فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۳۰٬۰۱۹ مورد.
منبع:
هویت شهر سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
99 - 116
حوزههای تخصصی:
در دوران پهلوی، تحولات اجتماعی و فرهنگی موجب دگرگونی در الگوهای فضایی معماری مسکونی شد. این پژوهش با رویکرد ترکیبی و در چارچوب پارادایم عمل گرایی، به تحلیل تطبیقی فضاهای نیمه باز و بسته در این دوره پرداخته است. ابتدا مؤلفه های کلیدی از طریق تحلیل محتوای کیفی در نرم افزار MAXQDA استخراج شد. سپس تحلیل عامل Q با مشارکت ۱۵ متخصص و استفاده از SPSS انجام گرفت. همچنین دو نمونه بنای مسکونی با نرم افزار DepthmapX تحلیل شد. یافته ها سه الگوی ذهنی اصلی را نشان می دهد: عملکردی–فضایی، عملکردی–ساختاری و عملکردی–رفتاری. نتایج حاکی از آن است که در دوره پهلوی دوم، فضاهای نیمه باز نقش سازمان دهنده تری یافته و به مرزهای نرم، تعاملی و انعطاف پذیر تبدیل شده اند که نیازهای اقلیمی، اجتماعی و زیبایی شناسی را به طور هم زمان پاسخ می دهند.
معناشناسی گارگویل های عصر گوتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه حکمت هنر دوره ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷)
103 - 113
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناخت نقش گارگویل ها در تلفیق مفاهیم دینی و مبانی ساختاری معماری گوتیک و تأثیر آنها بر هنر و فرهنگ آن عصر است. گارگویل ها به عنوان مجسمه های سنگی در نمای کلیساهای گوتیک، از مصداق های بارز هنر این عصر محسوب می شوند. این موجودات هرچند در آغاز بیشتر جنبه کاربردی داشتند اما به تدریج جنبه های زیبایی شناختی و نمادین آنها پررنگ تر شد. حال مسئله این است که گارگویل ها چگونه توانستند بین مفاهیم مذهبی و معنوی عصر گوتیک با زندگی مادی و واقعی انسان آن دوره پیوند ایجاد کنند و اینکه گارگویل ها به عنوان عنصری نمادین، چگونه واسطه میان جهان مذهبی کلیسا و جنبه های سکولار زندگی مردم در عصر گوتیک شدند؟ ازهمین رو پژوهش به روش تاریخی توصیفی، ضمن بررسی کارکردهای چندگانه گارگویل ها در کلیساهای گوتیک اروپا، به تحلیل زیبایی شناسی و نمادین آنها می پردازد. یافته ها نشان می دهد که گارگویل ها، علاوه بر کارکرد محافظتی به ویژه به عنوان دفع کننده شیاطین، با الهام از اساطیر پیشامسیحی، زندگی روزمره و روایت های تاریخی، به تدریج از کارکردهای صرف مذهبی فاصله گرفتند و به نمادی از آزادی هنری و پیوند مذهب با فرهنگ سکولار تبدیل شدند. این روند، بستری برای ظهور اندیشه های رنسانس فراهم کرد و نشان داد که گارگویل ها نه تنها بازتابی از هویت مذهبی جامعه بودند، بلکه عاملی برای تعامل هنر دینی با عناصر دنیوی محسوب می شدند.
شناسایی و تبیین ویژگی های مکان سوم در دانشگاه ها و نقش آن بر تعاملات اجتماعی (موردمطالعه: لابی دانشکده معماری و بوفه دانشگاه صنعتی شاهرود)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت شهرنشینی مدرن موجب کاهش تعاملات اجتماعی و افزایش انزوای افراد شده است. در این شرایط، «مکان های سوم» به عنوان فضاهای عمومی غیررسمی، نقش کلیدی در تقویت ارتباطات اجتماعی ایفا می کنند. دانشگاه ها به عنوان جوامعی کوچک مقیاس، نیازمند چنین فضاهایی برای تعاملات غیررسمی، استراحت و گفت وگوی دانشجویان هستند. این پژوهش با روش توصیفی-کیفی و از طریق مشاهده میدانی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته، ویژگی های مکان های سوم (لابی دانشکده معماری و بوفه دانشگاه صنعتی شاهرود) و تأثیر آن ها بر تعاملات اجتماعی را بررسی می کند. یافته ها نشان دهنده نقش حیاتی این فضاها در ایجاد پیوندهای اجتماعی است. مشاهدات به صورت حضوری و با در نظر گرفتن شرایط زمانی در مکان های موردمطالعه انجام شد که چک لیستی بر اساس معیارهای اولدنبرگ برای ارزیابی ویژگی های اجتماعی و فضایی تدوین گشت. همچنین، مصاحبه ها به روش نمونه گیری در دسترس و با مشارکت ۱۰ نفر از کاربران هر یک از مکان ها انجام شد. انتخاب مشارکت کنندگان بر اساس منطق مطالعات کیفی و اشباع نظری صورت گرفت که شامل 6 سؤال اصلی برای درک بهتر ویژگی های مکان های سوم و تأثیر آن ها بر تعاملات اجتماعی بود. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوا بوده است. تبیین و تحلیل یافته های پیمایش میدانی بر اساس معیارهای مکان سوم اولدنبرگ نشان می دهد که لابی دانشکده فضایی دسترس پذیر برای تعاملات اجتماعی غیررسمی است و حس تعلق دانشجویان را تقویت می کند. بوفه دانشگاه نیز به عنوان مکانی خنثی و اجتماعی برای استراحت و گفت وگو شناخته می شود. مصاحبه ها تأیید می کنند که این مکان ها نقش مهمی در ارتباطات دانشجویی دارند و دانشجویان از آن ها برای گپ زدن، استراحت و تعاملات غیررسمی استفاده می کنند.
ارزیابی تأثیر مدیریت پسماند شهری بر پایداری زیست محیطی (مطالعه موردی: شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
23 - 36
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مدیریت پسماند شهری بر پایداری زیست محیطی در شهر رشت انجام شد. مدل مفهومی مطالعه بر اساس چارچوب نظری پایداری زیست محیطی طراحی شد که در آن مدیریت پسماند به عنوان متغیر مستقل و شاخص های طراحی و توسعه پایدار رودخانه های شهری و فضاهای سبز و پارک های شهری به عنوان متغیرهای وابسته در نظر گرفته شدند. این مدل بر نقش مدیریت پسماند در بهبود کیفیت اکولوژیکی و خدمات اجتماعی-فرهنگی این زیرساخت ها تأکید دارد. روش پژوهش توصیفی-کمی بوده و داده ها از طریق توزیع پرسشنامه در میان شهروندان رشت جمع آوری شدند. نمونه گیری به صورت تصادفی در دسترس انجام شد و تعداد کافی پرسشنامه برای اطمینان از روایی مدل انتخاب گردید. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS و Smart PLS3 و مدل سازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) انجام شد. یافته ها نشان داد که مدیریت پسماند تأثیر قابل توجهی بر پایداری رودخانه های شهری و سپس فضاهای سبز و پارک های شهری دارد. این تأثیرات با چارچوب نظری پژوهش همخوانی دارند، زیرا مدیریت مؤثر پسماند می تواند آلودگی های زیست محیطی را کاهش داده و کیفیت اکوسیستم های شهری و رفاه شهروندان را ارتقا دهد. با این حال، نارضایتی شهروندان از وضعیت فعلی رودخانه ها و فضاهای سبز نشان دهنده نیاز به بهبود مدیریت پسماند و طراحی زیرساخت های سبز است. این نتایج بر لزوم تقویت سیاست های مدیریت پسماند، آموزش تفکیک زباله، و طراحی مناسب فضاهای سبز و رودخانه ها برای دستیابی به پایداری زیست محیطی تأکید می کنند.
تحلیل پدیدارشناختی بازنمایی بدن های نابهنجار در نمایشنامه های خانه، زمستان 66، ماه عسل و دل سگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ادبیات نمایشی ایران سرشار از شخصیت ها و روایت های گونه گونی است که موشکافی آن ها می تواند فهم ما را از تاریخ اندیشه معاصر ایران افزون کند. پدیدارشناسی بیماری که به بدن زیسته و بیولوژیک فرد در هنگام بیماری یا اختلال می پردازد، فرصتی است برای واکاوی تجربه ی زیسته ی افراد دارای بدن های نابهنجار به عنوان یک اقلیت اجتماعی. الیور ساکس این نابهنجاری ها را به سه دسته ی بدن های کاسته شده، زیادی شده و دگردیسی شده بخش می کند. در پژوهش پیش رو به مساله ی بازنمایی بدن بیمار در آثار برگزیده ای از ادبیات نمایشی ایران پرداخته شده و تجربه ی جسمانی شخصیت ها با اختلال های بدن آگاهی در مطالعات عصب شناختی مقایسه شده است. نگارندگان پس از بررسی متون نمایشی معاصر ایرانی، چهار نمایشنامه ی خانه ، زمستان 66 ، ماه عسل و دل سگ را برای بررسی حضور این سه دسته بدن برگزیدند. هدف این پژوهش کیفی که با روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از منابع اسنادی به انجام رسیده است، بازبینی شیوه های نمایش بدن نابهنجار در هنرهای نمایشی معاصر ایران و بررسی راهکارهای زدودن نگرش منفی نسبت به این بدن ها در آفرینش هنری است. گام های پدیدارشناسی بیماری و علایم تجربه ی اختلال در بدن مندی را در توصیفات شخصیت های نمایشنامه های مورد بحث می شود باز یافت. آشتی با بازنمایی بدن های بیمار و نابهنجار برپایه ی شناخت درست از اختلال های بدن آگاهی، می تواند یاری رسان هنرمندان برای خلق فرم های بدیع در نگارش نمایشنامه باشد.
تحلیل چند بُعدی تأثیر ابعاد زیباشناختی و پایداری محیطی در طراحی نمای مراکز تجاری بر ادراک و ترجیحات کاربران (مورد پژوهی: کلان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ خرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۴
33 - 48
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: تاکنون، بسیاری از پژوهش های مرتبط با نمای مراکز تجاری یا بر ابعاد زیبایی شناختی تمرکز داشته یا معیارهای عملکردی (به ویژه پایداری محیطی) را مدنظر قرار داده اند. ازاین رو، خلأ پژوهشی در ایران پیرامون رویکردی ترکیبی احساس می شد که همزمان جنبه های فنی (نظیر ضریب انتقال حرارت، پوشش سبز، کنترل تابش) و بُعد ادراکی-فرهنگی (ازجمله انتظارات کاربران شهری و سازگاری با هویت محلی) را تحلیل کند.هدف پژوهش: این پژوهش با هدف پرکردن این شکاف، می کوشد تا با رویکردی کمّی-کیفی، چگونگی تأثیر عوامل بصری و محیطی طراحی نمای ساختمان های تجاری بر ترجیحات و ادراکات مخاطبان در کلان شهر تهران را بررسی کند.روش پژوهش: در گام نخست، با شبیه سازی انرژی و تحلیل داده های کالبدی (شاخص های حرارتی و نور روز)، توان عملکردی چهار نمونه مرکز تجاری ارزیابی شد. سپس، از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و پرسشنامه، رویکرد کیفی درک و ترجیحات کاربران در ابعاد زیبایی شناختی و فرهنگی جمع آوری شد.نتیجه گیری: نتایج نشان داد نماهایی که ضمن کاهش مصرف انرژی، دارای جلوه های بصری و نشانه های فرهنگی آشکار هستند، در شکل گیری حس مثبت و تمایل کاربران به استفاده از آن فضا موفق تر عمل می کنند. این مطالعه، برخلاف اغلب پژوهش های پیشین که صرفاً بر یکی از ابعاد (زیبایی شناختی یا عملکردی) تأکید داشتند، الگوی تلفیقی کمّی-کیفی ارائه و شکل گیری پیوند میان عوامل محیطی و دریافت های روانی کاربران را به صورت نظام مند نشان می دهد. می توان از این چارچوب در راستای طراحی نماهایی بهره برد که همزمان، منافع زیست محیطی و رضایت ادراکی جامعه هدف را تأمین می کنند.
مرور نظام مند سامانه های سایه انداز در اقلیم های گوناگون چارچوبی چندمعیاره برای بهینه سازی انرژی و آسایش کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۱۴۷
35 - 50
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: در بسیاری از اقلیم های گرم، مرطوب و حتی معتدل، سازوکار کنترل تابش خورشیدی به معضلی پیچیده تبدیل شده است؛ زیرا سامانه های سایه انداز موجود اغلب صرفاً بر کاهش مصرف انرژی تمرکز دارند و دیگر ابعاد مانند آسایش بصری، انسجام معماری و رفتار کاربران نادیده گرفته می شوند. در نتیجه، اجرای راهکارهای سایه اندازی فاقد نگاه چندمعیاره، گاه به خروجی هایی ناکارآمد و عدم مقبولیت در محیط های واقعی منجر می شود.هدف پژوهش: این مقاله با هدف پر کردن خلأ مذکور، به مرور نظام مند ۷۰ مطالعه منتخب می پردازد تا ضمن تبیین طبقه بندی جامع سامانه های سایه انداز برپایه اقلیم، فناوری، نوع بنا و ملاحظات کاربرمحور، چارچوبی یکپارچه برای انتخاب و طراحی بهینه این سامانه ها در شرایط متنوع اقلیمی ارائه دهد.روش پژوهش: رویکرد پژوهش برپایه دستورالعمل های مرور نظام مند و تحلیل محتوای کیفی بنا شده است. در مرحله گردآوری، مقالات معتبر بین سال های ۲۰۰۴ تا ۲۰۲۴ از پایگاه های علمی گزینش و از نظر نوع سایه انداز، روش شناسی، شاخص های عملکردی و بافت اقلیمی بررسی شدند. سپس برمبنای تحلیل تطبیقی، یک چارچوب چندمعیاره تدوین شد که شبیه سازی های انرژی، بهینه سازی پارامتریک، ارزیابی کاربرمحور و کالیبراسیون میدانی را ادغام می کند.نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که راهکارهای موفق سایه اندازی، عموماً آنهایی هستند که میان کاهش بار حرارتی، تأمین روشنایی مطلوب، رضایت کاربران و ملاحظات زیست محیطی تعادل ایجاد می کنند. چارچوب پیشنهادی، با درنظرگرفتن چرخه های بازخوردی طراحی، اجرا و ارزیابی، پاسخی پویا به تغییرات اقلیمی و نیازهای کاربران ارائه می دهد و می تواند در ارتقای معماری پایدار و انسان محور مؤثر واقع شود.
بازشناسی راهکارهای پاسخ به نیاز کبوتران در معماری کبوترخانه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خواسته ها و نیازهای کاربران، دو مؤلفه اساسی در طراحی معماری هستند. در بناهایی چون زیستگاه های مصنوعی آبزیان و کبوترخانه ها که کاربر غیر انسان است، امکان دریافت خواسته ها از طریق ارتباط های کلامی نیست؛ ازاین رو نیاز، مهم ترین مؤلفه کاربر است. هدف از تحقیق حاضر کشف روش های پاسخگویی به نیازهای کبوتران در کبوترخانه های ایران بوده است. روش تحقیق پژوهش حاضر کیفی و پارادایم آن تفسیری بوده است. این تحقیق مبتنی بر روش شناسی تحلیل محتوا شکل گرفته است. برای طبقه بندی اطلاعات از دسته بندی نیازهای حیوانات استفاده شده است. این نیازها در سه دسته فیزیولوژیکی، ایمنی (امنیت) و رفتاری (روانی) جای گرفته اند. بر حسب فیش ها، نیازهای فیزیولوژیک در دسته های تغذیه (آب و غذا)، تهویه (تنفس) و آسایش حرارتی (حفظ دمای بدن) قرار داده شده اند. نیاز ایمنی در دو دسته ایمنی و امنیت جای گرفته است. در نهایت نیازهای رفتاری در دسته های عشق و قلمروپایی (و احساس تعلق) قرار داده شده اند. نتیجه آن شد که نیاز به تغذیه، توسط حفر چاه و مکان یابی (احداث در نزدیکی رودخانه ها یا مزارع کشاورزی) و همچنین به صورت غیر محیطی از طریق دانه پاشی پاسخ داده شده است. نیاز به تهویه توسط فلفلدان ها و سایر عناصر پاسخ داده شده است. آسایش حرارتی به روش بهره مندی از خشت با ضخامت مناسب در اقلیم گرم و خشک و همچنین کاهش بازشو در اقلیم سرد و روش های دیگری پاسخ داده شده است. نیاز ایمنی و امنیت به روش های متعدد کالبدی پاسخ گرفته اند که ایمنی به راهکارهای پایداری ساختمان و رفع خطرات ناشی از کالبد مربوط بوده است و امنیت به راهکارهای ممانعت از نفوذ سایر موجودات مخاطره آمیز مربوط بوده است. نیاز به عشق توسط لانه سازی و نیاز به قلمروپایی (و احساس تعلق) توسط نوارهای رنگی پاسخ داده شده اند. به عبارت بهتر، بیشتر نیازهای شناسایی شده برای کبوتران به صورت معمارانه (از طریق کالبد، سازه ، مکان یابی و...) در کبوترخانه های ایران پاسخ گرفته اند.
بررسی تأثیر تقدیرگرایی بر آثار معماری از نگاه سفرنامه های غیر ایرانی در دوران آق قویونلوها و صفویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۷
50 - 66
حوزههای تخصصی:
جهانگردانی که پس از رنسانس و مقارن با حکومت آق قویونلوها و صفویان، به ایران آمده اند، جهان را پرسشگرانه نگریسته و نکاتی مانند باور به تقدیرگرایی درمیان ایرانیان را در سفرنامه ها ثبت کرده اند . وجود چنین باوری بر ابنیه و شهرها تأثیر گذاشته و واقعیت هایی را آشکار می کند که به دلیل قرارگرفتن زیر سایه ابرروایتِ شکوه و عظمت معماری ایران، مورد توجه قرار نگرفته است. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تأثیر تقدیرگرایی بر آثار معماری آق قویونلوها و صفویان از نگاهِ بیرونیِ جهانگردان غیرایرانی است. این پژوهش، اسنادی و با رویکردی تفسیری-تاریخی است که با نمونه گیری هدفمند، از میانِ سفرنامه هایِ ترجمه شده به فارسی به بررسی گزاره های پربسامد درباره تقدیرگرایی پرداخته و یافته های آن برآمده از «روش ترکیبی» است. نتایج تحقیق نشان می دهد که قرن ها زیستن در میانه بلایای طبیعی و انسان ساز، بر فرهنگ ایرانی، از مقیاس فرد تا اجتماع و از حکومت تا الهیات مهر تقدیر زده و باعث تضعیف عاملیت انسانی، زندگی در لحظه، ترجیح خود به جامعه، عدم پایبندی به مسئولیت اجتماعی، استبداد، خودکامگی، فانی انگاشتن جهان و خرافات شده که نتایج آن بر آثار معماری به صورت عدم تلاش برای بازسازی ابنیه، ساخت ابنیه جدید، وابستگی ابنیه به حمایت بانیان، عدم رسیدگی به ابنیه عمومی، ترجیح اموال منقول به ساختمان ها، ساخت و تخریب محلات و شهرها، عدم مرمت ابنیه و تخریب ابنیه بدشگون تجلی یافته است.
نسبت حکمرانی خوب با توسعۀ پایدار (با تأکید بر مدیریت انرژی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
منظر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۲
64 - 73
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر حکمرانی خوب بر مدیریت انرژی انجام شده است که براساس معیار هدف، یک پژوهش کاربردی و براساس معیار زمان گردآوری داده ها، در گروه پژوهش های پیمایشی و براساس معیار ماهیت داده ها و مبنای پژوهش، یک پژوهش کمّی محسوب می شود. حجم نمونه در این پژوهش با استفاده از جدول مورگان 217 نفر و جامعه آماری شامل مدیران و سرمایه گذاران گروه مدیریت انرژی ایران (IME) است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه است که با نرم افزارهای آماری SPSS و AMOS تجزیه وتحلیل شده اند. معیارهای حکمرانی خوب شامل: «نتیجه گرایی، اثربخشی نقش ها و وظایف، ارتقای ارزش ها، شفاف سازی، ظرفیت سازی و پاسخ گویی»، تأثیر قابل توجهی بر مدیریت انرژی دارند. این پژوهش نشان داده است که حکمرانی خوب بر مدیریت انرژی در معیارهایی چون «نتیجه گرایی، ارتقای ارزش ها، پاسخ گویی، روابط توسعه ای، روابط دموکراتیک و روابط اجتماعی» تأثیر معنادار و مثبتی دارد. بنابراین تقویت حکمرانی خوب و توجه به این معیارها می تواند به عنوان راهکارهای مؤثری در بهبود مدیریت انرژی در کشورهای در حال توسعه مطرح شود.
مروری بر کاربرد پژوهش عملیاتی در عملیات امداد و نجات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۹
128 - 141
حوزههای تخصصی:
مقاله مروری در زمینه "کاربرد پژوهش عملیاتی در عملیات امداد و نجات" می تواند به عنوان یک منبع ارزشمند برای توسعه و بهسازی روش ها و فرایندهای عملیات امداد و نجات مورد استفاده قرار گیرد. در این مقاله، نحوه ی استفاده از اصول و تکنیک های پژوهش عملیاتی برای بهبود عملکرد این عملیات بررسی شده است. یکی از موارد اصلی که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است، بهینه سازی است. بهینه سازی در امداد و نجات می تواند به صورت تخصصی در زمینه هایی همچون برنامه ریزی مسیر حمل ونقل، تخصیص منابع، مدیریت زمان و افزایش کارایی عملیات مورد استفاده قرار گیرد. علاوه بر این، این مقاله به دستاوردهای مهمی که با استفاده از روش های پژوهش عملیاتی در حوزه عملیات امداد و نجات به دست آمده است، اشاره می کند. این دستاوردها شامل بهبود عملکرد، کاهش زمان و هزینه ها، افزایش کیفیت ارائه خدمات و بهبود امنیت و کارایی در عملیات امدادی می شود. علاوه بر این، ادغام ابزارهای تحلیلی پیشرفته و مدل های شبیه سازی می تواند دیدگاه های عمیق تری نسبت به سناریوهای پیچیده امداد و نجات فراهم کند. با استفاده از تصمیم گیری مبتنی بر داده، تیم های امداد می توانند چالش های احتمالی را پیش بینی کرده و استراتژی های مؤثرتری تدوین کنند. همکاری بین پژوهشگران و مجریان عملیات برای اطمینان از اینکه پیشرفت های نظری بهبودهای عملی را به دنبال دارد، حیاتی است. با پیشرفت فناوری، ادغام نوآوری هایی مانند هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی در پژوهش عملیاتی می تواند قابلیت های عملیات امداد و نجات را بیشتر کرده و آنها را در برابر وقایع غیرمنتظره تطبیق پذیرتر و مقاوم تر کند.
جستاری بر مفهوم معماری بومی مازندران در دورۀ معاصر؛ نمونۀ موردی: شهر ساری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ مرداد ۱۴۰۴ شماره ۱۴۶
27 - 36
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: پیدایشِ معماریِ بومی، خروجی کالبدی تعامل مؤلفه های جغرافیایی با مؤلفه های انسانی هر بوم است. در دوران سنتی، این تعامل، در یک فرایند تکاملی به پیش می رفت؛ اما با گذار از سنت به مدرنیته، این پیشرفت، دچار تحول شد. مؤلفه های سازنده بوم چیست و چگونه در دوره های مختلف بر شکل گیری معماری بومی استان مازندران تأثیر می گذارند؟هدف پژوهش: شناسایی مؤلفه های سازنده بوم و تأملی بر مفهوم معماری بومی خطه مازندران در دوره معاصر، هدف این پژوهش است. در این راستا، استخراج معیارها و زیرمعیارهای مؤثر بر پیدایش مصادیق کالبدی معماری بومی، اهداف فرعی بوده است.روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و با انتخاب شهر ساری به عنوان نمونه موردی، به شیوه تاریخی-تحلیلی انجام شده است. از فراترکیب ادبیات موضوع در بستر نرم افزار 20 MaxQDA برای شناسایی معیارها و زیرمعیارهای مؤثر بر پیدایش معماری بومی و از مقایسه زوجی، برای محاسبه وزن زیرمعیارها استفاده شده است. با نمونه گیری هدفمند و انجام مطالعات اسنادی و مشاهدات میدانی، مفهوم معماری بومی معاصر در خطه مازندران با بهره برداری ترکیبی از رویکردهای تحلیل درون سامانه ای و برون سامانه ای تشریح شده است.نتیجه گیری: نتایج پژوهش به شناسایی 43 زیرمعیار سازنده بوم ذیل 5 معیار در خوشه جغرافیایی و 7 معیار در خوشه انسانی منتج شده است. در نتیجه تحلیل های درون سامانه ای محله آب انبار نو در زمان خود 66. 628 امتیاز و محله بخش هشت در دوره معاصر 66 .197 امتیاز کسب کرده است. مقایسه برون سامانه ای این دو محله نشان داده که ناسازگاری مصادیق کالبدی دوره معاصر شهر ساری در 21 زیرمعیار از 43 زیرمعیار سازنده بوم از جمله زیرمعیارهای بارش و رطوبت، تابش و دما، وزش باد و تهویه و... از خوشه معیارهای جغرافیایی و زیرمعیارهای عادات و هنجارها، عرف و اخلاق، آداب و رسوم و... از خوشه معیارهای انسانی موجب ناهماهنگی معماری این دوره با مؤلفه های معماری بومی شده است.
