فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰٬۰۰۱ تا ۱۰٬۰۲۰ مورد از کل ۵۴٬۲۵۷ مورد.
منبع:
پژوهش های ادبی سال شانزدهم بهار ۱۳۹۸ شماره ۶۳
37-61
حوزههای تخصصی:
رابطه میان آموزش زبان و ادبیات دو سویه دارد؛ از یک سو یکی از اهداف غایی آموزش زبان، ورود به عرصه ادبی هر زبانی است و از سوی دیگر ادبیات ابزاری است برای آموزش زبان و ارتقای مهارت های زبانی. سویه دوم در ایران کمتر شناخته شده است؛ بنابراین در این مقاله برآنیم به این سویه بپردازیم. در این راستا در گام نخست از مجموعه کتاب ها و منابع معتبر علمی، سیزده رویکرد عمومی در آموزش زبان بر بنیان ادبیات جمع بندی و معرفی شد که این امر برای نخستین بار صورت گرفته است و در گام دوم برای هر رویکرد، مثال ها و نمونه هایی از مجموعه کتاب های آموزش نوین زبان فارسی – در جایگاه یکی از منابع اصلی آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان در مراکز معتبر- انتخاب و بر اساس شاخصه های نظری هر رویکرد تحلیل و تبیین گردید. دستاورد این پژوهش در این است که بخشی از ظرفیت های ادبیات فارسی را در آموزش زبان و ارتقای مهارت های زبانی آشکار می کند و دریچه ای نوین را به سوی آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان می گشاید.
استعاره مفهومی و تصویرسازی در شعر غاده السمان بر اساس نظریه لیکاف و جانسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره ی مفهومی و تصویرسازی در شعر غاده السمان بر اساس نظریه لیکاف و جانسون چکیده: زبان شناسان شناختی برداشت تازه ای از استعاره را ارائه کرده اند که با مفهوم سنتی آن متفاوت است. این برداشت از استعاره را نخستین بار، لیکاف و جانسون معرفی کردند. در این برداشت تازه، استعاره دیگر واحدی برحسب مشابهت با واحدی دیگر جایگزین نمی شود بلکه، نوعی ساخت اسنادی است و قبلا بر اساس تجربه حسی در ذهن ثبت شده است. برای مثال، استعاره زبانی «عاشق، کوله باری از رنج بر دوش دارد» بازنمود یک استعاره مفهومی ثبت شده در ذهن مان است که: «عشق، سفر است». استعاره های مفهومی به سه دسته: جهتی، هستی شناختی، ساختاری تقسیم می شوند. این مقاله بر آن است تا استعاره مفهومی را تشریح کرده و چگونگی ورود آن به زبان شعر نو را بر اساس نمونه های متعددی تحلیل کند و آنگاه به تحلیل و تطبیق استعاره های مفهومی در نمونه هایی از اشعار خانم غاده السمّان شاعر پرآوازه سوری بپردازد. در این میان، ارزش تصویری اشعار غاده السمان و هنجارگریزی در شعر وی نیز به روش توصیفی تحلیلی بررسی می شود. مهم ترین دستاورد این مقاله را می توان اثبات حضور پررنگ استعاره های مفهومی در شعر غاده السمان و تحلیل تصویرشناسانه این اشعار و تاثیر محیط زیست عربی شاعر، بر شعر وی دانست و این که صحرا به عنوان تصویر مرکزی و محوری شعر وی محسوب می شود.
