فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۱٬۳۲۱ تا ۳۱٬۳۴۰ مورد از کل ۵۱۶٬۱۵۷ مورد.
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۳شماره ۳۸
74 - 39
حوزههای تخصصی:
ادغام هوش مصنوعی در روزنامه نگاری، به طور فزاینده ای به بخشی از ساختار بسیاری از خبرگزاری ها و رسانه های خبری تبدیل شده است. اهمیت رو به رشد آن، گواهی بر پیشرفت فناوری و شاخصی از تغییر نیازها و پویایی مصرف اخبار در عصر دیجیتال است. این مهم در سال های اخیر، نگرش ها را نسبت به توسعه هوش مصنوعی در اتاق های خبر و به ویژه چرخه تولید، توزیع و مصرف اخبار تغییر داده است. مقاله حاضر ضمن بررسی «وضعیت موجود دانش، مهارت و نگرش سردبیران، به انتظارات و چالش های کاربرد هوش مصنوعی و چشم انداز آن در قالب روزنامه نگاری مبتنی بر هوش مصنوعی» در اتاق خبر خبرگزاری صداوسیما پرداخته است. در این پژوهش از نظریه «میدان» بوردیو استفاده شده است. روش این پژوهش مبتنی بر پیمایش و به شیوه نمونه گیری غیر احتمالی و در بازه زمانی اردیبهشت ماه 1402 انجام شده است. جامعه آماری این تحقیق را 50 نفر از سردبیران خبرگزاری صداوسیما تشکیل می دهد. نتایج نشان داد؛ سردبیران «بهره وری بیشتر»، «کارآمدی روزنامه نگاران»، «دریافت سریع اخبار» و «کاهش هزینه از طریق خودکار سازی» را به ترتیب به عنوان 4 دلیل عمده پذیرش فناوری های هوش مصنوعی در اتاق خبر خبرگزاری صداوسیما بیان کردند. همچنین «مدیریت محتوا»، «تولید خودکار و کارآمدتر محتوا»، «شناسایی اخبار جعلی/ تشخیص جعل عمیق» و «تجزیه وتحلیل احساسات کاربران» را به عنوان چهار اولویتی که در اتاق خبر خبرگزاری انتظار دارند، هوش مصنوعی روزنامه نگاری تلویزیونی را مجدداً شکل دهد. همچنین «فقدان مهارت های مرتبط با هوش مصنوعی به همراه دشواری جذب و استخدام استعدادها»، «فقدان دانش، مهارت ها و درک در مورد پتانسیل هوش مصنوعی در سازمان خبری»، «فقدان استراتژی به ویژه در سطح مدیریت/ فقدان بینش مدیریتی استراتژیک»، «فقدان منابع مالی و/ یا فقدان تمایل به سرمایه گذاری در منابع موجود» و «مسائل ساختاری، ازجمله شکاف های فنی بین بخش ها» به عنوان 5 چالش مهم و موانع پذیرش فناوری های هوش مصنوعی در اتاق خبر خبرگزاری صداوسیما ارزیابی کردند.
سیاست گذاری محتوای مطلوب برای فضای سایبر ایران: آینده پژوهی با روش پس نگری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۲
112 - 132
حوزههای تخصصی:
هدف: محتوا در فضای سایبر ایران یکی از چالش برانگیزترین مسائل سیاست گذاری این حوزه است و رویکردهای متفاوت و گاه متناقضی درباره شیوه مواجهه با این پدیده مطرح شده است. در شرایطی که سرعت تحولات فضای سایبر آنچنان بالاست که هنوز در خصوص یک مسئله اتفاق نظر به وجود نیامده، مسائل جدید یکی پس از دیگری از راه می رسند، آینده پژوهی برای سیاست گذاری محتوای اینترنت از طریق شناخت مسیرهای پیش رو و تصمیم گیری های پیش دستانه جهت آماده شدن برای آینده از ضروریات سیاست گذاری است.روش پژوهش: در این مقاله از روش های دلفی، چرخ آینده و پس نگری برای آینده پژوهی استفاده شده است. ابتدا آینده مطلوب محتوا در فضای سایبر ایران با مشارکت ۳۲ نفر از خبرگان از طریق روش دلفی مشخص شد. سپس از روش چرخ آینده برای مشخص کردن محورهای اصلی برای محقق شدن آینده مطلوب استفاده شد تا زمینه برای پس نگری فراهم شود. پس نگری آماده کردن اذهان به تصاویر آینده به عنوان زمینه برای تصمیم ها است. در این رویکرد برخلاف پیش نگری به جای اینکه از حال به آینده نگاه کنیم، از آینده به زمان فعلی می نگریم و با تصویر وضعیت مطلوب که از اساس با وضع موجود متفاوت است زمینه برای تحول فراهم می شود.یافته ها: پس از مشخص شدن آینده مطلوب، مهم ترین محورهایی که برای تحقق آینده مطلوب نیاز به توجه ویژه دارند مشخص شدند: جایگاه حاکمیت در میان فعالان تولید و توزیع محتوا، توازن قدرت در میان فعالان تولید و توزیع محتوا، گردش آزاد محتوا در فضای سایبر و قابلیت های درآمدزایی از محتوا. افق زمانی مورد نظر این پژوهش سال ۱۴۰۴ در نظر گرفته شده و در چارچوب پس نگری گام هایی برای تحقق آینده مطلوب پیشنهاد شده است.نتیجه گیری: برای هر کدام از محورهای چهار گانه زمان در قالب چهار گام شکسته شده است. این وضعیت های مطلوب دارای رابطه ای پلکانی هستند که تحقق هر آینده دورتر، نخست مستلزم تحقق آینده نزدیک تر است. در مجموع می توان گفت رسیدن به آینده مطلوب در حوزه محتوای فضای سایبر ایران با بهره گیری از رویکرد آینده پژوهی در سیاست گذاری تا حد زیادی قابل تحقق است.
