فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۸۱ تا ۱٬۸۰۰ مورد از کل ۳۰٬۲۶۶ مورد.
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۶
558 - 577
حوزههای تخصصی:
خوانش شعر از منظر نشانه- معناشناسی و با بهره گیری از مفاهیم زیباشناختی هنر شعری، در روشن کردن لایه های پنهان و معنای نامکشوف شعر به خواننده کمک می کند. گاه معنا در شعر، دنیایی ناشناخته است و هسته معنا، ماتریسی ساختاری در شعر پدید می آورد و معنای شعر از تعامل خواننده، الگوی دریافت معنا و فرایند خواندن شعر، ساخته می شود. ماتریس ممکن است یک واژه خاص باشد و یا یک جمله را دربر گیرد و هر شعر با چند روایت خاص به صورت تداعی های قراردادی با ماتریس خود در پیوند باشد که به این روایت ها، هیپوگرام می گویند؛ هیپوگرام ها وظیفه وحدت بخشی به شعر را برعهده دارند. در این پژوهش با نگاهی زیباشناختی به تحلیل نشانه- معنا شناسی شعرِ «جاده آن سوی پل» احمد شاملو برپایه الگوی نشانه شناسی مایکل ریفاتر می پردازیم؛ سه منظومه اصلی این شعر یعنی «شاعر»، «دِه» و «بی تحرّکی و ایستایی جامعه» سبب روشن شدن معنا می شود و دیگر عناصر شعری، معنابن «مرا دیگر انگیزه سفر نیست» را تبیین می کند. شاعر در این شعر، در جامعه گرفتار شده است و برای رهایی از این جامعه همه جوانب را می سنجد امّا در میانه راه احساس می کند تمامی اشیاء و اطرافش را، ایستایی و سکون فرا گرفته است؛ شاعر چاره ای برای رهایی از این سکون نمی یابد و او را به معبد تنهایی خود فرامی خواند. یکی از دستاوردهای این پژوهش این است که مایکل ریفاتر از رویکرد نشانه شناسی به کشف لایه های پنهان متن می پردازد و ازاین رو، رویکرد او را می توان در چارچوبِ نشانه- معناشناسی جای داد. به طور کلی می توان بیان کرد که عناصر به کار رفته در این شعر سبب پیدایش سه منظومه حضور دارند و در مجموعه نخست، شش ترکیب، در مجموعه دوم، ده ترکیب و در مجموعه سوم، 9 ترکیب به ترتیب هسته را تشریح و همین امر، راهی درست برای رسیدن به درک عمیق و دریافت پیام و رمزگان نهفته در شعر ایجاد کرده است.اهداف پژوهش:بررسی زیباشناسی ساختاری معنا در شعر.حلّ معمای معنا در شعر شاملو.سؤالات پژوهش:با توجّه به الگوی مایکل ریفاتر، چگونه می توان به تحلیل زیباشناختی و نشانه شناختی شعر احمد شاملو پرداخت؟رویکرد نشانه- معناشناسیِ مایکل ریفاتر، چه کاربردی در کشف لایه های پنهان شعر معاصردارد؟
مواجهه دریدا با برنامه پدیدارشناسی هوسرل در تحلیل هنرهای تجسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش هنر سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۷
۸۲-۷۳
حوزههای تخصصی:
راهبرد اصلی دریدا، واکاوی بنیادی گفتمان متفکرانی چون افلاطون است که متافیزیک حضور شالوده اصلی نظریاتشان بوده و یا متفکری چون هوسرل که سعی داشته اند از متافیزیک حضور گذر کنند. در این پژوهش بخشی از پدیدارشناسی هوسرلِ متقدم که مورد اهتمام برنامه واسازی دریدا بوده مطرح می شود؛ ابتدا نقد دریدا به مفاهیم آگاهی و معنا در اندیشه هوسرل ارزیابی شده و سپس در بخش دوم مبتنی بر واسازی دریدا، از مفاهیم آگاهی و معنا در پدیدارشناسی و به کارگیری مفاهیمی چون ردپا و تعویق دو اثر منتخب نقاشی از آثار علیرضا اسپهبد و نیکزاد نجومی بررسی و تحلیل می شوند. ارزیابی تمایز میان دو رویکرد پدیدارشناسی و واسازی به منظور دستیابی به دلالت های تازه و به طور کلی روش نقد جدید برای تحلیل متن یا هنرهای تجسمی هدف این پژوهش است. روش جمع آوری اطلاعات، برگرفته از داده های کتابخانه ای و اینترنتی و روش نگارش، به صورت کیفی و توصیفی-تحلیلی مبتنی بر به کارگیری راهبرد واسازی است. در اینجا پیوند نظریه های فلسفی با تحلیل آثار تجسمی، مواجهه ای نوین را مطرح می سازد. با واسازی دو مفهوم آگاهی و معنا در رویکرد پدیدارشناسی و تحلیل دو اثر منتخب از نقاشان معاصر ایران، درمی یابیم که معنای عناصر در اثر هنری نه بر اساس آگاهیِ کلی و دربرگیرنده و دلالت های قطعی است که به ماهیات و ذوات در پدیده ها می رسد؛ بل بر اساس معانی تازه ای است که از دگرگون سازی سلسله مراتب مشخص به دلالت های نامتعین به صورت ردپایی زنجیرواریایایای در تفسیر مکرر اثر تجسمی با تعویق به دست می آید و از این رهگذر دریچه ای تازه برای نقد و بررسی هنرهای تجسمی میسر می شود.