طغیان پرسش در شعر معاصر- ابزاری برای القای اغراض ثانوی در ایران و عراق (مطالعه موردی نیما یوشیج و نازک الملائکه)
حوزههای تخصصی:
پرسش گری از ویژگیهای بارز شعر نو است. عنصر پرسش در تشکیل بیشتر مضمونهای شعر نو شریک است و برای فهمیدن فکر و اهداف شاعران باید پرسشهای گوناگون آنها مورد بررسی و تحلیل قرار گیرد. در این پژوهش، عنصر پرسش در شعر ایران (نیما) و عراق (نازک الملائکه) به عنوان دو نماینده از شاعران پیشرو شعر معاصر مقایسه و بررسی شده است. پرسش در شعر هر دو شاعر از کاربرد اصلی خود خارج شده و دستاویزی برای بیان احساسات و دیدگاه شاعران در مضمونهای مختلف اجتماعی و فلسفی می شود. این مقاله، ابعاد مختلف اندیشگانی و احساسی این شاعران را با استفاده از عنصر پرسش و چگونگی کاربست آن در فضای شعرشان بررسی می کند. همچنین پس از استخراج نمونه های شعری در مضمونهای مختلف، آنها را به شیوه توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی طبقه بندی و تحلیل کرده ایم. شعر شاعران منتخب تا حد شگفت انگیزی به خصوص در انتخاب پرسش به عنوان قالب، برای بیان تفکرات و احساسات خود شبیه هم است؛ مضمونهایی مانند (مرگ، عشق، تنبه به امور سیاسی، بیان اعتراض، نارضایتی و غیره) در این پژوهش مورد مطالعه قرار گرفته است. پرسش در شعر «نیما و نازک» ابزاری برای ایجاد داستان در شعر و خلق ماجرا است. شاعران از طریق تکرار ادات سوال یا طرح پرسش تجاهل العارف یا از طریق استفاده از دو ادات استفهام در جمله (بیشتر در شعر نیما) بر ایده خویش تأکید می کنند. از این رو نتایج حاصل از این پژوهش در بهبود فن ترجمه و مطالعه متون مذکور از منظر علم معانی می تواند مفید واقع شود.
بررسی و تحلیل رسم فقر برپایه متون منثور عرفانی تا قرن هفتم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال یازدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۲ (پیاپی ۴۲)
111 - 125
حوزههای تخصصی:
فقر یکی از مهم ترین مراحل سیر و سلوک عرفانی است. سالک در این مرحله با نفی ماسوی الله و اظهار نیازمندی محض به آستان غنی مطلق، به فنای فی الله دست می یابد که غایت عرفان است. افزون بر حقیقت فقر، رسم فقر نیز با تأثیر از قرآن کریم و روایات به سبب اهمیتی که در هدایت انسان و دوری او از انحرافات دارد بارها در سخنان مشایخ و متون متصوفه مطرح شده است که بیان کننده اهمیت این موضوع در سیر و سلوک و رسیدن به آستان الهی است. نگارنده در این مقاله با شیوه توصیفی تحلیلی مبتنی بر متون منثور عرفانی تا قرن هفتم می کوشد با پاسخ دادن به این پرسش که مشایخ و نویسندگان متون عرفانی درباره رسم فقر چه دیدگاه هایی دارند و نظر ایشان درباره برتری فقر بر غنا یا تقدم غنا بر فقر در سلوک الی الله چیست؟ ثابت کند توجه به رسم فقر و ثمرات و شرایط آن، لازمه سیر و سلوک و رسیدن به حق است. پرداختن به این موضوع همراه با تأکید بر اهمیت فقر و استغنای عرفانی در منابع وحیانی، سخنان مشایخ و عارفان و دیدگاه های ایشان درباره رسم فقر، خود تأییدکننده این موضوع است. همچنین توجه به دوگانگی مفهوم فقر در متون عرفانی و اهمیت هر دو مفهوم آن در سیر و سلوک، به درک صحیح تری از اصطلاح فقر در این متون و دیدگاه های مشایخ می انجامد.
تحلیل جایگاه نخل در ادبیات شفاهی و فرهنگ عامه مردم میناب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نخل از درختان بسیار قدیمی و مقدس است که نامش در قرآن مجید به کرات آمده است. مورخان درخت نخل را ملکه درختان نامیده اند. ساکنان جنوب، نخل را تنها میراث پس از خود و شجره وفادار می دانند. در ادب شفاهی میناب از نخل فراوان یاد شده است. نخل نقش مهمی در سنت ها، آداب و رسوم، اعتقادات و باورهای مردم دارد. درخت مفید نخل از هر حیث برای مردم جنوب اهمیت داشته و خوراک و مسکن و همچنین صنایعی حصیری را برای استفاده در امور زندگی به مردم هدیه داده است. نخل در فرهنگ مردم میناب درخت مهمی است. مردم برای کاشت آن وضو می گیرند و آن را رو به قبله می کارند. این مقاله با روش تحلیل محتوا و از طریق ابزار کتابخانه و مصاحبه، درخت نخل در میناب را با ذکر اجزا، انواع و فراورده های آن معرفی می کند و به نخل در ادبیات شفاهی (چیستان، ضرب المثل، لالایی، اصطلاحات عامیانه، باورها و ترانه) می پردازد تا اهمیت نخل در شهرستان میناب معلوم شود. این درخت از گذشته های دور در زندگی مردم آن منطقه اهمیت داشته است و اغراق نیست اگر گفته شود که هر نفر نخل همانند یک نفر انسانِ نان آور می تواند در اقتصاد خانواده سهیم باشد. نخل در نقش یکی از فرزندان خانواده و واحد شمارش آن نفر است و برای آن مرگ و میر در نظر گرفته اند.