بازخوانی مضمونی کتیبه دَرهای چوبی بقاع متبرکه کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۴
167 - 189
حوزههای تخصصی:
شهرستان کاشان ازجمله شهرهای مذهبی ایران است که از اوایل دوران اسلامی با محبت اهل بیت پیوند خورده است. در این شهر بقاع متبرکه متعددی وجود دارد که با تزئینات وابسته به معماری، همچون گچ بری، نقاشی دیواری، مقرنس کاری، دَر و پنجره های چوبی، کاشی کاری و آینه کاری آراسته شده اند. در این میان، دوره معاصر بیشترین تعداد نمونه ها را به خود اختصاص داده و پس ازآن، دوره های صفوی، قاجار، پهلوی و تیموری، به ترتیب فراوانی، دارای نمونه های شاخص و متعددی هستند. در میان آرایه های مرتبط با معماری، کتیبه ها از اهمیت ویژه ای برخوردارند؛ زیرا اطلاعاتی پیرامون فرهنگ و باورهای مردم فراهم می آورند و زمینه شناخت بیشتر را مهیا می سازند. مقاله حاضر باهدف خوانش مضمون و محتوای کتیبه های دَرهای چوبی بقاع متبرکه کاشان شکل گرفته است. کاربری این درها به صورت دَر ورودی، دَرهای داخلی یا دَر ضریح بوده و کتیبه های آن ها با بهره گیری از هنرهای چوبی نظیر منبت، معرق و نقاشی روی چوب اجراشده اند. ازاین رو، این سؤال مطرح می شود که محتوای کتیبه های دَرهای چوبی بقاع متبرکه کاشان چیست و چه مضامین و اطلاعاتی را در بردارند؟ روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و از نوع بنیادی است. اطلاعات از طریق مطالعات کتابخانه ای، به ویژه بررسی های میدانی گردآوری شده اند. درمجموع، سی ونه دَر چوبی کتیبه دار شناسایی شده اند و روش نمونه گیری موارد در دسترس بوده است. از این میان، 5 درصد مربوط به دوره تیموری، 21 درصد صفوی، 15 درصد قاجار، 10 درصد پهلوی و 49 درصد متعلق به دوره جمهوری اسلامی (معاصر) هستند. نتایج نشان می دهد که کتیبه ها بر بخش های مختلف دَرها به قلم های رقاع، نسخ، ثلث، شبه ثلث، نستعلیق و کوفی بنایی به اجرا درآمده اند. محتوای کتیبه ها در هفت گروهِ قرآنی، تاریخی، مدح و ثنا، روایات، شهادتین و اسماء الهی و نام واقفان یا سازندگان، شناسایی و بررسی شده اند. نام سازندگان و واقفان دَرهای موردمطالعه از دوره تیموری تا پهلوی، اغلب به صورت غیرمستقیم و با لقب ذکرشده، اما در دوره معاصر، این نام ها به طور مستقیم و بدون لقب آمده اند.
مدل یابی ساختاری تفسیری عوامل محیطی موثر بر ارتقاء مهارت های اجتماعی کودکان در مدارس ابتدایی (مورد پژوهی: شهر کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
47 - 64
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ترسیم روابط و تبیین تقدم و تاخر مابین عوامل تاثیرگذار محیطی بر مهارت های اجتماعی کودکان می باشد. جهت دستیابی به این هدف، این مطالعه با استفاده از روش تحقیق آمیخته متوالی با طرح اکتشافی در دو بخش کیفی و کمی بر اساس نظرات گروهی هدفمند از متخصصین در زمینه روانشناسی کودک و معماری در شهر کرمانشاه انجام گرفته است. ابتدا در بخش کیفی از مصاحبه و کدگذاری جهت شناخت عوامل تاثیرگذار اصلی بر مهارت اجتماعی کودکان (۷ تا ۱۲ سال) استفاده گردید و سپس در بخش کمی، از تکنیک مدلسازی ساختاری تفسیری جهت ترسیم روابط مابین عوامل استخراج شده و تعیین اهمیت و اولویت هر یک از این متغیرها بهره گرفته شد. نتایج نشان داد، ارتباط با طبیعت،. پیکره بندی فضایی، فضاهایی شبیه به خانه، قلمروبندی مکانی، فضاهای بازی انگیز مهمترین عامل محیطی تاثیرگذار بر مهارت های اجتماعی کودکان می باشند.
تحلیل تطبیقی باغ کوشک های دوره قاجار و پهلوی با تأکید بر تحولات پوشش گیاهی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
معماری و محیط های انسان محور دوره ۲ بهار ۱۴۰۴ ماره ۱
37 - 53
