فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۲۸٬۴۶۶ مورد.
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
3 - 35
حوزههای تخصصی:
شهداد، یکی از محوطه های پیش ازتاریخی جنوب شرقی ایران است که پیدایش انبوهی از اشیاء مرتبط با زندگی روزمره و به ویژه اشیاء شأن زا از گورستان آنجا نشان می دهد که این شهر در دوره مفرغ در نظام تبادلات بین منطقه ای آن جایگاهی مهمی داشته است. گروهی از اشیاء سنگی شهداد، اشیاء ساخته شده از سنگ کلریت است که با نام سنگ صابونی نیز شناخته می شود. اشیاء سنگی کلریتی تقریباً در تمام مناطق شرقی و شمال شرقی ایران پراکنده هستند و نمونه هایی از آنها در شوش، تپه یحیی، محوطه های گوناگون در حاشیه خلیج فارس و بین النهرین و شمال شبه جزیره عربی باعث شد تا اصطلاح «بین فرهنگی» برای آنها ابداع شود که با پیدا شدن مرکز اصلی تولید آنها در دشت جیرفت این نظریه مردود شناخته شد و باستان شناسان اصطلاح جدید جیرفتی را به این دسته از اشیاء اطلاق کردند. سنگ کلریت به رنگ های سبز تیره، سیاه و خاکستری دیده شده و معادن آن در چند نقطه در کرمان و ازجمله در برج باغ ارزوییه وجود دارد. هر سه رنگ کلریتی در میان اشیاء شهدادی دیده می شود. در این مقاله کلریت های شهداد بررسی می شود.
بررسی و مطالعۀ کارکرد ویژه در پل های تاریخی شهر اصفهان؛ مطالعۀ موردی: پل های شهرستان (جی)، الله وردی خان، شاهی (خوجو) و سعات آباد (جوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
241 - 265
حوزههای تخصصی:
معماران ایرانی، گاه در ساخت آثار به گونه ای عمل می کردند که دست ساخته های شان جدای از کارکرد اصلی، در عملکردهای دیگری نیز به کار آیند. این مهم بیش از هرچیز به اقلیم گرم و خشک ایران با تابستان های بلند بازمی گردد. در ساخت و پرداخت آثار معماری مرتبط با آب، این اندیشه بیشتر نمود یافت و بیش از هرجای دیگری در شهر اصفهان و بیش از هر بنای دیگری در ساخت چند پل تاریخی رخ داد. باوجود انجام پژوهش های بسیار در ارتباط با آثار معماری اصفهان، این موضوع در بررسی پل های تاریخی آن چنان که باید، موردتوجه قرار نگرفته است؛ از این روی در پژوهش پیشِ رو تلاش شده پل های «شهرستان/جی»، «الله وردی خان/سی وسه پل»، «خواجو/شاهی» و «جوبی/سعادت آباد» که کارکرد غیرارتباطی مهمی نیز داشته اند، از منظر دیگری بررسی شوند. یافته های تحقیق با مطالعات اسنادی گردآوری شده اند و برای تجزیه و تحلیل آن ها از رهیافت تاریخی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهند که باوجود قرارداشتن الگویی در معماری منظر ایرانی با نام «چشمه عمارت» و در شبه قاره، با نام «جال مَحَل»، نخستین بار است که در ایران از پل با وجه تشریفاتی استفاده می شود. روابط سیاسی و فرهنگی گسترده ایران با شبه قاره در دوره صفوی، باعث شد که این شیوه به معماری ایرانی نیز ورود کند. در پل شهرستان که ساختار کهن تری دارد، در دوره صفوی عمارتی با طرح «هشت بهشت» بر ابتدای آن افزوده شد. در ساخت پل های الله وردی خان، خواجو و جوبی این نشیمن (ها) از قبل پیش بینی شده بودند؛ در مقایسه نمونه های ایرانی با کوشک های واقع در آب شبه قاره، ضمن بیان این برگیری در شیوه ساخت و پرداخت چشم انداز، کارکردهای تقریباً برابری نیز یافتند. شاهان در هنگامه جشن آبریزان با دستگاه حکومتی در آن ها استقرار می یافتند و گاه با پذیرفتن سفرا و مهمانان خارجی و بزرگان کشوری و لشکری به نظاره مراسم آب پاسی، آتش بازی و قایق سواری در دریاچه ای می نشستند که گاه با تخته بند کردن پل خواجو شکل می گرفت. تعدیل هوا با انباشت آب و تغذیه سفره های آب زیرسطحی بهره ها ی دیگری بود که با ساخت این چشمه عمارت ها، حاصل می شد.
