ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۸٬۴۷۹ مورد.
۴۱.

مطالعۀ آثار اصغر فرهادی بر اساس نظریۀ ترامتنیت ژرار ژنت: تحلیلی بر فیلم های درباره الی و فروشنده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ترامتنیت ژرار ژنت اصغر فرهادی درباره الی فروشنده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۴
مطالعات بینامتنی جایگاهی ویژه در مطالعات ادبی و سینمایی ایفا می کند. در این حوزه علاوه   بر توجه به متن اصلی، تعاملات متنی میان آثار مختلف مورد توجه قرار می گیرد. تحت تأثیر این حوزه، شبکه ای از متن خلق شده و روابط موجود در اثر، دامنه ای گسترده و درهم تنیده پیدا می کند که منجر به تکثرگرایی در معنا می شود. در این میان نظریه ترامتنیت ژرار ژنت از نظریه های جامع در مبحث روابط بینامتنی است. ترامتنیت از پنج بخش تشکیل می شود: بینامتنیت، شبه متنیت، دگرمتنیت، الگومتنیت و حادمتنیت. هریک از این الگوها شکلی از روابط میان متون را آشکار می سازد. این مقاله به بررسی نظریه ترامتنیت و تطبیق آن با فیلم های درباره الی (1387) و فروشنده (1394) اثر اصغر فرهادی می پردازد. پرسش این پژوهش آن است که کدام یک از گونه های پنج گانه روابط ترامتنی در این دو فیلم حضور داشته، و این روابط چگونه با خلق لایه های متکثر معنایی، به تعمیق دلالت ها و گسترش افق های معنایی در ساختار روایی فیلم ها منجر می شود؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که هرکدام از نمونه های موردی از سه دسته ترامتنیت برخوردارند. فیلم درباره الی با ارجاع به متون و آثار دیگر همچون ضرب المثل های آلمانی و فیلم «ماجرا»، به لایه های روایی و دلالت های معنایی خود عمق بخشیده است. فروشنده نیز با ارجاع به نمایشنامه مرگ فروشنده و داستان های ایرانی همچون گاو و گیله مرد ، به تعمیق شخصیت پردازی و دستیابی به ساختار چندلایه روایی منجر می شود. این پژوهش نشان می دهد که نظریه ترامتنیت می تواند ابزاری کارآمد برای تحلیل لایه های پنهان در آثار سینمایی باشد.
۴۲.

تحلیل زمان کانتی-دلوزی در نمایشنامه «اتاق روشنی به نام روز» اثر تونی کوشنر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ژیل دلوز تونی کوشنر اتاق روشنی به نام روز مفهوم زمان بی نظمی حواس عدم بازنمایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۶۸
پژوهش حاضر تحلیل بینارشته ای نمایشنامه اتاق روشنی به نام روز اثر تونی کوشنر بر اساس خوانش دلوز از فلسفه کانت است. بر اساس این تحقیق بی چفت و بست بودن زمان طبق قاعده اول کانتی و همچنین بی نظمی حواس طبق قاعده چهارم آن، منتج به بوطیقایی پسامدرن می شود که شاید بتوان آن را نمایشنامه روابط به هم ریخته نامید. مطالعه حاضر اتاق روشنی به نام روز را طبق قواعد کانتی از دو جهت بررسی می نماید: اول آنکه، تلاش شخصیت ها برای ایجاد محوری تحت عنوان لولا در بافت زمانی از لولا گریخته دلوزی امری محال است. به عبارت دیگر، تقلای آنها برای رسیدن به یک زمینه مشترک ذیل مفهوم کمونیسم محکوم به شکست است. دوم آنکه، از چهارچوب دررفتگی زمان و به تبع آن بی نظمی حواس، روابط هنری-ادبی میان حوادث را نیز هم به هم می ریزد. به طوری که وحدت و یکپارچگی ویژه به مفهوم کلاسیک در این اثر وجود ندارد. ازاین رو می توان نتیجه گرفت بی چفت وبستی زمان که کنش های بدون توالی و ازهم گسیخته را به دنبال دارد و به هم ریختگی قوا که ماحصل بی نظمی حواس است مقوله بازنمایی را امری محال و غیرممکن می سازد.
۴۳.

نقش نمایش تعزیه در تعدیل روابط شاه و مردم در دوره ناصرالدین شاه قاجار (1264-1313ق)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تعزیه ناصرالدین شاه قاجار نظریه شخصیت فروید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۲۸
رابطه حاکمیت با مردم، در طول تاریخ و در همه سرزمین ها، با همه تفاوت هایی که ویژگی های تاریخی و سرزمینی می تواند در آن ایجاد کند حاصل شبکه هایی پیچیده در ساختار جوامع بشری است که خصوصیتی عام و فراگیر دارد. این شبکه های پیچیده که حاصل روابطِ قدرتِ بین انسان هاست به گونه ای تاریخی در سطوح مختلفِ روان فردی و اجتماعی انسان درونی شده است و کنش های روزمره بین حاکم و مردم را مدیریت می کند؛ کنش هایی که در نقش میانجی هایی تعدیل کننده این روابط را پایا و تحمل پذیر می کند. تعزیه، مهم ترین و منسجم ترین گونه نمایشی در ایران، ورای نقش های تثبیت شده برای یک فعالیت هنری مذهبی، چون بروز اعتقادات مذهبی و بازنمایی زندگی اولیاء دین و بزرگداشت آنان، نقشی تعدیل کننده در روابط شاه و مردم داشته است. در این مقاله تلاش شده تا با بهره گیری از نظریه شخصیت فروید در حکم ساختار نظری، نشان دهد که چگونه تعزیه نقشی تعدیلی در روابط شاه و مردم داشته است. بازه زمانی این تحقیق دوره حکمرانی ناصرالدین شاه قاجار است که دوران اوج نمایش تعزیه در ایران به شمار می آید. به نظر می رسد که نمایش مذهبی تعزیه نقشی قابل توجّه در تعدیل روابط شاه و مردم در این دوره داشته است؛ نقشی که در مورد هر یک از دو طرف رابطه برخاسته از انگیزه های متفاوت بوده است. در این پژوهش سعی شده است، تا با گردآوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و با تکیه بر ساختار نظری پیش گفته، دلالت متون تاریخی درباره تعزیه، در بستر روابط شاه و مردم، توصیف و سپس تحلیل و تبیین شود.
۴۴.