بررسی شیوه های تدفین در عصر ساسانی براساس متون رومی.(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تدفین یکی از مهم ترین نمودهای فرهنگ در روزگار ساسانی در نظر گرفته می شود. متون تاریخی رومی/بیزانسی در زمینه ی تدفین در عصر حاکمیت ساسانیان مطالب متنوعی ارائه کرده اند که می توان این اطلاعات را با یافته های باستان شناختی به صورت موازی بررسی کرد. هدف از انجام پژوهش پیش رو همسنجی اطلاعات تدفین عصر ساسانی درج شده در متون تاریخی رومی/ بیزانسی با یافته های باستان شناختی است. ضرورت دارد که یافته های حاصل از بررسی هر دو دسته مدارک (یافته های باستان شناختی و مطالب متون تاریخی) را پس از بررسی موازی با هم مقایسه و تحلیل نمود. این پژوهش کوشش نموده است تا به این پرسش پاسخ دهد که اطلاعات ارائه شده مورخان دوره ی امپراتوری روم و همچنین بیزانس (اعم از ارمنی/یونانی و رومی) در زمینه ی تدفین در عصر ساسانی؛ تا چه اندازه با مدارک باستان شناسی و متون مذهبی/تاریخی این دوره همخوانی دارد؟ نتیجه آنکه متون تاریخی رومی/بیزانسی بسته به شرایط و بازه ی زمانی نگارش، اطلاعات نسبتاً قابل توجهی در زمینه تدفین ساسانی ارائه داده اند، لیکن روح متعصبانه مذهبی/ملی حاکم بر این متون باعث شکل گیری آثاری نسبتاً مشابه هم و گاهی به دور از واقعیت گردیده است که تناقضِ مطالب، بارزترین وجه آن در نظر گرفته می شود. نویسندگان این متون آگاهی اندکی از تدفین های متنوع ناشی از تفاوت در طبقه اجتماعی، مذاهب گوناگون و موقعیت جغرافیایی و اقلیمی در عصر ساسانی داشته اند لیکن به خوبی واقف بوده اند که ساسانیان زرتشتی با تدفین در خاک مخالف بوده اند و به شدت با آن برخورد می کردند.
تاثیر خودکارآمدی حسابرسان و اندازه موسسات حسابرسی بر قضاوت و تصمیم گیری حسابرسان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
قضاوت حرفه ای و تصمیم گیری مهارت کلیدی در فرآیندهای حسابرسی بوده و توانایی حسابرس برای تصمیم گیری و قضاوت با کیفیت بالا، تحت ویژگی های شخصیتی آن ها قرار می گیرد. خودکارآمدی حسابرس نوعی شناخت درونی از توانمندی و ویژگی های فردی است که باعث درک بهتر از شغل و ارتقای اظهار نظرهای تخصصی حسابرس می باشد. براین اساس، پژوهش حاضر تاثیر خودکارآمدی را به عنوان عوامل تاثیر گذار بر قضاوت و تصمیم گیری حسابرسان پیشنهاد و آزمون نمود. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی- پیمایشی، است. جمع آوری اطلاعات در این پژوهش از طریق پرسشنامه محقق ساخته بین اعضای جامعه حسابداران رسمی ایران و با استفاده از نمونه گیری تصادفی انجام شد و 132 پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. روایی محتوایی با استفاده از نظرات متخصصان و اساتید خبره و روایی تشخیصی با استفاده از شاخص فورنل و لارکر مورد تایید واقع شد. پس از اجرای اولیه آزمون پایایی با آلفای کرونباخ بررسی و تایید روابط بین متغیرها و عوامل از طریق تحلیل عاملی تاییدی و تحلیل مسیر صورت پذیرفته است. برای آزمون فرضیه ها از نرم افزار آماری Smart PLS استفاده گردید. یافته ها نشان داد خودکارآمدی حسابرس بر قضاوت و تصمیم گیری حسابرس تاثیر مثبت و معناداری دارد. حسابرسانی که از خودکارآمدی بیشتری برخوردار هستند، تلاش بیشتری جهت قضاوت و تصمیم گیری حرفه ای می کنند. همچنین نتایج نشان داد اندازه موسسه حسابرسی تاثیر معناداری بر رابطه خودکارآمدی و قضاوت و تصمیم گیری حسابرسان ندارد.
پیش بینی صمیمیت زناشویی بر اساس ابعاد شخصیت و دینداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی و دین سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶۶)
87 - 100
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف پیش بینی صمیمیت زناشویی بر اساس ابعاد شخصیت و دینداری در افراد متأهل شهر قم در سال 1401 انجام شد. روش پژوهش حاضر «توصیفی» از نوع همبستگی بود. ابتدا پرسشنامه ها در فضای مجازی در بستر «تلگرام» و «ایتا» در اختیار جامعه آماری قرار داده شد و تعداد 364 تن با نمونه گیری «در دسترس» به پرسشنامه ها پاسخ دادند. به منظور اجرای پژوهش حاضر، از سه پرسشنامه «صمیمیت زناشویی» واکر و تامسون، پرسشنامه «ویژگی های شخصیت نئو فرم کوتاه» (NEO-FFI) مک کری و کاستا و پرسشنامه «دینداری» گلاک و استارک استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با روش رگرسیون چندگانه انجام شد. یافته ها نشان داد بین ابعاد روان رنجور خویی و انعطاف پذیری با صمیمیت زناشویی، و بین دینداری و زیرمقیاس های اعتقادی، عاطفی، مناسکی با صمیمیت زناشویی ارتباط معناداری وجود دارد. تحلیل رگرسیون نشان داد ابعاد روان رنجور خویی به صورت معکوس و گشودگی به تجربه به صورت مستقیم و زیرمقیاس های اعتقادی و عاطفی از متغیر دینداری می توانند پیش بینی کننده صمیمیت زناشویی باشند.
