مقالات
حوزههای تخصصی:
خشکسالی و برداشت بی رویه آب نتیجه سیاست های چند دهه گذشته در اراضی کشاورزی دشت های مرودشت و پاسارگاد باعث ایجاد ترک ها، فروچاله و اسفنجی شدن بافت خاک و نهایتاً نشست سطح عمومی دشت شده است. این عوارض تهدیدی آشکار برای منطقه تاریخی و محوطه های ارزشمند جهانی به شمار می رود. امروزه رجوع به خلاقیت های به کاررفته برای مهار یا چیرگی بر تأثیرات مخرب محیط طبیعی، می تواند الگویی جهت برون رفت از بحران های منطقه باشد. هدف اصلی این تحقیق، شناخت خلاقیت و دانش سنتی در دوره هخامنشی به منظور چیرگی بر بحران های زیست محیطی است و پرسش اساسی این است که، مهندسی و دانش سنتی استفاده شده در این دوره چه نقشی در مدیریت بحران هایی هم چون سیل و زلزله برعهده داشته است؟ به طورکلی تأمین منابع پایدار آب در منطقه پارسه-پاسارگاد به عنوان یکی از مهم ترین بخش های شاهنشاهی هخامنشی، اهمیت فراوان داشته است. در این مناطق موضوع توسعه کشاورزی به ارتقاء نظام های آبیاری جهت تأمین آب زمین های زیر کشت وابسته بوده است؛ بنابراین طراحان و مهندسان دوره هخامنشی جهت مدیریت خشکسالی که از بحران های همیشگی مناطق نیمه خشک ایران بوده است و هم چنین چیرگی بر چالش سیلاب های گاه و بی گاه فصلی، به طراحی و اجرای یک سیستم گسترده کنترل، ذخیره سازی و انتقال آب در گستره دشت های پاسارگاد و مرودشت نموده اند. امروزه شناخت یکپارچه سامانه های آبی در شکل گیری و توسعه مناطق در دوران باستان می تواند ریشه های تاب آوری میراث را در گذر زمان نشان دهد که حاوی درس های بزرگی است. هم چنین با توجه به لرزه خیزی منطقه، استفاده از مهندسی مناسب در مراحل انتخاب، انتقال و اجرای مصالح و ازجمله بهره گیری از قطعات بزرگ سنگ در معماری، چندلایه بودن سنگ ها در پی و کف بنا و تقویت ظرفیت باربری بستر بناها، ازجمله خلاقیت ها در افزایش پایداری بناها بوده است. پژوه ش حاضر، براساس بررسی های میدانی و مطالعه اسناد و مدارک تاریخی مرتبط به انجام رسیده است. هم چنین با انجام تحلیل های لازم تلاش شده است نقش مهندسی در دوره هخامنشی در چیرگی بر ناملایمات زیست محیطی تبیین گردد. نتایج تحقیق نشان می دهد شناخت دانش فنی گذشته و به کارگیری مجدد آن نه تنها می تواند هم زیستی انسان را با محیط طبیعی و مخاطرات آن ترمیم نموده و به آن تداوم بخشد، بلکه راهکارهای مناسبی برای حفاظت از محتوای منابع میراث در اختیار قرار دهد که تضمین کننده اصالت آن خواهد بود
ارزیابی شواهد منسوب به آتشکده ها و آتشدان ساسانی خطۀ شمال ایران (مازندران و گلستان) با استناد به منابع تاریخی و کاوش های علمی باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره ساسانیان با رس میت یافتن دین زردشت، آتشکده ها به عنوان جلوه بارز تشریفات و آداب دینی، در جامعه نمایان شدند. از آنجاکه آتش در نزد زردشتیان عنصری مقدس بوده، نگهداری از آن شرایط خاصی را اقتضا می کرد، به همین منظور بناهایی به نام آتشکده (چهار تاقی) احداث گردیده است. خطه شمال ایران به دلیل موقعیت استراتژیکی خاص یکی از مناطق ایران بوده که تا دو قرن نخست اسلام مانع نفوذ اعراب به این منطقه شده، به همین دلیل مورخین و جغرافی دانان مسلمان درخصوص این منطقه سکوت کرده اند و این امر سبب شد تا اطلاعات ما در خصوص بناهای مذهبی مردم این منطقه بسیار اندک باشد. هدف از این پژوهش بررسی آثار موجود این منطقه، که در متون تاریخی از آن ها به عنوان آتشکده یاد شده و هم چنین آتشکده هایی که در کاوش های باستان شناسی در این منطقه کشف گردیده است؛ بنابراین در کنار مطالعات اسنادی از روش میدانی برای ثبت، ضبط و توضیح وضعیت کنونی آثار و براساس روش توصیفی-تحلیلی برای شناخت آثار استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد آثار منسوب به آتشکده در این منطقه که در متون تاریخی از آن ها به عنوان آتشکده یادشده است، از نظر نوع پلان و تاریخ ساخت هیچ ارتباطی آتشکده و پایه آتشدان ندارند، ولی تعدادی آتشکده در این منطقه کشف گردید که با مکان هایی که در متون تاریخ ذکرشده از لحاظ موقعیت جغرافیایی کاملاً متفاوت بوده و در هیچ منبع تاریخی از آن ها نام برده نشده است.