تناسب در معماری و دگردیسی آن در طراحی صحنه تئاتر عروسکی؛ با تمرکز بر تجربه بدن مند فضا در آرای پدیدارشناسانۀ استیون هال(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تئاتر عروسکی تناسب معماری پدیدار شناسی استیون هال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۷
مفهوم «تناسب» یکی از بنیادی ترین شیوه های انسان برای فهم و سازمان دهی جهان پیرامون است؛ مفهومی که ریشه در ادراک بدن مند از فضا داشته و در نسبت میان بدن، مکان و تجربه زیسته انسان تجلی می یابد. معماری، به عنوان دانشی مبتنی بر تناسبات انسانی، رابطه ای ژرف با تجربه فضامند انسان برقرار می کند و از طریق فرم، مقیاس و سازمان فضایی، بدن را در فرایند ادراک فضا فعال می سازد. در تئاتر عروسکی، این نظام تناسبات دچار دگردیسی می شود؛ زیرا پیکره عروسک جایگزین بدن انسان شده و معیارهای ادراک فضایی بازتعریف می گردد. این تغییر صرفاً در سطح تفاوت ابعادی باقی نمی ماند، بلکه کیفیت تجربه بدن مند فضا، معناپردازی صحنه و روابط فضایی را دگرگون می سازد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و در چارچوب روش شناسی کیفی، با استفاده از منابع کتابخانه ای و تحلیل اسنادی، به بررسی مفهوم تناسب در معماری و چگونگی دگردیسی آن در طراحی صحنه تئاتر عروسکی می پردازد. در چارچوب پدیدارشناسی استیون هال، که فضا را به مثابه تجربه ای بدن مند، چندحسی و استعاری درک می کند، نشان داده می شود که جابه جایی معیار تناسب از بدن انسان به پیکره عروسک، فضاهای استعاری نوینی می آفریند. یافته ها بیانگر آن است که این دگردیسی تناسبات، امکان بازاندیشی در تجربه بدن مند فضا و معناپردازی نوین در تئاتر عروسکی را برای تماشاگر فراهم می آورد.
۴۵.

تأثیر طراحی صحنه و لباس در ایجاد دریافت متقابل میان اجراکنندگان و تماشاگران در نمایش های پست مدرن ایرانی (نمونۀ موردی نمایش ملانصرالدین)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طراحی صحنه طراحی لباس دریافت متقابل تئاتر پست مدرن نمایش ملانصرالدین ارتباط اجراکننده و تماشاگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۴۴
این پژوهش به بررسی نقش طراحی صحنه و لباس در شکل گیری دریافت متقابل میان اجراکنندگان و تماشاگران در نمایش های پست مدرن ایرانی می پردازد. تئاتر پست مدرن با گسست از ساختارهای روایی کلاسیک و فاصله گیری از شیوه های سنتی اجرا، بر شکل دهی تجربه چندوجهی و مشارکتی مخاطب تأکید دارد. نمایش ملانصرالدین، که مورد مطالعه این تحقیق قرار گرفته، در فضایی طراحی شده است که تماشاگران بر روی یک سری تاب ها در وسط صحنه نشسته اند و هفت دایره اجرایی دور آنها قرار گرفته اند؛ در هر دایره، بازیگران با زبانی غیرمستقیم روایتی مجزا را در پیوند با یک نمایشنامه کلاسیک یا الگویی سنتی و آشنا مثل نقالی یا سیاه بازی ارائه می دهند، بی آنکه ساختار اپیزودیک یا روایت خطی بر اجرا حاکم باشد. ضرورت انجام این پژوهش از آن جهت است که طراحی صحنه و لباس، به ویژه در آثار پست مدرن که ساختارهای روایی و بصری متعارف را کنار می گذارند، نقش مهمی در ایجاد فضای دریافت و تعامل دوسویه بین اجرا و مخاطب ایفا می کند، اما تاکنون به شکل تخصصی و منسجم به این موضوع پرداخته نشده است. هدف این پژوهش، شناسایی ظرفیت های بصری طراحی صحنه و لباس در تقویت ارتباط فعال و چندلایه میان اجرا و تماشاگر است. تحقیق به شیوه کیفی و با روش تحلیل محتوا انجام شده است. در این نمایش، صحنه با ساختاری دایره ای امکان خوانش سیال و مشارکتی را برای تماشاگر فراهم می آورد. طراحی لباس ها نیز مینیمالیستی و ساده، با رنگ های طوسی مایل به نقره ای و بدون بافت یا تزئینات پیچیده است که موجب تمرکز مخاطب بر کنش جسمانی و ریتم اجرای بازیگران می شود. نتایج نشان می دهد که استفاد ه هوشمندانه از عناصر ساده و معناگرایانه در طراحی صحنه و لباس، فضای تفسیرپذیر و پویایی را در اجراهای پست مدرن به وجود می آورد و به شکل گیری تجربه احساسی و مشارکتی تماشاگر یاری می رساند. نمایش ملانصرالدین به دلیل بهره گیری دقیق از این رویکردها، ظرفیتی ممتاز برای تبدیل شدن به الگویی معتبر در طراحی اجرایی تئاتر پست مدرن ایران دارد.
۴۶.