تحلیل ساختارگرایانه ی زمان روایی در داستان موسی(ع) و قوم بنی اسرائیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل ساختاری روایت به منظور شناخت ابعاد آن و برای توصیف ساختارهای عام و کلی ادبی و نقشی که در تولید معنا ایفا می کنند، از اهمیت بسیاری برخوردار است. زمان، به عنوان بعدی از روایت، در تعیین روابط گاهشمارانه ی سخن و داستان، نقش بی بدیلی دارد. پژوهش حاضر به روش کتابخانه ای و تحلیلی نگاشته شده است و با بررسی ویژگی های ساختار زمان از دیدگاه ساختارگرایان که در سه مقوله ی اصلی طول زمانی، ترتیب زمانی و تناوب زمانی قابل بررسی است، به تحلیل داستان موسی(ع) و قوم بنی اسرائیل به عنوان یکی از داستان های مهم و طولانی قرآن مجید که در سه سوره ی متفاوت قرار گرفته است می پردازد. این پژوهش در نظر دارد با شناخت بعد زمان در پیرنگ این داستان و چگونگی رابطه ی میان زمان داستان و زمان متن، به شناخت ساختار زمان در این سه سوره و تحلیل و درک یکی از عناصر اعجاز زبانی قرآن و شناخت بعدی از ابعاد روایت در آن بپردازد و بر آن است نخست از منظر ساختارگرایان زمان روایی را در داستان موسی(ع) و قوم بنی اسرائیل تحلیل کند و سپس مهم ترین امکانات زمانی ای را که در روند روایت داستان موسی(ع) و قوم بنی اسرائیل استفاده شده است تبیین نماید. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد در داستان مورد بحث، زمان از حالت ساده و خطی عبور کرده و از تمام امکانات زمانی در جریان روایت استفاده شده است.
تحلیل پیوند بلاغت ادبی و سیاست در شعر خاقانی براساس نظریه قدرت نرم جوزف نای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال شانزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۶۶
29-64
حوزههای تخصصی:
نگارندگان این مقاله کوشیده اند تا با روش تحلیل محتوا (رویکرد تحلیلی – توصیفی) و با رویکردی انتقادی، ظرفیتهای شعری خاقانی را از دیدگاه بلاغت سیاسی و با تاکید بر نظریه قدرت نرم (به عنوان وجه دوم قدرت در مقابل قدرت سخت) جوزف نای مورد بررسی دقیق قرار دهند و از این رهگذر به تبیین نقش و کارکرد فرهنگ و زبان در حوزه معادلات قدرت بپردازند. بر این اساس بهره گیری هوشمندانه خاقانی از برخی شگردها و شیوه های بلاغی؛ همچون «ماساژ پیام»، «برچسب زدن»، «طنز»، «خشونت نمادین»، «مبالغه و اغراق»، «حذف»، «تکرار و تأکید»، به اندازه وجه سخت تر قدرت و چه بسا تأثیرگذارتر از آن، کارکرد خود را در تعامل و تقابل با نهاد قدرت بخوبی آشکار می سازد.
Les Romans durassiens à la Lumière de la Théorie Pratique de Bourdieu(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۳, No ۲۴, L’hiver Et Le printemps ۲۰۲۰
81-104
حوزههای تخصصی:
Ce travail s’intéresse à l’étude des romans indochinois de Marguerite Duras, Un barrage contre le pacifique et L’Amant, à la lumière des concepts sociologiques. En réalité, l’Indochine se réécrit par la romancière comme une société fracturée et divisée suivant plusieurs dimensions. Les personnages se divisent, en effet, par les inégalités à la fois sociales et raciales, selon les deux livres, et dans le cadre hétérogène d’Indochine. Ainsi les expériences vécues de la romancière à l’extrême Orient l’amènent-elles à lire et à écrire le social conformément au contexte d’émergence des deux livres à travers le prisme de son lieu de naissance. La poétique et la politique s’y nouent parfaitement pour souligner l’univers durassien, et c’est grâce à la théorie de la pratique de Pierre Bourdieu, que ces deux ouvrages représentent la nature de l'action humaine, qu'elle soit individuelle ou collective, permettant une nouvelle lecture sociologique des deux romans à l’appui des concepts scientifiques.