نمودهای تعالی و تباهی در اشعار نصرت رحمانی و نقاشی معاصر ایران با رویکرد نظریه روانکاوی اریک فروم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
200 - 216
حوزههای تخصصی:
بررسی شخصیت و نمودهای تعالی و تباهی بر پایه روانشناسی، یکی از حوزه های بینارشته ای است. در همین راستا، آثار ادبی و هنری که ریشه در واقعیت های اجتماعی جوامع بشری دارند و بیانگر برخی از مسائل فرهنگی، اجتماعی و هنجارهای درون اجتماع و افراد می باشند، بسیار موردتوجه واقع شده است. در این پژوهش که به شیوه تحلیلی و توصیفی نوشته شده است، نمودها و نشانه های تعالی و تباهی در اشعار نصرت رحمانی و نقاشی معاصر ایران بررسی شده است و با رویکرد نظریه «روانکاوی شخصیت» اریک فروم مورد تحلیل قرار گرفته است. اریک فروم یکی از نظریه پردازان بزرگی است که اندیشه ها و تئوری های او درزمینه روانکاوی و خاصه مقوله شخصیت، بسیار حائز اهمیت است. نتایج به دست آمده از این پژوهش که با بررسی دقیق مجموع اشعار نصرت رحمانی انجام شده است، بیانگر آن است که نصرت به نشانه های تباهی بیشتر از نشانه های تعالی در اشعار خود توجه کرده است. او به مرگ، بیگانگی و کناره گیری از جامعه، یأس و ناامیدی، ویرانگری و خشونت، خودآزاری بسیار توجه دارد و به مقولاتی ازجمله عشق، وجدان، روابط همزیستی و هویت که از نشانه های تعالی شخصیت در نظریه فروم هستند، توجه چندانی نشان نداده است. در نقاشی معاصر ایران به صورت توأمان دو مقوله تعالی و تباهی توجه شده است.اهداف پژوهش:بررسی نمودهای تعالی و تباهی در اشعار نصرت رحمانی با رویکرد نظریه روانکاوی فروم.بررسی نمودهای تعالی و تباهی در نقاشی معاصر ایران با رویکرد نظریه روانکاوی فروم.سؤالات پژوهش:نمودهای تعالی و تباهی در اشعار نصرت رحمانی باتوجه به رویکرد نظریه روانکاوی فروم چگونه است؟نمودهای تعالی و تباهی در نقاشی معاصر ایران باتوجه به رویکرد نظریه روانکاوی فروم چگونه است؟
بررسی انتساب زمان و مکان تولید کاشی رومیزی محفوظ در موزه ملی کاشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تنوع تولیدات سفال و کاشی در مواردی با کاربرد های جدید و غیرمعمول برای آن ها همراه می شود. استفاده از قطعات بزرگ کاشی به عنوان صفحه میز را می توان یکی از این موارد برشمرد. کاشی رومیزی هشت گوش محفوظ در موزه ملی کاشان که به دوره قاجار منسوب شده است، مورد توجه پژوهش حاضر قرار دارد. این تحقیق در تلاش است تا با توجه به ویژگی های ظاهری این اثر و اطلاعات تاریخی موجود در خصوص نمونه های مشابه آن از دوره قاجار و هم چنین بررسی تولیدات سفال در یک سده اخیر، اطلاعات مرتبط با این کاشی را با ارائه شواهد و اسناد، کامل تر نماید. پرسش اصلی پژوهش از این قرار است: این کاشی رومیزی در چه زمانی و در کدام شهر تولید شده است؟ در این تحقیق که به روش تاریخی تحلیلی انجام پذیرفته، از مطالعات کتابخانه ای و میدانی برای گردآوری داده ها استفاده شده است. کاشی رومیزی موردمطالعه، از نظر فرم و مضمون شباهتی با نمونه های غالباً مدوّر دوره قاجار ندارد. نمونه های مشابه دورنماسازی مرکزی این اثر در برخی از کاشی های دیواری دوره قاجار دیده می شوند، پالت رنگی و کاربرد شیوه زیرلعابی در این کاشی نیز به آثار قاجاری شباهت دارد و احتمالاً به همین دلیل در دسته آثار این دوره جای گرفته است. تکرار عبارت «صنایع قدیمه» در لچکی های به کار رفته در تزئین این کاشی، کلید تشخیص دوره و مکان تولید آن است. با جست وجوی این رقم در سایر تولیدات کاشی، به نمونه هایی از دوره پهلوی دست یافتیم که جملگی محصول کارگاه کاشی سازی مجموعه صنایع قدیمه بودند. بخشی از کاشی های این کارگاه، به طور سفارشی برای دربار و ادارات دولتی تولید می شدند. نتایج تحقیق نشان می دهد که این کاشی رومیزی ازجمله تولیدات سفال دوره پهلوی در کارگاه کاشی سازی صنایع قدیمه است که به دلیل شباهت ظاهری آن با برخی تولیدات زیرلعابی سفال قاجار، در گروه نادرستی جای گرفته است.
تاب آوری محوطه های میراث جهانی پارسه پاسارگاد در برابر بحران های زیست محیطی با استفاده از خلاقیت و دانش سنتی هخامنشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۷)
5 - 40
حوزههای تخصصی:
خشکسالی و برداشت بی رویه آب نتیجه سیاست های چند دهه گذشته در اراضی کشاورزی دشت های مرودشت و پاسارگاد باعث ایجاد ترک ها، فروچاله و اسفنجی شدن بافت خاک و نهایتاً نشست سطح عمومی دشت شده است. این عوارض تهدیدی آشکار برای منطقه تاریخی و محوطه های ارزشمند جهانی به شمار می رود. امروزه رجوع به خلاقیت های به کاررفته برای مهار یا چیرگی بر تأثیرات مخرب محیط طبیعی، می تواند الگویی جهت برون رفت از بحران های منطقه باشد. هدف اصلی این تحقیق، شناخت خلاقیت و دانش سنتی در دوره هخامنشی به منظور چیرگی بر بحران های زیست محیطی است و پرسش اساسی این است که، مهندسی و دانش سنتی استفاده شده در این دوره چه نقشی در مدیریت بحران هایی هم چون سیل و زلزله برعهده داشته است؟ به طورکلی تأمین منابع پایدار آب در منطقه پارسه-پاسارگاد به عنوان یکی از مهم ترین بخش های شاهنشاهی هخامنشی، اهمیت فراوان داشته است. در این مناطق موضوع توسعه کشاورزی به ارتقاء نظام های آبیاری جهت تأمین آب زمین های زیر کشت وابسته بوده است؛ بنابراین طراحان و مهندسان دوره هخامنشی جهت مدیریت خشکسالی که از بحران های همیشگی مناطق نیمه خشک ایران بوده است و هم چنین چیرگی بر چالش سیلاب های گاه و بی گاه فصلی، به طراحی و اجرای یک سیستم گسترده کنترل، ذخیره سازی و انتقال آب در گستره دشت های پاسارگاد و مرودشت نموده اند. امروزه شناخت یکپارچه سامانه های آبی در شکل گیری و توسعه مناطق در دوران باستان می تواند ریشه های تاب آوری میراث را در گذر زمان نشان دهد که حاوی درس های بزرگی است. هم چنین با توجه به لرزه خیزی منطقه، استفاده از مهندسی مناسب در مراحل انتخاب، انتقال و اجرای مصالح و ازجمله بهره گیری از قطعات بزرگ سنگ در معماری، چندلایه بودن سنگ ها در پی و کف بنا و تقویت ظرفیت باربری بستر بناها، ازجمله خلاقیت ها در افزایش پایداری بناها بوده است. پژوه ش حاضر، براساس بررسی های میدانی و مطالعه اسناد و مدارک تاریخی مرتبط به انجام رسیده است. هم چنین با انجام تحلیل های لازم تلاش شده است نقش مهندسی در دوره هخامنشی در چیرگی بر ناملایمات زیست محیطی تبیین گردد. نتایج تحقیق نشان می دهد شناخت دانش فنی گذشته و به کارگیری مجدد آن نه تنها می تواند هم زیستی انسان را با محیط طبیعی و مخاطرات آن ترمیم نموده و به آن تداوم بخشد، بلکه راهکارهای مناسبی برای حفاظت از محتوای منابع میراث در اختیار قرار دهد که تضمین کننده اصالت آن خواهد بود
سنجش و ارزیابی شاخص های شهر هوشمند در شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه، گسترش و توسعه سریع شهرنشینی همراه افزایش انواع آلودگی های محیطی و تخریب محیط زیست، استفاده نادرست از زمین و ایجاد ساختارهای نامناسب در عرصه های مختلف زندگی موجب شده است تا توجه به شهر هوشمند به عنوان راهکاری بی بدیل در جهت حل معضلات شهری مورد توجه ویژه مدیران و برنامه ریزان قرار گیرد. هدف: ارزیابی و رتبه بندی مناطق شهر ارومیه بر اساس شاخص های شهر هوشمند هدف اصلی این پژوهش می باشد. روش شناسی تحقیق: به لحاظ هدف، از نوع کاربردی و به لحاظ ماهیت از نوع توصیفی- تحلیلی است. شاخص های مورد استفاده در این پژوهش شامل جابجایی هوشمند، اقتصاد هوشمند، محیط هوشمند، حکمروایی هوشمند، زندگی هوشمند و شهروند هوشمند با استفاده از مطالعات کتابخانه ای شناسایی و تعریف عملیاتی شد. از طریق روش میدانی و ابزار پرسشنامه به صورت الکترونیکی تحت وب با جامعه آماری 410 نفر تکمیل گردید. ضریب پایایی پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرونباخ 919/0 محاسبه گردید. وضعیت و اولویت هریک از شاخص های شهر هوشمند بر اساس آزمون های تی تک نمونه ای، رگرسیون تک متغیره و مدل تصمیم گیری چندمعیاره ویکور تجزیه و تحلیل شد. قلمرو جغرافیایی پژوهش: مناطق پنج گانه شهر ارومیه قلمرو جغرافیایی این پژوهش می باشد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که به ترتیب شاخص های شهروند هوشمند، اقتصاد هوشمند، زندگی هوشمند، حکمرانی هوشمند و جابجایی هوشمند بالاتر از میانگین و شاخص محیط هوشمند پایین تر از میانگین هستند. همچنین تفاوت آشکاری بین مناطق شهر ارومیه از لحاظ برخورداری از شاخص های شهر هوشمند وجود دارد، در این بین مناطق 5 و 1 از وضعیت مطلوب تر و منطقه 2 وضعیت نامطلوب تری را دارا می باشند. نتایج: با توجه به ضرورت امر و یافته های تحقیق حاضر، باید در کلیه مناطق شهر ارومیه بویژه در منطقه 2 زمینه های زیرساختی برای ایجاد و گسترش شبکه های ارتباطی و تکنولوژیکی فراهم شود.
Revisiting the concept of contentment with the aim of optimizing space in the architecture (Case study: the contemporary and old architecture of Isfahan)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Architecture and Urban Development, Volume ۱۴, Issue ۳ - Serial Number ۵۳, Summer ۲۰۲۴
91 - 101
حوزههای تخصصی:
Optimization is a prevalent topic in today's scientific forums, and the field of architecture is no exception. Optimization in architecture aims to optimize available resources and reduce construction costs. What makes it necessary to address this issue in the current situation is the widespread use of inefficient patterns in the design, implementation, or operation of modern buildings, which leads to waste resources. The present study examines architectural samples in Isfahan, referring to the Iranian-Islamic concept of "Ghana'at," which conveys the concept of "satisfaction with less." By extracting instances of contentment in the use of space, the research aims to define effective strategies for optimization in the architectural process. So, this research has been conducted in three steps: Brainstorming sessions to identify instances of optimization in architectural samples, categorization of similar topics to explain effective strategies for optimization using Maxqda software, and finally, prioritization of the solutions based on the opinions of 30 experts in architecture and urban planning who are active in the construction industry in Isfahan through pairwise comparison of criteria. As a result, 15 solutions for optimal use of space in the architectural process were introduced in the form of 5 strategies: "efficiency," "multifunctionality," "environmental friendliness," "self-sufficiency," and "recyclability." The most effective solutions under each strategy were identified as "build as required," dimensional adaptability of architectural spaces," "preventing ground destruction in the construction process," "fixing Unfavorable dimensions and angles with the help of architectural elements," and "developability of the building."
تأثیر تحولات سیاسی- اجتماعی بر تعریف خود و دیگری در اشعار و نقاشی های نمادین نیما یوشیج (بر پایه نظریه باختین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
374 - 386
حوزههای تخصصی:
در عصر مشروطه گسترش مراودات فرهنگی با کشورهای اروپایی از یک سو، و تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی در سطح جامعه از سوی دیگر، موجب آشنایی بیشتر ایرانیان با ادبیات مدرن روز جهان شد و به تبع آن ادبیات فارسی به ویژه در شعر، چه در محتوا و مضمون، و چه در شکل و فرم دچار دگرگونی اساسی گردید. اگرچه تغییر در مضمون و محتوا و واردشدن مضامین تازه ای مانند: زن، آزادی، مساوات و برابری؛ هم نوایی شعر با اتفاقات سیاسی اجتماعی قبل از نیما صورت گرفت اما قالب شکنی شعر سنتی و جریان سازی و ابداع و خلق شعر نو یا شعر نیمایی با نیما یوشیج بود. نیما ارزش های عام انسانی را اصل قرار می دهد و با زبان رمزگونه خود گفت وگومحوری را در شعرهایش به ویژه شعرهای بلندی مانند: خانه ی سریویلی، خانواده سرباز، مانلی، و پی دار و چوپان به تصویر می کشد. ازآنجاکه میخاییل باختین و اندیشمند و نظریه پرداز روس اولین بار نظریه چندصدایی و گفت وگومندی را در مقابل تک صدایی مطرح کرد، این پژوهش بر آن است که تأثیر تحولات سیاسی و اجتماعی ایران را بر تعریف «خود و دیگری» در زبان نمادین شعار نیما و نقاشی از آثار او با تکیه بر نظریه گفتوگومندی میخاییل باختین مورد تحلیل و بررسی قرار دهد.اهداف پژوهش:بررسی تأثیر تغییر و تحولات سیاسی اجتماعی بر تعریف «خود و دیگری» در اشعار نمادین نیما یوشیج.بررسی تصویرگری نمادین از اشعار نیما یوشیج.سؤالات پژوهش:تأثیر تغییر و تحولات سیاسی اجتماعی بر تعریف «خود و دیگری» در اشعار نیما یوشیج چگونه می باشد؟اشعار نمادین نیما یوشیج چه بازتابی در نقاشی های نمادین یافته است؟
بررسی تأثیر حکمت اشراق برتجلی عناصر زیبایی شناسی معماری مساجد دوره صفویه با روش پانوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۵
32 - 48
حوزههای تخصصی:
کاوش و یافتن عوامل مؤثر بر این جاودانگی بصری مسجد علاوه بر اینکه موجب شناخت عمیق تر بنا و جهت فکری سازندگان آن است، بلکه از استعارات و نشانه های به کار رفته در آن ها پرده برمی دارد و می تواند در خلق کیفیت متفاوت فضا و مکان هایی که در حال حاضر ساخته می شوند مؤثر باشد. مسجد به عنوان مکانی که قرار است موجبات تعالی روح آدمی و تقرب به خدا را فراهم آورد می بایست منطبق بر حکمت دینی، و به وجود آورنده تعلق فردی و اجتماعی در افراد یک جامعه باشد. در این مطالعه با استفاده از روش نشانه شناسی لایه ای پانوفسکی سعی در به تصویر کشیدن پیوند میان فلسفه و تعالی روح انسان با آثار معماری عصر صفویه به خصوص مساجد شده است. در روند مطالعه به تحلیل عناصر معماری مساجد امام و شیخ لطف الله و مقایسه تطبیقی با حکمت اشراق با روش پانوفسکی پرداخته شده است. چنین نتیجه گرفته شد که اصول بنیادین طراحی معماری مساجد صفوی در اصفهان براساس عرفان و حکمت و بستر فرهنگی آن دوره ازجمله مهم ترین آن حکمت اشراق سهروردی به طور غیرمستقیم با ظرافت هایی هنرمندانه دیده می شود.اهداف پژوهش:ارتقای کارآمدی هویت معنا و حس مکان در طراحی مساجد معاصر.نگرش مفهومی به معماری در جایگاه پاسخی به معضلات معماری معاصر به روش زیبایی شناسی پانوفسکیسؤالات پژوهش:چه ارتباطی میان حکمت اشراق و تعالی معماری مساجد صفوی اصفهان می توان جست؟چگونه می توان از منظر بررسی حکمت و فلسفه برای معماری و معضلات معاصر آن چاره جویی کرد؟
تحلیل نگاره «معراج پیامبر (ص)» از خمسه طهماسبی با نگاهی دینی و سیاسی به شیوه آیکونولوژی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۲)
213 - 232
حوزههای تخصصی:
نگاره «معراج پیامبر (ص)» اثر سلطان محمد متعلق به نسخه خمسه طهماسبی از تبریز در دوره صفوی است که در زمان شاه سلیمان توسط محمد زمان مرمت شده و یکی از آثاری است که نگارگر به عنوان مؤلف اثر هنری، معنای افزوده ای از اثر را به وجود آورده است. نکتهٔ قابل توجه در این نگاره، فرشته ای است که در حین نگاه توأم با لبخند به مخاطب اثر، در حال حرکت به سمت پیامبر (ص) و اهدای تاج به تصویر کشیده شده، گویی نگارگر دیدگاه خویش را در اثر نمایان کرده است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی معنای لایه های پنهانی، نگاره موردنظر را با شیوهٔ آیکونولوژی پانوفسکی تحلیل کرده و در پی پاسخ به این پرسش است که چه لایه های معنایی پنهانی در نگاره «معراج پیامبر (ص)» وجود دارد؟ نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد عوامل فرهنگی و سنت های اجتماعی دوران صفوی و عناصر بصری رایج در نگارگری این زمان، در پوشش و احوال شخصیت های موجود در نگاره تاثیرگذار بوده اند و از طرفی نگارگر تحت تأثیر فضای معنوی و اجتماعی حاکم بر دورهٔ صفوی دست به خلق اثر زده است. درحقیقت این نگاره برخاسته از دیدگاه های معنوی و دینی زمان خلق اثر توسط سلطان محمد و دیدگاه های سیاسی و اجتماعی زمان مرمت اثر توسط محمد زمان بوده است. سلطان محمد متأثر از نگرش عرفانی، دست به خلق این اثر زده است. از طرفی هم محمد زمان مرمت گر اثر نیز باتوجه به شرایط سیاسی و اجتماعی آشفته حاکم بر زمان حکومت شاه سلیمان صفوی به صورت باطنی و غیرمستقیم با توجه به سیرت پیامبر، ایشان را الگوی حکومت داری دینی دانسته و نارضایتی خویش را از دوره تاریخیِ صفوی به مخاطب اثر القاء می کند. در نتیجه شاه سلیمان را لایق حکومت داری ندانسته است.
بازخوانی چالش های ناپایداری در برنامه ریزی شهری کلانشهر تهران از دیدگاه واقعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
۱۲۴-۱۰۵
حوزههای تخصصی:
اهداف: رشد جمعیت شهرهای بزرگ ایران و عدم توجه به اصول مدیریتی در برنامه ریزی شهری در سال های اخیر مسایل زیادی را برای شهروندان و برنامه ریزان بوجود آورده است که شهرها را به سمت ناپایداری سوق می دهند. تهران به عنوان پایتخت ایران با مشکلات شهری فراوان مواجه است و این عوامل، ادامه حیات این شهر را با چالش های جدی مواجه خواهد ساخت. شناسایی شاخص های پایداری توسط مقاله های بسیاری ارزیابی شده اند ولیکن به شاخص های ناپایداری که به چالش های ناپایداری در برنامه ریزی شهری دامن می زنند کم تر توجه شده است؛ درهمین راستا هدف تحقیق حاضر شناسایی چالش های ناپایداری در برنامه ریزی شهری کلانشهر تهران می باشد. روش ها: این پژوهش با روش بازخوانی شاخص های مرتبط با پایداری شهری به ارزیابی شاخص های ناپایداری در برنامه ریزی شهری از دیدگاه واقعی پرداخته است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند عمده شاخص های ناپایدار برنامه ریزی شهری در سه شاخص اقتصادی، اجتماعی و محیط زیستی خلاصه شده اند. در شاخص اقتصادی مولفه های ناپایدار در برنامه ریزی شامل عدم قطعیت در سیاست های اقتصادی، قیمت مسکن، مسکن غیراستاندارد، درآمد، اشتغال، بیکاری، هزینه زندگی و زنان سرپرست خانوار؛ در شاخص محیط زیستی شامل تغیییرات آب وهوایی، جزیره گرمایی، سیل، مدیریت حمل ونقل، امنیت انرژی، آلودگی صوتی وهوا، ترافیک شهری، کیفیت و کمیت آب، کیفیت دفع زباله، زیرساخت سبز شهری، محیط زیست به عنوان مساله تجملی و تغییر رویکرد به محیط زیست با تغییر افراد؛ و در شاخص اجتماعی شامل تعامل اجتماعی، دسترسی به امکانات وخدمات، آسیب های اجتماعی، احساس هویت و تعلق خاطر، روابط همسایگی، تفکیک اجتماعی، مشارکت مردم در امور شهر و امنیت ورفاه می باشند. نتیجه گیری: برای حفظ پایداری برنامه ریزی شهری، اجرای سیستم اطلاعات زمین شهری و اعمال گزینه های توسعه فعال برای کلانشهر تهران توصیه می شوند.
ارزیابی تأثیر معماری بیمارستان در کاهش اضطراب بیماران (نمونه موردی: بیمارستان اعصاب و روان ایثار اردبیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
33 - 46
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، میزان تاثیر معماری فضاهای داخلی بیمارستان بر بهبود اضطراب بیماران بخش اعصاب و روان بررسی شد. جامعه آماری تمام بیماران مرد (جانباز-غیرجانباز) بستری در بیمارستان اعصاب و روان ایثار اردبیل است که 50 نفر از آن به روش نمونه گیری در دسترس طی بهار 1400 انتخاب شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل رگرسیون خطی چندگانه انجام شد. متغیرهای مستقل شامل 10 شاخص کالبدی معماری اتاق های بیماران و متغیرهای وابسته میزان کاهش اضطراب بیماران است. متغیرهای مستقل توسط کارشناسان معماری ارزیابی شدند و برای محاسبه مقدار اضطراب بیماران از پرسش نامه استاندارد 21 سوالی DASS-21 استفاده شد. یافته ها نشان داد از بین 10 شاخص کالبدی مورد مطالعه شش عامل بر میزان کاهش اضطراب تاثیر معنی داری داشتند. در مورد کاهش اضطراب ، "نور مصنوعی"، "چشم انداز بیرونی"، " فاصله تا سرویس بهداشتی"، " نور طبیعی" ، "کنترل صداهای مزاحم" و " مصالح و رنگ دیوارها" به ترتیب بیشترین تاثیرگذاری را داشتند. هم چنین، میزان تاثیر عوامل کالبدی بر بیماران جانباز بیشتر از بیماران غیرجانباز بود. بهره مندی از یافته های این مقاله می تواند در طرحی فضاهای بیمارستانی برای بیماران بخش اعصاب و روان و به ویژه برای جانبازان راهگشای معماران باشد.
سبک سازی در معماری ایران از راهکار سازه ای تا ترکیب با فضای معماری با تأکید بر گنبد سلطانیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اثر دوره ۴۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۷)
131 - 160
حوزههای تخصصی:
معماران ایرانی برای پایدارسازی سازه های تاریخی، به جای افزودن پیچیدگی، به کاهش وزن و سبک سازی بنا می پرداختند. زیبایی ظاهری نیز برای آنان اهمیت داشت و در این راستا، راهکارهایی ابداع می کردند که علاوه بر کاهش وزن، زیبایی و کارایی سازه را هم حفظ کنند، و سبک سازی در معماری ایران ابتدا یک راهکار سازه ای ساده بود؛ ولی در ادامه معماران توانستند این راهکار سازه ای با راهکارهای معمارانه ترکیب کنند و در عین سبک سازی، فضاهای زیبای معماری خلق کنند و مقبره محمد خدابنده در سلطانیه به عنوان بزرگ ترین بنای آرامگاهی دوران اسلامی ایران عالم یکی از سازه های پیچیده ای می باشد که فنون سبک سازی ترکیبی مانند: صندوقه کردن، کنوبندی، قید کردن در آن به کار رفته است. به نظر می رسد این راهکار ترکیبی سازه و معماری می تواند یکی از مؤثرترین عوامل پایداری گنبد سلطانیه محسوب شود. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است؛ راهکارهای سبک سازی در سازه های تاریخی از یک راهکار ساده سازه ای تا ترکیب سازه با معماری برای زیبای در عین توجه به الزامات سازه ای در معماری ایران چگونه بود و در گنبد سلطانیه این موارد چطور کاربست یافته است؟ این تحقیق از لحاظ هدف از تحقیق های بنیادی می باشد که به روش توصیفی-تحلیلی کار شده است و جمع آوری اطلاعات و داده های آن ازطریق مطالعات کتابخانه ای در حوزه سبک سازی و انواع آن با به همراه پیمایش های میدانی در نمونه مطالعاتی بود و نتایج تحقیق نشان داد استفاده از فنونی چون کم شدن ضخامت از پاکار تا رأس گنبد، استفاده از گنبد دو پوسته و هم چنین وجود ایوان های داخلی و خارجی، موجب کاهش وزن سازه در کنار ایجاد فضاهای معماری منحصربه فرد می باشد.
محیط های شهری چه نقشی بر سلامت روان شهروندان دارند؟ درس آموزی از مطالعات انجام شده در ایران
منبع:
مطالعات طراحی شهری ایران دوره ۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
257 - 284
حوزههای تخصصی:
شناخت و دستیابی به درک عمیق تری از محیط های شهری به مثابه اجزاء تشکیل دهنده ساختار یک شهر در تطبیق با اثرات روانشناسانه می تواند به خلق فضاهای شهری با کیفیت محیطی مطلوب منجر شود و بخش مهمی از سلامت روان شهروندان در گرو همین برخوردهای محیطی شکل می گیرد. به نظر می رسد نگاهی عمیق به مطالعات انجام شده با انجام یک مرور نظام یافته تا حدود زیادی ادبیات موضوع داخلی در این حوزه را منسجم ساخته و ادامه مسیر آن را روشن نماید. پژوهش پیش رو با هدف مرور پژوهش های مرتبط داخلی در حوزه محیط های شهری و سلامت روان در زمینه مطالعات شهری مبتنی بر روش مرور سیستماتیک و تحلیل محتوای کمی و کیفی انجام شده است. پس از بررسی پژوهش ها در پایگاه های علمی داده مرتبط با زمینه مطالعات شهری و حذف و پایش مقالات طی فرآیند پریزما، تعداد ۴۳ پژوهش انتخاب شدند و محتوای تمامی آن ها در زمینه های زمان انتشار، نشریه، خاستگاه مطالعاتی، نوع مقیاس فضای مطالعاتی، روش و رویکرد انجام پژوهش، واژگان کلیدی، تمرکز اهداف مطالعاتی و یافته های پژوهشی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهند؛ در گذر زمان نگرانی ها نسبت به موضوع سلامت روان در ارتباط با محیط های شهری افزایش یافته است و ضعف استفاده از روش و ابزارهای تکراری در پژوهش های داخلی مشهود است؛ بنابراین کاربست تلفیقی رویکردهای کمی-کیفی می توانند در حوزه ادبیات موضوعی نتایج کارآمدتری در پی داشته باشند. یافته های کیفی نیز بیانگر این است که اهداف پژوهش های منتخب عمدتاً متمرکز بر مقوله مطالعاتی ابعاد و کیفیت محیطی، منظر سبز شهری و مولفه های کالبدی-فضایی در ارتباط با سلامت روان اند. سلامت روان افراد متأثر از دو جنبه محیطی (ابعاد کالبدی، اجتماعی، عملکردی، ادراکی-بصری، زیست محیطی، دسترسی، ایمنی و امنیت و اقتصادی) و فردی است و در این میان بعد ادراکی-بصری پس از مؤلفه فردی بیشترین تنوع شاخص ها را در پژوهش ها داشته است.
تجلی و تحلیل کارکردهای فرهنگی - اجتماعی هنرهای صناعی ایران در قاب دوربین دورهٔ قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای صناعی ایران سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۲)
133 - 156
حوزههای تخصصی:
هنرهای صناعی به عنوان یکی از مؤلفه های اصلی هویت فرهنگی ایران، همپای دیگر تحولات دورهٔ قاجار دگرگونی ها و کارکردهای متفاوتی پذیرفتند. در همین دوره پدیده نوظهور عکاسی با ورود به ایران به بستری مناسب برای نمایش ویژگی های فرهنگی - اجتماعی، زیستی و به ویژه هنر بدل شد. به همین سبب عکاسی با ماهیت ویژهٔ خود در ثبت و انتقال رویدادها و مفاهیم از بهترین روش های مطالعه و بررسی وضعیت و کارکردهای هنرهای صناعی در دورهٔ قاجار محسوب می شود. ضرورت پژوهش حاضر در تحلیل و بررسی کارکردهای بصری و محتوایی هنرهای صناعی به عنوان یکی از اصلی ترین مؤلفه های فرهنگ و هنر ایران در عکس های دورهٔ قاجار است. هدف این پژوهش، مطالعهٔ هنرهای صناعی موجود در عکس های دورهٔ قاجار و واکاوی جنبه های بصری و کارکردهای فرهنگی - اجتماعی آن هاست. روش انجام پژوهش توصیفی- تحلیلی و گردآوری داده ها به شیوهٔ کتابخانه ای و اسنادی است. گزینش عکس ها به صورت انتخابی و از منابع گوناگون و در دسترس صورت گرفته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که هنرهای صناعی در چیدمان صحنهٔ عکاسی قاجار علاوه بر کارکردهای بصری مبتنی بر سنت تصویری ویژهٔ ایرانیان و جنبه های تزئیناتی، از کارکردهای فرهنگی - اجتماعی نیز برخوردار هستند: هویت بخشی ایرانی به عکس ها و کاربست عکاسی به مثابه رسانه ای فرهنگ ساز، ایجاد نزدیکی با سلیقهٔ عمومی جامعه و بهبود ارتباط مردم با پدیدهٔ نوظهور عکاسی، بهبود شناخت جامعهٔ جهانی از فرهنگ و هنر ایران از طریق انتقال عکس ها به اروپا، افزایش توجه حکمرانان و مردم عادی به هنرهای صناعی با ارزش گذاری بیش تر بر آثار صنایع دستی، تاثیرگذاری بر جنبش های هنری روز دنیا و در نهایت نقش آفرینی در انتقال مفاهیم و بازنمایی هویت و جایگاه طبقات مختلف جامعه در دورهٔ قاجار، در زمره مهم ترین کارکردهای فرهنگی - اجتماعی کاربست هنرهای صناعی در عکاسی دورهٔ قاجار به شمار می آیند.
بررسی روند تولیدات علمی و ترسیم نقشه دانش حوزه فرش دستباف برمبنای داده های پایگاه اسکوپوس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۵)
141 - 152
حوزههای تخصصی:
ترسیم ساختار علم و نقشه دانش برای رشته های علمی مختلف و پیگیری روند آخرین تغییرات آن ها موضوع مورد توجه محققین و متخصصین علم سنجی است و متون علمی زیربنای اصلی آن محسوب می شود. بررسی و تحلیل ساختار علمی و روند انتشار مقالات در حوزه های علمی مختلف، دیدگاه مناسب و جامعی از تلاش محققین در حوزه های دانشی ارائه نموده و می تواند باعث آگاهی بیشتر پژوهشگران از وضعیت پژوهش های انجام شده و نیز کشف شکاف های موضوعی تحقیقات علمی شود.هدف از پژوهش حاضر ارائه تصویری جامع و منسجم از بروندادهای علمی در حوزه فرش دستباف بر اساس اسناد علمی نمایه شده در پایگاه اسکوپوس است. در راستای هدف تحقیق تعداد 1231 سند علمی با موضوع فرش دستباف طی سال های 1969 تا 2023 میلادی از پایگاه اسکوپوس به عنوان داده های ورودی نرم افزار VOSviewer استخراج شد. این اسناد علمی از نظر روند تولیدات پژوهشی، نقشه دانشی، شبکه هم واژگانی و شبکه هم تألیفی پژوهش های فرش دستباف مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت.برای انجام این پژوهش ابتدا داده ها از پایگاه علمی اسکوپوس استخراج شد. در ادامه مراحل داده آمایی انجام و بر پایه اهداف تحقیق داده ها با بهره مندی از الگوریتم های مبتنی بر تحلیل شبکه در نرم افزار تحلیل و ارزیابی شد. نتایج نشان داد تولیدات علمی در حوزه فرش دستباف بطور فزاینده ای درحال توسعه است. پرتولیدترین موضوعات در حوزه فرش دستباف در علوم مدیریت، بازرگانی، مواد و مهندسی نسبت به سایر علوم بیشتر بوده است. در شبکه هم تألیفی کشورها، ایالات متحده آمریکا با داشتن تعداد146 مقاله علمی و تعداد 3181 استناد قوی ترین پیوند را در بین کشورهای مختلف تشکیل داده است. همچنین مؤسسه فناوری جورجیا آمریکا و دانشگاه امیرکبیر از مهمترین مراکز پژوهشگری فعال در حوزه فرش دستباف می باشند. تحلیل هم رخدادی واژگان پنج خوشه پژوهشی با جریان ها و پیوندهای تولید فرش، صنعت فرش، قالی، بافندگی و صنعت نساجی مرتبط با فرش دستباف را آشکار کرد که دارای گره های بزرگتر و تجسم چگالی بیشتری بوده اند. نقشه ها نشان دادند مطالعات از انسجام شبکه ای مطلوبی برخوردار بوده و تجزیه و تحلیل و بررسی محتوای اسناد علمی می تواند به درک بهتر جریان های فکری در این حوزه کمک کرده و به عنوان یک نقشه راه در مسیر مطالعات حوزه فرش دستباف در آینده مؤثر واقع شود.
مقایسه نحوه شکست طرح زندگی دو شخصیت محوری فیلم هامون اثر داریوش مهرجویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هامون اثر کارگردان ایرانی، داریوش مهرجویی است. او از جمله هنرمندان مؤلف در سینمای ایران و از چهره های موج نوی این سینما به شمار می رود. مهرجویی دانش آموخته رشته فلسفه و همچنین دل مشغول تصویر بود. فیلم هامون که از جمله آثار قابل توجه او است، می تواند از وجوه مختلفی مورد تأمل و مداقه قرار گیرد. این اثر که به صورت فیلمی رئالیستی و در بخش هایی سورئالیستی به نمایش درمی آید؛ روایتِ اندیشه های خاصِ زوجی است که علی رغم بلندپروازی های اندیشمندانه و هنرمندانه، به دلیلِ سختی و صلبیِ جهانِ پیش رویشان با شکست و ناکامی دردناکی در طرح زندگی مواجه می شوند. هامون درگیر جهان توسعه تکنیکی و تبلیغی می شود و علی رغم باور خویش تبدیل به ماشین تبلیغ جهانِ مبتنی بر توسعه یا مدرنیزاسیون می گردد. مهشید هم با وجود دل بستگی به هنر و فرهنگ در دام جهان مصرف گرایی می افتد. در این اثر همچنین شاهد شخصیت های دیگری چون روانشناس، دوستان، همکاران، اقوام و وابستگان هامون و مهشید هستیم که در تبدیل شخصیت مطلوب مورد نظرشان به آنچه دوست نداشتند، موثر هستند. هدف این پژوهش آن است تا با تکیه بر روش نشانه شناسی، در دو محور هم نشینی و جانشینی، ضمن مقایسه دو طرح متفاوت زندگی هامون و مهشید، نحوه شکست هامونِ اندیشه مدار و مهشیدِ هنرگرا را نشان دهد و تبیین نماید که علی رغم تفاوت دو افق متفاوت، آن دو چگونه با ناکامی مواجه می شوند. این نوشتار به این نتیجه منتج می شود که در جامعه ای توسعه گرا، تکنیک مدار و مصرفی، هامون و مهشید، به منزله سوژه هایی به انقیاد در می آیند و در هژمونی مسلط گرفتار می شوند و طرح و نحوه سلوک فکری و هنری شان در هم شکسته می شود.
مدل یابی جریان هوای داخل حیاط مرکزی تحت تاثیر تغییرات عوامل کالبدی در خانه های سنتی اقلیم گرم و خشک یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
69 - 84
حوزههای تخصصی:
در خانه های سنتی یزد، حیاط مرکزی نقش مهمی در تهویه طبیعی و جریان هوا دارد که با بررسی این جریان تحت تاثیر ساختار کالبدی، معیارهایی برای طراحی های جدید در این اقلیم استخراج گردید. این پژوهش به بررسی متغیرهای کالبدی حیاط های مرکزی و الگوی گردش هوا در این خانه ها می پردازد. با استفاده از روش های ترکیبی، تجربی و شبیه سازی، خانه های دارای حیاط مرکزی یزد به عنوان نمونه موردی انتخاب شدند. پس از مشاهدات میدانی، سرعت جریان هوا به عنوان متغیر وابسته اندازه گیری شده، نرم افزار دیزاین بیلدر برای تحلیل داده ها به کار رفته و مداخلاتی در متغیر مستقل (طول حیاط) انجام شد. نتایج نشان می دهد که تغییر طول حیاط بر الگوی گردش هوا و تهویه طبیعی تأثیر دارد. در حیاط خانه گلشن، افزایش طول از ١٧به ٢٠متر، سرعت هوا را ۲۱٪ افزایش می دهد و در خانه لاری ها، افزایش طول از ٢٠به ٢٣متر، سرعت هوا را ۷/۵٪ افزایش می دهد.
تحلیل تطبیقی طرح جلد دو نسخه فارسی و انگلیسی کتاب تصویریِ «بغلم کن» اثر چیرائولو، بر اساس استعاره شناسی فورسویل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فورسویل از زبان شناسانی است که با الهام از نظریه استعاره های مفهومی، دسته بندی متفاوتی را در حوزه استعاره های تصویری ارائه داده است. در دسته بندی وی، استعاره تصویری یا محصول تصویر است یا محصول برهم کنش تصویر با نوشتار. درنتیجه، طرح روی جلد اگر استعاری باشد یا محصول تصویر روی جلد است یا محصول برهم کنش تصویر با عنوان کتاب. پژوهش پیش ِرو می خواهد بررسی کند که مقایسه طرح جلد نسخه زبان اصلی کتاب تصویریِ «بغلم کن» اثر چیرائولو و نسخه بازطراحی شده فارسی آن، بر اساس نوع شناسی فورسویل چه نتایجی را در بر خواهد داشت. مقاله پیش ِرو به سه پرسش پاسخ می دهد: 1- در طرح جلد کتاب های مذکور از چه نوع استعارات و تشبیهاتی استفاده شده است؟ 2- تایپوگرافیِ عنوان چگونه استعارات بصری روی جلد را مفهوم سازی می نماید؟ 3- آرایه های بصریِ طرح جلد نسخه انگلیسی و فارسی اثر چه اشتراکات و تمایزاتی دارند؟ در همین راستا، این پژوهش با به کارگیری روش تحلیلی-تطبیقی، تعامل سازه های طرح روی جلدِ هر کدام را در چهار محور بررسی می کند: 1- تعامل درون تصویری، 2- تعامل تصویر با وجه خوانداری عنوان، 3- تعامل تصویر با وجه تایپوگرافیک عنوان و 4- تعامل درونی دو وجه خوانداری و تایپوگرافیک عنوان. ازآنجا که تصویر روی جلد نسخه زبان اصلی و همچنین معادلِ معناییِ عنوان کتاب همواره در ترجمه فارسی آن پایا می ماند؛ ولی تایپوگرافیِ عنوان، در فرایند ترجمه دچار دگردیسی می شود؛ لذا مقایسه طرح روی جلد این دو کتاب می تواند کارکرد استعاریِ تایپوگرافیِ عنوان را تبیین کند. پژوهش حاضر برای نخستین بار در ایران برای تحلیل استعاره های تصویری-کلامی، نه تنها به وجه خوانداری، بلکه به وجه تایپوگرافیک سازه های کلامی نیز التفات دارد. نتیجه پژوهش پیش ِرو بیانگر این نکته است که به لحاظ نوع شناسی فورسویل، اگرچه تعامل تشبیهی و استعاریِ تصویر با وجه خوانداری عنوان در هر دو طرح جلد هم نوع است؛ رابطه تشبیهی و استعاریِ تصویر با تایپوگرافیِ عنوانِ هر یک از این دو با دیگری هم نوع نیست.
بررسی و ارزیابی مؤلفه های تأثیرگذار در شکل گیری کالبدی و فضایی زیستی خانه های سنتی شهر پاوه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی توسعه شهری و منطقه ای سال ۹ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۹
145 - 185
حوزههای تخصصی:
فضاهای زیستی در هر منطقه، تحت تأثیر خاستگاه های فرهنگی، محیطی، اجتماعی، تاریخی و سیاسی آن منطقه شکل گرفته است. شهر پاوه در شمال استان کرمانشاه دارای خانه های ارزشمند تاریخی است که اکثراً به صورت پلکانی و با توجه به توپوگرافی و شیب زمین ساخته شده اند. این تحقیق باهدف شناخت عناصر کالبدی و فضایی در خانه های سنتی پاوه انجام گرفت. با بررسی این عناصر عواملی که در شکل گیری فرم و عناصر کالبدی و فضایی خانه های سنتی شهر پاوه مؤثرند، شناسایی شدند. روش این پژوهش از طریق مطالعه شرایط موجود و شیوه توصیفی-تحلیلی و ابزار مصاحبه و نیز بررسی اسناد و مدارک؛ مشاهده و نقشه برداری می باشد. جامعه هدف به شکل هدفمند و با روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که فضاهای داخلی خانه های سنتی پاوه دارای چند کاربری مختلف می باشد که دالان، مطبخ، انبار، اتاق، راه پله در یک طبقه یا به صورت دوطبقه در خانه ها وجود دارد، همچنین ویژگی های فرهنگی، اجتماعی، مذهبی، اقتصادی شامل استفاده از مصالح بوم آورد، سلسله مراتب فضایی، تفکیک درست فضاها، ساخت خانه ها در بالا یا کنار یکدیگر و توجه به نکات اقلیمی ازجمله جهت گیری صحیح، کرسی چینی، ابعاد مناسب بازشوها مهم ترین عوامل در شکل گیری کالبد و سازمان فضایی خانه در پاوه است.