بررسی ریشه های نمادین صحنه روایی کشتی نشینان در سفالینۀ مکشوف از نیشابور بر اساس متون تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقوش سفالینه های گلابه ای رنگارنگ نیشابور، به عنوان برجسته ترین جلوه های هنری سده های سوم و چهارم ه جری قمری، برخاسته از باورها و اعتقادات آفرینندگانش و سرشار از مفاهیم نمادینی است که بررسی شان می تواند به درک بهتر نگرش های فرهنگی آن عصر یاری رساند. باوجود پژوهش های متعدد در زمینه بازخوانی و تفسیر این نقوش، برخی از آن ها ازجمله کاسه گلابه ای منقش به صحنه روایی کشتی نشینان در موزه رضا عباسی، هم چنان با ابهام جدی روبه روست. تفاسیر ارائه شده از این صحنه روایی نیز به دلیل نبود مطالعات تطبیقی دقیق، پر ابهام و ناهمگون است؛ از این رو، پژوهش حاضر با رویکرد تاریخی-تحلیلی و تطبیقی، به واکاوی و بازبینی این صحنه روایی می پردازد. نگارندگان به منظور نیل به اهداف پژوهش، برپایه متون تاریخی و شواهد باستان شناسی این پرسش ها را مطرح ساخته اند: صحنه روایی کشتی نشینان برروی این ظرف به چه مفهومی اشاره دارد؟ آیا این صحنه ریشه در اساطیر کهن دارد و ملهم از باورهای اسطوره ایِ دوران مختلف تاریخی است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که مضمون صحنه روایی، با توجه به جایگاه طبقات مختلف اجتماعی، احتمالاً معرف جامعه بازرگانانِ نیشابوری است. روایت کشتی نشینان بیانگر باورهای خرافی مرتبط با نجوم و صور فلکی درمیان این طبقه و ریشه در هراس شان از بلایا و خطرات دریانوردی دارد. درنتیجه این صحنه اشاره ای است به پیوند عمیق میان هنر، اسطوره و دانش نجوم در فرهنگ آن دوره و نه برخاسته از اساطیر پیش از اسلام.
دیرینه شناسی تصویر خورشید با چهرۀ زنانه در آثار هنری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیدایی تصویر خورشید در هنر ایران سابقه ای طولانی دارد. بنا به کارکردهای فرهنگی-آئینی، نقش کردن تصویر خورشید روی آثار هنری و اشیاء و ابنیه مانند بسیاری نقش های دیگر همواره مرسوم بوده است. در این میان، نمود جنسیت در این تصویر درحالی که کمتر عناصر تصویری دیگر در هنر ایران واجد جنسیت بوده اند، وضعیت متفاوت و مسئله مندی برای به تصویر کشیدن نقش خورشید قلمداد شده و ابهام برانگیز است. به گواه آثار هنری موجود در موزه ها و مجموعه های هنری، پیش از دوره قاجار نیز خورشید با چهره ای زنانه به تصویر کشیده می شد، اما تعدد تصویرگری آن بدین شکل، به ویژه در این دوره به اندازه ای است که اصطلاح «خورشید خانم» برای آن متداول شده و این نقش را تبدیل به گفتمانی تصویری-فرهنگی می کند. اهمیت این گفتمان هنری موجب شده تا این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش انجام شود که، این نقش از چه تاریخی در هنر ایران ظاهر شده است. هدف این پژوهش، تعیین نقطه پیدایی یا مبدأ نقش و بازشناسی صورت بندی های گفتمانی پیرامون آن است. داده های موردنیاز از منابع نوشتاری کتابخانه ای و منابع تصویری موجود در موزه ها گردآوری شده و پژوهش به شیوه تاریخی-تحلیلی و با رویکرد دیرینه شناسی فوکو انجام شده است. نتایج نشان می دهد نقش نوع-گونه خورشید با جنسیت زنانه در هنر ایران و فرهنگ های همجوار، به تصویر الهه گان و اساطیر مؤنث پیوند خورده و به طور مشخص می تواند گفتمان تحول یافته نقش مایه خدا-بانوی مادر را تداعی کند.
سبک سازی در معماری ایران از راهکار سازه ای تا ترکیب با فضای معماری با تأکید بر گنبد سلطانیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
معماران ایرانی برای پایدارسازی سازه های تاریخی، به جای افزودن پیچیدگی، به کاهش وزن و سبک سازی بنا می پرداختند. زیبایی ظاهری نیز برای آنان اهمیت داشت و در این راستا، راهکارهایی ابداع می کردند که علاوه بر کاهش وزن، زیبایی و کارایی سازه را هم حفظ کنند، و سبک سازی در معماری ایران ابتدا یک راهکار سازه ای ساده بود؛ ولی در ادامه معماران توانستند این راهکار سازه ای با راهکارهای معمارانه ترکیب کنند و در عین سبک سازی، فضاهای زیبای معماری خلق کنند و مقبره محمد خدابنده در سلطانیه به عنوان بزرگ ترین بنای آرامگاهی دوران اسلامی ایران عالم یکی از سازه های پیچیده ای می باشد که فنون سبک سازی ترکیبی مانند: صندوقه کردن، کنوبندی، قید کردن در آن به کار رفته است. به نظر می رسد این راهکار ترکیبی سازه و معماری می تواند یکی از مؤثرترین عوامل پایداری گنبد سلطانیه محسوب شود. این پژوهش به دنبال پاسخ به این سؤال است؛ راهکارهای سبک سازی در سازه های تاریخی از یک راهکار ساده سازه ای تا ترکیب سازه با معماری برای زیبای در عین توجه به الزامات سازه ای در معماری ایران چگونه بود و در گنبد سلطانیه این موارد چطور کاربست یافته است؟ این تحقیق از لحاظ هدف از تحقیق های بنیادی می باشد که به روش توصیفی-تحلیلی کار شده است و جمع آوری اطلاعات و داده های آن ازطریق مطالعات کتابخانه ای در حوزه سبک سازی و انواع آن با به همراه پیمایش های میدانی در نمونه مطالعاتی بود و نتایج تحقیق نشان داد استفاده از فنونی چون کم شدن ضخامت از پاکار تا رأس گنبد، استفاده از گنبد دو پوسته و هم چنین وجود ایوان های داخلی و خارجی، موجب کاهش وزن سازه در کنار ایجاد فضاهای معماری منحصربه فرد می باشد.
بررسی فناوری های حفاظت لرزه ای در ساختارهای چوبی تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با مرور و مطالعه بر ساختمان های تاریخی که در ساختار بنایی خود با هدف مقاوم سازی در برابر زلزله از عنصر چوب در پی، جرز و پوشش ها بهره جستند، در پی یافتن پاسخ به پرسش های زیر است: 1. ساختمان های تاریخی نمونه از چه فناوری حفاظتی استفاده کرده و چه تمهیداتی در برابر زلزله دارند؟ 2. سیستم های این فناوری چیست، چه ویژگی هایی دارد و آیا کاربردی صرفاً مقاوم سازی داشته اند؟ 3. نمونه های ایران از چه نوع فناوری هستند و تا چه میزان در کاهش خسارات زلزله موفق بوده اند و آیا امروزه نیز از این سیستم ها در معماری بومی استفاده می شود؟ تا بدین طریق بتواند در پژوهش های آتی با محوریت حفظ و توسعه این سیستم ها در آینده به حفاظت لرزه ای ساختمان ها کمک کند. پژوهش حاضر با مطالعه کتابخانه ای به شناسایی این سیستم ها پرداخته و جامعه آماری پژوهش بر سیستم های شناخته شده جهانی و به طور ویژه معماری بومی ایران تمرکز دارد و نوع تحقیق آن توصیفی است. چهار فناوری شناسایی شده مقاوم لرزه ای شامل جداسازی پایه، کلاف های افقی و عمودی و قاب چوبی هستند. چوب در این سیستم ها منحصراً کارایی مقاوم سازی نداشته و عوامل دیگری در انتخاب آن اثرگذار بوده اند. در ایران نیز سیستم های منحصر به فردی از فناوری های مذکور وجود دارد که در مقایسه با ساختمان های اطرافشان که فاقد این فناوری بوده اند، در برابر زلزله نمونه های موفقی محسوب می شوند؛ اما امروزه ناشناخته مانده و روبه فراموشی هستند. این مطالعه می تواند با جمع آوری دانش بومی و ایجاد یک پایگاه اطلاعاتی از سیستم های شناخته شده تاریخی ایران در ایجاد حساسیت جوامع نسبت به حفاظت این سیستم ها مؤثر واقع شود و در پژوهش های آتی بینش های ارزشمندی را درمورد این نوآوری های محلی ارائه دهد. شناسایی و طبقه بندی این نمونه ها به درک سیستم های سنتی ساخت و ساز چوبی و پتانسیل آن ها برای کاربردهای مدرن کمک می کند و بر اهمیت ادغام دانش تاریخی با شیوه های معماری امروزی، بر پایداری آن ها در برابر زمین لرزه تأکید دارد.