تلفظ فعلِ مضارع اخباری در دو گونۀ گفتاری و خوانداریِ فارسی و ضرورت و نحوۀ آموزش آن به غیرفارسی زبانان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالــۀ حاضــر بــه مقایســۀ فعــل در دو گونــۀ خوانــداری/ نوشــتاری و گفتــاری و ضــرورت آمـوزش آن بـه غیرفارسـیزبانان مـی پـردازد. سـخنگویان زبـان، اغلـب از تغییراتـی کـه در طـول زندگـی در زبانشـان پدیـد میآیـد آ گاه نیسـتند. بـا توجـه بـه اصـل اقتصـاد و همچنیـن اصـل کـم کوشـی، افـراد مـی کوشـند تـا راحـت تریـن راه و سـاده تریـن تلفـظ را بـه کار گیرنـد. در نتیجـه تغییـر و تحـول در صـورت گفتـاری همـواره رخ مـی دهـد و نوشـتار کمـاکان ثابـت مـی مانـد. تغییــرات زبانــی در تمامــی حوزههــای زبــان صــورت مــی گیــرد. در ایــن مقالــه تغییــرات آوایــی میـان گونـۀ گفتـاری و گونـۀ خوانـداری/ نوشـتاری در فعـل مضـارع اخبـاری بررسـی مـی شـود. ً بـه سـبب وجـود رادیـو و تلویزیـون و سـهولت ارتباطـات و تقریبـا همگانـی شـدن سـواد، فارسـی گفتـاری، بسـیار گسـترده شـده و همـۀ مـردم آن را بـه کار مـی برنـد. بنابرایـن توصیـف و تدویـن کتـاب فارسـی گفتـاری پـس از فارسـی نوشـتاری در اولویـت اسـت. از طرفـی غیرفارسـی زبانانـی کـه فارسـی مـی آموزنـد، عـاوه بـر فراگرفتـن فارسـی نوشـتاری نیـاز دارنـد کـه فارسـی گفتـاری رسـمی را نیـز بیاموزنـد و حتـی بسـیاری از آنـان فقـط بـه فراگرفتـن فارسـی گفتـاری نیـاز دارنـد. در ایــن مقالــه، نگارنــده تغییــرات آوایــی را کــه در میــان صــورت هــای مضــارع مشــترک اســت دســته بنــدی کــرده تــا آمــوزش آنهــا بــا نظمــی خــاص و یادگیــری آنهــا آســان تــر، ســاده تــر و سـریع تـر صـورت پذیـرد.
بررسی و تحلیل آراء مختلف دستوریان دربارۀ یک نکتۀ مهم دستوری (شناسای ضمیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزش زبان فارسی سال پنجم پاییز و زمستان ۱۳۹۸شماره ۹
105 - 130
حوزههای تخصصی:
ِ موضـوع ایـن پژوهـش بررسـی ِ نقش وابسـته ِ های بعـد از ضمایـر ّ متکل ِـم و مخاطب جمع (مـا و شـما) در زبـان فارسـی اسـت. ایـن موضـوع در زبـان عربـی بـه بـاب «اختصـاص» مشــهور اســت و بــه چنیــن وابســتههایی مخصــوص گفتــه میشــود کــه از منصوبــات ص و دقیـق وجـود اسـت امـا در زبـان فارسـی، بـرای ایـن گونـه وابسـتهها، اسـمی مشـخ نـدارد. گروهـی از دستورنویسـان اصـا بـه چنیـن مـوردی نپرداختهانـد؛ پـارهای، آنهـا را بـدل (و عطـف بیـان) نامیدهانـد و خیامپـور بـه چنیـن وابسـته ٌ ای مسـندالیه (فاعـل) گفتـه اسـت. بـا توجـه بـه نقـش قواعـد دسـتوری در آمـوزش زبـان و نیـز بـه دلیـل تشـتت آراء در ایــن بــاب، پرداختــن بــه ایــن مســأله ضــروری بــه نظــر میرســد. بــرای ایــن منظــور از جامعـۀ آمـاری – کـه کتـب و مقـالات چـاپ شـدۀ دسـتوری اسـت- بیـش از پانـزده کتـاب دسـتور، بـه عنـوان نمونـه انتخـاب شـده و در آنهـا بـه بررسـی مقولههـای مرتبـط بـا ایـن مسـأله (بـدل و عطـف بیـان) پرداختـه شـده اسـت. تحقیـق از نـوع کتابخانـهای و بـه شـیوۀ توصیفـی – تحلیلـی، انجـام شـده اسـت. نتیجـه نشـان میدهـد کـه بـدل یـا عطـف ٌ بیـان یـا مسـندالیه نامیـدن چنـان وابسـتههایی دقیـق و علمـی نیسـت. مطالعـۀ ایـن مقالـه، درک درســتتری از ایــن مقولــه بــه دســت میدهــد.