بازشناسی راه های باستانی جنوب استان تهران به قم در قرون متأخر اسلامی (با تکیه بر متون تاریخی و شواهد باستان شناسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
341 - 370
حوزههای تخصصی:
بی شک محدوده جنوب استان تهران که در طول زمان و به ویژه قرون متأخر اسلامی به استناد منابع تاریخی در اقلیم چهارم تشکیل می شده است؛ همواره از نقطه نظر موقعیت جغرافیایی و سیاسی برای حکومت های این دوران نیز از اهمیت بالایی برخوردار بود. یکی از دلایل پر اهمیت بودن این منطقه، قرارگیری آن بر سر سه مسیر مهم ارتباطی بود که تهران را به شهر قم متصل می نمود. پژوهش فوق با اهدافی چون بازشناسی و مستندسازی و هم چنین شناختِ شکل گیری و کارکرد تأسیسات وابسته در راه های باستانی واقع در جنوب استان تهران به قم انجام پذیرفته که در این بین دو پرسش نیز مطرح است؛ 1) مهم ترین راه های ارتباطی واقع در پهنه جنوبی استان تهران به سمت قم کدام مسیرهای ارتباطی هستند؟ و 2) شبکه راه های موردمطالعه عموماً از کدام الگو یا الگوهایی تبعیت می کرده است؟ بر این اساس و با تکیه بر منابع مکتوب تاریخی و مطالعات میدانی باستان شناسی می توان این فرضیات را پیشنهاد داد؛ سه مسیر مهم ارتباطی در منطقه موردمطالعه، از ابعاد منظرین راه (منظر اقامتی-رفاهی، هدایتی-حرکتی امنیتی) که به صورت یک مجموعه منسجم بودند، تبعیت می کردند. مسیرهایی که جدا از آن که کارکردهای «تجارتی و تأثیرات اقتصادی» بر جوامع ساکن در همجواری خود داشتند؛ تأثیرات بسیاری نیز بر «روابط فرهنگی و اجتماعی» این جوامع می گذاشتند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات اسنادی و تاریخی و بررسی های باستان شناسی انجام شده است. نتایج پژوهش حاضر بیانگر آن است که سه شبکه ارتباطی مهم: 1) دروازه عبدالعظیم ری-کنارگرد-دیرگچین-قم، 2) علی آباد-حوض سلطان-قم (متروکه)، و 3) علی آباد-منظریه-قم، در منطقه جنوب استان تهران به سوی قم به ترتیب زمانی واقع بود.
اوضاع مذهبی در عصر حکمرانی ترکمانان آق قویونلو؛ با تمرکز بر جامعه و دستگاه حکمرانی اوزون حسن و سلطان یعقوب
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
33 - 65
حوزههای تخصصی:
دوره حکمرانی ترکمانان آق قویونلو در ایران و دوران بسط قدرت این اتحادیه و خاندان حاکم بر آن از دیاربکر و سپس آذربایجان تا منتهی الیه کویر کرمان و سایر مناطق، یکی از مقاطع برجسته تاریخی از نظر تلاقی سیاست و دیانت در ساختار حکومتی و اجتماعی به شمار می رود. این پژوهش با اتکا به منابع اصلی و دست اولی چون آثار خواندمیر، طهرانی، خنجی، سفرنامه های ونیزی و دیگر مورخان آن عصر و یا نزدیک بدان، به بررسی جایگاه مذهب در ساختار قدرت آق قویونلوها می پردازد. تحلیل روایات تاریخی موجود نشان می دهد که سلاطین آق قویونلو، به ویژه اوزون حسن و یعقوب بیگ که به نسبت سایر سلاطین این دودمان با اقتدار و ثبات زمانی بیشتری به کار حکومت پرداخته اند، نه تنها در تقویت شریعت و حمایت از علمای اهل سنت کوشا بوده اند، بلکه دیانت را ابزار مشروعیت بخشی به حکومت خود قلمداد کرده اند. از سوی دیگر، تداخل باورهای مذهبی با ساختار اجتماعی و حقوقی جامعه، بروز جلوه هایی از خرافه گرایی، تصوف، و تعصبات مذهبی را نیز به همراه داشته است، که این مسئله نیز به نوبه خود نه تنها در این دوره، بلکه در سایر دوره های این چنینی امری مشهود بوده است و حتی در بخش تصوف و روی آوردن به صوفی گری، این دوره بعدها پایه گذار روی کار آمدن جریان قدرتمند تر نوادگان شیخ صفی الدین اردبیلی در ایران و آذربایجان شد. هدف این مقاله، ارائه تحلیلی جامع از بستر دینی آن عصر و تبیین نسبت میان دین، قدرت، و جامعه در قلمرو آق قویونلو و در طول حکمرانی سلاطین مقتدر آق قویونلو، یعنی اوزون حسن(حسن پادشاه) و فرزند وی سلطان یعقوب می باشد.
پیشینه و سرچشمه: تکامل و گسترش جنگ شتر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگاره های «جنگ شتر» در هنر صخره ای بازتابی از مراسم آئینی بوده است که می توان آن را به اواخر دوره پارینه سنگی تاریخ گذاری کرد؛ اعتقاد بر این است که سرچشمه آن به شمال غربی قزاقستان امروزی بازمی گردد. با وجود این و به گمانی، نگاره های رایج جنگ شتر در آثار هنری منقول می تواند ریشه از نواحی «کاراتائو و بایکونور» قزاقستان از دوران مفرغ سرچشمه گرفته باشد.به دلیل نزدیکی و موقعیت جغرافیایی، آئین جنگ شتر در اوایل به «سرماتی ها» در استپ های اورال معرفی شد؛ سپس از طریق سرماتی ها به «شیونگنو» در شمال و قوم «شی ایمو» در «سین کیانگ» چین و سپس به «کانگجو» گسترش یافت. جنگ شتر که در سنگ نگاره های «سولائک» در حوضه «مینوسینسک» نگاریده شده، باید ملهم از سبک هنری قرقیزها و سرچشمه آن نیز می تواند شیونگنو باشد. نگاره های جنگ شتران در گورگاه های «لولان» به گمانی از شی ایمو یا از شیونگنو سرچشمه گرفته باشند. با وجود این، نگاره های جنگ شتر در مینیاتورهای ایرانی از زمان تیموریان آغاز شد و نوعی سرگرمی برای درباریان سلطنتی بود. با آمدن تیمور، به اوایل دودمان «یوان»، با پیدایی نوعی جنگ شتر، به عنوان سرگرمی درباری، روبه رو می شویم. این موضوع نشان می دهد که نه تنها آئین جنگ شتر با آمدن مغولان گسترش یافت که نگاره های جنگ شتر در مینیاتور ایرانی نیز با آمدن مغولان به ایران درهم تنیده است.