نگاهی نو به دلالت آیه تطهیر بر عصمت اهل بیت (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیه تطهیر یکی از آیات بحث برانگیز میان علمای شیعه و اهل سنت است به گونه ای که غالب دانشمندان اهل سنت دلالت آن بر عصمت اهل بیت را نمی پذیرند. این تحقیق با روش جمع آوری اطلاعات و تحلیل آن ها درصدد بیان این نکته است که نه روش تفسیری اهل سنت در رابطه با آیه تطهیر مسیر صحیحی را پیموده و نه روش تفسیر مشهور شیعه. راه صحیح و مطابق با سیاق و قواعد ادبی آن است که؛ از طریق آیه تطهیر درصدد اثبات عارضی عصمت اهل بیت از طریق امر و نهی های خداوند نسبت به زنان پیامبر اکرم(ص) باشیم که اثبات چنین مقامی از عصمت فراتر از عصمت ذاتی اهل بیت است. نتایج تحقیق نشان می دهد که چهار اشکال اساسی در روش تفسیری اهل سنت و نیز پنج اشکال عمده در روش تفسیری مشهور شیعه نسبت به آیه تطهیر وجود دارد. از جمله می توان به عدم تناسب با سیاق، عدم تناسب با روایات قطعی الصدور، عدم تناسب با قواعد ادبی و عدم امکان داخل نمودن پیامبر اکرم(ص) در ذیل عنوان اهل بیت اشاره کرد.
بازخوانی ادله قرآنی دیدگاه عبدالکریم سروش در انتساب اقتدارگرایی به اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه نوین دینی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۷
۴۲-۲۷
حوزههای تخصصی:
مسئله نسبت دین و قدرت از جمله مسائلی است که از دیرباز مورد سوالات و ابهامات بسیاری از نواندیشان معاصر قرارگرفته است که در این میان عبدالکریم سروش از مشهورترین این افراد است؛ وی زبان اسلام را زبان قدرت و خشونت و پیامبر را عارفی مسلح و قدرت طلب معرفی می کند. سروش در اثبات دیدگاه خود، با استناد به آیات قرآن، به تفسیر و تحلیل آیات جهاد، آیات عذاب مجرمین در جهنم، آیات ابتدایی سوره توبه و آیه 29 سوره توبه و اخذ جزیه از اهل ذمه می پردازد و آن را منطبق با نظریه اقتدارگرایی و خشونت طلبی پیامبر اسلام و قرآن برمی شمرد. تبیین و بازخوانی ادله نقلی دیدگاه سروش، با روش تحلیلی انتقادی انجام شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد ادله نقلی دیدگاه سروش، از اتقان لازم برخوردار نبوده و تفسیر وی از آیات، مخالف با سایر آیات قرآن، سیره مسلمین و نظرات فقهاء امامیه است.
تأثیر هشت هفته تمرینات ترکیبی بر سطوح پلاسمایی کاینورنین و ترکیب بدن مردان دیابتی نوع دو(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از بیماریهای غیرواگیر که عوارض زیادی بر بدن وارد میکند، دیابت میباشد. امروزه از شیوه زندگی انتخابی و رفتارهای روزانه فرد به ویژه فعالیتهای ورزشی در کاهش عوارض ناشی از آن استفاده زیادی میشود. هدف از پژوهش حاضر، تاثیر تاثیر هشت هفته تمرینات ترکیبی بر سطوح پلاسمایی کاینورنین و ترکیب بدن مردان دیابتی نوع دو بود. مواد و روشها: دراین پژوهش، آزمودنی شامل ۲۴ مرد مبتلا به بیماری دیابت نوع دو با دامنه سنی ۰۰/۴ ± ۲۹/۶۰ (سال)، وزن ۸۳/۶ ± ۳۷/۸۷ (کیلوگرم)، قد ۱۱/۰ ± ۵۷/۱ (متر)، شاخص توده بدن (کیلوگرم/متر۲) ۰۹/۹ ± ۱۲/۳۶ ، توده چربی (درصد) ۹۴/۱ ± ۷۷/۲۸، توده عضلانی (کیلوگرم) ۶۶/۱ ± ۸۲/۲۶، میانگین قند خون سه ماهه (A۱C) ۴۱/۰ ± ۷۴/۷، قندخون ناشتا (میلیگرم/دسیلیتر) ۱۴/۲ ± ۷۹/۱۶۳، سابقهی بیماری (سال) ۵۰/۰ ± ۹۲/۳، به طور داوطلبانه انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه، گروه تجربی(۱۲ نفر) و گروه کنترل (۱۲ نفر) تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت هشت هفته، هرهفته سه جلسهی ۶۰ تا ۸۰دقیقهای، تمرینات ترکیبی شامل تمرینات مقاومتی (چهار تمرین برای عضلات فوقانی و تحتانی با شدت ۶۰ تا ۷۰ درصدیک تکراربیشینه) و هوازی (با شدت ۶۰درصد حداکثر اکسیژن مصرفی به مدت ۱۵ دقیقه) را انجام دادند و گروه کنترل در این مدت بدون تمرین بودند. به منظور بررسی اندازهگیری متغیرهای پژوهشی، نمونه گیری خونی ۴۸ ساعت قبل از شروع اولین جلسه تمرینی و همچنین ۴۸ ساعت پس از آخرین جلسه تمرینی در حالی که همه آزمودنیها ناشتا بودند به عمل آمد. از روش الایزا جهت اندازهگیری سطوح پلاسمایی کاینورنین استفاده گردید. برای تحلیل دادهها از آزمون آماری آزمون تیهمبسته، تیمستقل و آزمون شاپیروویلک جهت نرمال کردن دادهها در سطح معنی داری ۰۵/۰ ، با نرم افزار SPSS ورژن ۲۲ استفاده شد. یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد هشت هفته تمرینات ترکیبی سبب کاهش سطوح پلاسمایی کاینورنین شد. علاوه بر این، تمرین ترکیبی منجر به کاهش توده چربی و شاخص توده بدن و افزایش توده بدون چربی گردید. نتیجهگیری: بنابرنتایج این پژوهش، پیشنهاد میشود که از تمرینات ترکیبی درجهت کاهش سطوح پلاسمایی کاینورنین و بهبود ترکیب بدن مردان دیابتی نوع دو استفاده شود.
