فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۲۸٬۵۶۳ مورد.
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
19 - 32
حوزههای تخصصی:
با تشکیل حکومت صفویه، مناطق ایلی غلزایی و ابدالی نشین تحت سیطره قرار گرفتند که موجب آشنایی دستجات الحاقی آنان با ساختار نظامی و شیوه های نبرد قزلباشان شد. با وجود این، دسته جات افغان بر شیوه های خاصی از نبرد تأکید ویژه ای داشتند. ازاین رو، در پژوهش کنونی با توجه به جهت گیری منابع تاریخی، به این سؤال پاسخ داده می شود که دسته جات نظامی افغان در دوره فترت حکومت صفویه از چه شیوه های نبردی استفاده می کردند؟ به منظور پاسخ گویی، پژوهش کنونی با استفاده از روش تحقیق تاریخی مبتنی بر شیوه جمع آوری داده های کتابخانه ای از منابع دست اول تاریخی پس از توصیف و طبقه بندی شگردهای نبرد دسته جات افغان و قزلباش به تحلیل و تفسیر این ویژگی ها و تأثیرات آن بر تحولات نظامی دوره موردنظر می پردازد. با توجه به فقدان پژوهش منسجمی پیرامون شیوه های نبرد در دوره فترت افغان، یافته های پژوهش نشان می دهد که دسته جات افغان بر شگردهای خاصی از نبرد از قبیل شبیخون چندجانبه، هجوم و یا عقب نشینی یک باره و دسته جمعی تأکید ویژه ای داشتند که هرچند در کوتاه مدت موجبات پیروزی آنان را فراهم آورد ولی در بلندمدت، کاربست شیوه های مشابه توسط قزلباشان به شکست دسته جات غلزایی و ابدالی انجامید.
نقش رهبری دینی و سیاسی آیت الله ملک حسینی در جهت دهی عشایر کهگیلویه و بویراحمد در انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳
395 - 436
حوزههای تخصصی:
در روند پیروزی انقلاب اسلامی ایران، عوامل متعددی در بسیج مردمی و جهت دهی به کنش های اجتماعی و سیاسی اقشار مختلف جامعه نقش داشتند. یکی از نیروهای تأثیرگذار در این فرایند، رهبران دینی محلی بودند که با بهره گیری از پایگاه مذهبی، قومی و اجتماعی خود، توانستند در سازماندهی و همسویی جوامع محلی با انقلاب اسلامی ایفای نقش کنند. این مقاله با تمرکز بر نقش آیت الله ملک حسینی، به عنوان یکی از شخصیت های برجسته روحانی در استان کهگیلویه و بویراحمد، تلاش دارد چگونگی تأثیرگذاری وی بر جهت گیری سیاسی و دینی عشایر این منطقه را تبیین کند. پرسش اصلی مقاله آن است که رهبری دینی آیت الله ملک حسینی چگونه بر مشارکت عشایر کهگیلویه و بویراحمد در انقلاب اسلامی تأثیر گذاشت؟ مقاله با بهره گیری از روش تحلیل تاریخی- اجتماعی، و براساس منابع شفاهی، اسناد تاریخی، و خاطرات انقلابیون محلی، نشان می دهد که آیت الله ملک حسینی با برخورداری از مشروعیت مذهبی، خاستگاه ایلی و تسلط بر شبکه های سنتی قدرت در میان عشایر، توانست به مثابه حلقه واسط میان رهبری انقلاب و اقوام محلی عمل کند. وی با سخنرانی ها، ارتباط با علمای انقلابی، و مواجهه با نیروهای امنیتی پهلوی، نقش محوری در آگاهی بخشی، بسیج نیروها و دفاع از ارزش های دینی در سطح بومی ایفا کرد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که رهبری دینی و سیاسی ملک حسینی یکی از عوامل اصلی پیوند ایلات کهگیلویه و بویراحمد با گفتمان انقلاب اسلامی بود؛ پیوندی که پس از انقلاب نیز استمرار یافت و در تثبیت ساختار جمهوری اسلامی در مناطق عشایری نقش مؤثری داشت.
بازتاب رویدادهای سیاسی ایران در نشریه اسلام مکتب مبارز، ارگان اتحادیه های انجمن اسلامی دانشجویان در اروپا، آمریکا و کانادا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات اسنادی انقلاب اسلامی سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۳
227 - 249
حوزههای تخصصی:
بعد از تشکیل اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان اروپا و آمریکا- کانادا در نیمه دهه چهل شمسی، این انجمن ها جهت نشر ایدئولوژی و اهداف خود، چاپ و انتشار نشریه اسلام مکتب مبارز را در دستور کار خود قراردادند. این نشریه که از مؤثرترین نشریات تشکّل های اسلامی دانشجویان ایرانی خارج از کشور بود، با هدف شناساندن اسلام واقعی به دانشجویان مسلمان انتشار آن شروع گردید اما رفته رفته با توجه به تحولات سیاسی ایران در دوره محمدرضا شاه به ابزار مبارزه اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان تبدیل شد و از طریق آن نسبت به حوادث و اتفاقات سیاسی ایران زمان محمدرضاشاه واکنش نشان می دادند. این مقاله با استفاده از روش پژوهش تاریخی مبتنی بر وصف و تحلیل، بر آن است که چگونگی بازتاب رویدادهای سیاسی- تاریخی معاصر ایران در نشریه اسلام مکتب مبارز را با توجه به اندیشه و ایدئولوژی نویسندگان مقالات این نشریه موردبررسی قرار دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که این نشریه نقش دین اسلام و روحانیون را در پیروزی جنبش ها و نهضت های معاصر ایران بسیار مؤثر می داند و بسیاری از رویدادهای زمان محمدرضا شاه و اقدامات وی را در جهت زدودن دین اسلام از سطح جامعه معرفی می کند. نویسندگان مقالات نشریه در مخالفت با محمدرضا شاه و همچنین به عنوان یکی مسائل مهم جهان اسلام به قضیه فلسطین نیز توجه داشتند.