ایران و یونان در جهان باستان
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۳, January ۲۰۲۵
81 - 105
حوزههای تخصصی:
ایران و یونان، دست کم از قرن ششم پ م به بعد نقش ارزنده ای در جهان باستان ایفا کردند. همجواری این دو سرزمین باعث روابط سیاسی و فرهنگی بسیاری در دوران باستان شده بود و تأثیرپذیری و تأثیرگذاری بر همدیگر داشتند. اگرچه جنگ های ایران و یونان خسارت های مالی و جانی فراوانی برای دو طرف به بار آورد، حداقل در یونان باعث خودباوری شد. درهمین حال باعث شکوفایی هنر به ویژه در زمینه مجسمه سازی شد. آثاری از فرهنگ یونانی در ایران به دست آمده است که این آثار را می توان به 3 دسته تقسیم کرد. دسته اول، اشیایی است که موضوع یونانی دارند که به دست یونانیان و برای یونانیان ساخته شده است. دسته دوم آثاری است که اگرچه موضوع یونانی دارد مورد تقلید ایرانیان قرار گرفته است. دسته سوم نقش مایه هایی است که اصل یونانی دارد اما مردم ایران آنها را تقلید کرده اند.
از سنگ سیاه تا دهقاید: میراث باستان شناسی اسماعیل یغمایی در دشت برازجان
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
37 - 78
حوزههای تخصصی:
محوطه های باستان شناسی دشت برازجان شامل استقرارهایی از دوره مس سنگی، ایلامی و به ویژه دوره هخامنشی تا ساسانی و همچنین اسلامی است. اینکه در این دشت ما با تراکم محوطه های هخامنشی و ساسانی مواجه هستیم، مؤید این واقعیت است که پادشاهان این دو شاهنشاهی، موقعیت مهم این دشت را به خوبی درک کرده بوده اند. اسماعیل یغمایی فعالیت های خود در استان بوشهر را از دهه 50 خورشیدی با تمرکز بر دشت برازجان آغاز کرد. در نتیجه این پژوهش ها، وی دو بنای شاخص هخامنشیِ سنگ سیاه و بردک سیاه و چند ساختار معماری از سه تپه در شهر باستانی دهقاید را کاوش کرد. این مقاله، به ارزیابی این بناها و بیان نظرات جدیدتری می پردازد. سنگ سیاه را ابتدا علی اکبر سرفراز براساس گزارش بومیان منطقه شناسایی کرد و در زمستان 1356 تا نیمه بهار 1357، به مدت سه ماه اسماعیل یغمایی کاوش کرد. نتایج این کاوش در یک کتاب و چند مقاله منتشر شده است. بنای سنگ سیاه، بزرگ ترین بنای شاهی هخامنشی دشت برازجان است که در ناحیه شمالی خم رود دالکی قرار دارد. در همان سال 1357 براساس گزارش محلی های روستای درودگاه، یغمایی از وجود پایه ستون هایی در محوطه بردک سیاه آگاه شد و این بنا را به مدت پنج ماه کاوش کرد. دهقاید نیز نام اولیه و قدیمی روستایی امروزی در شمال شهر برازجان است. باوجود اینکه دهقاید از جنبه های گوناگون سکونت گاه مهمی بوده است، در مطالعات دوره تاریخی چندان و یا شاید بتوان گفت اصلاً به آن توجه نشده است. شهر باستانی دهقاید در مرحله اول به دلیل موقعیت راهبردی خود مهم است؛ این شهر در مسیر باستانی بیشاپور به بوشهر قرار داشته است که در شمال به دشت مرودشت و تخت جمشید نیز منتهی می شده است. همچنین، دهقاید در موقعیتی قرار دارد که سه بنای هخامنشی چرخاب، سنگ سیاه و بردک سیاه آن را احاطه کرده اند. در دوران باستان، دهقاید تأمین کننده مواد اولیه برای کرانه های ساحلی خلیج فارس میانی بوده است و علاوه برآن، واسطه اصلی انتقال محصولات وارداتی از بندر بوشهر به ارتفاعات فارس نیز بوده است. مطالعات اولیه سفالی نشان داده است که دهقاید اندکی پس از سقوط ساسانیان، در سده 8 میلادی رو به زوال رفته است. و در همین زمان، بوشهر نیز دوران افول خود را آغاز کرده است و سپس رونق تجاری از این منطقه به سوی شرق و سیراف منتقل شد.
هخامنشیان و مسئله استقلالِ کادوسیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنشاهی هخامنشی (550-330پ.م) با نظام سیاسی و اداری متمرکز، قلمرو و سرزمین های وسیعی را از رود سند تا رود نیل شامل می شد. این مناطق وسیع به ساتراپی/خشثرپاون های مختلف تقسیم شده بود و تحت حکومت مرکزی اداره می شد. یکی از این ایالت ها سرزمین کادوسیه در جنوب غربی دریای کاسپی بود. این منطقه به جهت موقعیت ژئوپلیتیک، جنگل های انبوه و راه های صعب العبور، نقش و جایگاه ویژه ای در تحولات سیاسی دوره هخامنشیان داشت. کادوسیان به دلیل مهارت های رزمی در مناطق سنگلاخ و مهارت خاص در استفاده از کمان برخوردار بودند. کادوسیان با توجه به مهارت ها و موقعیت زیستگاه خود می توانستند در دوران بحران و فترت سیاسی با شورش و یا عدم حمایت از شاهنشاهان هخامنشی، برای آنان دردسرآفرین باشند؛ چنانکه کتسیاس از شورش کادوسیان و عدم موفقیت هخامنشیان در سرکوب آنان خبر می دهد. پیرو اظهارات کتسیاس و بعضی از مورخان باستان، برخی از پژوهشگران در وابستگی کادوسیان به هخامنشیان تردید کرده اند. به رغم اهمیت کادوسیان در تاریخ هخامنشیان تاکنون در خصوص مسئله استقلال یا عدم استقلال کادوسیان تحقیق مستقلی انجام نشده است. این پژوهش با استفاده از منابع کهن یونانی، کتیبه های شاهان هخامنشی، داده های باستان شناختی و با تکیه بر موقعیت جغرافیایی سرزمین کادوسیه و با استفاده از شیوه پژوهش های تاریخی، به مسئله استقلال یا وابستگی کادوسیان به شاهنشاهی هخامنشیان می پردازد. با بررسی و تجزیه تحلیل منابع فوق به نظر می رسد کادوسیان نه تنها مستقل نبوده اند، بلکه در بسیاری مواقع چون سایر اقوام تحت سلطه هخامنشیان با آنان همکاری می کرده اند و حتی ستون اصلی سواره نظام و پیاده نظام ارتش هخامنشی را تشکیل می داده اند.
تحلیل کلیومتری از تأثیر عملکرد اقتصادی حکومت محمدرضا پهلوی بر تحولات جامعه از سال 1340 تا 1357(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محمدرضا پهلوی در طول 37 سلطنت، عملکرد اقتصادی خود را در قالب پنج برنامه عمرانی تدوین کرد. این برنامه ها از سال 1327 با جدیت آغاز شد و در سال 1356 پایان می یابد. در این برنامه ها، بیشترین تلاش دولت در جهت تحولات مهمی چون: امور کشاورزی، صنایع و معادن، حمل و نقل، ارتباطات و مخابرات، گاز و نفت، برق، آب، آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، عمران شهرها و روستاها، ساختمان و مسکن، فرهنگ و گردشگری، بیمه و رفاه اجتماعی، محیط زیست، آمار و بررسی عمران ناحیه ای تأثیرگذار بود. ازاین رو، پیامدهای این برنامه ها مورد بررسی قرار می گیرد. بررسی عواید نفت که متغیر مستقل و اصلی کل بافت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران در عصر پهلوی دوم بود در پیشبرد این برنامه ها موضوع مهم پژوهش حاضر است. از طرفی، اختصاص دادن منابع مالی به ارتش که باعث شد کیفیت اقتصادی نامتوازن شود از مواردی است که در این پژوهش مورد تأکید قرار می گیرد. این مقاله در صدد است تا با رویکرد توصیفی- تحلیلی این موضوع را مورد ارزیابی قرار دهد.
تغییر کارویژه اطلاعات در جنگ پست مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
29 - 42
حوزههای تخصصی:
کارکرد اصلی اطلاعات شناخت تهدیدات و ارائه هشدارهای لازم است. ماهیت ایستای تهدیدات جنگ مدرن این امکان را به اطلاعات می داد که با استفاده از رویکرد حل المسائلی و با به کارگیری ابزارهای تحلیلی مناسب تهدیدات احتمالی را پیش بینی نماید. اما بعد از جنگ سرد ماهیت جنگ و بازیگران آن و راهبردهای نظامی دچار دگرگونی اساسی شد که از آن به عنوان جنگ پست مدرن یاد می شود؛ لذا، این سؤال مطرح می شود که این تحولات چه تأثیری بر کارکرد اصلی اطلاعات گذاشته است؟ مقاله حاضر استدلال می کند ماهیت سیال جنگ پست مدرن و بازیگران آن سبب شد که کارکرد اطلاعات به مثابه ی دانش یعنی دانشی هدفمند و قابل اقدام به مقدار زیاد تقلیل یابد و همانند جنگ مدرن مسئله اصلی اطلاعات، جمع آوری داده ها و رفع عدم قطعیت نیست؛ بلکه مسئله ی اصلی فهم انبوهی از داده های پراکنده و پیچیده است که به صورت راهبردی و عامدانه دچار ابهام هستند. یافته های این مقاله نشان می دهد در جنگ پست مدرن به عنوان نسل پنجم جنگ، رویکردهای هستی شناختی و معرفت شناختی عینی کارکرد خود را از دست داده است و اطلاعات برای مقابله با چالش های جنگ پست مدرن نیازمند ابزارهای تحلیلی و هستی شناسی نوین است.
گاه شماری و گاه نگاری ساسانی از زبان نوشته های پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ایران باستان دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۴
57 - 82
حوزههای تخصصی:
در این گفتار نگارنده کوشیده است پدیده گاه شماری را در زمان ساسانیان برپایه متون زبان پهلوی (سده سوم تا دهم میلادی) بررسی و واکاوی کند. آن دسته از متون پهلوی را که به گزاره ها و جُستارهای گاه شماری، گرچه پراکنده، پرداخته اند، معرفی کند. همراه با برخی از آن داده ها، پرسش و پیشینه و فرآیند پژوهشی را روشن کند و برآیند به دست آمده را در پایان سخن بازگو کند. این گفتار با الگوی متن پژوهی دستاوردی را به نمایش می گذارد که ایرانیان باستان از آغاز تاکنون در نگاه داشتِ گاه نامه ها و سال شماری (حساب و کتاب روز و ماه و سال) با پدید آوردن جشن ها و آیین ها در هم سویی با سنجه (رصد) اخترشناسی و ستاره شناسی (نجوم) و پدیده هایِ آسمانی، نیز هماهنگی با دگرگونی و چرخش زمین و زیست بوم کوشا بوده اند و تا جایی که در توان داشتند در راستایِ بهبودیِ زندگانی و کشورداری، با برگزاریِ آیین های دینی و ملی آن را به کار می گرفتند و به درستی از آنها بهره می بردند. پرسش هایی که در این پژوهش می توان طرح کرد عبات اند از: آیا اثر یا کتابِ مستقلی درباره گاه شماری به زبان پهلوی برجای مانده است؟ آیا ردِّ پا و یا نشانی از گاه شماری زمانِ ساسانیان در آثارِ بازمانده متون پهلوی می توان یافت؟ چنان چه نشانه هایی از گاه شماری در متن های یادشده دیده شود، آیا با گردآوری گزاره ها و واژگان وابسته به آن، آگاهی درخوری را از گاه شماری و گاه نگاری در زمان ساسانیان می توان به دست آورد؟
سلجوقیان پاسخ به تحریفات در باره ی آنان
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
120 - 165
حوزههای تخصصی:
دوره ی سلجوقیان دوران طلایی تمدن تورکی(ایران) – اسلامی است زیرا سلجوقیان توانستند در کشوری وسیع و قدرتمند، نظم و امنیت برقرار کرده و تغییر و تحولی پدید آورند و خشونت و کشتارهای جمعی را به حداقل خود برسانند؛ هرچند که رقابت های درون دربار همچنان وجود داشته است. تأمین رفاه مردم، تشویق عالمان، صنعتگران، هنرمندان و شاعران نشانگر قدرت و توانمندی این سلسله در اداره ی کشور شمرده می شود. آثاری که از سلجوقیان تا زمان ما باقی مانده است بیش از صدهاست در حالی که در صد سال گذشته شاید تعداد انگشت شماری عمارت و بنایی ساخته شده است که بتواند هزار سال بعد اثری از آنها باقی بماند. امروز مساجد، مدارس، پلها و کاروانسراها و... از آثار سلجوقیان همچنان مورد استفاده قرار می گیرند. دربار آنان مرکز تجمع عالمان، اندیشمندان و هنرمندان بود و صدها تن به فعالیتهای علمی – ادبی و هنری می پرداختند. علوم مختلف زمان: طب، نجوم، فلسفه و حکمت، ریاضیات، طبیعیات، شرعیات رونق گرفته و صدها کتاب نوشته شد. شهرها آباد می شد و پیشه وری و کشاورزی رونق می یافت. صنعتگران به تولید و صنعت پرداخته و مایحتاج مردم را تامین می کردند. دوران طلائی ایران و اسلام با نام سلجوقیان پیوند خورده است. اصول اصلی هنر معماری، خطاطی، نقاشی، موسیقی، هنر و ادبیات تدوین و تثبیت گردید و هنر سلجوقی امروز همچون مانیفستی در انواع گوناگون هنر بعنوان اصول هنر اسلامی در تمام جهان ساری و جاری است. با آغاز سلسله ی پهلوی تاریخ ایران با روندی متفاوت روبرو شد؛ جعل و تحریف تاریخ به نفع یک سلسله ی برآمده توسط انگلیس آغاز شد. تمام دستاوردهای انقلاب مشروطه زیر پا نهاده شد و بدستور انگلیس و بوسیله ی ۷ ماسون و دست نشاندگان آنان، تاریخ ما ایرانیان مورد تحریف قرار گرفت و جعل تاریخ ایران به نفع یک قوم و علیه دیگران (غیرفارس ها) در برنامه نهاده شد. عرب ستیزی و ترک ستیزی باب شد. این دست نشاندگان غرب، ترکان را مهاجم، مهاجر و وحشی معرفی کردند. آنان حتی با ۵ دقیقه آموزش زبان ترکی مخالفت کردند. تمام مطالب کتابهای درسی با این سیاستها نوشته شد. امروز برای حل مسأله راهی جز این نیست که این کتابها از مدارس جمع گردد و تاریخ واقعی مردم ایران به دانش آموزان آموخته شود. این مقاله نشان دادن برخی از دروغهای این مورخان تحریفگر و جعّال را برملا خواهد کرد. همچنین اشاره ای به ادبیات ترکی در این بازه ی زمانی خواهد داشت.