قابلیت های نمایشی اختلال حس آمیزی با نگاهی به انیمیشن راتاتویی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حس آمیزی اختلال عصب شناختی حواس پنجگانه انیمیشن راتاتویی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۵ تعداد دانلود : ۲۱۳
زبان زیبایی شناسی سینما به گونه ای طراحی شده است که تکنیک های سمعی و بصری آن نیاز به اطلاعات حسی دیگر، از جمله لامسه، چشایی یا بویایی را نفی می کند. مسئله اصلی این پژوهش، مفهوم طراحی به صورت حس آمیزی است . از این جهت به بررسی اختلال حس آمیزی، انواع آن و در نهایت به کاربرد آن در انیمیشن پرداخته شده است. این پدیده نوعی اختلال عصب شناختی می باشد که فعال شدن یک مسیر حسی موجب فعال شدن مسیر حسی دیگر به صورت غیر ارادی می شود. چیزی که در این پژوهش خواهید یافت نتیجه ی مطالعه ای از ترکیب حواس پنجگانه در انیمیشن به عنوان یک رسانه چند وجهی خواهد بود. طراحان به عنوان  ترکیب کننده عناصر، می توانند پیام های چندگانه محصولات را در بیش از دو شبکه حسی توزیع کنند. این نوع طرح ها اغلب دارای ارتباطاتی هستند که شامل  اطلاعات لامسه، بینایی، چشایی، بویایی و شنوایی می شوند. از جمله اهداف این تحقیق در حوضه مشترک میان انیمیشن و اختلال حس آمیزی،  غوطه وری بیشتر در انیمیشن، انتقال مفاهیم و احساسات انتزاعی و استفاده طراحان از تجربیات افراد سینستیت، که منجر به ساخت سکانس های زیبا و بدیعی می شود، است . در این مطالعه روش تحقیق کیفی و روش اجرا توصیفی تحلیلی می باشد. گردآوری اطلاعات از منابع کتابخانه ای، شبکه اینترنت و پایگاه های علمی معتبر می باشد.
۴۷.

تصویرسازی شخصیت اصلی مؤنث در موقعیت آستانه: انیمیشن های منتخب دیزنی (2012- 2021 م.)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انیمیشن تصویرسازی شخصیت اصلی موقعیت آستانه ای میخائیل باختین شرکت والت دیزنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۷ تعداد دانلود : ۴۰۸
در سال های اخیر شخصیت های مؤنث در نقش شخصیت اصلی انیمیشن ها توانسته اند با تصمیمات سرنوشت ساز در بحران ها و موقعیت های خاص، حس باورپذیری و همذات پنداری مخاطبین را تقویت نمایند. بنابراین و با در نظر گرفتن گروه سنی مخاطب، بررسی عناصر جذابیت و باورپذیری شخصیت های اصلی در انیمیشن های مطرح به ویژه تولیدات اخیر شرکت والت دیزنی اهمیت می یابد. مسئله ی مهم نحوه یا چگونگی تصویرسازی این شخصیت ها با توجه به وقایع و نقاط عطف داستان است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی_تحلیلی، به شیوه ی اسنادی و بر اساس هدف پژوهش که شناخت تصویرسازی شخصیت اصلی مؤنث برمبنای نظریه موقعیت آستانه ای باختین است؛ به بررسی شش شخصیت اصلی در انیمیشن های شجاع، یخ زده، زوتوپیا، موآنا و افسون پرداخته است. با مشخص نمودن مراتب موقعیت آستانه ای باختین و یافته های حاصل از ویژگی های رفتاری، بصری و تصویرسازی شخصیت، چنین نتیجه می شود که؛ تصویرسازی و کنش های شخصیت اصلی در جهت تقویت پیام داستان و روشن نمودن تلاش او در رسیدن به اهداف و آرزوهایش در هماهنگی با لحظه ی بحرانی و تصمیم نهایی تعریف می شود. به طوری که شخصیت با قرار گرفتن در موقعیت آستانه ای بتواند پیام داستان را به مخاطب انتقال دهد و بیش ترین تأثیر را در باورپذیری او داشته باشد.
۴۸.

مفهوم «بیگانگی» در سینمای پُل تامِس اَندِرسِن با تأکید بر آرای ژاک لکان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بیگانگی میل ژاک لکان زبان پل تامس اندرسن خانواده جانشین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۳۲
بیگانگی از مفاهیم کلیدی تاریخ اندیشه است که به انحاء مختلف در آراء برخی فلاسفه از دوران باستان تا کنون تجلی یافته و به جداافتادگی انسان از چیزی متعلق به سرشت او اشاره دارد. در نظریه روان کاویِ لکان نیز یادگیری زبان سبب می شود تا دیگری میل انسان را در محدوده ی دال محصور ساخته و بدین تقدیر او را از خود بیگانه سازد. پژوهش حاضر از طریق مطالعه ا ی میان رشته ای در حوزه های سینما، فلسفه و روان کاوی با اتخاذ روش توصیفی-تحلیلی، تجلی مفهوم بیگانگی را با تأکید بر آراء لکان در فیلم های کارگردان معاصر آمریکایی، پل تامس اندرسن مورد واکاوی قرار داده و این فرضیه را مطرح می کند که در تمام فیلم های اندرسن، قهرمان داستان همچون سوژه ای لکانی ست که برای یافتن معنا مجبور به پذیرش زبان دیگری بزرگ می شود. در سینمای اندرسن نظام سرمایه داری را می توان به مثابه استعاره ای از دیگری بزرگ دانست که منویات اش را از طریق فرهنگ ها و خرده فرهنگ های آمریکایی در فیگور یک «پدر یا خانواده جانشین» عرضه می کند، چنان که هدف نمایشی قهرمان های اندرسن با دال تعیین شده در این روابط جانشینی گره می خورد. در پایان این نتیجه حاصل می شود که اصلی ترین دغدغه ی اندرسن در خلق آثارش هویت انسانی ست که میل ورزی اش در چارچوب قانون دیگری محدود گشته است.
۴۹.

