مطالب مرتبط با کلیدواژه

نقش انسانی


۱.

گونه شناسی مضامین نقوش انسانی کاشی های دوره صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کاشی کاری دوره صفویه نقش انسانی بناهای مذهبی بناهای غیرمذهبی گونه شناسی موضوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۱ تعداد دانلود : ۲۵۵
گونه شناسی مضامین نقوش انسانی کاشی های دوره صفویهکاشی کاری از روش های موثر در تزیین آثار وابسته به معماری است. در دوره صفوی با انتخاب اصفهان به عنوان پایتخت و با توجه به لزوم ساخت بنا های متنوع با کارکرد های گوناگون، استفاده از هنر کاشی کاری به اوج شکوفایی رسید و هنرمندان به خلق آثاری زیبا با نقوش گیاهی، جانوری، هندسی، کتیبه ای و به ویژه نقوش انسانی دست زدند. در حالی که در دوره های پیشین، کم تر از نقوش انسانی روی کاشی ها بهره گرفته می شد؛ در دوره صفوی، مشخصاً این محدودیت ازمیان رفت. علی رغم کمیت بالای نقوش انسانی نقششده بر کاشیهای این دوره، پژوهش متمرکز، جامع و مستقلی برروی آنان صورتنگرفتهاست. بر همیناساس در این پژوهش تلاش شده تا با بررسی و گونه شناسی موضوعی کاشی های با نقش انسانی دوره صفوی به این سوالات پاسخ داده شود که: نقوش انسانی بیشتر بر روی کاشی های کدام گروه از بناهای صفوی استفاده شده است؟ و این نقوش بیشتر چه مضامینی داشته و در چه گروه هایی قابل طبقه بندی هستند؟ هدف اصلی این پژوهش شناسایی، گردآوری و معرفی کاشی های با نقش انسانی دوره صفویه و گونه شناسی عمده مضامین بهکاررفته در آنها جهت تنویر مطالعات حوزه هنر و معماری در دوره صفویه است. اطلاعات این پژوهش با شناسایی و گرداوری 82 قاب کاشی با نقوش انسانی با استفاده از روش یافته اندوزی کتابخانه ای و میدانی صورت گرفته است و روش پژوهش نیز توصیفی- تحلیلی است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که کاشی های با نقش انسانی در دوره صفویه بیشتر در بنا های غیر مذهبی همچون کاخ ها، کوشک ها و حمام ها و به صورت نادر تنها بر بنا های مذهبی مرتبط به آیین مسیحیت(کلیسا ها) به کاررفته اند. مضامین به کاررفته نیز از نظر موضوعی در 5 گروه گلگشت، تک چهره نگاری، شکار و گریز، مذهبی- مسیحی و متفرقه قابل طبقه بندی هستند. بیشترین کمیت با 37 قاب کاشی متعلق به مضامین مربوط به گل گشت و کمترین تعداد با 9 عدد قاب کاشی مربوط به دو گروه شکار و گریز، و مذهبی – مسیحی می باشد.
۲.

