فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۲۸٬۵۰۲ مورد.
منبع:
Caspian, Volume ۲, Issue ۴, July ۲۰۲۵
145 - 172
حوزههای تخصصی:
جدا ماندن نظام آموزش باستان شناسی ایران از روند تحول و پیشرفت دانش باستان شناسی جهانی که طی چند دهه اخیر شتاب گرفته، فاصله عمیقی میان دانش ما نسبت به استانداردهای جهانی این علم را ایجاد کرده است. وجود محوطه های باستانی پرشمار، لشکری از مشتاقان فراگیری این تخصص و قرارگیری در خاستگاه شماری از تحولات بنیادین در تاریخ تحول جوامع انسانی، می توانست کشورمان را به یکی از کانون های اصلی آموزش، فعالیت میدانی و برونداد علمی باستان شناسی در سطح جهانی تبدیل کند. باوجوداین، همان گونه که در این نوشته خواهیم دید اکنون باستان شناسی ایران باوجود کمیت گرایی در انتشارات، رکود عمیقی در زمینه های مختلف علمی و عملی خود را تجربه می کند. این عقب ماندگی به ویژه در مقایسه شرایط ایران با برخی کشورهای همسایه که به ثبات سیاسی-اجتماعی رسیده و به اهمیت باستان شناسی پی برده اند، قابل لمس است. علاوه بر این، به دلیل نبود آموزش های مؤثر مفاهیم و اهمیت باستان شناسی برای اقشار مختلف جامعه و به ویژه در مقاطع پیش از دانشگاه، میراث فرهنگی ما را به عرصه ای برای یادگاری نویسی، تخریب و کسب ثروت تبدیل کرده است. در مقاله حاضر ضمن مروری بر پیشینه آموزش باستان شناسی و فراز و فرودهای آن در ایران به واکاوی دلایل این عقب ماندگی پرداخته و سپس می کوشیم راهکارهایی برای برون رفت از این رکود پیشنهاد دهیم. اگرچه می دانیم، در حال حاضر سطح اراده برای آغاز این تغییر و تحول فراتر از توان ما است یا تصمیمی برای آن وجود ندارد، بااین حال به وظیفه ملی و میهنی خود در قبال میراث فرهنگی سرزمین مان عمل کرده و در انتظار فرصتی برای بازیابی جایگاه واقعی ایران در مجامع مختلف علمی و فرهنگی جهان می مانیم.
تبیین مفهوم تاریخی ایران از نگاه سفرنامه ژان شاردن فرانسوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با ورود سیاحان اروپایی به ایران، امکان شناختی عینی از ایران برای آنان فراهم شد. متعاقب آن، ارائه درکی مفهومی از موجودیت تاریخی ایران برای آنان به وجود آمد. ورود شاردن و اقامت طولانی وی در ایران به ارائه مفهومی تاریخی از ایران منجر شد که تحت تاثیر دوگانه برساخته شرق و غرب در اروپا و تاریخ نگاری یونانی – رومی به توضیح و تبیین موقعیت تاریخی و تمدنی ایران می پرداخت. یافته های این پژوهش بر اساس روش تبیین عقلانی نشان می دهد که شاردن علیرغم اتکای ذهنی بر دوگانه شرق و غرب و رویکرد تاریخگاری یونانی – رومی با توجه و تامّل در واقعیت های جاری سرزمین ایران مفهوم تاریخی – فلسفی متفاوتی از معنای ایران ارائه کرد که با دیدگاه تاریخی اروپاییان تفاوت اساسی داشت.
تحلیل کلیومتری از تأثیر عملکرد اقتصادی حکومت محمدرضا پهلوی بر تحولات جامعه از سال 1340 تا 1357(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محمدرضا پهلوی در طول 37 سلطنت، عملکرد اقتصادی خود را در قالب پنج برنامه عمرانی تدوین کرد. این برنامه ها از سال 1327 با جدیت آغاز شد و در سال 1356 پایان می یابد. در این برنامه ها، بیشترین تلاش دولت در جهت تحولات مهمی چون: امور کشاورزی، صنایع و معادن، حمل و نقل، ارتباطات و مخابرات، گاز و نفت، برق، آب، آموزش و پرورش، بهداشت و درمان، عمران شهرها و روستاها، ساختمان و مسکن، فرهنگ و گردشگری، بیمه و رفاه اجتماعی، محیط زیست، آمار و بررسی عمران ناحیه ای تأثیرگذار بود. ازاین رو، پیامدهای این برنامه ها مورد بررسی قرار می گیرد. بررسی عواید نفت که متغیر مستقل و اصلی کل بافت اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ایران در عصر پهلوی دوم بود در پیشبرد این برنامه ها موضوع مهم پژوهش حاضر است. از طرفی، اختصاص دادن منابع مالی به ارتش که باعث شد کیفیت اقتصادی نامتوازن شود از مواردی است که در این پژوهش مورد تأکید قرار می گیرد. این مقاله در صدد است تا با رویکرد توصیفی- تحلیلی این موضوع را مورد ارزیابی قرار دهد.