لینچینگ و بازنمایی آن در درام سیاه پوستان آمریکا: حافظه تروماتیک در اتاق بی خوابی و ریچل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تئاتر تروما کریستینا والد ادبیات سیاه پوستان لینچینگ ترومای دسته جمعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۱۳
از لینچینگ یا مثله کردن به عنوان مجازاتی شبه-آئینی و فراقانونی، که در بستر تاریخ بعنوان روشی برای القای خشونت نفرت جمعی علیه اقلیت های قومی و مذهبی به کار گرفته شده است، یاد می شود که اشکال بروزرسانی شده آن مانند خشونت پلیس ها علیه سیاه پوستان به بهانه قانون شکنی در آثار بسیاری از نمایشنامه نویسان آمریکایی آفریقایی تبار به تصویر کشیده شده است. ترومای گروهی و حافظه کهن الگویی مملو از رازهای مگو، تجربیات زیسته فیزیکی دردناک و تبعیض نژادی اثرات بلند مدت  روانی بر روی نسل های سیاه پوستان آمریکا گذاشته که در آثار دراماتیک منعکس شده است. این مقاله تلاش می کند تا اثرات بلند مدت روانی و خشونت نژادپرستانه را با خوانشی توصیفی تحلیلی از نمایشنامه های اتاق بی خوابی نوشته آدام و آدرین کندی و ریچل نوشته آنجلینا ولد گریم که بررسی کنند. برای این هدف، پژوهشگران از نظریات کریستینا والد بهره برده اند که کوشیده است با تمرکز بر مفهوم و نظریه تئاتر تروما ردپای پیدا و پنهان خشونت نژادی را بر روان قربانیان و اثرات آن بر کیفیت زندگی و تصمیمات سرنوشت ساز واکاوی کند. در این پژوهش تلاش شده است عوارض روانی قربانیان نژادپرستی و چگونگی مواجه شخصیت های نمایشنامه های مذکور با نژاد پرستی و تکاپویشان برای بیان تجربیات زیسته ، به امید تسهیل تسکین، مورد تحلیل قرار گیرند و راه حلی تسهیل گر برای مواجهه و مبارزه با این نوع برخوردها باشند.
۵۰.

بدل پوشیِ نقش خوانان در نمایش آیینی شبیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نمایش آیینی بدل پوشی بدل پوشی نقش خوان شبیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۸
بدل پوشی در نمایشِ آیینی شبیه، به عنوان شگردی آیینی تلقی می گردد که ریشه های آن به باورهای اسطوره ای، اعتقادی و اجتماعی کهن بازمی گردد. نمایشِ آیینی، فعالیتی جمعی و اجتماعی است که دربردارنده انواعِ متنوعی از گفتار، کنش و حرکاتی نمادین است که نسبتی مستقیم با معنویت و امر مقدس دارد. این مقاله به طور مشخص بر شناختِ انواعِ بدل پوشیِ نقش خوان (نمایشگر) در گونه نمایشی شبیه (تعزیه) تمرکز یافته است و قصد دارد با طبقه بندی و آشکارسازیِ بدل پوشیِ نقش خوانان، و بررسی پیوند میان انواع گسترده آن در نمایش های شبیه با آیین ها و مناسک کهن ایرانی، این پرسش را مطرح سازد که ریشه های کدام یک از جنبه های آیینی، مذهبی، و فرهنگی را می توان در کنش بدل پوشی در نمایش های شبیه بازشناخت؟ این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و بر بنیاد منابع کتابخانه ای و همچنین با مراجعه به اسناد تصویری انجام یافته است و بر مبنای پرسشِ مطرح شده، با ارائه یک طبقه بندی ابداعی از انواع بدل پوشیِ نقش خوانان در نمایش های شبیه، این فرضیه را به اثبات می رساند که شگردهای گوناگون بدل پوشی، بازتابی از آیین هایی کهن است که در میان باورها، مناسک آیینی ، مذهب و فرهنگ دیرینه ملت ایران نهفته بوده است.
۵۱.

بازنمایی هویت مهاجر و فضای سوم در تئاتر یوسف الجندی: تحلیلی پسااستعماری بر نمایشنامۀ ده آکروبات در یک پرش شگفت انگیز از ایمان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: پسااستعمارگرایی هویت مهاجر یوسف الجندی فضای سوم هیبریدیت فرهنگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۹
این مقاله با بهره گیری از چارچوب نظری پسااستعماری، به تحلیل نمایشنامه ده آکروبات در یک پرش شگفت انگیز از ایمان اثر یوسف الجندی می پردازد. هدف اصلی پژوهش، بررسی بازنمایی هویت فرهنگی مهاجران عرب تبار و تحلیل راهبردهای مقاومت آنها در برابر فرایند «دیگری سازی» در جامعه میزبان است. چارچوب نظری تحقیق مبتنی   بر مفاهیم «هیبریدیت فرهنگی» و «فضای سوم» در نظریه هومی بابا و نظریه های «بازنمایی» و «شرق شناسی» ادوارد سعید است. روش پژوهش توصیفی     تحلیلی و مبتنی   بر خوانش انتقادی متن است. یافته ها نشان می دهند که الجندی با بهره گیری از ساختار چندصدایی، شخصیت هایی سیال و متکثر خلق می کند که در دل تنش های زبانی، فرهنگی و نسلی، به بازتعریف جایگاه خود می پردازند. نمایشنامه با عبور از کلیشه های رسانه ای، صدای مهاجر را از درون تجربه زیسته او روایت می کند و به فضایی برای مقاومت گفتمانی بدل می شود. این اثر نه فقط بازتابی از زیست دیاسپوریک، بلکه الگویی از تئاتر پسااستعماری و مقاومت فرهنگی در برابر روایت های مسلط غربی است.
۵۲.