تأثیر فرهنگی بیماری های همه گیر وبا و طاعون در ایران (سده های چهارم تا ششم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ایران بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
132 - 156
حوزههای تخصصی:
واکاوی تأثیر بیماری های همه گیر وبا و طاعون در ایران سده های چهارم تا ششم قمری از پدیده های قابل توجه تاریخ اجتماعی به شمار می آید؛ زیرا با پیشرفت های مهم مکاتب علم پزشکی و راهکارهای مختلف درمانی، بیماری های همه گیر همچنان دامنگیر اجتماع انسانی است و پیامدهای مهمی بر تحولات فرهنگی و اجتماعی بر جای می گذارد. قدرت و سرعت انتقال این بیماری ها که به دلایل محیطی و انسانی همچون سبک زندگی مردم صورت می گیرد، به سادگی برای بشر قابل کنترل نیست. بنابراین شناخت ماهیت این بیماری ها و راهکارهای مقابله ای می تواند از تبعات جبران ناپذیر آن بکاهد. بر همین اساس، پژوهش پیشِ رو با طرح این پرسش محوری که بیماری های همه گیر وبا و طاعون چگونه و چه پیامدی بر ساختارهای فرهنگی داشته اند؟ این موضوع سرنوشت ساز را با رویکرد توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر اطلاعات کتابخانه ای به بحث و بررسی گذاشته است.
یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که بیماری های همه گیر وبا و طاعون در این مقطع از تاریخ ایران (چهارم تا ششم قمری)، پیامد منفی بر نهادهای فرهنگی و اجتماعی داشته است. یکی از بارزترین تأثیرات آن، پراکندگی و کاهش جمعیت بوده است که در این بین، فقدان مفاخر فرهنگی و سیاسی که اقلیّت جامعه را تشکیل می دهند، محسوس بود؛ زیرا جامعه را از عقلانیت و خدمات اجتماعی آنان محروم می کرد و در عوض افراد سودجو با گسترش خرافات و عوام گرایی و ایجاد ناامنی، جامعه را به ورطه افول و اضمحلال سوق می دادند. علاوه بر این، پیامد بیماری های همه گیر در ادبیات و شعر نیز بازتاب داشته و بر حوزه اندیشه و نگرش جامعه تأثیرگذار بوده است.
گونه شناسی نظام فکری و عملی بی بی مریم بختیاری در مواجهه با علل عقب ماندگی جامعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سخن تاریخ سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۰
138 - 163
حوزههای تخصصی:
بررسی اندیشه و عملکرد بی بی مریم بختیاری به عنوان یکی از زنان مبارز وطن پرست و مشروطه خواه و به عنوان یکی از پیشگامان خاطره نویسی با خاستگاه ایلی در عصر قاجار حائز اهمیت است. گفتمان فکری بی بی مریم در کتاب خاطراتش حول دو مسئله یا دو محور استقرار یافته است، یکی افشاگری و مخالفت بر ضد استبداد حکومت قاجار و دفاع از آزادی و دیگری تشریح عقب ماندگی های ایران و بختیاری و بررسی علل و عوامل آن است. به همین دلیل در کتاب خاطراتش بارهاوبارها از لزوم و ضرورت نوگرایی و ترقی در ایران سخن گفته، آزادی را ستوده و به تقبیح استبداد قاجاری پرداخته است. بی بی مریم نه تنها با زبانی تند و شجاعانه از بی اطلاعی، بی قانونی، وحشیگری و نحوه اداره کشور و رسم و رسومی که باعث «وابستگی» و «بدبختی» ایران شده انتقاد کرده است؛ بلکه به صورت عملی نیز به مبارزه و مخالفت با عوامل اصلی این عقب ماندگی، یعنی «استبداد» و «خونریزی» سلطنت قاجار و «استعمار» روس و انگلیس به عنوان دو قدرت مهم استعماری آن روزگار اقدام نموده است. بنحوی که در واقعه فتح تهران بی بی مریم خود شخصاً تفنگ به دست گرفت و با قزاق ها جنگید. در دروان جنگ جهانی اول نیز به دنبال فتاوی علماء و تصمیم آزادیخواهان برای دفاع از ایران به صف مخالفان روس و انگلیس پیوست. لذا این مقاله تلاش دارد سیمای فکری و همچنین نحوه رویارویی عملی بی بی مریم با علل عقب ماندگی و کهنه گرایی و ارتجاع ایران را به شیوه تحقیقات تاریخی با کمک منابع تاریخی و مطالعات کتابخانه ای، علی-الخصوص با تکیه بر کتاب خاطرات سردار بی بی مریم بختیاری استخراج و توصیف و تحلیل نماید.