الگوی ساختاری ابعاد سرشت و منش و سه گانه تاریک شخصیت با گرایش به رفتارهای مجرمانه در نوجوانان: نقش میانجی خودکنترلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تلاشهای زیادی بر اساس متغیرهای روانشناختی، جامعهشناسی و فرهنگی برای تعیین ماهیت جرم و جنایت صورت گرفته است. این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که آیا صفات تاریک شخصیت و ابعاد سرشت و منش از طریق خودکنترلی بر رفتارهای مجرمانه تأثیر دارند. مواد روشها: روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه نوجوانان 13 تا 17 سال شهرستان خرمآباد در سال 1402 بودند. نمونه پژوهش 350 نفر از نوجوانان بودند که به روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند و به پرسشنامههای سهگانه تاریک شخصیت (پائلوس و جونز، 2011)، فرم کوتاه پرسشنامه سرشت و منش آدان و همکاران (2009)، خودکنترلی تانجی و همکاران (2004) و رفتارهای مجرمانه نوجوانان پیچرو (2019) پاسخ دادند. جهت ارزیابی الگوی پیشنهادی از الگویابی معادلات ساختاری با استفاده از نرمافزار AMOS 24 و SPSS 26 استفاده شد. یافتهها: نتایج حاصل از ضریب همبستگی نشان داد که بین سهگانه تاریک شخصیت با رفتارهای مجرمان نوجوانان رابطه مثبت و معنیداری وجود داشت (001/0≥P). همچنین نتایج نشان داد که بین نوجویی و آسیب پرهیزی با رفتارهای مجرمانه رابطه مثبت و معنیداری وجود دارد(001/0≥P)؛ بین پاداش وابستگی، پشتکار، خود راهبری، همکاری و خود فراروی با رفتارهای مجرمانه رابطه منفی و معنیداری وجود دارد(001/0≥P). نتایج مدل یابی معادله ساختاری نشان داد که 30 درصد از واریانس خودکنترلی توسط صفات تاریک شخصیت و ابعاد سرشت و منش تبیین میشود. در نهایت 43 درصد از واریانس رفتارهای مجرمانه توسط صفات تاریک شخصیت، ابعاد سرشت و منش و خودکنترلی تبیین میشود. نتیجهگیری: با توجه به نتایج میتوان نتیجه گرفت که صفات تاریک شخصیت و ابعاد سرشت و منش بهطور غیرمستقیم از طریق مهارتهای خودکنترلی ضعیف بر رفتارهای مجرمان نوجوانان تأثیر دارند. لذا پیشنهاد میشود برنامههای پیشگیری از آسیبهای اجتماعی بر روی مهارتهای خویشتنداری و خودکنترلی متمرکز باشند.
نقش عزت نفس و خود تنظیمی در پیش بینی تعلل ورزی تحصیلی دانشجویان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دانشجویان به دلایل مختلفی همواره در معرض تعلل ورزی تحصیلی قرار دارند در این بین نقش عواطف، حرمت خود و توانایی در تنظیم هیجان حائز اهمیت است. هدف پژوهش حاضر تعیین پیش بینی تعلل ورزی تحصیلی براساس حرمت خود و تنظیم هیجان در دانشجویان بود. روش: در این مطالعه مقطعی تعداد 150 دانشجوی پسر ساکن خوابگاه دانشگاه علوم پزشکی قزوین در سال 1397 حضور داشتند که پس از انتخاب به روش نمونه گیری گیری تصادفی به پرسشنامه های تعلل ورزی تحصیلی سولومون و راثبلوم (1984)، حرمت خود روزنبرگ (1989) و تنظیم هیجانی گروس و جان (2003) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه گام به گام مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد بین نمره تعلل ورزی تحصیلی با حرمت خود، نمره کل تنظیم هیجان و خرده مقیاس های بازداری شناختی و ارزیابی مجدد شناختی رابطه منفی و معنادار وجود دارد (001/0P<). نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که متغیرهای بازداری شناختی و حرمت خود در مجموع 33 درصد از تغییرات تعلل ورزی تحصیلی دانشجویان را پیش بینی می کنند. نتیجه گیری: بر این اساس می توان نتیجه گرفت که حرمت خود و تنظیم هیجان با تعلل ورزی تحصیلی دانشجویان رابطه داشته و قادر به پیش بینی معنی دار آن هستند. با توجه به یافته ها، بهبود تنظیم هیجان و حرمت خود می توانند امر پیشگیری از تعلل ورزی را تسهیل نمایند.