بررسی شگردهای طنز موقعیّت در داستان مدیر مدرسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۰ تابستان ۱۳۹۸ شماره ۴۱
221 - 248
حوزههای تخصصی:
طنز موقعیّت طنزی برگرفته از تصویرها، تصوّرها و مفاهیم است که می تواند آمیزه ای از رفتار، موقعیّت، صحنه و گفتار باشد. امّا محوریّت در این گونه از طنز بر موقعیّت ایجادکننده آن استواراست. طنز موقعیّت جایگاه ویژه ای در ادبیّات داستانی دارد و از جمله در داستان «مدیر مدرسه»(1337) اثر جلال آل احمد که نمونه هایی از آن دیده می شود. او در این اثر فساد مالی و اخلاقی رایج در نظام آموزش و پرورش دهه سی را با زبان طنز به تصویر کشیده است. در پژوهش حاضر، تلاش می شود تا انواع موقعیّت های طنزآمیز در داستان، شگردهای ایجاد آنها و بازتاب های اجتماعی آنها مورد بررسی قرار گیرد. با تفحّص در موقعیّت های موجود در «مدیر مدرسه» می بینیم که عامل اصلی ایجاد موقعیّت های طنزآمیز در این اثر طرح آن است؛ زیرا همواره موضوعات فرعی به جای موضوع اصلی پررنگ می شوند و حاشیه روی یا پررنگ شدن موضوعات فرعی به جای موضوع اصلی در طول داستان بسیار است. توصیف جلوه ظاهری اشخاص، شغل و شبکه ارتباطی بین آنها هم نقش مهمّی در شکل گیری خصوصیّات طنزآمیز اخلاقی اشخاص دارد. گذشته از این، صحنه دورافتاده یک مدرسه که فضای اصلی داستان است به عنوان صحنه ای عجیب علاوه بر خنده انگیزی، با ظرافت خاص، نظام آموزشی را نیز به سخره می گیرد.
بررسی فرآیندهای واژه سازی در معادل یابی واژگان علمی فرهنگستان زبان و ادب فارسی (انگلیسی - فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۰ پاییز ۱۳۹۸ شماره ۴۲
31 - 69
حوزههای تخصصی:
فعّالیت اصلی فرهنگستان زبان و ادب فارسی، با پیشرفت و توسعه کشور در زمینه های علمی همراه شده و بر این مبنا گروه های واژه گزینی به واژه های علمی و تخصّصی پرداخته اند. طبق مصوّبه سیصد و سی و یکم شورای فرهنگستان زبان و ادب فارسی، معادل یابی عبارت است از برگزیدن یک واژه یا عبارت یا صورت اختصاری در مقابل لفظ بیگانه. در این مقاله، به واژه های مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی براساس رویکردهای صرفی و زبانشناختی و به منظور ارائه راهکارهای بهینه، جهت واژه گزینی و واژه سازی اصطلاحات پرداخته ایم. این مقاله، از نظر هدف، از نوع پژوهش های نظری است. روش تحقیق این مقاله به صورت تحلیل محتوا می باشد. اطّلاعات و مواد اوّلیه آن به روش اسنادی و سندکاوی کتابخانه ای از کتب و منابع مرتبط گردآوری شده است که شامل کلّیه واژه های مصوّب فرهنگستان زبان و ادب فارسی دفتر اوّل تا سیزدهم (1395-1376) می شود. در این پژوهش، از شیوه تجزیه و تحلیل کیفی استفاده شده است. نتایج برگرفته از این پژوهش نشان می دهد فرهنگستان از تمام امکانات بالقوّه و بالفعل واژه سازی در زبان فارسی بهره نبرده است و اینکه واژه سازی بر اساس صرف اشتقاقی، بیش از همه چاره کمبود واژگانی فارسی می باشد. بر اساس یافته های تحقیق از 42800 واژه مصوّب با حذف مشترکات، حدود 188 واژه سرواژه، حدود 7 واژه ادغام، حدود 2663 واژه های قرضی، حدود 47 واژه مضاعف سازی و حدود 6700 واژه از راه های اصلی واژه سازی و بقیه ترجمه قرضی هستند و فرهنگستان زبان و ادب فارسی از قیاس و نوآوری برای ساخت واژگان استفاده نکرده است.
بررسی نقش همخوان ها در آفرینش فضای حزن و گریه(مقایسه اشعار اخوان ثالث با شاملو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی سال سیزدهم زمستان ۱۳۹۸ شماره ۵۲
55 - 87
حوزههای تخصصی:
در اشعار کلاسیک فارسی، بیش از همه، وزن های عروضی بودند که سبب تهییج عواطف شده و احساسات خواننده را برمی انگیختند و او را در فضای مورد نظر قرار می دادند و بدین گونه، تصویر و خیال را برجسته می کردند. ولی در شعر معاصر به ویژه شعر نیمایی، با دخل و تصرف در وزن های عروضی، از طریق موسیقی درونیِ حاصل از ترکیب، تکرار و نحوه پراکندگی آواهاست که القای احساسات و فضا، صورت می گیرد؛ زیرا هر آوا با طنین خاص خود و بسته به واجگاه و نحوه تولیدش در اندام های گفتار، تأثیر روانی و موسیقایی ویژه ای بر خواننده می گذارد و احساس و در نتیجه فضای خاصی را تداعی می کند. تسلط مهدی اخوان ثالث بر زبان فارسی و تلفیق واژه های کهن، امروزی و محاوره در آثارش و قافیه اندیشی او، اشعار وی را نمونه خوب و متمایزی برای بررسی تأثیر آواها و موسیقی آن ها در آفرینش فضا، بدل نموده است. در این مقاله نقش همخوان ها در آفرینش فضای شعری آثار نیمایی این شاعر برجسته بررسی شده است. همچنین برای تبیین بیش تر مطلب، مقایسه ای با همخوان های مؤثر در فضاسازی اشعار شاملو نیز به عمل آمده است.
نقد و بررسی: مثنوی رحیق التحقیق مبارک شاه مرورودی و بازتاب آن در مثنوی معنوی و مقالات شمس
حوزههای تخصصی:
نقد دیوان نظام الدین استرابادی (قصاید) تصحیح و چاپ کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتابخانه، موزه و مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی در سال 1391 تصحیح دیوان نظام استرابادی را منتشر کرد. با احترام به تصحیح کنندگان و سپاس از زحمات انان برای معرفی این اثر به جامعه علمی، در این مقاله تصحیح این دیوان نقد می شود. درون مایه این اثر، دینی است و با ادبیات شیعی (پیش از دوران صفویه) ارتباط دارد؛ به همین سبب انتظار می رود تصحیح کنندگان با گذاشتن وقت بسیار، این تصحیح را با دقتی ستودنی به انجام رسانده باشند. مسیله اصلی این پژوهش بررسی شیوه تصحیح و ارایه کاستی های اثر است تا شاید در چاپ بعدی زدوده شود؛ همچنین نشان دادن مبنایی برای کارهایی از این دست است تا تصحیح کنندگان دیگر، چنین خطاهایی را تکرار نکنند. با بررسی این تصحیح و مقابله ان با نسخه های خطی ای که تصحیح کنندگان از ان بهره برده اند، نکته های درخور توجهی به دست امد؛ مهم ترین انها عبارت اند از: ناهماهنگی عنوان کتاب با محتوا و اشاره نکردن به مثنوی سعادت نامه و دستور معما ، نقص مقدمه، نداشتن روش علمی در شیوه تصحیح، ترجیح های نادرست در نسخه بدل ها، بی دقتی های بسیار املایی و انشایی و چاپی، بی توجهی به معنا در تصحیح، افتادگی های ابیات، نداشتن فهرست قصاید، نداشتن شماره ابیات در قصاید و قالب های دیگر شعری، ارجاع های ناقص در متن و پاورقی، بیان مطالب تاریخی بدون پایه علمی، تسلط نداشتن به معنای متن، پایبندنبودن به ارزش گذاری نسخه ها، معنی نشدن واژه های نااشنا برخلاف انچه در مقدمه گفته شده است، حذف کمابیش همه نسخه بدل ها و اوردن سلیقه ای بعضی از نسخه بدل ها با اشتباه، نااشنایی تصحیح کنندگان با شیوه نگارش کاتبان و درنتیجه خوانش های نادرست، توجه نداشتن به وزن های عروضی در خوانش اشعار و خطاهای خوانشی اشکار، افتادگی واژه ها، مشخص نبودن ابیات تضمین شده، تکراری چاپ شدن ابیات و مصراع ها، اشفتگی پاورقی ها در ارجاع به نسخه بدل ها.