سینمای دیاسپورا: تقابل یا تعامل فیلم ساز با هویت ملی و جهانی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیاسپورا هویت ملی جهانی شدن سینمای ایران دیاسپورای سینمای ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۴۵
رابطه میان «هویت ملی» و «جهانی شدن» نشان دهنده تقابل بازتعریف هویت یک ملت با جریان فراگیر تعاملات جهانی است. جهانی شدن، به عنوان پدیده ای که مرزهای جغرافیایی را تضعیف می کند، بازخوانی هویت ملی را ضروری ساخته و فضای تعامل میان آنها را فراهم کرده است. سینمای دیاسپورا از طریق روایت زیست مهاجران، به تقویت تفاوت ها و بازاندیشی احساس تعلق ملی در فضای جهانی کمک می کند. پژوهش خاصی در مورد رابطه تعاملی یا تقابلی فیلم ساز با هویت ملی و جهانی شدن مشاهده نمی شود. تحقیق حاضر با هدفی کاربردی سعی در رفع خلأ علمی در این زمینه داشته و مسئله اصلی آن واکاوی رابطه تعاملی یا تقابلی فیلم ساز نسبت به هویت ملی اش در بستر جهانی شدن است. روش تحقیق تحلیل محتوای کیفی به شیوه مطالعه موردی است. دو فیلم زمانی برای مستی اسب ها و لاک پشت ها هم پرواز می کنند ساخته بهمن قبادی از موارد مطلوب گزینش شده و به کمک نرم افزار (Atlas. ti)، مؤلفه های اقتصاد زیرزمینی و معیشت وار، سفر و مهاجرت، هویت قومی، تقابل فرهنگی و زبانی، هویت طبقاتی و نابرابری های اجتماعی، نقد اجتماعی مضامینی هستند که طبق یک فرایند نظام مند و پس از واکاوی ادبیات پژوهش حاصل شده، و چارچوب مفهومی را تشکیل داده اند. نتیجه نشان از آن دارد، از منظر کلی، رابطه میان «هویت ملی» و «جهانی شدن» در بستر سینمای دیاسپورا دو مفهوم در تضاد نیستند، بلکه می توانند در شرایط مناسب مکمل یکدیگر نیز باشند. جهانی شدن فرصتی برای بازخوانی هویت ملی فراهم می کند و دیاسپورا از طریق بازتاب تجربه زیسته مهاجران، به بازتعریف احساس تعلق ملی در فضای جهانی کمک می کند.
۵۳.

بررسی گفتمان متعارض در فیلم های ابرقهرمانی پس از حوادث 11 سپتامبر با تکیه بر نظریه خط خطاهای آلن سینفیلد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آلن سینفیلد خط خطا روایت های گسلی اقتباس سینمای ابرقهرمانی یازده سپتامبر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۶
پس از حملات تروریستی 11 سپتامبر، ایالات متحده آمریکا با بحرانی چندلایه در حوزه های امنیت، هویت و فرهنگ عمومی مواجه شد؛ بحرانی که بازتاب آن به ویژه در حوزه سینمای جریان اصلی و ژانر ابرقهرمانی مشهود است. در همین دوره، فیلم های اقتباسی از کتاب های مصور با سرعتی بی سابقه رونق یافتند و به یکی از مهم ترین ابزارهای بازنمایی وضعیت پسا بحران بدل شدند. این مقاله با بهره گیری از چارچوب نظری آلن سینفیلد و مفاهیم «خط خطا» و «داستان های گسلی»، می کوشد نشان دهد که چگونه فیلم های ابرقهرمانی در عین بازتولید گفتمان های مسلط امنیتی و ملی، واجد گسل های ایدئولوژیکی هستند که امکان خوانش های مقاوم را در دل روایت های به ظاهر منسجم فراهم می سازند. تحلیل کارکردهای آیینی چون نوستالژی، واقعیت گریزی و تحقق آرزو، و همچنین اسطوره قهرمانِ خودگمارده، نشان می دهد که این آثار واجد تنش هایی هستند که از دل تناقض های درونی نظم موجود سربرمی آورند. روش انجام پژوهش حاضر، توصیفی تحلیلی است و این پژوهش فاقد فرضیه ای مشخص است. به نظر می رسد فیلم های ابرقهرمانی پس از 11 سپتامبر، به رغم ظاهر سرگرم کننده و همدلانه خود، میدان های ایدئولوژیکی پیچیده ای هستند که در آنها بازتولید و مقاومت، هم زمان و در کنار یکدیگر عمل می کنند.
۵۴.