پیامدهای بکارگیری فناوری های جدید و نوظهور در حوزه نظامی بر حقوق بشر و ابعاد ژئوپلیتیک آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از نیازمندی های حیاتی و اثربخش برای افزایش توانمندی های دولت ها در نظام حکمرانی خود، فناوری می باشد. رشد سریع علم و دانش تمام عرصه های حیات بشری را دست خوش تغییرات بنیادین نموده و فناوری نیز به عنوان ثمره علم، از خود برون دادی را به عنوان فناوری نوظهور در خدمت جامعه انسانی قرار داده است. فناوری های نوظهور به دلیل ماهیت نوین خود، توانسته جذابیت و ویژگی هایی متفاوت از دیگر فناوری ها را برای دولت ها ایجاد نماید. از مهم ترین مصادیق فناوری های نوظهور هوش مصنوعی، چاپ سه بعدی و فناوری فضایی است که در این مقاله به آنها پرداخته شده است. از آنجایی که دولت ها همواره به دنبال کسب و ارتقای قدرت و امنیت ملی خود بوده اند و در این مسیر با دیگر کنشگران در رقابت پایان ناپذیری قرار گرفته اند، این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، با تبیین پیامدهای بکارگیری فناوری های جدید و نوظهور در حوزه نظامی، در پی پاسخ به این پرسش است که فناوری های نوین چه جایگاهی در تحقق حقوق بشر دارد؟ با توجه به اینکه عوامل متعددی در کسب و ارتقای امنیت و قدرت ملی مؤثر بوده، هدف این است که تأثیر فناوری های نوظهور بر حقوق بشر بررسی شود که نتیجه کلی مقاله نشان می دهد فناوری نوظهور به عنوان یک ابزار نوین در اختیار کنشگران همانند تمامی قابلیت های دیگر در اختیار بازیگران نظام بین الملل دارای تهدیدها و فرصت هایی است که کارگزاران می بایست بر اساس نیاز و تمامی تهدیدها را به فرصت تبدیل نموده و در راستای منافع ملی خود به کار گیرند.
شناسایی مؤلفه های فرهنگ یادگیری دانش آموزان (رویکردی سنتزپژوهی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۵۹
۴۸-۲۳
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی مؤلفه های فرهنگ یادگیری دانش آموزان و به منظور تجمیع یافته های پژوهشهای پیشین و ارائه چارچوبی جامع از فرهنگ یادگیری با به کارگیری روش سنتزپژوهی (الگوی شش مرحله ای روبرتس) انجام شده است. قلمرو مطالعاتی شامل همه پژوهشهای علمی معتبر در زمینه فرهنگ یادگیری دانش آموزان بود که تا سال 1398 (2019) در پایگاههای علمی معتبر منتشر شده اند. معیارهای ورود و خروج پژوهشها به روند تحلیل، به کارگیری روشهای کمی و کیفی معتبر، پژوهش روی جامعه دانش آموزی، معتبر بودن مجلات و کفایت اطلاعات ارائه شده بود. در پژوهش حاضر از میان مطالعات شناسایی شده از طریق جستجوی منظم در پایگاههای اطلاعاتی تعداد 13 پژوهش براساس معیارهای ورود و خروج برای تحلیل نهایی انتخاب شده است. به منظور گزارش و ثبت اطلاعات پژوهشها از فرم کاربرگ طراحی شده پژوهشگران استفاده شده است. یافته های مطالعات منتخب در سه سطح کدگذاری باز، محوری و گزینشی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است و برای کنترل اعتبار کدهای تنظیم شده و صحت یافته ها از روش مرور همتایان استفاده شده است و برای اطمینان از نحوه کدگذاری از یک ارزیاب بیرونی برای کدگذاری مجدد یافته ها استفاده شده است. میزان توافق میان کدگذاران با استفاده از ضریب کاپای کوهن 0/81 محاسبه شده است. بر اساس تجزیه و تحلیل داده ها، فرهنگ یادگیری دانش آموزان در 8 کد گزینشی، 31 کد محوری و 230 کد باز طبقه بندی شده است. با توجه به یافته های پژوهش، مؤلفه های فرهنگ یادگیری دانش آموزان شامل نظارت بر یادگیری، فعالیتهای یادگیری دانش آموزان، دیدگا ههای آموزشی معلم، مدیریت کلاس، نگرش دانش آموزان، محیط یادگیری، تعاملات اجتماعی و رفتارهای آموزشی و یادگیری دانش آموزان است.
