فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۳۰٬۱۴۶ مورد.
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ شهریور ۱۴۰۴ شماره ۱۴۷
51 - 66
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: شهرهای معاصر نیازمند هویت مندی و هویت یابی مکان های تاریخی شان هستند و در این راستا بازیابی مکان های ناپیدا حائز اهمیت است، مقصود از مکان های ناپیدا در این پژوهش، بناهای واجد ارزش تاریخی اند که اکنون نمودِ کالبدی یا وجود ندارند.هدف پژوهش: هدف پژوهش ارائه گونه ای متفاوت از تاریخ شفاهی ذیل مطالعات میدانی است که نه تنها شنیداری، بلکه واجد جنبه های دیداری است، رویکردی نوین که وابستگی بسیار به کنش و واکنشِ شاهد (مصاحبه شونده) و میدان پژوه (مصاحبه کننده) دارد؛ و حرکت فیزیکی/ ذهنی در فضا-زمان، بازشناسی پلان یا روندِ توسعه فرم ساختمان ها، و عناصر و جزئیات بناهای کهن را نشانه می گیرد، که پژوهش حاضر آن را «آزمون گاه معماری» می نامد. روش پژوهش: پژوهش حاضر کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است و به روش کیفی صورت گرفته، و نمونه گیری به صورت مرحله به مرحله با ترکیب سه شیوه آسان، گلوله برفی و هدفمند انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش از بُعد کالبدی- فضایی، ابنیه مذهبیِ شهر رشت از دوره صفویه تا پهلوی دوم است؛ و از بُعد نیروی انسانی، شاهدان محلی و سالخوردگانی هستند که عامل اجرا و یا شاهد رویدادهای مرتبط با این بناها بوده اند.نتیجه گیری: تحلیل یافته های پژوهش نشان می دهد که در شرایط آزمون گاه معماری، تجربیات زیست شده شاهدان با هدایت میدان پژوه، در گام هایی روشمند با ارائه و آزمون فرضیه هایی، از طریق مکان مند شدن فضای ذهنی شاهدان و معنادار شدن این مکان ها، منجر به انکشاف روند تغییرات و توسعه بناهای کهن در ادوار تاریخی در محدوده پژوهش شده، و چارچوبی علمی را عرضه داشته که چگونگی کارکرد آزمون گاه معماری برای رهیافت به بازآفرینیِ تصویری مکان های ناپیدا و شناسایی فضاهای گمشده ی در برگیرنده این مکان ها (مانند: خاطرات شاهدان و رویدادهای مرتبط با انها) در شهرهای کهن را نشان می دهد.
فراتحلیل و مرور نظام مند تأثیر کیفیت مسکن و ویژگی های خانوار بر انتخاب و ترجیحات فضای مسکونی (در شهرهای مطالعه شده در ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ مهر ۱۴۰۴ شماره ۱۴۸
5 - 28
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: تصمیم گیری طراحان و معماران در اولویت دهی به شاخص های کیفی مسکن مورد نظر کاربران، یکی از مسائل حائز اهمیت در طراحی مسکونی به شمار می رود. به همین منظور، نقش کیفیت مسکن و شاخص های وابسته به آن در انتخاب و ترجیحات مسکن در مطالعات مختلف بررسی شده است. با این حال، این تحقیقات به دلیل گستردگی و تنوع روش ها، کم توجهی به شاخص های طراحی معماری، تعاریف متفاوت از عوامل مؤثر بر کیفیت مسکن و همچنین تناقضات در نتایج و خلأهای پژوهشی، نتوانسته اند به خوبی به چالش های طراحان و معماران پاسخ دهند. هدف پژوهش: هدف این پژوهش شناسایی، مقایسه و بررسی نتایج پژوهش های مرتبط با تأثیر شاخص های مؤثر بر کیفیت معماری مسکونی از دیدگاه کاربران در انتخاب یا ترجیح مسکن است. این تحقیق به شناسایی خلأها و تناقضات موجود در مطالعات قبلی پرداخته و در نهایت، نتایج به دست آمده را برای استفاده در طراحی مسکن در شهرهای مورد بررسی و کمک به پژوهش های آینده، ارائه می دهد. روش پژوهش: در این پژوهش، با استفاده از روش فراتحلیل و مرور نظام مند کیفی و کمّی، کلیه پژوهش های مرتبط با نقش «کیفیت مسکن» و «ویژگی های خانوار» در «انتخاب مسکن» و یا «ترجیحات مسکن» از میان مقالات علمی پژوهشی کشور ایران در سال های 1388 تا 1402 بررسی و محدود به شاخص های مربوط به فضای داخلی واحدهای مسکونی و ساختمان ، غربالگری شد. نتیجه گیری: نتایج متوجه این خلأ است که از نظر پراکندگی جغرافیایی پژوهش های این حوزه درشهرهای بزرگ بودند و تناقض ها در مورد چگونگی تأثیر شاخص های مختلف کیفی مسکن و مشخصه های خانوار در انتخاب یا ترجیح آن به تفکیک شهر نمایان شد. شا خص های اندازه و متراژ واحد و تعداد اتاق خواب در حوزه واحد مسکونی و ملاحظات ایمنی و امنیتی و نما بیشترین تکرار و شاخص هایی مانند روابط عملکردی فضاها، انعطاف پذیری معماری، جهت گیری ساختمان، خانه هوشمند، مشارکت در طراحی و ... کمترین میزان توجه در مطالعات را به خود اختصاص دادند و تعداد متوسط شاخص در پژوهش های انتخاب مسکن کمتر از مطالعات ترجیحات مسکن گزارش شد.
ضمیر پنهان در طلسم ها و تأثیر آن در هنر گرافیک معاصر ایران مبتنی بر نظریۀ یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۴
111 - 135
حوزههای تخصصی:
گرافیک راهی بی انتهاست و برای پایداری در دنیای مدرن، نیازمند ایده های نوین است. در این جستار، به ایده فراموش شده «ساحت تجسمی طلسم ها» پرداخته شده است. هرچند این ایده در دنیای مدرن امروزی، اغلب خرافاتی تلقی می شود، اما با مطالعه و بررسی لایه های مختلف ساحت تجسمی طلسم ها با چالش ها و یافته های متفاوتی روبه رو می شویم. این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل لایه های مختلف طلسم ها صورت گرفته و با بررسی نسخه های دست نویس ناخوانا، نقوش و تصاویر موجودات عجیب الخلقه و اشیای خاص؛ در پی پاسخ به این سؤال ها ست که 1. ریشه این تصاویر طلسمی چیست؟ 2. آیا متأثر از ضمیر پنهان و روان نگارنده اند، یا محصول جهانی ناپیدا و غیبی اند؟ 3. آیا می توان از ایده «ساحت تجسمی طلسم ها» به عنوان منبعی نو و الهام بخش در گرافیک معاصر بهره برد؟ ظرافت و زیبایی این نقوش و تصاویر، ذهن را به سوی هنر سوق می دهد و دقیقاً در همین گذار است که آن ها دیگر از هویت علوم غیبی خود گسیخته، به وادی هنر گام می نهند. ازاین رو، می توان ساحت تجسمی طلسم ها را در زمره یک اثر هنری نقد و تحلیل کرد. همچنین، برای خوانش معنا و مفهوم نهفته در آثار و اثبات این موضوع، از نظریه ضمیر پنهان یونگ بهره گرفته ایم و بر این باوریم که می توان با تحلیل کهن الگوهای موجود و شناخت صحیح ماهیت هر یک، به ارائه ایده و آثاری نو در گرافیک معاصر پرداخت. روش تحقیق این پژوهش ازنظر هدف کیفی و از منظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است و جنبه ای کاربردی دارد. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده و با رویکرد نظری ضمیر پنهان یونگ، آثار تحلیل و بررسی شده اند. نتایج این پژوهش، با توجه به تحلیل ها و یافته های به دست آمده، نشان می دهد گستره تجسمی غنی نقوش و کهن الگوهای موجود در تصاویر طلسم ها و نیز ماهیت معنایی و مفهومی آن ها با برداشت صحیح هنرمند در حوزه گرافیک به عنوان ایده ای نوین در طراحی گرافیک، ازجمله طراحی پوسترها، نشانه ها و غیره به خوبی استفاده شده است.
گونه شناسی معماری مساجد تاریخی استان کرمان بر مبنای ساختار فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استان کرمان با ریشه های عمیق در تاریخ و تمدن ایران، میراث فرهنگی ارزشمندی را در خود جا داده است و در این میان، مساجد به عنوان یکی از مظاهر اصلی تاریخی و فرهنگی، همواره جایگاه خاصی داشته اند. با این حال، به نظر می رسد مساجد کرمان آنچنان که شایسته است مورد مطالعه و توجه قرار نگرفته اند. لذا این پژوهش، با هدف شناخت بیشتر و گونه شناسی مساجد استان کرمان، آغاز شد و در این راستا از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی استفاده شد. کلیه مساجد ثبتی و تاریخی استان کرمان، از صدر اسلام تا پایان دوره پهلوی اول مورد بررسی قرارگرفت. در بررسی و جمع آوری اطلاعات اولیه، 42مسجد مورد شناسایی قرارگرفت. ولی باتوجه به تخریب بعضی مساجد و یا فقدان مدارک لازم در نهایت 33مسجد مورد بررسی نهایی قرارگرفت. مساجد بر اساس عناصر و اندام های فضایی و همچنین به لحاظ محصوریت فضایی مورد بررسی قرارگرفتند. در نتیجه این تحقیق، مساجد استان کرمان به سه گونه اصلی شامل مساجد تک فضایی و تنها دارای فضای بسته، مساجد با فضای باز و بسته و مساجد با فضای باز، نیمه باز و بسته تقسیم شدند. هر گونه، با توجه به نوع اندام فضایی که از آن برای ایجاد محصوریت، استفاده شده است، به زیرگونه های متفاوتی تقسیم شد و حالاتِ مختلف هر زیرگونه براساس نوع استقرار و چیدمان فضاها، تشریح شد.
ارتقای عملکرد لرزه ای ابنیه خشتی تاریخی (نمونه موردی: برج کبوتر استوانه ای امینی در روستای وِلاشان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معماری اقلیم گرم و خشک سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۹
199 - 224
حوزههای تخصصی:
در طول سالیان متمادی، ساختارهای خشتی به عنوان الگویی رایج در تاریخ معماری ایران موردتوجه بوده اند. تا جایی که امروزه بخش قابل توجهی از این بناها به عنوان گونه ای حائز اهمیت از میراث معماری ایران شایسته حفاظت تلقی می گردند. یکی از چالش های جدی این گونه ساختمان ها حفاظت از آن ها در برابر مخاطرات طبیعی به ویژه دررابطه با زمین لرزه است. تاکنون بیشتر به ارتقای عملکرد لرزه ای بناهای خشتی مسکون انسانی در قیاس با دیگر انواع این گونه بناها پرداخته شده است. هدف این پژوهش بررسی استحکام بخشی لرزه ای کبوترخانه ها به عنوان میراث خشتی در حوزه میراث کشاورزی با تمرکز بر کبوترخانه امینی ولاشان است. مرور ادبیات موجود حاکی از فقدان پژوهش کافی در زمینه بررسی آسیب پذیری لرزه ای کبوترخانه هاست. پژوهش از حیث هدف از گونه پژوهش های کاربردی محسوب می شود. داده های موردنیاز تحقیق از طریق مطالعات کتابخانه ای و میدانی به دست آمده و راهبرد مورد اتکای آن از نوع استقرایی است. همچنین تجزیه وتحلیل اطلاعات باتکیه بر مدل سازی رایانه ای و با روش توصیفی - تحلیلی صورت پذیرفته است. پس از مطالعه مستندات موجود درباره تاریخ و معماری برج های کبوتر و تکنیک ها و مصالح بومی به کاررفته در ساخت، آسیب شناسی انجام شده است. نتایج بیانگر عملکرد ضعیف سازه موجود در زلزله های آینده و ایجاد خسارات مشابه در صورت مرمت نمودن بدون مقاوم سازی است. نتایج تحلیل لرزه ای تحت تأثیر چهار رکورد زلزله در برج کبوتر امینی نشان داد، مدل تقویت نشده در برابر زلزله پایدار نمی ماند و پس از آن باتوجه به ضعف های موجود در سازه دچار گسیختگی کامل می شود؛ در نمونه تقویت شده با قراردادن یک عنصر افقی تقویت کننده چوبی و با کمترین مداخله ممکن، میزان تنش و جابه جایی در سازه به صورت نسبی کاهش یافت، لازم به ذکر است تنها با اعمال یک کلاف افقی چوبی سازه نسبت به مدل بدون تقویت نشده در برابر رکوردهای زلزله پایدار نماند و نیاز است تعداد بیشتری عناصر چوبی به صورت افقی و قائم به سازه اعمال شود تا در برابر زلزله های آتی پایدار بماند.
مطالعۀ تطبیقی تعامل موسیقی و روایت در انیمیشن های موزیکال (بررسی موردی: قصه های ریرا و اِزمِی و روی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶
67 - 91
حوزههای تخصصی:
موسیقی به عنوان زبانی جهانی، همواره در زندگی بشر جایگاهی پررنگ داشته و آثار عمیقی بر هنرها ازجمله سینما و انیمیشن، بر جای گذاشته است. در انیمیشن های موزیکال موفق جهان، موسیقی به مثابه ابزاری فعال در پیشبرد روایت کاربرد دارد. براین اساس، بررسی نقش روایی موسیقی در انتقال مفاهیم فرهنگی اجتماعی به کودکان، اهمیت ویژه ای می یابد. پژوهش حاضر با روش کیفی، به تحلیل نقش موسیقی در ساختار روایی انیمیشن های موزیکال کودکان پرداخته و دو نمونه موفق خارجی و داخلی، مجموعه اِزمِی و روی و قصه های ریرا را به صورت تطبیقی مقایسه می کند. چارچوب نظری بینارشته ای این مطالعه، متکی بر نظریات ژانر موزیکال ریک آلتمن ، تحلیل حالات موسیقایی فیلیپ تگ و روایت شناسی مایکل تولان است. یافته ها نشان می دهند که موسیقی در قالب های ساده و قابل فهم برای کودک و با بهره برداری مناسب از پارامترهای موسیقایی، می تواند هم زمان با گره گشایی داستان و بر اساس ساختار سه پرده ای «تعلیق، اقدام، حل»، نقشی تعیین کننده در انتقال مفاهیم فرهنگی و اجتماعی ایفا کند. در اِزمِی و روی ، تعبیه یک ترانه ثابت در نقطه عطف و یک ترانه متغیر در دیگر بخش های روایت، موجب جذابیت بیشتر شده و پیوند عاطفی کودک با شخصیت ها را نیز تقویت می کند. در مقابل، قصه های ریرا باوجود جذابیت فرهنگی، به دلیل عدم استفاده از خواص دیالوگی فرم موسیقایی، کم توجهی به اهمیت طنین و تونالیته در بازگویی روایت و اتکای بیش ازحد به روایت کلامی، از ظرفیت کامل موسیقی در روایت بهره نمی برد. بهره برداری از این الگوها، مسیری موفق برای درک نقش موسیقی در انیمیشن های کودکانه ارائه کرده و به ارتقای استانداردهای تولید آثار موزیکال داخلی یاری می رساند.
تحلیل الگوهای سنتی ژاپنی در طراحی شخصیت های مانگا وان پیس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه حکمت هنر دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶)
101 - 116
حوزههای تخصصی:
مانگا وان پیس، اثر ائیچیرو اودا، اثری محبوب و شناخته شده در جهان است، تعداد قسمت های این مانگا از هزار قسمت فراتر رفته و از آن، انیمه ای با همین نام توسط استودیو توئی انیمیشن ساخته شده است. باتوجه به افزایش محبوبیت مانگا در سراسر جهان، مقاله حاضر به بررسی بازتاب الگوهای سنتی ژاپن در این مانگا می پردازد. باوجود جهانی شدن فرهنگ و تأثیرات بین المللی بر صنعت مانگا، اودا موفق می شود عناصر فرهنگی و تاریخی ژاپن را در قالب داستانی جذاب و فانتزی به تصویر بکشد. هدف اصلی این پژوهش واکاوی نحوه بازتاب الگوهای سنتی ژاپن در طراحی شخصیت ها، موجودات و فضاسازی مانگای وان پیس است و با رویکرد توصیفی تحلیلی به این پرسش پاسخ می دهد که «الگوهای سنتی ژاپنی چگونه در طراحی شخصیت های مانگا وان پیس بازتاب یافته اند؟» این مقاله با تحلیل شخصیت ها، روایت ها و نمادهای موجود در وان پیس، نشان می دهد که چگونه مفاهیمی همچون احترام به طبیعت، ارزش های سامورایی، آیین، پوشش، معماری، همبستگی گروهی و ارزش های خانوادگی ریشه دار در فرهنگ ژاپن، در این اثر نمود می یابند. تأثیرات تاریخی مانند دوره های فئودالی و نبردهای سامورایی در طراحی دنیای داستانی و شخصیت های مانگا مشهود است. نتایج نشان می دهد که وان پیس نه تنها به عنوان یک اثر سرگرم کننده، بلکه به عنوان بازتابی از هویت فرهنگی ژاپن، موفق به جذب مخاطبان جهانی می شود. این مقاله بر اهمیت حفظ و انتقال ارزش های سنتی در قالب های مدرن هنری تأکید می کند و نقش مانگا را به عنوان پلی بین گذشته و حال فرهنگ ژاپن برجسته می سازد.
مطالعه موردی انطباق ترانه های قدیمی با ممیزی های فعلی کلامِ آثار موسیقایی در حقوق ایران
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
127 - 153
حوزههای تخصصی:
حقوق اداری ایران برای مواجهه با محصولات فرهنگی و هنری، همواره بر پایه نظام صدور مجوز بوده است. لذا اساساً محصولات فرهنگی و هنری تولید شده بدون مجوز رسمی از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و زیرمجموعه های آن را نه تنها به رسمیت نمی شناسد، بلکه آن را جرم هم تلقی می کند. تولید آثار موسیقایی باکلام هم از این قاعده، مستثنی نیست. با این تبصره که برای بررسی و مجوزدهی ترانه های آثار، قانون خاصی وجود ندارد و مقرره ای محل تامل به تاریخ 3/6/1400 مصوب وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، ملاک است. اما سلیقه هیأت تصمیم گیر نیز، نقش پررنگی در فرایند صدور مجوز دارد. این پژوهش ضمن استخراج و گروه بندی ملاک های ممیزی کلام در آثار موسیقایی از میان رویه های موجود در کنار آیین نامه یادشده، به تطبیق و تحلیل کارهای اجرا شده توسط یکی از خواننده های موسیقی پاپ ایرانی در دهه 1350 تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی پرداخته تا مشخص شود چه میزان از این آثار با معیارهای امروزین ممیزی جهت دریافت مجوز، تطابق دارد. در این مقاله، 47 اثر خواننده که در سال های 1350 تا 1357 اجرا شده اند، با نگاه سنجه های ممیزی وزارت فرهنگ و رویکردی سخت گیرانه، مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد نیمی از ترانه ها اساساً هیچ مشکلی با توجه به معیارهای امروز ممیزی نداشته و قابلیت اخذ مجوز دارند. بنابراین اگر پای عوامل فراحقوقی در میان نباشد و صرف آثار و کلام، مطمح نظر باشد، در بسیاری از موارد، منعی برای دریافت مجوز ندارد و برای بعضی آثار هم با اعمال اصلاحاتی مختصر، می توان مجوز گرفت.
نقش قدرت در بازتولید غیر رسمیت قشر فرادست در نظام برنامه ریزی شهری: تحلیل گفتمان حق مکتسبه در بازنگری طرح منطقه ثامن مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شهری دوره ۱۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۵
35 - 50
حوزههای تخصصی:
در دهه اخیر، غیر رسمیت به یکی از مهم ترین مسائل توسعه های شهری به ویژه در جهان جنوب تبدیل و با ارائه مفهوم "غیررسمیت قشرفرادست" به فراتر از حوزه فقر شهری گسترده شده است. در این بستر، بسیاری از محققان در تبیین ارتباط قدرت و غیر رسمیت شهری نقش دولت را در تعلیق قانون برجسته کرده اند. اخیراً این نگاه به دلیل فهم تقلیل گرایانه از قدرت و عدم توجه به شبکه پیچیده بازیگران درون و بیرون دولت نقد شده و ضرورت بسط رویکرد غیرمرکزگرا به غیررسمیت شهری مطرح گردیده است. در این راستا، این مقاله با بسط این فرضیه بر اساس تفکرات فوکو که تمییز قانون مداری/ناقانون مداری یک رویه گفتمانی برساخته قدرت است، تلاش می نماید چگونگی تقابل پیچیده بازیگران قدرت بر روی قانون را در بستر غیررسمیت شهری قشرفرادست تبیین کند. بدین منظور با استفاده از روش تحلیل گفتمان، مطالعه درون گفتمانی (جایگاه سوژه ها، ابژه ها و مفاهیم)، میان گفتمانی و فرا گفتمانی حق مکتسبه در بازنگری طرح بهسازی و نوسازی بافت پیرامون حرم رضوی (منطقه ثامن) صورت گرفت. یافته ها نشان داد که منازعات بازیگران قدرت درون و بیرون دولت مولد گفتمان های حقیقت متقابلی از قانون مداری/نا قانون مداری است که هرکدام جایگاه مشروع تصمیم گیری درباره حق مکتسبه، نحوه تفسیر قانون حق مکتسبه و نوع حقی را که تحت لوای حق مکتسبه باید استیفا شود را به نحو متفاوتی تبیین می نمایند. نتایج نشان می دهد که تقابل گفتمانی قدرت بر روی قانون مداری ریشه در دوگانگی درونی نظام رسمی برنامه ریزی شهری درباره جایگاه های تصمیم گیری محلی/ مرکزی، تمییز منافع عمومی/ خصوصی، پذیرش/ عدم پذیرش تبعات اعمال قانون، سازوکارهای عرفی مقررات زدایی/ سازوکارهای رسمی مقررات گرایی دارد. این تضاد درونی منجر به ایجاد تقابل قدرت در بستر سیاسی _ اجتماعی شده که در نتیجه آن عرصه ای فراهم می شود که قشر فرادست در جایگاه تصمیم گیری رسمی قرار گرفته، منافع آن ذیل منافع عمومی بازتعریف شده و قانون به نفع قشر فرادست تفسیر شود. بدین ترتیب توسعه های غیرقانونی قشرفرادست قانونی شده و غیررسمیت در بستر تضاد درونی نظام رسمی برنامه ریزی شهری بازتولید می شود.
تحلیل نقش رنگ در ادراک منظر گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گردشگری فرهنگ دوره ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۲
6 - 19
حوزههای تخصصی:
منظر در گردشگری به عنوان عنصر کلیدی ایجاد تجربه ای غنی و به یادماندنی، نه تنها ویژگی های طبیعی (کوه ها، دریاها، جنگل ها) بلکه میراث فرهنگی، معماری و محیط های انسان ساخت را شامل می شود. این مفهوم تأثیر مستقیمی بر ادراک گردشگران و رضایت از سفر دارد. در این میان، رنگ به عنوان جنبه ای بنیادین در تعریف منظر، قادر به برانگیختن احساسات، نمایش هویت فرهنگی و تأثیرگذاری بر رفتار گردشگران است (مانند تأثیر رنگ های گرم بر افزایش انرژی یا رنگ های سرد بر القای آرامش). بااین وجود، نقش رنگ در منظر گردشگری علی رغم اهمیت آن، کمتر بررسی علمی شده است. این پژوهش با هدف تحلیل نقش رنگ در طراحی و ادراک منظر گردشگری و با تمرکز بر سه پرسش محوری انجام شده است: چگونه می توان از رنگ به عنوان ابزار استراتژیک برای تقویت تجربه گردشگران بهره برد؟ چه عواملی در طراحی منظر رنگی مقاصد گردشگری باید مدنظر قرار گیرند؟ چه تفاوت هایی میان تأثیر رنگ بر مناظر طبیعی و مناظر فرهنگی وجود دارد؟ در نهایت ارائه راهکارهایی برای بهبود هویت بصری مقاصد گردشگری است. این مقاله با روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و مرور سیستماتیک پریسما منابع (۲۰۰۰-2025) از پایگاه های داده استنادی اسکوپوس (Scopus)، وب آف ساینس(Web of Science) و مقالات علمی-پژوهشی داخلی پرداخته است. معیار شمول، انطباق با اهداف و پرسش های پژوهش بوده و به صورت هدفمند، با تمرکز بر ادبیات مرتبط با طراحی منظر، روانشناسی رنگ و گردشگری انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد معیارهای کلیدی در طراحی منظر رنگی گردشگری عبارتند از: تنوع رنگ ها و تعادل در استفاده از آن ها، تأثیر رنگ بر ادراک فضا و ایجاد نقاط کانونی، به کارگیری رنگ های گرم و روشن برای جذابیت بصری، توجه به تغییرات فصلی و جلوگیری از یکنواختی. این معیارها پیوند میان طراحی بصری و تجربه گردشگران را تقویت می کند و راهکارهایی عملی برای ارتقای هویت بصری مقاصد ارائه می دهند.
ساختارهای تخیل در فیلم ماهی بزرگ اثر تیم برتون با تاکید بر آراء ژیلبر دوران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بازنمایی و تحلیل ساختارهای خیالی فیلم ماهی بزرگ اثر تیم برتون، با بهره گیری از نظرات ژیلبر دوران می پردازد. کسی که توانست خوانشی تخیّلی از متون کلامی و تصویری، با استفاده از دو منظومه روزانه و شبانه ارائه دهد. تکرارها و حشوهای معنایی را پیدا کند و آنگاه شباهت آنها را به طور ضمنی مشخص کند. لذا مسئله بنیادی آن است که کارکرد اصلی طرح تخیل در فیلم ماهی بزرگ چیست و چگونه می توان تصاویر هنری این فیلم را، بر اساس نظریات ژیلبر دوران، طبقه بندی کرد. بر این بنیان، هدف پژوهش حاضر، شناسایی رابطه میان خیال (اِدوارد بلُوم) و امر واقع (ویلیام بلُوم) در بستر رویدادهای داستان با استفاده از دو منظومه روزانه و شبانه ارائه شده توسط ژیلبر دوران می باشد. پژوهش حاضر با رویکردی بنیادی و با روش توصیفی– تحلیلی بر موضوع تمرکز کرده و هم چنین داده ها بر مبنای مطالعه کتابخانه ای و الکترونیکی گردآوری شده است. یافته های این پژوهش بر این اذعان دارد که با بهرمندی از نظرات ژیلبر دوران، می توان دریافت که نگاه تخیل پرداز کارگردان، تا حدودی از ساختارهای منظومه روزانه و شبانه تخیل، اثر پذیرفته است. به نظر می رسد درمیان ساحت های سه گانه انسان ، قوه خیال واسطه ای میان ساحت انسانی و ساحت روحانی و به عبارتی، مرحله برزخی است.
اثر شاخص های ناپایدار حرارتی جداره های ساختمانی بر میزان مصرف انرژی؛ بررسی موردی: خانه مسکونی در اقلیم گرم و خشک بیرجند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۶
98 - 121
حوزههای تخصصی:
انتقال حرارت ازطریق جداره های ساختمان ها سهم زیادی در میزان مصرف انرژی دارند و عملکرد حرارتی آن ها در برقراری آسایش حرارتی فضاها مؤثر است. انتقال حرارت جداره ها به طور مستقیم بر میزان بار حرارتی ساختمان تأثیرگذار است. در این پژوهش تلاش شده که بتوان با تشخیص رفتار حرارتی مصالح در کاهش مصرف انرژی ازطریق جداره های خارجی، به عملکرد مطلوبی دست یافت. در شرایط ناپایدار حرارتی شاخص های متعددی چون ضریب انتشار حرارت، گرمای ویژه حجمی و ضریب سطح وجود دارند که با محاسبات، اثر هرکدام بر میزان مصرف انرژی ساختمان مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که ضخامت مؤثرتر از نوع مصالح به کار رفته در جداره است. پذیرش حرارتی، ضریب سطح و زمان انتقال حرارت به هوای داخل، با ضخامت جداره ارتباط محسوسی ندارند. همچنین، با طراحی واحد مسکونی در اقلیم بیرجند، اثرات هریک از شاخص های ناپایدار حرارتی در میزان مصرف انرژی شبیه سازی شد. نتایج نشان داد که شاخص های ضریب انتشار حرارت، پذیرش حرارتی و گرمای ویژه حجمی، اثرات مستقیم و ضریب سطح، زمان تأخیر تابشی آن و زمان انتقال حرارت به هوای داخل اثرات معکوسی بر میزان مصرف انرژی سرمایش و گرمایش دارند. شاخص های ضریب کاهش و زمان تأخیر آن، اثر محسوسی بر مصرف انرژی ساختمان نداشته اند.
نقد فرمالیستی و نشانه شناسانه اثر مدیریت زمان از الکساندر گورلیزکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
95 - 106
حوزههای تخصصی:
الکساندر گورلیزکی از جمله هنرمندان اروپایی است که در سال های اخیر با تأثیر از نگارگری هند، دست به خلق آثار متعددی زده است. مدیریت زمان یکی از نقاشی های فیگوراتیو این هنرمند بریتانیایی است که به لحاظ فرمی و نشانه های به کار رفته در آن، به نظر می رسد بیانگر فضای ذهنی هنرمند می باشد و قابلیت هایی برای نقد و مطالعه بیشتر را دارا است. جهت گردآوری اطلاعات دراین پژوهش ازمصاحبه شخصی نگارنده با الکساندرگورلیزکی، منابع کتابخانه ای، منابع معتبر اینترنتی و همچنین مقالات چاپ شده در نشریات علمی پژوهشی استفاده شده است. این پژوهش از نظر شیوه پردازش اطلاعات پژوهشی، توصیفی-تحلیلی است و در جهت پاسخ دادن به این پرسش صورت گرفته است که در اثر مدیریت زمان به عنوان یک نظام نشانه ای، هرکدام از عناصر تصویری به طور مستقل و در ارتباط با یکدیگر بر چه چیزی دلالت دارند؟ همچنین در اثر مدیریت زمان ساختار و فرم اثر چه ارتباطاتی را می تواند با این نظام نشانه ای داشته باشد؟ اثر مدیریت زمان از میان آثار نقاشی فیگوراتیو گورلیزکی که از سال 2014 تا 2015 میلادی در نمایشگاهی با عنوان ما یکی هستیم در گالری اریک موشه به نمایش گذاشته شده اند، به این منظور انتخاب شده است که به خوبی نمایانگر سبک شخصی هنرمند در نقاشی های فیگوراتیو او است.
سبک فضاهای معماری مسکونی و تالار بار عام محوطه اشکانی قدکودان در کرانۀ رودخانۀ زاب کوچک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۹)
81 - 107
حوزههای تخصصی:
قدکودان یکی از محوطه های دوران پارت در منطقه پیرانشهر و از مهم ترین استقرارگاه های حوضه آبگیر سد کانی سیب پیرانشهر در شمال غرب است، که در یک دره میان کوهی باریک و برروی بلندی های طبیعی واقع شده است. رودخانه زاب کوچک با فاصله 200متری در شرق آن در جریان است. کاوش های باستان شناسی این محوطه طی سه فصل متوالی صورت گرفت و منجر به کشف فضاهای معماری مسکونی شامل تالار مرکزی و مطبخ گردید. محوطه مذکور در دوره اول استقرار خود، دارای ساختارهای معماری سنگ چین بزرگ با فضاهای متعدد معماری متعلق به دوره اشکانی بوده، سپس در دوران اسلامی به عنوان گورستان مورداستفاده قرار گرفته است. مطالعه و مقایسه سفال های قدکودان (سوغانلو)، نشانگر تعلق و شباهت سبکی آن ها با مواد فرهنگی دوره پارت است که پیش تر در همین منطقه جغرافیایی از محوطه های هم زمان به دست آمده بود. نظر به قرار داشتن محل مورد مطالعه در مسیر جاده ابریشم که به عنوان یک شاهراه تجاری بین شرق و غرب در دوره پارت شکل گرفته، تأثیر سبک شناختی و فرهنگی داده های این محوطه با دیگر مراکز استقراری پارتیان قابل شناسایی است. نتایج کاوش قدکودان که طی آن گستره ای به ابعاد 23×15متر (345مترمربع) مورد کاوش باستان شناختی قرار گرفت، نشان از یک بافت استقراری گسترده پارت است. هدف اصلی این پژوهش ارزیابی کارکرد و تعیین قدمت بافت تاریخی قدکودان براساس شواهد باستان شناختی است و پاسخ به این پرسش های مهم که، چه عواملی موجب شکل گیری و توسعه این محوطه استقراری در حاشیه رودخانه زاب کوچک شده است؟ کیفیت ساخت ابنیه و ارتباط آن با سایر محوطه های هم افق در این منطقه چگونه است؟ درمجموع حسب مواد فرهنگی به دست آمده و ارزیابی ویژگی های بوم شناختی و جغرافیایی منطقه نشان داد که اشتراک سبک شناسی و اسلوب معماری به کار رفته در قدکودان نشان دهنده وجود یک سبک کاملاً کاربردی و مسکونی است که هیچ گونه تزئینات خاص در آن ایجاد نشده است. این پژوهش مبتنی بر داده های نویافته از کاوش باستان شناسی استوار است.
تحلیل اثرات کالبدی-عملکردی برنامه های توسعۀ مرکز شهر بر بافت تاریخی اطراف آن (نمونۀ مورد مطالعه: سبزه میدان شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
20-33
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: بافت های تاریخی شهرهای ایران، به ویژه در مراکز شهری، با چالش هایی همچون فرسودگی کالبدی و تغییرات عملکردی مواجه هستند. برنامه های توسعه مرکز شهر با هدف ارتقای کیفیت فضاهای عمومی و تقویت کارکردهای شهری اجرا می شوند، اما برخی موجب اختلال در ساختار تاریخی و کاهش انسجام اجتماعی محلات می شوند. این پژوهش با هدف بررسی اثرات برنامه توسعه سبزه میدان زنجان در دو بعد کالبدی و عملکردی بر ساختار مرکز تاریخی و بافت پیرامونی آن انجام شده است. روش تحقیق: روش تحقیق توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعه موردی است. جمع آوری داده ها با استفاده از منابع کتابخانه ای، اسناد و برنامه های توسعه به همراه بازدید میدانی و مشاهده رفتار افراد انجام و اطلاعات به دست آمده با روش تحلیل محتوا و استدلال منطقی موردبررسی قرار گرفته است. یافته ها: یافته های بررسی پروژه سبزه میدان زنجان نشان می دهد که هرچند این طرح با افزایش حضورپذیری، تعاملات اجتماعی و ارتقای کیفیت فضای شهری همراه بوده، اما با ایجاد فضاهای یکپارچه به جای شبکه خرد محله ای، سلسله مراتب تاریخی، مراکز محلات و فضاهای جمعی خرد را تضعیف کرده است. کاهش تنوع کاربری های اجتماعی، تجاری و مذهبی در سطح محلات و انتقال فعالیت ها به مرکز شهر، تمرکز عملکردی و افت حیات محله ای را در پی داشته و موجب اختلال در دسترسی محلی، کاهش امنیت و افزایش کاربران غیرمحلی شده است. بااین حال، مداخلات بخش جنوبی همچون پیاده راه سازی و احیای سبزه میدان، با بهبود دسترسی شهری و تقویت ارتباط بصری، حضورپذیری و فعالیت های اجتماعی در مقیاس فرامحله ای را تقویت کرده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش تأکید دارد که موفقیت برنامه های توسعه در بافت های تاریخی مستلزم توازن میان ملاحظات کالبدی و عملکردی، حفظ پیوندهای اجتماعی محله ای و تقویت کیفیت زیست است. این مطالعه نشان می دهد که مداخلات مکان محور و توجه به مؤلفه های توسعه مکان مند، می تواند ضمن ارتقای عملکرد شهری، به حفظ انسجام بافت تاریخی کمک کند.
تأثیر کالبد و مراتب فضایی در حس تعلق به مکان در مسجد مدرسه های دورۀ صفویه اصفهان (مطالعه موردی مسجد- مدرسه های چهارباغ، امام و حکیم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
73 - 88
حوزههای تخصصی:
کالبد و رعایت مراتب در فضاهای معماری یکی از مهمترین اصول در شکل گیری بناهای ایرانی می باشد که از نمودهای تفکرات و اندیشه های اسلامی مطرح و خصوصیات خاص سنت، دارای ابعاد مختلفی از آن گشته است؛ در فرهنگ اسلامی ایرانی مسجد-مدرسه ها جایگاه ویژه در معماری داشته اند، لذا در این راستا در دوره صفوی مدارس به عنوان مهمترین مراکز آموزشی در خدمت مساجد، به یکی از مهمترین انواع ابنیه تبدیل شدند. مفهوم توالی و سلسله مراتب در معماری اسلامی ایرانی همیشه مورد تاکید بوده و این اصل به طور خاص در کالبد مسجد-مدرسه ها مورد توجه معماران بوده است؛ توالی و سلسله مراتب فضایی می تواند منجر به احساس تعلق افراد به مسجد-مدرسه ها شود. لذا با توجه به تغییرات کالبدی مسجد-مدرسه ها در طول دوران، مفهوم و کاربست سلسه مراتب دچار تحول شده است. بنابراین با توجه به تاثیر سلسله مراتب بر احساس تعلق به مکان ضرورت دارد که ارتباط میان سلسه مراتب در مسجد-مدرسه ها با حس تعلق به مکان مورد بررسی قرار گیرد. لذا پرسش اصلی این پژوهش این است که تاثیر سلسله مراتب بر ایجاد حس تعلق به مکان در مسجد-مدرسه های دوره صفوی چیست؟ هدف نوشتار حاضر تاثیر کالبد و مراتب فضایی در حس تعلق به مکان در مسجد-مدرسه های دوره صفویه می باشد. روش گردآوری اطلاعات پژوهش، به لحاظ نوع نتایج توصیفی-تحلیلی و به لحاظ رهیافت تاریخی-تفسیری است که به شیوه تحلیل گونه شناختی و با شیوه گردآوری داده کتابخانه ای (اسنادی) و با ابزار نقشه خوانی، سندخوانی و فیش برداری انجام شده است،که ابتدا ارکان معماری مساجد را بررسی می کند. سپس نقش این اصول از جمله مراتب فضایی منطبق بر کالبد را بر حس تعلق به مکان در مسجد-مدرسه های شاخص دوره صفوی چهارباغ، امام و حکیم در اصفهان را به بحث خواهد گذاشت. نتایج تحقیق نشان می دهد که ترتیب، توالی و نظم درونی که شاکله ی کالبد را تشکیل می دهند سبب شده که افراد حس تعلق به مکان داشته باشند. بگونه ای که تغییر توالی و یا حذف سلسله مراتب باعث می شود ماهیت عناصر کالبدی به منظور ایجاد تعلق خاطر تغییر پیدا کند. لذا این تحول، درک از عناصر کالبدی در سلسله مراتب بطور صحیح صورت نگرفته و حس تعلق به مکان افراد را تحت تاثیر قرار می دهد.
مطالعۀ نمونه های کمتر شناخته شدۀ کاشی کاری در دورۀ ایلخانان و جانشینان آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۸)
65 - 91
حوزههای تخصصی:
بسیاری از ابنیه دوران ایلخانی و مظفری تا به امروز باقی مانده اند؛ اما آثار کاشی کاری برخی از آن ها دیگر بر بدنه بناها قرار ندارد، به موزه ها منتقل شده اند یا برای همیشه از بین رفته اند. درمیان ابنیه دارای تزئینات کاشی کاری این دوران، مواردی وجود دارد که در منابع نامی از آن ها برده نشده، یا بررسی های صورت گرفته از آن ها مختصر و مربوط به سال های دور است و وضعیت کاشی کاری آن ها تا به امروز بسیار تغییر کرده است. مقاله حاضر، با طرح این پرسش که، تزئینات کاشی کاری ناشناخته و کمتر شناخته شده دوران ایلخانی و مظفری شامل چه مواردی می شود و جایگاه آن ها در سیر و تحول کاشی کاری ایلخانی و مظفری چیست؟ با رویکردی تاریخی - تطبیقی، به معرفی، مستندنگاری و بررسی تزئینات کاشی کاری آن ها پرداخته است. داده های این پژوهش، براساس واکاوی منابع مکتوب و بررسی های میدانی در ایران کنونی، ازمیان ۶۴ بنا شناسایی و گردآوری شده اند. تأکید بر آثاری است که هم چنان در ابنیه باقی مانده اند و فاقد تاریخ دقیق هستند. در این راستا، ابتدا بناها به طور اجمالی معرفی شده اند، سپس تزئینات مورد نظر توصیف و شرایط کنونی آن ها ذکر شده و درنهایت، با مقایسه با موارد مشابه، تاریخی برای آن ها پیشنهاد شده است. در این بررسی ها مشخص شد انواع کاشی، مانند معرق، معقلی، تراش، تا انواع کاشی هایی ازجمله طلاچسبان و زرین فام، در ابنیه این دوران وجود دارند که هم چنان ناشناخته باقی مانده اند. مقایسه آن ها نشان می دهد درحالی که تأثیرات بین منطقه ای وجود داشته است؛ به طورمثال، -میان آذربایجان تا ورامین- سنت های منطقه ای نیز در جریان بوده اند.
از حیاط مرکزی تا قاب بندی های فضایی: تغییرات توده و فضای تهی در معماری مسکونی تهران
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تحول فضای تهی در معماری مسکونی تهران پرداخته و نقش آن را در ساختار فضایی بناها از گذشته تا معاصر تحلیل می کند. مسئله اصلی تحقیق، تغییر کارکرد و جایگاه فضای تهی در روند تکامل معماری مسکونی است؛ به ویژه در رابطه با تأثیر آن بر کیفیت فضایی، تعاملات اجتماعی و اصول طراحی معماری ایرانی. هدف اصلی پژوهش، شناسایی سیر تغییرات این فضاها و تطبیق آن با اصول سنتی معماری ایران است. روش تحقیق به صورت کیفی و مبتنی بر تحلیل تاریخی و تطبیقی است که از مطالعات کتابخانه ای، بررسی اسناد معماری و نمونه های منتخب بناهای تاریخی و معاصر بهره می گیرد. یافته های تحقیق نشان می دهند که در گذشته، فضای تهی به عنوان عنصر محوری در معماری مسکونی ایران، نه تنها از نظر اقلیمی و عملکردی بلکه به عنوان بستری برای تعاملات اجتماعی و ایجاد هویت فضایی نقش کلیدی داشته است. با گذر زمان و افزایش تراکم شهری، این فضاها دستخوش تغییر شده و در بسیاری از ساختمان های جدید، جایگاه خود را از دست داده اند. در برخی موارد، تلاش هایی برای بازتعریف فضای تهی در معماری معاصر دیده می شود که این فضا را نه تنها به عنوان عنصر عملکردی، بلکه به عنوان عاملی زیبایی شناختی و مفهومی در طراحی بناها مورد توجه قرار داده اند.
تحلیل شیوه های برداشت از تاریخ در معماری ایران در دوره های پهلوی اول و دوم
حوزههای تخصصی:
معماری ایران در دوران پهلوی شاهد تغییرات گسترده ای است، تلفیق عناصر تاریخی و سبک های مدرن غربی تلاشی برای تعریف هویت نوین در معماری است. این دوران، بستری برای بازنمایی تاریخ و فرهنگ ایران در قالب معماری معاصر فراهم کرد به طوری که هم زمان تحت تأثیر سیاست های ملی گرا و مدرنیزاسیون قرار داشت. مسئله اساسی این پژوهش، بررسی شیوه های مختلف برداشت از تاریخ در معماری این دوره و تأثیر آن بر شکل گیری هویت معماری معاصر ایران است. تحقیق حاضر با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و روش اسنادی-تاریخی، به تحلیل کالبدی بناها و مطالعه زمینه های اجتماعی و سیاسی پرداخته است. منابع کتابخانه ای، تحلیل اسناد تصویری و بازدیدهای میدانی از بناهای شاخص، داده های اصلی تحقیق را فراهم کرده است. یافته ها نشان می دهد که شیوه های برداشت از تاریخ در معماری پهلوی شامل استفاده مستقیم از نمادهای باستانی، ترکیب عناصر سنتی و مدرن و تلفیق سبک های مختلف غربی با معماری ایرانی بوده است. این برداشت ها، گرچه در برخی موارد با نقدهایی مواجه شدند، اما توانستند نقش مؤثری در شکل دهی به هویت معماری معاصر ایفا کنند. بسیاری از بناهای خلق شده در این دوره بازتابی از تلاش برای توازن میان سنت و مدرنیسم است.
فراترکیب مؤلفه ها و معیارهای زیبایی شناسی زیستی در محیط های مسکونی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در چند دهه اخیر مطالعات پیرامون محیط های مسکونی و بحران در ساختارهای معماری و شهرسازی ایران موضوع بحث و گفتگو میان صاحب نظران بوده است. مطالعات پیشین نشان می دهند که ازیک سو ارزش های زیبایی شناسانه یکی از عوامل مؤثر در ارتقای کیفیت محیط های مسکونی محسوب می شوند و از سوی دیگر، بررسی تحقیقات انجام شده و منابع مرتبط، نشان از عدم وجود مؤلفه ها و معیارهای روشن و مشخص در تبیین زیبایی شناسی زیستی دارد. هدف از پژوهش حاضر شناسایی مؤلفه ها و معیارهای زیبایی شناسی زیستی در محیط های مسکونی است. این مهم، از طریق استخراج معیارهای مذکور از پیشینه پژوهش زیبایی-شناسی معماری امکان پذیر شده است. این پژوهش از نوع کاربردی بوده و رویکرد روش شناختی آن کیفی است. همچنین راهبرد اتخاذ شده، روش فراترکیب (متاسنتز) سندلوسکی و بارسو می باشد. ابزار گردآوری داده ها و اطلاعات، پژوهش های پیشین هستند که از میان 623 مقاله شناسایی شده در مرور نظام مند ادبیات تحقیق چهار دهه اخیر در پایگا ه داده های الکترونیکی، 77 مقاله و کتاب منطبق با معیار های انتخاب و ورود، مورد بررسی قرار گرفته اند. در ادامه، به منظور تعیین روایی محتوایی پژوهش با استفاده از ضریب لاوشه (CVR) و نظرسنجی از 15 نفر از خبرگان، اعتبار درونی مؤلفه ها و معیارها تعیین شد. این نتایج پس از شناسایی، کدگذاری و مقوله بندی، در قالب مدل مفهومی زیبایی شناسی زیستی دسته بندی و ارائه شده اند. نتایج بیانگر این هستند که مؤلفه زیبایی شناسی زیستی را می توان بر اساس چهار مؤلفه زیبایی شناسی ادراکی، زیبایی شناسی شناختی، زیبایی شناسی اجتماعی و زیبایی شناسی جزء بیولوژیکی (زیستی)، سیزده معیار و چهل و هشت زیرمعیار شناسایی و تحلیل کرد.