بدن بازیگر در کار اسکار شلمر با تمرکز بر مفهوم بدنمندی مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسکارشلمر باله سه تایی موریس مرلوپونتی بدنمندی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۹۳
می توان مطالعات درباره بدن را با دوگانه انگاران شروع کرد، دیدگاهی که با مهم ترین شارحان آن، یعنی افلاطون و دکارت شناخته شده است. آنها به جدایی جسم و ذهن اعتقاد داشتند. اما در اواخر دهه 1960 موریس مرلوپونتی، پدیدارشناس فرانسوی، از دیدگاه پیشین فراتر رفته و انسان را بدن مند معرفی می کند. مطالعات بدن گستره بی نهایتی از حوزه بدن را در بر می گیرد و برای نمونه تفاوت بدن زنانه و مردانه، بدن های شهری و روستایی و بدن های فردی و اجتماعی را شامل می شود. بدن، ماده ای است که در جهان زندگی می کند و آداب، ایده و تجربه دارد. هر انسان بدن های متفاوتی دارد که می شود از آن با عنوان تجربه کثرت بدن یاد کرد. او می داند در لحظه ضرورت، کدام یک از این بدن ها را احضار و بقیه را فراموش کند. روشن است که بازیگر با بدن خود روی صحنه حاضر می شود و شکل حضور این بدن همواره موضوعی مهم در مطالعات متأخر تئاتر بوده است. اسکار شلمر در دهه های آغازین سده بیستم به عنوان یکی از چهره های مؤثری که پیشنهاد های تازه ای در حوزه اجرا و نیز فیگور و بدن بازیگر ارائه می کند حائز اهمیت است. در میان نظریه پردازان پدیدارشناسی اگزیستانسیالیستی موریس مرلوپونتی اندیشمندی است که یکی از ایده ها ی مرکزی او مسئله بدن مندی است. به زعم او هر فرد به واسطه جهان از بدن خود آگاه است، همان طورکه به واسطه بدن خود از جهان آگاهی دارد. در این عنوان پژوهشی با تکیه بر آرا مرلوپونتی، بدن پیشنهادی اسکار شلمر با تمرکز بر اجرای باله سه تایی و چند اثر تجسمی او بررسی شده است. نتایج این پژوهش نشان می دهند که بدن پیشنهادی اسکار شلمر برای بازیگران با توجه به تجربه زیسته او بدنی است شبیه عروسک های کوکی، بدنی مکانیکی و متأثر از احجام هندسی. ایده های شلمر محصول هم زمان چند جریان و مکتب هنری است که در دهه دوم از سده بیست ظهور کردند. او با فاصله گرفتن از ارائه تقلیدی یک بدن واقع گرا به طرح و توسعه بدنی تازه می پردازد. این بدن ها با بازخوانی ایده مکاتبی چون کوبیسم، فوتوریسم و کانستراکتیویسم قابل تشخیص و شناسایی هستند. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و روش جمع آوری داده ها کتابخانه ای است.
۵۵.

کارکرد دراماتیک مکانیزم های دفاعی در نمایشنامه های «ملکه زیبایی لی نین»، «جمجمه ای در کانه مارا» و «غرب غمزده» اثر مارتین مک دونا، با تأکید بر آرای زیگموند و آنا فروید(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روانکاوی مکانیزم های دفاعی زیگموند فروید آنا فروید نمایشنامه مارتین مک دونا ملکه زیبایی لی نین جمجمه ای در کنه مارا غرب غم زده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۹۶
بررسی های روانکاوانه آثار روایی، و به ویژه ادبیات نمایشی، اغلب بر تجزیه و تحلیل کنش شخصیت های این آثار متمرکز است؛ اما این بررسی ها اغلب در سطح ظاهری گفته ها و رفتار پرسوناژها محدود می ماند. درحالی که می توان، انگیزه های پنهان و به ویژه امیال سرکوب شده پرسوناژها را- امری که در روانکاوی فروید مورد توجه قرار می گیرد- علتِ ریشه ای گفته ها و رفتار دانست و با بررسی آن ها به چگونگی کارکردشان در جهت دراماتیک شدن اثر پی برد. این بررسی، به ویژه در آثاری اهمیت می یابد که به اصطلاح پرسوناژمحور هستند تا رویدادمحور. مارتین مک دونا، نمایشنامه نویس ایرلندی، توجهی خاص به درونیات و چگونگی بروز عواطف و غرایز شخصیت هایش دارد. شخصیت هایی که در یک برهه بحرانی تاریخی، در میان انبوهی از شکست ها، ناکامی ها و کمبودها زندگی می کنند. به همین دلیل، واکاوی پرسوناژ های این نویسنده می تواند در یافتن کارکردهای دراماتیک درونیات آن ها، ثمربخش باشد. در پژوهش حاضر، با استفاده از نظریات زیگموند و آنا فروید درباره مکانیزم های دفاعی روان، چگونگی تعامل شخصیت های مک دونا در سه نمایشنامه ملکه زیبایی لی نین، جمجمه ای در کنه مارا و غرب غم زده با تکانه های مخرب درونی شان بررسی شده است. این پژوهش در پی پاسخ این سؤال است که کارکرد مکانیزم های دفاعی در آثار مک دونا چیست و نویسنده در قالبِ شخصیت پردازی پرسوناژهایش، وضعیت جامعه سنتی ایرلند را چگونه ترسیم می کند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد آشنایی با مکانیزم های دفاعی، در خلق و تحلیل شخصیت های نمایشی مؤثر است و در نمایشنامه های مورد بررسی نیز، با استفاده از مکانیزم های دفاعی (عمدتاً انکار، فرافکنی و توجیه) جامعه ای تصویر می شود که به جای حل مشکلات، آن ها را می پوشاند و به همین دلیل هیچ امیدی به رستگاری اش نیست.
۵۶.