مدل سازی اثرات سوگیری های شناختی در سیاستگذاری عمومی: دیدگاه هایی از سیاست تغییر قیمت سوخت در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۹۶
۶۰۲-۵۷۶
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی، اولویت بندی و مدل سازی سوگیری های شناختی مؤثر بر اجرای سیاست ها، به ویژه با تمرکز بر موضوع افزایش قیمت سوخت(بنزین) در ایران انجام شده است. روش شناسی تحقیق شامل یک رویکرد چهار مرحله ای جامع است. ابتدا، مرور ادبیات به شناسایی 14 سوگیری شناختی بالقوه در سیاست های عمومی می پردازد. در مرحله دوم، هشت فرد تأثیرگذار در تدوین سیاست قیمت گذاری انرژی ایران در سال 2019، از طریق روش دلفی فازی نظر خود را ارائه می دهند و 9 سوگیری تأیید می شود. سپس، روش دیماتل فازی برای رتبه بندی و مدل سازی این سوگیری ها بر اساس نظرات کارشناسان به کار گرفته می شود. این روش چندمرحله ای، درک دقیق تری از سوگیری های شناختی فراهم می آورد و بر ارتباط و اهمیت آن ها در تصمیم گیری سیاست افزایش قیمت بنزین تأکید می کند. این پژوهش سوگیری لنگر انداختن را به عنوان عامل غالب در سیاست قیمت گذاری بنزین در سال 2019 ایران شناسایی می کند که بر تخمین های تصمیم گیرندگان تأثیر می گذارد. خطای تاییدی به دلیل تحلیل های ناقص، به ویژه به دلیل عدم وجود نظرسنجی های عمومی جامع، آشکار می شود. خطای بیش اعتمادی به عنوان یک سوگیری کلیدی ظاهر می شود که اعتماد بی مورد سیاست گذاران را شکل می دهد. مدل فازی دیمتل تعامل پیچیده میان این سوگیری ها را نشان می دهد و بینش هایی برای استراتژی های پیشگیرانه در تصمیم گیری سیاست عمومی ارائه می دهد. برای نخستین بار، این پژوهش به بررسی پیامدهای مضر سوگیری های شناختی سیاست گذاران بر ادراک عمومی، رضایت و ناآرامی های پس از یک سیاستگذاری می پردازد. با کاوش در این زمینه ناشناخته، این مطالعه به دنبال مدل سازی علل ریشه ای این پیامدهای منفی ناشی از تصمیم گیری سیاست گذاران تحت تأثیر سوگیری های شناختی برای مردم است.
آسیب شناسی نظام مالیاتی برای دستیابی به شرایط مطلوب مالیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۹۷
۸۵-۶۶
حوزههای تخصصی:
اهمیت و ضرورت طراحی و استقرار یک نظام مالیاتی کارا و اثر بخش همواره مورد توجه قانون گذاران، تدوین کنندگان استانداردها، نهادهای حرفه ای و نظارتی بوده است. در این پژوهش با بررسی پزوهش های پیشین در این حوزه و مطرح کردن موضوعات در گروه کانونی متشکل از خبرگان سازمان امور مالیاتی، نظام مالیاتی فعلی آسیب شناسی گردید و راهکارهایی نیز ارائه گردید. جمع آوری و تحلیل داده ها در یک بخش کیفی به نام گروه کانونی صورت گرفت. تعداد اعضای گروه کانونی 11 نفر از سرممیزان سازمان امور مالیاتی بودند. جلسات گروه کانونی این پژوهش در سال 1402 برگزار شده است. یافته های پژوهش نشان داد اهم آسیب های نظام مالیاتی مشتمل بر مواردی همچون «ظرفیت مالیاتی و فرار مالیاتی در کشور، معافیت های مالیاتی، عدم وجود معیار مناسب برای پیش بینی برخی درآمدهای مالیاتی، عدم وجود مبانی حقوقی جهت اجرای احکام مالیاتی قوانین بودجه سنواتی در سال تصویب، عدم وجود سیاست گذاری مالیاتی به صورت متمرکز و لزوم توجه به گسترده کردن دایره مشمولین به جای افزایش نرخ مالیاتی» است. علاوه بر این راهکارهایی عملیاتی نیز برای بهبود شرایط ارائه گردید.
شناسایی پیشران های کلیدی مؤثر بر ایجاد مدیریت یکپارچه شهری با رویکرد آینده پژوهی و برنامه ریزی بر پایه سناریو (نمونه مورد مطالعه: شهر قم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه فضای شهری سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۲۶)
107 - 130
حوزههای تخصصی:
توسعه روزافزون شهرنشینی از مشخصه های بارز زندگی اجتماعی در عصر کنونی است که تأثیر عمیقی بر جوامع انسانی داشته است، متناسب با توسعه شهرنشینی و ظهور کلان شهرها، مدیریت شهری نیز به تدریج تکامل یافته است. تغییرات در محیط زندگی شهری چنان شتابی یافته است که متخصصان در حوزه های مختلف را به بررسی و مطالعه مستمر، برای غلبه برمشکلات کلان شهرها وادار نموده است. امروزه شهرها هراندازه و بُعدی داشته باشند، به یک مدیریت بهینه، جهت کاهش مشکلات فرهنگی، اجتماعی، خدماتی، ایجاد آرامش و آسایش، اجرای عدالت به نحو مؤثر و تقویت روحیه ی مشارکت شهروندان نیاز دارند و این خود نیازمند به یک مدیریت یکپارچه شهری می باشد. هدف از این مقاله شناسایی پیشران های کلیدی مؤثر بر ایجاد مدیریت یکپارچه شهری با رویکرد آینده پژوهی و برنامه ریزی بر پایه سناریو در شهر قم می باشد. پژوهش حاضر ازنظر هدف کاربردی، از حیث روش ترکیبی از روش های اسنادی و پیمایشی در سطح اکتشافی و مبتنی بر رویکرد آینده پژوهی و سناریو نگاری است. روش جمع آوری اطلاعات مطالعات کتابخانه ای و میدانی است. در این تحقیق از روش های تحلیل ساختاری و سناریونگاری استفاده شده است. نرم افزارهای مورداستفاده در این تحقیق نرم افزار Scenario Wizard و MICMAC می باشد. نتایج مدل تحلیل ساختاری نشان داد که مهم ترین و کلیدی ترین متغیر در ایجاد و توسعه ی مدیریت یکپارچه ی شهری در شهر قم، متغیر مدیریتی – نهادی و قانونی می باشد. نتایج نهایی هم نشان داد که 6 سناریو با سازگاری قوی و محتمل پیش روی توسعه ی مدیریت یکپارچه شهری قم قرار دارد که شرایط امیدوارکننده ای را برای توسعه مدیریت یکپارچه ی شهری در شهر قم فراهم کرده اند.
تحلیل انسجام کالبدی بر زیست پذیری فضاهای پیرامون کلانشهر تهران(مورد: شهر پردیس)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
انسجام کالبدی در شهرها و پیرامون شهرها می تواند بهبود زیست پذیری شهری را تسهیل کند، زیرا باعث تسهیل دسترسی به خدمات، حمل ونقل پایدار، ارتباطات اجتماعی و ایجاد محیطی زیبا و سالم می شود و بررسی آن در ابعاد مختلف وجودی از اهمیت زیادی برخوردار است. هدف این پژوهش، تحلیل تأثیر انسجام کالبدی بر زیست پذیری فضاهای پیرامون کلانشهر تهران است و شهر پردیس به عنوان نمونه موردی برای بررسی انتخاب گردید. این پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی و ازلحاظ روش توصیفی- تحلیلی است. جهت جمع آوری داده ها و اطلاعات موردنیاز از روش کتابخانه ای، میدانی و پرسشنامه بهره گرفته شد. حجم نمونه این پژوهش 385 نفر(305 نفر شهروندان و 80 نفر متخصص) از شهروندان و از کارشناسان خبره و مدیران و مسئولان شهری و سایر رشته های مرتبط با برنامه ریزی شهری می باشد. نتایج به دست آمده با استفاده از نرم افزار PLS و روش دیمتل موردمحاسبه واقع قرار گرفت. با توجه به نتایج نرم افزار PLS، ضریب تأثیر انسجام کالبدی بر زیست پذیری اجتماعی، اقتصادی، محیطی و کالبدی دارای تأثیر مثبت و رابطه معنادار هستند. نتایج حاصل از روش دیمتل، نشان می دهد که در بین شاخص های انسجام کالبدی، پیوستگی و اصل سلسله مراتب فضایی به ترتیب به عنوان عوامل اثرگذار و اثرپذیر در نواحی شهر پردیس شناخته شد. در بین شاخص های زیست پذیری شهری، عامل کالبدی و عامل زیست محیطی به ترتیب جز عوامل علّی و معلول شناسایی شد.
موقعیت مکانی و آسیب پذیری سکونتگاههای روستایی در شهرستان زیرکوه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا سال ۲۲ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۸۳
179 - 203
حوزههای تخصصی:
حصول پایداری سکونتگاه های روستایی در ابعاد مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، مستقیم و غیرمستقیم به موقعیت و نحوه استقرار و پراکنش فضایی این سکونتگاه ها بستگی دارد. بنابر این در مباحث و برنامه های مرتبط با پایداری سکونتگاه های روستایی، شناخت دقیق نحوه استقرار و پراکنش فضایی سکونتگاه های روستایی از سویی شالوده و مبنا محسوب می شود و از سویی دیگر تعیین کننده آسیب پذیری در برابر مخاطرات و جهت دهنده برنامه های توسعه پایدار روستایی می باشد. با این ضرورت در این پژوهش به بررسی تأثیر موقعیت مکانی بر آسیب پذیری سکونتگاه های روستایی شهرستان زیرکوه پرداخته شد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، دارای رویکردی توصیفی- تحلیلی بود. طبق سرشماری عمومی 1395 در شهرستان زیرکوه 84 آبادی بالای 20 خانوار با دهیاری وجود دارد که با تمام شماری بررسی شده است. آسیب پذیری روستاها از ابعاد محیطی- فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی سنجیده شده است. نتایج نشان داد که روستاهای مورد مطالعه در سطح شهرستان زیرکوه دارای توزیعی پراکنده و غیرمتمرکز است و به لحاظ دوری و نزدیکی به کانون های خطرخیزی (گسل، مسیل و غیره) و مراکز مدیریت بحران و زیرساخت ها (نقاط شهری، راه های مواصلاتی و غیره) که معرف موقعیت مکانی است، تفاوت معناداری بین سکونتگاه های روستایی دیده می شود. بنا به میزان آسیب پذیری نیز روستاها در حد متوسط و رو به زیاد ارزیابی شده است. طبق بررسی ها، رابطه معناداری بین موقعیت مکانی با سطح آسیب پذیری سکونتگاه های روستایی در شهرستان زیرکوه مشاهده نشده است. همچنین تفاوت سطح آسیب پذیری روستاها نیز چندان معنادار نبوده است. بدین سان می توان نتیجه گرفت که تاکنون نظام برنامه ریزی و مدیریت بحران درخصوص سکونتگاه های روستایی شهرستان زیرکوه، توجهی به تفاوت های مکانی – فضایی از حیث دوری و نزدیکی به کانون های خطر نداشته است. به عبارتی، در زمان وقوع مخاطرات احتمالی، انباشت آسیب دیدگی و تولید بحران در فضاهای روستایی به سبب عدم برنامه ریزی کنونی، دو چندان خواهد بود.
تحلیل فضایی تاب آوری مسکن در برابر مخاطرات طبیعی با تأکید بر زلزله، مطالعه موردی: مناطق جنوبی کلان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آمایش جغرافیایی فضا سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
153 - 177
حوزههای تخصصی:
کلان شهر تهران به دلیل موقعیت جغرافیایی در نزدیکی گسل های فعال، تراکم جمعیت و عوامل محیطی در معرض آسیب های ناشی از زلزله قرار دارد. هدف این پژوهش، تحلیل تاب آوری مسکن در مناطق جنوبی تهران (مناطق 15، 16، 19 و 20) در برابر زلزله است. این پژوهش از نوع کاربردی و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده ها با روش های کتابخانه ای و پیمایشی گردآوری و با استفاده از مدل بهترین-بدترین (BWM) و نرم افزارهای Excel و ArcGIS تحلیل شده اند. در ابتدا، 24 معیار کلیدی با مطالعه پیشینه تحقیق شناسایی و سپس وزن دهی و ضریب اهمیت آن ها با روش (BWM) تعیین شد. لایه های اطلاعاتی با بهره گیری از عملگر گامای فازی ترکیب شده و نقشه تاب آوری مناطق موردمطالعه تهیه شد. نتایج نشان داد که 43 درصد مناطق تاب آوری بسیار پایین و 12 درصد تاب آوری پایین دارند، درحالی که تنها 7 درصد از نظر کالبدی-محیطی تاب آوری بسیار پایین و 22 درصد تاب آوری بسیار بالا دارند. به طورکلی، 50 درصد مناطق جنوبی دارای تاب آوری بسیار پایین بوده و نیاز به مداخلات فوری دارند. نوآوری این پژوهش در تلفیق شاخص های اجتماعی-اقتصادی و کالبدی-محیطی، استفاده از روش (BWM) برای دقت در وزن دهی معیارها و بهره گیری از گامای فازی برای مدل سازی تاب آوری است. یافته ها بر اهمیت پرداختن به عوامل اجتماعی-اقتصادی در برنامه ریزی تاب آوری تأکید می کنند و پیشنهاد می کنند که یک رویکرد جامع، ترکیبی از شاخص های اجتماعی-اقتصادی و کالبدی- محیطی، برای افزایش تاب آوری مسکن در برابر زلزله در مناطق جنوبی تهران ضروری است.
عوامل مؤثر در توسعهٔ اقتصادی گردشگری شهری از منظر ساکنان محلی (مورد مطالعه: کلان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری و توسعه سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
109 - 122
حوزههای تخصصی:
صنعت گردشگری جایگاه خاصی در اقتصاد کشورها و نقش مؤثری در ارتقای ساختار اجتماعی - فرهنگی و محیطی جوامع دارد. در این میان، توجه جدی و هدفمند به گردشگری شهری به ویژه در کلان شهرهایی مثل تهران اهمیت بسیاری دارد. ازاین رو، هدف پژوهش حاضر بررسی عوامل مؤثر در توسعهٔ اقتصادی گردشگری شهری از منظر ساکنان محلی با استفاده از رویکرد نگاشت شناختی فازی است. پژوهش حاضر توصیفی - پیمایشی است. جامعهٔ آماری پژوهش، شامل 65 نفر از کارشناسان صنعت گردشگری دارای سابقهٔ کاری حداقل 5 سال در زمینهٔ گردشگری بودند، به صورت غیرتصادفی و هدفمند انتخاب شدند و با آن ها مصاحبه شد. داده ها و سناریوها با استفاده از تکنیک نگاشت شناختی فازی تحلیل و مدل پژوهش با استفاده از تحلیل شبکه های اجتماعی طراحی شد. در این خصوص، 13 عامل نهایی را خبرگان تأیید کردند که درنهایت، با استفاده از روش نگاشت شناختی فازی، عوامل رتبه بندی شدند که، از میان عوامل، وجود منابع مالی لازم نزد ساکنان برای انجام فعالیت های خدماتی مرتبط با توسعهٔ گردشگری شهری، افزایش توان اقتصادی و حمایت و سرمایه گذاری دولت در توسعهٔ گردشگری شهری به دلیل مرکزیت بیشتر به ترتیب بیشترین اهمیت را داشتند.. همچنین، نتایج حاصل از سناریونویسی حاکی از آن است که باید به هر سه عامل به یک میزان توجه شود تا شاهد توسعه و بهبود روزافزون توسعهٔ اقتصادی گردشگری شهری از منظر ساکنان محلی کلان شهر تهران باشیم.
گستره زمانی و محل نزول ملائکه و روح در شب قدر در تفاسیر فریقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تفسیری سال ۱۵ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
۶۸-۴۱
حوزههای تخصصی:
مسأله شب قدر، از مهم ترین آموزه های قرآنی است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی گستره زمانی و محل نزول و مهبط ملائکه و روح در شب قدر از نگاه تفاسیر فریقین می پردازد. مسأله اصلی این پژوهش وجود یا عدم وجود شب قدر قبل از اسلام و استمرار یا عدم استمرار آن بعد از رحلت پیامبر6و تبیین محل نزول ملائکه و روح در شب قدر است. پاسخ به این مسأله علاوه بر مشخص نمودن گستره زمانی شب قدر، جایگاه حجج الهی را روشن می سازد. بر اساس یافته های پژوهش، شب قدر بر خلاف تصور برخی مفسران، منحصر به عصر پیامبر اسلام6نبوده، بلکه قبل از اسلام وجود داشته و تا روز قیامت در ماه رمضان هر سال استمرار دارد و ملائکه و روح بعد از پیامبر6در شب قدر بر انسان کامل یعنی امام معصوم که از جهت روحی به افق نبوت و سرچشمه وحی و الهام نزدیک هست، نازل می شوند.