تاریخ گذاری کاشی های با نقش انسانی دوره صفوی با کمک نگاره های هم عصر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دوره صفویه تاریخ گذاری نقش انسانی کاشی نگارگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۲ تعداد دانلود : ۱۲۱
با انتخاب اصفهان در سال 1006ه .ق. به عنوان پایتخت حکومت صفوی، بناهای بسیاری در این شهر، ساخته شد که بیشتر سطوح داخلی و نمای بیرونی آن ها با تزئین کاشی کاری، مزیّن شد. نگارگران این عصر به یاری هنرمندان کاشی کار آمده و با ترسیم نقوش متنوع، به خلق آثاری زیبا و چشم نواز پرداختند؛ در حالی که در دوره های پیشین، کمتر نقوش انسانی روی کاشی ها دیده می شد؛ در دوره صفوی، و با شکوفایی مکتب اصفهان، محدودیت خلق آثار با نقش انسانی از میان رفت. باتوجه به کثرت نقوش انسانی نقش شده بر کاشی های این دوره، هنوز پژوهش متمرکز، جامع و مستقلی برروی آنان صورت نگرفته است و در بیشتر پژوهش ها این گروه از کاشی ها به صورت کلی به دوره صفوی، نسبت داده می شوند؛ برهمین اساس، پژوهش حاضر با هدف تاریخ گذاری نسبی کاشی های گردآوری شده ازطریق تطبیق نقوش انسانی آن ها با نگاره های رقم دار این دوره تلاش نموده است تا به این پرسش ها پاسخ داده شود که: نگارگری دوره صفویه چه تأثیراتی بر نقوش انسانی کاشی های این دوره گذاشته است و این تأثیرات چگونه می تواند در راستای تاریخ گذاری کاشی نگاره ها مورداستفاده قرارگیرد؟ روش گرد آوری یافته های این پژوهش، یافته اندوزی ازطریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی و با شناسایی بیش از 80 قاب کاشی با نقش انسانی از بناهای غیرمذهبی و آثار موجود در موزه های داخلی و خارجی بوده و روش پژوهش نیز تاریخی-تحلیلی و تطبیقی است. نتایج پژوهش، حاکی از آن است که نقوش انسانی موجود بر کاشی ها از مکتب اصفهان دوره صفوی تأثیر عمیق پذیرفته و باتوجه مضامین نقوش، ویژگی های ترسیم لباس ها (دستار، کلاه، شال های پیچیده به کمر، لباس های بلند و گل دار)، حالت چهره، ابرو، حتی نوع ظروف طراحی شده و تطبیق آن ها با نقوش نگاره های رقم دار، می توان بازه زمانی بین اواخر نیمه نخست تا اوایل و اواخر نیمه دوم سده 11ه .ق. را برای قاب کاشی ها درنظر گرفت.
۳.

تحلیل مضمونی نقوش انسانی در قالب های قلمکار قاجاری محفوظ در کاخ موزۀ گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: هنر قاجار کاخ موزه گلستان قالب قلمکار تحلیل مضمونی نقش انسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۵
کاخ موزه گلستان به عنوان یکی از اصلی ترین مراجع میراث دار هنر قاجار، نزدیک به سی قالب قلمکار را در خود محفوظ دارد. درمیان قالب های مذکور، تعداد هفت نمونه با نقش انسانی تعریف شده است. این در شرایطی است که معمولاً نضج هنر قلمکار با عصر صفوی شناخته شده و مضامین عمده این هنر در شکل چاپی، در تمامی ادوار به ویژه قاجار با صور گیاهی نسبت پیدا می-کند. درحالی که پژوهش حاضر می کوشد، نسبت به تحلیل مضمونی تعدادی از قالب های قلمکار قاجاری اقدام کند که صاحب نقش انسانی هستند تا از این مسیر ضمن اثبات حضور و وجود نقش انسانی در قالب های قلمکار آن عهد، موضوعات بازنمایانه در این مهرها را در ارتباط با دیگر هنرهای تصویری آن دوره همچون نقاشی به چالش بگیرد و به جهت مفهومی مورد شناسایی قرار دهد؛ بنابراین پرسش آن است: چگونه می توان با مطالعه نقوش انسانی مصور بر قالب های قلمکار قاجاری (محفوظ در کاخ موزه گلستان) نسبت به ارزیابی مضمونی آنها دست یافت؟ نتیجه این مطالعه تاریخی به شیوه توصیفی – تحلیلی، با گردآوری اطلاعات به شیوه اسنادی و میدانی شکل گرفت و نتیجه نشان داد: در این مهرهای قاجاری، نقوش انسانی به صورت تقریباً طبیعت گرا ظاهر شده اند یعنی می توان آنها را در قیاس دیگر با هنرهای تجسمی عصر قاجار به خوانش گرفت. نقوشی که در ساخت و ساز فرم ها و مهم تر از آن، نحوه بازنمایی به هنرهای تصویری هم دوره در عهد قاجار ادای دین می کنند. ظاهراً این قالب ها برای تکمیل منسوجات با نقش معراج حضرت رسول (ص)، نمود شاه عباس صفوی، نادرشاه، ساقیان، رامشگران و خدمتگزاران به کار می آمده اند بنابراین می توان مدعی بود در این مهرها، مضامین دینی، خسروانه و بزمی قابل بازیابی است. در این بین، همچون سایر جلوه های فرهنگی و هنری آن دوره، مصادیق مؤثر در شکل گیری محفل ملوکانه و شاهوار بیش از سایر موضوعات خودنمایی می کند.