بررسی حقوق و جایگاه زنان در ازدواج و طلاق دوران اشکانیان: تحلیل تاریخی-فمینیستی ساختارهای پدرسالارانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
238 - 267
حوزههای تخصصی:
دوران اشکانیان (۲47 ق.م تا 224 م) یکی از طولانی ترین حکومت های تاریخ ایران بوده که در آن، نظام خانوادگی و جایگاه زنان تحت تأثیر ساختارهای پدرسالارانه، قوانین حقوقی و تعاملات فرهنگی با تمدن های دیگر شکل گرفت. این پژوهش با بهره گیری از نظریه فمینیسم تاریخی متعلق به لیندا آلکاف و الیزابت پاتر، به بررسی فرهنگ ازدواج و مبانی حقوقی طلاق زنان در این دوره پرداخته و به این پرسش کلیدی پاسخ می دهد: چگونه ساختارهای مردسالارانه و تعامل با تمدن های هلنی و رومی، حقوق و عاملیت زنان اشکانی را تحت تأثیر قرار داد؟ یافته ها نشان می دهد که نظام خانواده اشکانی مبتنی بر اقتدار مطلق مردان بود و زنان اغلب به عنوان ابزاری در مبادلات سیاسی و اقتصادی نقش داشتند. الگوهای ازدواجی مانند «خویدوده» (ازدواج درون خویشاوندی) و چندهمسری در میان اشراف برای حفظ منافع طبقاتی رواج داشت، درحالی که قوانین طلاق یک سویه و به نفع مردان تنظیم شده بود. بااین حال، شواهدی از مقاومت های زنان در برابر این ساختارها، ازجمله تلاش برای ازدواج مستقل یا جدایی از همسران، نشان دهنده عاملیت آنان در مواجهه با محدودیت های حقوقی است. این پژوهش تأکید دارد که علیرغم سلطه هنجارهای مردسالارانه، ردپای مقاومت زنان اشکانی را می توان در تاریخ مشاهده کرد.
شاعران قشقایی که به زبان مادری نوشته اند
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
194 - 261
حوزههای تخصصی:
دریایی که در منابع مختلف تاریخی با نام های خلیج ایران، خلیج فارس، خلیج عرب، خلیج کنگر و خلیج بصره آمده است، میان ایران و شبه جزیره عربستان قرار دارد.مردم ایل قشقایی نیز در زمستان به پیرامون این دریا می آیند و در تابستان به ییلاق های زاگرس کوچ می کنند. درباره تاریخ ترکان ساکن این ناحیه دیدگاه های گوناگونی وجود دارد. پیش تر نوشته می شد که آمدن آنان به این سرزمین ها به دوران حکومت قزلباشان مربوط است؛ اما در سال های اخیر، مطالعه تامغاها (علائم فرهنگی ترکان) بر سنگ ها و تخته سنگ های اطراف سکونتگاه ها و نیز بازخوانی دیگر منابع مکتوب، پژوهشگران را به این باور رسانده است که ترکان پیش از میلاد در اینجا می زیسته اند.
با آن که درباره ترکان اطلاعات کافی وجود دارد، پژوهشگران ادبیات قشقایی به هر دلیل بیشتر توجه خود را به شاعرانی چون میرزا ماذون، خسرو بیگ، یوسفعلی بیگ، محمدابراهیم، غول اوروج و حسینعلی بیگ از قرن نوزدهم معطوف کرده اند. در حالی که نویسندگان ترکی نویس سده های میانه، چون حاجی بن محمد اردستانی، محمد بن الحاج دولتشاه شیرازی، محمد بن حسین کاتب نیشاطی، شیخ الوان شیرازی، ولی شیرازی، یوسف قره باغی و دیگران کمتر مورد توجه قرار گرفته اند.
میان طایفه ها و تیره هایی که در سده های هجده و نوزده مجموعه ایل قشقایی را شکل داده اند، نام هایی چون بَیات، دوگَر، چوبانکارا، اویغور (اوغور)، چگینی، قره چورلو، قره کچیلی، قرخلو، گویجالی (گویجه لی)، لک، موصولو، آق قویونلو، آغاجرلی، گنجه ای، آرخلو، ترکمان (ترا کمه)، شاملو، قاجار، تووا، دوغانلی، شیبانی، یاغمورلو و دیگران دیده می شود. در میان این تیره ها، نام خانواده هایی چون خلج، افشار، اویغور، قره قویونلو، بیگدلی، قره گُوزلو، قره چایلی، صفی خانی و رحیمی (رحیملی) نیز وجود دارد. ادامه حیات بازمانده های طایفه هایی که زمانی دولت های نیرومند بنا کرده اند، امروز در شکل طایفه و اویماق[مترجم : در ایران بنکو واوبا استفاده می شود] میان قشقایی ها، نشان دهنده فراز و نشیب های تاریخ است.
گرچه در گفتار طایفه ها و تیره های قشقایی لهجه اوغوز غالب است، عناصر قبچاقی و قارلوقی نیز دیده می شود؛ امری که در متن های فولکلور نمود آشکارتری دارد. زبان و ادبیات قشقایی، ادامه ای از ادبیات ترکی، بیش از یک قرن است که در محیط ادبی فارسی رو به تحلیل دارد؛ با این همه، چون ریشه ای استوار داشته، به طور کامل از میان نرفته است. با وجود ممنوعیت ها و محدودیت ها، روشنفکران ملی گرا از شرایط زمان بهره برده و از راه شبکه های اجتماعی در پی اعتلای ادبیات قشقایی برآمده اند.