تعیین کاربری احتمالی برخی از فضاهای مجموعه معمای دست کند ارزانفود-همدان با استفاده از روش ICP-OES
منبع:
Caspian, Volume ۲, Issue ۳, January ۲۰۲۵
47 - 61
حوزههای تخصصی:
مجموعه آثار دست کند زیرزمینی ارزانفود در فاصله 30 کیلومتری جنوب شرقی شهر همدان و در 2 کیلومتری روستای ارزانفود قرار دارد. در این مجموعه پژوهش های باستان شناسی متعددی انجام گرفته و نتایج ارزشمندی حاصل شده است. اما یکی از مهم ترین پرسش ها و ابهامات درباره این مجموعه تعیین کاربری فضاهای دست کند زیرزمینی است که به دلیل پاک سازی فضاهای مذکور و عدم وجود لایه های برجا باعث شده تا فرضیاتی گوناگونی مطرح شود و نتوان درباره کاربری مجموعه اظهار نظر قطعی کرد. ازآنجاکه استقرارهای انسانی می تواند باعث انباشت نهشته های شیمیایی بر محیط زندگی شود، با انجام پژوهش های باستان سنجی بر نهشته های مذکور می توان به نوع فعالیت های انسانی در آن محیط در زمان گذشته پی ببرد. بر همین اساس 27 نمونه از قطعات سفالی به دست آمده از کاوش مجموعه انتخاب شدند تا با استناد بر نتایج آنالیز عنصری با استفاده از روش آزمایشگاهی ICP-OES کاربری احتمالی فضاهای این مجموعه مشخص شوند. در این پژوهش و در مطالعه موردی نمونه سفالینه های مجموعه دست کند ارزانفود که بستر باستان شناختی آنها مشخص نبود نتایج حاصل نمونه های مختلف امکان انتساب آنها به بسترهای مختلف نظیر آشپزخانه، محیط تدفین و یا مکان های صنعتی و کارگاهی را فراهم ساخت. نتایج این پژوهش نشان دادند که مطالعات آزمایشگاهی نوع و مقدار عناصر تشکیل دهنده رسوبات سفال ها می تواند روشی سودمند برای شناسایی بستر این مواد باشد.
تحلیل تقابل فرهنگی و سیاسی مخترعه با مطرفیه در زیدیان یمن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مذهب زیدیه از زمان تاسیس تا کنون جریان های فکری سیاسی متعددی را شامل شده است. تعاملات و تقابلات این جریان ها، به ویژه میان «مخترعه» و «مطرفیه»، نقشی تعیین کننده در تحولات فکری و تاریخی زیدیه یمن ایفا نموده است. «مطرفیه» جریانی کلامی سیاسی در زیدیه یمن در قرون پنجم و ششم هجری است که به دیدگاه های عقل گرایانه افراطی و برخی آراء مخالف اصول زیدی شهرت دارد ودر برابر، «مخترعه» عنوانی بود که به علمای زیدی مدافع سنت و مخالف با انحرافات فکری اطلاق می شد. هدف این پژوهش بررسی روش ها و اقدامات رهبران زیدیه یمن در مقابله با جریان مطرفیه است و قصد دارد به این پرسش اصلی پاسخ دهد که: روش ها و برخورد امامان زیدیه یمن در مقابله با جریان مطرفیه چه بود و این تقابل چه آثار و پیامدهایی بر این جریان گذاشت؟ یافت پاسخ این پرسش بر اساس روش تاریخ، متکی بر منابع کتابخانه ای و اسنادی است و با بهره گیری از منابع کهن کلامی و تاریخی زیدیه و نیز پژوهش های معاصر گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که دو قرن تلاش مطرفیه برای ترویج اندیشه های خود در یمن، با اقدامات قاطع امامان زیدیه مواجه شد و سرانجام، بزرگان مخترعه با به کارگیری روش های گوناگون فرهنگی و سیاسی، موفق به سرکوب و نابودی این جریان انحرافی شدند. این تقابل، نمایانگر پویایی و تحول فکری زیدیان یمن و تعهد آنان به اصول و آموزه های این مذهب است.
Public and State Approaches to Safavid Exemption Decrees in the Qajar Period (Case Study: Naser al-Din Shah's Era and Exemption Inscriptions)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
Safavid and Qajar rulers, following an enduring tradition, inscribed royal decrees on stone monuments concerning issues such as tax exemptions and reductions. These inscriptions served to preserve the king’s direct voice as an authoritative document, aiming to safeguard a just fiscal system, prevent corruption among officials, avert potential uprisings caused by rising taxation, and reinforce the image of a legitimate and benevolent monarchy opposed to innovation and injustice. This study examines the extent to which Safavid decrees retained their authority and effectiveness during the reign of Nāṣer al-Dīn Shāh Qajar, particularly in the context of the interaction between the state and society. The research is based on primary documents and sources, applying a historical-comparative method and content analysis. The findings reveal that Safavid decrees on exemptions and tax reductions, though inscribed as “perpetual,” did not remain effective in practice. With the dynastic shift, and despite the people’s efforts to preserve documents and demand their enforcement, these decrees rarely yielded favorable outcomes, except in cases where the Qajar state itself benefited from their implementation.
“QORQUD”, “QORQUT”, or …?
منبع:
مطالعات تاریخ آذربایجان و ترک سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
19 - 32
حوزههای تخصصی:
At the moment, there are two known manuscripts of the Book of Dede Korkut in the world. The book’s title on the first page of the Dresden manuscript and the name of Dede Korkut are the controversial topic of this essay. Since the title on the first page is written in Arabic, the scholars around the world who have worked on this monument have translated it differently. Even the calligraphers of the title and the text are not the same. The scholars around the world have translated the Arabic text of the title into their own language and therefore, they are correct. While the native scholars in Azerbaijan have considered the first three words of the title in Farsi and the rest of it in Arabic. So their translation of the title into Türki has become somehow incorrect. On the other side, the name of Korkut is also a matter of controversy. Some native scholars have tried to analyze it by separating the two syllables of it and interpret it through their own deductions. However, the author of this paper thinks that the words in any language are the black boxes of each language. Then they stand so strongly for themselves that you do not need to break them down to analyze the broken parts. The word “Korkut” is not an exception then. You do not need to separate it into two parts and then interpret each part separately to achieve its meaning. The meaning of the word is easily achievable by itself and, especially through the contexts of the book’s both manuscripts. The aim of this essay is to illustrate the two misunderstandings about both the title and the precise meaning of “Korkut”. ****
Halhazırda dünya kitabxanalarında “Dədə Qorqut” kitabının iki tanınmış əlyazma nüsxəsi var. Drezden nüsxəsinin ilk səhifəsində yazılmış kitabın ünvanı və “Qorqut” sözü bu məqalənin mübahisəli mövzusudur. Kitabın ünvanı ərəbcə yazıldığına görə bu abidəni araşdıran dünya bilginləri buna fərqli yanaşıblar. Kitabın ünvanını yazan xəttat ilə əlyazmanın mətnini yazan katibin xətləri açıqca bir-birindən ayrı görünür. Buna baxmayaraq, kitabın başqa dillərə çevrildiyi ünvan ərəbcədən çevrildiyinə görə düz olduğu halda, Azərbaycan Türkcəsinə çevrilmiş ünvan fərqli alınıb. Bu abidənin öz vətənindəki alimlər kitabın ünvanının üç başdakı sözünü farsca, qalanını isə ərəbcə hesab edib çevirdikləri üçün kitabın ünvanı bu dildə düz alınmayıb. Bundan başqa, “Qorqut” sözünün öz anlamı da yerli elm adamlarının araşdırmalarında mübahisəli bir durum yaradıb. Bəzi yerli bilginlər “Qorqut” sözünün iki hecasını bir-birindən ayırıb bu sözü mürəkkəb bir ad hesab edərək araşdırıblar. Amma bu məqalənin yazarı dünya dillərindəki sözləri hər dilin öz qara qutusu hesab edir. Ona görə zamanın sərt durumlarından üzü ağ çıxıb dilimizi qoruyan bu qara qutuları sındırıb tikələrini ayrı-ayrı araşdırmağı düzgün bir yanaşma olaraq görmür. “Qorqut” sözü də bu prinsipdən müstəsna deyil. Onun anlamını açıqlamaq üçün onu ikiyə bölmək lazım deyil. Bu sözün anlamını birincisi, özündən, ikincisi də əlyazmaların mətnindən aydın şəkildə izah etmək olar. Bu məqalənin məqsədi həm kitabın ünvanını, həm də “Qorqut” sözünün dəqiq anlamını aydınlaşdırmaqdır. ****
Günümüzde dünya kütüphanelerinde Dede Korkut kitabının iki meşhur elyazma nushası vardır. Dresden nushasının ilk sayfasında yazılmış kitabın unvanı ve “Qorqut” sözcüğü bu makalenin tartışmalı konusudur. Kitabın unvanı Arapça yazıldığına göre bu yapıtı araştıran dünya bilginleri kitabın unvanına farklı bakmışlar. Kitabın unvanını yazan hattat ile elyazmanın metnini yazan katibin el yazıları açıkca bir birinden farklı görünür. Buna rağmen, kitabın başka dillere çevrildiği unvan Arapçadan çevrildiğine göre doğru olduğu halde, Azerbaycan Türkçesine çevrilmiş unvan değişik gösterilmiştir. Bu yapıtın kendi vatanındaki bilim insanları kitabın unvanının başdaki üç sözcüğünü Farsca, geri kalanını ise Arapça olarak düşünüp çevirdikleri için kitabın unvanı bu dilde doğru alınmamıştır. Bundan başka, “Qorqut” sözcüğünün kendi anlamı da yerli bilim adamlarının araştırmalarında tartışılmalı bir durum yaratmıştır. Bazı yerli bilginler “Qorqut” sözcüğünün iki hecesini birbirinden ayırıp bu sözcüğü bileşik bir ad olarak görerek araştırmışlar. Ama bu makalenin yazarı dünya dillerindeki sözcükleri her dilin kendi kara kutusu gibi görmektedir. O yüzden de zamanın sert durumlarından yüzü ak çıkıp dilimizi koruyan bu kara kutuları kırarak parçalarını ayrı ayrı araştırmayı doğru bir yaklaşım olarak görmez. “Qorqut” sözcüğü de bu prensipten müstesna değil. Onun anlamını açıklamak için onu ikiye bölmek gerek değil. Bu sözcüğün anlamını birincisi, kendisnden, ikincisi de elyazmaların metninden açıklamak mümkündür. Bu makalenin amacı hem kitabın unvanı hem de “Qorqut” sözcüğünün kesin anlamını açıklamaktır.
دهقان ایرانی و سِرف روسی: مقایسه تعهدات و خدمات اقتصادی–اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با روش تحلیل تطبیقی–تاریخی، به بررسی تعهدات و خدمات مالی–اجتماعیِ دهقانان در ایران و سِرف ها در روسیه می پردازد تا نشان دهد صورت بندی های نهادیِ متفاوت چگونه ظرفیت بسیج سیاسی و مسیر تحول اجتماعی را شکل داده اند. مسئله اصلی این است که تفاوت های حقوقی و نهادیِ تعهدات دهقانی در دو جامعه عمدتاً کشاورزی، چرا به پیامدهای سیاسی متمایز انجامیده است. داده ها بر منابع دست اول و ادبیات کلاسیک و جدید استوار است و دامنه زمانیِ روسیه قرون شانزدهم تا نوزدهم و ایران از دوره ایخانان تا قاجار را دربر می گیرد. یافته ها حاکی است که در روسیه، رعیت داریِ مدون/سرواژی، دهقان را به زمین و ارباب مقید کرد و سه گانه «کارِ اجباری (بارشچینا)، اجاره نقدی/جنسی (اُبروک) و مالیات های دولتی» با پشتوانه نهاد «میر» و اصل «مسئولیت تضامنی» تثبیت شد. در ایران، با وجود آزادیِ شرعیِ رعایا، شبکه ای چندلایه از بهره مالکانه، خراج دیوانی، تعهدات تیولی و وقفی، بیگاری و بدهی—با ضمانت های عرفی مانند میرآب و لایروبیِ جمعی—وابستگیِ مؤثر ایجاد کرد. نتیجه آن که تمرکز حقوقی–نهادی در روسیه استثمار یکنواخت و شورش های سراسری را تسهیل کرد، حال آن که پراکندگی عرفی در ایران بسیج ملی را محدود و تغییر ساختاری را به اصلاحات ارضیِ دیرهنگام و از بالا واگذاشت.
قواخ تپه (قباق تپه) کوزران؛ محوطۀ کلیدی دوران تاریخی در شمال ماهیدشت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش های باستان شناختی پیشین در منطقه ماهیدشت بیشتر متمرکز بر دوره پیش ازتاریخ منطقه بوده و به رغم اهمیت این دشت بزرگ و مهم، تقریباً اطلاعاتی از دوره تاریخی آن در دست نیست. سرتاسر دشت ماهیدشت و به ویژه بخش شمالی آن پر از تپه های بزرگ و کوچک دوره پیش ازتاریخ و دوره تاریخی است که درمیان این زیستگاه های باستانی قواخ تپه به واسطه وسعت، توالی استقرار و اهمیت یافته های سطحی، شایسته توجه ویژه است؛ از این رو، در این نوشتار با روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تاریخی تلاش می شود قواخ تپه و یافته های سطحی آن مورد بررسی و مطالعه قرار گیرد و درنهایت به این پرسش ها پاسخ داده شود که: 1. قواخ تپه دارای بقایای چه دوره هایی است و روند گسترش محوطه به چه شکلی بوده است؟ 2. یافته های شاخص قواخ تپه درخصوص کارکرد محوطه، چه اطلاعاتی ارائه می دهند؟ نتایج مطالعه یافته های سطحی نشان می دهد که قواخ تپه استقرار با اهمیتی است که حداقل از دوره مفرغ و احتمالاً پیش از آن شکل گرفته و در عصر آهن III و دوره اشکانی به اوج رونق و آبادانی خود رسیده است. درمیان یافته های سطحی، پاشنه در آشوری به دست آمده از محوطه، حاکی از وجود ساختمانی به سبک دوره آشورنو در محوطه است که با توجه به متون میخی مرتبط با وضعیت سیاسی زاگرس مرکزی در این دوره، احتمالاً سرنخی از وجود یک بنای دوره آشور نو در این محوطه است. کشف گنجینه سکه های به دست آمده از محوطه علاوه بر نشان دادن اهمیت محوطه در دوره سلوکی/ اشکانی، احتمالاً سرنخی از ارتباطات تجاری دور بُرد ساکنان این محوطه به عنوان یکی از مهم ترین استقرارهای باستانی امتداد جاده خراسان بزرگ در دشت ماهیدشت-کوزران است.
Petroglyphs of Chah Abdullah of Harat, Yazd Province, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۵, Issue ۹, July ۲۰۲۵
77 - 89
حوزههای تخصصی:
Petroglyphs are a form of human artistic expression that can be found in various locations around the world, displaying similar features despite being created in different eras. This art form, commonly found in mountainous and rocky areas, is often associated with shepherds and hunters. The themes depicted in petroglyphs typically revolve around hunting scenes, weapons, goats, sheep, dogs, and other activities related to hunting and herding. However, religious motifs can also be observed in some cases. While a variety of petroglyphs can be found throughout Iran, sites in central regions such as Yazd province have received less attention from archaeologists due to the desert climate. The petroglyphs we will discuss in this article are located in the Chah Abdullah region of south Yazd province, in central Iran. In 2021, the author conducted an archaeological survey of Harat City, identifying various cultural and historical sites from different periods. While most of the sites identified were historical monuments, several historical sites, including the Chah Abdullah petroglyphs, were also discovered. Based on the type of motifs and the depth of carving, this site is associated with different historical periods. However, it is fascinating that the creation of rock motifs continues even in contemporary times.
A Look at Iranian-Deccani Architecture during the Bahmani Era (1347-1528)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۳, Issue ۴ - Serial Number ۱۲, March ۲۰۲۴
43 - 54
حوزههای تخصصی:
Deccan is a fertile plateau in the southern part of the Indian subcontinent, spanning an area of approximately three hundred square kilometers. In Sanskrit, Deccan means "south," and the Bahmani rulers established the first independent Muslim government in the Deccan region, reigning from 1347 to 1528. This research aims to answer the crucial question of how Iranian-Deccani architecture evolved during the Bahmani era and which structures prominently reflect this architectural style, using a historical research method grounded in a descriptive-analytical approach. The findings of the research indicate that the Bahmani's tolerance and affinity for the Shia sect, along with their support for Shia migrants who had immigrated to Deccan from Iran and Arab lands, led to the widespread influence of Shia beliefs and the prevalence of Iranian-Islamic culture and civilization in Deccan. During this period, numerous Iranian architects and artisans migrated to India, contributing to the creation of many buildings characteristic of the Bahmani era. As a result, many mosques and structures from the Bahmani era in Deccan bear the influence of the Timurid architectural style of Iran. This phenomenon facilitated the penetration of Iranian architectural style and the flourishing of Iranian-Islamic culture in India, particularly during the Bahmani period.
شبکه های درباری و انتشار مانویت از ایران به چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
۲۲۰-۲۱۱
حوزههای تخصصی:
نگارنده، در این نوشتار و در ادامه مطالعات قبلی خود، به موضوع انواع فعالیت مبلغان مانوی در شبکه بزرگ تری در زیرعنوان فعالیت های درباری از امپراتوری روم تا به دربار تانگ در چین تمرکز می کند؛ در این فعالیت ها، سفیران، و هم چنین حکیمان دوره گرد و کارآگاهان انجام مراسم آئینی، آگاهی بر تفاوت های فرهنگی را به نمایش می گذارند؛ هرچند این رخداد و به طور معمول بین همسایگان نزدیک و هم مرز صورت می گرفت، اما با ابزار مانوی ایرانی و از راه آسیای میانه شاهد گسترش تدریجی آن هستیم. روایت های مختلف مانوی اهمیت آموزش «حکمت» را در تلاش برای حمایت از حاکمان محلی بسیار برجسته می کند. بنابر نسخ مانوی «کلن»، «مانی» با پادشاهی ناشناس ملاقات می کند و بدو حکمت آموخته، احکام مانوی و هم چنین «دو آموزه» را آموزش می دهد. هم چنین، براساس شواهد و مدارک، هرچند پراکنده، گسترش آئین مانوی در چین قابل فهم می آید؛ آنجا که برای چنین موضوعی از نقش حکیمان مسافر در بازدید از شبکه های درباری نمی توان چشم پوشی کرد.
بررسی تاریخی تعامل خواتین مغول و متصوفه در عصر ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ نامه ایران بعد از اسلام سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۲
141 - 161
حوزههای تخصصی:
یکی از ملاک های مهم در ارزیابی فرهنگ و تمدن عصر ایلخانی، توجه و یا عدم توجه به زنان و جایگاه آنان در عرصه های مختلف اجتماعی است. مناسبات خواتین با مشایخ تصوف از مهم ترین مؤلفه هایی است که جریان اسلام گرایی را در جماعت های تحت حاکمیت ایلخانان، مانند مسیحیت و بودایی، به شکل فزاینده ای گسترش داد. خاتون های مغول به عنوان یکی از عناصر تأثیرگذار در حکومت ایلخانان، سهم مهمی را در حمایت مالی و معنوی از تصوف و مشایخ صوفیه برعهده گرفتند. این مقاله به شیوه توصیفی- تحلیلی با هدف واکاوی مناسبات خواتین مغول با مشایخ صوفیه، به دنبال پاسخی مستدل به این پرسش است که خاتون های عصر ایلخانی چه راهبردی با متصوفه زمانه خویش داشتند. مسائل مختلفی در بررسی مناسبات خواتین مغول در قبال متصوفه قابل تأمل است. جایگاه آزادانه خواتین در امور گوناگون جامعه با وجود آزادی مذهبی و تساهل ایلخانان در تعامل با جماعت های اسلامی و غیراسلامی از عواملی بود که روند مناسبات خواتین با شیوخ متصوفه را تسریع می کرد. سنت های نهفته نیرومندی در جامعه ایرانی وجود داشت که بر عملکرد خاتون های مغول در تعاملات با متصوفه تأثیرگذار بود. مؤلفه هایی چون اهدای تحف و تبرک جستن از متصوفه، حمایت متقابل معنوی مشایخ از خواتین و... ازجمله اقداماتی بود که در بررسی تعامل خواتین مغول در قبال متصوفه در پژوهش حاضر موردبررسی قرار می گیرد.
انتخابات مجلس بیست و یکم، گروه های سیاسی نوظهور و روند تحول پارلمان در ایران عصر پهلوی دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انتخابات دوره بیست و یکم مجلس شورای ملی از انتخابات مهم در تاریخ پارلمان ایران است. این انتخابات نسبت به دوره های گذشته، تفاوتهای قابل توجهی یافت. در این دوره سیاست شاه در راستای تحقق اصلاحات موردنظر آمریکا، نیازمند ورود گروههای نوظهور غربگرا به صحنه سیاسی و پارلمان ایران پس از سرکوب نیروهای ملی در سال 1332 و مذهبی در سال 1342 بود. مداخلات جدید در انتخابات و تحولات انجام شده در ساختار مجلس پس از انقلاب سفید، از الزامات تشکیل مجلسی هماهنگ با دولت بود که در راستای سیاستهای جدید شاه انجام میشد و نهایتاً در سیر انتخابات مجلس بیست و یکم بروز یافت. بنابراین، فشارهای غرب به رژیم شاه، اصلاحات ارضی، انقلاب سفید ، تغییر دولت و روی کار آمدن اسدالله علم، پیدایش احزاب و گرو ههای نوظهور از مهمترین مشخصه های این دوره از انتخابات مجلس بود که آن را از انتخابات مجالس پیشین متمایز میساخت. حال پژوهش حاضر در تلاش است تا با بهره گیری از روش تاریخی و تکیه بر منابع کتابخانهای و اسناد آرشیوی، به توصیف و تحلیل جامعه ایران در آستانه انتخابات بیست و یکمین دوره مجلس شورای ملی بپردازد و چگونگی و روند انتخابات این دوره از مجلس شورای ملی و عوامل مؤثر بر آن را بازکاوی نماید . یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که اعمال نفوذ همه جانبه در انتخابات مجلس بیست و یکم، برای دستیابی نیروهای جدید و تشکیل مجلسی کاملاً هماهنگ با دولت به منظور تحقق اصلاحات موردنظر شاه بوده است.
تحلیل توسعه حمل ونقل هوایی در سیستان و بلوچستان در دوره پهلوی دوم بر اساس نظریه جیمز اسکات (خوانایی مناطق پیرامونی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استان سیستان و بلوچستان به دلیل دوری از مرکز کشور و اقلیم منطقه، همواره با مشکلات حمل ونقل و ارتباط با مرکز مواجه بوده است. از دهه ۱۳۴۰، دولت مرکزی با الهام از منطق دولت مدرن و با هدف همگن سازی فضایی و تقویت حاکمیت، اقدام هایی را که برای پیوند این منطقه با بدنه کشور پیش از آن آغاز شده بود، شتاب بیشتری داد. توسعه زیرساخت های حمل ونقل هوایی یکی از ابزارهای کلیدی این سیاست بود که نه تنها برای اِعمال حاکمیت، بلکه برای گسترش توانایی دولت و تسریع ارتباطات به کار گرفته شد. به نظر می رسد، تقویت پروازها بین زاهدان و کلان شهرهایی مانند تهران و مشهد و احداث فرودگاه ها در شهرهای مختلف استان، بخشی از پروژه دولت برای مدیریت فضاهای پیرامونی و نظم بخشی در چارچوب سیاست مدرنیسم دولتی پس از جنگ جهانی دوم بود. این پژوهش با تأکید بر نظریه جیمز اسکات (James Scott) درباره «خواناسازی مناطق پیرامونی در دولت های مدرن»، با بررسی اسناد و منابع آرشیوی کمترشناخته شده، این پرسش را مطرح می کند: دولت پهلوی چگونه حمل ونقل هوایی را برای اعمال حاکمیت دولت مدرن بر مناطق پیرامونی مانند سیستان و بلوچستان گسترش داد؟ یافته ها نشان می دهند که گسترش خطوط هوایی، تأسیس فرودگاه ها و به ویژه استفاده از هواپیماهای سبک در خدمات پستی، ارتباط سریع و مستمر استان با مرکز را بهبود بخشید و بستری برای توسعه اقتصادی، اداری و سیاسی با شهرهای بزرگ فراهم کرد.
بررسی رویکردهای توسعه اقتصاد منطقه ای در برنامه های پنج گانه عمرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی جایگاه و اهمیت و میزان توجه برنامه های عمرانی دوران پهلوی به توسعه منطقه ای در کشور است. این پژوهش کیفی و روش جمع آوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانه ای و اسنادی بوده و برای تحلیل از روش هرمونتیک استفاده می شود. نتایج نشان داد، برنامه ریزی منطقه ای در برنامه اول بصورت محدود و در برنامه عمرانی دوم بعنوان راهبرد اصلی مطرح بوده و در برنامه عمرانی سوم با تشکیل ساختارهای منطقه ای و استانی سازمان برنامه، شکل نهادی می گیرد. در برنامه چهارم و با تبدیل کشور به مناطق 11گانه سیاست تمرکززدایی ادامه یافته اما در اواخر برنامه عمرانی چهارم، بر اثر تمرکز بیش ازحد برنامه ها بر روی صنعت و رشد اقتصادی ، توسعه نواحی مختلف کشور حالت نامتوازن به خود می گیرد ، برنامه عمرانی پنجم نیز بعنوان نقطه عطف رویکرد منطقه ای به شمار می رود. علیرغم موفقیت های برنامه های عمرانی بخصوص برنامه سوم و چهارم و تجربه رشد اقتصادی و توسعه صنعتی پایدار در طول دهه 1340ش که همراه با تثبیت شرایط سیاسی بود، مسئله توسعه متوازن منطقه ای به شکل مناسبی انجام نگردید. در طول برنامه عمرانی پنجم و در زمان تدوین برنامه ششم، مطالعات مربوط به طرح آمایش سرزمین تهیه و مشکلات توسعه منطقه ای در برنامه های قبلی احصا شده بود بر همین مبنا سه سطح، ملی، منطقه ای و محلی ترسیم گردید، جهت گیری این برنامه، توسعه منطقه ای بر اساس اهداف ملی بود. البته این برنامه به دلیل انقلاب 1357ش علیرغم تدوین به مرحله تصویب و اجرا نرسید.
ارزیابی روش های هیدروژئولوژیک برای حفاظت برمبنای باستان سنجی در موزۀ عصر آهن تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
65 - 93
حوزههای تخصصی:
آسیب آثار فرهنگی پس از کشف، در اثر عوامل گوناگونی رخ می دهد. یکی از این موارد آسیب زا، رطوبت منشأ گرفته از آب های زیرزمینی است که به صورت رطوبت خاک ظاهر شده و در گذر زمان به علت فرآیند شیمیایی و املاح و یون های موجود در آب و هم چنین pH ناسازگار محیط با بافت و ساخت آثار فرهنگی موجب تشدید فرآیند تخریب می گردد. در راستای رسالت علم باستان سنجی به عنوان پلی میان علم باستان شناسی و سایر علوم، در این مطالعه از هیدروژئولوژی در راستای حفاظت از آثار باستانی استفاده می شود. موزه عصر آهن تبریز در محدوده مرکزی شهر و درمیان رسوبات جوان کواترنری که تشکیل دهنده سفره آب زیرزمینی آزاد تبریز هستند، واقع شده است. آب زیرزمینی از عوامل اصلی تحمیل فرسودگی و بروز واپاشی در استخوان های موجود در این سایت موزه به شمار می روند. این مطالعه با استفاده از داده های موجود در محدوده مطالعاتی که برگرفته از پروژه قطار شهری تبریز و داده های اخذ شده از شرکت آب منطقه ای آذربایجان شرقی است، صورت گرفت و با استفاده از روش های رایانه ای، مقادیر مناسب پمپاژ آب را باتوجه به اُفت بهینه سطح آب شبیه سازی کرده و محل قرارگیری استخوان ها را در موقعیت خشک تعریف می کند. استفاده از علوم جدید برای مقاصد باستان سنجانه هدف اصلی این مطالعه بوده و سعی بر این است تا با ایجاد این ارتباط به رفع معضل تخریب استخوان های باستانی پرداخته شود؛ نتایج نشان می دهند که با توجه به راهکارهای گوناگونی که در هیدرولوژی برای پایین انداختن محلی آب سفره ها وجود دارد، اما باتوجه به مختصات مکانی و ملزومات فنی محوطه مورد مطالعه، بهترین روش استفاده از پمپاژ آب زیرزمینی است. متأسفانه تخریب رطوبتی استخوان های کشف شده در موزه عصر آهن تبریز تاکنون باعث واردآمدن آسیب های جدی به این بقایای ارزشمند تاریخی شده و تاکنون اقدام اساسی برای ممانعت از ادامه این فرآیند صورت نگرفته است.
پایان فردی در معادشناسی زرتشتی: چهار قاب از آرامگاهی سغدی در چانگ آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
۲۱۰-۱۷۳
حوزههای تخصصی:
در سال ۲۰۰۳م. کشف آرامگاه سنگی «ویرکاک»، رهبر کاروان سغدی، و همسرش «ویوسی» در شهر چانگ آن چین، نمونه ای بی نظیر از تلاقی باورهای زرتشتی و سنت های تصویری سغدی-چینی را در قالب 11قاب سنگی نمایان ساخت. این پژوهش با تمرکز ویژه بر چهار قاب پایانی، که مراحل سفر روان پس از مرگ را بازنمایی می کنند، نخستین تفسیر منسجم و مبتنی بر منابع اصیل زرتشتی (اوستا و متون پهلوی) از این بخش از آرامگاه را ارائه می دهد. تحلیل با بهره گیری از چارچوب نشانه شناسی تصویری و رویکرد تطبیقی دین پژوهانه انجام شده است. پژوهش حاضر مفاهیم محوری پایان فردی در معادشناسی زرتشتی شامل: دئنا، داوری مینوی، عبور از پل چینود و رسیدن به گرودمان، را با ساختاری روایی، دقیق و وفادار به متون بررسی می کند و نشان می دهد که این تصاویر، بازتاب مستقیم باورهای زرتشتی هستند. برخلاف برخی تفاسیر پیشین که حضور عناصر مانوی را مطرح کرده اند، این پژوهش با استناد به منطق درون دینی زرتشتی، تلفیق این دو سنت را مردود می داند. در سطحی فراگیرتر، این مطالعه نه تنها به بازشناسی سغدیان به عنوان واسطه های انتقال دین زرتشتی به شرق می پردازد، بلکه آرامگاه ویرکاک را به مثابه گواهی تصویری از چگونگی بازنمایی مفاهیم دینی ایرانی در بستر فرهنگی چین سده ششم میلادی معرفی می کند. این تحلیل، گامی نو در بازخوانی هنر تدفینی زرتشتی و فهم تطبیقی دین و تصویر در تاریخ فرهنگی ایران و آسیای شرقی است.
بررسی عملکرد سیاسی و نقش فرهنگی- تمدنی ملکه أروی صُلیحی بانوی حکومتگر یمن(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
5 - 10
حوزههای تخصصی:
علی بن محمد صلیحی، دولت صُلیحی یمن (439-532ق) را در قرن پنجم هجری بنیان گذاشت. برجسته ترین حکومتگر دولت صلیحی پس از موسس آن، ملکه أروی بود. او نخستین بانوی حکومتگر شبه جزیره عربستان در دوره اسلامی است که القابی چون «بلقیس صغرا» و «سیده ملوک الیمن» داشته است. هدف این پژوهش بررسی حکومت ملکه أروی و آن دسته از اقدامات فرهنگی و تمدنی اوست که در مجموع برتری وی را نسبت به سایر زنان حکومتگر در تاریخ یمن دوره اسلامی نشان می دهد. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی درصدد پاسخ به این سؤال است که عملکرد سیاسی و نقش فرهنگی- تمدنی ملکه أروی صُلیحی نخستین بانوی حکومتگر یمن در دوره اسلامی، چگونه بوده است؟ یافته ها نشان می دهد که ملکه أروی صلیحی بواسطه هوش و پشتکارش توانست حکومت خود را تثبیت و بیش از نیم قرن در یمن تداوم دهد. نفوذ معنوی دولت صلیحی در زمان ملکه أروی در شبه جزیره عربستان و حتی شبه قاره هند گسترش یافت. توجه خاص او به عدالت، امور فرهنگی، مذهبی و عمرانی باعث شد تا او به عنوان برجسته ترین بانوی حکومتگر در تاریخ یمن دوره اسلامی شناخته و مورد احترام قرار گیرد.
Hyrcania and the Eastern Borders of Median Kingdom(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۵, Issue ۸, January ۲۰۲۵
19 - 33
حوزههای تخصصی:
The Territorial conquests of the Medes, as Far East as Hyrcania, could be traced from the first half of the seventh century BC onwards. The first Median kings undertook far-flung campaigns to take control of the region and extend their territory. The existence of the fortified settlement in the Gorgān plain could prove the expansion of centralized Median kingdom as far as Hyrcania. The Assyrian sources of the 9th to 7th century BC are also in overall agreement with the results of the archeological studies in the western steppe of Gorgān plain (Hyrcania). As a result, the Median’s dominance over Hyrcania determined the strategies and political guidelines of the Median kingdom and set the foundations for its transformation from a confederation of tribes to a powerful trans-regional state. Accordingly, in the present paper, beside historical and literary sources, archaeological evidences have also been studied in order to determine the Median’s range of territory in the east of their homeland.