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر تلاش دارد با مرور تطبیقی معماری باغ کوشک های دو دوره قاجار و پهلوی، به بررسی تغییرات و تحولات پوشش های گیاهی در این دوره ها بپردازد. هدف این پژوهش، سنجش میزان معناداری تطور و تغییرات ساختار کالبدی، کارکردی و مفهومی میان دو دوره مذکور است. این مطالعه در چارچوب پارادایم عمل گرایی و با روش آمیخته (کیفی کمی) انجام شده است. با توجه به ماهیت اکتشافی پژوهش، در بخش کیفی با راهبرد تحلیل محتوای تماتیک، مؤلفه ها از طریق کدگذاری در سه مرحله باز، محوری و انتخابی استخراج شدند و هفت مؤلفه در طراحی باغ کوشک ها مبتنی بر تحولات پوشش گیاهی شناسایی گردید. در بخش کمی، با بهره گیری از این مؤلفه ها، پرسشنامه ای محقق ساخت طراحی شد که روایی محتوایی و پایایی آن مورد ارزیابی قرار گرفت. برای مقایسه میان دو دوره، از آزمون من-ویتنی استفاده شد تا امکان مقایسه دو موقعیت وابسته (ارزیابی یک شاخص در دو دوره متفاوت توسط همان پاسخ گو) فراهم شود و در عین حال نسبت به نرمال نبودن توزیع حساس نباشد. جامعه آماری پژوهش شامل افراد دارای تجربه میدانی یا پژوهشی در حوزه باغ های ایرانی دارای کوشک بود و حجم نمونه ۵۱ نفر انتخاب گردید. ابزار پژوهش، پرسشنامه محقق ساخت بود که روایی محتوایی و پایایی آن ارزیابی شد. نتایج تحقیق نشان می دهد باغ ایرانی در گذار از دوره قاجار به پهلوی دچار دگرگونی ظاهری، اما تداوم مفهومی شده و ساختار فضایی آن همچنان به عنوان یک زبان فضایی فرهنگی حفظ شده است. بر این اساس، راهکارهایی برای طراحی ارائه شده است
تحلیل زیبایی شناسانۀ عکس های نصرالله کسرائیان بر اساس دو مؤلفۀ نور و رنگ در آراء ابن هیثم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه حکمت هنر دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶)
159 - 171
حوزههای تخصصی:
ابن هیثم فیلسوف، دانشمند و نظریه پرداز ایرانی و مسلمان که در قرن چهارم و پنجم هجری می زیسته است، در کتاب المناظر در مورد فیزیک نور و زیبایی شناسی مطالب مفصلی را بیان کرده است، به باور وی وجود 22 عامل باعث می شود که چشم انسان، از آنچه می بیند، درک زیبایی داشته باشد. با عنایت به این موضوع که مبحث زیبایی شناسی را در همه شاخه های هنر های تجسمی از جمله عکاسی می توان به کار برد، این پژوهش برآن است تا ارتباطی بین نظریه زیبایی شناسی ابن هیثم و عکاسی پیدا کند. برای بررسی این هدف، تعدادی از شاخص ترین عکس های منتشر شده در کتاب های عکس نصرالله کسرائیان، که یکی از وجوه بارز عکس های او بی تردید زیبایی آنهاست، در نظر گرفته شده است.. نصرالله کسرائیان بیش از 50 سال از عمر خود را صرف عکاسی قوم نگارانه، طبیعت و بوم شناسانه ایران کرده است و یکی از شناخته شده ترین چهره های عرصه عکاسی ایران به شمار می آید. پرسش اصلی این پژوهش آن است که عکس های نصرالله کسرائیان چگونه بر اساس نظریه ابن هیثم، در چشم مخاطب ادراک زیبایی ایجاد می کنند. یافته های این پژوهش، که از نوع کیفی و به روش توصیفی تحلیلی صورت گرفته است، بیانگر آن است که عوامل بیست ودوگانه زیبایی شناسی که ابن هیثم بر می شمارد را می توان با ویژگی ها، ساختارها، قوانین و اصول عکاسی که شاخه ای از هنرهای تجسمی است انطباق کامل داد و در تحلیل عکس ها از آنها استفاده کرد. همچنین با استفاده از دو مؤلفه نور و رنگ از عوامل جزئیه بیست ودوگانه نظریه زیبایی شناسی ابن هیثم، عکس های نصرالله کسرائیان را مورد تحلیل قرار داده است
تحلیل تأثیر مدرنیزاسیون بر تغییرات کالبدی مسکن تبریز با تأکید بر تحولات سبک زندگی در دوره قاجار و پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
83 - 98
حوزههای تخصصی:
تحولات شتابان مدرنیزاسیون در گذار از دوره قاجار به پهلوی، سبک زندگی ایرانیان را متحول ساخت و بازتاب کالبدی آن را در معماری مسکن بر جای گذاشت. با هدف پرکردن خلأ مطالعاتی پیرامون تأثیر تحول سبک زندگی بر کالبد مسکونی در دوره گذار قاجار/پهلوی، این پژوهش با روش ترکیبی تفسیری-تاریخی و مطالعه موردی چهار خانه شاخص (دو نمونه قاجاری و دو نمونه پهلوی) در شهر تبریز، نقش مولفه های سبک زندگی در تغییرات فضاهای مسکونی را بررسی می کند. بدین منظور داده های تاریخی همراه برداشت میدانی، نقشه ها و عکس های مستند، ویژگی های کالبدی نظیر مساحت کل و نسبت فضاهای باز/نیمه باز/بسته، تعداد و کارکرد اتاق ها، سیستم ورودی، تقسیم بندی اندرونی-بیرونی، تزئینات نما و الگوی مبلمان تحلیل شد. نتایج نشان می دهد خانه های دوره پهلوی در مقایسه با دوره قاجار با ابعادی کوچک تر، نسبت بیشتری از مساحت را به حجم ساختمان اختصاص داده و ایوان و حیاط های بزرگ را حذف کرده اند. فضاهای انعطاف پذیر چندعملکردی جای خود را به اتاق های اختصاصی و مبلمان صلب داد و سلسله مراتب ورودی ساده تر شد. افزون بر این، استفاده گسترده از مصالح نوین، سیستم های لوله کشی و روشنایی الکتریکی به تغییر تقسیم بندی داخلی خانه ها انجامید.
راهکارهای مصون سازی مخازن مایع در برابر تهدیدات انفجاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۱
41 - 62
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، تهدیدات انفجاری به عنوان یکی از چالش های مهم در حفاظت از مخازن مایع زنجیره تأمین انرژی، موردبررسی قرار گرفته است. مخازن مایع به دلیل آسیب پذیری بالا در برابر تهدیدات انفجاری، در صورت عدم حفاظت مؤثر، می توانند منشأ اثرات زنجیره ای و خسارات گسترده در زنجیره تأمین انرژی باشند. این پژوهش با رویکردی آمیخته از روش های کمی و کیفی، به ارائه نقشه راهی برای مصون سازی مخازن مایع در برابر این تهدیدات می پردازد. نتایج نشان می دهد که توجه به اصول تاب آوری نظیر جذب، آمادگی، سازگاری و بازیابی و همچنین الگوهای تاب آوری زنجیره تأمین از جمله آموزش و توانمندسازی کارکنان، افزایش ظرفیت ذخیره سازی و مراکز توزیع، سرمایه گذاری در زیرساخت های مقاوم، پراکنده سازی زنجیره تأمین و توزیع مراکز، بهره گیری از روش های متنوع حمل ونقل و تدوین برنامه های پاسخ اضطراری و دستورالعمل ها، نقشی مؤثر در کاهش آسیب ها و ارتقای عملکرد زنجیره تأمین انرژی دارد و چهارچوب علمی جامعی برای مصون سازی مخازن ارائه می کند. راهکارهای پیشنهادی در این پژوهش در سه قسمت طبقه بندی شده اند: مقاوم سازی مکان استقرار مخازن، مقاوم سازی سازه مخازن و راهبردهای مقابله و بازیابی از حوادث انفجاری. به عنوان نمونه، پراکنده سازی مخازن، مکان یابی، استفاده از سخت کننده های دیواره، دیوارهای محافظ و تدوین دستورالعمل های مدیریت بحران از جمله راهکارهای کلیدی پیشنهادی این تحقیق محسوب می شوند. در این مطالعه، روش های مدل سازی ریاضی نظیر لاگرانژی دلخواه-اویلری (ALE)، اویلری و هیدرودینامیک ذرات نرم (SPH) به عنوان ابزارهایی برای شبیه سازی انفجار و به کارگیری نقشه راه پیشنهادشده اند. نقشه راه پیشنهادی به مهندسان این امکان را می دهد تا با حرکت در مسیر آن مصون سازی مخازن مایع را به ارمغان آورند.
Comparative Study of Geometric and Numerical Cognitions of Structures in the Architectural Design Process(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۵, Issue ۱ - Serial Number ۵۵, Winter ۲۰۲۵
79 - 92
حوزههای تخصصی:
Structural design extends beyond merely creating forms to withstand forces; it incorporates various technical and non-technical elements within architectural design. The true value of structural knowledge emerges during the design process when these elements are thoroughly understood. Achieving this understanding necessitates the provision of diverse types of structural knowledge capable of informing design and analysis. Additionally, by exploring various structural design methodologies, two principal types of cognition — "geometric" and "numerical" — can significantly help designers navigate the complex requirements of structural design. This research aims to investigate the different forms of structured knowledge relevant to architectural design, ultimately addressing the central question of how geometric and numerical comprehension of structures contributes to the architectural design process. The research employs a descriptive-analytical method with a comparative study approach. It begins by defining and detailing the characteristics of geometric and numerical cognition within the design framework, subsequently elucidating their interrelationship in architectural design. Findings suggest that geometric and numerical cognitions of structures, articulated through distinct languages, correspond to various roles in designing mechanical and spatial aspects, as well as different levels of structural comprehension at various design stages. Geometric cognition, due to its linguistic proximity to the design step, has the capability to examine and apply structural knowledge from the initial stages of form design to its actual construction phase. On the other hand, numerical cognition primarily focuses on the detailed examination of the mechanical and load-bearing aspects of the structure in its analytical step.
آزمون گاه معماری؛ رویکردی نوین در بازآفرینی تصویری مکان های ناپیدا در شهرهای کهن (مطالعۀل موردی: بناهای مذهبی شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۱۴۷
51 - 66
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: شهرهای معاصر نیازمند هویت مندی و هویت یابی مکان های تاریخی شان هستند و در این راستا بازیابی مکان های ناپیدا حائز اهمیت است، مقصود از مکان های ناپیدا در این پژوهش، بناهای واجد ارزش تاریخی اند که اکنون نمودِ کالبدی یا وجود ندارند.هدف پژوهش: هدف پژوهش ارائه گونه ای متفاوت از تاریخ شفاهی ذیل مطالعات میدانی است که نه تنها شنیداری، بلکه واجد جنبه های دیداری است، رویکردی نوین که وابستگی بسیار به کنش و واکنشِ شاهد (مصاحبه شونده) و میدان پژوه (مصاحبه کننده) دارد؛ و حرکت فیزیکی/ ذهنی در فضا-زمان، بازشناسی پلان یا روندِ توسعه فرم ساختمان ها، و عناصر و جزئیات بناهای کهن را نشانه می گیرد، که پژوهش حاضر آن را «آزمون گاه معماری» می نامد. روش پژوهش: پژوهش حاضر کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است و به روش کیفی صورت گرفته، و نمونه گیری به صورت مرحله به مرحله با ترکیب سه شیوه آسان، گلوله برفی و هدفمند انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش از بُعد کالبدی- فضایی، ابنیه مذهبیِ شهر رشت از دوره صفویه تا پهلوی دوم است؛ و از بُعد نیروی انسانی، شاهدان محلی و سالخوردگانی هستند که عامل اجرا و یا شاهد رویدادهای مرتبط با این بناها بوده اند.نتیجه گیری: تحلیل یافته های پژوهش نشان می دهد که در شرایط آزمون گاه معماری، تجربیات زیست شده شاهدان با هدایت میدان پژوه، در گام هایی روشمند با ارائه و آزمون فرضیه هایی، از طریق مکان مند شدن فضای ذهنی شاهدان و معنادار شدن این مکان ها، منجر به انکشاف روند تغییرات و توسعه بناهای کهن در ادوار تاریخی در محدوده پژوهش شده، و چارچوبی علمی را عرضه داشته که چگونگی کارکرد آزمون گاه معماری برای رهیافت به بازآفرینیِ تصویری مکان های ناپیدا و شناسایی فضاهای گمشده ی در برگیرنده این مکان ها (مانند: خاطرات شاهدان و رویدادهای مرتبط با انها) در شهرهای کهن را نشان می دهد.