طرح واره کنش مقدس در سور سروده های عروسی (بر اساس سور سروده های لارستان فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ششم خرداد و تیر ۱۳۹۷ شماره ۲۰
169-194
حوزههای تخصصی:
ازدواج و آداب و رسوم مادی و شفاهی وابسته به آن، همچون تولد و مرگ در اندیشه و فرهنگ اقوام و ملل مختلف، بسیار اهمیت داشته است. این آیین در مقوله آیین های وابسته به تشرف جای دارد و دگرگونی از یک مرحله در زندگی مقدس را به مرحله دیگر نشان می دهند. نشانه ها و نقش مایه های موجود در این گونه آداب و رسوم، چه از جنبه فرهنگ مادی و چه از نظر فرهنگ شفاهی با بینش فلسفی و دینی قوم در پیوند است. محتوای این گونه اشعار عام، علاوه بر نشان دادن ماهیت برگزیدگی هر یک از زوجین، بیانگر جریانات حسی و عاطفی آن ها در نوع زندگی نوین است. از آنجا که هر نوع تغییر همواره ذهن بشر را به مخاطره می انداخته است، در این جریان، با ابزار سورسروده ها، فرد را نیایش گونه نظرکرده ای می خواندند که از میان جمع جدا شود و از جهان دخترانگی و پسرانگی به دنیای زنانگی و مردانگی و سپس مادرانگی و پدرانگی رهنمون شود. پژوهش حاضر با روش تحلیلی توصیفی به گردآوری و بررسی ساختار سورسروده های منطقه لارستان می پردازد و پس از دسته بندی انواع آن، از جنبه ساختار، کارکرد و پیوند این گونه های بومی را با آداب و رسوم واکاوی می کند. حاصل کار نشان می دهد که سورسروده های عامه همچون ادب روایی عام دربردارنده نیایش ها و ستایش های ایزدان و ایزدبانوان با دو جهت حماسی و غنایی است و فارغ از هر نوع دلهره از تغییر آیین و اندیشه و نگرش رسمی جامعه، با مقاومت ذهن جمع را بازتاب داده است.
نگاهی به کارکردهای تکرار در شعر سهراب سپهری
حوزههای تخصصی:
«تکرار» به عنوان یکی از آرایه های بدیعی نقش بسزایی در شعر بر عهده دارد و در صورت کاربرد مناسب، می تواند بر جنبه ی زیبایی شناسیک و هنری یک اثر تاثیرگذار باشد. تکرار در شعر معاصر نیز بسیار مورد توجه قرار گرفته و به نوعی، نقش همان قافیه و ردیف در شعر کلاسیک را ایفا می نماید. تکرار در ارکان مختلف (واک، هجا، واژه و جمله یا عبارت) در شعر معاصر حضور دارد و شاعران معاصر، استفاده های گوناگونی از آن برده اند؛ چه در جهت توسعه معانی و حسن تاثیر و چه در باب سود جستن از نغمه و آهنگ کلام. یکی از شاعرانی که تکرار در شعر او کارکردهای فراوانی داشته، سهراب سپهری است. این مقاله بر آن است تا ضمن ذکر موارد مختلف تکرار در شعر سپهری، به کارکردهای مختلف آن در شعر او بپردازد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که مهمترین کارکردهای تکرار در شعر سپهری را می-توان چنین برشمرد: ایجاد اتحاد شاعر و خواننده، تفسیر مضمون، تقویت موسیقی درونی، ایجاد خلاقیت و باروری معنا، ایجاد مفاهیم و ترکیبات جدید، جلوگیری از سستی شعر، بیان معانی ثانوی از طریق تکرار، برجسته سازی مضمون، ایجاد کانون شعری، ایجاد وحدت در بیان شاعرانه، القای معنای خاص از طریق تکرار واج ها، انتقال حس درونی، ایجاد مدخل های متعدد در شعر، حفظ شکل ذهنی شعر.