کارکرد آستانه ها در سه فیلم اصغر فرهادی بر اساس نظریات باختین و کریستوا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آستانه ها کرونوتوپ اصغر فرهادی میخاییل باختین ژولیا کریستوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۵۸
در این مقاله کارکرد آستانه ها در سه فیلم جدایی نادر از سیمین، گذشته و فروشنده، مورد توجه قرار گرفته است که با توجه به پژوهش های پیشین درباره سینمای فرهادی، رویکرد نوینی است. مفهوم آستانه در کرونوتوپ یا زمان-مکان داستان، توسط باختین وضع شده است و در نظریات ژولیا کریستوا بسط یافته است. هدف این مقاله آن است که بر اساس نظریات این دو متفکر و با تحلیل سه فیلم مذکور، وجوه مختلف آستانه ها در نظریات باختین و کریستوا، از جمله آستانه ها در روایت، آستانه های بدن، آشپزخانه به مثابه مهمانخانه، آستانه ها در میزانسن، دینامیک فقدان/ظهور سوژه، آستانه امر نشانیک/نمادین و پایان باز مکالمه، بررسی شود. در تحلیل اجتماعی روان کاوانه این سه فیلم مشخص شد کاربرد آستانه ها تمهید مؤثری در روایت، شخصیت پردازی و همراه کردن مخاطب بوده است. بیان چالش های اخلاقی شخصی در خلال روابط اجتماعی، خصیصه مهم سینمای فرهادی است، که با تکیه بر مفهوم آستانه باختینی و بسط این مفهوم در تحلیل اجتماعی/روانکاوانه ژولیا کریستوا، می توان آن را تبیین کرد. کریستوا در پی سقوط نظام های مفهومی در جامعه مدرن، هنر و روانکاوی را تنها امکان های تحلیل اجتماعی در عصر مدرن می داند و پژوهش حاضر نشان می دهد این سه اثر فرهادی، با تأکید بر مفهوم آستانه، امر اجتماعی را در بیان قصه های رنج شخصی در سینما بازنمایی کرده است.
۵۷.

ژست در نقالی: ره یافتی به حرکات بدن در اجرای نقل براساس دیدگاه زبانشناسی شناختی؛ مطالعه موردی مجلس نقالی «سهراب کشی» مرشد ترابی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نقالی ژست مرشد ترابی سهراب کشی کورنیلا مولر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۴ تعداد دانلود : ۲۹۱
حرکات بدن از موضوعات مهم اما مناقشه برانگیز در تحلیل اجرا است. زبان شناسانی چون مک نیل ژست بخشی جدایی ناپذیر از گفتار می دانند که نقش مهمی در سازماندهی افکار دارد بااین همه در خلاء روش شناسی مناسب، بررسی ها اغلب روایت کلامی را مبنای تحلیل قرار داده اند و کمتر به جایگاه ژست در ساخت چندوجهی زبان پرداخته اند. این پژوهش با تعمیم نظریه «ژست به مثابه فرم موقت» مولر بر نقالی نشان می دهد چگونه حرکات نقال به مثابه وجهی از زبان معنا می سازند. بدین منظور صحنه کشتی دوم رستم و سهراب از اجرای ضبط شده نقل سهراب کشی مرشد ترابی(1389) انتخاب شد؛ صحنه از آغاز درگیری کشتی تا خنجر خوردن سهراب بدست رستم به مدت دو دقیقه و سی ثانیه، به24 عبارت ژست و 6 واحد ژستوار تقطیع شد. ابتدا موقعیت و مشارکت اندام های درگیرِ حرکت مستقل بررسی شد سپس هر واحد ژست از منظر فرم و انگیزه تجسم یافته کنش ها در سه گروه ژست های اشاره ای، ژست های تصویرگر و ژست های کارکردی تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد نقطه کانونی اجرا بازنمایی رودرویی نهایی رستم و سهراب است. هرچه به اوج صحنه نزدیک می شویم، تعداد ژست ها افزایش می یابد و گفته ها محدود می شود. تاکیدهای کانونی ساز در گفتارژست وارها این صحنه بر «چرخ بلند» به عنوان شوربختی سهراب تاکید می کند و سهم فریبکاری رستم در نتیجه کشتی دوم را کمرنگ نشان می دهد.
۵۸.

شناخت الگوهای اجرایی آیین کرب زنی و نقش این الگوها در تثبیت جایگاه آن به عنوان رقص سنتی- مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوهای اجرایی کربزنی رق‍ص آیین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۱۹۱
با افزایش سطح آگاهی و شناخت بشر نسبت به پدیده های پیرامونش، برخی از آیین ها کارکرد خود را در تفسیر و توجیه پدیده های فوق به تدریج از دست دادند و یا به طورکلی متروک و مطرود شدند و یا با تغییراتی در فرم و ساختار، کارکردهایی تازه یافتند. از جمله این آیین ها مراسم آیینی کرب زنی است که در جایگاه رقص سنتی   مذهبی مانند سایر رقص های همگون خود دارای الگوی اجرایی است. این الگوی اجرایی، دارای دلالت های معنایی قابل ارجاع به بافت فرهنگی هستند و در همان عرصه قابلیت رمزگشایی دارند. در این پژوهش تلاش گردیده است تا با بررسی الگوهای حرکتی و عناصر زمینه ای مرتبط با این رقص سنتی   مذهبی به این پرسش ها پاسخ داده شود؛ وجود کدام مؤلفه ها در حالات و حرکات یک منسک می تواند آن را در زمره طبقه بندی تشریفات آیینیِ رقص قرار دهد؟ الگوهای اجرایی مراسم کرب زنی، بازنمود و بازنمایی کدام دلالت های فرهنگی است؟ در راستای رسیدن به پاسخ پرسش ها از شیوه تحقیق کیفی و روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است.این پژوهش در تعیین جایگاه همسانی این آیین با حرکات موزون به بررسی عناصر همبسته با رقص پرداخته و در آیین کرب زنی شاهد عناصر زمینه ای همبسته با رقص بوده است. عنصر موسیقی با دو مؤلفه «ابزار تولید موسیقی» و «کلام موزون» در «دستگاه نوا» خلق می گردد. کرب نیز به عنوان نماد سوگواری و اندوه نیز به عنوان ابزار و ادوات مرتبط با رقص که موجب افزایش اثرگذاری در مخاطبان می شود، استفاده می گردد. فنون بدنی کنشگران آیین کرب زنی دارای دلالت های نشانه ای بر بدن به عنوان حامل ارزش های قدسی و ارتباط با جهان زمینی و بازنمایی تمثیلی پیروزی خیر بر شر و امر قدسی بر امر ناقدسی دارد. بنابراین می توان گفت که این آیین در مراسم سوگواری شیعی، بازنمایی و بازتولید دلالت های فرهنگی با هسته قدسی و مذهبی است.
۵۹.