بررسی حقوق و جایگاه زنان در ازدواج و طلاق دوران اشکانیان: تحلیل تاریخی-فمینیستی ساختارهای پدرسالارانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تاریخی ایران و اسلام بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
238 - 267
حوزههای تخصصی:
دوران اشکانیان (۲47 ق.م تا 224 م) یکی از طولانی ترین حکومت های تاریخ ایران بوده که در آن، نظام خانوادگی و جایگاه زنان تحت تأثیر ساختارهای پدرسالارانه، قوانین حقوقی و تعاملات فرهنگی با تمدن های دیگر شکل گرفت. این پژوهش با بهره گیری از نظریه فمینیسم تاریخی متعلق به لیندا آلکاف و الیزابت پاتر، به بررسی فرهنگ ازدواج و مبانی حقوقی طلاق زنان در این دوره پرداخته و به این پرسش کلیدی پاسخ می دهد: چگونه ساختارهای مردسالارانه و تعامل با تمدن های هلنی و رومی، حقوق و عاملیت زنان اشکانی را تحت تأثیر قرار داد؟ یافته ها نشان می دهد که نظام خانواده اشکانی مبتنی بر اقتدار مطلق مردان بود و زنان اغلب به عنوان ابزاری در مبادلات سیاسی و اقتصادی نقش داشتند. الگوهای ازدواجی مانند «خویدوده» (ازدواج درون خویشاوندی) و چندهمسری در میان اشراف برای حفظ منافع طبقاتی رواج داشت، درحالی که قوانین طلاق یک سویه و به نفع مردان تنظیم شده بود. بااین حال، شواهدی از مقاومت های زنان در برابر این ساختارها، ازجمله تلاش برای ازدواج مستقل یا جدایی از همسران، نشان دهنده عاملیت آنان در مواجهه با محدودیت های حقوقی است. این پژوهش تأکید دارد که علیرغم سلطه هنجارهای مردسالارانه، ردپای مقاومت زنان اشکانی را می توان در تاریخ مشاهده کرد.
بازتاب جنگ های سلطان ملکشاه سلجوقی در قصاید امیر معزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
80 - 95
حوزههای تخصصی:
ملکشاه سلجوقی که یکی از مقتدرترین سلاطین این سلسله حکومتی بوده، در تاریخ بیست ساله حکومت خود نبردهای پیروزمندانه متعددی داشته است. این جنگ ها و فتوحات از مضامینی است که مورد توجه امیرمعزی، ملک الشعرای دربار ملکشاه، قرار گرفته است. در این پژوهش بازتاب جنگ های ملکشاه در قصاید امیر معزی بررسی و با استفاده از شیوه توصیفی تحلیلی به این پرسش ها پاسخ داده خواهد شد: 1. شیوه انعکاس جنگ های ملکشاه در قصاید معزی چگونه است؟ 2. معزی در توصیف جنگ های ملکشاه به چه جزئیاتی پرداخته است؟ دستاورد پژوهش نشان می دهد که جنگ های ملکشاه در قصاید معزی به دو شیوه انعکاس یافته است: الف) قصاید مدحی که در آنها به جنگ ها و رشادت های ملکشاه نیز اشاره شده است؛ ب) قصایدی که به منظور تهنیت پیروزی ملکشاه در جنگ سروده شده است. برخی از جزئیاتی که از جنگ های ملکشاه در قصاید معزی انعکاس یافته عبارتست از: شجاعت و خصم ستیزی ملکشاه، پیروزی های پی درپی ملکشاه و بسط گستره حکومت سلجوقیان به دلیل این پیروزی ها. معزی با پرداختن به این جزئیات کوشیده است شجاعت ملکشاه و سپاهیان او در جنگ با دشمنان و مخالفان، سیاست سلطان سلجوقی در توجه به توان نظامی و استراتژی های او در مواجهه با دشمنان را ترسیم کند.
