلمانان، نشان می دهد که آشنایی آنان با صنعت کشتی سازی نقش مهمی در این فتوحات داشته است. براین اساس سئوال اصلی این پژوهش که با استفاده از روش تاریخی صورت گرفته آن است که نقش صنعت کشتی سازی در فتوحات دریایی مسلمانان در حوزه دریای مدیترانه چگونه بوده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که مسلمانان پس از ورود به این حوزه، در راستای دفاع از مناطق مفتوحه و گسترش پیروزی های خود، اقدام به تأسیس دارالصناعه ها و مراکز کشتی سازی در مناطقی مانند شام، مصر و شمال آفریقا نمودند. گسترش صنعت کشتی سازی در بین مسلمانان علاوه بر آن که زمینه های تسلط آنان بر جزایر دریای مدیترانه و حتی شبه جزیره ایبری را فراهم آورد، به تدریج عامل توسعه مناسبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی آنان با سایر نقاط جهان شد.
بحران خوزستان در سال 1358 ش (با تکیه بر نقش عوامل داخلی و خارجی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳
183 - 226
حوزههای تخصصی:
بحران خوزستان در سال 1358 از مباحث مهم زمینه ساز جنگ ایران و عراق است. دولت عراق و سایر دولت های عربی همراه، در این بحران وارد شدند. هدف از ورود به بحران تجزیه این استان نفتی و ضمیمه آن به خاک عراق بود. عراق و دولت های همراه در نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، «سازمان سیاسی خلق عرب» را ایجاد و از آن و گروه های همسویش پشتیبانی کردند. اقدامات خلق عرب موجب ایجاد دوگانگی و درگیری در خرّمشهر و زیاد شدن اختلافات گردید. ادامه بحران منجر به بروز درگیری های شدیدِ چهارشنبه 9 خرداد 1358 شد که در آن، جریان خلق عرب موقّتاً سرکوب گردید. ولی این خاتمه ماجرا نبود و پس از وقایع این روز، خلق عرب تلاش بیشتری را برای تسلط بر خوزستان و خرّمشهر انجام داد. خلق عرب پاسداری از تأمین کنندگان امنیّت خرّمشهر را به شهادت رساند و با وقایع پس از آن، همه چیز تغییر کرد و بحران خلق عرب برای همیشه پایان یافت. شیخ شبیر خاقانی تبعید گردید و مراکز پشتیبانی عراق هم تعطیل شدند. مقاله حاضر به روش توصیفی - تحلیلی با استفاده از اسناد، روزنامه ها و کتاب ها فراز و فرود بحران خوزستان در سال 1358 ش را با تکیه بر نقش عوامل داخلی و خارجی بررسی می نماید. پرسش اصلی این است که بحران خوزستان از شکلگیری تا پایان آن چه سیری داشت و نقش عوامل داخلی و خارجی در آن چه بود؟ به نظر میرسد نقش عوامل خارجی به ویژه دولت عراق و برخی علل محلی و منطقه ای در بروز بحران خوزستان تاثیرگذار بوده است.
پیامدهای اجتماعی و عمرانی و گسترش املاک خصوصی رضا شاه در کرمانشاهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصاحب زمین های کشاورزی و خلع ید مالکان طبقه حاکم توسط فرمانروایان جدید، به عنوان روشی نهادینه شده برای کسب قدرت و تضعیف خاندان های حکومتگر قبلی، پیشینه ای دراز در تاریخ ایران دارد و دوره پهلوی نیز از این رویه مستثنا نبود. رضا شاه مانند شاهان پیشین با دست اندازی بر زمین های مالکان قدیمی به شیوه های شبه قانونی و فراقانونی املاک گسترده ای در بیشتر ایالت های مهم کشاورزی ایران ازجمله مازندران و کرمانشاهان به دست آورد و به بزرگ ترین زمین دار ایران یا شاید خاورمیانه تبدیل شد. این نوع بزرگ مالکی در دوران گذار مدرن شدن ایران و تغییرات شتابان نهادی و صنعتی سازی کشور پیامدهای گوناگونی می توانست داشته باشد. این پژوهش با تمرکز بر املاک گسترده رضا شاه در ایالت کرمانشاه به دنبال پاسخ به این پرسش است که شکل گیری املاک پهلوی در این ایالت چه پیامدهای اجتماعی به دنبال داشت و چه تغییری در عمران و نوسازی منطقه ایجاد کرد؟ در این مقاله که بیشترِ اتکای آن به اسناد آرشیوی است، کوشش شده تا با تحلیل گزارش های رسمی این دوره پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گسترش املاک رضا شاه بر زارعان، مالکان و نوسازی منطقه بررسی شود. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که در بُعد اجتماعی هرچند گسترش این املاک به زیان مالکان قدیمی و تااندازه ای خود دولت بود؛ اما در برخی مناطق باعث بهبود وضعت زارعان و شکل گیری طبقه جدید کارگران صنعتی کارخانه ها شد و نیز بهبود نسبی در وضعیت بهداشتی و عمرانی منطقه پدید آمد. همچنین با گسترش سریع راه های ارتباطی پیوند میان شهر و روستا افزایش یافت و روستای کوچک هارون آباد به دلیل قرار گرفتن در مرکزیت اداره املاک شاهی، به یکی از شهرهای مهم استان تبدیل شد.
روایت اسنادی علی دشتی در لبنان و مصر طی حکومت محمدرضا پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
27 - 52
حوزههای تخصصی:
روابط خارجی و برقراری تعاملات دیپلماتیک با کشورهای خارجی، از مهمترین مؤلفههای سیاست خارجی هر کشور است. طی سده گذشته، وزارت امور خارجه ایران سفرای بسیاری را به کشورهای مختلف با سابقه روابط دوستانه اعزام کرده است. این سفرا نیز با توجه به میزان کفایت و قدرت مدیریتی خود، مصدر تعاملات و فعالیت های مفید دوطرفه با کشورهایی شدند که محل خدمتشان بود. نتیجه عملی این اقدامات هم به تحکیم روابط و بسط تعاملات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دو کشور منجر میشد؛ همچنین باعث کسب وجاهت سفرا به عنوان شخصیت واقعی که دارای برجستگی فرهنگی یا علمی بودند، در کشورهای محل مأموریت می گردید.
علی دشتی از سوی وزارت امور خارجه با سمت سفیر کبیر ایران در مصر و لبنان، دوره مأموریت مهمی را پشت سر گذاشت که پژوهش حاضر بر آن است با بررسی عملکرد وی، به این سؤال پاسخ دهد که سفارت علی دشتی در بیروت و قاهره، بر روابط ایران با دو کشور لبنان و مصر چه تأثیری گذاشت و اینکه در میان کشورهای محل مأموریت خود چه وجهه ای داشت؟
روش پژوهش این مقاله براساس تحلیل تاریخی و با رویکرد توصیفی است که با تکیه بر اسناد آرشیوی موجود، اعم از آرشیو ملی ایران و مرکز اسناد و تاریخ دیپلماسی وزارت امور خارجه تهیه و تدوین شده است. نتیجه مترتب بر این پژوهش نیز حکایت از این دارد که علی دشتی به عنوان نماینده سیاسی کشور ایران و داشتن جایگاه فرهنگی، شناخت عمیق از زبان، ادبیات و فرهنگ کشورهای عربی و تجربیات دیپلماتیک، با ایجاد روابط دوستانه و حسنه با سران دو کشور لبنان و مصر، توانست مناسبات این کشورها با ایران را در سطح مطلوب، ذیل روابط دوستانه ارتقا دهد.