مطالعه تطبیقی در اساطیر ایران و شرق دور (اسطوره سیاوش ایران و کوتان اوتونایِ قوم آینو با رویکرد جوزف کمبل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تلقی امروزی انسان نسبت به اساطیر حاکی از این است که اسطوره، امری فراتر از افسانه است. پاسخ انسان به سؤال هایی که در دوران پیش از علم و فلسفه با آن مواجه شده است را می توان در اسطوره ها باز یافت. از مسائل مطرح شده در خصوص اسطوره ، شباهت آن ها در میان اقوام و تمدن های مختلف است. حال این سوال مطرح می شود که علت تشابه اسطوره های اقوام غیرمرتبط با هم چیست؟<br /> این مقاله با روش تحلیلی تطبیقی برای نشان دادن این موضوع، اسطوره سیاوش ایران و حماسه کوتان اوتونای، متعلق به قوم آینو (ساکنین دوران سنگی جزایر ژاپن) را بررسی کرده است. الگوی سفر قهرمان جوزف کمبل، به عنوان رویکرد نظری و مراحل سه گانه آن به عنوان متغیر این مطالعه تطبیقی به کار گرفته شده است. این پژوهش نشان می دهد که انسان دوران اسطوره ای صرف نظر از بستر مکانی زبانی متمایز دارای بنیان های معرفت شناسی و هستی شناسی مشترکی بوده اند که در اسطوره ها بازنمایی شده است.
نقش خواهر داماد در باسنک های آیین ازدواج هرمزگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ششم خرداد و تیر ۱۳۹۷ شماره ۲۰
195-224
حوزههای تخصصی:
آیین ازدواج در استان هرمزگان خلاف مشابهت هایی که با مراسم عروسی دیگر اقوام ایران دارد به لحاظ مراسم جشن و چگونگی انجام آن تفاوت هایی دارد. یکی از این تفاوت ها خوانش مرتب باسنک (واسنک) در مراحل مختلف ازدواج توسط زنان و در بعضی از موارد توسط مردان است که البته بسامد خوانش زنان بسیار بالاتر از خوانش مردان است. این مقاله به شیوه تحلیل محتوا و با ابزار مشاهدات عینی و مصاحبه به بررسی باسنک ها و نقش خواهر داماد در هرمزگان می پردازد. باسنک های هرمزگان بیشتر جنبه مذهبی دارد و توسط اطرافیان عروس و داماد خوانده می شود. دو نفر از خوانندگان باسنک ها خواهر و مادر دامادند. نتایج حاصل این پژوهش نشان می دهد خواهر داماد حضور پررنگ تری در باسنک (واسنک)ها دارد؛ اما مادر داماد نیز هرگاه مهمانان با کمی و کسری در مراسم ازدواج به خصوص در مراحل پذیرایی مواجه شوند در باسنک ها حضور دارد که به صورت اعتراض و طنز مخاطب قرار می گیرد. این مقاله به بررسی هفتاد باسنک در هرمزگان می پردازد که در 16 مورد خواهر داماد نقش مستقیم دارد. اشعار باسنک در هرمزگان بیشتر در وزن های فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن و مستفعلن فعولن و یا مفاعلین مفاعیلن فعولن و چند وزن دیگر سروده شده است، البته به دلیل شفاهی و عامیانه بودن اشعار مشکل وزن و قافیه در تعدادی از آن ها دیده می شود.
سدره و کستی در کیش زرتشتی و انعکاس آن در کشتی کرمانجی و شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در مقاله حاضر آیین سدره پوشی و کستی بستن در کیش زرتشتی تحلیل و بررسی شده، سپس انعکاس آن در کشتی کرمانجی و شاهنامه فردوسی نشان داده شده است. در مرحله اول، به تعریف لغوی و ساختاری سدره و کستی پرداخته شده و پس از آن، مراسم مربوط به این دو لباس شرح داده شده است. در مرحله دوم، انعکاس و پیوند سدره و کستی زرتشتی با چوخه و کشن کرمانجی و پشمینه، کمند و ازار مذکور در شاهنامه بیان شده است. دستاورد مقاله مبتنی بر این است که چوخه کرمانجی و مراسم پوشاندن آن شباهت بسیاری به سدره زرتشتی دارد، همچنان که پشمینه هوم در شاهنامه هم بیانگر آیین سدره پوشی در ایران باستان است. کشن کرمانجی از یک جهت، از نظر لغوی و کاربردی شبیه به کستی زرتشتی است، همچنان که کمند هوم و ازار برهمن و فرستاده او در شاهنامه چنین شباهتی دارند؛ از جهتی دیگر، کشن برگرفته از مصدر کشان به معنای کوبیدن است، همان طور که کستی هم در شاهنامه برگرفته از مصدر کستن به همان معناست. کلمه کستی در شاهنامه بیشتر همراه با دو فعل «بستن» و «گرفتن» به کار رفته، به طوری که وقتی به صورت «کستی بستن» درآمده، منظور از آن آیین کستی بستن زرتشتی است و وقتی به صورت «کستی گرفتن» درآمده است، معنای کشتی گرفتن دارد.