Obituary: Katja Föllmer (October 17, 1974 – June 11, 2025)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۵, Issue ۹, July ۲۰۲۵
3 - 3
حوزههای تخصصی:
Katja Föllmer was born on October 17, 1974. She was a senior researcher and lecturer at the University of Göttingen. Katja Föllmer studied Iranian Studies, Arabic Studies, and Ethnology at the University of Göttingen between 1993 and 2002, earning a Master of Arts degree. Katja Föllmer received her doctorate in Iranian Studies in 2007 with a thesis on “Satire im Iran von 1900 – 2000: Eine Analyse exemplarischer Texte” (Satire in Iran from 1900 to 2000: An Analysis of Exemplary Texts) (Harrassowitz, Wiesbaden; 2008), and her habilitation in Iranian Studies in 2017 with a thesis on “Das vorislamische Erbe Irans: Zwischen Tradition und Reform und Modernisierung” (The Pre-Islamic Heritage of Iran: Between Tradition and Reform and Modernization) (Kohlhammer, Stuttgart, 2022).Her research interests include concepts and ideas from the pre-Islamic heritage in Iranian societies, issues in Iranian cultural and religious history from antiquity to the present, Persian historiography, identity construction, classical and modern Persian literature, and Sufism and Persian Sufi literature.Manṭiq-uṭ-Ṭayr (The Conference of the Birds or Speech of the Birds) is a Persian poem by Farid ud-Din Attar, translated into German as Die Konferenz der Vögel by Katja Föllmer (2014). She published Satire in Iran Von 1990 Bis 2000: Eine Analyse Emplarischer Texte (Satire in Iran from 1990 to 2000: An Analysis of Empirical Texts) (2008); and also, Das Vorislamische Erbe Irans: Zwischen Islamischer Tradition Und Reform Und Modernisierung (Iran’s Pre-Islamic Heritage: Between Islamic Tradition and Reform and Modernization) (2022).Dr. Katja Föllmer passed away on June 11, 2025, at the age of 50. May her soul rest in peace.
The Achaemenid or Post-Achaemenid (?) Stone Column Bases and Slabs of Hannā Site in Semirom County, Esfahan Province, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Persica Antiqua, Volume ۵, Issue ۹, July ۲۰۲۵
51 - 76
حوزههای تخصصی:
Achaemenid architecture is distinguished by its columned halls and porticoes, which can be found in the empire’s major capitals, such as Pasargadae, Susa, and Persepolis. Column bases are one of the most essential parts of a column, and square and bell-shaped column bases were frequently used during the Achaemenid period. During a 2018 survey conducted in Hannā, Semirom County, Esfahan Province, the authors discovered two square-column bases that showed a striking resemblance to other column bases found in the Achaemenid Empire. The column bases, along with several partly carved slabs, were found by a bulldozer during the digging process. If these column bases and carved slabs are indeed from an Achaemenid period construction, it serves as a strong indication of the importance of the Hannā site in Semirom. An additional indication of the significance of these findings is the lack of palaces or buildings with columns from the Achaemenid period in the region of Esfahan. Furthermore, it is essential to take into account the continued use of square-column bases in post-Achaemenid structures, as well as the fact that the masonry tools employed during this period remained unchanged throughout the following centuries. By analyzing the presence of carved stone slabs and columned bases of pillared buildings and halls from the Achaemenid period and beyond, we may determine that we are dealing with a prestigious structure that is associated with the elite of society. After the decline of the Achaemenid Empire, pillared structures and this type of square and stepped column base were used.
A Comparative Study of the Structural and Functional Characteristics of Sasanian Chahār Tāqis in the Isfahan Region(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Journal of Archaeology and Archaeometry, Volume ۴, Issue ۱ - Serial Number ۱۳, June ۲۰۲۵
15 - 29
حوزههای تخصصی:
Among the significant and yet controversial archaeological remains of the Sasanian period are the Chahār Tāqis and fire temples of this era. Chahār Tāqis reflect historical and architectural engineering points that, despite their simplicity in construction, have managed to endure for many years. Although the primary function of Chahār Tāqis was mainly religious, in some cases, they could also serve as commemorative monuments or guideposts. Despite being constructed over a long period and scattered across a vast geographical area throughout the Iranian plateau, Chahār Tāqis exhibit very similar characteristics in construction techniques and spatial positioning. The abundance, distribution, and expansion of Chahār Tāqis in the studied region necessitate multiple research topics from architectural, functional, and religious perspectives. Given the prevalence and spread of Chahār Tāqis in the Isfahan region, this study adopts a descriptive-analytical approach to compare the architectural elements of Sasanian fire temples and Chahār Tāqis in Isfahan province, as well as the metric dimensions of each architectural element. In addition to studying the architectural and decorative elements used in prominent Chahār Tāqis of the region, such as those in Niasar, Shirkuh, Nakhlak, and Qal'eh Dar, the reasons for their abundance in this region compared to other areas during the Sasanian period and their potential uses in the early Islamic period are also explored. Furthermore, the positioning of these structures in relation to nearby natural and unnatural phenomena has been carefully examined. Based on the dimensions and surface distribution of the mentioned Chahār Tāqis, it can be concluded that these structures were likely sites for the Aduran or Dadgah fires.
جایگاه کتاب "دراویش طریقت بکتاشی" از کینگزلی بیرج در مطالعات علوی بکتاشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۸)
101 - 112
حوزههای تخصصی:
کتاب " دراویش طریقت بکتاشی" نوشته ی جان کینگزلی بیرج، اثری بنیادین در حوزه ی تاریخ و الهیات طریقت بکتاشیه است که شرحی جامع از منشأ، آموزه ها، آیین ها و تاریخ نهادی این طریقت به ویژه در دوران امپراتوری عثمانی و اوایل قرن بیستم ارائه می دهد. از نقاط قوت این اثر می توان به بهره گیری گسترده از منابع دست اول ، بررسی دقیق زمینه های سیاسی و اجتماعی و نیز رویکرد متعادل نویسنده در تحلیل باورها و آیین های بکتاشی، از جمله بررسی ابعاد اخلاقی، جشن ها و پیوندهای این طریقت با تشیع و تسنن، اشاره کرد. با این حال، محدودیت هایی نیز در اثر مشاهده می شود؛ از جمله دامنه ی زمانی و جغرافیایی محدود، که تحولات پس از اوایل قرن بیستم مانند دگرگونی های طریقت در آلبانی، جوامع مهاجر و واقعیت های سیاسی معاصر را در بر نمی گیرد. از منظر روش شناختی نیز کتاب بازتاب دهنده ی رویکردهای علمی زمان خود است و از دیدگاه های مردم نگارانه، جنسیتی و پسااستعماریِ معاصر بی بهره مانده است. در مجموع، اثر بیرج همچنان منبعی بی بدیل و پایه ای برای مطالعات تاریخی و تطبیقی درباره ی بکتاشیه محسوب می شود، اما برای درک جامع تر از پیچیدگی های بکتاشیه ی معاصر، باید پژوهش های جدیدتر هم مطالعه گردد.
مطالعه مقایسه ای مطبوعات زنانه در اصفهان و گیلان («زبان زنان» و «نامه نسوان شرق»)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
39 - 56
حوزههای تخصصی:
نشریات زنان در ایران، به ویژه در دوره قاجار و پهلوی ، نقشی اساسی در آگاهی بخشی، ترویج حقوق زنان و تحولات اجتماعی ایفا کرده اند. در این میان، نشریه «زبان زنان» (اصفهان، ۱۲۹۸ش) و «نامه نسوان شرق» (گیلان، ۱۳۰۴ش) از نخستین نشریات مستقل زنان بودند که در دو فضای اجتماعی و فرهنگی متفاوت منتشر شدند.این پژوهش با هدف مقایسه دو نشریه پیش گام در اصفهان و گیلان، صورت گرفته است. این نوشتار می کوشد پاسخی برای این پرسش ها به دست دهد که چرا «زبان زنان» در مدت کوتاهی متوقف شد؛ درحالی که «نامه نسوان شرق» توانست فعالیت خود را برای مدتی طولانی تر ادامه دهد؟ چه تفاوت هایی میان اهداف، محتوای مطالب و رویکردهای این دو نشریه وجود داشت؟ و چگونه شرایط اجتماعی و فرهنگی اصفهان و گیلان بر عملکرد و میزان تأثیرگذاری این دو نشریه اثر گذاشت؟
بررسی ساختار و کارکرد موقوفات بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۹)
77 - 92
حوزههای تخصصی:
بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی، به عنوان یکی از مهمترین مراکز مذهبی و فرهنگی ایران، دارای موقوفات متعددی است که نقش کلیدی در پایداری اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی آن ایفا کرده اند. اهمیت و قداست این بقعه، موجب شد هدایا و نذورات مختلفی در طی سال ها در این مجموعه جمع آوری شود. پس از به قدرت رسیدن سلسله صفویه، ارزش و اهمیت این بقعه افزون تر شد، اما با سقوط صفویه از توجه و رسیدگی پادشاهان ایران به این بقعه کاسته شد. این مقاله با هدف بررسی ساختار و کارکرد این موقوفات، به بررسی انواع موقوفات، نقش مرشدان و متولیان در اداره و بهره برداری از موقوفات و همچنین تأثیرات این موقوفات بر جامعه می پردازد. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه داده های کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که موقوفات بقعه شیخ صفی، نه تنها از جنبه اقتصادی و تأمین منابع مالی تأثیرگذار بوده اند، بلکه از جنبه اجتماعی و فرهنگی نیز مؤثر بوده اند و اداره صحیح موقوفات توسط مرشدان و متولیان، باعث تداوم فعالیت های بقعه و حفظ جایگاه آن در جامعه شده است.
اثرات اصلاحات ارضی و اصول انقلاب سفید بر بخش صنعت در حکومت محمدرضاشاه پهلوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
45 - 61
حوزههای تخصصی:
اجرای برنامه اصلاحات ارضی و اصول انقلاب سفید در دهه 1340، به عنوان یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر ایران، تحولات مثبت و منفی گسترده ای را در بخش های مختلف اقتصادی و اجتماعی جامعه در پی داشت. بخش عمده ای از این برنامه بر بخش کشاورزی متمرکز بود، اما به طور قطع پیامدهای اجرای آن به دیگر بخش ها، به ویژه بخش صنعت، که رابطه ای متقابل با کشاورزی داشت، منتقل می شد. مسأله این پژوهش واکاوی اثرپذیری بخش صنعت از اصلاحات دهه 1340 با تأکید بر وجوه منفی آن است و تلاش دارد به این پرسش پاسخ دهد که نتایج منفی اصلاحات ارضی و اصول مکمل آن بر بخش صنعت چه بوده اند؟ برای پاسخ به این پرسش از روش توصیفی– تحلیلی با تکیه بر اسناد و منابع تاریخی استفاده شده است. یافته های این پژوهش نشان از آن دارند که اصلاحات ارضی موجب ناترازی و کاهش ورود مواد خام از بخش کشاورزی به بخش صنعت، کاهش تولید ماشین آلات صنعتی و همچنین انتقال ناکارآمد نیروی کار کشاورزی به بخش صنعت شد. همچنین اصل «فروش سهام کارخانه های دولتی و گسترش مالکیت واحدهای تولیدی»، موجب سرمایه گذاری های وابسته به دولت شد و در نهایت اصل «سهیم شدن کارگران در سود کارخانه ها»، به جای ایجاد تحول ساختاری، به ابزاری سیاسی برای کنترل نیروی کار و جذب حمایت آنها مبدل شد.
زندانیان و مجازات های آنان در عصر اول و دوم عباسی: مورد بررسی، زندانیان عقیدتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
63 - 83
حوزههای تخصصی:
زندان یکی از سخت ترین مجازات هایی بود که در عصر اول و دوم عباسی برای مخالفان از هر گونه و گروهی در نظر گرفته می شد. گروه های سیاسی، عقیدتی، کارگزاران حکومتی، شورشیان و سایر گروه های اجتماعی و اعضای خاندان عباسی که به دلیل عدم همراهی با خلیفه و یا آنان که نسبت به منصب خلافت چشم طمع داشتند، در زمره مخالفان حکومت قلمداد می شدند و مورد خشم خلیفه قرار گرفته و دستگیر، زندانی، شکنجه و بسیاری هم به قتل می رسیدند. این مقاله از میان گروه های مخالف مذکور در صدد است تا به زندانیان عقیدتی بپردازد و معلوم سازد که این زندانیان چه گروه یا فرقه هایی بودند، دلایل زندانی شدن آنان چه بود، چه مجازات هایی در مورد آنان اعمال گردید و رفتار با این زندانیان چه تناسبی با فتاوای فقهای مذاهب مختلف اسلامی داشت. این پژوهش به شیوه توصیفی - تحلیلی و به صورت کتابخانه ای با استفاده از منابع معتبر تاریخی انجام شده است. یافته های این مقاله نشان می دهد که زندانیان عقیدتی متشکل از اسماعیلیان، حنابله، خوارج، راوندیه، زنادقه، معتزله و... بودند. دلیل اصلی زندانی شدن آنان تضاد عقیدتی با حکومت عباسیان بود. این زندانیان پس از دستگیری و زندانی شدن، بدون رعایت حقوق انسانی آن ها شکنجه های طاقت فرسا متحمل شدند و تعداد زیادی از آنان به قتل رسیدند. رفتار حکومت با این زندانیان نه تنها تناسبی با احکام فقهی نداشت؛ بلکه در تضاد با فتاوای فقهای مذاهب مختلف اسلامی بود.
زنان شاخص حزب توده مازندران (1325-1320) مطالعه موردی، راضیه ابراهیم زاده(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۰)
85 - 104
حوزههای تخصصی:
تولد حزب توده، فصلی جدید طی تاریخ مبارزات فرودستان در ایران بوده است. این حزب، جذب گروه ها و اقشار مختلف اجتماعی در اقصی نقاط جغرافیای ایران از جمله شمال کشور را مد نظر قرار داده بود. جامعیت حزب توده، به پراکندگی جغرافیایی محدود نمی شد بلکه جذب گروه ها، طبقات و اقشار مختلف، مورد توجه کادر مرکزی این حزب بود. زنان در زمره گروه های حاشیه ای در جامعه ایران بودند که همواره از دور، دستی در سیاست داشتند، تلاش در جهت جذب زنان به حزب توده در نقاط مختلف ایران، از مباحث چالش برانگیز در تحقیقات مرتبط با این حزب و البته تاریخ زنان در ایران بوده و می باشد. شاخه استانی حزب توده در مازندران موفق به جلب هواخواهانی پرشور از میان زنان بومی و مهاجر این استان شد اما موضوع عضویت زنان در این حزب کمی متفاوت است. با وجود کمبود منابع در این موضوع، می توان با خوانش حیات زنان شاخص و فعال در شاخه استانی این حزب، به درکی نسبی از ذهنیت عام در این باره رسید. راضیه ابراهیم زاده از جمله زنان شاخص حزب توده در مازندران بود که حیات و تجربیات وی در مازندران مبنای این پژوهش قرار گرفته است. نگارنده در این نوشتار با اتکا بر روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا بر اسناد، مکتوبات معدود و البته کتب خاطرات و چند مصاحبه کوتاه، سعی در تولید روایتی نو و بازآفرینی گوشه ای فراموش شده از تاریخ زنان شمال ایران داشته باشد.
عناصر فکری و باور سیاسی در تاریخنگاری مصلح الدین لاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مسکویه دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۵۷)
11 - 15
حوزههای تخصصی:
مصلح الدین لاری مورخ، فقیه، متکلم، عالم و صاحب کتاب مرآت الادوار و مرقات الاخبار است. این اثر تاریخی در میان آن همه حاشیه نگاری و شروح نویسی وی تا حدی یگانه است. با این حال، او از رهگذر همین حاشیه نگاری برآثار کلامی، فقهی و به تاریخ علاقمند گردید. او مسلمانی متدین، مؤمن و علاقمند به علوم اسلامی و مشاهیر اسلام بود . مهمترین انگیزه و رویکرد او به تاریخنگاری ناشی از این دلبستگی بود. در واقع ، شیوه ی تاریخ نگاری لاری صرفاً بیان رخداد های سیاسی و نظامی نیست بلکه ترکیب و تلفیقی بهم پیوسته از تاریخ، افکار و دانش های مختلف است . حال مسأله این نوشته آن است تا نگرش، بینش و روش تاریخ نگاری لاری با توجه به گرایش های کلامی و باورهای سیاسی او که حاصل مجموع مطالعات اوست به بحث گذارده شود. با توجه به این مسأله، دستاورد تحقیق حاکی از آن است که وی بدون آنکه شاید متوجه گردد دچار تناقض هایی میان دریافت های فقهی -کلامی با باور های سیاسی – تاریخی در تاریخ نگاری شده است .از جمله علی رغم آن شخصیت فقهی – کلامی، به شدت از عنصر غلبه جویی سیاسی و نظامی دفاع کرد و حتی رفتاری های ناهنجار حاکمان را توجیه نموده است. حال با توجه به موارد فوق ، مقاله پیش رو درصدد است تا با روش توصیفی تحلیلی به بررسی عناصر فکری ، باروهای سیاسی و تاریخی مصلح الدین لاری در کتاب مرآت الادوار و مرقات الاخبار بپردازد.
استفاده ابزاری از ایدئولوژی دینی در سیاست خارجی ایلخانان و مملوکان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
در دوره میانه، دین در جهان اسلام فراتر از یک نظام اعتقادی فردی عمل می کرد و به ابزاری فعال در خدمت سیاست خارجی دولت ها تبدیل شد. مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی نقش ایدئولوژی دینی در سیاست خارجی ایلخانان (۶۵۳-۷۳۶ق) و ممالیک (648-923ق) و تأثیر آن در شکل گیری رقابت میان آنهاست. در پاسخ به این سؤال که: ایدئولوژی دینی چه نقشی در سیاست خارجی دولت های ایلخانی و مملوکی و در شکل گیری رقابت میان آنها ایفا کرد؟ فرضیه پژوهش آن است که دین برای هر دو حکومت، نه یک مؤلفه اعتقادی صرف، بلکه ابزاری کارکردی برای مشروعیت بخشی سیاسی، تقویت دیپلماسی و ساماندهی روابط خارجی بوده است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با بررسی تطبیقی انجام شده و داده ها بر پایه منابع تاریخی دست اول و مطالعات ثانویه گردآوری و تحلیل گردیده است. اهمیت این تحقیق در آن است که نشان می دهد درک مناسبات ایلخانان و ممالیک، بدون توجه به نقش ابزاری دین، منجر به تحلیلی ناقص از سازوکار رقابت و تعامل میان آنها خواهد شد. یافته ها حاکی از آن است که در هر دو دولت، ایدئولوژی دینی نقشی فعال در جهت دهی تصمیم های دیپلماتیک داشت؛ چنان که اسلام آوری احمد تگودار (حک: 680-683ق)، برای جلب مشروعیت و نزدیکی به ممالیک و نهادینه سازی خلافت عباسی در قاهره به عنوان سرمایه ای نمادین برای مشروعیت بخشی مذهبی، هر دو در خدمت تثبیت قدرت و پیشبرد اهداف سیاست خارجی قرار گرفتند. در مجموع، دین در سیاست خارجی ایلخانان و ممالیک، نه عنصری حاشیه ای، بلکه عاملی ساختاری، هدفمند و ابزاری در شکل دهی به الگوهای رقابت و همکاری بود.
ایران و یونان در جهان باستان
منبع:
Sinus Persicus, Volume ۲, Issue ۳, January ۲۰۲۵
81 - 105
حوزههای تخصصی:
ایران و یونان، دست کم از قرن ششم پ م به بعد نقش ارزنده ای در جهان باستان ایفا کردند. همجواری این دو سرزمین باعث روابط سیاسی و فرهنگی بسیاری در دوران باستان شده بود و تأثیرپذیری و تأثیرگذاری بر همدیگر داشتند. اگرچه جنگ های ایران و یونان خسارت های مالی و جانی فراوانی برای دو طرف به بار آورد، حداقل در یونان باعث خودباوری شد. درهمین حال باعث شکوفایی هنر به ویژه در زمینه مجسمه سازی شد. آثاری از فرهنگ یونانی در ایران به دست آمده است که این آثار را می توان به 3 دسته تقسیم کرد. دسته اول، اشیایی است که موضوع یونانی دارند که به دست یونانیان و برای یونانیان ساخته شده است. دسته دوم آثاری است که اگرچه موضوع یونانی دارد مورد تقلید ایرانیان قرار گرفته است. دسته سوم نقش مایه هایی است که اصل یونانی دارد اما مردم ایران آنها را تقلید کرده اند.
هخامنشیان و مسئله استقلالِ کادوسیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شاهنشاهی هخامنشی (550-330پ.م) با نظام سیاسی و اداری متمرکز، قلمرو و سرزمین های وسیعی را از رود سند تا رود نیل شامل می شد. این مناطق وسیع به ساتراپی/خشثرپاون های مختلف تقسیم شده بود و تحت حکومت مرکزی اداره می شد. یکی از این ایالت ها سرزمین کادوسیه در جنوب غربی دریای کاسپی بود. این منطقه به جهت موقعیت ژئوپلیتیک، جنگل های انبوه و راه های صعب العبور، نقش و جایگاه ویژه ای در تحولات سیاسی دوره هخامنشیان داشت. کادوسیان به دلیل مهارت های رزمی در مناطق سنگلاخ و مهارت خاص در استفاده از کمان برخوردار بودند. کادوسیان با توجه به مهارت ها و موقعیت زیستگاه خود می توانستند در دوران بحران و فترت سیاسی با شورش و یا عدم حمایت از شاهنشاهان هخامنشی، برای آنان دردسرآفرین باشند؛ چنانکه کتسیاس از شورش کادوسیان و عدم موفقیت هخامنشیان در سرکوب آنان خبر می دهد. پیرو اظهارات کتسیاس و بعضی از مورخان باستان، برخی از پژوهشگران در وابستگی کادوسیان به هخامنشیان تردید کرده اند. به رغم اهمیت کادوسیان در تاریخ هخامنشیان تاکنون در خصوص مسئله استقلال یا عدم استقلال کادوسیان تحقیق مستقلی انجام نشده است. این پژوهش با استفاده از منابع کهن یونانی، کتیبه های شاهان هخامنشی، داده های باستان شناختی و با تکیه بر موقعیت جغرافیایی سرزمین کادوسیه و با استفاده از شیوه پژوهش های تاریخی، به مسئله استقلال یا وابستگی کادوسیان به شاهنشاهی هخامنشیان می پردازد. با بررسی و تجزیه تحلیل منابع فوق به نظر می رسد کادوسیان نه تنها مستقل نبوده اند، بلکه در بسیاری مواقع چون سایر اقوام تحت سلطه هخامنشیان با آنان همکاری می کرده اند و حتی ستون اصلی سواره نظام و پیاده نظام ارتش هخامنشی را تشکیل می داده اند.
بازیابی ساختار فضایی شهر غزنۀ افغانستان بر پایۀ مطالعات باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
219 - 240
حوزههای تخصصی:
شهر باستانی «غزنه» از شهرهای مهم دوران اسلامی و پایتخت دودمان غزنویان بوده است که در 6کیلومتری شمال شهر امروزی غزنی واقع شده است. اهمیت راهبردی این شهر در تحولات تاریخی و تمدنی دوران اسلامی سبب آن گشت تا پس از جنگ جهانی دوم موردتوجه باستان شناسان قرار گیرد و به تناوب کاوش هایی در محوطه های باستانی آن انجام شود. از آنجایی که اغلب پژوهش هایی که تاکنون درخصوص شهر غزنین در دوره غزنوی انجام شده است، برپایه منابع تاریخی بوده و پژوهش هایی که از منظر باستان شناسانه نیز به مطالعه این شهر پرداخته اند، عمدتاً برپایه کاوش های هیئت ایتالیایی در بخش اشرافی شهر و آثار یافت شده از کاخ های دودمان غزنویان می پردازند؛ از این رو، کاوش های اخیر هیئت افغانستانی در ناحیه میانِ دو مناره که پژوهش پیشِ رو براساس نتایج آن نوشته شده است، از این حیث می تواند اهمیت یابد که به مطالعه بخش عوام نشین شهر پرداخته و هدف اصلی نگارش این جستار نیز روشن ساختن ابعاد زندگی روزمره شهری در این دوره در این بخش از شهر بوده است؛ چراکه به باور نگارندگان در شناخت کامل این شهر در این عصر پژوهش پیرامون این بخش اهمیت فراوانی دارد. باوجود سلامت نسبی بافت تاریخی و آثار معماری شهر غزنه، تاکنون مطالعه جامعی که بتواند ساختار فضایی آن را مشخص سازد به انجام نرسیده است؛ از این روی، پژوهشی جامع در دستور کار قرار گرفت تا به این پرسش که تحولات فضایی شهر غزنه چگونه بود؟ پاسخ گوید و فرم فضاهای شهر را در دوران رونق آن بازیابی نماید. در نیل به این هدف، بررسی هایی در بافت تاریخی شهر انجام یافت و نتایج مطالعات میدانی در انطباق با مندرجات منابع مکتوب قرار گرفتند. درنتیجه، مشخص گردید که استقرارهای زیرین محله، پیرامون مناره های «مسعود سوم» در ادوار پیش از اسلام شکل یافته اند.
بررسی و مطالعۀ کارکرد ویژه در پل های تاریخی شهر اصفهان؛ مطالعۀ موردی: پل های شهرستان (جی)، الله وردی خان، شاهی (خوجو) و سعات آباد (جوبی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات باستان شناسی پارسه سال ۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
241 - 265
حوزههای تخصصی:
معماران ایرانی، گاه در ساخت آثار به گونه ای عمل می کردند که دست ساخته های شان جدای از کارکرد اصلی، در عملکردهای دیگری نیز به کار آیند. این مهم بیش از هرچیز به اقلیم گرم و خشک ایران با تابستان های بلند بازمی گردد. در ساخت و پرداخت آثار معماری مرتبط با آب، این اندیشه بیشتر نمود یافت و بیش از هرجای دیگری در شهر اصفهان و بیش از هر بنای دیگری در ساخت چند پل تاریخی رخ داد. باوجود انجام پژوهش های بسیار در ارتباط با آثار معماری اصفهان، این موضوع در بررسی پل های تاریخی آن چنان که باید، موردتوجه قرار نگرفته است؛ از این روی در پژوهش پیشِ رو تلاش شده پل های «شهرستان/جی»، «الله وردی خان/سی وسه پل»، «خواجو/شاهی» و «جوبی/سعادت آباد» که کارکرد غیرارتباطی مهمی نیز داشته اند، از منظر دیگری بررسی شوند. یافته های تحقیق با مطالعات اسنادی گردآوری شده اند و برای تجزیه و تحلیل آن ها از رهیافت تاریخی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهند که باوجود قرارداشتن الگویی در معماری منظر ایرانی با نام «چشمه عمارت» و در شبه قاره، با نام «جال مَحَل»، نخستین بار است که در ایران از پل با وجه تشریفاتی استفاده می شود. روابط سیاسی و فرهنگی گسترده ایران با شبه قاره در دوره صفوی، باعث شد که این شیوه به معماری ایرانی نیز ورود کند. در پل شهرستان که ساختار کهن تری دارد، در دوره صفوی عمارتی با طرح «هشت بهشت» بر ابتدای آن افزوده شد. در ساخت پل های الله وردی خان، خواجو و جوبی این نشیمن (ها) از قبل پیش بینی شده بودند؛ در مقایسه نمونه های ایرانی با کوشک های واقع در آب شبه قاره، ضمن بیان این برگیری در شیوه ساخت و پرداخت چشم انداز، کارکردهای تقریباً برابری نیز یافتند. شاهان در هنگامه جشن آبریزان با دستگاه حکومتی در آن ها استقرار می یافتند و گاه با پذیرفتن سفرا و مهمانان خارجی و بزرگان کشوری و لشکری به نظاره مراسم آب پاسی، آتش بازی و قایق سواری در دریاچه ای می نشستند که گاه با تخته بند کردن پل خواجو شکل می گرفت. تعدیل هوا با انباشت آب و تغذیه سفره های آب زیرسطحی بهره ها ی دیگری بود که با ساخت این چشمه عمارت ها، حاصل می شد.