نگه کن غنی زاده محمود را ، نیم نگاهی به میراث ادبی مرحوم میرزامحمود غنی زاده دیلمقانی
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
262 - 176
حوزههای تخصصی:
میرزا محمود غنی زاده دیلمقانی/ سلماسی یکی از بزرگان تاریخ ادبیات معاصر و در عین حال یکی از گمنامان تاریخ معاصر است. وی در دو عرصه مطبوعات و ادبیات فعالیت داشت. در کارنامه مطبوعاتی وی همکاری با نشریه های بسیار عصر مشروطیت دیده می شود. وی آثاری نیز از زبانهای خارجی به فارسی ترجمه کرده است. این مقاله به بررسی آثار میرزا محمود غنی زاده سلماسی می پردازد.
بسترها و کارکردهای وقف در خراسان و ماوراءالنهرِ دوره سامانیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
وقف، به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای اجتماعی در دوره سامانیان، بر ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، آموزشی و اعتقادی خراسان و ماوراءالنهر تأثیرات عمیقی داشته است. گروه های اجتماعی، متأثر از انگیزه های مختلف، با بهره گیری از وقف در عرصه های گوناگون منشأ خدمات متنوعی شدند. موقوفات علاوه بر حمایت از نهادهای علمی و مذهبی، در تقویت بنیان های اقتصادی و اجتماعی نیز نقش آفرین بودند. وقف با تأمین مالی خدمات رفاهی، ایجاد فرصت های شغلی و توزیع ثروت، به بهبود معیشت عمومی و کاهش نابرابری اجتماعی کمک می کرد. همچنین در ساخت و نگه داری رباط ها و کاروان سراها، دفاع از مرزها و امنیت راه ها نقش بسزایی داشته و موجب رونق تجارت شده است. بررسی این ابعاد نشان می دهد وقف نه تنها ابزاری برای توسعه علمی و فرهنگی، بلکه عاملی مؤثر در انسجام اجتماعی نیز بوده است. مسئله این پژوهش، بسترها و کارکردهای وقف در خراسان و ماوراءالنهر است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و تکیه بر منابع تاریخی، جغرافیایی، ادبی و زندگی نامه ای، نقش وقف را در توسعه مساجد، مدارس، خانقاه ها، رباط ها، کاروان سراها و زیرساخت های شهری بررسی می کند. فرضیه این پژوهش این است که بسترهای اجتماعی و فرهنگی خراسان و ماوراءالنهر، با نیازهای علمی و اقتصادی جامعه پیوند خورده و شرایطی را فراهم کرده که گروه های اجتماعی از طریق وقف، به ارائه خدمات اجتماعی، علمی، آموزشی و اقتصادی بپردازند. این فرایند بنیان های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و زیرساخت های شهری را تقویت کرده است.
نقش سکاها در نبرد ارشک دوم با آنتیوخوس سوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
15 - 28
حوزههای تخصصی:
در سال 210 ق.م آنتیوخوس سوم، احتمالاً در واکنش به هجوم ارشک دوم به ماد، لشکرکشی خود به ایران را آغاز کرد؛ ارشک از مقابل او به تدریج به پارت و سپس گرگان عقب نشست و در یکی از شهرهای این سرزمین محاصره شد. درباره این نبرد دو دسته منبع با دو رویکرد متفاوت وجود دارند؛ نخست که تنها شامل پُلوبیوس می شود، هرچند به طور کامل به دست ما نرسیده، چنان که پیدا است با جانب داری از آنتیوخوس نتیجه را به سود او می نمایاند؛ و دیگری، که شامل روایات تروگوس/ یوستینوس و مالالاس می شود، نتیجه نبرد را پیمان دوستی میان ارشک و آنتیوخوس می داند. هرچند، جز گزارش پلوبیوس، در منابع نام برده در این جنگ سخنی از سکاها در میان نیست و گزارش پلوبیوس نیز مبهم است، با واکاوی منابع می توان به نقش تعیین کننده سکاها در این جنگ پی برد. بنابراین، پرسش اصلی این خواهد بود که سکاها در نبرد ارشک دوم و آنتیوخوس سوم چه نقشی داشتند؟ یافته های پژوهش نشان خواهد داد که اقوام سکایی آپاسیاک، داهه و احتمالاً آلان ها و دربیک ها در مرحله آخر نبرد از ارشک پشتیبانی کرده و نتیجه را به سود او تغییر داده اند.
تبیین مفهوم تاریخی ایران از نگاه سفرنامه ژان شاردن فرانسوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ورود سیاحان اروپایی به ایران، امکان شناختی عینی از ایران برای آنان فراهم شد. متعاقب آن، ارائه درکی مفهومی از موجودیت تاریخی ایران برای آنان به وجود آمد. ورود شاردن و اقامت طولانی وی در ایران به ارائه مفهومی تاریخی از ایران منجر شد که تحت تاثیر دوگانه برساخته شرق و غرب در اروپا و تاریخ نگاری یونانی – رومی به توضیح و تبیین موقعیت تاریخی و تمدنی ایران می پرداخت. یافته های این پژوهش بر اساس روش تبیین عقلانی نشان می دهد که شاردن علیرغم اتکای ذهنی بر دوگانه شرق و غرب و رویکرد تاریخگاری یونانی – رومی با توجه و تامّل در واقعیت های جاری سرزمین ایران مفهوم تاریخی – فلسفی متفاوتی از معنای ایران ارائه کرد که با دیدگاه تاریخی اروپاییان تفاوت اساسی داشت.