وجوه مذهبی و آیینی تراژدی یونانی: اهمیت متن ها و زمینه های آغازین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تراژدی آیین آنتیگونه اورستس نیازآوران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۲
تراژدی های یونانی علاوه بر وجوه جهان شمول واجد وجوه دیگری هستند که در زمینه فرهنگی خود در زمان و مکانی که خلق شده و به صحنه رفته اند، برای مخاطبان مستقیمشان، یعنی مردمان آتن باستان، معنادار بوده اند. زمینه آیینی و مذهبی تراژدی یونانی در تولید معناهای آثار حائز اهمیت بسیار بوده است. در این مقاله با بررسی متن برخی نمایشنامه ها و نیز آیین های کهنی که با اجرای تراژدی ها در پیوند بوده اند، کوشیده ایم این زمینه ها و بسترها را بازسازی کنیم. روش انجام این پژوهش توصیفی تحلیلی بوده و در ذیل مطالعات کلاسیک (classical studies) می گنجد. به مدد این روش تلاش شده تا ضمن مطالعه دقیق (close reading) متون نمایشنامه های انتخابی اهمیت متن ها و زمینه های آغازین در فهم پیچیدگی های تاریخی و معنایی این نمایشنامه ها نشان داده شود. به این ترتیب دریافتیم که تراژدی های یونانی جایگاهی بوده اند برای کاوش در پرسش ها و تردیدهای مذهبی و الهیاتی و حتی به نوبه خود پاسخ هایی برای این پرسش ها فراهم می آورند؛ تراژدی آنتیگونه اثر سوفوکلس در بطن خود پرسشی بنیادین در باب ماهیت و کارکرد مذهب پولیس را طرح می کند و تراژدی اورستس اثر ائوریپیدس مفهوم مذهبی عاملیت دوگانه و نیز پرسش بنیادین دیگری درباره تقابل احکام خدایان و قانون آدمیان را پیش می کشد. نیز کوشیده ایم عناصر آیینی و مذهبی را در نمایشنامه های نیازآوران آیسخولوس که بافت داستانی یکسانی دارند، بررسی کنیم تا نشان دهیم که آیین و مذهب باستانی در متن تراژدی ها چه نقش پررنگی دارند و دریافتیم که نمایش ائوریپیدس پرسش های بنیادین تازه ای را در باب چیستی و مفهوم گناه و چرایی اطاعت از فرمان خدایان طرح می کند. یافته های پژوهش نشان می دهند که در هرگونه مطالعه تراژدی های یونانی باید به زمینه آیینی اجرای آن ها توجه ویژه داشت. نیز از رهگذر این پژوهش دریافتیم که این نمایش ها در اثنا و بر بستر آیین هایی مذهبی پرسشگرانه ای اجرا می شده اند که الزاماً و همواره در اختیار مخاطب امروزی نیست و به منظور جلوگیری از پاره ای سوءتعبیرهای مدرن، کوشش در راستای فهم معناهای زمینه مند آنها الزامی است.
۶۰.

بررسی رابطه متقابل انسان و شهر به مثابه رابطه عروسک و عروسک گردان با تکیه بر نظریات نوین پیرامون ماهیت عروسک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عروسک شهر تئاتر عروسکی عروسک گردانی اجرا تئاتر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۱۱۹
تئاتر عروسکی معاصر به یکی از غنی ترین و چندوجهی ترین فرم های هنری تبدیل شده است و در نظریه و عمل نوعی دگردیسی را تجربه می کند. بر اساس تئوری های نوین در تئاتر عروسکی، عروسک دیگر به عنوان یک شئ ثابت و معین تعریف نمی شود و می تواند حاصل نوعی تعامل و ارتعاش باشد. بر همین اساس، پرسش «عروسک چیست؟» جای خود را به پرسش «عروسک کجاست؟» می دهد و ایده هایی چون «عروسک بی جسم»، «حرکت دهی بی حرکت» و «لحظه عروسکی» توسط افرادی مانند کلودیا اورنشتاین و جولی پستل مطرح می شود. مقاله حاضر پیرامون این ایده ها و آرای این دو صاحب نظر تئاتر عروسکی شکل گرفته است. در این نگاه تازه به تئاتر عروسکی، مخاطب و فرایند تماشا، جایگاهی اساسی در تعیین ماهیت و معنای عروسک پیدا می کنند. با توجه به این رویکرد، عرصه حیات عروسک و تئاتر عروسکی به «صحنه» هایی فراتر از صحنه تئاتر کشیده می شود. شهر یکی از این صحنه هاست. شهر به عنوان یک بستر «اجرایی» و «تئاتریکال» دارای ظرفیت های فراوانی است و در زندگی روزمره بر اثر تعامل شهروندان و مکان های شهری، اجراهای مختلفی در شهر شکل می گیرد. در پژوهش حاضر پس از بررسی تعاریف نوین تئاتر عروسکی، مشخص می شود رابطه انسان با شهر نسبتی آشکار و قابل توجه با رابطه عروسک و عروسک گردان دارد. خیابان، میدان، اتوبوس، ورزشگاه و مراکز تجاری ازجمله مکان های شهریِ آکنده از اجراهای عروسکی هستند و تلاش نگارندگان در پژوهش حاضر بر آن بوده است تا روایتی از این اجراها را به ثبت برسانند. این اجراهای عروسکی، بازتاب دهنده گفتمان های شهری و تعاملات انسانی اند. در اینجا انسان شهری به عروسکی معاصر تبدیل می شود که هویت خود را در تنش میان اشیاء، مکان ها و سایر حضورهای انسانی به دست می آورد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان